روزنامه عصر مردم

روزنامه سیاسی - اجتماعی - فرهنگی صبح ایران

صفحه 11--21خرداد88

 

محمد بهمن بیگی:
اگر اداره امور دست زنان بود، قساوت و بی رحمی را شاهد نبودیم

هنوز در کنارش بود، آرام و مقتدر و با وسواس خاص از استاد مراقبت می کرد. افتخارش این بود که در تمام سفرهای تلخ و شیرین با محمد بهمن بیگی همراه بوده و همیشه در متن زندگی وی حضوری پررنگ داشته است.
نام بهمن بیگی با گوشت و خون کل جامعه عشایری ایران [از پیرانشهر و سبلان گرفته تا ایرانشهر و تفتان، از کوهرنگ بختیاری تا ارتفاعات لرستان و از بیابان های کرمان تا بیستون کرمانشاهان] عجین شده است، اما این انس و الفت در جسم و جان سکینه کیانی رنگ و بویی دیگر دارد.
استاد که از خاطراتش می گفت، سکینه شنیده ها را با چاشنی یک لبخند گذرا تکرار و زمزمه می کرد و گاهی هم کلماتی را بر آن می افزود تا یادآور بالندگی هایی باشد که تا ایران و ایرانی هست زبان به زبان و نسل به نسل منتقل خواهد شد و این چنین بود که محمد بهمن بیگی در مقام سکینه کیانی گفت: همسر من قابل ستایش است.
وی در گفتگویی که قرار بود در صفحه ایراندخت روزنامه عصرمردم جای بگیرد در مورد نقش اثرگذار همسرش، سکینه کیانی، در توفیق هایی که به دست آورده تأکید کرد: تجارب عدیده نشان داد که او عملاً زنی است قابل احترام!
بهمن بیگی با یادآوری خاطرات گذشته، از خطرها و فرار و پنهان شدن های مکرر در زندگی اش سخن گفت و افزود: عمر من در اوضاع و احوال عجیب و غریبی گذشت و زندگیمان دچار مشکلات ایلی و شهری بود که در تمام شرایط کارهای همسرم برای نگهداری از من قابل تحسین است.
وی مادرش را نیز به عنوان زنی مقتدر
[فوق العاده]، سخی طبع، فرزند دوست و صاحب سفره معرفی کرد و گفت: مادرم زنی بود که در تمام امور مشارکت می کرد، هیچ گاه در عمرش دروغ نگفت و زیر بار حرف دروغ هم نرفت. او خانه اش را به گونه ای اداره می کرد که حتی رقبا هم مجبور به تحسین می شدند.
وجود این دو زن در زندگی بهمن بیگی در کنار دیدگاهی که وی نسبت به مقام و جایگاه زن داشته موجب شده است وی در حال حاضر در پیامی به جامعه زنان بگوید: اعتقاد من از قدیم [مثل آنکه با تولد من شروع شده باشد] این است که تنها سواد می تواند نجات بخش باشد. این اعتقاد را ادعا نمی کنم و تمام عمرم را در این راه گذاشته ام حتی زمانی که محصل بودم و به ضعیف ترین ها کمک می کردم. در همین رابطه در آخرین کتابم یعنی «طلای شهامت» نوشته ام: «این همه بازیچه جنگی برای بچه ها، این همه خونریزی و از سر انسان مناره ساختن، این همه ظلم و قتل عام و بدبختی فقط در نتیجه بی سوادی و فقدان یا کمبود تعلیم و تربیت است و تعلیم و تربیت از یک موجود دوپایی که روی این کره بدبخت و خاکی زندگی می کند، انسان می سازد، آدم می سازد.»
من طرفدار زن هستم و اعتقادم این است که اگر اداره امور جهان دست زنان بود قطعاً وضع بهتر از حالا می شد و قساوت و بی رحمی کمتر بود.
من مادر را بیشتر از پدر و خواهر را بیشتر از برادر قابل احترام می دانم و معتقدم این جنس، رحیم و شفیق و قابل احترام است، البته چون از نظر بدنی ضعیف تر از شوهر، پدر و برادر بوده همواره کار کوچک و ناشایست به او سپرده شده و مردان اداره امور را خودشان برعهده گرفته اند که به همین دلیل امروز دنیا یک سراب است.
بهمن بیگی از ظلم هایی که نسبت به زنان و دختران عشایر روا داشته می شد سخن گفت و راه هایی را که برای رفع این محرومیت ها به کار گرفته و در آنها توفیق یافته بود را برشمرد. صحنه ورودش به بهداری [پس از شنیدن خبر مرگ یک زائو] و فریاد کشیدن بر سر کارکنان که: «حرف حسابتان چیست و چرا مادرهای عشایر تا این اندازه بدبخت هستند؟» و رو به رو شدن با دختری که به دلیل بی بضاعتی پدرش نمی توانست باسواد شود بخشی از خاطرات تلخ بهمن بیگی بود که با تلاش و پیگیری هایش به آموزش و تربیت تعدادی از دختران جوان عشایر به عنوان ماما و فراهم آوردن امکانات مالی برای آموزش دختران خانواده های بی بضاعت [از بودجه شخصی] منجر گردید.
وی از اجبار یا تشویق کردن دختران و زنان عشایر برای باسواد شدن هم سخن گفت و افزود: اگر در مدرسه ای دانش آموز دختر نمی دیدم دنیا را به هم می زدم و یک بار آن قدر از برگزاری امتحان در مدرسه ای خودداری کردم که بالاخره دختران را در آن راه دادند. حمایت از خانواده درویش علی و راضی کردن آنها برای تحقق خواسته دخترشان [آموزگار شدن]، آوردن ده ها هزار دختر عشایر به مدارس، استخدام نزدیک به یکهزار مادر در فعالیت های آموزشی و تلاش برای راضی کردن مردان ایل نسبت به آموزش زنان و دختران بخش هایی از خدمات استثنایی بهمن بیگی است که از او انسانی مقتدر و محبوب در جامعه عشایری ساخت.
این چنین است که او امروز می گوید: «ظلم مرد به زن بدترین ظلم هاست چون ظلمی است از دوست به دوست، از شوهر به زن، از پدر به دختر و از پسر به مادر!»
وی معتقد است که نوشته هایش را زن های ایل خواندند و تغییر کردند و رفتارش را مردان ایل دیدند و عوض شدند تا جایی که مردان بی اعتنا نسبت به حرمت و آموزش زنان و دختران خود، با التماس درخواست باسواد شدن دخترانشان را مطرح می کردند.
محمد بهمن بیگی در پاسخ به این پرسش که زنان برای نماندن در حاشیه و حضور در متن جامعه در شرایط کنونی باید چه قابلیت هایی را دارا باشند، می گوید: این مربوط به اجتماع است و اجتماع باید به زن اهمیت بدهد، به بیان دیگر زن باید در اجتماع احترام ببیند.
سکینه کیانی بیش از 44 سال است که همراه و همگام با محمد بهمن بیگی در امر آموزش زنان و دختران عشایر و ارتقاء جایگاه این قشر تلاش می کند.
وی معتقد است که باسواد شدن و ادامه این روند تا تحصیلات عالیه موجب شده است مطالبات و توانش های زنان امروز عشایر با گذشته تفاوت های چشمگیری داشته باشد. کیانی به موارد زیادی از دختران کوچ نشین عشایری که در پی بهره مندی از برنامه های آموزشی ارایه شده از سوی بهمن بیگی باسواد شده و در حال حاضر به عنوان وکیل، پزشک و... به جامعه خود خدمت می کنند نیز اشاره کرد.
وی در پیامی خطاب به زنان عشایر [حتی کوچ رو] از آنان درخواست کرد که زمینه ادامه تحصیل دختران کم سواد خود را فراهم کنند و ضمن رفتار توأم با ملایمت با آنها، از اجبار در ازدواج و برنامه ریزی برای آینده آنان جلوگیری کنند و حق انتخاب را برای دختران خود قایل باشند.
کلام آخر:
آنچه در این گفتگو آمد پیامی بود از سوی یک آموزگار از خودگذشته به تمامی زنان جامعه، در آستانه روز زن، تا یادشان باشد که آموزش در ابعاد مختلف نجات بخش این قشر است و برای زن بودن هیچ نیازی نیست که اعضای این گروه مردانه رفتار کنند، بلکه زنان باید مظهر رحم و شفقت، علم و آگاهی باشند و دو اصل مهم و قابل احترام بودن زنان را از طریق رفتار، گفتار و شخصیت عالمانه خود در جامعه نهادینه کنند.

زن امروز
مریم.ج*

برخلاف تصور آنان که زنان امروز جامعه ما را به دو دسته تقسیم می کنند که یا چهره سنتی و قالبی زن دیروز را می پذیرند و یا در طلب «تساوی حقوق»، هویت خویش را به فراموشی می سپارند، یادآور می شوم که زن ایرانی در شرایط کنونی به دنبال ترسیم چهره ای دیگر است.
وی چهره ای را طالب است که در عین آگاهی و مسئولیت با تدبیر و مدیریت خاص، هم در جامعه حضور می یابد و هم کانون خانواده را حفظ می کند.
زن امروز ایران تلاش دارد با حذف برخی تنگ نظری ها از پل های ممنوعه عبور کند و در چارچوب اندیشه های امام راحل- «زنان می باید همچون مردان در مقدرات اساسی کشور سهیم باشند» [صحیفه نور]- به ایفای نقش بپردازد.
در این مسیر زنان ما باید اولین پاسخگویان به پرسش هایی باشند که در پی ریشه یابی موانع حضور آنان در رده های بالای مدیریتی جامعه می باشد و پرسش هایی که بیانگر دلایل اثرگذار بر فقدان تعریف صحیح از هویت زن و جایگاه این عضو جامعه انسانی در ابعاد مختلف کشور است. پرسش هایی که باید به کند و کاو و ریشه یابی پاسخ های آن پرداخت تا مشخص شود که چرا به رغم فرمایش امام راحل در صحیفه نور که فرمود: «زنان انسان ساز هستند، هم چنان که انبیاء انسان ساز بودند» و «از دامن زن، مرد به معراج می رود» و سپری شدن 30 سال از انقلاب اسلامی، هنوز تعریف شفاف و صحیحی از جایگاه زن در جامعه و نحوه فعالیت های اجتماعی زنان متناسب با تعریف زن در اسلام موجود نیست تا براساس آن شاهد حضور زنان فرهیخته، انقلابی، فعال و آگاه نسبت به مسایل روز در عرصه های مختلف اجتماع و به ویژه در رده های مختلف مدیریتی باشیم. بر این اساس هنوز جامعه طبق تعریفی شفاف به این باور نرسیده است که برای با ایمان بودن زنان لازم نیست آنان در چهاردیواری خانه محبوس بمانند. به بیان دیگر زنان ما نیازمند آن هستند که بستر اجتماعی توسعه و ارتقاء مسئولیت و جایگاه آنان به گونه ای فراهم شود که تفسیرهای مغرضانه تنگ نظران و مردسالاران مرتجع نتواند خدشه ای را بر این جایگاه وارد کند و به هر بهانه ای آنان را به گوشه نشینی و محبوس بودن در خانه وا دارد.
در این راستا شکی نیست که زنان ما نیز باید به موازات ارتقاء آگاهی و خودباوری ها برای تحقق عینی اسلام نیز تلاش کنند و ثابت نمایند به همان میزان که در امور اقتصادی خانه و خانواده توان مدیریتی دارند نگران تر از پرداخت های کشور و یا هدررفت منابع نفت و گاز یا درآمدهای حاصل از آن نیز هستند و با کسب مهارت های لازم، خودباوری و خودآگاهی و در پی آن برنامه ریزی اصولی و کارشناسانه در جهت دهی آگاهانه فعالیت ها و پذیرش مسئولیت در قبال خانواده قادرند در ایجاد بسترهای فرهنگی لازم برای اجرای عدالت حقوقی بین زنان و مردان و پر کردن خلاءهای موجود قانونی در حوزه مسایل زنان [نقش اهرم های بازدارنده را ایفا می کنند]، گام های مؤثری بردارند.
* از اساتید دانشگاه شیراز


برگ سبز


در آستانه روز زن هستیم که با سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) همزمان است و امسال با 24 خردادماه مصادف می شود.
به این مناسبت برگ سبز این هفته ایراندخت را به پیشگاه دخت پیامبر(ص) تقدیم می کنیم تا یادآور باشیم که فاطمه، فاطمه است!

زن و تاریخ


تأسیس اولین مدارس دخترانه در ایران
اولین مدارس دخترانه ایران توسط زنان فعال در عصر مشروطه راه اندازی شد. آنان با هدف رفع تبعیض دیرینه تاریخی در عرصه زندگی اجتماعی خویش و توانمند کردن خود برای تحقق این هدف مدارس را راه اندازی کردند، زیرا نیک می دانستند که تعمیم سواد و ایجاد مهارت های لازم برای مشارکت اجتماعی و حضور در جامعه و کسب درآمد به استقلال زن می انجامد و او را از وابستگی اقتصادی به مرد می­رهاند. به این ترتیب چهار سال پس از انقلاب مشروطه، تعداد قابل توجهی مدرسه دخترانه در تهران احداث شد. تحولی که انقلاب مشروطه در آموزش زنان ایرانی و مطالبات آنها پدید آورد حرکت های مختلفی را از سوی جامعه زنان آن روز موجب گردید. زنان در بیستم ژانویه 1907 ضمن برگزاری یک گردهمایی بزرگ در تهران قطعنامه ای شامل دو بند را به تصویب رسانیدند. بند اول آن بر تأسیس مدارس دخترانه تأکید داشت و در بند دوم خواستار حذف جهیزیه سنگین برای دختران شده بودند. استدلال آنها این بود که هزینه تأمین جهیزیه باید صرف آموزش دختران ایرانی شود.
به این ترتیب در آوریل 1910، تعدادی مدرسه دخترانه در تهران تأسیس شد و در پی آن، زنان نخستین کنگره آموزشی خود را در پایتخت برگزار کردند.
در سال 1913 نشریه شکوفه که متعلق به زن ها بود، فهرستی را از اسامی 63 مدرسه دخترانه در تهران منتشر کرد که در حدود 3500 دانش آموز داشتند. در این نشریه اعلام گردیده بود که از هر 7 تن محصل تهرانی یک تن دختر است. در تأسیس این مدارس، انجمن های زنان آن روز نقش اصلی را ایفا کردند. در میان اعضا یکی از این انجمن ها دو تن از دختران ناصرالدین شاه به نامهای تاج السلطنه و افتخارالسلطنه نیز حضور داشتند. زنان مشهوری چون صدیقه دولت آبادی و شمس الملوک جواهر کلام نیز در این انجمن ها عضو بودند. مورگان شوستر درباره این انجمن ها در کتاب اختناق ایران آورده است: نام زنان این گروه ها بر من معلوم نیست و چهره آنها را نیز نمی شناسم، اما به طرق گوناگون دریافته ام که همواره مورد حمایت هزاران تن از شیرزنان میهن پرست ایرانی که اصطلاحاً آنها را «ضعیفه» می نامند، قرار گرفته ام.
*برگرفته از نشریه علمی و اجتماعی جامعه شناسی ایران

درخواست یک حقوقدان و فعال اجتماعی زنان:
قوانین تبعیض آمیز علیه زنان تغیير کند

ایلنا: یک حقوقدان و فعال اجتماعی زنان گفت: چون قوانین موجود ایران در خصوص حقوق زنان جوابگوی زنان امروز ایران نیست و نیاز به بازنگری دارد بر این اساس باید در جهت تغییر قوانین تبعیض آمیز بر علیه زنان اقدام شود.
فریده غیرت افزود: تاریخ جهان حکایت دارد که همواره بروز انقلاب ها در هر کشور کمبود و نابسامانی و کاستی را به دنبال داشته و انقلاب اسلامی سال 57 ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست.
وی ادامه داد: انقلاب ایران از همان ابتدا با مشکلات فراوانی آغاز شد و حدود 2 سال بعد از انقلاب نیز ایران
درگیر جنگ نا خواسته ای شد که مدت 8 سال پیر و جوان این مملکت را به مرز های خود کشاند.
این حقوقدان گفت: کشوری تازه متولد شده که در روزهای آغازین تجربه زندگی باید می جنگید و کمبودها و کاستی ها و سهمیه بندی ها را با پوست و خون خود لمس می کرد اما در کنار همه این مشکلات، مساله ای که تلخی آن روزها را کم رنگ و مردم را آرام می کرد عدالت اجتماعی و برابری بود که ایران را برای همه ایرانیان می خواست.
وی همچنین گفت: ایران در شرایط کنونی با عدم امنیت اقتصادی و قضایی و حجم گسترده مطالبات مردم و گروه های مختلف قرار دارد و اداره اش فقط و فقط از عهده کسانی بر می آید که معتقد به اصلاحات در سایه قانون مداری و حفظ حرمت ملت با تکیه بر نیروی ملت است.

رييس مركزرسيدگي به امورزنان خبرداد:
تسهیلات جدید برای بیمه زنان خانه دار
ایسنا: رييس مركز رسيدگي به امور زنان و خانواده‌ نهاد رياست جمهوري، در مورد آخرين اخبار در رابطه با
«بيمه زنان خانه‌دار» از ارائه پيشنهادي مبني بر ايجاد صندوقي براي بيمه كردن اين قشر با در نظر گرفتن رقمي كمتر از حداقل حقوق و دستمزد مصوب وزارت كار براي بيمه كردن زنان خبر داد و گفت: همچنين پيشنهاد كرده‌ايم براي بيمه كردن، زنان سرپرست خانوار از زنان خانه‌دار جدا شده و سهم حق بيمه آن‌ها توسط نهادهاي حمايتي پرداخت شود.
دكتر زهره طبيب‌زاده نوري، با يادآوري ارائه پيشنهاد بيمه زنان خانه‌دار در قالب بيمه صاحبان حرف و مشاغل آزاد توسط سازمان تامين اجتماعي و تصويب آن در كميسيون اجتماعي دولت، مخالفت خود از اجراي اين نوع بيمه زنان را اعلام كرد.
وي دليل مخالفت خود با اين امر را توانايي مالي تنها عده‌اي از زنان خانه‌دار براي پرداخت سهم حق بيمه‌اشان عنوان و اظهار كرد: اين نوع بيمه، تنها براي طبقاتي است كه توانايي مالي پرداخت حق بيمه را دارند، در حالي كه مشكل ما در مورد بيمه كردن زنان خانه‌دار، پنج دهك اول جامعه است كه نمي‌توانند خود را بيمه كنند.
رييس مركز رسيدگي به امور زنان و خانواده‌ نهاد رياست جمهوري ادامه داد: بنابراين بر روي اين موضوع در دولت بحث شد كه براي رفع اين مشكل، رقمي كمتر براي حداقل حقوق اين قشر در نظر بگيريم تا حق بيمه پرداختي آن‌ها نيز كاهش يابد. همچنين در اين راستا بايد بخشي از حق بيمه زنان توسط دولت پرداخت شود.
و همچنین گفت: البته به دليل كاهش حق بيمه پرداختي، مزاياي قابل استفاده اين زنان در دوران بازنشستگي و پيري نسبت به ساير بيمه‌شدگان كمتر خواهد بود.
طبيب‌زاده نوري گفت: هر طوري كه فكر كرديم، ديديم نمي‌توان در بودجه سنواتي اعتبار مورد نياز براي اين امر را لحاظ كرد، مگر آن كه با اجراي هدفمند كردن يارانه‌ها كه بر اساس آن، بودجه زيادي براي تامين اجتماعي اختصاص مي‌يابد و با در نظر گرفتن حداقل حقوق براي زنان خانه‌دار آن‌ها را بيمه كرد كه قرار شده، دولت اين موضوع را بررسي كند. وي طرح بيمه زنان خانه‌دار بر اساس حداقل حقوق و دستمزد را مربوط به سال 85 دانست و عنوان كرد: بر اساس آن چه در آن زمان مطرح شده بود، چنان چه دولت سهم حق بيمه پرداختي خود حتي براي 10 ميليون زن خانه‌دار را پرداخت مي‌كرد، اعتباري بالغ بر 36 هزار ميليارد تومان
لازم داشت.
رييس مركز رسيدگي به امور زنان و خانواده‌ نهاد رياست جمهوري ادامه داد: امكان اختصاص چنين رقم بودجه‌اي توسط مجلس امكان‌پذير نبود، اين در حالي بود كه دهك‌هاي پايين جامعه حتي توان پرداخت هفت درصدي سهم بيمه خود را ندارند.

نمی‌توان نقش زن مسلمان ایرانی را از صفحه كشور پاک کرد
ایلنا: عضو شورای اسلامی شهر تهران معتقد است در چند سال اخیرتفکری براي تلاش در به انزوا کشاندن، به حاشیه راندن و حذف زنان از عرصه های سیاسی و اجتماعی داشته و سعی کرده است حضور زنان را کم رنگ کند.
معصومه ابتکار،گفت: دختران جوان و زنان پر افتخار ایران امیدهای بسیار زیادی برای حضور در عرصه های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایران دارند اما متاسفانه در طی سالهای اخیر به رغم اینکه نوید این حضور پر شکوه را در دوران مختلف انقلاب اسلامی شاهد بوده اند تفکری تلاش در به انزوا کشاندن و به حاشیه راندن و حذف زنان از عرصه های سیاسی و اجتماعی داشته و سعی کرده است حضور زنان را کم رنگ کند.
وی ادامه داد: اما واقعیت این است که هیچگاه نقش زن مسلمان ایرانی را از صفحه ایران نمی توان پاک کرد و نقش ارزنده فداکاری ها وایثار مادران شهدا وزنان آزاده ایران را هرگز از تاریخ ایران نمی توانیم پاک کنیم.
ابتکار افزود: نقش زنان اندیشمند، زنان هنرمند و زنانی که در عرصه های مختلف سازندگی ایران سربلند حضور داشته اند نقشی جاودانه و غیر قابل حذف است و زنان ایرانی استعداد خود را در زمینه های مختلف نشان داده اند.
عضو شورای شهر تهران افزود: امیدوارم با حضورآگاهانه در انتخابات ریاست جمهوری و رای به کسی که به شایستگی زن ایرانی افتخاردیگری بر تاریخ پر افتخار و درخشان کشور ایران بیفزايیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت   توسط عصر مردم 

صفحه 11--31 اردیبهشت 88



«گفت وگو»
مدیرکل دفتر امور بانوان:
لایحه جدید حمایت از خانواده مشکل زنان را حل نمی کند

سوسن خیراندیش

مدیرکل دفتر امور بانوان در گفتگوی ویژه ایراندخت به پرسشهایی مربوط به حوزه زنان پاسخ داد که مهمترین این پرسشها و پاسخها در خصوص لایحه جدید حمایت از خانواده بود. مریم اردبیلی که با خانواده آیت ا... حائری امام جمعه سابق شیراز نسبت خویشاوندی دارد در دولت نهم مسئولیت دفتر امور بانوان استانداری فارس را بر عهده گرفته است. وی دارای مدرک دکترا در علوم است و در ساختمانی حاشیه ای در گوشه ای از حیاط استانداری فارس به رتق و فتق امور زنان استان می پردازد. وی معتقد است که لایحه جدید حمایت از خانواده در مجموع مثبت است و با برخی حذفیاتی که دارد می تواند به تحکیم بنای خانواده کمک کند، اما نمی توانیم بگوییم که این لایحه مشکلات زنان درخانواده را حل می کند. ادامه این گفتگو...
- به نظر می رسد لایحه جدید حمایت از خانواده در راستای برنامه های دولت نهم در جهت [ به قولی] تحکیم بنای خانواده بوده است. ارزیابی شما از این برنامه ها چیست؟
اردبیلی: ما طی سالهای پس از انقلاب شاهد یک نگاه ارتجاعی نسبت به زن در خانواده بودیم و پس از آن نگاه فمنیستی حاکم شده اما در دولت نهم تلاش شد به نگاهی تعادلی در حوزه زنان برسیم و دراین زمینه کارهای خوبی انجام شده است، البته می شد کارهای بهتری را هم انجام داد.
- با توجه به نگرانی هایی که برخی دولتمردان از شاخص هایی چون ورود دختران به عرصه های آموزش عالی و رشد آمار مربوطه ابراز می کنند، به نظر می رسد اعلام افتخار برخی دیگر [اخیراً وزیر کشور اعلام کرد] در این خصوص نوعی مصلحت اندیشی باشد شما کدام یک از این دو نگاه را می پذیرید؟
اردبیلی: در 30 سال گذشته زنان ما به درجه ای از رشد علمی رسیده اند که حالا خدمات رسانی مؤثر حاصل آن است و این مایه افتخار است، اما زیاد شدن ورودی دختران در رشته هایی که جنسیت در بازار کار را مطرح می کنند [فنی و مهندسی یا طراحی های حساس] و در قبال آن بی علاقه شدن پسران نبست به ورود به دانشگاه و رشته های مزبور، نگرانی را ایجاد می نماید و بیم آن می رود که با کمبود نیرو در بازار کار مربوط به این رشته ها روبه رو شویم.
- برای رفع این نقص چه باید کرد؟ آیا سهمیه بندی ها صحیح است؟
اردبیلی: سطحی نگری در ورود به این مسئله و اتخاذ تصمیمات عجولانه مانند سهمیه بندی هر دو می تواند آسیب زا باشد.
- در اظهارات برخی مقامات دولتی و تصمیم سازان کشور شاهد مقایسه جایگاه زن در جامعه غربی با کشور ایران هستیم و آنها مدعی آن هستند که زن در جامعه غربی به عنوان ابزار و کالایی برای طمع کاران مادی مورد استفاده قرار می گیرد و در جامعه ما بالندگی زن مدنظر است. در حالی که به نظر نمی رسد شمار زنان موفق و نخبه غرب در مقایسه با ما چشمگیر نباشد، البته این مقامات تاکنون به مقایسه تطبیقی مورد تأییدی برای این ادعا استناد نکرده اند نظر شما در مورد مقایسه این دو جایگاه چیست؟
اردبیلی: از نظر تئوریک، برتری هایی را در جامعه اسلامی شاهدیم که ناشی از مقایسه ای ایده آلیستی است و ما هنوز با شرایط ایده آل اسلامی فاصله زیادی داریم، اما به طور کلی در غرب به لحاظ حاکم بودن دیدگاه سرمایه گذاری، هویت زنانه خدشه دار می شود و زنان برای کسب موقعیت اجتماعی و درآمد باید مردانه عمل کنند.
- از هویت زنانه چه تعریفی دارید؟
اردبیلی: صرف نظر از حاکمیت عقل که ویژه انسان است در زنان احساسات و عواطف و در مردان غرایز غلبه دارد از این رو زنان با توجه به واجد بودن یک رشته ظرافت ها می توانند در نقش های فرهنگی و تربیتی مردان غلبه داشته و موفق تر عمل کنند.
بر همین اساس فریاد زنان ما این است که هویت زنانه آنها به رسمیت شناخته شود و مورد احترام قرار گیرند. [از سوی جامعه زنان و مردان]
ما در حال حاضر شاهد تضاد بین نگاه سنتی [فرو دستی و نقش دومی زن که در نقش مادر و همسر هم به عنوان مدیریت محوری فرهنگ جامعه پذیرفته نیست] و نگاه غربی [گرایش جوانان را شامل می شود] که آسیب هایی را متوجه جامعه زنان ما کرده است هستیم که از خلاء نگاه سوم [تعادلی] ناشی می شود و با همان ایده آلهای اسلامی ما هم راستاست.به طور کلی آمار بالای خودکشی ها و همچنین آمار 3 برابری گرایش زنان به این نسبت به مردان بیانگر خلاء دیدگاههای نجات بخشی در جامعه زنان غرب است.
کلام آخر:
30 سال از انقلاب اسلامی سپری شده است و متولیان امور فرهنگی ما هنوز با کلی گویی و پرهیز از بر زبان آوردن ضعفها و اشتباهات از فاصله زیاد داشتن تا الگوهای اسلامی سخن می گویند و مشخص نیست طی چه فرآیندی [چند مرحله ای و با چه برنامه زمان بندی شده] قرار است این فاصله حذف شود یا لااقل کاهش یابد. این در حالی است که هنجارهای پذیرفته شده و انتخابهای دختران و زنان ما در حوزه های مختلف روند رو به پیشرفت یا پسرفت در امر دستیابی به ایده آلهای اسلامی، هویت زنانه پذیرفته شده در جامعه، جایگاه
مناسب شأن زنان و ایفای نقش آنها در تحکیم بنای خانواده را به روشنی فاش می سازد. قرار دادن این واقعیت شفاف در یک معادله ساده بیانگر میزان توفیق تصمیم سازان کشوری در برنامه هایی است که برای تحقق اهداف مزبور به اجرا در آورده اند. در خانه اگر کس است، یک حرف بس است!

«گفت وگو»
نفس کش های زنده در تاریکخانه های چرب

سوسن خیراندیش

تفکر آشپزخانه ای بودن زن و وظیفه قلمداد کردن تمامی امور مربوط به این چهاردیواری تنگ و تاریک و چرب برای خانم خانه [از سوی جامعه مردان]، این باور را در ذهن زنان ایجاد می کند که جز این گوشه، بخش دیگری از خانه متعلق به آنها نیست. به این ترتیب زن می شود مالک و حکمران تمام اختیار آشپزخانه، البته در حریمی که دیگر اعضای خانواده برایش تعریف و تعیین می کنند. به بیان دیگر زن در چنین تفکری [تفکر آشپزخانه ای] برده ای است که با رؤیای حکمرانی، دوران محکومیت را سپری می کند. آنچه در مقدمه گزارش حاضر آمد، برگرفته از دیدگاه گروهی از زنان جامعه است و در برابر این موضع، گروه دیگری معتقدند که برای مقابله با تفکر آشپزخانه ای بودن زن و شاید هم رهایی از تنگ و تاریکی و چربی این چهار دیواری می توان به روشهایی متوسل شد تا ضمن پاسخگویی به نیازهای سلامت و حفظ کانون گرم خانواده از سوی زن، حس زنده بودن و زندگی کردن به معنای تغییر مستمر و تکاملی، در زنان پایدار باشد و تنها نفس کشیدن را تجربه نکنند.
برای بررسی کامل تر این دیدگاه ها، مروری می کنیم بر پاسخ های مطرح شده از سوی چند تن
از جامعه زنان و مردان شهرمان در قبال این پرسش: سالم ترین رابطه زن و آشپزخانه از نظر شما چیست؟
مریم اردبیلی مدیر کل دفتر امور بانوان استانداری فارس:
 رابطه تنگاتنگی که بین زن و آشپزخانه در فرهنگ ما تعریف شده مربوط به دیدگاه سنتی ایرانی است وگرنه از نظر اسلامی زن در امور آشپزخانه هیچ وظیفه ای را بر عهده ندارد و ایفای نقش در این فضا به نوعی نثار کردن عشق و محبت زنان نسبت به خانواده است که انرژی مضاعفی را برای آنان ایجاد می کند.
لیلا.ج خانه دار:
از قدیم گفتیم و شنیدیم که آشپزخانه قلب خونه است و زن باید افتخار کنه که از راه آشپزخونه و پختن غذاهای خوشمزه و مقوی بتونه دل همه اهل خونه را به دست بیاره و خستگی را از تن شوهرش [بعد از اومدن از سر کار] در بیاره!
سهراب.ت راننده تاکسی:
ما مردها زحمت می کشیم و کار می کنیم تا یک ساعت ظهر که می ریم به خونه از خوردن دست پخت خانم و نشستن دور سفره ای که هنر زن خونه هست و همه بچه ها هم جمع هستند، لذت ببریم. اگر قرار باشه زن خونه از آشپزخونه قهر کنه همه این کاسه کوزه ها بهم می ریزه و هر کسی سرش به یک سفره ای گرم میشه و این یعنی از هم پاشیده شدن خونواده!
مینا جمالی هنرمند قالی باف:
نقش زن در گرم کردن کانون خانواده را نباید دست کم گرفت و یکی از راههای ایفای این نقش حضور سر وقت زن در آشپزخانه هست، البته زنان ما می توانند حتی در زمان حضور در آشپزخانه هم از وقتشان بهترین بهره را ببرند. به عنوان مثال همراه با پاک کردن سبزی، نوارهای آموزشی را گوش کنند یا از سی دی صوتی کتابهای دلخواه خود بهره بگیرند.
جواد زحمتکش شغل آزاد:
ما نمی گوییم زنها مثل گذشته از صبح تا ظهر و بعدازظهر تا شب را در آشپزخانه سپری کنند برای ما مردها هم دیگر زنی که تمام وقتش را در آشپزخانه بگذراند، جذابیتی ندارد، اما بعضی زنها دیگر شورش را در آورده اند و وظیفه ای که به عنوان زن خانه [از نظر شرع و عرف] بر عهده دارند، نادیده می گیرند و به نظر می رسد که رفتن به آشپزخانه را در شأن خود نمی بینند.
کیمیا آزادی دانشجو:
شما آگهی های تجاری و حتی فیلم های ما را ببینید. همه و همه زن را در آشپزخانه نشان می دهند. مثل این است که از این طریق [دستهایی در کار است] می خواهند مانند گذشته زن را در همان آشپزخانه محصور کنند. در این بین زنان ما باید خود باور باشند و با مدیریت خانه ضمن برنامه ریزی مناسب به سلامت غذایی همسر و فرزندان خود توجه کنند و در کمترین زمان ممکن و بین فاصله های زمانی مناسب نسبت به آشپزی و تأمین غذای خانواده تلاش کنند. علاوه بر این برای جلب مشارکت دیگران در امور آشپزخانه هم برنامه ریزی داشته باشند.
علی.ش حسابدار شرکت خصوصی:
 من از سرکار که به خانه می روم، به رغم خستگی زیاد حاضرم در پهن و جمع کردن سفره، شستن ظروف، پاک کردن سبزی یا هر کار دیگری که از دستم برآید به همسرم کمک کنم تا خستگی زیاد او را از پای در نیاورد، اما زنم تمام این کارها را یک تنه انجام می دهد و عصرها که من خسته به خانه می روم خانم از فرط خستگی در حال استراحت است و خودم باید به تنهایی غذایی خوشمزه را در آشپزخانه ای سرد و بی روح میل کنم. به نظر من آنچه اهمیت دارد پهن کردن سفره ای باصفاست نه غذایی که چندین ساعت وقت صرف تهیه آن شده باشد و روح و جسم زن را خسته کند. چنین غذایی را در رستوران هم می شود صرف کرد!
ابراهیم تراب پور کارمند:
دیگر زمان آن نیست که تهیه خورشتی با یک وجب روغن و برنجی که بوی آن تا هفت طرف
برود برای انتخاب زن از سوی مرد ارزش محسوب شود یا این که برای پسندیدن دختر شرط مهارت در پاک کردن سبزی مطرح باشد. این روزها توان مدیریتی زن در اقتصاد خانواده مطرح است که این اقتصاد منابع مالی و زمان را شامل می شود و زنی در محیط آشپزخانه موفق است که با صرف کمترین زمان با صرفه ترین و مقوی ترین غذا را آماده کند.
لیلا رحمانی لیسانسه خانه دار:
متأسفانه بعضی از دختران و زنان جوان ما تصور می کنند وقت گذاشتن در امر تهیه غذا و بودن در آشپزخانه برای زنان امروزی ننگ است و به این خاطر تلاش می کنند سلیقه خانواده را به سمت غذاهای آماده یا نیمه پخت متمایل کنند این در صورتی است که یک زن مدیر و مدبر می تواند با جلب یاری دیگر اعضای خانواده، نیاز تغذیه ای آنها را تأمین کند بدون آن که به شأن خود لطمه ای وارد نماید، البته فرهنگ حاکم در جامعه مردان هم عامل ایجاد این دیدگاه غلط نزد زنان جوان و دختران می شود.
شما نگاه کنید بسیاری از آقایان به محض یک تخلف جزیی رانندگی از سوی یک زن با صدای بلند می گویند: ترا چه به رانندگی برو آشت را بپز! یا برو پیاز داغت را بگیر! در صورتی که همین ها تخلف های جدی رانندگی از سوی دیگر مردان را نادیده می گیرند.
شهره جهانلر نقاش و لیسانسیه ادبیات:
به نظر من هیچ ایرادی ندارد که زنان چند ساعتی از وقتشان را در آشپزخانه سپری کنند، خدا کند برای مابقی وقتشان برنامه ریزی
مناسبی داشته باشند.
آمنه. ج سواد متوسطه قدیم خانه دار:
این که زن بخواهد یا مجبور باشد از اول صبح فکر غذای ظهر و بعد از آن هم فکر شام را داشته باشد، قبول! اما کاش همه [شوهر و فرزندان] مثل طلبکارها به خانه نمی آمدند. باور کنید من که سن و سال کمی ندارم [52 ساله] باید از صبح دنبال خرید باشم و بعد هم پخت و پز و شستشو و اگر یکی از آنها به خانه آمد و غذا آماده نبود چه می شود! به نظر من این طور که باشد زن مثل خدمتکار و آشپز است.
کاش غذا را که می خوردند می گفتند دستت درد نکند، بر عکس هر کدامشان ایرادی می گیرند. نمی دانم فردا که علیل شدم می خواهند چه بر سرم بیاورند.
 به خدا آرزوی یک روز مرخصی از کار آشپزخانه را دارم حتی به میهمانی خانواده شوهرم هم که می رویم، همسرم می گوید: آمنه خودت غذا درست کن به دست پخت تو عادت دارم. و این تنها محبتی است که به من دارد، فکر نمی کند
این دست پخت [که به سادگی به زبان می آورد] 38 سال است عمر مرا تباه کرده! زانوهایم درد می کند، دستهایم کم توان شده و باور کنید بعضی وقتها که کنار بچه هایم هستم [3 دختر دانشجو و 2 پسر شاغل] می بینم حرف زدن درست را هم فراموش کرده ام و آنها مدام به خاطر کلمه های عوضی که می گویم مرا مسخره می کنند.
 همیشه هم دخترها را نصیحت می کنم که مثل من [از اول] شوهرشان را پرتوقع نکنند تا خیال کند به جای زن کلفت به خانه اش آورده است. باور کنید به درس خواندن خیلی علاقه داشتم تا کلاس هشتم [متوسطه نظام قدیم] هم درس خواندم. دلم می خواست سر کار بروم و بچه دار هم که شدم اصرار کردم درسم را بخوانم، اما شوهرم و خانواده اش می گفتند: جای زن در آشپزخانه هست حالا گیرم که درس هم خواندی. برای کارکردن هم می گفتند: هر وقت شکمت سیر نشد، بگو می خواهم بیرون از خانه کار کنم. در صورتی که همه زندگی این نیست! کاش از روز اول که 16 ساله بودم عقل حالا را داشتم تا با این شرایط ازدواج نمی کردم!
کلام آخر:
جامعه ما در حال گذار است و زنان به دنبال کسب جایگاهی هستند که در قالب آن بتوانند به عنوان افرادی آگاه، مدیر و مسئول کانون خانواده را گرم نگاه دارند و در نقش های اجتماعی نیز به عنوان اعضایی فعال و اثرگذار حاضر شوند. به بیان دیگر نمی خواهند مانند زنهای دیروز چهره ای قالبی داشته باشند و با محبوس شدن در چهار دیواری خانه سودایی جز پخت و پز و شستشو را در سر نپرورانند [بدون آن که در تصمیم سازی ها ایفای نقش کنند].
از سویی چهره ترسیم شده از سوی جامعه غربی نیز برای آنان جذابیتی ندارد و نمی خواهند با رها کردن خانه و خانواده، تنها در پی کسب درآمد یا جایگاه اجتماعی باشند. شکی نیست که به سلامت گذر کردن زنان ما از این مرحله، سلامت کل جامعه را تضمین می کند و به تبع آن بی اعتنایی یا مقاومت های مردانه برای تحمیل جایگاهی کنش پذیر به زنان امروزی، سلامت این قشر و در پی آن کل جامعه را به مخاطره
خواهد انداخت.
موضوع مطرح شده در این گزارش مشتی است نمونه خروار و گوشه ای است از حاصل تضاد موجود که بررسی آنچه واقع شده و می شود [در قالب اظهارات شهروندان] می تواند در ایجاد زمینه تحقق مطالبات زنان و
هدفمند کردن آن بهترین راهگشا باشد.


خودباور نبودن زنان؛
پاک کردن صورت مسئله

سوسن خیراندیش
هر کجا دست می گذاریم و از نبود فرصت برای ابراز توانمندیهای زنان گلایه می کنیم می گویند: خودشان مقصر هستند، چون به خودباوری نرسیده اند!
می گوییم: پس نقش جامعه در این میان چیست؟
می گویند: شرایط جامعه برای همه یکسان است، اما  خود زنها نخواسته اند از این شرایط به خوبی بهره برداری کنند و در حال حاضر در جامعه ما تفکر شایسته سالاری حاکم است، به گونه ای که هر کس بتواند توانمندیهایش را به اثبات برساند [بدون حاکم بودن نگاه جنسیتی]، در واگذاری امور مدیریتی و تصمیم سازی ایفای نقش خواهد کرد.
جالب توجه آن است که این اظهارات از زبان افرادی مشابه تهمینه دانیالی مشاور وزیر جهاد کشاورزی بیان می شود که با جمعیت زنان به ویژه 11 میلیون زن روستایی ما [بیش از 7/15 درصد جمعیت کشور] در ارتباط است و باید منصفانه قضاوت کند که آیا زمینه بهره برداری از امکانات، احراز شایستگی و اثبات توانمندیها[در همان جوامع روستایی] برای جامعه زن و مرد یکسان است علاوه بر این زنانی که مشابه دانیالی در شرایط کنونی به مقامهایی [فراتر از سطح مشاور نرفته اند] دست یافته و مدعی آن هستند که در بخش های تصمیم سازی دخالت داده می شوند، موظف هستند نسبت به ریشه یابی موضوع و علت عدم تحقق مطالبات جامعه زنان اقدام های مؤثر و اطلاع رسانی های همه جانبه ای را صورت دهند، نه آن که با توجیه خودباور نبودن زنان، صورت مسئله را پاک کنند.

حاشیه های پر رنگ تاریخی
تاریخ را که ورق می زنیم از بیان رشادتهای زنان مسلمان ایرانی در مقاطع زمانی مختلف چندان اثری نیست و شاید احساس شود که زنان ایرانی جز نقش های حاشیه ای و پشت پرده ای در تاریخ این سرزمین ایفا نکرده اند.
 وقایع صورت گرفته و تحریکات تاریخی در انقلاب مشروطیت از این جمله است. در صورتی که تاریخ نگاری های افرادی چون مورگان شوستر آمریکایی در نوشتاری در خصوص نقش متنوع زنان در انقلاب مشروطیت و ژانت آقاری [انجمن های نیمه سری زنان در نهضت مشروطیت] بیانگر ایفای نقش های اثرگذار زنان ایرانی در این مقطع می باشد.
در این متن به  ذکر نمونه هایی از این تاریخ نگاری ها بسنده می کنیم:
-برای رها سازی جامعه از وابستگی به تولیدکنندگان خارجی و رونق تولید داخلی در زمان مشروطیت، زنان تبریز طی اجتماعی از مردم خواستند برای مدتی لباسهای کهنه خود را بپوشند، کالاهای بیگانه را تحریم کنند و امیدوارانه به تولید منسوجات داخلی چشم بدوزند.
در زمان تشکیل مجلس  دوم و در پی اولتیماتوم روسیه به ایران [به نقل از مورگان شوستر]: «زمانی که شایعه تسلیم نمایندگان مجلس ملی در مقابل خواسته های روس قوت پیدا کرد، 300 تن از زنان از درون خانه ها و حرمسراها به طرف خیابانها راهپیمایی کردند و در حالی که بسیاری از آنها تپانچه زیر دامن یا در آستین هایشان حمل می کردند... مستقیماً به طرف مجلس رفتند و در آنجا اجتماع کردند...روبندهایشان را کنار زدند و تهدید کردند که اگر نمایندگان کوتاهی کنند و آزادی و استقلال ایران و مردم آن را به بیگانگان بدهند، پسرها و شوهرانشان را خواهند کشت و سپس خود را خواهند کشت.
انجمن آزادی زنان، انجمن مخدرات زنان، اتحادیه غیبی نسوان، کمیته زنان در تبریز و انجمن شکوفه از جمله اولین تشکیلاتی بود که در زمان مشروطه از سوی زنان تحصیلکرده تشکیل گردید و ایفای نقش کردند.
بنا به گزارش روزنامه حبل المتین در یکی از جنگ های تبریز ]در زمان مشروطه و محاصره تبریز توسط نیروهای درباری]، در میان کشته شدگان بیست زن ملبس به لباس مردان نیز بودند.
ژانت آقاری در کتاب «انجمن های نیمه سری زنان در نهضت مشروطیت» نامه یکی از بانوان قزوین به سعدا... ]در خصوص تشکیل بانک ملی و زمزمه وام گرفتن از روسیه و انگلستان برای جبران کمبود سرمایه تشکیل بانک] را آورده است:
«مقداری از زینت آلاتی را که برای روزهای سخت بود فقط برای افتخار به توسط حضرت مستطاب عالی به جهت بانک فرستادم. در حضور عالی عاجزانه استدعا دارم که هدیه مختصر کمیته را با نظر بلند خودتان دیده بفرمایید، اشیاء مرسوله را اعضای محترم بانک ملی به امانت و شرافت خودشان فروخته و هر چه قیمت آنها شد، سند سهام بانک برای کمیته روانه فرمایید. چه کنم که زیاده از این قادر نبودیم، مگر جان خود را در موقع، فدای ترقی وطن عزیز بنماییم».
در جریان مهاجرت صغری زنان با شرکت در تظاهرات خیابانی، خواهان بازگشت علما شدند و یکی از انجمن های سری عمه میرزا جهانگیرخان صور اسرافیل را مأمور رساندن نامه تهدیدآمیز به شاه کرد. گروهی دیگر از زنان نیز به سرکردگی زن حیدر خان تبریزی، مراقبت و محافظت از جان علمای مشروطه خواهی را که بر منبرها سخنرانی می کردند بر عهده گرفتند.

منابع:
آقاری، ژانت. (1377)، «انجمن های نیمه سری زنان در نهضت مشروطه»، ترجمه جواد یوسفیان، نشر بانو
سانا ساریان، الیز. (1384)، «جنبش حقوق زنان در ایران» ترجمه نوشین احمدی خراسانی، نشر اختران
کسروی، احمد، تاریخ مشروطه

«دیدگاه ها»
آیندگان قضاوت خواهند کرد؛
بخت پیروزی زنان پیشگام در انتخابات ریاست جمهوری

سوسن خیراندیش
اشاره
زمان انتخابات نزدیک است. متقاضیان احراز مقام ریاست جمهوری ثبت نام کرده اند.
امسال و در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری از احتمال حضور نامزدهای زن [برای اولین بار در کشور] در این عرصه زمزمه هایی به گوش رسید و آنها که قدم پیش گذاشتند کاری قابل ستایش را انجام دادند چون یقین داشتند در صورت تأیید صلاحیت هم شانسی برای انتخاب شدن ندارند از آنجا که جامعه مردانه ما هنوز توان پذیرش بسیاری از واقعیت های جهانگیر امروزی را ندارد. علاوه بر این [بدون قصد  توهین به زنان پیشگام در این عرصه] تاکنون مجالی برای پرورش، حضور در عرصه و ابراز توانمندی زنان ایرانی در عرصه های اثرگذار اجرایی و تصمیم سازی کلان فراهم نبوده است. به بیانی جامعه مجوز وارد شدن این زنان در عرصه و معرفی آنان به مردم را فراهم نکرده است و در چنین شرایطی آنها که در مرحله ثبت نام قدم پیش گذاشتند توانستند بر توجیهی که مدام از سوی افراد مختلف [زن و مرد] برای عدم پذیرش زنان در عرصه های کلان تصمیم سازی و اجرایی کشور مطرح می شود [خودباور نبودن زنان] خط بطلان بکشند. به آنها خسته نباشید می گوییم و یقین داریم که آینده روشنی پیش رو است. برای ارزیابی این حرکت و پاسخگویی به این پرسش «آیا حاضرید یک زن را به عنوان رئیس جمهوری انتخاب کنید؟» با حدود 30 تن از شهروندان گفتگوهای کوتاه را انجام دادیم و از این میان تنها 5 نفر با صراحت اعلام کردند که حاضر به پذیرش یک رئیس جمهور زن در ایران نیستند، البته 25 نفر موافق با این موضوع در اغلب موارد شرایط و ویژگیهای عملی نامزد مورد نظر خود را به گونه ای مطرح می کردند که احراز و اثبات آن شرایط و ویژگیها تاکنون در جامعه ما [برای قشر زنان] محال بوده است.
شیرین تقدسی دیپلمه به حرفه عکاسی و فیلمبرداری مشغول است. وی حاضر است به نامزد زن برای احراز ریاست جمهوری رأی بدهد،  به شرط آن که از تحصیلات بالا و فن بیان قوی به منظور دفاع از حقوق قشر متوسط
جامعه برخوردار باشد.
وی اعتقاد دارد که این رئیس جمهور باید از قشر متوسط جامعه باشد تا از درد دل و زجرهای این طبقه باخبر باشد.
زهرا البرزی لیسانسیه خانه دار هم تمایل دارد یک رئیس جمهوری زن داشته باشد البته مشروط بر آن که این رئیس جمهور بتواند در جامعه مردانه از حقوق زنان دفاع کند، به علم روز و توانایی های مختلف مجهز بوده و
مدرک تحصیلی اش کمتر از دکتری نباشد و علاوه بر سوابق اجرایی روشن  و درخشان، در عرصه های مختلف حرفی برای گفتن داشته باشد.ابراهیم کشاورز دارای تحصیلات متوسطه و خیاط می گوید: من 100 درصد حاضرم به یک نامزد زن رأی بدهم به شرط مردمی بودن!
وی ادامه می دهد: دیدگاههای اقتصادی و سیاسی چنین نامزدی باید به گونه ای باشد که در جوامع بین المللی مورد پذیرش قرار گیرد و سوابق وی بیانگر آن باشد که حرفش در داخل و خارج از کشور خریدار دارد. پروانه نوروزی دیپلمه با قاطعیت در پاسخ به پرسش مطرح شده می گوید: بله! چرا رأی ندهم؟! زن با مرد فرقی ندارد! هر کس ثابت کند توان رسیدگی به کارهای مملکت و رسیدگی به وضع اشتغال و مسکن جوانها را دارد باید رئیس جمهور شود، البته تحصیلات بالا هم لازم است.
سیمین عبدالرحیم زاده دیپلمه خانه دار هم رئیس جمهور زن را ترجیح می دهد و معتقد است که زنان به دلیل مادر بودن نسبت به مشکلات مردم حساس ترند و قادر هستند بهتر از مردان کار کنند. وی معتقد است که با تحقیق به نامزد مورد نظرش رأی خواهد داد و در صورتی که ثابت شود زن نامزد شده تاکنون کاری را برای مردم انجام داده به او رأی خواهد داد وگرنه به وعده های سر خرمن تا اعلام برنامه هایی خارج از توان قانونی رئیس جمهوری بی اعتنا می باشد.
وی می گوید: نامزد مورد نظرم باید در عمل ثابت کرده باشد که تنها نمی خواهد اسم و عنوان ریاست جمهوری را یدک بکشد به بیان دیگر سوابق کار منطقی داشته باشد.
کلام آخر:
مشتی که آمد نمونه خروار است و بیانگر انتظاراتی است که مصاحبه شونده ها از یک رئیس جمهور زن دارند. با توجه به این دیدگاه ها و در شرایطی که تصمیم سازان کشوری اغلب در پی آن هستند که زنان را به سمت کارهای خانگی هدایت نمایند [رونق حمایت از مشاغل خانگی، تکرار کردن نگرانی ها نسبت به افزایش ورودی دختران به دانشگاه و پیشنهادهایی برای منع ورود آنان به رشته هایی غیر از حوزه آموزش و بهداشت، بی توجهی به اجحاف های مالی و اخلاقی نسبت به زنان در بازار کار و...] بسیار بعید به نظر می رسد اگر زنی در کشور ما بتواند بر کرسی ریاست جمهوری تکیه زند و به مطالبات همجنسان خود پاسخ گوید در هر صورت هیچ دیکته یا نوشته ای بی غلط نیست و اقدام زنان پیشرو در عرصه انتخابات ریاست جمهوری، گامی است که آیندگان در مورد آن قضاوت کرده و مورد ستایش قرار خواهند داد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت   توسط عصر مردم 

صفحه 11--10 اردیبهشت 88

 

قصه هایی تلخ از وضع زنان شاغل در فارس

در جوامع امروزی برای ملموس و امکان پذیرشدن تحلیل رویدادها و عملکردها، اطلاعات جمع آوری شده را به صورت کمی و  آماری مورد بحث قرار می دهند. در آن صورت دیگر نیازی به مطرح کردن نیست. پاسخگویی به هر پرسش، به انجام کارهای کارشناسانه و فرصت های زمانی هیچگاه فراهم نشده موکول گردد. به بیان دیگر آمارها شسته و رفته ارایه شده و قابل دفاع می باشند. در این گزارش مختصر قصد داریم با بهره گیری از آمارها، نرخ اشتغال و بیکاری و درصد زنان شاغل در بخش های کشاورزی، صنعت و خدمات در فارس را با استانهایی چون اصفهان، سیستان و بلوچستان، کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری و هرمزگان مقایسه کنیم. آمارهای مزبور از آخرین اطلاعات بانک آمار مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری برگرفته شده است. نتایج حاصل از این آمارها بیانگر آن است که نرخ اشتغال زنان در فارس ]7/83[به نرخ اشتغال زنان در چهار محال و بختیاری ]4/83[نزدیک است و با این نرخ در استانهای سیستان و بلوچستان ]3/91]، هرمزگان ]93[و اصفهان ]1/87[فاصله زیادی دارد. نرخ بیکاری زنان در فارس ]3/16[نیز به این نرخ در چهارمحال و بختیاری ]6/16[نزدیک است و با نرخ مزبور در استانهای اصفهان ]9/12]، سیستان و بلوچستان ]7/8[و هرمزگان ]7[بسیار فاصله دارد.
مقایسه این دو شاخص شرایط خوشایندی را برای زنان فارس در برندارد و ناخوشایندی شرایط زمانی ملموس تر است که درصد تعداد زنان شاغل در فارس در بخشهای مختلف را نیز با استانهای دیگر مقایسه کنیم.
براساس آمارهای مزبور در حالی که 61 درصد زنان شاغل در فارس در مشاغل خدماتی فعالیت دارند این رقم در سیستان و بلوچستان 10 درصد، کهگیلویه و بویراحمد 8/24، چهار محال و بختیاری 6/35، اصفهان 4/37 و هرمزگان 7/57 درصد است.
به بیان دیگر در اغلب استانهای مورد مقایسه درصد قابل توجهی از زنان شاغل در بخش صنعت فعالیت می کنند. به طوری که در اصفهان 8/55، سیستان و بلوچستان 5/75 و چهارمحال و بختیاری 1/49 درصد زنان در بخش صنعت مشغول هستند.
متأسفانه به رغم این که فارس استانی مستعد کشاورزی و در پاره ای شمارها هم صنعتی قلمداد می شود، شاهدیم که درصد زنان شاغل در بخش کشاورزی استان ]1/13[هم نسبت به استانهایی چون کهگیلویه و بویراحمد ]3/68]، چهارمحال و بختیاری ]3/15[و هرمزگان ]4/23[رقم قابل توجهی نیست. آمارهای مزبور در مجموع بیانگر آن است که بخش عظیمی از زنان شاغل در فارس به کارهای خدماتی مشغول هستند. در حالی که گفتگو با تعدادی از این افراد بیانگر دارا بودن مدارک تحصیلات عالی در اغلب موارد می باشد. البته به کارگیری آنها در مشاغل خدماتی ضمن این که با پایین ترین دستمزد صورت می گیرد، امکان کسب تخصص و تجربه را نیز برای این گروه عظیم از جامعه زنان فارس فراهم نمی آورد.
ناامنی شغلی شرایط برخی از این زنان را تا اندازه ای تهدید می کند که در گفتگو با «عصرمردم» مدعی شدند برای بیکار نشدن هنگام مراجعه مأموران بیمه، در اتاق پرو فروشگاههای لباس یا سرویس بهداشتی دفاتر محل کار خود پنهان می شوند تا کارفرما از ترس اجبار برای بیمه کردن  آنها عذرشان را نخواهد.
حضور دختر جوانی با مدرک مهندسی کشاورزی پشت صندوق یک مغازه فروش غذاهای فست فودی، مشغول بودن زنی 30 ساله با مدرک کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی در یک فروشگاه لباس و فعالیت زن 33 ساله ای با مدرک مهندسی مواد در سمت منشی یک شرکت خصوصی همه و همه بیانگر توانمندیهایی است که در استان ما نادیده گرفته شده و اتلاف می شود. از این رو انتظار می رود متولیان امر شعار دادن از پشت میزهای محبوس در اتاقهای در بسته را در سال جدید به طراحی و برنامه ریزی های اثرگذار به منظور حمایت از حضور زنان توانمند فارس در فعالیت های اقتصادی تغییر  دهند.

تقسیم بندی حاکم بر بازار کار
حاشیه سیاه برای زنان، متن سفید برای مردان
اشاره:
تغییر شرایط اقتصادی در جامعه ای که دوره گذار را پشت سر می گذارد خواه و ناخواه به متحول شدن نقش های اجتماعی منجر می گردد و تمایل ذاتی افراد نوع بشر نسبت به استقلال اقتصادی از جمله عواملی است که جهت گیری این تحول را تحت تأثیر قرار می دهد. یکی از نمادهای اثرگذاری این واقعیت اجتماعی تحولی است که در نقش های ایفا شده از سوی زنان ایرانی طی دهه های اخیر شاهد بوده ایم. روند بسیار کند این تحولات، ملموس بودن آن را برای قشر غیردرگیر با این مهم [ جامعه مردان] که طبقه سیاستگذار و تصمیم ساز را شامل می شوند، موجب شده است. بر همین اساس ضرورتهای هم راستا شدن با این تحولات برای قشر مزبور در دهه های اخیر همواره با فراز و نشیب ها و پیشرفت و پسرفت های شوک آور همراه بوده است. به گونه ای که زمانی قوانین و سیاست ها به سمت تسهیل تحولات در جامعه زنان پیش رفته و در دوره ای پس از آن قوانین، ارجاع به شرایط قبل را موجب شده اند در پاره ای از موارد هم با ظاهرسازی ستایش آمیز و به نام حمایت از حقوق زن در برابر تحول مورد بحث قد علم کرده اند.
در ادامه این روند بی ثبات طی ماههای اخیر شاهد به گوش رسیدن زمزمه ها و خبرهایی مبنی بر اولویت دادن به نقش های خانگی زن، کاهش ساعت کار زنان، افزایش مرخصی های زایمان و دوران شیردهی و... بوده ایم. در ظاهر امر این خبرها و زمزمه ها به بهانه حمایت از جامعه زنان عنوان می شود در حالی که هیچ کس از زنان علاقه مند به استقلال اقتصادی و شغل بیرون از خانه نمی پرسد که برای حمایت از زنان شاغل چه راهکار حمایتی اثرگذارتر است؟
از این رو در گزارش حاضر تلاش کردیم پاسخ این پرسش و انگیزه و تأثیر سیاست هایی که گاه و بیگاه برای حمایت از جامعه زنان شاغل در کشور اتخاذ می شود را مورد کند و کاو قرار دهیم.
جالب توجه آن است که اغلب زنان مصاحبه شونده در این گزارش معتقد بودند که کار خانگی، خدمات رسانی [بدون سقف زمانی و دستمزد] به مردان سرپرست خانواده است. آنان با انتقاد از در حاشیه قرار دادن زنان در بازار کار [دستمزد پایین را در پی دارد] ادعا داشتند که این رویه برای حفظ وابستگی زن به مرد و اجبار در ارایه خدمت خانگی برای تأمین معاش زنان است و سیاستگذاران کلان هم در برخی دوره های زمانی با این رویه همسو بوده اند.
* * *
در حاشیه بودن زن، تضمین رفاه فیزیکی مرد
سهیلا.ت یک روانشناس متأهل شیرازی است. وی اعتقاد دارد که مردان همواره برای فعالیت های عملی و مشارکت حرفه ای و مدیریتی نیازمند بیگانگی از وجود فیزیکی خود هستند. بر این اساس نیاز به زن برای رهایی مرد از وجود فیزیکی او در خانه و محل کار مطرح می شود.
سهیلا حفاظت از خانه، آشپزی و پرستاری از مرد را جزو خدمات رها کننده مرد از وجود فیزیکی خود در خا نه می داند و می گوید: در محیط های کاری هم کارهایی به زنان شاغل واگذار می شود که شکل ملموسی را به فعالیت های ذهنی می بخشد مانند مشاغل دفتری و اداری، برنامه نویسی، منشی گری و...
وی سخت کوشی زن در این جایگاه را به تقویت نظمی که منجر به سرکوبی بیشتر او خواهد شد منتهی می داند و در حاشیه ماندن او را تضمین می کند.
* * *
عدم امکان بهره مندی زنان از توان حرفه ای
الهه.د یکی از زنان خانه دار شیرازی است که به دلیل برخوردهای آزاردهنده در محیط کار [ به رغم نیاز مالی]، خانه نشین شده است.
الهه می گوید: زنان ما در محیط های کاری مجبورند مشاغل کم اهمیت، حاشیه ای و غیرضروری را عهده دار شوند. توجیه مدیران هم این است که ایفای نقش مقدس مادری که مرخصی های مربوطه را در پی دارد و کم توان بودن زنان در چنین شرایطی موجب می شود حساب 100 درصدی بر توان حرفه ای آنها باز نکنیم.
الهه معتقد است که قانونگذاران مملکت ما باید به جای تشدید دیدگاه فوق که تضعیف جایگاه حرفه ای زنان را در پی دارد نسبت به ایجاد امکانات خدمات رسان و یاری دهنده در ایفای نقش مادری زنان شاغل، قوانینی را تصویب نمایند تا بدون تحمیل بار مالی بر کارفرمایان و مدیران، زمینه سبک تر شدن مسئولیت مادری زنان شاغل فراهم گردد و آنها نیز بتوانند مانند مردان با فراغ بال لازم به ایفای نقش در عرصه های مختلف بپردازند.
وی ایجاد امکانات مزبور و مشارکت در تربیت و پرورش فرزندان را به عنوان نسل آینده وظیفه دولت ها قلمداد می کند.
* * *
خطر گریز از مسئولیت های زنانه
شهلا یکی از فرهنگیان بازنشسته شیرازی با اشاره به یک بررسی کارشناسانه که در زمان تحصیلات عالی خود انجام داده نتیجه گیری می کند که در حال حاضر 60 درصد دختران جوان [حتی با چشم پوشی از ازدواج و پذیرفتن مسئولیت های زندگی مشترک]، خواهان اشتغال در خارج از خانه هستند.
وی معتقد است که بی توجهی به این نیاز و خواسته دختران جوان، خطر گریز از قید و بندهای زنانگی و مردانه ظاهر شدن در عرصه اجتماع را تقویت می کند و این تصور را به وجود می آورد که زنان باید برای قرار گرفتن در رأس هرم قدرت، حرفه خود را بر هر چیز مقدم بدارند و راهی غیر زنانه را برگزینند.
* * *
خستگی را از یاد می برم
مینا.ت یکی از فعالان اقتصادی شیراز معتقد است که برای رهایی زنان علاقه مند به اشتغال در خارج از خانه از بندهای محرومیت که سدی در برابر توفیق آنها ایجاد می نماید لازم است زنان شاغل واقعیت را بپذیرند، خود باور شوند و با اعتماد به توانمندیهای خود در برابر هر مانعی ایستادگی نمایند.
وی رمز موفقیت خود را بهره گیری از دیدگاه های فوق می داند و می گوید: گاهی احساس خستگی می کنم و می ترسم خستگی های مضاعف به دلیل مقاومت ها و محدودیت های فرهنگی و حاشیه ای مرا از پای در آورد، اما از نیروی توکل و اعتماد به نفسم بهره می برم و از جا برمی خیزم و خستگی را از یاد می برم.
* * *
 کلام آخر:
در قالب تحقیقی که یک گروه تخصصی در خصوص زنان شاغل شیراز انجام داده اند مشخص شده است که اکثریت پاسخگویان نمونه آماری این جامعه [ 2/76 درصد] در رده های شغلی پایین قرار داشته اند و تنها یک درصد در رده های شغلی بالا ایفای نقش می کنند و 6/81 درصد پاسخگویان از درآمد مشخص و ثابت بی بهره بوده اند. قرار گرفتن این آمار در کنار واقعیت هایی چون نبود حتی یک وزیر در کابینه دولت و سهم تنها 5/. درصدی در 182 پست زیر وزارتی برای زنان نشانگر محدودیت زنان جامعه ما در امر دسترسی به قدرت اجتماعی و منافع اقتصادی است. در حالی که نسبت ورودی دختران به مراکز آموزش عالی و توانایی هایی که از زنان در محیط های کاری [به رغم محدودیت فرصت ابراز توانایی] شاهد هستیم بیانگر وجود توانش های قابل توجه در میان این قشر است و شرایط کنونی جامعه ما می طلبد سیاستگذاران و تصمیم سازان، محرومیت کشور را از توانمندیهای یک دوم جمعیت فعال برنتابند.
-شری ارتیز [1974]: منبع ستم بر زنان تفاوتهای زیستی میان زن و مرد نیست و تنها در چارچوب نظام های ارزشی و فرهنگی مشخص تفاوت ها دارای معنای برتر - پست تر می شوند.
-در حاشیه قرار دادن زنان در بازار کار که دستمزد پایین را در پی دارد برای اجبار زن در ارائه خدمات خانگی و وابستگی برای تأمین معاش است.

مقابله با شرایط اضطراب زا را فرا بگیریم
در شرایط گذار از جامعه سنتی تمامی اعضای اجتماع از جمله زنان تحت تأثیر مجموعه ای از تضادها و تناقض ها قرار می گیرند که احتمال بروز پیامدهای منفی را در ابعاد مختلف شخصیتی آنها به دنبال دارد و این پیامدها خواه و ناخواه گریبان کل جامعه را خواهد گرفت. از این رو لازم است در چنین شرایطی کل افراد جامعه به ویژه زنان به یک مجموعه از مهارتها مجهز شوند تا بهداشت روانی جامعه مورد تهدید قرار نگیرد. مهارتهای مقابله ای از این جمله است و در مطلب پیش رو تلاش شده است، انواع مقابله ها در برابر عوامل و شرایط تهدیدکننده بهداشت روانی مورد بررسی قرار گیرد.
تعریف:
مقابله عبارت است از تلاشهای فکری، هیجانی و رفتاری فرد که هنگام روبرو شدن با فشارهای روانی به منظور غلبه کردن، تحمل کردن و یا به حداقل رساندن عوارض اضطراب به کار گرفته می شود. (لازاروس و فولکمن، 1984)
مهارتهای مقابله ای رفتارهای آگاهانه ای هستند که با اتکاء به منابع مقابله که همان ویژگیهای ذاتی شخص قبل از وقوع اضطراب هستند به کار می آیند و اگر فرد از توانایی های خود برای رویارویی با شرایط اضطراب زا استفاده نکند، مهارتهای کسب شده نیز کارآیی لازم را برای مقابله با اضطراب نخواهند داشت.
انواع مقابله:
افراد در برخورد با مسایل اضطراب زایی که بهداشت روانی آنان را مورد تهدید قرار می دهد از مجموعه ای از مقابله های کارآمد و ناکارآمد بهره می گیرند که با به کارگرفتن مقابله های ناکارآمد، جز بدترشدن اوضاع و پیچیده تر شدن وضعیت حاصلی دربر ندارد. از این رو لازم است در هر رفتار مقابله ای میزان کارآمدی آن مورد توجه قرار گیرد.
در مقابله های کارآمد فرد تلاش می کند تا به طور آگاهانه بر مسائله اضطراب زا یا هیجان ناشی از آن متمرکز شود. در این تلاش تغییر منبع فشار روانی، برنامه ریزی برای انتخاب بهترین راه حل، خودداری از فعالیت های نسنجیده و بهره گیری از حمایت های مشاوره ای از جمله اقدامات صورت گرفته در شرایط اضطراب زاست.
در مقابله های کارآمد متمرکز بر هیجان نیز فرد تلاش می کند به منظور مهار و بهبود احساسات نامطلوب ناشی از شرایط فشارزا از طریق به دست آوردن حس همدلی و همدردی و حمایت اخلاقی، نگرش خوشبینانه به رویدادها، انجام اعمال مذهبی و پذیرش شرایط فشارزا اقدام نماید.
این در حالی است که در مقابله های ناکارآمد فرد با پرداختن به افکار آرزومندانه می خواهد شرایط اضطراب زا را خنثی کند، متوسل به مصرف دارو می شود، با بزرگنمایی مشکل آن را غیرقابل حل ارزیابی می نماید و برای فرار از مسئله خود را سرگرم می کند یا واقعیت را منکر می شود که در تمام این شرایط فرد فرصت یافتن راه حل برای مهار و کاهش رفتارهای اضطراب زا و رفع مشکل را از دست می دهد و سدی در برابر رفتارهای مقابله ای کارآمد ایجاد می نماید.

منابع:
*جان مارشال ریو، انگیزش و هیجان، ترجمه یحیی سید محمدی، 1376
*پارس، گلنیس، مقابله با بحران، ترجمه حمید مقدسی، 1375  

برگ سبز

سومین برگ سبز هدیه به تو که همچنان پله ها را یکی پس از دیگری پشت سر می گذاری. نردبان پوسیده است و پایه های آن جای فرو رفتن در هیچ زمین مُهر نخورده ای را نمی یابد، اما تو همچنان بالا می روی و یقین دارم که زودتر از همه همراهانت خواهی رسید. تو زنی و بوی بهشت را با خود داری و آموخته ای که دعوت حق را برای کمال یابی باید لبیک گفت.
یادی کنیم از «احلام مستغانمی» نویسنده عرب زبان [یادواره پیکر 1993]: «ما می نویسیم تا آنچه از دست داده ایم و آنچه ناگهان از ما دزدیدند را دوباره به دست آوریم، این یک نوشتن آگاهانه است.»
سوسن خیراندیش

پیامک


- سلام. من خودم زن هستم، ولی از اعتراضی که به سریال یوسف شده بود، ناراحت شدم. زنهایی هستند که شوهر خوبی دارند ولی رابطه نامشروع دارند چرا به قسمت خیانت زلیخا اعتراض نمی کنید؟ خودمان را گول نزنیم.
2125- - - 0917
- ممنون که درد ما را می نویسید.
2737- - - 0917
- ایراندخت باید امید و شوق به زندگی خانوادگی را در دختران زیاد کند نه آن که مایه دلسردی و زیاد شدن توقعات آنها باشد. خدا را در نظر بگیرید.
1412- - - -936
پاسخ به پیامکهای شما:
- از همراهی شما با ایراندخت ممنون. شهروند گرامی! با احترام به نظر شما اما کاش می نوشتید رفتار مردان متأهلی که ابراز تمایل و عشق به زنی دیگر یا پاسخ مثبت دادن به تمایل او را برای خود به حق و عادی می دانند، چه نام دارد؟ [خیانت یا یک حق شرعی و عرفی]
همراه گرامی! ما هم استحکام بنای خانواده را ارج می نهیم، اما امید و شوق در این کانون باید آگاهانه باشد تا پس از سالها زندگی مشترک، احساس خودفریبی، ساده اندیشی و... زنان ما را دچار فرسودگی نکند و با حس بازنده بودن عمر را سپری ننمایند.
مایه افسوس است که برخی پیامها به دلیل ادبیات نامناسب قابل درج در صفحه نبود. بهتر است حق گفتن و حق شنیدن را تمرین کنیم تا همواره پرسشگران و پاسخگویان فهیمی باشیم.
در ایراندخت اهداف روشنگرانه دنبال می شود و ما زنان مسلمان ایرانی مهر را به زردترین ها هم نثار می کنیم.
از طریق شماره تماس های 09177170875 و 2300337 منتظر پیامهای شما هستیم.
مقالات و دست نوشته های خود را هم می توانید به نشانی خیابان قصردشت، چهارراه ملاصدرا، کوچه 33، دفتر روزنامه عصرمردم ارسال کنید.

رييس انجمن باروري و ناباروري كشور:
 با افزايش سرانه درمان، بيمه ناباروري اجرايي شود
ایسنا: رييس انجمن علمي تخصصي باروري و ناباروري كشور با انتقاد از اجرايي نشدن بيمه ناباروري، ابراز اميدواري كردکه به دنبال افزايش سرانه سلامت در بودجه سال جاري، بحث بيمه خدمات ناباروري اجرايي شود. دكتر محمدرضا نوروزی با اشاره به تبعات اجتماعي و رواني ناباروري در زوج‌ها و بحث «بيمه خدمات ناباروري» كه از چندي پيش مطرح شده، گفت: در زمينه بيمه خدمات ناباروري سمينارها و كنگره‌هايي برگزار و تصميماتي اتخاذ شده است. وي گفت: به رغم تلاش‌هاي انجمن علمي - تخصصي باروري و ناباروري و همچنين موافقت‌هاي عنوان شده از سوي سازمان‌هاي بيمه‌گر، هنوز هيچ اقدام عملي در جهت استفاده زوج‌هاي نابارور از خدمات‌ بيمه‌اي درمان‌هاي ناباروري صورت نگرفته است. رييس انجمن علمي تخصصي باروري و ناباروري ابراز اميدواري كرد كه با افزايش ميزان سرانه در بودجه سال جاري، مساله بيمه ناباروري حل شده و زوجين نابارور بتوانند از خدمات بيمه‌اي درمان ناباروري بهره‌مند شوند. گفتني است؛ بر اساس اعلام كارشناسان، ميزان ناباروري در جهان 15 درصد گزارش شده است. همچنين حدود 5/2 ميليون زوج نابارور در ايران تخمين زده مي‌شود كه حدود 750 هزار زوج به درمان‌هاي پيشرفته ناباروري نياز دارند. همچنين هر دوره درمان ناباروري به طور متوسط حدود 5/2 ميليون تومان هزينه به دنبال دارد.

آخرین خبرهای هفته
ایلنا:  *تشکل همگرایی جنبش زنان خواستار شد
ایران به کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان بپیوندد.
*نخستین سند در حوزه هویت جوانان برای تأیید به رئیس جمهوری ارایه شد.
*رئیس شاخه زنان جبهه مشارکت:
در فضای مردسالار، امکان حضور زنان در قدرت کم است، اما غیرممکن نیست.
ایسنا:  *لاریجانی: پس از انقلاب حضور زنان برای کشور حالت تزئینی ندارد.
ایرنا: *نماینده بانوان در امور عشایر:
صنایع دستی زنان عشایر فاقد شناسنامه است.


«زینب پاشا»
 اسطوره مقاومت زن ایرانی
زن در فرهنگ ملی- اسلامی ایران، مظهر وفا، پاکدامنی، مدیریت، تلاش و از خودگذشتگی است اگر چه در برهه هایی از تاریخ پرفراز و نشیب کشورمان جز گوشه اندرونی مردان، جایی بهتر نداشته است. زن ایرانی از دیرباز در مبارزات ضد استبدادی و ضد استعماری، پا به پای مردان حضوری فعال یافته و در عرصه زندگی، نقش محوری مدیریت را بر عهده داشته است. چنانکه این خصیصه هم اکنون نیز در زنان ایلاتی، کرد، لر، آذری و... به یادگار مانده است.
در همین حال گرچه امروزه با پس رفتن اندیشه های متحجرانه، نقش زنان با خودباوری و مبارزات مدنی در عرصه های سیاسی، اجتماعی، علمی و فرهنگی پررنگ تر گشته است اما در روزگارانی که زن به عنوان «ضعیفه» و «ناقص العقل» و بخشی از «اموال شوهر» در چاردیواری خانه ها محبوس می گردید، تاریخ ایران شاهد درخشش شیرزنانی است که برای همیشه نامشان جاودان مانده است.
کارشناسان معتقدند تاریخ نگاری ایران، اغلب مردان را مورد توجه قرار داده و جایی برای نقش آفرینی «زن ایرانی» وجود نداشته است.
«زینب پاشا» و مبارزه علیه بیداد قاجار
از جمله زنان مبارزی که در تاریخ معاصر ایران تا حدود بسیاری ناشناخته مانده و اطلاعات چندانی از زندگی وی در دست نیست، زنی است تبریزی به نام «زینب پاشا» که به تنهایی نهضتی ماندگار و غرورآفرین برپا ساخت.
زینب پاشا که در منابع گوناگون با نامها و القابی چون: «بی بی شاه زینب»، «زینب باجی»، «ده باشی زینب» و «ائل قیزی» از او یاد شده است، فرزند «شیخ سلیمان» از مردان تهیدست محله «عمو زین الدین» تبریز بود. از تاریخ تولد، دوران کودکی و جوانی وی مطلبی در منابع تاریخی ذکر نشده است، اما نام «زینب پاشا» در جریان قرارداد استعماری رژی و آغاز مبارزات ضد استبدادی و ضد استعماری وی برای همیشه در تاریخ ثبت گردید.
واقعه قرارداد استعماری رژی یا همان واگذاری امتیاز تنباکو به دولت انگلستان اتفاقی بود که در دوران قاجار رخ داد. عصری که شاه به عنوان «مالک کشور» بدون هیچ قید و بندی اموال ملی را در اختیار بیگانگان قرار می داد، سال 1263 شمسی، زینب و گروه وی مبارزات خود را آغاز کرده و از اواخر دوره ناصری تا زمامداری مظفرالدین شاه در صحنه سیاسی آن دوران به نقش آفرینی پرداخته اند.
«زینب پاشا» و بستن بازار تبریز
پس از انتشار اخبار انعقاد قرارداد واگذاری امتیاز تنباکو به دولت استعماری انگلستان توسط چند روزنامه نگار تبریزی، این شهر نخستین کانون مبارزه و مخالفت با این قرارداد در کشور گردید.در پی فتوای مجتهد تبریزی بیش از 20 هزار تن از مردم تبریز در اعتراض به قرارداد رژی شورش کرده و با بستن بازار و حمله به چند مرکز دولتی مخالفت خود را با آن اعلام کردند، اما مدتی از این حرکت نگذشته بود که سربازان مسلح ناصرالدین شاه به سرعت در سطح شهر تبریز مستقر شده و ضمن سرکوب و متفرق کردن مردم و بازاریان، آنان را با زور و تهدید اسلحه مجبور به باز کردن مغازه ها می نمایند.در همین حال زینب پاشا به همراه گروه خود به بازار تبریز رفته و ضمن درگیری با مأموران، بازاریان را نیز دوباره مجبور به تعطیلی بازار می کنند.
حرکت دیگر زینب پاشا در جنبش مردم علیه گرسنگی و قحطی در سالهای انقلاب مشروطه متبلور می شود. «احتکار» در سالهای انقلاب مشروطیت در تبریز و آذربایجان بلای جان فقیران شده بود و محتکران و گرانفروشان از به ذلت نشاندن مردم، پولهای کلان به جیب می زدند.در این مقطع نیز قیام زنان تبریز به رهبری زینب پاشا آغاز می شود. زینب و هوادارانش محتکران را شناسایی کرده و به انبار آنان حمله می کردند. آنان آرد و گندم را از انبار بیرون کشیده و بین فقرای شهر و روستاهای اطراف پخش می کردند. برخی منابع تاریخی از فعال بودن 3 هزار زن در کنار زینب پاشا برای مبارزه با محتکران سخن به میان آورده اند.سخنرانی های آتشین زینب و شخصیت کاریزماتیک وی در فرهنگ و تاریخ آذربایجان به گونه ای تأثیرگذار و ماندگار شده که حتی در مثل ها و اشعار فولکلور مردم این دیار نیز جای گرفته است.
... و پایان نامعلوم یک مبارز:همچنانکه از اوایل زندگی زینب پاشا اطلاعی در دست نیست، سرنوشت وی نیز در منابع تاریخی در هاله ای از ابهام قرار گرفته است. نوشته اند که اواخر عمر با معیت همراهان قصد اعتکاف در کربلا می نماید. وی و همراهانش هنگام عبور از مرز مورد آزار و اذیت سربازان مرزی قرار می گیرند که وی به رغم سن زیاد به همراه یارانش قرارگاه مرزی را با خاک یکسان می نماید. وی از آنجا به کربلا رفته و از آن تاریخ نشانه ای از وی جود ندارد...

منابع:
-زینب پاشا، پیشتاز بیداری زن در عصر بیدادی قاجار، نوشته دکتر سیروس برادران شکوهی، محقق و استاد سابق گروه تاریخ دانشگاه تبریز.
-زینب پاشا، زن اسطوره ای آذربایجان، نوشته علی کریمی.
-شیرزنی به نام زینب پاشا، نوشته علیرضا مددیان
(مهرداد خوشکار مقدم، روزنامه ایران)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط عصر مردم 

صفحه 11-- 3اردیبهشت 88

 

نايب رئيس كميسيون قضايي مجلس:
«ازدواج مجدد بدون رضايت همسر اول» از لايحه حمايت از خانواده حذف شد

فارس: نايب رئيس كميسيون قضايي و حقوقي مجلس از حذف بند 23 لايحه حمايت از خانواده درباره ازدواج مجدد مرد بدون رضايت همسر اول خبر داد.  علي اسلامي پناه در خصوص بندهاي "لايحه حمايت از خانواده " با اشاره به جلسه‌اي كه با مسئولان دادگاه خانواده در اين خصوص برگزار شد،‌ افزود:‌ لايحه حمايت از خانواده همچنان در كميسيون قضايي و حقوقي در دست بررسي است.
اسلامي پناه تصريح كرد: حذف بند 23 و 25 لايحه حمايت از خانواده در شور اول با موافقت در كميسيون قضايي و حقوقي و صحن مجلس مطرح و تصويب شد.
وي در ادامه اضافه كرد: بند 23 و 25 لايحه حمايت از خانواده در كليات طرح حذف شده و به خصوص ازدواج مجدد كه در بند 23 اين قانون مطرح بود به شرط ذكر شده در قانون حمايت از خانواده سال 53 واگذار شد.
نايب رئيس كميسيون قضايي و حقوقي مجلس اظهار داشت: اگر قرار باشد بندهاي 23 و 25 مجدداً به لايحه برگردانده شود بايد دوباره مورد بحث و بررسي قرار گيرد.
وي تصريح كرد: فعلاً اين دو بند حذف شده است ولي اگر در شور دوم مجدداً‌ مطرح شود در اين صورت بايد مجدداً بررسي شوند.
وي با بيان اينكه پديده تعدد زوجات در جامعه امري غير قابل انكار است،‌ گفت: در خصوص ازدواج مجدد فقط خود ازدواج مطرح نيست بلكه موضوعات مهم و اساسي ديگري هم مطرح است.
وي خاطرنشان كرد: منظور از لايحه حمايت از خانواده، حمايت از خانواده اول است چرا كه ممكن است در ازدواج مجدد به خانواده اول و پايه‌هاي آن لطمه وارد شود.
اسلامي پناه ابزار داشت: انهدام كانون خانواده اول در ازدواج‌هاي مجدد و تأثيرات آن بر فرزندان همچنين مسئله سهم الارث زن از مرد از مباحث مهم ازدواج‌هاي مجدد است.
وي با بيان اينكه هيچ مردي هرگز نمي‌تواند عدالت را بين زوجين خود رعايت كند، گفت: شرط شرع براي ازدواج مجدد رعايت عدالت بين زوجات است كه هرگز هم رعايت نخواهد شد.
نايب رئيس كميسيون قضايي و حقوقي مجلس اضافه كرد: براي احراز عدالت در ازدواج مجدد هيچ كس به اندازه زن اول صلاحيت تشخيص آن را ندارد هرچند كه مسئله مالي و حقوقي اين كار به دادگاه واگذار شود.
وي اضافه كرد: فقط زوجي كه با هم زير يك سقف زندگي كرده باشند، مي‌توانند نسبت به خصوصيات مهم اخلاقي يكديگر به خصوص عدالت و رعايت آن اظهار نظر كنند.

سهم زنان در خانه های بی هویت
چادرشب های سوخته و روزهای خاکستری

زنهاتان را مترسک می پسندید
تا نگهبان کشته ها و یادگار قباهای کهنه تان باشند
دیر نمی بینم
که کشته ها با قباهای کهنه تان بر باد خواهد رفت!
سوسن.خ (فریاد)
جامعه ما هنوز نپذیرفته است که مترسکها دیگر گنجشکها را نمی پرانند تا ثابت کنند که دیگر این نقش تحمیلی را پذیرا نیستند و این مقاومت ادامه خواهد یافت تا بر باد رفته ها جامعه را بیدار کنند و مردان بپذیرند که دیگر صرف «مادری فداکار» و «همسری کدبانو و مهربان» بودن قادر نیست احساس رضایت را در جامعه زنان ما ایجاد کند و این قشر نیاز دارند که در کنار ایفای نقش مادری و همسری به عنوان زنان مسلمان ایرانی، «حس زن بودن» را نیز برای همیشه در خود زنده نگه دارند و هویتی مستقل از همسر و فرزندان خود داشته باشند. به عبارت دیگر زنان ما نیازمند آن هستند که از سوی جامعه مجاز باشند به عنوان یک انسان بین نقشهای [شاید متضاد]مختلفی که باید ایفا نمایند، تفکیک قایل شوند [به انتخاب و اختیار خود]و ضمن ارضای نیازهای ذاتی و فطری خود به ایفای نقش در خانواده بپردازند. در این بین انتظارات متقابل زنان و دیگر اعضای خانواده [همسر و فرزندان]می تواند در برآورده شدن به حق مطالبات زنان به عنوان عضوی از جامعه انسانی اثرگذار باشد.
بر این اساس این پرسش مطرح می شود که انتظارات متقابل زنان و اعضای خانواده از یکدیگر چیست و در صورت عدم تطابق و هماهنگی این انتظارات چه پیامدهایی [منفی] زنان و کل خانواده را مورد تهدید قرار می دهد؟
در گزارشی که در ادامه می آید چند تن از زنان و  مردان متأهل شیرازی پاسخگوی پرسش فوق بوده اند.
سیما یک زن متأهل 43 ساله شیرازی است. وی از 23 سالگی  تدریس در مدارس راهنمایی را بر عهده داشته و معتقد است که اغلب زنان متأهل و همسال  او [از دوستان، اقوام و آشنایانش] سالهاست آرزوهای خود را از یاد برده اند، حتی نمی دانند چه رنگی یا چه غذایی را دوست دارند و شخصی ترین انتخاب خود را هم بنا به سلیقه و نظر همسر و فرزندان انجام می دهند. سیما مدعی است که خودش برای مبتلا نشدن به چنین وضعی سالهای سال مقاومت کرده، اما بالاخره تسلیم شده و برای رهایی از تحقیر و سرزنش ها از سوی همسر و 2 فرزند پسرش در انتخابهای شخصی به انتخاب آنها تن داده است. وی اعتقاد دارد که حق انتخاب از عمده ترین انتظارات زنان جامعه ما از خانواده است.
رؤیا دختر دانشجویی است که به رغم نامزد شدن با یکی از دانشجویان همدوره اش هنوز نمی تواند به طور قاطع در مورد ازدواج با او و یا هر جوان دیگری تصمیم گیری کند. وی از آینده می ترسد و نمی خواهد به سرنوشت مادرش دچار شود.
مادر رؤیا با داشتن 3 فرزند بعد از 28 سال زندگی مشترک در سن 52 سالگی از همسرش جدا شده و به اتفاق رؤیا و برادرش زندگی را ادامه داده است. رؤیا تمام نارضایتی های مادرش را از زندگی مشترک [به رغم برخورداری از امکانات رفاهی مناسب] به خاطر دارد و در این باره می گوید: مادرم تحصیلات دانشگاهی داشت و کارمند یکی از ادارات دولتی بود، اما بعد از 28 سال زندگی مشترک یکباره تقاضای جدایی را مطرح کرد و گفت که خودش را گم کرده و تنها با رهایی از مسئولیت هایی که زندگی با پدر برایش ایجاد می کرده قادر است از این گم گشتگی رهایی یابد.
این دختر جوان شیرازی معتقد بود که اگر او و دیگر دختران جوان تجربه مادران خود را تکرار کنند، زندگی را باخته اند. رؤیا می گوید: اگر مادرم در ابتدای زندگی مشترک انتظارات خود را به خوبی تشخیص و به همسرش انتقال داده بود می توانست زندگی موفقی را تجربه کند. وی تکرار دعوا و قهر و آشتی های مکرر در زندگی پدر و مادرش را نتیجه ناآگاهی آن دو از انتظارات خود و طرف مقابل از زندگی مشترک می داند و اعتقاد دارد که آنها به همین دلیل مدام دچار تزلزل در تصمیم گیری برای ادامه زندگی مشترک یا جدایی بوده اند.
در همین حال زنانی هم معتقدند که ایفای نقش مادری و همسری تمام انتظارات آنها را برآورده می کند و با توجه به نیاز و وظیفه ذاتی و سنتی خود حاضرند بدون هیچ چشمداشتی، مشکلات زندگی را تحمل نمایند. [به بیان دیگر بسوزند و بسازند]
سولماز زن جوانی با دو فرزند 4 و 9 ساله از این دسته است. وی بعد از بچه دار شدن به خواست همسرش از شغل خود [حسابداری در بانک] کناره گیری کرده است. سولماز می گوید: همین قدر که بتوانم فرزندانم را خوب تربیت کنم و بچه های سالم، درستکار و موفقی را تحویل جامعه بدهم [هدف شوهر سولماز با شغل آزاد هم همین است] احساس رضایت می کنم.
شوهر سولماز برای تأمین مخارج زندگی آنها از 7 صبح تا 8 شب کار می کند [در واحد کسب شخصی] و ظهرها برای استراحتی 3 ساعته به خانه می آید، درآمدش خوب است و عید نوروز و تابستانها خانواده اش را به مسافرت می برد. سولماز هم تلاش می کند به عنوان زنی کدبانو از پولی که شوهرش در اختیار او می گذارد بهترین استفاده را داشته باشد تا هم آینده فرزندان تأمین گردد و هم  آبروی همسرش حفظ شود در ضمن با خریدن طلا برای خودش هم پولی پس انداز کند. او به همین سادگی خوشبختی را تعریف می کند و از زندگی راضی است. سولماز زندگی پدر و مادرش را هم طبق همین روال تعریف می کند و پیش بینی اش آن است که فرزندانش هم تحت تأثیر تربیت او و همسرش همین روال را ادامه خواهند داد. [همه برای فرزندان زندگی کرده، می کنند و خواهند کرد.]
مینا زن دیگری است که میانسالی را پشت سر گذاشته با شکر و سپاس از خدا سر صحبت را باز می کند و می گوید: شکر خدا چهار پسرم همه دانشگاه رفته و سرکار هستند. تنها دخترم هم خانه دار است و دو فرزند دارد که هر روز به دیدنم می آیند. مینا از این که به محض ناخوشی یا دلتنگی از توجه و محبت فرزندانش برخوردار می شود راضی است و اعتقاد دارد که هیچ زنی بیش از این از زندگی نمی خواهد.
تنها مشکل مینا ازدواج مجدد همسرش با زنی 28 ساله است و مینا برای جبران این بی مهری شوهرش با سفرهای زیارتی در طول سال خودش را سرگرم و دلخوش می کند و می گوید: شوهرم اگر زن گرفته ولی خدا شاهد است که برای من و بچه ها هیچ کم نگذاشته و اگر سالی 10 سفر زیارتی هم بروم بی کم و کاست پول در اختیارم می گذارد. در همین حال فریبا، همسر یکی از پسران مینا که 22 سال سن دارد با انتقاد پنهانی از زندگی مینا اعتقاد دارد که چنین زنانی برای توهین به خود با همسرانشان همراه می شوند و حق برخورداری از مجموعه ای از امتیازات انسانی را به بهایی اندک می فروشند. وی اعتقاد دارد که این قبیل زنان به رغم نبود اختیارات قانونی برای اعتراض به وضع پیش آمده می توانند با اتخاذ تصمیمات و موضع گیری های مناسب حقوق پایمال شده خود را احیاء کنند و با در نظر داشتن اهداف شخصی زندگی را سپری نمایند. وی اشکهای ناشی از دلشکستگی و دلتنگیهای مادرشوهرش را در غیاب همسر [ و ایامی که او با زن دیگر به سر می برد]، به عنوان گوشه ای از نتایج برخورد نامناسب وی با ازدواج مجدد شوهرش می داند.
فریبا تحصیلات دانشگاهی دارد اما خانه دار است. وی معتقد است که برخی خانه ها تنها به یک مرغداری شباهت دارد که خروس و مرغ در آن خانه تنها وظیفه زاد و ولد و پرورش جوجه را بر عهده دارند. وی به رغم خانه دار بودن برای وقتش برنامه ریزی دقیقی دارد و علاوه بر کارهای خانه و استفاده از کلاسهای ورزشی و هنری به مطالعه کتابهای فلسفی و ادبی هم می پردازد.
فریبا با همسرش قرار گذاشته که بعد از راهی شدن دو فرزندش به مدرسه، کار در بیرون از خانه را با توجه به علایقی که دارد دنبال کند.
وی معتقد است که همین قول و قرار و هدف گذاری باعث شده با اشتیاق بیشتر به تربیت فرزندان و ایفای وظایف در قبال همسرش بپردازد.
فریبا می گوید: زنی که برای خواسته ها و عمر خودش ارزش قایل نیست و زندگی هدفمندی را دنبال نمی کند قادر نیست فرزندانی موفق را هم تربیت کند و در نهایت به دلیل وابستگی زیاد به همسر و فرزندانش [چون خود را درآنها همیشه جستجو می کند]و انتظارات غیرمنطقی از آنها، از سوی همه طرد می شود و شوهر و فرزندانش تنها به دیده ترحم به او توجه می کنند که آخر و عاقبت چنین زنی که حس می کند تمام عمر و جوانی و سلامتی خود را وقف همسر و فرزندانش کرده، سرنوشتی غم انگیز است و به افسردگی وی منجر می شود. گفتگو با چندین دختر و پسر جوان و مجرد شیرازی و سه مرد متأهل به نتایجی کاملاً مشابه منجر شد. جوانان مزبور همگی ایجاد محیطی شاد و آرام برای رشد و تغییر و آسودگی خاطر را از مادران خود انتظار داشتند.
مردان متأهل هم معتقد بودند که زن باید امنیت و آرامش را در خانه برقرار کند و این وظیفه را نسبت به امور دیگر [شخصی و غیرشخصی]در اولویت قرار دهد. جوانان و مردان مزبور مادر و همسری را ستایش می کردند که قادر باشد با اعمال مدیریت خواسته های فوق را در محیط خانه محقق کند. جالب توجه آن بود که هیچ یک طرف مقابل خود را به عنوان یک انسان با هویت و جایگاهی مستقل در نظر نمی گرفت و انتظار نداشت که این انسان با رشد و کمال خود مایه افتخار خانواده و زمینه تربیت بهتر فرزندان و استحکام کانون خانواده را فراهم آورد.
هر دو طرف بازنده هستند
مریم کوشکی از استادان دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه شیراز، در پاسخ به پرسش مطرح شده در این گزارش می گوید: این انتظارات و نتایج حاصل از عدم تطابق آنها بستگی به سنتی یا غیر سنتی بودن خانواده ها دارد.
وی معتقد است که به رغم رشد 50 درصدی تحول در انتظارات متقابل زنان و اعضای خانواده از یکدیگر، هنوز هم در خانواده های سنتی زنان بایستی مطابق گذشته تمام وظایف شوهرداری و فرزندداری را بر عهده بگیرند در حالی که در خانواده های غیر سنتی مشارکت در امور پذیرفته شده است. وی نتیجه اثرگذاری عامل عدم انطباق انتظارات بر خانواده و زنان را از دو منظر به قضاوت می گذارد که موضع گیری زنان در برابر این عدم انطباق تعیین کننده این نتایج است. کوشکی می گوید: برخی زنان در چنین موقعیتی فشارهای جسمی و روحی ناشی از این عدم تطابق انتظارات را می پذیرند که در نهایت به پایین آمدن آستانه تحمل آنها [گاهی تا مرحله جدایی و طلاق]منجر می شود.
به اعتقاد وی گروهی از زنان که سازگاری با شرایط ناشی از عدم تطابق انتظارات را نپذیرفته اند با نشان دادن واکنش موضع گیری می کنند و اغلب با واکنش های منفی همسر و فرزندان روبه رو می شوند. البته در مواردی نیز واکنش زنان عقلانی و مهار شده است که آن هم بسته به دیدگاه دیگر اعضای خانواده می تواند تا اندازه ای نتایج مطلوب را در پی داشته باشد.
وی معتقد است در شرایط کنونی به دلیل آنکه پدران، مادران و همسران تحت تأثیر اندیشه های نسل قبل از خود هستند، شرایط جدید و موضع گیری های زنان جامعه چندان پذیرفته شده نیست. این عضو هیأت علمی دانشگاه شیراز می گوید: در هر دو شکل موضع گیری فوق خطر از هم گسیختگی خانواده را تهدید می کند. با این تفاوت که در شرایط سازگارشدن زن، وی بیشترین ضربه را نسبت به دیگر اعضای خانواده متحمل می شود. کوشکی همچنین معتقد است که برای پیشگیری از وقوع خطر مزبور، رسانه ها باید تغییرات ایجاد شده در انتظارات و دیدگاههای زنان را انعکاس دهند تا دیگر اعضای خانواده به تصور آنکه این اتفاق تنها مختص به یک خانم است، در برابر مادر و همسر خود واکنش منفی نداشته باشند. وی تغییر قوانین و انطباق آن با شرایط جدید و ایجاد مراکز مشاوره را نیز به عنوان یک ضرورت مورد تأکید قرار داد.
کلام آخر:
براساس آمار اعلام شده از سوی معاون حقوقی و سجلی ثبت احوال کشور، در سال گذشته به طور متوسط در هر ساعت یکصد ازدواج و 13 طلاق به ثبت رسیده است. به بیان دیگر 13 درصد از ازدواجها به طلاق منجر شده است. برهمین اساس و طبق پرونده های مربوط به طلاق در کشور 61 هزار و 650 مورد طلاق غیر توافقی و 93 هزار و 75 مورد توافقی بوده است. فاطمه بداغی، وکیل و کارشناس مسایل حقوقی با اعلام آمار فوق افزود: اختلاف آمار طلاقهای توافقی و غیرتوافقی طی سالهای گذشته، بیانگر رشد آمار طلاقهای توافقی و افزایش اختلاف طلاقهای توافقی و غیرتوافقی است و این مسئله هشداری جدی برای خانواده هاست که باید با تحلیل های فرهنگی از افزایش غیرمنطقی آن جلوگیری کرد.
طی مراجعه به 3 دفتر ثبت ازدواج و طلاق و به نقل از یک منبع مطلع در مجتمع قضایی خانواده شیراز، در اغلب طلاق های توافقی، زنها نه تنها مهریه را می بخشند، بلکه از حقوق دیگر خود مانند نفقه، اجرت المثل و جهیزیه هم می گذرند و در قبال آن تقاضای پذیرش فرزندان را مطرح می کنند که این روند می تواند بیانگر اعلام تقاضای طلاق از سوی زن و سپس موافقت مرد با این تقاضا باشد و این احتمال را تقویت می کند که زن با نیت آزاد شدن از قید مسئولیت تن به طلاق نداده است. در چنین شرایطی انتظار می رود متولیان امر و از آن مهمتر اعضای خانواده قبل از آنکه این کانون مقدس به مکانی ناامن و تنش زا [و در نهایت از هم گسیخته]تبدیل شود، زمینه مطلع شدن از انتظارات خود و طرف مقابل و تعدیل این انتظارات به سمت انطباق بیشتر را فراهم آورند.


برگ سبز


اولین، دومین، سومین... و هفتمین سین سبز هم بر شاخه ها جوانه می زند. با آنکه باور دارد دوباره رسیدن فصل سرد و برگ ریزان و افتادن را و تو نیز برمی خیزی و جوانه می زنی و همچنان برپا می مانی، با آن که افتادنت را به تماشا نشسته بودند و باور نداشتند که در سردترین فصلها هم ریشه می زدی تا خاک میزبان ماندنی ترین بودن ها شود. سبزترین برگها هدیه به تو که ماندن و بودن را از طبیعت آموخته ای و مهر را به زردترین ها هم نثار می کنی.
دومین برگ سبز پیش روی شماست. پیام هایتان را پاس می داریم و پذیرای مقاله ها و دیدگاههای شما هستیم.
سوسن خیراندیش


پیامک

- جای صفحه ای با این نام و محتوا در روزنامه های شیراز خالی بود. همراهتان هستیم. 2659---0917
- خسته نباشید. چرا مطلب زن و مطبوعات منبع نداشت؟ حیف بود! 5892---0917
- لطفاً بررسی کنید در شرایطی که می توانند جلو فروش مشروبات الکلی را بگیرند چرا مواردی مانند شیشه، تریاک و کراک نه تنها فراوان است ارزان تر هم شده و به راحتی در دسترس است؟  6599---0917
پیامهای شما رسید همراهی تان دلگرمی می آورد. تذکرتان بجا بود. مطلب زن و مطبوعات برگرفته از کتاب «از صبا تا نیما»، جلد سوم تألیف یحیی آرین پور بود. در مورد مواد موجود در بازار تلاش می کنیم در قالب مصاحبه ای پاسخ را از متولیان امر دریافت و در روزنامه درج نماییم.
از طریق شماره تماسهای 09177170875 و 2300337 منتظر پیامهای شما هستیم.
مقالات خود را هم می توانید به نشانی خیابان قصردشت، چهارراه ملاصدرا، کوچه 33، دفتر روزنامه عصرمردم ارسال کنید.

زن و تاریخ

زنان دلاور در تاریخ ایران
در تاریخ ایران زمین زنان دلاور و سرنوشت ساز همواره نقش های اثرگذاری را بر خاک این دیار از خود به یادگار گذاشته اند که در این بخش به معرض چند تن از این دلاوران می پردازیم:
رام بهشت: نام موبدی است که در شهر استخر برای ناهید، معبدی ساخته بود. رام بهشت مادر بابک و همسر ساسان است که در کنار دریاچه بختگان حکومت می کرد و برای فرزند دیگرش به نام اردشیر، نگهبان سالاری شهر داراب را گرفت و این آغازی برای به وجود آمدن سلسله ساسانی در ایران بود.
یوتاب: سردار زن ایرانی و خواهر آریوبرزن که سردار نامدار ارتش شاهنشاهی داریوش سوم بوده است. وی در نبرد با اسکندر گجستک همراه آریوبرزن فرماندهی بخشی از ارتش را بر عهده داشته است. او در کوههای بختیاری راه را بر اسکندر بست ولی یک خائن راه را به اسکندر نشان داد و او از مسیر دیگری به ایران هجوم آورد. از یوتاب به عنوان شاه آتروپیان [آذربایجان]در سالهای 20 قبل از میلاد تا 20 پس از میلاد نیز یاد شده است.
آذر آناهید: ملکه ملکه های امپراتوری ایران در زمان شاهنشاهی شاپور یکم که بنیانگذار سلسله ساسانی است. نام این ملکه و اقدامات دولتی وی در قلمرو ایران در کتیبه های کعبه زرتشت بارها آمده و ستایش شده است.
آرتمیس: نخستین زن دریانورد ایرانی که فرمان دریاسالاری خود را از خشایارشاه هخامنشی در جنگ ایران و یونان دریافت کرد. در این جنگ که بسیاری از ناوگانهای دریایی تحت فرماندهی مردان از دشمن شکست خوردند ناوگان تحت فرماندهی آرتمیس بر یونانیان پیروز شد.
آتوسا: دختر کوروش و همسر باکفایت داریوش بزرگ و مادر خشایارشاه که ملکه بیش از   28 کشور آسیایی در زمان امپراتوری داریوش بزرگ بود. آتوسا چندین بار در لشکرکشی های داریوش بزرگ یاور روحی و فکری او بوده و چندین نبرد مهم تاریخی نیز به فرمان ملکه  آتوسا صورت گرفته است.
آریاتس: یکی از سرداران مبارز هخامنشی ایران در سالهای پیش از میلاد است. مورخان یونانی در چند جا نامی کوتاه از وی به میان آورده اند.
    

  اخبار هفته
اعتراض رئيس شاخه بانوان حزب اعتمادملي به ترويج چند همسري در سريال يوسف پيامبر

فارس: رئيس شاخه بانوان حزب اعتمادملي به ترويج چند همسري در سريال يوسف پيامبر اعتراض كرد.
 ائتلاف اسلامي زنان متشكل از گروه‌هاي اصولگرا و اصلاح‌طلب در نشستي به ترويج چند همسري و طرح مسئله ضعف بانوان در برنامه‌هاي تلويزيون از جمله سريال يوسف پيامبر اعتراض كرد.
بدر السادات ميرموسوي، رئيس شاخه بانوان حزب اعتماد ملي گفت: در اين نشست پيرامون مسائل مختلف زنان بحث و تبادل نظر شد. از آن جمله در خصوص رفتار تبليغاتي جرياني است كه در صدد است تا برخي از مسائل مهم جامعه را در نظر مردم عادي جلوه دهد. وي افزود: يكي از اين مسائل مهم موضوع تعدد زوجه است كه متأسفانه در برنامه‌هاي صدا و سيما به ويژه در سريال پر مخاطب يوسف پيامبر به وضوح ديده مي‌شود. ايونا در اين‌باره گزارش داد،‌ ميرموسوي تصريح كرد: متأسفانه در اين سريال ضعف زنان، شكسته شدن قباحت چند همسري و عادي شدن اين جريان‌ها مطرح شده است، كه انتشار آن در يك سريال ديني ضربه و وهن دين است و از آن‌جا كه اين سريال در برخي از كشورهاي منطقه نيز پخش مي‌شود، رايج كردن اين تفكر بازخورد منفي دارد و موجب وهن جمهوري اسلامي ايران نزد افكار عمومي ديگر كشورها مي‌شود. ‌در اين جلسه بسياري از چهرهاي شاخص فعالان عرصه زنان از جمله معصومه ابتكار، مريم بهروزي، نوبخت، فخرالسادات محتشمي پور و ... حضور داشتند.

علل اصلی قتل والدین توسط فرزندان
مهر: معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی کشور نسبت به رشد سه درصدی قتل والدین توسط فرزندان در کشور هشدار داد. سرهنگ مصطفی رجبی در اولین نشست خبری خود در سال جدید گفت: بر اساس آمارهای موجود قتل والدین توسط فرزندان نسبت به سال 86، 3 درصد افزایش دارد و اعتیاد به مواد مخدر و تامین پول برای خرید مواد مخدر یکی از علل اصلی قتل والدین توسط فرزندان است. وی ادامه داد: قتل با منشا اختلافات خانوادگی 10 درصد افزایش داشته است. قتل توسط بستگان در سال 87 نسبت به سال 86 تغییری نداشته است و همان 33 درصد سال 86 در سال 87 نیز ادامه داشته است. وی افزود: 16 درصد از قاتلان شوهران، 6 درصد همسر (زن)، 12 درصد والدین و 11 درصد فرزندان بوده اند. معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی اظهار داشت: قتل مرد توسط زن در سال 87 کاهشی نداشته و تفاوتی نکرده است، اما قتل زن توسط مرد کاهش یافته است. قتل فرزندان توسط والدین نیز یک درصد کاهش را نسبت به سال 86 نشان می‌دهد.

مخبر فراكسيون زنان مجلس:
زنان دستفروش را حمايت كنيم

توانا: مخبر فراكسيون زنان مجلس با تأكيد بر ضرورت حمايت از زنان دستفروش گفت: از آنجا كه برخي از زنان دستفروش، سرپرستي خانواده را بر عهده دارند، بايد در زمينه رفع مشكلات مالي اين قشر تدابيري انديشيده شود.
لاله افتخاري اظهار داشت: مشكلات زنان دستفروش را بايد از جهات مختلف مورد بررسي قرار داد تا از اين طريق بتوانيم به راه‌هاي مؤثر براي رفع مشكلات آنها دست يابيم. وي با اشاره به نقش شهرداري در اين خصوص تصريح كرد: شهرداري مي‌تواند با ايجاد جايگاه‌هاي ويژه و غرفه‌هاي متعدد به زنان دستفروش اين فرصت را بدهد تا آنها به فروش محصولات خود بپردازند. افتخاري در ادامه افزود: بايد از زنان دستفروش به طور جدي حمايت شود؛ تا آنها بتوانند به نحو احسن زندگي خود و فرزندانشان را اداره كنند. وي در پايان خاطرنشان كرد: دولت نيز بايد با انجام برنامه‌ريزي‌هاي مناسب در راستاي حمايت از زنان دستفروش تلاش كند؛ تا ديگر شاهد بروز برخي از مشكلات از سوي اين افراد هم براي خود و هم براي جامعه نباشيم.

تمام زنان سرپرست خانوار ظرف 2 ماه آينده سهام عدالت دريافت مي‌كنند
فارس: مدير دبيرخانه هيئت واگذاري سهام عدالت از واگذاري سهام عدالت زنان سرپرست خانوار ظرف 2 ماه آينده خبر داد.
ابوالقاسم شمس در خصوص واگذاري سهام عدالت زنان سرپرست خانوار گفت: طبق هماهنگي‌هايي كه با وزارت كار صورت گرفته است، بانك اطلاعات مربوط به اين افراد جمع‌آوري و تكميل شده‌ است. شمس در ادامه اضافه كرد: اطلاعات مربوطه به زنان سرپرست خانوار براي دريافت سهام عدالت به دبيرخانه ارسال و در حال حاضر در ستاد واگذاري سهام عدالت در حال پردازش و بازنگري است. وي تصريح كرد: اطلاعات 6 هزار زن سرپرست خانوار به همراه 17 هزار نفر از افراد تحت تكفلشان در دبيرخانه ستاد سهام عدالت در حال اجراست.
مدير دبيرخانه هيئت واگذاري سهام عدالت در خصوص واگذاري سهام عدالت گفت: اولويت در واگذاري سهام به 6 دهك پائين درآمد اختصاص دارد.
شمس در خصوص افرادي كه تازه جزء زنان سرپرست خانوار مي‌شوند، ‌اضافه كرد: واگذاري سهام عدالت در حال حاضر براي 6 دهك وضعيت موجود برنامه‌ريزي شده است و براي واگذاري سهام به افراد جديد بايد منتظر قانون و دستورات جديد باشيم. وي تأكيد كرد:‌ بر طبق برنامه‌ريزي‌ها براي واگذاري سهام عدالت ابتدا زنان سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزيستي و سپس زنان كارگر سرپرست خانوار سهام دريافت مي‌كنند. مدير دبيرخانه هيئت واگذاري سهام عدالت خاطرنشان كرد: با توجه به اين كه تا پايان سال فرصتي باقي نمانده است،‌ تمام تلاش دبيرخانه ستاد اين است كه سهام عدالت زنان سرپرست خانوار را در نهايت ظرف دو ماه آينده پرداخت كند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت   توسط عصر مردم 

صفحه 11--27 فروردین 88

 

از سوی دو مقام کشوری اعلام شد:
آخرین نگرانی ها در روزهای پایانی سال 87

جامعه زنان ما سال گذشته را در حالی پشت سر گذاشتند که در آخرین روزهای اسفند یکی از معاونان مرکز امور بانوان و خانواده ریاست جمهوری و نماینده امور زنان در وزارت اقتصاد و امور دارایی، نگرانی ها و نویدهایی را برای این قشر مطرح کرد. زهرا سجادی، رشد آمار پذیرفته شدگان زن در مؤسسات آموزش عالی را از جمله موارد نگران کننده ذکر کرد.
وی که در نخستین همایش علمی- پژوهشی درآمدی بر کارنامه نظام جمهوری اسلامی درباره حضور زنان در عرصه های مختلف اجتماع سخن می گفت، برای اثبات نگرانی فوق تصریح کرد: پذیرفته شدن تعداد زیادی از زنان در مراکز دانشگاهی، بحرانی را در عرصه اشتغال ایجاد خواهد کرد که فشارهای روحی، روانی و اجتماعی را در پی دارد.
سجادی برای رفع نگرانی فوق، ضرورت توجه و برنامه ریزی دقیق دولت برای ایجاد حد و حدود در این زمینه را بیش از پیش خواستار شد.
وی معتقد است که وظیفه اصلی مادر، تربیت فرزندان و حضور در خانواده است.
سجادی با استناد به اعتقاد فوق گفت: حضور زنان در دو بخش آموزشی و پزشکی در جامعه لازم است، اما در بخش های دیگر حضور آنان ضرورت ندارد.
وی با ارایه راهکاری مبنی بر ارایه خدمات فنی و مهندسی از سوی زنان از درون خانه، نویدی را نیز به جامعه زنان ارایه داد و آن پیشنهاد ایجاد مشاغل خانگی از سوی مرکز امور بانوان و خانواده ریاست جمهوری است که می تواند زمینه حضور غیر رسمی زنان را در اجتماع فراهم آورد.
سجادی نگرانی هایی را نیز در ارتباط با بن بست های پیش روی زنان دیگر کشورها و کاهش زاد و ولد در آن ممالک به دلیل فعالیت های اجتماعی بیش از حد زنان آن جوامع اعلام کرد و گفت: در کشور ما نگاه ارزشی به زنان اولویت دارد و نمی توانیم خود را با کشورهای دیگر مقایسه کنیم.
معاون مرکز امور بانوان، اشتغال 70 درصد کرسی های پزشکی در دانشگاه ها توسط دختران را نیز مورد اشاره قرار داد و گفت: به این ترتیب فکر می کنید آینده کشور چگونه تأمین خواهد شد؟ وی در خاتمه تأکید کرد: جایگاه رشد فعالیت زنان در جامعه فراهم است، اما خدا آن را از او به عنوان تکلیف و مسئولیت نمی خواهد.
کفایت امیرپور، نماینده امور زنان در وزارت اقتصاد و امور دارایی نیز نگرانی های ویژه خود را دارد.
وی مشکلات خانواده های ایرانی را تحلیل کرده و گفته است: چشم و همچشمی عمده ترین این مشکلات است و بعضی زنان به خاطر تعویض وسایل خانه و تشریفات و ظواهر زندگی، همسران خود را به زحمت و مشقت می اندازند.
وی رفتار زنانی را که در مشکلات سخت با شوهران خود همراهی نمی کنند و در برابر خواست های خود اهل گذشت نیستند را نیز مورد انتقاد قرار داده است.
راهکار ارایه شده از سوی این فعال جامعه زنان ایرانی در وزارت اقتصاد و امور دارایی برای رفع مشکلات اقتصادی آن است که اخلاق نیکو و صمیمیت بین زوجین برقرار شود و هر دو از طمع و زیاده خواهی دست بردارند.

موانع مشارکت فعال زنان در عرصه های مختلف

مشارکت فعال زنان به عنوان نیمی از اعضای جامعه بشری قرنهاست که در دنیا مورد توجه قرار گرفته است. از این رو در هر بخشی از این جامعه به تناسب شرایط فرهنگی، اقلیمی، مذهبی و اقتصادی راهکارهایی به منظور تحقق هدف مزبور به کار گرفته شده است.
در برخی جوامع منفک شدن زن از خانه و آزاد کردن وی از قید و بندهایی که نقش هایی چون همسری و مادری بر زنان تحمیل می کرد را بهترین راهکار دانستند و در جوامع دیگر بدون برداشتن این قید و بندها [که تشدید آن به رکود فکری منجر می شود] زنان را به دلیل عدم مشارکت فعال در عرصه های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی به باد استهزاء گرفته و آنها را به ناتوانی متهم کردند و در جوامع دیگر با ایجاد تعادل بین نقشهای همسری و مادری و اجتماعی زنان، زمینه مشارکت فعال آنان در عرصه های مختلف را فراهم آوردند.
در هر صورت در هر جامعه ای که مشارکت فعال زنان محقق شده است، موانع و مشکلاتی وجود داشته و دارد و بنا به اهمیتی که آن جامعه برای مشارکت زنان قایل می باشد حرکتهایی برای رفع این موانع صورت گرفته است.
در کشور ما نیز به رغم تلاشهایی که در چند دهه اخیر به منظور رفع موانع مشارکت زنان صورت گرفته، شاهد حضور مؤثر و فعال زنان توانمندمان در عرصه های اثرگذار نیستیم. نبودن حتی یک وزیر زن در کابینه دولت، یک استاندار زن در وزارت کشور و تعداد بسیار محدود زنان در پست های مدیر کلی [در فارس تنها یک نفر] مشتی نمونه خروار است برای اثبات این ادعا.
بر این اساس شکی نیست که هنوز موانعی جدی برای مشارکت فعال زنان در جامعه ما وجود دارد.
صدیقه یکی از زنان شیرازی است که در یکی از دانشگاه های این شهر تدریس می کند. وی معتقد است که وجود موانع مختلف برای مشارکت زنان [در گذشته] در قالب های مختلف جلوه یافته و آنها را به موجودی ثانوی تبدیل ساخته که در نهایت، حبس در زاویه ها و کنج خانه ها را نصیب این قشر می کرده است.
این استاد رشته زبان و ادبیات فارسی، عدم شرکت فعال و گسترده زنان در مسایل جدی جامعه و در اغلب موارد رکود فکری بین آنان را [در شرایط کنونی] نتیجه روند مزبور می داند و اعتقاد دارد که در بخش عظیمی از قشر زنان حتی در صورت صدور اجازه از سوی جامعه هم، حرکتی را برای مشارکت شاهد نیستیم.
نغمه از دختران جوان و دانشجوی شیرازی است. وی عمده ترین مانع برای مشارکت زنان در اجتماع را به تصویری مربوط می داند که فرهنگ عمومی ما از زن ارایه می دهد.
وی معتقد است که منسوب دانستن صفاتی چون شجاعت، سختکوشی، وفاداری و استقامت به قشر مردان و گذشت، فداکاری و سازش کاری به قشر زنان در فرهنگ ما باعث شده است یک گونه از رفتارها به جامعه زنان تحمیل شود که زنان فاقد این رفتارها از نظر فرهنگی مطرود هستند و زنان واجد صفاتی چون شجاعت، پایداری و سختکوشی هم با عنوان «چیزی از مرد کم ندارد» مورد تحسین قرار می گیرند.
نغمه نگاه سنتی به زن به عنوان نماد سستی و ضعف و ترس و عنصری شکننده [حتی از سوی جامعه زنان] را تهدید کننده ترین عامل برای به زانو در آوردن زنان توانمند و سختکوش می داند و می گوید: این ضعف فرهنگ ما است که همیشه زنان موفق را به مردان تشبیه می کند و بدترین صفت برای مرد را مانند زن بودن تلقی می نمایند.
لیلا یکی از زنان خانه دار شیرازی که مدرک فوق دیپلم کامپیوتر را اخذ کرده است، ساختار ارزشی ناصحیح را مانع عمده مشارکت اجتماعی زنان قلمداد می کند.
بنا به گفته وی، هنوز هم در جامعه ما و نزد برخی خانواده ها فعالیت اجتماعی زنان ضد ارزش است و تصور می کنند که خدا زن را تنها برای خانه داری و آسایش مرد آفریده است! وی که بنا به اجبار همسرش از فعالیت در حرفه مورد علاقه اش محروم مانده، به رغم برخورداری از رفاه مالی در خانواده می گوید: من اعتقاد دارم که شغل برای هر فردی هویت و شخصیت می آورد، اما شوهرم و خانواده اش چنین عقیده ای ندارند و متأسفانه خانواده خودم هم با آنها همراه شده اند.
لیلا مدعی است که پافشاری همسر و خانواده اش بر اعتقاد خود تا اندازه ای است که زنان شاغل [حتی از خویشان خود] را بدون دلیل مشخص در مظان اتهام قرار می دهند.
ماندانا یک پزشک عمومی است که به رغم استعداد و علاقه برای ادامه تحصیل  به دلیل وظایف متعدد و نقش های متضادی که به عنوان یک همسر، مادر و پزشک بر عهده داشته از کسب تخصص باز مانده است.
وی اعتقاد دارد که زنان جامعه ما در بسیاری موارد برای بودن و ماندن در عرصه اجتماع باید تلاشی چندین برابر مردان داشته باشند که به رغم پذیرش این شرایط گاهی سدهایی در برابر آنها قد علم می کند که قابل عبور نیست و تسلیم را در پی دارد.
ماندانا مادر دو فرزند 3 و 8 ساله است و امید دارد که با بزرگتر شدن فرزندانش، به اهدافی که در سر دارد برسد، اما نگران زنانی است که هویت خود را  تنها در آینده فرزندان جستجو می کنند و در نهایت از آنها جز موجودی فرسوده [که برای ارضای حس بودن و شدن، نیاز شدیدی به فرزندان خود احساس می کنند] چیزی باقی نمی ماند.
وی معتقد است که چنین مادرانی علاوه بر وابستگی شدید به فرزندان و توقعات غیرمنطقی از آنها، هیچگاه قادر نخواهند بود آزاد زیستن و اندیشیدن را به فرزندان خود آموزش دهند.
سیما یک روانپزشک است. وی مسایل و موانع مشارکت فعال زنان را از یک رشته موانع درون زا و برون زا ناشی می داند.
بنا به اظهارات وی ساختار جنسی زنان و وظایف ویژه آنها از جمله موانع درون زا و فرهنگ و باورهای عمومی، ارزشهای شایع، عدم تخصص و سواد، مردسالاری و عدم خودباوری و اعتماد به نفس از جمله موانع برون زا هستند.
کلام آخر:
آموزه های دینی ما این اصل را یادآور می شوند که «از دامن زن مرد به معراج می رود» و وجود سرمشقهایی چون فاطمه (س)، زینب (س) و خدیجه ثابت می کند که اصل فوق تنها بیانگر وظیفه مادری و همسری زنان مسلمان نیست و بنا به گواهی تاریخ این سه بانوی اسلام همواره در عرصه های مختلف اجتماعی نقش آفرین بوده اند.
در شرایط کنونی نیز گسترش آموزشهای دانشگاهی در جامعه زنان و تغییر شرایط اقتصادی که لزوم مشارکت زنان را مضاعف می کند، می طلبد که اقداماتی اثربخش برای رفع موانع و مشکلات پیش رو برداشته شود. به ویژه آن که بنا بر پیش بینی ها [براساس اطلاعات مرکز آمار ایران] در دهه آینده نرخ مشارکت زنان ایرانی در عرصه های مختلف حدود 25 درصد افزایش خواهد یافت.

 30درصد لوازم آرايش موجود در بازار تقلبی هستند
ايران سومين مصرف کننده لوازم آرايش در خاورميانه است، بر اساس گزارشهاي موجود سالانه حدود يک ميليارد دلار فرآورده آرايشي و بهداشتي در کشور مصرف مي شود و طبق آمار رسمي وزارت بهداشت حدود 30درصد لوازم آرايش تقلبي هستند.
با اين حال، بسياري از زنان کشورمان بدون توجه به عواقب زيان آور استفاده از لوازم آرايش براي بدن، آرايش را نوعي اعتماد به نفس بالا مي دانند.
"محسن داوودي " متخصص پوست در اين زمينه مي گويد: بسياري از لوازم آرايش مانند کرمهاي پودر و مواد ساخت ريمل هاي آرايشي تقلبي است و سودجويان با افزودني هاي غيرمجاز و انواع چربي (که مشخص نيست از چه چيزي اين مواد توليد مي شود) این لوازم را تولید می کنند و زنان اين لوازم را خريداري کرده و با استفاده از آنها دچار بيماريهاي مختلف پوستي مي شوند.
اين متخصص پوست افزود: بعضي از مواد آرايشي وقتي روي پوست قرار مي گيرند، اثرات سمي نور خورشيد را تشديد مي کنند، بنابراين احتمال عوارضي مانند آفتاب سوختگي، لک‌هاي تيره پوستي، عرق سوز شدن و کهيرهاي آفتابي را افزايش مي دهند.
" سيد احمد جليلي" رييس انجمن روانپزشکان ايران گفت: در هر فردي به ويژه جوانان، علاقه به جلب توجه وجود دارد اما بسته به اينکه نيازها و خواسته هاي فرد در زندگي تا چه حد برآورده شود و به چه سمت و سويي متمايل شود، عادت هاي خاصي را مي پذيرد.
وي توضيح داد: بايد خواسته ها، تمايلات و انرژي فوق العاده نسل جوان را عاقلانه به سوي هدف درست هدايت کرد و با اعمال فشار و دستور نه تنها هيچ کار مثبتي صورت نمي گيرد بلکه جنبه هاي منفي نيز گسترده تر مي شود.
" نادر راستي " روانپزشک، در اين زمينه معتقد است :همه کارهاي انسان ريشه رواني دارد و آرايش زياد هم قطعا ريشه هاي رواني متعددي مي تواند داشته باشد که منشا همه آنها نياز به جلب توجه است.
به گفته وي، آرايش کردن زنان ايراني دلايل اجتماعي هم دارد،در برخي مواقع فرد در درون خود نقصي دارد يا خود را زيبا نمي داند به طور مثال احساس مي کند بيني بزرگي دارد يا صورتش زرد و نزار است يا پلکش آويخته است. به همين دليل تلاش مي کند با آرايش زياد اين نقايص را برطرف کند.
راستي، احساس نقص در بدن را نوعي مشکل رواني دانست و افزود: کساني که به آرايش هاي تند روي مي آورند، اعتماد به نفس ضعيفي دارند و سعي مي کنند با آرايش هايي به سبک هاي خاص و غير معمول حالت نمايشي از خود به اجرا بگذارند.
"رجب علي آيينه چي" پژوهشگر اجتماعي در حوزه مطالعات زنان نيز گفت: زياده روي در استفاده از لوازم آرايشي مختص ايران نبوده و اغلب کشورهاي خاورميانه به نوعي با آن دست به گريبانند. وي افزود: نمي توان به هر دختر يا زني که آرايش مي کند برچسب بيمار اجتماعي يا رواني زد زيرا گاه افراد حس مي کنند که غم و اندوه خود از بابت نارضايتي عميق از وضع چهره شان و مشکلات زندگي شان را مي توانند با مقداري آرايش کردن تسکين داده و احساس آرامش و رضايت خاطر کنند.
وي با بيان اينکه در جامعه ما ارزش هايي در حال شکل گيري است که در گذشته بسيار زشت تلقي مي شد، اظهار داشت : اما جوانان کشور به اشتباه تصور مي کنند که اگر مطابق مد روز عمل نکنند از ديگران عقب مانده و مطرود خواهند شد، در چنين شرايطي است که براي حفظ شخصيت اجتماعي شان دست به جبران زده و سعي مي کنند که به اصطلاح زيباتر از ديگر همسالان خود در اجتماع ظاهر شوند.

      اخبار هفته

حقوق بانوان در جهان اسلام رعایت نمی شود
مهر: آیت الله هاشمی رفسنجانی گفت: به طور جد عقیده دارم که حقوق بانوان در جهان اسلام، آن گونه که اسلام و قرآن مد نظر دارند رعایت نمی شود و تبعیضات آزار دهنده در این زمینه وجود دارد. وی در جمع رئیس و اعضای کمیسیون اجتماعی مجلس افزود: جا دارد برنامه ریزان، سیاستگذاران و مجریان کشور از استعداد و توان نیمی از جمعیت کشورمان به خوبی استفاده کنند.

مديرکل جديد امور بانوان وزارت کشور منصوب شد
ایرنا: مدير کل جديد امور بانوان وزارت کشور طي حکمي ازسوي "صادق محصولي" وزير کشور منصوب شد.
طي اين حکم "معصومه صادقي" به سمت مشاور وزير و مدير کلي امور بانوان وزارت کشور منصوب شده است .
"صادقي" پيش از اين به عنوان معاون توسعه مشارکت‌هاي امور زنان و خانواده نهاد رياست جمهوري به فعاليت مشغول بود. در مراسم توديع و معارفه اي که در وزارت کشور برگزار شد "صادقي" ضمن تقدير و تشکر از زحمات "فرشته ساساني"مدير کل سابق امور زنان و خانواده وزارت کشور به ادامه روند فعاليت دفتر امور بانوان وزارت کشور با توجه به فرمايشات مقام معظم رهبري و نگاه خانواده محور دولت نهم تاکيد کرد.
به گفته وي در دوره هاي گذشته به مبحث خانواده توجه کمتري مي شد اما در دولت نهم توجه ويژه اي به امور خانواده و زنان شده است. وي تغيير نام مرکز امور مشارکت هاي زنان را به مرکز امور زنان و خانواده از گام هاي مهم و اساسي در حوزه خانواده و توجه ويژه دولت نهم به زنان و خانواده اعلام کرد.

رشد سالانه 60 هزار نفری زنان سرپرست خانوار
خراسان- مدیرکل دفتر امور زنان سازمان بهزیستی گفت: سالانه 60 هزار نفر به تعداد زنان سرپرست خانوار کشور افزوده می شود و براساس آخرین آمارها حدود یک میلیون و 641 هزار و 44 زن در کشور سرپرست خانوار هستند. این در حالی است که تنها 176 هزار خانوار زن سرپرست تحت پوشش بهزیستی و 400 هزار خانوار تحت پوشش کمیته امداد امام (ره) هستند و مابقی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش هیچ نهاد حمایتی نیستند.

مقام ژاپني:
زنان ايراني در عرصه هاي علمي پيشرفت چشمگيري داشته اند
ایرنا: نماينده حزب حاکم ليبرال دمکراتيک در مجلس نمايندگان ژاپن گفت: زنان ايراني توانسته اند در عرصه هاي مختلف علمي از جمله فناوري هسته اي به پيشرفت هاي چشمگير و بزرگي دست يابند.  
خانم "آکيکو ياماناکا" افزود: اين پيشرفتهاي بزرگ زنان ايراني در حالي بدست آمده است که اين کشور براي ساليان سال در تحريم هاي اقتصادي بسر برده است.

جمشيدي:
اظهارات آمريکاييها درباره ‌صابري خنده دار وخلاف موازين بين المللي است

ایرنا: سخنگوي قوه قضائيه از اين که به زودي حکم رکسانا صابري صادر مي شود، خبر داد و اظهارات دولت آمريکا درباره اين پرونده را خنده دار و برخلاف موازين بين المللي پذيرفته شده دنيا دانست. عليرضا جمشيدي در ادامه اولين نشست خبري خود در سال جديد در جمع خبرنگاران داخلي و خارجي اظهار داشت: اتهام رکسانا صابري جاسوسي به نفع اجانب يعني ايالات متحده آمريکا بوده است که کيفر خواست صادر و در دادگاه مطرح شده است.
 سخنگوي قوه قضائيه در پاسخ به اين سوال که صابري مشخصا براي چه کشوري جاسوسي مي کرده و حکم وي چه زماني صادر مي شود گفت: اين فرد براي آمريکا جاسوسي مي کرده و تا سه هفته ديگر حکمش صادر مي شود.

ازدواج هاي اينترنتي در کشور رو به افزايش است
معاون پژوهشي مرکز مطالعات و پژوهش هاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه اعلام کرد: ازدواج هاي اينترنتي در کشور رو به افزايش است. به گزارش ايرنا، شهلا کاظمي پور گفت: آمار ازدواج هاي اينترنتي در حد نگران کننده اي نيست ولي به مرور زمان امکان افزايش اين مسئله وجود دارد.
کاظمي پور ادامه داد: آمار دقيقي درباره ازدواج هاي اينترنتي وجود ندارد و معمولا کمتر پيش آمده که افراد شيوه ازدواج خود را بگويند.
وي اظهار داشت: پرسشنامه اي تهيه شده که در اين زمينه مي تواند کمک خوبي باشد.
معاون پژوهشي مرکز مطالعات و پژوهش هاي جمعيتي آسيا و اقيانوسيه ادامه داد: آمار موجود نشان مي دهد که طلاق در کشور در حال افزايش بوده و ميزان آن بالا رفته است. کاظمي پور به دلايل مختلفي که در اين زمينه وجود دارد اشاره کرد و گفت: يکي از اين دلايل شيوه همسر گزيني است که از خانواده، همسايه و همکاران به سمت آشنايي هاي خياباني و لحظه اي و ازدواج هاي اينترنتي که نوع جديدي محسوب مي شود، سوق پيدا کرده است.
کاظمي پور افزود: در خارج از کشور سازمان هايي هستند که در اين راستا حرکت مي کنند اما در کشور ما از طريق چت صورت مي گيرد.


برگ سبز

اولین صفحۀ ایراندخت را همزمان با بهار آغاز می کنیم تا نگاههای سبز شما را شاهد باشیم و دست در دست یکدیگر از نو جوانه زدن، روییدن و بر پا ماندن را نوید دهیم. طبیعت به ما آموخته است که در پی هر زمستان، بهاری هست و برگهای سبز میهمان همه دلها می شود. اگر این تحفه را قدر بدانیم و بر رویش جوانه ها چشم ببندیم طبیعت به ما یادآور می شود که حتی بر شاخه های خشک زمستان هم می توان زیبایی را دید، اگر زیبا دیدن را آموخته باشیم. این روزها که شهر شیراز در عطر بهار نارنج هایش غرق است، بیاییم لذت نفس کشیدن را به خاطر بیاوریم و بپذیریم که زندگی زیباست و برگهای سبز میهمان در دستهای ما و شماست اگر...
سوسن خیراندیش

پیامک
برای سرسبز شدن منتظر پیامک ها و نوشته های شما هستیم.
از طریق شماره های 9177170875 و 2300337 و نشانی شیراز، قصردشت، چهارراه ملاصدرا، نبش کوچه 33،
ساختمان روزنامه عصرمردم. میزبان برگهای سبز شما هستیم.

زن و تاریخ

زن و مطبوعات:
تربیت زن و آزادی او در مقاطع مختلفی از تاریخ ایران حرکت هایی را از سوی روشنفکران و آزادیخواهان ایران به خود اختصاص داده است، اما شاید به جرأت بتوان ادعا کرد که اولین حرکت انجام یافته که اثری مکتوب از آن باقی مانده است [با ترجمه کتاب تحریرالمرئه، تألیف قاسم امین مصری در حقوق و آزادی زنان] توسط میرزا یوسف خان اعتصام الملک [پدر پروین اعتصامی] انجام گرفت. به این ترتیب «تربیت نسوان» در تبریز در سال 1318 هجری قمری به چاپ رسید.
بعد از مشروطیت هم دهخدا [نویسنده روزنامه صور اسرافیل] نخستین کسی بود که [در غالب مقالات چرند و پرند] مسئله حقوق زنان را پیش کشید. دهخدا در این مقالات ازدواج های اجباری، ظلم و استبداد پدر و مادر و شوهر، تعدد زوجات، خرافات و تعصب های زنانه را با قلم طنز به باد انتقاد گرفت. در آن زمان سید اشرف الدین حسینی، مدیر روزنامه نسیم شمال هم برخی اشعار خود را به تربیت و حقوق زنان و دختران ایرانی اختصاص داد.
چندی بعد نخستین نشریه توسط زنان ایران برای بیدار کردن توده زنان و آگاه کردن آنان منتشر شد. این نشریه با نام مجله دانش توسط خانم دکتر حسین خان کمال در سال 1289 شمسی در تهران منتشر شد. پس از آن خانم مزین السلطنه [مدیر مدرسه مزینیه] در سال 1291 در تهران روزنامه «مصدر شکوفه» را چاپ کرد. در این بین برخی مقاومت ها نیز در برابر این قبیل تلاشها برای آگاه سازی زنان ایرانی اعمال می شد که سنگسار کردن خانه بانو صدیقه دولت آبادی [خواهر یحیی دولت آبادی] در اصفهان از این جمله بود. وی در سال 1298 شمسی روزنامه «زبان زنان» را در اصفهان منتشر کرد، اما بعد از سنگسار کردن خانه اش به تهران رفت و در خرداد 1300 دوباره به انتشار آن در تهران مشغول شد.
زندانی شدن شهناز آزاد، مدیر مجله «نامه بانوان»، و شوهرش ابوالقاسم آزاد مراغه ای به جرم رهبری نهضت آزادی زنان از دیگر مقاومت های مزبور بود. علاوه بر این خانم فخر آفاق پارسا، مدیر مجله «جهان زنان» نیز به دلیل آنکه مندرجات نشریه اش [در سال 1300] مخالف دین دانسته شده بود به اتفاق همسرش به اراک تبعید شدند.
انتشار مجله «عالم نسوان» توسط شاگردان مدرسه اناث آمریکایی تهران در فاصله سالهای 1299 تا 1311 شمسی و «جمعیت نسوان وطن خواه» به پیشنهاد خانم ملوک اسکندری [مدیر مدرسه شماره 35 دولتی] و توسط جمعیتی همنام با نشریه در تهران از دیگر فعالیتهای اولین زنان ایران در عرصه مطبوعات بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت   توسط عصر مردم