صفحه 11--1 اسفند 89
«سگ بزرگ» آسمان را ببينيد
شب هنگام که به آسمان چشم ميدوزيم اگر از هياهوي شهر نيز فاصله داشته باشيم ستارههاي بسياري را در آسمان ميبينيم که به ما چشمک ميزنند. اين ستارهها در طول تاريخ زندگي بشر نيز همواره با او بوده اند. اجداد ما هنگامي که شبها به آسمان نگاه ميکردند همين ستارگان را ميديدند و در ذهن خودشان با به هم وصل کردن اين ستارهها، صور فلکي را به وجود آوردند.
شناخت صور فلکي مختلف علاوه بر لذت وصف ناشدني که به انسان ميدهد به تسهيل در شناخت اجرام سماوي و پيدا کردن آنها در آسمان کمک ميکند.
صورت فلکي کلب اکبر يا سگ
در آسمان زمستان، يکي از صور فلکي شاخص بعد از جبار، صورت فلکي سگ بزرگ (کلب اکبر) است. شما به راحتي ميتوانيد اين صورت فلکي را در آسمان پيدا کنيد، چون سگ بزرگ صاحب نوراني ترين ستاره آسمان، يعني شعراي يماني است که بر روي شانه اين صورت فلکي قرار دارد. نام کلب اکبر در اصل فقط براي شعراي يماني به عنوان درخشندهترين ستاره آسمان شب به کار ميرفته که يکي از سگهاي جبار بوده است.
شعراي يماني اسامي متعددي دارد و نام انگليسي آن Sirius، برگرفته از لغتي در زبان يوناني به معني "سوزاندن و مشتعل کردن" است؛ چراکه در يونان باستان اين ستاره را منبع حرارت ميدانستند.
اصطلاح "روزهاي سگي" در گرماي تابستان به اين خاطر مرسوم است که زمان نزديک شدن و تماس ظاهري اين ستاره با خورشيد در تابستان است. "هزيود" يکي از شاعران يوناني گفته است: "شعراي يماني از سر تا پاي آدمي را آب کرده و ميخشکاند".از جمله نامهاي ديگر اين ستاره تيشتر و شباهنگ را ميتوان نام برد. همان طور که اشاره شد اين ستاره پرنور ترين ستاره آسمان است که با قدر 44/1- در آسمان ميدرخشد. اين ستاره به نسبت ستاره سهيل که به عنوان دومين ستاره درخشان آسمان شناخته شده، دو برابر درخشنده تر است و اين به خاطر فاصله نزديک اين ستاره با ما است، اين ستاره با فاصلهاي معادل 6/8 سال نوري، پنجمين ستاره نزديک به خورشيد است.
شعراي يماني با دماي سطحي 10000 درجه کلوين ستاره سفيد رنگي است، اما به علت عبور لايههاي متفاوت جو زمين و شکست نور در آن ها، در هواي سرد شبهاي زمستاني رنگ به رنگ ديده ميشود. البته رنگ اين ستاره از زمانهاي قديم تاکنون تغيير کرده است. بطلميوس و ديگر ستاره شناسان دوران باستان اين ستاره را سرخ گزارش کرده اند.
شعراي يماني ستاره دوتايي است. همدم شعراي يماني اولين کوتوله سفيدي بود که کشف شد.
آلون کلارک در سال 1862، هنگامي که تلسکوپ 5/18 اينچ خود را آزمايش ميکرد آن را کشف کرد. اين همدم خيال انگيز، شعراي يماني B و توله سگ نيز ناميده ميشود و با قدر 4/8 ميدرخشد. اما به دليل درخشندگي زياد شعراي يماني A ، آن را با تلسکوپهاي کوچک نميتوان مشاهده کرد. قطر اين ستاره فقط 3 برابر زمين است.
برجسته ترين خوشه باز اين صورت فلکي M41 يا NGC2287 است. M41 سطحي معادل قرص ماه را در آسمان ميپوشاند و در
4 درجه جنوبي ستاره شعراي يماني قرار دارد.
در شرايط خوب ستاره شناسي(خارج از شهر و بدور از آلودگي نوري) حتي با چشم غير مسلح نيز ميتوانيد آن را به صورت لکهاي مه آلود مشاهده کنيد. اگر به دور از نور شهرها رصد کنيد، مشاهده اين خوشه با چشم غير مسلح ملاک خوبي براي سنجش شفافيت آسمان و همچنين تيزبيني شماست.
امروزه ميدانيم M41 ، شامل بيش از 50 ستاره غول از قدر 7 است که با رنگهاي زرد، سفيد يا آبي - سفيد و نارنجي ميدرخشند. درخشان ترين ستاره M41 اندکي درخشان تر از قدر 7 است و 20 ستاره درخشانتر از قدر 10 هستند. قدر مجموع خوشه 5/4 است.
منبع: تبیان
تغییر تپههاي شني مريخ درطول زمان
ایسنا: دانشمندان تا پيش از اين تصور ميكردند كه تپههاي شني قطبي بزرگ سياره مريخ در زمان متوقف شدهاند، اما تازگی دريافتهاند كه اين تپهها يكي از چشم اندازهاي فعال و پرآشوب اين سياره هستند.
زمينهاي شني ناحيهاي بسيار بزرگ در حدود سه برابر وسعت انگلستان را در كمربندي در اطراف مريخ و در قسمت لبه كلاهك قطب شمال آن فراگرفته است.
تصاوير ارسالي از يك فضاپيماي ناسا كه دور مريخ ميچرخد نشان داد كه تپههاي شني تيره به هيچوجه ايستا نبوده و در عوض با هر دو حالت تدريجي و ناگهاني در حال تغيير هستند.
دانشمندان دريافتند كه آمد و شد فصلي يخهاي دياكسيدكربن، عامل اصلي تغييرات و وزش بادهايي قويتر ازحد انتظار نسبت به بادهاي پيشين بودند.
يك لايه فصلي از دياكسيدكربن منجمد يا يخ خشك اين مناطق را در فصل زمستان پوشانده و در فصل بهار به صورت مستقيم به حالت گازي تبديل ميشود.
اين جريان گازي به بيثبات شدن شنها در تپههاي شني در مريخ و ايجاد بهمن شن و ماسه منجر شده و همچنين باعث بوجود آمدن فرورفتگيها، خندقها و دامنههاي شني در تپهشني مريخ ميشود.
يكي از موضوعاتي كه باعث تعجب دانشمندان شده، سطح بالاي فرسايشسالانه مريخي است و اينكه قسمتي از شكافهاي بهمنهاي شن قبلي فقط در يك سال مريخي از بين رفتهاند.
مدلهاي جوي مريخ سرعت بادي را كه براي بلندكردن دانههاي شن و ماسه مناسب باشد پيشبيني نكرده و اطلاعات به دست آمده از كاوشگران مريخ مانند فونيكس نشان از اين دارند كه بادهاي تند حوادثي نادر هستند.
يافتههاي جديد به دانشمندان در درك بهتر اين مطلب كمك ميكند كه كدام خصوصيات و چشماندازها در مريخ ميتواند با پروسههاي فعلي توضيح داده شده و كداميك از آنها به شرايط محيطي كه ديگر در اين سياره وجود ندارد نيازمند است.
به گفته دانشمندان، درك اينكه امروزه سياره مريخ چگونه تغيير ميكند گامي اوليه و كليدي در فهم پروسههاي اوليه سيارهاي و چگونگي تغيير مريخ در زمان است.
ستارههاي اوليه جهان تنها نبودند
ایسنا: ستارههاي اوليه جهان آن گونه كه تا پيش از اين تصور ميشده، تنها نبودهاند. در حقيقت، آنها در پي شكستن ديسك گازي اطراف آنها در زمان شكلگيري، در كنارهمنشينان بسياري شكل گرفتهاند.
اين يافتهها توسط محققان مركز ستارهشناسي دانشگاه هايدلبرگ آلمان و مو سسه اخترفيزيكشناسي مكس پلانك در گارچينگ مونيخ و دانشگاه تگزاس در آوستين آمريكا بدست آمدهاست.
اين يافتهها كه در مجله ساينس به چاپ رسيده، پرتويي تازه بر شكلگيري ستارگان اوليه پس از واقعه انفجار بزرگ افكنده است.
ستارهها از ابرهاي گازي كيهاني در نبرد شديد و پيچيده ميان جاذبه و فشار داخلي گاز نشات گرفتهاند. چگالي گاز بر اساس گرانش خود افزايش مييابد.
اين مسئله باعث ميشود كه گاز در نتيجه افزايش فشار داغ شده و فرآيند فشرده سازي متوقف شود. اگر گاز از انرژي حرارتي خود را خلاص كند، فشردهسازي ادامه يافته و يك ستاره جديد متولد ميشود. اين روند خنككننده زماني بهتر كار ميكند كه گاز حاوي عناصر شيميايي مانند كربن يا اكسيژن باشد.
ستارههايي مانند خورشيد كه با اين شيوه شكل ميگيرند معمولا از جرم كمي برخوردار هستند. اما در جهان اوليه اين عناصر هنوز بوجود نيامده بودند، بنابراين گاز بنيادي كيهاني نميتوانست به خوبي سرد شود.
در پي اين مسئله، بيشتر مدلهاي نظري، جرم ستارههاي اوليه و كهن را حدود 100 بار بزرگتر از خورشيد محاسبه كردهاند.
اخترفيزيكشناسان اين پروسهها را با كمك شبيهسازيهاي رایانه ای با وضوح بسيار بالا مورد بررسي قرار دادند.
بر اساس يافتههاي آنها اين تصوير ساده بايد اصلاح شده و اينكه جهان اوليه فقط شامل ستارههاي بزرگ و تنها نبوده. دليل آن فيزيك زمينه ديسكهاي يكپارچه است كه با تولد ستارههاي اوليه همراهي كردهاند.
گازي كه يك ستاره از آن شكل ميگيرد ميچرخد، بنابراين اين گاز نميتواند به طور مستقيم در ستاره فرود بيايد بلكه ابتدا ساختاري ديسك مانند ميسازد. گاز فقط در نتيجه اصطكاك داخلي ميتواند به جريان خود در ستاره ادامه دهد.
درصورتيكه حجم بيشتري از ميزاني كه ديسك ميتواند به داخل انتقال دهد به آن وارد شود، ديسك متزلزل شده و به چندين تكه تقسيم ميشود. از اين رو، بجاي شكلگيري يك ستاره در مركز، يك گروه از ستارگان تشكيل ميشوند.
فاصله بين ستارهها نيز ممكن است به كوچكي فاصله بين خورشيد و زمين باشد. سيستمهاي ستارهاي دوتايي و چندتايي در مرحله آخر زندگيشان قادر به انفجار شديد اشعه ايكس يا اشعه گاما هستند.
شناسايي عامل اصلي افزايش متان در جو زمين
ایسنا: يك مطالعه جديد نشان داد بر خلاف تصور دانشمندان عامل افزايش سطح متان در كره زمين طي 5000 سال گذشته، فعاليتهاي بشري نبوده بلكه الگوهاي چرخشي اين سياره خاكي در اين زمينه نقش اصلي را ايفا كردهاند.
دكتر جوي سينگا راير كارشناس و متخصص علوم محيط زيستي در دانشگاه بريستول آمريكا و دستيارانش در اين باره پيشنهاد دادهاند كه تغييرات در مدار زمين و الگوهاي چرخشي آن به دور اين مدار نقش اصلي را در افزايش سطح گاز متان در جو زمين داشته و فعاليتهاي كشاورزي و دامپروري بشر تاثير چنداني در اين فرآيند نداشتهاند.
اين كارشناسان با استفاده از مدلهاي رايانهاي براي تخمين شرايط جوي زمين در آينده، گذشته اين سياره را تا 130 هزارسال قبل رديابي كردند و سپس از اين اطلاعات براي محاسبه انواع فعاليتهاي كشاورزي و در نتيجه توليد متان در سرتا سر زمين استفاده كردند.
اين كارشناسان ميگويند، مدلهاي رايانهاي نشان داد كه تالابها در نيمكره جنوبي بويژه در آمريكاي جنوبي منبع افزايش متان بودهاند و همچنين تغييراتي كه در سطح متان زمين طي 5000 سال گذشته رخ داده ارتباطي با فعاليتهاي بشري نداشته است.
در حال حاضر موضوع مورد بحث دانشمندان جلوگيري از افزايش متان جوي است چون تشديد آن سبب تشديد گرماي جهاني ميشود و اين امر حيات را در زمين به خطر مياندازد.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی