صفحه 10--21 بهمن 88
دهه فجر، بزرگترین معجزه قرن
«طلوع سبز»
فجر آفرین
لاله های بی مزار
دهه فجر، بزرگترین معجزه قرن
«طلوع سبز»
فجر آفرین
لاله های بی مزار
ياد و خاطره پيروزي در «دهه فجر»
«خوان رحمت»
راز و نيازهاي زائران حرم شاهچراغ (ع)
گزارش پروژه های عمرانی در حرم شاهچراغ (ع)
شناخت دنیا
شگفتیهای روح آدمی
رييس شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي:
حرم مطهر شاهچراغ (ع) فرصتي مغتنم براي فارس است
احد ده بزرگی:
احیای ولایت با ذکر مصائب کربلا
علی حسین زاده:
در سلوک مداحی اهل بیت، اخلاص حرف اول است!
بایدها و نبایدهای عرصه مداحی
اهل بیت (ع)
بسیج و پایداری
بسیج و تربیت
بسیج و قرآن
بسیج و اصلاح الگوی مصرف
قلب شهیدان
بسیج و زنان
اقتدا به عشق
زن؛ جبهه دیروز، جبهه امروز
فرایند مردم سالاری در باختر زمین(1)
یادی از ترانه سرایان و موسیقیدانان
عصر مشروطیت
گوشه هایی از جنبش مشروطه ایران
شهردار جهرم تأکید کرد:
ضرورت تأسیس دانشکده مدیریت شهری ویژه مدیران
ویژه نامه بین الحرمین
عدم رغبت سرمایه گذاران به سرمایه گذاری در بافت های فرسوده، قدیمی و تاریخی باعث ایجاد ناهمگونی در مسیر توسعه شهرها شده است. در حالی که شهرها از هر سو به صورت افقی و بعضاً بی ضابطه در اراضی کشاورزی و باغات توسعه می یابد از یک سو شهرها را از منابع طبیعی اطراف خود (باغات و مزارع) محروم می کند و از سوی دیگر مرکز شهر از هدایت اجتماعی خالی می گردد و به جای آن بافت های فرسوده و بی رمق باقی می گذارد. این در حالی است که بافت قدیم به دلیل ماهیت تاریخی بودنش هر روز باسیل حضور گردشگران داخلی و خارجی مواجه است و یکی از مهمترین منابع توسعه شهر محسوب می گردد.
ناگفته پیدا است که بافت قدیمی و تاریخی مرکز فعالیت های اقتصادی و اجتماعی اولیه شهر بوده و در جوامع مسلمان معمولاً حول محور یک مکان مقدس قرار دارد.
چرا که این مکان های مقدس مرقد مطهر امامان یا امامزادگانی است که در صدها سال پیش می زیسته اند و مردم بنابر عقاید دینی خود که معتقدند زندگی در اطراف مکانهای مقدس برایشان منشأ خیر و برکت است آنجا را برای زندگی خود انتخاب می کردند و همین انتخاب باعث می شد که با گذشت سالها، این بافت چهره تاریخی به خود بگیرد.
نمونه بارز این ادعا در شیراز، خانه های کوچکی است که در اطراف حرم دو بزرگوار یعنی سیدمیراحمدبن موسی(ع) و سیدعلاءالدین حسین(ع) شکل گرفته است. جایی که به مقتضای زندگی سنتی همان روزها، دارای کوچه های تنگ و خانه هایی ساخته شده از خشت و گل بود.
بافت قدیم تا سال 1342 به عنوان مرکز شیراز بود و کهن ترین آثار مذهبی و تاریخی در اطراف حرم دو امامزاده بزرگوار در این منطقه قرار داشت. طبقات نخبه اجتماع از جمله اطبا، تجار، علما، حکما و... در این بافت می زیسته اند. این خانه ها به مرور زمان و با گسترش زندگی شهرنشینی، دیگر جایی برای یک زندگی آسوده نبود. چرا که کوچه ها آنقدر تنگ بود که عبور وسایل نقلیه از آن به سختی امکان پذیر بود ضمن آنکه به دلیل مصالح نه چندان محکم به کار رفته در ساخت آن، هر لحظه امکان وقوع حادثه وجود داشت. این موارد به اضافه نکات دیگر همچون عدم امکان ایجاد فضاهای آموزشی وتفریحی در این مناطق و سامان دادن به بافت تاریخی و فرسوده این بخش، مسئولان شهر را بر آن داشت تا برای هرچه بهتر شدن فضای اطراف حرم شاهچراغ(ع) و آستانه(ع) چاره ای بیندیشند. جایی که دیگر هیچ نشانی از تمدنی که هر ایرانی یک روز به آن افتخار می کرد نداشت، بلکه تنها به منطقه ای تبدیل شده بود که زندگی همراه با محرومیت را به تصویر می کشید.
به همین دلیل مسئولان وقت شیراز در دهه 70 به منظور رفع محرومیت در این منطقه و زیبایی بخشیدن به چهره اطراف حرم آن دو بزرگوار، اقدام به خرید خانه ها در مسیر بین دو حرم به وسعت 8 هکتار کرده و با تخریب آنها، فضای باز و وسیعی را بین حرمین آستانه(ع) و شاهچراغ(ع) به وجود آوردند.
گذشت سالها از این تخریب و بدون استفاده ماندن زمین بین حرمین این دوبزرگوار که از همان زمان نام بین الحرمین بر آن گذاشته شد باعث گردید بارها روزنامه های محلی و حتی کشوری با تیترهایی مبنی بر بی پشتیبانی و گرفتاری این اراضی در غبار بی برنامه گی خواستار برطرف شدن مشکلاتی شوند که در مخروبه های بین الحرمین به وجود آمده بود. چرا که شکل گیری برخی فعالیت های جرم گونه در آن محل های مخروبه، صورت بسیار ناخوشایندی در فضای بین الحرمین به وجود آورده بود. به طوری که علی رغم آن که یکی از اهداف آزادسازی فضای بین دو حرم، دسترسی آسان زوار به حرم دو امامزاده بزرگوار در کوتاه ترین زمان ممکن بود، مردم تمایل زیادی برای عبور از این مسیر نداشتند.
مشکلات و معضلات ناشی از تخریب های وسیع و طولانی شدن مدت زمان تصمیم گیری برای سامان دادن به فضای بین الحرمین تنها منوط به این موارد نبود، بلکه جمع شدن لجن و هرز اب و رها شدن زباله در گودبرداری های انجام شده که خطر سقوط را نیز به همراه داشت بهداشت ساکنین را به صورت جدی تهدید می کرد. این امر باعث می شد تا نه تنها مسئولان در هدف خود مبنی بر توسعه بافت قدیم ناکام بمانند بلکه نارضایتی ساکنان آن محل و سایر شهروندان شیراز و حتی گردشگران را نیز تحمل کنند.
البته مسئولان در این مدت به تمام راههای ممکن فکر کردند. مسئولان شهر که همچنان به دنبال راهی برای سامان دادن به این زمینها بودند بالاخره به این نتیجه رسیدند که ساماندهی به این اراضی به تنهایی از عهده شهرداری خارج است بنابراین تصمیم به استفاده از پتانسیل های بخش خصوصی گرفتند.
این تصمیم منجر به درج آگهی هایی با عنوان آگهی فراخوان سرمایه گذاران به منظور مشارکت در پروژه عظیم بین الحرمین در رسانه ها از جمله سایت اینترنتی شهرداری شیراز در دوم بهمن ماه سال 1382 شد در این فراخوان به شرکت های متقاضی یک ماه فرصت داده شده بود تا پیشنهادات کتبی خود را با تعیین ارزش ریالی، درصد شهرداری و سهم سرمایه گذار ارایه دهند.
از بین تقاضاهای ارایه شده به شهرداری شیراز 3 تقاضا که بهترین شرایط را دارا بودند انتخاب و کار بررسی طرح های آنها با حضور کارشناسان شروع شد. در نهایت پس از بررسی های کارشناسی توسط مسئولان مربوط پیشنهاد شرکت تواصل دارای بهترین شرایط تشخیص داده شد و اجرای پروژه بزرگ بین الحرمین شیراز به این شرکت واگذار گردید.
گفتنی است شرکت تواصل یک شرکت ایرانی- اماراتی است که بخش غالب نیروهای آن را نیروهای مؤمن و متعهد ایرانی تشکیل می دهد.
ویژه نامه بین الحرمین
شرکت تواصل به عنوان بهترین شرکت برای اجرای پروژه بین الحرمین انتخاب شد.
بالاخره پس از گذشت سالها از تخریب منطقه بین الحرمین، در روزهای ابتدایی خردادماه سال 1383 تفاهم نامه سرمایه گذاری با اعتباری بالغ بر 40 میلیارد تومان بین شهرداری وقت شیراز و مدیران شرکت تواصل منعقد شد.
بر طبق اظهارات مسئولان امضاکننده تفاهم نامه شرکت تواصل برنده مناقصه رسمی پروژه، دارای بهترین مشخصات بود به همین دلیل از سوی شهرداری و شورای شهر به عنوان سرمایه گذار و مجری طرح انتخاب شد و مقرر گردید پروژه بین الحرمین در زمینی به مساحت حدود 8 هکتار در حد فاصل شاهچراغ(ع) و سیدعلاءالدین حسین(ع) توسط این شرکت اجرا شود.
احداث بناهایی نظیر هتل، تالار شهر، پارکینگ، سالن همایش، کتابخانه ها، کارگاههای آموزشی، مرکز رایانه، موزه، واحد تجاری و اداری و مهمتر از آن رعایت ضوابط و مقررات ملی در طراحی و اجرای آن در حد استاندارد بالا و استفاده از ویژگی های معماری منطقه و بافت تاریخی در نمای مجموعه بین الحرمین از جمله ویژگیهایی است که در طراحی و ساخت این مجموعه رعایت شده است. قرارداد این تفاهم نامه در نهایت پس از چندماه از گذشت انعقاد تفاهم نامه همکاری در 28 ماده در اواخر شهریورماه 1383 در یکصدو هفدهمین جلسه علنی شورای شهر شیراز با حضور شهردار وقت، پس از بررسی های لازم تصویب شد و مقرر گردید با مشارکت شهرداری و شرکت تواصل مجموعه بین الحرمین احداث شود.
در این قرارداد، آورده شهرداری در پروژه شامل زمین و صدور پروانه و آورده شرکت تواصل هزینه های میلیاردی احداث آن ذکر شد و در نهایت مقرر گردید از ساخت و سازهای انجام شده هر یک از طرفین مشارکت، سهم خود را بردارد.
احیای بافت قدیم شیراز به بهترین شیوه، استفاده از بهترین نوع مصالح و بالاترین کیفیت ها و نیز افزایش کیفیت و ارتقای بنیه اقتصادی و سطح فرهنگی بافت فرسوده از اهداف اجرای این پروژه است.
تصویب کاربری ها و طرح اولیه توسط مسئولان فارس
طرح مرحله اول پروژه عظیم بین الحرمین شامل پلان و کاربری های طرح در جلسه شورای سیاستگذاری بافت تاریخی- فرهنگی شیراز در 24 اسفندماه سال 1384 مورد تصویب مسئولان وقت قرار گرفت.
حضور استاندار فارس، مدیر کل سازمان اوقاف استان، معاون سازمان مسکن و شهرسازی، رئیس شورای شهر شیراز، شهردار منطقه تاریخی- فرهنگی شهر، مهندسین مشاور بافت تاریخی- فرهنگی و نمایندگان سازمان نظام مهندسی و نیز کارشناسان میراث فرهنگی کشور نشان دهنده طی مراحل قانونی از ابتدای طرح است. گامی که مدیران شرکت تواصل معتقدند که این مراحل باید تا پایان کار طی شود تا نظر مسئولان شهر در اجرای پروژه به بهترین شیوه تأمین شود تا دغدغه های آنها برای احیای بافت تاریخی کاهش یابد.
کلنگ احیای بخشی از بافت تاریخی شیراز به زمین زده شد
حدود یکسال پس از انعقاد قرارداد همکاری بین شهرداری شیراز، شورای شهر و شرکت تواصل، کلنگ احداث مجموعه بین الحرمین در نیمه های مردادماه سال 1384 به زمین زده شد.
حضور مسئولان وقت در مراسم انعقاد قرارداد و کلنگ زنی پروژه نشان از اهمیت پروژه و نگاه ویژه آنها به احیای بافت تاریخی بود. اراضی متروکه ای که پس از سالها و ماهها چشم انتظاری می رفت که احیا شود. به زمین زده شدن کلنگ پروژه بین الحرمین، نطفه حرکتی بود که می رفت بافت تاریخی شیراز از فرسودگی به توسعه و احیاء مبدل سازد.
ویژگی های پروژه بین الحرمین
اگرچه برخی این گونه تصور می کنند که پروژه بین الحرمین یک پروژه تجاری است اما باید تأکید کرد تنها 15 درصد از زیربنای این مجتمع 110 هزار مترمربعی یعنی در حدود 15 هزار مترمربع آن تجاری و مابقی آن فضاهای فرهنگی، اقامتی، خدماتی، اداری، آموزشی و ورزشی است. از مساحت 80 هزار مترمربعی زمین پروژه، سطح اشغال پارکینگ 60 درصد و سطح اشغال بنا 45 درصد است.
همچنین فضای 44 هزار مترمربعی برای میدانهای بزرگ، فضای سبز و گذرگاه های زیبا اختصاص یافته است.
در این پروژه اهمیت خاص و ویژه ای به مشتاقان و زائران حرم احمدبن موسی(ع) و سیدعلاءالدین حسین(ع) شده است.
گذرگاههای زیبا و در شان حرم آن دو بزرگوار و نیز در شان مردم، جایگزین کوچه های تنگ و گذرگاه های نابسامان و مخروبه خواهد شد و صحن های متعدد و فضاهای سبز در مسیر این دو حرم مطهر، بر جاذبه های گردشگری منطقه می افزاید.
آنچه در ادامه آمده است مختصری از برخی ویژگی های این پروژه عظیم است.
اول: پارکینگ مسقف و مدرن پروژه:
پارکینگ مسقف عظیم و فوق العاده مدرن پروژه که بیش از دو برابر نیاز طرح است به طور همزمان متجاوز از حدود 1600 اتومبیل را در شرایط مطلوب و غیر متراکم در خود جای می دهد، با 5 راه خروج و ورود اتومبیل کمک بزرگی به تردد مسافران و زائران عزیز می نماید. علاوه بر آن باعث روان شدن ترافیکی می شود که هر روزه شاهد آن هستیم.
به طور مثال در ایام نوروز 87 که زائران محترم حدود دو برابر سالهای قبل به زیارت حرم مطهر احمدبن موسی(ع) نائل گردیدند، تنها بخشی کوچک از پارکینگ پروژه به طور موقت آماده سازی و در اختیار مهمانان نوروزی قرار گرفت در اوج تراکم حدود 600 اتومبیل را در خود جای داد که این امر کمک شایانی به بهود وضعیت ترافیک در آن منطقه کرد.
دوم: معابر و گذرگاه های زیبا و در خورشان زوار:
بخشی از نابسامانی و معضلاتی که در گذرگاه ها و کوچه های قدیم اطراف این دو حرم شریف قرار دارد هنوز هم قابل مشاهده است.
این در حالی است که گذرگاه ها و میادینی در طرح بین الحرمین پیش بینی شده است فضا و مسیرهای نامانوس و ناامن که با حضور دوره گردها و دلالانی چهره ناپسندی را در خاطره گردشگران به یادگار می گذارد را از بین برده و به گذرگاه های امن، زیبا و با ارزش تبدیل می شود.
به عنوان مثال کوچه بازار ریسمان که قبلاً عرض معبر آن حدود 3 متر بوده است به عرض حدود 8 متر افزایش می یابد. همچنین به موازات این کوچه معبر زیبا و گذری دیگر به فاصله 50 متر ایجاد می شود که عرض آن به حدی است که امکان عبور کامیون نیز وجود دارد.
گفتنی است در صورت برچیدن دیوار شمالی کوچه بازار ریسمان و توسعه محوطه سازی عرض این کوچه از 8 متر به حدود 13 متر افزایش می یابد.
به منظور هماهنگی طرح مجموعه بین الحرمین با ویژگی های بافت تاریخی شیراز مسیر عبور بین دو حرم در این طرح، پیاده در نظر گرفته شده تا هیاهوی ترافیک و آمد و شد اتومبیل از کنار این دو حرم مقدس رخت بربندد و جای آن به مسیر پیاده داده شود. در شبکه های عبور و مرور پیاده در مسیر بین الحرمین ترکیبی است از فضاهای گذر و میدان، همچنین عرض گذرها که به منظور هماهنگی با بافت تاریخی حدود 7 متر در نظر گرفته شده است.
سوم: به کارگیری معماری سنتی و ایرانی
سازه به کار گرفته شده در پروژه بین الحرمین از جنس بتنی مسلح و مقاوم در مقابل زلزله است که بر اساس آخرین آیین نامه 2800 محاسبه و به تأیید واحد کنترل ساختمان شهرداری شیراز رسیده است. معماری به کارگرفته شده در این طرح که با هماهنگی شهرداری و سازمان میراث فرهنگی نهایی شده است به سبک معماری سنتی ایرانی است.
استفاده از مصالح ذکر شده برای دوام ساختمان ضروری است. همان گونه که نمونه این مصالح به کار رفته را می توان در بازارچه های اطراف شاهچراغ(ع) که همگی از آهن، فولاد و بتن ساخته شده، مشاهده کرد.
بنابراین آنچه می توان به طور اخص بر آن تأکید کرد، رعایت اصول فنی و ایمنی در طراحی پروژه و هماهنگی معماری طرح با معماری بافت قدیم و معماری سنتی است.
این امر باعث می شود تا ناهمگونی های احتمالی بین مجتمع در دست احداث با بافت تاریخی از بین برود.
در طراحی پروژه بین الحرمین حتی به منظره هوایی آن توجه خاص و ویژه شده است. امری که در ساختمان های اطراف مورد غفلت واقع شده است. در این راستا با صدها میلیون تومان هزینه اضافی سعی شده است که منظره هوایی علاوه بر زیبایی، همگونی با بافت تاریخی حفظ شود. به همین جهت با نصب چادرهای زیبا و گران قیمت سعی شده نصب تأسیسات در بام پروژه به حداقل ممکن کاهش یابد.
چهارم: ارتفاع پروژه:
در تعیین ارتفاع پروژه، تلاش بر این بوده که حداکثر ارتفاع آن، از سطح ساختمانهای مجاور کمتر باشد. بر همین اساس پروژه شامل دو طبقه، بنا است. تعداد طبقات و میزان ارتفاع در تمام بخشهای پروژه اعم از رستوران، هتل، بخش های فرهنگی، آموزشی، تجاری و.... رعایت شده است.
پنجم: ایجاد مرکز همایش های اسلامی در قلب بافت قدیم شیراز
ایجاد مرکز همایش های اسلامی در قلب بافت قدیم شیراز از دیگر ویژگی های این طرح است.
ایجاد فضاهای شهری مناسب و با ارزش و نیز سوق دادن بافت موجود به بافتی بالنده و پویا، خود به خود این محیط را بارورتر و با ارزش تر می کند و شان و منزلت این مکان مقدس را با ایجاد همایش های اسلامی و بین المللی شامل 2 سالن همایش 100 نفری و یک سالن همایش 400 نفره برای نمایش، سخنرانی و برگزاری آیین های اسلامی ارتقا می دهد.
ایجاد کتابخانه، موزه، مسجد، هتل و... از دیگر مکانهایی است که هدف مجریان پروژه را برای دستیابی به ایجاد مرکز همایش اسلامی برآورده می کند.
ششم: توجه به جاذبه های گردشگری
توجه به جاذبه های گردشگری از دیگر موارد مهمی است که در این پروژه مورد تأکید قرار گرفته است.
از آن جمله می توان به بازشدن فضای اطراف مسجد جامع عتیق و حوزه علمیه منصوریه که از جمله قدیمی ترین ابنیه موجود در شیراز است اشاره کرد.
این مکانها که به علت قرار گرفتن در بافت فشرده قدیمی و تاریخی شیراز از دید بازدیدکنندگان و گردشگران مخفی مانده بود، در طراحی پروژه به طور شاخص در معرض دید گردشگران قرار گرفته است.
علاوه بر این، توسعه صحن هایی در ضلع شرقی مسجد جامع عتیق به منظور تقویت بیشتر ارتباط صحن احمدبن موسی(ع) تا آستانه سیدعلاءالدین حسین(ع) و هماهنگ با طرح بین الحرمین توسط مشاوران طرح ارایه شده است.
هفتم: احیای هنرهای دستی بومی
یکی دیگر از مواردی که در این طرح مورد تأکید مشاوران سرمایه گذار قرار گرفته است احیای هنرهای دستی شیراز و سایر شهرهای استان است.
در این راستا کارگاه های آموزشی هنرهای دستی و در کنار آن نمایشگاه و فروشگاه عرضه این محصولات از جمله اماکنی است که در این طرح دیده شده است.
در آخر
به طور خلاصه می توان گفت: پروژه بین الحرمین به مکانی تبدیل می شود که می تواند بخشی از نیاز شهر شیراز، بافت فرسوده و نیز نیاز زوار حرم مطهر سیدعلاءالدین حسین(ع) و سیدمیراحمدبن موسی الکاظم(ع) را برطرف نماید. گفتنی است از آنجا که قبل از ورود سرمایه گذار به پروژه، پروژه مذکور با عنوان بین الحرمین و بعضاً بازار بین الحرمین خطاب می شد، بنابراین روند طراحی و اجرای پروژه با همان نام بین الحرمین ادامه یافت. از طرفی با توجه به اینکه تولیت محترم شاهچراغ(ع) نیز در سه طرف صحن حضرت احمدبن موسی(ع) واحدهای تجاری احداث نموده بود لذا در پروژه بین الحرمین فقط حدود 15 درصد از مساحت کل طرح به واحدهای تجاری اختصاص یافت تا اجرای طرح توجیه اقتصادی نیز داشته باشد.
لازم به ذکر است از بناهای ایجاد شده در این مجتمع تنها 15 درصد آن به فضای تجاری تعلق دارد و مابقی آن به مجتمع های فرهنگی، مسجد، مرکز همایش ها، موزه، کتابخانه، کلاسهای آموزشی، فضاهای اقامتی، پارکینگ و نیز ایجاد فضایی برای گذراندن اوقات فراغت کودکان و نوجوانان شامل مرکز رایانه، فضای ورزشی و بازی، پارک محلی، فضای اقامتی روباز و... تعلق می گیرد.
اجرای این پروژه علاوه بر احیای بافت تاریخی و رونق مناطق اطراف آن آسایش خاطر زوار این دو حرم شریف را به دنبال خواهد داشت.
در یک جمله اجرای این طرح را می توان برطرف کردن خواسته های برحق مردم و مسئولین و ایجاد مکانی در خور منزلت حرمین شریفین دانست.
پیشرفت پروژه بین الحرمین
با توجه به مراحل مختلف طراحی و اجرایی، پیشرفت زون های مختلف از ابتدا تاکنون به شرح زیر است:
زون یک:
از تاریخ صدور پروانه ساختمان (15/5/1385) تاکنون علاوه بر اتمام طراحی مرحله دوم، نسبت به تجهیز کارگاه، زهکشی و بهسازی خاک نیز اقدام گردیده و 65 عدد شمع بتنی مسلح ماشینی و دستی اجرا و 100 درصد عملیات بتن ریزی سازه نیز انجام شده است عملیات سفت کاری با پیشرفت 75درصد و تأسیسات مکانیکی با پیشرفت 70درصد و تأسیسات برقی با پیشرفت 55 درصد در حال اجرا می باشد. 13 عدد چادر مخصوص با سازه فلزی و روکش PVC آلمانی از خارج وارد شده که در حال نصب می باشد.
5 دستگاه پله برقی و 4 دستگاه آسانسور ساخت شیندلرسوئیس و دو دستگاه چیلرجذبی 600 تنی ساخت ابارا ژاپن به همراه برج های خنک کننده
هوا رسانها و متعلقات مربوطه و دو دستگاه ژنراتور اضطراری KVA150 و KVA320 کامیتر تماماً از خارج وارد شده و در حال نصب می باشند.
زون دو
از تاریخ صدور پروانه ساختمان (18/2/86) تاکنون علاوه بر اتمام طراحی مرحله دوم شامل تهیه نقشه های اجرایی سازه، معماری، تأسیسات مکانیکی و برقی، نسبت به تجهیز کارگاه، زهکشی و بهسازی خاک اقدام و مقابر نبش کوچه لشکری با شمع ها و سرشمع های بتنی مسلح و نیز دیوارهای جداره گودبرداری با شمع های بتنی مسلح و گابیون و پلاستر سیمانی مسلح تثبیت گردیده است عملیات بتن ریزی سازه در حال اجرا می باشد و پیشرفت آن به میزان 85 درصد است.
زون سه
از تاریخ صدور پروانه ساختمان (18/2/86) تاکنون علاوه بر اتمام طراحی مرحله اول، نسبت به تجهیز کارگاه زهکشی و بهسازی خاک (تا جایی که تأسیسات شهری سمت میدان آستانه اجازه می داده است)، تثبیت مقبره امامزاده سیدجلال الدین با شمع ها و سرشمع های بتنی پیوسته اقدام و به طور همزمان طراحی مرحله دوم شامل تهیه نقشه های اجرایی سازه، معماری، تأسیسات مکانیکی و برقی انجام که به میزان 93 درصد پیشرفت داشته است.
سایر عملیات
برای بهسازی و زهکشی بستر پروژه (در هر سه زون)، بر طبق طرح مشاور ژئوتکنیک (دانشکده مهندسی دانشگاه شیراز) ابتدا تا عمق 5/6 متر از سطح زمین گودبرداری شد، سپس نسبت به ادامه حفاری (با توجه به تعداد فراوان چاهها و انباره های فاضلاب منازل قدیمی) به صورت موردی و تا عمق 12 متر به نحوی که هر گونه لجن از اعماق زمین خارج گردد، اقدام شد. توضیح اینکه رقوم سطح سفره آب زیرزمینی با توجه به فصول مختلف بین 5 تا 7 متر بوده است و لذا عملیات به صورت موردی و خاکی عمدتاً در تابستان و قسمت هایی از بهار و پاییز امکان پذیر بوده است. پس از پر کردن چاهها، انباره ها، و چاله ها با مخلوط و سنگ و مخلوط سمنته، بستر زمین با غلطک سنگین کوبیده شده و پس از تأیید مشاوره ژئوتکنیک، ابتدا 15 سانتی متر ماسه شسته در کل بستر ریخته و کوبیده شده و سپس لوله های بتنی به قطر 500 میلی متر که در هر 125 سانتی متر آن یک درز برای امکان زهکشی داشته و با ژئوتکستایل و ژئونت برای جلوگیری از ورود لای پوشیده شده، نصب گردیده و سپس مخلوط رودخانه ای با خاک کمتر از 7 درصد در 7 لایه 25 سانتی متری کوبیده شده است. تجهیز کارگاه شامل دو دستگاه بچینگ پلانت، سه دستگاه تاور کرین، دو دستگاه تراک میکسر، یکدستگاه لودر، یک دستگاه کمپرسور انجام شده است. 3500متر مربع انواع فنس محدوده کارگاه و 7080 متر مربع آسفالت معابر مجاور طرح
انجام شده است.
مجموعه بین الحرمین در یک نگاه اجمالی
مجموعه تجاری- فرهنگی بین الحرمین پروژه ای است با مساحت 110 هزار مترمربع زیربنا که در یکی از فعالترین منطقه تجاری شیراز، در میان آثار تاریخی و زیارتی برجسته شامل حرم مطهر حضرت احمدبن موسی(ع)، حرم مطهر حضرت سیدعلاءالدین حسین(ع)، مسجد عتیق حوزه علمیه منصوریه و مسجد حضرتی واقع شده است مجموعه بین الحرمین شامل فروشگاه، واحدهای تجاری، هتل، رستوران، دفاتر اداری، مرکز فرهنگی بزرگ شامل سالن کنفرانس، آمفی تئاتر، کتابخانه تخصصی و موزه، نمایشگاه، کلاس ها و کارگاه های آموزشی است.
مساحت خالص واحدهای تجاری حدود 15600 مترمربع ساختمان های فرهنگی، ورزشی، مذهبی و بازار هنر حدود 15000 مترمربع
هتل و رستوران حدود 11000 مترمربع
دفاتر کار و اداری حدود 6000 مترمربع
پارکینگ حدود 42000 مترمربع
انباری- تجاری 3000 مترمربع
تأسیسات، فضاهای ارتباط و عمومی حدود 17000 مترمربع
محوطه سازی و فضای باز 44000 مترمربع
اهداف ویژه پروژه بین الحرمین
1 - توجه به ارزش های فرهنگی و ابنیه تاریخی و مذهبی شیراز
2 - توسعه خدمات برتر شهری در بافت فرسوده و احیای آن از این طریق
3 - ایجاد جاذبه افرونتر سیاحتی شهر شیراز در راستای توسعه اقتصادی و اجتماعی شهر
4 - اشتغالزایی و ایجاد فرصت های شغلی جدید
5 - افزایش بالندگی و پویایی اجتماعی در بافت فرسوده
6 - تجارت، سرگرمی های مناسب و سالم و امکان خرید مناسب و یکجا برای گردشگران و سایر مراجعه کنندگان
طراحی مجموعه بین الحرمین توسط مشاورین مجرب و متخصص با تأیید مسئولان شهرداری و مسئولان بافت قدیم شیراز و سایر مسئولان مرتبط صورت پذیرفته است.
مرکز تجاری غرب مجموعه بین الحرمین سمت خیابان احمدی دارای حدود 340 واحد تجاری به مساحت خالص 9600 مترمربع می باشد، مرکز تجاری دیگر در سمت میدان آستانه واقع شده است و شامل 260 واحد تجاری به مساحت خالص 6000 مترمربع می باشد.
زیرزمین مجموعه برای پارکینگ با گنجایش حدود 1600 خودرو با ورودی و خروجی های متعدد و 260 واحد انباری تجاری اختصاص یافته است.
به پدر باز دهید
ما مرد زهد و توبه و طامات نیستیم
با ما به جامِ بادة صافی خطاب کن
ایام گل چو عمر به رفتن شتاب کرد
ساقی به دورِ بادة گلگون شتاب کن
کار صواب باده پرستیست حافظا
برخیز و عزم جزم به کار صواب کن
چهارشنبه هفته پیش، کوروش کمالی سروستانی، به لطف مرا از آمدن استاد بزرگ تاریخ ایران زمین، دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی به شیراز خبر داد.
مرا با استاد، چهله ای پهلو به پنجاه زده، دوستی است و ارادت. او استادی نام آور و من طفل ابجد خوان بر نام قصة آغاز این دوستی دراز است، و امید دارم پایان به عمر دراز استاد کوتاه نباشد.
من این استاد تکیه بر فرهنگ و ادب این سرزمین زده را «خواجه پاریز» نامیده ام، که بی گمان می دانم، پس از خواجه ابوالفضل بیهقی، او خواجگی تاریخ ایران را بر عهده دارد، او به تاریخ بیهقی به هزار سال پیش، و این به «حماسه کویر» و بیش از پنجاه کتاب، که هزار سال پس از بیهقی را خوانده، و سالیان این هنگام و هنگامه را، که در دل هر ماهش، کار دهه ای است و سالش قرنی، به چشم دیده.
در حق خواجه پاریز، دعای خواجه شیراز و حافظ قرآن، گیرا شده، که: «دریا و کوه در ره و من خسته و ضعیف/ ای خضر پی خجسته مدد کن به همتم»
خضر پی خجسته سخن را شنید و دعا را پذیرفت، و در حق خواجه شیراز و حافظ قرآن بسیار مدد فرموده، تا آنجا که خود خواجه دگران را از روز خفتن، تا روز واقعه با همه رندان جهان مقیم درگه خویش و زیارتخوان تربت خود دانسته است: «بر سر تربت ما چون گذری همت خواه/ که زیارتگه رندان جهان خواهد شد» و من و همچو منی که در پایان گذر عمریم، از همان آغاز با فهم سخن و چشم دیدن، راستی سخن حضرت خواجه را فهم کردیم، وعده او را به چشم دیدیم و می بینیم، که به بارگاه او هم امام شهر به سخن می نشیند و هم مغنیان به دف و چنگ. «هر مرغ بدستانی در گلشن شاه آمد/ بلبل به نواسازی حافظ به غزل خوانی»، خواجه پاریز نیز هم، از مدد خضر پی خجسته کم بهره نگرفته است، به قدری که امروز در عرصه تاریخ و فرهنگ ایران زمین یافته، و به حق یافته، و نام او نه از پنجاه سال پیش و نه به پنجاه سال بعد، که به قرن ها در عرصه فرهنگ و حکمت ایرانی ماندگار است، و ماندگار خواهد ماند که خود ستونی گشته است از کاخ پر ستون و استوار فرهنگ و حکمت، ایران زمین.
پنجشنبه کورش کمالی، لطف فرمود، و مرا به پیشواز خواجه پاریز برد، او به میزبانی و من به دوستداری.
باستانی به دعوت دانشکده حافظ، که امید، روزی دانشگاه حافظ گردد در خود نام و شأن حافظ، را به لطفی فزون، و حق شناسی و حقدانی برای شرکت در بزرگداشت حسن امداد، معلم و پژوهشگر تاریخ فارسی پذیرفته بود، که هر دو به درس تاریخ در کنار هم در دانشگاه تهران گوش فرا داده بودند به شصت و چند سال پیش، و این خود قدرشناسی خواجه پاریزی بود، در حق معلم و پژوهشگر شیرازی.
بر من بود، هم در بزرگداشت حسن امداد، که به شب همان روز پنجشنبه، در بیمارستان ام.آر.آی که در اینگونه مراسم به یاری اهل فرهنگ بر می خیزد، شرکت کنم، که حسن امداد را بر من حق معلمی بوده است، هرچند به نیم سالی، و در پنجاه سال پیش و هم سخن پاریزی در کار بود، و اگر به گوش
نمی گرفتم، سر مرا خشت باید، که سخن او مصداق همان سخن راست حافظ شیراز است که «فکند زمزمه عشق در حجاز و عراق/ نوای بانگ غزل های حافظ شیراز»
من هرگاه که استاد پاریزی، به لطف به شیراز می آید، وظیفه خویش می دانم، که یاران اهل فرهنگ و حکمت را که شوق دیدار استاد دارند. بی بهره نگذارم، به استدعایی از استاد و دوستان، و بر این روش روز جمعه پذیرای مقدم، آنان شدم.
دکتر محمدرضا محرری، که خود از استوانه های فرهنگ و حکمت این سرزمین است، در اینگونه پیش آمدها، با من همدلی دارد، می آید به لطف و می خواند به کرم. مژده آمدن استاد را بدو دادم که همان شب نیز مجلس بزرگداشت این پزشک ادیب بود و پروفسور فرهمندفر استاد عالیقدری که گوش های ناشنوا را، به شنوایی معالج است و دکتر هنجنی که قلب های بیمار را درمانگر. اینان به بیش از پنجاه سال درِ درمان را بر روی بیماران گشوده و در آسایش را بر خود بسته بودند و امروز به پاس پنجاه سال استادی و بخردی، یاران جوان آنان که هر یک امروز خود پزشکانی اند نامدار، مجلس را فراهم کرده بودند.
محرری، امروز عضو فرهنگستان پزشکی ایران است، سر و کار او به روان انسانی. کار او در تصحیح و توضیح ذخیره خوارزمشاهی اثر بی نظیر و افتخار دانش پزشکی ایران، حکیم اسماعیل جرجانی، بی نظیر است و سبب افتخار، او گفت با همه شوق شرکت در مجلس بزرگداشت امداد و شنیدن سخن استاد پاریزی، نمی تواند جمع میان این دو کند، ولی گفت روز جمعه می آیم، زود می آیم، با دست پر می آیم، هم به سخن گویی و هم به سخن شنوی.
اما، اما زمانه رنگی دیگر زد، سخن او با من چهارشنبه بود، عصر همان روز صدای غم زده او دل مرا لرزاند، که گفت: «عباس دعا کن نوه ام، نوه ام»
جای پرسش نبود. محرری طبیب روان و خرد است، و در دفتر او نه چون دفتر «طبیب خرد» حضرت خواجه شیراز و حافظ قرآن، که در آن «باب عشق نبست» از باب عشق گذشته «بحریست بحرِ عشق که هیچش کناره نیست». او سخن حضرت خواجه را دیده بود ولی مصداق آن را به لطف دیده نه به حق که مرا به دعا فرا خوانده بود و حقیر نشمرده «مبین حقیر گدایان عشق را کاین قوم/ شهان بی کمر و خسروان بی کلهند» و من همسخن حضرت خواجه ام به این «من ار چه عاشقم و رند و مست و نامه سیاه/ هزار شکر که یاران شهر
بی کلهند» و در همین حال «غلام همت دردی کشان یکرنگم/ نه آن گروه که ارزق لباس و دل سیهند»
«از هر کرانه تیر دعا» اگر رها می شد، تیر قضا پیش از دعا، سینه نوباوه نوه دکتر محرری را هدف قرار داده بود و راه هزار چاره گر را از چهار سو بسته. این را به ظهر پنجشنبه از پیام خانه دکتر شنیدم، که می خواست با من سخن بگوید ولی نه او را یارای سخن گفتن بود، نه مرا دل شنیدن «یارب چه نغمه کرد صراحی که خونِ خُم/ با نعره های غلغلش اندر گلو ببست- دانا چو دید بازی این چرخ حقه باز/ هنگامه باز چید و در گفتگو ببست - مطرب چه ساخت که در پردة سماع/ بر اهل وجد و حال درِ های و هو ببست»
شب، با بی دلی، بدان مجلس رفتم، که عهد کرده بودم بروم، و پیش از آن، به دیدار محرری رفتم که باید می رفتم و می ماندم، که او مرا به رفتن امر فرمود، که ارج مردان بزرگ را می داند،
که استاد پاریزی را می شناسد به بزرگی و من هر دو را.
در آن مجلس سخن رفت، ولی از این مصیبت سخن نرفت، دلم گرفت، که او را بدین مجلس فرا خوانده بودند که یکی از میران مجلس باشد، در حالی که می دانستند خود آن شب باید هم میهمان و هم میزبان بزرگداشت خود و استادان پزشک دگر باشد. خود را در آن مجلس غریب دیدم، با همه شوق سخن از زبان باستانی شنیدن»، «شام غریبان» حافظ را به یاد آوردم و خواستم «نماز شام غریبان چو گریه آغازم/ به مویه های غریبانه قصه پردازم- بیاد یار و دیار آنچنان بگریم زار/ که از جهان ره و رسم سفر براندازم»
کودک هفت ساله، نوه از دست رفته دکتر محرری نیز سفر رفته بود، که با جان رفته و بیجان باز گردانده شده بود.
مصیبت صعب است و تسلی دادن سخت، در دیدار عصر پنجشنبه به دکتر عزیز، دوست گرانقدرم، از خود سخن نگفتم، که خود را در خور سخن نمی دیدم، از شیخ کبیر شهرم
آیت الله حاج شیخ بهاءالدین محلاتی، که رحمت بر آن تربت پاک باد، به تسلی این سخن را آوردم، که چون فرزند در نیم سال عمر شادروان بلاغت واعظ خوش سخن، در گذشت و شیخ در آن هنگام خود نود ساله بود، حضرت شیخ کبیر به دیدار او
می روند، و بدو خطاب : «شما در این زمان طولانی که اهل سخن و منبر بودید، در اینگونه مواقع و حوادث سوگواران را چگونه تسلی می دادید و به چه نصحیت می کردید».
شیخ نکته سنج و نکته یاب، بارها این سخن را از آن مرد بزرگ نقل می فرمود، و می افزود لب به سخن نگشودم، ولی در دلم کلمه «صبر» نقش بست.
دکتر سخن را شنید و تنها این مصرع خاقانی را به زبان آورد «مگر آن یوسف جان را به پدر باز دهید».
فردا در محضر خواجه پاریز و جمع یاران، من بدیمن دانستم که از محرری و واقعه و مصیبت رفته بر او سخن نگویم، شرح دیدار خود را با او به زبان آوردم، اشکم به چشم پرده در شد و آه و افسوس یاران هم به گوش رسید. گفتم می خواستم به دکتر محرری بگویم، اما چون سخن بزرگمردی در تسلای او می گفتم چه جای سخن من بود. اما امروز می گویم، خداوند گه گاه می خواهد، مقربانی را به خود بخواند، و نمی پسندد که خلق به روزگاران، چهره ناسازی را، به یاد آرند به پیری و شکستگی، جوانی را با چهره باز می برد، رخ جوان گلرنگ است، چشم او پرفروغ، چون میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل، که در سی و دو سالگی به دست دژخیمان محمدعلی شاه دیوانه خودسر و خودرأی، بند به گلو افکنده و خنجر به پهلو نشسته جان داد، و هم «باسکرویل» جوان جوانمرد آمریکایی، که در تبریز در خیل دلاوران ستارخان به برافکندن ستم دیو خود سر استبداد و رسوایی پایمردان دیو ضحاک روزگار برخاست و در معرکه مردی و نامردی، به مردی جان باخت، و هنوز نقش ایندو با همان طراوت جوانی در دل و یادها مانده است، و هم چهره دکتر حسین فاطمی و امیرمختار کریم پور شیرازی که به تیر تیراندازان محمدرضا شاه نگونبخت و بدفرجام پس از ضربه های
اوباش پهلوی که بر تن او وارد آورده بودند، از پا در افکنده شد و کریم پور نیز به آتش کینه و قهر آن ستمگر در حریم این زندان به آتش کشیده شد.همین امروز که به گلزار رفتگان قصرالدشت، عکس علی سینا آگاه نوباوه را دیدم که میان گل و گیاه گویی چشم به پیکر بی جان خود دوخته بود، فرشته ای به نظرم آمده، فرشته بار گناه را بر گردن و دوش ندارد، راهگذر او به خطا و گناه نیست، مشیت الهی او را بدین ره گذر نینداخته، گفته دیروز خود را به یاد آوردم و خواستم به دکتر محرری بگویم، تا همیشه که هستی چهره فرشته ای را به چشم و دل خواهی داشت. من می دانم خاقانی در آن مصیبت نامه چه گفته «پند مَدهید مرا گر بتوانید به من/ آن چراغ دل از آن تیره مقر باز دهید»، که
می دانیم نمی توانیم، اما به یاد فرزانه فرزند حافظ سخن سرا با شکیباییش می توان بود «دلا دیدی که آن فرزانه فرزند/ چه دید اندر خم این طاق رنگین؟- به جای لوح سیمین در کنارش/ فلک بر سر نهادش لوح سنگین»
که من این سخن خواجه شیراز را به مثال برگرفته از شکر و سپاس، پارسای زخم پلنگ برداشته شیخ اجل سعدی
می دانم «که پرسیدنش که شکر چه می گویی، گفت شکر، این که به مصیبتی گرفتارم نه به معصیتی». حجت من خطاب خواجه به مغنی است، در آنگه که بار غمش بر زمین پای دوخته است:
«مغنی نوای طرب ساز کن
به قول و غزل قصه آغاز کن
که بار غمم بر زمین دوخت پای
به ضرب اصولم بر آور ز جای
به مستان نوید و سرودی فرست
به یاران رفته درودی فرست
رمضان ماه مهمانی خدا و فرصتی برای زدودن رذایل نفسانی حسد و حسادت
عبدالرضا خوشنویس*
ماه رمضان ماه ضیافت و ماه مهمانی خدا نامیده شده است، این ماه فرصتی متعالی برای زدودن رذایل نفسانی و جایگزینی خصایل انسانی است، رمضان فرصتی برای نیایش و خودسازی و زمانی برای دوری جستن از آفات نفس است.
از جمله رذایلی که نفس انسان را مورد آسیب قرار می دهد و موجب می گردد که بسیاری از خصایل انسانی در آدمی توان ظهور و بروز نیابد، حسد ورزیدن و حسادت است.این صفت ناپسند در باطن و وجدان آدمی و همچنین در
آموزه های دینی و سخن بزرگان و اولیای دین طرد شده و مورد نکوهش قرار گرفته است.حسد و حسادت یکی از رذایل اخلاقی است که در طول تاریخ بشر آثار بسیار منفی فردی و اجتماعی داشته است. حسد به معنی ناراحت شدن از نعمت هایی
که خداوند نصیب دیگران کرده و آرزوی زوال آنها و حتی تلاش و کوشش در این راه است، حسد فضای روح آدمی را تیره و تار و فضای زندگی او را ظلمانی و محیط جامعه را مملو از ناامنی می کند.حسودان نه آرامشی در دنیا دارند، نه آسایشی در آخرت و چون تمام تلاششان این است که نعمت را از فرد به واسطه حسد بگیرند، آلوده انواع جنایت ها می شوند، دروغ می گویند، غیبت می کنند، دست به انواع ظلم و ستم می زنند
و حتی در حالات شدید و بحرانی از قتل و خونریزی نیز ابا ندارند.
در واقع می توان گفت حسد یکی از ریشه های اصلی تمام بدی هاست
و از دام های بسیار خطرناک شیطان است، همان دامی که در نخستین روزهای آفرینش بشر کار خود را کرد و فرزند آدم (ع)، قابیل، را به کام خود فرو کشید و دستش را به خون برادرش هابیل آلوده کرد و به همین دلیل در روایات اسلامی حسد یکی از اصول سه گانه کفر شمرده شده و در کنار تکبر و حرص قرار گرفته است.حسود در واقع معترض به حکمت الهی است و به همین دلیل نوعی کفر و شرک خفی محسوب می شود.ماه رمضان، ماه مهمانی خدا فرصتی متعالی برای دوری جستن از این صفت رذیله است، فرصتی است تا با نکوداشت آفرینش های
الهی دل را به مهمانی خصایل متعالی انسانی میهمان کنیم.
مدیر کل تبلیغات اسلامی استان فارس با تأکید بر بهره گیری بیشتر از ماه ضیافت در مورد این صفت ناپسند اخلاقی گفت: حسد و شرک یکی از گناهان ریشه ای است که با ایمان منافات دارد، در رابطه با حسد نکات پرهیزی فراوانی از معصومان نقل شده است
همچنین از قرآن که منشاء آموزه های دینی است مطالب فراوانی بر ضرورت دوری گزینی مردم از این صفت زشت و رذیله رسیده است.
حجت الاسلام عبدالرضا خوشنویس با اشاره به آیاتی از سوره ناس افزود: در سوره ناس خداوند به پیامبرش دستور داده است که از شر حسود و شر انسان هایی که دارای این ویژگی زشت هستند به خدا پناه ببرد.
وی ادامه داد: اگر ما دیگر گفته های خدا را با این دستور در کنار هم قرار دهیم متوجه می شویم در چند جا رسول خدا موظف شده است که به خدا پناه ببرد، در یک جا خداوند به او دستور داده است که از شر شیطان به خداوند پناه ببرد و در جای دیگر از شر حسدورزان به خدا پناه ببرد.
وی افزود: این در کنار هم گذاشتن حسود و شیطان می فهماند که حسدورزان نیز از لشکر شیطان هستند و انسان هایی که با این ویژگی زندگی می کنند در حقیقت از اعضای حزب شیطان هستند و اگر کسی به عضویت این حزب در آمد پلیدی او پلیدی ریشه ای
خواهد بود.او گفت: با این توصیف ها باید چنین گفت که گناهان بر دو قسم هستند، گناهان عمیق و ریشه ای و گناهان سطحی و شاخه ای، گریز از گناهان عمیق و ریشه ای نیاز به تمرین و پیگیری و پذیرش سختی دارد که حسادت یکی از این گناهان است، بنابراین کسانی که به این گناه آلوده اند می بایست هر چه سریع تر از این آسیب بزرگ فردی خود را کنار بکشند.
وی ادامه داد: در آموزه های دینی ما حس رقابت خواهی و رقابت جویی
مورد نفرت قرار گرفته و رقابت سالم مورد تشویق قرار گرفته است.مثلاً در حوزه دین می توان به غبطه اشاره کرد، زیرا غبطه نیز نوعی احساس نیاز است که به دیگران آسیب نمی رساند. حسادت احساس نیازی است که به دیگران آسیب می رساند یعنی در درون حسود این سؤال همواره مطرح است که چرا او دارد؟ ولی در غبطه این سؤال پیش می آید که چرا من ندارم؟ و می بایست چه راهکاری را فراهم سازم تا من نیز از این نعمت بهره مند شوم.مدیر کل تبلیغات اسلامی فارس اظهار داشت: از نظر دانش آموز ثابت شده است انسانی که درونی پر رشک دارد از کمبودی عمیق و کاستی جانکاه رنج می برد و عقده های حقارت، کمبودهای فردی و خانوادگی و تربیت ناسالم پدیده زشت حسادت را تقویت
می کند.وی با تأکید بر نقش خانواده ها در تربیت فرزندان گفت: خانواده ها برای اینکه این ویژگی پلید در درون فرزندانشان رشد نکند، باید تلاش کنند که در انتقال تربیت به فرزندان خود از تحقیر و مقایسه آنها با دیگران به شدت پرهیز نمایند، زیرا این دو نوع واکنش منفی فرزندان را حسود و پررشک بار می آورد.
خوشنویس اضافه کرد: هر چند خارج نمودن حسات از درون کار مشکلی است ولی برای اینکه این صفت در درون ما جای نگیرد، راه پیشنهادی آسانی وجود دارد.این که ما در کنش های تربیتی خود به فرزندانمان مهارت های زندگی را به آنها بیاموزیم و هرگز واکنش های منفی را به عنوان اهرم تربیت در زندگی به کار نگیریم.
حال این سؤال باقی است کسانی که دارای این ویژگی هستند باید چه کنند؟ وی گفت: دستورات زیادی از دانشمندان اخلاق برای گریز از این عارضه زشت رسیده است که در کتاب های اخلاقی به صورت مشروح به آن پرداخته شده است.همه دانشمندان حوزه دین بر این باورند که عبادت و نیایش خدا مهمترین عامل حسدزدایی است.وقتی ما به خدا نزدیک تر می شویم و خدا به ما توجه می کند درون ما احساس بی نیازی از زشتی بوجود
می آید، زیرا ما با سخن گفتن با خدا اوصاف خدایی را در دل خود جایگزین اوصاف زشت می کنیم.اگر کسی بخواهد از دام زشتی ها
در امان باشد روزه توانایی خوبی است که دست ما را بگیرد، پا به پا ببرد و شیوه راه رفتن را بیاموزد. اگر با تأکید این سخن را تکرار کنیم که روزه بلای جان شیطان است و صفت های
شیطانی را از اساس برمی کند و خداوند در این ماه به بندگان خود را برای رهایی از دام صفت های زشت شیطانی کمک می کند این وعده خدا است و وعده خدا هم شدنی است.در روایات اسلامی نیز نکوهش شدیدی از حسد شده است به گونه ای که درباره کمتر صفتی از صفات رذیله چنین نکوهشی دیده می شود، به عنوان نمونه کافی است به چند حدیث زیر که گوشه ای از آن احادیث است نظر افکنیم.
در حدیثی از رسول خدا (ص) می خوانیم: «حسد حسنات را
می خورد همان گونه که آتش هیزم را می خورد.»
تعبیر بالا به خوبی نشان می دهد که آتش حسد می تواند تمام خرمن سعادت انسان و حسنات او را بسوزاند و زحمات یک عمر او را بر باد دهد به گونه ای که دست خالی از دنیا برود.
در حدیث دیگری از امیر مؤمنان علی (ع) آمده است:
«حسد بدترین بیماری اخلاقی است.»
طبق این حدیث هیچ بیماری اخلاقی بدتر از حسد نیست.
از همان حضرت نقل شده است که فرمود: «سرچشمه صفات رذیله حسد است.»
در حدیث دیگری از امام صادق (ع) آمده است: «آفت دین و ایمان سه چیز است، حسد و خودبزرگ بینی و فخرفروشی.»
راه درمان صفات ناپسند مثل حسد، بخل و اخلاق بد چیست؟ در پایگاه نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها در مطلبی به راههای درمان حسد اشاره شده است. در این مطلب آمده است: حسد یک نوع بیماری روحی است که تا علت آن در شخص حسود مشخص نشود نمی توان درمان روشنی را پیشنهاد کرد.
بنابراین برای پاسخ دقیق تر به این سؤال باید موارد حسد و انگیزه های
آن را بیان کرد تا راه مشخص تری پیشنهاد شود.
علت حسد این است که انسان گمان می کند با پیشرفت دیگری موقعیت او متزلزل می گردد و برای حفظ موقعیت خود در تخریب موقعیت دیگری می کوشدطبیعی است که با تخریب دیگران انسان رشد نمی کند بلکه ممکن است موقعیت خود را نیز سست کند، چرا که معمولاً آنان از دوستان او هستند و روشن است که اگر کسی به دوستان خود حسادت کند و در تخریب موقعیت آنها بکوشد در نهایت به تخریب موقعیت خویش کمک کرده است. انسان در پرتو کمک و یاری دوستان و نزدیکان خود پیشرفت بیشتری خواهد کرد در حالی که با حسادت به آنها فقط دشمنی آنها را کسب خواهد کرد و دوستان یاری دهنده خود را به دشمنانی کینه جو تبدیل خواهد ساخت.نکته دیگر اینکه اصولاً این فکر که با پیشرفت دیگران، انسان از توجه دوستان محرم می شود اشتباه و توهمی بیش نیست.ارزش هر انسانی به رفتار و شخصیت خود اوست و موقعیت دیگران نمی تواند تأثیر چندانی در موقعیت او بگذارد.گاهی انسان از انگیزه حسد خود آگاهی ندارد یعنی به صورت ناخودآگاه به دیگران حسد می ورزد و از پیشرفت آنها ناراحت می شود.این افراد ممکن است در کودکی تجربه های منفی از پیشرفت دیگران داشته باشند.در هر حال حسد و حسادت و حسد ورزیدن از صفات رذیله است که انسان باید از آن دوری جوید. ماه مبارک رمضان فرصت مناسبی است تا با کند و کاو در رفتارها و منش فردی خود به بازشناسی این صفت ناپسند بپردازیم و برای رفع آن با بهره گیری از معنویت ملکوتی ماه ضیافت اقدام کنیم.
... و اینک رمضان
فریبا کواری
باز هم رمضان و فرصتی دوباره تا پس از یک سال روزمره گی، یک ماه را بر سر سفره معنویش میهمان باشیم که رمضان زمان آموزش است، کلاس درس است، مکانش: مغز و قلب ما، کتابش: قرآن، آموزگارش: ختم رسل، امتحانش: عمل ما و امتحان کننده اش: او...
در این راستا سی جزء کلامش را در سی روز ماهش که نه تنها به تلاوت که به تدبر نشینیم و در قدر شبانه اش رقم زدن سرنوشت یک ساله مان را به غیر طلب کنیم که خود فرموده است:
«هُوَ مَعَکُم اَینَ ما کُنتُم»(1)
او همان هستی مطلق و مبدأ بی نیاز و قائم به ذات است، همو که پیوسته با شماست در معیت شما، به همراه شما که نه، در وجود شما و از آن فراتر، از شما به خودتان نزدیکتر: از رگ گردنتان به شما نزدیکتر و ما در این نزدیک تا چه حد او را می بینیم و می یابیم و ادراک می کنیم، در نفسهای هستیمان که از او هست شده؟ که حتی نمی توان با هر بار تکرارش شکرش را به جا آورد؟ همان نفسی که ممد حیات است و مفرح ذات در کجا می توان او را دید و دریافت؟ در آسمان؟ درکهکشان ها، در سیاهی شب، در روشنی روز، یا در همین نزدیکی؟ در طراوت گلبرگهای یک گل سرخ که می تواند قبله ای شود در شعر شاعری مسلمان همانکه در پی اذان با دو قد قامت موج نمازش را می خواند.(2) که اینان هر یک
جلوه ای است از جلال وجودش «هُوَ مَعَکُم» او با شماست پس برای شناختش از خودشناسی باید آغازکرد تا به خداشناسی رسید و از خداشناسی به خودشناسی: «او با شماست» که دلیل این مدعا در کار بودن تمامی کائنات است در به کف آوردن نانی و به غفلت نخوردن، کائناتی که در هر طلوع و غروب تسبیح گوی ذات مطلق اویند، هم او که با شماست و در کلام مکتوبش بشارت می دهد که در پی هر سختی، آسانی است که «عُسراً» و «یُسرا». او با شماست که از وجود خود در شما دمیده فرشتگان را امر به کرنش در برابر ابوالبشر فرموده و شما را اشرف مخلوقات نامید، چرا که بار گران آموختن را هیچ یک از خلایق تاب نیاورد.
«او با شماست» او که هم هوالقادر است و هم هوالرحمن، هوالرحیم است و هوالجمیل و دوستدار زیبایی ها، «او که لطیف است و نامرئی»(3) و در عین نامرئی بودن از همه کس به من، به ما، به شما نزدیک تر، او با شماست،
هُوَ مَعَکُم...
پی نویس:
1 - سورۀ حدید آیه 4: «هر کجا باشید او با شماست». از آنجا که خداوند محدود به مکان و زمان نیست بلکه خود خالق مکان و زمان است پس همه جا و در همه زمان و حالت او با ما است. در دعای کمیل نیز چنین آمده است:«فراراه حکومت تو امکان ندارد» و این بدان معناست که در هر صورت و هر جا که باشیم خداوند بر ما مسلط است و زیر سایه رحمت او هستیم. باور داشتن این مطلب به نوعی ایجاد اعتماد به نفس و اطمینان و شهامت می کند و از طرفی مسئولیت پذیری و احساس شکوه و عظمتش را در ما به وجود می آورد.
2 - سهراب سپهری
3 - سورۀ انعام آیۀ 103
کریم فیضی تبریزی