یادداشت 1 اسفند 92
حافظ و قرآن
محمد عسلی
«به بهانه برگزاری مسابقات کشوری در شیراز»
حافظ شاعری بلندآوازه و جهانی است، هرچند او در غزلی معروف که مطلع آن چنین است سالها پیروی مذهب رندان کردم با صراحت اعتراف کرده است که:
صبح خیزی و سلامتطلبی چون حافظ
هر چه کردم، همه از دولت قرآن کردم
اما شهرت او در بین عوام بیشتر به لحاظ بهکارگیری کلمات و واژههایی است که به حسب ظاهر از می، معشوق و شراب و لذتطلبی از دنیا و انیس و مونس بودن با یار دلنواز و معشوقهها حکایت دارد و این که آهنگ موسیقایی اشعارش به دل هر شنوندهای مینشیند.
مرحوم استاد شهید مطهری در کتاب تماشاگه راز که در صفحات نخست آن برای تبرئه حافظ از شعر او استفاده کرده به استناد این بیت:
من این حروف نوشتم چنانکه غیر ندانست
تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی
استدلال کرده است که حافظ نه آنکه شاعری دنیاطلب، شلنگانداز و ملحد بوده، بلکه انسانی پارسا، متقی و حافظ قرآن با چارده روایت بوده است. اما زبانش همه فهم نیست. چنانکه خود به آن اذعان دارد:
عشقت رسد به فریاد، ار خود بسان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت
آنچه به واقع حافظ را شهره عام و خاص کرد و او را سرآمد عارفان و عاشقان در غزل عرفانی قرار داد، همان عشق بود. عشقی که در تعریف و معرفی آن خطاب به خدا چنین سروده است:
در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد
اشاره حافظ به خلقت موجودات و نیروی محرکهای است که آنها را به تلاش و عشق ورزیدن به زندگی میکند، همان عشقی که خاصیت الهی دارد، همانکه خداوند در قرآن بدان اشارت دارد و گفته: «نحن اقرب الیه من حبل الورید...» [من از رگهای گردن به شما نزدیکترم] و حافظ با شعری زیبا و با معنی به استقبال این آیه شریفه رفته است.
بیدلی در همه احوال خدا با او بود
او نمیدیدش و از دور خدایا میکرد
و سعدی نیز با زبانی سادهتر و بدون ابهام اشعاری سروده که ترجمان همان آیه است
دوست نزدیکتر از من به من است
وین عجب بین که من از وی دورم
چه کنم، با که توان گفت که او
در کنار من و من مهجورم
حافظ بر این باور است که عشق به خدا و ربالعالمین، سرآمد تمامی علوم، دانشها و راز و رمزهایی است که انسان به واسطه درک از جهان هستی و خدا از خود بروز میدهد و از این رو است که انسان به لحاظ آن عشق ازلی تاب و توان پذیرش اراده آزاد را که همان امانت الهی و اشرفیت است دارد. لذا به استناد این آیه شریفه که میفرماید: [ما امانت را بر آسمانها، زمین و کوهها عرضه داشتیم. آنها از «تحمل و تعهد» بدان سر باز زدند و ترسیدند و انسان آن را بر دوش گرفت. حقا که او مستعد ظلم و نادانی بود] حافظ دیدگاه و نظر خود را چنین بیان میکند که در واقع ترجمان و تفسیری رندانه از این آیه شریفه است.
«آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه فال به نام من دیوانه زدند...»
همین حافظ در یکی دیگر از غزلیات عرفانی معروف خود، هر آنچه که او را نسبت به سایرین ممتاز کرده از دولت قرآن میداند و چنین زیبا میسراید:
صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ
هر چه کردم، همه از دولت قرآن کردم
قناعت و دلدادگی که حاصل سالها رنج و ریاضت برای پاکی تن و روان است از ویژگیهای زندگی حافظ است. هر آنچه خداوند انسان را بدان تشویق کرده است.
لذا در کنج فقر با درس قرآن مأنوس بوده و یأس و غم به دل راه نداده است به این شعر مانا توجه کنیم که چه زیبا سروده است:
حافظا در کنج فقر و خلوت شبهای تار
تا بودت وردت دعا و درس قرآن غم مخور
دعا و کسب معرفت از آیات و نشانههای قرآن، حافظ را بدانجا رساند که بگوید: استفاده ابزاری از قرآن کار دامگذاران است و در آنها اخلاصی نیست.
لذا می خوردن، رندی کردن و خوش بودن افراد را بر قرآن دام کردن ترجیح میدهد و میگوید:
حافظا! می خور و رندی کن و خوش باش ولی
دام تزویر مکن چون دگران قرآن را
بسیاری از واژهها، کلمات، معانی، ایهامات و موضوعاتی که در اشعار حافظ آمده ملهم از روح قرآنی است.
به عنوان مثال میتوان به این اشعار اشاراتی کوتاه داشت:
بر در شاهم گدایی نکتهای در کار کرد
گفت بر هر خوان که بنشستم، خدا رزاق بود
اینکه خدا روزی دهنده است و مابقی وسیلهاند، حکایت قرآنی دارد.
عزیز مصر به رغم برادران غیور
ز قعر چاه برآمد به اوج ماه رسید
شبان وادی ایمن گهی رسد به مراد
که چند سال به جان خدمت شعیب کند
اشاره به قصص انبیاء (ع) در قرآن است و داستان حضرت یوسف و حضرت موسی (ع)
از نامه سیاه نترسم که روز حشر
با فیض روی او صد از این نامه طی کنم
این شعر اشاره به بخشش و مهر خدایی دارد که توبه انسان را میپذیرد و آن حدیثی را تداعی میکند که نقل شده انسانها در هنگام مرگ خدا را مشاهده میکنند.
و حافظ تا بدان اندازه مشتاق رؤیت حق است که فیض روی او را بالاترین آرزوی خود برای رهایی از دنیای خاکی و گریز از گناه میداند.
و سعدی نیز در شعر معروفی که روی بسیاری از سنگ قبرهای قدیمی هم به خط خوش نوشتهاند با الهام از این حدیث سروده است:
ای که گفتی یمُد یمن یرنی
جان فدای کلام دلجویت
کاشکی صد هزار مرتبه من
مردمی تا ببینمی رویت
آری آثار متقدمان و یگانه شاعران و نویسندگان بزرگ ادبیات متعهد ما مشحون و مملو از هنرنماییهایی است که غنای معنوی آنها از قرآن گرفته شده و عشق به آن آنگونه بوده که حافظ به خوبی در شرح مختصر آن آورده است:
عشق دردانه است و من غواص و دریا میکده
سر فرو کردم در آنجا تا کجا سر بر کنم
ادامه دارد
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی