آموزش و پرورش فارس و فراز و نشیب‌های مدیریتی
 محمد عسلی
آموزش و پرورش پایه و زیرساخت اندیشه و عمل در تحقق اخلاق برتر و اهداف توسعه و پیشرفت هر کشوری است که می‌خواهد تلاش و کارآمدی مردم خود را بالا برده و آنها را به منصه‌ی ظهور برساند.
از این رو می‌توان گفت: باید جای پای هرگونه تحول و تغییر فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و روابط اجتماعی را در آموزش و پرورش و اهداف و روش‌های آن دید.
و اما بعد... استان فارس با جمعیتی معادل 750 هزار دانش‌آموز در مقاطع چندگانه تحصیلی و تعداد 42 هزار مربی و آموزگار و دبیر و کادر اداری روزانه با هزینه‌ای بالغ بر یک و نیم میلیارد تومان اکثریت جمعیت شهری و روستایی را به کار می‌گیرد تا بتواند کلاس‌های درس را اداره کند و برنامه‌های مدون و اعلام شده کج‌دار و مریز در انتهای سال تحصیلی را به پایان برد.
آنچه از آموزش و پرورش فارس از ابتدای تأسیس تاکنون دیده شده، کم و بیش تقریباً بر همین منوال بوده و تغییرات مدیریتی گاه در ساخت و سازها، نوسازی مدارس، جلب و جذب خیّرین مدرسه‌ساز، بررسی اعلام نتایج قبولی‌های کنکور و منتخبین مسابقات استانی، نقل و انتقالات نیروهای آموزشی، آموزش ضمن خدمت معلمان و رضایت نسبی معلمان و کارکنان سازمان یا عدم رضایت آنها در اجرا بی‌تأثیر نبوده است. اما آنچه از همه این موارد صوری و بیشتر دارای جنبه کمّی در آموزش و پرورش مهم است و بدان چندان توجهی نشده است شناخت استان و ویژگی‌های آن به منظور برنامه‌ریزی آموزشی و تربیتی متناسب با نیازهاست تا این همه بودجه و نیروی انسانی در جای خود و برای رسیدن به نتایج ملموس و مفید صرف شود.
   متأسفانه مدیران کلیدی، کارشناسان و مدیران مدارس پیوسته و مستمر چونان درگیر تدارکات و پاسخگویی به مراجعین بوده‌اند که بیشتر اوقات خود را در دموکراسی اداری صرف کرده‌اند و فرصتی برای اندیشیدن به نتایج فعالیت‌ها و بازده برنامه‌ها نداشته‌اند.
همانند سایر ادارات بالطبع هر مدیرکلی سکان هدایت آموزش و پرورش را به دست گرفته نخست ابواب جمعی و خدمه این کشتی طوفان‌زده را پیاده کرده و در توقفی بلندمدت یا با حرکتی بطئی مدام در حال ترمیم و تغییر و جابجایی پرسنل بوده و در این راه کمر راست نکرده‌اند.
متأسفانه تاکنون هیچ مدیرکلی نتوانسته یا توفیق این را پیدا نکرده که به این مهم برسد. به صرف علایق شخصی و نه توان علمی و تخصصی نمی‌توان نتایج مطلوب از فعالیت‌ها انتظار داشت و تلاش‌ شاغلین در آموزش و پرورش بدون یاری و حضور اولیای دانش‌آموزان کارآیی چندانی ندارد. نتیجه آنکه وقتی مدیرکل جدیدی جایگزین دیگری می‌شود نخست بخش مهمی از اوقات خود را می‌باید صرف ترمیم خرابی‌ها و نواقص کند تا برسد به مرز صفر – صفر.
 در این کوتاه نوشتار قصد ندارم زحمات و تلاش‌های مدیران کل قبلی آموزش و پرورش فارس را نادیده بگیرم بلکه برعکس هر مدیرکلی که به جای دیگری آمده با توجه به سختی کار و مشکلات پیش رو و ازدیاد جمعیت وقت و فرصت بیشتری را برای اداره امور صرف کرده است و چه بسا چراغ اتاق کارش تا پاسی از شب نیز روشن مانده است. اما وقتی بناست در یک ارزیابی دقیق علمی – پژوهشی کارنامه مدیران کل و ابواب جمعی آنها را در آموزش و پرورش به قضاوت بنشینیم آنکس در این مسیر موفق‌تر است که توانسته بهره کاری معلمان به میزان یادگیری علمی دانش‌آموزان را بالا برده و رضایت نسبی اولیاء و مربیان را فراهم کرده باشد.
مسلماً در این مسیر راه هموار نیست و فراز و نشیب‌های بسیاری پیش رو است، تنها اخلاص، نیّت پاک، سلامت در گفتار و رفتار و پایبندی به اصول دینی و سازمانی کافی نیست هر چند شرط لازم است.
مدیرکل آموزش و پرورش و سایر ادارات و دستگاه‌های تربیتی که با مردم تعاملات و ملاقات حضوری بسیاری دارند می‌باید تدبیر و سخنان آنان مرهمی بر جراحات و تألمات مراجعینی باشد که احساس می‌کنند به حق و حقوقشان نرسیده‌اند به درست یا اشتباه. در این صورت است که روی خوش امیدبخش ناامیدی‌ها می‌گردد زیرا روی خوش کلید فتح دل‌هاست.
آقای حمیدرضا آذری را از دیرباز خوب می‌شناسم که از این خصیصه برخوردار است و می‌تواند با دست خالی هم ایجاد شوق و امید کند و یادم هست وقتی در آموزش و پرورش فارس ایشان مدیرکل بود و یا زمانی که سرپرستی مدارس ایرانی را در امارات به عهده داشت از این ویژگی رفتاری برخوردار بود. به همین دلیل نام ایشان در جمع شاغلین در آموزش و پرورش فارس با شادی و امید به ذهن می‌آید. هر چند نام آقای حسین روزی‌طلب هم بعد از سی و چند سال خدمت صادقانه تداعی‌گر اخلاص و پایبندی به اصول است و زحمات ایشان از یادها نخواهد رفت.
نگارنده این سطور که بیش از سی و یک سال در آموزش و پرورش فارس در سمت‌های دبیری، مدرّسی، ریاست تربیت معلم، کارشناسی مسئولی تربیت معلم استان و دیگر مسئولیت‌های آموزشی تربیتی و سی سال کار روزنامه‌نگاری با هر دو این عزیزان کار کرده‌ام بر این باورم که بهترین گزینه برای تصدی آموزش و پرورش فارس با توجه به سوابق عملکرد در شرایط فعلی و با بازنشستگی برادر عزیزمان آقای روزی‌طلب همین آقای آذری است. اما در این راستا ذکر چند نکته لازم به نظر می‌رسد.
یکم، اینکه آقای آذری در شرایطی مسئولیت آموزش و پرورش فارس را عهده‌دار می‌شود که خزانه خالی است و امید چندانی به حمایت مالی از طرف وزارتخانه مربوطه برای بازسازی و ساخت و سازهای جدید و تهیه تجهیزات و وسایل کمک‌آموزشی برای رفع نواقص مدارس نیست. ایشان باید با همان شگردهای قبلی استطاعتی که دارد نسبت به جذب سرمایه‌گذاران بخش خصوصی در آموزش و پرورش فارس اقدام کند و با نگاه حضور پررنگ و بیشتر مردم در امر آموزش و پرورش به این مسئولیت حساس و مهم ورود کند.
دوم، آنکه در انتخاب همکاران خود بیشتر به توان و تخصص آنها و کارنامه قبولی‌شان در سمت‌های قبلی توجه نماید و به تعهد و اصالتی که در شرایط فعلی نیاز به احراز آن است توجه کند.
زحمات و تلاش‌های خادمین و همه کسانی که به نوعی در این کار سترگ مؤثر بوده‌اند را پاس دارد که قطعاً چنین خواهد کرد و بی‌تردید می‌داند که قبول مسئولیت خطیر کنونی فرصتی کوتاه برای خدمت است چونان گذشته که شوق خدمت در وی بود؛ هم‌اکنون نیز این اشتیاق مضاعف باشد. ان‌شاءالله
در پایان تمامی دست‌اندرکاران آموزش و پرورش فارس بر این امر متفق‌القولند که دست تنها صدا ندارد. یاری همگان برای تحقق آرمان‌ها و اعتلای فرهنگ دینی و ملی لازم است. برای آنکه به شهرت اخلاص می‌رود و آن که با نیکنامی می‌آید آرزوی عاقبت
به خیری دارم.