صفحه 11--21خرداد88
محمد بهمن بیگی:
اگر اداره امور دست زنان بود، قساوت و بی رحمی را شاهد نبودیم
هنوز در کنارش بود، آرام و مقتدر و با وسواس خاص از استاد مراقبت می کرد. افتخارش این بود که در تمام سفرهای تلخ و شیرین با محمد بهمن بیگی همراه بوده و همیشه در متن زندگی وی حضوری پررنگ داشته است.
نام بهمن بیگی با گوشت و خون کل جامعه عشایری ایران [از پیرانشهر و سبلان گرفته تا ایرانشهر و تفتان، از کوهرنگ بختیاری تا ارتفاعات لرستان و از بیابان های کرمان تا بیستون کرمانشاهان] عجین شده است، اما این انس و الفت در جسم و جان سکینه کیانی رنگ و بویی دیگر دارد.
استاد که از خاطراتش می گفت، سکینه شنیده ها را با چاشنی یک لبخند گذرا تکرار و زمزمه می کرد و گاهی هم کلماتی را بر آن می افزود تا یادآور بالندگی هایی باشد که تا ایران و ایرانی هست زبان به زبان و نسل به نسل منتقل خواهد شد و این چنین بود که محمد بهمن بیگی در مقام سکینه کیانی گفت: همسر من قابل ستایش است.
وی در گفتگویی که قرار بود در صفحه ایراندخت روزنامه عصرمردم جای بگیرد در مورد نقش اثرگذار همسرش، سکینه کیانی، در توفیق هایی که به دست آورده تأکید کرد: تجارب عدیده نشان داد که او عملاً زنی است قابل احترام!
بهمن بیگی با یادآوری خاطرات گذشته، از خطرها و فرار و پنهان شدن های مکرر در زندگی اش سخن گفت و افزود: عمر من در اوضاع و احوال عجیب و غریبی گذشت و زندگیمان دچار مشکلات ایلی و شهری بود که در تمام شرایط کارهای همسرم برای نگهداری از من قابل تحسین است.
وی مادرش را نیز به عنوان زنی مقتدر
[فوق العاده]، سخی طبع، فرزند دوست و صاحب سفره معرفی کرد و گفت: مادرم زنی بود که در تمام امور مشارکت می کرد، هیچ گاه در عمرش دروغ نگفت و زیر بار حرف دروغ هم نرفت. او خانه اش را به گونه ای اداره می کرد که حتی رقبا هم مجبور به تحسین می شدند.
وجود این دو زن در زندگی بهمن بیگی در کنار دیدگاهی که وی نسبت به مقام و جایگاه زن داشته موجب شده است وی در حال حاضر در پیامی به جامعه زنان بگوید: اعتقاد من از قدیم [مثل آنکه با تولد من شروع شده باشد] این است که تنها سواد می تواند نجات بخش باشد. این اعتقاد را ادعا نمی کنم و تمام عمرم را در این راه گذاشته ام حتی زمانی که محصل بودم و به ضعیف ترین ها کمک می کردم. در همین رابطه در آخرین کتابم یعنی «طلای شهامت» نوشته ام: «این همه بازیچه جنگی برای بچه ها، این همه خونریزی و از سر انسان مناره ساختن، این همه ظلم و قتل عام و بدبختی فقط در نتیجه بی سوادی و فقدان یا کمبود تعلیم و تربیت است و تعلیم و تربیت از یک موجود دوپایی که روی این کره بدبخت و خاکی زندگی می کند، انسان می سازد، آدم می سازد.»
من طرفدار زن هستم و اعتقادم این است که اگر اداره امور جهان دست زنان بود قطعاً وضع بهتر از حالا می شد و قساوت و بی رحمی کمتر بود.
من مادر را بیشتر از پدر و خواهر را بیشتر از برادر قابل احترام می دانم و معتقدم این جنس، رحیم و شفیق و قابل احترام است، البته چون از نظر بدنی ضعیف تر از شوهر، پدر و برادر بوده همواره کار کوچک و ناشایست به او سپرده شده و مردان اداره امور را خودشان برعهده گرفته اند که به همین دلیل امروز دنیا یک سراب است.
بهمن بیگی از ظلم هایی که نسبت به زنان و دختران عشایر روا داشته می شد سخن گفت و راه هایی را که برای رفع این محرومیت ها به کار گرفته و در آنها توفیق یافته بود را برشمرد. صحنه ورودش به بهداری [پس از شنیدن خبر مرگ یک زائو] و فریاد کشیدن بر سر کارکنان که: «حرف حسابتان چیست و چرا مادرهای عشایر تا این اندازه بدبخت هستند؟» و رو به رو شدن با دختری که به دلیل بی بضاعتی پدرش نمی توانست باسواد شود بخشی از خاطرات تلخ بهمن بیگی بود که با تلاش و پیگیری هایش به آموزش و تربیت تعدادی از دختران جوان عشایر به عنوان ماما و فراهم آوردن امکانات مالی برای آموزش دختران خانواده های بی بضاعت [از بودجه شخصی] منجر گردید.
وی از اجبار یا تشویق کردن دختران و زنان عشایر برای باسواد شدن هم سخن گفت و افزود: اگر در مدرسه ای دانش آموز دختر نمی دیدم دنیا را به هم می زدم و یک بار آن قدر از برگزاری امتحان در مدرسه ای خودداری کردم که بالاخره دختران را در آن راه دادند. حمایت از خانواده درویش علی و راضی کردن آنها برای تحقق خواسته دخترشان [آموزگار شدن]، آوردن ده ها هزار دختر عشایر به مدارس، استخدام نزدیک به یکهزار مادر در فعالیت های آموزشی و تلاش برای راضی کردن مردان ایل نسبت به آموزش زنان و دختران بخش هایی از خدمات استثنایی بهمن بیگی است که از او انسانی مقتدر و محبوب در جامعه عشایری ساخت.
این چنین است که او امروز می گوید: «ظلم مرد به زن بدترین ظلم هاست چون ظلمی است از دوست به دوست، از شوهر به زن، از پدر به دختر و از پسر به مادر!»
وی معتقد است که نوشته هایش را زن های ایل خواندند و تغییر کردند و رفتارش را مردان ایل دیدند و عوض شدند تا جایی که مردان بی اعتنا نسبت به حرمت و آموزش زنان و دختران خود، با التماس درخواست باسواد شدن دخترانشان را مطرح می کردند.
محمد بهمن بیگی در پاسخ به این پرسش که زنان برای نماندن در حاشیه و حضور در متن جامعه در شرایط کنونی باید چه قابلیت هایی را دارا باشند، می گوید: این مربوط به اجتماع است و اجتماع باید به زن اهمیت بدهد، به بیان دیگر زن باید در اجتماع احترام ببیند.
سکینه کیانی بیش از 44 سال است که همراه و همگام با محمد بهمن بیگی در امر آموزش زنان و دختران عشایر و ارتقاء جایگاه این قشر تلاش می کند.
وی معتقد است که باسواد شدن و ادامه این روند تا تحصیلات عالیه موجب شده است مطالبات و توانش های زنان امروز عشایر با گذشته تفاوت های چشمگیری داشته باشد. کیانی به موارد زیادی از دختران کوچ نشین عشایری که در پی بهره مندی از برنامه های آموزشی ارایه شده از سوی بهمن بیگی باسواد شده و در حال حاضر به عنوان وکیل، پزشک و... به جامعه خود خدمت می کنند نیز اشاره کرد.
وی در پیامی خطاب به زنان عشایر [حتی کوچ رو] از آنان درخواست کرد که زمینه ادامه تحصیل دختران کم سواد خود را فراهم کنند و ضمن رفتار توأم با ملایمت با آنها، از اجبار در ازدواج و برنامه ریزی برای آینده آنان جلوگیری کنند و حق انتخاب را برای دختران خود قایل باشند.
کلام آخر:
آنچه در این گفتگو آمد پیامی بود از سوی یک آموزگار از خودگذشته به تمامی زنان جامعه، در آستانه روز زن، تا یادشان باشد که آموزش در ابعاد مختلف نجات بخش این قشر است و برای زن بودن هیچ نیازی نیست که اعضای این گروه مردانه رفتار کنند، بلکه زنان باید مظهر رحم و شفقت، علم و آگاهی باشند و دو اصل مهم و قابل احترام بودن زنان را از طریق رفتار، گفتار و شخصیت عالمانه خود در جامعه نهادینه کنند.
زن امروز
مریم.ج*
برخلاف تصور آنان که زنان امروز جامعه ما را به دو دسته تقسیم می کنند که یا چهره سنتی و قالبی زن دیروز را می پذیرند و یا در طلب «تساوی حقوق»، هویت خویش را به فراموشی می سپارند، یادآور می شوم که زن ایرانی در شرایط کنونی به دنبال ترسیم چهره ای دیگر است.
وی چهره ای را طالب است که در عین آگاهی و مسئولیت با تدبیر و مدیریت خاص، هم در جامعه حضور می یابد و هم کانون خانواده را حفظ می کند.
زن امروز ایران تلاش دارد با حذف برخی تنگ نظری ها از پل های ممنوعه عبور کند و در چارچوب اندیشه های امام راحل- «زنان می باید همچون مردان در مقدرات اساسی کشور سهیم باشند» [صحیفه نور]- به ایفای نقش بپردازد.
در این مسیر زنان ما باید اولین پاسخگویان به پرسش هایی باشند که در پی ریشه یابی موانع حضور آنان در رده های بالای مدیریتی جامعه می باشد و پرسش هایی که بیانگر دلایل اثرگذار بر فقدان تعریف صحیح از هویت زن و جایگاه این عضو جامعه انسانی در ابعاد مختلف کشور است. پرسش هایی که باید به کند و کاو و ریشه یابی پاسخ های آن پرداخت تا مشخص شود که چرا به رغم فرمایش امام راحل در صحیفه نور که فرمود: «زنان انسان ساز هستند، هم چنان که انبیاء انسان ساز بودند» و «از دامن زن، مرد به معراج می رود» و سپری شدن 30 سال از انقلاب اسلامی، هنوز تعریف شفاف و صحیحی از جایگاه زن در جامعه و نحوه فعالیت های اجتماعی زنان متناسب با تعریف زن در اسلام موجود نیست تا براساس آن شاهد حضور زنان فرهیخته، انقلابی، فعال و آگاه نسبت به مسایل روز در عرصه های مختلف اجتماع و به ویژه در رده های مختلف مدیریتی باشیم. بر این اساس هنوز جامعه طبق تعریفی شفاف به این باور نرسیده است که برای با ایمان بودن زنان لازم نیست آنان در چهاردیواری خانه محبوس بمانند. به بیان دیگر زنان ما نیازمند آن هستند که بستر اجتماعی توسعه و ارتقاء مسئولیت و جایگاه آنان به گونه ای فراهم شود که تفسیرهای مغرضانه تنگ نظران و مردسالاران مرتجع نتواند خدشه ای را بر این جایگاه وارد کند و به هر بهانه ای آنان را به گوشه نشینی و محبوس بودن در خانه وا دارد.
در این راستا شکی نیست که زنان ما نیز باید به موازات ارتقاء آگاهی و خودباوری ها برای تحقق عینی اسلام نیز تلاش کنند و ثابت نمایند به همان میزان که در امور اقتصادی خانه و خانواده توان مدیریتی دارند نگران تر از پرداخت های کشور و یا هدررفت منابع نفت و گاز یا درآمدهای حاصل از آن نیز هستند و با کسب مهارت های لازم، خودباوری و خودآگاهی و در پی آن برنامه ریزی اصولی و کارشناسانه در جهت دهی آگاهانه فعالیت ها و پذیرش مسئولیت در قبال خانواده قادرند در ایجاد بسترهای فرهنگی لازم برای اجرای عدالت حقوقی بین زنان و مردان و پر کردن خلاءهای موجود قانونی در حوزه مسایل زنان [نقش اهرم های بازدارنده را ایفا می کنند]، گام های مؤثری بردارند.
* از اساتید دانشگاه شیراز
برگ سبز
در آستانه روز زن هستیم که با سالروز ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) همزمان است و امسال با 24 خردادماه مصادف می شود.
به این مناسبت برگ سبز این هفته ایراندخت را به پیشگاه دخت پیامبر(ص) تقدیم می کنیم تا یادآور باشیم که فاطمه، فاطمه است!
زن و تاریخ
تأسیس اولین مدارس دخترانه در ایران
اولین مدارس دخترانه ایران توسط زنان فعال در عصر مشروطه راه اندازی شد. آنان با هدف رفع تبعیض دیرینه تاریخی در عرصه زندگی اجتماعی خویش و توانمند کردن خود برای تحقق این هدف مدارس را راه اندازی کردند، زیرا نیک می دانستند که تعمیم سواد و ایجاد مهارت های لازم برای مشارکت اجتماعی و حضور در جامعه و کسب درآمد به استقلال زن می انجامد و او را از وابستگی اقتصادی به مرد میرهاند. به این ترتیب چهار سال پس از انقلاب مشروطه، تعداد قابل توجهی مدرسه دخترانه در تهران احداث شد. تحولی که انقلاب مشروطه در آموزش زنان ایرانی و مطالبات آنها پدید آورد حرکت های مختلفی را از سوی جامعه زنان آن روز موجب گردید. زنان در بیستم ژانویه 1907 ضمن برگزاری یک گردهمایی بزرگ در تهران قطعنامه ای شامل دو بند را به تصویب رسانیدند. بند اول آن بر تأسیس مدارس دخترانه تأکید داشت و در بند دوم خواستار حذف جهیزیه سنگین برای دختران شده بودند. استدلال آنها این بود که هزینه تأمین جهیزیه باید صرف آموزش دختران ایرانی شود.
به این ترتیب در آوریل 1910، تعدادی مدرسه دخترانه در تهران تأسیس شد و در پی آن، زنان نخستین کنگره آموزشی خود را در پایتخت برگزار کردند.
در سال 1913 نشریه شکوفه که متعلق به زن ها بود، فهرستی را از اسامی 63 مدرسه دخترانه در تهران منتشر کرد که در حدود 3500 دانش آموز داشتند. در این نشریه اعلام گردیده بود که از هر 7 تن محصل تهرانی یک تن دختر است. در تأسیس این مدارس، انجمن های زنان آن روز نقش اصلی را ایفا کردند. در میان اعضا یکی از این انجمن ها دو تن از دختران ناصرالدین شاه به نامهای تاج السلطنه و افتخارالسلطنه نیز حضور داشتند. زنان مشهوری چون صدیقه دولت آبادی و شمس الملوک جواهر کلام نیز در این انجمن ها عضو بودند. مورگان شوستر درباره این انجمن ها در کتاب اختناق ایران آورده است: نام زنان این گروه ها بر من معلوم نیست و چهره آنها را نیز نمی شناسم، اما به طرق گوناگون دریافته ام که همواره مورد حمایت هزاران تن از شیرزنان میهن پرست ایرانی که اصطلاحاً آنها را «ضعیفه» می نامند، قرار گرفته ام.
*برگرفته از نشریه علمی و اجتماعی جامعه شناسی ایران
درخواست یک حقوقدان و فعال اجتماعی زنان:
قوانین تبعیض آمیز علیه زنان تغیير کند
ایلنا: یک حقوقدان و فعال اجتماعی زنان گفت: چون قوانین موجود ایران در خصوص حقوق زنان جوابگوی زنان امروز ایران نیست و نیاز به بازنگری دارد بر این اساس باید در جهت تغییر قوانین تبعیض آمیز بر علیه زنان اقدام شود.
فریده غیرت افزود: تاریخ جهان حکایت دارد که همواره بروز انقلاب ها در هر کشور کمبود و نابسامانی و کاستی را به دنبال داشته و انقلاب اسلامی سال 57 ایران نیز از این قاعده مستثنی نیست.
وی ادامه داد: انقلاب ایران از همان ابتدا با مشکلات فراوانی آغاز شد و حدود 2 سال بعد از انقلاب نیز ایران
درگیر جنگ نا خواسته ای شد که مدت 8 سال پیر و جوان این مملکت را به مرز های خود کشاند.
این حقوقدان گفت: کشوری تازه متولد شده که در روزهای آغازین تجربه زندگی باید می جنگید و کمبودها و کاستی ها و سهمیه بندی ها را با پوست و خون خود لمس می کرد اما در کنار همه این مشکلات، مساله ای که تلخی آن روزها را کم رنگ و مردم را آرام می کرد عدالت اجتماعی و برابری بود که ایران را برای همه ایرانیان می خواست.
وی همچنین گفت: ایران در شرایط کنونی با عدم امنیت اقتصادی و قضایی و حجم گسترده مطالبات مردم و گروه های مختلف قرار دارد و اداره اش فقط و فقط از عهده کسانی بر می آید که معتقد به اصلاحات در سایه قانون مداری و حفظ حرمت ملت با تکیه بر نیروی ملت است.
رييس مركزرسيدگي به امورزنان خبرداد:
تسهیلات جدید برای بیمه زنان خانه دار
ایسنا: رييس مركز رسيدگي به امور زنان و خانواده نهاد رياست جمهوري، در مورد آخرين اخبار در رابطه با
«بيمه زنان خانهدار» از ارائه پيشنهادي مبني بر ايجاد صندوقي براي بيمه كردن اين قشر با در نظر گرفتن رقمي كمتر از حداقل حقوق و دستمزد مصوب وزارت كار براي بيمه كردن زنان خبر داد و گفت: همچنين پيشنهاد كردهايم براي بيمه كردن، زنان سرپرست خانوار از زنان خانهدار جدا شده و سهم حق بيمه آنها توسط نهادهاي حمايتي پرداخت شود.
دكتر زهره طبيبزاده نوري، با يادآوري ارائه پيشنهاد بيمه زنان خانهدار در قالب بيمه صاحبان حرف و مشاغل آزاد توسط سازمان تامين اجتماعي و تصويب آن در كميسيون اجتماعي دولت، مخالفت خود از اجراي اين نوع بيمه زنان را اعلام كرد.
وي دليل مخالفت خود با اين امر را توانايي مالي تنها عدهاي از زنان خانهدار براي پرداخت سهم حق بيمهاشان عنوان و اظهار كرد: اين نوع بيمه، تنها براي طبقاتي است كه توانايي مالي پرداخت حق بيمه را دارند، در حالي كه مشكل ما در مورد بيمه كردن زنان خانهدار، پنج دهك اول جامعه است كه نميتوانند خود را بيمه كنند.
رييس مركز رسيدگي به امور زنان و خانواده نهاد رياست جمهوري ادامه داد: بنابراين بر روي اين موضوع در دولت بحث شد كه براي رفع اين مشكل، رقمي كمتر براي حداقل حقوق اين قشر در نظر بگيريم تا حق بيمه پرداختي آنها نيز كاهش يابد. همچنين در اين راستا بايد بخشي از حق بيمه زنان توسط دولت پرداخت شود.
و همچنین گفت: البته به دليل كاهش حق بيمه پرداختي، مزاياي قابل استفاده اين زنان در دوران بازنشستگي و پيري نسبت به ساير بيمهشدگان كمتر خواهد بود.
طبيبزاده نوري گفت: هر طوري كه فكر كرديم، ديديم نميتوان در بودجه سنواتي اعتبار مورد نياز براي اين امر را لحاظ كرد، مگر آن كه با اجراي هدفمند كردن يارانهها كه بر اساس آن، بودجه زيادي براي تامين اجتماعي اختصاص مييابد و با در نظر گرفتن حداقل حقوق براي زنان خانهدار آنها را بيمه كرد كه قرار شده، دولت اين موضوع را بررسي كند. وي طرح بيمه زنان خانهدار بر اساس حداقل حقوق و دستمزد را مربوط به سال 85 دانست و عنوان كرد: بر اساس آن چه در آن زمان مطرح شده بود، چنان چه دولت سهم حق بيمه پرداختي خود حتي براي 10 ميليون زن خانهدار را پرداخت ميكرد، اعتباري بالغ بر 36 هزار ميليارد تومان
لازم داشت.
رييس مركز رسيدگي به امور زنان و خانواده نهاد رياست جمهوري ادامه داد: امكان اختصاص چنين رقم بودجهاي توسط مجلس امكانپذير نبود، اين در حالي بود كه دهكهاي پايين جامعه حتي توان پرداخت هفت درصدي سهم بيمه خود را ندارند.
نمیتوان نقش زن مسلمان ایرانی را از صفحه كشور پاک کرد
ایلنا: عضو شورای اسلامی شهر تهران معتقد است در چند سال اخیرتفکری براي تلاش در به انزوا کشاندن، به حاشیه راندن و حذف زنان از عرصه های سیاسی و اجتماعی داشته و سعی کرده است حضور زنان را کم رنگ کند.
معصومه ابتکار،گفت: دختران جوان و زنان پر افتخار ایران امیدهای بسیار زیادی برای حضور در عرصه های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایران دارند اما متاسفانه در طی سالهای اخیر به رغم اینکه نوید این حضور پر شکوه را در دوران مختلف انقلاب اسلامی شاهد بوده اند تفکری تلاش در به انزوا کشاندن و به حاشیه راندن و حذف زنان از عرصه های سیاسی و اجتماعی داشته و سعی کرده است حضور زنان را کم رنگ کند.
وی ادامه داد: اما واقعیت این است که هیچگاه نقش زن مسلمان ایرانی را از صفحه ایران نمی توان پاک کرد و نقش ارزنده فداکاری ها وایثار مادران شهدا وزنان آزاده ایران را هرگز از تاریخ ایران نمی توانیم پاک کنیم.
ابتکار افزود: نقش زنان اندیشمند، زنان هنرمند و زنانی که در عرصه های مختلف سازندگی ایران سربلند حضور داشته اند نقشی جاودانه و غیر قابل حذف است و زنان ایرانی استعداد خود را در زمینه های مختلف نشان داده اند.
عضو شورای شهر تهران افزود: امیدوارم با حضورآگاهانه در انتخابات ریاست جمهوری و رای به کسی که به شایستگی زن ایرانی افتخاردیگری بر تاریخ پر افتخار و درخشان کشور ایران بیفزايیم.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی