صفحه 7--20 تیر 89
لطفاً منو بردار
داستان سه کرم
چشمان مادربزرگ
لطفاً منو بردار
داستان سه کرم
چشمان مادربزرگ
سطل آشغالی که بیمار شد
شعر
بازی ها در یادگیری و پیشگیری از اختلالات نقش دارند
مَع... مَع... مَع باز هم سلام بچه ها
عاطفه
لانه پرندگان
شعر
قصه قوقولی خان
ماه بزرگتر است یا خورشید؟
روزی که مورچهها به «خانه گل» اسباب کشی کردند
روشهای آموزش هنر به کودکان
در بخش داستان:
دلتنگی های ثنا
سراینده: ندافیان
سرمقاله
خبر
سراینده: ندافیان
شهر
شانه های خیس
عید شده دوباره
قصه
امروز تولد کیه؟
من اولش فقط یک نقطه بودم
شعر
بزرگترین تاجر دنیا
آیا در دنیا گونه ای ماهی وجود دارد که توسط شوک های الکتریکی طعمه اش را صید کند؟
مامان و بابای مهربون لطفاً قبل از خواب، گفتن داستان شاد و کوتاه برای ما کوچولوها یادتون نره
شعر
«خبر»
قصه ما 5 تا...
احساس من:
وقتی خجالت می کشم
شعر
آیا کرگدن ها حیوانات بداخلاقی هستند؟!
خطرناک ترین راه مدرسه جهان!!!
خوش به حال تو که پدر و مادر خوبی داری!
شعر
معرفی کتاب
صدای نهنگ ها
ماهی گیری در صحرا
شعر
بزرگ نویسنده کوچک
باور کنید آشپزخانه هم فضای خوبی برای بازی ما کودکان است
شعر
پروانه خانم
صحبت کردن هنگام غذا خوردن
نویسنده: عاطفه
طراح: مریم شریفی
خبر
5 قلوهای شیرازی به کلاس اول رفتند.
- هشدار پزشکان به دانش آموزان:
با کوله های سنگین و یک بندی به مدرسه نروید.
- پیام سرپرست وزارت آموزش و پرورش به دانش آموزان:
ایام برنمی گردد فرصتها را غنیمت شمرده و خوب استفاده کنید.
- مهمترین عامل برای پیشگیری از آنفلوآنزای خطرناک، جدا سازی کودکان مبتلا از دیگر کودکان و مراقبت در منزل است.
شعر
عاطفه
هر جا میان برگها
باد لی لی بازی می کند
شش خانه با گل می کشد
با ابر بازی می کند
من می روم از پنجره/ آن را تماشا می کنم
تا پشت برگها می رود/ زود آن را پیدا می کنم
سُک سُک میان ابرها
چیزی پیدا می شود
خورشید هم در خانه اش
چون باد بازی می کند
پروانه بالش باز شد
پرپر کنار قاصدک
با ناز بازی می کند
فیل آفریقایی
قلبچه ها من بزرگترین جانور خشکی هستم.
من در جنگل ها و علفزارها زندگی می کنم غذایم برگ و پوست درختان است و هر روز 200 کیلو غذا احتیاج دارم با خرطومم علفها را می چینم و غذا و آب را در دهانم می گذارم. ما فیل ها 12 دندان آسیا داریم اما چهار تای آنها به طور کامل رشد کرده اند. عاج دندان خمیده و بسیار درازی است که به کمک آن پوست درختان را جدا و زمین را برای آب حفر می کنم. ما فیل ها غده عرق نداریم گرمای بدنمان را به آسانی از دست نمی دهیم برای خنک شدن در سایه می مانیم و با گوشهایمان خود را باد می زنیم، گاهی هم آب تنی می کنیم و با خرطوممان آب روی تن خود می پاشیم.
خواهشهای یک کلاس اولی
صبا
مامان و بابای مهربون، من کلاس اولی هستم
خیلی خوبه که شما به کسی نگفتین روزهای اول توی مدرسه من گریه کردم و مامانمو می خواستم. اصلاً به شکلهای کج و کوله ای که توی دفتر مشقم کشیدم نخندیدین و با حوصله به من کمک کردین تا اولین مشقهامو بنویسم حتی اگر چند بار اشتباه کردم سرم داد نکشیدین بلکه با لبخند و مهربانی از من خواستین تا دوباره سعی کنم.
مامان و بابای مهربون
به خاطر این صبر و حوصله و مهربونیتون سعی می کنم همیشه با درس خوندنم شما رو خوشحال کنم.
خبر
5 قلوهای شیرازی به کلاس اول رفتند.
- هشدار پزشکان به دانش آموزان:
با کوله های سنگین و یک بندی به مدرسه نروید.
- پیام سرپرست وزارت آموزش و پرورش به دانش آموزان:
ایام برنمی گردد فرصتها را غنیمت شمرده و خوب استفاده کنید.
- مهمترین عامل برای پیشگیری از آنفلوآنزای خطرناک، جدا سازی کودکان مبتلا از دیگر کودکان و مراقبت در منزل است.
شعر
عاطفه
هر جا میان برگها
باد لی لی بازی می کند
شش خانه با گل می کشد
با ابر بازی می کند
من می روم از پنجره/ آن را تماشا می کنم
تا پشت برگها می رود/ زود آن را پیدا می کنم
سُک سُک میان ابرها
چیزی پیدا می شود
خورشید هم در خانه اش
چون باد بازی می کند
پروانه بالش باز شد
پرپر کنار قاصدک
با ناز بازی می کند
فیل آفریقایی
قلبچه ها من بزرگترین جانور خشکی هستم.
من در جنگل ها و علفزارها زندگی می کنم غذایم برگ و پوست درختان است و هر روز 200 کیلو غذا احتیاج دارم با خرطومم علفها را می چینم و غذا و آب را در دهانم می گذارم. ما فیل ها 12 دندان آسیا داریم اما چهار تای آنها به طور کامل رشد کرده اند. عاج دندان خمیده و بسیار درازی است که به کمک آن پوست درختان را جدا و زمین را برای آب حفر می کنم. ما فیل ها غده عرق نداریم گرمای بدنمان را به آسانی از دست نمی دهیم برای خنک شدن در سایه می مانیم و با گوشهایمان خود را باد می زنیم، گاهی هم آب تنی می کنیم و با خرطوممان آب روی تن خود می پاشیم.
خواهشهای یک کلاس اولی
صبا
مامان و بابای مهربون، من کلاس اولی هستم
خیلی خوبه که شما به کسی نگفتین روزهای اول توی مدرسه من گریه کردم و مامانمو می خواستم. اصلاً به شکلهای کج و کوله ای که توی دفتر مشقم کشیدم نخندیدین و با حوصله به من کمک کردین تا اولین مشقهامو بنویسم حتی اگر چند بار اشتباه کردم سرم داد نکشیدین بلکه با لبخند و مهربانی از من خواستین تا دوباره سعی کنم.
مامان و بابای مهربون
به خاطر این صبر و حوصله و مهربونیتون سعی می کنم همیشه با درس خوندنم شما رو خوشحال کنم.
رسیده ها
شعر
لطیفه
قصۀ ضرب المثل ها
مامان و بابای مهربون
خبر
سرمقاله
دستمال
کبوتر به جوجه هایش شیر می دهد!
بچه زنبورها چه شکلی هستند؟
بلندترین جای دنیا
ندافیان
خبر
چون سفر با باد می شود آغاز...
عاطفه
رسیده ها
از خانم معصومه محمودی سه داستان جنگل سبز، گیسو طلا، پادشاه مهربان به دست ما رسیده که امید است با مطالعه بیشتر و پرداخت بهتر به موضوع، آثار زیباتری از ایشان به دستمان برسد.
با تشکر «پریا»
نقاشی: بچه ها نقاشی های قشنگتان به دستمان رسید:
بهار حبیبی، یکتا عطایی و پرنیا عطروش، مصطفی محمدزاده، ثنا جهان فرح، پگاه سعید زاده، سروش سعید زاده، روژان مشاق طلوعی، پریا کوه برفرد، عسل کوه برفرد، احسان کوه برفرد و ملیکا منصوری
سروصدای جاکفشی
حسین تولایی
طبقه بالای جا کفشی سروصدا بود. کفش دخترانه با ناز گفت: کفش باید مثل من خوشگل، صورتی و مامانی باشد. کفش پسرانه داد زد: نه خیر کفش باید مثل من قوی باشد تا به هر توپی شوت می کند گل شود. کفش زنانه به آرامی گفت: کفش باید مثل من وقتی توی کوچه راه
می رود صدای تق تق قدمهایش را همه بشنوند. کفش مردانه دستی به سبیل سیاهش کشید و با صدای کلفتش گفت: کفش باید مثل من باشد سنگین و محکم.
دمپایی ها در طبقه پایین صدای آنها را می شنیدند و با خودشان می گفتند کفش باید مثل ما ساده باشد همین...
نامه های بچه ها به خدا
مترجم: دل آرا قهرمان
دلم می خواست چیزی مثل گناه وجود نداشت. دلم می خواست چیزی مثل جنگ وجود نداشت.
تیم اِم 9 ساله
خدای عزیز
دلم می خواد وقتی که بزرگ شدم شکل بابام بشم ولی نه آنقدر پشمالو
سام
از زمانی که راجع به تو شنیدم دیگه احساس تنهایی نمی کنم.
نورا
به یاد مهدی آذریزدی نویسنده قصه های خوب برای بچه های خوب
عاطفه
پدربزرگِ مهربون
پدربزرگ قصه گو کجایی؟
می گن که اون بالایی
پیش ستاره هایی
تا سر رو ابر می ذاری
خوابمونُ می بینی
یه دسته گلِ آبی
برات هدیه می یاریم
قصه هاتو می خونیم
بازی ها رو می بینی
با شادی ها می خندی
از غصه ها بیزاری
وقتی تو اون بالایی
مثل فرشته هایی
شاید یه تکه ماهی
شبها به ما می تابی
ای ماه آسمونی
امشب کجا می تابی؟
می گی برامون لالایی
تا نخوابیم تنهایی؟
دندان شیری و اهمیت زیاد آن در سلامت کودکان
غلامحسن رمضانی
طراح: فاطمه رحیمی
در دوران بارداری دندان شیری فرم می گیرد پس نوع تغذیه مادر در جنس دندان مؤثر است. استفاده از مواد معدنی، لبنیات، شیر، غذاهای دریایی و ویتامین B برای مادران ضروری است. سوءتغذیه در کودک یا مادر باعث تأخیر در رشد دندان می شود.
کودکان در بدو تولد بعد از تغذیه با شیر مادر باید به وسیله گاز استریل لثه هایشان تمیز شود و همین یک انگیزه و عادت می شود در آینده برای مسواک زدن دندان های شیری. حدود 4 تا 6 ماهگی دندان کودکان رویش دارد که در بعضی از کودکان با 6 ماه تأخیر اتفاق می افتد. در صورتی که کودک از نظر پزشک و از لحاظ جسمی ضعفی نداشته باشد این تأخیر با مشکل مواجه نمی شود حتی در بعضی از کودکان در قسمت فک پایین با رویش دندان به دنیا می آیند که برخلاف تفکرات عامه که این را یک مشکل و بد می دانند هیچ اشکالی ندارد. در کودکان دندان شیری و نحوه مراقبت از آن به وسیله نخ دندان و مسواک بسیار مهم است رسیدگی نکردن به دندان شیری باعث می شود دندان دائمی مسیر رویش را گم کند و در جای نامناسب رشد کند یا نهفته باقی بماند و این شروعی برای نامرتب بودن دندان دائمی است.
هر 6 ماه یکبار دندان ها به وسیله دندان پزشک باید چک شود و این باعث می شود که اگر دندان پوسیده ای وجود دارد در مراحل اولیه درمان شود و هزینه کمتری صرف شود کودکانی که در شب از شیر مادر استفاده می کنند باید تعداد دفعات را در آنان محدود کرد چون باعث پوسیدگی دندان می شود.
موش آواز خوان:
داستان موش موشکی است که فکر می کند فقط با آواز خواندن و گیتار زدن می تواند دوستان زیادی داشته باشد اما...
این داستان به زبان روسی بوده که خانم پونه معتمد آن را به زبان فارسی ترجمه کرده و ناشر آن انتشارات نوید شیراز است.
خانۀ گلها
عاطفه
دریای خاک است
خانۀ گلها
گلهای باغچه
به به چه زیبا
دارد تماشا
انگار سوسن جان
مهمان نواز است
گلبرگهای ناز
دامن یاس است
کنار سنبل
کوکب نشسته
صورت خود را
با شبنم شسته
ابرها می آیند
باران می بارند
چِکُ چِکُ چِک
آواز می خوانند
اینجا باغچه است
خانه گلها
با هم می باریم
تشنه اند گلها
مرغ تخم طلا
پیرزن و پیرمردی که در مزرعه زندگی می کردن مرغی داشتن که هر روز براشون تخم می گذاشت اما یک روز خانم مرغه تخم طلا گذاشت. بچه ها می خواین بدونین اونا با تخم طلا چیکار کردن؟
مترجم این کتاب خانم پونه معتمد و ناشر آن انتشارات نوید شیراز می باشد.
بچه ها در کتاب
خروس پرطلا و روباه ناقلا می خوانیم:
آی چه کنم؟ وای چه کنم؟
هوار! به دادم برسین
از توی چنگ روباهه
بیاین منو نجات بدین!
این صدای خروس پر طلاست که گیر روباه افتاده. آیا دوستان خروس صداشو می شنون و می تونن از چنگ روباه نجاتش بدن؟
بچه ها این کتاب یک داستان دیگه هم داره که اسمش هست خانه خرگوشک، انگار توی این داستان هم روباه ناقلا می خواد یه نقشه دیگه بکشه.
این کتاب به کوشش خانم پونه معتمد از زبان روسی به فارسی ترجمه شده و متن آن شعری کودکانه است و چاپ آن را انتشارات نوید شیراز انجام داده.
حساسیت تابستانه کودکان
هنگامی که سوار ماشین هستید شیشه ها را بالا برده و از دستگاه خنک کننده ماشین استفاده کنید. به طور مرتب دستها را بشویید و برای جلوگیری کردن از ورود غبار به داخل منافذ بینی آن را مرتب چرب کنید. کودکانی که آسم دارند از تماس با گرده گلها خودداری کنند. غدد عرق در کودکان در حال تکامل است و این باعث عرق سوز شدن آنها می شود پس بهتر است کودکان با آب ولرم حمام کنند. میوه هایی مانند کیوی و توت ایجاد حساسیت می کند. علائم حساسیت به توت فرنگی خارش و تورم لب و زبان می باشد.
میرم مامان پیدا کنم!
بچه ها! موش کوچولو یک تصمیم عجیب گرفت. اون با اخم به مامانش گفت:
نمی خوام ناز تو را
یک مامان دیگه می خوام
نمی خوام آواز تو را
موش کوچولو می خواد از بین تمام مامانا توی جنگل یک مامان خوب پیدا کنه. شما فکر می کنید موفق می شه یا نه؟ داستان میرم مامان پیدا کنم به زبان روسی و به صورت شعر نوشته شده که خانم پونه معتمد به زبان فارسی برای شما ترجمه کرده و چاپ آن را انتشارات نوید شیراز انجام داده است.
پیشیِ بالدار
خانمی در چین صاحب گربه ای است که دارای دو بال می باشد. کارشناسان معتقدند علت چنین پدیده ای می تواند یک جهش ژنتیک باشد.
* * *
چوپان زرنگ
چوپانی که سگ ندارد برای مهار گوسفندانش از پوستر گرگ استفاده می کند این چوپان که خودش هم با ترسیدن گوسفندان از عکس گرگ تعجب کرده، ادعا می کند این عکس تأثیر بهتری نسبت یه سگ گله دارد.
* * *
مواظب باشید
سلامتی از نعمت هایی است که خداوند به ما داده و باید از آن نگهداری کنیم یکی از چیزهایی که سلامتی را به خطر می اندازد چاقی است. چاقی عوارض زیادی دارد که یکی از آنها سردردهای میگرنی است.
من آقای... وای باز هم اسمم یادم رفته!!
نویسنده: ندافیان
طراح: فاطمه رحیمی
همیشه صبحها شب از خواب بیدار می شوم وقتی نهار را صبحانه می خورم تازه باید سرکار بروم، اما هیچ عجله ای ندارم. بعضی وقتها هم عصر یا فردایش می روم البته فرقی نمی کند چون همیشه وقتی به اداره می رسم تعطیل است، بنابراین بیشتر روزها را سرکار نرفته برمی گردم. عقربه های ساعتم برعکس دور می زند و هیچ وقت نمی دانم ساعت چند است. از بچگی یاد گرفته ام خواندن اعداد زحمت دارد. ساده ترین روش برای خواندن اعداد را کشف کرده ام؛ سر روی زمین و پاها در هوا یا چشمانم را چپ می گیرم البته اعداد مرا خوشحال و سرگرم نمی کنند چون چیزهای جالبتری وجود دارد مثل بچه های لجباز موقعی که باید به حمام بروند اما من هی روی کله آنها سرسره بازی می کنم.
وقتی داد می زنند ما حمام را دوست نداریم دلم می خواهد از خوشحالی مثل مگس بین موهایشان وزوز کنم، اما آنها به جای من این کار را می کنند گوش کنید. انگار بچه ای موهای بغل دستی اش را کشیده از ته دل می خندد. فرار کرده و فریاد می زند ای حواسم نبود. حتماً صدای این جور بچه ها را می شنوید و اگر هم صدایی نمی شنوید حتماً ساکتند و مشغول کشیدن نقشه هستند. مطمئن باشید من حتماً در نقشه هایشان هستم. راستی شما چطور؟
شعر
ندافیان
باز باران بوسید
لپِ سرخ سیب را
باد آمد شانه کرد
موی گندمزار را
باز باران دانه، دانه
ماه پشت ابر خواند
بادبادک خیس شد
ماه پشت ابر ماند
ابر شکل ماه شد
تا خانه مهتاب رفت
با خود آورد صد ستاره
شب شد و خورشید رفت
او برای غنچه ها
مثل هر شب قصه خواند
با تمام شاپرکها
مهربان آواز خواند
باز باران بوسید
لُپِ سرخ سیب را
باد آمد شانه کرد
موی گندمزار را
شعر از: جین.ب.هارگت
طراح: ف - رحیمی
با بچه های دنیا:
«ستاره دریایی»
اگر همه ستاره ها در شب به پایین نگاه کنند
ماهی هایی را می بینند که به آنها نگاه می کنند
آیا ماهی ای هست که آرزوی پرواز داشته باشد
یا ستاره ای که آرزوی شنا کردن؟
من فکر می کنم این، یک بار اتفاق افتاده است
یکبار یک ماهی از آب بیرون پرید و پرواز کرد
و یک روز در کنار ساحل ستاره ای را دید
که آرزو می کرد ستاره ای واقعی باشد
گفتگو با محمد آنت
مصاحبه کننده: عاطفه
در دنیای ما هر چیز آهنگی دارد مثل باد و آواز پرندگان اما بعضی آدمها سعی می کنند زیباترین آهنگها را بسازند و به گوش شما برسانند.
موسیقی را از چه زمانی شروع کردین؟
از کودکی احساس کردم یه جورایی به موسیقی علاقمندم و همین باعث شد که شروع به آموختن موسیقی کنم.
نام و تعداد آهنگهایی که ساختین را بگویید؟ نزدیک به 100 موسیقی برای کودکان به سفارش گروه کودک و نوجوان شبکه استانی فارس که آوردن اسم همه اونا یکم سخته.
برای آموزش کودکان چه کارهایی کردین؟
در زمینه ساخت سرود دانش آموزی با آموزش و پرورش همکاری هایی داشتم.
وضعیت موسیقی کودکان در حال حاضر؟
بهتره وارد بحث های بزرگترها نشیم.
پیشنهاد شما برای بچه هایی که به موسیقی علاقه مندند چیست؟
با شروع به آموختن یه ساز کودکانه می تونن پا به دنیای بزرگ و زیبای موسیقی بزارن.
زیباترین آهنگی که تاکنون شنیدین؟
لالایی مادر که هیچ وقت فراموش شدنی نیست.
یک جمله هدیه به بچه ها؟ خاطرات کودکی را هیچ وقت فراموش نکنن.
و سخن آخر:
اول تشکر از پدر و مادرم که من را با دنیای موسیقی آشنا کردن و بعد تشکر از جناب آقای لطف الهی مدیر محترم واحد شعر و موسیقی صدا و سیمای مرکز فارس.
شعر
ندافیان
با دو بالِ رنگ رنگ
بر گل و سبزه پرید
چرخ زد بالا رفت
تا دلِ ابرِ سفید
هوهو زوزۀ باد
او را با خود برد
هر کجا رفت ولی
قصه اش را باد برد
خواست پرواز کند
تا دلِ رنگین کمان
با دو بالِ رنگیش
شد خود رنگین کمان
رنگ، رنگ بود هفت رنگ
رنگ گلهای بهار
هفتمین رنگش بود
رنگ آبی انگار
بچه ها برای سلامتی
مهدی آذر یزدی نویسنده قصه های خوب برای بچه های خوب که در بستر بیماری است دعا کنیم.
* * *
استفاده از وقت:
تأخیر چند ساعته قطار باعث شد نویسنده کتاب هری پاتر به نوشتن این کتاب مشغول شود که این کتاب میلیون ها دلار برایش سود داشت.
قار قار قار یعنی سلام
مصاحبه با احمد اکبرپور
و باز هم قار قار قار یعنی مصاحبه با آدمیزاد خیلی جالبه چون فکر کنم اون جز قار قار کردن و بال، بال زدن کارهای دیگری هم بلد باشد مثلا وقتی خیلی خیلی بزرگ شد باز هم می تواند به زبان بچه ها حرف بزند و حتی برایشان قصه بنویسد.
لطفاً چند تا از قصه هایی را که برای بچه ها نوشتین نام ببرید؟
- شب به خیر فرمانده، اگر من خلبان بودم، دختری ساکت با پرنده های شلوغ- سه سوت جادویی
کدامیک از شخصیتهای قصه هایتان را بیشتر از همه دوست دارید، کمی در موردش توضیح دهید.
شخصیتی به نام «تاتاجلبکی» چون این شخصیت تخیلی است و از آرزوهای قدیمی من شکل گرفته است.
وقتی دختر کوچکتان درسا کتاب قصه های شما را می خواند چه حسی دارید؟
- احساس بسیار خوبی دارم و فکر می کنم که کار بسیار مهمی انجام داده ام. چون درسا دختر باهوش و شلوغی است و وقتی با کتابهای من مشغول می شود برایم خیلی جالب است.
یک جمله زیبا هدیه به تمام بچه های دنیا و حتی ما جوجه قارقاری ها:
- همیشه یادمان باشد که باز هم می توانیم آدم بهتری باشیم.
و یک جمله برای کسانی که می خواهند مثل شما نویسنده ای محبوب برای کودکان شوند.
- از خاطرات زندگی همیشه یادداشت بردارند و بدانند که آدم های دور و بر آنها مانند قصه ها پر از رمزو راز هستند.
این شاخه گل هدیه کوچکی از طرف تمام کسانی که برایشان قصه های زیبا می نویسید.
خبر
- تاکنون 30 تا 40 درصد از جوایز جشنواره کتاب کودک و نوجوان به نویسندگان فارس تعلق گرفته است.
- به زودی گشایش مرکز مطالعات کودک در شیراز
- از فعالیتهای مهم کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، نقد کتاب داستان با حضور نویسندگان و کودکان، کتابسازی و برگزاری جشنواره های قصه گویی می باشد.
کتاب حرکت کند به احترام کتاب
احمد اکبرپور در جلسه آفت شناسی و آسیب شناسی ادبیات کودکان، قرار نگرفتن کتابها در دسترس مخاطبین جشنواره ها را مورد انتقاد قرار داد.
رسیده ها
بچه ها متشکریم
ماندانا آل ابراهیم با داستان های: ای کاش می توانستم، شانه های خیس، کتاب، دستمال، سیب و گمشده
رسیده ها در بخش نقاشی: عرفان کارفرما، راضیه گل ریز فردی، کیمیا زندی، یکتا عطایی، پرنیا عطروش، بهار حبیبی، مانی خلیلی، زهرا ندافیان، مرضیه رحیمی، عسل کوه برد فرد، حلما مشاق طلوعی، سارا معصوم نسب، ملیکا و مینا شاکری نژاد
رسیده ها در بخش طنز: گلسا گلزار
در میان تماشاگران برق
احمد حقیقت*
دیدار تیم های استقلال- برق بود. من هم که از مدرسه اومده بودم می خواستم به ورزشگاه برم. با تمام شلوغی آنها بالاخره با پرچم و هدبند آبی وارد ورزشگاه شدم، اما همه چیز مطابق میل من نبود چرا که جایی برای نشستن نبود و کلی گشتم تا یک جا پیدا کردم تازه آن هم میان تماشاگران برق!
حالا من هم استقلالی دو آتیشه! تو دقیقه 90 استقلال که گل زد نتونستم جلوی خودمو بگیرم و داد زدم: گل!
اما خدا اون روزو نیاره که هر چی سنگ و بطری بود خالی شد رو سرم و با سروکله خونی رفتم خونه. این هم عاقبت میان تماشاگران تیم رقیب نشستن!
*دوم راهنمایی مرکز تیزهوشان ملاصدرا- ناحیه 3
نقش رنگ در غذای ما کوچولوها
«سبز»
با خوردن سبزی ها استخوانها ودندان هایی محکم خواهیم داشت. همچنین سبزی ها ابتلا به سرطان را نیز کاهش می دهند.
«سفید»
خواص سلامتی بخش سیر و پیاز سالهاست که زبانزد متخصصین تغذیه است و در حفظ سلامت قلب مؤثرند.
باباجون
مامان مهربون
به ما کوچولوها کمک کنید تا بشقاب غذا را چون بوم نقاشی ببینیم.
به ما کمک کنید تا روی این بوم با استفاده از مواد خوراکی که در اختیارمان قرار می دهید مطابق سلیقه خودمان منظره زیبایی درست کنیم حتی مقداری لوبیاسبز درسته پخته شده، می تواند درختان این منظره باشد.
*دوم راهنمایی مرکز تیزهوشان ملاصدرا- ناحیه 3
معلم
میلاد یوسفی*
روز اول که او را دیدم گفتم چقدر بداخلاق و سختگیره! اما وقتی که او را شناختم، دیدم که او بهترین معلم است. گرچه معلمان دیگرم هم خوبند اما
نمی دانم چرا این یکی را بیشتر از همه دوست دارم.
او فکر می کند نه تنها دوستش ندارم بلکه از او بدم هم می آید، اما به خدا عاشقشم. واقعاً عشق چیز عجیبیه! وقتی که او را می بینم با تمام وجود نگاهش می کنم. می خواهم به او بگویم که چقدر دوستش دارم اما نمی دانم چطوری؟! وقتی که تعطیل می شیم می روم و رفتنش رو نگاه می کنم. خیلی باکلاسه!! امیدوارم که بفهمه چقدر دوستش دارم. دوست دارم با صدای بلند بهش بگم آقای معلم دوستت دارم.
* مرکز تیزهوشان ملاصدرا- ناحیه 3
بچه ها
خیلی از شما در روزهای عید میزبان مهمانان نوروزی بودید که البته آنها برای آشنایی با بناهای تاریخی به شهر ما آمده بودند، مثلاً یکی از بناهای تاریخی که هر ساله مورد بازدید مهمانان نوروزی قرار می گیرد تخت جمشید است چه خوب که با مطالعه بیشتر بتوانیم توضیحات جالبی به مهمانانمان بدهیم.
چرا تخت جمشید به پرسپولیس مشهور است؟
پرسپولیس به معنای شهر پارسها نامی است که مورخان یونانی به این بنا داده اند و در دنیا نیز به این نام معروف است اما نام اصلی تخت جمشید پارسه بوده و چون بعد از ویران شدنش به دست اسکندر سالها به فراموشی سپرده شد مردم گمان می کردند که این بنای باشکوه متعلق به جمشید پادشاه افسانه ای ایران باستان بوده است. به همین دلیل آن را تخت جمشید نامیدند.
فاطمه رحیمی، مریم شریفی، نگار افسری، پردیس پرمون، نسرین معینی زاده، فاطمه ترابی، غزل برازجانی، محمدحسین و زهرا ندافیان، ماندانا آل ابراهیم، بهار حبیبی، نگار سهرابی و مانی خلیلی.
نوبتی هم باشد نوبت ما...
البته ما گوساله ها یا گاوهای آینده خیلی خوشحالیم که به قول بزرگترها سری در سرها در آوردیم، قلم به دست شدیم و خلاصه مهم شدیم البته گاو بودن هم عالمی دارد، آن هم وقتی سالهاست که عکس اجدادمان روی پاکتهای شیر است و آدمیزاد یادش نرفته که همین شیر مامان، مامان بزرگ و اجداد ما بود که او را بزرگ کرد و اگر شانس بیاورد به مهمترین ضرب المثل امسال یعنی گاو پیشانی سفید معروف می شود. به همین دلیل و هزار و یک دلیل دیگر امسال را در آبادی جشن گرفتیم و به همه شیر دادیم. همچنین بین گاوها پیمان نامه ای امضاء شد که بسیار بسیار بسیار محرمانه بود البته بین خودمان باشد می گفتند، هیچ آدمیزادی حق ندارد موقع عصبانیت به دیگری گاو و به بچه اش گوساله بگوید و دیگر اینکه خانواده من به عنوان نماینده گاوها انتخاب شد و همین روزها به شهر مهاجرت می کنیم تا به قول بزرگترها در مهاجرت شهری سهمی داشته باشیم تا بتوانیم مشکلات مهم گاوی را در شهر بررسی و حل و فصل کنیم...
بهار
نویسنده و طراح: ندافیان
از پنجره تابید
خورشید با شادی
خندید پروانه
رقصید با ماهی
آمد صدایِ پا
از کوه و از دریا
انگار گل سوسن
رویید از هر جا
ابر و زمین و باد
خواندند با گلها
خانم بهار آمد
آورد برای ما
فصلی پر از شادی
یک فصل رؤیایی
خواهشهای کودکانه
داداش کوچولو
خواهرجون
من خیلی کوچولو هستم و ممکن است بعضی اوقات از چیزهایی بترسم چون من هنوز دنیای اطرافم را نمی شناسم. مثلاً از صدای بعضی اسباب بازی های شما می ترسم. گاهی هم گریه
می کنم. حتماً دوست دارید که من مثل شما شجاع باشم حتی می خواهید به من کمک هم بکنید به خاطر همین از هر چیزی که می ترسم آن را به من نزدیک می کنید، اما من هنوز خیلی کوچولو هستم و منظور شما را متوجه نمی شوم به خاطر همین، این اوقات بیشتر گریه می کنم. بهتر است برای اینکه به من کمک بیشتری کنید از مامان و بابا کمک بگیرید. حتماً آنها راههای بهتری را به شما یاد می دهند.
خبر
کودکان و نوجوانان اکنون بیش از همیشه در مقابل بیماریها محافظت می شوند.
کودکان زیر 9 سال نباید اخبار ناراحت کننده گوش کنند.
رضایت مادران از شغلی که دارند باعث کاهش فشار عصبی در کودکانشان می شود.
استقلال بچه ها با غذا خوردن آزاد، رشد می کند.
طراح و نویسنده: عاطفه
فرزند برفم
کوه و زمستان
در قلب من هست
خورشید پنهان
من دوست دارم
چون ابر باشم
باران ببارم
یا برف باشم
رؤیای من هست
باران آبی
یا دفتری از
دریا و ماهی
فرزند سوم
از فصل چهارم
اسفند ماهم
اسفند ماهم
رسیده ها:
بچه ها نوشته های قشنگتان به دستمان رسید:
احمد حقیقت، میلاد یوسفی از مدرسه تیزهوشان ملاصدرا
آثار شما در شماره های آینده چاپ خواهد شد.
رنجها و حکایت ها...
نویسنده: مهدی حسینی*
چه بگویم؟ هر چه بگویم کم گفته ام. دیگر از زندگی خسته شده ام. هیچ کس مرا دوست ندارد. از اول عمرم دمپایی تو سرم خورده تا الان. دیگر چه کنم. جد اندر جدم کتک خور بوده تا الان که به من رسیده. ولی من می خواهم بر این رنجها پیروز شوم. چقدر او سمج است! (منظورم صاحب خانه است) چه کنم باید چاره ای برای این راه دشوار پیدا کنم. باید چند روزی بی خیال اذیت کردنش بشوم تا شاید دست از سرم بردارد. نه خیر خیلی سمج است همه سوراخ سمبه ها را دارد می گردد باید از خودم یک بدل درست کنم و سرکارش بذارم همین که به طرف بدل آمد من از خانه بزنم بیرون. الان وقتشه. آخ باز این افکار لعنتی حواسم را پرت کرد این بار به جای دمپایی با پا به من حمله کرد. چقدر گیج و منگم مثل اینکه مرگ تنها راه نجاتم است. اینطوری حداقل یک دونه عکس از من به یادگار روی اسپری تار و مار باقی می مونه.
خبر
بچه های ایرانی در ایام دهه فجر:
* همایش ژیمناستیک کودکان گیلانی و جمع آوری کمک برای کودکان غزه.
* کوهنوردی 250 دانش آموز ایلامی. در این اردو معلمان از خاطرات انقلاب گفتند.
* کاشت درخت توسط دانش آموزان شیرازی.
* اجرای گروه سرود 1357 نفره در پارس آباد اردبیل.
* کشف استخوان دایناسوری در آرژانتین که 85 میلیون سال قدمت دارد.
* درس نانو به دروس دانش آموزان افزوده می شود.
یک آسمان رؤیا
شعر: عاطفه
خدای مهربان من
تو مرا می بینی
وقتی روی ویلچر بازی بچه ها را نگاه می کنم
اما من، بازیِ تو را بیشتر دوست دارم
وقتی با ابرها در آسمان شکل می سازی
آنها را این طرف و آن طرف می بری
من از این پایین برایشان دست تکان می دهم
نگاه کن دلم می خواهد
سوار آن قایق ابری شوم
که به لانه جوجه کلاغها نزدیکتر است
چشمهایم را می بندم
دستانم را بالا و پایین می برم
مثل پروانه ها
شاید به خورشید نزدیک و نزدیک تر شوم
شاید پرنده ای موهایم را ناز کند
مار پرنده!
ماری به نام درخت بهشت که بومی کشور سنگاپور است. با استفاده از حرکتهای شنا مانند در هوا حرکت می کند. قدرت پرواز این مار از سالها قبل برای محققان به صورت یک معما درآمده بود. این مارها در هوا پرواز کرده و تا صد متر در هوا حرکت می کنند. عکسبرداری با سرعت پایین از این مارها نشان می دهد که آنها با داخل کشیدن شکم خود بدنشان را به شکل یک ورق نازک در می آورند و به کمک حرکتهای
کرمی شکل در هوا اوج می گیرند.
حدیث
«اندازه شجاعت هر انسان به میزان دوری او از کارهای بد است».
نهج البلاغه- امام علی (ع)
خبر
- در ایام ماه محرم، کودکان و نوجوانان با شرکت در مراسم عزاداری یاد کودکان مظلوم کربلا را
زنده نگه داشتند.
- دانش آموزان روستایی قرار است آموزش فنی و حرفه ای را به شکل گسترده تری بیاموزند.
- سازمان یونسکو سال 2009 را به نام شیخ بهایی نامگذاری کرد.
- زنبورها برحسب رنگ گلبرگ گلها که ما از دیدن آنها ناتوانیم جذب گلها مي شوند
و به جمع آوری شیره آنها مي پردازند.
آرامش و ترس
ماندانا آل ابراهیم، استهبان
در آرامش بود. سکوت همه جا را نوازش مي داد. ماه، نور خود را به همه چیز و همه کس می پاشید. مطالعه مي کرد. باد از این در به آن در روانه مي شد. خنکی هوا بن دندانش را قلقلک مي داد. گرسنه اش شد. به طرف آشپزخانه نگاه کرد. بلند شد. آرام آرام به کنار یخچال رفت. در یخچال را باز نمود و نگاهی به درون یخچال انداخت. انگور را برداشت. در یخچال را بست. در وسط راه بود که با خود اندیشید: بهتر است درها را ببندد تا هوای سرد وارد خانه نشود.
پا به پله گذاشت. به سمت در ایوان رفت. آن را بست. پا از پله برداشت و به طرف در راهرو رفت. در نیمه های راه بود که گربه سیاهی وارد شد. همین که مي خواست از کنارش رد شود گربه پایش را بر روی پای او گذاشت و به طرف در ایوان رفت. دید که در بسته است. برگشت و به طرف در راهرو آمد. این بار، تن گربه به پایش خورد. بیرون دوید. به سرعت در راهرو را بست. گویی نفسش بند آمده بود. با وجود این که در پایش احساس لرز مي کرد خود را به دیوار رسانید و با چشمان بسته سرش را به آن تکیه داد. چشمش را که باز کرد برق نگاه گربه چون تیری پرتاب شد. انگور از دستش افتاد و نفرتش از سیاهی گربه دو چندان شده بود.
رسیده ها
ماندانا جان
عزیزم ذوق شما برای نوشتن قابل ستایش است.
داستانهای قشنگتان به نامهای شانه های خیس، دستمال، آرامش و ترس به دستمان رسید که امید است با مطالعه داستانهای بیشتر در انتخاب موضوع و شخصیت پردازی کمک مؤثری به شما شود.
* * *
فریده جان
شعرهای زیبایت به دستمان رسید. ذوق و استعداد شما در انتخاب موضوع و ساخت فضای کودکانه خوب است، اما خواندن و گاهی حفظ اشعار در به دست آوردن قافیه و وزن مناسب برای شعرهایتان مفید است.
همیشه منتظر آثار قشنگ شما هستیم
تمیزم
فریده پوردلیر 9 ساله از شیراز
تمیزم و تمیزم
یه بچۀ عزیزم
بابا منو مي بینه
منو تو بغل مي گیره
به من میگه آفرین
«خانمم بیا بچه تو ببین»
* * *
سنجاقک ناقلا
سنجاقک آرام
روی گلی زیبا
خوابیده است اما
چه بی سروصدا
یواش پا بردار
مبادا از خواب
بشه او بیدار
وای چیزی افتاد؟
نترس گرفتم
ولی مواظب باش
مي شود او بیدار
* * *
اردک من
نوکت گل اناره
پرت خیلی سیاهه
همه میگن:
ماشالا به این قد و بالا
داری مي شی شیطون بلا
به تو میگن اردک بلا
خبر
- اهمیت ورزش در دوران نوجوانی؛
ورزش در دوران نوجوانی باعث جلوگیری از پوکی استخوان در دوران سالمندی مي شود.
- سفر علمي فرهنگی دانش آموزان تاجیکستان به ایران؛
26 دانش آموز تاجیکستانی که از برندگان رقابت های علمي بودند به ایران سفر کردند تا طی این سفر 7 روزه نحوه مؤثرتر شرکت در رقابتهای علمي را بیاموزند. از دیگر اهداف این سفر آشنایی با میراث فرهنگی ایران نیز مي باشد.
- 100 کتابخانه برای کودکان و نوجوانان در سایر مناطق ایران ساخته مي شود.
- کارشناسان در استرالیا و انگلیس استفاده از جوهر قرمز را برای تصحیح اوراق دانش آموزان ممنوع اعلام کردند. آنها ابراز داشتند، استفاده از جوهر قرمز باعث تشویش دانش آموزان مي شود و از آموزگاران درخواست شده از جوهر سبز، آبی، صورتی و یا حتی از مداد استفاده کنند.
-ساخت بازیهای آموزنده رایانه ای برای کودکان و نوجوانان در فرانسه؛ مثلاً نمونه ای از این بازی ها پیامدهای خشکسالی را به بچه ها آموزش مي دهد.
دستان کوچک
ماندانا آل ابراهیم، استهبان
دستش را به نشانۀ در آغوش پریدن به بالا مي کشاند.
سعی مي کند که با جلوه گری نظر دیگران را به خود جلب کند تا او را از آن جا بیرون آورند. دوست دارد برگ سبز درختان و گلهای زیبا را برکند (بکند) و آنها را ببوید و تنفس هوای تازه ای را آغاز کند و دوباره به درون چهار دیواری، راهی اش کنند.
آسمان آبی (با لکه های ابری که در آن شناور هستند) به تماشا مي نشیند. هنگام خداحافظی خورشید فرا رسیده است. خورشید، انوار طلایی خود را به ابرها مي بخشد. ابرها، پشت گلی مي روند و افق لاجوردی را به خون مي نشانند.
شب ها با بودن تاریکی، ماه را تماشا مي کند که چگونه از زیر ابرها فرار مي کند.
او زیبایی های طبیعت را دوست دارد و هر روز با دیدن درختان و گیاهان سرسبز و جویبارهای روان وجودش آرامش پیدا مي کند.
او دوست ندارد که به آن پارک توری کوچکش بازگردد که بخواهد التماس کند تا او را در آغوش بگیرند یا ناگزیر شود که با دستان کوچکش تلاش کند تا خود را از حصار توری رهایی بخشد.
مورچه نازنینم
مورچه کوچولو
زیرِ زمین
هی مي بره دونه
تا برسه به لونه
جمع مي کنه دونه، دونه
هزار هزار
تا بذاره
تو انبار
دونه تو لونه مي زاره
مي خوره تا سیر بشه
بزرگ بشه، پیر نشه
ماه و ماهی
نویسنده و طراح: ندافیان
یک شب که ماه خیلی تنها بود با خودش گفت: چقدر لاغر و تنها هستم چند شبه که هیچ ستاره و ابری کنارم نیومده.
بعد فکر کرد چطوره بپره تو حوض ماهی ها اما اونا گفتن تو یک ماه لاغری ما نمی خوایم با تو بازی کنیم.
ماه که از حرف نی نی ماهی ها ناراحت و غمگین بود متوجه دو تا بچه ابر شد که مي خواستن با اون بازی کنن.
بچه ابرها ماه را تنها نمي گذاشتن و هر شب با او بازی مي کردند. ماه شب به شب گردتر و قشنگتر مي شد.
بچه ابرها شروع کردن با ماه قایم موشک بازی، اما از وقتی ماه پشت ابرها قایم می شد حوض ماهیها هم تاریک مي شد.
تا اینکه یک شب ماه گرد و تپل و قشنگ شد. نی نی ماهی ها تا اونو دیدن گفتن چه ماه گرد و نازی مي یای با ما بازی؟
ماه خندید و گفت: اگه بپرم تو حوض شما قول میدین وقتی دوباره لاغر و تنها شدم فراموشم نکنین. نی نی ماهی ها قبول کردن، اما ماه گفت: من هیچ وقت نمي تونم توی آب بیام پیش شما اما همیشه عکسم کنار شماست حتی وقتی من را توی بازیتون راه ندادین. حالا نگاه کنین من اونجا هستم وسط حوض کنار شما.
داستان
از مجموعه داستان گرگ و فلوت
گردآوری و تدوین: غزاله هنرکار، حسین جواهری
روزی بین موش و کوه دعوای سختی شد.
کوه گفت: تو موجود کوچک و ضعیفی هستی!
موش فکری کرد و گفت: می دانم که به بزرگی تو نیستم، اما تو هم به کوچکی من نیستی!
کوه گفت: اندازه بزرگ، خیلی مهم است من می توانم ابرها را در آسمان متوقف کنم.
موش حرف کوه را قبول کرد و گفت: این درست که تو می توانی از حرکت ابرها جلوگیری کنی اما نمی توانی مانع از سوراخ های بزرگی که در پایه تو می کنم بشوی، آیا می توانی؟
خبر
نامه نوجوان 14 ساله تهرانی به یونیسف
برای امنیت و آرامش کودکان و نوجوانان فلسطینی به ویژه کودکان غزه تلاش کنید.
* * *
راهپیمایی کودکان و نوجوانان سراسر کشور در حمایت از کودکان غزه
* * *
اجرای طرح 10 کلید طلایی سلامت در مدارس کشور؛
این طرح که به صورت دفترچه هایی
بین دانش آموزان توزیع شده 10 کلید طلایی را یادآور می شود که دانش آموزان آنها را به طور عملی اجرا کنند: شستن دستها، خوردن صبحانه، خرید نکردن از دستفروشان و تمرین رفتارهای سالم جزء این 10 کلید طلایی می باشند.
* * *
یک روانشناس هندی با تحقیق بر روی 1000 دانش آموزاعلام کرد 35 درصد پسرها و 24 درصد دخترها پس از دیدن کارتون و فیلم های خشن مایلند با قلدری و زورگیری دوستان بیشتری پیدا کنند. وی تأثیرات منفی کارتون و فیلم های خشن را متذکر شد.
با بچه های دنیا
جیل برگر 11 ساله از ویرجیانا
طراح: فاطمه
دست در دست هم
حرفی از اینجا
حرفی از آنجا
بی هیچ چیز
بی هیچ کسی
وقتی تاریکی پایین می آید
رؤیاها زنده می شوند
چراغها خاموش
نشانه ای لای کتاب
و دوستی در خواب
خواهشهای کودکانه
نویسنده: عاطفه
داداشی
خواهرجون سلام
من شما را خیلی دوست دارم، اما چون خیلی خیلی کوچولو هستم با زبان خودم باهاتون حرف می زنم البته همیشه مامانی بهتر از هر کسی متوجه حرفام میشه پس می تونی از او بپرسی. من اصلاً دوست ندارم اسباب بازی هاتو خراب کنم پس وقتی به اسباب بازیهات دست می زنم سرم جیغ نزن و گریه نکن چون اون موقع من هم می ترسم و گریه می کنم. اسباب بازیهاتو از دستم نکش چون من خیلی کوچولو هستم و زود دردم می گیره. داداشی خیلی دوست دارم با همدیگه بازی کنیم. وقتی با من حرف می زنی من حرفاتو دوست دارم مخصوصاً وقتی لبخند می زنی. خواهرجون دلم می خواد صحبت کردن را ازت یاد بگیرم پس آروم و شمرده شمرده با من حرف بزن. به مامانی و بابایی نشون بده که
می تونی با بازیهای آروم و حرفهای قشنگت مواظبم باشی. شنیدم که اونا می گفتن خیلی بزرگ شدی پس باکارهای خوب و قشنگت به من هم نشون بده که چقدر بزرگ شدی.
خبر
- کشف فسیل 220 میلیون ساله لاک پشت دندان دار در چین.
- امسال نیز دهمین مانور سراسری زلزله با حضور 14 میلیون دانش آموز؛
وزیر آموزش و پرورش: سازمان آموزش و پرورش مسئولیت آماده کردن دانش آموزان در مواجهه با زلزله را بر عهده دارد.
- هشدار محققان در مورد هله هوله ها:
هله هوله هایی مثل پفک و چیپس عمر کودکان و نوجوانان را کوتاه می کنند.
- یک سوم بچه های 10 تا 12 ساله گرفتار چاقی یا اضافه وزن هستند.
- تولید چیپس میوه ای و خواص آن:
محققان گفته اند، میوه های خشک شده نیز ارزش غذاییشان برابر با میوه های تازه است.
- افتتاح بزرگترین آکواریوم آب شور ایران در کیش.
- ژاپنی ها موفق به ساخت روباتهای هنرپیشه شدند.
شعر
شعر از: عاطفه
طراح: رحیمی
هو هو هو
من بادم
اینجا، آنجا در راهم
همبازی بارانم
هو هو هو
چک چک چک
دست در دست شالیزار
هر سه با هم می خوانیم
این آوازِ زیبا را
هو هو هو
من بادم
اینجا هر جا در راهم
لا لا لا خوابیده
ابر کوچک در هوا
من ابر را تا دریا می برم
می بارد
هو هو هو
من بادم
اینجا، آنجا در راهم
می بینم، آنجا را
پرنده در آسمان
مثل او می خوانم
زیباست این آوازم
هو هو هو
من بادم
اینجا، هر جا در راهم
بره ها
ماندانا آل ابراهیم
یکی بود یکی نبود. غیر از خدا هیشکی نبود. چوپونی بود که یه پسر داشت. پسره، شیطون بلا بود. چوپون به پسرش گفت: «برو به بره ها شیر بده».
پسرک رفت تا به بره ها شیر بدهد. فلفل ریخت روی ظرف شیر. مقداری نمک هم ریخت روی ظرف شیر دیگری. یکدفعه ببعی ها آمدند و شیرها را خوردند. اونهایی که فلفل خوردند سیاه شدند و اون هایی که نمک خوردند سفید.
قصۀ ما به سر رسید کلاغه به خونش نرسید. پایین رفتیم دوغ بود قصۀ ما دروغ بود. بالا رفتیم ماست بود قصۀ ما راست بود.
سرگرمی
کوهنوردان دو به دو سر یک طناب را گرفته اند آیا شما می توانید بگویید سر هر طناب را کدام دو نفر گرفته اند؟
خبر
●نوزادانی که از شیر مادر تغذیه می کنند کمتر دچار خُرخُر می شوند.
●خجالتی بودن دانش آموزان باعث افت تحصیلی آنها می شود.
●مصرف نوشابه های گازدار بر پوسیدگی دندان های شیری نقش مؤثری دارند.
شعر
مریم زندی از ملایر
ابرها می جنگند
چون خروس جنگی
باز باران، باران
چترهای رنگی
می نویسند باران
مشقها را بر خاک
واژه ها شان سبزند
مثل گلهای پاک
زود باش ای باران
سیر کن سمت کویر
دانه ها را گل کن
نمره بیست بگیر
طراح: عاطفه
نویسنده: گیلس براندرت
ترجمه: مژگان کلهر
آقای اچ چو مردی چینی است
که از پکن آمده
مردی که چیزهای زیادی می داند
می تواند لی لی کند
برقصد و آواز بخواند
او چندان قد بلند نیست
اما مؤدب است
آن قدر که هر بار غریبه ای را می بیند
کلاه از سر برمی دارد
لبخند می زند و تعظیم می کند
آقای اچ چو وقتی خودش را معرفی می کند
دیگران نمی گویند سلام، از آشناییتان خوشوقتم
تنها چیزی که می گویند این است:
عافیت باشد
عافیت باشد
حالا اگر روزی آقای اچ چو را دیدید
لطفاً او را نرنجانید
یادتان باشد او
سرما نخورده
مامانی و بابایی سلام من اومدم
نویسنده: ندافیان
درسته خیلی انتظار کشیدین اما باور کنید خیلی آسون نبود از مامانی جدا بشم و به دنیای شما آدم بزرگا بیام. وقتی اومدم دیدم که چقدر دوستم دارین همتون بغلم می کنین، نازم می کنین اما لطفاً آنقدر بوسم نکنین. شنیدین که آقا دکتر خودش گفت. در ضمن گفت زیادی اتاقمو گرم نگه ندارین و چند تا چند تا پتو روی من نندازین.یک خواهش از کوچولوهایی دارم که از من بزرگترن.
آنقدر برای بغل کردن من اصرار نکنین چون درست و حسابی مهره ها و استخوان های بدنم محکم و قوی نشدن و ممکنه برام خطری پیش بیاد. از اینکه آنقدر منو دوست دارین خوشحالم وقتی بزرگتر و قوی تر شدم قول میدم باهاتون حسابی بازی کنم.
خبر
- در انگلستان پدر و مادرها با اس ام اس از وضع درسی فرزندانشان باخبر می شوند!
- دانش آموزان اسکاتلندی برای بازی های رایانه ای تعلیم می بینند.
«یک کودک یک رایانه»
- شرکت مایکروسافت طرح یک کودک یک رایانه را پذیرفت. این طرح برای کودکانی که با رایانه زیاد سروکار دارند اجرا
می شود و در آفریقای جنوبی در حال اجراست.
- مکیدن پستانک باعث کاهش شیر مادر می شود.
شعر
نویسنده: عاطفه
طراح: فاطمه
باغچۀ ما قشنگه
گلهاش چه رنگارنگه
شب بو و سوسن داره
یاسمن و ناز داره
مامان خوبم میگه
وقتی پاییز برسه
برگها همه می ریزه
بهار می یاد دوباره
باغچمون گل می یاره
سرگرمی
به این قایقران کمک کنید تا از کوتاهترین راه خود را به مقصدش که در گوشه سمت راست بالا
قرار گرفته برساند چگونه؟
این کودک ماهی را صید کرده، اما ماهی نصیب مرغ ماهیخوار شده است. در این دو تصویر قرینه 9 تفاوت وجود دارد آنها را پیدا کنید.
ایرانیان باستان احترام خاصی برای گیاهان و درختان قائل بودند. آنان از اولین مردمانی بودند که به ایجاد باغ و بوستان اقدام می کردند و بریدن درختان را گناه می شمردند.
* * *
گل دوازده پر نمادی با اهمیت بوده که یادآور گل آفتابگردان و نمادی از خورشید می باشد و در واقع دوازده گلبرگ آن همان 12 ماه سال بود.
طراح: فاطمه
- وزیر آموزش و پرورش:
دانش آموزان با حضور در شوراها یاریگر مدیران مدارس باشند
- کودکان و نوجوانان آذربایجان غربی صاحب سینمای تخصصی می شوند.
- در روز جهانی شستشوی دستها؛
120 میلیون کودک در آسیا همزمان با هم دستهای خود را با آب و صابون می شویند این طرح برای اهمیت دادن به بهداشت جامعه می باشد، زیرا برای تغییر در جامعه باید از کودکان شروع کرد. ضمناً علت بعضی مرگ و میرها در کودکان آسیایی رعایت نکردن بهداشت است.
- محققان دریافته اند که:
میلیون ها سال پیش ماهی ها انگشت داشته اند.
دنیای خرسها
خرسها بی خیال ترین حیوان جنگلهای بزرگ هستند. خرسهای سیاه می توانند هر چیزی که در دسترس باشد بخورند مثل ماهی، برگهای سبز، میوه و یا حتی حشرات.
خرس در تمام طول عمر از محل تولدش بیش از هشت کیلومتر دورتر نمی رود. خرسها هرگز از چیزی نمی ترسند حتی اگر یک شیر کوهی نزدیک آنها باشد. آنها 5 چنگال در دست و پا دارند. از آنجا که چهار چنگال پای آنان مماس با زمین قرار می گیرد خرس می تواند مانند انسان به طور کامل روی پا بایستد و راه برود. از روی برخی رفتارهای خرس به آمدن فصلها می توان پی برد. وقتی خرسها چاق می شوند نشانه فرا رسیدن فصل پاییز است.
هر وقت خرسها خواب آلوده تر باشند بدانید فصل زمستان در پیش است. بچه خرسها در دی ماه به دنیا می آیند. آنان معمولاً دوقلو و گاهی هم سه تا چهار قلو هستند. از مادری به آن بزرگی بچه های نیم کیلویی متولد می شوند که کور و بی دندان و بی مو هستند. شش هفته بعد از تولد وزن توله ها به چهار برابر زمان تولد می رسد. مادر به آنها راه و روش غذا خوردن و بیرون آمدن از منزل را یاد می دهد. خرسها فقط از مادرشان می آموزند که چگونه از درخت بالا بروند.
منبع: موزه آثار طبیعی حیات وحش ایران
نویسنده: ندافیان
طراح: رحیمی
چشمانِ مادربزرگ
همرنگِ آسمانهاست
آوایِ او همیشه
آهنگ موج دریاست
مهرش چو گل دیدنی ست
باغ دلش بهاریست
شبهای خاطراتش
همیشه آفتابیست
رؤیای او چه زیباست
پرواز شاپرکهاست
در آسمان قلبش
صدها ستاره پیداست
همدم تنهاییش
گلهای ناز و میناست
خبر
«نامه بچه های ایرانی به دبیر کل سازمان ملل متحد»
در این نامه آمده است:
- ما در کتابها خوانده ایم آدمها با هم برابرند و حق زندگی دارند.
- کودکان در غزه نمی خندند.
به
مدرسه نمی روند
- آیا نمی توان کاری کرد که دیگر کسی کشته نشود؟
«بستن سایتهای اینترنتی خطرناک برای کودکان و نوجوانان در انگلیس»، این سایتها مشوق رفتارهای خشن می باشند و با آنها برخورد می شود.
«مکیدن پستانک باعث کاهش شیر مادر می شود»
«خلق بزرگترین عدد اول جهان توسط ریاضیدانان با 13 میلیون رقم»
دنیای کودکی
مژده اسدی از سمیرم
ای کاش همیشه کودک می ماندم تا ندانم در دنیای اطرافم چه می گذرد.می دانم بزرگ شدن خوبیهایی دارد. من می دانم اگر بزرگ شدم دیگر هیچ کس هنگام حرف زدن زیر چشمی به من نگاه نمی کند که به من بفهماند دیگر بس است، اگر بزرگ شدم نظر مرا هم هنگام خرید لباس برای خودم جویا خواهند شد و هزار اگر دیگر...
با این حال دوست ندارم پا به دنیای بزرگترها بگذارم.
من دعواهای کودکانۀ خودم را که بر سر چیزهای کوچک است و چند دقیقه ای بیشتر طول نمی کشد به دوستیهای ظاهری بزرگترها که معلوم نیست چقدر پایدار بماند ترجیح می دهم.
خواهشهای کودکانه
نویسنده: ندافیان
طراح: رحیمی
مامان، بابا
بازی زبان من است لطفاً 5 دقیقه به زبان خودم با من حرف بزنید.
گاهی با من بازی می کنید اما درست و حسابی حواستان به
بازی کردن نیست وسط بازی به من می گویید هیس و تلویزیون تماشا می کنید یا تلفن می زنید. شنیدم خانم معلم توی مهدکودک به شما می گفت بازی عامل تقویت ارتباط عاطفی است من این حرفها را نمی فهمم اما مطمئنم شما آدم بزرگها بهتر از ما کوچولوها می دانید منظور خانم معلم چی بود.
بابا، مامان
من اسباب بازی زیاد دارم اما می خوام حتی 5 دقیقه بدون اسباب بازی با من بازی کنید.
ترجمه: دل آرا قهرمان
خدای من
ما، در هر کجای دنیا که باشیم
تو را دوست داریم
و می توانیم با تو حرف بزنیم
«خدای عزیز»
بعضی وقتها بهت فکر می کنم حتی وقتی که دعا نمی کنم
«الیوت»
«خدای عزیز»
دوستت دارم مادرم پنج دختر و یک پسر داره. من هم یکی از اونا هستم.
«نانسی»
فکر نمی کردم که نارنجی و ارغوانی به هم بیاد تا وقتی که غروب خورشیدی رو که ساخته بودی دیدم.
«آنجل»
خدای مهربان من:
تو را سپاس که دنیا را با رنگهای گوناگون این چنین زیبا آفریدی، گلهای رنگارنگ را، پرندگان با بالهای رنگارنگ و رنگین کمان زیبا. من هیچگاه از دیدن دنیای زیبایی که تو آفریده ای خسته نمی شوم، دنیایی گوناگون. خدای مهربان حتی ما بچه ها را هم با رنگهای گوناگون آفریدی سفید، سیاه، زرد اما همه با قلبهایی به سفیدی برف به پاکی آسمان می گوییم: خداوندا ما بچه ها در هر کجای دنیا و با هر رنگ و نژاد ترا دوست داریم و به خاطر تمام نعمت هایت ترا
می ستاییم.
جمعه سبز
زهرا مقصودی - شیراز
جمعه ای سبز و قشنگ
باز از راه رسید
در میان کوچه
بوی نرگس پیچید
با دعای آن روز
چلچله، می خندید
ماهی کوچک حوض
عکس باران را دید
دل من تنگ شده ست
مثل آن یاس سفید
مادرم گفت به من
که شما می آیید
«بچه ها خبر»
«برنامه سلام بچه ها و سلام کوچولو» جایزه منطقه ای و کاندید جایزه بین المللی روز جهانی رسانه در دست کودکان سال 2008 را دریافت کرد.
* * *
«چرا اسراف؟»
هر سال 20 تا 40 درصد از دفترچه های توزیعی بین
دانش آموزان هدر می رود!
* * *
«موفقیت 2 دانش آموز کرمانشاهی»
خانم ها توحیدفر و نعیمی نخستین پماد گیاهی در درمان زگیل و میخچه را تهیه کردند. این دارو نمونه خارجی ندارد.
سرگرمی
صحنه شروع به حرکت و صحنه بازگشت یک قایق را
می بینید این دو صحنه 8 تفاوت با یکدیگر دارند آنها را
پیدا کنید؟
خواهشهای کودکانه
مامان، بابا لطفاً اسباب بازی هامو قایم نکنین!
نویسنده: عاطفه
طراح: فاطمه رحیمی
من دوست دارم با اسباب بازی هام بازی کنم مامان، بابا آنقدر نگین خراب میشه اونا رو از جعبه بیرون بیارین من دوست دارم اسباب بازی هامو لمس کنم، حتی گاهی درون اونا رو کشف کنم.
می خوام بدونم چطوری قطارم سوت می کشه اصلاً می خوام سوت توی قطارمُ ببینم، یا اینکه چطوری هواپیمای من حرکت می کنه من لذت
می برم از اینکه بچه هایی که مهمون ما میشن هم با اسباب بازی هام
بازی کنن آنقدر نگین بچه ها اسباب بازی هاتُ خراب می کنن.
گاهی دوست دارم با بچه هایی که مهمون ما هستن همگی با هم اسباب بازی هامُ کشف کنیم اونا هم می خوان بدونن چطوری عروسکم آواز
می خونه. مامان و بابای مهربون، من فکر می کنم وقتی بزرگ بزرگ شدم یعنی وقتی قد شما شدم می تونم چیزای زیادی کشف کنم و بسازم حتی مهمتر از سوت قطارم و آواز عروسکم.
از آسمان چه خبر؟
سرگرمی
با ماشین زمان به میلیون ها سال قبل رفته ایم و از دایناسورها 5 تصویر گرفته ایم. کدامیک از تصویرها واقعی هستند؟
خدای مهربان من...
نویسنده: عاطفه
کوچکم اما می خواهم مثل مامان و بابا مهمانت شوم
گرچه نمی توانم مثل آنها روزه بگیرم اما می خواهم با خوبیهایم مهمانت شوم
در این روزها وقت استراحت مامان و بابا، آرام بازی می کنم و سعی می کنم جلو آنها غذا نخورم.
به حرفهایت گوش می کنم وقتی پدر قرآن و وقتی مادر نماز می خواند.
خدای مهربان من
کوچکم اما
می خواهم با قلب پاکم مهمانت شوم
ندافیان
خواب دیدم مهتاب
گلِ من را چیده
گریه کردم اما
او به من خندیده
باد آرام وزید
در گوشم می گفت
گل تو می روید
باز از گلدانت
دوست باش با مهتاب
خواهر شیرینت
آشتی کردم من
صورتش بوسیدم
صبح بعد من گل را
توی گلدان دیدم
یاد خواب دیشب
هی به خود خندیدم
پدر بزرگ
زهرا مقصودی – شیراز
پدربزرگ که در زد
من تا حیاط دویدم
از پشت در صداشو
با خوشحالی شنیدم
پدربزرگ آمد
به به چه خوب عالی
با او به پارک میرم
خوش می گذره حسابی
پدربزرگ می خواست
با من رو تاب بشینه
خندید و آهسته گفت:
مادربزرگ نبینه!
آشتی
زهرا مقصودی – شیراز
پدر اخم کرده
با ابروانش
می ترسم از او
تلخه نگاهش
قهر کرده انگار
مادر دوباره
این کارها دیگه
معنی نداره
با اینکه آنها/ خیلی بزرگن
اما یه وقتا/ می شن مثل من
من دوست ندارم
دعوا و اخمو
بغل بگیرید/ دوباره من رو
زود کنید آشتی / مامان و بابا
اگه قهر باشید/ من می شم تنها
قول بدین دیگه
قهری نباشه/ همیشه آشتی/ تو خونه باشه
فکر کن من چه شکلی هستم
من را نقاشی کن
صبا
آبی آبیه رها
روی صفحۀ سفید
هر کجا می روم
لایِ سبزه های دشت
لایِ بوته های ناز
مثل باد رها رها
گِرد شکل ابر چاق
در هوا رها رها
موج موج، آب آب
روی صخره ها
رها
آبی آبیه رها
از آسمان چه خبر؟
ترجمه و گردآوری: جمیله فراهانی
اگر کسی بخواهد تعداد ستاره هایی که در جهان هست را بشمارد باز هم وقت کم می آورد.
سطح ماه صاف به نظر می آید اما این طور نیست سطح آن شبیه زمین است. ماه از سنگ ساخته شده.
ماه شبیه آینه ای است که نورش را از خورشید می گیرد. در ماه روز و شب دو هفته طول می کشد روزها خیلی گرم و شبها خیلی سرد هستند.
نور یک ستاره قبل از اینکه به ما برسد از میان جو یا هوای اطراف زمین می گذرد جو زمین نور ستاره ها را می شکند آن وقت به نظر می رسد ستاره ها چشمک می زنند.
بعضی آدم ها بی دست و پا هستند
نویسنده: فرهاد حسن زاده
تصویرگر: ویدا لشگری
همان طور که بعضی آدم ها بی کله هستند بعضی هم بی دست و پا هستند. نه اینکه دست و پا نداشته باشند اتفاقاً دارند آن هم از نوع دست و پای بلوری (مثل خاله سوسکه) اما نمی دانند کجا و چطور از آن استفاده کنند. آنها فقط می دانند دست برای دست دادن به دوستان، کف زدن در مهمانی ها، بای بای کردن است و پا برای روی دم همدیگر گذاشتن و پا به پا شدن هنگام جواب دادن به معلم.
مادربزرگ
زهرا مقصودی – شیراز
مادربزرگ آمد
با چادر قشنگش
بوی گلاب می داد
مثل همیشه دستش
مادربزرگ زیباست
همچون گل انار است
او مهربان و خوشرو
مانند جویبار است
مادربزرگ پیرم
عینک به چشم دارد
من می شوم عصایش
تا او قدم بردارد
برای کودکان روشندل ندافیان
تو را من می شناسم
و این را از نگاهت خوب دانستم
که با چشمان بسته رنگ گلها را همه حفظی
تو می دانی
شقایقها چه محجوبند
گلِ یاسِ حیاط خانه ها خوشبوست
بنفشه دختر صحراست
و شبنم بر دلش جاریست
کلاس درس می گوید
که تو شاگرد بارانی
کتابِ مشق تو رودست
محبت یاد می گیرد
که لبخندت چه رؤیاییست
شنیدم قاصدک می گفت
که دریای دلت آبیست
خبر
«کتابخانه سیار مرزی و کودکانی که با خواندن کتاب پا را از استاندارد کتابخوانی فراتر گذاشته اند».
بهترین دوست ما کتاب در نوار مرزی استان گلستان به طرز جالبی به دست بچه ها می رسد.
27 روستای مرزی با 1700 عضو کودک و نوجوان به مدت 6 ماه است که از این کتابخانه استفاده می کنند.
این برنامه با همکاری آموزش و پرورش، کانون پرورش فکری و استانداری گلستان صورت گرفته.
* * *
متخصصان تغذیه هشدار داده اند:
پدر و مادرها مراقب تغذیه صحیح کودکان خود باشند و به خوردن صبحانه کودکان اهمیت زیادی بدهند و با تزیین مواد غذایی اشتهای کودکان را افزایش دهند، اما مراقب پرخوری کودکان چاق هم باشند. برای رژیم این کودکان حتماً با متخصصان مشورت شود چون رژیم های نادرست اثرات سوء برجای می گذارد.
سرگرمی
این راننده می خواهد به شهر خود که در گوشه راست بالا واقع است برود او در ضمن تصمیم دارد از هیچ شهری عبور نکند راه را به او نشان دهید.
زیارت
زهرا مقصودی – شیراز
مادر برایم دوخت
یک چادر گلدار
در چادر من هست
انگار فصل بهار
چادرم بر روی سر
می روم تا شاهچراغ
می درخشد چه قشنگ
نور صدها چلچراغ
گرمی آیینه ها
هست توی حرمش
پر ز یاس و رازقی
دست لطف و کرمش
خواهشهای کودکانه
نویسنده و تصویرگر: عاطفه
بابا، مامان
من با آب بازی کردن توی حمام را خیلی دوست دارم. وقتی من را به حمام می برید موقعی نباشد که خیلی خسته اید و اجازه بدهید تا کمی بازی کنم. آنقدر تند تند و محکم من را نشویید چون خیلی زود دردم می گیرد و گریه می کنم. تازه دوست دارم در حال حمام کردن با لبخند برایم شعر بخوانید یا به حرفهایم گوش کنید. وقتی برایتان قصه تعریف می کنم یا آواز می خوانم با اخم نگویید آنقدر حرف نزن من خیلی زود ناراحت می شوم.
خواهشهای کودکانه
ندافیان
بابا، مامان
وقتی من را به خیابان یا پارک می برید آنقدر دستم را نکشید من کوچولوتر از شما هستم نمی توانم پا به پای شما بزرگترها راه بروم صبر کنید تا قدمهای کوچکم به قدمهای شما برسد این طوری دیگر خسته نمی شوم و نمی گویم من را بغل کنید. من دوست دارم آرام راه بروم، گاهی بدوم و گاهی هم اطرافم را به دقت تماشا کنم. آنقدر با عجله من را این طرف و آن طرف نبرید.
محمد کشاورز- کلاس چهارم
مدرسه علی ابن ابیطالب(1)
(عکس)
قرآن و قصه هایش
مورچۀ سلیمان
احمد بهجت
ترجمه و بازنویس: سرور کتبی
من بسیار نیرومند هستم می توانم باری را به اندازه 50 برابر وزنم بلند کنم، اما نمی توانم با انسان بجنگم چون یک مورچه کوچک هستم. من از انسان می ترسم از باران هم می ترسم وقتی بر فراز خانه ام می بارد با اولین قطره باران خطر را حس می کنم آن وقت فریاد می زنم و به سوی لانه می دوم و با مورچه های دیگر در همان جا می مانیم یک ساعت، دو ساعت و ساعتها. زندگی ما ساده و راحت نیست همیشه خطر را در چند قدمی خودمان احساس می کنیم. خطر پرندگان، خطر باران و سرانجام خطر او که بیشتر از همه ما را می ترساند؛ انسان.
او می تواند هزاران مورچه را با یک قدم له کند بی آنکه بداند، بی آنکه ببیند، بی آنکه غمگین شود. دیده نشدن درد بزرگی است او حتی صدای ما را هم نمی شنود اما چرا یک بار انسانی صدای مورچه ای را شنید یادم آمد او حتی با من حرف زد انسانی که شبیه هیچکس نبود او سلیمان پیامبر خدا بود. آن روز من بر بالای درختی نشسته بودم و او را با سپاهی بی شمار از پریان، مرغان و آدمیان دیدم و با دیدن این سپاه تنم لرزید. باید به همه مورچه ها خبر می دادم هیچ مورچه ای نباید در مسیر سپاه می ماند. برای کمک به دوستانم باید می دویدم. دویدم، دویدم و دویدم. مورچه ها را خبر کردم همه به سوی پناهگاهها دویدند من هم برای نگهبانی بر بالای درختی نشستم و از دور به سپاه خیره شدم. سپاه نزدیک می شد و نزدیکتر در یک لحظه فریاد زدم: ای مورچگان همه به خانه های خود بروید مبادا سلیمان ندانسته شما را لگدمال کند که ناگهان اتفاق عجیبی افتاد. سلیمان در پای درخت ایستاد و خندید نگاهش به من بود و مهربانی در نگاهش موج می زد انگار او حرف مرا فهمیده بود ناگهان صدای سلیمان را شنیدم که می گفت: پروردگارا به من نیرویی بده تا بتوانم سپاسگزار تو باشم به خاطر نعمت هایی که بر من و پدرم ارزانی داشتی.
فهمیدم سلیمان با خدا حرف می زند او رو به من کرد و گفت: ترس به دل راه مده من هیچ مورچه ای را لگدمال نخواهم کرد.
با وحشت گفتم: تو چگونه با من سخن می گویی گفت من بنده و پیامبر خدا هستم. پدرم داوود هم فرستاده ای از طرف خداوند بود. پروردگار سخن گفتن با پرندگان و جانوران را به ما آموخت. سلیمان به طرف سپاه خود رفت و گفت از سرزمین مورچگان فاصله بگیرید.
پرنده فریبکار
مترجم: رضوان دزفولی
فاخته یا کوکوی اروپایی تنها پرنده ای است که مرتب نام خود را صدا می زند و می گوید: کوکو... کوکو برای همین به راحتی می توان تشخیص داد که کجاست. اما کوکو گاهی صدا و شکل پروازش را تغییر می دهد تا ما را گول بزند. کوکو حتی پرنده های دیگر را هم فریب می دهد. کوکوی ماده تخمهایش را در لانه پرنده دیگری می گذارد که تخمهایی شبیه به او دارد. جوجه کوکوها اکثراً از بقیه جوجه ها بزرگترند حتی گاهی از نامادری خود هم بزرگتر می شوند با این حال نامادری مهربان همچنان از آنان مراقبت می کند و به آنها غذا می دهد تا زمانی که پرواز را یاد بگیرند.
برای بزرگترین فرشته کوچک دنیا «واریا»
عاطفه
هو هو هو
من بادم
اینجا آنجا در راهم
همبازیِ بارانم
هو هو هو
چِک چِک چِک
دست در دست شالیزار
هر سه با هم می خوانیم
این آوازِ زیبا را
هو هو هو
من بادم
اینجا آنجا در راهم
لا لا لا خوابیده
پروانه روی گلها
ابرِ کوچک در هوا
هو هو هو می آیم
پَر پَر پَر می پرد
پروانه گرد گلها
می برم، می برم ابر کوچک بر دریا
چِک چِک چِک می بارد
هو هو هو می خوانم
زیباست این آوازم
من بادم
من بادم
اینجا آنجا در راهم
زباله ها در فضا
محمدرضا روشی
موشکها و ماهواره های قدیمی از کار افتاده و ابزارهایی که از دست فضانوردان رها شده اند، هنوز در فضا وجود دارند. از آنجا که نیروی جاذبه زمین آنها را به سوی خود نمی کشد در فضا سرگردانند و در مداری به دور زمین می چرخند.