روایت انقلاب (بخش اول)
عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد
محمد عسلی
وقتی با فشار شاه، عراق بیت امام خمینی (ره) را محاصره کرد تا رفت و آمد به نزد ایشان میسر نشود. امام تصمیم گرفت از عراق خارج شود تا کشور مناسب دیگری برای ارتباط با مردم ایران بیابد.
با انتشار این خبر که آیتالله خمینی قصد خروج از عراق را دارد، زلزله در ارکان دولت شریف امامی افتاد و چون کابوسی وحشتناک سایه بر دولت افکند.
به گفته پارسونز سفیر انگلیس: شریف امامی از این بیم داشت که اگر آیتالله خمینی ناگهان با یک قایق موتوری به طرف ایران حرکت کند و در سواحل ایران پیاده شود و سپس به داخل ایران بیاید و جلو او گرفته نشود و آزادانه در داخل ایران دست به فعالیت بزند رژیم را سرنگون خواهد کرد. و اگر به هنگام ورود به خاک ایران بازداشت شود خطر جنگ داخلی در پیش خواهد بود.
بر این اندیشه شریف امامی در تاریخ 9/7/57 جلسه اضطراری تشکیل داد و موضوع مذاکره را با این سؤال مطرح کرد که: اگر آیتالله خمینی تصمیم بگیرد به سوی ایران حرکت کند، چه باید کرد؟
ارتشبد ازهاری، رئیس ستاد مشترک از حکومت نظامی و عدم قاطعیت آن انتقاد میکرد و میگفت: این تف سربالاست بر ما که: خمینی راجع به یک دولت دیگر تمام بازارهای ایران را ببندد. تیمسار ارتشبد اویسی فرماندار نظامی باشد و بازار بسته باشد! ارتشبد اویسی گفته بود: من این 50 ملا را خیلی ساده میتوانم بگیرم... ولی دولتی که دم از آشتی میزند، دم از دوستی میزند، من میگویم این دوستی را به هم خواهم زد...
وزیر مشاور در امور اجرایی، منوچهر آزمون در انتقاد از روزنامهها گفت: میبینید که تمثال اعلیحضرت را صفحه اول روزنامهها نمیگذارند، صفحه اول عکس آیتالله خمینی را میگذارند، به خاطر اینکه وقتی عکس آیتالله خمینی را صفحه اول چاپ میکنند چاپ سوم را هم میدهد بیرون، باز فروش میرود.
منوچهر آزمون خطاب به ارتشبد اویسی گفت: بچههای ده پانزده ساله ما در مدارس دارند شعار به نفع خمینی میدهند. قربان! شما میخواهید تصمیم بگیرید؟
آزمون در این جلسه پیشنهاد میکند که باید به آیتالله خمینی «امتیازهایی داده شود» از بین بردن خمینی یا توقیف یا حبس خمینی همیشه در اختیار هست، آن سادهترین راه است. اما رسوخ کردن... و اینکه در یک مرحله کنار بیاییم راه مهمی است.
بالاخره در این جلسه منوچهر ظلی معاون وزیر امور خارجه و سپهبد مقدم رئیس ساواک هر یک پیرامون اقدامات خود در خصوص فشار به عراق برای ممانعت از فعالیت سیاسی امام خمینی (ره) سخنانی مطرح کردند و نهایتاً گفته شد که عراق میگوید: علیرغم حصر و فشارهایی که طبق توافقنامه الجزایر بر خمینی اعمال کردهایم، لیکن از جانب شیعیان عراق تحت فشاریم و روزنامههای شما هم به ما حمله میکنند و این اقدام موجب شده تظاهراتی بر علیه عراق در چند نقطه جهان از جمله لندن
صورت گیرد.
با توجه به اینکه آیتالله خمینی شناسنامه خود را به بغداد فرستاده تا تقاضای روادید برای خروج کند و قصد دارد به کویت برود، ولی معلوم نیست سفارت کویت به وی روادید خواهد داد یا خیر.
سپهبد مقدم در مورد احتمال آمدن امام به ایران گفت: آیتالله خمینی امروز برآورد قدرت خود را کرد. تمام شهرستانها، بین 90 تا 100 درصد مغازههای خود را بستهاند. با اینکه علما در قم، شیراز و تهران اعلام کردند با [تعطیلی] موافق نیستند. علیهذا توانست مغازهها را ببندد و اثر گذاشت روی کارخانجات ما، اثر گذاشت روی مؤسسات دولتی ما، بنابراین وقتی که همچو قدرتی در ایران دارد، چرا نیاید ایران؟ وقتی این تلگراف را به شرف عرض همایونی رساندم، فرمودند: اگر آمد ایران چه کار میکنید؟ عرض کردم اجازه بفرمایید یک بررسی مقدماتی میکنیم به عرض جناب آقای نخستوزیر میرسانیم و بعد اگر راهکاری پیدا شد به عرض مبارکتان میرسانیم.
پس از مذاکرات فراوان در این جلسه تصمیم گرفتند که واحدهای نظامی و انتظامی در سراسر کشور به حال آمادهباش درآیند و مرزهای هوایی و زمینی آماده دستگیری آیتالله خمینی باشند تا در صورتی که آیتالله خمینی به کشور دیگری رفت از وقوع حوادث ممانعت به عمل آورند.
و اما بعد.
بالاخره امام خمینی روز نوزدهم مهرماه 57 به وسیله اتومبیل راهی کویت شدند. امام اطلاع یافتند که کشور کویت به ایشان اجازه ورود نمیدهد. لذا از کویت بازگشته به بصره رفتند و در آنجا در هتل شرقالاوسط به استراحت مشغول شدند. بعد از یک شب استراحت اعلام کردند که به پاریس میرویم.
امام خمینی تصمیم به پاریس را از مسایل لطیف انقلاب میدانستند، لذا در وصیتنامه سیاسیشان به این موضوع پرداخته و نوشتهاند: «از قرار مذکور بعضیها ادعا کردهاند که رفتن من به پاریس به وسیلهی آنان بوده، این دروغ است. من پس از برگرداندنم از کویت، با مشورت احمد، پاریس را انتخاب کردم. زیرا در کشورهای اسلامی، احتمال راه ندادن بود. آنان تحت نفوذ شاه بودند، ولی پاریس این احتمال نبود.
امام خمینی به اتفاق 4 نفر از همراهان، سید احمد، فردوسیپور، املایی و یزدی با یک هواپیمای نظامی از بصره عازم بغداد شدند تا صبح روز بعد با یک هواپیمای جمبوجت عراقی که عازم پاریس بود به کشور فرانسه بروند. 14/7/57
در پاریس امام خمینی از امکانات پیشرفته رسانهای برای بیان دیدگاهها و نقطه نظرات خود استفاده کرد و از تاریخ 15/7/57 لغایت 11/11/57 کمی کمتر از 4 ماه با استقرار در پاریس 65 سخنرانی، 33 پیام، 12 مذاکره، 116 مصاحبه و 26 نامه داشتند که زمینه مساعدی را برای ورود ایشان به وطن ایجاد نمود.
و عدو سبب خیر شد، چون خدا میخواست.
بقیه در شماره آینده
---------
منابع:
1- یکسال مبارزه برای سرنگونی شاه تألیف روحالله حسینیان
2- غرور و سقوط، آنتونی پارسونز
3- صحیفه امام جلد 4
4- روزنامههای کیهان و اطلاعات