صفحه 8--13 تیر 89

 

نظر محققان درباره سرنوشت مبهم زمین
جهان در آستانه تغییری بنیادی در آب و هوا

 

نژاد بشر تا 100 سال دیگر منقرض می شود

 

 راه‌اندازي بزرگترين مزرعه بادي توليد برق آفريقا در مراكش 

 

مشاهده و تصويربرداري از خرس سياه آسيايي براي دومين بار در کشور

 

 پیرترین یوزپلنگ جهان در نایبندان طبس

ادامه نوشته

صفحه 9--9تیر 89

 

كميسيون حفاظت از نهنگ‌ها ابلاغ كرد:
10 سال محدوديت شكار براي كشورهاي داراي كشتي‌ شكارنهنگ

 

فاجعه بزرگ در سال 2013 
توفان خورشیدی و تهدید عملکرد وسایل ارتباطی

 

زیست توده ها؛
اولین منبع انرژی در سوئد

 

افزايش ميزان دي‌اكسيد‌كربن در اقيانوس‌ها

ادامه نوشته

صفحه 8--30 خرداد 89

 

دنا ديگر منطقه حفاظت شده نيست

 

ابتکار روستائيان پاقلات در حفاظت از محيط زيست

ادامه نوشته

صفحه 8--23 خرداد 89

 

قطب انجیرستان های جهان در برابر خشکسالی نابود شد

 

مهاجرت پرندگان به
 دریاچه سد درودزن افزایش یافت

 

آینده پایدار جهان بستگی به تار ظریف به هم تنیده زیست بوم ها دارد

 

گشایش بزرگترين كارخانه توليد برق در فنلاند بواسطه "زیست توده ها"


ادامه نوشته

صفحه 9--16 خرداد 89

 

گام بلند محققان ايراني در توليد سوخت‌هاي سازگار با محيط زيست

 

تصميمات جديد چين براي كاهش انتشار گازهاي گلخانه‌اي

 

یک هشتم تنوع زیست محیطی کشور در چهار محال و بختیاری موجود است

 

خريد و فروش مارمولك در نيكاراگوئه

 

بنادر، یکی از اصلی ترین عاملان تولید پسماندهای خطرناک

 

 ابداع شارژر خورشيدي قابل حمل  توسط مهندسان كانادايي

ادامه نوشته

صفحه 8--9 خرداد 89

 

وضعیت اسفبار چهار دریاچه کشور
 دریاچه های کشور کویر می‌شوند!

 

اقیانوسهای قمر "اروپا" غرق در اکسیژن هستند

 

با مراقبت اهالي قشم صورت گرفت:
تولد لاك‌پشت‌هاي دريايي در معرض انقراض

 

زیست بوم ايران منحصر بفرد است

 

 
افزايش دما و سطح نمك، درياي مديترانه را تهديد مي‌كند

ادامه نوشته

 

هزاران گونه گیاهی و جانوری بومی ایران درفهرست قرمز

 

بان كي مون؛
كاهش تنوع‌زيستي، مرگ زمين را رقم مي‌زند

 

یوزپلنگ ایرانی
مثل اورانیوم غنی شده است

 

"مُد" در انحصار مواد تجدیدپذیر زیستی

 

مهار لکه نفتی
با 3 میلیون لیتر ماده سمی

ادامه نوشته

صفحه 9--30 اردیبهشت 89

 

نارسایی 70 گونه آبزی در جنگل حرا
 جنگل حرا در معرض نابودی

 

موفقيت محققان ايراني در توليد سوخت مايع از كاه برنج

 

رئيس سازمان محيط زيست خبر داد:
 بهره‌برداري غيرمسئولانه ذخاير آبزي مهمترين چالش خليج‌فارس

 

پایان رقص مرجانها؛
هشدار نسبت به نابودی ذخایر مرجانی خلیج فارس

ادامه نوشته

صفحه 9--30 اردیبهشت 89

 

نارسایی 70 گونه آبزی در جنگل حرا
 جنگل حرا در معرض نابودی

 

موفقيت محققان ايراني در توليد سوخت مايع از كاه برنج

 

رئيس سازمان محيط زيست خبر داد:
 بهره‌برداري غيرمسئولانه ذخاير آبزي مهمترين چالش خليج‌فارس

 

پایان رقص مرجانها؛
هشدار نسبت به نابودی ذخایر مرجانی خلیج فارس

ادامه نوشته

صفحه 9--20 اردیبهشت89

 

كشاورزي پاك با كمك كرم‌هاي خاكي

 

شکار اصولي، حفاظت از محيط زيست را بالا مي‌برد

 

جلبك‌ها، گزينه‌اي سبز براي ارتقاي كيفيت آب!

 

توليد ابرهاي باران‌زا با استفاده از ليزر

 

تابستان‌هاي گرم و خشك بهترين سلاح براي مقابله با علف‌هاي هرز

 

معرفی گونه جديدي از چمن مقاوم به خشکي



ادامه نوشته

صفحه 10--13 اردیبهشت 89

 

خزر با روند کنونی می میرد

 

يك گياه‌شناس:
 در مستندسازي، نظر‌خواهي از كارشناسان متخصص از ضروريات است

 

تبديل247  هزار هکتار از مناطق کوهستاني جنگل‌هاي شمال كشور به مخروبه

 

ادامه نوشته

صفحه 10--8 اردیبهشت 89



پروژه حفاظت از محيط زيست زاگرس مرکزي اجرا مي شود 

 

براي نخستين بار در جهان؛
يوزپلنگ تکثير شده، چهار توله يوز به دنيا آورد
 

 

تهديد زيستگاه‌هاي مرجاني با هجوم صيادان غيرمجاز

 

ممنوعیت بازدید از مناطق حفاظت شده فارس

ادامه نوشته

صفحه 10--19 بهمن 88

 

حذف يكي از مواد مخرب لايه ازن

ادامه نوشته

صفحه 9--15 دی 88

 

هشت روش فناورانه برای حل بحران گرمای زمین

 

دریای مدیترانه تنها در مدت دو سال ایجاد شده است

ادامه نوشته

صفحه 9--16 اذر 88

 

سازمان محیط زیست برنامه مدونی برای حضور در نشست کپنهاگ ندارد

 

مهاجرت گونه های جدید پرنده در اثر تخریب زیستگاهها به جزیره قشم

 

 

اکسیژن بسیار قبل از آنچه که تصور می شد در زمین ایجاد شده است

ادامه نوشته

صفحه 9--9 اذر 88

 

آشنايي با مناطق زلزله خيز كره زمين

 

بیش از یک سوم تمام گونه های جانوری و گیاهی در معرض خطر انقراض

 

استفاده از ژنهای عنکبوت برای تولید چسب زیستی

 

برفهای کلیمانجارو نابود می شوند

ادامه نوشته

صفحه 9--25 ابان 88

 

ایران، گنجینه «بی‌نظیر» زيست بوم گردي

 

خطر کمبود مواد غذایی، جهان را تهدید می‌کند

 

۲۵ میلیون کودک، قربانی تغییرات آب و هوایی

 

در عصر کاشت درختان مصنوعی درختان ایران سر به نیست می‌شوند

ادامه نوشته

صفحه 9--18 ابان 88

 

دهکده خورشیدی؛ پایه گذار معماری خانه های آینده

 

پنج فناوری که زمین را از تغییرات آب و هوایی نجات می دهند

 

رشد درخت خرما در قطب شمال در 50 میلیون سال پیش

 

برگ درختان ابزاري مقرون به صرفه براي مهار آلودگي

ادامه نوشته

صفحه 9--4 ابان 88

 

تابستان های بدون یخ قطب شمال

 

آسيب ديدگي هاي  طبیعت در مدت 20 سال چهاربرابر شده اند

 

کشف گونه ای از مارمولکها که بر روی آب می دوند

 

دي اكسيد كربن، درختان را فريب مي دهد!

 

توليد انرژي سازگار با محيط زيست از جلبكهاي سبز

 

قاهره آلوده ترين شهر جهان است

 

 

ادامه نوشته

صفحه 9--30 مهر88

 

جهانگردي و چالشهاي زيست محيطي 

 

پاکيزه ترين کشورهاي جهان

 

فرصت پنج ساله دنیا برای مهار دی اکسید کربن

 

کشف قارچهایی که در تاریکی می درخشند

ادامه نوشته

صفحه 7--20 مهر88

 

گل حنا

 

کشف 350 گونه جدید جانوری و گیاهی در منطقه هیمالیا

 

آشنايي با درياچه هاي تار و هَوير

 

كاهش تأثیر نامطلوب آلودگي هوا بر روی گياهان خانگي 

 

بام هاي سبز، راه حلي براي مقابله با گرمايش زمين

 

پستانداران، پرنده ها و ماهي ها برندگان مسابقه تكامل


ادامه نوشته

صفحه 8--16 مهر88

 

از خرچنگها الهام گرفتيم!

 

خرسهای قطبی 70 سال دیگر فرصت زندگی دارند

 

ساخت سبزترین و نوآورانه ترین شهر جهان در کره جنوبی

 

کشف منبع واقعی انرژی سبز

ادامه نوشته

صفحه 9--6مهر88

 

پرندگان ايران

 

خرس آسیایی منقرض نمی شود

 

پرندگان با رایحه درمانی جوجه های خود را نجات می دهند!

 

ادامه نوشته

صفحه 10--2 مهر 88

 

جلبك ها براي چه شكفته مي شوند؟

 

چرخه خورشيدي چگونه شرايط جوي تمام زمين را دگرگون مي كند؟

ادامه نوشته

صفحه 9--30 شهریور88

 

نتایج شگفت انگیز گرمای جهانی در زمین

 

افزایش سطح آب ونیز به میزان 250 برابر تا سال 2100

 

استفاده از پرورشگاه زیردریایی برای نجات مرجانها

 

 

استرالیا به شش فصل در سال نیاز دارد!

 

خودرو شکلات سوز در مسابقات فرمول 3

ادامه نوشته

صفحه 8--26 شهریور88

 

شهرهاي سرگردان آينده دراقيانوس ها

 

شناسایی گونه های اولیه گیاهان گوشتخوار

ادامه نوشته

صفحه 9--23 شهریور88

 

ماهیهای رفتگر هم یونیفورم می پوشند!

 

اقيانوس ها براي آبزيان ناامن است

 

کشف کرمهای بمب افکن در اعماق اقیانوس!

 


یک پنجم گونه های دریای مدیترانه در معرض خطر نابودی

 

شناسايي بی جان ترین نقطه اقیانوس ها

 


کشف فسیل سالم یک نرم تن مرکب 155 میلیون ساله



ادامه نوشته

صفحه 9--23 شهریور88

 

ماهیهای رفتگر هم یونیفورم می پوشند!

 

اقيانوس ها براي آبزيان ناامن است

 

کشف کرمهای بمب افکن در اعماق اقیانوس!

 


یک پنجم گونه های دریای مدیترانه در معرض خطر نابودی

 

شناسايي بی جان ترین نقطه اقیانوس ها

 


کشف فسیل سالم یک نرم تن مرکب 155 میلیون ساله



ادامه نوشته

صفحه 8--9 شهریور88

 

16 نگين سرزمين چهار فصل 

 

آشنايي با دریاچه شورمست

 

ركورد گرماي آب اقيانوس ها شكست


ادامه نوشته

صفحه 10--26مرداد88

 

اين بار نوبت به لاك پشت ها رسيد

 

قلب زمین در تپش است

تغييرات آب و هوايي اندازه جوندگان را تغيير داده است!

 


فرزند كمتر، كربن كمتر در جو!

 

كشف بلبل كچل در آسيا

 

بازگشت گرمای دوره ای جهانی در زمستان 2010- 2009



ادامه نوشته

صفحه 9--12مرداد88

 

زمين هاي حاصلخيز براي توسعه پايدار

 

غذاهای سوئدی
«دوستدار محیط زیست »می شوند

 

لاستیکهای پرتقالی برای خودروهای دوستدار محیط زیست!

ادامه نوشته

صفحه 8--8مرداد88

 

سازگاري مرجان ها با زيستگاه جديد
اسد افلاكي
50 كلوني مرجاني به قسمت شرقي اسكله شهيد كلانتري منتقل شد.
طرح انتقال مرجان هاي چابهار كه با واكنش برخي منتقدان محيط زيست مواجه شد فروردين ماه امسال به صورت آزمايشي به اجرا درآمد تا درصورت موفقيت، 5 هكتار از بهترين لكه هاي مرجاني ايران در خليج چابهار جابه جا بشود.
اميد صديقي، مديركل دفتر اكوبيولوژي دريايي سازمان حفاظت محيط زيست درباره آخرين وضعيت مرجان ها گفت: طرح آزمايشي انتقال مرجان ها از فروردين امسال آغاز شد و براساس آن، 50 كلوني مرجاني از گونه هاي مختلف به قسمت شرقي اسكله شهيد كلانتري منتقل شدند. وي با اشاره به اينكه انتقال آزمايشي زير نظردكتر شكري صورت گرفته است، تصريح كرد: وي از متخصصاني است كه از دانش و تجربه كافي در اين زمينه برخوردار و مورد تاييد سازمان است؛ ضمن آنكه سازمان بر تمامي مراحل، نظارت كامل داشته است.
به گفته صديقي، طي 3 ماهي كه از انتقال آزمايشي مرجان ها مي گذرد 2 بار از مكان جديد مرجان ها بازديد شده، نتايج حاصل از اين بازديدها نشان مي دهد 95 درصد مرجان هاي منتقل شده زنده هستند و توانسته اند طي اين مدت خود را با شرايط جديد سازگار كنند.
در عين حال وي خاطر نشان كرد: پيش از اجراي طرح، اين اعتقاد وجود داشت كه بر اثر ضربه امواج و توفان هاي شديد، مرجان ها در مكان جديد با مشكل مواجه شوند حتي برخي گمانه زني ها حاكي از آن بود كه مرجان ها در مكان جديد دوام نياورده و نابود شوند اما خوشبختانه با وجود توفان هاي شديد و امواج سهمگين، مرجان ها زنده ماندند.
با وجود اين، منتظر تأثیر شرايط جديد بر مرجان ها هستيم و تا پايان طرح آزمايشي
 نمي توان در اين باره اظهار نظر قطعي كرد.
مديركل دفتر اكوبيولوژي دريايي سازمان محيط زيست، درباره زمان خاتمه طرح آزمايشي انتقال مرجان ها گفت: هنوز پايان خاصي براي اين پروژه در نظر گرفته نشده است.
صديقي درباره مشكلات پيش روي انتقال آزمايشي يادآور شد: با وجود حفاظت شبانه روزي از مرجان هاي منتقل شده و نصب دوربين براي نظارت و پايش دائمي اين مرجان ها، در مواردي صيادان وارد منطقه مي شوند و گاه تورهاي ماهيگيري روي مرجان ها قرار مي گيرد كه مشكل آفرين بوده است.
وي درخصوص ضمانت اجراي طرح گفت: براي اجراي آزمايشي مرجان ها هيچ ضمانتي از كارفرما دريافت نشده اما درصورت موفقيت اين طرح، براي عمليات نهايي، مجري طرح (سازمان بنادر و كشتيراني و ديگر نهادهاي مربوطه) موظفند ضمانت مورد قبول را به سازمان حفاظت محيط زيست ارائه كنند و تا زماني كه اين سازمان اين ضمانت نامه را دريافت نكند اجازه هيچگونه عملياتي را صادر نخواهد كرد؛ ضمن آنكه پس از دريافت اين ضمانت نامه هم سازمان با دقت و كمترين اغماضي بر تمامي مراحل انتقال نظارت خواهد كرد. بديهي است چنانچه خطري حيات مرجان ها را تهديد كند طرح در هر مرحله اي كه باشد سازمان مانع اجراي آن خواهد شد.
به گفته وي، براساس اين ضمانت نامه كارفرما متعهد مي شود شرايط سالم و مناسب را براي انتقال فراهم سازد و درصورتي كه پس از انتقال، خسارتي به مرجان ها يا زيستگاه آنها وارد شود تمامي خسارات ناشي از آن اعم از فيزيكي، مالي، علمي و پايش زيست محيطي را بايد به طور كامل به سازمان محيط زيست پرداخت كند و علاوه بر اين، شرايط لازم را براي احياي زيستگاه مرجان ايجاد كند.
وي در پايان اظهار اميدواري كرد: با توجه به وجود گونه هاي مختلف مرجاني در محلی آزمايشي و محلی كه براي انتقال مرجان ها انتخاب شده، انتظار مي رود انتقال مرجان ها با موفقيت همراه باشد.
اين گزارش مي افزايد: طرح انتقال مرجان هاي چابهار كه سال گذشته از سوي مسئولان محيط زيست اعلام شد با واكنش برخي منتقدان مواجه شد.
اهميت مرجان ها
با آنكه مرجان ها يك درصد بستر درياها را به خود اختصاص مي دهند اما 25 درصد حيات درياها متكي به حيات مرجان هاست. مرجان ها
 كهن ترين اكوسيستم هاي زميني محسوب
مي شوند. جوان ترين گونه مرجان ها 18 هزار سال عمر دارد. بنا به برآوردهاي مراكز معتبر جهاني، هر متر مربع مرجاني، از نظر اقتصادي 47 هزار دلار ارزش دارد. با اين حال اكوسيستم هاي
 مرجاني در سراسر جهان در حال نابودي است.خشك كردن درياها، آلودگي، گسترش شهرك هاي ساحلي و توسعه صنايع در نوار ساحلي، صيد بي رويه، گرمايش زمين و شكاف لايه ازن از عواملي است كه دانشمندان از آنها به عنوان بزرگترين تهديدات زيستگاه هاي مرجاني نام مي برند.
منبع: همشهری

تغییرات آب و هوایی تا سال 2030 حدود 500 هزار نفر قربانی می گیرد
کوفی عنان دبیر کل سابق سازمان ملل متحد در گردهمایی جهانی بشر دوستانه این سازمان هشدار داد که تا سال 2030 بیش از 500 هزار نفر به دلیل تغییرات آب وهوایی جان خود را از دست خواهند داد.
تغییرات آب و هوایی سالانه مسئول مرگ 300 هزار نفر است و به سه میلیون نفر دیگر نیز به شدت آسیب می رساند. اولین مطالعه جامع در خصوص اثرات گرمای شدید جهانی بر روی انسان که در گردهمایی جهانی بشردوستانه از سوی کوفی عنان ارائه شد نشان می دهد که موج گرما، توفانها و سیل تا سال 2030 موجب مرگ بیش از 500 هزار نفر خواهد شد.
امروزه خسارات اقتصادی ناشی از تغییرات آب و هوایی بیش از 125 میلیارد دلار در سال است که این رقم تا سال 2030 به بیش از 600 میلیارد دلار سالانه خواهد رسید.
به گفته دبیر کل سابق سازمان ملل متحد اگر انتشار دی اکسید کربن تحت مهار قرار نگیرد، ظرف 25 سال 310 میلیون نفر از بیماریهای مرتبط با دمای هوا رنج می برند، حداقل 20 میلیون نفر در فقر غوطه ور می شوند و 75 میلیون نفر باید محل سکونت خود را به دلیل تغییرات آب و هوایی ترک کنند.
براساس گزارش روزنامه گاردین، در حدود 98 درصد از مردم دنیا به طور جدی از گرمای جهانی آسیب می بینند. 9 درصد از مرگهای دنیا به دلیل فقدان آب و 90 درصد از خسارات اقتصادی کشورهای درحال توسعه به دلیل تغییرات آب و هوایی است.
در حدود 45 میلیون نفر از 900 میلیون نفری که از گرسنگی رنج می برند به دلیل اثرات گازهای گلخانه ای تحت تاثیر این مشکل قرار دارند که این رقم ظرف 20 سال آینده دو برابر خواهد شد.
در این خصوص کوفی عنان اظهار داشت: "تغییرات آب و هوایی بحران خاموشی است که سالانه موجب مرگ 300 هزار نفر می شود به طوری که آب و هوا بزرگترین چالش فوری بشر دوستانه زمان ما است که سبب رنج صدها میلیون نفر در سراسر دنیا می شود."

آفريقا پاک کننده هواي زمين است
قاره آفريقا بيشتر از آنکه گازهاي گلخانه اي در جو زمين منتشر کند اين گازهاي خطرناک را جذب مي کند.
نتايج تحقيقات برنامه جهاني کربوافريقا که پانزده موسسه آفريقايي و اروپايي و همچنين سازمان خواربار و کشاورزي ملل متحد، فائو، را شامل مي شود نشان داد گرچه آفريقا نيز به نوبه خود در انتشار گازهاي آلاينده گلخانه اي در جو زمين نقش دارد اما واقعيت اين است که اين قاره بيشتر از آنکه گاز دي اکسيد کربن در زمين منتشر کند اين گاز خطرناک را که افت بزرگ لايه ازن است جذب مي کند.
نتايج تحقيقات کربوافريکا نشان مي دهد که سهم آفريقا در انتشار گازهاي گلخانه اي در جو زمين بيشتر از طريق آتش سوزيها و آلودگيهاي زيست محيطي ديگر است و اين قاره از مصرف سوختهاي فسيلي تنها چهار درصد گاز گلخانه اي در جو زمين رها مي کند.
جنگل زدايي و حوادثي از قبيل آتش سوزي در قاره آفريقا بيشترين نقش را در انتشار گازهاي گلخانه اي در آفريقا دارد.
ريکاردو والنتيني، کارشناس دانشگاه توسيا که به عنوان هماهنگ کننده در برنامه کربوافريکا فعاليت مي کند خاطر نشان کرد نتايج مطالعات صورت گرفته حاکي از آن است که آفريقا نقشي کليدي در ساختار آب و هوايي جهان ايفا مي کند.
برنامه جهاني کربوافريکا در سال 2006 با يک اعتبار دو ميليون و 800 هزار يورويي که بخش تحقيقات کميسيون اروپا تأمين آن را تقبل کرده بود، فعاليت خود را آغاز کرد.
ريکاردو والنتيني خاطر نشان کرد به نظر من آنچه بيش از همه حائز اهميت مي باشد اختلاف ميزان انتشار و جذب دي اکسيد کربن در قاره آفريقا است. وي افزود قاره آفريقا با داشتن جنگلهاي انبوه و بوته زارهاي وسيع، نقش مهمي در پاکسازي هوا از طريق جذب گازهاي گلخانه اي خطرناک به ويژه دي اکسيد کربن ايفا مي کند.
والنتيني ادامه داد نتايج تحقيقات دقيق نشان مي دهد که قاره آفريقا در واقع يک مخزن بزرگ کربن است.
به اين معنا که اين منطقه بيش از آنکه دي اکسيد کربن رها کند، آنرا جذب مي کند و به اين ترتيب در کاهش تراکم گازهاي گلخانه اي در جو زمين و همچنين کاهش پيامدهاي تغييرات ناگوار آب و هوايي بسيار مؤثر است.
برنامه جهاني کربوافريکا با استفاده از يک شبکه اندازه گيري
 درصد گازهاي آلاينده که در 11 کشور جنوب صحراي آفريقا راه اندازي کرده، در دو سال گذشته چرخه کربن را در اين منطقه مورد ارزيابي قرار داده است.

شهر رويايي
ليلا رستگار
به نظر شما شهر رويايي چه شهري است؟ شهري بدون آلودگي، شهري پر از درخت و يا شهري بدون مدرسه؟!
فكر مي كنيد اگر اين سؤال را از دوستداران محيط زيست بپرسيم، چه جوابي مي گيريم؟!
شهري را تصور كنيد كه در آن هيچ گاز آلاينده كربني توليد نشود و تمام انرژي هاي مورد نياز آن از خورشيد، باد و بازيافت زباله ها تامين شود؛ آن هم در صحرايي كه دمايش در تابستان به 50 درجه سانتي گراد مي رسد. خيابان هاي بدون ماشين آن با سايبان پوشانده شده اند و ساكنان 50 هزار نفري آن با خط هاي ريلي، كه با نور خورشيد كار
 مي كند، بسيار سريع و بدون توليد گازهاي گلخانه اي به سر كار خود مي روند. به جاي استفاده از ساختارهاي تهويه ساختمان هاي امروزي كه انرژي زيادي را مي بلعند، ساختمان هاي اين شهر، كه همگي كمتر از پنج طبقه هستند، با برج هاي خنك كننده طبيعي يا همان بادگيرها خنك مي شوند. 99 درصد زباله هاي شهري به انرژي و يا كمپوست (تهيه كود از زباله) تبديل مي شود و آب آشاميدني مردم با استفاده از دستگاه هاي آب شيرين كن
خورشيدي، قابل نوشيدن شده و تمام آب فاضلاب هم بازيافت مي شود.
به نظر شما وجود چنين شهري دور از تصور است و در آينده خيلي دور امكان زندگي در شهرهاي پاك و سبز فراهم خواهدشد؟
اين طور نيست؛ اين شهر واقعيت دارد و نام آن «مصدر» است و كشور امارات كار ساخت آن را در بيرون شهر ابوظبي و در زميني به وسعت هفت كيلومتر مربع آغاز كرده است. قرار است اين شهر در سال 2012 ميلادي آماده شود. مصدر كه در عربي به معناي منبع و ريشه است، قرار است اولين شهر پايدار جهان و هم چنين مركز تحقيقات و توسعه انرژي هاي پاك باشد.
در واقع اين شهر با شهر «دانگتون» كه اكنون در نزديكي شانگهاي چين در حال ساخت است، رقابت
مي كند. دانگتون در سال 2010 ميلادي آماده مي شود. اين شهر سبز، انرژي خود را از خورشيد و باد، سوخت هاي سبز و زباله هاي بازيافت شده شهري تهيه كرده و مواد غذايي ارگانيك (بدون مواد شيميايي) توليد مي كند. ورود خودروها به مركز شهر ممنوع و وسايل نقليه با سلول هاي سوخت هيدروژني حركت مي كنند. انتظار مي رود كه تا سال 2040 دانگتون محل زندگي نيم ميليون نفر باشد.

منبع: همشهری آنلاین

 

صفحه 8--5مراد88



حفظ  جنگل  با تغيير معيشت جنگل نشينان
پيمان يوسفي*
سياست هاي حفاظت از جنگل ها و به طور كلي منابع طبيعي در حال تغيير سريع هستند و هر روز راهبرد نويني پا به عرصه مديريت اين بخش مي گذارد.
 مهم ترين چالش حفاظت از جنگل ها، امروزه در جوامع جهان سوم بروز كرده است و اصولا سياست هاي
 مديريت جنگل و نحوه حفاظت از اين منابع، بيشتر دربرگيرنده جوامع جهان سوم و عقب مانده مي شود. در اين جوامع و كشورها علل اصلي تخريب جنگل ها
به يك عامل ريشه اي به نام فقر برمي گردد.
پايين بودن درآمد سرانه به سبب نداشتن شغل هاي
 مناسب باعث شده است كه طيف گسترده اي
 از جوامع ساكن در اين كشورها، براي گذران زندگي، به منابع طبيعي وابسته باشند. اين جوامع حتي براي تامين زندگي روزمره خود نيز وابستگي شديد و غيرقابل باوري به اين منابع دارند. عدم توسعه يافتگي
 و فقدان اولي ترين و بديهي ترين لوازمات اوليه زندگي از جمله راه هاي ارتباطي، آب آشاميدني، سوخت مناسب و... باعث شده است كه جوامع ساكن در عرصه هاي منابع طبيعي به شدت براي تامين نيازهاي خود اين منابع را زیر فشار قرار دهند.
كمتر كسي است كه در اين عرصه ها زندگي كند و بيش از 70درصد نيازهاي زندگي خود را از اين عرصه ها
تامين نكند. يك جامعه محلي براي تامين زمين كشاورزي، غذا، سوخت، فراهم كردن سرپناهي براي محل زندگي و حتي پوشاك خود به شدت از اين منابع استفاده مي كند. شغل جامعه بزرگي از كشور را دامداري يا كشاورزي توأم با دامداري تشكيل مي دهد كه هر دوي اين فعاليت ها مستقيماً در عرصه هاي
 منابع طبيعي صورت مي گيرند و تنها درآمد ممكن براي جامعه بزرگ روستايي و عشايري كشور را فراهم مي كنند.جنگل ها و مراتع، زمين لازم را براي كشاورزي و هر نوع فعاليت ديگر عمراني تامين مي كنند كه خود نوعي از تغيير كاربري در اين عرصه هاست. در مقابل اين چالش بزرگ يعني تغيير كاربري مراتع و جنگل ها، دامداري نيز به صورت مستمر و مستقيم از عرصه هاي جنگلي و مرتعي بر اين عرصه ها فشار مضاعفي وارد
 مي كند كه خود نوع ديگري از تنزل كمي و كيفي اين عرصه ها را باعث شده است. البته بايد اذعان كرد كه دولت هيچ  گزينه ديگري غير از 2 شغل بالا را عملا براي اين جامعه فراهم نياورده است و شايد به جرأت بتوان گفت فقدان سياست هاي درازمدت و اصولي در اين موضوع، خود يك چالش بزرگتر به شمار مي آيد.
 برخي از مطالعات انجام يافته در جنگل هاي
 زاگرس نشان مي دهد كه يك روستايي در بيش از 70مورد زندگي خود به اين جنگل ها وابسته است.
    استفاده از چوب براي تامين سوخت زمستان و پخت وپزهاي روزانه، ساختن خانه و حصار مزارع استفاده از شاخ و برگ درختان به عنوان علوفه دام، استفاده از بذر و برگ درختان جنگلي به عنوان غذا و دارو، درست كردن انواع ظروف از چوب و... تنها نمونه هايي اندك از وابستگي جامعه بزرگي از كشور به اين جنگل هاست و شايد بتوان هزاران نمونه از اين وابستگي ها را ذكر كرد.
آنچه تاكنون انجام داده ايم
در خصوص فعاليت هاي دولت در خصوص رهايي از اين وضعيت در طول دهه هاي گذشته، اقدامات انجام گرفته عملا پاسخگوي رفع مشكل و جلوگيري از روند تخريبي جنگل ها نبوده است. گذشته از آنكه ساختارهاي تشكيلاتي سازمان هاي مرتبط با حفاظت جنگل، پاسخگوي اقدامات وسيع در عرصه هاي
 گسترده جنگلي كشور نبوده و نيست و افزون بر آن نيز اعتبارات و امكانات لازم براي اقدامات احيايي و حفاظتي هم، در هيچ برهه اي از زمان در اختيار متوليان امر قرار نگرفته است- كه از مقوله اين نوشتار خارج است و در مجالي ديگر به آن پرداخته خواهد شد- سياست هاي اجرايي و راهبردی تنظيم شده در اين بخش نيز ناكارآمد بود يا اگر نيم نگاهي به بحث مشاركت و تغيير معيشت داشته عملاً به مرحله ايجاد درنيامده است.
سياست هاي نوين جهاني
در بسياري از كشورهاي دنيا سياست هاي نوين حفاظتي مبتني  بر تغيير معيشت و كاهش وابستگي به جنگل ها از طريق كاهش و قطع اين وابستگي، ايجاد اشتغال هاي جايگزين و تغيير نوع استفاده هاي
 جاري از سرزمين در حال اجراست كه نتايج بسيار موفقي هم در كشورهاي مختلف آسيايي و آفريقايي در پي داشته اما آنچه در كشور ايران اتفاق افتاده، در حد تدوين اسناد و راهبردهاي كتابخانه اي
 غيراجرايي مسكوت مانده و ساختارهاي قانوني و مقرراتي مالي و اداري تاريخ گذشته سازمان هاي متولي، اجازه بروز و ظهور اين سياست هاي نوين را نداده است. بسياري از سياست هاي حفاظتي نوين در بخش جنگل ها مبتني بر اصل مشاركت مردم محلي در مديريت و اداره جنگل ها است. در اين ديدگاه مردم محلي نه تنها در مديريت جنگل ها كنار گذاشته نمي شوند و به آنها به چشم بيگانگاني كه دائماً در حال تخريب جنگل ها هستند نگاه نمي شود بلكه صاحبان اصلي جنگل تلقي شده و اصلي ترين
 نقش در مديريت اين عرصه ها به آنها داده مي شود. در اين ديدگاه مردم فقير و به اصطلاح كم سواد محلي اصلي ترين و مهم ترين مديران و برنامه ريزان جنگل هستند و در يك كلام آنها هستند كه براي چگونگي حفاظت، بهره برداري و احياي جنگل برنامه مي دهند و دولت، تنها نقش تدوين راهبردهاي كلان و نظارت را برعهده دارد.
چنين ديدگاهي براي اجرايي شدن، سازوكارهاي اجرايي و قوانين متناسب لازم خود را مي طلبد كه با ساختارهاي فعلي و تشكيلات كنوني سازمان هاي متولي، به هيچ عنوان همخواني ندارد؛ چرا كه ساختارهاي تشكيلاتي و همچنين قوانين و مقررات اداري و مالي مربوط به اين سازمان ها عملاً مربوط به 40-30سال گذشته است كه بستر و شرايط لازم را براي اجراي اين سياست هاي نوين نمي دهد و بنابراین لزوم تجديدنظر جدي در اين خصوص به شدت احساس مي شود. جهت روشن شدن مطلب، مثالي از اين دست آورده مي شود:
يكي از جديدترين سياست هاي حفاظتي، واگذاري مديريت جنگل ها به مردم محلي است به گونه اي كه جوامع ساكن بايد تمامي كارهاي حفاظتي و احيايي و مديريتي منطقه جنگلي را برعهده بگيرند و تمامي هزينه ها و درآمدهاي آن بايد توسط خود ساكنان عرصه مديريت شود؛ مثلا فردي به جاي دامداري كردن در عرصه هاي جنگلي مسئوليت جنگل كاري و احياي جنگل و توليد نهال آن را
عهده دار شود و بدين ترتيب تغيير شغل صورت مي گيرد ولي درآمد جامعه محلي ساكن در جنگل نيز آسيب نمي بيند. اما به لحاظ قوانين اداري مالي واگذاري چنين امري به مردم محلي عملا غيرممكن است چرا كه دارابودن صلاحيت هاي مالي و فني بسيار پيچيده اي كه زاييده دستگاه هاي نظارتي مختلف در كشور است يكي از شروط لازم به شمار مي رود كه بايد از طريق مزايده هاي گوناگون پردرسر احراز شود كه درنهايت برنده چنين فرايند عجيب و غريبي، نه جامعه محلي ساكن در دورافتاده ترين روستاها، كه شركت هاي بزرگ پيمانكاري خواهند بود كه دردي از مديريت جنگل را دوا نخواهند كرد و اين سياست راهگشا نيز در ايران به بن بست انجاميده است. بنابراین در چنين شرايطي براي همگام شدن با حركت شتابان سياست هاي نوين جهاني در عرصه مديريت و حفاظت از جنگل لزوم تجديدنظر اساسي در ساختارها و قوانين و مقررات سازمان هاي متولي به شدت احساس مي شود.

* مدیر کل دفتر منابع جنگلی
منبع: همشهری

حلقه؛ منطقه ای با کمترین میزان حیات روی کره زمین
دانشمندان دانشگاه رودآیلند با بررسی رسوبات منطقه ای از اقیانوس آرام اعلام کردند این منطقه دارای کمترین میزان موجودات زنده بوده و حیات در این منطقه نسبت به دیگر مناطق زمین نزدیک به صفر است. مطالعات جدید نشان می دهد رسوبات بستر دریا در میانه اقیانوس آرام از کمترین میزان سلولهای زنده نسبت به دیگر قسمتهای جهان برخوردار است.محققان دانشگاه رودآیلند با جمع آوری این رسوبات از عمق 4 تا 6 کیلومتری اقیانوس آرام این نظریه را اعلام کردند. محققان با بررسی رسوبات دریافتند در هر سانتیمتر مکعب از این رسوبات در حدود هزار سلول زنده وجود دارد که این میزان هزار بار کمتر از میزان سلولهای زنده در دیگر رسوبات بستری است.دانشمندان معتقدند مطالعات بیشتر می تواند مناطق مشابه و تهی از حیات را در میان اقیانوس آرام آشکار کند. منطقه ای که در حال حاضر در اقیانوس آرام جنوبی کشف شده است حلقه نامیده شده، آب درون آن ثابت و مواد غذایی کمی درون آن یافت می شود. میکروبهای پراکنده موجود در این منطقه درون اتمهای هیدروژنی که در نتیجه متلاشی شدن مواد رادیو اکتیو در بستر اقیانوس و تجزیه مولکولهای آب به وجود می آیند، زندگی می کنند.این فرایند کمیاب تنها قادر به تولید مقادیر کمی از مواد غذایی است و برخی دیگر از میکروبهای یافت شده، مواد غذایی خود را از مواد آلی به دست می آورند که در اعماق اقیانوس به مرور زمان جمع می شوند.بر اساس گزارش فوکس نیوز، محققان بر این باورند در صورتی که بتوان نظریه تمرکز مواد غذایی را در اعماق اقیانوس به اثبات رساند شاید بتوان وجود صدها سلول زیستی را در رسوبات مرطوب مریخ یا قمر اروپا نیز به اثبات رساند.


ناتوانی انسان در برابر افزایش سطح آب دریاها
مطالعات موسسه ملی اقیانوس شناسی دانشگاه ساوث همپتون نشان می دهد حتی در صورت ثابت نگاه داشتن وضعیت کنونی اتمسفر زمین، سطح آب دریاها همچنان 25 متر افزایش پیدا خواهد کرد. به گزارش خبرگزاری مهر، مطالعات جدید نشان می دهد حتی در صورتی که بتوان وضعیت کنونی اتمسفر زمین را ثابت نگاه داشت، سطح آب دریاها با 25 متر افزایش مواجه خواهد شد. به بیانی دیگر انسان برای جلوگیری از افزایش ارتفاع سطح دریاها از زمان عقب مانده است.
محققان موسسه ملی اقیانوس شناسی دانشگاه ساوث همپتون با بازسازی سطح آب دریا طی 520 هزار سال و مقایسه آن با میزان دی اکسید کربن و تغییرات جوی در همان دوره زمانی دریافتند ارتباط بسیار محکمی میان دی اکسید کربن و سطح آب دریاها وجود دارد.
بر اساس این ارتباط محققان محاسبه کردند درصورتی که بتوان میزان دی اکسید کربن موجود در اتمسفر زمین را ثابت باقی نگاه داشت، حرارت طی چند هزار سال آینده همچنان افزایش یافته و سطح آب دریاها را تا 25 متر افزایش خواهد داد.
  این گروه اشاره کردند که افزایش سطح طی یک شب و یا چند هزار سال رخ نخواهد داد. مطالعاتی که طی سال گذشته انجام گرفته است نشان می دهد آب دریاها تا سال 2010 به صورت تقریبی 3/1 تا 2 متر افزایش پیدا خواهد کرد.
بر اساس گزارش نیوساینتیست، در این صورت در سال آینده به صورت احتمالی مرزهای ساحلی مناطقی مانند اروپا، آمریکای شرقی و کارائیب با تغییرات عمده مواجه خواهند شد.

 

صفحه 8--18 تیر 88

 

طولانی ترین مسافرتهای جانوران در جهان

محققان طی مطالعات خود درباره دلایل مهاجرت حیوانات، 10 جاندار که برای برآورده ساختن نیازهای خود تن به سفرهای بسیار طولانی می دهند را معرفی کردند. در گزارشی این مسافرتهای طولانی جانوران به همراه تصاویر دیدنی آنها منتشر شده است.
جانداران در طول حیات خود به منظور یافتن جفت مناسب، غذای خوب یا زیستگاه امن تن به سفرهای طولانی و پر مخاطره ای می دهند. برای مثال طی ماه جاری بیش از میلیاردها زنجره از زیستگاه 17 ساله خود خارج شده و یکی از طولانی ترین سفرهای جهان را آغاز خواهند کرد. دانشمندان و جانورشناسان با استفاده از شیوه های مختلف این سفرها را مورد مطالعه قرار داده اند تا چگونگی شکل گیری آنها، نحوه انتخاب مقصد و یا دلیل آغاز سفر را کشف کنند، اما تا کنون اطلاعات کمی از این پدیده های طبیعی در اختیار محققان قرار گرفته است. در قسمتی از این تحقیقات دانشمندان موفق به یافتن 10 گونه جانوری شده اند که در جهان برای دستیابی به اهداف مختلف طولانی ترین سفرها را به انجام می رسانند.
والهای گوژپشت در میان دیگر گونه ها رکورددار پیمایش و سفر در مسیرهای طولانی است. جمعیت این جانداران در ماههای گرم در قسمتی از اقیانوس ساکن بوده و وقت خود را به بلعیدن روزانه یک تن غذا صرف می کنند، اما با آغاز فصل سرد، والهای گوژپشت با طی بیش از هشت هزار کیلومتر خود را به آبهای گرم در حوالی کلمبیا یا اکوادور می رسانند.
مارماهی های مهاجر ذاتاً مسافر متولد می شوند و بدن آنها نسبت به شرایط سخت و طاقت فرسای آبها بسیار مقاوم است. این ماهی ها پس از متولد شدن در دریای سارگاسو خود را به آبهای آزاد انگلستان و سواحل شرقی آمریکای شمالی می رسانند. در این مسیر به دلیل مواجه شدن با محیطهای مختلف، این ماهی ها با نوسانات خاص آب دریاها از جمله شوری آبها به خوبی انطباق پیدا می کنند. مار ماهی های مهاجر پس از تخمگذاری به همراه گروه خود به محل تولد اولیه باز می گردند.
لک لک های فریاد زن یا Whooping Cranes،بلندترین پرنده آمریکای شمالی و یکی از نامهای فهرست گونه های در حال انقراض نیز در طول حیات خود سفرهای بسیار طولانی را تجربه می کنند. دانشمندان با استفاده از روباتهای مهار از راه دور و هواپیماهای سبک به تعقیب این پرندگان پرداخته و مسیر سفر آنها را به سمت مناطق گرمسیری ردیابی کرده اند. عمده دلیل مهاجرت این لک لک ها فرار از سرمای زمستان عنوان شده است.
پروانه ملکه خصوصیت سفرهای طولانی و دراز مدت را از زمان تولد به همراه دارد. هزاران نوع از این حشرات در هر پاییز به سمت غرب کالیفرنیا و مکزیک پرواز می کنند. طی سفر این حشرات زیبا بیش از چهار هزار کیلومتر را برای رسیدن به زیستگاه مورد نظر خود طی می کنند. دانشمندان تا کنون موفق به کشف چگونگی انتخاب زیستگاه توسط پروانگان نشده اند.
مرغ مگسخوار سینه سرخ قبل از آغاز سفر 800 کیلومتری به سمت آمریکای مرکزی به اندازه کافی از شهد گیاهان و انواع حشرات تغذیه می کند. در واقع این پرندگان دو گرمی قبل از آغاز سفر خود به اندازه ای می خورند که وزن آنها دو برابر می شود تا به این شکل بتوانند با پروازی بدون وقفه خود را به خلیج مکزیک برسانند.
ماهیهای آزاد پس از سالها شنا کردن در میان اقیانوسها با استفاده از نشانه های به جا گذاشته به جریان آبهای آزاد وارد شده و به محل تولد خود باز می گردند تا روزهای آخر عمرشان را در این محل سپری کنند. این ماهی ها برای بازگشتن به زادگاه خود صدها کیلومتر را بر خلاف جهت جریان شدید شنا می کنند.
لاک پشت سبز معمولاً برای تخم گذاری به زادگاه اولیه خود باز می گردد. این لاک پشت در هنگام بارداری هزاران کیلومتر را در میان اقیانوس شنا کرده و خود را به جزیره زادگاه خود می رساند. سپس با حفر گودالی در شنهای ساحل تخمگذاری کرده و مجدداً به سمت زیستگاه خود حرکت می کند.
گوزنهای یالدار به منظور یافتن مراتع و علفزارهای سرسبزتر تن به سفرهای طولانی
 می دهند. سالانه در حدود 5/1 میلیون از این نوع جانور به همراه غزالها و گورخرها هزاران کیلومتر را برای یافتن زیستگاهی سر سبز و فرار از گرما و خشکی کنیا و تانزانیا طی می کنند.
بر اساس گزارش لایوساینس و به گفته دانشمندان با وجود مدارکی مبنی بر دلایل آغاز سفر در میان جانداران، تاکنون درک درستی از چگونگی درک نیاز به آغاز سفر، چگونگی انتخاب زیستگاه و چگونگی انتخاب مسیر درست توسط جانوران به دست نیامده است و دانشمندان به دلیل ناآگاهی نسبت به این پدیده همچنان مطالعات و کاوشهای خود را ادامه می دهند.

مواد آتش بازی سبز می شوند
وسایل آتش بازی معمولاً دارای مواد شیمیایی
 سمی هستند. این مواد از جمله پرکلرات و فلزات سنگین ضررهای زیادی به محیط زیست وارد
می کنند.مطالعه ای که در سال 2009 انجام شده بود و در مجله علوم زیستی و فناوری منتشر شد نشان
 می دهد که  به طور میانگین، میزان پرکلرات حل شده در منابع آبی بعد از انجام آتش بازی از 20 تا 1068 برابر افزایش می یابد. این مواد 20 تا 80 روز در منابع آبی باقی
 می مانند.فلزات سنگین زیادی نیز در ساخت وسایل آتش بازی به کار می رود. به غیر از باروت که دارای ترکیبات سولفور است و به عنوان ماده پیشرانه موشک ها استفاده می شود،از فلزاتی مانند استارنتیوم، مس، منیزیم، باریم رادیو اکتیو، پتاسیم، سدیم کلراید، روبیدیم و لیتیوم برای ایجاد رنگ های مختلف در زمان انفجار استفاده می شود. اکنون دانشمندان به دنبال ساخت مواد آتش بازی "سبز" هستند. مطلبی از انجمن شیمی آمریکا نشان می دهد که می توان بدون استفاده از مواد سمی، جلوه های مخصوص آتش  بازی را تولید کرد. به این ترتیب به جای استفاده از مواد با پایه پرکلرات، از مواد شیمیایی و فلزات با ساختار نیتروژنی استفاده می شود. این مواد می توانند بدون آسیب زدن به محیط زیست و ایجاد دود زیاد، رنگ های مختلفی را به موشک های آتش بازی بدهند.


گونه های زیستی در معرض خطر انقراض 
گزارش های انجمن های بین المللی حفاظت از محیط زیست خبر از نابودی بیش از 800 گونه زیستی در پنج قرن اخیر دارد. به گزارش رویترز، اتحادیه بین المللی حفاظت از محیط زیست (IUCN) اعلام کرد؛ که علاوه بر این، 17 هزار گونه دیگر نیز هم اکنون در حال انقراض هستند. بیشتر کشورهای جهان در برنامه هایی برای گسترش گونه های زیستی تا سال 2010 شرکت کرده اند که با توجه به این آمار احتمال عملی شدن آنها غیر ممکن به نظر می رسد.تحلیل های IUCN نشان می دهد که 869 گونه زیستی از سال 1500 میلادی تا کنون به طور کامل از بین رفته اند و 290 گونه دیگر به طور بحرانی در حال انقراض هستند. این در حالی است که 16928 گونه در معرض انقراض قرار دارند. یک سوم گونه های دوزیستان، یک هشتم پرنده ها و یک چهارم پستان داران شامل این تعداد هستند.

سرسبزي يعني جاودانگي
عليرضا رستگار
صداي زنگ، سكوت خانه را در هم مي ريزد. كسي يا كساني، پشت در انتظار مي كشند.
صاحبخانه در را كه باز مي كند، با اولين نگاه، چيزي در چهره اش تغيير مي كند
تماشاي شاخه اي يا دسته اي از گل در دست مهمانان، آغاز زماني متفاوت است. در لحظه اي كه ميزبان گل را دريافت مي كند، بي اختيار نگاه را به زيبايي و مشام را به عطر خوش آن مي سپارد؛ لحظه اي كوتاه كه در آن مجموعه اي از احساس هديه مي شود. در آن لحظه محبت بيش از آني كه گفته شود، به نمايش در مي آيد. عطري در هوا پراكنده شده كه طراوت و شادابي به همراه مي آورد و لب ها را به لبخند وا مي دارد. آنكه گل هديه مي دهد و آنكه گل هديه مي گيرد، به كوتاهي عمر گل فكر نمي كنند كه تأثيرش در قلب باقي مي ماند و عطرش در خاطره. گل ها يادمان مي اندازند كه مهرباني زيباست. گل ها يادمان مي اندازند كه چگونه مي توان از احساس پلي زد براي رسيدن به دنياهايي شكل گرفته از مهرباني هاي پايان ناپذير. پس از گل به گياه مي رسيم كه هديه اي ديگر از طبيعت است براي سفره هاي غذاي ما. به هر غذايي كه نگاه كنيم، نشاني از گياه در آن ديده مي شود. راستي، بدون گياهان خوراكي، سفره هاي غذاي ما با چه چيزي پر مي شد؟ اگر طبيعت گياهاني مخصوص براي خوراك دام در اختيارمان نمي گذاشت، ماجراي نياز ما به شير و گوشت چه سرنوشتي پيدا مي كرد؟ بدون سبزي ها و حبوبات و ميوه، سلامت بدن ما چگونه بايد فراهم مي شد؟
اگر بي توجهي به چنين سؤال هايي در نزد تعداد بيشتري از ساكنان زمين ديده شود، به خطر افتادن طبيعتي كه از يك طرف به ما زيبايي هديه مي دهد تا پس از خستگي كار با تماشاي گل هاي زيبا و تنفس عطرشان به آرامش برسيم و از طرف ديگر با گياهان خوراكي، غذايمان را فراهم مي كند تا سالم زندگي كنيم، دور از ذهن نيست و بايد ما را به فكر وا دارد. در بسياري از نسل ها كساني بوده اند
 كه به حفظ منابع گياهي اهميت نداده و بخشي از اين گنج واقعي را نابود كرده اند. اين بي توجهي كه هنوز هم ادامه دارد، گسترش بيابان هاي خشك و بي حاصل را به همراه داشته و يكي از خطرهاي اصلي براي ما و نسل هاي بعدي است. مراقبت از سرسبزي خاك و تلاش براي جلوگيري از گسترش بيابان ها، يكي از ماجراهايي است كه بايد در همه جا جدي گرفته شود.
منبع: همشهری

 

صفحه 10--4تیر 88

 

کشنده ترین جانداران استرالیایی معرفی شدند
محققان جانور شناس استرالیایی پس از مطالعات فراوان خود برای جمع آوری اطلاعات از جانداران مهلک در این کشور 7 گونه از کشنده ترین جاندارن استرالیایی را معرفی کردند.
به گزارش مهر، شگفتی های طبیعت همیشه زیبا و آرامش بخش نیست. در میان موجودات رنگارنگ و دوست داشتنی جاندارانی نیز وجود دارند که یک گزش کوچک آنها می تواند مرگ را به دنبال داشته باشد. نشریه مجازی نیوساینتیست بر اساس معیارهایی از قبیل سم، وضعیت، میزان تماس و کشندگی جانداران استرالیایی به معرفی 7 جاندار به عنوان سمی ترین جانداران استرالیا پرداخته است.
سنگ ماهی: این ماهی که تقریبا کشنده ترین نوع ماهی در جهان به شمار می رود نام خود را به دلیل توانایی استتار بی نظیر در میان صخره های بستر دریا به دست آورده است. منبع تغذیه این ماهی، ماهی های کوچکتر و میگوها هستند اما زخمهای کشنده سنگ ماهی برای شکار کردن استفاده نمی شود، بلکه به عنوان سلاحی برای دفاع مورد استفاده قرار می گیرد.
در پشت این ماهی در حدود 13 خار سمی وجود دارد که می تواند فکر خوردن سنگ ماهی را از ذهن هر ماهی دیگری پاک کند. زمانیکه این خارها فشاری را بر روی خود احساس می کنند سمی بسیار کشنده را به صورت خودکار به بدن قربانی وارد می کند که دردی وحشتناک و در نهایت مرگ را به بار می آورد.
پلاتیپوس: منقار پهن و ابعاد کوچک این جانور از آن چهره ای جالب و دوست داشتنی ساخته است، اما شاید با دانستن اینکه پلاتیپوس تنها جاندار خزدار و سمی جهان است از میزان محبوبیت آن کاسته شود. پلاتیپوس نر بر روی پای خود خاری زهرآگین دارد که به عنوان سلاح دفاعی از آن استفاده می کند در حالیکه این جاندار به صورت طبیعی هیچ شکارچی ندارد. تنها زمانی که این جانور احساس خطر کند، زهر خود را بر روی مزاحم می پاشد. این زهر کشنده نیست اما درد آن به شدت زیاد بوده و راهی نیز برای مهار آن وجود ندارد. زیستگاه این جانور سمی در رودخانه ها و حاشیه های رودخانه بوده و از میگوها، حشرات و دیگر موجودات رودخانه ای تغذیه می کند.
هشت پای حلقه آبی: یکی از زیباترین آبزیان استرالیایی بوده که از میزان کشندگی بسیار بالایی برخوردار است. این جاندار 12 سانتیمتری به خاطر حلقه های آبی رنگ فلورسانتی که در هنگام خطر به نشانه هشدار می درخشد با نام حلقه آبی شناخته می شود. زهر این جاندار در دو غده مجزا برای شکار و دفاع مورد استفاده قرار می گیرد.
یکی از آنها برای کشتن میگوها و خرچنگها قبل از بلعیده شدن و دیگری برای دفاع از خود استفاده می شود که سم دومی بسیار کشنده بوده و فلج ناگهانی را برای شکار به بار می آورد.
مار دریایی: گونه های زیادی از مارهای دریایی وجود دارند که از خصوصیات واحد آنها دمهای پهن برای توانایی شنا کردن است. این مارها که با استفاده ازبینی های خود تنفس
 می کنند می توانند برای مدتی طولانی در زیر آب شناور باقی بمانند، زیرا این جانداران توانایی تنفس از طریق پوست را نیز دارند. مار دریایی می تواند میزان سمی را که در هنگام گزیدن به بدن شکار وارد می کند را مهار کرده و قربانی پس از 30 دقیقه دچار قفل شدن فک، درد شدید، کاهش میزان بینایی و فلج تدریجی خواهد شد.
مار قهوه ای شرقی: دومین مار زهرآگین جهان که سم مرگبار آن با طبیعت وحشی و مهاجم نیز همراه است. رنگ این مار از قهوه ای برنز تا قهوه ای تیره، نارنجی، سیاه به همراه نوارهای سفید یا کرم رنگ متغییر است. شیوه شکار آنها ایجاد خفگی و مسمومیت است که این کار را با سرعتی باور نکردنی انجام می دهند. به دلیل اینکه سم این جاندار حاوی مواد جلوگیری از انعقاد خون است یک گزش کوچک از سوی این جاندار می تواند قربانی را در معرض خونریزی شدید قرار دهد.
ستاره دریایی جعبه ای: این ستاره های دریایی کمرنگ در عین زیبایی هیپنوتیزم کننده اش
بسیار سمی است. نام جعبه ای به دلیل داشتن چهار وجه مجزا بر روی این ستاره قرار داده شده است. این جاندار 15 شاخک دارد که هر یک از آنها در حدود هزاران سلول سمی دارند که این سم می تواند درجا قربانی خود را از پا درآورد. قبل از اثر کردن زهر، شانس کمی برای نجات وجود خواهد داشت اما شوک ناشی از گزش به اندازه ای است که قربانی فرصت شنا کردن به منطقه امن را نخواهد داشت. حمله ستاره دریایی جعبه ای در واقع باعث توقف ناگهانی قلب و تخریب شدید اعصاب خواهد شد.
عنکبوت قیفی استرالیا: این جاندار براق، تیره و کشنده که بیشتر در مناطق شهری دیده می شود در هنگام حمله دندانهای خود را به قربانی نشان می دهد. این حشره معمولا در تابستانها در میان خانه های مسکونی، حیاط و استخرها سرگردان است. به گفته جانورشناسان از خصوصیات ویژه این حشره این است که قربانی خود را درست در هنگامی که وی احساس امنیت دارد، غافلگیر می کند. سم این عنکبوت از نوع سموم مخرب عصب بوده و می تواند با حمله به ساختار عصبی انسان منجر به مرگ فرد شود. با این حال در سال 1984 پادزهر این عنکبوت کشنده ارائه شده است.

از هزاران گور خر، 500 رأس باقي مانده
اسد افلاكي
جمعيت گورخر ايراني كه تا 3 دهه پيش در زيستگاه هاي زیر حفاظت محيط زيست افزون بر6 هزار رأس برآورد مي شد، امروز به دليل تخريب زيستگاه ها و شكار توسط شكارچيان با خوشبيني، 500 رأس تخمين زده مي شود.مهندس اكبر همدانيان، كارشناس پر سابقه محيط زيست، با بيان اين مطلب گفت: تا 50 سال پيش، گورخر ايراني در دوسوم خاك كشور قابل مشاهده بود به ويژه پارك ملي كوير، منطقه حفاظت شده بهرام گور در فارس و پارك ملي توران شاهرود 3 زيستگاه قابل توجه اين گونه زيباي حيات وحش بود تا آنجا كه بنابر سرشماري سال 57، نزديك به 800 رأس گورخر در پارك ملي كوير وجود داشت؛ اما اينك شمار گورخر در اين پارك به صفر رسيده و سال هاست كه ديگر مشاهده اين حيوان در منطقه مذكور گزارش نشده است.
جمعيت گورخر در پارك ملي توران هم كه در سال 57 بالغ بر 2500 رأس گزارش شده بود اينك با خوشبيني 250 راس است. اين در حالي است كه گورخر دشمن طبيعي ندارد بلكه شكار توسط انسان و تخريب زيستگاه ها، جمعيت اين حيوان را تا آستانه انقراض پيش برده است. همدانيان كه در سال 76 مجري طرح انتقال گورخر از منطقه بهرام گور فارس به يزد بوده است، افزود: كلا در سال 76 بنا بر طرحي تعريف شده 6 رأس گورخر به يزد منتقل كرديم كه از اين تعداد يك نر و 2ماده زنده ماندند و طي 12 سال يعني تا 6 ماه قبل، جمعيت اين گورها به 40 رأس رسيد.از اين تعداد، 11 رأس در تنگ حناي يزد و بقيه در زيستگاهي در كرمان رها شدند، اما نكته اي كه وجود دارد با توجه به تركيب نامناسب جنسي اين گورخرها كه به آن اصطلاح «درون گشني» اطلاق مي شود ممكن است جمعيت تكثير شده را در آينده با مسائل و مشكلات ژنتيك مواجه كند.وي درخصوص نگهداري اين حيوان در محدوده فنس كشي شده گفت: هيچ بوم شناسي با اين شيوه نگهداري گونه هاي وحش موافق نيست و قطع ارتباط گونه را با محيط اطراف مغاير با معيارهاي علمي مي دانند.تجربه هم ثابت كرده كه جدا كردن گونه هاي
 وحش از زيستگاهشان منجر به ساده شدن گونه مورد نظر شده و سبب تأثيرات سوء ژنتيك در حيوان مي شود.
تكرار خطا
به اعتقاد اين كارشناس محيط زيست، به جاي هزينه كردن براي فنس كشي و ايجاد محدوده خاص در زيستگاه ها و قرار دادن حيوان در فضايي اينچنيني، بهتر است با تمهيدات لازم ضريب حفاظت از حيوان را افزايش دهيم و با معرفي گونه به زيستگاه هاي
 طبيعي، شرايط زندگي آنها را در محيطي كه به آن تعلق دارند فراهم سازيم. تجربه هم ثابت كرده هيچ گونه وحشي در اسارت موفق نبوده است. اين گزارش مي افزايد: به رغم هشدار كارشناسان، سازمان محيط زيست طي اقدامي با فنس كشي در پارك ملي خارتوران در نظر دارد شماري از گورخرها را در اسارت نگه دارد. از جمله مشكلاتي كه اين طرح با آن مواجه است اينكه در منطقه محدود، علوفه به اندازه كافي براي حيوان وجود ندارد، از اين رو ناگزير به توزيع علوفه با دست خواهند بود.اين در حالي است كه دست ريزي علوفه موجب دست آموزي حيوان و اهلي شدن آن مي شود و به اين ترتيب حيوان از چرخه حيات وحش خارج شده و در منطقه باقي خواهد ماند. نكته ديگر اينكه باقي ماندن حيوان در اسارت باعث بروز مشكلات ژنتيك مي شود.با اين حال مشخص نيست طرح نگهداري گورخر در اسارت كه در خارتوران در دست اجراست براساس كدام مطالعه و كار كارشناسي به مرحله اجرا رسيده است. كارشناسان مي گويند هزينه اي كه براي اجراي اين طرح تخصيص يافته اگر صرف حفاظت از زيستگاه اين حيوان مي شد بسيار كارسازتر بود.
منبع: همشهری آنلاین

عجيب ولي واقعي
آيدا ابوترابي
«سای چه دلیکا»، اسم یک ماهی عجیب است! ماهی اي که هم اسم عجیبی دارد و هم رفتارهای عجیبی از خودش نشان می دهد. این ماهی شگفت آور، برای اولین بار، دی ماه سال 86 ، توسط غواص هایی که در اطراف جزیره اندونزی در حال گردش بودند، کشف شد. آنها برای شناسایی این آبزی، عکس های زیادی از آن گرفتند و به نزد یکی از ماهی شناسان معروف دنیا در دانشگاه واشنگتن بردند. بعد از آن تحقیق های گسترده ای برای شناخت این ماهی آغاز شد. در جدیدترین گزارشی که از بررسی این ماهی 5/10 سانتی متری ارائه شده، این  نتیجه به دست آمد که سای چه دلیکا با تمام ماهی هایی که تا به حال شناخته شده است، فرق دارد!
اولین ویژگی این ماهی نارنجی رنگ که حدس مي زنند بتوان آن را در گونه قورباغه ماهی ها قرار داد، این است که بر خلاف ماهی های دیگر می پرد! در فیلمی که از حرکت این ماهی کنار صخره مرجانی به دست آمده، به خوبی می توان دید که مقدار کمی آب مثل فواره در اطرافش ایجاد می شود که نشان می دهد حرکت ماهی شنا کردن نیست ، بلکه پریدن یا به عبارت دیگر جست و خیز کردن است!
ویژگی دیگر این ماهی، که باعث شده اسم آن سر زبان ها
بیفتد، این است که سای چه دلیکا می خزد! در واقع در دو طرف بدن ماهي، باله هایی وجود دارد که بیشتر مثل پا عمل می کنند تا باله! یعنی اول کمی ورجه وورجه کردن و بعد قدم زدن.اگر به دقت به صورت این ماهی نگاه کنید، متوجه ویژگی شگفت آور دیگری خواهیدشد؛ این که چشم هایش مثل چشم انسان در کنار یکدیگر و روی يك صفحه قرار دارد.بر خلاف ماهی های دیگر که چشم هایشان در دو طرف سرشان قرار دارد، چشم های سای چه دلیکا، بر روی صورت صاف و تختش جای دارد و دید متفاوتی از ماهی های دیگر به آن می دهد.نکته دیگری که درباره این ماهی می توان گفت، این است که نمی تواند تغییر رنگ دهد. بیشتر قورباغه ماهی ها بنابر محیطی که در آن شنا می کنند، رنگ خودشان را عوض مي کنند، اما این ماهی شگفت آور بدون هیچ اعتنایی به محیط، جست و خیز می کند!
منبع: همشهری آنلاین


انتشار گازهای گلخانه ای قطار بیش از هواپیما است
پژوهشگران آمریکایی دریافتند که برخلاف تصور قطار بیش از هواپیما موجب آلوده شدن محیط زیست و افزایش گازهای گلخانه ای می شود. به گزارش مهر، محققان دانشمندان کالیفرنیا در برکلی در یک دوره طولانی مدت به مقایسه انتشار گازهای گلخانه ای 11 وسیله نقلیه مختلف در آمریکا پرداختند. نتایج این تحقیقات بسیار شگفت انگیز بود به طوری که با در نظر گرفتن تعداد مسافران، عدد کیلومترهای زیر پوشش، وسعت زیرساختها مثل سکوها و ایستگاههای قطار و فرودگاهها مشخص شد که قطار بیشترین اثر مخرب را بر روی محیط زیست برجای می گذارد.  براساس گزارش خبرگزاری فرانسه، با در نظر گرفتن عناصری که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته اند انتشار گازهای گلخانه ای برای قطارها دو برابر می شود. این در حالی است که هزینه های زیست محیطی حمل و نقل هوایی بسیار کمتر از حمل و نقل راه آهنی بوده و بنابراین مسافرت با هواپیما بسیار پاک تر از قطار است.

صفحه 9--25خرداد88



دلفين ها ديگر نمي خندند
فائزه توكل
آنهايي كه با دلفين ها از نزديك تماس داشته اند
 مي دانند كه اين جانور براي برقراري ارتباط با انسان ها به گونه اي حيرت انگيز از خود جديت و تلاش نشان مي دهد داستان هاي متعددي نيز در مورد حمله دلفين ها به كوسه و نجات جان انسان ها بر سر زبان هاست.
 با اين حال دانسته هاي ما آدميان در مورد زندگي پرراز و رمز اين پستاندار آبزي و باهوش ناچيز است.
از بين رفتن چند دلفين در ساحل جزيره هنگام از توابع قشم، موجب شد يك بار ديگر نام اين جانور زيبا و باهوش بر سر زبان ها بيفتد و مردم از خود بپرسند چرا عده اي دانسته يا ندانسته در پي از بين بردن اين آبزي حساس و باهوشند؟[پرونده مرگ دلفين ها همچنان در ابهام]
خبرگزاري فارس در خبري اعلام كرد كه از اوايل ارديبهشت ماه تاكنون لاشه 12 دلفين در سواحل جزيره هنگام ديده شده است. يكي از نظريه هايي كه در خصوص مرگ این دلفين ها مطرح است، به قوانين محيط زيست برمي گردد كه بر اساس آن صيادان تنها در فاصله حداقل 8 تا 10 كيلومتري از ساحل جزيره هنگام مجاز به صيادي هستند و اين در حالي است كه عدم نظارت دستگاه هاي مربوطه باعث شده تا در اين فصل و در فاصله 2 مايلي، صيادان اقدام به صيد ساردين و تن ماهيان كنند.
نظريه ديگر در اين مقوله نيز حكايت از آب هاي آلوده به مواد نفتي در خليج فارس و تاثير آن بر دستگاه تنفسي دلفين ها دارد.در این باره به سراغ مسئول روابط عمومی اداره شیلات هرمزگان می رویم و جزئیات بیشتر این موضوع را از وی جویا می شویم . شهرزادی تعداد دقیق دلفین های كشته شده را 3 دلفين اعلام می كند و می گوید هنوز علت اصلی مرگ این دلفین ها مشخص نیست.
وی در جواب سؤال ما كه آیا عدم رعایت قوانین از سوی صیادان باعث به وجود آمدن چنین حادثه ای شده است بیان می كند: «احتمالش بسیار كم است چون صیدی كه در این دریاچه انجام می شود از نوع پرساین است، در این نوع صید، تورهای ماهیگیری همسطح آب قرار می گیرند و امكان برخورد دلفین ها با آنها بسیار كم است. مسئولان محیط زیست و اداره شیلات قشم هم گفته اند كه اثری از زخم یا جراحت روی بدن این حیوانات دیده نشده است.»
مسئول روابط عمومی شیلات معتقد است بزرگنمایی زیادی در این خبر صورت گرفته است: «دلیلش این است كه صیادان منطقه مخالف صید كردن ماهیگیرانی هستند كه از دیگر مناطق می آیند و برای همین با شایع كردن چنین موضوعاتی به دنبال جلوگیری از فعالیت آنهاهستند.»
اینها در حالیست كه وقتی از رئیس محیط زیست جزیره قشم علت حادثه را می پرسیم عنوان می كند: وقتی اجساد دلفین ها را پیدا كردیم كاملا سالم بودند و به دلیل اینكه مدت زمان زیادی از مرگ آنها گذشته بود امكان نمونه برداری وجود نداشت. بنابراین احتمال می دهیم از آنجا كه دریاچه هنگام یك صیدگاه عمومی است و از روستاهای اطراف هم برای صید به آنجا می آیند و همچنین صید اصلی اين ماهیگیران ماهی های ساردین و تن كه غذای اصلی دلفین ها به شمار می رود، است بنابراین عامل اصلی مرگ دلفین ها تور صیادان بوده است.
علی رنجبر با رد كردن امكان آلوده بودن آب این دریاچه می گوید: اگر آب دریاچه آلوده بود ماهی های دیگر هم باید از بین می رفتند اما تا به حال گزارشی در این رابطه به ما نرسیده است.وی درباره اینكه آیا اقداماتی برای جلوگیری از این حوادث از سوی سازمان محیط زیست منطقه صورت می گیرد، گفت: ما تلاش زیادی برای جلوگیری از این اتفاقات می كنیم و ضمن تذكر دادن به صیادان از آنها می خواهیم از تورهای جانداران برای كار خود استفاده كنند.
در هر صورت ما تنها می توانیم مرگ عده ای از جانداران دریایی را ببینیم در حالی كه بسیاری از آنها مانند مرجان ها و ماهی هایی كه در زیر آب ها
 هستند هر روزه بر اثر آلودگی های مختلف از بین می روند و ما از آنها مطلع نمی شویم.
با این وجود به نظر مي رسد عدم واكنش جدی و موثر از سوي برخي مسئولان، مردم و دوستداران محیط زیست در اين خصوص، محیط زیست را با زيان هاي بیشتری روبرو خواهد كرد.
منبع: همشهری آنلاین

كشف پرنده اي جديد در شرق نپال
پرنده شناسان دانشكده علوم زيستي دانشگاه نپال موفق شدند يك نوع از بلبل هاي دم قرمز را در شرق اين كشور كشف كنند. گروهي از محققان پرنده شناس و چند نفر از حافظان حيات وحش نپال موفق شدند در منطقه حفاظت شده «كوشي تاپو» در ناحيه «سافاري» در شرق نپال، يك نوع جديد از بلبل هاي دم قرمز را كشف كنند.
اين در حاليست كه بر اساس گزارش اين محققان، نسل اين گونه از پرندگان به شدت در معرض خطر نابودي قرار دارد و در حال حاضر 750 قطعه از بلبل هاي دم قرمز در نواحي نسبتاً گرم نظير آمريكا و آسيا زندگي مي كنند. علاوه بر اين، بر اساس گزارش اتحاديه جهاني حفاظت از طبيعت (IUCN)، زيستگاه اين نوع از بلبل هاي دم قرمز كه گونه جديدي از آنها نيز توسط محققان نپالي كشف شده اند، در كشورهايي نظير هندوستان، چين، ميانمار، روسيه، ژاپن و تعداد كمي نيز در كشورهاي جنوب شرق آسيا و طي فصل زمستان است.
تحقيقات دانشمندان و پرنده شناسان نشان مي دهد كه اين گونه جديد از اين بلبل هاي دم قرمز از گونه هاي مهاجر هستند كه به نپال آمده اند.


نابودی 40درصد صخره هاي مرجاني
در گزارش نشست پنج روزه حفاظت از محيط زيست اقيانوسي كه در اندونزي برگزار شد، آمده است كه هدف اصلي شركت كنندگان در اين نشست مقابله با نابودي مرجان هاست.
در نشست پنج روزه اي كه در اندونزي در مورد حفاظت از محيط زيست اقيانوسي و با شركت 70 شركت جهان برگزار شد، هدف اصلي حاضرين در مقابله با نابودي جمعيت صخره هاي مرجاني در آبهاي آزاد عنوان شد.
اين در حاليست كه بر اساس گزارش صندوق حفاظت از حيات وحش(WWF) نزديك به 40 درصد از صخره هاي مرجاني سال ها پيش از ميان رفته و با توجه به بروز تغييرات جوي و افزايش گرماي كره زمين، امكان اينكه مقادير بيشتري از اين صخره هاي مرجاني از ميان بروند، بسيار زياد است.
علاوه بر اين، محققان اقيانوس شناس احتمال مي دهند كه نابودي مرجان ها و صخره هاي مرجاني بي ارتباط با تغييرات موجود در جنگل هاي باراني آمازون نيست.
پروفسور «اوو هوگ گلدبرگ»، يكي از محققان صندوق حفاظت از حيات وحش گفت: زنجيره حيات اقيانوس ها به شدت در ورطه سقوط قرار گرفته است و اگر اين رويه با همين شدت افزايش يابد، امكان از ميان رفتن حيات زيستي جانوري اقيانوس ها محتمل خواهد بود.
با توجه به اينكه صخره هاي مرجاني يك درصد سطح آبهاي آزاد به ويژه اقيانوس ها را پوشش مي دهند و محل مناسب زندگي و منبع غذايي براي جانداران دريايي هستند، در صورت از ميان رفتن اين صخره ها، حيات آبزيان نيز به طور كلي با خطر مواجه مي شود. در اين نشست پنج روزه همچنين به مسئله افزايش گازهاي گلخانه اي به ويژه دي اكسيد كربن و دي اكسيد نيتروژن كه بر حيات صخره هاي مرجاني اثر مستقيم
 مي گذارد، به شدت تأكيد شده است.
در اين نشست كشورهاي اندونزي، فيليپين، مالزي، تيمور شرقي، مالزي، جزاير سليمان و پاپوآي گينه نو جزو كشورهاي اصلي در اين نشست به شمار مي روند.

تهدید محیط زیست ناشی از افزایش مصرف انرژی در فناوریهای جدید
افزایش نیاز به الکتریسیته برای تجهیزاتی مانند ساختارهای پخش MP3، تلفنهای همراه و تلویزیونهای مسطح تهدید برای محیط زیست را به حد هشدار رسانده است. بر اساس گزارشی که توسط آژانس بین المللی انرژی در پاریس ارائه شده است، تجهیزات جدید الکتریکی تا سال 2030 میزان مصرف انرژی خود را به 3 برابر افزایش داده و به یک هزار و 700 تراوات در ساعت خواهند رساند، انرژی که با میزان مصرف انرژی منازل مسکونی در ایالات متحده و ژاپن برابری می کند.
جهان به منظور تأمین انرژی تجهیزات الکترونیکی شخصی از قبیل آی پادها، تلفنهای همراه و رایانه ها در سال 2030 به 200 نیروگاه جدید اتمی نیاز خواهد داشت که در این شرایط میزان هزینه های ناشی از مصرف انرژی به سالانه 200 بیلیون دلار افزایش خواهد یافت.
به گفته یکی از مقامات آژانس بین المللی انرژی،
مصرف کنندگان الکترونیک در جهان با سرعتی زیاد و در حالی رو به رشد است که کمترین سیاستها برای کاهش این مصرف اعمال شده است.
انرژی تجهیزات الکترونیکی در حال حاضر 15 درصد از میزان مصرف انرژی خانواده ها را تشکیل می دهند که با چندین برابر شدن تعداد این تجهیزات با سرعتی غیر قابل مهار، میزان انرژی مصرف شده نیز رو به افزایش گذاشته و سال گذشته جهان سرمایه ای برابر 80 بیلیون دلار را صرف تأمین انرژی این تجهیزات الکترونیکی شخصی کرده است.
بیشترین افزایش در مصرف این تجهیزات در کشورهای در حال توسعه است که به گفته متخصصان این رشد بیش از انتظار تلاشها برای افزایش امنیت در مصرف انرژی و کاهش تابش گازهای گلخانه ای را خنثی خواهد کرد.
فناوری های موجود می توانند به میزان مصرف انرژی تجهیزات مختلف را بدون صرف هیچ هزینه ای تا 30 درصد و یا با صرف هزینه ای اندک تا 50 درصد مهار کنند به بیانی دیگر میزان کلی انتشار دی اکسید کربن ناشی از تجهیزات الکترونیکی را می توان سالانه تا سقف 500 میلیون تن ثابت حفظ کرد و در صورتی که هیچ اقدامی صورت نگیرد این حجم تا سال 2030 به یک بیلیون تن دی اکسید کربن در سال افزایش خواهد یافت که آسیبهای ناشی از آن به محیط زیست غیر قابل پیش بینی خواهد بود.بر اساس تخمینهای آژانس
بین المللی انرژی به زودی 2 بیلیون تلویزیون در جهان مورد استفاده قرار خواهد گرفت. همچنین میزان احتمالی 5 درصد از افزایش مصرف انرژی از سال 1990 تا سال 2030 تنها از مصرف انرژی تلویزیونها خواهد بود.متخصصان معتقدند پیشگیریهای ساده از قبیل اجازه دادن به مصرف کنندگان به منظور تعدیل میزان مصرف تجهیزات مورد استفاده خود می تواند از رشد لجام گسیخته مصرف انرژی در میان جوامع جلوگیری کند.همچنین با قرار دادن استانداردهایی برای کمترین میزان مصرف و برچسبهای خوانای انرژی بر روی محصولات، دولتها قادر خواهند بود در خریداری تجهیزات کم مصرف و مقرون به صرفه مصرف کنندگان را یاری دهند تا به این شکل قدمهای اولیه برای نجات زیستگاه انسان برداشته شود.

 

صفحه 8--21خرداد88

 

تراژدي مرگ مثلث مرجاني در آسيا
عبدالحسين غلامرضايي

سازمان جهاني حيات وحش مستقر در مالزي اعلام كرد كه تغييرات شرايط آب و هوا در آسيا مي تواند ميليون ها نفر از مردمي را كه در سواحل مثلث مرجاني زندگي مي كنند مجبور به مهاجرت كند.
اين سواحل كه به شكل مثلث در كناره هاي اقيانوس آرام قرار دارند زيستگاه بيش از 10ميليون مردمي است كه از راه صيد آبزيان در منطقه كسب در آمد و امرار معاش مي كنند و اگر وضع به همين منوال پيش رود تا پايان قرن، ديگر اثري از مثلث مرجاني و اكوسيستم آبي منطقه وجود نخواهد داشت.
كاترين پلام، از آمريكا كه سرپرستي سازمان جهاني حيات وحش را به عهده دارد مي گويد: اين منطقه نگين جواهر نشان سياره زمين در مورد تنوع مرجان هاست و ما با چشماني باز شاهد نابودي آن هستيم در حالي كه فرصت هايي
 وجود دارد كه از اين حادثه اسفناك جلوگيري كنيم و پشتيبان ميليون ها نفري باشيم كه كار و كسب و درآمدشان به بقاي اين مثلث مرجاني وابسته است.تنها يك درصد از سطح كره زمين زيستگاه 30 درصد از سواحل مرجاني جهان است كه حدود 76 درصد از گونه هاي مختلف مرجان ها
و بيش از 35 درصد از گونه هاي منحصر به فرد ماهي ها را در خود جاي داده است. آنجا همچنين محل مناسبي است براي تخم ريزي و ازدياد ماهي هايي نظيرماهي تن كه از نظر اقتصادي مقرون به صرفه است. اين سواحل مربوط به كشور هايي نظير اندونزي، مالزي، فيليپين، گينه نو، جزاير سليمان و تيمر شرقي است و افراد زيادي را براي كسب و كار در خود جاي داده است.
دوري جستن از فاجعه
دوري جستن از فاجعه به عمليات سريع و مؤثر جهت بهبود شرايط آب و هوايي در جهان و اجراي راه حل هاي زيست محيطي منطقه بستگي دارد. پروفسور كوئين اسلند كه رهبري گروه تحقيق را به عهده دارد، مي گويد: ما با دست خود از يك طرف به آلودگي هوا و توليد گازهاي گلخانه اي ادامه مي دهيم و از طرف ديگر كمترين كاري براي حفاظت از محيط زيست جزاير مرجاني در مقابل صيد بي رويه قبايل محلي انجام نمي دهيم. وي اضافه مي كند: ما در حال مشاهده تخريب گنج هاي نهفته در سواحل مرجاني هستيم و اين مسير را با افزايش سريع درجه حرارت آب اقيانوس ها و دريا ها و اسيدي شدن آب هاي سطحي آنها هر روز وخيم تر مي كنيم! حاصل اين كار، افزايش فقر و تنگدستي مردم و مهاجرت آنها به حومه شهرها، كمبود كار و مواد غذايي مورد نياز آنها و افزايش تخريب محيط زيست را به همراه خواهد داشت.
راهكار ها
اين گزارش به روشني فرصت هايي را براي دوري كردن از بدتر شدن اوضاع در منطقه گوشزد مي كند كه از جمله آنها كاستن از توليد گاز هاي گلخانه اي در سطح جهاني و سرمايه گذاري هاي بين المللي براي تقويت محيط زيست منطقه است؛ راه حل هايي كه مي تواند در جهت ساختن سواحلي سالم و زيبا و امنيت مواد غذايي و رشد اقتصادي منطقه گام هاي مؤثري بردارد.بر اساس اين گزارش، تغييرات آب و هوا در منطقه چالش انگيز اما قابل مديريت است. با مديريت صحيح مي توان از صيد بيش از حد، آلودگي هوا و به خطرافتادن محيط زيست آبزيان جلوگيري كرد. در غير اين صورت مردم بايد شاهد بالاآمدن سطح آب درياها، افزايش فعاليت توفان هاي مخرب و خشكسالي هاي شديد، تخريب محيط زيست و از بين رفتن امنيت مواد غذايي در منطقه و جهان باشند.
الزام توافقنامه جهاني
 مقامات سازمان جهاني حيات وحش مي گويند: رهبران جهان در كمك به كشور هاي منطقه و تقويت مديريت آنها در منابع دريايي و در عمليات بهبود شرايط جوي جهان نقش بسزايي دارند. آنها بايد در كنفرانس آب و هواي جهان كه در دسامبر سال جاري در كپنهاگ دانمارك تشكيل مي شود شركت كرده و با تدوين قطعنامه اي گويا و عملي در كاستن از انتشار گاز هاي گلخانه اي گام هايي محكم و مؤثر بردارند.

منبع: همشهری آنلاین

پيش بيني دانشمندان براي افزايش
 6 متري سطح آب اقيانوس ها!
يك گروه تحقيقي از دانشگاه آكسفورد انگلستان اعلام كردند كه صفحات يخي قطب جنوب در حال آب شدن بوده و اگر چنين اتفاقي بيفتد، سطح آبهاي آزاد تا 6 متر بالا مي آيد. بر اساس اعلام محققان اقيانوس شناس دانشگاه آكسفورد مشخص شد كه صفحه يخي بزرگ غربي قطب جنوب كه به اختصار WAIS ناميده مي شود طي چند سال اخير به شدت كوچك شده و ذوب اين صفحه يخي به ميزان 3 متر و 3 سانتيمتر، باعث افزايش آبهاي آزاد اين منطقه شده است. علاوه بر اين گفته مي شود كه با افزايش ذوب اين صفحه يخي اين احتمال وجود دارد كه سطح آبهاي آزاد اين منطقه پنج تا شش متر نيز بالاتر رود. همچنين دانشمندان اين امكان را مي دهند ذوب يخ هاي قطب جنوب زندگي هاي ساحلي به ويژه در نيويورك را به خطر مي اندازد.
  «جاناتان مامبر» ،يكي از محققان دانشگاه آكسفورد افزود: بالا آمدن سطح آبهاي منطقه جنوب شرق آسيا كه ناشي از ذوب يخ هاي قطبي است، بر زندگي 17 ميليون سكنه سواحل بنگلادش اثر گذاشته است، به طوري كه وقوع سيلاب ها و رانش زمين سالانه جان ده ها نفر را مي گيرد و صدها هزار نفر را نيز بي خانمان كرده است.
«پرفسور جاناتان مامبر» در ادامه افزود: ذوب يخ هاي قطبي يك خطر بالقوه براي جهانيان محسوب مي شود و در صورت نيافتن راه حلي مناسب براي آن، به يك خطر جهاني بدل مي شود.
صفحات يخي اصلي در جهان كه شامل «گرينلند»، «صفحه يخي شرقي» و «صفحه يخي غربي» قطب جنوب هستند در صورت ذوب كامل، زندگي و حيات ساحلي ودريايي را در جهان نابود مي كنند.
طي 30 سال اخير، افزايش گرماي كره زمين، بروز تغييرات ناخوشايند جوي و افزايش انتشار گازهاي گلخانه اي باعث شده تا ضخامت اين صفحات يخي بسيار كم شود. اين پروفسور اقيانوس شناس در ادامه افزود: ما با همكاري گروه تحقيقاتي دانشگاه نيويورك در پي حل اين مسئله هستيم كه آيا صفحات يخي سه گانه به قطر 2 ميليون و 200 هزار كيلومتر مربع مي توانند در برابر ذوب شدن دوام بياورند يا آنكه ما بايد شاهد بالا آمدن سطح آب درياها و اقيانوس ها و از ميان رفتن زندگي ساحلي و آبزيان باشيم.

باتریهای زیستی با استفاده زیست توده و خاک توسعه می یابند
پژوهشگران ایتالیایی با انتخاب بهترین ارگانیسمهای زیست توده (بیومس) و خاک زمین توانستند باتریهای زیستی را توسعه دهند که می تواند به عنوان یک منبع انرژی کامل مورد استفاده قرار گیرد.
به گزارش مهر، دانشمندان مهندسی ژنتیک دانشگاه فلورانس در تحقیقات خود موفق شدند بهترین باکتریهای مولد جریان الکتریکی را در یک باتری جمع آوری کنند. این باتری زیستی می تواند انرژی الکتریکی را از انواع مختلف مواد آلی تولید کند. این مواد آلی می توانند در آینده پیلهای "ام. اف. سی" (پیل سوختی میکروبی) مورد استفاده قرار گیرند که در حال حاضر در فاز آزمایشات پیشرفته قرار دارند. این محققان در این خصوص اظهار داشتند: "ما در بررسیهای خود کشف کردیم که خاصیت مولد جریان الکتریکی تنها در چند گونه باکتری وجود ندارد بلکه تعداد باکتریهایی که از این خاصیت برخوردارند بسیار بیشتر از آن چیزی است که تاکنون تصور می شد."
خاک مهمترین منبع تنوع زیستی زمین است و این کشف به این گروه کمک کرده که فناوری "ام اف سی" را مستقیماً با استفاده از خاک توسعه دهند.
پژوهشگران ایتالیایی توضیح دادند: "هدف اصلی تحقیقات ما کشف خاصیت مولدی الکتریکی طیف وسیعی از باکتریها و مقایسه آنها با خاصیت الکتریکی زایی زیست توده های صنعتی است. با این روش امکان شناسایی ارگانیسمهای مهم مسئول این پدیده در سفره های زیرزمینی فراهم می شود."این محققان دو نوع پیل سوختی میکروبی را توسعه دادند که در آنها آند محتوی 50 گرم ماتریکس بود. در ماتریکس پیل اول 50 گرم خاک و در پیل دوم زیست توده های صنعتی ریخته شد، هر دو ماده در یک محلول آب نمک زادیی شده حل شده بودند. آند از طریق غشایی که امکان عبور یونها را فراهم می کرد به کاتد متصل شد و برای بستن این مدار از الکترودهای گرافیتی استفاده شده که از طریق یک مقاومت خارجی به هم متصل شده بودند.
مسیر عبور میان این دو قطب به مدت 3 هفته اندازه گیری شد. در پایان آزمایش، ماتریکسها برای بررسی ارتباطات میان تولید جریان الکتریکی و تغییرات موجود در ترکیبات بخش آلی و تنوع کلونیهای باکتریها باز شدند.
براساس گزارش سایت "گالیله"، نتایج این تحقیقات نشان دادن که شدت جریان الکتریکی در راس دو الکترود برای زباله های آلی صنعتی بیش از 400 میلی ولت و برای خاک بیش از 200 میلی ولت بود. این انرژی توانست دیودهای نوری کوچک و چند لامپ را روشن کنند.

گونه هاي حيات در کره زمين
حسن عبدي
آيا تا به حال به اين موضوع فکر کرده ايد که در کره زمين چند نوع جاندار زندگي مي کند؛ اين سؤال يکي از مشکل ترين سؤال هايي است که پيش روي دانشمندان زيست شناسي است. گونه شناسي حيات در زمين از مباحث بسيار مهم علم زيست شناسي است.
از زماني که «کارل لينائوس» 250 سال پيش ساختار معروف خود را براي طبقه بندي ارگانيسم زنده به جهانيان معرفي کرد، تاکنون دانشمندان موفق به کشف و توصيف 1/ 7 ميليون گونه زيستي مختلف شده اند.
يکي از پروژه هاي بسيار مهمي که اخيرا دانشمندان زيست شناسي ارائه کرده اند، سرشماري گونه هاي موجود در زمين است. هم اکنون چند گروه در سطح جهان در تلاش هستند تا با استفاده از روش هاي مختلف در سطح وسيعي، گونه هاي زيستي را سرشماري کنند. حدود 20 سال پيش، حشره شناسي به نام «تري اروين» از مؤسسه «اسميتسونين» 19 درخت را در يکي از جنگل هاي استوايي پاناما در معرض حشره کش هاي قوي قرار داد و شمار حشراتي را که از درخت به پايين افتادند محاسبه کرد. او با استفاده از روش هاي رياضي استدلال کرد که اگر همين تعداد حشره در درخت هاي ديگر پيدا شود، آن گاه شمار انواع حشرات موجود در جهان بيش از 30 ميليون خواهد بود. اما در سال هاي اخير محققان در گينه نو نشان داده اند که حشرات مشابه روي درختان مختلف جاي مي گيرند و به اين ترتيب تعداد تقريبي حشرات در جهان به 5 ميليون کاهش داده شد.
بزرگترين قلمرو ناشناخته حيات متعلق به ميکروب ها و باکتري هاست. تاکنون چند هزار باکتري شناسايي و توصيف شده است. از زماني که متخصصان ژنتيکي موفق به بررسي ساختار ژنتيکي ميکروب ها شده اند، روشن شده است که تفاوت هاي ژنتيکي ميان اين ارگانيسم ها بسيار زياد است.
اخيرا يک محقق انگليسي در دانشگاه نيوکاسل با استفاده از همين تفاوت هاي ژنتيکي نشان داد که شمار ميکروب هاي مختلف موجود در يک گرم خاک بين 6400 تا 38000 است و در يک تن خاک تعداد باکتري ها به 4 ميليون باکتري بالغ مي شود.
دايره المعارف حيات يکي از دستاوردهاي مهم فعاليت هاي اخير دانشمندان زيست شناسي است. اين
دايره المعارف شامل تمام انواع موجودات زنده کره خاکي (000/800/1 نوع) است که دانشمندان و محققان
 جمع آوري کرده اند. قرار است اين دايره المعارف به روش «دايره المعارف ويکي پديا» به صورت اينترنتي و در پر قدرت ترين رايانه جهان در مرکز سوپر رايانه سن دياگو عرضه شود.
يکي از خصوصيات اين دايره المعارف اين است که تنها مطالب دانشمندان و محققان را منتشر نمي کند، بلکه همانند ويکي پديا، همگان در سراسر جهان خواهند توانست تا آن را از طريق اينترنت با ارايه مطالب و عکس و فيلم تکميل کنند.

منبع: راسخون

 

صفحه 11--11 خرداد88

 

رودخانه ها، قربانگاه آبزيان
باربد صفايي مهرو

دستكاري هاي غيراصولي در محيط طبيعي زمين، مهمترين ويژگي ساخت و سازهاي گسترده در 3دهه اخير بوده است.
در اين ميان، شبكه زهكش طبيعي و به ويژه رودخانه ها بيش از ساير عناصر طبيعي مورد تعرض قرار گرفته اند.
رودخانه هاي ايران نيز از اين تعرضات در امان نبوده و در چند دهه اخير به شكل هاي مختلف دچار تعرض و تخريب شده اند. جابه جايي مسير، تغيير نامناسب هندسه مسير رودخانه، تعرض به پهنه سيلابي، برداشت بي رويه شن و ماسه، اجراي سازه هاي نامناسب روي رودخانه و بالاخره رهاسازي زباله، پساب و فاضلاب به محيط رودخانه عمده ترين عوامل تخريب رودخانه ها در سال هاي اخير بوده است. اين در حالي است كه تعداد منابع آبي رودخانه اي كشور به كمتر از 25 جريان دائمي محدود است. به همين دليل ضروري است بهره وري از اين رودخانه ها و فشارهاي وارده به آن با شناختي علمي و عميق صورت پذيرد.
اما امروز برخلاف تمام معيارهاي زيست محيطي، پس از چند هزار سال ابتدا مسير رودخانه ها را تغيير مي دهيم سپس شدت آنها را تحت مهار در می آوریم، اراضي بالادست را با تمامي گياهان، جانوران و ميكرو ارگانيزم هاي گياهي و جانوري به زير آب مي بريم و زمين هاي پايين دست را از نعمت جريان آب محروم مي سازيم و نهايتا آن تعادل چندين هزار ساله را بر هم مي زنيم، با اين همه، زيست بوم ها همچنان براي احياي زندگي آبزيان و كنار آبزيان تلاش مي كنند.
گرچه ساز و كار طبيعت به گونه اي عمل مي كند كه پس از مدتي بدون وارد آمدن لطمات غيرقابل بازگشت شرايط پايدار خود را باز مي يابد، اما در مواردي ميزان بار آلاينده ناشي از فعاليت هاي انساني به منابع در حدي است كه باعث برهم خوردن تعادل زیست بوم طبيعي و عدم بازيابي آن و درنتيجه تخريب محيط زيست مي شود. براي نمونه نهر فيروزآباد كه در گذشته مملو از ماهي بود اكنون به كانال فاضلاب تبديل شده است. اين نمونه اي از بي مهري ما با طبيعتي است كه قدر آن را نمي دانيم.
قاتل خاموش
در حال حاضر اغلب رودخانه هاي كشور در اثر كشاورزي و تأثیرات مستقيم سموم و آفت كش ها كم و زياد دچار مسموميت قابل توجهي هستند. تبعات ناخوشايند راه يافتن اين سموم به رودخانه ها را مي توان در حاشيه اكثر رودخانه هاي شمالي وجنوبي كشور ديد. تجمع ماهيان كوچك و بزرگی كه بدون هيچ دليل خاصي در گوشه اي از آبگيرها مرده اند و يا جان مي دهند ناشي از ورود همين سموم به رودخانه هاست. البته با كمي جستجو در حاشيه رودخانه ها قوطي هاي سم را مي توان يافت.
 نگراني در ارتباط با فاجعه آلودگي رودخانه هنگامي زياد مي شود كه مرگ ومير ماهي ها تا آنجا گسترش مي يابد كه اين مرگ وميرها به مسئله اي كاملا عادي تبديل شده و تقريباً در حاشيه تمام رودخانه ها قابل رويت است.آيا فقط كشاورزان عامل ورود سموم به آبراهه ها هستند؟ اين درحالي است كه كشاورزان در ايام خاصي از سال براي مبارزه با آفات اقدام مي كنند. در اين ايام خاص حداقل 2 تا 3 روز آبياري انجام نمي شود، حال آنكه در ايام ديگر همچنان ما شاهد مرگ ومير آبزيان براثر سم هستيم. اما به راستي موضوع چيست؟ رد پاي اين مسئله را در شيوه جديد ماهيگيري بايد جست وجو كرد.
ماهيگيري در كشور وارد مرحله جديدي شده است؛ صيد با سم اكنون خطر فقط متوجه ماهيان نيست بلكه تمام زیست بوم رودخانه در معرض تهديد است. آيا كسي مي تواند در بازارهاي ماهي شهر هاي كوچك تشخيص دهد كه ماهياني كه براي فروش عرضه مي شوند به چه شيوه اي صيد شده اند ؟
مسبب چنين پديده اي را مي توان ماهيگيران غيرمجاز دانست كه به روش هاي مختلف در مناطق گوناگون مشغول صيد هستند؛ افرادي كه تنها مدتي از سال و به دنبال كسب سود به صيد ماهي مي پردازند و البته براي صيد به هر وسيله اي روي مي آورند. استفاده از جريان برق در داخل رودخانه (پيل هاي سري شده يا موتور هاي برق قابل حمل)، استفاده از سموم كلره و فسفره، استفاده از تور هاي دانه ريز (كه حتي بچه ماهي از آنها نمي گذرد) در شاخه هاي فرعي و بعضي اوقات رود اصلي از جمله روش هاي غيراصولي و مرگباري است كه صيادان غيرمجاز از آنها براي صيد بهره مي برند و البته طي سال هاي اخير دامنه اين شيوه صيد غيرمجاز به اندازه اي گسترده شده كه محيط بانان و ضابطان دلسوز با وجود زحمات بي دريغ و شبانه نمي توانند مانع آن شوند.
منبع: همشهری آنلاین

آسیبهای اینترنت به محیط زیست

تأثیر بحران اقتصادی بر اینترنت، تأثیر اینترنت بر محیط زیست، نکات منفی اینترنت و امکان متوقف کردن اینترنت در سطح جهان، بخشهای دیگری است که در رابطه با این شبکه جهانی از نظرها پنهان مانده است.
سایت علمی نیوساینتیست طی گزارشی جالب به بررسی جنبه های فراموش شده اینترنت پرداخته است و به پاسخ به سؤالاتی در رابطه با این جنبه ها اقدام کرده که این سؤالات به این شرح است:
آیا اینترنت تحت تأثیر بحران اقتصادی است؟
اولین آثار رکود دیجیتال درست پس از اعلام رکود بازارها در آمریکا مشاهده شد. همچنین تا قبل از سال 2006 ترافیک جهانی اینترنت سالانه و به صورت ثابتی دو برابر می شد که این سیر طی سالهای اخیر رو به افول گذاشته است و در حال حاضر تقریباً به نیمی از سطح ترافیک سال 2006 رسیده است.
این کاهش تعداد از میزان سرمایه گذاریهای آنلاین نیز کاسته است اما به گفته متخصصان، اینترنت می تواند منشا یک تغییر 100 درصدی در این رکود در هر لحظه به شمار رود. در صورتی که تعداد زیادی از کاربران به صورت ناگهانی به اینترنت روی آورند افزایش ترافیک شبکه می تواند گسترش آن را تسریع کرده و رکود اینترنتی را کاهش بخشد.
خصوصیات  منفی اینترنت چیست؟
قسمتهای متفاوتی در اینترنت وجود دارد که کاربر برای دسترسی به آن همه تلاش خود را می کند، اما دسترسی به برخی از سایتها می تواند رایانه کاربر را به انواع ویروسها و کرمها آلوده کند که همین پدیده یکی از سیاهچاله های موجود در این شبکه جهانی است.
گروهی از دانشمندان دانشگاه واشنگتن با مهار اینترنت از سال 2007 موفق به ردیابی بیش از 5/1 میلیون سیاهچاله در این شبکه شدند که قادر به دستیابی به اطلاعات خصوصی کاربران و در نتیجه ایجاد خسارات فراوان اقتصادی خواهد بود. همچنین بر اساس تحقیقاتی که در سال 2007 به انجام رسیده است در شبکه های گفتگوی اینترنتی با نام اختصاری IRC موارد غیر قانونی با ارزش 37 میلیون دلار کشف شده که شامل 80 هزار شماره کارتهای اعتباری و شماره های حساب بانکی بوده است.
در عین حال برخی از این شبکه های گفتگو توسط هکرها برای شرکت دادن رایانه های دیگر کاربران در انواع حملات و دزدی های سایبری به شبکه ای دیگر مورد استفاده قرار می گیرند. به اعتقاد متخصصان شبکه، نقاط تاریک اینترنت متناسب با رشد روزانه آن در حال رشد بوده و می تواند در آینده ای نه چندان دور به مشکلی بزرگ تبدیل شود.
آیا اینترنت به محیط زیست آسیب می رساند؟
با وجود اینکه ارسال یک نامه الکتریکی در طول اقیانوس آتلانتیک هیچ نوع سوختی مصرف نمی کند، نمی توان اینترنت را شبکه ای عاری از آثار کربنی دانست. بر اساس آمارهای به دست آمده سامانه ای که حفظ عملکرد شبکه را به عهده دارد سالانه 152 بیلیون کیلووات بر ساعت انرژی مصرف می کند که به این میزان باید میزان انرژی تمامی رایانه ها و دستگاه های جانبی مرتبط با آن را نیز افزود. به طور کلی می توان دو درصد از کل
دی اکسید کربنی را که انسان عامل تولید آن در سطح زمین است را به اینترنت اختصاص داد.
بر اساس گزارش گوگل، میزان الکتریسیته ای که برای یک جستجوی ساده اینترنتی مورد استفاده قرار می گیرد، 200 میلی گرم دی اکسید کربن منتشر می کند که در ابتدا زیاد به نظر نخواهد آمد، اما هزار جستجوی اینترنتی می تواند به میزانی از این گاز گلخانه ای تولید کند که یک ماشین با طی یک کیلومتر فاصله تولید خواهد کرد. در عین حال ترافیک اینترنتی سالانه در حدود 50 درصد با افزایش مواجه است و بر اساس گزارش گروه اقلیمی ائتلاف زیستی بین المللی، تا سال 2020 میزان انتشار دی اکسید کربن توسط رایانه ها با 280 درصد افزایش به 4/1 گیگا تن خواهد رسید.
به همین دلیل امروزه اکثر شرکتهای رایانه ای و اینترنتی به سوی استفاده از مراکز اطلاعاتی پاک و ایجاد بهره وری در رایانه ها روی آورده اند. به گفته متخصصان برای مهار این شرایط میزان انرژی مورد نیاز برای ارسال هر مگابایت اطلاعات در شبکه باید سالانه 30 درصد کاهش پیدا کند.
آیا خاموش کردن اینترنت امری امکان پذیر است؟
به دلیل اینکه هدایت و مهار بیشتر سرورها، ماهواره ها و خدمات اینترنتی در دست مؤسسه ها و سازمانهای ناشناس قرار دارد، متوقف کردن عملیان اینترنت امری غیر ممکن به نظر می آید. شاید یک دولت بتواند دستور توقف ISP ها را در منطقه و قلمرو خود صادر کند، اما کاربران همچنان می توانند اطلاعات را از طریق ماهواره هایی که توسط شرکتهایی مستقل مهار می شوند، دریافت کنند.
با این حال به گفته متخصصان شبکه بزرگترین حمله سایبری جهان نیز آسیبهای اقتصادی کمتری به نسبت متوقف کردن جهانی اینترنت خواهد داشت. بدخواهوانه ترین حملات به اینترنت و تلاش برای جلوگیری از آن گواهی بر این نکته خواهد بود، زیرا بزرگترین حمله اینترنتی در سال 2007 رخ داد و حتی کسی متوجه آن نیز نشد.
طی این حمله تلاش شد نام اصلی 13 سرور که هدایت تمامی آدرسهای اینترنتی در سراسر جهان را به عهده دارند، از بین برده شود. دو سرور در این میان تحت تأثیر این حمله قرار گرفت اما 11 سرور دیگر بدون هیچ آسیبی باقی ماندند و حمله ناکام باقی ماند.
سازمان ICANN به منظور جلوگیری از حوادثی مشابه، اجرای ساختار محافظتی با نام Anycast را آغاز کرده است که طی آن هر یک از این 13 سرور عملکردی مشابه آینه داشته و اطلاعات سرورهای دیگر را پوشش داده و منعکس می کند.

صفحه 8--4خرداد88

 

جنگل های مانگرو
محمد انتظامی
یکی از مناظر جالب گیاهی ایران جنگل های مانگرو هستند که در نواحی ساحلی خلیج فارس و دریای عمان قرار گرفته اند. جنگل های مانگرو ایران در گستره جذر و مد، مصب هاو جزایر بین خورها در طول سواحل کشیده شده اند که به صورت جوامع کوچک و بزرگ گسسته یا پیوسته دیده می شوند. جنگلهای مانگرو ایران آخرین حد پراکنش جنگل ها در آسیای جنوب غربی به شمار می آید پراکنش جنگل ها در ایران از شرقی ترین بخش دریای عمان در ایران، در خلیج گواتر شروع می شود و با حرکت به غرب خلیج فارس و زیاد شدن عرض جغرافیای در رویشگاه نایبند در استان بوشهر پایان می یابد.
جنگل های مانگرو با سایر زیست بوم های جنگلی تفاوت اساسی دارند این جنگل ها نه به خشکی تعلق دارند نه به دریا بلکه مشترک بین آب و خشکی اند.جنگل های مانگرو ایران، جنگل های یکدستی هستند که از گونه حرا تشکیل شده اند، در بخش کوچکی از سواحل جنوبی ایران در خور بندر جاسک گونه چندل نیز در وسعت کم دیده می شود. بخش عمده جنگل ها در نواحی مرکزی خلیج فارس واقع شده اند. بزرگترین جامعه متحد جنگلی در جزیره قشم و محدوده خمیر واقع شده اند که با مسافتی حدود ده هزار هکتار جنگل هایی متراکم، نیمه متراکم،کم تراکم و پراکنده وسیع ترین و مرغوب ترین اراضی جنگلی مانگرو ایران را تشکیل می دهند. این جنگل ها به طور عام ساحلی هستند و در حاشیه رود خانه ها دیده می شوند.
گونه های مانگرو در ایران صفات مشترکی دارند و جهت بقاء از ویژگی های خاصی برای استقرار پیروی می کنند مهمترین آنها عبارتند از:
۱) در عرض های جغرافیایی خاص زندگی می کنند.
۲) محل استقرار آنها در منطقه جذر و مدی است واز ساحل شروع شده و تا آخرین حد اثر جزر ومد ادامه دارند.
۳) مانگرو های ایران ساحلی هستند ودر حاشیه خورها و مصب رودخانه ها مستقراند.
۴) خاک مورد نیازآنها از نوع خاک گل آلود، لجنی، شور و اشباع از آب است.
۵) جهت تطابق با محیط اقدام به بروز ویژگی های خاصی نموده اند که باعث استقرار آنها می شود و مهمترین آنها
عبارتند از:
- تولید ریشه های هوایی تنفس کننده
- خاصیت زنده زایی بذر
ریشه های تنفس کننده به اشکال مختلف در گونه های مختلف تشکیل می شوند که علاوه برنقش تنفس در محیط
بی هوازی موجب استقرار گیاه در محیط بی ثبات بستر می گردند هم چنین بذر در گونه های حرا و چندل زنده زاست، زنده زایی در اصل اهرم سازوکار تولید مثل است.
۶) به طور عام به صورت درختچه و درخت با تاج گسترده هستند.
۷) در محیط زندگی خود حاکم مطلق بوده و سایر گونه ها قادر به رقابت با آنها نیستند.
۸) در هنگام مد تنها تاج درختان بالاتر از سطح آب قرار
می گیرد و بقیه اندام گیاه در زیر آب قرار دارد.
۹) دارای خصوصیات خاصی هستند، این جنگل ها در حد فاصل خشکی و دریا زندگی می کنند نه به خشکی تعلق دارند ونه به دریا بلکه بین هر دو زیست بوم قرار دارند.
۱۰ ) جزر ومد در شکل گیری مانگرو ها نقش اساسی دارد.
۱۱) مانگرو ها نسبت به شرایط محیطی، آب و هوا و شوری مقاومت زیادی دارند که تحمل گونه حرا نسبت به شرایط مذکور بیشتر از گونه چندل است.
گونه های تشکیل دهنده مانگرو در ایران
گونه حرا
گونه حرا به نام علمی Avicennia marina از جنس Avicennia و از خانواده AVICENNIACEAE که به افتخار ابوعلی سینا که اولین بار آن را تشخیص داده نامگذاری گردیده است.حرا بردباری زیادی نسبت به شرایط مختلف اکولوژی دارد و نسبت به تغییرات آب و هوا و شوری از مقاومت زیادی بر خوردار است به گونه ای که در بارندگی های۲۵۰۰ میلیمتر در شرق آسیا تا حداکثر ۲۰۰ میلیمتر در ایران از کیفیت مناسب و یکسانی بر خوردار است و دامنه شوری وسیعی از ۳۵ تا   ۵۰ PPT را تحمل می کند.
خاک مناطق استقرار آن خاکی است غرقابی شور، ریز دانه و قهوهای تا سیاهرنگ و بدبو. در هنگام مد بخش بیشتر اندام های
هوایی در داخل آب قرار می گیرد و فقط تاج درخت مشخص است به همین دلیل به صورت شناور نمایان می گردد ولی در هنگام جزر تمامی اندام های هوایی و ریشه های هوایی قابل تشخیص هستند.
اهمیت اقتصادی گونه حرا در ارزشهای مستقیم و غیر مستقیم آن است. بخش عمده کاربرد آن به دلیل استفاده از سر شاخه هاست که به مقدار زیاد قطع شده و مورد تغذیه دام قرار می گیرد، ارزش های غیر مستقیم حرا عبارتند از جلو گیری از فرسایش سواحل، حفظ محیط زیست، تنوع زیستی، کاهش انرژی امواج و قدرت تخریبی توفان و مناطق آبزی پروری هستند.
گونه چندل
بذر زنده زا مخروطی شکل و دارای ریشه چه دراز می باشد. ریشه چه در گونه چندل نسبت به سایر گونه های مانگرو بلند تر است بذر ها در روی درخت مادر جوانه می زنند و تمام مراحل رویشی را روی درخت مادری انجام می دهند. به همین دلیل به آنها زنده زای کامل یا واقعی می گویند یکی از دلایل این امر مقاومت کم این گیاه نسبت به شوری است. زمان شروع ظهور میوه از اردیبهشت ماه است که از آن زمان شروع به جذب آب کرده باد می کند و در تیر ماه پس از کامل شدن روی درخت به زمین افتاده و کشت می شود از خصوصیات بارز چندل قدرت تکثیر زیاد و سریع آن است که در جامعه مانگرو ها دارای سریع ترین
 تکثیر می باشد. تکثیر زیاد به دلیل بلندی ریشه چه آن است که باعث کشت سریع آن در محیط و تکثیر و کسترش در سطح وسیع می شود.
خاک مناطق استقرار آن خاکی است باتلاقی، گل و لای دار و شور و بیشتر در محدوده جزر و مد، حاشیه خورها و مصب قرار می گیرند.
اجتماعات جانوری
اجتمات جانوری جنگل های مانگرو در ایران عبارت اند از:
۱) بی مهرگان
۲) شکم پایان
۳) انواع دو کفه ای ها
۴) سخت پوستان
۵) مهره داران
متداولترین میگو که در جوامع مانگرو زندگی می کنند شاه میگو است که بیشتر در مناطقی که با آب شیرین در ارتباط است دیده می شود. ماهیان شناخته شده در جنگل های حرا ۳۲ گونه هستند که به ۱۷ خانواده تعلق دارند. در بین ماهیان، ماهی گِل خورک در مناطق گلی اجتماعات مانگرو ها دیده می شوند که از مهمترین ماهیان جنگل های حرا محسوب می شوند. سایر ماهیان اغلب منشاء دریایی داشته و به هنگام مد وارد خورها شده و در این نواحی به تغذیه می پردازند از ماهیان منطقه می توان به : شانک،پو، سفره ماهی قهوه ای، گل خورک، سنگسر، ساردین، زردک و کفشک اشاره کرد.
گل خورک هاکه ماهیان خزنده نیز نامیده می شوند از گونه های آشنا و دائمی منطقه هستند. گل خورک ها ماهیانی شبیه به خزندگان می باشند، مانند خرچنگ ها در کفه های گلی حفره هایی ایجاد می کنند و در هر دو حالت جزر و مد فعال اند این ماهیان بیشتر اوقات خود را در خارج آب می گذرانند به خاطر ساز گاری با محیط دارای اندام هایی هستند که همانند دوزیستان اجازه می دهند بر روی یستر گلی بخزند و بجهند ویا به سرعت در حفره های گلی خود را پنهان کنند حرکت آنها در واقع به وسیله باله های سینه ای همراه با جهش یا جست و خیز است.
چشم های بر جسته ی آن ها برای دید هوایی واضح تغییر یافته در حالی که توانایی آنها برای دیدن در زیر آب کاهش پیدا کرده است. زیر هر چشم جانور پیاله ای پر از آب حاصل از چین خوردگی های پوستی وجود دارد که زمانی که چشم هایش به خاطر در معرض هوا بودن خشک می شود آنها را در درون این ظرف آب مرطوب می کند. گل خورک ها با داشتن باله هایی پا مانند قادرند زمانی که خارج از آب هستند راه بروند، از موانع بالا بروند و حتی از نقطه ای به نقطه دیگر جست بزنند. از طرفی آنها قادرند هم در آب و هم در خشکی تنفس کنند.
توانایی ترک آب این ماهی را قادر کرده تا پهنه های گلی کم عمق را مورد بهره برداری قرار دهد اما سوراخ های آبی هم چنان برای بیشتر گونه های گل خورک منزلگاه و پایگاه اصلی بوده و از این محل است که فعالیت های خشکی خود را آغاز کرده و زمانی که توسط صیادانی تهدید می شود به آنجا عقب می نشیند. گل خورک ها زمانی که آب پایین است در خطر شکار شدن توسط پرندگان ساحلی و هم چنین تعدادی دیگر از حیوانات خشکی مانند مارها و پستانداران قرار دارند.
از سوی دیگر هنگامی که آب بالاست بیشتر گونه های گل خورک برای اجتناب از مورد حمله قرار گرفتن توسط ماهیان صیادی که آب های کم عمق را می کاوند، در سوراخ های زیرآب رفته خود پناه می گیرند. یک سوراخ علاوه بر استفاده شدن به عنوان پناهگاه هم چنین می تواند به عنوان پرورشگاهی برای بزرگ کردن تخم ها نیز به کار رود.هر بهار نر ها برای ایجاد قلمرو های فردی سطح گلی را کنده و سوراخی حفر می کنند.
خزندگان جنگل های مانگرو شامل ۲ گروه لاک پشت دریایی شامل لاک پشت عقابی و لاک پشت سبز و۵ گونه مار است. از پرندگان نیز می توان پلیکان، حواصیل، فلامینگو، عقاب ماهیگیر، شاهین، زنبور خور، پرستو، چکاوک، تو کا و صدف خور را نام برد.
منبع: راسخون

نانو لوله های کربنی، عامل جدید آلودگی محیط زیست!
گروهی از دانشمندان با مطالعه بر روی خواص مختلف نانولوله های کربنی اعلام کردند این ذرات
می توانند در آینده به مواد آلاینده محیط زیست تبدیل شوند.
    به گزارش خبرگزاری مهر، نانولوله های کربنی با وجود اینکه همچنان با محدودیت عملکردی مواجهند طی 15 سال گذشته نقشی بسیار پر رنگ را در پروژه های علمی به عهده داشته اند. نتایج تحقیقات اخیر نشان می دهد که جدا از خواص مطلوب مکانیکی و الکتریکی، این نانو ذرات از خصوصیات زیان آوری نیز برخوردارند.
یکی از جنبه هایی که تا به حال توجه زیادی به آن نشده است توسط محققان مرکز درسدن روزلدورف مورد بررسی قرار گرفته است. به گفته متخصصان این مرکز در صورتی که در آینده موارد استفاده از مواد و محصولاتی که در آنها از نانو لوله های کربنی استفاده شده است افزایش یابد، احتمال پخش شدن این مواد در طبیعت طی فرایندهای تولید، استفاده و بازیافت افزایش یافته و آلودگی شدید زیست محیطی را به همراه خواهد داشت. یکی از مهمترین شیوه هایی که نانولوله های کربنی می توانند به محیط زیست راه پیدا کنند از طریق آب است. در مناطق منشا قرار گیری پسماندهای صنعتی، فیبرهای کربنی سست با قطری کمتر از 50 نانومتر به سختی در آب حل می شوند. در نگاه اول این ذرات توانایی حرکت به سوی آبهای زیرزمینی و دریاچه ها را نخواهد داشت و به سرعت ته نشین می شوند. با این حال در صورت تغییر ساختار سطحی، نانو لوله های کربنی می توانند محلول کلوئیدی به وجود آورند.
این تغییر در سطح ماده می تواند به صورت عمد و به عنوان مرحله ای از تولید ماده و یا به واسطه فرایندهای طبیعی به وجود آید. محلول کلوئیدی محلولی است که در آن ماده غیر قابل حل به صورت یکنواخت در مایعی حلال پخش شود. در این شکل از محلول ذرات کربنی می توانند به هر محیط مایعی وارد شوند و در عین حال امکان تخریب دیواره سلولها به واسطه این نانو کربنها و ورود آنها به داخل سلولهای انسانی و جانوری نیز وجود دارد.
   دانشمندان بر روی نانو لوله های کربنی در حالت طبیعی و حالت تغییر یافته مطالعه کرده و دریافتند که ذرات تغییر یافته نور را با شدت بیشتری منعکس می کنند. دانشمندان همچنین برای اولین بار شواهدی را مبنی بر جذب نانو لوله های کربنی توسط ذرات اورانیوم که در آب و محیط زیست به وفور یافت می شود ارائه کردند. در عین حال مشخص شد که میزان اورانیوم در مقابل میزان نانو لوله های معمولی و تغییر نیافته رو به افزایش است. به همین دلیل دانشمندان اعلام کردند که در صورت قرار گیری نانو ذرات کربنی در محیط زیست، این مواد بر روی میزان ذرات اورانیوم حامل موجود در آبهای طبیعی و ساختارهای بیولوژیکی تاثیر چشمگیری خواهد گذاشت. اتصال قدرتمند ذرات کربنی و اورانیوم و دیگر فلزات سنگین را می توان در راهی مثبت نیز مورد استفاده قرار داد. به گفته دانشمندان با استفاده از خصوصیات این ذرات می توان ذرات فلزی سنگین را از آب جدا کرد که در حال حاضر این شیوه به دلیل نیاز سرمایه زیاد به عنوان جایگزین مؤثر ساختارهای پالاینده آب تعیین نشده است.

صفحه 8--28 اردیبشهت 88

 

آينده زمين و انسان
فريتز ورهلز
مشكلات موجود در زمينه محيط زيست جهانى از سه عامل عمده ناشى مى شود: رشد جمعيت، ميزان مصرف و فناوريهاى نوين موجود. اگر چه در سالهاى اخير كنفرانسهاى منطقه اى و جهانى فراوانى براى حل بحران محيط زيست، برگزار شده و مى شود،
 اما نتايج عملى بسيار ناچيزى دارند. در هر حال، اگر اقدامى عاجل، مؤثر و فراگير صورت نگيرد بايد منتظر نتايج وخيم ترى براى زمين و جوامع انسانى بود.
مطلب حاضر به بررسى ابعاد مختلف اين بحران جهانى مى پردازد.
  هفت مرد قدرتمند دنيا پول زيادى در اختيار دارند، با اين حال آنها مجموعاً تنها 350 ميليون دلار براى حل يك مشكل بزرگ گرد
 هم آوردند. آنان همگى نگران جنگلهاى استوايى برزيل بودند و براى نجات جنگلهاى مذكور برنامه اى جديد و نوآورانه را ابداع نمودند. اين طرح كه PPG7 نام دارد، توسط سران كشورهاى صنعتى جهان ارايه شده است. هم اكنون اين احتمال وجود دارد كه جنگلهاى عظيم آمازون براى هميشه نابود و محو شوند. از يك سو،
كارخانه هاى توليد چوب با سودجويى هر چه تمام تر درختان را قطع مى كنند، از سوى ديگر كشاورزان بى زمين در جنگ براى ادامه بقا ناچار به سوزاندن جنگل هستند و از سويى ديگر مالكان بزرگ و صاحبان گله هاى گوسفند به صورتى بى رويه ذخاير آمازون را از ميان مى برند. چنين وضعيتى در سال 1992م موجب شد تا مردان قدرتمند جهان به فكر چاره بيفتند. سرنوشت جنگلهاى استوايى در آن زمان موضوعى بود كه توجه زيادى را به خود برمى انگيخت.
امروز يعنى با گذشت نه سال از آن زمان، هنوز هم اوضاع در جنگلهاى استوايى برزيل بهبود نيافته است. اگر چه هر روز خبرهايى از موفقيتهاى به دست آمده در راه جلوگيرى از نابودى اين جنگلها در رسانه ها منتشر مى شود و مجلاتى مانند «اكونوميست»
راه حلهايى ارايه مى دهند، اما در عمل تا كنون چندان پيشرفتى به چشم نمى خورد. اخيراً دولت برزيل طرحى را تحت عنوان «برزيل به جلو» ارايه داده كه در قالب آن، در رشته هاى
 زير بنايى سرمايه گذاريهاى كلانى صورت خواهد گرفت. اين طرح اگر چه نام پر زرق و برق و جذابى دارد، اما با اجراى آن آسيب بزرگى به جنگلهاى آمازون وارد خواهد شد. شروع طرح مذكور به نابودى جنگلهاى مذكور شتاب بيشترى مى بخشد. دولت برزيل قصد دارد با اجراى طرح «برزيل به جلو» تا سال 2007 حدود 40 ميليارد دلار صرف ساخت جاده هاى جديد، خطوط راه آهن، سد و كانالهاى آب بنمايد. عده اى از دانشمندان به سرپرستى
 ويليام اف. لورنس از مؤسسه تحقيقات استوايى اسميت سونيان، نتايج احتمالى حاصل از اجراى طرح ياد شده را محاسبه نموده اند. به گفته آنها در خوش بينانه ترين حالت، ظرف بيست سال آينده بيش از يك چهارم جنگلهاى آمازون از ميان رفته و يا شديداً آسيب مى بينند؛ در بدترين حالت نيز حدود نيمى از اين گنجينه از ميان مى رود؛ گنجينه اى كه مجموعه منحصر به فردى از ذخاير گياهى و جانورى را در درون خود دارد.
به زودى كارشناسان آب و هوا و مسئولان اين امر از بيش از 180 كشور جهان در بن گردهم مى آيند تا آن بخشهايى از پروتكل كيوتو را كه قابل نجات دادن و حفظ شدن است، نجات دهند. البته آنها تنها به يكى از دهها مشكل موجود در اكولوژى جهان رسيدگى مى كنند و بقيه معضلهاى موجود، همچنان در انتظار رسيدگى بشر در آينده باقى خواهند ماند. هيچ گاه اصول زندگى بشر به اندازه اى كه اكنون و در آغاز هزاره سوم شاهد آن هستيم، مخرب و تهديد كننده زندگى وى نبوده اند. از سيدنى تا نيويورك كه به صورتى پى در پى شاهد برگزارى گردهماييهاى متفاوتى در اين زمينه هستيم، اما بايد گفت كه شركت در اين گردهماييها و جلسات، ديگر حالت مسافرت و مهمانى رفتن را پيدا كرده اند و كم تر شاهد نتيجه اى عملى از آنها هستيم. صحراها گسترش مى يابند؛ آب آشاميدنى كم تر مى شود و بشر با استفاده بيش از حد از انرژى و توليد گازهاى گلخانه اى، دماى كره زمين را بالا مى برد.
آقاى ويل استفان، مدير برنامه بين المللى ژنو سفر - بيوسفر و يكى از برگزار كنندگان كنفرانس علمى ماموتها در آمستردام،
 مى گويد: »معلوم نيست سياره ما با مجموعه اى جديد از آسيبهاى وارده به آن چه خواهد كرد. آيا تاب تحمل در مقابل آنها را خواهد داشت؟ البته جامعه علمى، به پديده كنونى، برچسب بى خطر تحول جهانى مى زند و بدين ترتيب آن را بى ضرر به نظر مى نماياند، اما اين وضعيت به عقيده بسيارى از كارشناسان، پيامدهاى سنگينى را براى جامعه بشرى بر جاى خواهد گذاشت.
نابودى محيط زيست ما تدريجى است. درست همانطور كه پوست تخم يك پرنده به تدريج نازك تر و نازك تر مى شود و بالاخره جوجه از آن سر بيرون مى آورد، محيط زيست ما هم تدريجاً در حال كم رنگ تر شدن است. ابتدا «د.د.ت» در مواد غذايى پيدا شد، سپس نسل بسيارى از پرندگان و ماهيها از ميان رفت. بر اثر نابودى ماهيها حدود 30 هزار ماهيگير كانادايى بيكار شدند. يكى از علل نابودى گونه هايى از پرندگان، خوردن گرد د.د.ت توسط آنها بوده است. د.د.ت كه به عنوان سم در مزارع استفاده مى گردد، پس از نشستن بر روى دانه هاى گياهان و خوردن اين دانه ها توسط پرندگان، وارد بدن آنان مى گردد. ورود د.د.ت به بدن پرندگان موجب مى شود تا تخمهاى پرندگان پوسته اى
 نازك بيابند و مقاومت آنها در مقابل شكسته شدن كم تر گردد؛ بنابراین تعداد جوجه ها كاهش مى يابد و بدين ترتيب كم كم نسل اين جانوران از ميان مى رود. استفاده بيش از حد از جنگلهاى چين موجب شده تا ظرف سه سال گذشته طغيانهاى معمولى آب در رودخانه يانگ تسه كيانگ چنان مخرب گردند كه 3600 نفر بر اثر آنها كشته شده و 14 ميليون نفر بى خانمان گردند. حدود 30 هزار نفر
هم بر اثر سيلاب در آمريكاى جنوبى جانشان به خطر افتاده؛ علت بروز اين سيلابها نابودى بى رويه جنگل است.
حتى با آن كه به قول مجله تايم اكنون درد زمين به درد بشريت تبديل شده، باز هم اوضاع نسبت به سابق تغييرى نكرده و بى توجهى نسبت به محيط زيست ادامه دارد. البته هشدارهاى دست اندركاران مربوطه همچنان ادامه مى يابد. امروز شاهد روز جهانى محيط زيست، تشكيل احزاب سبز، قوانين حفظ محيط زيست و اجلاسهايى نظير اجلاس سران جهان - كه در سال 1992 در ريودو ژانيرو برگزار شد - هستيم، اما چنين سياستهاى سمبليكى هرگز مانع از تداوم نابودى اكوسيستم نگرديده است.
طبيعت كره زمين مى تواند بيش از 6 ميليارد انسان را از لحاظ مواد غذايى و امكانات مورد نياز، آن گونه كه بايد و شايد، تأمين نمايد و در عين حال رشد مداوم اقتصادى را تضمين كند. البته در اين ميان بانك جهانى و برنامه توسعه سازمان ملل متحد - دو نهاد اقتصادى بزرگ جهان - بى كار ننشسته اند. آنان از جمله سازمانهایی هستند كه در بزرگترين تحقيق صورت گرفته تا كنون درباره اكوسيستمها حضور دارند. قرار است ظرف چهار سال تحقيق، پيش بينى دقيقى راجع به وضعيت آينده زمين صورت گيرد. در اين تحقيق كه حدود 50 ميليون مارك هزينه خواهد داشت، 1500 دانشمند از سراسر دنيا شركت دارند.
امروز با دخالت بشر در اكوسيستمها چرخه آب، كربن و مواد غذايى تغيير كرده است. در نتيجه اين امر، اكوسيستمها به تدريج فرسوده شده و كارايى كمترى پيدا مى كنند. به عنوان مثال، هم اكنون يك قطره باران كه از مناطق نزديك به سر چشمه رودها راهى دريا مى گردد، سه برابر بيش از گذشته زمان نياز دارد تا به دريا برسد. علت نيز وجود سدها و انواع و اقسام بهره برداريهاى جديد از آب رودخانه هاست. با ورود آب رودخانه ها به درياها و اقيانوسها مواد غذايى زيادى به همراه آنان وارد حوزه هاى دريايى مى گردد. اين مواد غذايى توسط كشاورزان براى بالا بردن محصول در مزارع پخش مى شوند و به همراه آب وارد دريا
مى گردند. وضعيت ياد شده موجب مى شود تا تعداد جلبكها افزايش يافته و به محيط زيست آسيب برسد. استفاده فزاينده از سوختهاى فسيلى، همچنان ميزان دى اكسيد كربن را در جو افزايش داده كه اين مقدار ظرف 420 هزار سال گذشته بى سابقه است.
   پيامدهاى ناخوشايند گرم شدن كره زمين از هم اكنون آشكار شده اند: بارانهاى شديد و پى درپى، افزايش توفانها، سيلابها و قحطيها و گسترش بيابانها. البته هنوز مشخص نيست كه در نهايت اين روند چه نتيجه قطعى اى خواهد داشت. طى دهه هفتاد بيشترين نگرانيها به پايان يافتن ذخاير مواد خام معدنى مربوط مى شد و گمان مى رفت كه اصلى ترين مانع رشد اقتصادى در آينده، اتمام منابع معدنى خواهد بود، اما امروز مهمترين دغدغه اقتصاد در ارتباط با اكوسيستم، منابعى هستند كه اگر درست از آنها استفاده مى شد، هميشه پابرجا بودند؛ منابعى مانند آب، زمين قابل كشت، جنگلها و ماهيها. هم اكنون حدود 70 درصد ذخاير ماهى در درياهاى جهان مورد استفاده بيش از حد قرار گرفته اند. 16 درصد زمينهاى كشاورزى جهان هم چنان مورد بهره بردارى بى رويه قرار دارند كه قدرت بارورى خود را عملاً از دست داده اند و استفاده چندانى نمى توان از آنها كرد. حدود 40 درصد از مردم كره زمين هم از كمبود شديد آب رنج مى برند.
در حالى كه تحقيقات ژنتيكى، رؤياى مديران صنعتى را برآورده مى كنند، به گفته برخى از كارشناسان، انسان به واسطه تغييراتى كه در محيط مى دهد، مقدمات تغيير خود را نيز فراهم مى نمايد؛ تغييراتى كه از عصر هوموساپينها، ششمين مرحله تغيير تاكنون محسوب مى شوند. البته اين تحولات صرفاً محدود به كاهش گونه هاى جانورى و گياهى نمى شود. كاهش نوع گونه هاى حيات، آسيبهاى وارده به اكوسيستم را نيز افزايش مى دهد و بازده آن پايين مى آيد.
اين نكته نياز به توضيح ندارد كه اقتصاد در كل 193 كشور كره زمين بر مبناى صادرات كالا و خدمات با استفاده از اكوسيستم استوار است و بنابراین حيات انسانها و اقتصاد متكى به كارآيى
 اكو سيستمها بوده و با آنها ارتباط مستقيم دارد. بشر بدون توجه به اين موضوع، همواره كوشيده است تا بالاترين سودجويى ممكن را در ارتباط با طبيعت داشته باشد. طبيعت، به خصوص در كشورهاى صنعتى، بيش از حد مورد استفاده قرار گرفته و ذخاير آن در حال نابودى است. شهرسازى در آمريكاى شمالى بخش اعظم طبيعت بكر اين ناحيه را دچار آسيب نموده است. البته يك نكته نيز گفتنى است و آن اين كه با وجود تمامى اين آسيبها، ايالات متحده آمريكا، قدرت شماره يك كشاورزى در جهان است. در آمريكاى شمالى يعنى محدوده كشورهاى كانادا و ايالات متحده آمريكا، به ازاى هر يك نفر جمعيت، نسبت به ساير جاها دو برابر زمين كشاورزى وجود دارد. كشورها چه كشاورزى پيشرفته اى داشته باشند و چه نسبتاً عقب مانده باشند، يك نكته در مورد آنها صادق است و آن اين كه حيات آنها وابسته به روابط اكولوژيكى در نواحى آنان مى باشد. در اين ميان در حالى كه ما براى هر كدام از ساكنان كره زمين، نيازمند 2/85 هكتار زمين قابل بارورى هستيم، اين رقم در حال حاضر به ازاى هر نفر حدود 2/2 هكتار است. اكنون مى توان گفت كه انسانها به يك سياره ديگر غير از زمين هم نياز دارند، اما از آنجايى كه ما يك كره قابل زيست بيشتر نداريم، طبيعت بيش از ظرفيتش مورد بهره بردارى قرار مى گيرد.
البته هنوز مشكل خيلى جدى نشده است. شش ميليارد نفر هنوز هم رقمى نيست كه كره زمين در تأمين غلات، ماهى و سبزيها براى آن دچار مشكل مهمى گردد. اگر چه در حال حاضر گرسنگان زيادى در سطح جهان وجود دارند، اما کره موجود در ميزان مواد غذايى نيست، بلكه در نحوه تقسيم آنهاست. تقسيم ناعادلانه مواد غذايى موجب شده تا گروهى بيش از حد بخورند و گروهى هم از گرسنگى رنج ببرند. با عادلانه نمودن ساختار تقسيم، مشكل قابل حل شدن است، اما در آينده اين گونه نخواهد بود.
بعدها مشكل ما ميزان مواد غذايى هم خواهد گرديد. از يك سو جمعيت كره زمين رو به افزايش است و از سوى ديگر استفاده بيش از حد منابع طبيعى در آينده بازده اكولوژى را پايين آورده و در دراز مدت، ميزان محصول را كاهش مى دهد. به عنوان مثال در حال حاضر در مقايسه با توان توليد ماهى در درياهاى جهان، ظرفيت ناوگانهاى ماهيگيرى در سطح جهان 40 درصد بيش از مقدار صحيح آن است، بنابراین از يك سو قدرت اكوسيستمها تحليل مى رود و از سوى ديگر تقاضا افزايش مى يابد. براساس تحقيقى كه اوايل دهه هفتاد توسط يك زوج زيست شناس، به نامهاى آنه و پاول اهرليش، صورت گرفت، مشخص شد كه مشكلات موجود در زمينه محيط زيست جهانى از سه عامل ناشى مى شود: رشد جمعيت، ميزان مصرف و فناوريهاى موجود. اما اين كه براى كاهش اين مشكلات به كدام يك از اين عوامل مى توان توسل جست، سؤالى است كه بايد بدان پاسخ مناسبى داده شود.
سال گذشته، هنگامى كه رود لابرز - مدير سابق بنياد جهانى طبيعت و نخست وزير پيشين هلند كه هم اكنون كميسر سازمان ملل
 در امور آوارگان است  گزارشى را تحت عنوان گزارش سياره زنده ارايه داد، نوعى تابو را در هم شكست. او در گزارش خود تصريح كرد كه جمعيت نامناسب كره زمين خود به تنهايى خطرى بزرگ براى كره زمين محسوب مى شود. اگر چه به يمن رشد رفاه و سياستمداران هوشمند در برخى كشورها، افزايش جمعيت به سرعت ده سال پيش صورت نمى گيرد، اما جمعيت كره زمين همچنان بيشتر مى شود. بنابر برآورد سازمان ملل تا سال 2020 ميلادى جمعيت كره زمين 1/5 ميليارد نفر افزايش خواهد يافت. اگر هر كدام از اين سكنه جديد زمين، سالانه تنها نيم تن
 دى اكسيد كربن - يعنى حتى كم تر از مقدار شاخص آن در هلند - توليد كنند، در بهترين حالت هم، آنچه كه در پروتكل كيوتو در مورد كاهش گاز دى اكسيد كربن در نظر گرفته شده، محقق نخواهد شد.
در مورد ميزان مصرف انسانها هم اميدوارى چندانى وجود ندارد. برعكس هنوز حدود يك پنجم مردم جهان در فقر به سر مى برند و در انتظار خانه و غذاى مداوم و مناسب هستند. هر كس كه استطاعت مالى مى يابد، يك ماشين قوى تر و يك ساختمان بزرگ تر مى خرد و بيشتر به مسافرت مى رود و در انتها هم زباله بيشترى را از خود به جاى مى گذارد. بنابراین كارشناسان سازمان توسعه و همكاريهاى اقتصادى در گزارشى كه اخيراً منتشر شده، رشد مصرف را در آينده موجب افزايش آسيبهاى وارده به محيط زيست دانسته اند و بسيار بعيد مى دانند كه بهبودى در زمينه مصرف در جهان حاصل شود.

منبع: راسخون 

 

صفحه 8--21 اردیبهشت88

 

سدسازي و بيابان زايي
فاطمه ظفرنژاد
انسان در لحظه تاريخي تعيين كننده اي قرارگرفته است.
ما با تخريب بيش از پيش اكوسيستم[زیست بوم ]هايي روبه رو هستيم كه هستي و زندگي ما به آنها وابسته است. نگاه توأمان به محيط زيست و دغدغه هاي
 توسعه و نيز توجه بيشتر به محيط زيست، به حفاظت و مديريت بهتر زیست بومها خواهد انجاميد.
 اين جمله آغازين دستوركار 21 است كه در سال 1992 تهيه شد و به امضاي ايران نيز رسيد. ايران همچنين در سال 1994 پيمان مقابله با بيابان زايي را امضا كرد. با آنكه زمان زيادي از انتشار اين 2 سند مهم و امضاي آنها مي گذرد، گويي هنوز آن را در مديريت سازه اي آب، راه و... ناگشوده گذارده ايم. رويكرد سازه اي مديريت آب، با تكيه بر تصدي گري دولتي و تصميم گيري انحصاري شركت هاي دولتي، ناقض سه اصل 44، 50 و 48 قانون اساسي كشور است. بي گمان با تكيه به روح قانون اساسي و سه اصل يادشده بود كه ما دستور کار 21 همايش ريودوژانيرو و پيمان مبارزه با بيابان زايي را امضا كرديم، اين دو سند مهمترين راهكارهاي اجرايي توسعه پايدار را بيان مي كنند.
پس از 1992 بسياري از كشورها به تحليل دستور 21 پرداختند و رويكردهاي توسعه را با آن هماهنگ ساختند. ما با وجود بسط و گسترش دانش ملي در پاره اي زمينه ها، در زمينه حفاظت از محيط زيست كوتاهي كرديم. بدون توجه به پيامدها و بدون برنامه راهبردي متكي به هويت ملي ريشه دار اين سرزمين، دست به ساخت و ساز
 و تغيير محيط زديم. سدسازي يكي از پرهزينه ترين و نامؤثرترين فعاليت هاي كشور است. ايرانيان بيش از 2 هزار سال است كه با سدسازي آشنا هستند.
با پرشدن سد كريت خراسان از رسوب (بلندترين سد جهان به مدت 550 سال تا اوايل قرن بيستم)، ناممكن شدن ادامه بهره برداري از سدهاي كبار قم و عباسي مازندران و... ايرانيان كه شايد خود، سدسازي را به جهانيان آموخته بودند آن را از 5-4 سده پيش به كناري نهادند و ساير روش هاي بومي اين سرزمين مانند قنات، آب بندان و... را گسترش دادند. آن گونه كه پتريك مك كالي در كتاب رودهاي خاموش مي نويسد؛ نزديك به چهارهزار (4000) قنات در سراسر ايران كار تأمین پايدار آب كشاورزي و نيز شرب را به خوبي انجام مي دادند.
اما پيكره دولتي متولي آب طي 5 دهه مديريت سازه اي، ناپايداري شديدي را براي آبخيزها، جنگل ها، رودها، درياچه ها، تالاب ها، دشت ها و سيلاب دشت هاي كشور رقم زد. با وجود هزينه نجومي ساخت سدها، سهم سدها در تأمین آب كشاورزي و نيز تأمین برق كشور درصدي تك رقمي است. گويي سدهاي كشور ساخته مي شوند كه ساخته شده باشند نه آنكه سودمند باشند. هنوز شبكه درجه 3 و 4 قديمي ترين سد كشاورزي كشور يعني سد دز ساخته نشده، اما عمر سد به پايان رسيده و هزينه نگهداري بدنه پر از ترك آن بسيار سنگين است. يك ميليون هكتار شبكه موعود سدها اجرا نشده و سرنوشتي ناشفاف دارد.
وقوع سيل در 5 دهه اخير عمدتاً به سبب محو جنگل هاي كشور است كه البته ما صورت مسئله را پاك مي كنيم تا مهار سيلاب را از فوايد سدها قلمداد كنيم. شكسته شدن سد دشت يا وفائيان در خراسان شمالي در پي يك سيل و تلفات جاني و مالي بسيار فراتر از خود سيل، نقطه پاياني بر اين ادعا برجاي گذاشت. چاره سيل، نه سدبندي، كه احياي آبخيزها و جنگل ها، رويكرد مديريت غيرسازه اي كاهش آسيب و آگاهي رساني است. خطوط عمده مغايرت رويكرد سازه اي مديريت آب، با دو سند مهم يادشده بالا در اين بررسي به چالش كشيده مي شود.
در اين بررسي، بيابان زايي به معني تخريب سرزمين و مبارزه با آن به معني پيشگيري از تغيير كاربري يا نابودي توان توليد زيست شناسي يا اقتصادي سرزمين آمده است.
تلفيق محيط زيست و توسعه در تصميم گيري در فصل هشتم دستوركار 21 بررسي شده است. در اين بخش، پرهيز از تصدي گري دولتي و لزوم شركت انجمن هاي بومي و انجمن هاي غيردولتي در تصميم گيري ها گوشزد شده است:
- پايش و ارزيابي سامانمند فرآيند توسعه و بازبيني دائمي شرايط محيط و منابع طبيعي
با وجود هزاران سد در دست بهره برداري، ساخت و مطالعه، تاكنون ارزيابي رسمي اثرات و فايده هاي منسوب به سدها را انجام نداده ايم. ارزيابي اوليه مستقل دو سد تجن و البرز نشان داده است كه فايده ادعا شده اين دو سد در آبياري ده ها
هزار هكتار زمين پائين دست نادرست بوده است و اراضي پائين دست اين دو سد به كمك آب بندان هاي بومي و كارآمد منطقه از ده ها سال پيش به مؤثرترين شكل كاربري آبي و شاليكاري داشته است.
شفافيت و پاسخگويي در برابر پيامدهاي اقتصادي- اجتماعي
مقايسه منابع تخصيص يافته به سدسازي، با فايده آن براي جامعه، حاكي از تخصيص نامؤثر است. موازين هزينه مؤثر را در نظر نمي گيريم و پرهزينه ترين گزينه را برمي گزينيم. سدهاي پرهزينه و ناپايدار را مي سازيم تا همان اراضي را آبياري كنند كه قنات هاي پايدار مي كردند (سدهاي نهرين طبس، بارنيشابور، ماشكيد، سورك و...). هزينه ساخت سد برقابي با هزينه نيروگاه گازي قياس ناپذير است، اما سد را پيشنهاد مي كنيم. نيروگاه هاي گازي غير از ارزاني، پيامدهاي محيطي كمتري نيز دارند. در كشوري با آفتابي چنين پرسخاوت گزينه خورشيدي تنها گزينه در دهه آينده خواهد بود كه ادامه ساخت و حتي آبگيري سدهاي برقابي ساخته شده را رد مي كند. حقوق فردي و اجتماعي جوامع بومي آبخيزها و سيلاب دشتها را با سدسازي و انتقال حوضه به حوضه نقض مي كنيم. ساكنان مخزن سدها را ناخواسته از روستاهاي خود مي رانيم.
مبالغ پرداختي براي خريد زمين كشاورزي و خانه مسكوني جايگزين پاسخگو نيست. نارضايتي آنان اثري درتصميم ما براي ساخت سد و زيرآب رفتن زمين و خانه هايشان
 ندارد. حقوق اجتماعي كشاورزان حوضه آبخيزي كه بدون بررسي، حقابه شان را به حوضه ديگري منتقل كرده ايم ناديده مي ماند و به خالي شدن چشمگير روستاهاي حوضه مي انجامد. حقوق اجتماعي كشاورزان سيلاب دشت هايي
 كه با انحراف آب و سدسازي در بالادست، آبخوان و سفره زيرزميني شان را تهي كرده ايم ناديده مي گيريم. متأسفانه به سبب فراگير بودن توهم توسعه با ساخت و ساز، اين اقشار مولد و ارزشمند، پشتيباني در كشور نمي يابند.
- تضمين دسترسي عموم به داده ها و تسهيل آن و مشاركت مؤثر مردم
دسترسي به داده هاي سدهاي كشور را براي عموم، دانشگاهيان و پژوهشگران ناممكن مي سازيم. براي مشاركت انجمن هاي بومي- محلي و سهيم شدن مردم در تصميم گيري ها راهكاري نينديشيده ايم.
- كاربست تحليل جامع پيامدهاي ناشي از تصميم گيري
براي طرح هاي سد يا سامانه هاي انتقال، بررسي جامع منابع و مصارف حوضه آبخيز ضروري است تا تحليل جامع پيامدها ميسر شود. براي سدها گزارشهایی پراكنده تهيه مي شود، اما اگر نتايج ناسازگار با ساخت داشته باشند مانند نمونه البرز، بارنيشابور و.... نام طرح را تغيير مي دهيم و آن را به نام طرحي جديد به مشاوري ديگر مي سپاريم تا سد را توجيه كند. تحليل جامعي از پيامدها نداريم و مديريت جامع منابع و مصارف آب و حوضه آبخيز تاكنون تنها در يك زير حوضه 500 هزارهكتاري انجام شده است كه نتايج آن رضايت مديريت سازه اي ما را تأمین نكرد.
تلفيق محيط زيست و توسعه در تصميم گيري ها در ماده 3 پيمان مبارزه با بيابان زايي و در بندهاي زير تأكيد شده است:
- تصميم به طراحي و اجراي برنامه هاي توسعه با مشاركت مردم و جوامع محلي
مشاركت جوامع بومي و دانش پايدار آنان در برنامه ريزي هاي آب ضروري است، اما ما كمتر مي پرسيم كه چگونه سدي از مراحل مطالعاتي مي جهد و رديف بودجه اجرايي مي گيرد؟
همكاري دولت با جوامع محلي و سازمان هاي غيردولتي در به كارگيري پايدار زمين، آب و منابع طبيعي
فرآيند تصميم گيري در مديريت آب كشور روشن و شفاف نيست و گزينه هاي پايدار جانشين سدها را بررسي نمي كنيم. به كارگيري پايدار منابع طبيعي و آب و زمين طبعاً در مديريت سازه اي آب، نمي تواند دغدغه شركت هاي سدساز
 تصميم گير و مشاوران و پيمانكارانش باشد.
مبارزه با جنگل زدايي موضوع فصل يازدهم دستوركار21 است. در اين زمينه تقويت نهادهاي ملي حفاظت از جنگل ها و ترميم جنگل ها توصيه شده است. حفاظت و مديريت پايدار جنگل ها از خطوط اصلي سيماي توسعه پايدار است.
مبارزه با جنگل زدايي با راهكارهاي زير تحقق مي يابد:
- حفظ كاربري و الگوي مالكيت در اراضي جنگلي
ما در مديريت سازه اي بخش آب به سادگي الگوي كاربري جنگل ها را تغيير مي دهيم. جنگل هاي هيركان شمال ايران از رويكرد ساخت و ساز سد و انتقال در خراسان و گلستان تا آذربايجان، آسيب جبران ناپذيري ديده است. هر سد تا 5000 هكتار جنگل در مخزن و اطراف تا پائين دست و كناره هاي رودخانه را تخريب و تهديد مي كند. اين رقم در طرح كانال سراسري چالوس سردابرود كه منطقه اي وسيع در جنگل ها حتي مناطق حفاظت شده (سي سنگان) را مي پيمايد، چندين برابر مي شود.
- تضمين مديريت پايدار و حفاظت از جنگل هاي موجود
- بازسازي و ترميم جنگل هاي تخريب شده
مديريت زیست بومهاي شكننده و مبارزه با بيابان زايي عنوان فصل دوازدهم دستوركار 21 است. زیست بوم شكننده با سيما و منابع كمياب، دربرگيرنده صحرا، كوهستان و آبخيز، تالاب و برخي مناطق ساحلي است.
رهنمودهاي اين فصل عبارتند از:
- مبارزه با تخريب زمين و تغيير كاربري آن
سدسازي، كاربري اراضي را بسيار تغيير مي دهد و در تخريب سرزمين مؤثر است. رودها خاموش مي شوند و بستر آنها به بيابان يا گندابرويي باريك تبديل
مي شود. ما رودخانه تجن را پس از سد تجن به بستري خشك و آلوده تبديل كرديم كه نه تنها در تخريب منطقه مؤثر افتاد كه مهمترين عامل زيبايي طبيعي شهر را از ميان برد. بستر عريض رودخانه به مخزن زباله و فاضلاب با چشم اندازي ناخوشايند تبديل شده است. با پرشدن سد البرز همين سرنوشت را براي بابلسر رقم زديم. گردشگري محور اقتصادي اين شهر است و خشكيدن بابلرود پيامدهاي اجتماعي- اقتصادي مهمي به همراه دارد.
- گسترش برنامه هاي جامع توسعه و گسترش برنامه هاي جامع مبارزه با بيابانزايي
- تشويق مشاركت مردم و آموزش محيط زيست، تقويت شبكه ارزيابي و پايش تخريب محيط در اثر فعاليت انسان
- تقويت ظرفيت نهادهاي ملي براي تحليل داده هاي زيست محيطي و پايش تغييرات اكولوژيكي
- اولويت دهي به مبارزه با بيابانزايي و تخصيص منابع كافي به آن
    - شناسايي عوامل اصلي بيابان زايي و توجه به عوامل اجتماعي– اقتصادي
 مؤثر و تعيين راهبردها و اولويت هاي مبارزه با بيابان زايي در سياستگذاري توسعه پايدار
دستور 21، توسعه تلفيقي آبخيزها به كمك راهكارهاي زير را توصيه مي كند:
- انجام بررسي ميداني گسترده و تهيه بانك اطلاعاتي براي مديريت تلفيقي زیست بوم كوهستان و آبخيز
- بهبود دانش موجود با توجه به موازين حفاظتي در مناطق كوهستاني با مشاركت جوامع بومي و تقويت شبكه ارتباطي و پايگاه اطلاعاتي براي سازمان هاي مرتبط با آبخيزها
در آخر مفاد فصل هفدهم ارائه مي شود تا ببينيم كه براي اصلاح اشتباهاتمان چه راهي را بايد بپيماييم:
- سياستگذاري فرآيند تصميم گيري تلفيقي درباره پيكره هاي آبي و پاسخگويي
- شناسايي طرح هاي تغييردهنده پيكره هاي آبي، مناطق ساحلي و دهانه ها
- تعيين مسائل مديريت پيكره هاي آبي
- رويكرد حفاظت همه پيكره هاي آبي در برنامه ريزي و اجراي طرح ها، ارزيابي و پايش پيامدهاي طرح ها و...

منبع: همشهری آنلاین

 

صفحه 8--14 اردیبهشت 88

 

تخريب ها دامن زيباترين جزيره را هم گرفت  
اسدالله افلاكي
طرح هاي بدون ارزيابي زيست محيطي، طبيعت زيباي كيش را در معرض نابودي قرار داده است. به ويژه اجراي طرحي كه از آن به عنوان بزرگترين مجموعه اقامتي، تفريحي و تجاري نرگس ياد
 مي شود و قرار است در 95 هكتار از بهترين اراضي اين جزيره به اجرا درآيد نگراني طرفداران محيط زيست را دو چندان كرده است. اين طرح در حالي قرار است به اجرا درآيد كه 7 سال پيش، سازمان منطقه آزاد كيش طي قراردادي ساخت بزرگترين طرح تفريحي و گردشگري جزيره كيش با نام گل شرق را به بخش خصوصي واگذاركرد و در پي آن، 2ميليون و 167 هزار متر مربع از بهترين
 زمين هاي جزيره براي اجراي اين طرح اختصاص يافت اما مجري طرح در طول اين مدت جز تخريب محيط زيست و جابه جايي مكرر خاك كار ديگري روي اين اراضي انجام نداد و در نتيجه پس از گذشت 7 سال اين قرارداد، دي ماه سال پیش از درجه اعتبار ساقط شد.با اين حال، بي توجه به تخريب هاي ناشي از جابه جايي خاك و آسيب هايي كه از اين طريق به زيست بوم منطقه وارد شد قرار است طرح نرگس اجرا شود. براساس اين طرح، 20 هكتار از سواحل مرجاني تبديل به حوضچه خواهد شد و نيز 95 هكتار از بهترين اراضي جزيره كه در واقع زيستگاه آهوان است به سازه هاي تفريحي و تجاري تبديل مي شود.
تكرار تجربه هاي تلخ
اسماعيل كهرم، استاد دانشگاه در اين باره خبرنگار ما گفت: تپه هاي مرجاني خليج فارس كه بخشي از آن در كيش واقع شده طي ميليون ها سال شكل گرفته و در واقع جزاير قشم و كيش چيزي نيست جز خانه هاي آهكي ميلياردها مرجان كه طي ميليون ها سال سر از آب برآورده و لايه 40 سانتي از خاك آن را پوشانده است؛ اين خاك از جنس كربنات كلسيم است كه حيات همه جانداران منطقه اعم از پرنده و چرنده و خزنده و گياه و جانوران به آن وابسته است. به عبارت ديگر منبع توليد انرژي و غذا براي موجودات زنده منطقه محسوب مي شود، خاكي كه هرگونه جابه جايي و دخالت در آن حيات جانداران منطقه را با تهديد جدي مواجه مي سازد؛ اما بي توجه به همه اين ارزش ها طرح هايي در اين جزيره به اجرا در مي آيد كه جز تخريب ثمر ديگري ندارد؛  گويي برخي مي خواهند اين جزيره را عاري از حيات كنند. به خصوص تبديل 20 هكتار  از سواحل مرجاني به حوضچه تحت هر عنواني كه باشد مغاير با همه معيارهاي جهاني محيط زيست است.وي افزود: بايد مسئولان پاسخ دهند كه براساس كدام ضوابطي چنين طرحي اجرا مي شود، چرا كه با عملي شدن اين طرح بخشي از زيباترين و ارزشمندترين ساحل به مانداب تبديل مي شود اين تجربه ناموفقي است كه 50 سال پيش در اروپا وآمريكا با شكست مواجه شد اما از آنجايي كه در كشور ما براي اجراي طرح هاي عمراني اغلب ارزيابي زيست محيطي صورت
 نمي گيرد يا ارزيابي ها جنبه تشريفاتي دارد اين طرح ها با تخريب هاي گسترده محيط زيست همراه است. اين مدرس حيات وحش با اشاره به اهميت نقش مرجان ها در زيست بوم دريايي و زادآوري ماهيان و آبزيان تصريح كرد: تنها موجود زنده اي كه از كره ماه ديده مي شود جزاير مرجاني در جنوب قاره استرالياست كه به شكل سدي بزرگ از شرق به غرب كشيده شده است.اين توده هاي مرجاني كه« great barrier reef» ناميده مي شود اكنون تحت حفاظت شديد دولت استراليا قراردارد حال آنكه بخش عمده مرجان هاي
 ما قرباني عمليات اكتشاف و استخراج نفت (مرجان هاي عسلويه و خارك) شده اند و آن لكه هاي باقي مانده را هم مي خواهيم قرباني طرح هاي اين چنيني كنيم  همچنان كه مرجان هاي خليج چابهار در معرض تهديد طرح توسعه اسكله قرار دارند.
قطعه قطعه كردن زيستگاه ها
كهرم به طرح رينگ 75 متري در كيش اشاره كرد و گفت: براساس اين طرح قرار است جاده اي به عرض 75 متر دورتادور جزيره احداث شود، تا امروز نيز نيمي از اين جاده به قيمت پاكتراشي صدها درخت زيبا و كهنسال كهور ايراني، كنار، آكاسيا و انجير معابد احداث شده است. در حالي كه اين رينگ يا جاده در واقع باعث قطعه قطعه شدن طبيعت و جدا شدن بخشي از بخش ديگر مي شود كه به آن اصطلاحا ايزولاسيون مي گويند؛ يعني اينكه عناصر حيات را از هم جدا مي كند.
اين تكه تكه كردن زيستگاه، ايزوله كردن موجودات داخل آن را درپي دارد در حالي كه زيستگاهي   مي تواند زندگي ساز باشد كه يكپارچه باشد، قطعه قطعه شدن زيستگاه به معناي مرگ آن است. اين اشكالي است كه همواره بر طرح بزرگراه تهران- شمال نيز وارد شده و يكي از دلايل اصلي مخالفت كارشناسان محيط زيست با اين بزرگراه همين تكه تكه شدن زيستگاه هاي موجود در مسير است. اين مدرس محيط زيست در ادامه ضمن انتقاد از بي توجهي به معيارهاي زيست محيطي در اجراي طرح هاي عمراني گفت: آنچه مايه تأسف است اينكه دستگاه هاي اجرايي نظير وزارت اقتصاد، سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري، وزارت راه و نفت هر وقت كه اراده كنند در هر منطقه اي كه بخواهند به بهانه اجراي طرح هاي عمراني دخل و تصرف، تخريب و ساخت وساز مي كنند كه نمونه هاي اين تخريب ها را مي توان در پارك ملي لار، درياچه اروميه، پارك ملي گلستان و تالاب انزلي ديد، اما شگفت اينكه سازمان حفاظت محيط زيست كه متولي حفظ عرصه هاي طبيعي است هيچگاه نتوانسته جلوي اين دستگاه ها را بگيرد.
منبع:مؤسسه همشهری


در صورت افزايش گردشگر در قطب جنوب ،امكان آب شدن يخچال ها بيشتر مي شود


وزير امور خارجه دولت باراك اوباما، نسبت به آب شدن و از ميان رفتن يخچال هاي قطب جنوب در صورت افزايش گردشگر در اين منطقه هشدار داد. به نقل از رويترز، «هيلاري كيلينتون»، وزير امور خارجه آمريكا، طي بيانيه اي رسمي در كنفرانس مشترك حفاظت از قطب شمال و قطب جنوب، اعلام كرد كه امكان آب شدن
 يخچال هاي قطب جنوب در صورت افزايش ورود گردشگر به اين منطقه دو برابر مي شود. وي افزود: دولت امريكا و ديگر كشورهايي كه نسبت به مسئله يخچال هاي دو قطب بسيار توجه مي كنند، از آب شدن يخچال هاي قطبي در هراسند؛ چرا كه در صورت افزايش روند آب شدن و ذوب يخچال هاي موجود در دو قطب، امكان افزايش سطح آب هاي آزاد و از ميان رفتن حيات جانداران وابسته به خشكي و دريا افزايش خواهد يافت. بر اساس گزارشات رسمي برنامه مقابله با افزايش دماي هواي سازمان ملل متحد، صنعت گردشگري در منطقه قطب جنوب از اوايل سال هاي دهه 1990 ميلادي بسيار پررونق شد و سالانه ده ها هزار نفر به واسطه كنجكاوي خود به اين منطقه سفر مي كنند. «هيلاري كيلينتون» در ادامه گفت: نبايد زمان را از دست داد. بايد نسبت به آب شدن يخچال ها و يخ هاي عظيم قطب جنوب توجه داشت. با نابودي و از بين رفتن يخچال ها و كوه هاي يخي عظيم شناور كه ناشي از افزايش گرماي هواست، زيست بوم جهان دچار تغيير و تحولات ناگوار و غير قابل بازگشتي مي شود.

تأثیر مستقيم پديده تكامل بر زیست بوم ها اثبات شد
دانشمندان اعلام كردند تأثیر تكامل بر زيست بوم ها براي اولين بار به طور مستقيم نشان داده شد. دانشمندان در مطالعات پيشين خود درباره تأثیر محيط زيست هاي متفاوت و مختلف روي تكامل گونه هاي جديد به توافق رسيده بودند، اما هم اكنون نتايج آزمايشات جديد نشان مي دهد كه عكس اين امر نيز صادق است. محققان دانشگاه بريتيش كلمبيا در كانادا براي اولين بار نشان دادند كه تكامل نيز روي زيست بوم ها
و محيط زيست هاي گوناگون تأثیر مستقيم مي گذارد. در اين پژوهش محققان مركز تحقيقات تنوع زيستي در دانشگاه بريتيش كلمبيا در مخازن بزرگ آبي، ميني زيست بوم هايي را ايجاد كردند. اين زيست بوم ها با استفاده از گونه هاي مختلف ماهيهاي آبنوس ايجاد شدند. محققان مي گويند در كمتر از 11 هفته تفاوتهاي اساسي در اين زيست بوم ها مشاهده شد. موطن ماهي آبنوس اقيانوس است اما پس از آخرين عصر يخي اين گونه در درياچه ها و نهرهاي آب شيرين نيز تجمع كرده است. بر اساس مطالعات طي 10 هزار سال گذشته گونه هاي
مختلف با رفتارهاي جسمي مجزا در برخي از درياچه هاي آب شيرين ظاهر شده اند. پروفسور دولف اشلوتو در اين باره متذكر شد، هم چنان كه گونه هاي جديد از يك جد مشترك نشات مي گيرند و شيوه هاي نويني براي بهره برداري از محيط زيست تكامل مي يابد، هر گونه به طور تصادفي حركات  پويايي زيست بوم را در اطراف خود دوباره تغيير شكل مي دهد كه ما در آغاز درك اين پديده هستيم. دانشمندان تأكيد مي كنند روند تكامل در گونه هاي جانداران باعث تغيير در رفتارهاي آنها اعم از تغذيه و جفت گيري مي شود و اين تغييرات روي محيط زندگي آنها تأثیر مي گذارد و آن را دگرگون و متفاوت مي سازد.


مهار پدیده کِشند قرمز با پاشیدن خاک رس اثرات زیست محیطی دارد
ایسکانیوز: معاون دریایی سازمان حفاظت محیط زیست گفت: مهار پدیده کِشند قرمز با پاشیدن خاک رس در آبهای دور از ساحل، اثرات زیست محیطی دارد و در این راستا روش های
 دیگری در دست بررسی است. محمدباقر نبوی درخصوص مهار پدیده کشند قرمز در آبهای خلیج فارس افزود: در برخی مناطق به صورت آزمایشی برای مقابله با افزایش جلبک هااقدام به پاشیدن خاک رس شده است. وی با اشاره به اینکه تراکم پدیده کشند قرمز در بخش جزیره هرمز و قشم کمتر شده، افزود: در برخی روزها کشند قرمز در مناطق ساحل هرمز و قشم افزایش داشته که ناشی از ورود مواد مغذی به سواحل بوده است. نبوی با بیان اینکه روزی سه نوبت آبهای بخش شمالی و جنوبی جزیره هرمز و قشم نمونه برداری می شود، اظهار داشت: ایستگاهی در این مناطق برای پایش و نمونه داری ایجاد شده ولی در مناطق دیگر از جمله بوشهر و خوزستان با مشکلات جدی مواجه نیستیم. وی با اشاره به اینکه افزایش دمای زمین می تواند از علل گسترش این پدیده باشد، افزود: با توجه به اینکه کشند قرمز، مهرماه و آبان ماه سال گذشته بیشترین تراکم را در آبهای گرم داشته، بارش باران در کاهش آنها نقش بسزایی دارد. معاون دریایی سازمان محیط زیست در ادامه اظهار داشت: نهاد های مرتبط با حوزه دریایی از طریق کمیته ملی و علمی برای مقابله با کشند قرمز آمادگی کامل دارند روش های مختلف شیمیایی را بررسی کنند.

كاهش منابع آب شرب ایران تا 6 برابر میانگین جهانی
معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا گفت: بانک جهانی کاهش منابع آب شرب ایران را تا 6 برابر میانگین جهانی اعلام کرده و این هشداری برای کشور است که باید مدیریت صحیح در حوزه آب کشور اعمال شود.
محمدرضا عطارزاده گفت: بانک جهانی کاهش منابع آب شرب ایران را 3/6 برابر میانگین جهانی اعلام کرده است، در این راستا برای مقابله با خشکسالی احتمالی همه مسئولان حوزه آب کشور باید پیوند خود را با مردم افزایش دهند و مدیریت مورد نیاز را اعمال کنند.
معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا افزود: در این راستا سرانه مصرف آب در تهران 300 لیتر در شبانه روز محاسبه شده است که نیاز به برنامه ریزی برای  این استان وجود دارد، این در حالی است که سرمایه گذاریهای صورت گرفته در بخش آب کشور به هیچ عنوان پاسخگوی نیاز مصرف نیست.
وی تصریح کرد: در حال حاضر موضوع تأمین آب تنها چالش پیش روی وزارت نیرو نیست بلکه مهمترین تقاضای مردم از این وزارتخانه تامین آب با کیفیت است که البته وظیفه ما برآوردن این نیاز است، اما در کشور با تعرفه های فعلی آب و زیان ده بودن اکثر شرکتهای آب و فاضلاب کشور پاسخگویی به این نیاز امکان پذیر نیست.
به گفته عطارزاده، به زودی آب به عنوان یک نزاع بین المللی
به سران کشورها کشیده خواهد شد چراکه مصرف آب در 4 دهه اخیر بیش از 3 برابر شده است، در حالی که 40 درصد سطح زمین مناطق خشک، نیمه خشک و خشک نیمه مرطوب است.
همچنین مجید نامجو مدیرعامل شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور نیز گفت: 25هزار میلیارد تومان از سرمایه های کشور در اختیار شرکتهای آب و فاضلاب قرار گرفته است که بر این اساس، انتظار می رود دولت و مجلس همزمان با بررسی افزایش قیمت گاز، سوخت و سایر بخشها، بخش آب را نیز در نظر گیرد.
وی ادامه داد: مردم در تابستان گذشته همکاری مطلوبی را با وزارت نیرو در راستای تأمین آب داشتند که انتظار
 می رود با توجه به خشکسالی احتمالی سال جاری، مردم بازهم در کمبود منابع آب با وزارت نیرو همکاری کنند تا مجبور به جیره بندی آب نشویم.
بر اساس این گزارش شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور امسال نیز همانند سال گذشته اقدام به برگزاری دومین جشنواره آب و رسانه کرده که در این جشنواره، از خبرگزاریهای کشور که اخبار وسیعی از موضوع خشکسالی بی سابقه 40 سال گذشته در کشور منتشر کرده بودند، نامی برده نشد.
برهمین اساس، در حالی که مسئولان شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور اذعان دارند فراخوان به تمامی خبرگزاریهای کشور ارسال شده بود؛ اما نمایندگان 6 خبرگزاری کشور از عدم دریافت فراخوان این جشنواره گلایه کردند.
این درحالی است که معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا در همین مراسم، خواستار بسیج عمومی رسانه های کشور برای جلوگیری از جیره بندی آب در تابستان شد.

 

صفحه 8--7 اردیبهشت 88

 

بازگشت هما به دنا

پرنده هما که از گونه پرندگان نادر و در خطر انقراض است بعد از سال ها در منطقه حفاظت شده دنا در استان کهگیلویه و بویراحمد توسط محیط بانان سازمان حفاظت محیط زیست مشاهده شد.
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست استان کهگیلویه و بویراحمد با اعلام این خبر گفت : پرنده هما که از گونه پرندگان بومی منطقه دنا است سالها بود که مشاهده نشد و گمان می رفت که به طور کلی منقرض شده است ولی چندی قبل توسط محیط بانان سازمان محیط زیست مشاهد شد.
جلیل بادام فیروز در رابطه با تعداد این گونه پرنده درمنطقه دنا گفت: احتمال ما بر این بود که سایه هما برای همیشه از سر منطقه حفاظت شده دنا کم شده، اما محیط بانان در گشتهای خود یک جفت از این پرنده نادر را در ارتفاعات بالای منطقه مشاهده کردند.
هما لاشخوری است که بیشتر به یک شاهین عظیم شباهت دارد. طرح مشخص بدن در حال پرواز، این پرنده را از سایر لاشخورها متمایز کرده است. بال های هما دراز، کم عرض و زاویه دار است و دمی بلند، لوزی شکل و تیره رنگ دارد. سطح پشتی، بال ها و دم آن سیاه مایل به خاکستری و سرش به طور کلی نخودی رنگ است. اطراف چشم و ناحیه پشت منقارش سیاه رنگ است که به یک دسته موی سیاه ریش مانند در زیر منقار منتهی می شود. سطح شکمی نارنجی مایل به زرد و ناحیه سینه به طور واضح نارنجی رنگ است که با بال های تیره تضاد خاصی را نشان می دهد. گونه نابالغ این پرنده، سروگردنی تیره دارد. این پرنده از لاشخورهای دیگر فعال تر و معمولاً تک زی است.
طول بالهای گشوده هما در برخی موارد به 270 سانتیمتر می رسد وزن آن نیز به 5 تا 7 کیلوگرم می رسد و طول بدن آن حدوداً 120 تا 125 سانتیمتر است. از بن منقار این پرنده دسته ای پر به صورت ریش روئیده است که به همین علت، به هما کرکس ریش دار هم می گویند.
هما در زمستان جفت گیری می کند و تک همسر است. لانه هما که از خاشاک، استخوان و پوست حیوانات ایجاد شده است، یک و نیم تا 2 متر قطر و حدود 70 سانتیمتر ارتفاع دارد که پرنده ماده یک یا دو تخم در آن می گذارد و 55 الی 60 روز بر روی آنها می خوابد. جوجه ها که پرهای سیاهرنگی دارند، 130 روز در لانه می مانند و پس از آن اولین پرواز خود را تجربه می کنند و 5 سال پس از آن به بلوغ رسیده، آماده جفت گیری می شوند.
این پرنده می تواند تا ارتفاع 4500 متری اوج بگیرد و علاوه بر لاشه جانوران به شکار پرندگان کوچک، مارمولکها و لاک پشتها نیز می پردازد. هما برای خوردن جسد حیوانات روش جالبی دارد به این ترتیب که لاشه حیوان را از ارتفاع زیاد به پایین پرتاب می کند و این باعث می شود لاشه و استخوانهای حیوان تکه تکه شده و خوردن آنها آسانتر شود. هما بیشتر در کوهستان های مرتفع و دورافتاده زندگی می کند و در غارهای مشرف به پرتگاه ها آشیانه می سازد. از دیگر زیستگا ه های این گونه زیستی، پارک ملی لار و بمو را می توان نام برد.
رئیس سازمان حفاظت محیط زیست استان کهگیلویه و بویراحمد در ادامه با اشاره به کم شدن بسیار زیاد تعداد این پرنده در سراسر ایران گفت : هما که یکی از گونه های اساطیری پرندگان ایران است در سالهای دور در منطقه دنا به وفور یافت می شد، اما با گذر زمان تعداد این پرنده به دلایل غیر طبیعی کم شد.
بادام فیروز افزود: هما یکی از پرندگان بسیار مفید طبیعت است که با رژیم غذایی خود کمک بسیار زیادی به حفاظت از محیط زیست می کند و نحوه زیست آن معمولاً به صورت انفرادی است، اما در صورت جفت گیری تا پایان عمر با همان جفت خود سر خواهد کرد. هما در افسانه های ایران مانند ققنوس در اساطیر مصر و یونان نزد عامه مردم دارای ارج و قرب فراوانی بود، هما را مرغ سعادت می خوانند و در اساطیر زرتشتی هم از آن با نام «سائنا» یا «سیمرغ» یاد شده است.
بیشتر گونه های عقابها معمولاً از ۲۵ تا ۳۵ سال عمر می کنند، البته در برخی از موارد تا ۴۵ سال و حتی بیشتر هم عمر کرده اند. قلمرو عقاب از 50 تا ۱۷۰ کیلومتر مربع پیش بینی کرده اند. آشیانه عقابها بیشتر بر فراز بلندی ها، بالای درختان بلند وشکاف صخره ها وکوه های مرتفع وپرتگاه ها می باشد و پرنده ای است به شدت منزوی که از انسانها گریزان است.
منبع: مؤسسه همشهری

سر به زیرترین گل ایران در معرض انقراض
"لاله های واژگون" از منحصر بفرد ترین گونه گلها و گیاهان بومی و وحشی مناطق کوهستانی ایران، در حالی این روزها میهمان گلفروشیها هستند که به عقیده گیاه شناسان، این گل سربزیر به سرعت در حال انقراض و زیستگاه و تعداد این گونه گیاهی بسیار کم شده است. غرفه های مختلف بازار گل شهید محلاتی تهران، دسته های مختلف از گلهای وحشی "لاله های واژگون" که "گل اشک" یا "گل سربه زیر" هم نام دارد را برای فروش در معرض دید مردم قرار داده اند که ظاهر و شکل چیدن این لاله های وحشی نشان می دهد این گلها از زیستگاه طبیعی خود چیده شده اند.
این گونه گیاهی در ارتفاعات سردسیر کهگیلویه و بویراحمد، اشترانکوه لرستان، کوههای صمصامی چهار محال و بختیاری و گلستان کوه در خانسار، در سطح زیاد و قابل توجهی می روید.
هیچ کدام از "لاله های واژگون" بازار گل محلاتی تهران،
به طور کامل نشکفته و گلهای درشت ندارند و این مسئله نشان می دهد لاله های وحشی تازه روییده، پرورشی و دست ساز نیستند و در اولین روزهای تولد از دل طبیعت تخریب شده اند، لاله های واژگون حتی در دست دستفروشهای شهر و گلفروشهای دوره گرد در تهران نیز دیده شده است.
رضوی فعال حوزه محیط زیست که از نزدیک بازار گل شهید محلاتی تهران و فروش لاله های واژگون را مشاهده کرده بود، گفت: لاله های واژگون عرضه شده در این بازار گل پرورشی نیستند، چون غنچه های شکفته و گلهای درشت نداشتند در حالی که این گلها پژمرده بودند و این نشان می دهد از مناطق حفاظت شده به تهران آورده شده اند.
در همین خصوص مسعودی نژاد متخصص محیط زیست به اهمیت و خواص این گل طبیعی اشاره کرد و عمر زنده ماندن گلهایی که از دشتها و مناطق کوهستانی کشور چیده می شوند را 20 تا 24 ساعت دانست.
این متخصص حوزه محیط زیست گفت: گلهای " لاله واژگون" قابلیت تکثیر از طریق کشت گلخانه ای را دارند و اگر این اتفاق به وفور بیفتد حرکت خوب و تأثیرگذاری است، چرا که از انقراض این گونه گیاهی جلوگیری می شود. این گونه گیاهی به وسیله دامها و تغییرات کاربری زمینهای کوهستانی به شدت در حال تهدید است.
با این حال جغرافیای طبیعی استانهای غربی و جنوب غرب کشور مثل کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری  و لرستان در حاشیه کوهستانهای زاگرس از مهمترین زیستگاههای این گل وحشی هستند که برنامه هایی برای پرورش و نگهداری و تکثیر این گل منحصربفرد در این مناطق تدارک دیده شده است.
در همین خصوص مدیرکل سازمان حفاظت از محیط زیست کهگیلویه و بویراحمد، با اشاره به اصالت این گل ایرانی گفت: لاله های واژگون یکی از دوازده هزار گیاه شناسایی شده در کشور است که در آغازین روزهای هر سال متولد می شوند. ولی تاکنون در مناطق و زیستگاه های استان به خاطر سردسیر بودن منطقه بویراحمد، سر از خاک در نیاورده اند.
بادام فیروز خبر فروش "لاله های واژگون" این منطقه را در بازارهای شهر تهران تکذیب کرد و گفت: این گلها تازه در اواسط اردیبهشت ماه گل می دهند و ارتفاعات سردسیر مناطق بویراحمد زیستگاه اصلی این گل است، با این حال مناطق مارگون، لوداب، کوشک، کل مورگاه، کوه سیوک نرم آب در کهگیلویه وبویراحمد از مهمترین مناطق حفاظت شده و پیشنهاد شده توسط گیاه شناسان و مسئولان برای ارتقاء سطح کشت این گل است.
این مسئول استانی رنگ " لاله های اشک "را در مناطق سردسیر استان قرمز و گاهی اوقات زرد رنگ معرفی و تاکید کرد: زمان گل دهی لاله های واژگون فرصت مناسبی برای طبیعت گردان در منطقه است.
نام دیگر این گل "لاله سرنگون" و "اشک مریم" است که  100 تا 120 سانتیمتر از سطح زمین قد می کشد. این گونه با گلهای زنگوله ای درشت و گاهی با رنگ های نارنجی مایل به قرمز کوهستان های منطقه را آرایش می کند، این گونه در ارتفاعات اشترانکوه لرستان، کوه های صمصامی چهار محال و بختیاری و گلستان کوه در خانسار، نیز در سطح قابل توجهی می روید.
این گونه استقامت زیادی در برابر سرما و سازگاری ویژه ای با دامنه های سنگلاخی و صخره ای دارد و چنانچه زیستگاه این گل به وسیله انسانها و دام ها تخریب نشود، توانایی پوشاندن عرصه های وسیعی از طبیعت را با رویش هزاران شاخه زیبا دارد.
به عقیده بادام فیروزمسئول و کارشناس محیط زیست در کهگیلویه و بویراحمد، عوامل تهدید کننده این گل منحصر بفرد ایرانی، چرای دام، تغییر کاربری زمین کشاورزی، برداشت مستقیم و عرضه و یا فروش در بازارها است.
این گل تاریخ ساز برای اولین بار در سال 1576 میلادی به وسیله جهانگردان طبیعت دوست اروپایی از منطقه زاگرس به اتریش و دیگر نقاط اروپا انتقال و در باغهای افراد ثروتمند و متشخص اروپایی کشت داد شد.
بوی "لاله های اشک" چندان مطلوب نیست و این گونه گیاهی به خاطر رنگ و فرمشان دربرابر سرما مقاوم است. با این همه عمر این گیاه زیبا 3 هفته بیشتر نیست. ضمن آنکه این گونه گیاهی برگهایی کشیده و مجتمع دارد و گیاهی سمی است که با تجویز پزشکان کاربرد دارویی دارد.
فصل مناسب کشت این گل در نواحی شمالی زاگرس فروردین و اریبهشت است و در مناطق جنوبی کشور اواسط تابستان و در ماه شهریور و همین طور در مهر و آبان قابل پرورش است. البته شهریور و مهر آغاز تقسیم شدن بوته های این گل است و عمر کوتاهش با شدت بارانهای بهاری تمام می شود و پایان بارشها، آغاز ریزش برگهای لاله های واژگون است.

گرم شدن كره زمين، روي دور تند است
اتحاديه اروپا طي بيانيه اي اعلام كرد كه بر اساس نظر كارشناسان محيط زيست، دماي كره زمين روي دور تند قرار گرفته و سالانه دو درجه سانتيگراد افزايش مي يابد.
به نقل از رويترز،  بر اساس اعلام نظر كارشناس محيط زيست اتحاديه اروپا، مشخص شد كه طي دو سال گذشته يا به عبارتي از سال 2007 ميلادي، دماي هوا در كره زمين نزديك به دو درجه سانتيگراد افزايش يافته و احتمال اين كه اين ميزان تا پايان سال 2010 ميلادي افزايش بيشتري داشته باشد، بسيار زياد است.
«ويليام هير»، يكي از دو هزار و 500 كارشناسي است كه در رابطه با افزايش گرماي كره زمين نظرياتي را اعلام كرده و معتقد است كه در صورت گرم تر شدن هواي كره زمين،  علاوه بر آب شدن يخ هاي دو قطب، زمين با تبخير آب هاي جاري خود نيز مواجه خواهد شد.
بر اساس برنامه بين الدولي تغييرات جوي سازمان ملل در سال 2007 ميلادي،  افزايش دو درجه اي گرماي زمين بيشتر به خاطر انتشار روز افزون گازهاي گلخانه اي است.
در گزارش 175 كشور جهان كه در بن آلمان در مورد برنامه تغييرات جوي سازمان ملل حضور داشتند، مشخص شد كه افزايش سطح آب ها، وقوع سيلاب ها، خشكسالي  و وقوع آتش سوزي هاي گسترده در مناطق مختلف جهان، ناشي از افزايش دو درجه اي دماي هواي كره زمين است و بايد براي مقابله با اين مشكل، راه حل مناسب پيشنهاد كرد.
همچنين بر اساس اعلام سازمان جهاني هواشناسي، در سال هاي قرن اخير سطح آب هاي آزاد 18 تا 59 سانتيمتر افزايش يافته و پيش بيني شده در سال 2010 ميلادي اين ميزان به 30 تا 40 و يا حتي 140 سانتي متر افزايش بيايد.
علاوه بر اين، گمان مي رود تا سال 2050 ميلادي اثري از يخ هاي دو قطب باقي نماند.

تلاش هاي سازمان حفاظت از محيط زيست چين براي حفاظت از نسل ميمون هاي نادر
مسئولان ارشد سازمان حفاظت از محيط زيست چين اعلام كردند كه تمام تلاش خود را براي حفاظت از نسل نوعي از ميمون هاي نادر موسوم به ميمون هاي «دماغ سربالاي خاكستري» به كار مي گيرند.
به نقل از خبرگزاري شينهوا، بر اساس گزارش سازمان محيط زيست چين، ميمون هاي كمياب «دماغ سربالاي خاكستري» اكثرا در نواحي كوهستاني واقع در جنوب غرب استان «گوئي ژائو» زندگي مي كنند، اما به دليل افزايش انباشت زباله هاي صنعتي و خانگي در اين مناطق كوهستاني و مصرف اين زباله ها توسط ميمون ها، نسل اين جانداران بازيگوش به شدت در معرض خطر انقراض قرار گرفته است.
همچنين در گزارش رسمي سازمان محيط زيست چين آمده است كه دولت براي جمع آوري اين زباله ها حدود 128 هزار و 800 دلار، معادل 880 هزار يوآن خرج كرده است.
علاوه بر اين، هتل «موگوشي» كه در دامنه كوهستان «فانجينگ» احداث شده، بيش از منازل و صنايع اطراف زباله توليد مي كند. كوهستان فانجينگ زيستگاه اصلي ميمون دماغ سربالاي خاكستري است.
ميمون هاي دماغ سربالاي خاكستري در ميان ميمون هاي ديگر، گونه اي كمياب بوده و تعدادي از آنها در استان
«سي چو آن»، «هوبئي» و «يوآن» زندگي مي كنند. علاوه بر اين، تا سال هاي دهه 1980 ميلادي دانشمندان در چين تعداد اين حيوانات را تنها 200 عدد اعلام كردند، اما با مهار جمعيت آنها و ممنوع كردن شكار اين جانداران،  تعداد اين حيوانات به 850 عدد رسيد و هم اكنون نيز تعداد اين ميمون هاي نادر در سراسر چين به يكهزار و 830 عدد مي رسد.
 

صفحه 8--24 فروردین 88

 

آب هاي خليج فارس دوباره آبي مي شود؟
سپيده سمائي
«در حال حاضر به دليل تغييرات جوي در استان هاي جنوبي (هرمزگان و بوشهر) ميزان تراكم جلبك كمتر شده است
و تنها در مناطقي همچون هرمزگان، بندرعباس، بندر لنگه، اطراف قشم، مناطقي در اطراف بوشهر تا بندر گناوه كماكان آثار پديده كشند قرمز وجود دارد.»
حسين نگارستان، مدير بخش اكولوژي منابع آبي مؤسسه تحقيقات شيلات ايران آخرين وضعيت پديده كشند قرمز را اينگونه توصيف مي كند و در مورد فعاليت هاي انجام شده براي مبارزه با اين پديده مي گويد: در حال حاضر عمليات پايلوت رس پاشي توسط 2 فروند هواپيما از ارتفاع 300 متري روي لكه ها در مناطقي كه بيشترين مزاحمت را ايجاد مي كردند در دست انجام است.
مبارزه فيزيكي با اين پديده البته از چندی پيش و از روي شناور آغاز شده است: ما اين عمليات پايلوت رس پاشي را ابتدا از روي شناور آغاز كرديم كه نتايج، حاكي از تأثير 50 تا 60 درصدي روش بود كه نتيجه اي قابل قبول است. نگارستان با بيان اينكه انتظار مي رود رس پاشي از روي هوا كه يكنواخت تر انجام مي شود نتيجه بهتري داشته باشد مي گويد: تاثير اين روش در آزمايشگاه منجر به حذف 80 تا 90 درصدي پديده كشند قرمز شده است.
زماني براي شكوفايي پلانكتون هااز مهر ماه امسال آب دريا در آبهاي شرقي استان هرمزگان- حوالي جاسك- به رنگ قرمز درآمد و در كمتر از يك ماه تمامي جزيره قشم و نواحي ساحلي بندرعباس را در برگرفت و موجب از بين رفتن ماهيان و كفزيان شد و به اين ترتيب نام «كشند قرمز» بر سر زبان ها افتاد.
تا اواخر بهمن ماه كشند قرمز تمامي آبهاي استان بوشهر را نيز در نورديده بود و از سمت جنوب نيز تمامي آب هاي ساحلي كشورهاي عمان، امارات و عربستان را نيز در بر گرفته بود و موجب از بين رفتن بيش از 1000تن ماهي در سواحل اين كشورها خصوصاً امارات شده بود.
بررسي هاي اوليه نشان داد كه اين حالت يك شكوفايي جلبكي است كه كشند قرمز بسيار شديد و گسترده اي را موجب شده كه تاكنون از اين حيث بي نظير بوده است. نمونه برداري هاي متعدد توسط مراكز تحقيقاتي مختلف منطقه نيز نشان داد كه گونه زياد شده از نوعCochlodinium polykrikoides است.
«شكوفايي هاي فيتوپلانكتوني پديده اي است عادي كه هر ساله و در چندين نوبت به صورت طبيعي در آبهاي دريايي پيش آمده و در خلال آن تعداد فيتوپلانكتون ها زياد مي شود. زمان معمول آن در مناطق نيمه گرمسيري و معتدله كره زمين معمولاً در اوايل بهار و پاييز است كه طي آن درجه حرارت آب مساعد رشد اين جلبك هاي تك سلولي مي شود.
حال چنانچه تعداد اين سلول ها بيش از حدود يك ميليون عدد در ليتر شود، در اين صورت رنگ آب به رنگ غالب اين موجودات درآمده و تغيير مي نمايد.» سيد محمد رضا فاطمي، مدير گروه بيولوژي دريا واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد، با اين مقدمه فيتوپلانكتون را اينچنين توصيف مي كند: فيتوپلانكتون ها گياهان تك سلولي هستند و در مجاورت نور خورشيد و گرفتن گاز كربنيك و مواد مغذي از آب، عمل فتوسنتز يا «ساخت مواد آلي» را انجام مي دهند و اين مواد نيز به مصرف ديگر جانداران مي رسند.
به همين لحاظ، اين موجودات زير بناي توليد در آبها را بر عهده داشته و حيات اكثر آبزيان به آنها وابسته است و هر گونه تغيير در كم و كيف يا تركيب آنها، داراي پيامدها و تغييرات گسترده در تركيب و نمونه پراكنش ديگر آبزيان خواهد بود.
محققان مهم ترين عوامل كشند قرمز را شامل درجه حرارت مناسب و وجود مواد مغذي (خصوصاً فسفات و نيترات) در آب ارزيابي مي كنند، اما عوامل فرعي و محلي ديگر نيز در شدت يا گسترش آن نقش دارند.
اما سر و كله ككلودينيوم از كجا در آب هاي ايران پيدا شده است؟ چگيني رئيس مركز اقيانوس شناسي ايران در پاسخ به اين سؤال مي گويد: به نظر مي رسد اين گونه بومي آب هاي ايران باشد چراكه حدود 16 سال پيش وجود آن در آبهاي خليج فارس گزارش شده است، اما اينك شرايط محيطي براي رشد انفجاري اش مهيا شده است.
وي البته احتمال فرضيه هاي ديگر براي افزايش تعداد اين گونه را در خليج فارس رد نمي كند: اين احتمال هم وجود دارد كه در اثر توفان گونوي 2سال پيش تعداد اين گونه در خليج فارس افزايش يافته باشد.
در مقابل اين اظهارات، مدير بخش اكولوژي منابع آبي مؤسسه تحقيقات شيلات ايران ككلودينيوم را گونه اي مهاجم مي خواند كه بومي خليج فارس نيست گزارش 16 سال پيش چندان دقيق نيست و نمي تواند مبنا باشد.
به گفته نگارستان هنوز كاملاً مشخص نيست كه ككلودينيوم چگونه به آبهاي ايران رسيده است و هرچند تئوري هايي مبني بر انتقال آن به واسطه توفان گونو يا با آب توازني كشتي ها مطرح شده، اما هيچ كدام از اين تئوري ها به اثبات نرسيده و اين احتمال وجود دارد كه ككلودينيوم ها به مرور زمان با جريان آب به خليج فارس رسيده باشند.
ككلودينيوم گونه اي بومي آمريكاست كه از سال 1985 به آب هاي ژاپن و كره رسيده و پس از آن به مرور در فيليپين، اندونزي و هند رسيده است و حال نيز در خليج فارس ديده شده است. اما در هيچ مكاني دليلي مبني بر سمي بودن اين گونه مشاهده نشده است. نگارستان با بيان اين مطلب، تمام اظهاراتي كه راجع به سمي بودن اين گونه مطرح مي شود را رد مي كند و مي گويد: كارشناسان كره اي كه در ايران حضور يافتند به صراحت بر اين نكته تأييد كردند و اين درحالي است كه مصرف ماهي خام در اين كشور رواج دارد و اگر ككلودينيوم سمي بود بايد در اين كشور عوارض ناشي از مصرف ماهي نمود مي يافت.
وي در ادامه به سازوکار از بين رفتن ماهي ها در اثر پديده كشند قرمز اشاره مي كند: ايجاد شرايط هيپوكسي يا كم شدن اكسيژن يا بي هوازي شدن ستون آبي موجب خفگي ماهيان و يا آبزيان خصوصاً در مناطق كم عمق ساحلي مي شود.
در اين حالت، بيشتر آبزياني كه قدرت جابه جايي اندكي دارند و يا در بستر ساكن اند، تحت تأثير قرار مي گيرند. به گفته نگارستان در ميان ماهيان مرده در آب هاي ايران گونه هايي چون ماهي شير و تن كه سرعت زياد دارند ديده نشده، چون از محيط كم اكسيژن دور مي شوند و اين خود مؤيد اين موضوع است كه ككلودينيوم سمي نيست چون در اين صورت تمام انواع ماهي را مي كشت.
در ميان انواع روش هاي زيستي، شيميايي و فيزيكي موجود براي مقابله با اين پديده، در حال حاضر محققان ايراني لختگي با خاك رس را در دستور كار دارند. ريختن خاك رس روي سطح آب موجب چسبيدن ذرات رس و جلبك ها به يكديگر شده و با يكديگر به صورت لخته درآمده و در اثر سنگيني به بستر آب فرو مي روند.
هرچند نگارستان اين روش را مسكني موقت توصيف مي كند و مي گويد: اگر كل منطقه آلوده شود اين روش راهگشا نيست و به همين دليل محققان ايراني شب و روز تلاش مي كنند و اكنون در حال مطالعه روي روش هاي زيستي هستيم تا بتوانیم اين پديده را تحت مهار در آوريم.
قرمزي آب از چيست؟
نام كشند قرمز (Red tide) اصطلاحي عمومي براي پديده اي است در محيط هاي آبي كه در حقيقت «شكوفايي پلانكتوني» است و در خلال آن تعداد سلول هاي فيتوپلانكتوني بيش از حد عادي زياد شده به نحوي كه رنگ آب را تغيير داده و به وضوح ديده مي شود. نام كشند نيز به اين خاطر همراه با رنگ مي آيد كه از آنجا كه اين پديده يكنواخت نيست و شدت آن به مانند كشند يا جزرومد آب دريا كم و زياد مي شود و بالا و پايين مي رود.
از آنجا كه هيچ ارتباطي بين جزرومد و اين پديده وجود ندارد، بنابراين برخي از محققان ترجيح مي دهند كه به آن اصطلاح «شكوفايي جلبكي» را اطلاق كرده و به انواع خطرناك آنها شكوفايي جلبكي مضر يا «هَبز» گفته شود.
منبع: موسسه همشهری

گرمایش جهانی مرز ایتالیا و سوئیس را آب کرد
گرمایش جهانی، یخچال های طبیعی کوه های آلپ را آب کرده و مرز ایتالیا و سوئیس را از بین برده است. به گزارش نیوساینتیست گرمایش جهانی در ارتفاعات کوه های آلپ باعث یخ شدن یخچال های طبیعی شده است و همین امر حدود مرز های بین المللی میان این دو کشور را از بین برده است. با گرم ترشدن گرمای زمین یخچال های طبیعی در سراسر دنیا در حال آب شدن هستند که در اروپا سرعت آن بسیار بیشتر است.[تدابير اتحاديه اروپا درقبال گرمايش جهاني]
ایده تعیین مرزهای دو کشور در کوه های آلپ را که قرار است دوستانه برگزار شود پارلمان ایتالیا مطرح کرده است.
قرار است پس از طی مراحل قانونی حدود مرزهای جدید را گروهی از کارشناسان اداره فدرال نقشه برداری سوئیس و انستیتو جغرافی ارتش ایتالیا مشخص کنند.

مرغ كيوي در حال انقراض
مقامات محيط زيست و حفاظت از حيات وحش نيوزلند طي بيانيه اي رسمي و فوري اعلام كردند كه نسل مرغ هاي «كيوي» در سطح اين كشور به شدت در معرض خطر انقراض قرار دارد. به گزارش آسوشيتدپرس، كارشناسان علوم زيستي و جانوري سازمان محيط زيست و حفاظت از حيات وحش نيوزلند معتقدند كه مرغ هاي كيوي كه از نوع جانداران بسيار بي خطر و گياهخوار هستند، به دليل نابودي زيستگاه و عادتهای غذايي شان در حال انقراض نسل قرار دارند.
مرغ هاي كيوي و ديگر گونه هاي جانوري در نيوزلند قربانيان اصلي رشد جمعيت شهري در نواحي نزديك به جنگل ها در اين كشور به شمار مي روند. علاوه بر اين، به دليل آنكه اين نوع از پرنده تنها قادر است در جزاير واقع در اقيانوس آرام جنوبي زندگي كند، درصورت تغيير زيستگاه مي ميرد يا قادر به جفت گيري و ازدياد نسل نيست. اين در حالي است كه براساس اعلام نظر كارشناسان محيط زيست و حافظان حيات وحش، نيوزلند كه جزء غني ترين زيستگاه هاي گونه هاي جانوري در جهان است، به دلايل مختلف از جمله بروز تغييرات جوي 30 درصد يا حداقل 51 گونه از پرندگان و ديگر جانداران بومي خود را از دست داده است. علاوه بر اين، نزديك به يك هزار و 400 گونه از حيوانات و جانداران مختلف مانند مارمولك ها، قورباغه ها، عقاب «هتس»، ماهي و عنكبوت طي چند سال اخير در اين كشور منقرض شده يا در حال انقراض هستند. از اين رو، بسياري از محققان و دانشمندان علوم جانوري در تلاش هستند تا بهترين روش را براي نگهداري و محافظت از اين جانداران به ويژه مرغ كيوي كه نماد ملي نيوزلند نيز است، به كار بسته و از انقراص نسل آن جلوگيري كنند.

 

صفحه 8--20 فروردین 88



ماهیان خلیج فارس

خليج فارس بزرگترين پناهگاه موجودات دريايی به ويژه آبزيان ظريف و كوچك از قبيل ماهی های تزئينی زيبا و رنگارنگ، مرجان ها، صدف ها، حلزون ها، نرم تنان،
 شقايق ها، اسفنج ها، عروس های دريايی و غيره است.تعداد زيادی از اين آبزيان كه در نوع خود زيباترين موجودات دريايی هستند، به علت حوادث مختلف و مسايل زيستی به اين پناهگاه آرام وگرم پناه آورده اند و از هزاران سال پيش در آن به زندگی خويش ادامه می دهند. قباد(شاه ماهي)، حلوا سفيد يا زبيده، شوريده، حلوا سياه، سرخو، شعري، سبيتي، خاور و دختر ناخدا از مهمترين ماهی های خــوراكی و اره ماهي، بمبك، ماهی لقمه و اسب ماهی از ماهی های غير خوراكی خليج فارس محسوب می شوند. علاوه بر اين خليج فارس دارای صدها گونه ماهی تزئينی است كه برخی از نمونه های آن مانند «امپراتور» در جهان نادر است. جراح دم زرد، آنتن دار، دلقك آبي، كاردينال، هامور، سقماهي، دم گاوي، نئون، آرايشگر، صندوق ماهي، شاخدار، خروس دريايي، پيكاسو، ملوان، چيتي، شقايق، ژله و پيكاسوی مشكی از ديگر ماهی های تزئينی آبهای پيرامون كيش هستند.
ماهیهای خوراکی خلیج فارس
شیر ماهی: شیر ماهی در خلیج فارس زیست و صید می شود و دارای اسکلت استخوانی است. ماهی شیر تقریباً به شکل هواپیمای جت است و رگه های عرضی تیره به مقدار کم و روی بدن ماهی مشاهده می شود و تقریباً شبیه ماهی قباد بوده، اما از آن بزرگتر است.
هوور یا تن: این ماهی دارای گوشتی پرخون به رنگ شکلاتی تیره است و در بنادر خلیج فارس از آن برای تهیه ماهی سوری استفاده می کنند.
کولی: همان کوسه است که در داخل دهان دارای دندانهای مخروطی نوک تیز و بسیار برنده است. از انواع کولی می توان به موارد زیر اشاره کرد: کولی بلند، کولی بی دندان، کولی پنگ، کولی جرجور(این کوسه نوزاد خود را در شکم پرورش داده و بعد به دریا رها می سازد).
شوریده: این ماهی که در بندرعباس موش دندان نامیده می شود، در جلوفک دو دندان شبیه دندان موش دارد و رنگ بدن آن در پشت و در قسمت شکم نقره ای
 می باشد و پولک های آن ریز است.
حلوا: این ماهی از انواع ماهی استخوانی است که دو نوع حلوا سفید و حلوا سیاه دارد. ماهیهای حلوا عموماً در دریا زندگی کرده و وارد خلیج کوچک چابهار و خورموسی شده و تغذیه می کنند و در زمستان و اواسط پاییز به دریا می آیند.
شورت: بدن ماهی شورت نقره ای با اثرات تیره در پهلوهاست. دارای 11 تا 12 شعاع در باله پشتی است. ماهی شورت بیشتر در شن و یا روی شن و در کنار دریا زندگی می کند.
سرخو: نام دیگر این ماهی حمرو یا سبیتی است. رنگ آن قرمز متمایل به صورتی می باشد و دارای گردن ضخیم و گوشتالویی است، دهان سرخو بزرگ بوده و کوهان دارد، وزن آن به سه تا چهار کیلو هم می رسد. از انواع آن می توان به سرخوی دم سیاه، سرخوی خونی، سرخوی کم پولک و ... اشاره کرد.
شهری: رنگ این ماهی سفید مایل به زرد و دارای پولک است، لبه سرپوش آبشش نوعی از آن قرمز درخشنده است. از سخت پوستان و نرم تنان تغذیه
می نماید، از انواع آن می توان به شهری خال قرمز، دراز صورت، جلادار، نوار زرد و قوزی چشم درشت اشاره کرد.
سنگسر یا دختر ناخدا: تقریباً دراز و به رنگ سفید و مات بوده، پشت سرش مثل سنگ سفت و شکم و پهلوهایش دارای پولکهای کاملاً نقره ای است. رنگ بدن در ماهی بالغ خاکستری با جلای نقره ای می باشد.
میش ماهی یا ماهی کر(KER): ماهی درشت و بزرگی است، رنگ شکم آن تقریباً کاهی سفید و سرش بزرگ است، پولکهای نسبتاً پهنی داشته و در پشت قهوه ای رنگ و در ناحیه شکم سفید متمایل به زرد می باشد.
گاریز یا کاریز: ماهی کوچکی است به اندازه 10 تا 15 سانتیمتر یا بیشتر به وسیله مشتا (Moushta) یا حدر (Hadr) صید می شود.
چمن: شبیه سرخو و از نوع سرخو است، اما بزرگتر و کم رنگتر از آن و تقریباً صورتی می باشد.
بیاه: این ماهی بزرگ و شبیه ماهی راشگو است ولی سرش پهن تر می باشد و در بیشتر مواقع در سطح آب شناور است.
راشگو: این ماهی در آبهای گرم و ساحل شنی به مقدار خیلی کم یافت می شود ولی طرفداران بسیار دارد. پشت این ماهی سرمه ای کم رنگ و شکم آن نقره ای
 است. ماهی راشگو نسبتاً بزرگ و دارای گوشت لذیذی است،ضممناً خیلی زود صید می شود.
قباد: حداكثر طول آن به 76 سانتي متر مي رسد. بدن كشيده و از طرفين كاملاً فشرده، درازي سر آن تقريباً برابر عرض بدن مي باشد ، بخش بالايي اولين كمان آبششي داراي 1 تا 2 عدد خار آبششي و بخش پائيني آن داراي 7 تا 12 عدد خار آبششي
مي باشد. خط جانبي در جلو داراي انشعابات ظريف زيادي بوده و تا وسط دومين باله پشتي تقريباً مستقيم است. سپس به آرامي به طرف پایين خم شده تا وسط ساقه دمي امتداد مي يابد . باله پشتي اول داراي 15تا 17 شعاع نرم است .
 بدنبال باله پشتي دوم 8 تا 9 عدد بالچه و بدنبال باله مخرجي 8 تا 10 عدد بالچه وجود دارد .
 رنگ بدن در پشت آبي و طرفين نقره اي است. در طول پهلوها سه رديف لكه هاي
 گرد نامنظم وجود دارد كه از چشم شروع مي شود . بخش بالايي باله پشتي تا خار هشتم سياهرنگ است .
زيست شناسي : يك ماهي اپي پلاژيك و نريتيك محسوب مي شود. از عمق 15 تا 200 متري ديده مي شود و گاهي وارد آبهاي گل آلود مصب
مي شوند، به صورت گله هاي كوچك حركت مي كنند و تغذيه آنها از ماهيان كوچك (ساردين و آنچوي)، اسكوديد و سخت پوستان صورت مي گيرد.
سچل: این ماهی را سه کله، سکله هم می نامند و معتقدند که در اصل سگ کله بوده است، رنگ آن سیاه روشن است، طول آن نیز گاهی به شصت سانتیمتر می رسد و گوشت خوشمزه ای دارد و از خانواده تن ماهیان است.
صافی یا سافی: دو نوع دارد. صافی عجمی، با رنگ سیاه (یا قهوه ای متمایل به سبز) و لکه های سفید و ماهی صافی عربی با رنگ قهوه ای روشن تا سبز و شکم نقره ای. این ماهی در ماههای تیر،  مرداد و شهریور در آبهای خلیج فارس فراوان است.  جثه ماهی صافی کوچک است و طول بزرگترین آن به سی و پنج سانتیمتر می رسد و گوشت لذیذی دارد.
ساردین: ساردین یا حشینه یا مومغ، دارای رنگ سفید است و طول آن بین 10 تا 20 سانتیمتر می باشد. پشت این ماهی متمایل به رنگ آبی، پهلوها نقره ای و بدن دراز و استوانه ای می باشد. در بنادر و جزایر خلیج فارس این ماهی را نمک سود کرده و با آن مهیاوه تهیه می کنند.
ساردین گروهی از چندین گونه از ماهی ها را می گویند.
ماهی های ساردین ماهی هایی روغنی هستند از خانواده شک ماهیان که با شاه ماهی شمالی خویشاوند می باشند.نام ماهی ساردین برگرفته از جزیره ساردنی ایتالیا است، زیرا زمانی این نوع ماهی در آبهای آن به وفور یافت می شد. در داستان «پیرمرد و دریا» اثر ارنست همینگوی، سانتیاگو از ساردین به عنوان طعمه استفاده می کرد.
    ویژگی ها:
• قاعده باله مخرجی بزرگتر از قاعده باله پشتی است.
• دارای کیل شکمی فلس دار است.
• کیسه شنا از جلو با معده و از پشت با مخرج ارتباط دارد.
• دارای فلس های سوراخ دار است.
• یک خال تیره در قاعده باله پشتی آنها وجود دارد.
• باله مخرجی کوتاهی دارد.
سینگو
در اصطلاح مردم جنوب، به خرچنگ سِنگو یا سینگو می گویند. سینگو دارای انواعی به این شرح می باشد:
سینگو آدمی: خوراکی است.
سینگو ملا(Mulla): رنگش سفید و پشتش گل گلی است.
سینگو مرجان: در محلهای سنگی و در بین مرجانها، زندگی می کند.
میگوی خلیج فارس
یکی از محصولات پر ارزش خلیج فارس و دریای عمان، میگو، است.میگوی خلیج فارس از جنس پنائاس، می باشد و بین 7 تا 15 سانتیمتر طول دارد. بدن میگو کشیده و دراز و از دو طرف به هم فشرده است. میگو از سه قسمت سر و سینه و شکم تشکیل یافته و بر روی سر و قطعات سینه، پوسته سختی موجود است. در دنبال شکم، دم میگو واقع گردیده که از شش حلقه کیتینی پوشیده شده است. این قسمت که در واقع دنبه میگو محسوب می شود، مملو از یک قطعه پروتئینی سفید است. همین دم میگو است که پس از صید در کشتی بلافاصله از سر جدا و مخلوط با یخ نگهداری شده تا به موقع منجمد و بسته بندی و آماده صدور به داخل یا خارج کشور گردد.
انواع میگو: بنا به اظهار کارشناسان شیلات، تاکنون بیش از ده نوع میگو در آبهای خلیج فارس صید و شناخته شده است که مشهورترین آنها لابستر یا شاه میگو است که وزن آن تا یک کیلو و گاه بیشتر می رسد. از این نوع میگوی کمیاب که در سواحل صخره ای و نزدیک ساحل زیست می کند، سالی حدود 200 هزار عدد صید می شود. بعد از شاه میگو معروفترین نوع میگو یوفایو است. کوچکترین نوع میگوی خلیج فارس که در زبان محلی به آن چکو و سرتیز می گویند، برای کنسرو مورد استفاده قرار می گیرد.
راههای صید میگو: صید میگو تا چند سال گذشته توسط صیادان محلی و به مقدار ناچیز انجام می شد ولی از چند سال پیش به این طرف شرکت سهامی شیلات جنوب اهمیت خاصی به این محصول داده و بهره برداری بیشتر از آن به عمل می آید. صید محلی به وسیله تورهای مخصوص و در برخی مناطق توسط قایقهای کوچک و موتور لنج انجام می شود، گرچه وفور محصول در سواحل جنوبی ایران به حدی است که حتی با وسایل ابتدایی صیادان محلی، و در اعماق 5/3 تا 5/5 متر نیز صید قابل ملاحظه ای انجام می شود. میگو معمولاً چسبیده به کف دریا زندگی می کند، روی این اصل تورهای کشتیهای صید میگو از نوع تورهای خاص کیسه ای هستند که می توانند با دهانه باز خود در حال حرکت کشتی در کف دریا میگو را صید نمایند. هر کشتی دارای دو دستگاه از این تورها می باشد، تورها بوسیله دو بازوی چسبیده به دکل اصلی کشتی از قسمت پاشنه یا عقب آن، به کف دریا فرستاده می شوند.
میگوهای صید شده با ماهیهای خوراکی و غیر خوراکی و سایر آبزیان به عرشه کشتی کشیده می شوند. میگوها را از ماهیها و سایر آبزیان جدا کرده و پس از کندن سر آنها، دم میگو را که قسمت اصلی آن است پس از شستشو برای مخلوط کردن با یخ و نگهداری، به انبار عایق بندی شده کشتی حمل می نمایند.
گوشت میگو از نقطه نظر پروتئین بسیار غنی و نسبت به گوشت دامهای کشتاری دارای میزان پروتئین بیشتری است. مزیت دیگر گوشت میگو بالا بودن میزان املاح و بخصوص کلسیم و فسفر در آن است. میزان فسفر و کلسیم آن نسبت به گوشت دامهای کشتاری بسیار قابل توجه است. با توجه به این نکته که ارزش غذایی گوشتهای مختلف در درجه اول مربوط به میزان پروتئین و املاح آن(خصوصاً فسفر) است، گوشت میگو از این نقطه نظر دارای کیفیتی ممتاز
می باشد. گرچه ارزش حیاتی گوشتهای قرمز از نظر تأمین اسید های آمینه لازم، بیشتر از سایر گوشتها می باشد ولی از نقطه نظر تأمین پروتئین غذایی، بخصوص پروتئین حیوانی و با در نظر گرفتن میزان صید میگو و امکان توسعه و تکثیر این محصول در دریای جنوب، بایستی توجه خاص به این محصول با ارزش مبذول شود.
فصل و مقدار صید: فصل صید میگو معمولاً از مرداد ماه هر سال تا اواسط آبان ماه ادامه دارد و پس از آن چون فصل تخمک گذاری میگو فرا می رسد ممنوعیت صید آغاز می گردد و تا اردیبهشت ماه ادامه پیدا می کند. صید معمولاً هر سال دوبار انجام می شود و مدت آن بستگی به نظر کارشناسان شیلات دارد. در اوایل پاییز در منطقه آبهای قشم، بندرعباس و میناب، صید میگو روزانه به حدود 40 تا 50 تن
 می رسد ولی بعداً هر چه به خاتمه فصل صید نزدیک می شود، مقدار صید کاهش می یابد و به حداکثر 10 تا 15 تن بالغ می گردد.

 

صفحه 8--17 فروردین 88

 

منابع طبيعي و جايگاه از دست رفته
محمد درویش

نفوذ يك ليتر آب در زمين جنگلي 7 دقيقه، در زمين كشاورزي 46 دقيقه و در زمين بدون پوشش 4 ساعت و 6 دقيقه است.
 چه سخني از اين ساده تر و در عين حال گوياتر مي تواند اهميت حفظ سبزينه و منابع طبيعي را در زيست محيط ايران نشان دهد. وقتي بدانيم نفوذپذيري آب در جنگل، 40 برابر خاك بدون پوشش است؛ چگونه مي توانيم بي محاباي فرداها در برابر تغيير كاربري غيرعلمي و افزايش برهنگي سرزمينمان سكوت كنيم و دم برنياوريم؟ رخدادي كه آشكارا موجوديت منابع طبيعي ما را به چالش گرفته است. از همين روست كه وقتي به مرور سخنان عالي ترين رهبران ايران به مناسبت هفته هاي منابع طبيعي سال هاي گذشته مي پردازيم، نمي توانيم همراهي خويش را با اين سخن رئيس جمهور وقت اعلام نداريم: «اهتمام به منابع طبيعي، مهمترين ركن توسعه پايدار است.»
چنين است كه بايد بپذيريم، تصور زيستن در جهاني عاري از مواهب طبيعي، چيزي نيست جز همان كابوس مرگبار كه ما آن را بر پرده  نقره اي هنر هفتم درك كرده ايم. از همين روست كه كيفيت و كميت منابع و اندوخته هاي طبيعي در هر سرزميني، نخستين و بنيادي ترين شرط استمرار حياتي پويا و با نشاط به شمار مي رود. دريافت مهمي كه همزمان با بلوغ فكري جوامع و پوست اندازي تمدن، نوع بشر بيشتر درمي يابد كه چه رابطه  تنگاتنگ و تودرتويي با چه ابعاد عظيم و غيرقابل پيش بيني بين مسائل زيست محيطي و منابع طبيعي با كيفيت زندگي وجود دارد.
آنچه  امروز از هماوردي انسان با طبيعت برجاي مانده، چيزي نيست جز انفجار  جمعيت، كاهش تنوع زيستي، آلودگي محيط زيست و نبود امنيت غذايي؛ درصورتي كه اين انتظار  زيادي نبود كه نسل  داناي امروز بتواند به گونه اي رفتار كند تا دست كم فرزندانش بتوانند از طعم شيرين هم آغوشي با طبيعت سخن بگويند و لذت برند، نه از مصايب تلخ هماوردي با آن رنج و دردي فزاينده را تحمل كنند.
بر اين اصل، گزاف نخواهد بود كه بگوييم: تمدن معاصر در شرايطي، نخستين دهه از هزاره سوم  عمر خويش را به پايان مي برد كه فرسنگ ها از مسيري متعادل و خردمندانه از منظر ملاحظات بوم شناختي فاصله گرفته و بسياري از روند هاي زيست محيطي اش با شتابي پس رونده مواجه شده است، به نحوي كه شايد بيش از هر زمان ديگري بتوان ادعا كرد: جامعه انساني از بنياد ناپايدار مي نمايد؛ ادعايي كه بسياري از انديشمندان  حوزه محيط زيست بر آن مهر تأييد زده اند.
البته بايد اذعان داشت كه انديشه «پايداري منابع طبيعي و محيط زيست»، در شمار موضوعاتي است كه درجه  اهميت  آن در جستارهاي زيست محيطي، نشان از آگاهي و رفاه نسبي منطقه  يا جامعه اي دارد كه موضوعات ياد شده در آن به چالش كشيده شده است. به سخني ديگر، كشف و اندازه گيري و ارزيابي شاخص هاي پايداري زيست (نظير كيفيت تنوع زيستي) مسئله بسيار مهمي است، اما براي آناني كه مجال آن را دارند يا اين مجال به آنها داده شده است تا به مسائل بزرگ و مهم خويش بينديشند! از همين روست كه متأسفانه در اغلب كشورهاي جنوب مشاهده مي شود كه مثلاً تنوع زيستي به موضوعي فانتزي بدل شده و امكاني براي پرداختن به ابعاد آن به نحوي كه سزاوار باشد، كمتر به وجود آمده و مي آيد. در حالي كه تا دو يا سه دهه  پيش، شمار  كساني كه مي پنداشتند طبيعت اين توان را دارد تا از خود محافظت كرده (ذاتاً خود را بازسازي كند) و مي توان فعاليت اقتصادي و توسعه  منتج از آن را جداي از محيط زيست طبيعي مورد بررسي قرار داد، در اكثريت قرار داشتند، امروزه شرايط به گونه اي ديگر رقم خورده و شاهد رشد شتابناك باورهايي هستيم كه پندارهاي نسل گذشته را به درستي به چالش كشانده اند؛ باورهايي كه مي گويند: «اگر مي خواهيم عملكرد اقتصادي جامعه به پايداري برسد، بايد ملاحظات زيست محيطي در فعاليت هاي تجاري بيشتر رعايت شود. اينك بهره برداري از مواداوليه و به دنبال آن تجمع و رها شدن  اين مواد در محيط زيست به حجمي رسيده كه از حد ظرفيت تحمل بوم شناختي فراتر رفته است. بنابراين براي كاستن از شتاب مصرف مواداوليه، بايد مصرف  جهاني آن به بهانه  توسعه  اقتصادي، قانونمند شده و مهار شود؛چه، اگر مي خواهيم مواد اوليه  ما دچار تخريب نشوند، بايد به آنها فرصت بازفرآوري و زيست پالايي مجدد دهيم.»
نتيجه
جمعيت، آلودگي و منابع3 حوزه  عمده اي هستند كه ريشه  اغلب بحران ها يا دشواري هاي زيست محيطي جهان  ما، پيرامون يا متأثر از آنهاست. با اين وجود و به رغم حضور طيف ظاهراً پرشمار و متنوعي از مسائل زيست محيطي، به قول دانيل چيراس، صاحب كتاب ارزشمند «علوم زيست محيطي؛ اقدام براي آينده اي پايدار » به نظر مي رسد ريشه هاي اصلي اغلب اين مسائل در حوزه محيط زيست به درخت واحدي مي رسند؛ به سخني ديگر، از آنجا كه عموماً دركي ناقص و مبتني برعلايق يا مصلحت سنجي هاي بخشي، متوجه اقدامات بازدارنده  بحران هاي زيست محيطي است، مشاهده مي كنيم كه راهكارهاي ارائه شده يا سياست هاي به كار رفته، بعضاً به تغييرات و جرح و تعديل هاي حاشيه اي پرداخته يا تنها بخشي از يك مسئله را حل كرده اند و درنتيجه عملاً و با ناديده انگاشتن ابعاد واقعي بحران، مسائل را وخيم تر كرده و هزينه  درمان را در طول زمان بالاتر  برده اند. چيراس حتي پا را از اين هم فراتر نهاده و صراحتاً مي گويد: «با گذشت سالها به اين دريافت رسيده ام كه بسياري از تلاش هاي ظاهراً اساسي صورت گرفته به انگيزه  حفاظت از محيط زيست، اصلاً ربطي به موضوع نداشته اند!
در حقيقت، بيشتر تلاش ها را دقيقاً مي توان به مثابه جانشين و وسيله اي موقت تلقي و ترسيم كرد، زيرا اغلب آنها فقط به نشانگان  بيماري مي پردازند و از فهم دلايل اصلي نهفته در آن عاجزند.» به هرحال آنچه انكارناپذير مي نمايد، آن است كه نگراني از آينده  زيست محيطي جهان و عواقب درازدستي هاي نابخردانه  آدمي در اندوخته هاي طبيعي آن، اينك نه صرفاً دغدغه روشنفكران و انديشمندان حوزه محيط زيست كه دغدغه مردان سياسي زمين نیز است.
 اميد كه در آيين هاي گراميداشت هفته منابع طبيعي در ايران، مردان و زنان سياست سالار ايراني هم عملاً ثابت كنند كه رعايت ملاحظات مبتني بر حفظ محيط زيست، در شمار اولويت هاي محوري برنامه هاي ايشان جاي دارد. عزم دولت ايران براي انتشار گزارش ملي كشور درخصوص تغييرات آب و هوا و پيامدهاي جهان گرمايي، مي تواند شناسه اي اميدبخش در اين حوزه به شمار آيد؛ شناسه اي كه انتشار نخستين پيش نويس اين گزارش نويدبخش سزاوارانه آن است.
منبع: همشهری آنلاین

آشنايي با جنگل ابر
جنگل ابر يكى از دست نخورده ترين جنگل هاى ايران است كه در ۳۵ كيلومترى شمال شرق سمنان قراردارد.
جنگل ابر از جنگل هاي زيبا و خوش آب و هواي استان سمنان است كه در 50 كيلومتري شمال شرق شاهرود و در مسير جاده شاهرود به آزادشهر استان گلستان و در روستاي ابر قرار دارد. اين جنگل با 35 هزار هكتار وسعت در ادامه جنگل هاي سرسبز شمال كشور است و از آنجا كه فضاي اين جنگل را پوششي از ابر فرا گرفته به همين دليل اين جنگل را جنگل ابر مي نامند.
ارتفاع زياد جنگل از سطح دريا، پايين بودن درجه حرارت در فصل گرما و وجود چشمه سارهاي فراوان و پوشش جنگلي متنوع [جنگل ابر ميزبان جشنواره نغمه و طبيعت] از شاخصه هاي اين جنگل است.
اين جنگل در استان سمنان و در نزديكى روستاى ابر واقع شده و تقريباً مرز استان سمنان و استان گلستان است.
جايى كه از ضخامت كوه هاى البرز كاسته مى شود و ابرهاى گرفتار در پشت اين ديواره از لابه لاى دره ها به سمت جنوب سرازير مى شوند؛ به همين خاطر تقريباً از بعدازظهر تا نيمه هاى شب با سرد شدن هوا چنان مى نمايد كه جنگل به روى ابرها سوار شده است.
اين اتفاق منطقه ابر را دگرگون كرده و آب و هوايى متفاوت از سراسر سمنان به آن داده است. در قسمت هاى جنوبى جنگل، يعنى قسمتى كه به تمدن نزديك تر است پوشش گياهى تنك ديده مى شود. در عمق جنگل تپه هاى پرشيبي وجود دارد كه سراسر پوشيده از درختان بلند است.
مشهورترين درخت منطقه اورس است. درختى با ريشه هاى بلند كه روى زمين مى خزد.
مناطق ابتدايى جنگل ابر ييلاق چوپانان گلستانى است، اما در عمق جنگل اثرى از انسان ديده نمى شود.
جنگل ابر شاهرود با 35 هزار هكتار وسعت به سه دليل براي دنيا اهميت دارد. اول اين كه قسمتي از جنگل هاي باستاني هيركاني است و گياهان دارويي آن كم نظير است.
دليل دوم مربوط به«اكوتن» اين ناحيه مي شود؛ يعني مرز ميان بند بين دو زیست بوم منطقه نيمه بياباني و جنگلي.
به طوريكه مي توان در جنگل هاي اين ناحيه درختان سوزني برگ را در كنار درختان پهن برگ مشاهده كرد كه اين امر در گونه هاي جانوري هم تأثيرگذار بوده است.
دليل سوم آنكه به خاطر جغرافياي خاص منطقه كه دو منطقه كم ارتفاع و بلند را در كنار هم قرار داده است، شاهد تشكيل اقيانوس ابر در اين منطقه هستيم كه پديده كم نظيري در دنيا محسوب مي شود.
قدمت جنگل هاي هيركاني كه جزو بقاياي دوران سوم زمين شناسي هستند از يك سو و وجود 80 گونه گياهان چوبي به همراه گونه هاي گياهي بسيار نادري مانند راش، بلوط، توسكا، نارون، گيلاس وحشي، بارانك، سرخدار، نمدار و ... از سوي ديگر، نشان مي دهد كه اين اراضي مي توانند همچون موزه زنده اي براي جذب گردشگران داخلي و خارجي مورد استفاده قرار بگيرند.
بخشي از گردشگران اين منطقه، گياه شناساني هستند كه براي ديدن گونه هاي نادر گياهي موجود در جنگل هاي هيركاني به ايران مي آيند.
دسته دوم، گردشگران عمومي هستند كه بيشتر از كشورهاي آسياي ميانه و خاورميانه به ايران مي آيند.

صفحه 8--22اسفند 87

 

کشف قطعه ای جدید از درخشندگی جانداران دریایی

محققان و زیست شناسان دانشگاه گوتنبرگ، با مطالعه بر روی نوعی سخت پوست موفق به کشف قسمتی از عملکرد مرموز نورافشانی در جانداران به خصوص جانداران دریایی شدند.
پدیده پرتو افکنی توسط موجودات زنده که به لومینانس زیستی مشهور است، در میان بسیاری از گونه های زیستی به خصوص در میان گونه های دریایی بسیار رایج است. دلیل این پدیده اینگونه فرض شده است که نور در بدن این جانداران ناشی از واکنش های شیمیایی است که مولکولهای اکسیژن نقشی مهم در آن ایفا می کنند.
در جهان حیوانات، این واکنشهای شیمیایی جایگزین توسط سلولهای درخشانی به نام فتوسایتزها شکل می گیرند. این سلولها درون عضو نوری پیچیده ای متراکم شده اند که در این عضو شدت نور توسط تحریکات اعصاب تعدیل می شود. اعصابی که با کمک بازتابنده ها، عدسی ها و فیلترها نور را تعدیل می کنند.
به این شکل جانداران می توانند طول موج، میزان انتشار و شدت نور را نسبت به نیاز خود تطبیق دهند. با وجود اطلاع از این فرایندهای کلی، سازوکار اصلی در پس این فرایند همچنان مخفی و مرموز باقی مانده است.
زیست شناسان دانشگاه گوتنبرگ، طی تحقیقات اخیر خود موفق به کشف قطعه ای جدید از این جورچین پیچیده طبیعی شدند. این محققان مطالعات خود را بر روی ستاره های دریایی، خرچنگها و انواع ماهی ها متمرکز کردند.
گزارشهای این مطالعات نشان می دهد، کریل نوعی جاندار دریایی مشابه میگو از خانواده سخت پوستان از ماهیچه های مخصوصی برخوردار است که می تواند شدت نور را در حالت انقباض و کشیدگی بدن تعدیل کند.
اکسید نیتریک نیز در فرایند درخشندگی زیستی در بدن کریلها نقش حیاتی دارد. این ماده در مجراهای مویرگی کوچکی تولید شده و سلولهای فتوسایت کریل را از نظر اکسیژن تأمین می کند. این فرایند درست مشابه عملکرد ماهیچه های خاص منقبضی است که در نقطه ای به منظور خون رسانی به فتوسایت ها متمرکز شده اند.
آزمایشها بر روی عامل انقباض و انبساط ماهیچه ها نشان می دهد زمانی که ماهیچه ها در حالت استراحت به سر می برند، کریل نورافشانی را آغاز می کند که دلیل چنین پدیده ای به احتمال زیاد افزایش جریان خون اکسیژن دار به سوی سلولهای فتوسایت است.
لومینانس زیستی یا پرتو افکنی زیستی طی دوره های تکاملی در میان بسیاری از گونه های زیستی گسترش یافته و گونه های مختلف شیوه های متفاوتی را برای تابش نور و مهار شدت نور فرا گرفته اند. همچنین تحقیقات محققان دانشگاه گوتنبرگ نشان می دهد که وجود اکسید نیتریک بر گونه های مختلف تأثیر متفاوتی دارد. برای مثال این ماده در بدن ماهی شگفت انگیزی به نام «سیلور هتچت» که در اعماق دریا زندگی می کند، از واکنش های نورزایی جلوگیری می نماید. در حالی که همین ماده در ماهی با نام پلاین نقشی کاملاً معکوس دارد.
نورهای زیست شناختی تنها برای خود جاندار به عنوان ابزاری برای استتار یا برقراری ارتباط مفید نیستند بلکه این مواد در مطالعات مولکولی زیست شناختی نوین نیز نقش مهمی به عهده دارند. به طوری که جایزه نوبل 2008 شیمی را به دلیل توانایی در درخشان ساختن پروتئین های بدن انسان به واسطه نور سبز فسفری و تسهیل مطالعه بر روی آنها اختصاص دادند.
بر اساس گزارش ساینس دیلی، نتایج جالب توجه مطالعات محققان دانشگاه  گوتنبرگ از ماه گذشته منتشر شده و با نام " نظارت پرتو افکنی زیستی: عامل نورگزین در جانداران دریایی" در اختیار عموم قرار گرفته است.

سازمان محیط زیست، دانش کافی برای مدیریت زباله های الکترونیکی را ندارد

سازمان حفاظت محیط زیست کشور در حالی آیین نامه اجرایی مدیریت زباله های الکترونیک را در برنامه های خود قرار داده که این طرح با فقدان سرمایه گذار و همین طور دانش و اطلاعات پایه مواجه است.
به همین منظور قرار است کارگاه آموزشی مدیریت صحیح و منطبق بر استانداردهای زیست محیطی پسماندهای الکترونیکی، سال آینده با حضور صاحب نظران بین المللی برای برنامه ریزی و ارایه طرح های جدید برگزار شود.
این در حالی است که به عقیده مدیر مرکز منطقه ای (جنوب غرب آسیا) کنوانسیون "بازل" ، نبود اطلاعات کافی در مورد تعداد و حجم وسایل الکترونیکی و الکتریکی درکشور وهمین طور فقدان برنامه ریزی برای جذب سرمایه گذار در این خصوص، توانسته پیشبرد مدیریت زباله های الکتریکی را با مشکل مواجه کند اگر چه زمان زیادی از برنامه ریزی و عملیاتی کردن این طرح نگذشته است.
سروش مدبری، معاون آب و خاک سازمان محیط زیست در این خصوص گفت: این کار نیاز به زمان و سرمایه گذار دارد و ما مشکلات خطرناکتری مثل انباشت زباله های بیمارستانی داریم و در طول 50 سال گذشته متاسفانه نتوانسته ایم در کشور برنامه ای مناسب برای حل این معضل تدارک ببینیم و هنوز بحران زباله های بیمارستانی وجود دارد، اما در کارگاه آموزشی سال آینده در سوئیس به مردم و حضور سرمایه گذار و امنیت درآمد در این حوزه توجه شده است که امید می رود بتواند حرکتی جدی و جهانی برای حل بحران زباله های الکترونیک در جهان انجام دهد.
این مسئول به تدارک برنامه ای برای انجام کارگاه آموزش مدیریت پسماندهای الکترونیک اشاره کرد و گفت: بر اساس نیاز سنجی ها متوجه شدیم مسئله زباله های الکترونیکی از اهمیت زیادی برخوردارند.
معاون آب و خاک سازمان محیط زیست کشور، به مسائل مالی و حضور کسانی که فناوری این حوزه را در اختیار دارند و همین طور استادان و کارشناسان حوزه زباله های الکترونیک در کارگاه آموزشی  اشاره و تاکید کرد: این کارگاه به مخاطبان محیط زیستی فعال و متخصص و همین طور تولید کنندگان وسایل الکترونیکی و مصرف کنندگان آنها آموزش می دهد که چطور با این مسئله برخورد و باعث کم شدن اثرات و از بین رفتن مشکلات آن شوند.
مدبری با اشاره به انجام مکاتبات کنوانسیون با نهادها و سازمانها و دستگاه های مرتبط تاکید کرد: هیچ آمار و اطلاعات دقیقی در خصوص تعداد وسایل الکترونیک در کشور در اختیار نداریم و نمی دانیم مثلاً چند عدد موبایل در کشور وجود دارد و مثلاً چه تعداد رایانه به کشور وارد می شود تا در مورد آنها برنامه ریزی دقیق داشته باشیم؛ چرا که به طور مثال عمر مفید وسایل الکترونیک در کشور به نسبت نرم جهانی کمتر است و این مسئله و قاچاق بخش زیادی از گوشی های بازار کشور، تمام تلاش و مکاتبات با گمرک و اتحادیه فروشندگان را بی نتیجه گذاشته و نتوانسته ایم به ورود و تعداد و عمر وسایل الکتریکی و الکترونیک در کشور آگاه شویم.
مجموع مشکلات این حوزه می تواند مانعی برای دادن اطلاعات صحیح سازمان محیط زیست و کنوانسیون جهانی  "بازل" به سرمایه گذاران در این حوزه باشد.

خوردن گوشت و گازهای گلخانه ای
 ليلا رستگار
خوردن گوشت هيچ گاه به اندازه امروز رايج و به همان اندازه بحث برانگيز نبوده است.
رواج سريع گوشت خواري باعث شده است كه قيمت گندم و جو (به دليل استفاده براي تغذيه دام)
دو برابر شود و ميليون ها نفر در جهان دچار گرسنگي شوند. اين كار با تحولي كه در دام داري ايجاد كرده، نتيجه اش افزايش بيشتر گازهاي گلخانه اي است.
مردم معمولاً اگر بتوانند هزينه خريد گوشت را بپردازند، دوست دارند گوشت مصرف كنند. امروزه يكي از نشانه هاي خارج شدن مردم يك جامعه از فقر، مصرف هرچه بيشتر گوشت است.  خوردن گوشت در عصر حاضر يكي از نشانه هاي رشد اقتصادي در كشورهايي مثل چين و هند است.
در چين در كمتر از سه دهه مصرف گوشت هر نفر بيش از دو برابر شده است، يعني از 24 كيلو در سال 1980 به 54 كيلو در سال 2007 رسيده است. در هند مصرف مرغ از اين هم بيشتر  است، به نحوي كه آنها در سال 1990 تنها 2/0 تن مصرف داشته اند و اين رقم اكنون به 3/2 تن رسيده است. پيش  بيني مي شود كه مقدار مصرف در اين دو كشور پرجمعيت دنيا از اين هم بيشتر شود!
مشكل اينجاست كه پرورش دام به گندم و جو نياز زيادي دارد و  اگر توسط دام ها استفاده نشود مي تواند غذاي بسياري از مردم باشد.  براي توليد يك كيلو گوشت گوساله به 8 تا 9 كيلو جو و گندم نياز است. هم چنين براي اينكه گوساله اي پروار شود براي هر كيلوي آن ، 20 متر مربع زمين لازم است، در صورتي كه براي توليد يك كيلو سبزي فقط 3/0 متر مربع زمين لازم است. در حالي كه دو كشور پرجمعيت دنيا هر روز بيش از قبل به خوردن گوشت و مرغ علاقه  نشان مي دهند، نشانه هاي بحران در تامين غذاي مردم دنيا از هم اكنون آشكار شده است.
آنچه كه امروزه به «انقلاب دام پروري» معروف است، خود باعث افزايش گرماي كره زمين مي شود. سازمان غذا و كشاورزي ملل متحد در گزارش خود گفته است يك پنجم گازهاي گلخانه اي كه در دنيا توليد مي شوند، به دليل پرورش دام ها براي تهيه غذاي مردم است؛ يعني بيشتر از تمام رفت و آمدهاي وسايل نقليه در دنيا.
چراي دام عامل اصلي از بين رفتن جنگل ها در تمام دنياست. از طرف ديگر چراي بي رويه دام ها يك پنجم مراتع دنيا را به بيابان تبديل مي كند. همچنين براي اينكه يك ليتر شير توليد شود رقم باور نكردني 990 ليتر آب مورد نياز است!
اما انسان به دليلي همه چيز خوار است. گوشت يكي از راه هاي مهم تامين بسياري از مواد مغذي است. با اين حال بسياري از مردم همچنان گياه خواري را انتخاب مي كنند. براي مثال بسياري از هندو ها و بودايي ها به دليل مذهبي هيچ محصول دامي را مصرف نمي كنند. برخي ديگر هم به دليل هاي ديگري  از خوردن گوشت خودداري مي كنند؛
براي مثال 3/2 درصد از بزرگسالان در  امريكا گياه خوار هستند و 7/6 درصد هم از گوشت قرمز استفاده نمي كنند.
واقعيت اين است كه خوردن يا نخوردن گوشت يك مسئله كاملاً انتخابي است. اما مسلماً با توجه به مسايلي كه دامداري براي دنياي امروز به وجود مي آورد، اين پيشنهاد مي تواند بسيار درست باشد كه در صورت استفاده از گوشت در رژيم غذايي، تعادل و ميانه روي در مصرف آن حفظ شود و هنگام استفاده از آن به تاثيراتي كه دام پروري زياد بر روي افراد فقير و حتي محيط زيست مي گذارد فكر كنيم تا در صورت تمايل به مقدار درست از آن استفاده كنيم.

 

صفحه 8--19 اسفند 87

 

آلودگی نوری، معضل جامعه نوین


تا حالا چند بار به خورشید خیره شده اید؟ بعد از خیره شدن به جوشکاری چه احساسی داشته اید؟ نظرتان نسبت به راننده ای که پشت سرتان با نور بالا رانندگی می کند چیست؟ ما کم و بیش در زندگیمان تمام این موارد را دیده ایم. اگر اینطور است مطمئن باشید آلودگی نوری را تجربه کرده اید. آلودگی نوری نور مزاحمی است که اغلب در تاریکی شب باعث آزارهای چشمی شده و آسیب هایی
 را ناخواسته به روح و جسم ما وارد می کند. بگذارید در ابتدا ببینیم آلودگی نوری چیست: به نورهای مصنوعی که در زمان یا مکان نامناسب از استاندارد خود خارج شده و با کیفیت نامطلوب محیط زیست و آسمان شب را آزاردهنده و آلوده می سازد را آلودگی نوری می نامیم. یک نور استاندارد باید از سه فاکتور زمان و مکان و کیفیت بهره مند باشد.

مکان مناسب
مکان مناسب برای نور، مکانی است که واقعاً نیاز به روشن بودن محیط ضروری می نماید. دقیقا مانند پارکینگهای بزرگ شرکت واحد که با نور خیره کننده ای بی علت تا صبح محیط پارکینگ و چند خیابان اطراف را مثل روز روشن ساخته اند. حال آنکه تدابیرامنیتی در محیط یک بانک کم نورتر از پارکینگهای اتوبوسهای شرکت واحد است. باز هم بدنبال مثالهایی از این قبیل باشید زیرا پیدا کردن نمونه های استاندارد در کشور ما به مراتب دشوار تر از دیدن نمونه های غیر استاندار است.

زمان مناسب
ضمن اینکه در روز(زمان) احتیاجی به روشن ماندن یک لامپ نیست در شب نیز در مسیرهای کم رفت و آمد احتیاجی به روشن ماندن انواع روشنایی ها نیست مانند نیمه شب در معابر کم رفت و آمد و یا در راهروی یک بیمارستان یا اداره. تا اینجا کمی با محیط هایی که در آن آلودگی نوری باعث آزارمان می شود
 آشنا شدیم.
چه چیز باعث آلودگی نوری می شود؟
در حقیقت در ابتدایی ترین نگاه، چه گونه ای از لامپها را ما لامپ ناهنجار و غیراستاندارد
می نامیم؟ آیا ما احتیاج داریم تا زیر هواپیماها یا اجرام معلق در آسمان تاریک شب را ببینیم. یا نیاز به داشتن ستاره ها داریم تا یادآور جایگاه واقعی ما در جهان شوند. تا شاید روزی به خود غره نشویم که ما تنها مخلوق خداییم یا اینکه دست کودک خویش را بگیریم و دقایقی را بدون صرف هزینه به یک گردش علمی یا پیک نیک شبانه ببریم تا از زیبایی شب نیز بهره مند گردد. بدست آوردن کدامیک را ترجیح می دهید؟ دقت داشته باشید در یک لامپ غیر استاندارد بسته به نوع و طراحی آن، ۳۰ تا ۴۰ درصد اتلاف انرژی را به همراه دارد و همینطور دید عابران را نیز کم کرده و تحت شعاع قرار می دهد.
 فکر می کنید با اصلاح هر لامپ در
 خانه هایمان به چند روستا برق رسانی شود یا ساعات خاموشی مان کاهش یابد؟ اگر همه ما موارد ساده را در خصوص آلودگی نوری رعایت کنیم بی شک بیش از نصف آلودگی نوری شهرهایمان برطرف خواهد شد.
اثرات مخرب آلودگی
اما اثرات مخرب آلودگی نوری بر انسان و محیط زیست به مراتب جدی تر از حد انتظار ماست. چه بهتر است ببینیم آلودگی نوری از کجا شروع شد و کشورهای پیشتاز تا به حال چه کرده اند؟ زمانی را تصور کنید که هنوز انسانها در غارها زندگی می کردند یا چرا آنقدر دور همین چند قرن اخیر. فکر می کنید روال زندگی آنان در طول شبانه روز چگونه بود. آنان مجبور بودند امورات زندگی شان را با طلوع و غروب خورشید تنظیم کنند. با اولین سپیده بیدار شده و با پایین رفتن خورشید به بستر بروند. در حقیقت سیکل زندگی طبیعی انسان به همین منوال است. ساعت درونی بدن در طول تاریخ بشریت با همین زمان بندی شکل گرفته و رفتارهای سالم و طبیعی انسان را تثبیت کرده اند. شما مطمئن باشید اگر غیر این بود خداوند در مراحل پیدایش زمین حتماً لامپ را نیز در آفرینش خود قرار می داد. اما وجود هر نور مصنوعی برای انسان لازم نبود چرا که سلامت او و اطرافش را به خطر می انداخت... انسانها در طول تاریخ سعی کردند از عوامل طبیعی مانند جمع آوری کرمهای شب تاب،ساخت شمع، استفاده از روغن های حیوانی و سوزاندن چوب برای روشن ساختن اطرافشان بهره مند شوند.
این روال تا اختراع برق توسط ادیسون ادامه داشت و همانطور که اول وسیله ای اختراع
می شود و بعدها فرهنگش می آید رفته رفته استفاده از لامپ و برق در تمام خانه ها، ادارات، خیابانها و بزرگراه ها شیوع پیدا کرده و پا از حیطه خود فراتر نهاد و به وسیله ای جهت سرگرمی و بوجود آوردن زیبایی ها و رنگهای خیره کننده در آبنماها ساختمانها، برجها و... انجامید. سالیان سال مردمان روستا و شهرها بدون هیچ زحمتی به سادگی به نظاره ستاره ها ی دنباله دار و گاه بارش های
 شهابی می نشستند اما به نظر می رسد نوعی سنت گریزی (همانگونه که در جوان های امروز
 می بینیم) دیده شد و سیل هجوم به سمت نور بدون توجه به استانداردهای احتمالی را در دهه های
 اخیر شاهد بودیم. اما از دست رفتن ستارگان چیز کمی نبود که بتوانیم آن را نبینیم. اولین مطالعات را ستاره شناسان در حدود ۴۰ سال پیش در خصوص آلودگی نوری داشتند. چرا که پیش از محسوس بودن این افزایش روشنایی برای سایر افراد تجهیزات دقیق ستاره شناسان متوجه چنین شرایطی شده بود. کم فروغ تر شدن ستاره گان در شهرهای بزرگ آنان را برآن داشت تا چرایی موضوع را جویا شوند.
اما توجه جدی به این مسئله و تصویب اولین قوانین در سطوح منطقه ای، استانی و ملی به چند سال پس از آن موکول گردید. اولین گردهمایی علمی بین المللی در این باره در اکتبر ۱۹۵۵ در ایتالیا و با موضوع آلودگی نوری ابعاد و احتمال وقوع برگزار گردید و به فاصله ۲ سال اولین قانون محلی مبارزه با آلودگی نوری در ایتالیا به تصویب رسید. یکی از اولین و برجسته ترین قوانین مقابله با آلودگی نوری مربوط به ناحیه لومباردی کشور ایتالیاست که در سال ۲۰۰۰ به تصویب رسید و به نمونه مناسبی برای سایر مناطق و کشورها مبدل شد. کشورهای آمریکا و استرالیا نیز از پیشتازان این مبارزه هستند. در اینجا به چند بند از قانون منطقه لومباردی توجه فرمایید. ساختارهای روشنایی باید به وسیله ساختارهایی که قابلیت کم کردن میزان تابش نور را پس از ساعات خاموشی شبانه دارند پشتیبانی شوند.
ساختارهای روشنایی باید مجهز به لامپهایی با حداکثر بازده با توجه به فناوری روز باشند. مقامات دولتی باید ترویج کننده اصولی باشند که در این قانون به آنها اشاره شده است و اولین کسانی هستند که کاربرد صحیح این قوانین را وارسی خواهند نمود. نصب کنندگان وسایل روشنایی تنها مجاز به نصب وسایلی هستند که روی آن قید شده باشد مطابق با قوانین مقابله با آلودگی نوری با مصرف حداقل انرژی منطبق با قانون منطقه لومباردی.

خواب «پريشان» هنوز پريشان است
روند تخريب قسمتي از تالاب پريشان در پي هجوم ماشين هاي سنگين راه سازي به اين تالاب در روز هواي پاك، اگر چه با اعتراضات تشكل هاي محيط زيستي متوقف شد، اما برداشت آب كشاورزان از درياچه معضلي است كه همچنان حيات اين درياچه را در معرض خطر قرار داده است.«بارها به صورت شفاهي و كتبي به محيط زيست شهرستان، جهاد كشاورزي و اداره آبياري گوشزد كرده ايم تا در ارتباط با برداشت آب كشاورزان از آب درياچه اقدام كنند و متخلفان را به مراجع قضايي معرفي كنند كه در اين ارتباط هنوز اقدامي صورت نگرفته است و پريشان همچنان در حال تخريب است.»ابوالفضل عاشوري، رئيس دادگستري شهرستان كازرون با بيان اين مطلب مي گويد: اقدامات اداره راه براي ساخت جاده روستايي و استفاده كشاورزان از آب درياچه به منظور آبياري مزارع باعث شده تا قست اعظمي از اين درياچه تخريب و خشك شود.تخريب گسترده درياچه پريشان از سوي اداره راه در حالي روي داد كه محيط زيست استان فارس با اين طرح مخالفت كرده بود و نامه ارسالي از سوي اداره راه را اينگونه پاسخ داده بود: «اجراي هر طرحي در محدوده و حريم تالاب منوط به ارزيابي زيست محيطي است.»
با اين حال پيمانكار اداره راه بي توجه به مخالفت محيط زيست،در روز هواي پاك كه مسئولان محيط زيست منطقه سرگرم برگزاري برنامه هاي مربوط به اين روز بودند بخشي از تالاب را تخريب كرد. در پي اين حادثه و اعتراض تشكل هاي زيست محيطي و جمعي از مردم منطقه، دادستان كل كشور طي نامه اي به دادستان كازرون و رئيس سازمان محيط زيست خواستار جلوگيري از تخريب درياچه و بررسي موضوع و معرفي مقصران امر شد. با وجود تعطيلي عمليات راه سازي، روند تخريب و خشك شدن پريشان متوقف نشده است. به نظر مي رسد كشاورزاني كه همچنان از آب اين درياچه براي آبياري مزارع خود استفاده مي كنند عاملان اصلي اين واقعه هستند، اما عاشوري، محيط زيست و اداره آبياري را متهمان رديف اول اين پرونده مي داند: « سازمان محيط زيست بايد در سال هاي گذشته نسبت به جمع آوري تلمبه هاي كشاورزان و معرفي متهمان به دادگاه اقدام مي كرد، اما متأسفانه به طور جدي در اين امر وارد نشده است.»
   رئيس دادگستري كازرون، متوقف كردن عمليات اجرايي اداره راه، ممانعت از برداشت بدون مجوز آب از درياچه و باز شدن راه چشمه هاي آبي كه كشاورزان به روي درياچه بسته اند را از جمله دستورات صادره شده از سوي دادستاني در جهت جلوگيري از روند تخريب درياچه پريشان عنوان مي كند و مي گويد: به طور حتم در مقابل جمع آوري تلمبه هاي كشاورزان و هدايت چشمه هاي آب به سمت درياچه با مقاومت كشاورزان مواجه خواهيم شد كه بايد درصورت لزوم نيروي انتظامي وارد عمل شود.
  وي همچنين درباره اخذ غرامت از اداره راه به جهت عمليات اجرايي در منطقه و تخريب درياچه پريشان اظهار مي كند: در صورتي كه ثابت شود خسارت وارده از سوي اداره راه بوده بايد خسارت پرداخت كند.درياچه پريشان يكي از زيباترين درياچه هاي آب شيرين ايران است و از جمله اكوسيستم هاي پايداري است كه از لحاظ زيست محيطي داراي حساسيت و اهميت بالايي است.

 

صفحه 8--1 اسفند 87

 

ابوظبی به دنبال انرژي سبز

شهری عاری از دی اکسید کربن در ابوظبی ساخته خواهد شد، شهری که در آن خودرویی وجود ندارد و برق از نیروگاه های خورشیدی تأمین می شود.
در کنفرانس افتتاح "آژانس بین المللی انرژی های تجدیدپذیر" که در بن آلمان برگزار شد، نمایندگان کشورهای نفت خیز نیز حضور داشتند. این کشورها از تأسیس این نهاد استقبال خوبی کردند. آنان نیز به خوبی می دانند که عصر انرژی های فسیلی به زودی سر خواهد آمد.
مسئولين شیخ نشین ابوظبی در امارات متحده عربی، در قالب برنامه ای موسوم به "مصدر" (سرچشمه) نخستین شهر عاری از دی اکسید کربن را بنا خواهند نهاد. این طرح از جمله با همکاری شرکت های آلمانی اجرا می شود.
به گفته یکی از مهندسان آلمانی حاضر در این طرح، در ابوظبی «زباله ها تفکیک
نمی شوند و در هنگام خرید حتی اگر میزان خرید کم باشد تعداد زیادی کیسه های پلاستیکی برای حمل خرید استفاده می شود.»
شهری سبز با وجود انرژی ارزان
ابوظبی بر دریایی از نفت قرار گرفته است، قیمت بنزین در آن جا حدود ۳۰ سنت در هر لیتر است و خودروهای شاسی بلند بزرگ و سنگین، طرفداران زیادی دارند. خانه ها، محل های کار و مراکز خرید با مصرف بسیار زیاد برق خنک می شوند. مسئولين طرح مصدر معتقدند که دیر یا زود باید از انرژی های فسیلی دست برداشت. به نظر آنان بهتر است این تغییر پیش از پایان منابع فسیلی صورت گیرد. مسئولين می گویند، اگر ابوظبی شروع کننده این حرکت در منطقه باشد، فناوری لازم را در اختیار خواهد داشت و کشورهایی که دیرتر به فکر می افتند، باید آن را از این کشور خریداری کنند. به گزارش دويچه وله، نخستین نیروگاه خورشیدی در دست ساخت درمصدر، ۱۰۰ مگاوات خروجی خواهد داشت. سلول های خورشیدی آن در شهر "ارفورت" آلمان ساخته می شوند. بر اساس برنامه ها، خط تولید تمام قسمت های نیروگاه، در آینده در ابوظبی راه اندازی خواهد شد. امارات عربی متحده قصد دارد تا سال ۲۰۲۰، یک پنجم انرژی برق خود را از منابع تجدیدپذیر تأمین کند. هدفی بزرگ، زیرا سهم انرژی های تجدیدپذیر در حال حاضر در این کشور صفر است. به گفته کارشناسان آلمانی، بررسی محل هایی که
 می توان در ابوظبی نیروگاه های خورشیدی راه اندازی کرد، نشان می دهد که اگر در تمام
مکان های قابل استفاده، سلول های خورشیدی نصب شود، می توان تا ۱۰ برابر نیاز کنونی این شیخ نشین برق تولید کرد.
شهر بدون خودرو
شهر مصدر در سال های آینده ۵۰ هزار نفر را در خود اسکان خواهد داد. به گفته مسئولين، این شهر بر پایه ۱۰ اصل بنا خواهد شد که از آن جمله می توان به تأمین برق بدون تولید
دی اکسید کربن و بازیافت ۱۰۰ درصد زباله اشاره کرد. در این شهر، خنک کننده ها، برق خود را از نیروگاه های خورشیدی می گیرند، خودرویی وجود نخواهد داشت و انرژی حمل ونقل را نیز برق تأمین می کند.
هزار و ۵۰۰ شرکت به این شهر می آیند و یک دانشگاه زیست محیطی با همکاری دانشگاه فناوری ماساچوست آمریکا در آن تأسیس خواهد شد.  به اعتقاد کارشناسان، همواره بر تعداد کسانی که اهمیت انرژی های سبز را درک می کنند، افزوده می شود. روند آسیب دیدن محیط زیست را نیز می توان هر روز تجربه کرد.
   یکی از مهندسين آلمانی طرح مصدر می گوید، مشکل اینجاست که کشورهایی که پول دارند و مشتاق استفاده از انرژی های سبز هستند، آفتاب ندارند. در مکان هایی هم چون شمال آفریقا هم که آفتاب وجود دارد، پول نیست و کشورهایی که ثروت و آفتاب دارند، عمدتا کشورهای نفت خیزی هستند که به دلیل منابع عظیم و ارزان سوخت های فسیلی، نیازی به استفاده از نور خورشید نمی بینند

کمترين بارش در 40 سال گذشته

وزير نيرو گفت: سال گذشته ميزان بارش در مقايسه با 40 سال قبل از کمترين حد برخوردار بود. پرويز فتاح، وزير نيرو گفت: ميانگين بارش در دنيا 750 ميليمتر است ولي اين رقم در ايران به 250 ميليمتر بالغ مي شود.
وي با بيان اينکه سال آبي از ماه مهر هر سال آغاز مي شود و تا پايان شهريور سال بعد از آن ادامه مي يابد گفت: ميانگين بارش در سال آبي گذشته در کشور 137 ميليمتر بود و چنانچه خشکسالي به همين روال ادامه يابد منابع آب زيرزميني کاهش چشمگيري مي يابد.
وزير نيرو با بيان اينکه در مدت 4 ماه اول هر سال آبي، ميزان بارش کمتر است ابراز اميدواري کرد: بر اساس تازه ترين پيش بيني سازمان هواشناسي ميزان بارندگي در ماه هاي بهمن و اسفند تا حدودي بهبود يابد.
فتاح در ادامه گفت: ميزان بارندگي در 3 ماه آينده در جنوب کشور کاهش خواهد يافت و اين موضوع بر توليد سدهاي برق آبي اين منطقه تاثيرگذار است.وي ميزان بارش در استانهاي گيلان و مازندران را کمي بالاتر از حد متوسط اعلام کرد و در عين حال گفت: سد سفيدرود که منبع اصلي تامين آب گيلان است از وضع خوبي برخوردار نيست.وزير نيرو در ادامه با بيان اينکه سدهاي خوبي در شمال کشور در حال احداث است گفت: سد البرز با ظرفيت 200 ميليون مترمکعب هم اکنون در حال آبگيري است و در استان گيلان نيز سد پل رود و شفارود نيز در دست احداث است.
فتاح در ادامه گفت: هم اکنون 98 سد در کشور در دست ساخت است که 25 سد بيش از 75 درصد پيشرفت فيزيکي داشته اند و پيشرفت مابقي نيز کمتر از 70 درصد برآورد شده است که با تکميل شدن اين سدها ظرفيت سدهاي کشور از 34 ميليارد مترمکعب به 100 ميليارد متر مکعب مي رسد که به اين ترتيب جلوي هدر رفت آب در کشور گرفته مي شود.
وي افزود: قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ميزان توليد برق کشور معادل 7 هزار مگاوات بود که امروز اين رقم به 51 هزار مگاوات بالغ شده است.فتاح گفت: اگر بخواهيم صنعت برق کشور در بازار رقابتي حضور يابد، بايد قيمت انرژي در کشور واقعي شود.
وزيرنيرو در ادامه گفت: هم اکنون فروشنده و خريدار برق در کشور دولت است و از طرفي نرخ برق را نيز در کشور دولت تعيين مي کند و از آنجايي که درآمد و هزينه هاي صنعت برق کشور با هم تناسب ندارد اين صنعت به سختي مي تواند روي پاي خود بايستد.
وي نرخ برق را در کشور به ازاي هر کيلووات 170 ريال ذکر کرد و گفت: اين نرخ در کشورهاي همسايه رقمي بين 1500 تا 2000 ريال است.فتاح افزود: دولت براساس برنامه در مدت 3 سال بايد نرخ 773 ريال به ازاي هر کيلووات ساعت را از مشترکان دريافت کند.
وي دريافت قيمت واقعي مصرف انرژي از مشترکان را درکاهش اسراف و هدر رفت انرژي در کشور موثر دانست و گفت: اگر طرح هدفمند کردن يارانه ها تصويب شود وزارت نيرو نه تنها از دولت هزينه اي دريافت نخواهد کرد بلکه بخشي از هزينه هاي دولت را نيز تقبل مي کند.وزير نيرو همچنين از افتتاح 30 طرح مربوط به انرژي در سي امين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي در استان هاي مختلف کشور خبر داد.
آقاي ادياني ؛ مخبر کميسيون انرژي مجلس شوراي اسلامي نيز گفت: 20 درصد برق توليدي کشور در مراحل مختلف هدر مي رود که کشور ما از اين نظر در خاورميانه رتبه نخست را دارد.
وي ارزان بودن انرژي در کشور را از معضلات مهم انرژي در کشور دانست و گفت: با واقعي شدن قيمت انرژي در کشور ميزان هدر رفت آن کاهش خواهد يافت.

تغييرات آب و هواجهان را تهديد مي كند
به نظر مي رسد تغييرات آب و هوايي، كاهش ميزان توليد مواد غذايي
 را در سراسر جهان در پي داشته باشد. دانشمندان نسبت به خطر گرسنه ماندن نيمي از مردم دنيا هشدار مي دهند. [اثرات گرمایش جهانی بر کره زمین] «ديويد باتيستي»، عضو كرسي بررسي هاي آب وهوايي دانشگاه واشنگتن در ايالت سياتل آمريكا، عقيده دارد كه تغييرات آب و هوايي تامين مواد غذايي را در سال هاي پيش رو با مشكلات بيشتري روبرو خواهد كرد. او مي گويد:
«اگر پيشگيري هاي لازم در برابر بروز و تشديد تغييرات آب و هوايي به عمل نيايد، افت توليد محصولات كشاورزي به 20، 30 و حتي 40 درصد هم خواهد رسيد و اين كاهش، هيچ نشانه اي از پيشرفت هاي به عمل آمده در وضعيت زندگي ساكنان آسيا، آفريقا و آمريكاي جنوبي را باقي نخواهد گذاشت. وقوع چنان وضعيتي پيش از همه به توليدكنندگان مواد غذايي آسيب خواهد زد؛ البته اكنون نيز اين گروه در كار خود با دشواري هاي بسياري روبرو است.»عضو هيئت علمي دانشگاه واشنگتن كه با همكارانش تاثير تغييرات آب وهوا بر توليد مواد غذايي را مورد بررسي قرار داده، شيوه كارشان را اينطور شرح مي دهد: «گزارش كميسيون جهاني آب وهوا
گزارش معتبري است كه جايزه نوبل نيز به آن تعلق گرفته. ما سناريوهاي متفاوتي را براساس اين گزارش تهيه كرده ايم. از آنجا كه متوسط گرماي تابستان تاثير مهمي روي مجموع محصول زراعي سالانه به جا مي گذارد، همزمان با تغييرات آب وهوايي، ميزان تاثير گرم شدن زمين بر توليد مواد غذايي را هم در يكصد سال آينده مورد توجه قرار داده ايم.»باتيستي با اشاره به اينكه افزايش متوسط گرما و نگراني از وقوع خشكسالي، كاهش 30 تا 40 درصدي محصول گندم را در پي خواهد داشت، تاكيد مي كند: «اين وضعيت در كشورهايي به وقوع خواهد پيوست كه يك سوم ساكنان آنها با مسئله گرسنگي دست به گريبان هستند و جمعيتشان نيز به سرعت در حال افزايش است؛ چنين شرايطي به هيچ وجه دورنماي روشني در برابر ما ترسيم نمي كند.»


كشف 3 گونه ناشناخته سوسمار در فلات ايران
مسئول مركز تحقيقات اكولوژي و خزنده - دوزيست شناسي لرستان، از كشف 3 گونه ناشناخته سوسمار در فلات ايران خبر داد. فرهنگ تركي، با بيان اينكه اين مطالعه توسط يك گروه 8 نفري صورت گرفته است، تصريح كرد: گونه هاي سوسمار شناسايي شده تا كنون در سطح جهاني ناشناخته مانده بودند و براي نخستين بار است كه در دنيا وجود اين گونه ها گزارش داده مي شود. اين محقق برجسته لرستاني ادامه داد: براساس اين تحقيقات، 2 گونه از اين سوسمارها در لرستان و يك گونه ديگر در استان ايلام كشف شده است. تركي با اشاره به اينكه گونه هاي ناشناخته اي كه در لرستان كشف شدند از گروه «جكوهاي برگ انگشتي» و
«جكو هاي پا كوتاه» هستند، افزود: گونه شناخته شده در استان ايلام از گونه «جكوهاي برگ انگشتي» است. وي با بيان اينكه اين تحقيق به سرپرستي مركز تحقيقات اكولوژي و خزنده - دوزيست شناسي
 لرستان انجام شده، يادآور شد: دانشگاه هاي پيام نور لرستان، محقق اردبيل، دانشگاه شيراز، دانشگاه رازي و دانشگاه لرستان در اين تحقيق همكاري كرده اند.فرهنگ تركي با تأکید بر اينكه با چاپ اين مقاله، مركز تحقيقات اكولوژي و خزنده - دوزيست شناسي لرستان، برنامه تحقيقاتي سال 2008 خود را به پايان رساند، خاطرنشان كرد: اين مركز تنها مركز تحقيقات خزنده شناسي در خاورميانه است و به اين لحاظ تحقيقات صورت گرفته در اين مركز داراي اهميت جهاني است.

نگهداری از گیاهان در سرما
حتی گیاهان پرطاقت و گیان هان سبز نیز در سرمای شدید که خاک یخ می زند آسیب می بینند، زیرا ریشه ها نخواهد توانست آب را بالا بکشند و گیاه از کمبود رطوبت می میرد. زمستان سرد و بخصوص سرمازدگی باعث یخ زدن آب در سلولهای گیاهی می شود و به دیواره سلول صدمه می زند.  گیاهان یخ زده به راحتی قابل تشخیص اند، رشد آنها دچار نقص شده و برگهایشان پیچ خورده و سیاه می شود. گیاهان همیشه سبز قهوه ای می شوند. سرمازدگی زمانی بدتر می شود که گیاهان در معرض نور خورشید قرار بگیرند، زیرا یخ زدگی آنها به سرعت از بین می رود و بدین شکل دیواره سلولهایشان تخریب می شود. حتی گیاهان پرطاقت و گیان هان سبز نیز در سرمای شدید که خاک یخ می زند آسیب می بینند. زیرا ریشه ها نخواهد توانست آب را بالا بکشند و گیاه از کمبود رطوبت می میرد. همیشه پیشگیری از درمان بهتر است، پس برای کاهش اثرات مضر سرما برای گیاهان تلاش کنید:
  - از نگهداری گیاهان طلایی رنگ یا چند رنگ که معمولاً ظریف و کم طاقت اند، خودداری کنید.
-گیاهانی را انتخاب کنید که در محل زندگی شما تا حد قابل قبولی محکم و پرطاقت باشند.
- از کودهای شیمیایی غنی شده با نیتروژن زیاد استفاده نکنید، زیرا باعث می شود گیاه شیره زیادی تولید کند که در اوایل و اواخر سال گیاه را در معرض خطر بیشتری قرار می دهد.
   -گونه های گیاهی حساس تر را در جای سرپوشیده قرار دهید. مانند زیر درختان و بوته های بزرگ و در مقابل دیوارها. در طول زمستان به آنها مقداری گرما بدهید و محافظت کنید.
-گیاهان با غنچه یا شاخه های جوان را در قسمتهای شرقی باغچه نکارید.
- شاخه های قدیمی گیاهان حساس را در فصل سرما هرس نکنید تا قسمتهای مرکزی و جوان گیاه از یخ زدگی در امان بمانند. اگر گیاه در پاییز هرس شده باشد احتمال آسیب دیدن آن در سرمازدگی وجود دارد.
گیاهان ظریف تر باید در گلدان نگهداری شوند تا در هوای بد بشود آنها را جابجا کرد. گیاه یخ زده را در معرض نورخورشید قرار ندهید، اگر نمی توان آن را جابجا کرد، رویش را با پلاستیک سیاهی بپوشانید تا نور نبیند.
شاخه های درختان بزرگ و بوته ها را تکان دهید تا برف نشسته روی آن بریزد و وزن برف باعث تغییر شکل شاخه ها نشود. گیاهان آسیب دیده را با کود مناسب تغذیه کنید و گیاهان جوانتر را حتماً در گلخانه نگهداری کنید، زیرا بسرعت شروع به جوانه زدن می کنند و در معرض هوای سرد زودتر سرما زده خواهند شد.

 

صفحه 9--24 بهمن 87

 

ماهيان خزر در معرض انقراض

آمار صيد ماهيان استخواني نظير سوف، سفيد، سيم، كپور و كولي كه از سال 1311 در دست است، نشان مي دهد كه در آن سال ها بيش از 71 درصد كل ماهيان تجاري آب هاي شمال ايران در محدوده تالاب انزلي صيد مي شد و گاهي اين نسبت به 86 درصد هم رسيده است.
در سال 1318 حدود 98 درصد كل صيد ماهي سفيد، 90 درصد كل صيد ماهي سيم و 72 درصد كل صيد ماهي سوف در تالاب انزلي صورت گرفته  كه از نظر وزني بيش از 6هزار تن بوده است. در سال هاي 1320 تا 1324، ميزان صيد ماهي در تالاب انزلي معادل 55 درصد كل صيد در آب هاي ايران بود و به تدريج از اين نسبت كاسته شده است، به طوري كه در سال هاي۴۲ و 43 به حدود 20 درصد صيد كل رسيده است. اين آمار نشان مي دهد كه صيد انواع ماهي در انزلي از حدود 5/6 هزار تن در سال هاي 1311 و 1312 به حدود 100 تن در سال هاي 42 و 43 كاهش يافته است. البته اين كاهش در همه گونه ها يكنواخت نبوده، به عنوان مثال صيد ماهي سوف در اين سال ها ناچيز بوده است. دليل كاهش صيد، چيزي جز افزايش جمعيت و در نتيجه افزايش صيد و افزايش آلودگي ها نبود. آلوده شدن تالاب، راهيابي مواد مغذي نظير فسفر و نيتروژن و نامساعد شدن شرايط محيطي به تدريج باعث تغيير در فون ماهيان تالاب شد و تغييرات محسوسي در جمعيت آنها به وجود آورد. متأسفانه كاهش ميزان صيد و تغييرات جمعيتي در ماهيان فقط به سال هاي 42  و 43 ختم نشد و دامنه آن تا سال هاي بعد از انقلاب هم رسيد.
در دهه اول تا اوايل دهه دوم انقلاب نزديك به 85 درصد كل صيد را ماهي كاراس تشكيل مي داد. اين گونه نسبت به كاهش اكسيژن محلول در آب مقاوم بوده و به خوبي شرايط نامطلوب انزلي را تحمل مي كرد و در رقابت غذايي با ساير گونه هاي ماهي نيز پيروز مي شد. در كنار ماهي كاراس ماهياني نظير اردك ماهي و اسبله كه در ايران بازار مناسبي ندارند، به عنوان ماهيان شكارچي جايگزين ماهي سوف شدند. در بررسي هاي
 بعد گونه اي ماهي به نام «تيزه كولي» يافت شد كه در تالاب هاي غني از مواد مغذي ديده مي شود.
كاهش ماهي سفيد تا حد انقراض به طور كلي، آب هاي گيلان براي رشد و تكثير طبيعي ماهي سفيد مناسب تر است. در گذشته نيز بيشترين آمار صيد و تراكم ماهي سفيد از تالاب انزلي بوده است. علت انتخاب سواحل جنوبي خزر به ويژه انزلي، توسط اين گونه علاوه بر شرايط فيزيكي، وفور مواد غذايي و وجود محل هاي
 مناسب تخم ريزي بوده است.
بر اساس آمار موجود در دهه هاي 1330 و 1340 فرم پاييزه ماهي سفيد كه يكي از مهمترين و ارزشمند ترين ماهيان اقتصادي درياي خزر محسوب مي شود، بيش از 30هزار تن در تالاب انزلي صيد شده است، اما به مرور زمان با نوسانات آب تالاب انزلي، افزايش صيد ماهيان مولد و افزايش آلودگي، ذخاير ماهي سفيد در فرم پاييزه به تدريج كاهش يافت تا اينكه از آمار صيد تجاري خارج شد و رسماً در خطر انقراض قرار گرفت و شيلات ايران مجبور شد براي جلوگيري از انقراض اين گونه به تكثير مصنوعي آن تن در دهد. طي اين فعاليت تحقيقاتي از طريق صيد مولدان، نگهداري و سازگاري آنها با محيط مصنوعي، آماده سازي  براي تكثير مصنوعي و تكثير مصنوعي از طريق هورمون  تراپي، در تابستان 1386، نزديك به 3ميليون بچه ماهي سفيد فرم پاييزه در وزن هاي يك تا سه گرم توليد و در تالاب انزلي رهاسازي شد.
بررسي نمودار صيد ماهي سفيد در مجموع سه استان شمالي كه توسط شركت هاي صيد پره صورت گرفته نشان مي دهد كه از سال 1379 تا سال 1383 بيشترين ميزان صيد 6407 تن در سال 79 و كمترين ميزان آن 3103 تن در سال 81 بوده است. حال اگر اعداد و ارقام فوق را با هم مقايسه كنيد درمي يابيد كه 40 تا 50 سال قبل ده برابر ميزان صيد كل 3استان شمالي فقط از تالاب انزلي صيد مي شد. بدون شك از اين كاهش چشمگير مي توان به عنوان يك فاجعه زيست محيطي ياد كرد!
كاهش شديد جمعيت ماهي سيم
ماهي سيم يكي ديگر از ماهيان با ارزش و اقتصادي درياي خزر است كه مصرف كنندگان اصلي آن مردم بومي استان گيلان و به ويژه شهر رشت هستند. اين گونه، بومي استان گيلان بوده و گرايش زيادي به آب شيرين دارد. در گذشته ماهي سيم داراي ذخاير قابل توجهي بوده اما به دليل برداشت بي رويه و از بين رفتن مكان هاي تخم ريزي، ذخاير اين ماهي دچار صدمات جبران ناپذيري شده است. طي سال هاي 1306 تا 1313 ميزان صيد اين گونه توسط شركت هاي مختلط ايران و شوروي سابق از 200 تن به 1640 تن رسيد. اما همين برداشت غيراصولي در آن زمان سبب افت شديد صيد در سال1320 شد، به طوري كه در دهه 1330 ميزان صيد آن به صفر رسيد و عملا از آمار صيد تجاري حذف شد. بعدها اين گونه به ميزان بسيار كمتر از سال1313 دوباره صيد شد. اما صيد اين گونه دوباره دچار كاهش چشمگيري شد، به طوري كه در سال 1379 به 17 تن رسيد كه 1/0 درصد از كل صيد ماهيان استخواني را شامل مي شد. اين گونه در تالاب انزلي و حوزه آبريز آن، سواحل لنگران، به ندرت در سامور، رود اترك و سفيد رود تا سد سنگر مشاهده مي شود. با توجه به كاهش ذخاير اين گونه،
شيلات ايران تكثير مصنوعي آن را در دستور كار خود قرار دارد. اما رهاسازي بچه ماهيان حاصل تكثير مصنوعي هنوز نتوانسته ذخاير از دست رفته اين گونه را جبران كند.  
به علاوه در فصل پاييز صيد ماهي سيم توسط صيادان پره در دريا هم انجام مي شود كه امكان بازسازي ذخاير اين گونه را از بين مي برد. براساس نتايج به دست آمده ضريب بازگشت بچه ماهيان سيم رهاسازي شده طي سال هاي 1370 تا 1375 از 6/4 درصد تا 83/0 درصد در نوسان بوده است. اين ضريب بسيار پايين است و به هيچ وجه باعث بازسازي ذخاير از دست رفته نشده و نمي شود.
يك بررسي كه از سال 1371 تا 1379 انجام شده است نشان مي دهد، ميزان صيد ماهي سيم به تدريج در حال افزايش بوده و بيشترين ميزان آن در سال 1373 به وزن 4/36 تن رسيد كه از بقيه سال ها بيشتر بود. اما زياد خوشحال نشويد زيرا اين افزايش صيد به سبب افزايش رهاسازي بچه ماهيان سيم بوده است و متأسفانه ميزان صيد بسيار بيشتر از نسبت رهاسازي بچه ماهيان بوده و به همين دليل ضريب بازگشت پاييني داشته اند. افزايش رهاسازي بچه ماهيان در اين سال ها روندي روبه رشد داشته به طوري كه در سال1379 به 49/14 ميليون قطعه بچه ماهي رسيده است.
دلايل كاهش ماهيان استخواني
اغلب ماهيان استخواني درياي خزر جزو ذخاير و منابع ساحلي محسوب مي شوند و به طور طبيعي از ذخاير بسيار بالايي برخوردار نيستند. اين ماهيان به راحتي تحت تأثير فشار صيد بيش از حد، تغييرات و نوسانات شديدي را نشان مي دهند و به سرعت با كاهش جمعيت روبه رو مي شوند. بنابراين مهم ترين دليل كاهش جمعيت آنها صيد بي رويه (اعم از مجاز و غيرمجاز) است كه بدون در نظر گرفتن قوانين بوم شناختي و بازگشت جمعيتي انجام
 مي شود. دومين عامل ورود سالانه حدود 500 تن ازت و 50 تن فسفر است كه باعت شكوفايي جلبكي و پير شدن تالاب انزلي مي شود اين عامل به همراه ورود آزولا (سرخس آبزي غيربومي) سبب كاهش اكسيژن محلول در آب شده كه در نهايت باعث تلف شدن ماهيان اقتصادي و نوزادان آنها مي شود.
عامل ديگر افزايش انواع رسوب از جمله زباله ها، مواد آلي حاصل از توليدات گياهي و ساير مواد مجاز و غيرمجاز در بستر تالاب است كه باعث از بين رفتن محل هاي تخم ريزي ماهيان در تالاب انزلي شده است. عامل چهارم، آلودگي بيش از حد تالاب انزلي است كه شامل انواع آلاينده ها ازجمله پساب ها و فاضلاب هاي كشاورزي، صنعتي (شيميايي، نساجي، سلولزي و ساختماني)، خانگي و زباله ها است كه در نهايت همه آنها به تالاب ختم مي شوند.
 اولين راه حل اين مشكل چيزي جز مهار جمعيت انساني نه در شمال ايران بلكه در كل كشور است كه در سه دهه اخير انجام نشده و يا به درستي صورت نگرفته است. راه حل دوم مهار انواع آلودگي ها و مهار صيد مجاز و غيرمجاز است. بهترين و مؤثرترين كار نيز احياي تالاب انزلي است كه بدون در نظر گرفتن موارد فوق ممكن نيست. تاكنون طرح هاي زيادي براي احياي تالاب انزلي اجرا شده كه هيچ يك موفق نبوده اند
 و علت شكست آنها نيز عدم پايش طرح ها است كه باعث هدر رفتن نيروي كار و سرمايه مي شود. متأسفانه دولت نه تنها درصدد حل اين مشكل به صورت كليدي برنيامد، بلكه با احداث ميان گذر تالاب انزلي اميد رسيدن به شرايط مطلوب زيستگاهي براي آن را كمرنگ تر و عملا راه رسيدن به توسعه پايدار را گم كرد. 

 

صفحه 8--21 بهمن 87



جلبک قرمز، مهماني با اقامت حداقل 5 ساله در آب هاي خليج فارس
رابعه انصاری نسب

کِشند قرمز RED TID با حضور پنج ماهه اش در آب هاي خليج فارس، با ايجاد عوارض جديد، ماندگاري اش را به اثبات رساند.
 در طي اين مدت حدس و گمان هاي زيادي براي اين عامل جلبکي بيان شد که معاون دريايي سازمان حفاظت محيط زيست، علت اصلي اين پديده را توفان گونوي سال گذشته دانست و نظريه آب و توازن کشتي ها را رد کرد.
 محمد باقر نبوي؛ نماينده کشورمان در اولين اجلاس منطقه اي کشند قرمز در کويت (6 بهمن امسال) گفت:« پيشنهادهای کلي مطرح شد ازجمله تشکيل ايستگاه هاي پايش در کشورهاي درگير با اين پديده که بتواند به طور دائمي ويژگي دريا را در کوتاه مدت بررسی کند. سپس قرار شدکميته منطقه اي شود که نتايج حاصل از ايستگاه هاي پايش را به طور دقيق اعلام کند. به گفته نبوي؛ ايستگاه هاي پايش در مناطق بندري در هر استان بايد در پنج يا ده منطقه به طور دائم مستقر شوند و بدنه کارشناسي کشورها امکانات لازم را براي پايش دائم آبهاي دريايي کشورشان انجام دهند.
نبوي افزود: پس از دريافت كمیته پايش، مي بايست سايت اينترنتي اطلاعاتي و معرفي آزمايشگاه هاي مرجع کشورها ايجاد شود تا زمينه طرح جدي و مبادله اطلاعات منطقه اي و انجام کارهاي عملياتي فراهم شود. همچنين قرار شد از تجربه کشور کره جنوبي كه در سال هاي 1996 تا 2006 درگير اين مسئله بود؛ استفاده كنيم. 
براساس گفته هاي اين كارشناس محيط زيست؛ کميته تخصصي و ملي در سطح کشورها تاكنون تشكيل شده که کار اصلي آن؛ ارزيابي ملي، بررسي سريع حوادث، انجام مطالعات اوليه محدود و تقويت توان تخصصي منطقه است.
معاون دريايي حفاظت محيط زيست همچنين گفت:« دريا محيطي آزاد است و کشورهاي درگير بايد از چارچوب استانداردها براي ثبت اطلاعات استفاده کنند. اگر قرار است به نتيجه برسيم بايد اطلاعات ميداني خود را با راپمي يا کنوانسيون محيط زيست تطبيق دهيم.
وي افزود:«اگرچه پس از گذشت 5 ماه آمار تلفات کاهش يافته است، اما اين بدان معنا نيست که اين پديده درحال از بين رفتن است بلکه ذخيره آبزيان کمتر شده و از طرفي ماندگاري اين مهمان گوشزد مي کند که با گرم شدن هوا، اين پديده گسترش و تلفات بيشتري ازنظر انساني و جانوري به دنبال خواهد داشت.
وي گفت:« در اجلاس کويت؛ راهکارهايي براي مبارزه با اين پديده ارائه شد. ازجمله ساختار پاششي ذرات رس و مهار فاضلابهاي شهري كه استفاده از روش اول با توجه به وسعت دريا و گسترش سريع اين جلبک و  شرايط رشدي در مناطق مختلف امكان كمتري دارد.
نبوي با بيان اينكه، اين مخلوط در برخي از زیست بوم ها باعث از بين رفتن صخره هاي مرجاني می شود؛ يادآور شد:« روش دوم زمانبر و پرهزينه است. باتوجه به بررسي هاي انجام شده توسط گروه محيط زيست در نحوه تصفيه و فاضلاب هاي خانگي چون بيشتر شهرهاي ساحلي ساختار فاضلاب ندارند و ساختار فاضلاب سپتيک جذبي است.»
اين مقام مسئول گفت:«درحال حاضر بايستي روشي کاربردي تر و سريع تری بدست بياوريم که بعد از اجلاس کويت قرار شد طرح آزمايشي مقابله با اين گونه به زودي در بخشي از سواحل ايران به اجرا در آيد .
براساس اطلاعات موجود، چند سال پيش رئيس کنوانسيون محيط زيست درياي خليج فارس و عمان(راپمي) با اشاره به چالش هاي زيست محيطي دريا، هشدارهايي را داده بود و پيشنهاد کرد تا خليج فارس در اسرع وقت منطقه ويژه زيست محيطي اعلام شود تا از ادامه فجايعي که آينده اين زیست بوم را نابود مي کند، جلوگيري شود.
و حال چه شد؟ نيمه مهرماه 87 بود که اولين هشدارها از نخوردن ماهي، تيتر روزنامه هاي محلي شد و ترس به جان مردم افتاد و هريك از رؤساي اداره های مربوطه؛ طي مصاحبه هاي مطبوعاتي مسايلي را مطرح كردند که سؤالات زيادي در اذهان عمومي پديد آورد. بعد از گذشت 5 ماه، معاون برنامه ريزي استان هرمزگان، محمد نصوري، در اين رابطه گفت:« با استفاده از تمامي ظرفيت هاي علمي و اجرايي در کاهش اثرات کشند قرمز از طريق پيشنهادهای اجرايي درقالب برنامه مدون ازسوي کارشناسان و مديريت منطقي سعي در کم کردن تبعات اين پديده داريم.»
 پژوهشکده زیست بوم شناسی خليج فارس و درياي عمان نيز برنامه هاي مدون زمانبندي شده اي به استانداري در زمينه هاي مختلف تحقيقاتي ازجمله شناخت اين گونه و ويژگي هاي زیست بوم شناسی و بيولوژي آنها و بررسي اثرات اين پديده در جنگل هاي حرا؛ مرجان ها و انسانها همچنين روش هاي مبارزه بيولوژيکي با اين پديده ارائه کرد، اما هنوز پاسخي ازسوي استانداري  دريافت نشده است.
اولين جلسه بررسي اثرات کشند قرمز(10 بهمن) از بعد اقتصادي ـ اجتماعي در بندرعباس با حضور کارشناسان مرکز تحقيقات شيلات ايران تشکيل و قرار شد بعد از دو هفته با برنامه هاي مدون زمانبندي شده طرح مذكور به استانداري ارائه و بعد از تائيد و تأمين مالي به مرحله عمل برسد.
خليج فارس کلکسيوني از نادرترين گونه هاي آبزي در جهان گسترش واحدهاي صنعتي در غرب بندرعباس، خطرآفرين بودن آلاينده هاي صنعتي كه حرف اول را در آلودگي آب مي زنند، ورود مستقيم پساب فاضلابهاي خانگي که بصورت مستقيم از طريق خورها وارد دريا مي شوند و افزايش دماي هوا، از عوامل تشديدکننده پديده كشند قرمز هستند.
بايد گفت خليج نيلگون فارس که سال 84 خسارت 20تني آبزيان در جاسک بر اثر همين پديده البته از گونه اي ديگر متحمل شده و در سال 86 مرگ دلفين ها و حال مرگ ماهيان و مرجانها را به جان خريده، امروز به خليج قرمز فارس تبديل شده است که هنوز تلفاتش ادامه دارد. اين همه حاکي از سلطه انسانها بر طبيعت است و جالبتر اينکه بحران کشند در آبهاي شمالي کشور نيز فاجعه آفريده اما در جنوب به علت گرمي هوا ماندگارتر و درد سازتر خواهد بود.
بحران همچنان ادامه دارد
اميد صديقي، مديرکل دفتر اکوبيولوژي معاونت دريايي سازمان حفاظت محيط زيست، نيز مي گويد:« اينپديده به راحتي از منطقه نخواهد رفت و تنها بايد اقدامات اساسي و بلند مدت براي مقابله با آن انجام گيرد.»
محمدباقر نبوي؛ معاون دريايي حفاظت محيط زيست نيز بيان مي كند:« جلبک هاي دياتوم زماني که شرايط زيست محيطي براي رشد آنها فراهم شود به سرعت تکثير مي يابند و جمعيتشان زياد مي شود. در اين صورت دو حالت يکي بلوم يا شکوفايي سمي که در فصل گرم اتفاق مي افتد و ديگري بلوم غيرسمي که در تمام فصول سال اتفاق مي افتد را خواهيم داشت.
پديده جلبکي پديده خطرناکي محسوب مي شود. عمر اين فيتوپلانگتون ها 24تا 48 ساعت است. تجمع بدنه آنها در سطح آب باعث کاهش اکسيژن و در نتيجه مرگ آبزيان مي شود و ازطرفي سمومي که ترشح مي کنند موجب از بين رفتن موجودات آبزي مي شود، اين گونه فيتوپلانگتون،  سمي نيست، اما ماندگاري لاشه هاي آنها در دريا بوي بد و متعفن را موجب مي شود. تلفات ناشي از اين پديده تاکنون ازسوي اداره کل شيلات هرمزگان 20 تن اعلام شده، اما قرار است آمار تلفات نهايي در جلسه تخصصي كارشناسان اعلام شود.
سرانجام خليج فارس
نمونه برداري روزانه و ساعتي از طريق ايستگاه هاي
نمونه برداري در جنوب، ماندگاري اين پديده را نشان مي دهد.
درحال حاضر شايد درياي آبي تبديل به منجلابي قرمز با بوي متعفن و نخوردن ماهيان تنها دغدغه مردم باشد، اما با گذشت زمان و ماندگاري اين مهمان ناخوانده در آبهاي خليج فارس؛ بحران هاي اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي ازجمله بيکاري و مريضي؛ گرسنگي و تکدي گري و ازهم پاشيدگي خانواده ها و مسائل روحي، رواني، رفتاري و ناهنجاري به دنبال خواهد داشت، اما در اين ميان؛ صيادان بيشتر از همه متضرر شده اند. اول صيادان هرمزي، بعد بندرعباسي و حال نوبت به جاسک رسيده است که حتي قادر به پرداخت اقساط بانکي خود نيستند. در جاسک 156 لنج صيادي بيکار شده است. جمعيتي بالغ بر 27 هزار نفر به طور مستقيم با دريا در ارتباطند و درآمد زندگيشان تنها از اين طريق است.
اقدامات دولت
دولت با توجه به اين وقايع، پديده کشند قرمز را جز حوادث غيرمترقبه اعلام کرده و در اين رابطه ستاد بحران در تمام مناطق با حضور نمايندگان تمام استانها براي کمک به صيادان و انجام اقدامات لازم تشکيل داده است.
در همين راستا مديرکل دفتر اکوبيولوژي معاونت دريايي سازمان محيط زيست؛ خبر از تصويب 14 مصوبه در کميسيون زيربنايي دولت براي مقابله با اين پديده داد.

سايه سنگين خشكسالي
 بر سر 22 استان
«با توجه به پيش بيني سازمان هواشناسي، سال آينده 16 استان به طور كامل و 6 استان بهصورت لكه اي دچار خشكسالي خواهند شد.» سخنان رئيس سازمان هواشناسي كشور را بايد جدي ترين هشدار در مورد وقوع خشكسالي سال آينده تلقي كرد. وزير نيرو از احتمال «جيره بندي» آب در تابستان آينده در صورت تداوم وضعيت جوي خبر داد: «چنانچه وضعيتي كه تاكنون و از ابتداي سال آبي ۸۷-۸۸ بر كشور حاكم شده است، ادامه يابد، اين احتمال وجود دارد كه جيره بندي آب براي كلانشهرها صورت گيرد.» اين درحالي است كه ماه پيش، وضعيت بارش پاييز در كشور عادي ارزيابي شده بود؛ «بارش پاييز امسال به طور كلي معمولی بود و نسبت به وضعيت بارش ميانگين 30 ساله كشور در پاييز، تفاوت چنداني نداشت.» پرويز رضازاده، مديركل پيش بيني سازمان هواشناسي كشور، با بيان اينكه در بعضي مناطق، بارش پاييز بيش از حد معمولی بود و مناطق كمي هم بارش كمتر از معمول داشتند، گفته بود: «در نهايت اعداد و ارقام، حكايت از عادی بودن بارش پاييزي دارند و امسال در بسياري از مناطق ميزان بارندگي پاييز با ميانگين همان منطقه ( 20 درصد بارش سالانه آن منطقه) يكسان بوده است.
البته اين كارشناس هواشناسي در همان زمان نسبت به كاهش ذخاير آب در كشور بهدليل خشكسالي سال قبل، حتي درصورت عادي بودن ميزان بارش در سال آبي جاري ( مهر 87 تا شهريور 88) هشدار داده بود؛
«پارسال سال بسيار خشكي بود و عوارض سال قبل باعث مي شود،  بارشهاي عادی  امسال نيز تمام كمبودهاي سال پيش را جبران نكند، هرچند انتظار مي رود در زمستان و بهار آينده ميزان بارش با ميانگين معمولی ايران برابر باشد و حتي شايد در جنوب شرق كشور، اين ميزان كمي از ميانگين تجاوز كند، ميزان آب جاري رودخانه ها، روانآبهاي سطحي و ميزان رطوبت خاك هنوز به حالت عادي برنگشته است و در مجموع وضعيت امسال از نظر «كشاورزي و آب شناسي» عادي نيست.»
عادی بودن وضعيت بارش در ماه هاي باقيمانده زمستان و همچنين بهار آينده نكته اي است كه در گزارش هاي سازمان هواشناسي مشاهده مي شود. نقشه هاي پيش بيني بارش 3ماهه اين سازمان حاكي از آن است كه بارش دي تا اسفند در تمام كشور به جز بخش هايي از جنوب و جنوب شرق حالت عادي دارد و در اين مناطق كمتر از معمول است، اما بارش 3ماهه بهمن تا فروردين و همچنين اسفند تا ارديبهشت براي تمام كشور عادی پيش بيني شده است. «براساس آمارهاي 50 ساله، بسياري از نقاط كشور دچار تغيير اقليم شده اند و به طرف خشک تر شدن در حركت هستند.» نظريه تغيير اقليم كه از سوي رئيس سازمان هواشناسي كشور عنوان مي شود، نظريه اي است كه موافقان و مخالفان خاص خود را دارد؛ موافقاني كه با توجه به كاهش ميزان بارش در كشور نسبت به سالهاي پيشين، مسير ايران را به سمت خشكي بيشتر پيش بيني مي كنند و مخالفاني كه معتقدند، اگر شرايط ايران در 30 سال گذشته مورد بررسي قرار گيرد، مشخص است كه در سالهاي مختلف با تغییرات طبيعي در ميزان بارش روبرو بوده ايم. نظريه تغيير اقليم را درست بدانيم يا نه، كاهش ميزان بارش در پايتخت كشور (دست كم نسبت به سال پيش) مسئله اي است كه حتي بدون نياز به آمار و ارقام و تنها با يادآوري پاييز و زمستان پربارش سال قبل مشهود است.
نوريان با بيان اين مطلب، درباره تمهيدات انجام شده براي مقابله با خشكسالي مي گويد: براساس دستور مقام معظم رهبري و مصوبه ستاد خشكسالي كشور، مركزي دائمي براي ديدباني و پايش و هشدار خشكسالي كشور زيرنظر اين سازمان تشكيل شده است.

صفحه 8--14 بهمن 87



درياچه اَلُ بوم 

درياچه زيباي الُ بوم در منطقه حفاظت شده الُ بوم در دامنه کوه هُودکان، در کنار جنگل ايلان، در منطقه کوهستاني ميان طالقان (تالگان) و مازندران قرار دارد. در دل تخته سنگي بزرگي در دامن کوه جوشان، چشمه اي از آب شيرين و گوارا آرميده که آبشخور جانوران است و به درياچه زندگي مي بخشد.
منطقه اي شگرف با آسمان لاجوردي و کوه هاي سرخ، خورشيد زرين و ماه سيمين، باغ هاي سرسبز و ميوه هاي آبدار، چشمه هاي جوشان و رودهاي خروشان، غارهاي اسرارآميز، شُرشُر آب و آواز کبک، سرشار از شور زندگي.
درياچه در کنار خاک هاي سبز در جانب شمال شرقي قرار دارد. دو درياچه کوچک و يک درياچه بزرگ که آب شيرين آن ها از بالاي تخته سنگ به درون خاک هاي سبز ريخته و گودالي ژرف را در بر مي گيرد تا درياچه اي شود بي مانند. تنه چند درخت گردو در زير آب درياچه نمايان است. خاک هاي سبز در جانب شمال غربي، به يک دره بسيار خوفناک، باريک و هميشه تاريک مي انجامد. هنگام گذر از اين گذرگاه، بالاي آن صخره هاي عجيب با ديوارهاي صاف و شيب هاي تند، احساس غريبي همچون يورش تيراندازان يا جنگجويان به انسان دست مي دهد. پژواک هاي آبشار، ريزش سنگ ها، جيغ عقاب ها و صداي عجيب پرندگان ناشناخته بر فراز دره در گوش ها طنين مي افکند. آبشار بزرگي از آب درياچه از آغاز به پايان دره هرانک جاري است و به رودخانه بزرگ الموت مي پيوندد. دره هرانک لبريز از پرچين هاي تمشک و باغ هاي پربار است. در جاي جاي اين منطقه، بوي خوشايند گياهان سودمند، مشام کاوشگران را مي نوازد.
اسکندر، مقدوني متجاوز، جرات و جسارت رفتن به آن را هرگز نيافت. در دژهاي سر بر آسمان ساييده اين منطقه بود که نهضت مقاومت ايرانيان با نام اسماعيليان در برابر تاتار و تازي شکل گرفت و هراس شگرف در دل دشمنان ايران افکند. کوه هاي سربلند ايران زمين، پناهگاه آزادي خواهاني شد که هيچگاه سر تسليم در برابر هيچ دشمني فرود نياوردند و داغ حسرت چيرگي بر اين سرزمين را بر دل دشمن نهادند. کوه هاي سرخ رنگ اين منطقه يادآور جامگان سرخي است که از اين آخرين جان پناه، ايران و ايراني را زنده نگاه داشتند. سرانجام يکصد جنگجوي ايراني بيش از پنج سال در برابر سپاه بي شمار مغول در زمان هلاگو مقاومت کردند. بازماندگان اين نبرد نابرابر که نمي خواستند ننگ شکست را بپذيرند، به دره اَلُ بوم و کوه هاي تسخيرناپذير آن پناه آوردند. در دوران صفويه اين افسانه به گوش اروپاييان رسيد که اسرار قاليچه پرنده در نهان گاهي در اين مکان است. در دوران قاجاريه، جويندگان غارتگر انگليسي براي يافتن اين کتاب دربردارنده اسرار قاليچه پرنده و همچنين گنج افسانه اي اردوان، شاه اشکاني، چند سال کند و کاو کردند و هر آن چه با ارزش بود را با خود بردند. از جمله يکي هم سر عقاب سنگي بزرگي است بر فراز دروازه دژ همچون نگهباني هميشه بيدار جاي گرفته بود. جفت اين عقاب توسط ناآگاهان خرد شده و اينک تکه  پاره هاي آن در دره به ما مي نگرد. اَلُو به زبان پهلوي به معني آتش است و بوم سرزمين و همچنين پشتِ بام. اَلُ بوم را به معني سرزمين آتش معني کرده اند. ايرانيان باستان به دليل نشان دادن همبستگي در زمان هاي خاص بر پشت بام ها آتش مي افروختند و اتحاد خود را اعلام مي داشتند. اين نشانه به روشني در هنگام قيام هاي مردمي نمود بيشتري داشت. هنوز هم قوم ايراني کُرد در هنگام نوروز آتش مي افروزند و آن را آگِرِ نوروژي (= آتش نوروزي) مي نامند.
چهارشنبه سوري در تمام ايران روشن ترين نماد اين  رسم کهن است. منطقه الموت يکي از نخستين جنگ هاي
استقلال طلبان در برابر کليه دشمنان متجاوز و غارتگر در تاريخ پر فراز و نشيب ايران زمين بوده است. گذشتگان آزاده ما با برجاي نهادن اين نام آزادي خواهي و عزت نفس ايرانيان در سراسر تاريخ به آيندگان يادآور شدند.

تغييرات جوي سبب بروز ناهنجاري هايي در زیست ساختار درياچه ها مي شود
بر اساس تحقيقات و بررسي هاي صورت گرفته توسط دانشمندان آمريكايي، مشخص شد كه تغييرات جوي و افزايش گرماي كره زمين، تأثیر مستقيم بر اكوسيستم درياچه هاي جهان مي گذارد.
به نقل از پايگاه اينترنتي ساينس ديلي، يك گروه تحقيقاتي از دانشگاه «كوئين» با همكاري وزارت محيط زيست «اونتاريو» در كانادا با مطالعه بر روي درياچه هاي واقع در كشورهاي اروپايي و شمال ايالات متحده به اين نتيجه دست يافتند كه در صورت افزايش روزافزون گرماي زمين و تغييرات آب و هوايي، محيط معمول درياچه ها دچار چالش و دگرگوني مي شوند.
دكتر «كاتلين رولند»- استاد دانشكده زيست شناسي دانشگاه كوئين - در اين باره گفت:  يافته هاي ما بر اين اساس است كه تغييرات مهم و اصلي از نظر بوم شناسي در گذشته در درياچه ها رخ داده  است و بروز تغييرات جوي و گرمايش زمين تنها زيست بوم اين مناطق را به خطر انداخته و دچار نابودي و زوال مي كند.
وي در ادامه افزود: يكي از بزرگ ترين چالش هايي كه ما در تحقيقات خود در زمينه محيط زيست با آن مواجه هستيم، نداشتن يك دوره طولاني مدت براي نظارت داده ها است. ما اغلب هيچ داده اي در مورد اين كه چگونه درياچه ها با تغييرات جوي و گرمايش كره زمين دست و پنجه نرم مي كردند، در دست نداريم و داده هاي ما اكثراً مربوط به چند دهه پيش است. اين در حالي است كه منبع اصلي داده هاي ما در تحقيقات،  لايه هاي رسوبي كف درياچه هاست كه آن هم به وسيله باستان شناسان و از داخل فسيل جانوران كشف شده و در كف اين درياچه ها استخراج شده  است.
علاوه بر اين بايد به اين نكته اشاره كرد كه تحقيق بر روي چگونگي وضعيت درياچه هاي شمال ايالات متحده و غرب اروپا از اواخر قرن 19 و اوايل قرن 20 آغاز شده و تا كنون ادامه يافته  است.
دكتر «اسمول» - برنده مدال طلاي دانشمند نمونه كانادا- در سال 2004 ميلادي، در اين باره گفت: فرآيند افزايش تغييرات در آب و محيط زيست اطراف و داخل درياچه ها تا يكصد سال آينده ادامه خواهد داشت؛ چرا كه آب اين درياچه ها از رودخانه هايي تأمين مي شوند كه از كوه ها و رشته  كوه هاي آلپ در اروپا و قطب شمال در مناطقي در ايالات متحده امريكا سرچشمه گرفته و به علت بروز تغييرات جوي و افزايش گرماي زمين كه بر منشا آن ها تأثیر مي گذارد، اين درياچه ها نيز بي نصيب نخواهند ماند.

خطر انقراض پنگوئنهای راک هاپر را تهدید می کند

زیست بانان با ابراز نگرانی از کاهش 90 درصدی جمعیت پنگوئنهای زیبای راک هاپر در دو جزیره آتلانتیک جنوبی طی 50 سال گذشته نسل این پرندگان را رو به انقراض اعلام کردند.
محققان به تازگی اعلام کردند که نسل پنگوئن های جهنده راک هاپر با کاهش 90 درصدی طی 50 سال گذشته در حال انقراض است. جمعیت این حیوانات زیبای قطبی زمانی به میلیونها می رسید که در حال حاضر تنها 32 الی 65 هزار جفت از این جانداران در جزیره گوف و 40 الی 50 هزار جفت از آنها در جزیره تریستان دو جزیره مهم در آتلانتیک جنوبی به سر می برند.
این دو جزیره که جزو قلمرو دریایی انگلستان به شمار می رود 80 درصد از آلودگی های گونه های زیستی را به خود اختصاص داده اند. به گفته محققان انجمن سلطنتی حمایت از پرندگان جمعیت پنگوئن ها از گذشته تحت تأثیر عوامل متفاوتی از جمله انسانها، سگها و دیگر جانوران قرار داشته است که تنها این عوامل را نمی توان در از بین رفتن بالغ بر میلیونها پرنده از دهه 1950 به بعد دخیل دانست. میزان پرندگان از بین رفته در جزیره گوف با از دست دادن روزانه 100 پرنده طی 50 سال برابری می کند.
از عوامل مهمی که محققان به عنوان از بین برنده این پرندگان برشمردند، می توان به تغییرات ناگهانی جوی، تغییرات در شرایط اکوسیستم دریایی و ماهیگیری بیش از حد مجاز اشاره کرد.
محققان این مؤسسه مسئول اصلی این فاجعه زیست محیطی را بی توجهی دولت انگلستان و عدم حمایت این دولت از محیط زیست این دو جزیره اعلام کردند.
بر اساس گزارش ام اس ان بی سی، تا کنون دیگر گونه های پنگوئن ها با مشکلی مواجه نشده و در سلامت عمومی به سر می برند، اما چندین گونه دیگر از این جانداران زیبا از جمله پنگوئن های آفریقایی، چشم زرد و فیوردلند نیز در خطر جدی انقراض به سر می برند.

تلاش برای تولید لاستیک زیستی از ماده سویا
محققان مؤسسه ARS پس از گذشت 67 سال از ابداع هنری فورد در تلاشند بر اساس یافته های وی و با استفاده از مواد زیستی و گیاهی مانند سویا، پلاستیکهای زیستی قابل بازیافت تولید کنند.
هنری فورد در سال 1941 در تولید مواد پلاستیکی تحولی ایجاد کرد که تأثیر آن تا به حال باقی مانده و منجر به گسترش فعالیتهای جهانی به منظور تولید لاستیکهای زیستی شده است. وی در این سال موفق به تولید اتومبیلی شد که بدنه آن کاملاً پلاستیکی بوده و در ساختار این پلاستیک از ترکیبات سویا استفاده شده بود. با وجود اینکه این ابداع توجه بسیاری را به خود جلب کرد، هیچگاه به خود چهره تجاری نگرفت و با مرور زمان به دست فراموشی سپرده شد. با این حال محققان برخی مؤسسه ها از جمله مؤسسه خدمات تحقیقاتی کشاورزی (ARS) تاکنون به بررسی این ایده ادامه داده اند.
محققان این مؤسسه در تلاشند با استفاده از آرد سویا به عنوان ماده پر کننده پاک و بدون زیان برای محیط زیست به تولید لاستیک چرخ اتومبیل و دیگر انواع لاستیک ها بپردازند.
مواد پرکننده ای که به صورت رایج مورد استفاده قرار می گیرند دارای ساختار نفتی به نام کربن سیاه هستند و تولیدکنندگان لاستیک چرخ اتومبیل از این ماده به منظور بهبود مقاومت کششی و مقاومت اصطکاک استفاده می کنند اما به دلیل موانعی که بر سر راه استفاده از منابع نفتی و پتروشیمی به وجود آمده است از قبیل افزایش قیمت این مواد و محدودیت استفاده به دلیل آلودگی محیط زیست، توجه صنایع به سمت جایگزینهایی با ساختار زیستی به خصوص موادی که کشت و زرع آنها بسیار ساده است، متمرکز شده است.
آرد سویا ماده ای غذایی است که محققان مؤسسه ARS در ایالت ایلینویز آمریکا به تازگی به توانایی این ماده ارزان قیمت در جایگزینی کربن سیاه پی برده اند.
محققان آرد سویای بدون روغن را که به منظور افزایش تراکم در آب قرار گرفته بود به لاستیک خام افزوده و این ترکیب را در خلا و سرمای فراوان خشک کردند. این فرایند باعث شکل گیری شبکه ای از اتصالات داخلی در لاستیک شد. سپس در محیط آزمایشگاه این لاستیک به اشکال متفاوت تبدیل شده و تحت نیروهای متفاوتی از قبیل برش قرار گرفت.
آزمایش میزان کشسانی این ماده ترکیبی جدید نشان می دهد که استفاده از آرد سویا لاستیک را در برابر نیروی کشسانی نسبت به لاستیکهای بدون پر کننده 20 برابر مقاوم تر می کند. با این حال این ترکیب همچنان در مقابل لاستیکهایی که با استفاده از کربن سیاه تولید شده اند از مقاومت کمتری برخوردارند.
بر اساس گزارش ساینس دیلی، محققان با همکاری متخصصان صنایع لاستیک سازی همچنان در تلاشند با گسترش مطالعات خود بر روی این ماده و دیگر مواد طبیعی فناوری تولید لاستیکهای طبیعی را وسعت بخشیده و جایگزینی مناسب برای مواد نفتی رایج بیابند.

صفحه 8-- 23 دی 87

زباله هاي محيط زيست در انتظار متولي

 

 

ایجاد شبکه رادار برای پایش خشکسالی


ادامه نوشته

صفحه 9--12دی 87

 

استانداردي براي توليد ظروف يكبار مصرف پلاستيكي در كشور وجود ندارد

در حالي كه به گفته كارشناسان، ظروف يك‌بار مصرف حدود 200 سال طول مي‌كشد تا در طبيعت تجزيه شود، آمارها نشان مي‌دهد، استفاده از اين ظروف در كشور طي سال‌هاي اخير رو به افزايش بوده، به شكلي كه هم اكنون پنج هزار كارخانه و كارگاه توليد ظروف يك‌بار مصرف در كشور وجود دارد، اين در حالي است كه تنها 300 كارخانه از اين تعداد مجوز توليد اين ظروف را دارند و مشخص نيست، مابقي اين كارخانه‌ها از چه موادي و چگونه نسبت به توليد اين ظروف اقدام مي‌كنند.
 به گفته كارشناسان، تركيباتي كه در ساخت ظروف يك‌بار مصرف استفاده مي‌شود، به اشكال مختلف سبب بروز بيماري شده و اكثر اين تركيبات در صورتي كه براي مصرف مواد داغ استفاده شوند، سرطان‌زا هستند كه اين امر باعث شده صاحب‌نظران نسبت به استفاده از اين ظروف که در ايام محرم افزايش مي‌يابد، هشدار دهند.
دكتر سعيد متصدي ـ عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي ـ با بيان اين كه متاسفانه استفاده از ظروف يك‌بار مصرف در كشور به يك فرهنگ تبديل شده است، افزود: يكي از علل افزايش توليد اين ظروف در كشور ارزان بودن آن‌هاست، به شكلي كه بر خلاف كشورهاي ديگر، دولت براي توليد مواد اوليه اين ظروف يارانه پرداخت مي‌كند. از سوي ديگر، راحتي و سهولت استفاده از آن و پرداخت نكردن بهاي توليد زباله توسط مردم نيز از علل افزايش استفاده از اين ظروف است.
وي با اشاره به اين كه متأسفانه سنت‌هاي خوب گذشته در زندگي جديد شهرنشيني فراموش شده است، تصريح كرد: در حالي كه بايد در شرايط خاص از ظروف يك‌بار مصرف استفاده شود، در كشور ما اين ظروف در شرايط عام و خاص مورد استفاده قرار مي‌گيرد به شكلي كه به راحتي اين ظروف را مي‌توانيم در رستوران‌ها و اداره ها و محيط‌هاي پذيرايي مشاهده كنيم.
دكترمتصدي گفت: استفاده از اين ظروف علاوه بر از بين بردن سرمايه ملي، صدمات فراواني به بهداشت و محيط زيست وارد مي‌كند.
وي به ضررهاي بهداشتي تركيباتي كه در ساخت اين ظروف به كار مي‌رود، اشاره كرد و گفت: اين تركيبات به اشكال مختلف سبب بروز بيماري مي‌شود و اكثر آن‌ها سرطان‌زا هستند. خصوصاً در مواردي كه براي مصرف مواد داغ از آن‌ها استفاده مي‌شود، تركيبات اين ظروف تجزيه شده و موجب بروز مشكلات بهداشتي مي‌شود.
عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي به بهداشت زيست محيطي ظروف يك‌بار مصرف اشاره كرد و گفت: پايداري و ماندگاري اين ظروف در طبيعت بسيار زياد است، به شكلي كه تجزيه آن‌ها بين 100 تا 300 سال به طول مي‌انجامد.
وي با تاكيد بر اين كه مصرف زياد ظروف موجب، باعث توليد حجم زياد زباله شده و مسئولان شهري را دچار مشكل مي‌كند، افزود: بسياري از كشورهاي دنيا اين محصولات را حذف كرده و ظروف يكبار مصرف گياهي را كه از بازمانده‌هاي ذرت، برنج و غيره توليد مي‌شوند، جايگزين آن‌ها كرده‌اند.
متصدي با اشاره به اين كه طبق اطلاعات موجود، حدود 300 كارخانه در كشور مجوز توليد ظروف يك‌بار مصرف را دارند، افزود: اين در حالي است كه آمارها نشان مي‌دهد حدود پنج هزار كارخانه و كارگاه در كشور هم اكنون در حال توليد اين ظروف هستند كه مجوزي براي توليد نداشته و توليدات آن‌ها مطابق استاندارد نبوده و فرايندها و مواد مصرفي آن‌ها نيز مشخص نيست. از سوي ديگر معلوم نيست، در اين توليدات از چه محصولاتي به عنوان مواد اوليه استفاده مي‌شود، چرا كه بعضا گفته مي‌شود در توليد برخي از آن‌ها از مواد خطرناكي مانند سرم و سرنگ استفاده مي‌شود.
وي با تاكيد بر اين كه متأسفانه استانداردي براي توليد ظروف يك‌بار مصرف نيز در كشور وجود ندارد، افزود: حتي ظروف يك‌بار مصرفي كه مجوز توليد هم دارند، بر اساس هيچ استانداردي توليد نمي‌شوند.
عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي با اشاره به اين كه هم اكنون ظروف يك‌بار مصرف پلاستيكي به دليل يارانه‌اي كه دولت در مواد اوليه پتروشيمي آن‌ها مي‌دهد، حدود 10 تا 20 درصد ارزان‌تر از ظروف يك‌بار مصرف گياهي است، افزود: اين در حالي است كه محصولات گياهي به دليل فناوری هاي جديد در توليد آن‌ها قيمت كمي بالاتر دارند و موجب رونق كشاورزي و اشتغال مي‌شوند. به نظر مي‌رسد دولت بايد در اين خصوص به صورت جدي وارد عمل شود.
وي با اشاره به اين كه در ايام محرم به دليل نذورات و مراسم مختلف، استفاده از ظروف يك‌بار مصرف پلاستيكي در كشور افزايش مي‌يابد، افزود: اگر مردم بدانند كه ضررهاي استفاده از اين ظروف چيست، قطعا ظروف گياهي را جايگزين آن‌ها مي‌كنند.

شعار سال 2009 ميلادي اتحاديه جهاني حفاظت از طبيعت؛
«زمین در خطر!»

 ژوليا مارتون- او وِور (leVevre) در بيانيه‌اي كه از سوي اتحاديه جهاني حفاظت از طبيعت اعلام كرد، سال 2009 ميلادي، سال «زمين در خطر!» ناميده شده است.
به گزارش ايسنا، به نقل از IUCN ، سال 2008 ميلادي سالي پر از چالش‌هاي زيستي -اجتماعي و اقتصادي براي كل جهان بود؛ چرا كه مسئله بحران اقتصادي كه تقريبا سراسر جهان را با خود درگير كرد، بر محيط زيست كشورها نيز تأثير مخربي گذاشت. بطوريكه ژوليا مارتون - او وِور دبيركل اتحاديه جهاني حفاظت از طبيعت در بيانيه‌اي اعلام كرد كه بر اثر تخريب منابع طبيعي شامل جنگل‌ها، مراتع، درياها و كوهستان‌ها، سال 2009 ميلادي «زمين در خطر!» نام گذاري شد.
اين در حالي است كه در كنفرانس محيط زيست كه توسط اتحاديه جهاني حفاظت از طبيعت در بارسلوناي اسپانيا برگزار شد، مشخص شد كه كشورهاي جهان، «فقير و غني» و «توسعه يافته و در حال توسعه» بايد براي نجات كره زمين، حيات وحش و محيط زيست آن تلاش كنند.
ژوليا مارتون -  او وِور  در ادامه افزود: بر اثر بروز بحران اقتصادي كه اكثر كشورهاي جهان را درگير كرد، دولت‌ها براي ادامه بقاي خود و مردمانشان از منابع طبيعي استفاه كرده و روز به روز هم بر گرماي زمين افزودند و هم منابع طبيعي و مراتع و جنگل‌ها را رو به نابودي كشاندند.

ماليات بر كربن هم نتوانست جنگل‌هاي باران را نجات دهد
بر اساس يافته‌هاي جديد كه در دانشگاه فناوري «چالمرز» سوئد توسط دانشمندان صورت گرفت، مشخص شد كه حتي ماليات بر كربن هم نتوانست، مانع از ميان رفتن و نابودي جنگل‌هاي باراني و استوايي شود.
به گزارش ايسنا، به نقل از پايگاه اينترنتي ساينس ديلي، يافته‌هاي اخير دانشمندان و زيست شناسان دانشكده فناوري «چالمرز» در «گوتنبرگ» سوئد مشخص كرد كه انتشار گازهاي گلخانه‌اي، به ويژه كربن باعث افزايش گرماي كره زمين و بروز تغيرات آب و هوايي شده و جنگل‌هاي باراني را در معرض خطر نابودي قرار داده‌ است. اين در حالي است كه حتي ماليات بر كربن هم نتوانسته مانع از افزايش انتشار كربن در هوا شود.
در اين ميان حضور 190 كشور جهان در كنفرانس تغييرات جوي سازمان ملل كه در «پوزنان» لهستان برگزار شد، با امضاي توافق‌نامه‌اي مبني بر «كاهش انتشار گازهاي گلخانه‌اي به منظور حفظ جنگل‌هاي باراني» به اتمام رسيد؛ چرا كه جنگل‌زدايي، مشكلي است كه اگر با آن مقابله نشود، در آينده جهان به شدت تاثير خواهد گذاشت.
«مارتين پرسون» ـ محقق دپارتمان انرژي و محيط زيست دانشگاه چالمرز ـ گفت: انتشار گازهاي گلخانه‌اي كه ناشي از جنگل‌هاي از بين رفته در مناطق استوايي است، 20 درصد كل گازهاي گلخانه‌اي در جهان را شامل شده و يكي از عوامل آلودگي‌ها و افزايش گرماي كره زمين محسوب مي‌شود.
وي در ادامه افزود: اگرچه ماليات بر كربن به خودي خود تقاضا را براي انرژي‌هاي پاك و سوخت‌هاي جايگزين بالا مي‌برد و باعث پاك شدن هوا و كاهش آلودگي در انتشار گازهاي گلخانه‌اي نظير دي‌اكسيدكربن مي‌شود، اما از طرف ديگر همين عامل، سبب مي‌شود تا مراتع و جنگل‌ها پاك‌سازي شده و به جاي آنها صنايع و كارخانه ها ساخته شوند.
علاوه بر اين، همان طور كه در مناطق جنگلي جنوب ـ شرق آسيا، كارخانه های توليد روغن خرما جايگزين درختان و جنگل‌هاي باراني شده‌اند، بيم آن مي‌رود كه بخش‌هايي از جنگل‌هاي آمازون و كنگو نيز دچار اين مشكل شوند.
از اين رو انجمن‌هاي حفاظت از طبيعت كه در راس آنها گروه‌هاي حفاظت از محيط زيست سازمان ملل قرار دارد، در تلاش هستند تا مانع از تخريب جنگل‌هاي باراني و استوايي شده و به اين ترتيب هواي كره زمين را با وجود جنگل‌ها و درختان آن‌ها سالم نگه دارند.

عجيب‌ترين نوآوري سازگار با محيط زيست
«خودروهاي سبز» يا «غذاهاي سبز» را فراموش كنيد؛ آخرين و جالب‌ترين اختراع سازگار با محيط زيست از دنياي مد عرضه شده؛ لباسي كه در هنگام شست و شو، حل و ناپديد مي‌شود!
 دانشمند‌ان اظهار داشتند كه اين لباس جديدترين و احتمالاً عجيب‌ترين نوآوري سازگار با محيط زيست و دنياي مد است.
لباس جديد نتيجه طرح«واندرلند» (سرزمين عجايب) است كه با همكاري منحصر به فرد يك طراح انگليسي و دانشمند‌اني از دانشگاههاي مهم انگليس اجرا شده است.
اين لباس پلاستيكي از ماده‌اي شبيه به كپسول‌هاي شوينده ساخته شده كه در تماس با آب ناپديد مي‌شوند.
هدف از توليد چنين كپسول‌هايي جلب توجه مردم نسبت به مشكل ضايعات پلاستيكي بوده است. اين پلاستيك از پلي وينيل الكل ساخته شده است.

گرماي زمين بيش از توفان‌ها بر جهان تاثيرگذار است
درصورت عدم اقدام مؤثر در كاهش گرماي زمين، محيط زيست جهان تا 40 سال آينده نابود مي‌شود كارشناسان تغييرات جوي طي مطالعات خود به اين نتيجه دست يافتند كه افزايش گرماي كره زمين تاثير بيشتري نسبت به توفان‌ها و گردبادها بر جهان مي‌گذارد.
به گزارش ايسنا، به نقل از پايگاه اينترنتي ساينس ديلي، محققان و كارشناسان محيط زيست و هواشناسي طي بررسي‌هاي بسيار، خود به اين نتيجه دست يافتند كه طي 35 سال روند افزايشي گرماي كره زمين،‌ كه در سال يك درجه سانتيگراد بالاتر مي‌رود، كره زمين و محيط زيست آن در حال نابودي است و اين عامل بيش از توفان ها و گردبادها بر كره زمين تاثير مخرب مي‌گذارد.
بر اساس آخرين تحقيقات، با اينكه توفان‌ها و گردبادها در سراسر جهان به ويژه در آتلانتيك شمالي از قدرت فراواني در تخريب محيط زيست دارا هستند، اما تا كنون و طي چندين سال گذشته مسئله گرماي زمين و افزايش بيش از حد آن، تاثير بيشتري بر تغييرات زيست محيطي مي‌گذارد تا وقوع توفان‌ها و گردبادهاي اقيانوسي.
«كوين ترنبس» يكي از محققان زيست شناس دانشگاه «كلورادوي» امريكا گفت: در گذشته محققان و دانشمندان بر اين عقيده بودند كه توفان‌هايي با سرعت 120 كيلومتر بر ساعت مي‌توانستند بر محيط زيست اثر مخرب بگذارند، اما هم اكنون و از دهه 1970 ميلادي و با افزايش گرماي زمين و گسترش انتشار گازهاي گلخانه‌اي، نظريه پيشين به طور كامل منتفي شد و در حال حاضر، تغييرات جوي بيشترين آمار و درصد بروز تاثيرات بر محيط زيست جهان را داشته است.
از اين رو، بايد با انجام راهكارهاي مناسب افزايش گازهاي گلخانه‌اي و گرماي زمين را كاهش داد تا محيط زيست جهان نابود نشود؛ در غير اين صورت محيط زيست جهان تا سال 2050 ميلادي با نابودي و انقراض گونه‌هاي جانوري و گياهي مواجه خواهد شد.

صفحه 9--10 دی 87

 

جو زمین

تاریخچه زمین تنها مطالب بسیار اندکی قبل از یک بیلیون سال پیش می داند، ولی پیرو یک رشته حوادث محتمل ارائه می شود. این نظریه از یک منطقه فعال پژوهشی به جا مانده است. اتمسفر امروزی گاهی به عنوان سومین اتمسفر شناخته می شود. چنانکه ترکیب شیمیایی از دو ترکیب قابل ملاحظه شیمیایی تشخیص داده شده است. اتمسفر اصلی ابتدا از هلیوم و هیدروژن تشکیل شده بود و گرما آنرا از هم پاشاند.
حدود 5/3 بیلیون سال پیش سطح زمین به اندازه ای سرد شد که پوسته آن شکل گرفت، به شدت بوسیله آتشفشانهایی که بخار، دی اکسید کربن و بخار آمونیاک آزاد می کردند محصور شد. این باعث بوجود آمدن اتمسفر دومی شد که شامل دی اکسید کربن و بخار آب و همراه مقداری نیتروژن و بدون اکسیژن می شد. دومین اتمسفر به عنوان اتمسفر رایج 100 برابر اولین اتمسفر گاز داشت. بطور کلی این باور وجود دارد که پدیده گلخانه ای با بالا رفتن مقدار دی اکسید کربن باعث نگهداری زمین از یخ زدگی می شود.
در طول چند بیلیون سال بعد بخار آب از طریق متراکم شدن باعث بوجود آمدن باران و اقیانوسها شد که شروع به حل کردن دی اکسید کربن کرد و حدود 50 از دی اکسید کربن جذب اقیانوسها می شدند. فوتوسنتز گیاهان باعث باز شدن و تبدیل شدن دی اکسید کربن به اکسیژن می شد. بیشتر اوقات کربن زیادی در سوختهای فسیلی، سنگهای رسوبی و پوست حیوانات محبوس است. چنانکه اکسیژن آزاد شده برای تشکیل نیتروژن با آمونیاک واکنش می دهد؛ افزون بر این باکتری می تواند آمونیاک را به نیتروژن تبدیل کند.
به نظر می رسد بیشتر گیاهان مهمترین عامل افزایش میزان اکسیژن هستند. در ابتدا با عنصرهای مهمی از جمله آهن ترکیب شده، ولی سرانجام باعث انباشته شدن اکسیژن در جو و همچنین پیشرفت این نظریه شد. همراه با ظهور لایه اوزون، موجودات مختلف از اشعه فرابنفش بهتر محافظت می شدند. این اتمسفر نیتروژن - اکسیژن سومین اتمسفر به حساب می آید.
دید کلی
جو زمین لایه ای از گازها است که زمین را احاطه کرده اند و این گازها بوسیله جاذبه زمین نگهداشته شده اند. جو زمین شامل نیتروژن (1/78درصد) و اکسیژن (9/20درصد) همراه مقدار کمی از آرگون (9/0درصد)، دی اکسید کربن (متغیر، ولی حدود 035/0درصد)، بخار آب و دیگر گازها می شود. جو زمین موجودات روی زمین را از طریق جذب اشعه فرابنفش خورشید و کم کردن دمای بالای بین روز و شب محافظت می کند.
مرز دقیقی بین لایه های مختلف جو وجود ندارد، ولی جو به سرعت با افزایش ارتفاع رقیق می شود و هیچ مرز مشخصی بین جو و فضای خارج از جو وجود ندارد. 75 از جو زمین تا ارتفاع 11 کیلومتر از سطح سیاره وجود دارد. در ایالات متحده کسانی که به بالای 50 مایل (80 کیلومتر) سفر کنند فضانورد شناخته می شوند. ارتفاع 400000 پا (75 مایل یا 120 کیلومتر) جایی است که تأثیر قابل توجهی هنگام ورود به آن می گذارد. همچنین ارتفاع 100 کیلومتری یا 62 مایلی به عنوان مرز بین اتمسفر و فضا بطور مکرر استفاده می شود.
دما و لایه های جوی
دمای جو زمین همراه با ارتفاع تغییر می کند؛ رابطه ریاضی بین دما و ارتفاع مابین لایه های مختلف جو متغیر است:
• تراپوسفر، 0- 17/7 کیلومتر، دما با افزایش ارتفاع کم می شود.
• استراتوسفر، 17/7 - 50 کیلومتر، دما با افزایش ارتفاع زیاد می شود.
• مزوسفر، 50 – 85/80کیلومتر، دما با افزایش ارتفاع کم می شود.
• ترموسفر، 85/80 - + 640 کیلومتر دما با افزایش ارتفاع زیاد می شود.
• اگزوسفر
مرزهای بین این مناطق تروپوپوز، استراتوپوز و مزوپوز نامگذاری شده اند. میانگین دمای جو در سطح زمین 14 درجه سانتیگراد است.
فشار
فشار جو نتیجه مستقیمی از وزن هواست. این به این معنی است که به همراه مکان و زمان تغییر می کند چون مقدار (و وزن) هوای بالای زمین به همراه مکان و زمان تغییر می کند. فشار جوی در اتفاع حدود 5 کیلومتری تقریباً به اندازه 50درصد سقوط می کند. میانگین فشار جو در سطح دریا حدود 3/101 کیلو پاسکال است. (حدود 7/14 پوند بر اینچ مربع)
جرم و جرم حجمی
جرم حجمی هوا در سطح دریا حدود 2/1کیلو گرم بر متر مکعب است. این جرم حجمی با افزایش ارتفاع کم و به همین صورت فشار آن کاهش می یابد. مجموع جرم جو زمین در حدود 5.1 × 1018 کیلوگرم است که بخش بسیار ناچیزی از کل جرم زمین را تشکیل می دهد. جرم حجمی فشار جو زمین با افزایش ارتفاع تغییر
 می کنند. این تغییر تقریباً می تواند نمونه کاربردی Barometric formula باشد.
مناطق مختلف جوی
مناطق جوی به چند طریق نامگذاری می شوند:
• یونوسفر: منطقه ای که شامل یونها می شود: تقریباً مزوسفر و ترموسفر تا حدود 550 کیلومتر.
• اگزوسفر: بالای یونوسفر، جایی که جو به طرف فضا رقیق می شود.
• لایه اوزون: یا اوزونوسفر، حدود 10 - 50 کیلومتری جایی که اوزون استراتوسفری یافت
می شود. باید توجه داشت در داخل این منطقه اوزون از نظر حجم یک عنصر فرعی است.
• مگنتوسفر: این منطقه جایی است که میدان مغناطیسی زمین با بادهای خورشیدی مقابله
 می کند. این لایه برای دهها هزار کیلومتر در فاصله زیادی از خورشید ادامه دارد. • کمربندهای تشعشعی وان آلن: مناطقی هستند که ذرات از طرف خورشید متراکم می شوند.

 زوال تنوع زيستي در قاره سياه، حيات بشري اين قاره را تهديد مي كند
 دانشمندان هشدار دادند كه كثرت خستگي ناپذير حيات در آفريقا با افزايش فشار بر حيوانات و گياهان و آماده شدن زمينه تشديد فقر و ايجاد جنگ هاي بيشتر و مهاجرت به ساير قاره ها در معرض تهديد است. به گزارش خبرگزاري فرانسه از كيپ تاون آفريقاي جنوبي، كارشناسان هشدار دادند كه از ماهي ها در بوركينافاسو تا قهوه هاي وحشي اتيوپي، جنگل هاي كنيا و گياهان دارويي كنگو، همه منابع طبيعي اين قاره با فعاليت هاي انساني و تغييرات آب و هوايي در معرض تهديد قرار گرفته اند. "جان دونالدسون" از انستيتو ملي تنوعات زيستي آفريقاي جنوبي گفت:"با نابودي اين چرخه در آفريقا چرخه فقر، خشونت و جنگ بدتر خواهد شد." كنفرانسي با حضور 300 سياستمدار، دانشمند و فعال علمي از 15 كشور آفريقايي و آلمان در "كيپ تاون" كه وي در حاشيه آن صحبت مي كرد محل بحث درباره حفاظت از گياهان و حيوانات اين قاره بود. در اين كنفرانس اعلام شد كه افزايش جمعيت، استفاده بيش از حد از زمين و تغييرات آب و هوايي باعث مرگ بسياري جانداران در آفريقا شده است و حدود 15 درصد از همه انواع گونه هاي زيستي قاره سياه را  به حاشيه انقراض برده است. در قاره اي كه اقتصاد آن به شدت متكي به منابع طبيعي معدني، كشاورزي و جهانگردي است تغيير رفتار مردم در حفاظت از حيوانات و حيات گياهي كار بسيار سختي است. "ادوارد لينسنمير" از اعضاي گروه حفاظتي "بيوتا" در آفريقا گفت: "اگر واقعا گرسنه باشيد و ندانيد كه روز بعد چگونه شكم فرزندتان را سير كنيد آنگاه ديگر تنوع زيستي يا هر چيز ديگري براي شما اهميتي را نخواهد داشت." به گفته وي راه حل اين معضل برنامه ريزي دولت ها
 و اشخاص براي محيط زيست است.
كوه "نيمبا" در غرب آفريقا به عنوان نمونه اي از اين معضل در اين كنفرانس مطرح شد. كوهستاني در مرز ساحل عاج، ليبريا و گينه كه توسط سازمان ملل در فهرست ميراث هاي جهاني در معرض تهديد قرار گرفته است. دانشمندان در تلاشند تا اطلاع رساني به دولت ها و جوامع در اين قاره را به شدت و به سرعت انجام دهند.

داشتن محيط زيست مطلوب هدفي دست يافتني است
محمد علي رجب زاده معاون آموزش و پژوهش سازمان با اشاره به اصل پنجاه قانون اساسي و سندبيست ساله کشور گفت : برخورداري از محيط زيست مطلوب بعنوان يک هدف دست يافتني، سرلوحه برنامه ريزي هاي ميان مدت و کوتاه مدت سازمان محيط زيست است. معاون آموزش و پژوهش سازمان حفاظت محيط زيست ضمن تعريف محيط زيست مطلوب در سندچشم انداز تصريح کرد : سازمان حفاظت محيط زيست راهبردهایي را براي رسيدن به محيط زيست مطلوب دنبال مي کند که اميد مي رود هرچه سريعتر به نتيجه دلخواه دست يابد. محمدعلي رجب زاده ارتقاء جايگاه محيط زيست، تنوير افکارعمومي و گسترش مشارکت عمومي براي حفظ محيط زيست، دستيابي به زيستگاه هاي مطلوب طبيعي و انساني، استقرار نظام اقتصاد محيط زيست، پژوهش و آموزش هاي تخصصي رااز راهبردهاي رسيدن به محيط زيست مطلوب برشمرد و گفت :در راستاي ارتقاي جايگاه محيط زيست ،سازمان حفاظت محيط زيست ايجاد ساختار مناسب با فعاليتهاي جهاني ملي، تدوين قوانين و بازنگري و مقررات حفاظت محيط زيست، توسعه و تقويت منابع انساني و تربيت نيروي متخصص، استفاده از فناوري هاي نوين در دستورکار خود دارد. وي در ادامه گفت :دستيابي به پيشگاه هاي مطلوب طبيعي و انساني از طريق :مديريت اکوسيستم ها، پيشگيري از تخريب محيط زيست، بهره برداري پايدار از منابع، احياي گونه هاي در معرض خطر و رعايت برنامه هاي آمايش سرزمين، به کارگيري انرژي هاي پاک، توليد پاک، مديريت پسماندها، در رسيدن به محيط زيست مطلوب دنبال مي شود. معاون آموزش و پژوهش سازمان حفاظت محيط زيست با اشاره به نقش آموزشکده محيط زيست در بهبود آموزش هاي محيط زيست خاطر نشان کرد از سال 74 تاکنون، 863 نفر از اين آموزشکده فارغ التحصيل شده اند که يک ششم کل فارغ التحصيلان محيط زيست در کل کشور را شامل مي شود.

اشنان
اشنان درختچه اي شورپسند، مقاوم به خشکي که اغلب در نواحي شور و قليايي بيابانها، ايجاد اجتماعات يک دست و وسيعي را مي نمايد.
 اشنان در بيابانها و شوره زارهاي دشت کوير و لوت، بيابانهاي مسيله، دامغان، سبزوار، خراسان، کرمان، يزد و اغلب نواحي شور و قليايي کشور بعنوان گونه اي بومي و سازگار رويش دارد. اين درختچه متعلق به خانواده اسفناجيان (Chenpodiaceae)بوده و داراي برگهايي آبدار، گوشتي و استوانه اي شکل که محتوي املاح فراوان مي باشد. ارتفاع متوسط گياه تا دو متر و قطر تاج پوشش آن تا يک و نيم متر نيز مي رسد. زمان گل دهي آن، اوايل شهريور ماه و بذور آن نيز در آبان ماه بطور کامل مي رسند. بنابراين بهترين زمان جمع آوري بذر، آبان تا آذر مي باشد. اشنان خاکهاي شور و قليايي را بخوبي تحمل مي کند و در خاکهاي نيمه عميق تا عميق، همراه با ميزان شوري متفاوت و حتي در تشکيلات مارني( بيابان خطب شکن) نيز مي تواند رشد و نمود کند. قدرت جذب فوق العاده زياد املاح قليايي مانند ترکيبات کربنات سديم و پتاسيم را دارا است به همين دليل از خاکستر حاصل از سوزاندن شاخ و برگ گياه، ماده اي قليايي «کلياب» بدست مي آورند که در مراکز صنعتي و سنتي مانند صابون سازي، سفالگري، شستشوي نخهاي ابريشم و شيشه گري استفاده مي کنند. اشنان اجتماعات گياهي وسيعي در عرصه هاي مختلف بيابانها و شوره زارها مانند بيابانهاي ارغواني، چاق آباد، چاه عروس، چاه شور و اطراف مرنجاب را بوجود مي آورند. طي چند ساله اخير دستگاههاي اجرايي در امر بيابانزدايي به توسعه و گسترش رويشگاههاي اشنان واقع در مراتع قشلاقي پرداخته است. اشنان نه تنها بعنوان يکي از گونه هاي مرتعي، بلکه از لحاظ حفاظت خاک نيز حائز اهميت مي باشد . تکثير اين درختچه توسط بذر و در اغلب مواقع بذر پاشي از ريزشهاي جوي با موفقيت همراه بوده است.
علف شور الوان 
علف شور گياهي است بوته اي، يکساله، ساقه و برگهاي آبدار و گوشتي، داراي انشعابات و شاخه هاي گسترده بر روي اراضي شور و بحالت کپه اي ديده مي شود. آنچه که باعث رنگين شدن منظر بوته به رنگهاي ارغواني، قرمز، نارنجي، زرد و صورتي مي شود، مربوط به تغيير رنگ باله هاي
 ميوه مي باشد.اين تغيير رنگ اغلب در ماههاي پاييز (آذر تا آبان ماه) مشهود است . بذور علف شور توسط باله هاي غشايي محصور شده و به اين دليل بذر را سبک کرده و براحتي توسط باد قابل جابجايي است. زمان جمع آوري بذر علف شور طي ماه آبان مي باشد.
رويشگاههاي طبيعي علف شور در اکثر نقاط شوره زار ايران مانند تپه هاي نمکي مردآباد کرج، اراضي شور قزوين، اراک، قم، سمنان، يزد، گيلان غرب، قصر شيرين و بيابانهاي حوضه مسيله مي باشد. اين گياه تنها توسط بذر تکثير مي يابد و بهترين روش ازدياد علف شور، در طبيعت، بذر پاشي و بذرکاري پس از ريزشهاي جوي بويژه برف و باران، در عرصه هاي شور و قليا بعنوان گياه زير اشکوب گياهان درختي و درختچه اي بيابانها.
علف شور معمولاً ايجاد تيپهاي يکدست و يکنواختي را در تاغزارها مي کند . وليکن توأم با ساير گونه هاي شور پسند مانند خولي، اشنان و آنابازيس نيز بعنوان گونه هاي همراه نيز ديده شده است. علف شور داراي گونه هاي متعددي است که در محيطهاي شور و قليايي بعنوان گياهي سازگار و مقاوم زندگي مي کند. اين گياه متعلق به خانواده اسفناجيان (Chenopodiaceae) بوده، گياهي است يکساله، علفي و ارتفاع آن بين ٤٠تا٨٠ سانتيمتر و قطر تاج پوشش آن بين ٤٠تا ١٠٠سانتيمتر متغيير است.
 برگهاي علف شور کوتاه، آبدار و گوشتي، گلهايي سبز متمايل به زرد و ميوه هايي رنگين که در فصل پاييز قابل مشاهده است. اين گياه معمولاً در بين تاغزارها به همراه ساير گونه هاي شن دوست مانند کريفون، خولي و نسي ايجاد تيپهاي گسترده اي را مي نمايد. خاکهاي رويشگاه علف شور از آهکي - گچي تا شور و قليايي، متنوع است. اين گياه معمولاً در خطوط همباران ٨٠ ميليمتر به بالامي شود.
دامنه ارتفاع رويشگاهي آن بين ٤٠٠ تا ١٢٠٠متر از سطح دريا متغير است. علف شور در نواحي مختلف بيابانهاي حوضه مسيله، دشت کوير، حاشيه بیابانها مانند بيابان سياه رگه و چهار طاغي گسترش دارد. زيبايي گياه بيشتر بواسطه تغييراتي است که در باله هاي ميوه رخ داده، اغلب نوسانات رنگ در فصل پاييز ايجاد رنگهاي قرمز، نارنجي و سياه مي کند . به کوتاه سخن، مجموعه هاي گياهي علف شور، طيفي از رنگهاي متنوع را در سطح بيابانها و نمکزارها، به تماشا مي گذارند.

 

صفحه 9--5 دی 87

 

زباله‌هاي محيط زيست در انتظار متولي
در سال‌هاي اخير آگاه شدن مردم از جاذبه‌هاي طبيعي و تاريخي کشور از طريق رسانه‌ها، رشد تعداد آژانس‌هاي مسافرتي، تبليغات در خصوص مقاصد جديد گردشگري و فعاليت سازمان‌هاي مربوطه در دو مقوله توريسم و اکوتوريسم رشد چشمگير سفر را در کشور به دنبال داشته است، اما در کنار اين رشد که به هر حال اتفاقي خوب در حوزه سفر محسوب مي‌شود، براي پيامدهاي ناشي از آن هنوز تدبيري انديشيده نشده است.
مهمترين پيامد خطرناک ناشي از سفر، تجمع زباله در محيط زيست است، به ويژه در مناطق بکر و غيرقابل دسترس که امکاناتي براي جمع‌آوري زباله‌ها از طريق ساختار‌هاي ساز و کار وجود ندارد. به گفته مديرکل محيط زيست فقط در روز 13 فروردين شش تن زباله در مناطق حفاظت شده محيط زيست رها شده است.
اين روزها موضوع حذف زباله گردشگران از محيط زيست، به چالشي ميان سازمان‌هاي مربوطه تبديل شده است. مسئولان سازمان ميراث فرهنگي، صنايع‌دستي و گردشگري کشور، سازمان
محيط زيست را مسئول پاکيزگي محيط زيست مي‌دانند، اما بالاترين مقام سازمان حفاظت محيط زيست کشور نظر ديگري دارد. فاطمه جوادي معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان حفاظت محيط زيست در اين خصوص مي‌گويد: جمع‌آوري زباله در شهرها به عهده شهرداري‌ها، در روستاها به عهده دهداري‌ها و در بخش‌هايي از راهها، به عهده وزارت راه است، در حالي‌که سازمان حفاظت محيط زيست فقط يک سازمان حاکميتي و نظارتي است که دستورالعمل صادر کرده و نظارت مي‌کند که آيا سازمان‌هاي مرتبط کار خود را درست انجام مي دهند يا نه؟
اگر چه اظهارنظر رئيس سازمان حفاظت محيط زيست بر اساس قوانين محيط زيست کشور صورت مي‌گيرد، اما به عقيده کارشناسان، نام اين سازمان آن را واجد مسئوليت‌هاي ويژه براي حفظ
محيط زيست از هر نوع تهديد و آلودگي مي‌کند که زباله نيز يکي از اين عوامل است.
مهدي عنصري کارشناس محيط زيست مي‌گويد: حتي اگر طبق گفته رياست سازمان حفاظت محيط زيست وظيفه اين سازمان فقط نظارت باشد، نظارت بر کار وزارت راه درباره جمع‌آوري زباله مي‌تواند بخشي از فعاليت‌هاي اين سازمان تلقي شود.
با اين حال رئيس سازمان حفاظت محيط زيست در اين مورد نيز مي‌گويد: وزارت راه در مسير جاده‌ها تابلو مي‌زند و مردم را به پاکيزگي و حفظ محيط زيست دعوت مي‌کند، هر چند اين وزارتخانه نيز نمي‌تواند معضل زباله را در کشور حل و فصل کند.
عبدوس، مدير کل امور زيستگاه‌هاي سازمان حفاظت
محيط زيست کشور در اين باره نظر ديگري دارد، او مي‌گويد: چه سازمان محيط زيست و چه معاونت گردشگري سازمان ميراث فرهنگي کشور نمي‌توانند از ورود زباله به محيط زيست جلوگيري کنند و اين کار نياز به فرهنگ‌سازي دارد.
مردم نمي‌دانند با زباله‌هاي خود در طبيعت چگونه برخورد کنند
بسياري از کارشناسان معتقدند، مردمي که به طبيعت مي‌روند، عادت ندارند، زباله‌هاي خود را برگردانند يا در سطل زباله بريزند. از طرفي افزايش سفر به طبيعت در سال‌هاي اخير موجب شده است که طبيعت از نظر انباشت زباله در فشار قرار گيرد. در چند سال اخير امکانات مردم براي سفر بيشتر شده است و آن‌ها به راحتي به نقاط غير قابل دسترس سفر مي‌کنند و اين تنها به فرهنگ زيست محيطي مردم باز مي‌گردد که چگونه با زباله‌هاي خود در طبيعت برخورد کنند. در اين ميان بزرگترين نقش را در فرهنگ‌سازي رسانه‌ها بر عهده دارند. اين اعتقاد وجود دارد که هر چه زمان مي‌گذرد، وضع بهتر مي‌شود، زيرا پيشرفت زيادي در رفتار فرهنگي مردم در ارتباط با طبيعت مي‌توان شاهد بود.
برخي از کارشناسان معتقدند با وجود افزايش فرهنگ مردم درباره چگونگي استفاده از طبيعت بدون آلوده کردن آن، مشکل ديگر افزايش حجم سفرها است که سبب شده رشد فرهنگي به وجود آمده، چندان به چشم نيايد. اما هنوز بسياري از مردم نمي‌دانند که در طبيعت با زباله خود چه کار کنند؛ گاهي تصور مي‌کنند که بايد زباله‌ را دفن کنند و گاهي فکر مي‌کنند که که اگر کسي زباله را در محيط زيست رها کند بهتر است، چرا که بالاخره يکي پيدا مي‌شود که آن را بردارد. با وجود تاکيد کارشناسان به فرهنگ‌سازي به نظر مي‌رسد تا رسيدن به فرهنگ صحيح سفر در طبيعت و تا آن زمان که مردم همراه خود کيسه‌اي براي جمع‌آوري زباله به طبيعت ببرند و سپس کيسه‌هاي پرشده را بازگردانده و در اولين سطل ساز و کار زباله در مسير خود بيندازند و يا در طبيعت دفن کنند ممکن است، بسياري از نقاط گردشگري کشور را از اين بابت صدمه ببيند. سازمان حفاظت محيط زيست بنابر نمودار سازماني خود مسئوليتي در برابر حذف زباله از محيط زيست طبيعي کشور بر عهده نمي‌گيرد، در حالي که در اين سازمان کميته‌هايي براي مقابله با آلودگي هوا و آلاينده‌هاي دريايي تعريف شده، اما موضوع مهم اين است که دفن زباله از مناطق حفاظت شده با بي‌توجهي رو به رو شده است. از طرفي وزارت راه نيز مسئوليت زباله‌هايي که خارج از مسير راه‌ها رها مي‌شوند را به عهده نمي‌گيرد، چنانچه تاکنون نيز اقدامي در اين خصوص صورت نگرفته است.
در اين ميان جمشيد حمزه‌زاده، مدير دفتر گردشگري داخلي سازمان ميراث‌فرهنگي مسئولان را به ايجاد ستاد مشترک براي مديريت و ساماندهي، نظارت و جمع‌آوري زباله‌هاي ناشي از گردشگري دعوت مي‌کند و مي‌گويد: در قالب اين ستاد مي‌توان به مقوله فرهنگ‌سازي نيز پرداخت‌. شايد اين پيشنهاد تنها راه حل خاتمه دادن به معضل زيست محيطي زباله‌ها باشد، تا پيش از آن که بسياري از نقاط طبيعت زيبا و منحصر به فرد کشور در زباله دفن شود، بتوان کاري از پيش برد.

آيا دومين درياچه شور جهان حفظ مي‌شود؟

درياچه اروميه بزرگترين درياچه داخل ايران و دومين درياچه شور جهان است.
درياچه‌اي كه در گذشته به خاطر رنگ فيروزه‌اي به آن فيروزه ايران نيز اطلاق مي‌شد همچنان‌كه آن‌را چي چست، طلا و زر نيز مي‌ناميدند. اين زيست بوم كه 50 هزار كيلومتر مربع وسعت دارد در تعيين آب وهواي منطقه، نقشي اثر‌گذار دارد تا آنجا كه افزون بر ايران، آب و هواي كشورهاي تركيه و عراق هم از اين درياچه متأثر است. به عبارت ديگر، هر دانه سيب و انگوري كه در منطقه مي‌رويد مرهون همين درياچه است. با اين همه، اخيراً بر اثر عوامل دست ساز و دخالت‌هاي غيرمسئولانه و همچنين بي‌مهري طبيعت(كاهش بارندگي) اين درياچه به وضعيت اسفباري مبتلا شده است. عوارض ناشي از ساخت سدهاي متعدد بر روي رودخانه‌هاي بالادست اين درياچه، مجال زندگي را از آن گرفته است. ساخت ميان گذر كه باعث توقف چرخه آب در اين درياچه شده از ديگر عوامل تهديد‌كننده آن است. روزگار نه‌چندان دوري عمق آب در اين درياچه 12 متر بود اما اينك به كمتر از
6 متر رسيده است. در يك عبارت مي‌توان گفت آنچه امروز بر اين درياچه حكمفرماست متأسفانه نشان از خشك شدن آن در آينده نزديك دارد.با اين همه امضاي سند جامع اروميه در اواخر مهرماه امسال مي‌تواند گام مثبتي براي حفظ اين زيست بوم ارزشمند تلقي شود به شرط آنكه اين سند فداي برخي ملاحظات نشود. گرچه كارشناسان مي‌گويند؛ تنها راه نجات اروميه تخريب ميان گذر و اختصاص حداقل 20 درصد آب سدهاي بالادست به اين درياچه است. آنچه در پي مي‌آيد نقدي است بر سند ياد شده.
سرانجام پس از كش و قوس‌هاي فراوان و مجادلات حقوقي كه بيش از يكسال به طول انجاميد، سند ملي راهبردي مديريت جامع پارك ملي درياچه اروميه به امضاي عالي‌ترين مقامات وزارتخانه های نيرو و جهاد كشاورزي، سازمان حفاظت محيط‌زيست ايران و نيز استانداران سه استان آذربايجان شرقي، غربي و كردستان رسيد. با وجود آنكه نفس چنين اقدامي مي‌تواند بسيار مثبت تلقي شود، به‌نظر مي‌رسد كه توافقنامه مزبور داراي نارسايي هاي فراوان و ابهاماتي است كه كارايي‌اش را مي‌كاهد.
بايد دانستa درياچه اروميه در شمار مهم‌ترين اركان پايداركننده محيط‌زيست در شمال غرب كشور محسوب مي‌شود؛ تالاب پهن‌پيكري كه آثاري فرامنطقه‌اي نيز بر زيستمندان و محيط‌زيست منطقه برجاي گذارده و خواهد گذارد، از اين رو، به درستي در رده‌ بالاترين تمهيدات حفاظتي كشور (پارك ملي) قرار گرفته است. امّا شوربختانه- همانگونه كه اشاره شد ‌‌- برنامه‌ حاضر از صراحت، دقت و شفافيت لازم براي حراست از اين بوم‌سازگان ناهمتاي ايران برخوردار نيست. مهم‌ترين نارسايي‌ها اين سند عبارت‌اند از:
۱ - از آنجا كه ۹۴ درصد از آب قابل استحصال حوضه آبخيز درياچه اروميه به بخش كشاورزي اختصاص مي‌يابد، بايد هر چه سريع‌تر تمهيداتي مؤثر، ضربتي و پايدار براي افزايش بازده آبياري و استفاده از سامانه‌هاي آبياري تحت فشار در اين حوضه در اولويت برنامه‌هاي زيربنايي دولت قرار بگيرد. نزديك كردن بازده آبياري استان به مرز ۶۵ الي ۷۰ درصد، كمترين‌ كاري است كه بايد در كوتاه‌ترين زمان ممكن عملي و اجرايي شود؛ راهبردي كه متأسفانه در اين برنامه از شفافيت و صراحت لازم برخوردار نيست.
۲ - به موازات افزايش بازده آبياري، بايد از زدن سد جديد روي رودخانه باراندوز - تنها رودخانه عمده از بين ۱۴ رودخانه‌اي كه آبشان به درياچه اروميه مي‌ريزد- جلوگيري كرد و مطالعات احداث آن متوقف شود. همچنين پيش‌بيني شود كه تا سال ۱۴۰۰،
دست كم يكي ديگر از سدهاي موجود تخريب و رودخانه آزاد شود.
۳ - در شرايط فوق‌العاده بحراني كنوني كه حتي جزاير درياچه، ماهيت جزيره‌اي بودن خود را از دست داده و سطح آب آن به يك سوم كاهش يافته است، مي‌بايست دست‌كم ۴۰ درصد از ظرفيت كنوني سدهاي موجود به‌عنوان حقابه درياچه اختصاص يابد. بايد در نظر داشت كه چنانچه درياچه نابود شود، تمامي اراضي كشاورزي منطقه و سكونتگاه‌هاي اطراف آن تا شعاع كشورهاي مجاور از اين پيامد ناميمون آسيب جدي ديده و اين مي‌تواند تجربه تلخ درياچه آرال را كه منجر به شورشدن ۴۰۰ هزار هكتار از پنبه‌زارهاي اتحاد جماهير شوروي سابق شدرا زنده كند. بنابراين، براي پاسداري پايدار از معيشت مردم، لازم است تا سطح آب درياچه به وضعيت طبيعي آن بازگردد.
۴ - استفاده از مشاركت مردم محلي و تقويت سازمان‌هاي مردم‌نهاد بايد در اين توافقنامه بسيارپررنگ‌تر ديده شود و اعتباري خاص و رديف بودجه‌اي مستقل به آن تعلق گيرد.
۵ - لازم است تا راهكار دقيق تحقق اهداف يادشده در زیر هر يك از جداول موجود در برنامه آورده شوند.
۶ - با يك سياست درازمدت مديريت منطقه، بايد كوشش براي كاستن از وابستگي معيشتي به سرزمين تلاش شود. بايد با تقويت ديگر مزيت‌هاي نسبي منطقه، به‌ويژه در حوزه تجارت فرامرزي، مناطق آزاد تجاري، بوم‌گردي و تقويت صنايع سازگار با محيط‌زيست، مديريت شايسته‌تري در بخش توزيع و مصرف آب اعمال شود.

صفحه 9--2دی 87

 

تالابهای بین المللی گلستان ؛ حلقه فراموش شده صنعت گردشگری

تالابهای بین المللی استان گلستان به عنوان گنجینه هایی از طبیعت که نقش زیادی در جذب گردشگر دارند از کمترین امکانات گردشگری و تفریحی بهره مندند و در حلقه صنعت نوین گردشگری به فراموشی سپرده شده اند.
به گزارش مهر ، تالابها شاهکار خلقت، گنجینه طبیعت و زیستگاه بسیاری از گونه های جانوری و گیاهان آبزی به شمار می آیند که نقش بسیار زیادی در جذب گردشگر دارند.
این در حالیست که مهمترین جاذبه های گردشگری استان گلستان که از قابلیت بسیاری برای جذب گردشگر داخلی و خارجی برخوردارند از ابتدایی ترین امکانات گردشگری بهره ای نبرده اند.
در این میان، تالابهای آلاگل، آلماگل، آجی گل و گمیشان از مجموعه تالاب های بین المللی کشور در دشت ترکمن صحرا و در نزدیک مرز ایران و ترکمنستان از مناطق مهم دیدنی استان است که سالانه طبیعت گردان و گردشگران زیادی را به خود جذب می کند.
این تالابها زیستگاه مناسبی برای پرندگان آبزی و کنار آبزی مهاجر به شمار می روند و به دلیل این جاذبه های طبیعی در ایام مختلف پذیرای خیل بی شماری از مسافران و گردشگران است.
برای رسیدن به این تالابهای با ارزش، باید مسیر 80 کیلومتری شهر گنبدکاووس تا بخش مرزی داشلی برون در شمال این شهرستان را طی کرد که در این مسیر می توان طبیعت بسیار زیبای شقایقها و گندمزارها در فصل رویش و زندگی شتران در طبیعت کویری منطقه را مشاهده کرد.
این سه تالاب بین المللی که در شمال گنبدکاووس قرار گرفته است با سه هزار و 27 هکتار وسعت، محل زمستان گذرانی پرندگان آبزی و کنارآبزی که از شمال سیبری به این تالابها مهاجرت می کنند و نیز زیستگاه برخی پرندگان بومی به شمار می رود.
حیات زیست محیطی اغلب تالابها با خطر مواجه است
جمعی از مسئولان و کارشناسان محیط زیست و گردشگری بر این باورند، اطلاع رسانی نامناسب، تامین نشدن امکانات اولیه، ورود پسابها و فاضلابها، تخریب محیط زیست و نبود برنامه جامع موجب شده تا فرصتهای سرمایه گذاری در این تالابها به فراموشی سپرده شود و حیات زیست محیطی آنها نیز با چالش های عدیده ای روبرو شود.
یکی از دوستداران محیط زیست در این زمینه گفت: در تالابهای گلستان، امکانات رفاهی برای گردشگران و جود ندارد، این درحالی است که این گنجینه های ارزشمند دارای اهمیت بین المللی
 هستند.
جعفر رسولی افزود: این تالابها در منطقه ترکمن نشین گلستان واقع شده که این منطقه دارای فرهنگ و جاذبه های خاصی هستند.
وی اظهار داشت: برای معرفی این جاذبه های گردشگری و طبیعی باید تبلیغات و اطلاع رسانی مناسبی صورت گیرد و حداقل امکانات نیز باید تامین شود.
به گفته رسولی، تالابها به عنوان زیستگاه آبی برای پرندگان مهاجر آبزی، کنار آبزی و انواع ماهیان بوده و همچنین به سبب دارا بودن پوشش گیاهی و جانوری متنوع و متعدد، یکی از مراکز مهم تفریحی و گردشگری محسوب می شوند.
این دوستدار محیط زیست بیان داشت: ورود انواع آلاینده ها به این تالابها چرخه حیات زیست محیطی آنها را با بحران و چالش روبرو کرده است.
یک عضو انجمن دوست داران طبیعت در بندر ترکمن نیز گفت:  راه دسترسی به این تالابها که هزاران ارزش اقتصادی نیز دارند بسیار آسان است زیرا تقریبا در فواصل نزدیک به هم واقع شده و محل زمستان گذرانی بسیاری از گونه های پرندگان بوده که مناظر بسیار زیبایی را به وجود می آورند.
حسین اتابای افزود: برای تامین امکانات اولیه و ساماندهی مجموعه گردشگری در تالابها، ساخت سرویس های بهداشتی و ایستگاه های ارزان قیمت به اعتبار و برنامه ریزی نیاز است.
وی بیان داشت: فراهم کردن ساده ترین امکانات رفاهی همانند قایقهای تفریحی، بهداشتی و تبلیغات در این تالابها می تواند گردشگران بی شماری را به این منطقه هدایت کند.
وی یادآورشد: متاسفانه هیچ گونه سیاستگذاری و برنامه ریزی صحیحی در زمینه تالاب و زیست بوم گردی [اکوتوریسم] در استان گلستان صورت نگرفته است و امکانات موجود در آنها صفر است.
امکانات گردشگری موجود در تالابهای گلستان صفر است
به گفته اتابای، تالاب گمیشان، پایگاه پاییزی و زمستانی برخی از پرندگان درحال انقراض و نادرجهان است و انواع ماهیان، سخت پوستان، نرم تنان، دوزیستان، خزندگان و پرندگان در آن زیست می کنند و به حمایت و سرمایه گذاری بیشتری نیاز دارد.
وی تاکید کرد: هنوز نتوانسته ایم  از این تالابها و جاذبه به عنوان یک نقطه گردشگری مناسب استفاده کنیم، به گونه ای که اکثر مسافران ایرانی و حتی برخی از مردم استان نمی دانند که این استان تالابهایی با مناظر بسیار جالب و دیدنی دارد.
معاون گردشگری سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری گلستان در این زمینه گفت: این استان به عنوان گنجینه زیست بوم گردی [اکوتوریسم] در ایران مطرح و معروف است و وجود جاذبه های فراوان نظیر تالابها در استان موجب شده تا روند استقبال از آن گسترش یابد.
حمید منوچهری افزود: وجود مناطق بکر طبیعی و جاذبه های دیدینی، می تواند فرصتهای سرمایه گذاری در استان را گسترش دهد و زمینه توسعه این صنعت نو و پایدار را فراهم کند.
وی اظهار داشت: اولین عامل درتوسعه طبیعت گردی، مطالعه مناطق است، از این رو در جریان سفر اول هیئت دولت به این استان، مناطق مستعد برای صنعت طبیعت گردی در منطقه شناسایی شد.
وی خاطرنشان کرد: بیشتر مناطق و جاذبه های طبیعی موجود در گلستان قابلیت طبیعت گردی دارد و سرمایه گذاری در این بخش الزامی است.
به گفته منوچهری، تالابها از مناطق مهم در جذب گردشگر بوده که باید سرمایه گذاری کلانی روی آن انجام شود.
معاون گردشگری سازمان میراث فرهنگی گلستان بیان داشت: گردشگری در این استان با طبیعت گردی آغاز می شود و پیوند ناگستنی دارد.
وی یادآورشد: برخی مناطق طبیعت گردی و گردشگری در حوزه سازمانها و دستگاههای دیگر قرار دارد که همکاری همه جانبه این دستگاهها ضروری است.
مدیرعامل شرکت مهندسین مشاور ساپ  گفت: صنعت گردشگری در ایران جاذبه های بالایی دارد و وجود دریای خزر از جمله این جاذبه ها است که باید بر روی آن سرمایه گذاری بیشتری شود.
حمید رحیمی پور افزود: گردشگری نباید باری بر روی دوش  دولتها بگذارد و برای توسعه و رونق آن نیاز به برنامه ریزی و سرمایه گذاری است.
وی اظهار داشت: تالابهای زیبا و بی نظیر آلاگل و آلماگل در استان وجود دارد که جزو تالابهای بین المللی و حفاظت شده هستند و پس از بررسیهای انجام شده برای ضلع غربی تالاب آلاگل کاربری تفریحی تعریف شد.
تخلیه فاضلاب در تالاب گمیشان بحران زیست محیطی ایجاد کرده است
فرماندار بندرترکمن با اشاره به بالا بودن سطح آبهای زیرزمینی منطقه گفت: تخلیه فاضلاب در تالاب بین المللی گمیشان بحران زیست محیطی نیز به وجود آورده است.
حاجی گلدی افزود: بالا بودن تراز آبهای زیرزمینی مشکلاتی را در زمینه دفع آبهای سطحی  و فاضلاب شهری ایجاد کرده است.
وی اظهار داشت: این پدیده از مشکلات دیرینه اهالی منطقه بوده که موجب سختی و رنج فراوان برای اهالی منطقه شده است.
وی خواستار پیگیری نماینده مجلس برای پیگیری و اجرایی شدن طرح فاضلاب شهری گمیشان شده است.
به گفته گلدی گر، شهر گمیشان از لحاظ ارتفاعی مسطح و از لحاظ بافت خاک ، دارای خاکی بانفوذپذیری کم بوده و این مسئله موجب تشکیل ماندآب و ایجاد مناظرزشت در سطح شهر شده است.
فرماندار بندرترکمن بیان داشت: همچنین تخلیه فاضلاب در تالاب بین المللی گمیشان سرمایه گذاریهای انجام شده در بخش گردشگری منطقه را تهدید می کند.
وی یادآورشد: به رغم اینکه طرح فاضلاب شهر گمیشان در سفر دوره اول هیئت دولت مصوب و در کمیسیون ماده 32 استان تائید شد، متاسفانه پس از گذشت دو سال هنوز این طرح اجرایی نشده است.
 
85 درصد زباله های الکترونیکی را سازمانهای دولتی تولید می کنند
با توجه به اینکه وزارتخانه ها و سازمانهای دولتی بیشترین سهم را در مصرف تجهیزات الکترونیکی و رایانه ای دارند بنابراین اصلی ترین تولید کنندگان این نوع زباله ها در ایران را تشکیل می دهند.
بررسیهای خبرنگار مهر حاکی از آن است که سهم وزارتخانه ها، سازمانها و نهادهای دولتی در تولید پسماندهای الکترونیکی و رایانه ای بیش از 85 درصد است.
در این باره معاون محیط زیست انسانی سازمان حفاظت محیط زیست کشور نیز به خبرنگار مهر گفت: بی تردید سهم وزارتخانه ها و سازمانهای دولتی در بکارگیری تجهیزات الکترونیکی و رایانه ای بیش از سایر مصرف کنندگان آن در کشور است و به همین میزان درصد پسماندهای الکترونیکی و رایانه ای آنها نیز بسیار زیاد است اما آمار دقیقی در این باره هنوز در اختیار نداریم.
حسن اصیلیان افزود: دفع پسماندهای رایانه ای و الکترونیکی از معضلات بسیار جدی کشور است و بدنبال آن هستیم تا هر چه سریعتر آیین نامه مربوط به این پسماندها را تبیین کنیم.
با این وجود کارشناس مسئول پسماندهای ویژه سازمان حفاظت محیط زیست گفت :در حال حاضر مشکل اصلی پسماندهای رایانه ای و الکترونیکی مربوط به پسماندهای خانگی از جمله رایانه، لامپ سوخته، یخچال، موبایل و... است که با زباله های عادی مخلوط و دور ریخته می شوند و این زباله ها غالبا با توجه به نبود روشی خاص برای دفن آنها همراه با پسماندهای عادی دفع می شود و  با توجه به وجود ترکیبات خطرناکی چون جیوه، کادمیم، آرسنیک و... در آنها از توانش بسیار بالایی برای آلودگی محیط زیست انسانی برخوردار هستند.
وجود عناصر سمی از جمله "کادمیم" که عنصری سرطان زا محسوب می شود، "آرسنیک" که  می تواند به مسمومیتهای شدید یا حتی مرگ منجر شود، "سرب" که مشکلاتی همچون کند ذهنی، کم خونی و مسمومیت به دنبال دارد و در کنار همه اینها "جیوه" که تاثیر مخربی بر سیستم ایمنی بدن دارد و آنزیمها و ژنها را تغییر می دهد و موجب آسیب دیدن سیستم عصبی شامل بروز صدماتی به حس ذائقه، بینایی و لامسه می شود موجب شده است تا نهادهای مسئول دربرابرموضوع دفع این نوع از زباله ها واکنش دیرهنگامی داشته باشند.
امری که سازمانهای مربوطه را واداشته تا هر چه سریعتر راه حلی برای این معضل زیستی پیدا کنند.
سید مسعود ضیا دزفولی در ادامه افزود: در حال تببین آیین نامه مدیریت پسماندهای رایانه ای و الکترونیکی با مشارکت سازمانهای مربوطه به منظور تدوین قوانینی درباره مسئولیت سازندگان این نوع کالاها، مسئولیت واردکنندگان آنها و همچنین  بازیافت کنندگان کالاهای الکترونیکی و رایانه ای هستیم.
بر اساس قوانین جهانی زباله های الکترونیکی و الکتریکی (WEE) بازیافت این نوع زباله ها به میزان چهار کیلوگرم به ازای هر نفر الزامی است.
کارشناس مسئول پسماندهای ویژه سازمان حفاظت محیط زیست مهمترین مشکل در تدوین سریع این آیین نامه را عدم وجود یک سرمایه لازم برای تاسیس یک واحد بازیافت ویژه این نوع زباله ها عنوان کرد و گفت: متاسفانه  در حال حاضر هیچ واحد بازیافتی در کشور ویژه دفع این نوع زباله ها وجود ندارد و در صورت اعلام آمادگی یک سرمایه گذار برای تاسیس واحد بازیافت این آیین نامه ظرف 6 ماهه  تبیین می گردد.
دزفولی با تاکید بر نیاز مبرم کشور به وجود یک واحد بازیافت ویژه پسماندهای رایانه ای تصریح کرد: پسماندهای رایانه های و الکترونیکی به معادن طلای داخل شهر معروف هستند و در صورتی که با روش اصولی بازیافت شوند می توان فلزات متعددی را از آنها استخراج کرد به نحوی که از یک تن زباله موبایل می توان 150 تا 300 گرم طلا بدست آورد ضمن اینکه  پلاتین ونقره نیز از دیگر فلزات گرانبهایی است که در بازیافت اصولی می توان بدست آورد.
کارشناسان معتقدند نگاه ویژه و هدفمند به  پسماندهای رایانه ای و الکترونیکی در کشور بی تردید آنها را از تهدید به فرصت تبدیل می کند. مسئله ای که سازمانهای مربوطه همچون وزارت صنایع، سازمان حفاظت محیط زیست، موسسه استاندارد تحقیقات صنعتی،وزارت ارتباطات و مخابرات، وزارت بازرگانی و ... باید سالها پیش از این به آن توجه می کردند!

صفحه 8--25 اذر 87

 

4 میلیون قطعه زباله رایانه ای مصیبت جدید محیط زیست ایران

همزمان با هشدار دادستان کل کشور نسبت به تبعات امحاء غیر اصولی زباله های رایانه ای یک کارشناس محیط زیست دفع غیر علمی این نوع زباله ها را مصیبت جدید محیط زیست ایران در چند سال اخیر عنوان کرد.
به گزارش مهر، دادستان کل کشور طی نامه ای به رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشور ضمن هشدار نسبت به تبعات دفع زباله رایانه ای وی را مسئول پیگیری راهکاریهای مربوط به امحاء صحیح، اصولی و کم خطر این زباله ها دانست.
حجت الاسلام قربانعلی دری نجف آبادی در این نامه از فاطمه واعظ جوادی خواسته است تا با بررسی روشهای مشابه در سایر کشورها از بروز مشکلات زیست محیطی مربوط به امحاء حدود
 4 میلیون قطعه ابزار الکترونیک جلوگیری کند.
دراین باره اسماعیل کهرم دکترای محیط زیست از دانشگاه ویلز انگلستان گفت: پسماندهای ناشی از قطعات رایانه ای و دستگاههای الکترونیکی با توجه به خطر هایی که دارند می بایست به صورت جداگانه و با روشهای علمی همانند سایر کشورهای جهان حمل و سپس دفع شود تا تاثیرات خطرناک و مخرب خود را بر محیط زیست و انسانها باقی نگذارد.
عضو هیئت علمی دانشکده محیط زیست دانشگاه آزاد افزود : در کشورهای جهان مراکزی وجود دارد که این زباله ها را تفکیک کرده و بر اساس میزان پرخطر بودن آنها تقسیم بندی می کنند و سپس به صورت جداگانه و با تفکیک از دیگر زباله ها آنها را دفع می کنند تا کمترین خطری برای محیط زیست نداشته باشد.
این کارشناس محیط زیست با تشریح چگونگی دفع صحیح و بی خطر زباله های قطعات رایانه ای گفت : باید این قطعات را بعد از تفکیک به روشهای درست حمل کرد و بعد از آن با ریختن قالب زخیم بتن اطراف آن در عمق 7 تا 8 متری زمین چال کرد تا کوچکترین تشعشعات آن به بیرون و فضای محیط زیست نفوذ نکند.
کهرم افزود : با توجه به اینکه بسیاری از قطعات دستگاههای رایانه ای "الکترومگنتیک" هستند اگر به صورت درست و کارشناسانه دفع نشوند با تشعشعاتی که از خود بروز می دهند سلامتی انسانها را با خطر جدی روبرو خواهند کرد.
در قطعات "الکترومگنتیک" امواج به صورت عمود بر هم منتشر می شود که برای انسانها بسیار خطرناک است. درست مانند کاری که دستگاههای مایکروویو انجام می دهند و مواد غذایی را از درون می پزند این تشعشعات نیز می توانند تاثیرات خطرناک و مخرب ژنتیکی بر بدن انسانها گذاشته و علاوه بر آسیب رساندن به اندامهای داخلی بدن موجب متولد شدن کودکان ناقص الخلقه نیز شوند.
در این باره مدیر کل دفتر آب و خاک سازمان حفاظت محیط زیست به پایگاه خبری فضای سبز ومحیط زیست ایران گفته است : موضوع دفع زباله های رایانه ای معضل جدیدی است که خیلی از کشورهای دنیا با آن مواجه هستند و دراین باره کمیته فنی مدیریت پسمانده های الکترونیک با همکاری دفتر صنایع الکترونیک وزارت صنایع به منظور مقابله با این معضل تشکیل شده است.
سروش مدبری افزوده است : البته کالاهای رایانه ای درایران هنوز به مرحله پسماند نرسیده اند ولی ما از هم اکنون در پی برنامه ریزی صحیح در خصوص این موضوع هستیم.
این در حالی است که اسماعیل کهرم با انتقاد شدید از عملکرد سازمان حفاظت محیط زیست در این باره گفت: متاسفانه در سالهای اخیر به همه مسائلی که به نوعی دغدغه و مورد نگرانی مردم،علاقمندان و کارشناسان مسائل زیست محیطی بوده مانند حیات وحش، تالابها، جنگلها، آلودگی هوای شهرهای بزرگ و ... با بی برنامگی و کارهای غیر کارشناسی مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست کشور آسیبهای جدی وارد شده است، به همین دلیل نیز امیدی نمی رود که در رابطه با دفع زباله های قطعات رایانه ای کار درست و صحیحی از سوی این سازمان انجام گیرد.  
کهرم در ادامه گفت : البته مسئله زباله های خطرناک زیست محیطی تنها به پسماندهای رایانه ای محدود نمی شود چرا که قطعات پر خطر دیگری نیز مانند باطریهای اتومبیل، قطعات یخچال که آلوده به گاز " سی اف سی " است ،
باکهای بنزین، قطعات تلویزیون و ... هر روزه و به صورت غیر کارشناسی همراه با دیگر زباله ها دفع می شود که هر کدام با توجه به میزان خطری که دارند محیط زیست و حیات انسانها را با آسیب های جدی روبرو می کند.
بر اساس قوانین جهانی زباله های الکترونیکی و الکتریکی (WEE) بازیافت این نوع زباله ها به میزان چهار کیلوگرم به ازای هر نفر الزامی است.
به موجب این قانون تولید کنندگان موظف هستند بودجه طرحهای بازیافت این نوع زباله ها را تامین کنند و خرده فروشان خدمات بازپس گیری را در اختیار مشتریان قرار دهند.
در حالی که موضوع بازیافت زباله های الکترونیکی سالهاست که در دنیا به صورت جدی انجام می شود در کشور ما این بحث هنوز به صورت جدی مطرح نشده است.
هم اکنون افرادی در امر خرید قطعات قدیمی و رایانه های مستهلک فعالیت می کنند و بررسیها حاکی از آن است که هر یک از این فعالان سالانه 15 تا 20 میلیون تومان از بابت تجارت قطعات دسته دوم و قدیمی رایانه به دست می آورند بدون آنکه بدانند فعالیت و قرار گرفتن در مجاورت این قطعات در دراز مدت می تواند آسیبهای جدی و فراوانی به اندامهای داخلی و ساختار ژنتیکی آنها وارد کند.  
هم اکنون در دنیا بر اساس گزارش سازمان ملل بین 20 تا 50 میلیون تن زباله الکترونیکی در سال دفع شده و کشور آمریکا بزرگترین تولید کننده این زباله ها در جهان محسوب می شود.
سروش مدبری که علاوه بر مدیر کلی دفتر آب و خاک سازمان حفاظت محیط زیست کشور، مدیر مرکز منطقه ای کنوانسیون "بازل" نیز است ضمن پرسود خواندن تجارت پسماند الکترونیک و استقبال از مشارکت بخش خصوصی و مراکز دانشگاهی در این خصوص گفت: در حال حاضر سه پیشنهاد خارجی جهت مشارکت در بازیافت پسماندهای الکترونیک از بخشهای خصوصی داریم.
مدبری همچنین از تهیه پاسخ به نامه دادستان کل کشور خبر داد و تأکید کرد: با توجه به جلسات هفتگی کمیته فنی مدیریت پسماند و برنامه ریزیهای آینده مشکل خاصی وجود نخواهد داشت.
گوشیهای تلفن از رده خارج شده، باتری، قطعات فرسوده رایانه، ماکروویو و دیگر لوازم الکترونیک را زباله های الکترونیکی می نامند که به دلیل وجود فلزات سنگین در این زباله ها و موادی از قبیل پلاستیک، سرب، آلومینیوم، طلا، نقره و به ویژه فلزات سنگینی همچون جیوه، کادمیم و آرسنیک بسیار خطر آفرین هستند و اگر گوشت حیواناتی که این مواد در بدن آنها تجمع یافته باشد مصرف شود سلامت افراد جامعه را به شدت تهدید می کند.


گونه نادر قورباغه پازرد امريكا در معرض انقراض قرار دارد
بر اساس تحقيقات صورت گرفته در بخش جنگل شناسي دانشگاه كاليفرنياي امريكا مشخص شد تغييرات شديد جوي مي تواند تاثيرات مخرب و شديدي به گونه نادري از قورباغه‌هاي «پازرد» صحراهاي «نوادا» گذاشته و نسل اين خزنده را منقرض كند.
 يافته‌هاي محققان دانشگاه «بركلي» كاليفرنيا نشان مي‌دهد كه چگونه تركيبات مواد ته‌نشين شده درياچه‌ها در فصل تابستان باعث ايجاد تغييرات شديد در نحوه و عادات غذايي جانوران خزنده به ويژه قورباغه پازرد كه بومي صحراهاي نواداست شده و اين تغييرات نسل اين جانور را منقرض مي‌كند.
«كاتلين متيوز»، يكي از محققان دانشگاه بركلي و سرويس جنگل‌شناسي در مركز تحقيقاتي جنوب غرب در اين باره گفت: عوامل محيطي كه سبب بروز خشكسالي هاي شديد در تابستان مي شوند از درياچه‌هاي كوچك آغاز شده و همان تاثيرات مخرب را بر درياچه‌هاي بزرگ و پرعمق مي‌گذارند و به همين دليل تمامي خزندگان و آبزيان مناطق داراي درياچه، ‌با مشكل تامين غذا رو برو شده و كم كم با كاهش توليد مثل، نسل آنها نابود و منقرض مي شود.
قورباغه‌هاي «پازرد» صحراي نوادا قادرند از عمق يكهزار و 371 متر تا 3 هزار و 657 متر شنا كرده و براي تهيه غذا به عمق آب درياچه‌ها بروند، اما اين ميزان در
رده بندي عمق شناي اين موجودات طي 90 سال گذشته به بيش از 80 درصد كاهش داشته است؛ چرا كه درياچه‌ها طي اين نه دهه به علل مختلف محيطي، بدون ماهي شده‌اند.
بر اساس يك پژوهش ديگر در درياچه‌هاي پارك ملي «دوسي باسين» در «كينگز كانيون» مشخص شد كه به علت وجود مواد غذايي مناسب كه از گل و لاي ناشي از آب شدن برف‌ها به درياچه‌هاي اين منطقه مي‌ريزد، قورباغه‌ها و ديگر خزندگان به راحتي زندگي مي‌كنند.
به گزارش ايسنا، اين در حالي است كه نمونه هاي منتشر شده از تغييرات جوي نشان دهنده اين موضوع هستند كه از ميان رفتن و بر هم خوردن تعادل آب در صحراي نواداي آمريكا از عوامل اصلي در كاهش حجم مواد غذايي موجود در آب درياچه‌ها و در نتيجه كاهش جمعيت قورباغه‌هاي «پازرد» اين ناحيه است.
محققان تصميم دارند براي جلوگيري از انقراض نسل اين خزندگان زيبا، در فصول گرم و تابستان تمامي قورباغه‌ها و تخم‌هاي اين حيوانات را به درياچه‌هاي منطقه «داسي باسين» در «كينگز كانيون» منتقل كنند تا اين قورباغه‌ها بتوانند غذاي كافي براي خوردن داشته باشند.
اين در حالي است كه قورباغه‌هاي پازرد در فهرست قرمز اتحاديه جهاني حفاظت از محيط زيست و انجمن حفاظت از حيات وحش امريكا قرار گرفته و به عنوان يكي از گونه‌هاي در معرض خطر و در حال انقراض شناخته شده‌است.


نجات جهان با طرح
زیست محیطی دانشمند ایرانی

طرح دانشمند ایرانی دانشگاه کالیفرنیا موسوم به "دنیای سرد" (Cool Planet) در خصوص استفاده از روشهای نوین معماری برای کمک به بهبود وضعیت زیست محیطی جهان و مقابله با بحران انرژی وارد مراحل تازه ای می شود.
به گزارش مهر، آنچه که پروفسور هاشم اکبری رئیس گروه "سرزمین داغ" آزمایشگاه ملی لارونس برکلی وزارت انرژی آمریکا و گروه تحقیقاتی همراهش در حال انجام آن هستند و به تازگی نیز مراحل جدیدی از آن را آغاز کرده اند از اصول ساده علمی نشأت گرفته است.سطوح سفید در مقایسه با سطوح تیره نور خورشید را بهتر منعکس می کنند، بنابراین در روزهای گرم تابستان افرادی که لباسهای سفید و روشن بر تن کرده اند در مقایسه با تیره پوشان کمتر احساس گرما می کنند.وی معتقد است: این اصل ساده و پذیرفته شده علمی می تواند به عنوان ابزاری کارآمد برای مقابله با گرمایش زمین به کار گرفته شود.در صورتیکه طرح جهانی "دنیای سرد" پروفسور اکبری با موفقیت همراه شود تأثیرگذاری مثبت آن معادل حذف
 600 میلیون خودرو در جاده ها برای 18 سال خواهد بود.
این دانشمند ایرانی به تازگی طرح کلی موسوم به
 "Cool World" را ارائه کرده است که بر مبنای آن از پشت بامهای سفیدرنگ، سطوح خورشیدی انعکاسی و سایر رنگهای روشن برای کاهش آلاینده های گلخانه ای و به تأخیر انداختن آثار گرمایش اتمسفر زمین استفاده می شود.
در حال حاضر پشت بام اکثر ساختمانهای جهان بین
10 تا 20 درصد از نور خورشید را منعکس می کنند. این سطوح درصد قابل توجهی از نور و گرما را به خود جذب کرده و موجب "داغ شدن" ساختمانها می شوند. این مسئله نتیجه ای جز افزایش مصرف انرژی در خنک کننده ها برای خنک سازی ساختمانها ندارد و این درحالی است که جهان با بحران انرژی روبروست.پروفسور اکبری و گروه تحقیقاتی اش در نظر دارند تا میزان قابل توجهی از انرژی خورشیدی را به فضا بازگردانند. در این طرح تحقیقات جدیدی برای استفاده از نوعی مواد موسوم به "مواد خنک" آغاز شده است تا انعکاس حجم قابل توجهی از نور و گرمای خورشیدی به فضا تسهیل شود.به عقیده این محقق برجسته، این روش نوین می تواند تأثیرات مخرب 44 میلیارد مترمکعب آلاینده های دی اکسید کربنی را تعدیل کند. بررسیهای این گروه تحقیقاتی نشان داده است که هر خودرو به طور میانگین در هر سال بالغ بر 4 تن دی اکسید کربن روانه اتمسفر می کند. در صورتی که طرح جهانی "دنیای سرد" پروفسور اکبری با موفقیت همراه شود تأثیرگذاری مثبت آن معادل حذف 600 میلیون خودرو در جاده ها برای 18 سال خواهد بود.

صفحه 9--21 اذر 87

 

استان فارس می تواند قطب طبیعت گردی شود

مدیر کل حفاظت محیط زیست استان فارس گفت : پارک ملی بمو با طبیعتی زیبا و بکر در دل کوههای عظیم زاگرس با تنوع گیاهی و جانوری بی نظیر ، قناتهای پرآب ، چشمه سارهای فراوان، آهوان زیبا، پرندگان و گله های قوچ و میش می تواند جایگاهی مناسب برای حضور هزاران طبیعت گرد، محقق و علاقه مندان به طبیعت باشد.
مدیر کل حفاظت محیط زیست استان فارس افزود: کشور ایران از نظر تنوع زیستی و منابع طبیعی جزء 5 کشور اول دنیاست اما از نظر بهره گیری از صنعت طبیعت گردی و شناساندن مناطق طبیعی خود به مردم دنیا متاسفانه جایگاه قابل ملاحظه ای ندارد.
وی با اشاره به اینکه پارک ملی بمو با مساحت 48 هزارهکتار،112 گونه جانوری شامل 69 گونه  پرنده ، 19 گونه خزنده، 3 گونه  دوزیست ، 21 گونه پستاندار و گونه های بی نظیر گیاهی و جانوری را در خود جای داده و بانک بی نظیر ژنتیکی می باشد ،افزود: پارک ملی بمو علاوه بر این که توانایی جذب طبیعت گردی
و ایجاد درآمد دارد می تواند بعنوان یک مرکز تحقیقاتی و برخوردار از تنوع زیستی در رده های پارکهای تراز اول کشور و حتی جهان قرارگیرد.
وی در ادامه افزود: این پارک با داشتن مناظر طبیعی بی نظیر و پتانسیل مطالعاتی پژوهشی و تفریحی بسیار بالا و موقعیت مکانی بسیار مناسب در مسیر (تخت جمشید) از موقعیت ممتازی جهت توسعه صنعت زیست بوم گردی برخوردار است و این صنعت می تواند باتوجه به ارزآوری و سود مناسب نقشی عمده در بهبود شرایط اقتصادی و معیشت جوامع محلی ایفا نماید. حسینی تصریح کرد : باتوجه به وجود این پتانسیل در پارک ملی بمو می توان آن را به یک مرکز جذب طبیعت گرد و ایجاد درآمد جهت رشد و توسعه استان مطرح کنیم که در این راستاایجاد قطب طبیعت گردی در پارک ملی بمو علاوه بر جذب طبیعت گردان و توسعه صنعت جهانگردی در استان می تواند تاثیر بسزایی در توسعه اقتصادی استان داشته و زمینه مناسب جهت ایجاد اشتغال جوانان و جلوگیری از هدر رفتن استعداد های جوانان در این خطه باشد.
مدیرکل حفاظت محیط زیست استان فارس گفت: تالاب طشت و بختگان و جزایر بسیار زیبا و کوههای سربه فلک کشیده آن به همراه صد هزار پرنده مهاجر که سالیانه در این تالاب مشاهده می شوندو همچنین تنوع فرهنگی جوامع حاشیه نشین شرایط این منطقه را برای توسعه طبیعت گردی مبتنی بر طبیعت و فرهنگ در موقعیت ممتازی قرارداده است.
وی در ادامه افزود : تالاب طشت از بی نظیرترین زیستگاه های طبیعی به شمار می رود که با ده جزیره کوچک و بزرگ موجود در آن زیستگاه بسیاری از پرندگان مهاجر آبزی و از مهمترین مکانهای زادآوری فلامینگو بوده که می تواند ضمن جذب تعداد زیادی گردشگر جهت توسعه اقتصادی در ایجاد اشتغال و بهبود وضعیت مالی حاشیه نشینان این دریاچه نقش مثبتی داشته باشد . 

فهرست حيوانات عجيب در سال 2008 ميلادي

سازمان حفاظت از حيات وحش طي بيانيه‌اي فهرست حيوانات عجيب در سال 2008 ميلادي را اعلام كرد.
به گزارش ايسنا ، به نقل از خبرگزاري فرانسه، يك خرس قطبي به نام «دبي» كه گفته مي‌شد كهنسال‌ترين خرس در جهان باشد در سن 42 سالگي در يكي از باغ وحش‌هاي كانادا مرد. اين در حالي بود كه چندين ميليون نفر براي ديدن اين خرس به كانادا سفر مي‌كردند. «دبي» خرس يتيمي بود كه در شمال روسيه به دنيا آمده و در اسارت و در كانادا به سر مي‌برد.
دومين حيوان، يك بچه نهنگ گم شده بود كه يك قايق استراليايي را به اشتباه مادر خود تصور كرده و توسط سرنشينان اين قايق تغذيه مي‌شد. با اين حال، محافظان بين‌المللي نهنگ به علت آنكه نتوانستند او را نجات دهند، مجبور به كشتن بچه نهنگ شدند.
سومين حيوان، يك فيل چهار ساله است كه معتاد به هروئين بود. اين فيل چهارساله، سه سال در اسارت قاچاقچيان مواد مخدر بود و قاچاقچيان با استفاده از موز آغشته به هروئين حيوان را معتاد كرده بودند. هم اكنون اين فيل در جزيره «رهاب» و مركز ترك اعتياد حيوانات به سر مي‌برد.
گوريل‌هاي باغ وحش كنگو چهارمين گروه حيوانات اين فهرست هستند. چرا كه به علت درگيري ميان دولت و شورشيان اين كشور، هيچ حفاظتي از آنها به عمل نمي‌آمد و اين حيوانات در معرض مرگ و انقراض نسل قرار داشتند.
در رده پنجم روباهي است كه دست زني اهل آريزوناي آمريكا را گاز گرفته بود و صد و دو كيلومتر از دستش آويزان بود و ول نمي‌كرد تا اين زن با رسيدن به بيمارستان ايالتي خود را از شر روباه خلاص كرد.
در رده ششم قاطري مصري است كه از يك انبار ذرت مخصوص موسسه تحقيقاتي كشاورزي، ذرت  و ديگر غلات را دزديده بود كه توسط پليس دستگير شد. يك كانگروي استراليايي كه از باغ وحشي در آلمان فرار كرده بود و پس از ده ساعت توسط ماموران آتش نشاني به دام افتاد، در رده هفتم اين فهرست قرار دارد. ماموران آتش‌نشاني آلمان اين كانگروي نوع والابي را با توري به طول 70 سانتيمتر به دام انداخته و روانه باغ وحش كردند.
اسنوپي، سگي كه با لقاح مصنوعي به دنيا آمده بود، در رده هشتم قرار دارد، اين سگ، ‌اولين حيوان كلون‌سازي شده در جهان است كه پدر شده است.
در رده نهم، هزاران حيوان خانگي و اهلي قرار دارند كه توانستند به موقع خود را از توفان كاترينا و از ايالت نيواورلئان آمريكا نجات دهند. با اين حال هزاران حيوان خانگي ديگر در كنار صاحبانشان مردند.
در رده دهم يك هيولا كه در آب‌هاي سوئد زندگي مي‌كند قرار داد. دوربين‌هاي مدار بسته در درياچه سوئد براي اولين بار از اين هيولا تصويربرداري كردند.
 پليس بوسني يك پنگوئن را به اتهام حمل مواد مخدر دستگير كرد. اين پنگوئن در رده يازدهم اين فهرست قرار دارد. اين حيوان قطبي براي يك گروه قاچاقچي مواد مخدر، بسته‌هاي حاوي مواد مخدر به زندان رد و بدل مي‌كرد.
يك خزنده 111 ساله نادر اهل نيوزلند در رده دوازدهم اين فهرست است. «هنري» يكي از خزندگان عصر دايناسورهاست كه براي اولين بار پس از 38 سال پدر شد.
يك طوطي سخنگو پس از آنكه خانواده صاحبش را از آتش‌سوزي و مرگ حتمي نجات داد و عنوان قهرمان ملي انگلستان را به خود اختصاص داد،‌ در رده سيزدهم اين فهرست قرار گرفت. يك بچه خفاش كه به مدت 19 ساعت در لباس يك دختر نوجوان قرار داشت، در رده چهاردهم اين فهرست قرار گرفت. «ايي هاكينز» گفت كه احساس مي‌كرده تلفن همراهش درون لباسش در حال لرزش است و اصلا انتظار يك بچه خفاش را نداشته!
جوجه مرغ‌ها در رده پانزدهم اين فهرست قرار دارند. چرا كه يك دادگاه در سوئيس ‌دستور داد تا تمامي اين جوجه مرغ‌هاي پر سر و صدا بايد در جعبه‌هاي ضد صدا قرار گيرند تا ساكنين بتوانند در شب خواب راحتي داشته باشند.
 يك طوطي سخنگو پس از 10 سال توانست با صاحبش ديدار كند. اين طوطي كه در رده شانزدهم اين فهرست قرار دارد پس از آنكه چندين بار نام و آدرس محل زندگي صاحبش را تكرار كرد توانست بار ديگر نزد صاحبش كه در ژاپن زندگي مي‌كند، باز گردد.
يك سگ كه مست كرده بود در رده هفدهم قرار دارد؛ چرا كه اين سگ آن قدر گرسنه بود كه با خوردن نيم كيلوگرم مخمر جوي تازه به حالت مستي افتاد و صاحبش از ترس جان دادن حيوان،‌ او را به كلينيك دامپزشكي در اتريش منتقل كرد. خوشبختانه اين سگ زنده ماند.
يك مار پيتون با عمل جراحي فوري كه بر روي وي انجام شد در رده هجدهم اين فهرست عجيب قرار دارد. اين پيتون اهل استراليا به علت بلعيدن چهار توپ بزرگ گلف به حالت اغما رفته بود. به عقيده پزشكان اين مار تصور كرده بود كه توپ‌ها، تخم مرغ هستند.

قوانین کشور در حوزه منابع طبیعی ضعیف است
رئیس مجمع نمایندگان استان خراسان رضوی گفت:
 کشور درحوزه حفاظت از منابع طبیعی با کمبود و ضعف قانون مواجه است .
به گزارش«ایسکانیوز» محمد علی رضایی افزود : به علت ضعف قوانین درحوزه منابع طبیعی دستگاه مطبوع نمی تواند ازحقوق خود به نحو احسن دفاع کند .
وی افزود:ازدیگرمشکلات حفاظت ازمنابع طبیعی درکشور، کمبود اعتبارات این حوزه است که تناسبی با حجم فعالیت های مربوطه ندارد.
نماینده مردم تربت حیدریه گفت : پیشرفت بیابان درشهرستان مه ولات بسیارزیاد است و بیابان زدایی دراین شهرستان ازمهمترین اقدامات لازم می باشد ولی متاسفانه اعتبارات درنظرگرفته شده برای آن بسیاراندک است .
رضایی خاطرنشان کرد : با توجه به نزدیکی زمان تحویل لایحه بودجه سال 88 به مجلس بهتراست مسئولین وزارت کشاورزی با بررسی تخصصی مشکلات موجود به برآورد هزینه های مربوطه درلایحه پیشنهادی بودجه 88 بپردازند .
وی همچنین درپایان تاکید کرد : مسئولین وزارت کشاورزی مشکلات قانونی وخواسته های خود رادرقالب یک لایحه به دولت، جهت اصلاح وتقویت قوانین ارائه دهند .

 

مشهور‌ترین پارک وحش جهان در خطر نابودی است
دولت زیمباوه اعلام کرد، به دلیل کمبود مواد غذایی و رشد بی‌سابقه شکار حیوانات،‌ یکی از بزرگترین مراکز حفظ حیات وحش
 این کشور در حال تعطیلی است.
به گزارش "ایسکانیوز" این مرکز که  چیپانگالی (chipangali) نام دارد یکی از جذاب‌ترین مناطق طبیعی زمیباوه به شمار می‌رود و به دلیل نگهداری گونه‌های مختلف حیوانات، سالانه میزبان هزاران گردشگر از سراسر جهان است.
نیکی ویلسون، مدیر مرکز حیات وحش چیپانگالی گفت: نزدیک به 300 گونه مختلف از حیوانات رهاشده، زخمی شده و حیواناتی که پدر و مادری ندارند در این مرکز نگهداری می‌شوند که پیش بینی می‌شود در صورت بهبود نیافتن اوضاع غذایی به زودی شاهد مرگ حیوانات و در نتیجه
بسته شدن مرکز باشیم.
وی با اشاره به این موضوع که تعطیلی پارک وحش چیپانگالی،‌تهدیدی جدی بر صنعت گردشگری زیمباوه است افزود: برای خارج شدن از این بحران نیازمند کمک‌های فوری مردمی هستیم تا از کاهش جمعیت حیات وحش این مرکز جلوگیری کنیم.وی نیاز به گوشت،‌ذرت و سبزیها برای حیوانات امری ضروری اعلام کرده و تصریح کرد: گرسنگی حیوانات خطری جدی برای گردشگران و بازدیدکنندگان منطقه محسوب می‌شود.مقامات مرکز حیات وحش چیپانگلی معتقدند علاوه بر نبود خوراک، کشته شدن حیوانات کوچکتر توسط دیگر حیوانات وحشی، یکی دیگر از دلایل کم شدن جمعیت این پارک بوده است. 

بررسی راز تکامل لا‌ک‌پشت‌ها با فسیل لاک‌پشت 220 میلیون ساله
دیرینه‌شناسان در صددند با بررسی فسیل‌هایی از قدیمی‌ترین لاک‌پشت‌های روی زمین،‌نحوه تکامل و شکل گیری لاک یا کاسه سنگی آنها را به دست آورند.
 بررسی فسیل‌های لاک‌پشت‌های 220 میلیون ساله نشان داد، هیچ پوششی سطح پشتی لاک پشت‌ها را در بر نگرفته و فقط لایه‌هایی محافظ سطح زیرین یا قسمت شکم آنها را پوشش می‌داده است.
به عقیده دیرینه‌‌شناسان پوسته محافظی لاک‌پشت‌ها ابتدا با رشد استخوان دنده‌ها از قسمت زیرین بدن این موجود یا شکم آن آغاز شده و سپس با امتداد یافتن در قسمت پشت این حیوان به یکدیگر متصل شده و حفاظ پشتی آن را همانند شکل لاک‌پشت‌های امروزی در آورده است.
برخی دیگر از محققان معتقدند، حفاظ استخوانی لاک پشت‌ها به سبب اتصال زایده‌های زرهی موجود بر روی پوست آنها به وجود آمده، زایده‌هایی که اوستدورم(osteoderm) نام داشته و سطح بدن برخی از دایناسورها و یا خزندگان امروزی همچون تمساح‌ها را می‌پوشاند. اما این لاک‌پشت‌ها هیچ زایده زرهی روی بدن خود نداشتند.چان لی از موسسه فسیل‌شناسی مهره داران آکادمی علوم پکن گفت: تاکنون هیچ اثری از وجود چنین زایده‌هایی روی بدن لاک‌پشت‌ها مشاهده نشده است بلکه حلقه گم شده در تکامل لاک‌پشت‌ها را باید در چگونگی گسترش استخوان دنده‌ها و سطوح عصبی موجود در پشت آنها جستجو کرد.با این وجود، مطالعات دانشمندان در چگونگی تکامل جنین لاک‌پشت‌ها، نحوه شکل گیری لاک ‌‌‌آنها را شبیه به نظریه‌های آنان مبنی بر گسترش دنده‌‌ها از سطح شکم به سمت پشت نشان داده است.
 

21 گونه حيوان در معرض انقراض هستند
سازمان ملل هشدار داد كه 21 گونه حيوان در معرض انقراض هستند. سازمان ملل با اعلام اينكه 21 گونه حيوان در خطر انقراض هستند، اسامي يوزپلنگ وحشي، سه خانواده از دلفينها و كركس مصري را به فهرست حيوانات در حال انقراض اضافه كرد.
بر اساس اين گزارش 6 گونه پرنده نيز در معرض خطر انقراض قرار دارند كه بايد از آنها حفاظت شود.
به گزارش خبرگزاري فرانسه، سال آينده را بايد «سال گوريلها» ناميد و بايد اقدامات مؤثري براي حفاظت از اين حيوان انجام شود، زيرا كه نسل اين حيوان نيز در معرض تهديد است.
بر اساس اين گزارش چندين نوع كوسه نيز در فهرست حيوانات در حال انقراض ديده مي شوند كه يكي از گونه هاي در معرض خطر كوسه اي است كه در درياي مديترانه زندگي مي كند و جمعيت اين حيوان بر اثر شكار 96 درصد كاهش داشته است.
سازمان ملل همچنين درباره آلودگي صوتي درياها كه بر اثر مانورهاي نظامي و عبور كشتي ها ایجاد می شود، هشدار داد و اعلام كرد: صداهاي مختلف بر روي پستانداران دريايي همانند والها و دلفينها تأثير به سزايي مي گذارد.

صفحه 9--14 اذر 87

 

آيا دومين درياچه شور جهان حفظ مي‌شود؟
  محمد درویش
درياچه اروميه بزرگترين درياچه داخل ايران و دومين درياچه شور جهان است.
گفته مي‌شود زرتشت نيز در كنار همين درياچه‌،زاده شده است. درياچه‌اي كه در گذشته به خاطر رنگ فيروزه‌اي به آن فيروزه ايران نيز اطلاق مي‌شد همچنان‌كه آن‌را چي چست، طلا و زر نيز مي‌ناميدند. اين زيست بوم كه 50 هزار كيلومتر مربع وسعت دارد در تعيين آب وهواي منطقه، نقشي اثر‌گذار دارد تا آنجا كه افزون بر ايران، آب و هواي كشورهاي تركيه و عراق هم از اين درياچه متاثر است. به عبارت ديگر، هر دانه سيب و انگوري كه در منطقه مي‌رويد مرهون همين درياچه است. با اين همه، اخيرا بر اثر عوامل دست ساز و دخالت‌هاي غيرمسئولانه و همچنين بي‌مهري طبيعت(كاهش بارندگي) اين درياچه به وضعيت اسفباري دچار شده است.
عوارض ناشي از ساخت سدهاي متعدد بر روي رودخانه‌هاي  بالادست اين درياچه، مجال زندگي را از آن گرفته است. ساخت ميان گذر كه باعث توقف چرخه آب در اين درياچه شده از ديگر عوامل تهديد‌كننده آن است. روزگار نه‌چندان دوري عمق آب در اين درياچه 12 متر بود اما اينك به كمتر از 6 متر رسيده است.  در يك عبارت مي‌توان گفت آنچه امروز بر اين درياچه حكمفرماست متأسفانه نشان از خشك شدن آن  در آينده نزديك دارد.با اين همه امضاي سند جامع اروميه در اواخر مهرماه امسال مي‌تواند گام مثبتي براي حفظ اين زيست بوم ارزشمند تلقي شود به شرط آنكه اين سند فداي برخي ملاحظات نشود. گرچه كارشناسان مي‌گويند؛ تنها راه نجات اروميه تخريب ميان گذر و  اختصاص حداقل 20 درصد آب سدهاي بالادست به اين درياچه است.  آنچه در پي مي‌آيد نقدي است بر سند ياد شده.
سرانجام پس از كش و قوس‌هاي فراوان و مجادلات حقوقي كه بيش از يكسال به طول انجاميد، سند ملي راهبردي مديريت جامع پارك ملي درياچه اروميه به امضاي عالي‌ترين مقامهای وزارتخانه های نيرو و جهاد كشاورزي، سازمان حفاظت محيط‌زيست ايران و نيز استانداران سه استان آذربايجان شرقي، غربي و كردستان رسيد. با اين وجود و با وجود آنكه نفس چنين اقدامي مي‌تواند بسيار مثبت تلقي شود، به‌نظر مي‌رسد كه توافقنامه مزبور داراي نارسايي هاي فراوان و ابهاماتي است كه از كارايي‌اش مي‌كاهد.
بايد دانست درياچه اروميه در شمار مهمترين اركان پايداركننده محيط‌زيست در شمال غرب كشور محسوب مي‌شود؛ تالاب پهن‌پيكري كه آثاري فرامنطقه‌اي نيز بر زيستمندان و محيط‌زيست منطقه برجاي گذارده و خواهد گذارد، از اين رو، به درستي در رده‌ بالاترين تمهيدات حفاظتي كشور (پارك ملي) قرار گرفته است. امّا شوربختانه- همانگونه كه اشاره شد  ‌‌- برنامه‌ حاضر از صراحت، دقت و شفافيت لازم براي حراست از اين بوم‌سازگان ناهمتاي ايران برخوردار نيست. مهم‌ترين نارسايي‌های اين سند عبارتند از:
۱ ‌‌- از آنجا كه ۹۴ درصد از آب قابل استحصال حوضه آبخيز درياچه اروميه به بخش كشاورزي اختصاص مي‌يابد، بايد هر چه سريعتر تمهيداتي مؤثر، ضربتي و پايدار براي افزايش راندمان آبياري و استفاده از سامانه‌هاي آبياري زیر فشار در اين حوضه در اولويت برنامه‌هاي زيربنايي دولت  قرار بگيرد. نزديك كردن راندمان آبياري استان به مرز ۶۵ الي ۷۰ درصد، كمترين‌ كاري است كه بايد در كوتاهترين زمان ممكن عملي و اجرايي شود؛ راهبردي كه متأسفانه در اين برنامه از شفافيت و صراحت لازم برخوردار نيست.
۲ ‌‌- به موازات افزايش راندمان آبياري، بايد از زدن سد جديد روي رودخانه باران‌دوز - تنها رودخانه عمده از بين ۱۴ رودخانه‌اي كه آب آنها به درياچه اروميه مي‌ريزد -
جلوگيري كرد و مطالعات احداث آن متوقف شود. همچنين پيش‌بيني شود كه تا سال ۱۴۰۰، دست كم يكي ديگر از سدهاي موجود تخريب و رودخانه آزاد شود.
۳ ‌‌- در شرايط فوق‌العاده بحراني كنوني كه حتي جزاير درياچه، ماهيت جزيره‌اي بودن خود را از دست داده و سطح آب آن به يك سوم كاهش يافته است، مي‌بايست دست‌كم ۴۰ درصد از ظرفيت كنوني سدهاي موجود به‌عنوان حقابه درياچه اختصاص يابد. بايد در نظر داشت كه چنانچه درياچه نابود شود، تمامي اراضي كشاورزي منطقه و سكونتگاه‌هاي اطراف آن تا شعاع كشورهاي مجاور از اين پيامد ناميمون آسيب جدي ديده و اين مي‌تواند تجربه تلخ درياچه آرال را كه منجر به شورشدن ۴۰۰ هزار هكتار از پنبه‌زارهاي اتحاد جماهير شوروي سابق شد را زنده كند. بنابراين، براي پاسداري پايدار از معيشت مردم، لازم است تا سطح آب درياچه به وضعيت طبيعي آن بازگردد.
۴ ‌‌- استفاده از مشاركت مردم محلي و تقويت سازمان‌هاي مردم‌نهاد بايد در اين توافقنامه بسيارپررنگ‌تر ديده شود و اعتباري خاص و رديف بودجه‌اي مستقل به آن تعلق گيرد.
۵ ‌‌- لازم است تا راهكار دقيق تحقق اهداف يادشده در زیر هريك از جداول موجود در برنامه آورده شوند.
۶ ‌‌- با يك سياست درازمدت مديريت درمنطقه، بايد  براي كاستن از وابستگي معيشتي به سرزمين تلاش شود و با تقويت ديگر مزيت‌هاي نسبي منطقه، به‌ويژه در حوزه تجارت فرامرزي، مناطق آزاد تجاري، بوم‌گردي و تقويت صنايع سازگار با محيط‌زيست، مديريت شايسته‌تري در بخش توزيع و مصرف آب اعمال شود.

اجرای طرح تثبیت شنهای روان
رئیس سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور گفت: در مجموع در حال حاضر 2/1 میلیون هکتار از جنگلهای کشور زیر پوشش طرح های تثبیت شن های روان قرار دارند.
 معاون وزیر جهاد کشاورزی  در سمینار مسئولین روابط عمومی های منابع طبیعی و آبخیزداری سراسر کشور گفت: در این سمینار قصد داریم با جمع کردن کلیه روابط عمومی های سارمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری از تجربه های ارزنده همه استان های کشور در زمینه حوزه اطلاع رسانی و فرهنگ سازی در مباحث مختلف به خصوص دستاورهای این سازمان استفاده شود.
فرود شریفی تصریح کرد: تثبیت شن های روان از مواردی است که در زمینه بیابانزدایی همواره مورد بررسی قرار گرفته و منابع طبیعی کشور در طول سال های گذشته اقداماتی نظیر مالچ پاشی، تثبیت ماسه های روان و درختکاری در اطراف مزارع و در عرصه های بیابانی را انجام داده است و به تدریج با مشارکت مردم زمینه ایجاد بادشکن و کاشت گونه های درخت فراهم شده است.
وی با اشاره به خشکسالی های چند سال اخیر کشور افزود: تغییرات صورت گرفته در سال های گذشته باعث ضعیف شدن پوشش گیاهی و افزایش گرد و غبار در برخی استان های کشور از جمله خوزستان، سیستان و بلوچستان و ایلام شده است.
رئیس سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور با اشاره به اجرای طرح ملی بیابانزدایی گفت: در این رابطه ضمن پیگیری فعالیت های سال های گذشته، ردیف اعتبار خاص ملی برای خوزستان در نظر گرفته شده است که امیدواریم با اجرای این طرح در آینده هیچ گونه بیابان تثبیت نشده ای در استان خوزستان و حتی کشور نداشته باشیم.
شریفی با بیان اینکه بیش از 60 درصد کشور در مناطق خشک قرار دارد، گفت: بالغ بر 35 میلیون هکتار مناطق بیابانی در کشور وجود دارد که حدود 6 میلیون هکتار از آن جزو اولویت های بیابانزدایی و کانون بحرانی هستند.
وی با اشاره به مشارکت مردم و فرهنگ سازی در زمینه بیابانزدایی گفت: مردم در این زمینه فعالیت های خوبی را نشان داده اند، در این زمینه بسیاری از کشاورزان در کنار زمین خود اقدام به کاشت درخت می کنند که فعالیت بسیار خوبی است.
رئیس سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور در مورد وضعیت کمربند سبز در کشور گفت: ایجاد کمربند سبز به شکل های مختلفی قابل طرح است که یکی از طرح ها ساختن حائل برای اراضی ملی، دولتی و شخصی است و گاهی نیز به منظور مهار بیابانزدایی و جلوگیری از حمل شدن و ماسه های روان توسط باد و توفان مورد بحث قرار می گیرد، ضمن اینکه با ایجاد بادشکن در مزارع علاوه بر کاهش درجه حرارت شاهد جلوگیری از ورود آلودگی نیز خواهیم بود.
وی با بیان اینکه سرانه فضای سبز برای هر نفر در کشور 17 صدم هکتار است، افزود: این میزان در دنیا چهار برابر بیشتر از ایران است و با توجه به اینکه فضای سبز نقش موثری در تعادل آب و هوا و همچنین سلامت افراد دارد، دیگر کشورها به آن توجه خاصی می کنند.
شریفی  در ادامه گفت: سد دز واقع در استان خوزستان به دلیل اینکه فاقد شبکه آبیاری و آبخیزداری است، دارای نقص های عمده ای است و در این رابطه اعتبار خاصی برای ساماندهی کرخه، کارون و دز در نظر گرفته شده که امیدواریم پس از به تصویب رسیدن اعتبارات با سرعت بیشتری پیگیری شود.
وی تصریح کرد: میزان اعتبارات بیابانزدایی در استان در بخش ملی 35میلیارد ریال و در بخش استانی 200میلیارد ریال است.
شریفی اظهار داشت: در حال حاضر فعالیت های سازمان در بخش بیابانزدایی در زمینه های نهالکاری، مالچ پاشی، بیولوژیک[زیست مهاری]، بذر پاشی و ایجاد بادشکن اطراف مزارع به شکل گسترده ای در کشور در حال انجام است.
رئیس سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری همچنین در پایان از تهیه طرح های مطالعاتی فرسایش بادی در سطح 32 میلیون هکتار از جنگل ها و بیابان های کشور خبر داد و افزود: تهیه طرح مهار بحران، طرح های مطالعات کنوانسیون مقابله با بیابانزدایی و تهیه طرح مطالعاتی جنگل های تخریب شده در مناطق دارای فرسایش از دیگر طرح های مهمی است که از سوی سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری در کشور در حال اجراست.

آفريقا،پاک‌کننده هواي زمين است
 قاره آفريقا بيشتر از آنکه گازهاي گلخانه‌اي در جو زمين منتشر کند اين گازهاي خطرناک را جذب مي‌کند.
نتايج تحقيقات برنامه جهاني کربوافريکا که پانزده موسسه آفريقايي و اروپايي و همچنين سازمان خواربار و کشاورزي ملل متحد، فائو، را شامل مي‌شود نشان داد گرچه آفريقا نيز به نوبه خود در انتشار گازهاي آلاينده گلخانه‌اي در جو زمين نقش دارد، اما واقعيت اين است که اين قاره بيشتر از آنکه گاز دي اکسيد کربن در زمين منتشر کند اين گاز خطرناک را که افت بزرگ لايه ازن است جذب مي‌کند.
نتايج تحقيقات کربوافريکا نشان مي‌دهد که سهم آفريقا در انتشار گازهاي گلخانه‌اي در جو زمين بيشتر از طريق آتش سوزيها و آلودگيهاي زيست محيطي ديگر است و اين قاره از مصرف سوختهاي فسيلي تنها چهار درصد گاز گلخانه‌اي در جو زمين رها مي‌کند.
جنگل‌زدايي و حوادثي از قبيل آتش‌سوزي در قاره آفريقا بيشترين نقش را در انتشار گازهاي گلخانه‌اي در آفريقا دارد.
ريکاردو والنتيني، کارشناس دانشگاه توسيا که به عنوان هماهنگ کننده در برنامه کربوافريکا فعاليت مي‌کند خاطر نشان کرد، نتايج مطالعات صورت گرفته حاکي از آن است که آفريقا نقشي کليدي در سامانه آب و هوايي جهان ايفا مي‌کند.
برنامه جهاني کربوافريکا در سال 2006 با يک اعتبار دو ميليون و 800 هزار يورويي که بخش تحقيقات کميسيون اروپا تامين آنرا تقبل کرده بود، فعاليت خود را آغاز کرد.
ريکاردو والنتيني خاطر نشان کرد به نظر من آنچه بيش از همه حائز اهميت مي‌باشد اختلاف ميزان انتشار و جذب دي اکسيد کربن در قاره آفريقا است. وي افزود قاره افريقا با داشتن جنگلهاي انبوه و بوته زارهاي وسيع، نقش مهمي در پاکسازي هوا از طريق جذب گازهاي گلخانه‌اي خطرناک به ويژه دي اکسيد کربن ايفا مي‌کند.
والنتيني ادامه داد نتايج تحقيقات دقيق نشان مي‌دهد که قاره آفريقا در واقع يک مخزن کننده بزرگ کربن است.
به اين معنا که اين منطقه بيش از آنکه دي اکسيد کربن رها کند، آنرا جذب مي‌کند و به اين ترتيب در کاهش تراکم گازهاي گلخانه‌اي در جو زمين و همچنين کاهش پيامدهاي تغييرات ناگوار آب و هوايي بسيار موثر است.
برنامه جهاني کربوافريکا با استفاده از يک شبکه اندازه‌گيري درصد گازهاي آلاينده که در 11 کشور جنوب صحراي آفريقا راه‌اندازي کرده، در دو سال گذشته چرخه کربن را در اين منطقه مورد ارزيابي قرار داده است.

آمار تلفات جاده ای حیوانات کمیاب ایرانی نگران کننده است
در پی افزایش تلفات جاده ای حیوانات کمیاب ایرانی، کارشناسان زیست محیطی نسبت به این موضوع واکنش نشان دادند و آن را نگران کننده ارزیابی کردند.
 اسماعیل کهرم در این باره به خبرنگار مهرمی گوید: علت تلفات حیوانات در جاده های کشورمربوط به زمان ساخت جاده ها می شود و این موضوع به ویژه در جاده هایی که از داخل پارکهای ملی و مناطق حفاظت شده عبور می کند، از شدت بیشتری برخوردار است و متأسفانه در ساخت این جاده توجه چندانی به موضوع حیات وحش و حفاظت از جان حیوانات نشده است. این در حالی است که برای حفاظت حیواناتی که از این جاده ها عبور می کنند نیز پیش بینی های لازم و امکانات مورد نیاز تدارک دیده نشده است.
نگرانی طرفداران محیط زیست نسبت به تلفات جاده ای حیوانات کمیاب در جاده های کشور طی هفته های اخیر به دلیل مرگ یک قلاده پلنگ در جاده عبوری از پارک ملی گلستان و مرگ یک قلاده یوزپلنگ در جاده کرمان- راور بر اثر برخورد با خودرو و همچنین برخورد دو رأس آهوی کمیاب در جزیره کیش با خودروهای عبوری شدت یافته است.
پلنگ ایرانی در کنار یوزپلنگ، یکی از دو گربه سان بزرگ جثه ایران است که از سال 1380 تاکنون، تقریبا هر ماه یک پلنگ توسط ایرانیان کشته می شود و با این شرایط موضوع انقراض این پستاندار ایرانی بعید نخواهد بود.
از سوی دیگر جمعیت یوزپلنگ ایرانی که تنها بازمانده نژاد آسیایی است، به شدت در معرض انقراض قرار دارد.
بیش از 20 سال است که نسل یوزپلنگ آسیایی درکشورهای این قاره کهن به جز ایران منقرض شده است واین حیوان نایاب  تنها در کشور ما به بقای خود ادامه می دهد.
با این همه کارشناسان زیست محیطی و طرفداران محیط زیست معتقدند که به دلیل بی توجهی سازمان محیط زیست برای حفظ این جاندار ارزشمند به راحتی شاهد مرگ این پستاندار کمیاب هستیم و خطر انقراض، یوز ایرانی را به شدت تهدید می کند.
عضو هیئت علمی دانشکده محیط زیست دانشگاه آزاد در ادامه اظهار داشت: در کشورهای دیگر برای حفظ سلامت انسانها و حیوانات، علاوه بر حصارکشی در دو طرف جاده ها و به ویژه در مناطق حفاظت شده و پارکهای ملی، تونلهای زیرزمینی نیز برای عبور حیوانات احداث می کنند.
کهرم تاکید کرد: حیوانات با عبور از کنار جاده ها جذب نور ماشین ها شده و زمانی که نور به صورت مستقیم با آنها برخورد می کند، خیره نور و به عبارتی هیپنوتیزم می شوند.
وی همچنین اظهار داشت: این گونه برخوردها علاوه بر صدمه مالی، مرگبار نیز خواهد بود و به همین دلیل باید مقدار کمی هزینه برای سلامت انسانها صرف شود.
کهرم از مشاهده خود از مرگ حیواناتی نظیر شتر، گراز، پلنگ و یوزپلنگ خبر داد و افزود: رانندگانی که با حیوانات در جاده ها برخورد می کنند به دلیل ترس از جریمه، جرات اظهار این موضوع به سازمان حفاظت از محیط زیست را ندارند.
طرفداران محیط زیست معتقدند که وجود آماری این چنینی طی یک هفته گذشته، بیانگر واقعه ای دردناک و عظیم درباره مرگ حیوانات نادر و منحصر به فرد در جاده های کشور است و سازمان حفاظت از محیط زیست باید اقدامی اساسی در جهت حفظ جان این حیوانات ارزشمند انجام دهد.

صفحه 8--11 اذر 87

 

گرم شدن زمين و نقش آمريكا

با آغاز انقلاب صنعتي در نيمه قرن نوزدهم و افزايش روز به روز نياز بشر به انرژي و مصرف سوخت هاي فسيلي نظير زغال سنگ، نفت و گازهاي طبيعي، كره زمين شاهد افزايش گازهاي آلاينده اي همچون دي اكسيد كربن و متان در جو خود بوده است. بطوريكه در اين فاصله زماني ميزان دي اكسيد كربن (31 درصد) و متان (151 درصد) موجود در جو زمين به ميزان قابل توجه اي افزايش يافته است.
بر اساس تحقيقات انجام شده، افزايش انتشار گازهاي گلخانه اي همچون دي اكسيد كربن، متان، بخار آب و اكسيد نيتروژن عواقبي را كه مهمترين آن، افزايش دماي كره زمين است را به دنبال خواهد داشت.
بر طبق آخرين گزارشهاي هيئت بين المللي بررسي تغييرات آب و هوايي (IPCC) دماي كره زمين در طول 100 سال گذشته حدود 7 دهم درجه سانتيگراد افزايش يافته است. اين گزارش همچنين اشاره مي كند كه اين روند هر روز سرعت بيشتري به خود گرفته به طوريكه دماي زمين طي سالهاي 1997 تا 2007 با رشد 2 دهم درجه سانتيگراد مواجه بوده است و پيش بيني مي شود دماي زمين تا پايان قرن حاضر شاهد افزايش 1/4 تا 5/8 درجه اي باشد.
دلايل گرم شدن زمين
دانشمندان مهمترين عامل گرم شدن كره زمين را افزايش انتشار گازهاي گلخانه اي مي دانند كه با تأثیر بر روند انعكاس مقداري از انرژي گرمايي تابيد شده از سوي خورشيد، باعث محبوس شدن گرماي زمين در درون خود مي شود.
در اين ميان ايالات متحده با توليد 25 درصد گازهاي گلخانه اي در رتبه اول كشورهاي جهان قرار دارد. پس از آمريكا كشور چين با توليد 13 درصد گازهاي گلخانه اي در رتبه دوم قرار دارد. مقدار زيادي از اين گازها از مصرف انواع سوختهاي فسيلي در خودروها، كارخانه ها و نيروگاههاي توليد برق توليد مي شود. در كنار آن نابودي جنگلها نيز به وخامت اين موضوع كمك مي كند.
پيامدهاي گرم شدن زمين بسياري از كارشناسان محيط زيست، افزايش طوفان ها و گردبادهاي شديد در شهر هاي ساحلي آمريكا و آتش سوزي جنگلها در نواحي غرب آمريكا را مهمترين پيامدهاي گرم شدن زمين مي دانند. وقوع طوفان سهمگين كاترينا در سال 2005، آتش سوزي بزرگ كاليفرنيا در سال 2007 و وقوع سيل آيوا در ماه گذشته نمونه كوچكي از تأثیرات گرم شدن زمين بر تغييرات آب و هوايي در آمريكا است.
در كنار وقوع اين حوادث، ذوب شدن تدريجي بسياري از يخچالهاي طبيعي جهان از جمله يخچالهاي كوههاي راكي در آمريكا كاهش ذخاير آب آشاميدني و به تبع آن افزايش بيماريهايي همچون مالاريا، وبا و سالك را در اين كشور به همراه خواهد داشت.
اما اگر اين روند باز هم ادامه داشته باشد مي توان نتيجه گرفت كه با ذوب شدن يخهاي قطب شمال و جنوب و به دنبال آن بالا رفتن سطح آب درياها، در پايان قرن 21 بسياري از مناطق جهان از جمله شهر نيويورك به زير آب فرو خواهد رفت.
از طرفي ديگر با افزايش غلظت دي اكسيد كربن، محصولات كشاورزي با كاهش 10 تا 30 درصدي مواجه خواهند بود به طوريكه مناطق گرمسيري و نيمه گرمسيري مركز و غرب آمريكا شاهد خشكسالي هاي طولاني و به تبع آن كاهش 50 درصدي در توليدات ديم خود خواهند بود.
راههاي مقابله با گرم شدن زمين در پي هشدارهاي مكرر كارشناسان محيط زيست مبني بر تأثیر گازهاي گلخانه اي در گرم شدن زمين نمايندگان بيش از 160 كشور جهان در دسامبر 1997 "پيمان كيوتو" را با هدف موظف ساختن كشورها در كاهش توليد اين گازها و به تبع آن متوقف كردن روند گرم شدن زمين به تصويب رساندند.
بر اساس اين معاهده، 36 كشور صنعتي جهان موظف شده اند كه تا سال 2012 ميزان تولید گازهاي گلخانه اي خود را به طور ميانگين به 5 در صد پايين تر از ميزان توليد شده در سال 1990 برسانند.
اما اجراي اين پيمان در فوريه 2005 و پس از پيوستن روسيه به آن شروع شد. چرا كه طبق توافق هاي صورت گرفته، اجراي اين پيمان از زماني آغاز مي شد كه اعضاي آن به اندازه اي برسد كه حداقل 55 درصد توليد گازهاي گلخانه اي را شامل شود.
در چند سال اخير در جهت كاهش ميزان انتشار گازهاي گلخانه اي، راه حلهايي در اين زمينه پيشنهاد شده است كه مي توان به استفاده از انرژي هاي خورشيدي، بادي و هسته اي اشاره كرد. صرفه جويي در مصرف سوخت و اجراي طرحهاي جنگل كاري از ديگر راههاي كاهش گازهاي گلخانه اي به شمار مي آيد.
عملكرد آمريكا
پس از موافقت اخير استراليا با پيمان كيوتو، ايالات متحده تنها كشور صنعتي جهان است كه پيمان كيوتو را نپذيرفته است. دولتمردان آمريكا معتقدند كه كاهش انتشار گازهاي گلخانه اي در قالب پيمان كيوتو منجر به كاهش رشد اقتصادي اين كشور و درنتيجه منجر به از دست دادن جايگاه خود در رقابت با ساير كشورها خواهد شد. بطوريكه بوش در تازه ترين اظهار نظر خود استدلال كرده است كه تبعيت از پيمان كيوتو منجر به خسارت 400 ميليارد دلاري به اقتصاد اين كشور و از طرفي بيكاري حدود 5 ميليون نفر خواهد شد.
اما عدم امضاي اين پيمان از سوي آمريكا، سرزنش و انتقاد بسياري از سازمانهاي بين المللي و انزواي ايالات متحده را در مذاكرات زيست محيطي اجلاس سران گروه هشت به همراه داشته است. اما آمريكا با تشكيل اجلاس موسوم به "مشاركت آسيا و حوزه اقيانوس آرام در مورد توسعه آب و هواي پاك" با حضور كشورهاي چين، استراليا، كره جنوبي، ژاپن و هند در ژانويه 2006 سعي در خارج شدن از اين وضعيت و از طرفي خودداري از اجراي پيمان كيوتو دارد. اما اين پيمان كه عضو شدن در آن هيچ تعهدي را براي اين كشورها قائل نشده مورد انتقاد بسياري از كارشناسان محيط زيست در جهان شده است.
در اين رابطه " الگور" معاون سابق رئيس جمهور آمريكا و رئيس "ائتلاف براي حفاظت از آب و هوا" مي گويد: "باورم اين است كه پيمان كيوتو چنان در ايالات متحده تقبيح شده است كه بعيد مي دانم به تصويب برسد. "
آخرين نظرسنجي ها در آمريكا نشان مي دهد بسياري از مردم معتقدند بحران تغييرات جوي، به وخامتي كه سازمانهاي بين المللي از آن سخن به ميان مي آورند نيست.
اين سياستها باعث شده است كه ايالات متحده نه تنها در زمينه كاهش گازهاي گلخانه اي موفق نبوده بلكه بر طبق آخرين گزارشهای هيئت بين المللي بررسي تغييرات آب و هوايي (IPCC) ميزان توليد اين گازها در اين كشور نسبت به سال 1990 دو درصد افزايش يافته است.
اين درحاليست كه بسياري از دانشمندان، كاهش 5 درصدي توليد گازهاي گلخانه اي كه هدف پيمان كيوتو است را كافي ندانسته و براي داشتن حداقل شرايط قابل قبول زيست محيطي كاهش 60 درصدي گازهاي گلخانه اي را خواستار شده اند.
هم اكنون براساس قوانين فدرال، گاز دي اكسيد كربن كه عمده ترين گاز گلخانه اي به شمار مي آيد به عنوان يك آلاينده محسوب نمي شود.
نتيجه گيري
با ادامه افزايش انتشار گازهاي گلخانه اي كه آمريكا سهم بسزايي در آن دارد ايالات متحده همچون چند سال اخير شاهد وقوع پيامدهاي اوليه ناشي از گرم شدن زمين از جمله طوفانها و سيلابهاي سهمگين و دركنار آن آتش سوزي هاي بزرگ در مناطق گرمسيري خواهد بود. در كنار خسارتهاي اقتصادي و اجتماعي فراواني كه اين پيامدها در درون آمريكا به دنبال خواهد داشت مي توان به تأثیر عملكرد اين كشور بر ساير كشورهاي جهان به خصوص كشورهاي آفريقايي و آسيايي اشاره كرد.
در پايان بايد اميدوار بود كه پيش از تكرار شديدتر فجايع جوي كه مردم آمريكا نيز از آنها در امان نخواهند بود حساسيت عمومي به مسائي مربوط به محيط زيست در اين كشور به حدي برسد كه رهبران آن را نيز، در وراي منافع خود به قبول تعهدات بين المللي واداشته و تلاش براي بهينه سازي و اصلاح وضعيت آب و هوايي جهان، عموميت و كيفيتي فراتر بيابد.

توريسم سبز راه چاره حفظ محيط زيست

چه کسي فکر مي کرد کساني که تا ديروز ماسه ها را براي پيدا کردن و خوردن تخم لاک پشت ها زير و رو مي کردند، به بهترين محافظان اين موجودات تبديل شوند؟
اما اين اتفاق افتاد آن هم نه با زور و فشار و تصويب قانون و اعمال مقررات، بلکه بسيار ساده و تنها با کمي آموزش و دخيل کردن جوامع بومي و محلي در امر تصميم گيري و اجراي يک طرح بين المللي. حالا چند سالي است که اهالي روستاي شيب دراز براي حفاظت از لاک پشت هاي پوزه عقابي برنامه ريزي مي کنند و به اين ترتيب جلوي انقراض آن را گرفته اند.
اما اين اتفاق ساده به آساني رخ نداده است. براي رسيدن به اين نتيجه قبل از هرچيز باور تأثیر جوامع محلي در برنامه ريزي و اجرا بايد به وجود مي آمد و حالا نه تنها اهالي شيب دراز از اين موجودات شگفت انگيز محافظت مي کنند، بلکه توانسته اند به اين وسيله به درآمدي دست يافته و گردشگري سبز را به معناي واقعي آن، محقق کنند.
حالا عده زيادي علاقمند ديدن تخم گذاري اين لاک پشت ها در تاريکي شبانگاه و ديدن سر از تخم درآوردن لاک پشت هاي 20 گرمي هستند. تجربه جالبي که کمتر جايي مي توان شاهدش بود طرحی که از فروردين سال 1381 به همت بيژن دره شوري و با حمايت منطقه آزاد قشم و سازمان ملل متحد و با تلاش کم نظير اهالي بومي جزيره قشم و به ويژه اهالي روستاي شيب دراز اجرا شد، قابل ديدن است.
چندين مؤسسه طبيعت گردي نيز هر سال از نيمه اسفند تا اواخر ارديبهشت تورهاي متعددي را به مقصد اين منطقه و براي ديدن اين لحظات به قشم مي برند.
البته کار به همين جا ختم نشد و بيژن دره شوري که کار را آغاز کرده و جامعه محلي را با درايت خود همراه کرده بود کارش را ادامه داد تا آنجا که با کاشت نهال هاي درخت حرا با کمک زنان و کودکان قشمي اين جنگل ها را گسترش داد و گونه هاي متعددي از خزندگان و پرندگان و حيوانات جزيره را شناسايي کرد و... به اين ترتيب نام قشم طنين ديگري گرفت به گونه اي که حالا به يکي از توري پذيرترين مناطق کشور تبديل شده است.
اتفاقي که در قشم و شيب دراز رخ داد شايد تنها نمونه عملي از تحقق همنشيني تنگاتنگ حفاظت از محيط زيست و رونق گردشگري در کشورمان باشد، تجربه اي که مي تواند به ساير نقاط اين کشور پهناور تسري يابد. توريسم سبز تنها راهکاري است که در کنارش هم مي توان فقر را از محروم ترين و دور افتاده ترين مناطق کشور ريشه کن کرد و هم مي توان به وسيله آن به معناي واقعي حفاظت از محيط زيست دست يافت. در واقع مي توان گفت توريسم سبز تنها راه توريسم پايدار است.
اتفاقي که در ديگر نقاط کشور به طور جدي شاهدش نبوده ايم و نگاهي بیندازید به جاذبه هاي طبيعي که طي سال هاي اخير به طور ويژه اي مورد توجه گردشگران قرار گرفته اند.
تنگه واشي و کلار دشت دو نمونه از اين مثال ها است. اتفاقي که در اين مناطق رخ داده هر روز به مرز فاجعه نزديک تر مي شود.
تنگه واشي در 14 کيلومتري شمال فيروزکوه قرار گرفته است و طي سال هاي اخير با توجه به طبيعت زيبا و دلنشين و وجود نقشه برجسته اي بر صخره هايش به شدت مورد توجه گردشگران و سودجويان گردشگري قرار گرفته است. نزديکي آن به تهران فرصت خوبي را براي آژانس داران پديد آورده تا براي تهرانيان تورهاي يک روزه اي را ترتیب دهند. تورهاي يک روزه اي که با تعداد بالاي افراد و بدون توجه به ظرفيت محل و رعايت کوچک ترين قوانين حفاظت از محيط زيست و آثار تاريخي برگزار مي شود.
نتيجه آنکه حالا ديگر تنگه واشي آن جلوه بکر و بي بديل گذشته را ندارد. نقش برجسته اش به انواع يادگاري ها آلوده شده و طبيعتش زير بار زباله هاي گردشگران در حال نابودي است.
تنگ نظري عده اي سود جو، بي توجهي عده اي ديگر و کمک نگرفتن از جوامع محلي اطراف براي حفظ موجوديت منطقه باعث شده تا بر خلاف قشم و شيب دراز در اينجا گردشگري در مقابل محيط زيست و ميراث فرهنگي قرار بگيرد نه در کنار و شانه به شانه اش. در کلاردشت نيز اوضاع بهتر از اين جا نيست. بهترين زمين، بهترين ويلا در کلاردشت، واژه هاي آشنايي در ميان آگهي ها است. زيبايي بکر کلاردشت تراشيده مي شود تا ويلاهاي گران قيمت جايش را بگيرد. قصه از آنجا شروع شد که چند سال پيش داستان طبيعت بکر و خيره کننده کلار دشت نقل محافل بسياري شد. کنجکاوي ها کار خودش را کرد و کم کم سر و کله مردم در اين منطقه پيدا شد.
نگاهي دوباره به سراسر کشور بيندازيد. هر جا زيبايي و طبيعتي بي نظير است يا به طور کل از چشم دور مانده و مورد توجه نيست يا اگر هم هست معمولاً دچار سرنوشتي مانند تنگه واشي و کلاردشت است. در حالي که به آموزش و آگاهي دهي درست و به موقع به مردم در زمينه توريسم سبز نه تنها مي توان جلوي اين فجايع را گرفت، بلکه هم مي توان رونق را به بهترين شکل به سراسر کشور برد و هم با استفاده از ظرفيت هاي موجود به تقويت و حمايت داشته ها پرداخت مانند همان اتفاقي که در شيب دراز افتاد.

صفحه 9--7 ارذ 87

 

مرگ آرام رودهاي خروشان

رودخانه ها، هميشه نمادي از پاكي و زيبايي طبيعت
بوده اند.
بشر در طول تكوين تمدن خود به مرور پي برد كه اين مايع حيات همه جانداران و نباتات و گياهان، علاوه بر مصرف شرب، براي كشاورزي، پرورش حيوانات، ماهيگيري و تهيه غذا، تفريح و قايقراني و حتي رشد صنايع نقشي بسيار با اهميت و حياتي دارد.
 اين نماد زيبايي، در بيشتر آثار ادبي بزرگ، به شكوه و عظمت آن اشاراتي به چشم مي خورد. با اين اعتراف جاي بسي تأسف براي انسانهاي قرن حاضر است كه موجب شده تعادل زيستي رودخانه ها و درياها و جنگلها دگرگون شده و به سمت قهقرا سوق پيدا كند.
از شروع قرن بيستم تاكنون، توسعه صنايع و احداث كارخانه هاي بزرگ در حاشيه رودخانه ها و درياها، حرمت و پاسداشت انسان به رودخانه ها را روز به روز كم رنگتر كرده است.
جاري ساختن فاضلاب خام شهري و صنعتي به آب هاي جاري، موجب آلوده شدن كرانه هاي شهرهاي ساحلي، محلهاي شنا و ماهيگيري مي شود و نيز اين عمل باعث كم شدن اكسيژن محلول در آب و در نتيجه از بين رفتن آبزيان، به ويژه ماهيها مي شود.
علاوه بر انتشار بوهاي ناخوشايند، احتمال گسترش بيماريهاي گوناگون و به خطر انداختن سلامت ساكنين شهرهاي مجاور رودخانه ها و درياهاي آلوده را افزايش مي دهد.
اگرچه، آبهاي روان، داراي خاصيت تصفيه طبيعي هستند و با اين كار قادرند از ميزان آلودگي هاي ورودي به درون خود بكاهند، اما براي تصفيه خود به خودي اين آلودگي ها نيازمند به گذشت زمان مناسبي هستند. افزون بر آن آبهاي جاري، تنها در محدوده خاصي مي توانند به پالايش آلودگي ها بپردازند.
آلودگي رودخانه هاي استان مازندران كه تا چند سال قبل جدي گرفته نمي شد اكنون باعث نگراني مردم شده است. تغيير رژيم بارندگي كه موجب كاهش شديد و حتي خشك شدن برخي از رودخانه ها در چند سال اخير شده، باعث گشته تا آلودگي رودخانه ها بيش از پيش خود را نشان دهند.
حاشيه نشينان رودخانه هاي مازندران ديگر در فصل تخم ريزي و صيد ماهيان در رودخانه هاي اين استان انبوه ماهيان را نمي بينند و در عوض هراز چند گاه شاهد مرگ شمار زيادي بچه ماهي در آنها هستند.
كاهش ماهيان در رودخانه ها و كم شدن صيد ماهيان تكثير شده به شكل طبيعي در درياي خزر در چند سال اخير حتي صيادان مازندران را نيز به مسئله آلودگي رودخانه ها حساس كرده، به گونه اي كه در جشن آغاز فصل صيد امسال از اين مشكل به عنوان يكي از اصلي ترين معضلات صيادان ياد شد.
كاهش تعداد ماهيان تنها جلوه آلودگي رودخانه هاي مازندران نيست و انبوهي زباله ها بد بو ناشي از مواد آلاينده به ويژه در فصل كم آبي، آشكارا توجه مردم را به آلودگي رودخانه ها جلب مي كند.
رودخانه هاي مازندران در روزهايي نه چندان دور، به عنوان زيباترين چشم اندازهاي طبيعي و تفرجگاه مسافران و منبع درآمدي براي حاشيه نشينان آنها محسوب مي شوند. علت اصلي آلودگي رودخانه ها، ورود پساب فاضلاب هاي شهري و صنعتي و زباله هاي خانگي است.
سهل انگاري برخي از شهرداري ها و بي توجهي برخي مردم بومي و مسافران و ريختن زباله، تفاله هاي حيواني به داخل رودخانه از جمله علل آلودگي رودخانه ها ذكر مي شود كه كاهش آن بيش از هر چيز نياز به اقدام فرهنگي دارد.
پاكسازي رودخانه ها، داراي متولي و اعتبار خاصي نمي باشد. و زباله ها و نخاله هاي انباشته شده در رودخانه ها، عمدتاً در جريان سيلابها به درياي مازندران سرازير مي شود. در اين استان بيش از 100رودخانه كوچك و بزرگ جريان دارد كه 20رودخانه از نظر زيست محيطي و شيلاتي نسبت به بقيه از اهميت زيادي برخوردار است.
آلودگي آب ها
زماني مي توان آبهاي جاري را آلوده بناميم كه يك نوع معين يا انواع گوناگوني از آلوده كننده ها به ميزان قابل توجهي در آنها وارد شوند. مواردي كه در اثر تخليه فاضلاب هاي صنعتي و پسابها وارد آب جاري مي شوند كه به طرز معمول شامل نمك هاي معدني، مواد آلي، آب گرم، رنگ، اسيدها، موادجامد معلق، موادجامد و مايع شناور، قلياها، موادشيميايي سمي، موجودات زنده ذره بيني، مواد راديواكتيو و مواد كف زا و... هستند.
فاضلاب هركارخانه صنعتي براساس محصول نهايي و موادخام و مراحل اوليه خاص توليد با فاضلاب ديگر كارخانه متفاوت است و در نتيجه مواد آلوده كننده در فاضلاب كارخانه ها، با يكديگر تفاوت دارند. براي مثال فاضلاب كارخانه هاي كاغذسازي و نساجي، حاوي مقادير زيادي مواد كف زا هستند.
اثرات نامطلوب آلاينده ها
از نظر اهميت زيانهاي زيست محيطي و اقتصادي، برخي از آلاينده هاي موجود در فاضلاب و پساب هاي صنعتي قابل اهميت و بررسي بيشتري است.
 مواد جامد و مايع شناور در كف رودخانه ها رسوب مي كنند و همين امر موجب پوشاندن تخم ماهي ها شده و مانع تكثير آنها مي شود. در ضمن اين مواد با كاهش حجم بستر رودخانه احتمال بروز سيل را افزايش مي دهد.
علاوه بر آن توليد لجن و بوي بدي كه دارند رودخانه و درياها را براي مصارف تفريحي غيرقابل استفاده مي كنند.
مواد مايع شناور
اين مواد چربيها و روغن هايي هستند كه در سطح آب شناور باقي مي مانند. آنها با افزايش كدورت آب، مانع از عبور نور خورشيد شده و در نتيجه رشد گياهان موجود در آب را كاهش مي دهند. ضمناً اين مواد براي گروهي از ماهيان نيز بسيار سمي و خطرناك است. حتي در برخي مواقع شناور بودن چربيها و روغن ها در سطح آبها، احتمال بروز آتش سوزي بسيار زيادي را موجب مي شوند.
موادشيميايي سمي
موادشيميايي سمي موجود در فاضلابها حتي قادرند در غلظتهاي كم، به ماهيهاي آب شيرين صدمه زده و باعث از بين رفتن آنها شوند. چون اين تركيبات داراي اثرات تجمعي در بدن آبزيان هستند، در اثر تغذيه آنان، به انسانها نيز انتقال مي يابند. اينگونه آلاينده ها به ويژه در كارخانجات سازنده حشره كشها، آفت كشها به وفور يافت
مي شوند.
موادشيميايي سمي مثل: سيانور، جيوه و ساير فلزات سنگين تاكنون زيانهاي جبران ناپذيري به زيست بوم آبي و آبزيان و حتي به انسانها وارد آورده اند.
متأسفانه مشاهده مي شود كه بسياري از كارخانه های صنعتي و كارگاههاي كوچك با تخليه فاضلاب خام و تصفيه نشده به درون رودخانه ها و درياها، زيان بارترين آلودگي ها را به زيست بوم ها تحميل مي كنندو در اثر افزودن سموم خطرناك و كاستن اكسيژن محلول آب، موجبات نابودي انواع جانوران آبزي را فراهم مي كنند، به گونه اي كه آبهاي روان را عملا به مردابي متعفن و لجن زار مبدل مي سازند و اين يعني مرگ تدريجي رودخانه ها!!

تصور جهان بدون ابر!
تازه ترين مطالعات جهاني، حكايت از كشف يكي ديگر از اثرات ناميمون جهان گرمايي (global warming) بر كيفيت زيست در كره زمين دارد. اينكه درجه ابرناكي و روند شكل گيري توده هاي ابر، ممكن است در اثر فرآيند گرمايش جهاني، به شدت مختل شود. امّا چگونه؟!
اگر بخواهيم به زباني ساده اين تأثیر را شرح دهيم، بايد از آنجا شروع كنيم كه يكي از پيش شرط هاي تشكيل و شكل گيري توده هاي ابر به ميزان انتشار گازي موسوم به دي متيل سولفيد (DMS) در نيوار (جو زمين) باز مي گردد. به ديگر سخن، به باور نخبگان دانش هواشناسي، اگر غلظت اين گاز در اتمسفر از حد معيني كمتر شود، مردمان ساكن در كره خاك بايد براي هميشه با واژگاني چون ابر، باران و برف خداحافظي كنند و خود را مهياي زيستن در همان جهنمي سازند كه زنهارش را هزاران سال است در كتاب هاي آسماني خوانده و شنيده اند!
تصور جهان بدون باران و سياره اي كه هرگز سپيدي ناهمتاي بلورهاي زيباي برف را تجربه نكرده و نخواهد كرد، حقيقتاً كابوس دهشتناكي است كه شايد هيچگاه امكان عينيت يافتنش، چنين نزديك و قابل باور نبوده است؛ شوكران تلخ و مرگباري كه رشد افسارگسيخته فناوري و آزمندي تمام ناشدني بشر در طول يكصد سال اخير، آن را به فرزندان بي گناه فرداي خويش پيش كش كرده است.
امّا چرا بايد غلظت دي متيل سولفيد كم شود و اين كاهش چگونه با گرمايش جهاني ارتباط مي يابد؟
حقيقت اين است كه تغييرات آب و هوايي به شدت حيات جانداران ساكن اقيانوس ها را تهديد كرده است؛ و پلانكتون ها، يكي از شاخص ترين و حياتي ترين اين جانداران به شمار مي روند؛ جانداراني كه به عنوان نخستين حلقه از زنجيره غذايي، تأثیري انكارناپذير بر مفهوم حيات و كيفيت و كميت ديگر زيستمندان عالم دارند.
اينك نه تنها ثابت شده كه فرآيند گرم شدن زمين، به طرز محسوسي مانع از تكثير و رشد پلانكتون ها شده، بلكه آثار ثانويه اين كاهش رشد، از محدوده تأثیر بر زنجيره غذايي هم فراتر رفته و آشكارا نيوار را نشانه رفته است. چرا كه مهمترين منبع تأمين گاز دي متيل سولفيد، همين جانداران ريز، يعني پلانكتون ها هستند! و حال با كاهش شمار پلانكتون ها، نخستين نشان كاهش غلظت دي متيل سولفيد در نيوار آشكار شده است.

 

صفحه 8--4 اذر 87

 

وداعی تلخ با دریاچه هامون 

دریاچه هامون، آخرین نفسهای خود را کشید و کاملا خشک شد. این سرنوشت تلخ از اوایل سال ‌جاری پیش بینی می شد اما مردم و مسئولان محیط زیست امیدوار بودند تا بارش باران در کوههای هندوکش، باعث شود تا آورد این آب از افغانستان به هامون در منطقه سیستان ایران سرازیر شود، ولی امیدها محقق نشد و هامون، بزرگ ترین دریاچه آب شیرین کشور از دست رفت.
 دریاچه هامون که پس از 8 سال خشکسالی و بی آبی، ‌سال گذشته بار دیگر با ورود آب به هیرمند زنده شده بود، مجددا به خشکی گرایید . خشک شدن دریاچه هامون در حالی اتفاق افتاد که رئیس سازمان هواشناسی کشور وضعیت استان سیستان و بلوچستان را در مقایسه با سایر استان‌های کشور از نظر میزان بارندگی در زمستان گذشته بهتر ارزیابی کرده بود، چرا که آمارها نشان می ‌دهد میزان بارندگی در این استان ،‌ حتی 30 درصد از سال قبل هم بیشتر بوده با این وجود، هامون دوباره خشک شد .
هامون امروز دیگر یک تالاب زنده نیست و شاید بهتر آن بود که وقتی برنامه محیط زیست سازمان ملل و موسسه زیست محیطی دیده ‌بان جهان، ‌دو سال قبل این دریاچه را تا 99 درصد نابود شده معرفی کردند، ما نیز این حقیقت مسلم را می‌ پذیرفتیم ؛ حقیقت تلخی که مقصر اصلی آن فقط خشکسالی نبود و از این مهمتر ضعف روابط دیپلماتیک ایران در باز پس گیری حقابه هیرمند از افغان‌ ها و سوء مدیریت در بخش منابع آب کشور هم نقش داشتند . چند ماه قبل درست زمانی که با ورود آب به هیرمند، شادی برای مدتی کوتاه سیستان را فرا گرفته بود، دوستداران محیط زیست با درج گزارشی در روزنامه نوشتند :‌ « با جاری شدن دوباره آب در هیرمند، هامون بار دیگر زنده شد تا شاید یک بار دیگر این زیست بوم  بی ‌همتا شانس خود را برای بقا بیازماید . هرچند به نظر می ‌رسد جریان آب و حیات دوباره هامون مقطعی باشد چرا که آنچه امروز در شریان حیاتی سیستان جاری شده بیش از آنکه حقابه هامون باشد تنها سرریز سدهایی است که روی هیرمند در هندوکش افغانستان احداث شده و این سرریز نتیجه بارش نسبتا خوب باران و نزولات جوی در فصل آبگیری بوده است. بدین ‌ترتیب اگر مقامات امور خارجه ایران همچنان از انجام مذاکرات متوالی برای دریافت حقابه هامون از افغان‌ها امتناع کنند، سرنوشت سیستان همان خواهد شد که در 9 سال گذشته رقم خورد .»
متاسفانه همانگونه که انتظار می ‌رفت و پیش‌ بینی شده بود امسال هامون دوباره خشک شد و این نشان می ‌دهد که مشکل هامون، مسئله‌ ای نیست که با نشستن و انتظار بارندگی حل شود . توجه داشته باشیم که از سال 1875 میلادی که افغانستان به موجب معاهده پاریس از ایران جدا شد، مسئله هیرمند جزء مسائل مهم سیاسی و اجتماعی ایران درآمد . با اینکه قرار شده بود یک سوم از آب هیرمند به ایران برسد اما عملا این اتفاق نیفتاد. تا اینکه در سال 1351 با مداخله سه کشور آمریکا، کانادا و شیلی موسوم به کمیسیون دلتا که روی رودخانه هیرمند کار کارشناسی انجام دادند، قراردادی بین دو دولت در کابل به امضا رسید و قرار شد در هر ثانیه 26 متر مکعب آب سهم سیستان و هامون باشد. اما در اواخر دهه 70 و همزمان با کاهش نزولات جوی و تغییرات اساسی در ساختار دولت افغانستان و به ‌رغم همه کمک‌  های ایران به افغانستان در چند سال گذشته، افغان‌ ها آب را روی سیستان بستند تا با آبی که بخشی از آن حق مردم سیستان و هامون هم بوده ،‌ مزارع کشت خشخاش‌ شان را آبیاری کنند تا همچنان افغانستان به عنوان نخستین تولید کننده تریاک جهان، ‌بیش از 90 درصد بازار این ماده مخدر را در اختیار داشته باشد . حال پرسش اساسی این است که عدم چانه ‌زنی‌  های سیاسی مقامات امور خارجه کشورمان با طرف افغان تا کی باید ادامه داشته باشد ؟ شاید جریان آب در هیرمند بتواند لااقل بخشی از حیات از دست رفته این دریاچه و مردم سیستان را که در دام خشکسالی گرفتار شدند، ‌جبران کند . امسال سیستانی‌ ها سال سختی را در پیش دارند، چرا که پرویز آرامنش، مدیر کل محیط زیست استان سیستان و بلوچستان، گفته هامون برای حیات خود به حداقل 8 میلیارد متر مکعب آب نیاز دارد حال آنکه حجم آب موجود در این تالاب به کمتر از یک میلیارد متر مکعب کاهش یافته با وجود این، ورودی آب به هامون به صفر رسیده و تقریبا آبی از هیرمند به هامون وارد نمی‌ شود . حال آنکه 60 هزار هکتار اراضی پایین‌ دست تالاب زیر کشت غلات برده شده که نیاز مبرم به آب دارد . وی هشدار داده که به‌ زودی بادهای 120 روزه آغاز می‌ شود که با توجه به خشک شدن این تالاب، پیش ‌بینی می ‌شود گرد و غبار افزایش یابد ؛ پیامد این وضعیت شیوع انواع بیماری‌ ها به‌ ویژه بیماری  های تنفسی، پوستی و چشمی است . علاوه بر این، امرار معاش 80 هزار نفر از اهالی منطقه اعم از دامداران، کشاورزان و صیادان که به نوعی وابسته به این تالاب است، در معرض خطر جدی قرار دارد . به گفته او وضع هامون از نظر حجم آب حتی از سال‌های 83 و 84 هم بدتر است . به ‌دلیل خشک شدن هامون، طوفان  های شدیدی در منطقه به وجود آمده است، به ‌طوری که ما از ابتدای ورود به منطقه تا لحظه خروج از آن درگیر این طوفان‌  های شدید بودیم .هامون که نامی به درازی تاریخ ایران را با خود یدک می کشد، روزگاری انبار غله این سرزمین بوده و در تاریخ حماسه  های فردوسی بزرگ با نام رستم پیوند خورده است. از نظر جغرافیایی، هامون به مجموعه ای از فرورفتگی هاو چاله‌های طبیعی در سیستان گفته می شود که در ماه‌های مختلف سال در قالب سه شکل مختلف دریاچه و تالاب و نیزار ظاهر می شود .
هامون، از مهمترین تالابهای جهان به شمار می ‌رود که در آبادانی و حاصلخیزی منطقه کویری و بیابانی شرق کشورمان، در استان سیستان و بلوچستان نقشی بی بدیل داشته است. این منطقه، دشت هامون و دریاچه یا تالاب هامون و رودخانه هیرمند را شامل می‌ شود .
تالاب مذکور از سه بخش «پوزک» در شمال‌ شرقی، «صابوری» در شمال غربی و هامون «هیرمند» در مغرب و جنوب‌ غربی سیستان تشکیل شده است . مساحت هر یک از هامونها به آب ورودی رود مرزی هیرمند و رودخانه  های فصلی دیگر که وارد تالاب می ‌شوند بستگی دارد و پیوسته در حال کاهش یا افزایش است.
وسعت کل هامون‌ اصلی در زمان پرآبی 5660 کیلومتر مربع است که از این میزان 3820 کیلومتر مربع آن به ایران تعلق دارد . دریاچه هامون از نظر حیات وابسته به رودخانه هیرمند است و این وابستگی باعث شده تا هرگونه نوسانات در میزان آب آن، مشکلاتی را برای کل ساختار هامون بوجود آورد . علاوه بر رودخانه هیرمند که شریان اصلی ورود به هامون است و از کوههای هندوکش در افغانستان سرچشمه می گیرد، رودخانه  های فصلی خاشرود، فراه، هاروت رود، شوررود، حسین‌آباد و نهبندان نیز به هامون می ‌ریزند.
در مجموع، کل تالابهای هامون با وسعتی بالغ بر 293 هزار هکتار، بزرگترین دریاچه آب شیرین ایران بود که تا سال 1378 با حجمی بالغ بر 8 میلیارد متر مکعب عامل اصلی حیات در منطقه سیستان شناخته می ‌شد . هامون همچنین یگانه مأمن زیستی پرندگان مهاجر در شرق ایران به شمار می ‌آید.
تاکنون حدود 240 گونه جانوری که بیش از 183 گونه آن پرنده هستند در تالابهای هامون شناسایی شده است. پوشش گیاهی دریاچه نیز شامل 55 گونه است که 21 گونه آن گیاه آبزی در قالب 10 خانواده می‌ باشد. از میان گونه های گیاهی آن می توان به اویارسلام، مرغ، بارهنگ آبی، علف بوریا، لویی، نی، هزارنی و جگن اشاره کرد. گونه‌های شورپسندی نظیر گز، تاغ، اسکنبیل، خارشتر، گون، شور، قلیا و اشنان نیز در اطراف دریاچه می‌ رویند.
239 گونه جانوری هم از جمله پلیکان، فلامینگو، غاز، قوی گنگ، باکلان، کفچه نوک، ‌اردک تاجدار، آنقوت، هوبره، کبک، تیهو، عقاب، شاهی، سنقر، شاهین، دال، جغد، پرستوی دریایی ،
 عقاب دریایی دم سفید، عقاب تالابی، سارگپه، مار چلیپر، افعی پلنگی، افعی شاخدار ایرانی، مار جعفری ،‌ بزمجه، آگاما، ماهی گرگک، کپور ماهی، آمور سفید و سیاه ماهی در منطقه شناسایی شده ‌اند .به دلیل ویژگی های خاص دریاچه‌های هامون صابری و هیرمند، این مجموعه به همراه اراضی اطراف آن در سال 1344 حفاظت شده اعلام گشت و بخش آبی این منطقه نیز در سال 1354 به عنوان تالاب بین‌ المللی شناخته شد . این ناحیه جلگه ای استان سیستان و بلوچستان با داشتن دامنه ارتفاعی 450 تا 550 متر، دمای متوسط سالیانه 22 درجه سانتیگراد و میانگین بارندگی 50 میلیمتر، اقلیم فراخشک گرم به شمار می رود .
هامونها با عمق متوسط 5 متر دارای آب شیرین و لب شور بوده و اصلی ترین منبع تغذیه آن‌ ها رودخانه هیرمند است که از کوه‌  های کشور افغاستان سرچشمه می ‌گیرد و جلوگیری از ورود آب این رودخانه در دوره‌  های خشکسالی، موجب تغییرات اکولوژیکی شدیدی در منطقه شده است.
با قطع جریان آب هیرمند به ایران و کمبود باران و در نهایت ،
 خشکیدن بخشهایی از هامون، مهاجرت پرندگان از چندی پیش به این دریاچه کاهش یافته بود اما اکنون که هامون خشک شده ،
 بادهای شدید و معروف 120 روزه که از سمت شمال می‌ وزند و توفان شن به پا می کنند، با سرعت و قدرتی بی سابقه وزیدن گرفته است . در این شرایط، حیات همه زیست بوم و چرخه زیستی آن اعم از حیوانی و گیاهی بطور جدی به خطر افتاده و به نظر می رسد موجودات این منطقه نیز فرجامی جز سرنوشت خود هامون ندارند .
پیامدهای اجتماعی خشکیدن هامون:
خشک شدن هامون معضلات اجتماعی بسیاری برای مردم زابل به ‌وجود آورده، اقتصاد منطقه را کاملا متاثر ساخته و شغل آن‌ها را به ‌خطر انداخته است.
کارشناسان نیز می گویند : هامون، منشا کسب و کار و منبع تامین زندگی هزاران تن از کشاورزان و دامداران سیستان بود . اگر مردم این منطقه دامی داشتند به‌ خاطر هامون بود و علوفه آن‌ ها نیز از طریق این دریاچه تامین می ‌شد، اما اکنون همه چیز در حال از دست رفتن است و مردم در چنین شرایطی ،‌ به مشاغل کاذب و حتی، خلاف سلامت اجتماعی از جمله قاچاق مواد مخدر یا تجارت غیرقانونی کالا روی می آورند .
خشک شدن دریاچه هامون، سلامتی مردم زابل و منطقه سیستان را نیز به خطر انداخته است و مردم منطقه دچار انواع بیماری‌  های تنفسی و چشمی شده‌ اند . به گفته مدیر کل محیط زیست استان سیستان و بلوچستان، « خشکسالی‌  های پی ‌در پی باعث شده است تا مجموعه تالابهای هامون که تا سال 1378 با حجمی بالغ بر 8 میلیارد متر مکعب، عامل اصلی حیات در منطقه سیستان شناخته می  شد، خشک شود . سال گذشته با افزایش نسبی بارندگی کمتر از نیمی از حجم این دریاچه مجددا پرآب شده بود، اما متاسفانه این شرایط در سال ‌جاری پایدار نماند .»
آرامنش تصریح کرد: « تالاب هامون از لحاظ اقتصادی برای ساکنان سیستان اهمیت فراوان دارد و از نظر زیست محیطی نیز منبعی عظیم و مهم به شمار می ‌رود . علاوه بر اینها، منطقه حفاظت شده هامون، به علت قرار گرفتن در مرکز مناطق کویری و نیمه ‌کویری کشورهای ایران و افغانستان، در حقیقت تنها مامن زیست پرندگان مهاجر در شرق کشورمان محسوب می ‌شود .»
به گفته کارشناسان، در حال حاضر آخرین امید، رایزنی‌  های مسئولان محیط‌ زیست با سازمان‌  های بین ‌المللی و طرف‌  های افغانی برای بازگشایی رود هیرمند است اما اینکه افغان‌ ها برای رعایت حقابه این تالاب مجاب خواهند شد؛ پرسشی است که تا دریافت پاسخ آن باید چشم به آسمان دوخت، آسمانی غبار آلود که بیش از هر چیز بادهای 120 روزه را نوید می ‌دهد نه باران را .
فرجامی اندوهبار:
خشک شدن هامون، نتیجه روندی است که به عقیده کارشناسان، از چند سال پیش آغاز شده بود، اگرچه خشکسالی بی سابقه امسال، تیر خلاصی را به جان تالابی که آخرین نفسهای خود را می کشید، شلیک کرد .


جایگاه علمی ایران در حوزه زیست فناوری  

 عباس صاحب قدم لطفی ، رییس ستاد توسعه و زیست  فناوری
با بیان این که امروزه بیوتکنولوژی در تمامی عرصه‌ های
زندگی از جمله کشاورزی، صنعت و دام و ... کاربردهای فراوانی یافته است به تبیین این شاخص ‌ها در دو زمینه تولیدات علمی و بخش‌ های کاربردی صنعتی پرداخت و گفت :
در بخش تولیدات علمی در مرحله اول به تعداد اختراعات ثبت شده ملی و بین‌ المللی توجه می ‌شود که در چهار زمینه نیروی انسانی ، پژوهش ، ارتقای زیر ساخت‌ ها و افزایش ظرفیت و تولید سعی شده که با یکدیگر هماهنگ باشند.
رییس ستاد توسعه و زیست فناوری ، اذعان کرد : تا اواخر سال 86 جمعا یک هزار و 630 نفر نیروی انسانی داشته‌ ایم و تعداد سه هزار و 488 نفر دانشجو در رشته های مرتبط با زیست فناوری مشغول به تحصیل بوده‌ اند .
وی ادامه داد : در بخش پژوهش که از دیدگاه ما تا تولید آزمایشگاهی را شامل می‌ شود و سپس با مقیاس بالاتر و تولید نیمه انبوه و وارد بازار شدن تبدیل به زیست  فناوری می‌ شود تا به حال 186 طرح پژوهشی تقاضا محور و مرتبط با زیست  فناوری اجرا شده و 530 طرح در حال اجرا می ‌باشد.
دکتر لطفی با بیان این که در زمینه کشاورزی نیز کارهای خوبی در مرحله پژوهشی انجام شده ، ادامه داد : با توجه به این روند در زمینه محیط زیست و صنعت نیروی انسانی کم است.
وی خاطر نشان کرد : در مورد وضعیت زیست  فناوری در ارتقاء زیر ساخت‌ ها در تعدادی از دانشگاهها ، مراکز تحقیقاتی مرتبط با زیست فن ‌آوری ایجاد شده ، کما این که در حال حاضر 120 دانشگاه و 40 پژوهشگاه و نیز 110 مرکز خصوصی در زمینه زیست  فناوری در ارتقاء زیر ساختها فعالیت می ‌کنند.
معاون آموزشی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در ادامه ،
گفت : 12 راهبرد عمده زیست  فناوری را شورای عالی تصویب کرده و بر طبق آن عمل خواهد شد .
به گفته وی در بخش تولید که مهمترین بخش است ، ستاد توسعه زیست  فناوری در تلاش است که در این حوزه متمرکز شود و به عنوان کاتالیزور حمایت کننده عمل کند چنانچه که تا پایان سال 85 بیش از 92 مورد فرآورده‌ های تولیدی وجود داشته است.
رییس ستاد توسعه و زیست فن ‌آوری اظهار کرد : در حال حاضر در این زمینه رویکرد جدی ‌تر ، فعالیت متمرکز و حمایت بیشتری لازم است که جهش خوبی نسبت به کل جهان و منطقه داشته باشیم که بیش از این باید سرمایه ‌گذاری کرد .
وی خاطر نشان کرد : محققان این حوزه با ارائه 155 مقاله در سال 2007 از میان 46 کشور ایران مقام 28 را کسب کرده‌ اند .
ریس ستاد توسعه زیست فناوری گفت : ایران از نظر تولید مقالات در منطقه آسیای جنوب غربی پس از ترکیه و رژیم صهیونیستی در مقام سوم قرار گرفته و در بین کشورهای آسیایی هم پس از ژاپن ، چین ، کره جنوبی ، هندوستان ، تایوان ، ترکیه و روسیه مقام هشتم را کسب کرده است .
وی در پایان با تاکید بر ضرورت سرمایه‌ گذاری هر چه بیشتر در حوزه زیست فناوری تاکید کرد : توانمندی ما در این زمینه نسبتا خوب است که اگر حمایت و هدایت شده و همگرا وجود داشته باشد ، می ‌توانیم گام‌ های بعدی را محکمتر برداریم و اهداف برنامه و چشم انداز را محقق کنیم...

صفحه 9--30 آبان 87



درآمدزايي با آواز خوش هزار

رويا کاکاوند

در سکوت مطلق جلو مي روند. روي پنجه و آرام آرام راه مي روند. نبايد کوچک ترين صدایي بيايد. يا حتي چيزي عوض شود. براي رسيدن به نتيجه بايد طوري رفتار کنند که انگار جزئي از محيط هستند. براي همين هم لباسي را پوشيده اند که کاملاً استتارشان کند. صداي آوازي دل انگيز فضا را پر کرده. انگار رسيده اند. خيلي خيلي آرام مي نشينند. دوربين ها را بيرون مي آورند و در سکوت مي گردند. پيدا شد. همه دوربين ها نشانه مي روند. پرهاي خوشرنگ، منقار ظريف و زيبا و چثه کوچک پرنده سحر انگيز است. لحظاتي را به تماشايش مي نشينند تا صداي آوازي ديگر در گوشه اي دیگر دوربين ها را به سمت خود بکشاند. آنقدر مسحور دلنشيني آواز و دنياي رنگارنگ پرندگان شده اند که فراموش مي کنند چند ساعت گذشته است. اين جا معناي زمان ذوب مي شود.
پرنده نگري امروزه يکي از پرطرفدارترين شاخه هاي طبيعت گردي است. شاخه اي که سالانه ميليون ها نفر را به سوي اقصي نقاط دنيا مي کشاند و ميلياردها دلار را جابه جا مي کند. رشته اي پر سود که مي تواند براي ايران نيز برکات بسياري به همراه داشته باشد. سود اقتصادي، حفاظت از محيط زيست، اشتغال زايي و.... تنها برخي از فوايد ترويج اين شاخه است. به ويژه اگر بدانيم ايران به دليل شرايط اقليمي اش از تنوع باور نکردني پرندگان نيز برخوردار است. گنجينه اي باور نکردني در مقابل چشمانمان گشوده است، تنها کافي است با کمي درايت دست به کار شويم. به همين مناسبت به سراغ پرويز بختياري، پرنده نگر مي رويم. بختياري با همراهي گروهي از دوستانش در سال 1385 نخستين باشگاه پرنده نگري ايران را با نام طرلان راه اندازي کرده اند. وي همچنين نگارش کتب "آشنايي با پرندگان" را به انجام رسانده است. با وي در خصوص پرنده نگري و شرايط اين رشته در ايران به گفتگو مي نشينيم.
شايد بهتر باشد براي نخستين سؤال بپرسم که اصلاً پرنده نگري چيست؟ چقدر ظرفيتش را داريم؟ و براي رونقش چه بايد بکنيم؟
در انگليسي دو واژه داريم يکي اوربيتولوژي و ديگري بردواچينگ. هر دو اين ها معني پرنده شناسي مي دهند، اما با هم فرق دارند. اوربيتولوژي بيشتر به موضوعات سلولي و زيست شناسي مي پردازد، اما بردواچينگ چيز ديگري است و کسي که پرنده نگري مي کند لزوما پرنده شناس نيست. حتي وقتي در کشورهاي پيشرفته مي بينيم کساني که در زمينه بردواچينگ کار مي کنند رشته بيشترشان مرتبط نيست. فقط ميزان علاقمندي است که تعيين مي کند اين افراد چقدر در اين کار وارد هستند.
سال 1872 در انگلستان کلوبي شکل گرفت که اسمش را گذاشتند کلوب پرنده نگري. مردم مي آمدند در اين کلوب عضو مي شدند و تفريحشان اين بود که با دورربين هايشان بروند در طبيعت و پرنده ها را ببينند و از زيبايي هايش استفاده کنند و به اين ترتيب مي خواستند از دنياي آلوده و شلوغ شهر دور شوند. اين کار ادامه پيدا کرد و کم کم کارشان حرفه اي تر و هدفمندتر شد به طوري که حالا بيش از 100 کلوب فعال در اروپا مشغول به فعاليت در اين زمينه هستند. مردم عضو اين کلوب ها مي شوند و با هزنيه خود در اين کلوب ها فعاليت مي کنند و به دولت به فعاليت هاي تحقيقاتي مثل سرشماري، حلقه گذاري هم کمک مي کنند. مثلاً در بحث آنفولانزاي مرغي همين افراد بررسي مي کردند که کدام جمعيت ها مريضند، کدام گروه از کجا وارد مي شوند و خط سيرشان به کدام سو است و... همه اين ها را بخش خصوصي انجام مي دهد.
حالا ما بايد بياييم بررسي کنيم ببينيم چرا اين فعاليت در کشور ما انجام نمي شود. آيا جاذبه نداريم يا داريم ولي خوب معرفي اش نکرده ايم يا جاذبه داريم، خوب هم معرفي کرديم و کسي را نداريم که کار را انجام دهد و پيگري کند.
اما آنچه مسلم است، اين است که ما جاذبه کم نداريم. ايران يکي از بهترين نقاط دنيا براي ديدن پرنده است، علتش هم اين است که تنوع پرنده ها در کشور ما بسيار بالا است اگر کسي بخواهد بيايد در کشور ما پرنده ببيند در يک سفر دو تا سه هفته اي پرنده هايي را خواهد ديد که اگر نخواهد آنها را در ايران ببيند حتما بايد برود در هندوستان يا آفريقا ببينيد، ولي در ايران ما همه آنها وجود دارند، چرا که بخشي از کشور ما مانند شرق کشور شبيه هند است، و اگر به آن سمت برويد مي توانيد مثلاً چکاوک هندي و حواصيل هندي ببينيد، پرنده هايي که مخصوص کشورهاي هند و مالزي است. اگر به شمال کشور برويد پرندگان اروپايي را مي بينيد. شما کتاب پرندگان اروپا را برداريد برويد جايي مثل تنکابن، تمام اين پرندگان را خواهيد ديد، که اين هم براي کسي که از اروپا مي آيد جالب است و هم براي کسي که از عربستان مي آيد.
ما در ايران 9 تيپ متفاوت زيستگاهي داريم که پرندگان متعلق به هر کدام از اين تيپ ها با هم متفاوت است. براي يک پرنده نگر هم هر چقدر تنوع پرندگاني که مي تواند ببيند بيشتر باشد، سفر ارزش بيشتري دارد. کشور ما هم طوري است که اين شرايط را براي پرنده نگران فراهم مي کند، ولي اگر شما برويد امارات تنها مي توانيد پرندگان حاشيه خليج و کوير را ببينيد، اما در ايران پرندگان حاشيه دريا، کوير، کوهستان و دشت را مي توانيد ببينيد. ما دارای 100 قله مرتفع هستيم که بهترين فضا براي ديدن کبک دري است. 22 تالاب بين المللي داريم که هر کدامشان شرايط خاص خودشان را دارند، که هر کشوري اگر فقط چند تا از اين تالاب ها را داشته باشد، برايش افتخار است. ما 405 نقطه مهم براي پرندگان داريم که نقاط بسيار خوبي هستند.
چرا مي گويند اين مناطق خيلي مهم هستند؟
شش شاخص براي موضوع وجود دارد که يکيش تنوع بالاي پرنده يا گونه هاي در حال انقراض در منطقه است که حسن بزرگي محسوب مي شود. در تمام خاورميانه تقريبا 300 منطقه داريم که از اين تعداد 105 منطقه در ايران واقع شده است. ما 23 پارک ملي داريم که هر کدام مي تواند دو تا سه روز يک توريست را مشغول کند. ما وقتي موقعيت هاي به اين خوبي داريم بايد از آنها استفاده کنيم، اما اين که چرا استفاده نمي شود پس مربوط به جاذبه نيست. اين دليل ديگري دارد، شايد خوب تبليغش نمي کنيم يا شايد هم متخصص در اين زمينه نداريم، که اين هم نمي تواند درست باشد چرا که به هر حال کساني هستند مثل استاداني که اين مطالب را به ما آموزش داده اند که حرف زيادي در اين زمينه براي گفتن دارند. اما يک عاملي که در اين سال ها باعث آسيب ديدن اين حوزه شده اين است که همه مي خواهند اين کار که يک کار تخصصي است را انجام بدهند. مثلاً اگر الان به يک آژانس زنگ بزنيد و بگوييد مي خواهيد برويد پرنده ببينيد، مي گويد باشد و وقتي از او سوال مي شود که مثلاً آيا اين پرنده درايران هست يا نه نمی داند و اين باعث مي شود که اعتباري زير سوال برود که اصلا ربطي به سياست و اين قضايا هم ندارد.
در ايران 517 گونه پرنده شناسايي شده، ما سه گونه به شدت در خطر انقراض داريم، گيلانشاه خالدار که مدت ها بود کسي نديده بود و فکر مي کردند ديگر وجود ندارد، درناي سيبري که فقط يک دانه داريم و يکي ديگر هم هست به اسم خروس کولي شکم سياه که تعداد خيلي کمي از آن مانده.
هر کدام از اين ها مي تواند سالانه هزاران توريست را به ايران بکشاند. 325 گونه پرنده زادآور داريم. يعني آواز خواندنشان اين جا است، توليد مثلشان اينجا است، بهترين رنگي که در پرنده مي بينيد اينجا است، چون پرنده ها در فصل بهار و تابستان بهترين رنگشان را نشان مي دهند و شما مي توانيد براي عکاسي برويد و بهترين عکس ها را بگيريد.
تنوع پرنده ها ظرفيت بسيار بالايي است، ولي احتمالاً به چيزهاي ديگر هم نياز است. پرنده نگري در کنار داشتن تنوع به چه چيزهاي ديگري نياز دارد؟
پرنده نگري يک مقدار علاقه مي خواهد که هرکس با دنياي اين ها آشنا شود خود به خود علاقمند مي شود. يک دوربين چشمي مي خواهد و يک پا براي رفتن به طبيعت. يعني به زبان ساده اگر شما يک دوربين و يک کتاب راهنما داشته باشيد، مي توانيد برويد پرنده نگري کنيد. خيلي هم لزومي ندارد راه دوري برويد، به نخستين پارک نزديک خانه تان که مراجعه کنيد مطمئن باشيد غير از کلاغ و گنجشک حداقل 10 تا 15 پرنده ديگر را هم مي بينيد که یکی از آنها از آفريقا آمده، دیگری ممکن است از سيبري آمده باشد و يا شايد هم از هند.
اگر به همين راحتي است، پس چرا مردم آنها را نمي بينند؟
خيلي ها ديده اند، اما توجه نکرده اند. من وقتي الان با بعضي از شاگردانم حرف مي زنم و مي گويم مثلاً سسک يک پرنده اي است که از گنجشک کمي کوچکتر است، منقارش خيلي خيلي ظريف است و فلان مشخصات را دارد، ممکن است يکي بگويد من يک پرنده را يک بار با تيرکمون زدم و فکر مي کردم گنجشک است ولي هر چه نگاه مي کردم مي ديدم با گنجشک فرق دارد. پس من يک سسک را زده بودم. آن ها مي بينند کسي نبوده دستشان را بگيرد يا يک کتاب راهنما به دستشان بدهد و راهنمائيشان کند. ولي حالا خوشبختانه اين اتفاق دارد مي افتد.
چه طور مي خواهيد مردم را به اين کار علاقمند کنيد ؟
مسلما رسانه مي تواند تأثیر بسيار خوبي داشته باشد. بعد از آن اين فعاليت به کساني برمي گردد که اين فعاليت را ياد گرفته اند. قبل از اين من يادم مي آيد که وقتي براي ديدن پرنده به پارک مي رفتم و با دوربين نگاه مي کردم، پليس جلوي ما را مي گرفت که چرا فيلمبرداري مي کنيد؟ مي گفتم که با اين دوربين چشمي که نمي شود فيلمبرداري کرد، فقط مي شود نگاه کرد. مي گفت نگاه هم نبايد بکنيد و البته حق هم داشت، چون اصلا چيزي در اين مورد نمي دانست. ولي وقتي من کتاب راهنما را نشانش دادم، گفت که پس فقط مي خواهي پرنده نگاه کني؟! و حالا من 30 تا از شاگردهايم را با خودم مي برم که هم فيلمبرداري مي کنند و هم عکاسي و نه تنها از کارشان ممانعت نمي کنند که حتي خودشان هم مي آيند و با شوق نگاه مي کنند که يک پرنده جديد به حوزه استحفاظيشان اضافه شده است. اين شايد رشد خوبي نباشد ولي شروع خوبي است. کميته طبيعت گردي هم الان خيلي به اين امر کمک مي کند، تا آنجا که تسهيلاتي در اختيار انجمن ها و تشکل هاي مردم نهاد مي گذارد تا اين کار را ترويج کنند.
ما چند تا تورليدر متخصص در اين زمينه داريم؟
تعداد کساني که بتوانيم با اطمينان يک تور را به آنها بسپاريم، يعني بتوانند توضيح علمي بدهند يا پرنده ها را شناسايي کنند، خيلي بالا نيست شايد 20 نفر هم نباشد و اگر بخواهيم تورهاي خارجي را در نظر بگيريم اين تعداد به 10 نفر هم نمي رسد. هنوز خيلي جا دارد که به آنجا برسيم که اگر يک دفعه 30 تا تور قصد آمدن به ايران را داشته باشند، بتوانيم مديريتشان کنيم.
اما نمي شود فقط در پارک ها پرنده نگري کرد، مخصوصا وقتي مي خواهيم به طور تخصصي پرنده ها را ببيينم مجبور مي شويم از شهرها خارج شده و وارد محيط طبيعي شويم محيطي که خيلي جاهايش هم حفاظت شده است، در نتيجه حساسيت ها بيشتر مي شود. رفتار يک پرنده نگر بايد چگونه باشد که هيچ صدمه اي به شرايط زندگي پرنده ها وارد نشود يا به قولي آنها را دچار اضطراب نکنند؟
ديدن پرنده شرايطی دارد و اگر شما بخواهيد پرنده ببينيد بايد يک چيزهایی را رعايت کنيد. اولش سکوت است، دومش اين است که بايد لباس همرنگ محيط بپوشيد. کسي که مي خواهد وارد محيط پرنده ها شود و آنها را ببيند بايد آرام باشد، سر و صدا نکند، لباس همرنگ بپوشد و محيط را به هم نزند تا بتواند پرنده ها را ببيند. هر چه قدر شلوغي بيشتر باشد، شانس ديدن پرنده کمتر است. يک پرنده نگر وقتي دارد بر مي گردد نبايد محيط را به هم زده باشد هر چقدر محيط بکرتر باشد استفاده بردن از طبيعت بيشتر است.
فکر مي کنم به اين ترتيب مي توان گفت تورهاي پرنده نگري جزء تورهاي ارزان قيمت است؟
اتفاقا پرنده نگري در دنيا جزء تورهاي ارزان قيمت نيست. چون يک کار کاملاً تخصصي است. چون راهنماي شما براي شناسايي پرنده رفته 4 سال دانشگاه درس خوانده يا 4 دوره تخصصي را طي کرده که حالا مي تواند فرق پرندگان را تشخيص دهد و آن را براي ديگران توضيح دهد. اين فرد تخصص کمي ندارد. همه جا اين طور است که تورهاي اکوتوريسم قيمتي بالاتر از بقیه تورها دارند چون به عنوان مثال تور ليدري که شما را مي خواهد به قله ببرد با ليدري که مي خواهد شما را به يک مرکز فرهنگي ببرد، فرق دارد. راهنماي پرنده نگري بايد بداند يک پرنده کي در ايران هست؟ کجا مي شود پيدايش کرد و در چه زماني و با چه کيفيتي مي شود آن را دید؟ بعضي پرنده ها شب گردند، بعضي تابستان مي آيند و... اگر راهنما اينها را نداند، نمي تواند تور را به خوبي اجرا کند. بنابراين اين تورها تورهاي گراني است که علاقمندان خاص خودش را دارد. اما هر کسي مستقلا مي تواند يک پرند نگر باشد.
در تهران چند گونه پرنده داريم؟
بيش از 130 گونه پرنده در شهر تهران و حومه اش وجود دارد.
اولين چيزي که به ذهن کسي که در تهران شلوغ و پر دود و دم زندگي کرده مي رسد اين است که پرنده نگري در تهران غير ممکن است. اما حالا که مي شنويم مي توانيم در تهران چه گونه هايي را ببينيم، کمی برایمان عجيب است. چگونه ممکن است در چنين شهر کثيفي با اين آلودگي صوتي بالا با اين مردمي که هر کسي ممکن است يه سنگ بردارد و گنجشک ها را بزند، اين همه پرنده زندگي کند؟
شايد کمي عجيب به نظر بيايد ولي اين يک واقعيت است که ما در تهران در حدود 130 گونه پرنده را مي توانيم ببينيم. علت هم دارد و آن اين است که تهران موقعيت خيلي جالبي دارد. بالايش کوهستان و تپه ماهور است و ما مي توانيم پرندگان کوهستاني را درآنجا ببينيم. در شمال غربي ماسه زار داريم در شمال پارک چيتگر يک رودخانه کوچک داريم که مي توانيم در آن بيش از20 نوع پرنده مثل اردک سرسبز، خوتکا، حواصيل خاکستري، آبچليک آبي را ببينيم. محيط هاي باغي داريم و پرنده هايي که علاقه زيادي به محيط هاي پارکي و جنگلي دارند، مثل چرخ ريسک ها و برخي از گنجشک ها. کمي پايين ترکه برويم به محيط هاي دشتي و کشتزارها مي رسيم که پرنده هايش با پرنده هاي کوهستان فرق دارد. کمي که پايين تر مي رويم به شوره زار مي رسيم و پرنده هايي را مي بينيم که باورتان نمي شود، ولي هميشه براي رفتن به سمت قم فقط راهمان را رفته ايم، هيچ وقت پياده نشده ايم ببينيم که چه خبراست، آيا پرنده اي هست يا نه. در محيط شهري و لابه لاي همين ساختمان ها هم پرنده هايي را داريم مثل همين کبوترهایی که پشت پنجره ها مي نشينند و دانه مي خورند. اين تنوع زيستگاهي باعث مي شود که اگر ما روزي که داريم به کوه مي رويم، يک دوربين هم بردايم مي توانيم 22 تا 23 نوع پرنده مثل4 يا 5 نوع توکا مثل توکاي بزرگ، توکاي باغي، توکاي سياه، چند نوع سره، سه نوع گنجشک مثل گنجشک معمولي، گنجشک درختي و گنجشک سينه سياه را ببينيم. اين تنوع در فصل هاي مختلف هم وجود دارد. زمستان تنوعش فرق دارد با تابستان.
پرنده نگرها يک شعار دارند مي گويند اول پرنده هاي خانه خودت را بشناس، بعد پرنده هاي محله، بعد پارک هاي اطراف خانه ات و بعد شهر و .... بشناس. اما در سياستگذاري هاي دولتي وقتي صحبت مي شود هميشه حرف از همه ايران است و هيچ وقت هم نمي توانند از همه جاي ايران جوابي را که بايد، بگیرند. شايد پيش خودتان فکر کنيد رونق اين کار در تهران چه نقشي مي تواند داشته باشد؟ من چند مثال مي زنم. زماني که آخر سال و چهارشنبه سوري است، جوانان ترقه مي زنند، آتش بازي مي کنند و ... هزار تا بلا سر خودشان مي آورند و به اين ترتيب تفريح مي کنند، در حالي که درست در همان زمان پرنده هايمهاجر زمستاني در تهران ما هستند، هنوز نرفته اند و پرنده هاي بهاره هم آمده اند، يعني اگر پيک تعداد پرنده ها را در تهران نگاه کنيد دقيقا آخر اسفند است. يعني بيشترين تعداد پرنده را در تهران در اين زمان داريم که تعدادش بالاي 80 گونه است. فکر کنيد اگر بشود اين را آموزش بدهيم، يعني فقط نگوييم ترقه نزن، اين کار را نکن و بيايم به آنها جايگزين بدهيم، ياد بدهیم بروند پرنده ها را ببيند و شناسايي کنند، چه فوايدي خواهد داشت.
اگر بچه ها با پرنده نگري آشنا شوند چند حسن دارد، اولاً براي ديدنش بايد بروند در محيط هاي طبيعي و اين طبيعت انرژيشان را تخليه مي کند و ديگر سراغ کارهايي مانند اعتياد نمي روند. کسي که ياد بگيرد به حيوانات و پرنده ها احترام بگذارد مسلماً به پدر و مادر و بزرگترش هم احترام مي گذارد و اگر ياد بگيرد به پرنده ها غذا بدهند تبديل مي شوند به حاميان محيط زيست. وقتي ياد بگيرند به جاي تيرکمون دوربين دستشان بگيرند، عکس بياندازند و شرايطش را فراهم کنيم که جايي اين عکس ها را به نمايش بگذارند و تشويقشان کنيم، آنها به حفاظت از پرنده ها تشويق مي شوند و به اين ترتيب محيط زيستمان را هم نجات داده ايم، چون اگر قبلا هرکس که مي توانست پرنده بيشتري را بزند برنده بود، حالا هرچه بيشتر حفاظت بکند، برنده است.
در ضمن اين يک تفريح سالم است، که همه مي توانند از آن لذت ببرند، يک بچه کوچولو همانقدر مي تواند از ديدن يک پرنده لذت ببرد که پدر و مادرش لذت مي برند. زيبايی پرنده و رنگ هاي قشنگ پرهايش و صداي دلنشين آوازش همه جذاب است. نوجواني که مثلاً بداند پرنده ای هست به اسم کوکو که در لانه پرنده هاي ديگر تخم مي گذارد و آن ها هم جوجه اش را بزرگ مي کنند، اين اطلاعات در چند کاغذ به دستش بدهيم تا برود پيدا کند، ببيند و عکاسي کند، بي شک اين شخص ديگر سراغ تفريحات ناسالم و سي دي هاي مبتذل و مانند اينها نمي رود. اين کار اگر ترويج شود، مخاطب پارک ها هم عوض مي شود آدم هايي که مي خواهند بيايند قاچاق فروشي کنند و کارهاي عجيب و غريب ديگر. کم کم جايشان را به پرنده نگرها خواهند داد و کم کم محتواي پارک ها عوض مي شود. يک چيز ديگر که براي ما خيلي مهم است اين است که در تمام دنيا کساني که مي خواهند بازنشسته شوند خوشحالند چون مي توانند در دوران بازنشستگي شان بروند و از طبيعت استفاده کنند و لذت ببرند. در کانادا بيش از 80 درصد کساني که بازنشسته شده اند گفته اند يکي از کارهايي که مي خواهد انجام دهند اين است که يک سفر پرنده نگري بروند. حالا برگرديد به کشور خودمان. پيرمرد 60 ساله اي که بازنشسته مي شود هر روز صبح بايد برود پارک و داستان تکراري دوست خودش را بشنود و همين طور منتظر بماند تا عمرش تمام شود. ولي در کشورهاي ديگر يک تفريحي براي خودشان به واسطه پرنده نگري ايجاد کرده اند. کسي که بخواهد بازنشسته شود يک دوربين مي خرد و دوران بازنشستگي خود را صرف اين کار مي کند.
درآمد حاصله از اين رشته و تعداد گردشگراني که در دنيا دارد چقدر است؟
در رشته زیست بوم گردی بيشترين تعداد افراد مربوط به پرنده نگري و بيشترين درآمد هم مربوط به همين رشته است. سازمان جهانگردي آماري را اعلام کرده است که در آمريکا و آمريکاي جنوبي در سال 2002 پولي که در اين زمينه پرداخت شده بود 1/17 ميليارد دلار بود.
به طور ميانگين يک تور پرنده نگري چقدر هزينه دارد؟
    براي يک تور داخلي به طور متوسط 15 تا 20 هزار تومان در يک روز. در تور خارجي هم متفاوت است، بستگي دارد چه مسيري را مي رود و چه پرنده اي را مي تواند ببيند. مثلاً شما براي ديدن يک پرنده به نام چرخ ريسک هيرکاني که خيلي کمياب است لازم است که يک سفر سه روزه داشته باشيد.
اگر بخواهيد يک تور وارد کنيد و به طور ميانگين يک هفته چقدر هزينه اش مي شود؟
بستگي دارد به عوامل مختلف. ولي حداقل 200 تا 300 دلار در روز هزينه اش می شود، البته هر چقدر تعداد بالاتر برود قيمت شکسته مي شود.
يه تور پرنده نگري معمولاً چند نفره بسته مي شود؟
ايده آل بين 7 تا 10 نفر است.

 

صفحه 8--27 ابان 87

 

قزاقستان آلوده كننده ترين كشور حاشيه خزر

 

استخراج سوخت گياهي از جلبک

 

گیاه نسی

 

نابودی یخچالهای طبیعی شیلی در پنجاه سال آینده

 

اختصاص 5/1 میلیارد تومان اعتبار برای خرید و اجاره گشت هوایی

 

صفحه 9--23 ابان 87

 

نگذاريد  مرجان ها  قرباني شوند

 

جنگل هاي مخروبه؟

صفحه 9--16 ابان 87

 

ردپاي رونق براي آسوان ايران


راه اندازي 5 ايستگاه جديد سنجش آلودگي هوا

 

صفحه 8--13 ابان 87

 

طشك و بختگان در انتظار تدبير

 

قدر نمي شناسيم

 

بزرگترين مجتمع بازيافت خاورميانه افتتاح شد

 

گرمايش زمين ارتفاع گياهان را بيشتر كرده است

 

صفحه 9--9 ابان 87

 

زمين سبز
 جايگزيني براي نفت

غربت نيل ايران

 

انسان بزرگ ترين تهديد محيط زيست

صفحه 8-- 6 ابان 87



فساد، كمبود آب و آتش جنگ هاي منطقه اي 

 

پویایی تالاب انزلی در معرض تهدید است

 

سواحل کانادا، محل امن موجودات در خطر انقراض

 

رها سازي كوسه آكواريوم هتل بزرگ دبي

 

تغییرات آب و هوایی سبب مهاجرت نخستین پستانداران شده است

 

ميزان گازهاي گلخانه اي در جهان 4 برابر افزايش يافت

 

صفحه 9--2 ابان 87

 

بخشي‌نگري، آفت محيط‌ زيست ايران 

 

زوال تنوع زيستي در قاره سياه
حيات بشري اين قاره را تهديد مي كند

 

تولید پلاستیک از باکتری با هدف کمک به محیط زیست

 

شناسايي و معرفي گونه جديد گياهي در ايران

 

صفحه 9--29مهر87

 

جا پاي بوم شناختي چیست؟


 
يافته هاي تازه از مطالعه بر روی رفتار حیوانات

 

مهاجران زيست محيطي، مشكل جديد جامعه بين المللي

 

گرمايش زمين، گونه هاي گياهي و جانوري را تهديد مي كند

 

صفحه 9--25مهر87

 

بلندترين انباشتگاه زباله

 

آسيب پذيرترين کشورها در برابر تغييرات جوي

 

گرما؛ قطب شمال را به شکل جزیره درآورد

 

میمون ها هم کم آوردند!

 

اگر زنبورهاي عسل نابود شوند ميوها گران تر خواهد شد

 

صفحه 7--23مهر87

 

سرمشق هاي طبيعت

 

محيط زيست و قانونمندي



نقش پرندگان شكاري در طبيعت

 

صفحه 7--13مهر87

 

آژير قرمز براي يك اثر ملي

 

اگر زنبورهاي عسل نابود شوند ميوه ها گران تر خواهد شد

 

گرما، جنگل ها را نابود مي کند

 

جوجه پنگوئن هاي مرده در سواحل برزيل

صفحه 10--8مهر87



زندگي از زاينده رود زايل مي شود

 

گرم شدن زمين، بزرگترين تهديد قطب

 

آخرين پرواز فلامينگوها بر فراز درياچه اروميه

 

تصميم سوئدی: آب لوله كشي به جاي آب بطری

 

موتور ديزلي پاک مي آيد

 

صفحه 9--4مهر 87

 

كوهستان ها را دريابيم



چقدر دره من سابقاً سبز بود

صفحه 9--28شهریور87

 

منطقه حفاظت شده از نگاه ديگر

 

رودخانه ها، قربانگاه آبزيان

 

صفحه 8--25شهریور87

 

کسب انرژي خورشيدي حتي در هواي ابري

 

پرونده مرگ دلفين ها همچنان در ابهام

 

مشاهده گونه نادر پلنگ ابري در برونئي

 

رد نظريه انقراض قورباغه درختي

 

سينه  سرخ گابن، جديد ترين گونه پرندگان جهان

 

Ike به آمريکا رسيد

صفحه 8--21شهریور87

 

حفظ يا حذف مناطق حفاظت‌شده

 

زمين، ديگر گهواره ما نيست

 

يخچال شمال کانادا شكاف خورد

 

مصرف كمتر گوشت
براي مقابله با تغییرات آب و هوایي

 

صفحه 8--18شهریور87

 

اعتراض كارشناسان به تداوم عمليات نفتي در پارك ملي كوير

سرخه‌حصار



کسب انرژی خورشیدی حتی در هوای ابری



قطب شمال ممکن است بي‌یخ شود



كارائيب در معرض توفان جديد

 

صفحه 9--14شهریور87

 

انرژي پاك بيابان، تدبير



دانشمندان به دنبال تولید برق از جلبک هستند

 

آلمان؛ پيشتاز در توليد ابزار استفاده از انرژي خورشيدي



طرح تمديد زمان اجراي ماده‌ 23  رد شد

 

گرما؛ قطب شمال را به شکل جزیره درآورد

 

صفحه 8--11شهریور

 

مصوبه مهم مجمع تشخيص براي رفع تصرف از اراضي طبيعي

غربت زمين‌شناسي در بهشت زمين‌شناسي

احتمال وقوع خشكسالي در تابستان سال‌آينده مشخص نيست

 

سنگفرشی که از بازیافت زباله ساخته می‌ شود

 

 کوه سفید

صفحه 9--4شهریور87

 

انرژي سبز براي يورو 2008

 

درياچه‌هاي ارژن و طشك خشك شد

 

سهم يك درصدي ايران از توليد گازهاي گلخانه‌اي

 

خرس قطبی در فهرست گونه‌های تهدید شده

 

آسيب پذيرترين کشورها در برابر تغييرات جوي

 

صفحه 8--31 مرداد87

 

به تمام کسانی که می شنوند:اکنون وقت عمل است

گردآورنده:شهرزاد محمدی


گرمایش جهانی یک توهم نیست و در حال رخ دادن است و چیزی است که همه ما باید نسبت به آن آگاهی یابیم و برای جلوگیری از آن با هم مشارکت داشته باشیم. جهان در حال تجربه کردن ششمین نابودی عظیم می باشد که ۱۰۰۰ تا ۱۰ هزار برابر میزان نابودی میلیون ها سال پیش است. ما باید مسئولیت آسیب هایی که به سیاره مان وارد کرده ایم را به عهده بگیریم.
یخهای قطب در حال آب شدن است: از آنجایی که یخها بخش عمده ای از نور و اشعه خورشید را باز می تابانند و مانع جذب تمام آن به زمین می شوند ، با آب شدن آنها گرمای بیشتری وارد زمین می شود و یخها را بیشتر آب می کند. بر طبق تحقیقات دانشمندان بخش اعظمی از گازهای سمی گلخانه ای توسط یخهای قطب حفظ شده که با آب شدن آنها، گازها انتشار می یابند و اتمسفر را سمی می کنند. ‏آخرین مطالعات آنها بر روی نمونه ها نشان می دهد که آبهای قطب شمال در عرض تابستان های 5، 6 سال ‏آتی، یخ روی سطح خود را از دست خواهند داد. با از بین رفتن یخها، سطح بیشتری از آبها بدون یخ می ماند و این باعث جذب بیشتر گرما می شود. در پایان، همه یخها به طور ناگهانی آب خواهند شد.تغییرات آب و هوایی یک واقعیت است. به خبرهای زیر نگاهی بیندازید!
- دانشمندان دانشگاه لندن، بیان می کنند که افزایش دمای سطحی اقیانوس به اندازه نیم درجه سانتیگراد، منجر به افزایش وقوع40 درصد توفانهای شدید می شود.
     - سازمان ملل در مورد بلایای طبیعی سال 2007 می گوید که90 درصد بدترین بلایا در نتیجه تغییرات آب و هوایی رخ داده اند.
- در جلسه ساليانه اتحاديه ژئوفيزيك آمريكا در ماه دسامبر2007، دكتر جيمز هانسن،
مدير انستيتوى “گادارد” علوم فضايى ناسا و ديگر دانشمندان گفتند، وضعیت آب و هوایی از نقاط بحرانی عبور کرده كه ممكن است منجر به روند غيرقابل برگشت گرمايش زمين گردد.
- دانشمندان در مورد اثرات زیان آور تغییرات آب و هوایی بر سلامت انسان، همچون موج های هوای گرم، آتش سوزی های شدید و سیل، ابراز نگرانی کرده اند.
    - پزشکان نسبت به مشکلات سلامتی ناشی از تغییرات آب و هوایی هشدار می دهند.
   - دانشمندان دریافته اند که جنگلها و دریاها به حد اشباع رسیده اند و نمی توانند بیش از این آلاینده ها را جذب نمایند، که این یعنی افزایش سریع دمای جهان.
تغییرات آب و هوایی دیگر یک مسئله زیست محیطی نیست. یک مسئله جهانی است و ما به همه نوع کمک احتیاج داریم تا با یکدیگر برای نجات سیاره مان همکاری کنیم. پس هر کاری که می توانید انجام دهید. به طور مثال شما می توانید:
    - از خودروی شخصی خود کمتر استفاده نمایید. بجای آن می توانید از دوچرخه یا وسایل نقلیه عمومی بهره ببرید.
- در مصرف آب و برق نهایت صرفه جویی را انجام دهید. این کار از نظر مادی هم به نفع شماست.
- از مواد آلاینده محیط زیست استفاده نکنید. بعضی از سموم و مواد پاک کننده قوی برای طبیعت مضّر هستند.
- از محله های نزدیک خرید کنید تا مجبور نباشید با صرف هزینه و ایجاد آلودگی ملزومات خودتان را تهیه کنید.
- بازیافت کنید. جدا سازی زباله های خشک مثل کاغذ و پلاستیک و فلزات از زباله های تر، آسان و بسیار مهم است.
- درخت بکارید. بر طبق آمار هر شخص، سالانه باید ۹۴۷ درخت بکارد تا انتشار کربن خود را جبران کند.
- ترجیحاً از کیسه های پلاستیکی استفاده نکنید. پلاستیک ماده ای است که به طبیعت باز نمی گردد پس تولید زیاد آن برابر است با انبوه زباله های پلاستیکی که راهی برای خلاص شدن از آنها نیست. به آینده خود و فرزندانتان فکر کنید!
- از مصرف غذاهای فرایندی و بسته بندی شده پرهیز کنید، زیرا با این کار ضایعاتی را که توسط حمل و نقل ‏مواد لازم برای تهیه و تولید و بسته بندی این غذاها ایجاد می شود، کاهش می دهید.
- چند دقیقه قبل از اتمام کار فر، آنرا خاموش نمایید همچنین قابلمه های در دار باعث می شوند انرژی کمتری برای پختن غذا صرف شود.
- لامپ ها را خاموش کنید!‏ لامپ های کم مصرف بکار ببرید و‏ بیشتر از نور طبیعی استفاده کنید.‏
- وسایل برقی را در حالت ‏standby‏ یا "آماده باش" نگذارید و وقتی دستگاههای شما کاملاً شارژ شده اند آنها را از برق خارج کنید.‏
- از کاغذ کمتری استفاده نمایید.‏ به درختانی فکر کنید که بجای تولید اکسیژن حیاتی موجودات، بخاطر تولید کاغذ قطع شده اند!
- سفرهای غیر ضروری خود را کاهش دهید و در هنگام سفر از ریختن زباله در طبیعت خودداری کنید.
- برای جلوگیری از صرف وقت و بنزین از عبور و مرور در زمانهای پر ترافیک خودداری کنید و در توقفهای بیش از پنج دقیقه ماشین را خاموش نمایید. دود حاصل از خودروی شما ابتدا به خود شما و فرزندتان صدمه می زند!
- با عایق بندی ساختمان در تمام فصول از اتلاف انرژی جلوگیری نمایید و در صورت امکان از ابزار انرژیهای پایدار مانند باتری های خورشیدی استفاده کنید.
و مهمتر از همه: با نخوردن (یا کم خوردن) گوشت زندگی موجودات دیگر و کل سیاره را نجات دهید چرا که:
1 - دامها تهدید اصلی برای محیط زیست هستند. در گزارش بسیار مهمی از سازمان ملل، گفته شده که پرورش حیوانات برای خوراک، بیش از مجموع همه ماشینهای جهان، آلودگی تولید می کند. پرورش دام عامل ۲۰ درصد از گازهای گلخانه ای است. منظور تمام ساختار پرورش گوشت است که شامل خود دامها، فراهم آوری غذا و آب برای آنها، حمل و نقل گوشت و کود برای رشد علوفه و همچنین پسماندهای حاصل از دامهاست که دارای مقدار زیادی گاز آلوده کننده متان می باشد.
2 - گزارش ها نشان می دهد که هم اکنون 30 درصد از مساحت کل زمین به پرورش دام اختصاص داده شده است. گله ها با تغذیه مداوم از چراگاه ها باعث فرسایش خاک می شوند و تا کنون حدود20 درصد از چراگاهها بعلت چریدن بیش از حد ‏و فرسایش خاک، ارزش خود را از دست داده اند.
3 - پرورش حیوانات برای استفاده از گوشت آنها پیامدهایی مانند تخریب جنگلهای استوایی، افزایش گرمای جهان، آلودگی ‏آب، کمبود آب، سوء استفاده از منابع انرژی، بیابان زایی و گرسنگی را در جهان به همراه دارد. اگر منابع جهان بجای تولید خوراک دام، برای کشت غلات ‏مصرفی غذای مردم استفاده
 می شد، بهره وری بالاتری نصیب ما می گشت و غذای بیشتری به مردم جهان می رسید. تقریباً یک میلیارد انسان در این کره خاکی از گرسنگی و سوء تغذیه رنج می برند.هر ساله بیش از 40 میلیون ‏نفر که اکثر آنها کودک هستند، از گرسنگی می میرند. به رغم این مسئله، بیش از یک سوم محصول غلات ‏جهان، به جای انسانها، صرف تغذیه دامها می شود!!!
همچنین واضح است که آزار نرساندن و نکشتن موجودات زنده یک ارزش است، حیوانات همچون انسانها برای زنده ماندن تلاش می کنند، به غذا و پناهگاه نیاز دارند، از فرزندانشان مراقبت می کنند، درد را احساس می کنند، از مرگ می ترسند و زندگی را دوست دارند. آنها در ‏ازدحام دامداری های صنعتی به هم فشرده می شوند و با آنها مثل ماشین رفتار می شود تا به ‏گوشت های خوبی تبدیل شوند. اینها حقایقی هستند که بیشتر ما هرگز نخواهیم دید. می گویند: بازدید از ‏یک کشتارگاه شما را برای همیشه گیاهخوار خواهد کرد.
لئو تولستوی می گوید: "مادامی که کشتارگاه ها وجود دارند، میدان رزم هم وجود خواهد داشت. ‏گیاهخواری در واقع محکی بر انسانیّت است."
از نظر اخلاقی نیز آزار نرساندن به دیگران (از جمله حیوانات) برای خود ما نیز مفید است؛ چرا که "‏هر چه بکاری، همان را درو می کنی". در واقع رژیم گیاهخواری هدیه ای است که ما به خود ارزانی می داریم. احساس بهتر بودن می کنیم و ‏همانطور که سنگینی روحی مان تقلیل می یابد، کیفیت زندگی مان بهتر شده، به هوشیاری و خِرد روحانی و ‏تجارب درونی دست می یابیم. بنابراین گیاهخواری ارزشش را دارد حتی برای سه روز در هفته!
در ضمن ساختمان بدن انسان برای گوشتخواری مناسب نیست. این نکته را دکتر "جی. اس. هانتیگن"، استاد دانشگاه کلمبیا در تحقیقی بر مبنای ‏آناتومی قیاسی به اثبات رساند. او خاطر نشان کرده که روده های جانوران گوشتخوار، کوتاه و روده ‏بزرگ آنها صاف و کشیده است. بر عکس در حیوانات گیاهخوار، هر دو روده دراز هستند. گوشت به دلیل ‏مقدار زیاد پروتئین و حجم کم محتوای فیبری، برای جذب شدن به زمان زیادی نیاز ندارد و بر همین اساس ‏است که طول روده های گوشتخواران کوتاهتر از روده های گیاهخواران است. ‏روده های انسان همانند روده های گیاهخواران دراز است. طول روده های ما رویهم رفته، تقریباً هشت و ‏نیم متر است. به دلیل ‏آنکه روده های ما طولانی تر از روده های گوشتخواران است، گوشتی که می خوریم، زمانی طولانی تر ‏در روده هایمان می ماند و در نتیجه فاسد شده و مواد سمی تولید می کند. این سموم در مراحل پیشرفته موجب سرطان روده ‏بزرگ و افزایش کار جگر که مسئول تصفیه خون می باشد، می شوند و این نیز موجب سیروز کبد و حتی ‏سرطانی شدن آن
 می شود؛ و در مراحل ابتدایی احساس سنگینی و کم تحرکی و حالتهای عصبی و افسردگی روحی به همراه دارد.‏ گوشت دارای مقدار فراوانی اسید اوریک و پروتئین اوروکیناز می باشد که باعث افزایش فشار کار کلیه می ‏شوند و می توانند باعث تحلیل رفتن کلیه گردند. کلسترول و چربی اشباع شده در گوشت موجب ناهنجاری هایی قلبی می شوند که در حال حاضر، عامل ‏اصلی مرگ و میر
 انسانها در جهان می باشد.برای متوقف کردن گرمایش جهانی که اکنون یک امر بسیار جدی رو به پیشرفت است، بر همه ما انسانهای دانا و توانا واجب است که بسرعت عمل کرده، هر کاری که در توان ما است برای جلوگيری از تخريب انجام دهيم. باید گازهای گلخانه ای را کاهش دهیم. باید با هم فعالیت کنیم تا عاقبت بتوانیم تغییرات آب و هوایی را کاهش دهیم. هر کدام از ما نقش مهمی در نجات دنيا ايفا می کنيم. ما باید بدانیم که در این سیاره تنها نیستیم؛ ما این سیاره را با دیگر موجودات زنده و گیاهان شریک هستیم. همچنانکه این مطالب را می خوانید، زندگیهای زیادی تلف شده است، جهان دستخوش بلایای طبیعی شده که بیش از نیمی از آنها به دلیل افزایش گرمای زمین رخ می دهد. تقریباً همه بخشهای جهان توسط تغییرات آب و هوایی تحت تأثیر قرار گرفته اند و در صورتیکه تلاش نکنیم عواقب فجیع تری در پی خواهد بود.
 باید هماهنگی بیشتری با هم داشته باشیم، زیرا به هم وابسته ایم. ما فقط همین یک سیاره را داریم، وقتمان رو به اتمام است. مهم است که اکنون هر کاری که می توانیم انجام دهیم تا مطمئن شویم سیاره مان از نابودی بیشتر در امان است. اگر اکنون زمین را از بین ببریم نسلهای آینده هیچ جایی برای زندگی کردن نخواهند داشت!شما می توانید برای اطلاعات بیشتر به این سایتها مراجعه کنید:

1-www.garmayeshezamin.blogfa.com
2- www.zamin-e-sabz.blogfa.com
3- www.vegsoc.org
4- www.vrg.org

 

صفحه 8--20مرداد87

 

 طالع سياه با پروانه سفيد  

قطب شمال ممکن است بي‌یخ شود  

كشف دودکش‌های سیاه در کف اقیانوس   

بتون تصفیه ‌کننده هوا آزمايش مي‌شود  

  

 

صفحه نه- 12 مرداد 87

تیتر مطالب
ادامه نوشته

هامون خشك شد   

همان طور كه انتظار مي‌رفت هامون دوباره خشك شد. تالابي كه معيشت هزاران خانوار سيستاني در گرو حيات اين تالاب است.

  

 

ادامه نوشته

ساخت پليمرهاي محكم ،با الهام از  كرم دريايي

یک نوع کرم حفار دریایی با نام علمی Nereis virens الهام بخش نوع جدیدی از مواد بسیار محکم و سبک شده است.
ادامه نوشته

عروس‌هاي دريايي نيشدار در سواحل شمال مديترانه    

تجمع هزاران عروس دريايي در سواحل شمالي دريايي مديترانه باعث بروز مشکلات براي مردم شده است.

 

جنگل ابر ميزبان جشنواره نغمه و طبيعت    

۱۱ گروه موسيقي سنتي و آييني ، جنگل ابر را براي اجراي هنر خود انتخاب كرده‌اند.جنگل ابر بدون هيچ يك از امكانات استقرار گردشگر نهم تا يازدهم مردادماه جاري قرار است ميزبان نخستين جشنواره نغمه و طبيعت باشد.

ادامه نوشته

زمين، ديگر گهواره ما نيست


«بنياد حفاظت از محيط زيست» آمريكا همصدا با كارشناسان سراسر جهان هشدار داد، كه بشر فقط 100 ماه وقت دارد تا جلوي روند وحشتناك گرم شدن زمين را بگيرد.
ادامه نوشته

بازگشت سیاهگوش به ایتالیا پس از ۱۰۰ سال    

یک گربه‌سان موسوم به سیاهگوش برای اولین بار طی ۱۰۰ سال گذشته در کوههای آلپ ایتالیا دیده شده‌است.
ادامه نوشته