روسفیدها
به بهانه ی روز خبرنگار
خبرنگاری از جنس شغلهای دیگر نیست و حال و هوای خاص خودش را دارد. هر چند اصول خبرنویسی، طرز تهیه گزارش، شیوه تنظیم مصاحبه و شگردهای برقراری ارتباط کلامی قابل آموزش هستند اما در ذات این شغل ویژگیهایی وجود دارد که هر کسی نمیتواند با آن کنار بیاید، شاید برخی این ویژگی را در نوعی حس کنجکاوی جستجو کنند اما به جرأت میتوان گفت حتی اگر حس کنجکاوی را هم به اصول علمی کار خبری بیفزاییم نمیتوانیم از دل آن یک خبرنگار بیرون بکشیم.
اصولاً برای خبرنگار بودن باید دغدغه داشت و برای خود رسالتی قایل بود رسالتی که جز با کار خبری نمیتوان نسبت به آن ادای دین کرد. دغدغهی کار خبری از آن نوع دغدغههایی است که ریشه در جان و روح خبرنگار دارد و به او توانایی میبخشد که قدرت تحمل دردسرهای این شغل را داشته باشد و همواره در اضطراب و التهاب باشد و از خطرات برای خود خاطره بسازد.
دغدغهی خبرنگاری آمیزهای از دغدغههای رنگارنگ است. زیرا با ملاحظات زیادی همراه است و به هدایت هواپیما شباهت دارد که مهار و به مقصد رسانیدن آن در گرو هماهنگی مؤلفههای گوناگون است به طوری که گاهی کوچکترین تغییر شرایط آب و هوایی روی ساعت حرکت و مکان فرود و حتی مسیر آن تأثیر میگذارد. در این میان آنچه نقش تعیین کنندهای بر زمان و کم و کیف انتشار خبر دارد منافع ملی است. محصول کار خبرنگار قابل احتکار نیست و ارزش افزوده آن در گرو ارائه بموقع آن به طالبان و جویندگان آن است. ضمن این که تاریخ انقضایی برای مصرف آن به ثبت نمیرسد و دست به دست شدن محصول تولیدی خبرنگار به استهلاک آن نمیانجامد بلکه گاه حتی تمامی انسانهایی که بر روی کره زمین زندگی میکنند میتوانند از آن استفاده کنند و استفاده همگانی از این کالای فرهنگی نه تنها به استهلاک آن نمیانجامد و کهنگی آن را به دنبال ندارد بلکه از دل آن هزاران خبر و مصاحبه و گزارش بیرون میآید و دنیایی را به دنبال خود میکشد.
خبرنگاران مورخ نیستند اما بدون اینکه خود بخواهند در تاریخ میمانند و گاه تاریخساز میشوند و این ماندگاری در تاریخ با شعاع تأثیرگذاری کار آنها رابطهای مستقیم دارد. تفاوت دیگر شغل خبرنگاری با سایر مشاغل این است که خبرنگار هم مسئول کاری است که انجام میدهد و هم مسئولیت کاری که انجام نداده را بر دوش خود احساس میکند هر چند قانون حامی او در فروگذاریهایش باشد.
خبرنگاران رقیب یکدیگر هستند، اما این رقابت معطوف به دستاوردهای مادی نیست. بلکه آنها در تأثیرگذاری بیشتر و روشنگری روزافزون با یکدیگر رقابت میکنند و جالب توجه اینکه خبری که محصول کار یک خبرنگار است میتواند مایه و زمینهی کار خبرنگاری دیگر باشد؛ زیرا خبر همین که تولید شد از انحصار در کاربرد خارج میشود. و همه میتوانند به آن اشاره و استناد کنند و بر اساس آن مصاحبهای راه بیندازند، گزارشی بنویسند یا خبری جدید تولید کنند.
خبرنگاران دیدبانهایی امین هستند که سمت نگاه آنها گاه متوجه مردم و مسئولین است. هر مسئولی که از مسیر متعارف و چارچوبهای قانونی خارج شود در تیررس نگاه نقادانه خبرنگاران تیزهوش قرار میگیرد و حرکات و واکنشها و دیدگاههای مردم نیز توسط خبرنگاران رصد میشود. خبرنگاران اگر چه از مردم خط میگیرند و خود را در خدمت مردم احساس میکنند اما به موازات آن رسالتی خطیر برای خود قائلند و آن بالا بردن ذائقهی عمومی و سطح توقع مردم متناسب با حقوق انسانی و شهروندی آنهاست.
خبرنگاران با شیوههای گوناگون مردم را با حق و حقوق خود آشنا میکنند، هشدار میدهند، نشانی مسیرهای بسته شده را به اطلاع مردم میرسانند و وظایف مسئولین را به آنها گوشزد میکنند تا برای پیگیری مطالبات خود دچار تردید نشوند.
خبرنگاران حافظه مردم هستند و هر سخنی که بر زبان مسئولین جاری میشود در خزانه ذهن خبرنگاران بایگانی میشود تا بموقع مورد استفاده قرار گیرد.
خبرنگاری که زرنگ باشد فریب آمار و ارقام را نمیخورد زیرا این واقعیتهای بیرونی هستند که میزان صحت و سقم آمار و ارقام را در آغاز و پایان کار هر مدیر و مسئولی تعیین میکنند. و چون خبرنگار درک مسئولانهای از واقعیتها دارد به راحتی میتواند با محک واقعیت عیار سخنان، وعدهها، گزارش عملکردها و تحلیل و ارزیابیهای مسئولین را مشخص کند.
دغدغه خبرنگاری با بازنشستگی و قطع همکاری یا از دست دادن شغل تمام نمیشود زیرا اثر کار خبرنگار جریان دارد و متوقف نمیشود و هر خبر تأثیرگذاری که به رشتهی تحریر آورده باشد بعدها بخشی از شخصیت او خواهد شد و دقیقاً از همین جهت است که خبرنگار هم پاسخگوی کارهای انجام داده خودش است و هم پاسخگوی کارهایی که میتوانسته و انجام نداده است.
پاداش و حقوق خبرنگاری آن چیزی نیست که به صورت پول و مزایا از روزنامه و یا خبرگزاری میگیرد بلکه پاداش اصلی او تغییراتی است که نتیجهی تلاشهای اوست.
خط قرمز هر خبرنگاری حقیقت است، حقیقتی که سایه به سایه او را دنبال میکند. زیرا هر کسی خودش بهتر میداند که چه اندیشیده، چه گفته و چه کرده است. روسپیدی هر خبرنگاری در پیشگاه مردم، تاریخ و خداوند در گرو پایبندی او به حقیقت است. نه پایبندی به افراد و احزاب و گروهها.
خبرنگار استرس و نگرانی را از این دنیا با خود به آن دنیا میبرد و چقدر بازنده است کسی که نه دنیا داشته باشد و نه آخرت.
آدمی شاید بتواند در این دنیا کار خود را توجیه کند اما در آن دنیا که داوری و قضاوت بر عهده خداوند دانا و حکیم است همهی راههای توجیه بسته است.
شاید به همین دلایل باشد که خبرنگاری را شغلی سخت و طاقتفرسا و عمرکاه توصیف کردهاند.
مسئولین هم باید خبرنگاران را درک کنند و حقیقتنویسی، طرح سئوالات ویژه و گزارشهای جسورانهی او را تلاشی برای آباد کردن خانهی آخرتش تلقی کنند. چون خبرنگار میداند که هیچ مسئولی توانایی این را ندارد که فردای قیامت او را شفاعت کند. زیرا در آنجا بهشت را به بها میدهند نه به بهانه.
خبرنگار همواره بین دنیای مردم و آخرت خودش رابطهای میبیند و به همین دلیل تلاش میکند به سهم خود در آبادی دنیای مردم بکوشد تا آخرت خود را آبادتر نماید.
تفاوتهای کار خبرنگاری با سایر کارها خیلی زیاد است، آنقدر زیاد که این یادداشت را تنها میتوان مقدمهای بر همه این تفاوتها دانست.