یادداشت 15 مرداد 92
به بهانه روز خبرنگار
محمد عسلی
نگاه کنجکاوانه انسان که از فطرت و اراده آزاد او سرچشمه میگیرد و انگیزه شناخت را برای یافتن راهی بهتر در جهت حفظ صیانت ذات و تأمین معاش قوت میبخشد آدمی را بر آن میدارد تا به نسبت دریافتها، استعداد، خلاقیت و هوش بتواند جهان پیرامون را متحول کند و شرایط را به نفع خود تغییر دهد.اما همه انسانها کنجکاویشان صرفاً برای کسب خبر و یا پاسخی برای مجهولات نیست. عدهای برای تثبیت موقعیت خود در مقام یا شغلی که دارند کنجکاوی میکند. گروهی از وقایع و اتفاقات به نفع خود بهره میبرند و دوست دارند بدانند مثلاً فردا و فرداها مسایل اقتصادی چگونه میشود و چه تغییری در ارزش ریال به دلار به وجود میآید؟ آیا بورس فلان شرکت سقوط میکند یا رشد دارد؟ کسانی به دنبال کسب خبر و کنجکاوی پیرامون زندگی هنرمندان هستند و یا به پیشبینی بازی فوتبال بین فلان و بهمان تیم داخلی یا خارجی فکر و ذهن خود را مشغول میدارند و هکذا...
با این وصف همه انسانها به نسبت علایق و توانمندیهایشان کنجکاوند و از کنجکاوی و نتایجی که به دست میآورند خوشحال یا غمگین میشوند. از این گذشته همه دوست دارند نتایج کسب شده آگاهیها، اخبار و اطلاعاتشان را به دیگران منتقل کنند، درست یا غلط.
و اما بعد.
ما انسانها وقتی به هم میرسیم، بعد از سلام معمولاً از یکدیگر سؤال میکنیم چه خبر؟ معنی و مفهوم این سخن همگانی آن است که هر رویدادی به نسبت تأثیرگذاری آن روی افکار عمومی برای همه مهم است و همه میخواهند بدانند در اطراف و اکناف و یا دورترها چه میگذرد.
این نگاه پژوهشگرانه و کنجکاوانه در کسانی که شغل خبرنگاری را انتخاب کرده و بدان علاقه نشان دادهاند بسیار بیش از سایرین است.
به همین دلیل، قبول خطرها، تهمتها، دوستی و دشمنیها، اضطراب و نگرانیها و مهمتر از همه پذیرش مسئولیتهای سنگین بدون آنکه عواقب آن دیده شود، هر روز و لحظه و زمان در کار و اندیشه و رفتار خبرنگاران پیدا و پنهان است.
با این نگاه میتوان موقعیت شغلی و کار خبرنگاری را محک زد و آن را به نقد و تحلیل برد.
در کشور ما خبرنگاران را میتوان به چند دسته تقسیم کرد. عدهای از این شغل نردبانی میسازند برای ارتقاء و بزرگنمایی دیگرانی که به هر دلیل نان و آب آنها را تأمین میکنند.
گروهی بدون مطالعه و دانش کار خبری به این مهم روی آورده و به جای تولید و تهیه خبر صرفاً گفتهها و مطالب مدیران را دست و پا شکسته تحویل مسئولان روزنامه میدهند.
افرادی هم به حسب دانش و تجربهای که در طول سالها آموخته و به این کار علاقه نشان دادهاند، کار خبری را به عنوان خبرنگاران حرفهای و متخصص پیش میبرند که متأسفانه تعدادشان اندک است و گاه در استان از انگشتان دست تجاوز نمیکند.
ضمن احترام برای تمامی کسانی که به این شغل نه چندان ساده روی آوردهاند لازم میدانم در این کوتاه نوشتار از تلاش تمامی آنها با این اندک حقوق و دستمزدهای ناچیز تشکر و قدردانی نمایم. اما یادمان باشد، ما در دورانی و شرایطی به این کار و فعالیت روی آوردهایم که هر نوشته و وقایعی که به نگارش و تحلیل آن میپردازیم تاریخی است که برای آیندگان میتواند آیینه پاکی باشد و یا صفحاتی سیاه و کدر از آنچه در صحت و سلامت آن بعضاً باید شک کرد.
حافظ را سخنانی پندآموز و شیرین است و در یک بیت یا مصرع نشانههایی از حکمت، فلسفه و روح تربیتی را میتوان در آثار وی ملاحظه کرد.
یکی از آنها این بیت معروف: به همان دست که میپروردم میرویم
به راستی، نظام مقدس جمهوری اسلامی، مسئولین امر و مردم چه انتظاراتی از خبرنگاران و اصحاب رسانهها دارند؟
پاسخ این سؤال مهم است زیرا اگر روند کار همین باشد که ظرف این چند دهه اتفاق افتاده و تأثیرگذاری نشریات بر افکار عمومی نه چندان حرفهای و بجا بوده است جای تأسف دارد زیرا ما نتوانستهایم در مقابل هجمههای رسانهای دشمن پاسخگو و تحلیلگر خوبی باشیم زیرا اگر زمانی خطباء، فضلا و وعاظ از طریق تریبونهای مساجد و حسینیهها در اصلاح امور مردم و خبررسانی به آنها مؤثر و مفید بودند و جامعه سلامت بهتری میداشت ظرف صد سال گذشته این مهم بیشتر روی دوش مطبوعات و رسانههاست. این سخن بدان معنی نیست که آنها ظرف این صد سال تأثیرگذار نبودهاند. بلکه برعکس پایههای اساسی انقلاب اسلامی و نهضت مشروطیت روی دوش آنها بوده، اما کار رسانهها و مطبوعات میتوانسته در کمک به پالایش اذهان عمومی و تنویر و روشنگری مؤثرتر جلوه کند.
به راستی کدام نشریه یا روزنامه توانسته با آزادی کامل به مسایل و نوشتهها و گفتههای مغرضانه و برنامهریزی شده از جانب مخالفان، دشمنان و دگراندیشان بپردازد و شفافسازی کند تا وقایع و حقایق به درستی و روشنی برای جامعه ملموس باشد تا تحت تأثیر القائات و غرضورزیها قرار نگیرند.
آیا کار ما جز این بوده است که صرفاً به چینش اظهارات و گفتههای مسئولین در موقعیتهای شغلیشان بسنده کنیم و حتی یک تحلیل خبری روی آنها نگذاریم که مبادا فلان زید یا امر خوشش نیاید؟
با این وصف آیا راه چارهای جز شناخت هدف، انتخاب روش صحیح و کسب اطلاعات کار خبری داریم؟
آن هم در شرایطی که جنگ نرم جای جنگ گرم را گرفته سنگر روزنامهها و دیگر رسانههای صوتی تصویری میباید در مقابل سنگرهای بتونی و قدرتمند دشمنان فعال باشد و آگاهانه عمل کند؟
اگر چنین است پس بیاییم طرحی نو دراندازیم و به یک خودآزمایی برای شناخت دقیق مسئولیت بپردازیم.
+ نوشته شده در 2013/8/6 ساعت 5:16 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی