به بهانه روز خبرنگار
محمد عسلی
نگاه کنجکاوانه انسان که از فطرت و اراده آزاد او سرچشمه می­گیرد و انگیزه شناخت را برای یافتن راهی بهتر در جهت حفظ صیانت ذات و تأمین معاش قوت می­بخشد آدمی را بر آن می­دارد تا به نسبت دریافت­ها، استعداد، خلاقیت و هوش بتواند جهان پیرامون را متحول کند و شرایط را به نفع خود تغییر دهد.
اما همه انسان­ها کنجکاویشان صرفاً برای کسب خبر و یا پاسخی برای مجهولات نیست. عده­ای برای تثبیت موقعیت خود در مقام یا شغلی که دارند کنجکاوی می­کند. گروهی از وقایع و اتفاقات به نفع خود بهره می­برند و دوست دارند بدانند مثلاً فردا و فرداها مسایل اقتصادی چگونه می­شود و چه تغییری در ارزش ریال به دلار به وجود می­آید؟ آیا بورس فلان شرکت سقوط می­کند یا رشد دارد؟ کسانی به دنبال کسب خبر و کنجکاوی پیرامون زندگی هنرمندان هستند و یا به پیش­بینی بازی فوتبال بین فلان و بهمان تیم داخلی یا خارجی فکر و ذهن خود را مشغول می­دارند و هکذا...
با این وصف همه انسان­ها به نسبت علایق و توانمندی­هایشان کنجکاوند و از کنجکاوی و نتایجی که به دست می­آورند خوشحال یا غمگین می­شوند. از این گذشته همه دوست دارند نتایج کسب شده آگاهی­ها، اخبار و اطلاعاتشان را به دیگران منتقل کنند، درست یا غلط.
و اما بعد.
ما انسان­ها وقتی به هم می­رسیم، بعد از سلام معمولاً از یکدیگر سؤال می­کنیم چه خبر؟ معنی و مفهوم این سخن همگانی آن است که هر رویدادی به نسبت تأثیرگذاری آن روی افکار عمومی برای همه مهم است و همه می­خواهند بدانند در اطراف و اکناف و یا دورترها چه می­گذرد.
این نگاه پژوهشگرانه و کنجکاوانه در کسانی که شغل خبرنگاری را انتخاب کرده و بدان علاقه نشان داده­اند بسیار بیش از سایرین است.
به همین دلیل، قبول خطرها، تهمت­ها، دوستی و دشمنی­ها، اضطراب و نگرانی­ها و مهمتر از همه پذیرش مسئولیت­های سنگین بدون آنکه عواقب آن دیده شود، هر روز و لحظه و زمان در کار و اندیشه و رفتار خبرنگاران پیدا و پنهان است.
با این نگاه می­توان موقعیت شغلی و کار خبرنگاری را محک زد و آن را به نقد و تحلیل برد.
در کشور ما خبرنگاران را می­توان به چند دسته تقسیم کرد. عده­ای از این شغل نردبانی می­سازند برای ارتقاء و بزرگنمایی دیگرانی که به هر دلیل نان و آب آنها را تأمین می­کنند.
گروهی بدون مطالعه و دانش کار خبری به این مهم روی آورده و به جای تولید و تهیه خبر صرفاً گفته­ها و مطالب مدیران را دست و پا شکسته تحویل مسئولان روزنامه می­دهند.
افرادی هم به حسب دانش و تجربه­ای که در طول سال­ها آموخته و به این کار علاقه نشان داده­اند، کار خبری را به عنوان خبرنگاران حرفه­ای و متخصص پیش می­برند که متأسفانه تعدادشان اندک است و گاه در استان از انگشتان دست تجاوز نمی­کند.
ضمن احترام برای تمامی کسانی که به این شغل نه چندان ساده روی آورده­اند لازم می­دانم در این کوتاه نوشتار از تلاش تمامی آنها با این اندک حقوق و دستمزدهای ناچیز تشکر و قدردانی نمایم. اما یادمان باشد، ما در دورانی و شرایطی به این کار و فعالیت روی آورده­ایم که هر نوشته و وقایعی که به نگارش و تحلیل آن می­پردازیم تاریخی است که برای آیندگان می­تواند آیینه پاکی باشد و یا صفحاتی سیاه و کدر از آنچه در صحت و سلامت آن بعضاً باید شک کرد.
حافظ را سخنانی پندآموز و شیرین است و در یک بیت یا مصرع نشانه­هایی از حکمت، فلسفه و روح تربیتی را می­توان در آثار وی ملاحظه کرد.
یکی از آنها این بیت معروف: به همان دست که می­پروردم می­رویم
به راستی، نظام مقدس جمهوری اسلامی، مسئولین امر و مردم چه انتظاراتی از خبرنگاران و اصحاب رسانه­ها دارند؟
پاسخ این سؤال مهم است زیرا اگر روند کار همین باشد که ظرف این چند دهه اتفاق افتاده و تأثیرگذاری نشریات بر افکار عمومی نه چندان حرفه­ای و بجا بوده است جای تأسف دارد زیرا ما نتوانسته­ایم در مقابل هجمه­های رسانه­ای دشمن پاسخگو و تحلیلگر خوبی باشیم زیرا اگر زمانی خطباء، فضلا و وعاظ از طریق تریبون­های مساجد و حسینیه­ها در اصلاح امور مردم و خبررسانی به آنها مؤثر و مفید بودند و جامعه سلامت بهتری می­داشت ظرف صد سال گذشته این مهم بیشتر روی دوش مطبوعات و رسانه­هاست. این سخن بدان معنی نیست که آنها ظرف این صد سال تأثیرگذار نبوده­اند. بلکه برعکس پایه­های اساسی انقلاب اسلامی و نهضت مشروطیت روی دوش آنها بوده، اما کار رسانه­ها و مطبوعات می­توانسته در کمک به پالایش اذهان عمومی و تنویر و روشنگری مؤثرتر جلوه کند.
به راستی کدام نشریه یا روزنامه توانسته با آزادی کامل به مسایل و نوشته­ها و گفته­های مغرضانه و برنامه­ریزی شده از جانب مخالفان، دشمنان و دگراندیشان بپردازد و شفاف­سازی کند تا وقایع و حقایق به درستی و روشنی برای جامعه ملموس باشد تا تحت تأثیر القائات و غرض­ورزی­ها قرار نگیرند.
آیا کار ما جز این بوده است که صرفاً به چینش اظهارات و گفته­های مسئولین در موقعیت­های شغلی­شان بسنده کنیم و حتی یک تحلیل خبری روی آنها نگذاریم که مبادا فلان زید یا امر خوشش نیاید؟
با این وصف آیا راه چاره­ای جز شناخت هدف، انتخاب روش صحیح و کسب اطلاعات کار خبری داریم؟
آن هم در شرایطی که جنگ نرم جای جنگ گرم را گرفته سنگر روزنامه­ها و دیگر رسانه­های صوتی تصویری می­باید در مقابل سنگرهای بتونی و قدرتمند دشمنان فعال باشد و آگاهانه عمل کند؟
اگر چنین است پس بیاییم طرحی نو دراندازیم و به یک خودآزمایی برای شناخت دقیق مسئولیت بپردازیم.