صفحه 11--22 تیر 89
کتله خور عجيب ترين غار ايران
معرفي جاذبه هاي تاريخي و طبيعي ايران زمين
قلعه هلبوك؛ شهر خورشيد
شاهزاده حسين (ع):
شاهزاده شهر قزوين
آشنايي با دژ اسدخان
سفر به بهشت پرندگان
کتله خور عجيب ترين غار ايران
معرفي جاذبه هاي تاريخي و طبيعي ايران زمين
قلعه هلبوك؛ شهر خورشيد
شاهزاده حسين (ع):
شاهزاده شهر قزوين
آشنايي با دژ اسدخان
سفر به بهشت پرندگان
بلندای سیاهكل
بازار اردبیل
خورهه؛ نگين باستان شناسي محلات
بالن، جاذبه جديد گردشگري انگلستان
جاده چالوس؛ چهارمین جاده زیبای دنیا
مروري بر جاذبه هاي گردشگري طالقان
طولاني ترين تله کابين دنيا
در گيلان ساخته مي شود
سه مقصد برتر توريسم جهان
در سال 2010
زشت ترين بناهاي دنيا
مقصدهاي گردشگري تجاري 2010 کدامند؟
قدیمی ترین نیایشگاه خشتی دنیا ناشناخته و در معرض خطر
مكان يابي گردشگري در شاهنامه فردوسي
قلعه های استان قزوین
جلفا و ارامنه
(نگرشي به کليساهاي اصفهان)
نگاهي به دو مسجد تاريخي ساوه
لهاسا، برترين مقصد مسافرتي و رفاهي جهان
شهر شاهنامه
نگاهی به قلعه ضحاک
رازهاي دژ كوير
جاذبه های گردشگری استان مازندران
معرفی جاذبه های تاریخی و طبیعی ایران زمین
نقش بي بديل رسانه در توسعه گردشگري و صنايع دستي
قلعه های تاریخی استان تهران
نقش اصفهان در تاريخ
استخر؛ شهری پر شکوه و تاریخی یا تابلو اعلانات
جزیره ایستر و تندیس های مرموز
معرفی پل ها و قلعه های استان یزد
کاخ هاي پايتخت
نهاوند؛ شهر خفته ساسانى
گلستان؛ مقصد سرمايه گذاران
ونيز؛ شهر بدون خودرو
نگاهی به باغ فردوس
فوران آتشفشان خاموش، جاذبه گردشگري فيليپين مي شود
سفر به پايتخت گل و گلاب
كاروانسراها و قلعه های تاریخی استان فارس
نخستين پارك ملي ايران
عجيب ترين موزه هاي جهان
چشمه های آب معدني، سومين جاذبه گردشگري نپال
معرفی مجموعه گنجعلی خان
قلعه بهستان
قلعه یزد گرد
باغ چشمه علي
آتشكده آذرگشسب
بلندترین ساختمانها تا سال 2010
مناطق ديدني آستارا
باغ چشمه عمارت
قلعه قهقهه - اهر
کاروانسرای دودهک
آتشکده یزد
شهر باستانی گور
قلعه بابک
مسجد جامع ساوه
جاذبه هاي طبيعي استان ايلام
ارگ راین
آتشکده دارابگرد
جاذبه هاي کرمانشاه نردبان توسعه صنعت گردشگري
تورنگ تپه گرگان
قلعه پرتغالی ها
کاروانسرای گدوک
شهرهای مدفون شده در ایتالیا
غار نخجیر
مجسمه آزادی مسیح
كاروانسراي قصر بهرام
جزایر مهم ایتالیا
شهر تاریخی و زیبای پاوه
کاروانسرای قلعه خرگوشی
باغ سنگي
معرفي جزاير برتر گردشگري آسيا
مسجد و مدرسه آقا بزرگ
جاذبه هاي طبيعي استان خوزستان
معرفی پنج جاذبه گردشگری آلوده
باغ هاي مالزي، جاذبه جديد گردشگري مي شوند
هنديجان، شهري بر گستره گذشته و اکنون
10 ساحل برتر جهان
دق بیارجمند
ديوار سرخ دومين ديوار تاريخي جهان، بعد از ديوار چين
قدم زدن بر روي درياچه نمک رؤيايي دست يافتني
تايلند به توسعه گردشگري مذهبي روي مي آورد
اويى، شهر دخمه هاى اسرارآميز
باغ قدمگاه نيشابور
كاروانسراي مشيرالملك
شهر باستاني ري
آمل
دریاچه نمک حوض سلطان
آتشکده آذربرزین مهر
غار مرخر
معبد آناهیتا و هرسین
معبد آناهيتا
کتیبه داریوش بزرگترین کتیبه جهان
كهنه قلعه
دروازه اورامانات
مجموعه سنگ بست باستاني مشهد
خانه های تاریخی استان کرمانشاه
دریاچه ولشت چالوس
قوری قلعه؛ بزرگترين غار آبي آسيا
نماد همزيستي اديان در ايران
پارك ملي خجير
قلعه فورک
قلعه رودخان
كاروانسراي پاسنگان
اينجا گردشگران گريه مي کنند!
عجيب ترين تورهاي تفريحي- ماجراجويانه جهان
باغچه جوق
طاق بستان
بناي تاريخي زيج منيژه
آرامگاه شیخ زاهد گیلانی
باغ فرمانيه
آتشکده چهار قاپي
آتشکده نیاسر
آتشکده اردشیر
قيزقلعه
آتشکده آتشکوه محلات
حمام چهارفصل اراك
کاروانسراهای میاندشت
قله قدمگاه؛ ميراثي كه ناشناخته است
تاریخچه پل در ايران
ديدني هاي گردشگری
قلعه شيخ نصوري
قلعه ضحاک
يادگار دوران صفويه
وقتي سفر مي رويم، کجا بايد اقامت کنيم؟
قلعه های تاریخی استان كردستان
هتل فرودگاه هاي برتر جهان
سرسراي سبز وطن
"زاينده رود مرده" يا "مرده رود زاينده"؟!
آتشكده باكو
گردشگران اروپايي، علاقه اي به جاذبه هاي اين قاره ندارند
گردشگري بحران يا بحران گردشگري؟
پل پارک ملی گرند کانیون
بلند ترین پل دنیا
گردشگران؛ نابودگران جزاير فيجي
امنيت در گردشگري ايران
برترين پارک هاي چند منظوره اروپا
نورپردازي،جاذبه اي مغفول مانده در گردشگري
قلعه قم چقای
مجموعه گنجعلیخان
کندوان؛ صخره هايي که ديدگان را متحير مي کند
مجيد ناصر دوست
دژي استوار بر فراز تالش
رود دز
پل خشتی تمیجان
کاروانسرای رباط شرف
فصل دريا از راه رسيد
گردشگری اسلامی؛ عامل اتحاد ملتها و ارتقای معرفت دینی
پل قدیمی دزفول
10 منطقه برتر گردشگري آمریکاي لاتين
محمد برازنده
امروزه مي توان خيل عظيم گردشگراني را ديد که از شمال قاره آمریکا به سوي جنوب اين قاره حرکت کرده و علاوه بر مکزيک فصل تازه اي در مسافرت هاي گردشگري در کشورهاي آمریکاي لاتين باز کرده اند.
بهره مندي از جاذبه هاي ديدني و تاريخي متعدد آمریکاي لاتين منظره اي را به وجود آورده که گردشگران مي توانند با مشاهده آنها همه آن چيزي را که در مسافرت هاي تفريحي به قاره اروپا مي بينند را يکسره تجربه کنند و در برخي موارد شايد بيشتر از آن.
مطالب زير، توضيحاتي اجمالي و مختصر از مناطق و جاذبه هايي است که پيش از اين پاتريشيا شولتز مولف مقاله، 1000 جاي ديدني پيش از مرگ، در بيان 10 منطقه برتر خود از آنها نام برده است. آنچه را که در ادامه مي خوانيد نظرات وي در مورد مناطقي است که يک علاقمند به جاذبه هاي آمریکايي جنوبي نيازمند شناخت آنها است.
اوکزاکا، مکزيک: ايالت اوکزاکا، در بخش جنوب شرقي مکزيک قرار گرفته و يکي از کهن ترين شهرهاي مکزيک با تنوع فرهنگي زياد است. اين منطقه که در فهرست ميراث جهاني يونسکو نيز به ثبت رسيده است، 1500 قبيله اصيل بومي مکزيک را در خود جاي داده است. قبايلي که هنوز هم به شيوه نياکان خويش زندگي مي کنند. اين تنوع فرهنگي فرصت مناسبي را براي گردشگران به وجود مي آورد تا آگاهي خود را از گذشته اين کشور افزايش داده و از جشنواره ها و غذاهاي گوناگون آن لذت ببرند. اين شهر مکان مناسبي براي تحليل و بررسي تاريخ و شناخت مناطق باستاني تمدن هاي کهن اين کشور همچون مونت آلبان و ميتلا است.
شهر باستاني تيکال، گواتمالا: گواتمالا، موطن صدها منطقه باستاني و محل مناسبي براي افزايش تجربه گردشگران از شناخت تمدن هاي گذشته حاکم در اين کشور است که در اين ميان تمدن تيکال، از بزرگترين و با شکوه ترين آنها به شمار مي رود. منطقه تيکال، با برخورداري از منطقه اي به وسعت 10 مايل مربع، يکي از بزرگترين مناطق باستاني شناخته شده در قاره آمریکا به شمار مي رود، اگر چه پس از روي کار آمدن حکومت ماياها بيش از 1000 سال متروکه و رها ماند، اما هنوز هم ويرانه هاي آن را پوشش وسيعي از تاريخ، افسانه و رمز و راز در برگرفته است.
آتشفشان آرنال، کاستاريکا: کاستاريکا را مي توان يکي از مهمترين مناطق تفريحي آمریکاي لاتين دانست، آتشفشان آرنال، که امروزه به عنوان مطرح ترين جاذبه گردشگري اين کشور معرفي شده است يکي از فعال ترين کوه هاي آتشفشاني جهان است که منظره اي سيال و روان از گدازه هاي پر تلاطم خود را در معرض ديد بازديدکنندگان قرار مي دهد. اين منطقه به دليل بهره مندي از آب هاي گرم معدني به واسطه فوران هاي متعدد خود، تبديل به يکي از مناطق گرم گردشگري بهاره براي علاقمندان شده است.
کارتجنا، کلمبيا: پس از سپري شدن چند دهه خشونت بار ديگر مي توان کلمبيا را به عنوان يکي از مناطق گردشگر پذير جهان به شمار آورد از اين رو دولت کلمبيا تلاش هاي گسترده اي را جهت استحکام وضعيت اقتصادي و حکومتي خود به منظور ترغيب مسافران به ورود و حضور در اين کشور انجام داد که يکي از اين نمونه ها، شهر تاريخي و ساحلي کارتجنا، در شمال کلمبيا با برخورداري از مناطق تاريخي و فرهنگي بکر و دست نخورده است. شهري مملو از خاطرات دزدان دريايي کارائيب با برج و باروهاي تاريخي و ديوارها و حصارهايي شهري با ساختمان هاي مستعمره اي که هر تماشاگري را به دوران شکوفايي خود مي برد. هتل بوتيک هاي تاريخي آن که در کنار ديگر بقاياي تاريخي در فهرست ميراث جهاني به ثبت رسيده اند محل مناسبي براي گذراندن يک شب خاطره انگيز در زمان گذشته خواهد بود.
دره مقدس، پرو: دره مقدس يکي از مناطق اسرار آميز و اسطوره اي پرو به شمار مي رود که مکان مناسبي براي تجربه اندوزي مسافران در شناخت فرهنگ بومي و تماشاي ويرانه هاي باستاني است. کاسکو، پايتخت امپراتوري اينکاها، دروازه ورودي به دره مقدس بوده است. از مشهورترين مناطق ديدني موجود در دره مقدس، شهر ماچوپيچو يکي از پرجاذبه ترين مناطق باستاني آمریکاي جنوبي است. شهري که دسترسي به ويرانه هاي آن امروزه با وسايل نقليه به روز همچون قطار يا به صورت پياده روي در مسيري 45 کيلومتري امکان پذير است. اگر چه سابقاً معابد متعدد و ناشناخته آن مناطقي مناسب براي کشف گذشته هاي دور بوده و بازديدکنندگان بسياري را به سوي خود مي کشانده است، اما گذشت زمان محدوديت هايي را براي آن به وجود آورد که باعث کم شدن بازديدکنندگان به 400 نفر
در روز شد.
تورس دل پن، شيلي: اين منطقه که در بخش پاتاگوني شيلي واقع شده يکي از پربيننده ترين مناطق اين کشور محسوب مي شود، اين منطقه که پارک ملي شيلي است و در فهرست منابع زيست کره اي يونسکو به ثبت رسيده است در سلسله جبال کورديلرا دل پن و در حصاري از کوه هاي سر به فلک کشيده گرانيتي قرار دارد. اين پارک طبيعي علاوه بر مناطق کوهستاني، يخچال هاي طبيعي، درياچه ها، رودخانه ها و حيات وحشي وسيع را نيز تشکيل داده است. گردشگران مي توانند با راهپيمايي چند صد مايلي و اردو زدن در مناطق مختلف آن، خاطره اي فراموش نشدني را براي خود به ثبت برسانند.
ريودوژانيرو، برزيل: برزيل يکي از معروفترين مقصدهاي گردشگري آمریکاي جنوبي و شهر ريودوژانیرو نيز يکي از پربيننده ترين مناطق تفريحي آن به شمار مي رود. از مناطق معروف اين شهر مي توان به مجسمه مسيح منجي، سواحل کوپا کابانا و ايپانما و غيره نام برد. علاوه بر آنچه گفته شد، گردشگران مي توانند از جشنواره هاي مختلفي که در فصل هاي مختلف در اين کشور و شهر ريودوژانيرو برگزار مي شود نيز به عنوان يک جاذبه خاطره انگيز بازديد کنند.
سالوادور داباهيا، برزيل: براي کساني که در جستجوي مکاني آرام و بکر هستند، سالوادور داباهيا در برزيل بهترين گزينه خواهد بود. اين شهر آرام پيشتر مرکز تاريخي برزيل بوده و ساحل شمال شرقي آن، بندر اصلي تجارت بردگان آفريقايي به شمار مي رفته است. بندري که به دليل زندگي اين مردمان آثار تاريخي متعددي از اقوام آفريقا را در خود جاي داده که هنوز هم قابل مشاهده است. سواحل، غذاها، موسيقي و رنگ هاي متحيرکننده اين شهر محيطي آرام با تنوع فرهنگي بالايي را در دوره تعطيلات مسافران در اختيار آنها قرار مي دهد.
منطقه درياچه اي(Lake District)، آرژانتين: يادآور مهاجرت عظيم اروپايي هايي است که در طي چندين سال به اين کشور عزيمت کرده اند. منطقه ليک ديستريکت که مسافت هوايي دو ساعته با بوينس آيرس دارد، برداشتي کامل از مناطق کوهستاني سوئيس با مناظري مشابه با خط سير کوهستاني کشيده شده از آلمان تا سوئيس است. ليک ديستريکت، منطقه مناسبي براي انواع گشت هاي ماجراجويانه همچون کوه نوردي و پياده روي هاي بلند مدت گرفته تا اسکي سواري در فاصله ماه هاي ژوئن تا سپتامبر است. نزديکي آن با سواحلي درياچه اي شيلي اين فرصت را براي علاقمندان به وجود مي آورد تا تجربه مسافرت به مناطق تفريحي دو منطقه را از طريق قايق به دست آورند.
صخره هاي مرجاني بليز: صخره هاي مرجاني بليز را نمونه اي طولاني تر و بزرگتر از صخره هاي مرجاني کبير استراليا مي نامند، منطقه اي که محل و فرصت مناسبي را براي غواصان و دوست داران دنياي زير آب جهت کشف و بررسي کشتي هاي غرق شده باستاني فراهم مي آورد. منطقه حفره آبي (Blue Hole) يکي از جذاب ترين مناطق شنا و غواصي جهان، در اين ناحيه قرار دارد، دنياي متنوع زير آب اين منطقه با کوسه ها، خرچنگ ها و ديگر جانداران دريايي منظره اي، زيبا را براي گردشگران به وجود آورده است.
منبع: میراث آریا
قلعه چالشتر
قلعه خدا رحم خان يا قلعه چالشتر اثري باشکوه از نظر معماری و هنری حجاری در ایران، در سال 1323 قمري در چالشتر در 5 کیلومتری شهرکرد احداث شد.
قلعه چالشتر در استان چهار محال و بختیاری تلفیقی از معماری دوران قاجار ایران با معماری اروپایی است که با ستون هایی ایستاده از سنگ خودنمایی می کند.
این قلعه در منطقه چالشتر واقع شده که در دوره صفویه مرکز حکمرانی چهارمحالی ها بوده که به وسیله کلانتران بر روستاها و مناطق تحت سیطره خود نظارت می کردند و پس از انتصاب حسین قلی خان به عنوان ایلخان بختیاری، در اواسط حکومت ناصرالدین شاه، حکمرانان این منطقه از حاکمیت بر چالشتر خلع و تنها به زمین داران بزرگ تبدیل شدند.
مجموعه تاریخی چالشتر شامل سردر سنگی، خان نشین، اندرونی، حمام، انبارها و اصطبل ها است.
قلعه عیانی و خان نشین این مجموعه تاریخی دارای 38 ستون سنگی با سر در و ایوان است.
این قلعه شامل نقوش افسانه ای و اسطوره ای، زندگی روزمره، گل و گیاه، گل و گلدان، گل و مرغ، نقوش پیچش گیاهی و نقوش فرشته است.
این نقوش به صورت ماهرانه و زیبا خلق شده و در برخی موارد به صورت برجسته حجاری شده است. در این مجموعه قلعه، اندرونی با یک دالان به قسمت خان نشین ارتباط داشته و ایوان آن دارای 10 ستون سنگی است.
اتاق های این مجموعه قلعه نیز با نقوشی به سبک نقاشی لندنی که تلفیقی از هنر نقاشی ایرانی و غربی است، مزین شده که این سبک نقاشی در دوره قاجار به اوج خود می رسد و شامل نقوش گل و گلدان، افسانه لیلی ومجنون و نقوش اسلامی شامل یوسف و زلیخا به همراه خط نوشته ای از آیات قرآن است.
در بخشی از سر درهای این قلعه، معماری سنتوری که به صورت مثلثی شکل با نقوشی به سبک شیر و شکر است، به چشم می خورد.
حمام قلعه تاریخی چالشتر نیز مزین به کاشی آبی فیروزه ای و سفید سربی بوده است. سقف اندرونی این قلعه به صورت قاب هایی از چوب گردو است و درها و پنجره های اتاق های این مجموعه نیز از جنس چوب گردو به صورت گره چینی شده می باشد.
این مجموعه قلعه دارای 5 ایوان است و 5 اتاق نیز در اندرونی آن وجود دارد و در مجموع دارای 40 ستون است.
اندرونی آن به نام قلعه ستوده معروف است. قلعه دارای سر دری با هشت ستون سنگی حجاری شده با نقوش شاخه انگوری و هندسی است. در دو طرف چوبی آن نگهبانان سنگی برجسته قرار دارند و از تزیینات زیبای این بنا ازاره های سنگی سر در با نقوش رنگی است.
ازاره های سنگی زیر زمین شامل نقوش گیاهی- خوشه انگوری- درختان انتزاعی- فرشتگان بالدار و گل وگلدان های برجسته است که بصورت حیرت آوری تزیین شده اند.
طبقه دوم قلعه ستوده دارای پنج اتاق است اتاق پنج دری و اتاق های جانبی آن با نقاشی های (لندی) کتیبه آیات قرآنی صحنه نقاشی یوسف و زلیخا سر بخاری گچبری قاب و تخته سقف ها تزیین شده اند.
دو حوض سنگی بیضوی شکل در حیاط دو قلعه وجود دارد. قلعه ستوده با دالانی به قلعه خدارحم خان مرتبط می شود حمام خصوصی این مجموعه از دو طرف دالان ارتباطی به دو ساختمان است. موزه مردم شناسی- موزه آثار سنگی و موزه کار و زندگی در این مجموعه تاریخی قرار دارند.
کاروانسرای قلعه خرگوشی
کاروانسرا قلعه خرگوشی نزدیک باتلاق گاوخونی در جاده قدیمی یزد - اصفهان قرار دارد. این بنا از آثار دوره صفوي است.
این کاروانسرا شامل صفه ها، حجره ها، اصطبل و دیواره اي روی پشت بام، با 2 متر عرض است.
اين کاروانسرا 2 طبقه و طبقه دوم آن شاه نشین است. در داخل رباط 18 صفه وجود دارد. صفه بزرگتر و صفه دیگری که در قسمت جنوبی قرار دارد، دارای محراب و نمازگاه است.
در چهار گوشه رباط، چهار مدخل برای ورود به طویله دیده می شود و مخزن آب به صورت آب انبار در وسط رباط ساخته شده است.
از تزیینات بنا می توان به کاربندی آجری سردر ورودی و کتبیه سنگی به خط علی رضا عباسی، خطاط معروف عصر شاه عباس اشاره کرد.
این کتیبه، روی 15 قطعه سنگ سبز رنگ به طول 8 متر و عرض 60 سانتی متر و در 3 ضلع مدخل نصب شده است.
اين کاروانسرا کاملاً داخل طبیعت بکر و وسط کویر قرار گرفته و می توان از آن به عنوان یک رصدگاه بسیار زیبا و مناسب استفاده کرد.
نزدیکترین آبادی تا این کاروانسرا در فاصله 7 کیلومتری است که یک روستای تک خانواره است. اطراف این کاروانسرا منظره ای بسیار زیبا دارد. داخل آن اتاقک های سنگی وجود دارد که محل اتراق مسافرین بوده، در ضمن محلی هم برای نگهداری حیوانات وجود دارد.
سنگ های بکار رفته در آن از جنس گرانیت است. در این رباط چشمه آبی هم هست و می توان ازآن نوشيد.
پل هاي غازيان و ميان پشته
پل غازيان روي رودخانه انزلي، بين غازيان و ميان پشته و در مسير ارتباطي تهران- رشت قرار دارد.
ساخت اين پل، به همراه پل ديگر انزلي، توسط مهندسان سوئدي در سال 1316 به پايان رسيد.
پل غازيان در زمان خود از معدود پل هاي پيشرفته جهان در نوع خود بوده و بر همين اساس، جزو پل هاي تاريخي ايران به ثبت رسيده است.
اين پل 40/210 متر طول و 10 متر عرض دارد. ارتفاع آن از سطح آب 85/6 متر و داراي 5 دهانه ثابت و يک دهانه متحرک به طول 25 متر است.
مصالح مورد استفاده در ساخت اين پل، بتون و آهن است. قسمت متحرک پل توسط چرخ دنده و به کمک نيروي موتور يا انسان به بالا و پايين حرکت مي کند.
اين پل به شماره 1514 به ثبت تاريخي رسيده است.
پل ميان پشته، رابط بين استان گيلان و اردبيل است.
مسافران غرب كشور که از راه اردبيل و آستارا به گيلان مي آيند از روي اين پل مي گذرند.
پل ميان پشته، در دوره پهلوي، بين غازيان و ميان پشته ساخته شد. طول اين پل 210 متر و عرض آن 10 متر است.
اين پل بتوني که ارتفاع آن از سطح آب 7 متر است، يکي از شاه کارهاي صنعت پل سازي اوايل قرن حاضر است.
ساخت اين پل در سال 1316 شمسي پايان يافت و از آن تاريخ مورد استفاده بوده است.
پل ديگري با 127 متر طول بندر انزلي را به ميان پشته پيوند مي دهد. اين پل که از روي مرداب يا رود انزلي مي گذرد 3 چشمه دارد.
جنگل هاي پهن برگ از جاذبه هاي گردشگري رودبارک
جنگل هاي پهن برگ از جاذبه هاي منطقه نمونه گردشگري رودبارک در استان سمنان است.
به گزارش ميراث آريا رودبارک در کيلومتر 45 جاده شهميرزاد به ساري از توابع شهرستان مهديشهر در استان سمنان قرار دارد که در جريان سفر هيات دولت به اين استان به عنوان منطقه نمونه گردشگري مصوب شد.
رودبارک از پوشش گياهي جنگل مشجر و اقليم نيمه مرطوب
سرد برخوردار است و آب مورد نياز منطقه از چشمه تامين مي شود.
اين منطقه تا مرکز استان 80 کيلومتر، تا مرکز شهرستان 60 کيلومتر، تا نزديک ترين فرودگاه 80 کيلومتر، تا نزديک ترين ايستگاه راه آهن 83 کيلومتر و تا نزديک ترين راه اصلي 15 کيلومتر فاصله دارد.
از زيربناهاي اوليه منطقه مي توان به راه فرعي شوسه، تلفن، برق و گاز اشاره کرد. کمپ و اقامتگاه موقت نيز از زيرساخت هاي مورد نياز تا ورودي اين منطقه است.
قرارگيري در مسير مسافران مناطق شمالي کشور از سمنان، امکان دسترسي آسان از شهرهاي سمنان، مهديشهر، شهميرزاد و سرخه، وجود جاده مناسب از طريق چشمه علي به دامغان، امکان دسترسي ساکنان استان هاي مجاور و نزديکي به راه اصلي از قابليت ها و فرصت هاي اين منطقه است.
مهمترين زمينه هاي سرمايه گذاري در اين منطقه تاسيسات پذيرايي، کمپ هاي توريستي، تاسيسات ورزشي، مسيرهاي پياده روي در جنگل و پارک طبيعي است.
از تاسيسات قابل اجرا در اين منطقه مي توان به احداث پارکينگ، پارک طبيعي، آلاچيق، نصب اجاق صحرايي، احداث سرويس هاي بهداشتي و ايجاد مجتمع هاي تفريحي، توريستي اشاره کرد.
بر اساس مطالعات مقدماتي انجام شده ميزان سرمايه گذاري در اين منطقه 50 ميليارد ريال و برنامه
زمان بندي از مرحله طراحي تا بهره برداري 19 ماه برآورد شده است.
پل ورسک
پل ورسک از بزرگترین پل های راه آهن سراسری ایران است که در ارتفاعات روستای ورسک در شهرستان سواد کوه واقع در مازندران، قرار دارد.
نام این پل، روستا و ایستگاه راه آهن نزدیک آن از نام مهندس سازنده اش گرفته شده است. ورسک از شاهکارهای شرکت مهندسی دانمارکی Kampsax است که توسط مهندسان آلمانی و اتریشی با تضمین ۷۰ ساله احداث شده است.
در ساخت اين پل از هیچ سازه فلزی استفاده نشده است. طول پل ۱۱۰ متر و طول قوس زیر آن ۶۶ متر است و در زمان جنگ جهانی دوم به پل پیروزی معروف بود.
امروز پل ورسك علاوه بر اهميت ويژه در صنعت حمل و نقل، از جاذبه هاي سياحتي كشور نيز محسوب مي شود. در سال ۱۳۲۰ كه نيروهاي متفقين در زمان جنگ جهاني دوم وارد ايران شدند، يكي از دلايل پيروزي خود را در اين جنگ وجود راه آهن سراسري ايران عنوان كردند.
چرچيل، نخست وزير وقت انگليس، نيز پل ورسك مستقر در راه آهن شمال را پل پيروزي لقب داد. این بنا از ملات سیمان و شن شسته شده و آجر ساخته شده و در ساختمان آن از آرماتور استفاده نشده است.
حجم پل ورسك كه داراي ۶۶ متر دهانه قوسي و ۱۱۰متر ارتفاع از ته دره می باشد، جمعاً ۴۵۰۰ مترمكعب است. هزينه ساخت آن در آن زمان، بالغ بر ۲ ميليون و۶۰۰ هزار تومان بوده است. براي ساخت اين پل عظيم چند طرح مبتني بر استفاده از مصالح بنايي كه بيشتر مقرون به صرفه بوده، به تصويب رسيد.
پل ورسک در شمار مهمترین آثار فنی مهندسی راه آهن شمال ایران محسوب می شود و با شماره 1543 به ثبت ملي رسيده است.
نگيني در کرانه خزر
«چشمه گل» در حدود شش کيلومتري جنوب شهر راميان و در دامنه کوه «پنهان خانه» اعجاز آفرينش خداوند را در شرق استان گلستان به نمايش گذاشته است.اين چشمه زيبا و پرجاذبه با چشم اندازي زيبا به عنوان "نگين طبيعت"، ديدگان هر بيننده اي را خيره مي کند.
کلمه «گل» در ادبيات ترک به جاي گود و عميق که آب در آن جمع مي شود، اطلاق شده و تلفظ دقيق آن نيز در ترکي «گوءل» است.
دليل نامگذاري اين منطقه به گل راميان به فرهنگ و زبان مردم بومي اين ناحيه مربوط است و گفته مي شود از نظر تاريخي جمعيت غالب منطقه از نژاد ترک و تيره اي از ايل گرايلي هستند.
پوشش گياهي اطراف آن را درختان پهن برگ، بلوط، درختچه هاي وليک پوشانده است و در نزديکي اين مجموعه دلپذير و با اهميت ذخيره گاه جنگلي «زربين» واقع شده است.
در گل راميان گونه هاي ماهيان شامل ماهي سفيد رودخانه اي، سياه ماهي و ماهي «آبر نوئيدز» را مي توان يافت. عمده ماهيان گل، ماهي سفيد رودخانه اي است و تغذيه اين ماهي بيشتر از حشرات آبزي و نرم تنان است اين گونه ماهي در اين منطقه داراي ارزش صيد ورزشي با قلاب است.
بر اساس تحقيقات انجام شده، اين چشمه از چشمه هاي آهکي است و آب آن از بخش داخلي جوشش دارد و سرريز اين منبع آبي به رودخانه «قره چاي» راميان که يکي از شاخه هاي «گرگانرود» است، وارد مي شود.
علاوه بر اين شهرستان راميان با جاذبه هاي توريستي ديگري نظير غار تاريخي و آبشارهاي شيرآباد، طبيعت زيبا در دل کوهستانهاي صعب العبور با چشم اندازهاي زيبا، کوه معروف «قلعه موران» و پارک جنگلي «دلند»، آماده پذيرايي از مسافران است.
علي وفايي فرماندار راميان در اين زمينه افزود: اين شهرستان داراي جاذبه هاي فراوان از جمله منطقه ييلاقي النگ، روستاي گردشگري پاقلعه و حمام تاريخي ايلخاني عهد قاجار است.
وي اظهار داشت: باغ قصر، آبشار سخه کمر با چشمه ساران متعدد با هفت آبشار زيبا و پرآب در منطقه نيل برگ را ميان تفرجگاه خوبي براي عاشقان طبيعت است.
وي خاطرنشان کرد: هرسال گردشگران و طبيعت گردان زيادي براي بهره مندي از جاذبه هاي منطقه سفر مي کنند و براي نوروز نيز تدابير لازم براي پذيرايي از مسافران و طبيعت گردان فراهم شده است.
به گفته وفايي، جاذبه هاي اين شهرستان فقط منحصر به شهر نبوده و زيباييهاي مختلف قطعه اي بهشت را در اين نقطه از کرانه خزر ايجاد کرده تا جايي که لقب نگيني و صدف کرانه خزر را به خود اختصاص داده است.
احمد شاکري شهردار راميان گفت: چشمه گل و دالان بهشت اين منطقه نيازمند توجه ملي است و در صورت توجه، اين منطقه از نقاط بکر و ديدني است که در جذب گردشگر نقش بسياري دارد و بايد برخي امکانات در حاشيه آن فراهم شود.
وي افزود: چشمه گل راميان در 5 کيلومتري جنوب شهر راميان واقع شده و آب آن از عمق مي جوشد و به علت داشتن عمق زياد منظره زيبايي ايجاد کرده است.
شهردار راميان اظهار داشت: 35 ميليون مترمربع آب در اين چشمه جمع مي شود که با ساختن سد در اين مکان مشکل تامين آب روستاهاي حاشيه آن برطرف مي شود.
به گفته شاکري ، براي آسفالت جاده اين چشمه گل، 300 ميليون ريال کمکهاي مردمي جمع شده و نياز است تا حمايتهاي دولتي در اين بخش افزايش يابد.
کاروانسرای دیر گچین
کاروانسرای دیر گچین، کاروانسرایی قدیمی است که در نزدیکی شهر ری واقع است.
اين كاروانسرا با عنوان مادر کاروانسراهای ایران در سال 1382 در فهرست آثار ملی به ثبت رسید. قدمت این کاروانسرا به دوران سامانی و صفویه می رسد.
یکی از دلایل نام نهادن کاروانسرای دیر گچین به عنوان مادر کاروانسراهای ایران، وجود کلیه مایحتاج مسافرین از جمله: مسجد، آسیاب، حیات خلوت، حمام و توالت عمومی در داخل کاروانسرا است.
اين کاروانسرا دارای 6 برج است که 4 برج در گوشه ها و 2 برج نیمه مدور در طرفین ورودی قرار دارد.
كاروانسراى دير گچين، بين راه شرق به غرب كاروانيان واقع شده بود، كه به نام هاى قصرالجعين، قصر گچ، دير گچين، قلعه دير، دژ كردشير معروف بوده است.
پايه هاى اين كاروانسرا متعلق به يك آتشكده در دوران ساسانى بوده كه در زمان صفويه از قلعه به كاروانسرا تغيير كاربرى يافته است.
اين كاروانسراى چهار ايوانه به دليل وزش بادهاى كويرى در ضلع شمال شرقي، جنوب غربى احداث شده است.
وسعت محوطه كاروانسراى دير گچين به 12 هزار متر مربع مى رسد كه بناى كاروانسرا با وسعتى حدود 8 هزار متر مربع در ميان آن احداث شده است.
اين بناى قديمى داراى 43 حجره، ايوان شاه نشين، حياط خلوت و 8 شترخانه، داراى منظر شاهى و 2 مغازه براى نگهدارى كالا، حمام و مسجد است.
کاروانسرای دیرگچین در دوره های مختلف از جمله دوران صفویه و قاجار مورد مرمت و بازسازی قرار گرفته است. با توجه به قدمت، وسعت و اهمیت آن که در بیشتر منابع و متون به عنوان مادر کاروانسراهای ایران از آن نام برده شده است و با توجه به طرح احداث جاده اصلی گرمسار به قم که از نزدیکی این بنا می گذرد، اداره کل میراث فرهنگی استان تهران تصميم گرفت اين كاروانسرا را به مکان توریستی و گردشگری تبديل كند.
سفر به آفريقا، مُد امروز گردشگري
مترجم: شادي جمشيدي
اين روزها سفر به قاره آفريقا و گردشگري در مناطق طبيعي آن تقاضايي مطرح در شركت هاي خدمات مسافرتي شده است، بهگونه اي كه احساس مي كني سفر به اين ديار مُد شده است، اما گويي تور گردانان و خدمات دهندگان مقصدي جديد راهانداخته اند.در اين شرايط بهتر است قبل از آنكه آژانس هاي مسافرتي به شما بگويند به كدام كشور برويد خودتان نگاهي به وضعيت و جغرافياي كشورهاي آفريقايي بيندازيد.
كشورهاي آفريقايي عمدتاً مناطق بكر طبيعي بسياري دارند؛ به همين دليل سفر به آفريقا به نوعي يك طبيعتگردي بكر محسوب مي شود . بهنظر مي رسد تجربه گردشگري در طبيعت آفريقا بتواند به ما نيز در راه اندازي طبيعت گردي درست و به معناي واقعي آن كمك كند.
شكوه قاره آفريقا در منظره و چشم اندازهاي بسيار زيبا و حيرتانگيز، حيات وحش شگفت آور و فرهنگ هاي انساني متفاوت آن است. در قاره آفريقا 50 كشور وجود دارد و بيش از800 ميليون نفر در اين قاره زندگي مي كنند. قاره آفريقا از نظر وسعت، دومين قاره بزرگ جهان پس از قاره آسياست.
اقيانوس ها و درياچه هايي كه دورتادور قاره آفريقا را در بر گرفته اند، موجب شده اند كه اين قاره سواحلي طولاني داشته باشد. اين سواحل در كناره هاي اقيانوس اطلس، اقيانوس هند، درياي مديترانه و درياي سرخ امتداد يافته اند. در شمال قاره آفريقا بيابان «ساهارا» يا «صحراي بزرگ» قرار دارد. صحراي بزرگ وسيع ترين بيابان جهان است و تقريباً تمام بخش شمالي قاره آفريقا را در بر گرفته است.
2 صحراي مهم ديگر هم در بخش جنوبغربي قاره آفريقا وجود دارند كه نامهاي آنها «كالاهاري» و«ناميبي» است.
2 رود مهم و اصلي كه در قاره آفريقا جاري هستند رود نيل و رود كنگو هستند. رود نيل طولاني ترين رود جهان است. در بخش انتهايي اين رود و در جنوب آن درياچه ويكتوريا قرار دارد كه بزرگترين درياچه قاره آفريقاست.
در نزديكي درياچه ويكتوريا و در سمت جنوب شرقي اين درياچه كوه «كليمانجارو» قرار دارد كه بلندترين منطقه قاره آفريقاست. همچنين يكي از مهمترين آبشارهاي جهان به نام «آبشار ويكتوريا» هم در قاره آفريقا قرار دارد.
حيات وحش قاره آفريقا در جهان معروف است. حيوانات اين قاره فيل، كرگدن، اسبآبي، شير و ببر هستند. همچنين حيوانات ديگري مانند آهو، غزال، زرافه، ميمون، گوريل، كفتار و شامپانزه نيز در اين قاره وجود دارند. بيشتر اين حيوانات در علفزارهاي باز و وسيع اين قاره و جنگل هاي حاره اي و باراني آن زيست مي كنند.
مردم قاره آفريقا از صدها قوم و گروه مختلف هستند و هر گروه زبان، سنت، مذهب، هنر و تاريخ ويژه خود را دارند. قاره آفريقا در دوران تاريخ سياسي خود، مقر سلطنت مصري ها، پادشاهان آفريقايي، مستعمره اروپايي ها و كشورهاي مستقل بوده است.
كشورهاي آفريقايي: كنگو
25هزار سال قبل، مردماني در قاره آفريقا به جنگل هاي واقع در حوزه رود كنگو آمدند و زندگي خود را در اين منطقه آغاز كردند. رود كنگو در نيمه غربي قاره آفريقا جاري است. مردم اين منطقه از جنگل، چوب فراهم كرده و براي غذا هم از ريشه هاي خوراكي گياهان استفاده مي كردند. رود كنگو يكي از پهن ترين رودهاي جهان است؛ فقط رود آمازون واقع در آمريكايجنوبي است كه نسبت به رود كنگو در مناطق وسيع تري جاري است.
امروزه حوزه رود كنگو شامل 2 كشور مي شود كه هر يك از آنها در دو طرف رود كنگو قرار دارند. نام هر دوي اين كشورها، كنگو است. گاهي براي تشخيص آنها از يكديگر از نام شهرهايي كه پايتخت اين دو كشور است، استفاده مي كنند.
پايتخت يكي از آنها برازاويل و پايتخت ديگري كينشازاست. كنگو (برازاويل) بهطور رسمي با نام جمهوري كنگو و كنگو (كينشازا) بهطور رسمي جمهوري دمكراتيك كنگو ناميده مي شوند. نام منطقه كنگو از كلمه «باكنگو» گرفته شده كه نام يكي از گروه هاي اصلي است كه در اين منطقه زندگي مي كنند.
اين مردم از چندين قرن پيش، در اين منطقه زندگي مي كرده اند؛ از هنگامي كه كنگو مقر حكومت پادشاهان مختلف بوده است. در سال1483 ميلادي (قرن پنجم) هنگامي كه پادشاهي كنگو در اين كشور حكومت ميكرد، پرتغاليها به كنگو آمدند. ابتدا پرتغالي هاي تازه وارد، با مردم اين حكومت رفتاري دوستانه داشتند تا اينكه بالاخره در سده 1530 (قرن ششم) پرتغالي ها مردم «باكنگو» را بهعنوان برده به خارج از كشور مي فرستادند.
در اواخر سال هاي1800 ميلادي (قرن نوزدهم) ديگر كشورهاي اروپايي نيز به منطقه كنگو علاقمند شدند. آنها متوجه شدند كه مي توانند از اين رود با ارزش به عنوان مسيري براي تجارت و داد و ستد ميان كشورهاي واقع در غرب آفريقا و كشورهاي بخش داخلي اين قاره استفاده كنند.
مردم منطقه كنگو در سال1960 ميلادي بالاخره توانستند استقلال خود را بهدست آورند. با اينكه هر دو كشور كنگو آزادي خود را بهدست آوردند ولي با مشكلات زيادي روبهرو شدند و دورههاي سخت و خشن جنگ هاي داخلي براي كسب قدرت را تجربه كردند. بيشتر مردمان ساكن كشورهاي كنگو روستانشين هستند و تقريباً بيش از دوسوم اين مردم در روستاها زندگي فقيرانه اي دارند.
گينه
گينه كشوري است كه در غرب قاره آفريقا و در كناره اقيانوس اطلس قرار دارد. پايتخت اين كشور شهر«كاناكري» است كه بندر بسيار مهم اين كشور است. كشتي ها به اين بندر مي آيند و مواد معدني و كالاهاي ديگري را بار مي زنند و به بازارهاي سراسر جهان حمل مي كنند.
كشور گينه به 4 منطقه اصلي تقسيم مي شود: يك منطقه دشت هاي هموار واقع در امتداد ساحل هستند و ديگري منطقه شمال گينه است كه شامل علفزارهاي وسيع استوايي است كه « ساوانا» نام دارند. در اين علفزارهاي استوايي و در فصل باران هاي شديد، علف هايي مي رويند كه ارتفاع آنها به 3 متر مي رسد.
در ميان «ساوانا» يا علفزارهاي شمال گينه درخت هايي به صورت پراكنده در لا به لاي علف ها رشد مي كنند. در شرق گينه و درست در كنار دشت هموار، ناگهان رشته كوه هاي «فوتا جالان» سر بر افراشته اند. كوههاي فوتا جالان سرچشمه 3رود اصلي جاري در منطقه غرب قاره آفريقا هستند. اين كوه ها منبع رودهاي نيجر، گامبيا و رودخانههاي سنگال هستند كه جريان اين رودها از كشور گينه و از كوههاي فوتا جالان آغاز مي شود.
جنوب شرقي گينه منطقه اي تپه اي است كه اين تپه ها پوشيده از جنگل هاي انبوه هستند و در اين جنگلها درختاني با چوب هاي بسيار باارزش رشد كرده اند؛ مانند درختان ساج، ماهون و آبنوس، ولي بسياري از اين جنگل ها به تدريج به علفزارهاي لخت تبديل مي شوند زيرا مردم منطقه اين درختان را بهصورت فراوان قطع مي كنند تا بتوانند از زمينهاي هموار براي كشاورزي و تهيه مواد غذايي استفاده كنند و بيشتر مردم گينه محصولات كشاورزي و موادغذايي خود را از اين طريق تأمين مي كنند.
مردم گينه برنج، آرد مانيوك، سيب زميني شيرين، موز، قهوه، آناناس، بادام زميني، سيب زميني هندي و ذرت مي كارند. مقدار كمي از اين محصولات كه در گينه كشت مي شوند به كشورهاي ديگر فروخته مي شوند.
مردم اين كشور از گروه ها و اقوام مختلف هستند. بسياري از مردم منطقه كوه هاي فوتاجالان از اقوام «فولاني» هستند. در منطقه شمال گينه اقوام «ماكين» زندگي مي كنند و ديگر اقوام مهم و اصلي گينه اقوام سوسو، كيسي و كيپل هستند.
تا سال1958 كشور گينه مستعمره كشور فرانسه بود، به همين علت زبان رسمي مردم گينه، زبان فرانسه است. اما مردم اين كشور به زبان هاي مختلف و فراوان دیگر هم صحبت مي كنند.
منبع: همشهری آنلاین
پارتنون؛ سفيد، آبي، قرمز
آتوسا رقمي
معبد «پارتنون»، اين ساختمان سفيد باشكوه، قرن هاست بر فراز تپهاي در «آكروپليس»، در نزديكي شهر آتنِ يونان ايستاده، در برابر آسمان آبي مي درخشد و زيبايي اش را به رخ مي كشد.
با وجود باد، باران، تابش آفتاب و اتفاق هايي كه در طول زمان باعث فرسايش اين ساختمان شده اند، هنوز بخش هايي از آن باقي مانده و اين باقي مانده ها، آنقدر جذاب و زيبا هستند كه هر سال عده زيادي را براي تماشاي اين ساختمان به يونان و شهر آتن مي كشانند. همه اين بازديد كننده ها، مي دانند چيزي كه به ديدنش مي روند، با اصل آن خيلي فرق مي كند، با ساختماني كه بيشتر از 2500 سال پيش در اين مكان ساخته شده است، اما متخصصان به تازگي چيزهايي را درباره تفاوت اين ساختمان با اصل آن كشف كرده اند كه هيچ فردی حتي فكرش را هم نمي کرد: اين ساختمان سفيد درخشان، در اصل سفيد نبوده است!
اين متخصص ها مي دانستند كه يوناني ها، مجسمه ها و ساختمان هايي را كه از سنگ مرمر مي تراشيدند، رنگ مي كردند، اما در ساختمان پارتنون هيچ اثري از رنگ نديده بودند، تا اينكه «جيوواني ورّي»، يك پژوهشگر ايتاليايي، به شيوه اي خاص از قسمت هاي مختلف ساختمان عكاسي و ذره هاي ميكروسكوپي رنگ آبي را در آنها كشف كرد. در اين شيوه، نوري خاص بر مولكول هاي رنگ آبي تابانده و باعث مي شود اين مولكول ها نور مادون قرمز از خودشان ساطع كنند؛ آنوقت اگر با دستگاهي خاص به قسمت هايي كه حاوي اين مولكول ها هستند، نگاه كنيم، آنها را درخشان مي بينيم.
هر چند تا به حال تنها چند نقطه كوچك آبي روي بخش هايي از ساختمان پارتنون ديده شده، اما متخصصان حدس مي زنند كه در رنگ آميزي اين ساختمان از رنگ قرمز هم استفاده شده بوده، به خصوص در زمينه مجسمه هاي سَردَر اين ساختمان.
در ضمن، آنها فكر مي كنند در خود مجسمه ها هم سايه هايي از رنگ طلايي بهكار رفته بوده. اين متخصصان ميگويند، فاصله اين مجسمهها از زمين بيشتر از دوازده متر است و يوناني ها آنها را از اين فاصله ميديده اند؛ رنگ قرمز ملايم در زمينه آنها و همينطور طلايي در خود مجسمه ها، كمك مي كرده اين آثار بهتر ديده شوند.
درباره پارتنون
يونانيها اين ساختمان را حدود قرن پنجم پيش از ميلاد، براي الهه اي به نام «آتِنا» ساخته بودند، الهه اي كه آنها فكر مي كردند نگه دارنده مردم شهر آتن است. پارتنون در حقيقت در آن زمان جانشين ساختماني قديمي تر شده بود كه حالا ما به آن «پارتنون قديميتر» مي گوييم. پارتنون قديميتر، زمان جنگ ايران و يونان از بين رفته است.
پارتنون، مهم ترين اثر معماري دوره هنر كلاسيك يونان است كه تا به امروز باقي مانده و مجسمه هاي سردر آن هم يكي از نقطه هاي اوج هنر يوناني به حساب مي آيند. ساختمان پارتنون نشانه دموكراسي آتني هم هست.
حال وزارت فرهنگ يونان دارد اين ساختمان را تعمير و بازسازي مي كند.
نمونه هاي بازسازي شده
پارتنون نه تنها يكي از زيباترين و باشكوه ترين ساختمان هاي جهان است، بلكه از مهم ترين و بينظيرترين آثار فرهنگي جهان هم به شمار مي رود؛ به همين دليل در خيلي از جاهاي دنيا، سعي كرده اند عين آن را بسازند. نمونه آنها، ساختمان «پارتنون» در پارك «سده» شهر «نَشويل» آمريكاست؛ در ساخت اين ساختمان، كوچك ترين جزئيات هم از نمونه اصلي كپي شده است. سازندگان اين ساختمان براي هر قسمت از آن، قالب هايي از روي ساختمان اصلي تهيه كرده و به كمك اين قالب ها، ساختمان جديد را ساخته اند.
مجسمه سيزده متري «آتِنا» هم بازسازي و در اين ساختمان كار گذاشته شده است. اين مجسمه هم از هر نظر مثل نمونه اصلي آن است كه حالا در موزه بريتانيا در شهر لندن نگهداري مي شود.
ساختمان پارتنون پارك سده، در اصل براي برگزاري نمايشگاهي در سال 1897 ميلادي ساخته شد و حالا موزه شهر نِشويل است. در اين موزه، مجموعهاي از آثار هنري به طور ثابت نگهداري و نمايشگاه هاي دوره اي هم در آن برگزار مي شود.
منبع: همشهری
مسجد مقدس محدثين
مسجد مقدس محدثين، در محدوده مركزي شهر بابل، خيابان شيخ كبير واقع شده است.
اين مسجد از سمت شمال به محله سرحمام و از سمت شرق به محله شهيد گدازگرو از سمت غرب به محله شهيد روشن ضمير و از سمت جنوب به فاصله تقريبي دويست متر به خيابان اصلي نواب صفوي و چهار راه گلشن متصل مي باشد.
مساجد متعددي اطراف مسجد مقدس محدثين واقع شده است كه مانند حلقه انگشتر آن را احاطه نموده اند.
اين مسجد، از شمال به مسجد كاظم بيك و از شمال شرقي به مسجد پيرعلم و از شرق به مسجد امام موسي بن جعفر (ع) و از غرب به مسجد كوچك (شمشير گر محله) و از جنوب به مسجد گلشن و از جنوب غربي به مسجد خاتم الاوصياء«عج» مي رسد كه ميانگين فواصل اين مسجد با مساجد ديگر حدود 300 متر است.
قدمت تاريخي بناي اين مسجد 290سال است كه در زمان نادرشاه افشار به دست عالم فرزانه، محمد نصير بارفروشي (ملا نصيرا) بنا شده است.
حدود سال 1346 شمسي، اين مكان با همت مرحوم حقوقي و مؤمنين تجديد بنا شد كه امروزه، شبستان پايين را تشكيل مي دهد و در سال1380شمسي، شبستان بالا، توسط افراد نيكو كار، ضميمه آن گرديد.
مساحت كل مسجدحدود 1600متراست كه ازچند قسمت تشكيل شده است:
- شبستان پايين و شبستان بالا كه درسال 1372 به شبستان اول اضافه شده است.
- قبرستان، (حياط مسجد)كه از زمينهاي مرحوم ملا نصيرا بود.
- مقبره علماء، كه مرحوم ملا نصيرا و شيخ كبير در آن مدفون هستند.
اين مسجد داراي سه درب شرقي، غربي و جنوبي است.
برج قربان
این بنای تاریخی در شهر همدان و در محله زندی ها، نزدیک به دبیرستان ابن سینا قرار گرفته است. از قرار معلوم مدفن شیخ الاسلام حسن بن عطار حافظ ابوالعلا و جمعی از امرای سلجوقی است که در قرن هفتم و هشتم هجری به طرز ساده و بی پیرایه ساخته شده است.
بنا از یک برج دوازده ضلعی آجری با گنبد هرمی شکل دوازده ترک آجری تشکیل شده و بر روی طاق سردابه این برج سنگ نوشته ای وجود دارد که قدمت آن به سال 1009 ه.ق می رسد و ظاهرا هیچگونه ارتباطی با بنا ندارد.
در وجه تسمیه این بنا از شخصی به نام قربان نام برده اند که این محل را در حمله افاغنه سنگرگاه خود قرار داد و از اهل محل خود دفاع کرد.
رود تجن
رود تجن یا گرماب رود، در استان مازندران جاري است.
رودخانه تجن، رودی است که در شرق شهرستان سرخس جاری است. این رود از تلاقی دو رود کشف رود و هریرود بوجود آمده است.
این رودخانه مانند دیگر رودهای منطقه دائمی نیستند و در فصول سال با تغییرات میزان ریزش باران، دارای نوسانات زیادی می باشد.
رودخانه تجن بزرگ ترین منبع آب سطحی دشت سرخس می باشد.
رود تجن به طول حدود 140 کیلومتر از کوه های علی خانی، داراب کوه و سرکوه از ناحیه کوهستانی هزار جریب در دامنه های شمالی رشته کوه البرز سرچشمه می گیرد و با گذشتن از شرق شهر ساری، نزدیک آبادی خزرآباد، در 25 متری پایین تر از سطح آب های آزاد به دریای خزر می ریزد.
قسمت علیای تجن در بخش هزار جریب در شهرستان نکا و بخش چهاردانگه و دودانگه در شهرستان ساری، جهت عمومی جنوب شرقی ـ شمال غربی و بستری سنگلاخی دارد و ریزابه های ببرچشمه و آبتیرچای از ساحل راست و شیرین رود و سفیدرود و لاجیم از ساحل چپ به آن می پیوندند.
همچنین رود دایمی زارِم رود- ظالم رود به طول حدود 100 کیلومتر با جهت عمومی شرقی ـ غربی از ریزابه های سمت راست تجن است و در حدود 16کیلومتری جنوب شهر ساری به آن می پیوندد.
قسمت سفلای تجن که از حدود 8 کیلومتری جنوب شهر ساری (نزدیک آبادی تنگه لته) آغاز می شود، در بخش مرکزی شهرستان ساری با جهت عمومی جنوبی ـ شمالی جریان دارد و بستر آن ماسه ای است.
پوشش گیاهی حاشیه تجن در قسمت علیا، درختان جنگلی پهن برگ مانند مازو، توسکا، سفیدار، لیکی، آزاد و انجیلی و در قسمت سفلا، انواع گیاهان آبزی حاشیه ای است.
تجن در منطقه زلزله خیز البرز قرار دارد. در زمین لرزه سال 1314 پانصدمتر از مسیر تجن در نزدیکی محل دوسله، در حدود 33 کیلومتری جنوب شرقی شهر ساری، بسته شد.
کاروانسرای قوام آباد سیوند
کاروانسرای شاه عباسی سیوند در دوران صفویه بر کنار شهر قدیم سیوند (سیوندخرابه)ساخته شده است.
پیش از انقلاب، قوام شیرازی رعیت های عشایر خود را در آن ساکن کرد و بعدها سازمان میراث فرهنگی آن را به نام کاروانسرای قوام آباد به دلیل مجاورت با روستای قوام آباد به ثبت رساند.
کاروانسرای قوام آباد سیوند آسیب های فراوان دیده و با آنکه این اثر به نام کاروانسرای سیوند در زمان صفوی در کنار شهر قدیم سیوند ساخته شده است، اما در اداره میراث فرهنگی شهرستان مرودشت به عنوان کاروانسرای قوام آباد آورده شده است.
سیوند خرابه شهر قدیم سیوند است كه از غرب به امامزاده عقیل سیوند و گورستان قدیم سیوند و از شرق به کاروانسرای سیوند در دامنه کوه های سیوند و در کنار رود سیوند محدود مي شود.
این مکان تا پیش از حمله محمود افغان شهری آباد بوده و در حمله محمود به کلی ویران شده است.
غارهاي ديدني قزوين
در قزوين، امروزه يکي از مهمترين جاذبه هاي گردشگري در جهان پديده افسونگر و زيباي غارها است که به سرزمين عجايب، بهشت گمشده و دنياي اسرار آميز نيز شهرت يافته اند.
کساني که براي ديدار مطلق شگفتي و زيبايي به غارها گام مي نهند احساسي شگرف از این ديدني هاي طبيعي به آنها دست می دهد که درمي يابند هيچگاه در محيط روز مره زندگي نظير آن را نمي بينند.
در دل کوه هاي البرز، خرقان و رامند در استان قزوين غارهاي باشکوهي وجود دارند که بخش قابل توجهي از ميراث طبيعي گرانبهاي ايران را تشکيل مي دهند.
غارهاي سلطان بلاغ، آق بابا، شهر باز، کول، قره قورتان، آلابارباغلاري، شاکين، قزل قلعه، چهل دختر، آلتين کش، بروج، ماهين، ملکشاه، اسکول و غار پلنگ از آن جمله اند.
و از اين ميان مهمترين غارهاي موجود در استان قزوين غار ولي، غار سفيد آب، غار قلعه کرد، غارهاي عباس آباد و غار يخي انگول است.
غار ولي
غار ولي در پنج کيلومتري جنوب غربي روستاي گشنه رود از بخش رودبار شهرستان است که حدود 250 ميليون سال قبل بر اثر انحلال سنگهاي آهکي سازند روته تشکيل شده و متعلق به دوره پرمين و اواخر دوران اول زمين شناسي است.
اين غار از نوع مرطوب بوده و داراي يک تالار اصلي و چند تالار فرعي به مساحت حدود يکصد متر و ارتفاع 20 متر است که هوايي ساکن و سرد دارد.
متاسفانه استالاکتيت ها و استالاکميت هاي بسيار زيبا و حجيم آن به دليل دسترسي نسبتا آسان دستخوش تخريب سودجويان قرار گرفته و چکيده ها و چکنده هاي فراواني توسط غارتگران شکسته و به يغما رفته است.
بعضي شواهد از انسان زي بودن اين غار در گذشته هاي دور نيز حکايت دارد.
غار سفيد آب
در 4 کيلومتري شمال روستاي سفيد آب و در دل کوه سفيد چشمه به ارتفاع تقريبي 2400 متر از سطح دريا غار شگفت انگيز سفيد آب واقع شده است.
اين غار به خاطر وجود آب بسيار، دهليزهاي عمودي فراوان که فرود بعضي چاه روهاي آن به عمق 50 متر مي رسد و استالاکتيت و استالاکميت هاي جوان و بافتهاي گل کلمي در سطوح مختلف آن مورد توجه غار نوردان و گردشگران ماجراجو است.
زمين شناسان بر اساس سنگهاي آهکي رسي مربوط به سازند روته سن غار سفيد آب را بين 250 تا 290 ميليـون سال تخمين زده اند.
غار قلعه کرد
غار قلعه کرد در 20 کيلومتري برج هاي دوگانه خرقان در دهستان حصاراز توابع شهر آبگرم قرار دارد که ارتفاع آن از سطح دريا حدود 2064 متر است.
پس از عبور از دهانه غار و فرود از يک چاه راه 15 متري، تالاري به وسعت بيش از يکهزار مترمربع رخ مي نمايد که داراي چکيده ها و چکنده هاي فوق العاده زيبا و مسحور کننده است.
رطوبت بالا، نقاشي هاي ديواري که نشان از انسان زي بودن غار در سال هاي ديرين دارد و حوضچه هاي آب ، ويژگي هاي غار قلعه کرد را افزايش داده است.
قدمت اين غار به دوره اليگوميوس و دوران سوم زمين شناسي مي رسد که تا چهل ميليون سال پيش تخمين زده مي شود.
غارهاي عباس آباد
در شمال شرق شهر آبگرم و در ارتفاع 1600 متري از سطح آب هاي آزاد، دو دهانه غار وجود دارند که با دارا بودن افزون بر 180 متر طول و يک تالار بزرگ، به پرتگاه ها، چاه ها و دهليزهاي متعددي منتهي مي شوند.
اين دو غار که به عباس آباد معروفند در گذشته هاي دور انسان زي بوده و پناهگاهي امن در حوادث براي پيشينيان به شمار مي آمده اند.
غار يخي انگول
غار يخي انگول هم در سه کيلومتري شمال روستاي دينک از توابع بخش کوهين و ارتفاع 1972 متر از سطح دريا واقع شده است.
دسترسي به غار تا حدودي مشکل و ورود به آن به خاطر شيب تند و طبقات مختلف بسيار سخت است.
وجود يخ هاي فراوان در ديواره ها و کف غار موجب سرماي شديد هواي درون آن شده و از ويژگي هاي ممتاز غار به شمار مي رود.
به لحاظ زمين شناسي غار انگول در اثر لغزش سنگ هاي دولوميتي بخش غربي قله کوه انگول به وجود آمده و از دسته غارهاي انحلالي نيست.
سن اين غار بعد از ترياس مربوط به دوران دوم زمين شناسي بوده و تحت تأثیر فعاليت و حرکات تکنونيکي منظم ايجاد شده است.
اين غارهاي زيبا از جاذبه هاي طبيعي استان قزوين به شمار مي روند و در تعطيلات نوروزي مي توانند مورد بازديد مسافران قرار گرفته و شادي و نشاط علاقمندان را فراهم کنند.
مزرعه مايكل جكسون جاذبه گردشگري مي شود
با مرگ مايكل جكسون ـ سلطان موسيقي پاپ ـ بر اثر ايست قلبي در بيمارستاني در شهر لسآنجلس آمريكا، مقامات اين شهر قصد دارند، مزرعه او را كه محل زندگيش نيز بوده و نورلند (Neverland) نام دارد، به يك جاذبه گردشگري تبديل كنند.
كارشناسان صنعت گردشگري پيش بيني مي كنند، در صورت تحقق اين امر، سالانه يك ميليون گردشگر از اين مزرعه كه علاوه بر خانه مايكل جكسون، يك شهر بازي و باغ وحش نيز دارد، ديدن كنند. اين امر مي تواند صنعت گردشگري شهر لس آنجلس را متحول كند.
پيش از اين، گريسلند (Graceland) محل مرگ الويس پريسلي ـ يكي از مشهورترين خواننده هاي جهان در دهه هاي گذشته ـ كه سال 1977 ميلادي در آن درگذشت، از سال 1982 ميلادي به يك جاذبه گردشگري تبديل شد و سالانه ميزبان 600 هزار گردشگر است.
مزرعه مايكل جكسون بيش از يك هكتار وسعت دارد، در سال 1998 ميلادي توسط او خريده شد و يكي از مشهور ترين مكان هاي شهر لس آنجلس و كشور آمريكاست.
سفر هم هنر است
آرش نورآقایی
طبق پيام و شعار سازمان جهاني گردشگري در سال 1983 ميلادي، سفر كردن يك حق و يك مسئوليت شناخته شده است. قبل از آن، سفر كردن يك نوع سبك زندگي به شمار مي رود كه در ميان مردمان جهان رواج داشته و دارد و اما بعد از آن و در زمان حاضر، شايد خيلي دور از ذهن نباشد كه سفر كردن را به عنوان هنر، بررسي و تحليل كنيم.
هنرها را به هنرهاي دستي، هنرهاي ترسيمي، هنرهاي نمايشي و ... طبقه بندي مي كنند و از آن جا
كه امروز روابط عمومي، به عنوان هنر هشتم قلمداد مي شود، مي توان آن را جزو هنرهاي رفتاري دانست. چنان كه سفر كردن هم به عنوان هنر، مي تواند جزو دسته همين هنرهاي رفتاري باشد.
براي رسيدن به منطقي قابل قبول در اين بحث، ابتدا مي بايستي سفر و انگيزه هاي آن را بشناسيم:
سفر در اسطوره:
اگر به قبل از تاريخ، و در واقع به زماني كه اسطوره ها سخن مي گويند رجوع كنيم، متوجه مي شويم كه بن مايه سفرها در تمام تمدن ها و فرهنگ ها، ماورايي و غير اين جهاني بوده و اين تنها خدايان و پهلوانان بودند كه راه بسيار دشوار سفر را مي پيموده اند تا به مطلوب برسند.
به طور مثال: در بابل، «ايشتار»(الهه عشق و باروري و زيبايي) به دوزخ سفر مي كند تا معشوق خود، «تموز» را بيابد. در هند، «سويتري» به دنبال شوهر خود، «ساتياونت» به جهان مردگان سفر مي كند. در زلاندنو، «هوتو» به دنبال همسر خود، «پاره» به قلمروي شب سفر مي كند. در مصر «ايزيس» به دنبال «ازيريس» به سرزمين مردگان مي رود. در يونان، «اورفه» به هادس (جهنم) سفر مي كند تا همسرش «اوريپيد» را بيابد. در رم «انه» براي ديدار با پدر مرده اش به سرزمين مردگان سفر مي کند.
در بررسي اسطوره هاي بالا، متوجه چند نكته مي شويم: 1- از آن جا كه مقصد همه سفرها، دنياي مردگان و جهان زيرين است، مي توان نتيجه گرفت سفر با مرگ كه ناشناخته ترين موضوعات و اساسي ترين آنها در ذهن بشر است، ارتباط تنگاتنگ دارد. پس مفهوم سفر را مي توان ترك مكان فعلي براي شناخت ناشناخته بزرگ قلمداد كرد. 2- مسافر به دنبال معشوق و همسر خود به دنياي ديگر سفر مي كند. احتمالا او آرامش و امنيت خاطر خود را از دست داده و قصد دارد دوباره آن را به دست بياورد. 3- مقصد، جهان تاريك و قلمروي شب است و از اين جهت كاملا ناشناخته و غريب، پس مسافر از توانايي خارق العاده اي برخوردار است كه مي تواند رنج و سختي را به جان بخرد و سفر كند. 4- در اين سفرها، اميد به بازگشت از دنيایي مردگان و همين طور اميد به زنده بازگرداندن معشوق ديده مي شود.
به طور خلاصه از اسطوره هاي بالا نتيجه مي گيريم كه سفر به منظور شناخت ناشناخته، طلب آرامش، اثبات توانايي و اميد به زندگي صورت مي گيرد.
سفر در افسانه:
در زبان افسانه ها نيز متوجه مي شويم كه: «هومر» شاعر بزرگ يونان در حماسه «اوديسه»، قهرمان داستانش، «اوليس» را به دنياي ارواح برده و خاطرات سفر زندگان به دنياي ديگر را بازگو کرده است. «افلاتون» در کتاب جمهور خود افسانه سفرگونه «ار» را در دنياي پس از مرگ و بازگشت او را به جهان زندگان شرح داده است. «ويرژيل» شاعر بزرگ روم، در اثر معروفش، حماسه «انئيد» قهرمان داستانش، «ائنا» را در سفري به دوزخ فرستاد تا ارواح گذشتگان را ببيند.
«کمدي الهي دانته» هم چيزي نيست جز سفر به دوزخ و برزخ و بهشت.
نتيجه اي كه از اين افسانه ها مي گيريم، شباهت بسياري به همان نتايج قبلي دارد.
پهلوان - مسافر:
چنان كه در اسطوره و افسانه مشاهده كرديم، سفر كردن توسط افراد خاصي صورت مي گيرد كه براي معرفي آنان، بهترين واژه، پهلوان - مسافر است. اينان كه گويي از نيرويي فرابشري برخوردارند، مامن مألوف خود را ترك کرده و براي رسيدن به جواب سوال هاي غيرسطحي، و رسيدن به خواسته هاي غير معمول، سفر مي كنند. يكي از اين قديمي ترين پهلوان - مسافرها، گيلگمش (شخصيت اسطوره اي بين النهريني) است كه براي رسيدن به گياه جاودانگي سفر مي كند. آشنا ترين پهلوان- مسافري كه ما ايراني ها مي شناسيم، رستم است. رستم را كمتر در سرزمين خود مي بينيم، او هميشه درحال سفر و درعين حال مبارزه جويي است. او در مسير هفت خوان توانايي هاي خود را محك مي زند و در سرزمين هاي دوردست به حل مشكلات و از بين بردن هر آن چه امنيت ايرانيان را به خطر مي اندازد، مي پردازد.
سفر در واقعيت و به مثابه هنر:
وجود پهلوان - مسافر تنها در اسطوره و افسانه نيست. بلكه در دنياي واقعي نيز ما با اشخاصي روبرو مي شويم كه براي درك هستي و دنياي پيرامون خود سفر كرده اند و همچون پهلوانان مشكلات بسياري را از پيش رو برداشته اند. كافي است نگاهي به زندگي عرفا، شعرا، و دانشمندان و هنرمندان، چه ايراني و غيرايراني از گذشته هاي دور تا به امروز داشته باشيم، تا اين گفته را تصديق كنيم.
اما آن چه كه ما مي خواهيم در اين بخش بازگو كنيم و در پي آن سفر كردن را به عنوان يك هنر رفتاري شناخته نشده، مورد بررسي قرار دهيم، تمام كنش ها و واكنش هاي روحي مسافر در طول سفر را دربرمي گيرد كه لاجرم از او يك پهلوان با تعريف امروزي و منظورمان هنرمند است، مي سازد.
اغراق نيست اگر بگوييم كه خلاصه تمام نوشته هاي ما مي تواند همان مصرع زيبا و معروف "بسيار سفر بايد تا پخته شود خامي" باشد.
سفر، موضوعي است كه با كنجكاوي آغاز مي شود و با تعالي به پايان مي رسد. در ميانه آن دلشوره هاي ترك عادت هاي معمول موج مي زند. سفر ذهن را از افكار نو آبستن مي كند و زايمان اين زائو را در تنهايي و انزواي روحي عجيبي رقم مي زند كه نمونه اش را فقط در تجربه عشق مي توان يافت. در سفر است كه مي توان زمان را با ترك مكان تحت تاثير قرار داد و جسارت ناديده انگاشتن واقعيت را با نيروي اراده تجربه كرد. سفر مقوله اي است كه قبلش آدمي را در شرايط رويا قرار مي دهد و بعدش نيز به بركت خاطره، در موقعيت افسون.
كسي كه سفر مي كند، با خود عهد مي بندد كه خود را در موقعيت غير خود ببيند كه اگر آگاهانه انجام پذيرد، انقلابي روحي را دربرخواهد داشت. هنر، به تعبيري خلق مخلوقي است متناسب. بنابراين خلق رفتار متناسبي كه نبوده و نديده ايم، مي تواند در زمره هنر باشد.
انسان اگر در مكاني كه مي شناسد رفتاري تعريف شده دارد، مي تواند اميدوار باشد كه در مكان ناشناخته، تعريف رفتاري اش عوض خواهد شد. و در معادله دو مجهولي انسان - مكان، رفتار جواب هاي گوناگون خواهد داشت كه در صورت انتخاب بهترين گزينه، هنر نمايان خواهد شد. چراكه بهترين گزينه يعني خلق بهتر و تازه تري از انسان، كه دقيقا رسالت هنر، يعني خلق بهتر و تازه تر را تداعي مي كند.
در بخش «سفر در اسطوره» گفتيم كه سفر به منظور شناخت ناشناخته، طلب آرامش، اثبات توانايي و اميد به زندگي انجام مي گيرد. آيا همه اين ها ذات و هدف اصلي هنر نيست؟ و آيا هنر، همان جواب دادن به سوال هاي غيرسطحي و رسيدن به خواسته هاي غير معمول نيست؟
منبع: خبرگزاری میراث فرهنگی
دریاچه گهر؛نگين فيروزه اي رنگ اشترانکوه
درياچه زيباي گهر در استان لرستان نگين فيروزه اي رنگ بي مانند و بي مثالي است که در ميان قله هاي برافراشته اشترانکوه خودنمايي مي کند.
درياچه گهر با زيبايي هاي بي نظيرش هر ساله پذيراي سيل عظيمي از طبيعت گردان و گردشگران از سراسر کشور و حتي از ديگر نقاط دنيا است. درياچه گهر به عنوان يکي از درياچه هاي بکر و زيباي آب شيرين ايران در ميان رشته کوه هاي زاگرس و در دامنه اشترانکوه واقع شده و اين درياچه از ذوب برف هاي اشترانکوه و انباشت آب آن در پشت سد يا آب بندي که از ريزش کوه پديد آمده تشکيل شده است.
درياچه گهر که داراي لقب نگين اشترانکوه است از زيباترين درياچه هاي کوهستاني ايران بوده که در 121 کيلومتري شرق استان لرستان به مرکزيت خرم آباد و در 35 کيلومتري جنوب شرقي شهر دورود در اين استان واقع شده است و همچون نگيني در مرکز منطقه حفاظت شده اشترانکوه قرار گرفته است.
اين درياچه کم نظير شامل 2 بخش به نامهاي گهر بزرگ و گهر کوچک - يا گهر بالا و پايين- است که وسعت درياچه گهر بزرگ حدود 100 هکتار و عمق درياچه بين 4 تا 28 متر و عرض آن بين 400 تا 800 متر و طول آن 1500 متر است.
ميزان بارش سالانه در منطقه حدود 931 ميلي متر است که بيشتر به صورت بارش برف مي باشد به طوريکه در سالهاي پربرف سطح درياچه يخ بسته و مناظر زيبا و بديعي را براي علاقمندان به طبيعت و گردشگران به وجود مي آورد.
درياچه گهر در بين رشته کوههاي اشترانکوه محصور شده و بسياري از کوهنوردان در تمامي فصول سال به قلل مرتفع اين کوهها از جمله قله هاي متنوع اشترانکوه، گل گل، سن بران، پل پازن پير، تخت شاه و ... صعود مي کنند.
پوشش گياهي اطراف درياچه گهر و منطقه اشترانکوه شامل بلوط، بيد، بادام، پسته وحشي، گلابي وحشي، چنار، نارون، انجير، زبان گنجشک، سيب، زالزالک، ارژن، کنار و ... است.
همچنين مراتع مرغوب اين منطقه بهشت مانند لرستان شامل خانواده غلات و بقولات و چتريان و لاله هاي واژگون، گل شقايق، زنبق و لاله وحشي تاج خروسي و اختر است که در ماههاي آغازين سال اشترانکوه را به جلوه اي ناب از زيبايي ها بدل مي کنند.
از جمله جاذبه هاي درياچه مي توان به واقع شدن درياچه در ارتفاع 2350 متري از سطح درياي آزاد، محصور بودن آن در ميان کوهساران اشترانکوه، رويش متنوع گلها و گياهان دارويي، کوهنوردي، ماهيگيري با قلاب، شنا، قايقراني، ديدن حيات وحش بکر منطقه و راهپيمايي در کنار درياچه اشاره کرد که هر کدام از جاذبه ها خود مجالي براي ثبت خاطرات خوش در ذهن دوست داران طبيعت است.
بهترين زمان بازديد از درياچه از اواخر فصل بهار و اواسط تابستان است. در روزهاي ابتدايي فروردين اين منطقه جلوه اي از زيبايي زمستاني و بهاري ديار لرستان است که هر گردشگري را به خود فرا مي خواند.
در کنار درياچه گهر امکاناتي چون سرويس بهداشتي، پاسگاه نيروي انتظامي، پاسگاه محيط زيست، کمپ موقت تابستاني هلال احمر به منظور خدمات دهي به گردشگران مستقر هستند.
آنچه بيش از هر چيز موجب بکر ماندن درياچه گهر شده است عدم احداث راه آسفالته در اين منطقه است به طوريکه راه هاي دسترسي به درياچه از مسير درود به طرف روستاي کوچک درب آستانه و سپس چشمه خرم است. از شهر دورود تا چشمه خرم حدود 17 کيلومتر جاده آسفالته است و از چشمه خرم تا درياچه گهر 18 کيلومتر مسافت مالرو است.
درياچه گهر داراي اکوزیست بومی بي نظير و حساس
مديرکل سازمان حفاظت از محيط زيست استان لرستان در رابطه با طبيعت زيباي درياچه گهر، اظهار داشت: طبق برآوردهاي کارشناسي درياچه گهر در دامنه اشترانکوه از نظر خروجي و ورودي آب و قرار گرفتن در سطحي از ارتفاع دو هزار متري، يک اکوسيستم حساس است که در بحث گردشگري بايد امنيت اين اکوسيستم حفظ شود.
علي رحيم کاکاوند خاطرنشان کرد: منطقه حفاظت شده اشترانکوه با بيش از 100 هزار هکتار مساحت، يکي از بهترين و بي نظير ترين جاذبه هاي طبيعي محسوب مي شود.
وي خاطرنشان کرد: به طور مثال يکي از نادرترين گونه هاي درختي دنيا در اين منطقه وجود دارد که اين درخت چنانچه در معرض اذيت و آزار قرار بگيرد دست به خودکشي
خواهد زد.
مديرکل حفاظت از محيط زيست استان لرستان يادآور شد: اين درخت اگر در شرايط بد و آزاردهنده قرار بگيرد از خود سمي توليد مي کند که در اثر تابش نور خورشيد بر اين سم، درخت مشتعل گشته و آتش مي گيرد و به اين ترتيب آن درخت دست به خودکشي مي زند.
و اما اين درياچه بي نظير با همه زيبايي هايش نيازمند محافظت و همچنين تهيه طرح جامع گردشگري است که اين امر در سفر هيئت دولت به لرستان مورد توجه قرار گرفت.
تصويب طرح جامع گردشگري گهر
مهندس ناظر مطالعات گردشگري سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان لرستان از تصويب طرح جامع و تفضيلي گردشگري درياچه گهر خبر داد.
حسين فرهاد نژاد پيش از اين در خرم آباد، اظهار داشت: اين طرح در ابتداي سال جاري با تامين نظر سازمان حفاظت محيط زيست در شوراي عالي محيط زيست کشور به تصويب رسيد.
وي تصريح کرد: براي اجراي اين طرح اعتباري بالغ بر 180 ميليون تومان هزينه شده است.
مهندس ناظر مطالعات گردشگري سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان لرستان همچنين به تهيه طرح ارزيابي زيست محيطي اين درياچه اشاره کرد و ابراز اميدواري کرد که اين طرح ظرف يکي دو ماه آينده به تصويب برسد.
فرهاد نژاد تأکيد کرد: اين طرح همه خواسته هاي سازمان حفاظت محيط زيست را برآورده کرده است.
نارین قلعه (نارنج قلعه)
نارین قلعه یا نارنج قلعه مهمترین و ديدني ترين بناى تاریخى شهرستان میبد است.
این قلعه از بناهاى مربوط به دوره اشکانی و قبل از اسلام است و در دوران مظفریان تعمیراتى در آن صورت گرفت. اطراف آن خندقی بوده است و نقب های زیر آن گاهی تا یک فرسنگ امتداد دارد.
در محرم سال 744 جنگ سرنوشت سازی که باعث پیروزی آل مظفر بر چوپانیان گشت در این محل اتفاق افتاده است.
مساحت این قلعه 3 هکتار و بنا در 7 طبقه و داراى برج و بارو و دربندهاى متعدد است و بالاى تپه اى مسلط بر شهر میبد قرار دارد.
قطر پایین ترین حصار قلعه که قسمت بزرگى از آبادى میبد را دربر مى گرفت، 5 و در بعضى قسمت ها به 20 متر مى رسیده است.
نارنج قلعه 4 برج گرد بلند دارد و آنچه امروزه از آن باقی مانده قسمت مرکزی آن است و نشانه هایی از برج ها و باروها در روستای کوچک(کوشک) از آن باقی است.
کوشک یا کوچک نزدیک ترین روستا به دژ بوده است و بیشتر آن را باغ ها و قنات ها و آسیاب دربر می گرفته است.
زیباترین بادگیرها و خانه ها و کوچه های سابات دار بسیار قدیمی در جهان را در این محله زیبا می توان مشاهده كرد.
نارنج قلعه داراى اتاق هاى متعددى بوده است که در حال حاضر قسمت هایى از این اتاقک هاى کوچک تودرتو، موجود است و بسیارى از آنها نیز به علت قرار گرفتن در طبقات پایین و ریختن راهروها هنوز کشف نشده است.
بعضی ها نارین قلعه را همان دژ سفید شاهنامه می دانند. این قلعه بالای یک تپه و مسلط به اطراف ساخته شده و اطراف آن را هم خندق کنده اند.
یک روایت افسانه ای هم حکایت از آن دارد که قلعه در زمان کیومرث ساخته شده و اولين آدم ها از راه آب و دریا به آن پا گذاشته اند.
بعضي ها هم آن را ساخته سپهبد ساسانی- مهبد- می دانند. مهبد از سرداران قباد و انوشیروان بود. در نزدیکی های نارین قلعه میبد سفال های رنگی و نقش دار از دوران عیلامی به دست آمده که بیش از 4000 سال قدمت دارند و به خاطر همین قدمت زیاد ساختمان قلعه به زیگورات یا معابد عيلامي شبیه است.
از این قلعه که كاملاً از خشت و گل ساخته شده است، در دوره های مختلف تاریخی به عنوان ارگ حکومتی یا دژ نظامی استفاده مي شده. اوج اقتدار این قلعه در پیش از اسلام، مربوط به دوره ساسانیان و پس از آن مربوط به دوره آل مظفراست.
بعضي اين کهن دژ را سرآغاز شروع آباداني یزد می دانند. پیچ های تودر توی قلعه، كشمكش ها و جنگ هاي زيادي را به خود ديده است.
اين قلعه، يك قلعه نظامی بوده ولي بعضی با توجه به شکل 5 طبقه آن احتمال می دهند که زیگورات بوده و از آن به عنوان معبد استفاده می کرده اند.
مسجد و مدرسه سپهسالار
(شهید مطهری)
مسجد و مدرسه سپهسالار (شهید مطهری) نخستین و بزرگ ترین مسجد و مدرسه عالی در تهران است.
معماري اين مسجد از نزدیك ترین تلفیق ها میان معماری ایرانی و معماری مساجد استانبول است. مسجد سپهسالار گنبد ویژه ای دارد؛ تعداد مناره های بیش از اندازه متداول آن كه حدود 10 مناره است و گنبد دو گوش خوابیده اش نشان از سبك معماری مساجد تركیه دارد.
كارشناسان معماری معتقدند كه این بنا با بهره گیری از كاشی كاری ها و مجموعه هنرهای معماری دوره قاجار طراحی و ساخته شده است.
در سال ۱۲۹۶ قمري میرزا حسین خان سپهسالار دستور ساخت مسجدی را داد که اکنون، از زیباترین بناهای شهر تهران به شمار می رود.
طراحی مسجد را ممتحن الدوله به عهده گرفت و معمار آن حاج حسن قمی بود. ساخت هسته اصلی بنا نزدیک به 5 سال به طول انجاميد.
در دوره های بعدی، تکمیل بخش هایی از مسجد همچنان ادامه یافت که در سال ۱۳۲۰، در محل گل خانه قدیمی، تالاری ساخته شد که امروز مجموعه دارالقرآن است.
در سال ۱۳۴۲، استاد لرزاده تغییراتی در شبستان زمستانی ایجاد کرد و در سال ۱۳۷۵، نیز مهندس سعیدی گنبد اصلی را مرمت کرد.
وجه دیگری که به این مجموعه اهمیتی دو چندان می بخشد کتابخانه مسجد است که در سال ۱۲۹۷ قمري، سپهسالار با خرید کتابخانه ۴۰۰۰ نسخه ای اعتضادالسلطنه آن را پایه گذاری کرد.
هم اینک، گنجینه ای با بیش از ۴۲۰۰ کتاب خطی به خط مؤلفان و نزدیک به ۱۰۰۰۰ کتاب چاپ سنگی در این کتابخانه موجود است.
این بنا دارای 3 ورودی در بخش شمالی بوده که به علت احداث کتابخانه ملی توسط مهندس سیحون در سال 1342 مسدود و ارتباط این قسمت از بنا با باغ بهارستان قطع شد.
ورودی اصلی اين مسجد با عقب نشینی نسبت به پیاده رو از الگوی جلوخان تبعیت کرده و ورودی شرقی نیز چنین الگویی را به صورت ساده تری داراست.
از ویژگی های مهم فضای مسجد سپهسالار، که در واقع یکی از برجسته ترین ابداعات معماری قاجاری نیز به شمار می رود، وجود مهتابی ها و بهارخواب های وسیع در طبقه فوقانی است. بعد از انقلاب اسلامي، مسجد و مدرسه سپهسالار به مدرسه عالی شهید مطهری تغییر نام يافت.
مسجد و مدرسه عالي شهيد مطهري میزبان بسیاری از مراسم مهم مذهبي، كشوري و لشكري است و به اين اعتبار مي توان آن را بناي يادماني دانست كه در تحولات سياسي يك صد ساله اخير مطرح بوده است.
معرفی قلعه های استان آذربایجان غربی
زهره پری نوش
قلعه کاظم داشی (کاظم خان)
این قلعه صخره ای با ارتفاع بیش از سی و پنج متر به صورت شبه جزیره در ساحل دریاچه ارومیه قرار دارد. در گذشته این محل" یکدر" و " قرخلار" (چهل تن) نامیده می شد. در سال های 1914- 1918 م شخصی به نام کاظم خان- از افراد غیور قوشچی - این قلعه را جهت دفاع در برابر حمله های " اسماعیل آقا سیمیتقو" ساخت. آثار عمارت و ساختمان های متعددی از سنگ های بزرگ و تراشیده در پی و بنای این قلعه به چشم می خورد. در این قلعه تعدادی سنگ قبر از مرمر سفید و درخشان وجود دارد که روی آنها عباراتی به خط نسخ زیبایی حجاری شده است. در بالای این قلعه چاهی به طول و عرض دو و نیم متر و عمق هشت متر دیده می شود.
این قلعه فقط یک در دارد که به جاده سنگی باز می شود. در قرن هفتم ه.ق به دستور هلاکوخان این قلعه تجدید بنا شد.
قلعه اسماعیل آقا
در فاصله هجده کیلومتری شمال غربی شهرستان ارومیه، به فاصله نسبتاً کمی از جاده "سیرو"، در بالای یک رشته کوه منفرد بقایای آثار و قلعه ای نظامی به چشم می خورد. این کوه از دو طرف با شیب تند به رودخانه نازلو چای منتهی می شود و به لحاظ موقعیت سوق الجیشی حایز اهمیت است.
آثار موجود در این قلعه به دو دوره تاریخی تعلق دارد:
الف) دوره اول: آثاری مربوط به هزاره اول ق. م را شامل می شود. از این دوره بقایای دیوارهایی از یک پادگان نظامی اورار توبی باقی مانده است.
ب) دوره دوم: شامل آثار و بقایای قلعه دفاعی دیگری است که دیوارهای آن به همراه برج های دیده بانی پا برجاست و متعلق به یکی از اربابان محلی دوره قاجاریه است.
قلعه شای (پوشتو)
این دژ که در اقصی نقاط آذربایجان غربی افسانه های حیرت آوری به آن نسبت می دهند، از موقعیت طبیعی ویژه ای برخوردار است و برای دیدن آن باید راه ناهمواری را که از جاده مهاباد به سردشت منشعب و از آن به روستای " داغه" ختم می شود، پیمود. این صخره هشتاد متر ارتفاع دارد و صعود به بالای آن تنها از یک راه که در جبهه غربی است، صورت می گیرد.
ساختمان های مورد بحث با سنگ لاشه و در بعضی قسمت ها بدون ملاط ساخته شده است. سفال های به دست آمده از این قلعه بسیار خشن و ابتدایی و اکثراً دست ساز
هستند. بررسی این گونه سفال ها و همچنین پی های ساختمانی موجود آشکار می سازد که نخستین سنگ بنای این دژ عظیم و شگفت آور در اوایل هزاره اول ق.م به وسیله اقوام محلی پایه گذاری شد و در دوره مادها ملحقاتی به آن اضافه شد.
قلعه دختر (قیزقلعه)
روستای " قیزقلعه" از توابع بخش مرکزی شهرستان خوی و در دهستان "دیزج" قرار دارد. این قلعه مربوط به هزاره های اول و دوم ق.م است. این قلعه بر فراز یک تپه بلند و منفرد قرار دارد. از فراز این قلعه می توان بخش وسیعی از دشت خوی را مشاهده کرد. در بالای این قلعه علاوه بر سفال های شکسته فراوان، تعداد زیادی سنگ در ابعاد مختلف به جای مانده است. همچنین قسمت های زیادی از دیوار این قلعه که سبک معماری آنها از نظر نوع مصالح و نحوه ساخت اورارتوبی است، به خوبی قابل مشاهده است.
منبع: تبیان
مشتاقیه (سه گنبد)
مشتاقیه محلی در شرق مسجد جامع کرمان در ابتدای خیابان 17 شهریور که از میدان مشتاقیه انشعاب پیدا می کند قرار دارد و از آثار دوره قاجاریه می باشد.سه گنبد مزبور برای سه مقبره مشتاق علیشاه-شیخ اسماعیل و کوثر علیشاه بنا گردیده است. گنبدهایی که بر فراز دو مقبره مشتاق و کوثر علیشاه واقع شده اند کاشیکاری بوده و در قرن اخیر ساخته شده اند و چون در ساختمان آن توجه کافی نکرده اند متاسفانه قسمتهایی از کاشیها ریخته و بقیه نیز رو به تخریب
است.
مشتاق علیشاه از پیشوایان صوفیه در قرن 13 هجری بوده که در اواخر زمستان 1306 هجری قمری سنگسار شده است. می گویند جرم مشتاق این بوده که قرآن را با نوای سه تار می خوانده است. لازم به ذکر است که قبل از تدفین عرفای یادشده این مکان مقبره میرزا حسین خان راینی (1202 هجری قمری) جد اعلای سادات معروف به میرحسینی کرمان بوده. وی در زمان زندیه و پس از فوت کریم خان زند تا مدتی حاکم کرمان بوده. او در زمان حیاتش این محوطه را برای آرامگاه خود انتخاب کرده بود بنابراین پس از فوت مشتاق یارانش به واسطه ارتباطی که مشتاق با حسین خان داشت او را در جوار وی تدفین نمودند.
از در بزرگ که وارد می شویم پس از گذشتن از راهرویی کم عرض و طولانی به باغچه مشتاقیه می رسیم. در سمت شمال بنا در ساختمان مقبره مشتاقیه کوثر علیشاه و میر حسین خان قرار دارند. از جمله آثار هنری مقبره فوق می توان به کاشیکاری و تزئینات داخل بنای مذکور شاره نمود.
گردشگری
گردشگری، سیاحت یا توریسم به طور کلی به عنوان مسافرت تفریحی در نظر گرفته می شود. هر چند که در سال های اخیر شامل هرگونه مسافرتی بود که شخص به واسطه آن از محیط کار یا زندگی خود خارج می شد. به کسی که گردشگری می کند گردشگر، سیاح یا توریست گفته می شود.
واژه گردشگر از زمانی پدید آمد که افراد طبقه متوسط اقدام به مسافرت کردن نمودند.
اغلب گردشگرها بیش از هر چیز به آب و هوا، فرهنگ یا طبیعت مقصد خود علاقمند هستند. ثروتمندان همیشه به مناطق دوردست سفر می کنند، البته نه به صورت اتفاقی، بلکه در نهایت به یک منظور خاص، برای دیدن ساختمان های معروف و آثار هنری، آموختن زبان های جدید و چشیدن غذاهای متفاوت.
گردشگری سازمان یافته امروزه یک صنعت بسیار مهم در تمام جهان است.
تاریخچه
لغت گردشگری(tourism)از کلمه tour به معنای گشتن اخذ شده که ریشه در لغت لاتین turns به معنای دور زدن، رفت و برگشت بین مبدا و مقصد دارد که از یونانی به اسپانیایی و فرانسه و در نهایت به انگلیسی راه یافته است.
افراد ثروتمند معمولاً به اقصی نقاط جهان سفر می کنند تا شاهکارهای هنری را ببینند، زبان های جدید بیاموزند، با فرهنگ های جدید آشنا شوند و یا با غذاهای دیگر کشورها آشنا شوند.
اصطلاحات «توریسم» و «توریست» اولین بار در سال ۱۹۳۷ توسط جامعه ملل مورد استفاده قرار گرفتند. گردشگری به سفر خارج از کشور و با مدت زمان بیش از ۲۴ ساعت اطلاق می شود.
قبل از قرن بیستم
تاریخچه گردشگری در اروپا به سفرهای زائران قرون وسطی بر می گردد. زائران کلیسای اعظم کانتربوری در انگلستان مسافرت خود را مسافرتی مذهبی دانسته و آن را تجربه ای در روز تعطیل خود تلقی می کردند. زائران فعالیت هایی را آغاز کردند که هنوز هم آنها را می توان مشاهده کرد، مثلاً: سوغاتی آوردن از سفر، باز کردن حساب های اعتباری در بانک های خارجی (که در قرون وسطی شبکه های بین المللی یهودیان و لمباردها موسس آن بودند) و استفاده از اشکال مختلف حمل و نقل. هنوز زائران در صنعت گردشگری جایگاه مهمی دارند.البته اشکال سکولار آن نیز شکل گرفته اند که می توان از بازدید از مقبره جیم موریسون درگورستان پرلاشز نام برد.
در طی قرن شانزدهم در انگلستان برگزاری تورهای بزرگ تفریحی کاملا مرسوم بود. پسران نجیب زادگان و اشراف را برای کسب تجربه به تورهای دور اروپا اعزام می کردند. قرن هیجدهم عصر طلایی تورهای بزرگ بود. در شرق و به ویژه بین مسلمانان گردشگری زیارتی از اهمیت ویژه ای برخوردار است و مسلمانان از صدر اسلام به سفر حج می رفتند.
گردشگری درمانی
گردشگری درمانی همیشه وجود داشته ولی تا قبل از قرن هیجدهم اهمیت چندانی برای آن قائل نبودند در انگلستان این بخش به شهرهای دارای چشمه های آب گرم اختصاص داشت و عموما مناطقی که آب های معدنی داشتند برای درمان امراض مختلف از بیماری های روده ای گرفته تا کبدی و برونشیت مورد توجه قرار می گرفتند.
گردشگری تفریحی
سفر تفریحی از ابداعات انگلستان بود و ریشه در عوامل جامعه شناختی داشت. بریتانیا نخستین کشوراروپایی بود که انقلاب صنعتی را آغاز نمود و جامعه صنعتی نخستین جامعه ای بود که فرصت تفریح را برای تعداد روز افزونی از مردم فراهم می آورد. در شروع کار این تفریحات برای طبقه کارگری ممکن نبود بلکه صاحبان ماشین تولید مالکین کارخانجات و تجارو اقتصاد مدارها از این فرصت بهره مند بودند. بدین ترتیب طبقه متوسط هم پدید آمد.
در نامگذاری بسیاری از این مناطق ردپایش از اصل و ریشه بریتانیایی دیده می شود. مثلا در نیس که اولین مرکز تفریحی ایام تعطیلات در فرانسه بود مراسم ویژه ای به نام پرومناد دزانگلی برگزار می شود. در بسیاری از دیگر ایام تاریخی قاره اروپا و حتی نامگذاری هتل های قصرگونه نیز این قاعده مستثنی نیستند و نامهایی چون هتل بریستول، کارلتون و مجستیک جملگی نشان از تأثیرگذاری های مشتریهای انگلیسی دارند.
گردشگری زمستانی
ورزشهای زمستانی عمدتاً از اختراعات طبقات مرفه بریتانیا هستند که در بدو امر در روستاهای زرمات، والایس و سنت موریتس سوئیس در سال ۱۸۶۴ مطرح و معرفی شده اند.
نخستین تور ورزشی زمستانی برای ایام تعطیل یا تعطیلات زمستانی در سال ۱۹۰۳ عازم آولبودن شد که آن هم در سوئیس بود. ورزش سازماندهی شده در بریتانیا پیش از رسیدن به کشورهای دیگر به رونق رسیده بود. واژگان ورزش شاهد این مدعا هستند از جمله: راگبی فوتبال و بکس که تماما ریشه انگلیسی دارند حتی تنیس که یک ورزش اصیل فرانسوی است از سوی بریتانیایی ها جنبه رسمی پیدا کرد و قانونمند شد و حتی اولین میزبانی رقابتهای قهرمانی در قرن نوزدهم را عهده دار شد (درویمبلی) ورزشهای زمستانی پاسخ طبیعی به نیاز به تفریح درسردترین فصل سال بود.
مسافرت دسته جمعی
مسافرت دسته جمعی تا دو شرط تأمین نشود به فعلیت در نمی آید.
1 - پیشرفت در فناوری که حمل و نقل جمع زیادی را ممکن می سازد. بدون اینکه نیاز به فضا و زمان زیادی داشته باشد تا به مراکز تفریحی برسند.
2 - عده بیشتری شروع به استفاده از اوقات فراغت نمایند.
گردشگری گروهی بین المللی
سرعت زیاد قطار به معنی قابلیت توسعه صنعت گردشگری در عرصه بین المللی بود. می توان سفرهای دریایی آسان را هم به آن اضافه کرد. تا سال [۱۹۰۱] تعداد افرادی که از کانال انگلیس به طرف فرانسه یا بلژیک می رفتند به نیم میلیون نفر در سال رسید. شرکتهای کشتیرانی نگران کابینهای خالی کشتیهایشان بودند. مثلا شرکت ناوبری پنینسولار و اورینتال استیم دریافت که عمده مسافران آنان به هندوستان و خاور دور در مارس سوار کشتی می شوند. متعاقبا ترتیبی دادند تا مردم ایام تعطیل را با رغبت بیشتری در مسیر دریایی لندن به لیبسون و جیبرالتار بگذرانند. دیگر شرکتها نیز کشتیهای قدیمی خود را در مسیر گشت های تابستانی قرار دادند.
اما عصر واقعی مسافرتهای جمعی و گروهی بین المللی پس از جنگ جهانی دوم با مسافرتهای هوایی، رشد بیشتری یافت. در دوران پس از جنگ، بخش عمده هواپیماهای ترابری مثل داگلاس داکوتا که از اعتماد و قابلیت بالایی برخوردار بود با همراهی خلبانان نظامی به کار حمل و نقل مسافر پرداختند. و به صورت پروازهای چارتر وارد عمل شدند. متخصصین گردشگری هم برای پروازهای اروپایی مثل پاریس و اوستند از آنها استفاده می کردند. ولادیمیر رایتس روش نوینی را برای گردشگری در ۲۰ می ۱۹۵۰ در شرکت جدید التاسیس افق، یا هورایزن ابداع کرد و طی آن سفر دوهفته ای به کالوی را طراحی نمود. سفر با این تور اختصاصی برای هر نفر ۳۲ پوند و ۱۰سنت بود. مسافران می توانستند درچادرهای سفر بخوابند و دو وعده غذا و نوشیدنی بخورند. چنین سفری برای مردم جنگ دیده جنگ جهانی دوم بسیار روحیه بخش بود. ظرف مدت ۱۰ سال شرکت وی گردشگری گروهی را شروع کرده و مقاصد پالما دومایورکا (۱۹۵۲)، لوردس (۱۹۵۳)، کوستا براوا (۱۹۵۴)، آلگیرو (۱۹۵۴)، دمینورکا (۱۹۵۵)، پورتو (۱۹۵۶)، کازابلانکا (۱۹۵۷) و کاستا دلسول (۱۹۵۹) را پوشش می داد.
اما این تورها با خطوط هواپیمایی ارزان و بوسیله پکیج های گرشگری بیم المللی انجام می شدند. معرفی ساختار قانونمند خطوط هواپیمایی پس از جنگ نیز از عوامل موثر در توسعه صنعت گردشگری بود موافقتنامه های دو جانبه سبب تثبیت قیمت بلیط هواپیماها می شد و همین امر صندلیهای خالی هواپیما را به حداقل می رسانید. بویژه اینکه خرید یکجای انبوه بلیط ها توسط تورهای جمعی متضمن سود اقتصادی این خطوط می باشد. و بدینسان اساس تورهای گروهی نوین بنا نهاده شد. این پیشرفت ها با افزایش جدی کیفیت استانداردهای زندگی در بریتانیا همراه شدند. همچنین در اواخر دهه 1950 تحول چشمگیر دیگری حادث شد. افت ارزش پزوتا سبب شد که اسپانیا مقصد خوبی برای گردشگران شود ارزانی نرخ اسکان، گردشگران زیادی را جذب کرد. گردشگری گروهی در این ایام به شدت رونق گرفته بود و آنها در پی افزایش فرصتهای گردشگری و کاهش نرخ ها در کشورهای دیگری بودند که استاندارد زندگی در آنها پایین تر باشد. اما نقاط فقیر دنیا که در آن ایام شاهد جذب گردشگر بودند با رشد استانداردهای زندگی مواجه شدند و از گردشگری سود سرشاری کسب کردند. اسپانیا و جزایر بالریک از مقاصد اصلی گردشگری شدند و در دهه ۱۹۸۰ توسعه در آنها به اوج خود رسید. در عین حال متولیان صنعت گردشگری در بریتانیا آنگارو را در پرتغال بنا کردند. جستجوی بی وقفه برای یافتن مقاصد جدید و ارزانتر سبب شد این صنعت به جزایر یونان، ایتالیا، تونس، مراکش و بخشهایی از سواحل ترکیه و اخیراً کراوسی کشیده شود. امروزه برای کارگرانی که در لندن زندگی می کنند دسترسی به ونیز به مراتب ساده تر از دسترسی به برایتون در ۱۰۰ سال قبل است. این تحولات سبب شد تا از دهه ۱۹۷۰ به بعد سواحل بریتانیا از رونق بیافتند. برخی از این نواحی ساحلی مثل نیوبرایتون کلاً از بین رفتند. برخی دیگر هم دوباره خود را احیا کردند و امروزه شاهد سفرهای روزمره و حضور گردشگران در ایام تعطیل آخر هفته هستند.
اشکال خاص گردشگری
طی چند دهه اخیر اشکال دیگری از گردشگری شهرت بیشتری پیدا کرده اند. برای نمونه می توان به این اشکال اشاره کرد:
«مسافرت ماجراجویی» که در آن از نواحی ناهمواربازدید می شود یا ورزشهای ماجراجویانه مثل کوهنوردی و قدم زدن (پیاده روی)انجام می گیرد.
«مسافرت کشاورزی» مسافرت مبتنی بر صنعت کشاورزی که به پشتیبانی از اقتصاد کشاورزی بومی منطقه انجام می شود.
«مسافرت نیاشناسی» (که آنرا مسافرت نسب شناسی) هم می گویند و هدف از آن سفر به دیار آباء و اجدادی و زادگاه نیاکان و گاهی آشنا شدن با فامیل می باشد.
«مسافرت مِیزی» و«مسافرت مجازی» که در آن فرد به صورت فیزیکی سفر نمی کند بلکه از طریق اینترنت، کتابها، تلویزیون و غیره به کشف دنیا می پردازد.
«مسافرت صوتی» شامل تورهای صوتی در حین قدم زدن وسایر اشکال راهنمایی صوتی مثلا در موزه ها و نیز کتب سفرشنیداری است.
«مسافرت فروشگاه کتاب» این ساختار اقدامی است در جهت حمایت از فروشگاه های مستقل کتاب و صاحبان آنها را ترغیب می کند که کتابهای خود را به اقصی نقاط دنیا برده و عرضه نمایند.
«مسافرت فرهنگی» شامل گردشگری شهری بازدید از اماکن و شهرهای تاریخی و دیدنی مثل برلین، کاتماندو، لاهور، لیما، بوینس آیرس، لندن، پاریس، دهلی، رم، پراگ، دوبروفنیک، پکن، استانبول، کیوتو، ورشو و مشاهده میراث فرهنگی آنان می شود. این گردش می تواند حاوی تجربه واقعی و تخصصی فرهنگی هم باشد مثلا در گردشگری موزه هنری که در آن افراد از انواع موزه ها بازدید می کنند یا گردشگری اپرا که در آن از کنسرت ها و اپراها دیدن می شود.
«مسافرت تاریک» این نوع از گردشگری به منزله سفر به مناطق مرتبط با موضوع مرگ رنج است. اولین تور از این دست سفرهایی بود که به لیک هورست انجام شد تا از محل سقوط کشتی فضایی هیندربرگ در نیوجرسی بازدید به عمل آید.
«مسافرت مصیبت» سفر به مناطق مصیبت زده است که هدف اصلی نه کمک به مردم بلکه دیدن صحنه های جالب است. اگر این بازدیدها مانع عملیات امداد و نجات و کارهای تعمیراتی باشد می توان مسئله سازهم بشود.
«مسافرت دارو و مواد مخدر» این نوع گردشگری به سفرهای خاصی اطلاق می شود که با هدف تهیه دارو اعم از نوع مجاز و غیر مجاز آن انجام می گیرند.
«مسافرت زیست محیطی» در این نوع گردش کمترین اثر سوء بر محیط زیست ایجاد می شود مثلا تورهای صحرایی کنیا، گردش در جنگلهای بارانی بلیز و پیاده روی در لاپلاند یا در پارکهای ملی.
«مسافرت تحصیلی» شامل سفر به مراکز تحصیلی یا بازگشت به زندگی جنگلی یا سایر نقاطی می شود که در آنها می توان انواع کلاس ها را تجربه کرد. مثل کلاسهای آشپزی صنایع دستی و غیره.
«مسافرت افراطی» شامل سفر به نقاط خطرناک و دارای خطر بالا.
«گردش در باغ» بازدید از باغهای گیاه شناسی در مناطق معروف از نظر تاریخ گیاه شناسی مثل ورسیلز و تاج محل.
«مسافرت میراث» بازدید از نواحی تاریخی مثل رم، آتن، کراکو یا مراکز صنعتی مثل کانال ها و راه آهن ها و رزم گاههای قدیمی و غیره.
«مسافرت سلامت» معمولاً برای فرار از شهرها وگریز از اضطراب یا شاید برای لذت بردن از آفتاب و غیره می باشد. اغلب به استراحت گاه ها و یا «چشمه های آب گرم».
«مسافرت سرگرمی» گردش به تنهایی یا گروهی برای مشارکت در سرگرمی ها، دیدار با دیگران، و افرادیکه علایق مشابهی را دنبال می کنند یا مایلند تجربه ای خاص در مورد یک سرگرمی داشته باشند. مثل تورهای باغی رادیوی آماتور گردش های DX- یا سیرکهای رقص میدانی.
«مسافرت جامع» ویژه کسانی که ناتوانی یا محدودیت های کارکردی دارند. در بعضی از مناطق به آن «توریسم همگانی» گفته می شود. اساس کار آنها را اصول طراحی و توسعه مقصد جهانی تشکیل می دهد.
«مسافرت پزشکی» مثل انجام امور خاص پزشکی که در کشور خاصی غیر قانونی محسوب می شود مثل سقط جنین و مرسی کیلینگ.
- برای مراقبت های پیشرفته پزشکی که در کشوری وجود ندارد.
- درمواردی که اقدامات پزشکی با نوبتهای طولانی همراه باشد.
- بهره مندی از مراقبت درمانی ارزان و یا رایگان
«مسافرت فرهنگ پاپ» گردشی که در آن افراد از محل خاصی دیدن می کنند و عموما در پی دیدن فیلم یا خواندن مطلبی در مورد آن هستند.
«مسافرت دائمی» افراد ثروتمند همیشه در سفرهای شغلی و حرفه ای هستند و برخی از آنها با هدف گریز از مالیات و اینکه ساکن کشور خاصی محسوب نشوند از این نوع گردش استفاده می کنند.
«مسافرت زیارتی» زائران اماکن مقدس قدیمی (مثل برخی نقاط زیارتی در رم و [سانتیاگو دی کامپوستلا] ویژه کاتولیک ها)، معابر و عبادتگاه های ویژه هندوان و بودائیان، مونت آتوس یا کلیساهای رنگ آمیزی شده شمال مولداوی برای ارتودکسها و مراکز مذهبی مانند مساجد و مقبره ها و غیره.
«مسافرت تک نفره» که به سفر یک نفره اطلاق می شود.
«سفر ورزشی» یکی از راههای گذراندن تعطیلات پرداختن به ورزشهایی چون اسکی گلف و شیرجه است. سفر برای تماشای رویدادهای ورزشی بین المللی مهم مثل جام جهامی فوتبال یا همراهی تورهای the Ashes.
«گردشگری فضایی» سفر به فضای خارجی یا با سفینه فضایی.
«سفر بی هدف» به سفری گفته می شود که در آن فردی سفر را از مقصد سفر مهمتر می داند و دائما بدون هدف خاصی رهسپار مسافرت می شود.
سیراف
سیراف (صورت قدیمتر: سیراب) در بعضی نوشته ها صیراف نیز نوشته شده است. شهری باستانی واقع در بخش مرکزی شهرستان کنگان در استان بوشهر می باشد که یکی از آثارهای تاریخی و از نقاط دیدنی استان بوشهر در جنوب ایران است. سیراف یکی از قدیمیترین بنادر ایران است که زمانی دارای رونق فراوانی بوده است. شهر باستانی «سیراف» دارای معماری خاصی است که بسیار شبیه به روستای ماسوله در شمال کشور می باشد.
بازمانده های سیراف تاریخی
بازمانده های این شهر باستانی در نزدیکی بندر طاهری فعلی دیده می شود. سیراف زمانی از بندرهای اصلی ایران و خاورمیانه و محل پهلوگیری کشتی های بزرگ بود. بازرگانان سیرافی به دوردست های آسیا و آفریقا سفر دریایی می کردند. آنچه از سیراف بازمانده، حفره های سنگی کنده شده بر شیب تپه های سنگی است که گویا بعد از اسلام به عنوان قبر نیز استفاده شده اند. همینطور سنگچین ها، چاه ها، سنگ فرش ها و غارهایی شبیه آتشگاه در دل کوه ها بجا مانده است.
حوضچه های آب باران
آنچه که امروزه در ارتفاعات مشرف بر دامنه کوههای شمالی سیراف می بینیم، و اندیشمندان و محققان از آن به عنوان قبور سنگی یاد می کنند، در ابتدا به منظور ایجاد قبر و مدفن مردگان خلق نشده اند بلکه حوضچه های استحصال آب باران بوده اند که بر روی کوههای مشرف به دریا و شهر برای استفاده از آب باران و نیز تزریق به درون زمین و پیوستن به سطح سفره های آب زیرزمینی جهت تقویت آبخوانهای آن منطقه و به منظور برداشت در پائین دست از طریق چاههای حفره شده در طبقات سنگی بوده اند.
به منظور تأمین آب شرب از طریق باران، که تنهاترین، مهمترین و مؤثرترین روش در استحصال آب باران به شمار می آید، جمع آوری مستقیم آب بر روی سطوح نازله می باشد. به منظور بهره وری از آبهای نازله و جلوگیری از هدر رفتن آنها و نیز تغذیه سفره های آب زیرزمینی چاههای مذکور پیشینیان سیراف به این نتیجه می رسند که آب نازله را بر سطح کوه مذکور در بالادست چاههای حفر شده، استحصال و ذخیره نمایند و بدین طریق به آبهای جمع آوری شده فرصت بیشتری جهت نفوذ به درون زمین دهند. در حال حاضر از نواحی نزدیک به خط الرأس کوه با ایجاد مخازن با مقطع چهارگوش به ابعاد متفاوت حوضچه هایی را در سرتاسر قسمت جنوبی کوه تعبیه نموده اند که قادر به جمع آوری مجموعه آبهای نازله بر سطح اراضی مذکور باشد. چاههای حفر شده درون طبقات سنگی نیز درست در پایین دست هر مجموعه مخازن ذخیره آب تعبیه شده به طوریکه با نفوذ آب و رسیدن به سطح ایستایی منطقه بلافاصله سطح آب چاههای مذکور را مورد تأثیر قرار می دهد.
ابعاد حوضچه ها عموماً به صورت مقطع مستطیلی (چهارگوش) بوده و طول این مخازن در جهت شیب واقع است. برخی از این حوضچه ها دارای سرریز بوده بطوریکه پس از پرشدن آن،آب مستقیما درون حوضچه پائین دست هدایت می شده است. همچنین در بخش انتهایی برخی از این مجموعه حوضچه های دامنه ای، سرریز آخرین حوضچه به یک کانال دست ساز (که می توانسته مسیر طبیعی جریان آب باشد) ختم می شود که احتمالاً از این کانال آب به عنوان سرریز نهایی یا حقابه پائین دست و یا شاید آبیاری مزارع به مکانهای مورد نظر هدایت می شده است. لزوم استفاده بهینه از آبهای نازله جهت تقویت سفره های آب زیرزمینی به حدی بوده است که حتی در دامنه پائین کوه نیز امکان حفر گودال وجود داشته و شاهد حضور حوضچه هایی با جهت عمود یا مایل نسبت به دیگر حوضچه ها هستیم. کوچکی ابعاد این گودالها به حدی است که به تنها چیزی که نمی توان آنان را نسبت داد، قبر می باشد.
دخمه ها وقبرها
به احتمال زیاد می توان گفت که گودالهای حفر شده بر پهنه کوهستان سیراف در ابتدا به منظور جمع آوری و استحصال آب ایجاد شده اند و آنچه که بعدها توسط افرادی (احتمالاً متنفذ و متمول و نیز شاید توسط عموم و بدلیل رخداد حوادث غیر مترقبه همچون زلزله و یا بیماری طاعون و نیاز به دفن سریع مردگان) مورد استفاده به عنوان گورهای فردی یا خانوادگی شده در روزگارانی زیاد پس از احداث اولیه اینان صورت گرفته است. پیدا شدن استخوان و آثار مردگان درون برخی از این حوضچه ها نه تنها منکر ساختار استحصال و ذخیره آب نمی باشد بلکه با دقت بر گورهای یافته شده و وجود لایه ای از قشر نفوذ ناپذیر ساروج درون حوضچه های استفاده شده به عنوان قبر، به نکاتی موید روش تأمین آب در شهر باستانی سیراف پی برده می شود.
باغ دولت آباد
در اصلی این مجموعه در خیابان شهید رجایى قرار گرفته است و در دیگرى که در بلوار دولت آباد قرار دارد ورودى نداشته و تقریباً در دست مرمت و بازسازى است. به همین علت تردد از در اصلى انجام مى گیرد. هنگام ورود از یک هشتى نسبتاً بزرگ عبور مى کنیم که محل ارائه و فروش صنایع دستى از قبیل سفال است این مجموعه یادگارى است از دوره هاى افشاریه و زندیه که شامل عمارت سردر، ساختمان هشتى و بادگیر، عمارت بهشت آئین و تالار آینه، عمارت تهرانى آب انبار دو دهانه و باغ ناصر است. بناى این مجموعه به سال ۱۱۶۰ مى رسد که توسط فردى به نام محمدتقى خان بافقى که به خان بزرگ معروف بوده، ساخته شده و در حدود ۲۶۰ سال قدمت داشته و محل اقامت حاکم وقت و معاصر با شاهرخ میرزا و کریم خان زند بوده است. فضاى سبز باغ درختان میوه مانند انگور، سرو و کاج داشته و همچنین گل هاى محمدى و سرخ نیز در باغ دیده مى شوند.
درهاى ساختمان اصلى از چوب و به صورت کنده کارى دیده مى شود و در داخل بنا اتاق هاى متعددى قرار دارد که در اکثر این اتاق ها حوضى قرار گرفته و درهاى یکى از اتاق ها که رو به حیاط و باغ باز مى شود، با شیشه هاى رنگارنگ با طرح هاى زیبا مزین شده که در هنگام وجود خورشید و پرآب بودن حوض منظره زیبایى از نقاط رنگى منعکس شده را بر روى حوض مرمرین به نمایش مى گذارد. در یکى دیگر از اتاق ها بادگیر معروف دولت آباد قرار دارد که با ارتفاع زمین ۳۳ متر از زمین بلندترین بادگیر از نوع خود بوده و به خوبى یک کولر مى تواند خنکى ساختمان را تأمین کند.
آشنايي با مسجد شيخ لطف الله
مسجد شيخ لطف الله از شاهكارهاي معماري و كاشيكاري قرن يازدهم است و به فرمان شاه عباس اول در مدت 18 سال بنا شده است
سر در معرق اين مسجد تا پايان سال 1011 ساخته شده و اتمام ساختمان و تزيينات آن در سال 1028 قمري پايان يافت. كتيبه سر در آن به خط ثلث عليرضا عباسي در سال 1012 قمري است و معمار و بناي مسجد، استاد محمدرضا اصفهاني بوده است كه نام او در داخل محراب مسجد در دو لوحه كوچك آورده شده است.
شيخ لطف الله از علماي بزرگ شيعه از مردم ميس و از قراء جبل عامل؛ لبنان امروزي بوده است كه به دعوت شاه عباس اول، اصفهان را محل اقامت خود قرار داد.
به منظور تجليل ازاو اين مسجد براي تدريس و نمازگزاري وي اختصاص داده شد و وجه تسميه مسجد مزبور به نام شيخ لطف الله از همين جهت است. شيخ لطف الله 6 سال قبل از در گذشت شاه عباس اول وفات يافت.
اين مسجد داراى گنبدى است كه از درون و بيرون با كاشى كارى هاى زيبا پوشيده شده است. اين گنبد روى چندين تاق كنگره دار مرتفع استوار است و با آيات قرآنى آراسته شده است.
در فراز آن دايره اى وجود دارد كه داراى منافذى است كه با تزيينات فلزى آراسته شده است و براى روشنايى و تهويه به كار مى رود. اين گنبد به نقوش اسليمى بسيار ظريفى تزيين شده كه در قشر خارجى به يك ستاره هشت گوش ساخته شده از كاشى هاى معرق رنگارنگ منتهى مى شود.
قله آن نيز به كلاهكى منتهى مى شود كه با كره هايى منظم تزيين شده است، محراب از يك طاق دندانه دار تشكيل شده كه بر فراز آن نقوش ظريف اسليمى نقش بسته است.
اين طاق كنگره دار از داخل داراى مقرنس هاى صدفى شكل است كه در انتهاى آن به نقوش گياهى زيبايى آراسته شده است. اين مسجد از لحاظ زيبايى نقوش و اسليمى هاى به كار رفته در آن بى نظير به شمار مى آيد.
در سال 1307 با توجه به طرح های اصلی و کاشی های موجود نسبت به مرمت سردر و گنبد اقدام شد. کتیبه نمای خارجی گنبد نیز نشان دهنده تعمیراتی است که توسط اداره باستان شناسی در سال 1315 انجام شده است.
در جلوی مسجد حوض 8 ضلعی زیبایی قرار داشته که در سال های 1316 تا 1318 برداشته شده است. در این زمان پوشش کف گنبد خانه از جنس گچ بوده و پنجره های چوبی منصوب در آن روشنایی زیرزمین را تأمین می کرده است.
محراب مسجد شیخ لطف الله از شاهکارهاى بى نظیر هنر معمارى و از زیباترین محراب هایی است که در مساجد دیگر اصفهان مى توان مشاهده کرد.
این محراب با کاشی کارى معرق و مقرنس هاى بسیار دلپذیر تزیین شده است. درون محراب دو لوح وجود دارد. در اطراف محراب کتیبه هايى به خط علیرضا عباسى و خطاط دیگرى که باقر نام داشته است، دیده مى شود.
در این کتیبه ها روایاتى از پیامبر اکرم و امام ششم شیعیان امام جعفر صادق نقل شده است.
اشعارى نیز بر کتیبه هاى ضلع هاى شرقى و غربى به چشم مى خورد که احتمالاً سراینده آنها شیخ بهایى، عارف دانشمند و شاعر بزرگ دوره صفوى است.
قلعه آوارسین
قلعه آوارسین منسوب به دوره ساسانی تا قرن سوم هجری قمری است که در 5/22 کیلومتری سمت جنوب خداآفرین و 11 کیلومتری جاده اهر - کلیبر واقع شده است.
قلعه آوارسين از شمال به اراضي روستاي صقين و از غرب به روستاي آوارسين و از بقيه جهات به ارتفاعات محدود است و در ارتفاع هزار و 556 متر از سطح دريا واقع شده است و وضعيت مالكيت آن دولتي است.
حمدالله مستوفی بنای قلعه آوارسین را به بکر بن عبدالله از اصحاب حضرت رسول (ص) نسبت می دهد که به امر عمر خلیفه دوم در سال 22 هجری به آذربایجان لشکر کشید.
آثار به دست آمده نشان می دهد که این قلعه در دوره اشکانی یا اوایل دوره ساسانی ساخته شده و در دوره اسلامی نیز مورد استفاده قرار گرفته است.
این قلعه دارای 5 برج مدور برای نگهبانی است و بلندترین برج آن به ارتفاع بیش از 800 متر از ته دره، در جبهه غربی هنوز پابرجاست. این قلعه احتمالاً از استحکامات دفاعی بابک خرمدین در منطقه قره داغ آذربایجان بوده است.
اين قلعه در دوران آباداني 300 متر طول و 100 متر عرض داشته و در قسمت هاي شمال و جنوب قلعه آثاري از بقاياي معماري به چشم مي خورد و نيز در قسمت شمال قلعه برج ديده باني وجود دارد و ورودي قلعه نيز از اين سمت مي باشد و دليل آن وجود پلكان هايي است كه قسمتي از آن باقي مانده است و اين پلكان ها روي صخره هاي طبيعي كنده شده اند.
در قسمت جنوبي قلعه دو آب انبار مجزا در كنار هم كه يكي به صورت مسقف و ديگري روباز است وجود دارد.
قلعه آوارسين به لحاظ تاسيسات معماري بر جاي مانده شامل برج ها و ديوارها و آب انبار حائز اهميت است.
سفال هاي هزاره اول قبل از ميلاد درصد كمتري از سطح قلعه را به خود اختصاص داده و آثار مربوط به اين دوره بيشتر تاسيسات معماري را شامل مي شود و سفال هاي اسلامي عمدتا به صورت چرخ ساز با خميره نخودي و قرمز و مواد كاني ساخته شده اند. اين قلعه به شماره 22529 در فهرست آثار ملي كشور ثبت شده است و در گذشته كاربري دفاعي داشته و فعلا متروكه مي باشد.
سفر به آفريقا
شادي جمشيدي
اين روزها سفر به قاره آفريقا و گردشگري در مناطق طبيعي آن تقاضايي مطرح در شركت هاي خدمات مسافرتي شده است، به گونه اي كه احساس مي كني سفر به اين ديار مد شده است.
اما گويي تورگردانان و خدمات دهندگان مقصدي جديد راه انداخته اند.در اين شرايط بهتر است قبل از آنكه آژانس هاي مسافرتي به شما بگويند به كدام كشور برويد خودتان نگاهي به وضعيت و جغرافياي كشورهاي آفريقايي بيندازيد.
كشورهاي آفريقايي عمدتا مناطق بكرطبيعي بسياري دارند؛ به همين دليل سفر به آفريقا به نوعي يك طبيعت گردي بكر محسوب مي شود. به نظر مي رسد تجربه گردشگري در طبيعت آفريقا بتواند به ما نيز در راه اندازي طبيعت گردي درست و به معناي واقعي آن كمك كند.
شكوه قاره آفريقا در منظره و چشم اندازهاي بسيار زيبا و حيرت انگيز، حيات وحش شگفت آور و فرهنگ هاي انساني متفاوت آن است. در قاره آفريقا 50 كشور وجود دارد و بيش از800 ميليون نفر در اين قاره زندگي مي كنند. قاره آفريقا از نظر وسعت، دومين قاره بزرگ جهان پس از قاره آسياست.
اقيانوس ها و درياچه هايي كه دورتادور قاره آفريقا را در بر گرفته اند موجب شده اند كه اين قاره سواحلي طولاني داشته باشد. اين سواحل در كناره هاي اقيانوس اطلس، اقيانوس هند، درياي مديترانه و درياي سرخ امتداد يافته اند. در شمال قاره آفريقا بيابان «ساهارا» يا «صحراي بزرگ» قرار دارد. صحراي بزرگ وسيع ترين بيابان جهان است و تقريبا تمام بخش شمالي قاره آفريقا را در بر گرفته است.
2 صحراي مهم ديگر هم در بخش جنوب غربي قاره آفريقا وجود دارند كه نام هاي آنها «كالاهاري» و«ناميبي» است.
2 رود مهم و اصلي كه در قاره آفريقا جاري هستند رود نيل و رود كنگو می باشد. رود نيل طولاني ترين رود جهان است. در بخش انتهايي اين رود و در جنوب آن درياچه ويكتوريا قرار دارد كه بزرگترين درياچه قاره آفريقاست.
در نزديكي درياچه ويكتوريا و در سمت جنوب شرقي اين درياچه كوه «كليمانجارو» قرار دارد كه بلندترين منطقه قاره آفريقاست. همچنين يكي از مهمترين آبشارهاي جهان به نام «آبشار ويكتوريا» هم در قاره آفريقا قرار دارد.
حيات وحش قاره آفريقا در جهان معروف است. حيوانات اين قاره فيل، كرگدن، اسب آبي، شير و ببر هستند. همچنين حيوانات ديگري مانند آهو، غزال، زرافه، ميمون، گوريل، كفتار و شامپانزه نيز در اين قاره وجود دارند. بيشتر اين حيوانات در علفزارهاي باز و وسيع اين قاره و جنگل هاي حاره اي و باراني آن زيست مي كنند.
مردم قاره آفريقا از صدها قوم و گروه مختلف هستند و هر گروه زبان، سنت، مذهب، هنر و تاريخ ويژه خود را دارند. قاره آفريقا در دوران تاريخ سياسي خود، مقر سلطنت مصري ها، پادشاهان آفريقايي، مستعمره اروپايي ها و كشورهاي مستقل بوده است.
كشورهاي آفريقايي
كنگو
25هزار سال قبل، مردماني در قاره آفريقا به جنگل هاي واقع در حوزه رود كنگو آمدند و زندگي خود را در اين منطقه آغاز كردند. رود كنگو در نيمه غربي قاره آفريقا جاري است. مردم اين منطقه از جنگل، چوب فراهم كرده و براي غذا هم از ريشه هاي خوراكي گياهان استفاده مي كردند. رود كنگو يكي از پهن ترين رود هاي جهان است؛ فقط رود آمازون واقع در آمريكاي جنوبي است كه نسبت به رود كنگو در مناطق وسيع تري جاري است.
امروزه حوزه رود كنگو شامل 2كشور مي شود كه هر يك از آنها در دو طرف رود كنگو قرار دارند. نام هر دوي اين كشورها، كنگو است. گاهي براي تشخيص آنها از يكديگر از نام شهرهايي كه پايتخت اين دو كشور است، استفاده مي كنند.
پايتخت يكي از آنها برازاويل و پايتخت ديگري كينشازا است. كنگو (برازاويل) به طور رسمي با نام جمهوري كنگو و كنگو (كينشازا) به طور رسمي جمهوري دمكراتيك كنگو ناميده مي شوند. نام منطقه كنگو از كلمه «باكنگو» گرفته شده كه نام يكي از گروه هاي اصلي است كه در اين منطقه زندگي مي كنند.
اين مردم از چندين قرن پيش، در اين منطقه زندگي مي كرده اند؛ از هنگامي كه كنگو مقر حكومت پادشاهان مختلف بوده است. در سال 1483 ميلادي (قرن پنجم) هنگامي كه پادشاهي كنگو در اين كشور حكومت مي كرد، پرتغالي ها به كنگو آمدند. ابتدا پرتغالي هاي تازه وارد، با مردم اين حكومت رفتاري دوستانه داشتند تا اينكه بالاخره در سده 1530(قرن ششم) پرتغالي ها مردم «باكنگو» را به عنوان برده به خارج از كشور مي فرستادند.
در اواخر سال هاي 1800 ميلادي (قرن نوزدهم) ديگر كشورهاي اروپايي نيز به منطقه كنگو علاقه مند شدند. آنها متوجه شدند كه مي توانند از اين رود با ارزش به عنوان مسيري براي تجارت و دادوستد ميان كشورهاي واقع در غرب آفريقا و كشورهاي بخش داخلي اين قاره استفاده كنند.
مردم منطقه كنگو در سال 1960 ميلادي بالاخره توانستند استقلال خود را به دست آورند. با اينكه هر دو كشور كنگو آزادي خود را به دست آوردند ولي با مشكلات زيادي روبه رو شدند و دوره هاي سخت و خشن جنگ هاي داخلي براي كسب قدرت را تجربه كردند. بيشتر مردمان ساكن كشورهاي كنگو روستانشين هستند و تقريبا بيش از دو سوم اين مردم در روستاها زندگي فقيرانه اي دارند.
گينه
گينه كشوري است كه در غرب قاره آفريقا و در كناره اقيانوس اطلس قرار دارد. پايتخت اين كشور شهر«كاناكري» است كه بندر بسيار مهم اين كشور است. كشتي ها به اين بندر مي آيند و مواد معدني و كالاهاي ديگري را بار مي زنند و به بازارهاي سراسر جهان حمل مي كنند.
كشور گينه به 4منطقه اصلي تقسيم مي شود: يك منطقه دشت هاي هموار واقع در امتداد ساحل هستند و ديگري منطقه شمال گينه است كه شامل علفزارهاي وسيع استوايي است كه «ساوانا» نام دارند. در اين علفزارهاي استوايي و در فصل باران هاي شديد، علف هايي مي رويند كه ارتفاع آنها به 3 متر مي رسد.
در ميان «ساوانا» يا علفزار هاي شمال گينه درخت هايي به صورت پراكنده در لا به لاي علف ها رشد مي كنند. در شرق گينه و درست در كنار دشت هموار، ناگهان رشته كوه هاي «فوتا جالان»
سر بر افراشته اند. كوه هاي فوتا جالان سرچشمه 3رود اصلي جاري در منطقه غرب قاره آفريقا هستند. اين كوه ها منبع رودهاي نيجر، گامبيا و رودخانه هاي سنگال هستند كه جريان اين رودها از كشور گينه و از كوه هاي فوتا جالان آغاز مي شود. جنوب شرقي گينه منطقه اي تپه اي است كه اين تپه ها پوشيده از جنگل هاي انبوه هستند و در اين جنگل ها درختاني با چوب هاي بسيار باارزش رشد كرده اند؛ مانند درختان ساج، ماهون و آبنوس. ولي بسياري از اين جنگل ها به تدريج به علفزار هاي لخت تبديل مي شوند زيرا مردم منطقه اين درختان را به صورت فراوان قطع مي كنند تا بتوانند از زمين هاي هموار براي كشاورزي و تهيه مواد غذايي استفاده كنند و بيشتر مردم گينه محصولات كشاورزي و مواد غذايي خود را از اين طريق تامين مي كنند.
مردم گينه برنج، آرد مانيوك، سيب زميني شيرين، موز، قهوه، آناناس، بادام زميني، سيب زميني هندي و ذرت مي كارند. مقدار كمي از محصولاتي كه در گينه كشت مي شوند به كشور هاي ديگر فروخته مي شوند.
مردم اين كشور از گروه ها و اقوام مختلف هستند. بسياري از مردم منطقه كوه هاي فوتاجالان از اقوام «فولاني» هستند. در منطقه شمال گينه اقوام «ماكين» زندگي مي كنند و ديگر اقوام مهم و اصلي گينه اقوام سوسو، كيسي و كيپل هستند.
تا سال 1958 كشور گينه مستعمره كشور فرانسه بود، به همين علت زبان رسمي مردم گينه، زبان فرانسه است. اما مردم اين كشور به زبان هاي مختلف و فراوان آفريقايي هم صحبت مي كنند.
منبع: همشهری
قيزقلعه ساوه
يكي از مهمترين آثار شگفت انگيز معماري كشور در مناطق مرتفع و سخت گذر ايران در دوره باستان كه تاكنون ناشناخته مانده قيز قلعه ساوه مي باشد.
عظمت بنا و فلسفه وجودي ساخت آن دراين منطقه به حدي جالب است كه مي توان از آن به عنوان يكي از منابع مهم جذب گردشگر بين المللي به استان مركزي و همچنين معرفي دستاوردهاي معماري ملي و باستاني ايران قديم اشاره كرد.
قصر، عبادتگاه و دژ دفاعي قلعه دختر ساوه بر روي صخره بلندي مشرف به دشت ساوه بنا شده كه از سه طرف شرق، غرب و جنوب بوسيله صخره هاي متعدد ديگري احاطه شده است.
از نماي شمالي قلعه سه قله صخره اي بلند مشاهده مي شود كه قصر و قلعه در نوك قله اي كه در وسط قرار گرفته ساخته شده و اين قلعه از جاده ساوه به همدان و از تمامي دشت و شهر ساوه قابل رويت است.
در دو طرف صخره قيز قلعه دو رودخانه كوچك جاري است، رودخانه ضلع شرقي دايمي، اما رودخانه اي كه در ضلع غربي قرار دارد به صورت فصلي است.
نزديكترين آبادي به قلعه، روستاي قيز قلعه است كه از منابع آبي اين دو رودخانه تغذيه مي شود، بعد از قيزقلعه، روستاي سرخده است كه در كنار رودخانه قره چاي قرار دارد و قلعه از روي پل سرخده به راحتي قابل ديد است.
قلعه از دو بخش اصلي دژدفاعي و قصر تشكيل شده كه در مجموع حدود 3000 متر مربع مساحت دارد.
براي رسيدن به قلعه مي توان باوسيله نقليه سواري تا پاي دامنه صخره رفت، و سپس مسافتي حدود ۳۰۰متر را بايد پياده طي كرد تا به دروازه اصلي ورود به قلعه رسيد.
دروازه ورودي در ضلع شرقي صخره قرار دارد كه بعد از عبور از رودخانه كوچك، بقاياي ديواره دروازه كه از سنگ و ساروج ساخته شده است ديده مي شود. با عبور از اين دروازه بايد حدود100 متر دامنه شيب دار ضلع جنوب شرقي صخره را براي رسيدن به نوك قلعه كه ساختمان اصلي قصر(نيايشگاه) قرار دارد را طي نمود، شيب دامنه جنوب شرقي حدود ۶۰درصد است.
تمامي ديواره صخره به صورت پرتگاه مي باشد و هر نقطه اي كه احساس مي شده مي توان از آن عبور نمود باسنگ وساروج تا بالاي صخره بسته شده است، به طوري كه هيچ راه نفوذي از سه ضلع شمالي، شرقي و غربي به درون قلعه وجود ندارد.
ورود به قلعه از طريق چند راه پله سرپوشيده صورت مي گرفته كه با مهارت ويژه اي استتار شده اند و استتار راه پله ها با ساختن ديواري از لاشه سنگ و ساروج درست در امتداد ديواره هاي صخره صورت گرفته است.
پنج راه پله پشتي بنا و دو راه پله درغرب بنا كه دركنار پرتگاه در ارتفاع چندمتري از سطح رودخانه ساخته شده به اتاقهاي تعبيه شده در دل صخره منتهي مي شوند.
از پله هاي پشت بنا براي ورود و خروج محافظان و نگهبانان استفاده مي شده و از پله هاي غربي براي ورود و خروج مقامات به داخل قلعه و حمل آذوقه استفاده مي شده است.
در مقابل راه پله هاي غربي و بر روي صخره مقابل راه باريكي وجود دارد كه محل رفت وآمد ساكنان قلعه بوده و اتاقهاي قلعه تو درتو و به يكديگر ارتباط داشته اند.
باتوجه به ارتفاع ديواره و طاقهاي فرو ريخته احتمال مي رود كه بناي قصر داراي طبقه دوم و سوم هم بوده و در سمت دروازه ورودي، بناي ديگري وجود دارد كه احتمالا براي عبادتگاه مورد استفاده بوده و اين مكان داراي محرابي به سوي دشت ساوه (درياچه قديمي ساوه) و در جهت خلاف قبله مي باشد.
در اطراف كاخ اصلي حفره هاي متعددي براي ذخيره آب ساخته شده و لوله هاي سفالي شكسته اي در اين مجموعه يافت شده كه نشانگر استفاده از شبكه آبرساني و فاضلاب مي باشد.
بناي قيز قلعه كاملا بر دشت ساوه مسلط بوده وداراي چهار برج ديده باني در ضلع شمالي، غربي و شرقي است كه از ميانه صخره تا بالاي آن با سنگ و ساروج كار شده است.
اما از نظر قدمت و كاربرد بنا، بر اساس اسناد و مدارك تاريخي و تحقيقات به عمل آمده درخصوص قلعه هاي دختر ساخته شده درايران مي توان به سوابق معابد آناهيتا و مهر پرستي ايرانيان اشاره نمود.
بر اساس اين تحقيقات، قلعه دختر ساوه نيايشگاهي براي عبادت و احترام به آب و ناهيد در پيش از اسلام و قبل از خشكيدن درياچه ساوه در دوره ساسانيان بوده، محراب ساخته شده بر روي درياچه قديمي ساوه در قلعه اين احتمال را بيشتر مي كند.
بناي تاريخي قيز قلعه در تاريخ 9/۲/1382 به شماره ۸۶۰۰ در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است.
از ديگر قلعه هاي تاريخي استان مركزي مي توان به قلعه هاي حاج وكيل اراك، آردمين غرق آباد در ۵۶كيلومتري جاده ساوه به همدان، الوير روستاي ساوه، اسماعيليه بر روي كوه قره داغ در ۳۵ كيلومتري جنوب غربي ساوه، جمشيدي نيمور محلات، آقاخان محلاتي شهر محلات و خسرواني محلات اشاره نمود.
راههاي دسترسي:
جاده ساوه به همدان، روستاي سرخده، عبور از ميان روستا و عبور از پل ساخته شده بر روي رودخانه قره چاي، حركت به سوي روستاي قيز قلعه و عبور از ميان روستا وطي مسير حدود يك هزار و ۵۰۰ متر كه تماما با وسيله نقليه سواري قابل انجام است، فاصله قيز قلعه تا ساوه حدود ۲۳ كيلومتراست.
غار باستانی کرفتو دیواندره
غار کرفتو در شهرستان دیواندره، در 72 کیلومتری شرق شهرستان سقز قرار دارد. با توجه به تحقیقات به عمل آمده، در دوران «مزوزوییک» کرفتو در زیر آب بود و در اواخر این دوره ارتفاعات آن از آب خارج شد. غار کرفتو از غارهای آهکی و طبیعی است که در ادوار مختلف جهت استفاده و سکونت انسان تغییر حالت داده و با معماری صخره ای در چهار طبقه، در دل کوه حفر شده است.
در مقالاتی که توسط محققین به چاپ رسیده، به دلیل وجود کتیبه ای یونانی بر سر در یکی از اتاق های طبقه سوم، از این غار به عنوان معبد «هراکلس» (هرکول) نام برده شده است. ترجمه این کتیبه چنین است: «در آنجا هراکلس سکونت دارد باشد که پلیدی در آن راه نیابد». طول غار حدود 750 متر است و راههای فرعی متعددی از آن منشعب می شود. در طول سکونت انسان در این غار، تغییرات و دگرگونی های عمده و دخل و تصرفات بسیار در آن به وجود آمده و حجاران هنرمند، به زیبایی، فضاهایی را در مدخل های غار تراشیده و اتاق ها، راهرو و دالان های متعددی را به وجود آورده اند.
این غار در میان غارهای دست کن ایران، از معماری کاملی برخوردار است. ورودی غار از دامنه کوه حدود 25 متر فاصله دارد. در گذشته راهی نسبتاً سخت و دشوار در کمر کوه، بازدیدکنندگان را هدایت می کرد، ولی امروزه با عبور از پلکانی فلزی می توان به دهانه ورودی غار رسید.
در معماری صخره ای این غار چهار طبقه شناسایی شده است. این امر از اهمیت ویژه ای در معماری صخره ای برخوردار است. در معماری غار، علاوه بر ایجاد اتاق ها و راهروهای عبوری، سعی شده تا اتاق ها با هم مرتبط باشند و نورگیرها و پنجره هایی به سمت بیرون و مناظر طبیعی ارتفاعات مجاور غار تعبیه شده است. بر دیوارهای غار در بعضی از اتاق ها نقوشی به صورت تجریدی از حیوان، انسان و گیاه حجاری شده که بیشتر جنبه آیینی دارد. این غار در سال 1379 گمانه زنی شد و با بررسی باستان شناختی در محوطه بیرون و داخل غار، آثاری از دوران های مختلف به دست آمد. کشف تراشه های سنگی در طبقه چهارم و محوطه بیرون غار می تواند نشانه ای از استفاده انسان در دوران پیش از تاریخ از این غار باشد. همچنین نمونه سفال ها و اشیای به دست آمده، ادامه سکونت انسان را در طول دوران تاریخی اشکانی و ساسانی و دوران اسلامی یعنی قرون ششم تا هشتم ه. ق مسجل می سازد. اقداماتی در طول سال های 1378 و 1379 انجام شده که شامل سامان دهی محوطه بیرون غار، پله بندی، سکوهای استراحت، پارکینگ، سرایداری، سرویس های بهداشتی و برق کشی غار است.
ستونهای سنگی خورهه
تنها آثار به جا مانده از قصر یا پرستشگاه خورهه نزدیک محلات، دو ستون باریک سنگی با ارتفاع حدود 6 متر با سر ستون های یونانی و سکوی سنگی مربوط به دوره سلوکی - اشکانی
می باشد. در بنای خورهه که دارای طرح یونانی است، ستون ها از حد تناسب کلاسیک میان ارتفاع و قطر تجاوز می کنند و این دلیل نفوذ سبک معماری ایرانی است، که در تخت جمشید هم دیده می شود. درکاوشهای باستان شناسان در منطقه تعداد زیادی سفال و خمره پیدا شده است کشف سفال های کلینگی(جرینگی) که ظرافت خاصی دارند، اثبات می کند که این خانه یک عمارت اربابی بوده است و بدین ترتیب احتمال معبد بودن بنای خورهه را رد می کند.
برج طغرل
بنای آجری برج طغرل، که مساحت آن با احتساب باغ و دیوارهای احداث شده درسال 1379 به 5000 مترمربع می رسد، از جمله آثار به جا مانده از دوره سلجوقیان و مربوط به نیمه دوم قرن ششم قمری است. ارتفاع برج بدون سقف در حدود 20 متر است. از نظر معماری ضخامت دیوار برج از 1/75 تا 2/75 متر و قطر داخلی و خارجی آن به ترتیب 11 و 16 متر است. سطح بدنه بیرونی برج به 24 ترک تقسیم شده است. در قسمت فوقانی برج تزیینات و کتیبه ای به خط کوفی وجود داشته که در قرون گذشته از بین رفته است. در 1301 ق، به فرمان ناصرالدین شاه، بخش فوقانی برج که فرو ریخته بود، مرمت و بازسازی شد و آخرین مرمت نیز در سال های اخیر صورت گرفته است.
برج طغرل در واقع یک ساعت طبیعی نیز به حساب می آید؛ زیرا معماری آن به صورتی است که در بالای هر ترک چهارو نیم دایره وجودداردکه بیانگر یک ربع ساعت است. در بالای آنها نیز شش مستطیل است که هریک 10 دقیقه را نشان می دهد. سپس شیارهای ریزتری، به عنوان ثانیه، وجود دارد که هرگاه خورشید در وضعیت تازه ای قرار بگیرد، با ایجاد سایه روشن ها، زمان دقیق نشان داده می شود. 2 ناودان شرقی و غربی ساعت سه و نه را نشان می دهدو درهای ورودی برج، در شمال و جنوب آن، نیز ساعت شش و دوازده هستند. گفته می شود که این مکان آرامگاه طغرل، از سلاطین سلجوقی، است که به دلیل علاقه به نجوم این برج را بنیاد گذاشته است. از ویژگی های این محوطه آرامگاه استاد سیدمحمد محیط طباطبایی، ادیب معاصر، پدر تاریخ ایران است که وصیت کرده بود، تا به خاطر علاقه خاصی که به این برج و معماری آن داشته است، او را در پای این برج به خاک بسپارند.
تورنگ تپه گرگان
تورنگ تپه حدود 17 کیلومتری شمال شرقی گرگان و 60 کیلومتری جنوب شرقی دریای خزر واقع شده است.
این تپه از مجموعه چند تپه با برجستگی هایی نزدیک به یکدیگر تشکیل شده است که بزرگترین آن ها 5/34 متر از سطح زمین های دشت اطراف بلندتر است. نخستین فصل حفاری در تورنگ تپه بهار 1310 هجری شمسی توسط «وولسین» انجام و در آن سه طبقه را شناسایی کردند. سی سال بعد (دهه 1340)، «ژان» حفاری را در این تپه آغاز کرد. وی 13 فصل کاوش انجام داد و نه دوره فرهنگی را در این مکان، باستان شناسی کرد که قدیمی ترین لایه آن با سفال های فرهنگی جیتون ترکمنستان و فرهنگ اسماعیل آباد مقایسه شده است و از نظر زمانی به هزاره پنجم پیش از میلاد تعلق دارد. در تورنگ تپه گرگان آثاری از دوره برنز، آهن و نیز آثاری از دوره های هخامنشی، هلنیسی، اشکانی، ساسانی و اسلامی به دست آمده اند.
قلعه آوارسین
قلعه آوارسین منسوب به دوره ساسانی تا قرن سوم هجری قمری است که در 5/22 کیلومتری سمت جنوب خداآفرین و 11 کیلومتری جاده اهر- کلیبر واقع شده است. حمداله مستوفی بنای قلعه آوارسین را به " بکر بن عبداله " از اصحاب حضرت رسول (ص) نسبت می دهد که به امر عمر، خلیفه دوم، در سال 22 هجری به آذربایجان لشکر کشید.
آثار به دست آمده نشان می دهد که این قلعه در دوره اشکانی یا اوایل دوره ساسانی ساخته شده و در دوره اسلامی نیز مورد استفاده قرار گرفته است.
این قلعه دارای 5 برج مدور برای نگهبانی است و بلندترین برج آن به ارتفاع بیش از 800 متر از ته دره، در جبهه غربی هنوز پابرجاست. این قلعه احتمالاً از استحکامات دفاعی بابک خرمدین در منطقه قره داغ آذربایجان بوده است.
قلعه هلندی ها
قلعه هلندی ها در شمال خاوری جزیره خارک قرار دارد. این قلعه سابقاً برج و بارویی داشته که از بین رفته است. در سال 1748 میلادی، در پی هرج و مرج ناشی از فروپاشی دودمان صفوی و قتل نادرشاه هلندی ها پس از تعطیلی دارالتجاره بندرعباس، جزیره خارک را مرکز خود قرار داده و این قلعه را احداث کردند.این قلعه به وسیله کینپ هاوزن در سال 1747 بنا گردیده و به «قلعه هلندی ها» معروف است.
غار سنگی یون گان
غار سنگی یون گان در جنوب کوه " او جو"، 16 کیلومتری غرب شهر داتون استان شان سی در شمال چین قرار دارد. این غار در کوه ایجاد شده از شرق تا غرب یک کیلومتر است اکنون در این منطقه 45 غار موجود است و دارای 252 جای مجسمه در داخل سنگ و 51 هزار مجسمه سنگی است که بزرگترین آن 17 متر و کوچک ترین آن تنها چند سانتی متر است.
این غارها با مجموعه غارهای «دون خوان گان سو» و غار سنگی «لون مون حه نان« سه مجموعه از غارهای سنگی بزرگ چین هستند و نیز یکی از گنجینه های هنر حکاکی سنگی در جهان محسوب می شوند.
غارهای سنگی یون گان واقع در شهرداتون استان شان سی هنر برجسته سنگی دین بودا را در قرن پنجم تا قرن ششم میلادی نمایان می کند. در این میان غار پنجم به لحاظ طراحی دارای وحدت می باشد و اثری برجسته در دوران اولین شکوفایی هنر بودایی چین است.
مجسمه هرکول
در بهمن ماه سال 1337 هنگامی که کارگران شرکت شوسه برای احداث راه جدید همدان به کرمانشاه در دامنه کوه بیستون مشغول خاکبرداری و خروج سنگ از پای کوه و تسطیح جاده بودند. در حین کار به مجسمه نسبتاً بزرگی برخورد می نمایند که قسمتی از شانه آن از زیر خاک نمایان گردید.
در دوران پارتی ورثرغنه یکی از محبوب ترین خدایان بود که اغلب به صورت پیکره های گلی و سنگی نشان داده شده است. یک نمونه از این دست پیکره هرکول / ورثرغنه است که در کنار شاهراه شرقی- غربی جاده بزرگ ابریشم یا جاده بزرگ خراسان در بیستون نزدیک کرمانشاه از سنگ تراشیده شده است.
خدا (هرکول) به صورت شخصی نیرومند کاملاً عریانی با موی و ریش مجعد در حال استراحت بر روی پوست شیری نشان می دهد که بر سکویی به طول 20/2 متر به پهلوی چپ به طور نیم خیز به آرنج تکیه نموده و در دست چپ پیاله ای دارد که تا نزدیک صورت نگه داشته است و نیز دست راستش برروی پای راست قرار گرفته و پای چپ را تکیه گاه پای دیگر نموده است.
طول مجسمه 47/1 متر که به طور برجسته از سنگ کوه تراشیده شده و از طرف پشت به کوه متصل است. در عقب مجسمه نقوش و کتیبه ای به زبان یونانی قدیم بر روی سنگ نقش شده است. نقوش آن شامل، درخت زیتونی است که از شاخه آن کماندان و تیردانی آویزان شده است. در کنار این درخت گرز مخروطی شکل گره داری حجاری شده که برجستگی آن نسبت به سایر نقوش بیشتراست. کتیبه به خط یونانی قدیم در هفت سطر بر روی لوحی به ابعاد 33 × 43 سانتیمتر که نمای آن به شکل معابد یونانی ساخته شده نوشته اند.
زمان ساخت مجسمه سال 153 ق.م تعیین می شود این تاریخ با اواسط سلطنت مهرداد اول اشکانی (اشک نهم 174-136 ق.م)
منطبق می باشد.
مسجد النبی قزوین
مسجد النبی كه معروف به مسجد سلطانی است در شهر قزوین قرار دارد.
این مسجد مساحتی قریب به ۱۴۰۰۰ متر مربع دارد.
اين مسجد در ضلع جنوبي خيابان امام خميني (ره) قزوين واقع است و از حيث مكان و از لحاظ عظمت بنا و اسلوب ساختمان و استحكام بنيان و حسن سليقه اي كه در آن به كار رفته يكي از عظيم ترين مساجد اين شهر به شمار مي رود.
مسجد النبی پس از انقراض صفويه در اثر عدم توجه، به صورت ويرانه اي درآمد که بعدها به فرمان فتحعليشاه قاجار از نو ساخته شد.
سردر شمالي مسجد النبي بسيار بلند است و سرتاسر آن با كاشي هاي مينايي و سبك بديعي تزئين شده و تاريخ بنيان آن در كتيبه اي با خط نستعليق بر كاشي لاجوردي نوشته شده است.
در چهار طرف حياط وسيع مسجد ايوان هاي چهارگانه با كاشي هاي رنگين مزين شده و در هر ايوان كتيبه اي از كاشي لاجوردي به خط نسخ كار گذارده اند.
ديدار از اورامان
سفري در خرد غربي به حکمت شرقي
فرشید چچانی
اورامان منطقه اي کوهستاني با کوهپايه هايي سرسبز و دره هايي خرم، همراه با رودخانه هايي خروشان در دو استان کردستان و کرمانشاه در ايران و بخش جنوبي استان سليمانيه در عراق واقع شده است. اين منطقه دلپذير از طبيعتي بکر و اصيل برخوردار است که در سال هاي اخير ميزبان گردشگران ايراني و نيز بخشي از گردشگرهاي غربي بوده است. مردم اورامان داراي يک زندگي اصيل طبيعي به دور از مظاهر تصنعي دوران نوین هستند. روش زندگي، آداب و رسوم، معماري، البسه و ابزارهاي مورد استفاده در زندگي روزمره مردمان اين ديار از چنان اصالتي برخوردار است که توجه نافذ هر گردشگري را به خود جلب مي کند. جداي از اين موارد، اورامان صاحب فرهنگ فولکلوريک ريشه دار و گسترده اي است که در قالب ترانه هاي شفاهي، بازي هاي محلي متنوع، مراسم آئيني مختص به خود و موسيقي متمايز اورامي که غالباً از آن تحت عنوان «سياچمانه» ياد مي شود، پديدار گشته است. اورامان همچنين خاستگاه بخش اعظمي از ادبيات کلاسيک کردي است که نمونه هاي بارز آن را مي توان در آثار شعراي بزرگي همچون مولوي کرد، بيساراني، خاناي قبادي و ميرزا عبدالقادر پاوه اي يافت.
از ويژگي هاي نکات فوق الذکر اينگونه مي توان استنباط کرد که در فرهنگ، ادبيات، معماري و جنبه هاي زندگي مردم اورامان- که به لهجه «گوراني» زبان کردي تکلم مي کنند- نوعي خاص از آرمانگرايي، سرزندگي و پويايي وجود دارد. شايد بتوان گفت که خصوصيات ذکر شده بيشتر از هر جنبه فرهنگي ديگر اورامان در ادبيات و موسيقي آن به چشم مي خورد. از سوي ديگر، شيوه خاص معماري روستاهاي اورامان و همچنين ابزار و وسايل مورد استفاده در زندگي روزمره بيش از هر چيز نشانگر نزديکي انسان اورامي به طبيعت بکر اين ديار است. چنين وحدت و قرابتي ميان انسان و طبيعت و يا ميان فرهنگ و طبيعت را حتي مي توان به وضوح در وزن پنجه اي موجود در اشعار اورامي يافت که خود انعکاس نغمه هاي جاري در دل طبيعت است. اين ويژگي را مي توان در موسيقي اورامي نيز يافت که از سويي داراي خصوصيات آرمانگرايانه است و از سويي نيز با طبيعت اين ديار کاملاً اينهماني است.
اينهماني انسان با طبيعت، آرمانگرايي، معنوي پنداشتن طبيعت و باورهاي وحدت وجودي که بر اساس آن خالق و مخلوق در هم تنيده شده اند و از همين رو طبيعت داراي ابعاد معنوي مي شود، همه در نهايت نوعي خاص از عرفان و شيوه اي متفاوت از تصوف را به وجود آورده اند که در زندگي عرفا و صوفيان اورامان قابل رويت است. موارد فوق الذکر ما را بر آن مي دارند تا صحبت از گونه اي کاملاً متفاوت و خاص از حکمت شرقي به ميان آوريم که تا کنون آن طور که بايد به آن پرداخته نشده است. از همين رو، به منظور جذب گردشگران غربي و رونق صنعت گردشگري بايد بيش از پيش به تبيين موارد فوق پرداخت و لايه هاي پنهان اين فرهنگ خاص را آشکارتر کرد. حال بحث در اين است که ويژگي هاي فوق الذکر در حوزه هاي مختلف فرهنگ و هنر موجود در اورامان از سويي و عرفان و تصوف از سويي ديگر، در تاريخ چند قرن اخير در مغرب زمين (غالباً کشورهاي توسعه يافته) ديده نمي شود. مي توان دکارت، فيلسوف فرانسوي را نخستين انديشه ورزي در اوايل دوران نوین دانست که در نظام فلسفي و خردگرايي خود انسان را از طبيعت و در نهايت ذهن را از جسم جدا کرد. عقل گرايي دکارتي و تأثیر آن در انديشه بخش عمده اي از فيلسوفان سده هفدهم و هجدهم، از عوامل اصلي جدايي انسان غربي از مادر طبيعت بود. اين ويژگي در دوران مابعد دکارت چنان خصلت افراطي به خود گرفت که امروزه از آن تحت عنوان خردابزاري و نه خردباوري ياد مي شود، که در آن احساس و عشق و پرداختن به امور معنوي و ذهني از جايگاه مهمي برخوردار نيستند. رشد فناوری، از سوي ديگر دليل مضاعفي است براي جدايي هرچه بيشتر انسان غربي از طبيعت معنوي که اين خود پيامدهاي بسيار منفي را به دنبال داشته است که از آن دسته مي توان به آشفتگي هاي رواني و از خودبيگانگي انسان معاصر غربي ياد کرد. هدف از اين نوشتار اين است که بتوان رابطه اي ميان خردگرايي محض غربي با حکمت اصيل شرقي برقرار کرد که اين امر غالباً مورد غفلت واقع شده است. شايد آرتور شوپنهاور، نخستين انديشمند مغرب زمين بود که يکصد و پنجاه سال قبل از اهميت رجوع فرد به بن بست رسيده غربي به حکمت پوياي شرقي سخن راند و اين آموزة وي با بي توجهي از سوي ديگر انديشمندان غربي مواجه شد. در چند دهه گذشته، اما ما شاهد حضور گردشگران فراوان غربي در نواحي شرقي آسيا بوده ايم، و متأسفانه چنان حضور چشمگيري در منطقه اورامان ديده نمي شود. به همين منظور، تبيين و ارائه و برجسته کردن هرچه بيشتر فرهنگ، آداب، رسوم و تاريخ اين ديار مي تواند در جذب توجه گردشگران غربي به اين منطقه بکر و اصيل مؤثر واقع شود.
منبع: میراث آریا
مرند؛آثار باستانی، جاذبه های گردشگری و مناطق دیدنی مهم
شهرستان مرند یکی از شهرستان های استان آذربایجان شرقی است که در شمال شرقی آن واقع گردیده است. مرکز این شهرستان شهر مرند بوده که در 71 كیلومتری شمال غرب تبریز و 724 کیلومتری شمال غرب تهران در محور ارتباطی اروپا و آسیای میانه قرار گرفته و دارای 2 بخش، سه شهر، 9دهستان و 129 آبادی بوده كه 113 آبادی دارای سكنه و 16 آبادی آن خالی از سكنه است.
در دایره المعارف بزرگ اسلامی آمده است كه مرند مركز سكونت اقوامی مهم در دوره كلده و آشور بود. بطلیموس از این شهر به نام ماندگار یاد کرده است. به عقیده ویلیامز جاكسون، مرند پایتخت شهرستان واسپورگان در دوره ساسانیان بود و بقایای آتشكده ای در تپه خاكستری مرند دلیل همین مدعا است. آب و هوای مساعد کوهستانی، برف و باران كافی و مراتع و چمن زارهای سرسبز؛ جاذبه های طبیعی زیادی را در دره ها و کوه های منطقه به وجود آورده است. کوه کیامکی داغ و رودخانه ارس به همراه چشمه های آب معدنی از مهم ترین جاذبه های طبیعی مرند به شمار می آیند. به نظر آنوبانینی مرند به واسطه حاصلخیزی خاک و دارا بودن آب كافی از شهرستان های مهم كشاورزی استان آذربایجان شرقی محسوب می شود. بناهای متعدد تاریخی از جمله: مسجد جامع مرند، کاروان سرای هلاکو و تپه های باستانی، قلعه ها، پل ها، حمام های قدیمی و آرامگاه های مشاهیر از دیگر مکان های دیدنی شهرستان مرند محسوب می شوند.
آب و هوای مساعد کوهستانی، برف و باران كافی، مراتع و چمن زارهای سرسبز، جاذبه های طبیعی زیادی را در دره ها و کوه های منطقه به وجود آورده است. کوه کیامکی داغ و رودخانه ارس به همراه چشمه های آب معدنی از مهمترین جاذبه های طبیعی مرند به شمار می آیند. بناهای متعدد تاریخی از جمله مسجد جامع مرند، کاروان سرای هلاکو و تپه های باستانی، قلعه ها، پل ها، حمام های قدیمی و آرامگاه های مشاهیر از دیگر مکان های دیدنی شهرستان مرند محسوب می شوند.
مرند در اصل به زبان آذری "مارنده" بوده، مار همان كلمه ماد است كه در زبان آذری به مار تبدیل شده است. نام یونانی مرند "مرو" است و احتمالاً از قومی به همین نام كه این منطقه را تا دریاچه ارومیه تحت اشغال داشته اند گرفته شده است. نام قوم مروا با پسوند "ند" به شكل مرواند به معنی جایگاه قوم مروا درآمده است كه در طول زمان به مرند تبدیل شده است. در تقویم البلدان آمده كه واژه مرند به زبان ارمنی به معنای دفن یا دفینه است. ارامنه معتقدند مرند محل دفن حضرت نوح است.
به نظر آنوبانینی تاریخ مرند به چند قرن پیش از میلاد مسیح می رسد.
در سفرنامه ویلیامز جكسون آمریكایی، درباره وجه تسمیه مرند آمده است كه بنای این شهر به امر دختر ترسایی به نام "ماریا" گذاشته شد. وی كلیسای بزرگی در این محل بنا كرد كه اكنون مسجد جامع شهر است به همین دلیل نام این شهر "ماریانا" خوانده شد كه بعدها به مریند، مروند، ماریانه، و سپس به مرند تغییر نام یافت.
آثار كلیسای قدیمی این شهر هنوز پابرجاست و صلیب هایی بزرگ و كوچك به شكلی زیبا، دور تا دور قسمت فوقانی آن را پوشانده اند. از سویی دیگر برخی از محققین مرند را تغییر یافته كلمه "مادوند" و "مارند" یعنی محل زندگی مادها ذكر كرده اند.
شواهد تاریخی نشان می دهد كه مرند در روزگار قیام بابک خرم دین جزو قلمروی او بود و محمد روادی حكم ران مرند از بابک اطاعت می كرد. پس از دوره روادیان، دیگر نامی از مرند برده نمی شود، ولی وقایع عمومی منطقه نشان می دهد كه این ناحیه تا حدود نخجوان، ایروان، تفلیس، شیروان، شماخی، خوی و آن محل نبرد حكومت های آذربایجان، گرجستان و ارمنستان از یک سو و فرستادگان خلفا از سوی دیگر بوده است. با برقراری نظام ایلخانی پس از حملات مغول، سلاطین ایلخانی بر مراغه، تبریز و سلطانیه حكومت راندند. در دوره تیموریان و پس از آن مرند مانند سایر شهرها دچار غارت و جنگ و ویرانی شد.
در دوران صفویه به خصوص در زمان شاه اسماعیل اول كه ایرانیان در جنگ چالدران شكست خوردند، تمامی آذربایجان به تصرف عثمانی ها در آمد و مرند هم مانند سایر شهرها از این قاعده مستثنی نبود. حتی به دلیل موقعیت سوق الجیشی، بیشتر از سایر نقاط مورد تاخت و تاز قرار گرفت. در زمان شاه عباس، حكومت مرند به امیری به نام سلطان جمشید خان دنبلی داده شد و این شهر مركزیت حكومتی پیدا كرد. در سال 1016 هجری قمری، شاه عباس برای نبرد با عثمانیان مرند را پایگاه خود قرار داد.
در دوره قاجاریه به دلیل رونق فعالیت های صنعتی، بازرگانی و معدنی ماورای ارس و داد و ستد بین تبریز و خوی با باكو و تفلیس و مهاجرت و مسافرت مردم آذربایجان به روسیه هم چنین لزوم مبادلات پستی و راه كاروانی، بر شهرت و آبادانی مرند افزوده شد. در دوره انقلاب مشروطیت "شجاع نظام مرندی" در مرند، زنوز و منطقه علمدار و گرگر به مخالفت با مشروطیت و طرف داری از استبداد برخاست. در این زمان راه مرند راه بازرگانی ایران به اروپا و روسیه بود و برای تبریز از لحاظ تأمین آذوقه و مایحتاج زندگی اهمیت اساسی داشت. این راه بارها توسط افراد "شجاع نظام مرندی" مسدود شد، اما سرانجام این مرد با یک بمب پستی كه توسط مشروطه خواه معروف "حیدر خان عمو اوغلی" از تبریز فرستاده شد، به هلاكت رسید.
باغ شازده
باغ شاهزاده یکی از زیباترین باغهای سنتی ایران محسوب می شود. این باغ در ماهان و دردامنه کوههای تیگران واقع شده است و مربوط به اواخر دوره قاجاریه (1298 هجری قمری) می باشد.
این باغ دارای سردر ورودی بسیار زیبا است که گفته می شود که این باغ به دستور حاکم کرمان ساخته شده و وقتی خبر مرگ ناگهانی حاکم را به ماهان می برند بنایی که مشغول تکمیل سردر ساختمان بود تغار گچی را که بدست داشته محکم به دیوار کوبیده و کار را رها کرده و فرار نموده به همین علت جاهای خالی کاشی ها را برسردرورودی می توان دید.
این باغ علاوه برسردر شامل عمارت شاه نشین و حمام نیز می باشد. در حال حاظر قسمت شاه نشین به یک رستوران تبدیل شده و توسط بخش خصوصی اداره می شود. در این باغ درختان میوه متنوعی بچشم می خورد و در جلوی عمارت هم حوض ها و فواره ها آبنمای زیبائی را تشکیل داده اند. هر ساله گردشگران از این باغ زیبای اصیل ایرانی بازدید می کنند و از زیبایی و طراوت باغ لذت می برند.
قلعه ضحاک
در 3 کیلومتری ایستگاه خراسانک و بر فراز کوهساری که تونل مستقیم و طویل دو کیلومتری راه آهن مراغه به میانه از آن می گذرد بقایای ساختمان مفصل و سنگ و گچی به چشم می خورد که به قلعه ضحاک معروف است. عده ای از باستانشناسان بنای این قلعه را متعلق به دوره مادها می دانند که بعدها نیز در دوران هخامنشی، اشکانی، ساسانی مورد استفاده قرار گرفته و در دوره های اسلامی به صورت دژ و سیخ بزرگی درآمده است آنچه امروزه بیش از هر چیزی جلب توجه می کند چهار طاق زیبایی از عهد ساسانی است. دو طرف باز این بنا در لب پرتگاهی در کنار دره قرار دارد ابعاد چهار طاقی که به شکل مربع و به ابعاد متر و با پایه هایی به ضلع متر می باشد که دارای سقفی با پوشش ضربی است. به گفته برخی از باستانشناسان بر خلاف طاقهای دیگر دوره ساسانی از این چهار طاق به عنوان افروختن آتش استفاده نمی شد. بلکه به عنوان برج دیده بانی که مشرف به دره ها و دشتهای اطراف بوده است به کار می رفت و مصالح این قلعه به خصوص چهار طاقهای آن از آجرهای بزرگ سرخ رنگ می باشد که مانند بسیاری از بناهای دوره ساسانی آجرهای آن به صورت افقی و قائم روی هم قرار گرفته است بقایای دیواره های سنگی و گچی قلعه ضحاک ظاهراً از دوران ما قبل اسلام است و احتمال می رود در قرون 3 و4 تعمیرات و الحاقاتی در آن صورت گرفته شده است بنابراین این بنا تا قبل از اسلام و تا دوره اسماعیلیه مورد استفاده قرار گرفته است.
شهر ممنوعه
شهر ممنوعه واقع در کشور چین (پکن) یکی از بزرگترین عمارتهای معماری جهان محسوب می شود و در آن شش قصر بزرگ، چند سالن مراسم و تعداد بسیاری مجسمه وجود دارد. برای بازدید از این مجموعه حداقل نصف روز لازم است. موزه گنجینه سلطنتی هم در یکی از عمارت ها واقع است.
شهر ممنوعه سال1987 میلادی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است و در مرکز شهر بیجینگ واقع بوده و کاخ امپراتوری دو سلسله "مینگ " و "چینگ " چین است. 24 امپراتور در این ناحیه اقامت و زمامداری کرده اند.
این شهر در سال 1406 ساخته شد و ساخت آن 14 سال طول کشید و بارها مورد تعمیر و تجدید ساخت قرار گرفت، اما ساختار اصلی آن حفظ شده است. مساحت شهر ممنوعه 720 هزار متر مربع و دارای بیش از 9000 اتاق با مساحت کل معماری در حدود150 هزار متر مربع است و در جهان بزرگترین و کاملترین مجموعه معماری چوبی باستانی محسوب می شود.
دور شهر ممنوعه را دیواری بلند و ضخیم به طول سه کیلومتر در بر گرفته و در بیرون آن کانالی با عرض 52 متر در اطراف شهر به چشم می خورد. در واقع شهر دارای استحکامات سخت و محکم در داخل است. در جنوب آن دو میدان بزرگ وجود دارد و در درون آن حیاطها و قصرهای بلندی ساخته شده است. قصر " تای خه " یکی از سه قصر بزرگ است.
این قصر، قصر برپایی فعالیتهای مهم از جمله نشست امپراتور بر تخت، مراسم روز تولد امپراتوران، جشن ها و مراسم لشکرکشی است. این قصر بر روی سکوی سنگی مرمری سفید به بلندای دو متر ساخته شده و بلندای قصر بیش از 35 متر و عرض آن 63 متر است و پرعظمت ترین و بزرگترین قصر چوبی چین به شمار می آید. قصر "تای خه " قصر طلایی نامیده می شود.
ارگ راین
این ارگ در جنوب غربی شهر کنونی راین در استان کرمان قرار دارد که بر بالای قلعه ای با شکوه و عظیم خودنمایی می کند. این بنای خشتی با مساحتی بیش از 20 هزار متر مربع تا حدودی به ارگ تاریخی بم شبیه است. نقشه قلعه تقریباً مربع شکل و با چندین برج در اطراف مزین شده است. دور تا دور قلعه را حصاری در برگرفته که ارتفاع آن اندکی بیش از 10 متر است. تنها ورودی قلعه از جبهه شرقی است که با سر در بزرگ و باشکوه به محوطه داخلی راه دارد. این قلعه بعد از ارگ بم دومین بنای خشتی استان کرمان محسوب می شود.
بعد از عبور از کوچه شرقی – غربی به چهار سوی کوچک هشت ضلعی می رسیم که انتهای راهروی آن به چهار ساختمان زیبا که احتمالاً محل حاکم نشین بوده ختم می شود. این خانه ها به وسیله حصار و با برج هایی در اطراف محصور شده است. چنین به نظر می رسد که خانه های یاد شده در زمان قاجار ساخته شده باشند، زیرا نقشه آنها شبیه بناهای این دوره است.
قلعه ، عناصری چون بازار، اصطبل (تابستانی و زمستانی)، زورخانه و محل عامه نشین دارد .از قدمت و زمان بنیان اولیه قلعه اطلاع دقیقی در دست نیست و تاکنون هیچ شواهد و مدارکی که قدمت آن را دقیقاً مشخص کند به دست نیامده است و تا زمانی که تحقیقات علمی و کاوش های باستان شناسی انجام نپذیرد، نمی توان تاریخ دقیقی برای آن منظور کرد .
کویر چاه غیب
محسن ادیب
کویر چاه غیب یا چاله چاه غیب (چاه غیب هامون هم نامیده می شود) در 50 کیلومتری جنوب غربی شهرستان خاش واقع در استان سیستان و بلوچستان قرار دارد. این کویر از شمال غربی به کوه نادر، از غرب به کوه حشایز، از جنوب غربی به کوههای تنکان، هله لان، کوه تنگ و کوه مرغک، از جنوب به چاه شاهی و از شرق به بیابانهای خاش محدود می شود. ارتفاع آن از سطح آبهای آزاد 1450 متر می باشد که تقریباً در تمام نقاط کویر یکسان است و 2600 متر زیر قله آتشفشانی تفتان قرار دارد.کویر چاه غیب بوسیله رشته کوههای بلندی محصور شده است. سنگهای تشکیل دهنده اطراف ارتفاعات این چاله از نوع سنگهای آذرین می باشند. در قسمت شمالی این کویر جزیره ای وجود دارد که تقریباً شبیه به جزیره سرگردان در دریاچه نمک آران و بید گل می باشد.
سطح این کویر بوسیله صفحات باد کرده وسیع و حوزه ای خیس محدودی پوشیده شده است. بر روی بعضی نقشه ها این کویر دریاچه هامون نامیده شده است و نشاندهنده آن است که سطح این کویر در گذشته خیلی نزدیک بوسیله دریاچه فصلی پوشیده بوده است.
راههای ورود به منطقه:
به علت نبودن باتلاق در اطراف این کویر به راحتی می توان وارد دریاچه شد. شایان ذکر است که در قسمت غرب کویر باتلاقهایی با درصد چسبندگی کم وجود دارند.
منبع: راسخون
غار نول
غار نول در کوه گل واقع در 20 کیلومتری منطقه سی سخت یاسوج واقع گردیده است. غار نول با طول 80 متردارای چند تالار پلکانی و انشعاب های مختلف و از لحاظ بررسی های زمین شناسی حائز اهمیت می باشد. ارتفاع دهانه غار 3 متر است که در برخی نقاط درون غار تا 20 متر تغییر می کند. سقف و بدنه غار از سنگهای آهکی اسماری و قندیلهای زیبایی پوشیده شده و قطعات آب از این قندیلها و سقف غار، چکه می کند. در عمق غار چند چشمه وجود دارد که آب زلال و خنکی از آنها جاری است. دخالت های انسانی پیرامون چشمه سارها و قنات های اطراف این غار بیانگر استفاده از غار در دوره های گذشته و اخیر است. به نظر می رسد این غار در گذشته به عنوان پناهگاه موقتی مورد استفاده قرار گرفته است.
روستای کندوان
کندوان یکی از روستاهای دهستان سهند می باشد که در 18 کیلومتری جنوب اسکو در دامنه سر سبز سلطان داغی و 62 کیلومتری جنوب غربی تبریز قرار گرفته است. خانه های سنتی و باستانی کندوان از نظر نوع معماری در ایران نظیر ندارد و عقیده تعدادی از محققین احداث این خانه ها به قرن 7 هجری همزمان با یورش مغول ها نسبت داده می شود. برخی بر این عقیده اند که حتی به دوره بسیار کهن قبل از اسلام نیز مربوط می شود.
قلعه توت ایلام
قلعه یا دژ توت در ناحیه جنوب روستای بانقلان قرار دارد که از توابع شهر ایلام است . این قلعه در میان کشتزارهاو باغهای کشاورزی و بر فراز یک تپه باستانی از گذشته بر جای مانده است و به نام قلعه توت معروف است. آثار تخریب شده قلعه توت بر فراز تپه باستانی قلعه توت ملاحظه می شود. ارتفاع تپه از سطح زمینهای اطراف حدود 15 متر اندازه گیری شده است. امروز در بنای این قلعه پلان مشخصی دیده نمی شود. بخش عمده بنا بر اثر فرسایش و تخریب تدریجی از بین رفته است. سنگ بکار رفته در معماری قلعه، به تدریج برای حصارکشی باغ ها و مزارع کشاورزی پیرامون انتقال داده شده که همین مساله موجب شده تا از معماری قلعه اثری باقی نماند، اما این اثر به عنوان یک تپه باستانی قابل مطالعه است.
بر اساس اثر محمودیان در سال 1383، در تپه تکه های متراکم سفال و ابزارهای سنگی دیده می شود. سفال های بدست آمده همگی بدون لعاب بوده و اکثرا دارای پوشش گلی نخودی و آجری است. پخت سفال ها ناقص بوده و از مواد گیاهی، شن و ماسه برای شاموت آنها استفاده شده است. اکثر سفال ها از نوع سفال های خشن خمره ای، چرخ ساز و دارای تزیینات افزوده دور کمر یا روی شانه ظروف هستند.
به گفته محمودیان، در سطح تپه و در گوشه جنوب شرقی آن، تودهای از قلوه سنگ به ارتفاع حدوداً یک متر دیده می شود، همچنین در حاشیه غربی سطح تپه چند ردیف توده سنگی به صورت خشکه چین دیده میشود. به احتمال زیاد این سنگ ها بقایای معماری قلعه سطح تپه هستند که در گذشته در ساخت دیوارها بکار رفته است. به دلیل فعالیتهای نامتعارف کشاورزی در سطح تپه و دامنه های آن بافت سطحی تپه و بنای قلعه به هم خورده است. در سطح و سمت جنوب تپه آثار گچ (و احتمالا کوره گچ) دیده می شود.
شهر زیرزمینی نوش آباد
شهر زیرزمینی نوش آباد تونلی دست کن با فضاهای معماری است که در عمق 3 متری زمین قرار گرفته است. این شهر زیرزمینی حدود دو سال پیش هنگامی که یکی از اهالی نوش آباد در حال کندن زمین بود؛ کشف شد و در نخستین فصل از کاوش های باستان شناسی مشخص شد که شهر زیرزمینی نوش آباد در دوره های اسلامی مورد استفاده قرار می گرفته و احتمالا پناهگاه مردم نوش آباد بوده است اما هم اکنون بخش هایی از این معماری دست کن در فاضلاب نوش آباد غرق شده است. شهر زیر زمینی نوش آباد، شهری سه طبقه است که طبقه اول آن در عمق 3 متری و طبقه سوم آن در عمق 16 متری از سطح زمین ساخته شده است. ارتفاع هر طبقه حدود 180 سانتیمتر است. باستان شناسان با توجه به محدود بودن کاوش های خود در این شهر زیرزمینی هنوز وسعت دقیق این شهر را نمی دانند اما با توجه به دالان های تو در توی این شهر و فضاهای مختلف تصور می شود این شهر دارای چندین هزار متر وسعت باشد. پژوهش های باستان شناسی و مطالعات مردم شناسی نشان می دهد شهر زیر زمینی نوش آباد تا اواخر دوره قاجار مورد استفاده قرار می گرفته است و مردم نوش آباد از دست راهزنی به نام «نایب حسین» مدت ها در این شهر زیرزمینی دست کن زندگی می کردند. شهر نوش آباد در۸ کیلومتری شهر کاشان جای گرفته است این شهر از جمله شهرهای مهم تاریخی است که آثار بسیار زیادی را از جمله قلعه ها و مساجد در خود جای داده اما تاکنون مورد توجه چندانی قرار نگرفته اند.
نگاهی به خاصیت و ویژگی چشمه های آبگرم سرعین در استان اردبیل
چشمه های آبگرم سرعین که با دما، خاصیت و ویژگی های درمانی خاصی ازدل زمین می جوشند، همه ساله در فصل تابستان مسافران و گردشگران بسیاری را از گوشه و کنار کشور و خارج از ایران به سوی خود جلب می کنند. شهر سیاحتی سرعین در 2۵کیلومتری شهراردبیل یکی از مهمترین مرکز استقرار چشمه های آبگرم در کشور بشمار می رود که ازچشمه های آبگرم این شهر می توان به گاومیش گلی، قهوه سویی، ساری سو، قره سو، پهنلی سو، آب گرم چشم و مجتمع های آبدرمانی سبلان، بش باجیلار و حمام طبیعی شفا اشاره کرد. همچنین دواستخر آب سرد هم در فاصله پنج کیلومتری سرعین در دره ای با چشم انداز زیبا موسوم به ویلا دره وجود دارد که آب آنها مانند نوشابه گاز دار بوده و گردشگران ضمن نوشین آب آنها در استخر آبگرم نیز آب تنی می کنند. در این گزارش برخی از مهمترین چشمه های آبگرم شهر سیاحتی سرعین و خاصیت آبهای آن معرفی می شود.
مجتمع آبدرمانی سبلان سرعین
مجتمع آبدرمانی سبلان، به عنوان بزرگترین مجتمع آبدرمانی خاورمیانه با امکانات و استخرهای متعدد سرپوشیده و حوضچه های آبگرم تحت فشار (جکوزی)، سونای خشک و بخار، دوشها و وان های انفرادی متعدد، خدمات پزشکی و درمانی مجزا برای مردان و زنان، پارکینگ اختصاصی و سایر امکانات مورد نیاز منطبق بر آخرین استانداردهای جهانی آبدرمانی های دنیا درداخل شهر سرعین واقع شده که آماده ارایه خدمات به مسافران است. زیربنای آن هفت هزار و200مترمربع و در دو طبقه مجزا جهت پذیرایی و سرویس دهی برای مردان و زنان احداث شده است. این مجتمع دارای سه استخر سرپوشیده
(دو استخر عمومی برای زنان و یک استخر عمومی برای مردان)، چهار واحد سونای خشک، دو واحد سونای بخار، حوضچه های آب سرد، دوشهای آب سرد و گرم، 112واحد وان انفرادی، 19واحد حوضچه تحت فشار (جکوزی)، بخش فیزیوتراپی با امکانات مجهز، بوفه، رستوران و سالنهای انتظار است.
آبدرمانی بش باجیلار (پنج خواهران)
این مجتمع آبدرمانی با استخر سرپوشیده بزرگ، سونای خشک و بخار، آبگرم تحت فشار(جکوزی)، دوشهای انفرادی، خدمات پزشکی و درمانی و پارکینگ در داخل شهر سرعین واقع شده و به لحاظ گنجایش دومین آبگرم شهر سرعین محسوب می شود. دبی پنج چشمه موجود در محدوده این مجتمع آبگرم رویهم رفته 13لیتر در ثانیه و به صورت دایمی، نشتی و جوشان در جریان است. دمای آب در داخل استخر در حدود 35درجه با ظاهری کدر، کمی ترش مزه و بودار است.
از آنیونهای موجود در آن می توان به بی کربنات، کلرور، سولفات و از کاتیونهای آن به کلسیم، منیزیم، سدیم و پتاسیم اشاره کرد. ترکیب آب از نوع کلرو بیکربنات سدیم و گرم است. در حال حاضر در محل این چشمه ها، مؤسسه آب درمانی احداث شده که شامل استخر بزرگ عمومی با عمق کم، دوشهای گرم و سرد، رختکن مستقل و بوفه است.
خاصیت درمانی:
از این آبگرم ؛برای درمان بیماریهای عمومی و تسکین دردهای عصبی و مفصلی استفاده می شود.
آبگرم قهوه خانه ممتاز
این آبگرم در داخل حیاط قهوه خانه ممتاز واقع شده است. آبدهی این چشمه ۴ لیتر در ثانیه و جریان آن به صورت دایمی و متغیر می باشد. دمای آب در آن47 درجه سانتیگراد است. ظاهر آب کمی تیره و مزه آن کمی ترش است.
PHآن در حدود ۶ و آنیونهای مهم آن کلرور، بیکربنات، کربنات و کاتیونهای مهم آن منیزیم، سدیم و پتاسیم است.
خاصیت درمانی:
برای درمان بیماریهای ساختار حرکتی (درد دست و پا) و اعصاب استفاده می شود.
آبگرم ژنرال (جنرال)
آبگرم ژنرال در شمال شهر سرعین واقع شده است. ارتفاع چشمه از سطح دریا دو هزار متر است. مانند سایر چشمه های شهر سرعین، این چشمه نیز در کف دره قرار گرفته است. دبی آب ۶ لیتر در ثانیه و دمای آن در حوض ۴3 درجه سانتیگراد و مزه آب کمی ترش و بیرنگ است. آنیونهای آن بی کربنات، کلرور، سولفات و کاتیونهای آن سدیم، کلسیم، پتاسیم و منیزیم می باشد. PH آن از نوع اسیدی و2.6است. آب آن از نوع کلروبیکربنات سدیم است.
خاصیت درمانی:
به علت داشتن عناصر فوق بیشتر برای تسکین دردهای عضلانی و رفع روماتیسم استفاده می شود.
چشمه گوز سویی (آب چشم)
این چشمه در کنار قهوه خانه ممتاز واقع شده و دمای آب آن 21درجه سانتیگراد و تقریباً اسیدی است. مزه آب گس و بی بو است. آنیون آن بی کربنات و کاتیون آن کلسیم است. آب آن در ردیف آبهای بیکربنات کلسیک قرار دارد. آبدهی آن خیلی کم و در حدود 1لیتر در ثانیه و از دو نقطه کف حوضچه با مقدار قابل توجهی گاز کربنیک و هوا با فشار خارج می شود.
خاصیت درمانی:
از آب آن برای درمان بیماریهای چشم استفاده می کنند.
آبگرم گاومیش گلی
آبگرم معدنی گاومیش گلی (پر آبترین و بزرگترین چشمه آب معدنی ایران) در داخل شهر سرعین واقع شده است. این چشمه در مرکز شهر سرعین و در ارتفاع 1940متری از سطح دریا بر روی کف دره واقع شده است. آبدهی آن 140لیتر در ثانیه و پرآبترین چشمه این ناحیه است.آب آن به صورت دایمی و جوشان در جریان بوده و دهانه آن پراکنده و دمای آب در حوض ۴۶درجه سانتیگراد است.
آب این چشمه ترش مزه، بیرنگ و کمی بودار است و بوی هیدروژن سولفوره به مشام می رسد. در اطراف چشمه و حوضچه ها کمی رسوبات زرد رنگ اکسید آهن دیده می شود. آنیونهای آن کربنات، بی کربنات، کلروره، سولفات و کاتیونهای آن کلسیم، منیزیم، سدیم و پتاسیم می باشد. آب آن در ردیف آبهای کلرور، بی کربنات سدیک و کلسیک می باشد.
خاصیت درمانی:
آب آن به علت داشتن ترکیب کلرور بی کربناته سدیک و کلسیک برای درمان بیماریهای عمومی، ساختار حرکتی
( دردهای مزمن روماتیسمی)، بیماریهای زنان، خنازیر و بیماریهای قلبی و نیز تقویت عمومی بدن استفاده می شود.
آبگرم پهنلی سو
این آبگرم در شمالی ترین نقطه شهر سرعین واقع شده است. ارتفاع چشمه از سطح دریا به 1950 متر می رسد. آبدهی چشمه در حدود 1.8 لیتر درثانیه و به صورت دایمی و جوشان در جریان است. دمای آب در حوض 37درجه سانتیگراد و حالت نیمه اسیدی دارد. رنگ آن مایل به سبز بوده و آنیونها و کاتیونهای مهم آن کلرور، سولفات، سدیم و پتاسیم می باشد. آب آن در ردیف آبهای کلرور بی کربنات سدیم است.
خاصیت درمانی:
از آب این چشمه برای درمان بیماریهای عمومی و تسکین اعصاب و دردهای مفصلی استفاده می شود.
آبگرم قره سو (اعصاب سویی)
این چشمه در شهر سرعین و در جنب آبگرم ساری سو واقع شده است. دبی آن در حدود ۵ لیتر در ثانیه و دارای جریانی دایمی و متغیر با فصول و به صورت جوشان در سطح زمین است.
دمای آب حوضچه در حدود ۴۴درجه سانتیگراد و رنگ آن بیرنگ و مزه ای شبیه گس دارد. از آنیونهای مهم آن می توان به سولفات، کلرور، بیکربنات و از کاتیونهای قابل توجه آن به سدیم، پتاسیم و منیزیم اشاره کرد.
خاصیت درمانی:
این آب یکی از آبهای مورد استفاده برای تسکین دردهای روماتیسمی و نیز آرامش دهنده اعصاب و روان می باشد.
آب معدنی ارجستان
این چشمه آبگرم در روستای ارجستان در 21 کیلومتری غرب اردبیل واقع است.
در مرکز روستا و در حومه آن چند چشمه آب معدنی سرد و گازدار وجود دارد. از این آب معدنی به دو صورت آبمعدنی بسته بندی شده در قالب بطریهای یک و نیم لیتری توسط کارخانه آب معدنی "مس کو" و همچنین به صورت چشمه ای دایمی که بر روی آب حوضچه ای سیمانی سرپوشیده ساخته شده، مورد استفاده اهالی و گردشگران قرار می گیرد. آب معدنی ارجستان دارای آب سرد بی بو با مزه گس گازدار است که به صورت نوشیدنی طبیعی و مفید از آن استفاده می کنند.
دمای آب در حدود 10 الی 15 درجه سانتیگراد و آنیونهای آن کلرور بی کربنات و کاتیونهای مهم آن کلسیم، منیزیم و پتاسیم می باشد. این چشمه آبگرم دارای گاز کربنیک بوده و منشاء آب آن نیز نیمه عمیق می باشد.
آبگرم ساری سو
این آبگرم در مرکز شهر سرعین واقع شده است. دبی آن حدود ۵ لیتر در ثانیه و جریان آب به صورت دایمی و متغیر در فصول مختلف است. دمای آب در حوضچه ۴7 درجه سانتیگراد، بودار و رنگ آن کمی مایل به سبز پسته ای است و مزه آب هم کمی ترش می باشد. آنیونهای آن سولفات، کلرور، بیکربنات و کاتیونهای آن سدیم، پتاسیم و منیزیم می باشد.
خاصیت درمانی:
برای دردهای روماتیسمی، مفصلی و به طور کلی برای تسکین دردهای عضلانی اثرات سودمندی دارد.
آبگرم حمام شفا
حمام شفا در شهر سرعین واقع شده است. آب این حمام از چشمه ای با آبدهی ۵ لیتر در ثانیه تأمین می شود. دمای آب در حدود 40درجه سانتیگراد و ظاهر آن کمی کدر، ترش مزه، بیرنگ و بی بوست. آنیونها و کاتیونهای مهم آن بیکربنات، کلرور، سدیم و کلسیم است. آب این چشمه در ردیف آبهای معدنی کلرور بیکربنات سدیک قرار دارد.
خاصیت درمانی:
از آن برای درمان دردهای مفاصل، تسکین بیماریهای عصبی و امراض جلدی استفاده می شود.
آبشارها، فرصت مغتنم طبيعت گردان
سینا قنبرپور
11 استان كشورمان بيش از 40 آبشار را در خود جاي داده اند تا فرصتي مغتنم براي آن دسته از طبيعت گردان فراهم آورند كه مي خواهند جدال آب و ارتفاع را در سفره دل يك آبشار بجويند.
كوهستان ايران از يكسو و جاري بودن رودخانه هاي متعدد در آن از سوي ديگر فصل جذابي را در كتاب گردشگري كشورمان رقم زده است كه به تناسب اقليم، آبشارهاي گوناگوني را به عنوان مقصد طبيعت گردان به وجود آورده است.
فرارسيدن پاييز مي تواند ميزباني طبيعت را با آبشارها، طراوتي ديگر ببخشد تا رونقي براي طبيعت گردي ما باشد.با توجه به توصيه سازمان جهاني جهانگردي مبني بر طراحي تور با علايق ويژه، آبشارها مي توانند بهانه سفرهاي جذابي باشند كه يك تور با علاقه ويژه يعني ملاقات و لذت بردن از آبشار آن را رقم مي زند.
اگر به اجمال به بررسي آبشارهاي ايران بپردازيم دست كم مي توانيم 43 آبشار را در 11 استان كشور را نام ببريم. طبيعتاً اين 11 استان همان مناطقي هستند كه كوهستان هاي ما در آن واقع شده اند.
آذربايجان غربي، كهگيلويه و بويراحمد، لرستان، اصفهان، ايلام، چهارمحال و بختياري، تهران، همدان، اردبيل، گلستان و مازندران ازجمله اين مناطق محسوب مي شوند.برخي از اين آبشارها فصلي اند ولي بيشتر آنها در تمام سال جاري هستند؛ برخي ويژگي خود را به واسطه سرما و يخ زدگي كسب كرده اند و برخي ديگر با آب و هواي روح بخشي كه در محل به وجود آورده اند باعث جذب گردشگر شده اند.
گاهي تأثیر اين آبشارها به جايي رسيده كه دماي هوا را در محل سقوط آب نسبت به ارتفاع به شدت كاهش مي دهد و موقعيتي استثنايي رقم مي زند، نظير منطقه اي به نام«توبيرون» ( به زبان محلي يعني جايي كه تب از تن بيرون مي رود) در خوزستان كه محليان از آن براي شفابخشي كساني كه تب داشتند بهره مي بردند.در اين ميان ساختار برخي از اين آبشارها سبب تفاوت در آنها شده و همين تمايز، ويژگي شده تا طبيعت گردان بيشتري را به خود جذب كند. نمونه اين آبشارها را مي توان در آبشار پله اي و 12گانه شير آباد مثال زد.
آذربايجان غربي: آسياب خرابه .
كهگيلويه و بويراحمد: آبشار بهرام بيگي بويراحمد، كنج بنار گچساران، مارگون و سي سخت.
لرستان: آبشار چكان، دو رود، تاف و آبشار شوي كه حد فاصل انديمشك و دورود واقع شده است.
اصفهان: آبشار خضر، كردعلي، سميرم و تخت سليمان.
ايلام: چم آو، آب تاف دهلران و سرطاف
چهارمحال و بختياري: آتشگاه در 40 كيلومتري لردگان و آبشار چشمه كوهرنگ. همچنين آبشار دره عشق كه ارتفاع بلندي دارد، بين روستاي دره عشق و اورك شاهپوري
در اين استان واقع شده است.
تهران: آبشار دوقلو، پسنگ در شيرپلا، سوتك در شمال غربي دربند، شكرآب شميرانات، آبشار لار، وسون دربند، امامزاده داوود، ميگون، آبشار فصلي پيچ آدران واقع در 15 كيلومتري كرج- چالوس، سنگان، يخ كوه دماوند و آبشار يخي در جاده چالوس.
همدان: گنج نامه واقع در كوه الوند در دره عباس آباد.
اردبيل: آبشار گورگور واقع در ديار شيخ صفي.
گلستان: آبشار مينو دشت واقع در 20 كيلومتري گاليكش و در 5
كيلومتري جاده اصلي و آبشار 12گانه شيرآباد.
مازندران: آبشار هريجان، آمل و ايج يا ده قلو.
آبشارهاي اسكندر، ماهاران، غار حاجي آباد، شورشورانه،
بي بي سيدان و سوستون نيز از جمله آبشارهاي متفاوت و منحصربه فرد ايران به شمار مي آيند.
«آبشار گزو» حوالي قائم شهر و «آبشار كبود دل» و
همين طور «دووه» در استان گلستان از جمله آبشارهاي جنگلي محسوب مي شوند كه در پاييز باتوجه به فصل بارش برای دیدن از آنها بايد تجهيزات مناسب همراه داشت. اين آبشارها با فرسايشي كه در بستر خود به وجود آورده اند شكل زيبايي ايجاد كرده اند، مثلاً «آبشار گزو»
يك نيم دايره سنگي به قطر تقريبي 50 متر ايجاد كرده كه آبشار در مركز اين انحنا قرار گرفته است.
از آبشارهاي فصلي نيز مي توان به 2 آبشار كمرد در تهران و آبشار دوساري جيرفت اشاره كرد.
آبشارها و نكته هايشان
با توجه به اينكه پاييز فرا رسيده و احتمال بارندگي بسيار است براي بازديد از آبشارها حتماً بايد دو دسته قانون را رعايت كنيم؛ يك دسته از قوانين زيست محيطي است و دسته ديگر نكات ايمني. نمي توان از اين نكته غافل بود كه ما به آبشار برويم و دور از هياهوي زندگي روزمره شهري به صداي جدال آب و ارتفاع بپردازيم و آرامش بگيريم ولي بعد با ريختن زباله به ويژه ظروف يكبار مصرف اين منظره را تخريب كنيم كه خودمان يك بار ديگر نتوانيم به چنين مقصدي بياييم.
بايد دانست كه زير آبشار به دليل فرسايش، گودال و چاله اي به وجود مي آيد كه گاهي براي شنا وسوسه كننده است ولي بايد توجه داشت كه اين گودال ها گاهي خيلي عميق تر از آن چيزي است كه ما فكر مي كنيم و ممكن است همين موضوع خطر آفرين باشد.
اين توصيه متوجه كساني است كه مي خواهند شيرجه بزنند و از ارتفاع به درون حوضچه بپرند. 2 تورليدر كوهنورد مي افزايند:
«راه رسيدن به بسياري از اين آبشارها كوهستاني است و پياده روي سختي دارند براي همين حتماً لازم است به اصول اوليه كوهنوردي مسلط باشيم يا با يك شخص آشنا و مسلط به چنين مسيرهايي پا به اين عرصه بگذاريم.»
نصب پلاكارد، نوشته، ريختن زباله حتي زباله هاي قابل بازيافت، همگي مي توانند اين مقاصد زيبا را مخدوش كنند. پس اگر پا به طبيعت، آن هم از نوع آبشارش گذاشتيد احترام به آن را فراموش نكنيد.
منبع: همشهری آنلاین
معرفي پنج جاذبه كمتر شناخته شده گردشگري جهان
پنج جاذبه گمنام گردشگري جهان در صورت مهيا شدن شرايط لازم، مي توانند به مقاصد گردشگري جهاني تبديل شوند.به گزارش ايسنا روزنامه نيويورك تايمز در وب سايت خود، در گزارشي به معرفي پنج جاذبه گمنام گردشگري جهان پرداخت كه كمتر كسي در جهان از وجود آنها اطلاع دارد و در برخي موارد حتی براي مردم كشوري كه در آن واقع شده اند نيز گمنام هستند.
اين جاذبه هاي گردشگري عبارتند از؛ شهر تاريخي بابل در عراق، شهر تاريخي مزار شريف در افغانستان، مناطق طبيعي رشته كوه آند در كلمبيا، هرم هاي زيباي سودان و قلعه دراكولا در روماني.شهر تاريخي بابل در عراق با قدمتي چندهزار ساله، شهري زيباست كه در طول سال ها بازديد از آن امكان پذير نبوده است. اين شهر پس از اشغال عراق به حال خود رها شده و بخشي از آن نيز به يك پايگاه نظامي تبديل شده بود، ولي اكنون اين شهر كه آثاري را مانند زيگورات، بقاياي برج بابل و باغ هاي معلق بابل (يكي از عجايب هفت گانه دنياي باستان) را دارد، ميزبان بازديدكنندگان است و پيش بيني مي شود، در آينده نزديك به يك مقصد جهاني گردشگري تبديل شود.
شهر تاريخي مزارشريف، مركز استان بلخ افغانستان كه از آن به عنوان زادگاه شاعر پرآوازه جهان، مولانا نام برده مي شود، آثار تاريخي متعددي را از جمله مسجد حضرت علي(ع) و ده ها بناي تاريخي ديگر از دوره هاي مختلف تمدن اسلامي دارد. اين شهر توسط چنگيزخان در سال 1220 ميلادي ويران شد.
مناطق طبيعي حفاظت شده كشور كلمبيا در دامنه رشته كوه آند، هزاران گونه جانوري زيبا را در خود دارند كه 75 گونه آنها فقط در اين منطقه زندگي مي كنند. با وجود آنكه اين مناطق تمام شرايط لازم را براي تبديل شدن به مقاصد طبيعت گردي دارند، ولي به دليل شرايط بد امنيتي، بويژه وقوع چند آدم ربايي، اين مناطق خالي از
طبيعت گردان هستند.
سودان در قاره آفريقا كه براساس آمارهاي ارايه شده در سال هاي گذشته، هزاران هرم را از سال هاي حكومت فراعنه سياه دارند، كشوري است كه مي تواند به يكي از قطب هاي گردشگري جهان تبديل شود. از ميان هرم هاي سودان، 144 هرم با قدمتي چندهزار ساله در قالب يك مجموعه تاريخي در 125 مايلي شمال خارطوم- پايتخت سودان- واقع شده اند كه مي توانند به جاذبه هاي گردشگري جهاني تبديل شوند. برخي كارشناسان بناهاي تاريخي و صنعت گردشگري بر اين باورند كه آثار تاريخي سودان چه از نظر قدمت و چه از نظر تعداد با آثار تاريخي كشور مصر كه يكي از 10 مقصد برتر گردشگري جهان است، برابري مي كنند. هرچند به دليل جنگ هاي داخلي، گردشگران بسيار كمي به سودان سفر مي كنند.
قلعه بران (Bran) در كشور اروپايي روماني نيز كه به قلعه دراكولا شهرت دارد، مكاني است كه مي تواند به دليل بهره بردن از ويژگي هاي منحصربه فرد به يك جاذبه جهاني گردشگري تبديل شود. البته در سال هاي اخير، تورهايي تحت عنوان تورهاي دراكولا براي ديدن اين قلعه راه اندازي شده اند.
گردشگري و فناوري اطلاعات
محسن زندی
يکي از اصطلاحاتي که به صورت روزمره در نشريات، مطبوعات و رسانه هاي مختلف ديده مي شود، گردشگري است.لغت گردشگري(tourism) از کلمهtour به معناي گشتن گرفته شده که ريشه در لغت لاتين turns به معناي دور زدن، رفت و برگشت بين مبدأ و مقصد و چرخش دارد که از يوناني به اسپانيايي و فرانسه و در نهايت به انگليسي راه يافته است. گردشگري به طور کلي به عنوان مسافرت تفريحي در نظر گرفته مي شود. هر چند که در سال هاي اخير شامل هرگونه مسافرتي مي شود که شخص به واسطه آن از محيط کار يا زندگي خود خارج شود.
گردشگري سازمان يافته، امروزه يک صنعت بسيار مهم در تمام جهان است. سابقه توجه به گردشگري در کشور ما به بيش از 40 سال مي رسد. در سال 1342 با ايجاد سازمان جلب سياحان، مقدمات اصلي توجه به امر گردشگري فراهم شد و در سال 1347با ايجاد وزارت فرهنگ و هنر و قرار گرفتن سازمان جلب سياحان در زير مجموعه اين وزارتخانه عملاً متولي برنامه ريزي و توسعه صنعت گردشگري مشخص شد.
متأسفانه پس از انقلاب، ورود گردشگر به ايران به دليل برخي مسائل سياسي و وقوع جنگ تا حد زيادي کاهش پيدا کرد و تازه چند سالي است که دوباره با توجه به نگاه جديد به اقتصاد گردشگري به وجود گردشگر و جهانگردي اهميت داده مي شود.کشور عزيزمان ايران يکي از غني ترين کشورها در صنعت گردشگري به شمار مي آيد، چرا که کشور ما يک کشور چهار فصل است و هم از نظر آب و هوا و هم وجود آثار باستاني و جاذبه هاي گردشگري بسيار غني است، ولي هنوز از لحاظ جذب گردشگر در مقايسه با بسياري از کشورها در رتبه پایين تري قرار دارد و ما بايد بتوانيم صنعت گردشگري را در کشور خود با استفاده از فناوري اطلاعات و ابزارهاي نوين ارتباطي افزايش دهيم.گسترش گردشگري مجازي يکي از اين راهکارها است. گردشگري مجازي مقوله جالبي است که بيش از دو دهه از پديد آمدن آن نمي گذرد. گردشگري مجازي حضور در سرزمين ديجيتالي وب و مشاهده داده هاي صوتي، متني و تصويري از دنياي فيزيکي پيرامون ما است. امروزه با آمدن اينترنت و دسترسي به فضاي مجازي فرد مي تواند بدون اينکه از محل زندگي خود حتي براي لحظه اي خارج شود به هر جاي دنيا که تمايل دارد، سفر کرده و از تمام آثار باستاني آن اعم از کاخ ها، موزه ها و اماکن تاريخي و... ديدن کند.فناوري اطلاعات و ارتباطات که امروزه به نام
«آی سی تی» مشهور شده است و در نزد متخصصان علوم و فنون گوناگون، از جايگاه رفيعي برخوردار است، در واقع فناوری جديد و نوظهوري است که بشر در قرن جديد قصد دارد تا با استفاده از آن، يک جهش بزرگ را در عرصه علوم مختلف به انجام برساند.
وقتي يک گردشگر بتواند اطلاعات گردشگري مربوط به ابنيه هاي تاريخي يک کشور را در پهنه جهاني وب ملاحظه کند و درباره آنها اطلاعات صوتي و تصويري و متني خوبي به دست آورد، مشتاق مي شود آن را از نزديک ببيند.فضاي مجازي امکانات فراواني را براي کاربران آن فراهم کرده است، يکي از اين امکانات خريدهاي اينترنتي است.
کشور ما نيز مي تواند اين قابليت را براي همه مردم در جاي جاي دنيا ايجاد کند که در هر نقطه اي از دنيا که قرار دارند، بتوانند اقدام به رزرو بليت در هتل ها، موزه ها و ابنيه تاريخي کرده يا در صورت وجود جا براي هواپيما، اقدام به خريد بليت براي سفر کنند. به اين ترتيب افراد مي توانند بدون برخورد با محدوديت هاي موجود و با کمترين مشکل از کشور ما بازديد کنند. بديهي است با برخورداري از اين گونه مبادله اطلاعات و خدمات، گردشگري سود سرشاري عايد دست اندرکاران و فعالان اين حوزه خواهد کرد.
منبع:میراث آریا
توانمندیهای جامعه عشایری ایران برای جذب گردشگران ملی و بین المللی
سمن رخ صهبانیا جعفر بیگلو
امروز توریسم [گردشگری] به عنوان یک صنعت در کشورهای مختلف دنیا، موقعیت ممتازی را به خود اختصاص داده است. اهمیت گردشگری از ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در اقتصاد بین المللی و ملی مطرح مي باشد به گونه ای که از آن به عنوان «صادرات نامرئی» نام برده اند، از این حیث تعدادی از کشورها که برنامه ریزی های همه جانبه برای معرفی و بهره برداری از توانمندیهای گردشگری خود داشته اند، درآمد میلیاردی از صنعت گردشگری کسب نموده اند. در کشور ما بخصوص در مناطق عشایری پتانسیلهای [توانشهای] بسیار زیادی برای جذب گردشگران بین المللی و ملی وجود دارد. شناسایی و معرفی این توانشها و برنامه ریزی همه جانبه برای این توانمندیها، مي تواند موجبات جذب گردشگر را فراهم نماید.
جامعه عشایری ایران با توجه به تنوع توانمندیهای طبیعی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، مردم شناسی و... جایگاه بسیار شاخصی از حیث جذب گردشگر در کشور مي تواند دارا باشد. پراکندگی قلمرو عشایر در حدود 59 درصد از عرصه کشور و وجود مناظر طبیعی با آب و هوای متفاوت، وجود ایلها و طوایف مختلف عشایری با حوزه های فرهنگی، عادات و آداب و آیین های قومي و محلی، سرمشق زیستی و معیشت و... که متفاوت از یکدیگر هستند جاذبه های بسیار خوبی برای جذب گردشگر در مناطق عشایری کشور فراهم نموده است.
توانمندیهای طبیعی مناطق عشایری و اثر آن در جذب گردشگر
ایران بنا به موقعیت خاص جغرافیای خود، یکی از مهمترین مناطق کوچ نشینی در جهان به شمار مي رود. یکی از بارزترین توانمندیهای مناطق عشایری ایران که در جذب گردشگر طبیعت گرا مؤثر است، توانمندیهای طبیعی زیست عشایر کشور مي باشد.
منابع عظیم حوزه های آبخیز و سرشاخه های مهم رودخانه های کشور، ارتفاعات مهم جنگلها، مراتع، ایل راههای مهم، ویژگی های اقلیمی، دریاچه ها، تالابها، باتلاقها، آبهای معدنی و... از مظاهر مهم توانمندیهای طبیعی مناطق عشایری کشور محسوب مي شوند که چشم انداز طبیعی برجسته ای را پدید مي آورند و در جذب گردشگر مؤثر مي باشند.
توانمندیهای شیوه معیشتی
شیوه معیشتی کوچ نشینی سنتی به عنوان یکی از شیوه های زیستی که سازگاری انسان با طبیعت را نشان مي دهد و همه مظاهر آن یعنی کوچ نشینی، دامداری سنتی، استقرار در زیر سرپناههای قابل حمل (سیاه چادرها، آلاچیق) از مواردی هستند که به دلیل سادگی، انطباق با طبیعت و فعالیت دسته جمعی و... برای بسیاری از گردشگرهای دنیا دارای جذابیت مي باشند و گرچه شیوه معیشتی کوچندگان، دامداری سنتی است اما به دلیل شرایط خاص هر ایل در قلمرو جغرافیای مختلف با منابع طبیعی متفاوت زندگی مي کنند و موجب تنوع در شیوه های معیشتی مي شوند که ویژگی منحصر به فردی به زندگی عشایر داده است و در جذب گردشگران بین المللی و ملی مؤثر است.
توانمندیهای اقتصادی جامعه عشایری از نظر جذب گردشگر
فعالیت های جامعه عشایری، فعالیتی اقتصادی است که هر خانوار یک واحد تولیدی مي باشد و همه اعضای خانواده با توجه به سن و جنس، سهمي در انجام فعالیتها دارند. پرورش دام برای تولید گوشت و سایر فعالیت ها، تنوع شیوه های نگهداری دام با انواع تولیدات دامي و همچنین انواع صنایع دستی مختلف متناسب با تجربیات خود تولید مي نمایند که از مهمترین مظاهر اقتصادی جامعه عشایری مي باشد. تولیدات صنایع دستی مهمي همچون قالی، قالیچه، گلیم، جاجیم، خورجین، گبه و... از جمله صنایع دستی هستند که بعضاً معروفیت جهانی دارند. اصالت، ظرافت، مرغوبیت، تنوع در رنگ و... از جمله خصایص صنایع دستی ایلات و عشایر کشور مي باشند که از دیرباز برخی از این صنایع دستی در بازارهای بین المللی به فروش مي رسند و جای خود را در بازار صنایع دستی باز کرده اند و با برنامه ریزی صحیح و مناسب مي توان در شکوفایی این توانمندی ها، اقدامات مؤثری را در جهت توسعه گردشگری انجام داد.
توانمندیهای اجتماعی و فرهنگی
هر نوع زندگی دارای آداب و سنن خاص خود است که برای سایر شیوه های زندگی مي تواند جذاب باشد. جامعه عشایری ایران به دیل تعدد و توزیع در مکانهای مختلف دارای آداب و سنن، مراسم، نوع لباس خاص، فولکلورها و سمبلهای ویژه ای مي باشند که عمدتاً اصیل، با هویت و دارای سابقه چند هزار ساله مي باشد. هر چقدر یک کشور از اصالت ها و ارزشها و هویت های فرهنگی متعادلتری برخوردار باشد، ضرورت تبادل فرهنگی بیشتر احساس مي شود و ایلات عشایر ایران با داشتن ارزشها، اصالت ها و هویت های متعالی ایرانی، اسلامي در این خصوص نقش ویژه ای را دارا مي باشند.
انواع پوشش زنان و مردان ایلات که هر یک ویژگی خاص خود را دارد و به عنوان سمبل و مظهر فرهنگی ایلات مختلف معروف مي باشند. اعیاد، مراسم عروسی، سوگواری، جشن ها و... همه دارای جذابیت هایی برای گردشگران و حتی سایر اقوام مي باشند.
تنوع توانمندیهای ایلات و عشایر و اثر آن در جذب گردشگر
از ویژگی های مهم مناطق عشایری کشور، وجود تنوع توانمندیها مي باشد. توانمندیهای طبیعی، اقتصادی، شیوه معیشتی، اجتماعی، فرهنگی و... توأم با یکدیگر موجب مي گردد که گردشگر با حضور در مناطق عشایری از چندین جاذبه برخوردار گردد و این نکته (تنوع و توانمندیها) در گرایش گردشگران به مناطق عشایری دارای اهمیت مي باشد. تنوع جاذبه های توریستی مناطق عشایری و تلفیق این توانمندیها و سازماندهی طبیعی که خالق هستی در بسیاری از مناطق به وجود آورده و تحسین هر فرد با بینش و دارای ذوق را برمي انگیزاند که تهیه طرح جامع گردشگری عشایری جهت شناسایی دقیق توانشهای هر یک از مناطق عشایری پیشنهاد مي شود. این شناسایی مي تواند زمینه ای شود تا ظرفیت های بالقوه بسیار بالایی که هم اکنون مناطق عشایری دارا مي باشند را به فعلیت رسانده و اثرات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود را در مناطق داشته باشد.
در پایان به چالشها و چشم اندازهای توسعه گردشگری در مناطق عشایری در قالب اهداف سیاست ها و راهکارهای پیشنهادی پرداخته مي شود.
اهداف
1 - توسعه پایدار گردشگری در مناطق عشایری 2- تجهیز مناطق عشایری به امکانات و زیرساخت های متناسب با توسعه گردشگری 3- بهبود وضعیت معیشت عشایر از طریق جذب گردشگران 4- معرفی فرهنگ جامعه عشایری به گردشگران داخلی و خارجی 5- حفظ فرهنگ عشایری به عنوان بخشی از میراث فرهنگی کشور.
سیاستها
1 - شناسایی و معرفی فرهنگ، سنت، آداب و رسوم ایلات و طوایف مختلف و مناطق دیدنی و طبیعی 2- آموزش عشایر در زمینه شناخت ماهیت گردشگری 3- مشارکت دادن جامعه عشایری در فعالیت گردشگری و تشویق تورگردانان به تخصیص بخشی از درآمد تورها به جامعه عشایری 4- اقدام به برپایی همایش، نمایشگاه ها، جشنواره های فرهنگی، هنری و مسابقات ورزشی در میان عشایر استانها به منظور جذب گردشگر و ترویج ایرانگردی 5- حمایت از صنایع دستی و سوغات محلی عشایری جهت فروش به گردشگران 6- اولویت دادن به گردشگران داخلی در توسعه گردشگری عشایر.
چالشها
1 - ناشناخته بودن جاذبه های گردشگری مناطق عشایری و ضعف تبلیغات 2- ضعف ارتباط مؤسسات گردشگری با عشایر 3- عدم شناخت جامعه عشایری از ماهیت و مزایای گردشگری 4- عدم برنامه های تلویزیونی مناسب جهت تبلیغ جاذبه های گردشگری در مناطق عشایری 5- ضعف زیرساختها و امکانات زیربنایی گردشگری در مناطق عشایری 6- نبود راهنماهای آموزش دیده برای مناطق عشایری 7- نبود ساز و کار مناسب برای بهرهگیری عشایر از درآمد گردشگری.
برنامه های پیشنهادی
1 - انجام مطالعات دقیق و جامع جهت شناسایی جاذبه های گردشگری در مناطق عشایری و تهیه طرح جامع گردشگری در مناطق عشایری 2- تربیت نیروی انسانی متخصص جهت توسعه گردشگری از بین جوانان عشایری 3- ایجاد آژانسهای ویژه گردشگری در مناطق عشایری 4- ایجاد امنیت برای گردشگران 5- ایجاد مراکز جهت معرفی جاذبه های گردشگری (نمایشگاه دائمی) در مراکز استانهای عشایرنشین.
منابع انساني و ابعاد توسعه آن در صنعت گردشگري
اصولاً جهانگردي يک نوع فعاليت خدماتي است و تعداد زيادي از افراد و کساني که يک جهانگرد با آنها روبه رو مي شود و براي تأمین نيازهاي اساسي و تفريحي خود به آنها تکيه مي کند، براي موفق شدن در دیدن يک مکان يا منطقه که مقصد سفر است، نقش حياتي و سرنوشت ساز دارد. همچنين جهانگردي نوعي فعاليت مهمانداري و ميهمان نوازي است، بنابراين هنگامي که خدمتي ارائه مي شود مسئله صميميت و لطف ارائه کننده خدمت اهميت زيادي پيدا مي کند.
واقعيت غيرقابل انکار اين است که انسان به جايي که احساس کند مورد استقبال و خوشامدگويي قرار نخواهد گرفت، نمي رود. بنابراين نقش هاي ميهمان و ميزبان تا حد بسيار زيادي تعيين کننده تجربه هاي فراموش نشدني و خاطره هاي يک جهانگرد است و او را وا مي دارد که باز هم آن را تجربه کند يا اينکه عطايش را به لقايش ببخشد. تخصص، مهارت هاي اثر بخش، کارايي و رعايت احترام به هنگام ارائه خدمت از جمله چيزهايي نيستند که در خلا رخ دهند، بلکه نتيجه سرمايه گذاري هايي هستند که در زمينه آموزش و پرورش افراد به وجود می آید.
برنامه ريزي منابع انساني و اهميت آن برنامه ريزي منابع انساني روشي است منظم براي اطمينان يافتن از اينکه در زمان مناسب افرادي مناسب در پست هاي مناسب قرار بگيرند. از آنجا که صنعت جهانگردي نوعي فعاليت خدماتي است و به ميزان زيادي به افرادي وابسته است که در آن صنعت کار مي کنند، بنابراين براي توسعه صنعت مزبور بايد دانست براي احراز پست هاي کنوني چه تعدا افراد با چه نگرش هايي، مهارت ها و دانشي لازم است. در توسعه منابع انساني علاوه بر رعايت جنبه کمي بايد نسبت به جنبه هاي فرهنگي- اجتماعي جامعه ميزبان حساسيت نشان داد.
در گذشته در فرايند توسعه منابع انساني به موضوع برنامه ريزي در منطقه ( مقصد مسافر) چندان توجهي نمي شد. اساس فرض چنان رفتاري بر اين واقعيت استوار بود که پس از تکميل طرح توسعه جهانگردي، مي توان به راحتي براي انجام کارهاي لازم افرادي را استخدام کرد و آموزش هاي کوتاه مدت به آنان داد و در پست هاي مورد نظر گمارد. اين يک ديدگاه کوته نگرانه بود. در کشورهايي که با کمبود نيروي انساني يا متخصص يا هر دو رو به رو بودند، سازمان ها و شرکت هاي جهانگردي نمي توانستند به موفقيتي دست يابند، زيرا وارد کردن نيروي کار ماهر نه تنها پرهزينه بود، بلکه با مخالفت هاي دولت روبه رو مي شد. در کشور ما ايران که با مازاد نيروي انساني فعال روبه رو هستيم، ضرورت دارد تا دولت با ايفاي نقش نظارتي و هدايتي خود، راهبردهاي مربوطه را اتخاذ کند.
راهبردهاي دولتي شامل فعاليت هاي زيادي مي شود، مثل مسئله آموزش و پرورش اين نيرو، مهاجرت، دستمزد و ساير اقدامات انگيزشي (در مورد کار) و اعمال نظارت هاي گوناگون. برنامه ريزي منابع انساني شامل موارد زير است:
•برآورد منابع انساني موجود در بخش جهانگردي و شناسايي نيازها و مسائل کنوني.
•برآورد منابع انساني مورد نياز آينده، از طريق برآورد تعداد کارکناني که باید در هر بخش از اين صنعت به کار مشغول شوند و تعيين شرايط افراد مورد نظر براي هر يک از اين کارها .
•برآورد نيروي انساني موجود در آينده .
•تدوين و اجراي برنامه هاي آموزشي براي تأمین نيروي انساني واجد شرايط آينده.
•فرصت هاي شغلي و استخدام در صنعت گردشگري
بازار کار و اشتغال در گردشگري
يافته ها نشان مي دهد که بخش سفر و جهانگردي به ازاي هر دلار در آمد حاصله، اشتغال بيشتري نسبت به ساير بخش ها ايجاد مي کند. به همين دليل بسياري از سياستگذاران، توسعه جهانگردي را سياست مطلوبي براي کاهش بيکاري در مناطقي مي دانند که در ساير بخش ها فرصت هاي اندکي دارند، حتي اگر اين مناطق داراي درآمد بالايي باشند. (اين پديده هنگامي رخ مي دهد که ساختار صنعتي يک منطقه ارزش افزوده بسيار بالا و در مقابل سرمايه بر و در نتيجه توزيع درآمد نابرابر و مشاغل اندکي داشته باشد.) نقش بخش سفر و حمل و نقل در اشتغالزايي، بستگي به نحوه محاسبه اشتغال و ماهيت بازارهاي محلي دارد. در يک مقطع زماني در سال، شمار شاغلان اين بخش ممکن است به چهار دليل اصلي زير، بالا باشد:
1. کاربر بودن نسبي برخي مشاغل
2. وجود مشاغلي که دستمزد کمي دارند.
3. وجود مشاغل پاره وقت و اتفاقي متعدد
4. اوج گرفتن فصلي تقاضا
کاربر بودن مشاغل در جهانگري
کاربر بودن مشاغل جهانگردي به ويژه در کشورهاي با دستمزد پايين، در مورد فعاليت هاي رستوران داري، عرضه سوغاتي و فعاليت هاي جهانگردي کوچک مصداق پيدا مي کند. اهميت سنتي خدمت شخصي و اين حقيقت که در بسياري از فعاليت ها تجهيزات و روش هاي خودکار توليد بسيار دير به کار گرفته شد، دليل اصلي اين پديده است. در مقابل، فعاليت هاي حمل و نقل و تورگرداني به طور کلي نسبتاً سرمايه بر هستند. بنابراين در فعاليت رستوران ها کاربرد روش هاي سرمايه بر در توليد غذا مشاهده مي شود، اما کارکنان به منظور ارائه غذا حفظ شده اند. يک ويژگي ديگر که کاربري بخش سفر و جهانگردي را نشان مي دهد، وجود فعاليت هاي کارآفرينانه کوچک در بسياري از حوزه هاي اين بخش است. چون توليد جهانگردي در بيشتر کشورها به صورت پراکنده انجام مي شود و در بسياري از مشاغل آن، جا براي متخصصاني وجود دارد که صرفاً يا عمدتاً نيروي کار خود را عرضه مي کنند. نمونه هاي اين پديده شمار بسيار زياد فروشندگان دوره گرد و سوغاتي فروش در بنادر و يا در جاذبه هاي جهانگردي کشورهاي کمتر توسعه يافته است. اين گروه ها غالباً خود اشتغال هستند، معمولاً سرمايه گذاري اندکي دارند، درآمد آنها اغلب بستگي به ميزان فعاليت آنها دارد و اغلب به صورت نقدي است و در آمارها درج نمي شود و با وجود اين آنها در صنعت گردشگري کار مي کنند.
مشاغل با دستمزد کم
در بيشتر کشورها به دلايل زير سطح دستمزدهاي اين بخش نسبت به ساير بخش ها پايين است.
بسياري از مشاغل جهانگردي ساده هستند، کارفرمايان، بسياري از مشاغل جهانگردي را ساده تلقي مي کنند حتي اگر در ارائه خدمت به مشتري واقعاً مهارت خاصي نياز باشد، بسياري از کارکنان دائمي نيستند، نرخ ترک کار بالاست و تشکيلات صنفي براي درخواست افزايش دستمزد اغلب ضعيف است.
در مناطقي که فعاليتي غير از جهانگردي وجود ندارد يا محدود است، اشتغال در جهانگردي هزينه ناچيزي دارد و بنابراین به دليل نبود مشاغل رقابتي، جهانگردي يک فعاليت انحصاري در خريد خدمات نيروي کار است و در نتيجه سطح دستمزدها را پايين نگه مي دارد.
اشتغال پاره وقت
شمار شاغلان در صنعت گردشگري و ميزان ساعات کار
قابل انتظار آنان متفاوت از يکديگر است. تقریباً در تمام کشورها شاغلان زيادي به صورت پاره وقت کار مي کنند و برخي ديگر به صورت موقت. آنها تنها براي دوره موقتي کار مي کنند که کارفرمايان براي تأمین تقاضاي نهايي، استخدام نيروي کار جديد را ضروري دانسته اند. اغلب دو عامل زير استفاده از شاغلان پاره وقت و موقت را ضروري مي کند:
- بنگاه هایي که ظرفيت توليدي ثابتي دارند، با استفاده از شاغلان پاره وقت و موقت مي توانند هزينه ثابت نيروي کار را به هزينه متغير تبديل کنند.
- ماهيت بسياري از فعاليت هاي مسافرتي و جهانگردي شاغلاني را مي طلبد که به طور شبانه روزي يا دست کم بيش از ساعات معمول کار کنند. اين امر به معناي انجام نوبت کاري يا کار پاره وقت اضافي است.
چنين کارگراني اکثراً افراد شب کار هستند که شغل دومي را اختيار کرده اند يا گروه هاي همچون دانشجويان و دانش آموزان که به طور عادي جزو نيروي کار محسوب نمي شوند. اين عامل نيز ارزيابي سهم جهانگردي را در فعاليت هاي اقتصادي دشوار مي سازد، زيرا بسياري از اين مشاغل در آمارها ثبت نمي شوند.
فصلي بودن مشاغل
فصلي بودن جهانگردي به اين معني است که در بسياري از مقاصد دست کم دو بازار کار وجود دارد که يکي براي شاغلان دائمي است و ديگري براي شاغلان جهانگردي در فصول شلوغ. اشتغال فصلي همچون اشتغال موقت، شاغلان حاشيه اي را جذب مي کند و اگر فشار تقاضا نسبتاً کافي باشد دستمزدها افزايش مي يابد. اين امر ممکن است شاغلان تمام وقت بخش هاي ديگر را جذب کند و در نتيجه در بعضي فصول سطح دستمزد آنها را بالا مي برد.
پديده فصلي بودن اشتغال علاوه بر مشاغل مستقيم جهانگردي در مشاغل غيرمستقيم يا حاصل فعاليت جهانگردي نيز روي مي دهد. در بازارهاي کار آزاد اين امر اغلب به مهاجرت موقت و گسترده نيروي کار مي انجامد که انتقال درآمد و مخارج القايي بين مناطق را در پي دارد.
جمع بندي
در کشور ما نيز بخش هاي مختلف گردشگري مثل هتل ها و دفاتر خدمات مسافرتي و همچنين مراکز خدماتي ديگر مي روند تا با توجه به اهميت نقش نيروي انساني با روند رشد و توسعه اين صنعت همگام شوند و با تدوين برنامه هاي آموزشي متناسب با نيازهاي مشتريان خود، هم در ارتقاء مهارت هاي کارکنان خود تلاش کنند و هم خدماتي با کيفيت بالاتر به مشتريان ارايه کنند.
با در نظر گرفتن مطالب فوق، وضعيت فعلي توسعه منابع انساني در صنعت گردشگري ايران نياز مبرم به اصلاحات دارد و رواج فرهنگ توسعه منابع انساني نيز از ضرورتي انکار ناپذير برخوردار است تا در جاهايي که اين گونه مشاغل مثل کار در هتل ها و مراکز اقامتي با موانع فرهنگي مواجه است اصلاح شود.
به نظر مي رسد دست اندرکاران اين صنعت نيز به اهميت آموزش و توسعه منابع انساني شاغل در مراکز خود واقف هستند و در اين زمينه نيز با جديت مشغول به انجام اقداماتي هستند. بسياري از اين مؤسسات با ايجاد واحد توسعه منابع انساني در صدد افزايش مهارت هاي کارکنان خود و همچنين ايجاد رضايت شغلي که بر نوع خدمات ارايه شده توسط آنان به شدت اثر مي گذارد، هستند.
کویر مرنجاب
محسن ادیب
کویر مرنجاب در شمال شهرستان آران و بیدگل از توابع شهرستان کاشان در استان اصفهان قرار دارد. این کویر از شمال به دریاچه نمک آران و بیدگل، از غرب به کویر مسیله و دریاچه های نمک حوض سلطان و حوض مره، از شرق به کویر بند ریگ و پارک ملی کویر و از جنوب به شهرستانهای آران و بیدگل و کاشان محدود می شود.
ارتفاع متوسط کویر مرنجاب از سطح آبهای آزاد در حدود 850 متر می باشد. قسمت عمده این کویر پوشیده از تپه های شنی و ریگزار است. کویر مرنجاب از نظر پوشش گیاهی بسیار غنی است. عمده پوشش گیاهی منطقه شامل گیاهان شور پسند از جمله درختهای گز و تاق و بوته های قیچ است.
پوشش جانوری منطقه به دلیل وجود آب و غذای فراوان بسیار غنی است. از جمله حیوانات موجود می توان به گرگ، شغال، کفتار، روباه شنی، گربه شنی، آفتاب پرست، انواع مارمولک، مار، عقرب، تیهو، عقاب، شاهین و ... اشاره کرد. در سال اخیر یک جفت پلنگ نیز در منطقه مرنجاب مشاهده شده است
نقاط دیدنی:
کویر مرنجاب یکی از زیباترین نقاط کویری ایران محسوب می شود. تپه های شنی بلند و جنگل های تاق جلوه زیبایی به این منطقه بخشیده است. دریاچه نمک آران و جزیره سرگردان از دیگر نقاط دیدنی منطقه محسوب می شوند. چاه تاریخی دستکن در قسمت شرق کویر، محل آبشخور شترهای کاروانها بوده است. کاروانسرای مرنجاب که به دستور شاه عباس صفوی در کنار قنات مرنجاب بنا نهاده شده از جمله آثار تاریخی موجود در منطقه می باشد.
راههای ورود به منطقه
مسیر اول: مسیر شهر آران به سمت پادگان و سپس جاده خاکی مرنجاب که پس از طی مسافتی در حدود 45 کیلومتر
به مرنجاب می رسد.
مسیر دوم: مسیر پارک ملی کویر است که از پیشوا آغاز شده و سپس مبارکیه (15 ک.م)، قصر بهرام (60 ک.م)،
کاروانسرای سفیدآب (80 ک.م) و سپس مرنجاب (50 ک.م) می باشد. شایان ذکر است تردد در این جاده تا سفیدآب نیاز به مجوز از سازمان حفاظت از محیط زیست استان سمنان دارد.
مسیر سوم: مسیر کاشان به ابوزیدآباد و سپس کاروانسرای سفیدآب و مرنجاب می باشد .
منبع: راسخون
کویر زرین
محسن ادیب
کویر زرین در فاصله 40 کیلومتری شمال کویر بافق (درانجیر) در استان یزد قرار گرفته است. این کویر در شمال غربی روستای ساغند و در جنوب روستای بیاضه قرار دارد. در قسمت شمالی این کویر ارتفاعات حاجی آباد زرین قرار گرفته که جهتی شمال شرقی - جنوب غربی دارند و قسمت جنوب غربی این کویر را گنبدهای نمکی پوشانده است. کویر زرین از دو قسمت تشکیل شده است که توسط ارتفاعاتی که از میانه، کویر را قطع می کند به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم شده است. در حاشیه شمالی کویر تپه های ماسه ای قرار دارند که جهتی شمالی - جنوبی دارند. در بخش شرقی کویر نیز این تپه ها مشاهده می شوند که در این قسمت جهتی شمال شرقی - جنوب غربی
دارند.
سطح کویر جنوبی در حدود 280 کیلومتر مربع است که 45درصد آن را صفحات رسی و 55درصد آن را حوزه خیس (باتلاقی) در بر گرفته است. در قسمت جنوب و جنوب غربی
کویر صفحات رسی گسترش دارند. کویر شمالی از امتداد حاشیه جنوب شرقی و جنوب غربی بوسیله صفحات پوشیده از تپه های ماسه ای محصور گردیده است. چنین بنظر می رسد که تپه های شنی این منطقه تثبیت شده باشند. بر روی صفحات پوشیده از تپه های ماسه ای جهات مختلف بادی ملاحظه می گردد ولی بنظر میرسد که باد غالب در این منطقه جهتی به سمت شمال شرقی داشته باشد. آب زیرزمینی در این منطقه بالا بوده و وجود گیاهان فرآتیک نشاندهنده شوری کم خاک در این منطقه می باشد. کویر شمالی 300 کیلومتر مربع وسعت دارد و شکلی شبیه به مثلث دارد. 87درصد آنرا صفحات رسی (به خصوص در قسمت شرقی) پوشانده است و 13درصد آنرا حوزه خیس باتلاقی فرا گرفته است. رودخانه اصلی این کویر از سمت شرق کویر به کویر وارد شده که رودخانه ای فصلی می باشد.
مسیر دسترسی : مسیر خاکی از روستای بیاضه به سمت جنوب غربی به طول 105 کیلومتر از شمال این کویر می گذرد.
مسیر دوم: مسیر روستای ساغند به سمت روستای مغستان اکبر، بعد از روستا ادامه جاده خاکی از جنوب این کویر می گذرد.
منبع: راسخون
شهر پلكانی
مجتبی عابدینی
شهر زیبای ماسوله كه به شهر پلكانی ایران معروف است، با فرارسیدن فصل گرما میزبان هزاران گردشگر داخلی و خارجی است كه مشتاقانه برای دیدار از این معماری منحصر به فرد و همچنین هوای پاك و لطیف این منطقه سرسبز از استان گیلان به ماسوله می آیند.
ماسوله در مجاورت كوه های مرتفع شاه معلم در بستر مراتع زیبای كهنه ماسوله شكل گرفته و به دلایلی از قبیل زلزله، توفان، سرمای شدید و بیماری های خاص مردم در محل امروزی استقرار یافته اند. جغرافیای طبیعی و جنگل های انبوه و شیب تند زمین و مشرف بر ۲ رودخانه سینی روبار و خلدشت روبار (ماسوله روخان) است با هوای مطبوع و معتدل تابستانی و به نسبت سرد زمستانی. سرمای شدید كهنه ماسوله و آب و هوای شرجی فومنات، مردم خلاق و هنرمند و سختكوش آن زمان را مجبور كرد تا به فكر تسخیر طبیعت و ایجاد معماری در بستر شیب دار جدید مكشوفه خویش، فضاهای معماری را در حداقل زمین مسطح با شیب تند بنا كنند. بدین ترتیب بادستان هنرمند مردم این خطه و با بهره گیری از دانش و حكمت بومی محلی، این معماری پلكانی به عنوان مركزدادوستد كالای حكومت های محلی همجوار خلق شد. برخی از قدما معتقدند آن چیزی كه موجب زمین گیرشدن مهاجران كهنه ماسوله به ماسوله فعلی شد، وجود مقبره امامزاده عون ابن محمد ابن علی
(علیه السلام) و آغاز توسعه آبادی جدیدی در دل جنگل و كوهستان است. شكوفایی اقتصادی ماسوله به عنوان مبادی ورودی و خروجی كالا، قرن ها ادامه یافت تا این كه با ساخت جاده های شوسه این شكوفایی از رونق افتاد. پس از استقرار حكومت پهلوی اول بود كه مردم ماسوله و متمكنان، مهاجرت خویش را آغاز و اكثر خانه های آن خالی از سكنه شد و این موضوع موجب تخریب ۴۵ درصدی این شهر شد اما آنچه باقی مانده است به لطف حضور مستمر ساكنان بومی ماسوله است و اگر امروز ماسوله زنده است به واسطه تلاش بی نظیر تعداد محدود ساكنان بومی است كه با روشن كردن چراغ زندگی در زیر این سقف های مسطح پلكانی، معماری موجود در این شهر را شهره عام و خاص كرده اند. البته تلاش مسئولان سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان گیلان را در طول سال های اخیر نباید نادیده گرفت.
«ماسوله را با تمام ظرافت و اجزای معماری و شهرسازی آن باید با بستر جغرافیایی و بارفرهنگی و تاریخی و در قالب یك واحد شهری تعریف كرد چرا كه پدیده های كالبدی ماسوله، مجرد و جدای از محتوای محیطی و فرهنگی آن نیست.
ماسوله فقط یك واحد كالبدی نیست كه از كنار هم قراردادن تعدادی خانه و مغازه و با یك هندسه معین به وجود آمده باشد بلكه یك واحد جغرافیایی زنده است كه تاروپود كالبد ساخت و سازها با پیكره جغرافیایی طبیعی محیط آن پیوند عمیق دارد. ماسوله با ارگ بم، تخت جمشید، تخت سلیمان، گنبد سلطانیه و صدها اثر تاریخی ارزشمند كشور و همچنین با صدها مناطق خوش آب و هوا و زیبای كشور مانند: كلاردشت، دیلمان و تالش اختلاف فاحش دارد. بنابراین بررسی، مطالعه، تعریف و ارائه طرح های ویژه برای ماسوله باید در قالب شهر تاریخی ماسوله باشد.
عده ای عقیده دارند كه در قرن سوم هجری آقاسیدجلال الدین
اشرف (برادرزاده امام رضا(علیه السلام) كه هم اكنون در شهر آستانه اشرفیه دفن شده است) در جریان گذر از راه طارم، عون بن علی(علیه السلام) - امام زاده مدفون در ماسوله - را كه از همراهانش بود و به شدت مجروح شده بود هنگام ورود به ماسوله در محل فعلی به فرد چوپانی سپرد و سفارش كرد كه پس از مرگ او را در همانجا به خاك بسپارند، رفته رفته بومیان ساكن جنگل كه به چوپانی مشغول بودند در اطراف قبر او خانه هایی
بنا كردند و با مهاجرت اهالی كهنه ماسوله و استقرار در جوار مقبره امامزاده این معماری بی نظیر پلكانی بوجود آمد و در طول یك هزارسال اخیر مردمانی از نقاط مختلف و به دلایل مختلف به منطقه ماسوله كوچ كردند؛ مردمانی از خراسان، كردستان و آذربایجان.
به گزارش روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان گیلان در سال ۱۳۵۴ از سوی دفتر فرهنگ و هنر سابق، ماسوله با شماره ۱۰۹۰ ثبت و در فهرست آثار تاریخی ایران قرار گرفت.
در سیمای ظاهری منطقه عمومی ماسوله ۳ تیپ چشم انداز در معرض دید بازدیدكنندگان قرار می گیرد كه شامل چشم انداز جلگه ای، چشم انداز كوهپایه ای و چشم انداز كوهستانی است. ماسوله به دلیل قرارگرفتن در ارتفاع و موقعیت بدیع كوهستانی از آب و هوای مطبوع ییلاقی برخوردار است، آمار متوسط سالانه دما حدود ۱۰ درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی ۸۴ درصد و میزان بارندگی سالانه ۷۸ میلیمتر و میزان بارش برف ۷۰۰ میلیمتر در سال است. در ماسوله بیش از ۶۰ روز یخبندان و بیش از ۱۵۰ روز بامه غلیظ سپری می شود. ماسوله در مسیر مستقیم، ۷۰ كیلومتر با ساحل فاصله دارد و چون در میان دریا و كوهستان است همیشه یك جریان مبادله هوایی در آن برقرار است. به عبارتی دالان طبیعی هوایی میان دره كوهستان در تونل طبیعی دره مملو از جنگل و پوشش گیاهی ماسوله جریان دارد.
جلوه های معماری
عناصر تشكیل دهنده شهر تاریخی ماسوله مولود انسان و طبیعت بوده و با بهره گیری از ویژگی زیست محیطی و طبیعی و رویش جنگل و گیاه در مجاورت آب های سطحی و عبور رودها و تشكیل آبشارهای متعدد، موجب شد ماسوله كنونی شكل گیرد. محیطی مركب از ساختمان، گذرگاه، حیاط، باغچه و مغازه كه فضای زیستی و طبیعی و معیشتی را در كنار هم با هندسه ای تعریف شده یك شكل پلكانی افسانه ای به خود گرفته است.
ماسوله دارای ۴ محله قدیمی اصلی به نام های مسجدبر، خانه بر، اسدمحله و كشه سر و محله جدیدی به نام ریحانه بر است. بازار ماسوله در گذشته بیش از ۴۰۰ مغازه داشته كه در حال حاضر همه آنها فعال نیستند. این بازار در ۴ طبقه و معماری آن به شكل نعل اسبی به طرف جلگه فومنات آغوش باز كرده و قلب شهر محسوب می شود.
شبكه فاضلاب آن از ۴ شاخه اصلی نمونه شهری تشكیل شده كه با رشته های فرعی برای دفع فاضلاب تأسیسات شهری مرتبط بوده و به رودخانه پایین دست می ریزند. حمل و نقل همه كالاها و وسایل معیشتی مردم، از قدیم الایام تا به حال با چارپایان و گاری های دستی (فرغون) صورت می گیرد.
پشت بام خانه پایین، حیاط خانه بالایی
در امتداد عوارض طبیعی بستر صخره ای منطقه، خانه ها و مغازه ها در كنار هم همچون نگینی این معماری متصل و پلكانی را تشكیل داده اند و پشت بام خانه پائین حیاط خانه بالایی است. نخستین آپارتمان سازی با چوب و خشت و كاه را می توان در ماسوله در ۴ طبقه دید اما اكثر خانه ها ۲ طبقه اند
كه طبقه پائین از مصالح سخت و طبقات بالایی از خشت و چوب ساخته شده اند.
در طرح ساخت اعیانات، رعایت حسن همجواری، ارتباط با خیابان ها و تعبیه دالان ها و بهره گیری از نور خورشید و جهت دهی سریع آب های سطحی و باران مدنظر واقع شده است.
در زمان های دور در ماسوله، به دلیل موقعیت راهبردی اش نایب الحكومه مستقر بوده كه بعدها به بلدیه یا شهرداری تبدیل شده و در نگاه مردم، شهرداری باید پاسخگوی همه مطالبات روزمره شان باشد و به عبارتی دقیقاً مانند شهرهای بزرگ اروپا، شهرداری متولی شهر است. در سال ۱۳۱۰ مقدمات تأسیس شهرداری در ماسوله فراهم شد. ساختمان شهرداری در زمان مرحوم میرزا یوسف شبان، والی فومنات در ۹۰ سال پیش در ماسوله ساخته شد و نخستین شهردار، حسن خان جوازی نام داشت. ماسوله در دوره مشروطیت دارای مدرسه بوده و نخستین مدرسه رسمی در سال ۱۲۹۰ شمسی در زمان قاجاریه از سوی شخصی به نام شیخ علی طالقانی تأسیس شد كه در ادامه كار مصادف با نهضت جنگل شد. در سال ۱۲۹۳ شمسی نخستین مدرسه دولتی به نام مدرسه «ایمان» در ماسوله آغاز به كار كرد و كلاس های اول تا چهارم دبیرستان در آن برپا شد. در حال حاضر ماسوله دارای دبستان و مدرسه راهنمایی است و به دلیل مهاجرت مردم، دبیرستان این شهر در سال ۱۳۷۳ تعطیل شد.اداره آمار در سال ۱۳۰۸ به سرپرستی شخصی به نام مرزبان در ماسوله شروع به كار كرد و تا سال ۱۳۵۶ فعالیت داشت. اداره دارایی ماسوله نیز در سال ۱۳۰۴ تأسیس و در سال ۱۳۳۶ برچیده شد و نخستین رئیس دارایی این شهر دریابیگی نام داشت.
تربیت بدنی در سال ۱۳۳۸ در ماسوله تشكیل شد و با یك سالن پینگ پنگ و یك سالن كشتی شروع به كار كرد و در سال ۱۳۶۰ منحل شد و سرانجام در سال ۶۹ مجدداً شروع به فعالیت كرد. در حال حاضر ماسوله دارای یك زمین فوتبال و یك سالن ورزشی با ۳۰۰ متر زیربنا است كه مورد بهره برداری قرار می گیرد.
ارزش های هنری ویژه شهر تاریخی ماسوله و همچنین هنرهای دستی مهم این خطه حمایت بیش از پیش مسئولان را برای بهبود وضع معیشتی مردم ماسوله می طلبد. چون نمای كلی ماسوله در دید منظر عمومی واقع است و بسان تابلوی زنده ای
است كه هر روز یك در آن باز و در دیگر بسته می شود، بنابراین خلاقیت و هنر استادكاران در نمای بیرونی ساختمان ها
و پنجره ها و در ها و دولاب های داخل منازل به عیان دیده
می شود. ماسوله در خصوص نجاری صاحب سبك بوده و پنجره های
روسی آن مشبك شده با شیشه های رنگی زبانزد بازدید كنندگان آن است. تبحر در صنعت دستی فلزی و غیرفلزی قدمت چندصد ساله داشته و امروزه امرار معاش اهالی با تلاش زنان در پشت بام های آن برای تولید جوراب ها و لباسهای پشمی پاپوش و عروسك های تزئینی صورت می گیرد و تولید چموش در راسته بازار از سوی چموش دوزان كه امروز تعداد آنها از ۷۰ نفر در سال های قدیم به یك الی ۲ نفر رسیده است، حمایت بیش از پیش متولیان امر را می طلبد.
ماسوله یكی از شگفت ترین و قدیمی ترین روستاهای استان گیلان است كه از دیرزمان به دلیل وجود شگفتی های زیاد طبیعی و فضای بسیار طبیعی كوهستانی و جنگل های سرسبز، هر بیننده ای را در نخستین نگاه به یاد سردار جنگل، میرزا كوچك خان جنگلی و یاران حماسه ساز آن می اندازد.
ماسوله در شهرستان فومن قرار دارد، كه دو اثر تاریخی برجسته و ارزشمند را در خود جای داده و سالیانه خیل عظیم گردشگران را به سمت خود می كشاند، قلعه تاریخی و باستانی رودخان (قلعه رودخان). شهر تاریخی ماسوله در جنوب غربی شهرستان فومن با وسعتی به شعاع یك كیلومتر از هر طرف، در منتهی الیه غرب رشته كوه های البرز (كوه های تالش) و حد فاصل بین كوه های ماسالار كه ییلاق مشترك شهرستان های فومن و ماسال است و در ارتفاع ۱۰۵۰ متری از سطح دریای آزاد واقع شده است. شهر تاریخی ماسوله هنوز در فهرست آثار تاریخی سازمان جهانی یونسكو به ثبت نرسیده اما تلاش برای تحقق این مهم ادامه دارد. به گفته كریم شعبانی، فرماندار فومن بزودی راه اندازی تله كابین در شهر تاریخی ماسوله در دستوركار قرار خواهد گرفت. ماسوله ای های مقیم مركز استان با تشكیل شركت تعاونی به نام گدوك قصد دارند در زمینه راه اندازی این تله كابین و نیز بخش ایجاد پاركینگ، سرمایه گذاری كنند كه البته اعتبار آن هنوز برآورد نشده و باید از نظر ریالی این برآورد انجام شود و سپس با حمایت های استاندار برای پرداخت وام سرمایه گذار، كار ساخت تله كابین انجام شود. وی ادامه داد: راه اندازی تله كابین در ماسوله در كارگروه گردشگری استان گیلان تصویب شده است. مطمئناً با راه اندازی تله كابین، گردشگران بیشتری به ماسوله سفر خواهند كرد و این موضوع موجب رونق صنعت گردشگری این شهر و به تبعیت از آن، استان سرسبز گیلان خواهد شد.
منبع: راسخون
سفر به سرزمین لی لی پوت ها
یوسف علیخانی
ماخونیک، روستایی است معروف به روستای لی لی پوت های ایران. روستایی که بخاطر ساکنان یک متر و چهل سانتی متری اش شهره عام و خاص شده است.
مي گویند روستای ماخونیک هیچ سابقه تاریخی مکتوبی ندارد و فقط کلنل چارلز در زمان ناصرالدین شاه در کتاب سفرنامه خراسان و سیستان به توصیف این منطقه اسرارآمیز پرداخته است.
ملخ باریده در این شهر و جا به جا صدایی مبهم و مرموز مي شنویم. پا از روی زمین برنداشته و وارد مهمانسرا نشده، مي شنویم «باد آمده ؛ باد نارنجی.»
از مهمانسرا بیرون مي آییم و پا مي گذاریم به جایی که تا چند لحظه قبل نبود؛ میدانی از کارزار درختان کاج و باد و ماسه، و ماسه ها رنگ از چهره شهر گرفته اند. مي پرسیم: این باد معروف است؟
پاسخشان این است: این باد، یکی از بادهای معمولی اینجاست.
لنز دوربین در نیم دقیقه ای که پوشش از آن گرفته ایم، یکسره ماسه و خاک مي شود و مي گوییم اینجا بیرجند است، وای به این که برسیم ماخونیک.
سراغ میدان غفاری را مي گیریم. راننده ها ایستاده اند. دیگر نه باد هست و نه باران گل و نه خنکای غروب و نه سکوت روز جمعه ای که رسیده ای به بیرجند، اینجا میدان غفاری است و راننده ها کلافه از گرما در انتظار پر شدن مسافران هستند و مسافران در انتظار نشستن راننده و ماشین در انتظار استارت.
مي گویند گرما گاهی در تابستان چنان لاستیک ها را مي ترکاند که راننده بیچاره نمي داند دیگر به چه اعتماد کند، وقتی لاستیک ها و گرما و آسفالت جاده ها این گونه ناامنی مي آورند.
مي پرسیم هراسمان را بیشتر از این نکنید. مي خواهیم برویم ماخونیک. ما را مي برید؟
راننده اول مي گوید: ماخونیک ناامن است.
راننده دوم مي گوید: عبدالمالک ریگی آن اطراف پناهگاه دارد.
راننده سوم مي گوید: چرا مي روید ماخونیک، بیایید برویم نهبندان.
راننده چهارم مي گوید: تا نهبندان ۱۰ تومن مي شود اما تا ماخونیک مسافر نیست.
مي گوییم: ما پول چهار مسافر را مي دهیم. ما را مي برید؟
راننده اولی به دومي نگاه مي کند و دومي به سومي و چهارمي جواب مي دهد: رفت و برگشت یا فقط برگشت؟ رفت و برگشت.
مي گوید: باشد ۲۵ تومن مي گیرم.
مي گوییم: مگر نگفتید ۱۰ تومن؟
نگاه مي کنند به هم. اولی به داد چهارمي مي آید: بله. اما کسی نمي رود آنجا.
همراهم مي گوید: قبول.
آنچه از ماخونیک مي دانستیم
پیش از این که حرکت کنیم به طرف بیرجند، خوانده بودیم درباره روستایی که این طور مشتاق بودیم آن را از نزدیک ببینیم. خوانده بودیم:
ورود تلویزیون به روستای ماخونیک ممنوع است. مردم آن را شیطان مي دانند و ام الشیطان مي خوانندش.
مردم با حیواناتشان یک جا زندگی مي کنند.
ماخونیک، روستای لی لی پوت هاست.
مردم ماخونیک چای نمي نوشند.
مردم ماخونیک سیگار نمي کشند.
مردم ماخونیک گوشت نمي خورند.
ماخونیک روستایی است...
همه اینها کنجکاومان کرده بود تا برویم به بیرجند که بعد مطابق نقشه راهی مسیری شویم که راننده ها درست یا نادرست، مسیرش را خطرناک دانستند.
بعد از مومن آباد راننده به فرعی مي رود و نشانمان مي دهد که اگر از آن مسیر که آمدیم مستقیم مي رفتیم مي رسیدیم به نهبندان.
تازه انداخته ایم به بخش ماخونیک که پیرمردی را مي بینیم کنار جاده ایستاده و گله گوسفندانش در علفچر بی علف، هیچ مي بلعند. پیش از دیدن این علفچر عکسی از تابلویی گرفته ایم که نشان مي دهد مسیر جنوبی به طرف زاهدان و ایرانشهر مي رفت؛ زاهدان ۴۳۵ کیلومتر. ما از سمت چپ و از میان تپه ماهورها پیش مي رویم.
پیرمرد چوپان را که نگاه مي کنیم، گرممان مي شود. صورتش یک سر چروکیده از این گرما و سختی روزگار و سربندش، گرم ترمان مي کند. حال و احوال مي کنیم با او.
سلام پدر جان!
بنده سلام علیکم.
از کجا تشریف مي یارین؟
تهران.
تهران؟
یه پسرم چند سالی هست که رفته تهران. خبری ازش ندارم. اگر دیدین بگین یه خبری از پدر پیرش بگیره. فامیلیش هم حیاتیه.
همراهم به من نگاه مي کند و مي خندد. بغض گلویم را مي گیرد. همراهم مي گوید: به تصور او لابد تهران اندازه مومن آباد یا در نهایت اندازه بیرجند است.
هنوز دارد سوال پیچمان مي کند که راننده مي راند طرف جاده ای که از میان سنگهای آتشفشانی مي گذرد.
مي پرسیم: اینجا را مي شناسین؟
مي گوید: کارمان اینجاست.
مي گویم شما که نمي آمدید این طرف، چطور کارتان اینجاست.
مي گوید: خب مدتی است این ریگی و اینا اینجا را ناامن کردن.
اطلاعات ما اطلاعاتی کاملا رسمي بود که در ۱۴۰ کیلومتری جنوب شهر بیرجند و در نزدیکی مرز ایران و افغانستان، روستایی دور افتاده وجود دارد با خانه های کوچک کاهگلی که ۱۲۰ خانوار و جمعیتی حدود ۶۰۰ نفر.
خوانده بودیم مردمان آن دیار با مظاهر تمدن امروز آشنایی ندارند.
۶۰۰ زن و مرد و کودک و پیر و جوان روزهایشان را در روستای خشک و کم باران با بادهای سخت و مداوم در شرایطی سخت و دشوار به شب مي رسانند و کودکان به مکتبخانه مي روند و کارشان فراگیری قرآن است.
تمام دانسته های ما اینها بود و این دانسته ها بود که آتش دانستن درباره این مردمان خاص را بیشتر مي کرد.
راننده مي گوید: الان که دیگه مثل قدیم نیستن. دیگه خانه بهداشت بهشون دارو و قرص آهن و قطره داده و قدشان را رسانده به ما.
مي پرسیم: قدیم را یادتان مي آید؟
مي خندد: زیاد از اهالی قدیم نیستم. البته اول بار بیست سال قبل اونجا رفتم.
موقعیت جغرافیایی ماخونیک
روستای ماخونیک از نظر تقسیمات کشوری جزو دهستان درح، بخش سربیشه و شهرستان بیرجند از استان خراسان جنوبی به شمار مي رود. این روستا در جنوب غربی شهرستان بیرجند است.
منطقه ماخونیک از ۱۲ آبادی تشکیل مي شود که روستای ماخونیک بزرگترین آنهاست. معمولاً تمامي ساکنان این ۱۲ روستا را در شهر به نام ماخونیکی مي شناسند. این روستاها عبارتند از ماخونیک، کفاز، چاپنسر، توتک، سفال بند، سولابست، لجونک (سفلی و علیا)، کلاته بلوچ، دامدامه، میش نو، خارستو و جلارو. اهالی این روستاها از نظر مذهب، معیشت، شیوه زندگی و اوضاع اجتماعی با یکدیگر وجه اشتراک زیادی دارند، ولی غالب این روستاها اصل و نسب خود را از روستای ماخونیک مي دانند و گفته شده که افرادی از ماخونیک رفته و این روستاها را تشکیل داده اند.
درباره وجه تسمیه ماخونیک نیز حرفهای بسیاری وجود دارد از جمله این که:
در گذشته عده ای از ماموران دولت به این روستا آمده و اهالی به گرمي از آنها استقبال نکرده اند و با آنها برخورد سردی داشته اند و آنها این نام را برای روستا انتخاب کرده اند.
زمستان های ماخونیک سرد و تابستان، هوا گرم و خشک است. سالهاست برف نباریده، اما اهالی به خاطر دارند که گوسفندان و مردم نتوانسته اند از روستا خارج شوند.ماخونیک تجربه خشکسالی و قحطی در ۴۵ سال قبل را دارد که گوسفندان از تشنگی هلاک شدند و مردم برای رفع گرسنگی، شوربا و علفهای کوهی مي خوردند و عده ای نیز از گرسنگی مردند. مردم شناسان مي گویند اکنون دیگر قد مردم ماخونیک کوتاه نمانده، چنان که مي گفتند زمانی از 140سانتی متر فراتر نمي رفت و به مرور، آنها قدهای معمولی یافته اند.
منتظریم چیزی بگوید، اما سیگارش را روشن مي کند و خیره مي شود به مسیری که دیگر دشت است و دو سویش پر از بوته های بیابانی، اما سبز.
ماخونیک اینجاست؟
راننده مي گوید: رسیدیم.
اولین چیزی که نگاه همسفرم را خیره مي کند، پاهای خاکی کودکان است. آفتاب مي سوزاند. مثال ظهر تهران مي ماند در اوج مرداد. راننده مي گوید: الان ساعت ۷.۰۰ صبح است. کی برمي گردیم؟
پیش از آن که به فکر برگشتن باشیم، تعجبمان از صبح است و ساعت ۷ و این همه گرما.
چشم مي چرخانیم سبزه ببینیم تا کمي خنک شویم. نیست. همسفر مي گوید: چرا هست، بعضی خانه ها تک شاخه درختی دارند در آغوش خود.
ماخونیک اینجاست؟ اینجا که خانه های بزرگ و شهری هم دارد. خانه بهداشت دارد. مدرسه دارد. فروشگاه، تعاونی و مسجد دارد.
پیرمردی مي گوید: اینها را این سالها ساختن.
مردم ماخونیک، مسلمان و اهل تسنن هستند. کارشان، کارگری در معدن گرانیت روستا و قالیبافی است. بز، همدم همیشگی شان و فقر همراه دیروز و امروزشان.
ماخونیک از سه جزو ما، خونی و ایک تشکیل شده که خونی در عربی به معنی چشمه است و ماخونیک شاید به معنی چشمه ماه یا چشمه ماد باشد. ولی در واقع بسیاری از اهالی معتقد بودند به علت سردی و خنکی بیش از حد هوا، این روستا، ماخونیک نام دارد.
پیرمردی که در ورودی روستا ایستاده در پاسخ به ما، وقتی از او خواستیم معنای ماخونیک را بگوید، گفت: ماخونیک یعنی سرما. یعنی فقر. یعنی فلاکت. یعنی نداری.
وقتی خواستیم از آنها که عکس گرفتن از زنها را گناه مي دانند عکس بگیریم، گفتند: عکس به چه درد ما مي آید. پول مي شود مگر ما را؟
پیرمرد دیگری گفت: هر روز آدمهای زیادی مي آیند و از ما عکس مي گیرند، درباره ما مي نویسند و معروف شده ایم، اما کسی به داد بیکاری ما، به داد نداری ما نمي رسد.
پیرمرد دیگری حرفش را پی گرفت و گفت: ۱۲۰ خانواریم ما.
اما ما تنها پیرمرد دیدیم و زنهایی با چادرهای روشن و کودکانی پابرهنه. فقر، جوانان را از ماخونیک فراری داده است.
زنها و کودکان پا برهنه هرکدام مشتی فسیل در دست دارند و این گونه محبت مي خواهند، با فروش فسیلهای حلزون ها و صدفها و شاخ بز و...
ماخونیک روستای مردم باصفایی است که در گرما و خاک و یکرنگی شان، درختی در خانه دارند و کودکان شان را با پابرهنگی آموخت مي کنند. مي گفتند اینجا دختر و پسرهای جوان باید ۳ سال با هم نامزد بمانند تا به عقد هم درآیند.
آنتن تلویزیون ها روی سقف خانه ها توجه من و همسفرم را به خود جلب مي کند. مي خندیم به مادر شیطان و بعد همسفرم مي گوید: بزها هم که آغلشان جداست.
راننده مي گوید: نگفتم دیگر مردم قدشان لی لی پوتی نیست. راست مي گوید. مردم ماخونیک مردمي هستند مثل بقیه مردم و تنها به خاطر دارند که اجدادشان از مهاجران افغانی بوده اند که ۳۰۰ سال قبل روستای ماخونیک را بنا نهاده اند. اکنون دیگر خانه هایی با سقفهای کوتاه و دیوارهای کم ارتفاع کاهگلی جای خود را به دیوارهای بلند و درهای فلزی داده اند.
منبع: راسخون
سبزترين شهرهاي اروپا
محمد برازنده
شما مي دانيد شهرهاي تميز اروپا کدامند؟ در کدام شهر مي توان، فضاهاي سبز وسيع،رودهاي صاف و روان با تعداد کمي اتومبيل را ديد؟ اتحاديه اروپا براي پاسخ به اين سوال و ترغيب شهرهاي اين قاره به زندگي سبز ، جوايزي ويژه را در نظر گرفت که اولين جايزه ها به شهرهاي استکهلم و هامبورگ رسيد.
ما هم سعي کرديم در این مطلب مجموعه اي از هفت شهر تميز اروپا را که جزء بهترين ها و سرسبز ترين ها هستند به شما معرفي کنيم.
آمستردام هلند، شهر دوچرخه ها
شهري که دوچرخه اولين وسيله نقليه مردم محسوب مي شود و اغلب مردم از آن استفاده مي کنند.
استفاده از وسايل حمل و نقل پاک در آمستردام سابقه اي طولاني دارد. مطالعات و تحقيقات به دست آمده در فاصله سال هاي 2005 تا 2007، نشان داد که شهروندان آمستردامي از دوچرخه بيشتر از اتومبيل ها براي حمل و نقل استفاده مي کنند، اين آمار نتيجه فعاليت 30 ساله مسئولاني است که با ايجاد مسيرهاي متعدد دوچرخه سواري سعي در نهادينه کردن و تشويق مردم به استفاده از اين وسيله کرده اند. اکنون از هر چهار شهروند آمستردامي سه نفر با دوچرخه رفت و آمد کرده و از اين رو اين شهر را منطقه اي ايمن و سبز
مي دانند.
بريستول انگلستان؛ شهري با پارک ها و فضاهاي سبز متعدد
اين شهر با پارک ها و فضاهاي سبز و مردماني مخالف توليد آلاينده هاي زيست محيطي شهرتي جهاني پيدا کرده است. بيش از 450 پارک و فضاي سبز در نقاط مختلف اين شهر قرار دارد که شهر را به يکي از سبزترين شهرهاي انگلستان مبدل کرده است. پارک هاي تاريخي شهر بريستول با مناظري زيبا و فضاهاي سبز متعدد، سالانه جمعيتي بالغ بر 25 ميليون نفر از دوست داران طبيعت را در خود جاي مي دهند. اين فضاها که ريه هاي سبز شهر نام نهاده شده اند، اهميت فراواني براي در امان ماندن مردم از تغييرات آب و هوايي دارند.
کپنهاگ دانمارک؛ حمامي در شهر
سال هاي سال است که مردم شهر کپنهاگ از شنا در لنگرگاه و سواحل اطراف اين شهر لذت مي برند. امروزه مسئولان اين کلان شهر قصد تميز سازي آب رودخانه هاي اين شهر که از دريا سرچشمه گرفته اند را دارند. براي اين کار از دستگاه هاي تصفيه ساختار فاضلاب شهري استفاده کرده اند که تا سال 2015 نصب و راه اندازي مي شود.
علاوه بر آن طرح هاي سبز ديگري براي دسترسي ساده جمعيت يک ميليون و يکصدهزار نفري اين شهر به پارک ها و فضاهاي سبز نيز در حال اجرا است. طبق اين برنامه ها، از هر 10 شهروند کپنهاگي، 9 نفر بايد تا سال 2015 در مدتي کمتر از 15 دقيقه امکان دسترسي به مناطق تفريحي را داشته باشند که براي دستيابي به اين هدف ايجاد 14 پارک جديد و کاشت 3000 اصله درخت خياباني در دستور کار مسئولان قرار گرفته است.
فرايبورگ آلمان؛ شهر باد و آب و خورشيد
اين شهر در بخش جنوبي آلمان قرار داشته و يکي از گرمترين و آفتابي ترين مناطق اين کشور محسوب مي شود. خورشيد و باد و آب هاي رودخانه هاي کوچکي که به رودخانه راين منتهي مي شوند، نقش اساسي در تهيه انرژي و برق اين شهر ايفا مي کنند.
در حال حاضر چهار درصد از کل انرژي شهر فرايبورگ از منابع انرژي بازيافت شونده همچون باد و منابع بيولوژيکي تامين مي شود. از اين رو شوراي شهر در صدد است با توسعه توربين هاي بادي و افزايش گياهان بيولوژيکي استفاده از اين منابع در توليد انرژي شهر را بيشتر کرده و تا سال 2010 اين ميزان را به 10 درصد افزايش دهد. سوخت هاي هيدروژني و آفتاب، ديگر منابع انرژي زاي فرايبورگ محسوب مي شوند که طبق چشم اندازي يک ساله بايد 2/1 انرژي مورد نياز شهر را تامين کنند.
هامبورگ آلمان؛ توسعه اي سبز در دومين بندر پر رفت و آمد اروپا
بندر هامبورگ، به واسطه ورود و خروج متعدد کشتي ها دومين بندر بزرگ اروپا محسوب مي شود. مسائلي چون توسعه تراکم شهري و افزايش درصد آلاينده ها از جمله مشکلات شهر هستند اما با تدابيري که مسئولان شهر بکار بسته اند آنچنان اثري از آلودگي در هواي اين شهر مشاهده نمي شود.
نظارت دائمي بر ساختار تنظيم کيفيت هواي داخل شهر توسط مسئولان باعث شده است که فضاي داخلي هامبورگ طي 10 سال گذشته از هواي پاک و به دور از آلودگي بهره گيرد. به عنوان مثال، استفاده از ون هايي با موتورهاي هيبريدي جهت حمل و نقل افراد و جرثقيل هاي دروازه اي بدون سوخت در انتقال بارها از جمله اقدامات انجام شده براي پاک نگاه داشتن فضاي سبز شهري است. اين اقدامات باعث شده است تا هامبورگ پايتخت سبز اروپا در سال 2011 لقب گيرد.
مونستر آلمان؛ در تلاش براي کاهش مصرف سوخت فسيلي تا سال 2020
مونستر را پايتخت فرهنگي آلمان مي نامند، شهري در بخش هاي غربي اين کشور که سابقه اي نزديک به 20 سال را در حفاظت از محيط زيست در کارنامه خود به ثبت رسانده است. در حال حاضر سازمان هاي ويژه اي عمل نظارت بر بيش از 80 درصد طرح هاي شهري را بر عهده گرفته و برنامه کاهش 40 درصدي آلاينده هاي موجود در اين شهر را تا سال 2020 در دستور کار خود قرار داده اند. علاوه بر آن گسترش فرهنگ دوچرخه سواري به منظور روان کردن ترافيک شهري در مسيرهايي امن از ديگر طرح هاي پاکسازي مقامات مونستر به شمار مي رود. ديوار قلعه باستاني شهر که قدمت آن به قرون وسطي مي رسد با طولي 5/4 کيلومتري مسيري سبز و ايمن براي افرادي است که عبور و مرور با دوچرخه ها را به استفاده از اتومبيل ها ترجيح مي دهند. در حال حاضر نزديک به 500 هزار نفر از جمعيت اين شهر را دوچرخه سواران تشکيل داده اند.
اسلو نروژ؛ عوارض جاده اي، سامان دهنده حمل و نقل عمومي
اسلو، سابقه اي 20 ساله در بنا کردن ساختار دريافت عوارض جاده اي داشته و تاکنون سه تا پنج درصد ترافيک هاي شهري را کاسته است. اما مهمتر از کاهش حجم ترافيک درآمدي است که از اين راه حاصل شده و منجر به بهبود ساختار حمل و نقل شهري مي شود در اين ميان هر چه تعرفه عوارض بيشتر گردد از حجم ترافيک کاسته شده و به کاهش آلودگي هوا نيز کمک خواهد کرد. آمارها نشان داده است که ميزان حمل و نقل مسافر در اسلو طي يک سال اخير هفت درصد افزايش يافته ولي اين ميزان در بخش رفت و آمد وسايط نقليه 5/1 درصد کاهش را نشان مي داده است. در اين بين اتومبيل هاي برقي به دليل آلاينده نبودن ملزم به پرداخت عوارض نبوده و مي توانند به صورت رايگان از پارکينگ هاي شهري استفاده کنند.
منبع: میراث آریا
تايلند بهترين مقصد براي چشمه هاي آب معدني در آسيا شد
كشور تايلند به دليل بالاترين استانداردهاي كيفي در ارائه خدمات درماني جسمي و روحي بهترين مقصد گردشگري آسيا در چشمه هاي آب معدني اعلام شد.
كشور تايلند به دليل رعايت بالاترين استانداردهاي خدماتي و بهداشتي، ازميان مجموع كشورهاي ارائه دهنده خدمات مربوط به چشمه هاي آب معدني آسيا، رتبه نخست را از آن خود كرد.
به گزارش مجله چشمه هاي آسيا، به نقل از مقامات دفتر گردشگری دهلي نو، تايلند برنده جايزه ويژه بهترين چشمه آب معدني آسيا در سال 2009 شده است كه اين جايزه در نتيجه تحقيقات انجام شده ازسوي مجله چشمه هاي آسيا و با همكاري «گرانت تورنتو» كه يكي از پنج كمپاني بسيار معتبر جهاني در اين زمينه است؛ به كشور تايلند اعطا مي شود.
برگزاري اين برنامه ازسوي مجله اسپا- مگزين هند و با هدف شناسايي و معرفي خدمات مرتبط با اين حوزه و ديگر فعاليت هاي وابسته به آن صورت گرفته است. اعطاي اين جايزه بر جايگاه تثبيت شده تايلند به عنوان يك مقصد گردشگري برتر در اين حوزه تأكيد كرده است.
خدمات مربوط به چشمه هاي آب معدني در تايلند درحال حاضر تجارتي تلقي مي شود كه منبع مهمي براي تأمین درآمدهاي عمومي است. اين امر به دليل تلاش هاي جدي تايلند در ارائه خدمات استاندارد با سطح كيفي بسيار عالي و معتبر نظير روش هاي درمان سنتي تايلند، گياهان طبي و نيز تعقل و طرز نگرش و خرد تايلندي كه توانسته است با روش هاي رايج غربي از نظر سبك زندگي و راه هاي بهبودي تعادل و هماهنگي كاملي برقرار كند.
اين ويژگي هاي برجسته چشمه هاي آب معدني تايلند را از محبوبيت و شهرت خوبي در سراسر آسيا برخوردار كرده است.
بنابه همين گزارش؛ چشمه هاي آب معدني تايلند طيف وسيعي از انواع خدمات و هزينه ها را به مشتريان خود ارائه مي كنند اما همگي آنها بدون استثنا رنگ و لعاب ويژه تايلندي دارند.
مطالعات آماري نشان مي دهد كه بازديدكنندگان از چشمه هاي آب معدني و درآمد حاصل از آن در سراسر جهان هرسال افزايش چشمگیری داشته است.
در كشور آمريكا كه داراي بيش از 18000 چشمه آب معدني است؛ مجموع كل درآمد بدست آمده از اين محل تنها در سال 2008 بالغ بر 9/10 ميليارد دلار بوده است.
آمار همچنين نشان مي دهد كه مردم جهان بيش از پيش درجستجوي انواع چشمه هاي آب معدني و خدمات مختلف وابسته به آن هستند تا به كمك آن؛ انرژي و توان جسمي و روحي خود را درنتيجه جدول پرتب و تاب زندگي روزمره تجديد كنند.
تلفن گوياي کانون جهانگردي و اتومبيلراني راه اندازي شد
مدير خدمات خودرويي کانون جهانگردي و اتومبيلراني جمهوري اسلامي ايران، از راه اندازي تلفن گوياي کانون جهانگردي و اتومبيلراني خبر داد.
حسين قاسمي با اعلام اين خبر گفت: کانون جهانگردي و اتومبيلراني کشور در راستاي اطلاع رساني، تلفن گوياي 09697 را در سراسر کشور راه اندازي کرد تا از طريق اين شماره تلفن صدور کارت اشتراک، گواهينامه بين المللي و رسيدگي به شکايات را نيز انجام دهد.
مدير خدمات خودرویي کانون با بيان اينکه اين سامانه قابليت ضبط مکالمات و تماس ها و پيگيري خواسته هاي مردمي را دارد، تصريح کرد: اين سامانه در حال حاضر با شماره تلفن 09697 در سراسر کشور به صورت مکانيزه و شبانه روزي به مردم خدمات مي دهد و مردم مي توانند براي دريافت خدمات امدادي و گواهينامه بين المللي و هر نوع فعاليت ديگر مرتبط با کانون با اين شماره تماس حاصل کنند.
وي با بيان اينکه خط تلفن 09697 از سال 81 فعال بوده و ارائه خدمات امداد خودرو به هموطنان از طريق اين شماره تلفن انجام مي شد، تصريح کرد: کانون از اوايل اسفندماه سال گذشته اقدام به راه اندازي سامانه مکانيزه گويای خط رايگان 09697 کرد و در ايام نوروز اين خط تلفن با پشتيباني 30 خط شهري و بين شهري از آمادگي لازم براي پاسخگوئي به گردشگران برخوردار بود.
قاسمي خاطر نشان کرد: تلفن گوياي کانون هم اکنون با گرفتن شماره 1 درخواست خدمات امدادي، شماره 2 صدور سفر کارت اشتراک، شماره 3 بازرسي و رسيدگي به شکايات و شماره 4 صدور گواهينامه بين المللي آماده سرويس دهي به امدادخواهان است.
«درازنو»؛ زيبايي زندگي در مه
اشرف اسلامی
«درازنو»، دهكده اي ييلاقي- كوهستاني در بالاترين ارتفاعات كردكوي است كه در هر چهار فصل سال به دليل محيط طبيعي زيباي خود، پذيراي گردشگران و مسافران فراواني است.
خانه هاي كاهگلي، فضاي طبيعي منطقه را جذاب و ديدني كرده است. با نظاره كردن اين منظره زيبا از داخل اين خانه ها، چنان نشاطي به انسان دست مي دهد كه هيچ وقت اين حالت در زندگي ماشيني به دست نمي آيد.
هر گاه از پنجره داخل به بيرون بنگري، تابلوي زيبا و بي نظيري از طبيعت را مي بيني كه نقاشي از هر زاويه آن مي تواند اثر هنري ماندگار دنيا باشد.
«درازنو» با قرار گرفتن در رأس قله البرز و سرزمين مرتعي، گل و گياهان رنگارنگ وحشي و دارويي، جنگل انبوه و سرسبز، وجود آبشار، چشمه، غار يخچال و همچنين به دليل داشتن چشم انداز زيبا و مشرف به تمامي نقاط جلگه اي از جمله كردكوي، گرگان، خليج گرگان، ميانكاله، بندر تركمن و... از طبيعت زيبا و از مناطق جالب و منحصر به فرد استان گلستان است. اين روستا در طول سال چه در ماههاي گرم و چه در ماههاي سرد سال، شلوغ بوده است.
از گذشته هاي دور، مردم «درازنو» براي خود خانه هاي چوبي و كاهگلي ساخته اند كه سكونتگاه تابستاني آنان باشد. آب «درازنو» از چشمه هايي در دل كوه بيرون مي آيد.
از ديگر مكانهاي ديدني اين منطقه، غار يخچال است كه در زير قله دكاني و در كنار سنگ بسيار بزرگي كه محوطه اي در حدود بيست متر مربع دارد و سوراخي به اندازه يك انسان در كنار سنگ ديده مي شود واقع شده. در شهريور ماه نيز در داخل اين محفظه برف موجود است، به همين دليل، اين مكان، يخچال نام گرفته است.
كارشناس ميراث فرهنگي استان گلستان، در مورد «درازنو» مي گويد: «درازنو»، دهكده اي كوهستاني به همراه خانه هايي با معماري كوهستاني است. در اين دهكده، خانه ها با شرايط اقليم آب و هوايي خود ساخته شده است.
مهندس جاويد ايمانيان اظهار مي دارد: خانه هاي كاهگلي با ديواره هاي چوبي و كاهگل و سقف كاله پوش مخصوص مناطق كوهستاني است.
وي مي افزايد:مزيت اين گونه ساختمانها در اين مناطق، حفظ گرما در زمستان و حفظ هواي خنك در تابستان و مقاوم بودن در برابر لرزش و زلزله است.
به گفته وي، يكپارچگي بافت روستايي در اين جا وجود ندارد. برخي ساختمانها از چوب، تخته و كاه گل با كف كرسي كه بيشتر از سنگ كوهستاني و سقف كاله پوش است و برخي از آنها تمام چوب ساخته مي شود. ساخت اين خانه هاي تمام چوب به اواخر دوره قاجاريه برمي گردد.
محمد آريانفر، سرپرست منابع طبيعي شهرستان كردكوي نيز در مورد اين دهكده ييلاقي مي گويد: «درازنو» دهكده اي مسكوني، ييلاقي و قشلاقي است و 160 خانوار ثابت دارد كه فقط در دو فصل بهار و تابستان از محيط ييلاقي آنجا بصورت تفريحي استفاده مي كنند.
وي مي افزايد: تا سال 70، دامدارا ن در دو فصل گرم سال براي چراي دامها در آنجا ساكن مي شدند.تا اين كه با انجام طرح خروج دام، منابع طبيعي برنامه احيا و جنگل كاري را اجرا كرده است و توانسته اين منطقه را به حالت بكر و طبيعي خود نزديك كند. رويش گونه هاي بومي جنگلي و مرتعي، زيبايي و لطافت خاصي به منطقه داده است.
وي تأكيد مي كند: تخريب منابع طبيعي در دهه هاي گذشته به اندازه اي شديد بود كه در بهار و تابستان، با وقوع بارانهاي شديد و رگباري، حجم زيادي از خاك دچار فرسايش مي شد و سيلاب منطقه از آنجا شروع و به اراضي كشاورزي و معابر شهرستان آسيب و خسارت وارد مي كرد.
مهندس آريان فر با اشاره به نوع گونه هاي گياهي موجود در منطقه اظهار مي دارد: روستا با مساحت 5/7 هكتار مرتعي، درختچه اي و درختكاري شده است. البته جنگل كاري توسط منابع طبيعي صورت گرفته است.
به گفته وي، آويشن،گل گاوزبان، بومادران، شير خشك،
مارم بو، گل بنفشه، كنگر وحشي، گلامير حسن، گل پر، گل ختمي، گل بابونه، ريحان كوهي، پر سياوش، يونجه وحشي و گزنه از جمله گل و گياهان وحشي منطقه هستند. اين گل و گياهان وحشي نه تنها با رويش خود در بهار و تابستان فضاي روستا را زيبا و رنگارنگ مي كنند و مرتع زيبايي را به وجود مي آورند، بلكه در مصرف بسياري از بيماريها از جمله ديابت، آسم، سرماخوردگي و... مفيد بوده و مورد استفاده مردم قرار مي گيرد.
آريان فر خاطرنشان مي كند: در اين دهكده، گونه هاي درختچه اي زرشك، ازگيل، وليك، تمشك، سيب وحشي، گلابي وحشي و آلوچه هر ساله در فصل تابستان پربار
هستند.
وي مي افزايد: سطح زيادي از عرصه هاي «درازنو» به دليل فقر پوشش گياهي توسط آبخيزداري منابع طبيعي استان با گونه هاي كاج سياه، افرا، زبان گنجشك، گيلاس وحشي، بلوط و گردو كشت شده است.
اين مقام مسئول با اشاره به مسير ارتباطي كردكوي به «درازنو» مي گويد: جاده ارتباطي به اين دهكده ييلاقي، جاده شوسه بوده كه 25 كيلومتر آن آسفالته است. از امكانات اين منطقه، برق و آب است كه البته آب اين روستا از همان چشمه قديمي است كه در منبع بزرگي جمع آوري شده است.
گفتني است آب اين چشمه سالم و بهداشتي بوده و جنبه دارويي دارد.
به گفته وي، در اطراف «درازنو»، چشمه هايي ديده مي شود كه فضا را زيباتر نشان مي دهد. در وسط اين دهكده، چشمه رزوي غربي، رزوي شرقي، جيكا چشمه در شرق «درازنو»، فك بند چشمه، گرمنه چشمه در جنوب و لار چشمه در جنوب شرقي، مرس چشمه و.... از تفرجگاههاي مردم است. آبشار مغزي در جنوب يال واقع شده است كه جذابيت مكان را چندين برابر افزايش مي دهد.
آريانفر با اشاره به اين مسئله كه در «درازنو» از آبان ماه تا اواخر فروردين ماه، هوا مه آلود و زمين پوشيده از برف است، اظهار مي دارد: با اين شرايط، با ايجاد فضاهاي ورزشي زمستاني، به مدت پنج ماه، مي توان به ورزشهاي زمستاني مثل اسكي در اينجا پرداخت. احداث يك پيست اسكي به طول يك كيلومتر از «امامزاده هزار منزل» در سمت شمالي تا چشمه ريزآب واقع در ارتفاع 2 هزار و 500 متري «درازنو» مي تواند محل مناسبي باشد كه به خودي خود در استانهاي شمالي بي نظير خواهد شد.
وي با اشاره به اين مسئله كه مناطق گردشگری جامعه بايد سنتي سازي شود تا گردشگران بيشتري را به خود جذب كند، مي گويد: بايد ميراث فرهنگي و گردشگري هر استاني در مناطق شناخته شده امكاناتي را قرار دهند كه با بافت سنتي آن محل، ارتباط نزديكي داشته يا برگرفته از محيط آنجا باشد.
گردشگر و مسافري كه وارد اين مناطق مي شود، انتظار دارد در خانه هايي سكونت كند كه ساكنان گذشته در آن سكونت داشته اند تا زندگي گذشتگان اين مرز و بوم را حس كند و لحظه اي خود را در كنار آنها ببيند. گردشگر انتظار دارد ماكتي از مردان و زناني را با لباسهاي آن زمان ببيند كه مشغول كار هستند. مثلاً زن درازنويي را در حين پختن نان شيرمال و يا مرد درازنويي را در حال چراي دام به همراه گله هايش ببيند. جاويد ايمانيان خاطرنشان كرد: منظورم اين نيست كه امكانات در آنجا نياوريم، ولي با آسفالته كردن جاده وآوردن گاز و آب، برق و تلفن، اقدام به ويلاسازي به معناي امروزي نداشته باشيم در واقع مي توانيم با ساختن خانه هاي كاهگلي و مرمت خانه ها به روش گذشته و آوردن برخي از امكانات بهداشتي و... در اين خانه ها، زيبايي«درازنو» و ارزش گردشگری اين مكانها را چندين برابر افزايش دهيم، زيرا آرامشي كه اين مكانهاي قديمي براي انسان به ارمغان مي آورند، هرگز در آپارتمانهاي ساخته شده از سنگ، كاشي و سراميك وجود ندارد.
انسان با گذران يك مسافرت چندروزه، تجديد نيرو كرده و با انرژي مثبت به شهر و محيط كار خود بر مي گردد.
به گفته مهندس ايمانيان، اگر بتوانيم امكانات فضاهاي گردشگري را مطابق با محيطهاي بومي احيا كنيم، برترين وكامل ترين قدم را در جذب بيشتر گردشگر برداشته ايم.
منبع: راسخون
شهري براي ارديبهشت
جواد بيژني
اگر تا حالا گذارتان به شهر بابل نيفتاده، ارديبهشت را از دست ندهيد كه براي رفتن به اين شهر هيچ ماهي بهتر از ارديبهشت نيست.
هركس در دومين ماه بهار به بابل رفته باشد، مي داند كه چرا به آنجا مي گويند شهر بهارنارنج. خيابانهاي بابل این روزها مست عطر بهار نارنج است. نام باستاني بابل «مه ميترا» يعني جايگاه ميتراي بزرگ بود. در دوران اسلامي آن را به نام «مامطیر» مي شناختند. در دوره حكومت صفوی تجارت شهر به قدري پر رونق بود كه اسمش را «بارفروش» گذاشتند. نام بابل تا قبل از سال 1314 شمسي «بارفروش» بود و نام فعلی اش را از رودخانه بابل گرفته است. اين رودخانه از غرب بابل عبور می کند و همان رودخانه ای است که پل معروف شهر بابلسر را روی آن ساخته اند.
جشن پرهياهوي رنگ و بو
بازارهاي هفتگي يكي از اركان شهرهاي شمالي ايران است. حضور زن هاي روستايي به عنوان فروشنده در اين بازارها قابل توجه است. قدم زدن در يك بازار هفتگي و استشمام عطر سبزيها، ميوه ها و ترشي تازه، تجربه اي خيال انگيز خواهد بود.
موزه کنونی بابل در سال 1307 شمسي بلديه يا به اصطلاح امروز شهرداري بوده است. ساختمان را يك مهندس آلماني در زمان رضا خان ساخته و در طراحي اش معماري نئوكلاسيك اروپا و ايران باستان را تلفيق كرده است. حالا ساختمان 3طبقه مرمت و به موزه تبديل شده كه بخش هاي باستان شناسي و مردم شناسي آن ديدني است.
بقعه امامزاده قاسم- فرزند امام موسي كاظم(ع)- مربوط به قرن نهم هجري است. اگر سري به اين امامزاده كه در محله آستانه بابل است زديد، تماشاي در ورودي و صندوق چوبي نفيسي كه از شاهكارهاي هنري هستند را از دست ندهيد. ساخت و ساز غيراصولي در اطراف اين بقعه از زيبايي هاي آن كاسته است. نيمايوشيج در سال 1307 شمسي در سفرنامه اش به اين معضل اشاره مي كند كه « بارفروش(بابل) به عقيده من عروس شهرهاست ولي عيبي كه دارد [اين است كه] آن را بد زيور مي بندند!».
همه راهها به اينجا مي رسد
به بافت قديمي بابل كه برويد، مي بينيد هر محله در مركز خود مسجد يا تكيه اي دارد كه ميدانگاهي را ايجاد كرده و راههاي ارتباطي محله به آن مي رسند. تكيه قديمي محله حصيرفروشان كه از دوره قاجار به جا مانده، شاهد خوبي براي اين حرف است. تصور شادي ها و ماتم هايي كه اين ميدانگاهي به خود ديده است، آدم را در خيال فرو مي برد.
راسته اصلي بازار شهر كم كم دارد رنگ و بوي تازه ای به خود مي گيرد ولي هنوز جابه جا با شغل هاي سنتي مواجه مي شويد كه انگار دارند در برابر زندگي ماشيني مقاومت مي كنند. يكي از جارو فروش هاي بازار اميركلا، همان طور كه به جاروبندي مشغول است، مي گويد: «ديگر جوان ها سراغ اين كار نمي آيند. مي گويند هم سخت است و هم كم درآمد».
مسجد آدينه
بابل هم مثل همه شهرهاي مهم مسجد جامع دارد. در قديم وقتي جمعيت يك شهر به حدود 10هزار نفر
مي رسيد، برايش يك مسجد مركزي و بزرگ مي ساختند كه اسمش مسجد جامع يا مسجد جمعه (مسجد آدينه) بود. مسجد جامع بابل از بناهاي عهد صفوي است.
در زمان فتحعليشاه قاجار زلزله آن را خراب كرد و در سال 1225 قمري بود كه فتحعليشاه دستور داد مسجد را بازسازي كنند و ميرزا محمد شفيع صدراعظم اين كار را پيگيري كرد. مقبره سعیدالعلماي بارفروشی- از مشاهیر فقه شیعه در قرن13 هجري قمري- در مجاورت این مسجد قرار دارد. سعيدالعلما آن قدر عالم بزرگي بود که وقتي خواستند شیخ انصاری را مرجع شیعیان جهان كنند چون سعیدالعلما را از خودش برتر مي دانست، نامه ای به او نوشت و از او اجازه گرفت.
شهر نيست، شعر است
در بابل شايد حياط هيچ خانه اي خالي از درختان مركبات نباشد. در اين شهر دوطرف هر خياباني را درخت هاي نارنج پوشانده است. گيرم كه قيد باغ هاي اطراف شهر را كه پر از درخت است بزنيد، همان درخت هايي كه در خانه ها و خيابان هاست، براي عطرآگين كردن هواي بابل كافي است.
آن روبه رو در افق، درياست كه فقط 15كيلومتر با شهر فاصله دارد و اين به يك رؤيا مي ماند. بيخود نيست كه نيما يوشيج گفته است: «بارفروش شهر نیست؛ دیوان شعري است با یک مخرج شاعرانه؛ شاعر در صور آن داخل می شود و از اعماق ویژگی های آن بیرون می آید. بارها میل داشتم یک شهر شاعرانه را پیدا کنم. این است مطابق دلخواه من!».
بد نیست بدانید در دوران زنديه بابل، مركز ولايت مازندران بوده و آغا محمدخان قاجار وقتي ديد مردم بارفروش از خاندان زند حمايت مي كنند، ساري را مركز مازندران اعلام كرد. همين حالا هم بعد از ساري كه مركز استان مازندران است، بابل مهمترين و پرجمعيت ترين شهر استان است.
در قدمت بابل همين بس كه عمر بعضي آثار كشف شده در تپه هاي جنوب شهر به 1000 سال پيش از ميلاد باز مي گردد. اين تپه ها كه به «دينه كوتي» معروفند، فقط 20كيلومتر از بابل امروزي فاصله دارند. بيشتر بناهاي قديمي بابل به خاطر
كم توجهي وضعيت مناسبي ندارند. با اين حال بافت قديمي و تكيه و امامزاده محله حصيرفروشان كه از دوران قاجار به جا مانده، با هزينه شخصي و نظارت يكي از اهالي نيكوكار محل ، مرمت شده و نظر علاقه مندان را به خود جلب مي كند.
از زمان رضاخان تأسيس بناهايي كه متأثر از معماري اروپا بود، محله هاي قديمي شهر را تغيير داد و ارتباط اين محله ها را با فضاهاي جديد شهري قطع كرد. از ميان اين بناها مي شود به كاخ شاهپور، ساختمان شهرداري قديم، شهرباني سابق، دبيرستان قديمي شاهپور و پستخانه اشاره كرد. متأسفانه و در كمال ناباوري، ساختمان قديمي اداره پست در سالهاي اخير تخريب شد. از مكان هاي مذهبي و زيارتي بابل يكي «مسجد محدثين» است.
اين مسجد در سال 1136 قمري ساخته شد و مقبره 2عالم بزرگ شیعه به نامهای ملانصیرا و شیخ کبیر در آنجاست.
طرفداران طبيعت بكر و دست نخورده مطمئن باشند كه جنگلهاي جنوبي و مناطق كوهستاني بابل- نظير شيخ موسي و فيل بند- آنها را سر ذوق ميآورد. سوغات بابل، مرکبات، مربا، عرق بهارنارنج، کاهوي سرپيچ، كلوچه، سبد و جاروست. بابل آدم هاي معروف زياد دارد از جمله امامعلي حبيبي که اولين مدال طلاي المپيك را براي ايران به دست آورد. در موسيقي، زنده ياد مازيار و بيژن بيژني اهل بابل هستند. احمد نصراللهي و مهدي عليزاده از نقاشان معاصر و اسرافيل شيرچي و مهدي فلاح از استادان برجسته خوشنويسي هم بابلي هستند.
منبع: همشهری آنلاین
قطعه ای از بهشت زمینی
سارا طالبی زاده
بین نور و آمل، وقتی که جنگل های چمستان را از گذر پارک کشپل پشت سر مي گذاری، در پس گردنه آن کوه های سرسبز، به آن روستای محصور شده مي رسی که در بین کوه های پردرخت و زیبایی هایش به قدری بکر و پر ابهت است که احساس حقیر بودن به تو دست مي دهد.در اینجا زمان در مقابل چشمانت متوقف مي شود، چشم هایت خیره مي ماند و پاهایت از حرکت باز مي ایستد و فقط به یک چیز مي نگری و آن قدرت نقاش چیره دستی است که اینگونه زیبایی ها را براین کره خاکی به تصویر کشیده است. اینجا مرز ماندن و رفتن است، پرواز کردن در آسمان ها یا گم شدن در سبزه درختان.اینجا لاویج است؛ قطعه ای از بهشت زمینی.دهستانی از چمستان نور در مازندران با بهار و تابستانی پوشیده از درختان انبوه و زمستانی سفیدپوش. طبیعتی بکر که توجه مسافران و توریست های زیادی را به خود جلب کرده است.از تاریخ این آبادی تا دوره اسلامي هیچ نشانه یا اثر مکتوبی در دست نیست، اما قدمت تاریخ غیرمکتوب لاویج به دوران ساسانیان و حتی قبل از آن مي رسد.بقایای خرابه های متعدد و گورها و اشیا و آثار مکشوف، حکایت از تاریخی با قدمت طولا نی دارد و تصویری کم رنگ از دوران حیات تاریخی و زیست مردمان در آن منطقه را پیش چشمان گردشگران، نمایان مي سازد. از جلوه های طبیعی این منطقه، جنگل های انبوه و متراکم آن تا ارتفاع ۲۵۰۰ متری از سطح دریا و به خصوص درختان راش، یادگار جنگل های هیرکانی است. البته مسافران از این موهبت الهی کمتر استفاده مي کنند و تنها به جنگل های حاشیه جاده، بیشه زارها و آبگرم معدنی لاویج اکتفا مي کنند و شکوه و عظمت این طبیعت بی نظیر را تنها در یک گوشه آن جست وجو مي کنند.در کنار جنگل های لاویج که از تنوع زیاد گونه های گیاهی و درختان گوناگون برخوردار است، چشمه سارانی از دل زمین نیز به بیرون مي جوشد. آنچه مسلم است، اینکه هر ناحیه یا مکانی دارای آب و هوا و همچنین محیط جغرافیایی ویژه ای است که فرهنگ مردمان آن ناحیه در طول قرن ها تقابل و مبارزه در ارتباط با آن شکل مي گیرد و به صورت آداب و رسوم، اعتقادات و باورهایشان جلوه مي کند.
این فرهنگ حتی در نوع خوراک و پوشاک و مسکن انسان ها نیز بی تاثیر نبوده و منطقه لاویج هم از این نوع قاعده مستثنی نیست. رویش گیاهان و شکوفه های وحشی در بهار و تابستان، این منطقه را برای پرورش زنبور عسل و زنبورداری مساعد ساخته است به طوریکه عسل لاویج، سوغات اصلی این دیار به شمار مي آید. دامداری و دامپروری هم نیز از شغل های جنبی مردمان این سرزمین آبگرم های معدنی است (لبنیات محلی خصوصا پنیر و دوغ و کره محلی آن شهرت و اعتبار خاصی در میان مسافران و تروریست ها برخوردار است.) در کنار این سوغات ها هوای پاک، خوابیدن در دامن طبیعت و شنا در آبگرم های معدنی، خاطره های ماندگاری برای مسافران سفر کرده به لاویج را رقم خواهد زد. آبشارهای کوچک و بزرگ هم در طول مسیر جاده به نور، زیبایی های این طبیعت بکر الهی را دو چندان کرده است، به طوریکه هر کدام از این آبشارها را مي توان به عنوان یک عنصر متمایز طبیعی توریستی در این منطقه به شمار آورد، عناصری که دارای قابلیت های فوق العاده بهره برداری برای جذب جهانگردان ایرانی و خارجی است. یکی از همین آبشارها، آبشار حرام است که از دل زمین به بیرون مي ریزد، آبی خنک و گوارا که پذیرای جهانگردان و مسافرانی است که از مسیر چمستان، سفر به لاویج را آغاز کرده اند. در مورد وجه تسمیه آن چنین نقل مي شود که این آب چون از ارتفاعات سوردار و از پایین دست حرم امامزاده ای که در آنجا دفن شده، به پایین سرازیر مي شود، به نام «حرم او» معروف شده که به مرور زمان، به «حرام او» تغییر یافته است. در این منطقه، بقایای گورهای گبری فراوانی هم وجود دارد که به طور بیانگر قدمت این روستا است.
دو نقطه اصلی تمرکز این گورها یکی در تپه های مشرف به روستای کیا کلا واقع در جنوب این روستا در مکانی موسوم به سرخمن و دیگری در گردنه بالا ترین تپه های داخلی مشرف به آبادی لاویج، در بخش جنوبی آبادی حصلیمه است. علاوه بر وجود گورهای گبری تصور مي رود که احتمالاً آتشکده ای بر فراز این تپه نیز وجود داشته است. از جمله اشیا کشف شده به نقل از گفته های مردم این منطقه، سکه هایی است که قدمت آن به دوران ساسانیان مي رسد و نیز زینت آلا ت زرین و سیمین مشتمل بر گردنبندها، گوشواره ها، دستبندها و قبضه هایی از شمشیرهاست. شکی نیست که ایران، بهشت جهانگردان است، سرزمین هفت اقلیمي که هرچه به گوشه و کنارش سفر کنی باز هم مکان های ناشناخته و بکری وجود دارد که از دیدن مناظرش، لذت وصف ناشدنی به تو دست مي دهد. لاویج هم یکی از این بهشت های زمینی است، اکوسیستمي بی نظیر که قطعاً توانایی جذب جهانگردانی بیش از اینها دارد.وجود پارک جنگلی کشپل، آبشار حرام او، جاده های جنگلی، آبگرم معدنی لاویج، سوردارف جنگل اوسیونگ، ییلا ق زیبای ایزوا و منطقه ییلا قی میرخمند در کنار فاصله نیم ساعته تا ساحل دریای کاسپین، قطعاً توجه و نظر ویژه ای را طلب مي کند. امکانات کامل و بهتر رفاهی توریستی در کنار این هدیه های خداوندی، مسلماً منبع ارزآوری دیگری برای ایران ما خواهد بود.
منبع: راسخون
مسكن شخصي؛
مسكن موقت گردشگري
سپیده سمائی
هر سال با فرا رسيدن تعطيلات نوروزي سفر و گردشگري در كشور رونقي خاص مي يابد. تراكم سفر و افزايش تعداد مسافران نوروزي به دليل كوتاه بودن مدت تعطيلات در مقايسه با فصل تابستان را اگر در كنار واقعيتي چون كافي نبودن ظرفيت هتل ها و نبود برنامه ريزي مناسب براي جبران اين نقيصه در سال هاي گذشته قرار دهيم، نتيجه چيزي نيست جز سرگرداني مسافران نوروزي براي پيدا كردن جا،
افزايش قيمت سر سام آور هتل ها در اين ايام به دليل كمبود جا
و همچنين چهره نامناسب بسياري از شهر هاي مسافر پذير
در اين ايام به دليل بر افراشته شدن چادر هاي مسافراني كه راهي به اماكن اقامتي نيافته اند. تخصيص دادن مكان هايي براي چادرزدن مسافران و همچنين استفاده از مدارس براي اسكان مسافران نوروزي راهكار هايي بوده كه در سال هاي گذشته براي پوشش دادن اين ضعف مورد استفاده قرار گرفته است.
« طرح ملي ساماندهي مكان هاي استيجاري و شخصي» را بايد تازه ترين تلاش مسئولان گردشگري كشور براي جبران ظرفيت سازي نامناسب مكان هاي گردشگري براي مسافران و به خصوص مسافران نوروزي به شمار آورد.
به اين ترتيب از خانه هاي شخصي افراد در اين ايام به عنوان يك تسكين دهنده موقت استفاده مي شود؛ طرحي كه رسول فلاحت، دبير طرح ملي ساماندهي مكان هاي استيجاري و شخصي در مورد آن مي گويد: اين طرح ملي در 12 استان با شناسايي و ساماندهي 14هزار و 775 خانه شخصي و صدور 3 هزار و 139 پروانه موقت توسط شركت ها و سازمان هاي استان هاي مجري طرح اجرا شده است.
خراسان رضوي، اردبيل، گيلان، مازندران، قم، فارس، اصفهان، همدان، تهران، يزد، كردستان و گلستان استان هايي هستند كه طرح ساماندهي خانه هاي شخصي در آنها از سوي 74 نمايندگي، 12 شركت مجري در 215 مركز رزرواسيون اجرا مي شود.
فلاحت همچنين از پلاك شناسايي گرفتن خانه هاي شخصي و استيجاري خبر مي دهد: تا به حال، 385 پلاك شناسايي براي خانه ها نصب شده است تا گردشگران و مسافران به راحتي بتوانند خانه هاي مورد نظر را پيدا كنند.
پلاك گذاري مكان هاي شخصي و استيجاري در خراسان رضوي، مازندران و يزد آغاز شده است.
كمبود اعتبارات و مشكلات دوچندان
«هتلداراني كه درگير كارهاي بازسازي، مرمت و تجهيزند، در شرايطي كه روند ارائه تسهيلات توسط بانك ها به هتلداران با افت روبه رو شد، متضرر شدند.
هتلداراني كه به فعاليت بازسازي هتل ها وارد شده بودند، روي تسهيلات بانكي برنامه ريزي كرده بودند؛ اما وقتي بانك ها نتوانستند تعهدات خود را عملي كنند، دچار مشكل شدند.» نكته اي كه محسن رخشان، رئيس اتحاديه هتلداران استان اصفهان به آن اشاره مي كند، از سوي ديگر همكارانش نيز مورد تأييد قرار مي گيرد: در شهر هاي بندرلنگه، بندرعباس و ميناب هتل هاي نيمه كاره داريم؛ اما امسال به دليل نامشخص بودن شرايط بانك مركزي و تغيير كردن قوانين آن، نتوانستيم تسهيلاتي را دريافت كنيم و جذب آنها به سال آينده موكول شده است. ناصر احمدي، دبير جامعه هتلداران استان هرمزگان با بيان اين مطلب و اشاره به كمبود ظرفيت هتل هاي اين استان براي ايام نوروز از نياز اين استان به ظرفيت مهمانسرا هاي دولتي خبر مي دهد: مهمانسراي دولتي زياد داريم كه اگر به بخش خصوصي واگذار شوند، مي توان استفاده بهتري از آنها كرد.
به گفته احمدي، استان هرمزگان «صددرصد به ظرفيت اين مهمانسراها نياز دارد.»اما به نظر مي رسد تا هنگامي كه اين امر تحقق نيابد و سرمايه هزينه شده در اين مهمانسراها راكد مانده باشد، در اين استان نيز همچون ديگر استان هاي مهمان پذير كشور بايد دل را به طرح هايي چون «ساماندهي خانه هاي شخصي و استيجاري» خوش كرد طرحي كه حتي دبير اين طرح آن را راهكاري براي «جبران كمبود تخت ها و اتاق هاي اقامتي در فصل پررونق مسافرت» ارزيابي مي كند.اين طرح در نوروز 87 مورد استقبال بيش از يك ميليون مسافر قرار گرفت و اين درحالي است كه سال گذشته بيش از 5 هزار خانه شخصي در 6 استان كشور براي استقرار گردشگران نوروزي شناسايي شده بود.
با اين توضيحات اگر شما هم قصد داريد اقامت در اين خانه ها را در سفر نوروزي خود تجربه كنيد، بد نيست بدانيد كه مي توانيد با مراجعه به سايت http://www.khaneh/-eghamat.ir
از چگونگي دسترسي به خانه هاي استيجاري و شخصي و رزرو آنها آگاهي يابيد. به علاوه براي اطلاع رساني درباره چگونگي استفاده مسافران از خانه هاي شخصي در نوروز 1388، كيوسك هاي اطلاع رساني در مبادي ورودي و خروجي شهرستان ها ايجاد مي شوند. آموزش صاحبان خانه هاي استيجاري و شخصي تا فرا رسيدن نوروز برنامه ديگري است كه در دستور كار برگزار كنندگان اين طرح قرار دارد.
منبع: همشهری آنلاین
بیشترین گردشگران از ايران و امارات
ايران و امارات سال گذشته ميلادي بيشترين گردشگر خاورميانه را به سنگاپور فرستاده اند. اكنون سنگاپور باتوجه به رشد فزاينده تعداد گردشگر هاي ايراني و اماراتي؛ با ايجاد دفاتر نمايندگي؛ روابط تجاري خود را با اين دو کشور تقويت مي كند. بررسي هاي آماري منتشر شده ازسوي دفتر گردشگري سنگاپور تاکيد کرد که دو کشور امارات و سپس ايران مهمترين بازار گردشگري اين کشور در سال 2008 بودند.
به گزارش خبرگزاري رسمي عمان؛ چند سال پياپي رشد در تعداد گردشگر هاي خاورميانه روابط و پيوندهاي محکمي ميان صنعت گردشگري محلي و گردشگر هاي خاورميانه ايجاد کرده است. درهمين راستا«جيسون اونگ» مديرکل منطقه خاورميانه و آفريقا در دفتر گردشگري سنگاپور اعلام کرد:« باتوجه به رشد فزاينده در تعداد گردشگر هاي ايراني و اماراتي به سنگاپور اکنون بسيار مهم است که با ايجاد دفترهاي متعدد نمايندگي سنگاپور در اين کشورها روابط تجاري خود را با اين دو کشور تقويت کنيم.»
وي افزود:« باوجود بحران اقتصاد جهاني، خاورميانه يکي از بازارهاي درحال رشد براي گردشگري سنگاپور است و از اين رو ما درصدد مذاکرات با شرکت هاي کليدي گردشگري اين کشورها هستيم که ضمن تحکيم روابط تجاري در آينده، خدمات و جاذبه هاي منحصربفرد سنگاپور را در اين کشورها براي سال هاي پيش رو برجسته تر کنيم.»
سنگاپور طي سال هاي اخير طيف وسيع و متنوعي از خدمات ابتکاري را براي ارائه به انواع مسافران و گونه هاي مختلف گردشگري به ويژه در زمينه گردشگري سرگرمي و اوقات فراغت و نيز گردشگري درماني و تجاري ارائه کرده است.
علاوه براين خطوط هواپيمايي متعددي را نيز در برخي شهرهاي کليدي خاورميانه نظير رياض، ابوظبي و کويت به عنوان پايه هاي مهم بازار گردشگري ايجاد کرده است که به افزايش و تقويت روابط تجاري و گردشگري ميان خاورميانه و سنگاپور کمک بسيار کرده است.
«درازنو»؛ زيبايي زندگي در مه
اشرف اسلامی
«درازنو»، دهكده اي ييلاقي- كوهستاني در بالاترين ارتفاعات كردكوي است كه در هر چهار فصل سال به دليل محيط طبيعي زيباي خود، پذيراي گردشگران و مسافران فراواني است.
خانه هاي كاهگلي، فضاي طبيعي منطقه را جذاب و ديدني كرده است. با نظاره كردن اين منظره زيبا از داخل اين خانه ها، چنان نشاطي به انسان دست مي دهد كه هيچ وقت اين حالت در زندگي ماشيني به دست نمي آيد.
هر گاه از پنجره داخل به بيرون بنگري، تابلوي زيبا و بي نظيري از طبيعت را مي بيني كه نقاشي از هر زاويه آن مي تواند اثر هنري ماندگار دنيا باشد.
«درازنو» با قرار گرفتن در رأس قله البرز و سرزمين مرتعي، گل و گياهان رنگارنگ وحشي و دارويي، جنگل انبوه و سرسبز، وجود آبشار، چشمه، غار يخچال و همچنين به دليل داشتن چشم انداز زيبا و مشرف به تمامي نقاط جلگه اي از جمله كردكوي، گرگان، خليج گرگان، ميانكاله، بندر تركمن و... از طبيعت زيبا و از مناطق جالب و منحصر به فرد استان گلستان است. اين روستا در طول سال چه در ماههاي گرم و چه در ماههاي سرد سال، شلوغ بوده است.
از گذشته هاي دور، مردم «درازنو» براي خود خانه هاي چوبي و كاهگلي ساخته اند كه سكونتگاه تابستاني آنان باشد. آب «درازنو» از چشمه هايي در دل كوه بيرون مي آيد.
از ديگر مكانهاي ديدني اين منطقه، غار يخچال است كه در زير قله دكاني و در كنار سنگ بسيار بزرگي كه محوطه اي در حدود بيست متر مربع دارد و سوراخي به اندازه يك انسان در كنار سنگ ديده مي شود واقع شده. در شهريور ماه نيز در داخل اين محفظه برف موجود است، به همين دليل، اين مكان، يخچال نام گرفته است.
كارشناس ميراث فرهنگي استان گلستان، در مورد «درازنو» مي گويد: «درازنو»، دهكده اي كوهستاني به همراه خانه هايي با معماري كوهستاني است. در اين دهكده، خانه ها با شرايط اقليم آب و هوايي خود ساخته شده است.
مهندس جاويد ايمانيان اظهار مي دارد: خانه هاي كاهگلي با ديواره هاي چوبي و كاهگل و سقف كاله پوش مخصوص مناطق كوهستاني است.
وي مي افزايد:مزيت اين گونه ساختمانها در اين مناطق، حفظ گرما در زمستان و حفظ هواي خنك در تابستان و مقاوم بودن در برابر لرزش و زلزله است.
به گفته وي، يكپارچگي بافت روستايي در اين جا وجود ندارد. برخي ساختمانها از چوب، تخته و كاه گل با كف كرسي كه بيشتر از سنگ كوهستاني و سقف كاله پوش است و برخي از آنها تمام چوب ساخته مي شود. ساخت اين خانه هاي تمام چوب به اواخر دوره قاجاريه برمي گردد.
محمد آريانفر، سرپرست منابع طبيعي شهرستان كردكوي نيز در مورد اين دهكده ييلاقي مي گويد: «درازنو» دهكده اي مسكوني، ييلاقي و قشلاقي است و 160 خانوار ثابت دارد كه فقط در دو فصل بهار و تابستان از محيط ييلاقي آنجا بصورت تفريحي استفاده مي كنند.
وي مي افزايد: تا سال 70، دامدارا ن در دو فصل گرم سال براي چراي دامها در آنجا ساكن مي شدند.تا اين كه با انجام طرح خروج دام، منابع طبيعي برنامه احيا و جنگل كاري را اجرا كرده است و توانسته اين منطقه را به حالت بكر و طبيعي خود نزديك كند. رويش گونه هاي بومي جنگلي و مرتعي، زيبايي و لطافت خاصي به منطقه داده است.
وي تأكيد مي كند: تخريب منابع طبيعي در دهه هاي گذشته به اندازه اي شديد بود كه در بهار و تابستان، با وقوع بارانهاي شديد و رگباري، حجم زيادي از خاك دچار فرسايش مي شد و سيلاب منطقه از آنجا شروع و به اراضي كشاورزي و معابر شهرستان آسيب و خسارت وارد مي كرد.
مهندس آريان فر با اشاره به نوع گونه هاي گياهي موجود در منطقه اظهار مي دارد: روستا با مساحت 5/7 هكتار مرتعي، درختچه اي و درختكاري شده است. البته جنگل كاري توسط منابع طبيعي صورت گرفته است.
به گفته وي، آويشن،گل گاوزبان، بومادران، شير خشك،
مارم بو، گل بنفشه، كنگر وحشي، گلامير حسن، گل پر، گل ختمي، گل بابونه، ريحان كوهي، پر سياوش، يونجه وحشي و گزنه از جمله گل و گياهان وحشي منطقه هستند. اين گل و گياهان وحشي نه تنها با رويش خود در بهار و تابستان فضاي روستا را زيبا و رنگارنگ مي كنند و مرتع زيبايي را به وجود مي آورند، بلكه در مصرف بسياري از بيماريها از جمله ديابت، آسم، سرماخوردگي و... مفيد بوده و مورد استفاده مردم قرار مي گيرد.
آريان فر خاطرنشان مي كند: در اين دهكده، گونه هاي درختچه اي زرشك، ازگيل، وليك، تمشك، سيب وحشي، گلابي وحشي و آلوچه هر ساله در فصل تابستان پربار
هستند.
وي مي افزايد: سطح زيادي از عرصه هاي «درازنو» به دليل فقر پوشش گياهي توسط آبخيزداري منابع طبيعي استان با گونه هاي كاج سياه، افرا، زبان گنجشك، گيلاس وحشي، بلوط و گردو كشت شده است.
اين مقام مسئول با اشاره به مسير ارتباطي كردكوي به «درازنو» مي گويد: جاده ارتباطي به اين دهكده ييلاقي، جاده شوسه بوده كه 25 كيلومتر آن آسفالته است. از امكانات اين منطقه، برق و آب است كه البته آب اين روستا از همان چشمه قديمي است كه در منبع بزرگي جمع آوري شده است.
گفتني است آب اين چشمه سالم و بهداشتي بوده و جنبه دارويي دارد.
به گفته وي، در اطراف «درازنو»، چشمه هايي ديده مي شود كه فضا را زيباتر نشان مي دهد. در وسط اين دهكده، چشمه رزوي غربي، رزوي شرقي، جيكا چشمه در شرق «درازنو»، فك بند چشمه، گرمنه چشمه در جنوب و لار چشمه در جنوب شرقي، مرس چشمه و.... از تفرجگاههاي مردم است. آبشار مغزي در جنوب يال واقع شده است كه جذابيت مكان را چندين برابر افزايش مي دهد.
آريانفر با اشاره به اين مسئله كه در «درازنو» از آبان ماه تا اواخر فروردين ماه، هوا مه آلود و زمين پوشيده از برف است، اظهار مي دارد: با اين شرايط، با ايجاد فضاهاي ورزشي زمستاني، به مدت پنج ماه، مي توان به ورزشهاي زمستاني مثل اسكي در اينجا پرداخت. احداث يك پيست اسكي به طول يك كيلومتر از «امامزاده هزار منزل» در سمت شمالي تا چشمه ريزآب واقع در ارتفاع 2 هزار و 500 متري «درازنو» مي تواند محل مناسبي باشد كه به خودي خود در استانهاي شمالي بي نظير خواهد شد.
وي با اشاره به اين مسئله كه مناطق گردشگری جامعه بايد سنتي سازي شود تا گردشگران بيشتري را به خود جذب كند، مي گويد: بايد ميراث فرهنگي و گردشگري هر استاني در مناطق شناخته شده امكاناتي را قرار دهند كه با بافت سنتي آن محل، ارتباط نزديكي داشته يا برگرفته از محيط آنجا باشد.
گردشگر و مسافري كه وارد اين مناطق مي شود، انتظار دارد در خانه هايي سكونت كند كه ساكنان گذشته در آن سكونت داشته اند تا زندگي گذشتگان اين مرز و بوم را حس كند و لحظه اي خود را در كنار آنها ببيند. گردشگر انتظار دارد ماكتي از مردان و زناني را با لباسهاي آن زمان ببيند كه مشغول كار هستند. مثلاً زن درازنويي را در حين پختن نان شيرمال و يا مرد درازنويي را در حال چراي دام به همراه گله هايش ببيند. جاويد ايمانيان خاطرنشان كرد: منظورم اين نيست كه امكانات در آنجا نياوريم، ولي با آسفالته كردن جاده وآوردن گاز و آب، برق و تلفن، اقدام به ويلاسازي به معناي امروزي نداشته باشيم در واقع مي توانيم با ساختن خانه هاي كاهگلي و مرمت خانه ها به روش گذشته و آوردن برخي از امكانات بهداشتي و... در اين خانه ها، زيبايي«درازنو» و ارزش گردشگری اين مكانها را چندين برابر افزايش دهيم، زيرا آرامشي كه اين مكانهاي قديمي براي انسان به ارمغان مي آورند، هرگز در آپارتمانهاي ساخته شده از سنگ، كاشي و سراميك وجود ندارد.
انسان با گذران يك مسافرت چندروزه، تجديد نيرو كرده و با انرژي مثبت به شهر و محيط كار خود بر مي گردد.
به گفته مهندس ايمانيان، اگر بتوانيم امكانات فضاهاي گردشگري را مطابق با محيطهاي بومي احيا كنيم، برترين وكامل ترين قدم را در جذب بيشتر گردشگر برداشته ايم.
منبع: راسخون
شهري براي ارديبهشت
جواد بيژني
اگر تا حالا گذارتان به شهر بابل نيفتاده، ارديبهشت را از دست ندهيد كه براي رفتن به اين شهر هيچ ماهي بهتر از ارديبهشت نيست.
هركس در دومين ماه بهار به بابل رفته باشد، مي داند كه چرا به آنجا مي گويند شهر بهارنارنج. خيابانهاي بابل این روزها مست عطر بهار نارنج است. نام باستاني بابل «مه ميترا» يعني جايگاه ميتراي بزرگ بود. در دوران اسلامي آن را به نام «مامطیر» مي شناختند. در دوره حكومت صفوی تجارت شهر به قدري پر رونق بود كه اسمش را «بارفروش» گذاشتند. نام بابل تا قبل از سال 1314 شمسي «بارفروش» بود و نام فعلی اش را از رودخانه بابل گرفته است. اين رودخانه از غرب بابل عبور می کند و همان رودخانه ای است که پل معروف شهر بابلسر را روی آن ساخته اند.
جشن پرهياهوي رنگ و بو
بازارهاي هفتگي يكي از اركان شهرهاي شمالي ايران است. حضور زن هاي روستايي به عنوان فروشنده در اين بازارها قابل توجه است. قدم زدن در يك بازار هفتگي و استشمام عطر سبزيها، ميوه ها و ترشي تازه، تجربه اي خيال انگيز خواهد بود.
موزه کنونی بابل در سال 1307 شمسي بلديه يا به اصطلاح امروز شهرداري بوده است. ساختمان را يك مهندس آلماني در زمان رضا خان ساخته و در طراحي اش معماري نئوكلاسيك اروپا و ايران باستان را تلفيق كرده است. حالا ساختمان 3طبقه مرمت و به موزه تبديل شده كه بخش هاي باستان شناسي و مردم شناسي آن ديدني است.
بقعه امامزاده قاسم- فرزند امام موسي كاظم(ع)- مربوط به قرن نهم هجري است. اگر سري به اين امامزاده كه در محله آستانه بابل است زديد، تماشاي در ورودي و صندوق چوبي نفيسي كه از شاهكارهاي هنري هستند را از دست ندهيد. ساخت و ساز غيراصولي در اطراف اين بقعه از زيبايي هاي آن كاسته است. نيمايوشيج در سال 1307 شمسي در سفرنامه اش به اين معضل اشاره مي كند كه « بارفروش(بابل) به عقيده من عروس شهرهاست ولي عيبي كه دارد [اين است كه] آن را بد زيور مي بندند!».
همه راهها به اينجا مي رسد
به بافت قديمي بابل كه برويد، مي بينيد هر محله در مركز خود مسجد يا تكيه اي دارد كه ميدانگاهي را ايجاد كرده و راههاي ارتباطي محله به آن مي رسند. تكيه قديمي محله حصيرفروشان كه از دوره قاجار به جا مانده، شاهد خوبي براي اين حرف است. تصور شادي ها و ماتم هايي كه اين ميدانگاهي به خود ديده است، آدم را در خيال فرو مي برد.
راسته اصلي بازار شهر كم كم دارد رنگ و بوي تازه ای به خود مي گيرد ولي هنوز جابه جا با شغل هاي سنتي مواجه مي شويد كه انگار دارند در برابر زندگي ماشيني مقاومت مي كنند. يكي از جارو فروش هاي بازار اميركلا، همان طور كه به جاروبندي مشغول است، مي گويد: «ديگر جوان ها سراغ اين كار نمي آيند. مي گويند هم سخت است و هم كم درآمد».
مسجد آدينه
بابل هم مثل همه شهرهاي مهم مسجد جامع دارد. در قديم وقتي جمعيت يك شهر به حدود 10هزار نفر
مي رسيد، برايش يك مسجد مركزي و بزرگ مي ساختند كه اسمش مسجد جامع يا مسجد جمعه (مسجد آدينه) بود. مسجد جامع بابل از بناهاي عهد صفوي است.
در زمان فتحعليشاه قاجار زلزله آن را خراب كرد و در سال 1225 قمري بود كه فتحعليشاه دستور داد مسجد را بازسازي كنند و ميرزا محمد شفيع صدراعظم اين كار را پيگيري كرد. مقبره سعیدالعلماي بارفروشی- از مشاهیر فقه شیعه در قرن13 هجري قمري- در مجاورت این مسجد قرار دارد. سعيدالعلما آن قدر عالم بزرگي بود که وقتي خواستند شیخ انصاری را مرجع شیعیان جهان كنند چون سعیدالعلما را از خودش برتر مي دانست، نامه ای به او نوشت و از او اجازه گرفت.
شهر نيست، شعر است
در بابل شايد حياط هيچ خانه اي خالي از درختان مركبات نباشد. در اين شهر دوطرف هر خياباني را درخت هاي نارنج پوشانده است. گيرم كه قيد باغ هاي اطراف شهر را كه پر از درخت است بزنيد، همان درخت هايي كه در خانه ها و خيابان هاست، براي عطرآگين كردن هواي بابل كافي است.
آن روبه رو در افق، درياست كه فقط 15كيلومتر با شهر فاصله دارد و اين به يك رؤيا مي ماند. بيخود نيست كه نيما يوشيج گفته است: «بارفروش شهر نیست؛ دیوان شعري است با یک مخرج شاعرانه؛ شاعر در صور آن داخل می شود و از اعماق ویژگی های آن بیرون می آید. بارها میل داشتم یک شهر شاعرانه را پیدا کنم. این است مطابق دلخواه من!».
بد نیست بدانید در دوران زنديه بابل، مركز ولايت مازندران بوده و آغا محمدخان قاجار وقتي ديد مردم بارفروش از خاندان زند حمايت مي كنند، ساري را مركز مازندران اعلام كرد. همين حالا هم بعد از ساري كه مركز استان مازندران است، بابل مهمترين و پرجمعيت ترين شهر استان است.
در قدمت بابل همين بس كه عمر بعضي آثار كشف شده در تپه هاي جنوب شهر به 1000 سال پيش از ميلاد باز مي گردد. اين تپه ها كه به «دينه كوتي» معروفند، فقط 20كيلومتر از بابل امروزي فاصله دارند. بيشتر بناهاي قديمي بابل به خاطر
كم توجهي وضعيت مناسبي ندارند. با اين حال بافت قديمي و تكيه و امامزاده محله حصيرفروشان كه از دوران قاجار به جا مانده، با هزينه شخصي و نظارت يكي از اهالي نيكوكار محل ، مرمت شده و نظر علاقه مندان را به خود جلب مي كند.
از زمان رضاخان تأسيس بناهايي كه متأثر از معماري اروپا بود، محله هاي قديمي شهر را تغيير داد و ارتباط اين محله ها را با فضاهاي جديد شهري قطع كرد. از ميان اين بناها مي شود به كاخ شاهپور، ساختمان شهرداري قديم، شهرباني سابق، دبيرستان قديمي شاهپور و پستخانه اشاره كرد. متأسفانه و در كمال ناباوري، ساختمان قديمي اداره پست در سالهاي اخير تخريب شد. از مكان هاي مذهبي و زيارتي بابل يكي «مسجد محدثين» است.
اين مسجد در سال 1136 قمري ساخته شد و مقبره 2عالم بزرگ شیعه به نامهای ملانصیرا و شیخ کبیر در آنجاست.
طرفداران طبيعت بكر و دست نخورده مطمئن باشند كه جنگلهاي جنوبي و مناطق كوهستاني بابل- نظير شيخ موسي و فيل بند- آنها را سر ذوق ميآورد. سوغات بابل، مرکبات، مربا، عرق بهارنارنج، کاهوي سرپيچ، كلوچه، سبد و جاروست. بابل آدم هاي معروف زياد دارد از جمله امامعلي حبيبي که اولين مدال طلاي المپيك را براي ايران به دست آورد. در موسيقي، زنده ياد مازيار و بيژن بيژني اهل بابل هستند. احمد نصراللهي و مهدي عليزاده از نقاشان معاصر و اسرافيل شيرچي و مهدي فلاح از استادان برجسته خوشنويسي هم بابلي هستند.
منبع: همشهری آنلاین
قطعه ای از بهشت زمینی
سارا طالبی زاده
بین نور و آمل، وقتی که جنگل های چمستان را از گذر پارک کشپل پشت سر مي گذاری، در پس گردنه آن کوه های سرسبز، به آن روستای محصور شده مي رسی که در بین کوه های پردرخت و زیبایی هایش به قدری بکر و پر ابهت است که احساس حقیر بودن به تو دست مي دهد.در اینجا زمان در مقابل چشمانت متوقف مي شود، چشم هایت خیره مي ماند و پاهایت از حرکت باز مي ایستد و فقط به یک چیز مي نگری و آن قدرت نقاش چیره دستی است که اینگونه زیبایی ها را براین کره خاکی به تصویر کشیده است. اینجا مرز ماندن و رفتن است، پرواز کردن در آسمان ها یا گم شدن در سبزه درختان.اینجا لاویج است؛ قطعه ای از بهشت زمینی.دهستانی از چمستان نور در مازندران با بهار و تابستانی پوشیده از درختان انبوه و زمستانی سفیدپوش. طبیعتی بکر که توجه مسافران و توریست های زیادی را به خود جلب کرده است.از تاریخ این آبادی تا دوره اسلامي هیچ نشانه یا اثر مکتوبی در دست نیست، اما قدمت تاریخ غیرمکتوب لاویج به دوران ساسانیان و حتی قبل از آن مي رسد.بقایای خرابه های متعدد و گورها و اشیا و آثار مکشوف، حکایت از تاریخی با قدمت طولا نی دارد و تصویری کم رنگ از دوران حیات تاریخی و زیست مردمان در آن منطقه را پیش چشمان گردشگران، نمایان مي سازد. از جلوه های طبیعی این منطقه، جنگل های انبوه و متراکم آن تا ارتفاع ۲۵۰۰ متری از سطح دریا و به خصوص درختان راش، یادگار جنگل های هیرکانی است. البته مسافران از این موهبت الهی کمتر استفاده مي کنند و تنها به جنگل های حاشیه جاده، بیشه زارها و آبگرم معدنی لاویج اکتفا مي کنند و شکوه و عظمت این طبیعت بی نظیر را تنها در یک گوشه آن جست وجو مي کنند.در کنار جنگل های لاویج که از تنوع زیاد گونه های گیاهی و درختان گوناگون برخوردار است، چشمه سارانی از دل زمین نیز به بیرون مي جوشد. آنچه مسلم است، اینکه هر ناحیه یا مکانی دارای آب و هوا و همچنین محیط جغرافیایی ویژه ای است که فرهنگ مردمان آن ناحیه در طول قرن ها تقابل و مبارزه در ارتباط با آن شکل مي گیرد و به صورت آداب و رسوم، اعتقادات و باورهایشان جلوه مي کند.
این فرهنگ حتی در نوع خوراک و پوشاک و مسکن انسان ها نیز بی تاثیر نبوده و منطقه لاویج هم از این نوع قاعده مستثنی نیست. رویش گیاهان و شکوفه های وحشی در بهار و تابستان، این منطقه را برای پرورش زنبور عسل و زنبورداری مساعد ساخته است به طوریکه عسل لاویج، سوغات اصلی این دیار به شمار مي آید. دامداری و دامپروری هم نیز از شغل های جنبی مردمان این سرزمین آبگرم های معدنی است (لبنیات محلی خصوصا پنیر و دوغ و کره محلی آن شهرت و اعتبار خاصی در میان مسافران و تروریست ها برخوردار است.) در کنار این سوغات ها هوای پاک، خوابیدن در دامن طبیعت و شنا در آبگرم های معدنی، خاطره های ماندگاری برای مسافران سفر کرده به لاویج را رقم خواهد زد. آبشارهای کوچک و بزرگ هم در طول مسیر جاده به نور، زیبایی های این طبیعت بکر الهی را دو چندان کرده است، به طوریکه هر کدام از این آبشارها را مي توان به عنوان یک عنصر متمایز طبیعی توریستی در این منطقه به شمار آورد، عناصری که دارای قابلیت های فوق العاده بهره برداری برای جذب جهانگردان ایرانی و خارجی است. یکی از همین آبشارها، آبشار حرام است که از دل زمین به بیرون مي ریزد، آبی خنک و گوارا که پذیرای جهانگردان و مسافرانی است که از مسیر چمستان، سفر به لاویج را آغاز کرده اند. در مورد وجه تسمیه آن چنین نقل مي شود که این آب چون از ارتفاعات سوردار و از پایین دست حرم امامزاده ای که در آنجا دفن شده، به پایین سرازیر مي شود، به نام «حرم او» معروف شده که به مرور زمان، به «حرام او» تغییر یافته است. در این منطقه، بقایای گورهای گبری فراوانی هم وجود دارد که به طور بیانگر قدمت این روستا است.
دو نقطه اصلی تمرکز این گورها یکی در تپه های مشرف به روستای کیا کلا واقع در جنوب این روستا در مکانی موسوم به سرخمن و دیگری در گردنه بالا ترین تپه های داخلی مشرف به آبادی لاویج، در بخش جنوبی آبادی حصلیمه است. علاوه بر وجود گورهای گبری تصور مي رود که احتمالاً آتشکده ای بر فراز این تپه نیز وجود داشته است. از جمله اشیا کشف شده به نقل از گفته های مردم این منطقه، سکه هایی است که قدمت آن به دوران ساسانیان مي رسد و نیز زینت آلا ت زرین و سیمین مشتمل بر گردنبندها، گوشواره ها، دستبندها و قبضه هایی از شمشیرهاست. شکی نیست که ایران، بهشت جهانگردان است، سرزمین هفت اقلیمي که هرچه به گوشه و کنارش سفر کنی باز هم مکان های ناشناخته و بکری وجود دارد که از دیدن مناظرش، لذت وصف ناشدنی به تو دست مي دهد. لاویج هم یکی از این بهشت های زمینی است، اکوسیستمي بی نظیر که قطعاً توانایی جذب جهانگردانی بیش از اینها دارد.وجود پارک جنگلی کشپل، آبشار حرام او، جاده های جنگلی، آبگرم معدنی لاویج، سوردارف جنگل اوسیونگ، ییلا ق زیبای ایزوا و منطقه ییلا قی میرخمند در کنار فاصله نیم ساعته تا ساحل دریای کاسپین، قطعاً توجه و نظر ویژه ای را طلب مي کند. امکانات کامل و بهتر رفاهی توریستی در کنار این هدیه های خداوندی، مسلماً منبع ارزآوری دیگری برای ایران ما خواهد بود.
منبع: راسخون
مسكن شخصي؛
مسكن موقت گردشگري
سپیده سمائی
هر سال با فرا رسيدن تعطيلات نوروزي سفر و گردشگري در كشور رونقي خاص مي يابد. تراكم سفر و افزايش تعداد مسافران نوروزي به دليل كوتاه بودن مدت تعطيلات در مقايسه با فصل تابستان را اگر در كنار واقعيتي چون كافي نبودن ظرفيت هتل ها و نبود برنامه ريزي مناسب براي جبران اين نقيصه در سال هاي گذشته قرار دهيم، نتيجه چيزي نيست جز سرگرداني مسافران نوروزي براي پيدا كردن جا،
افزايش قيمت سر سام آور هتل ها در اين ايام به دليل كمبود جا
و همچنين چهره نامناسب بسياري از شهر هاي مسافر پذير
در اين ايام به دليل بر افراشته شدن چادر هاي مسافراني كه راهي به اماكن اقامتي نيافته اند. تخصيص دادن مكان هايي براي چادرزدن مسافران و همچنين استفاده از مدارس براي اسكان مسافران نوروزي راهكار هايي بوده كه در سال هاي گذشته براي پوشش دادن اين ضعف مورد استفاده قرار گرفته است.
« طرح ملي ساماندهي مكان هاي استيجاري و شخصي» را بايد تازه ترين تلاش مسئولان گردشگري كشور براي جبران ظرفيت سازي نامناسب مكان هاي گردشگري براي مسافران و به خصوص مسافران نوروزي به شمار آورد.
به اين ترتيب از خانه هاي شخصي افراد در اين ايام به عنوان يك تسكين دهنده موقت استفاده مي شود؛ طرحي كه رسول فلاحت، دبير طرح ملي ساماندهي مكان هاي استيجاري و شخصي در مورد آن مي گويد: اين طرح ملي در 12 استان با شناسايي و ساماندهي 14هزار و 775 خانه شخصي و صدور 3 هزار و 139 پروانه موقت توسط شركت ها و سازمان هاي استان هاي مجري طرح اجرا شده است.
خراسان رضوي، اردبيل، گيلان، مازندران، قم، فارس، اصفهان، همدان، تهران، يزد، كردستان و گلستان استان هايي هستند كه طرح ساماندهي خانه هاي شخصي در آنها از سوي 74 نمايندگي، 12 شركت مجري در 215 مركز رزرواسيون اجرا مي شود.
فلاحت همچنين از پلاك شناسايي گرفتن خانه هاي شخصي و استيجاري خبر مي دهد: تا به حال، 385 پلاك شناسايي براي خانه ها نصب شده است تا گردشگران و مسافران به راحتي بتوانند خانه هاي مورد نظر را پيدا كنند.
پلاك گذاري مكان هاي شخصي و استيجاري در خراسان رضوي، مازندران و يزد آغاز شده است.
كمبود اعتبارات و مشكلات دوچندان
«هتلداراني كه درگير كارهاي بازسازي، مرمت و تجهيزند، در شرايطي كه روند ارائه تسهيلات توسط بانك ها به هتلداران با افت روبه رو شد، متضرر شدند.
هتلداراني كه به فعاليت بازسازي هتل ها وارد شده بودند، روي تسهيلات بانكي برنامه ريزي كرده بودند؛ اما وقتي بانك ها نتوانستند تعهدات خود را عملي كنند، دچار مشكل شدند.» نكته اي كه محسن رخشان، رئيس اتحاديه هتلداران استان اصفهان به آن اشاره مي كند، از سوي ديگر همكارانش نيز مورد تأييد قرار مي گيرد: در شهر هاي بندرلنگه، بندرعباس و ميناب هتل هاي نيمه كاره داريم؛ اما امسال به دليل نامشخص بودن شرايط بانك مركزي و تغيير كردن قوانين آن، نتوانستيم تسهيلاتي را دريافت كنيم و جذب آنها به سال آينده موكول شده است. ناصر احمدي، دبير جامعه هتلداران استان هرمزگان با بيان اين مطلب و اشاره به كمبود ظرفيت هتل هاي اين استان براي ايام نوروز از نياز اين استان به ظرفيت مهمانسرا هاي دولتي خبر مي دهد: مهمانسراي دولتي زياد داريم كه اگر به بخش خصوصي واگذار شوند، مي توان استفاده بهتري از آنها كرد.
به گفته احمدي، استان هرمزگان «صددرصد به ظرفيت اين مهمانسراها نياز دارد.»اما به نظر مي رسد تا هنگامي كه اين امر تحقق نيابد و سرمايه هزينه شده در اين مهمانسراها راكد مانده باشد، در اين استان نيز همچون ديگر استان هاي مهمان پذير كشور بايد دل را به طرح هايي چون «ساماندهي خانه هاي شخصي و استيجاري» خوش كرد طرحي كه حتي دبير اين طرح آن را راهكاري براي «جبران كمبود تخت ها و اتاق هاي اقامتي در فصل پررونق مسافرت» ارزيابي مي كند.اين طرح در نوروز 87 مورد استقبال بيش از يك ميليون مسافر قرار گرفت و اين درحالي است كه سال گذشته بيش از 5 هزار خانه شخصي در 6 استان كشور براي استقرار گردشگران نوروزي شناسايي شده بود.
با اين توضيحات اگر شما هم قصد داريد اقامت در اين خانه ها را در سفر نوروزي خود تجربه كنيد، بد نيست بدانيد كه مي توانيد با مراجعه به سايت http://www.khaneh/-eghamat.ir
از چگونگي دسترسي به خانه هاي استيجاري و شخصي و رزرو آنها آگاهي يابيد. به علاوه براي اطلاع رساني درباره چگونگي استفاده مسافران از خانه هاي شخصي در نوروز 1388، كيوسك هاي اطلاع رساني در مبادي ورودي و خروجي شهرستان ها ايجاد مي شوند. آموزش صاحبان خانه هاي استيجاري و شخصي تا فرا رسيدن نوروز برنامه ديگري است كه در دستور كار برگزار كنندگان اين طرح قرار دارد.
منبع: همشهری آنلاین
بیشترین گردشگران از ايران و امارات
ايران و امارات سال گذشته ميلادي بيشترين گردشگر خاورميانه را به سنگاپور فرستاده اند. اكنون سنگاپور باتوجه به رشد فزاينده تعداد گردشگر هاي ايراني و اماراتي؛ با ايجاد دفاتر نمايندگي؛ روابط تجاري خود را با اين دو کشور تقويت مي كند. بررسي هاي آماري منتشر شده ازسوي دفتر گردشگري سنگاپور تاکيد کرد که دو کشور امارات و سپس ايران مهمترين بازار گردشگري اين کشور در سال 2008 بودند.
به گزارش خبرگزاري رسمي عمان؛ چند سال پياپي رشد در تعداد گردشگر هاي خاورميانه روابط و پيوندهاي محکمي ميان صنعت گردشگري محلي و گردشگر هاي خاورميانه ايجاد کرده است. درهمين راستا«جيسون اونگ» مديرکل منطقه خاورميانه و آفريقا در دفتر گردشگري سنگاپور اعلام کرد:« باتوجه به رشد فزاينده در تعداد گردشگر هاي ايراني و اماراتي به سنگاپور اکنون بسيار مهم است که با ايجاد دفترهاي متعدد نمايندگي سنگاپور در اين کشورها روابط تجاري خود را با اين دو کشور تقويت کنيم.»
وي افزود:« باوجود بحران اقتصاد جهاني، خاورميانه يکي از بازارهاي درحال رشد براي گردشگري سنگاپور است و از اين رو ما درصدد مذاکرات با شرکت هاي کليدي گردشگري اين کشورها هستيم که ضمن تحکيم روابط تجاري در آينده، خدمات و جاذبه هاي منحصربفرد سنگاپور را در اين کشورها براي سال هاي پيش رو برجسته تر کنيم.»
سنگاپور طي سال هاي اخير طيف وسيع و متنوعي از خدمات ابتکاري را براي ارائه به انواع مسافران و گونه هاي مختلف گردشگري به ويژه در زمينه گردشگري سرگرمي و اوقات فراغت و نيز گردشگري درماني و تجاري ارائه کرده است.
علاوه براين خطوط هواپيمايي متعددي را نيز در برخي شهرهاي کليدي خاورميانه نظير رياض، ابوظبي و کويت به عنوان پايه هاي مهم بازار گردشگري ايجاد کرده است که به افزايش و تقويت روابط تجاري و گردشگري ميان خاورميانه و سنگاپور کمک بسيار کرده است.
آسارای کرج ؛ رنگین کمانی از گردشگری تاریخ و طبیعت
مهر: بخش آسارای کرج، رنگین کمانی از گردشگری تاریخی، مذهبی و طبیعی است که چندین اثر تاریخی، مذهبی و نیز گستره کم نظیری از زیباییهای طبیعی را در دل خود جای داده است.
آنچه جاذبه های گردشگری آسارا را دوچندان کرده، گذر حدود 80 کیلومتر از جاده چالوس از دل این بخش و قرار گرفتن جاذبه های تاریخی، مذهبی و طبیعی در اطراف این چهارمین جاده زیبای جهان است. شاید بسیاری از گردشگرانی که از طریق جاده چالوس به استانهای شمالی مي روند از جاذبه های پنهان و آشکار بخش آسارای کرج بی اطلاع باشند و در سفر خود به سوی شمال تنها به عنوان مسافر از این بخش گذر کنند، در حالیکه بی شک، اطلاع رسانی در خصوص جاذبه های گردشگری آسارا مي تواند سالانه صدها هزار گردشگر را به این بخش زیبا جذب کند. در این گزارش به معرفی جاذبه های طبیعی این جاده مي پردازیم.
غار یخ مراد:
کارشناس اداره میراث فرهنگی کرج در خصوص جاذبه های طبیعی آسارا در کرج گفت: غار یخ مراد در چهار کیلومتری نرسیده به گچسر در جاده کرج - چالوس در روستای " کهنه ده" واقع در دامنه کوه واقع شده است. این غار به عنوان یکی از زیباترین غارهای استان تهران است که در آثار ملی ایران ثبت شده و با قدمت 50 میلیون ساله به دوره دوم زمین شناسی برمي گردد. غار یاد شده با دهانه ای به طول هفت متر و ارتفاع سه متر، سه دهلیز یا تالار، سه یخچال زیرزمینی و هفت حلقه چاه دارد که این بخشها در قسمتهای مختلف این غار قرار دارد. از پدیده های طبیعی و بسیار جذاب غار یخ مراد این است که در همه فصول سال، قندیلهای یخ فراوانی در دهلیزهای مختلف غار قرار دارند که ارتفاع بعضی از آنها به دو متر مي رسد.
دریاچه و سد امیرکبیر:
علیرضا دهقان مهرجردی ادامه داد: یکی دیگر از جاذبه های طبیعی بخش آسارای کرج، سد امیرکبیر است. این سد در 25 کیلومتری جاده کرج - چالوس واقع شده و در سال 1337 شمسی احداث شده است. رودخانه کرج در پشت سد، دریاچه ای را ایجاد کرده که این دریاچه، چشم انداز بسیار زیبایی به وجود آورده است.
چشمه های گل گیله شهرستانک و وله:
وی عنوان داشت: چشمه گل گیله شهرستانک در شمال کاخ شهرستانک در جاده کرج - چالوس قرار دارد و از پرآب ترین و بهترین چشمه های منطقه به شمار مي آید. چشمه وله نیز در جاده کرج - چالوس در فاصله دو کیلومتری گچسر در روستای وله قرار دارد و دارای خواص آب درمانی برای درمان بیماریهای مفاصلی و روماتیسمي است.
آبشارهای خور، هفت چشمه و ورزان:
کارشناس اداره میراث فرهنگی شهرستان کرج در زمینه آبشارهای آسارا نیز گفت: در جاده کرج - چالوس، قبل از خوزنکلا در سمت راست جاده، پس از گذشتن از روستاهای ارنگه، سرزیارت، گوراب و سیجان و در منتهی الیه جاده، روستای خور واقع شده که با کمي عبور از پیچ و خمهای کوههای جنوب این روستا به مناظر زیبای طبیعی و آبشار خور مي رسیم. آبشار هفت چشمه نیز در کیلومتر 17 جاده کرج - چالوس واقع شده و یکی از جذابیتهای گردشگری منطقه به شمار مي آید. همچنین در جاده کرج - چالوس از محلی به نام پل خواب، یک راه فرعی جدا مي شود که پس از گذشت هفت کیلومتر به روستای ورزن مي رسد. جاده این روستا پرپیچ و خم است، اما مناظر بسیار سرسبز و زیبایی دارد و به فاصله کمي از روستا نیز در داخل دره ای نسبتاً عمیق، آبشار ورزان نمایان مي شود.
پیست اسکی دیزین و خور:
دهقان در زمینه پیستهای اسکی دیزین و خور نیز خاطرنشان کرد: پیست اسکی دیزین در جاده کرج - چالوس، کیلومتر 70 جاده فرعی و در روستای "ولایت رود" واقع شده است. این پیست در سال 1348 تأسیس شده و در شمار 40 پیست معروف جهان قرار دارد. پیست دیزین دارای سه مسیر تله کابین، 23 پیست اسکی و هفت تله اسکی است که وجود این امکانات باعث مي شود پیست اسکی دیزین در فصول سال، پذیرای علاقمندان اسکی و ورزشهای تابستانی و زمستانی باشد. این پیست همچنین مسیرهایی برای کوهپیمایی را در خود دارد و ورزشکاران به صورت تفریحی به صعود از این مسیرها مي پردازند. این مجموعه از امکانات آموزشی، زمینهای تنیس و والیبال، زمین بازی کودکان و پیست اسکی روی چمن نیز برخوردار است و در آن بلندیهایی برای کوهپیمایی، راهپیمایی و اسب سواری نیز در نظر گرفته شده که مورد استفاده قرار مي گیرد. پیست اسکی خور نیز در ابتدای روستای خور بر دامنه کوههای بلند "گندم چال" قرار دارد که این پیست نیز یک جاذبه گردشگری بسیار خوب در منطقه محسوب مي شود.
جاذبه های تاریخی این بخش شامل برج آرامگاهی میدانک،کاخ شهرستانک،کاخ رضاشاهی گچسر و... است.
برج آرامگاهی میدانک:
کارشناس اداره میراث فرهنگی شهرستان کرج در زمینه جاذبه های گردشگری تاریخی آسارا اظهار داشت: برج آرامگاهی میدانک یا برج تهمینه به عنوان یکی از آثار ملی از مهمترین آثار تاریخی آسارای کرج است. این برج در کیلومتر 60 جاده کرج - چالوس و در روستای میدانک واقع شده و قدمت آن به دوره تیموری باز مي گردد. فضای داخلی برج دارای نقشه مربع شکل است که چهار قوس عقب نشسته آن در هر ضلع، نقشه چلیپایی را در ذهن تداعی مي کند. پوشش برج به صورت گنبدی دوپوش(مخروطی، رک) بوده که در حال حاضر، پوشش بیرونی از بین رفته و تنها پوش زیرین باقی مانده است. بنای یاد شده دارای تزئیناتی از قبیل کاربندی و قطاربندیهای داخل فضای ایوان و بقعه است و مصالح به کار رفته در ساخت برج نیز، سنگ، گچ و نوعی ملات ساروج است.
کاخ شهرستانک:
به گفته دهقان، عمارت ییلاقی شهرستانک نیز به عنوان یک اثر ملی در کیلومتر 55 جاده کرج - چالوس و در چهار کیلومتری شرق روستای شهرستانک در یک منظرگاه طبیعی بسیار زیبا از دامنه کوه "گل کیله" ساخته شده است. این کاخ به دوره قاجاریه باز مي گردد و از کاخهایی به شمار مي آید که شاهان قاجار برای گریز از گرمای طاقت فرسای تهران در فصل تابستان، در مناطق خوش آب و هوا برای خود بنا مي کردند. این مجموعه به دو بخش کاملاً متفاوت تقسیم مي شود که این دو بخش عبارتند از: بخش بیرونی(دیوانخانه) و بخش اندرونی(حرمسرا).
کاخ رضاشاهی گچسر:
وی در خصوص کاخ رضاشاهی گچسر نیز افزود: روستای گچسر با کیفیت معماری جذاب و خانه های کهنسال با شیروانی و اشکوبه یا ایوانچه های دلپسند، درون دره ای شگرف جای گرفته و چشم اندازی زیبا را به وجود آورده است. در سال 1317 همزمان با احداث تونل کندوان، رضاشاه در این آبادی خوش آب و هوا کاخی ظریف برای خود ساخت تا ضمن اقامت در آن بتواند از نزدیک، شاهد فعالیت ساخت تونل باشد. همچنین در جوار این کاخ، هتلی نیز برای اقامت مهندسان سازنده تونل احداث شد. کاخ رضاشاهی گچسر با گچبریها و شومینه های زیبا تزئین شده، سقف آن بیش از سه متر ارتفاع دارد و پنجره های بلند آن چشم انداز زیبایی را به وجود آورده اند. 20 سال بعد از ساخت کاخ و هتل یادشده، یعنی در سال 1337، هتلی دیگر با معماری جدیدتر به این مجموعه اضافه شد که هم اکنون به عنوان هتل گچسر در اختیار مسافران قرار مي گیرد و بنیاد مستضعفان اداره آن را بر عهده دارد.
کارشناس اداره میراث فرهنگی کرج خاطرنشان کرد: جاذبه های گردشگری تاریخی و طبیعی آسارا به موارد یادشده محدود نمي شود و جاذبه های دیگری از جمله آبشارهای نوجان و کلها، قله های کهار، کرچون، آزادکوه و سوتک، کاروانسرای ناصرالدین شاه در کندوان، پل ناصرالدین شاه در پیچ سرهنگ، قلعه دختر (جنب تونل کسب در ابتدای راه روستای کسیل)، سنگ نبشته آب در گردنه عسلک و قلعه سلسال زرتشت در ارتفاعات سیجان، چاران و واریان نیز در دل این بخش پرجاذبه قرار گرفته است.
جاذبه های گردشگری مذهبی این بخش شامل امامزاده ها و بقاع متبرکه مي شود.
مسئول بقاع متبرکه اداره اوقاف و امور خیریه شهرستان کرج نیز در خصوص جاذبه های مذهبی آسارا گفت: 12 بقعه متبرکه در بخش آسارای کرج قرار دارد که این بقاع عبارتند از: امامزاده های عبدالله و طاهر، جعفر، سلیمان، ابراهیم، حسین، محمد، عسگری، ابراهیم و محمدتقی، هاشم و هارون، رضی الدین و محی الدین، ابراهیم سپسهالار و حسن.
سعید عاملی ادامه داد: مرقد امامزادگان عبدالله و طاهر در کیلومتر 9 جاده کرج - چالوس و در روستای کندر قرار گرفته است. این آرامگاه، متعلق به دوره صفویه مي باشد و نه تنها گلزار شهدای منطقه که یکی از قبرستانهای روستا را نیز ایجاد کرده است. آستان امامزاده جعفر و روضه مبارکه سلیمان نیز در روستای ارنگه بزرگ قرار دارد که بنا بر عقیده اهالی، این دو امامزاده به همراه امامزاده ابراهیم همدوره بوده اند. بارگاه امامزاده ابراهیم نیز در یکی از آبادیهای وسیع و پرجمعیت بخش آسارای کرج یعنی کلوان و در میان باغهای گیلاس و آلبالو قرار دارد.
وی افزود: آستان مقدس امامزاده حسین در جاده خوزنکلا و در روستای گوراب (جوراب) قرار گرفته و درختان چنار کهنسال اطراف که بین 700 تا هزار سال عمر دارند بر زیبایی این آستان افزوده اند. بقعه متبرکه امامزاده محمد نیز در جاده خوزنکلا و در روستای سیجان واقع است که این بقعه نیز از زیبایی خاص خود برخوردار است. همچنین آستانه امامزاده عسگری نیز در جنوب غربی روستای خور واقع شده که خور، آخرین روستای واقع در دره ارنگه است.
مسئول بقاع متبرکه اداره اوقاف و امور خیریه کرج عنوان داشت: آستان امامزادگان ابراهیم و محمدتقی در فاصله هفت کیلومتری از جاده روستای ورزن قرار دارد که این بنا نیز مثل آستان سایر امامزاده های یادشده، چشم انداز و مدخلی بسیار زیبا دارد. بارگاه امامزادگان هاشم و هارون در روستای لیلستان و در میان باغها واقع شده و دو درخت کهنسال گردو و طاق، زیبایی خاصی به فضا داده است. روضه امامزاده رضی الدین و محی الدین در جنوب روستای " کل ها" یعنی شمال آدران و در کنار رودخانه قرار گرفته و آستان مقدس امامزاده ابراهیم سپسهالار نیز در روستای تکیه سپهسالار واقع شده و غاری که ضریح حضرت در آن قرار گرفته، مورد زیارت مردم است. از بین همه امامزاده های یادشده، تنها آستان امامزاده ابراهیم سپسهالار(ع) زائرسرا دارد که این زائرسرا شامل 10 اتاق 16 متری است.
عاملی افزود: مسیر 12 امامزاده یادشده چندان صعب العبور نیست و قابل تردد است.
رودخانه ای به موازات جاده؛ مکمل زیباییهای گردشگری آسارا
و در نهایت، چیزی که همه زیباییهای گردشگری آسارا در زمینه های تاریخی، مذهبی و طبیعی را کامل مي کند، وجود رودخانه کرج به موازات جاده چالوس است که این امر، صحنه ای بی بدیل را به وجود آورده و زیباییهای گردشگری منطقه را دو چندان مي کند.
بخش آسارای کرج حدود 80 کیلومتر از جاده چالوس را در خود جای داده و 150 واحد پذیرایی بین راهی، شش سرویس عمومی، سه هتل به نامهای گاجره، گچسر و دیزین و یک مهمانپذیر به نام "قلندر هتل سفید" در این بخش در اطراف جاده چالوس، آماده پذیرایی و سرویس دهی به مسافران
هستند.
جزيره اي با غروب هاي نارنجي
محسن احمدی
نماي اول: لنج سوار دشداشه پوش مي خندد و مي گويد: «بيايي وسط آب، غرق شدي رفتي پي كارت.»
مي گويد: «ماهيگيري مرد دريا مي خواهد، تو مرد دريايي در اين آفتاب؟». پسرهاي نوجوان مي پرند توي لنج.هر 2 چشمانت با چشمانش تلاقي مي كند: «اينها كه از من كوچكترند، چرا اينها...؟»
لنج ها كم كم دور مي شوند. به سمت روزي هر روزه شان. صيد مرواريد نزديك است. صيد ماهي و مرجان هم، اهالي منطقه از كودكي مردان كوچك جزيره شان را هل مي دهند توي دريا.
نماي دوم: همه رفته اند خريد. اينجا منطقه آزاد كيش است. از هتل كه مي زني بيرون، رطوبت دريا تمام تنت را خيس مي كند. هتلدار مي گويد: «اين روزها چقدر هوا خوب است.»
عرق مي ريزي. تاكسي مي بردت باغو.
درخت انجير معابد همان كه نامش براي هميشه با احمد محمود گره خورده، بر چشم به هم زدني ريشه اش را در جان هر بيننده اي مي دواند، آن قدر كه يادت مي رود كشتي يوناني ها هم هست، آنجا، درست در غرب جزيره. روزها زمان لازم است تا قدمت هزار ساله شان را باور كني.
نماي سوم: كيش كوچك است، اما تاريخش به بزرگي خليج فارس. بعد از غزنويان و سلجوقيان و خوارزمشاهيان اين شهر شكوفاتر شد. درخت انجير معابد از هند آمده و همين موضوع تو را مي برد در دل تاريخ...
در سفين خانه ها همه چیز سفيد سفيد است. كاريز و اتاقك ها نشان از زندگي صد ساله دارد.« شغل تمام عرب هاي اينجا هم ماهي گيري است.» این را راهنما مي گويد. بعد راهيت مي كند سمت كاريز؛ شهر زيرزميني با عمقي 61 متري با دالان هاي تو در تو و قلعه هايي به بلنداي برج هاي تهران، اما اين كجا و آن كجا.
نماي چهارم: باغو خارج از آبادي هاست. ده ها درخت بكر آنجاست. تنه كه مي دهند و ساقه، از ساقه ها تنه جديدي بيرون مي آيد كه قد مي كشد تا زمين و وقتي خاك را پيدا كرد، در دل آن نفوذ مي كند و ريشه مي دهد و بعد نوبت ساقه بعدي است. سال هاي سال است كه تنه مي دهند و ساقه و باز تنه... اما تنها يكي ميوه مي دهد از اين هزار درخت. ميوه درخت انجير شبيه انجيري می باشد كه نارنجي است و طعم خوبي دارد. 600، 700 سال است كه اين درختها مهمان كيش اند.
نماي آخر: داغي آب و آسمان كلافه مي كند. همان بهتر كه حرف از پاساژها حذف شود؛ خانه ها و هتل ها هم. جزيره را عشق است با مرجان هاي دورتادورش. اصلاً كيش به خاطر همين مرجان ها و ماهي ها و دلفين هايش شد كيش... جزيره نخلستان هم دارد.
جنوب است ديگر؛ سوغاتش رطب است. جنگل هاي ساوان هم هست و آهوان و غروبي كه بيش از حد نارنجي است و لنج هايي كه از دور دست براي تو مي آيند و تو نمي داني بروي يا كه بماني؟!
منبع: مؤسسه همشهری
کرمانشاه، گهواره تاريخ و تمدن
برخلاف ساير نقاط ايران که به صورت مقطعي مورد سکونت قرار گرفته اند، اين استان بدون وقفه در ادوار مختلف تاريخ مورد سکونت قرار گرفته است، شواهد و مدارک باستان شناختي نشان مي دهد اين منطقه از اولين زيستگاه هاي انسان اوليه به شمار مي رفته و يکي از مراکز مهم جمعيتي در زاگرس مياني محسوب مي شده است.
تمامي مراحل و ادوار زندگي انسان از عهد حجر تا دوره هاي تمدني پيش از تاريخ و سپس تا تشکيل حکومت هاي بزرگ سير تحول خويش را در اين محدوده طي کرده است. به طوري که غار شکارچيان بيستون نکات جالبي را درباره سابقه زندگي بشري در دوران پارينه سنگي در ايران روشن مي کند.
پس از اين دوره در حدود 9 هزار سال پيش به علت گرم شدن هوا انسان غار را ترک کرده و روي به يکجانشيني مي آورد که اين حرکت موجب زراعت و دامپروري و بر اثر آن روستا نشيني مي شود که بدون شک نخستين روستاها در اين استان شکل گرفته که از جمله آنها مي توان به تپه شيخي آباد دينور، گنج دره هرسين، تپه گاکيه و تپه سراب اشاره کرد. انسان هاي پيش از تاريخ تپه شيخي آباد دينور و گنج دره هرسين، جزء نخستين انسان هايي هستند که در ايران سفالگري را اختراع کرده و روي به فعاليت هاي صنعتي آورده اند
در هزاره چهارم پيش از ميلاد استان کرمانشاه يکي از مراکز مهم تجاري و بازرگاني بوده و بازرگانان آن با بازرگانان شوشي و میانرودان به داد و ستد و مبادله کالا مبادرت مي ورزيدند. حضور بازارهايي در گودين کنگاور و چغاگاوانه اسلام آباد از آن دوره شاهدي بر اين مدعاست.
اين استان همچون ديگر نقاط کشور کهنسال ما، آثاري از روزگار مجد وعظمت ايران رادر سينه کوه ها و پهن دشت هاي خود محفوظ دارد. بدون شک نخستين روستاها در اين استان شکل گرفته، که از جمله آنها مي توان به تپه باستاني شيخي آباد روستاي کردويج، گنج دره هرسين، تپه گاکيه، تپه سراب اشاره کرد.
برخي از جاذبه هاي استان کرمانشاه:
مجموعه جهاني بيستون، طاق بستان، تکيه معاون الملک، طولاني ترين غار آبي آسيا مسيرهاي گردشگري استان کرمانشاه هستند.
مسير گردشگري شرق- شمال شرق
اين مسير به سمت شرق و شمال شرقي کرمانشاه امتداد مي يابد و شما مي توانيد در اين مسير از شهرهاي هرسين، بيستون، صحنه، کنگاور، سنقر وکليايي عبور کنيد و ضمن بازديد از آثار تاريخي مي توانيد از مناظر بديع و زيباي طبيعي نيز لذت ببريد. مهمترين جاذبه هاي تاريخي اين مسير، ميراث جهاني بيستون است که در 25کيلومتري شرق کرمانشاه، در مسير کرمانشاه به تهران و در جوار کوه بيستون قرار دارد.کوهي که هميشه يادآور دليري ها و افسانه هاست.
در شهر صحنه که حدود 60کيلومتري شرق کرمانشاه قرار دارد، مي توانيد دخمه بزرگ و کوچک دربند، تخت تيمور، شهر قديمي دينور، هفت چشمه، قلعه مروان، تپه باستاني، قلعه لاهجير، پل ميانراهان و قلعه کرج را ببينيد.
شهرستان کنگاور نيز در شرقي ترين نقطه استان و هم مرز با استان همدان واقع شده است، منطقه اي که از دشت وکوهستان تشکيل شده و بسيار زيباست. برخي از جاذبه هاي تاريخي و فرهنگي اين شهرستان عبارتند از: معبد آناهيتا، گودين تپه، بقعه شاهزاده محمد ابراهيم، امام زاده باقر،
امام زاده سيد جمال الدين، حمام حاج اصغر خان، سراب زيباي فش و سراب ماران.
شهر سنقر و کليايي در شمال شرقي کرمانشاه قرار دارد که در تابستان ها، داراي هوايي خوش و لذت بخش است. در اين فصل بازديد از سراب گزنهله که يکي از جاذبه هاي طبيعي و تفريحي اين شهر است، به تمامي مسافران توصيه مي شود. از جاذبه هاي تاريخي اين منطقه مي توان بقعه مالک را نام برد که سبک معماري زيباي آن شباهت زيادي به آثار دوره تيموري دارد.
از جاذبه هاي طبيعي اين شهرستان، باغات، چشمه ها و رودخانه هاي جاري از ارتفاعات زيباي ماديان کوه، دره هاي شگفت انگيز و روستاهاي زيبايي همچون چرمله عليا و سفلي گردشگران را به سوي خود فرا مي خواند.
مسير گردشگري غرب- جنوب غرب
اين مسير شما را به سوي غرب وجنوب غرب کرمانشاه رهنمون مي سازد و شما را از شهرهاي اسلام آباد غرب، کرند، سرپل ذهاب، قصر شيرين و گيلانغرب عبور خواهد داد و امکان بازديد از آثار تاريخي و طبيعي را فراهم مي آورد.
از آثار و مناطق زيباي طبيعي آن مي توان از سراب کرند، هرسم، سراب، شلان، دره اژدها و دره هونه ياد کرد.از آثار تاريخي اين منطقه هم مي توان به قلعه بان زرده، قلعه يزدگردي، بان مزاران، قبر سلطان، پل دروازه، قلعه تلاش، قلعه ساب کنار، برج ريجاب، ساختمان باستاني گچ گنبد، ديوار دفاعي ريجاب، قلعه منيژه و کاروان سراي شاه عباسي اشاره کرد. سرپل ذهاب ناحيه اي است جلگه اي و کوهستاني که در شرق استان کرمانشاه واقع شده است.
ذهاب ازديرباز مرکزناحيه حلوان بوده که درروزگار ساسانيان، استاني به نام خسرو شادفيروز بوده است. زيرا سنگ نوشته بسيار مهمي از لحاظ تاريخي(متعلق به آنوباني ني) دراين محل کشف شده و متعلق به دوران اوليه زندگي بشري (پارينه سنگي) است. در اين شهرستان از مجموعه هاي گردشگری و طبيعتي جذاب همچون آبشار بي نظير پيران درکنار روستاي ييلاقي و زيباي پيران، سراب ماران، سراب رشيد عباس، مجموعه آبي سراب گرام و بسياري از جاذبه هاي طبيعي ديگر مي توان لذت برد.
از ديگر يادگارهاي تاريخي اين شهر مي توان طاق گرا، گوردخمه داوود، نفش برجسته کتبيه دار، مهر، قربانگاه، آتشدان، پله ها وصفه، بردعاشقان، کتيبه اشکاني، سنگ نبشته مردوک، قلعه منيژه، قلعه شاهين، جاده باستاني، برج هزارگريه، قلعه مريم، سراب ذهاب، قصرپاتاق، گورحمزه قاري و مقبره احمداسحاق رانام برد.قصرشيرين در غربي ترين نقطه استان و در کنار رودخانه الوند (حلوان)قرار دارد.
در اين شهر که زودتر از ديگر مناطق، سرسبزي و طراوت بهار را به خود مي بيند، نخلستان هايي وجود دارد که يادآور مناطق جنوبي ايران است. از جاذبه هاي تاريخي اين شهرستان مي توان به آتشکده چهارقاپي، کاخ خسرو، بان قلعه،
عمارت شاهگدار، ساختارهاي آبرساني و کاروانسراي قصرشيرين اشاره کرد.گيلانغرب ناحيه اي کوهستاني است که به سبب آب وهواي مطبوع و فرحبخش و همچنين شباهت برنج زارهاي آن با شاليزارهاي استان سرسبزگيلان، گيلانغرب نام گرفت.
از آثارتاريخي اين شهرستان مي توان بناي ساساني وگوردخمه طاق فرهاد يا فراي کن که از دوران هخامنشي به جاي مانده، را نام برد.نام اين گوردخمه نيز همچون ديگر گوردخمه هاي استان با يک داستان عاشقانه وبس کهن آميخته است. از جاذبه هاي طبيعي هم مي توان به منطقه گلين و سراب مورت اشاره کرد که مکاني با صفا براي تفريح و تفرج ميهمانان عزيز است.
مسير گردشگري شمال غرب
در اين مسير پيشنهادي که به سمت شمال غرب کرمانشاه ادامه دارد، شما از شهرهاي پاوه، جوانرود و روانسر عبور کرد و ضمن بازديد از آثار تاريخي مي توانيد از غار قوري قلعه، روستاي شگفت انگيز هجيج، سراب نيلوفر و بسياري ديگر از مناطق و جاذبه هاي طبيعي نيز بهره مند شويد. شهرستان روانسر به دروازه اورامانات شهرت دارد و از اهميت خاصي برخورداراست. ازجاذبه هاي اين شهرستان مي توان به سراب روانسر، غارقوري قلعه وگوردخمه روانسر اشاره کرد.
غارقوري قلعه
اين غار يکي از زيباترين غارهاي جهان با 65 ميليون سال قدمت و3140 متر عمق است که در87 کيلومتري کرمانشاه واقع شده است. غار قوري قلعه داراي چند تالار و مسير بسيار زيبا و منحصر به فرد است که از جمله آنها تالار مريم، تالار کواهن شتر، مسير برزخ، تالاربلور و تالار عروس رامي توان نام برد .درطول مسير نيز، قنديل هايي را به اشکال مختلف نام گذاري کرده اند و علوه بر اهميت گردشگری اين منطقه، آثاري نيز دراين غار کشف شده است.
شهرستان جوانرود درناحيه کوهستاني شمال غرب و منطقه اورامانات قرار گرفته است. واژه جوان، درکردي به معناي قشنگ، زيبا و پسنديده است واز آنجا که اين سرزمين داراي رودهاي پرآب، خروشان و زيباست جوانرود ناميده مي شود و از جاذبه هاي تاريخي آن مي توان به قلعه چنگيزخان، قلعه آلاني وبرج جوانرود اشاره کرد. ازجاذبه هاي طبيعي آن هم مي توان سراب زيباي بالاخاني وسراب سرود را نام برد.
پاوه ناحيه اي است کوهستاني که داراي زمستان هاي سرد و پر برف تابستان هاي معتدل است. طبيعت با صفا، بکر وزيباي پاوه با آن آسمان آبي درختان انبوه ورودخانه هاي خروشان ورقصان، مناظر زيبا و دلنوازي را براي بينندگان به وجود مي آورد. مسير هيجان انگيز رودخانه سيروان با جاده و گردنه رويايي آن، روستاهاي زيباي پاوه از جمله هجيج وشمشير(که به دليل نوع ساخت و معماري خاصشان اين ناحيه را به نام هزار ماسوله مي شناسد)، چشمه معدني پل و آبشار نوسود از مناطق ديدني اين ناحيه هستند و از جاذبه هاي تاريخي و مذهبي نيز مي توان به مسجد جامع پاوه، مسجد زمستان وآتشکده پاوه اشاره کرد.
سوغات و صنايع دستي
شيريني هاي مخصوص کرمانشاه نيز از شهرت خاصي برخوردار هستند که از جمله آنها مي توان به نان برنجي، نان شکري، کاک، نان خرمايي ونان روغني مخصوص کرمانشاه اشاره کرد. روغن کرمانشاهي نيز علاوه برطعم وعطردهي به بسياري از غذاها، به عنوان يکي از سوغاتي هاي اين ناحيه محسوب مي شود.
صنايعي همچون موج بافي، گيوه بافي، جاجيم بافي، قلم زني، حکاکي، قالي بافي، گليم بافي، لحاف دوزي، ساخت سازهاي سنتي، ظريف کاري با چوب، ريخته گري، شيشه گري، پرده بافي، سراجي، منجق دوزي، تسبيح سازي، طلا و نقره کاري، نمدمالي، فلزکاري، موتابي، حجاري و...اشاره کرد. درميان بافته ها نيز، گيوه بافي داراي شهرت فراوان است.گيوه (نوعي پاپوش که در زبان محلي به آن کلاش مي گويند) به دليل استحکام، ظرافت، زيبايي، تنوع رنگ و طرح خاصي که دارد، هميشه مورد توجه مسافران بوده وآن را به عنوان يکي از سوغاتي هاي کرمانشاه با خود به ارمغان مي برنند.
اندیمشک، گذرگاه جهان باستان
سمیه اسدی
استان خوزستان شامل جلگه ای است که از ادوار گذشته مهد تمدن بوده است. جلگه ای که یکی از پایگاه های تمدنی دنیاست که به صورت باستانی و به زبان یونانی، سوزیانا خوانده مي شود.
این منطقه در رهگذر تاریخ مرکز اصلی تمدن عیلام بوده که به زبان عیلامی، شوشان نیز لقب گرفته است. محوطه های باستانی پیش از تاریخ و در مجموع ابنیه های باستانی در شمال غرب خوزستان نیز حاوی این نکته است که این منطقه همواره مأمن تمدن های متفاوتی بوده است.
شهرستان اندیمشک به طور دقیق در شمال غرب خوزستان واقع شده و به طور دقیق در جایی قرار گرفته که رشته کوه زاگرس، با عقب نشینی خود جلگه خوزستان را به وجود آورده، به طوری که شهرستان اندیمشک با یک حالت قرینه در مقابل پشتکوه زاگرس (ورهشی)، یعنی شهر آبدانان در استان ایلام قرار گرفته است.
شهر اندیمشک با قرار گرفتن در ابتدای جلگه خوزستان از یک طرف به جلگه خوزستان و از طرف دیگر به منطقه میانرودان منتهی مي شود. منطقه اندیمشک از طرف غرب به رود کرخه، که یونانیان آن را به نام خئوپس و آشوریان به نام اقنو مي خواندند و از طرف شرق به رودخانه دز، که عیلامیان آن را ایداید مي خواندند، امتداد پیدا مي کند. چشمه های طبیعی فراوانی که در منطقه وجود دارد و نیز موقعیت های کم نظیر زیستی، شرایط را برای استقرار های اولیه اقوام مختلف در اعصار گذشته به وجود آورده بود به طوری که از این منطقه حساس، به عنوان گاهواره تمدن نیز یاد مي شود. بنابراین بیراه نیست اگر که از منطقه اندیمشک به عنوان محیطی باستانی در دنیای کهن و در اواخر هزاره پنجم قبل از میلاد نام ببریم و در اثبات این مدعا، تپه های باستانی تولایی، تپه سنجر و دیگر محوطه های باستانی را معرفی کنیم که حاصل کاوش های باستان شناسان معروفی همچون فرانک هول و دیگران است. شهر اندیمشک از دیرباز به عنوان یک گذرگاه باستانی و راهبردی مورد استفاده قرار گرفته و این گذرگاه باستانی دقیقاً در جنوب غرب این شهر قرار دارد. در عصر باستان عیلامي ها توانستند با استفاده از رشته کوه زاگرس در همین منطقه راهبردی امروزی با مردم منطقه میانرودان در ارتباط باشند و در اصل گذرگاه اندیمشک این ارتباط زمینی میان ۲ تمدن را فراهم مي آورد.
همایون حاتمیان، کارشناس ارشد تاریخ تمدن ایران و جهان در تعریف اندیمشک به عنوان گذرگاه دنیای باستان، مي گوید: شهرستان اندیمشک درست مانند نقطه اتصال ۲ کفه ترازو، در محل اتصال ۲ تمدن عیلام و میانرودان قرار گرفته و بیشترین ارتباط میان این ۲ تمدن از راه اندیمشک امروزی بوده، زیرا در فاصله ای بالاتر از اندیمشک امروزی، رشته کوه های زاگرس قرار گرفته و زاگرس اجازه این ارتباط را نداده است. علاوه بر این که اندیمشک شهری است که رودخانه کرخه در نقطه آغازین ورود خود از کوه به دشت از کنار آن مي گذرد.
حاتمیان مي گوید: یکی از اسناد مهم تاریخ باستان که اندیمشک امروزی را به عنوان گذرگاه یا گلوگاه دنیای کهن معرفی مي کند، کتیبه ای است که هم اکنون در موزه بریتیش لندن قرار دارد. در این کتیبه، شرح نبرد توللیز نوشته شده است. این نبرد که در سال ۶۴۴ قبل از میلاد به وقوع پیوسته، یکی از سرنوشت سازترین نبردهایی بوده که میان سلاطین بزرگ جهان باستان یعنی آشور بنی پال (آشور بنی اپلی )، پادشاه قدرتمند آشور در محدوده اربیل عراق امروزی و عیلامیان ساکن دشت سوزیانا رخ داده است.
تصویر این کتیبه نشان مي دهد که پس از شکست عیلامیان و نابودی زیگورات (چغازنبیل)، یک دسته از خنیاگران آشوری با غنیمت گرفتن مجسمه خدایان عیلامي در کنار بستر رودخانه کرخه در حال حرکتند. این کتیبه، صحنه ای را ترسیم مي کند که آشوریان پس از پیروزی، درست در نقطه ای در حال حرکت هستند که به طور دقیق پایین تر از شهر عیلامي مدکتو، جایی که کرخه وارد دشت مي شود، است و این نقطه همان اندیمشک امروزی یا همان گذرگاه راهبردی جهان باستان است. حاتمیان در ادامه مي گوید: سند مهم دیگر دراین باره، کتیبه ای است که در آن آشور بنی اپلی (اشور بانی پال) شرح حمله خود را به سرزمین عیلام در خوزستان بیان مي کند.
این پادشاه در آن کتیبه، آورده است: من برای نابود کردن عیلام از راهی وارد شدم که رود وارد دشت مي شد. من صدها شهر عیلامي را نابود کردم و زیگورات (چغازنبیل) را که آجرهایش از نوع مس صیقلی ساخته شده بود، خراب کردم. عیلام را به طور نمادین از نقشه حذف کردم و آنگاه سربازان عرب و عیلامي با درشکه مرا تا معبد آشور و ایشتر حمل کردند.
حاتمیان اشاره کرد که این اسناد نشان مي دهد این گذرگاه تا چه حد در هزاره های قبل از میلاد مهم و سرنوشت ساز بوده و مورد استفاده قرار گرفته به طوری که طومار تمدن دیرپای عیلامي از همین گذرگاه درهم پیچیده شده است.
حاتمیان به سند جدیدتری نیز اشاره مي کند که مبین این نکته است که این گذرگاه حتی در دوره های بعدی تاریخ یعنی عصر ساسانی نیز مورد استفاده قرار گرفته است. نبرد شاپور ساسانی در ۲۶۰ میلادی نیز سند خوبی برای اثبات این گذرگاه باستانی است.
پادشاه قدرتمند ساسانی در نبرد با والرین پادشاه روم این پادشاه را اسیر مي کند و پس از این که خوزستان را به عنوان یک بستر مناسب برای تثبیت امپراتوری ساسانی انتخاب مي کند، پادشاه روم را به همراه دیگر اسرای رومي از گذرگاه اندیمشک امروزی وارد خوزستان مي کند و برای ساختن مجموعه شهر اندامش و نیز جندی شاپور از آنها استفاده مي کند. سند بعدی نشان مي دهد، این گذرگاه باستانی حتی در دوره اسلامي نیز مهم و مورد توجه بوده است. ایلخانان مغول از این گذرگاه استفاده کردند تا دشمنان اصلی خود یعنی حکومت عباسیان را در بغداد مغلوب کنند. در واقع بهترین نقطه ای که مغولان مي توانستند بدون کوچک ترین مانعی به بغداد دسترسی پیدا کنند، همین گذرگاه راهبردی بوده است. ایلخانان مغول که پایانه نظامي خود را در محدوده شهر اندیمشک قرار داده بودند، تا حدودی توانستند به اهداف مورد نظر خود در منطقه دست یابند.
منبع: راسخون
نگین های صورتی کویر خشک میزبان هزاران گردشگر
وحید صابری
کاشان شهر دارالمومنین، شهر گنبد و گلدسته ها شهری تاریخی با شاهکارهای معماری و مردمانی با دلهایی به گرمي آفتاب کویر اکنون با یک عالمه گل به انتظار میهمانان عاشق نشسته است. همزمان با آغاز ماه اردیبهشت و پیچیدن بوی خوش نگین های صورتی در کوچه باغهای کاشان حکایت از میزبانی هزاران گردشگر داخلی و خارجی خواهد بود قدم به قدم بوی گل مي آید جلوی هر مغازه ای پارچه ای از گل محمدی پهن است و کنارش بطری های کوچک وبزرگ گلاب قرار دارد.
رسم بر این است که چند ساعت مانده به طلوع خورشید، چیدن گل ها آغاز مي شود. گلچین ها آفتاب نزده به گلزار مي روند تا گلهای خوشبو و باز شده را بچینند چون وقتی آفتاب به گلها بتابد بوی خوبشان کم مي شود.
شکوفه های بهاری باز شده اند و درون باغ ها پر از بوته هایی با برگ های سبز و نورسته است. کارگران زن و مرد صبح زود گل های محمدی را دانه دانه از شاخه ها جدا مي کنند.
این کار باید قبل از بالا آمدن آفتاب پایان پذیرد و از آن به بعد برپا کردن دیگ ها و مراحل جوشاندن و تقطیر گلاب تا عصر ادامه دارد. در این روزها اگر به کاشان سفر کرده باشید عطر سحرانگیز گل محمدی زمین و آسمان را پر کرده است رویای بهشتی باغ های گل...
از آنجا که گلهای محمدی برای حفظ کیفیت باید زود چیده شوند،گلکاران کاشانی با اقامه نماز صبح و شکر به درگاه الهی به همراه اعضای خانواده به خصوص زنان از اولین ساعتهای بامداد سبدها را لبریز از گل محمدی مي کنند.
کویر خشک مرکزی ایران نگینهای صورتی رنگ میراث طبیعی را در دل خود دارد که این یاقوتها و زمردها چشم هر بیننده ای را به نظاره مي اندازد.
فصل گلاب گیری حدود دو ماه از اوایل اردیبهشت تا اواخر خرداد ماه ادامه پیدا مي کند که شروع آن وابسته به گرمي و سردی هوا متغیر است. هر فرد چادر شبی را که به اصطلاح محلی به آن چاچب مي گویند به دور گردن و کمر خود مي بندد و گل ها را مي چیند و داخل چادرشب که مثل پیش بند جلویشان قرار دارد مي ریزد. برای شروع مراسم گلاب گیری هم اعتقادات و مراسم خاصی وجود دارد.
بدین ترتیب که برای روشن کردن زیر دیگ های گلاب برای اولین گلاب گیری رسم است که یک نفر همراه با سینی منقل آتش و ظرف اسپند کنار دیگ های گلاب گیری اسپند دود مي کند. دور تا دور محوطه گلاب گیری بچرخد و با صدای بلند صلوات بفرستد. آتش زیر دیگ را هم با گفتن نام خدا روشن مي کنند.
مردم قمصر معتقدند کسی که آتش دیگ گلاب گیری را روشن مي کند و کسانی که کنار دیگ هستند باید سبک پا باشند و اگر کسی با نیت خالص در دیگ را بگذارد حاجتش روا مي شود و نباید چشم ناپاک به دیگ بخورد. برای گلاب گیری از دیگ های مسی استفاده مي کنند و چون دیگ ها از سال قبل قرمز شده ابتدا آن را هر ساله با قلع سفید مي کنند.
بعد در دیگ را مي بندند و دو لوله که به آن نیچه مي گویند از دیگ به پارچی مسی که داخل جوی آب یا حوض آب یخ قرار دارد متصل مي شوند.
بخار حاصله از مخلوط داخل دیگ از داخل لوله ها به پارچ ها هدایت مي شود و عمل میعان صورت مي گیرد و گلاب بدست مي آید.
محل اتصال لوله ها به پارچ را معمولاً با پارچه مي بندند تا هم بخار حاصله از لوله خارج نشود و اگر بخار از پارچه خارج شد نشان این است که پارچ پر شده و باید در دیگ را بردارند و کار را از اول شروع کنند.
در دیگ برای عمل آمدن گلاب ۳۰ کیلو گل را که در اصطلاح محلی آن را پنج مَن مي گویند با ۵۰ لیتر آب مخلوط مي کنند.
حرارت اجاق را هم کم مي کنند تا گلاب به آرامي عمل بیاید. گلاب حاصله از این مقدار ۳۰ لیتر است که به آن گلاب مایه یا عطری مي گویند.
بعد از یک دوره گلابگیری گل هایی که به صورت تفاله درآمده اند و به آن بن گل مي گویند به همراه مقدار کمي گل تازه مثلا یک من برای تولید مجدد گلاب مورد استفاده قرار مي دهند و گلابی که به این ترتیب بدست مي آید پساب نام دارد که کیفیت بسیار کمي دارد. اما مورد مصرف بن گل این است که آن را پس از خشک کردن بجای غذای حیوانات یا به عنوان کود استفاده مي کنند.
برای بدست آوردن عطر گل که حکم سرشیر جمع شده روی شیر را دارد باید لایه نازکی را که بر روی گلاب جمع مي شود و حالتی روغنی دارد را با سرنگ از روی گلاب جدا کرد. نوع مرغوب تر گلاب، گلاب دو آتشه نام دارد که از مخلوط ۳۰ کیلو گل و ۵۰ لیتر آب به همراه ۳۰ کیلو گل تازه دیگر و ۳۰ لیتر آب تهیه مي شود.
برای حفظ عطر گلاب ظروف شیشه ای مناسب تر است.
در قدیم گلاب ها را در شیشه های ۳ لیتری و ۴۵ لیتری نگهداری مي کردند که به آن در برزک قرابه مي گفتند و دور آن را با حصیر یا گونی مي پوشاندند.
برای تشخیص گلاب خوب باید آن را مزه کنیم اگر گلابی خوب باشد باید عطر زیاد داشته و تلخ مزه باشد. هر چه کیفیت آن بالاتر باشد تلخ تر است و اگر دو آتشه باشد زمانی که سرد شود در سطح آن لایه نازکی از چربی مي بینیم.
منبع: راسخون
كيش، جزيره اي با رؤياهاي خیس
فائزه توكل
هميشه پیشنهادهای سفر یكی یكی مطرح مي شود.
یكی دوست دارد شمال را ببیند، یكی هوس جنوب كرده و... اما اگر عزمتان را جزم كرده ايد، از جزيره كيش ديدن كنيد اين مطلب را بخوانيد.
این جزيره با 90 كيلومتر مربع مساحت، يكی از زيباترين جزاير خليج فارس است كه در 18 كيلومتري كرانه جنوبی ايران واقع شده است.كيش از طبيعتی زيبا و منحصر به فرد برخوردار است. سواحل آرام با ماسه های مرجانی و آب زلال دريا كه شفافيت كم نظير آن، امكان مشاهده انواع آبزيان را در عمق چند متری مقدور مي سازد.
پوشش گياهی مناسب و سر سبز و باطراوت اين جزيره به ويژه در 7 ماه از سال چشم اندازی زيبا و تماشايی به آن بخشيده است كه سالانه حدود يك ميليون نفر از دوستداران طبيعت و دريا را به سوی خود جلب مي كند.
آثار باستاني جزيره
گرچه هنوز بررسي هاي باستان شناسي وسيعي در نقاط مختلف جزيره به عمل نيامده، اما در هر گوشه جزيره مي توان آثاري از گذشتگان را مشاهده كرد كه هر كدام يادآور دوران مجد و عظمت اين جزيره بوده است.
سكه هاي ايراني و خارجي مربوط به دوره هاي مختلف تاريخي، ظروف مسي، مفرغي و سفالين، سنگ نوشته هاي اوايل دوره اسلامي (به خط كوفي)، سنگ قبر و يك عراده توپ از جمله آثاري هستند كه در معرض ديد قرار دارند. عمليات اكتشافي باستان شناسي بقاياي شهر تاريخي جزيره در سه مجموعه مجزا انجام شده است:
خانه اعياني
خانه اعياني يادآور خانه هاي چند خانوار قديمي در داخل فلات ايران و در شهرهايي چون يزد، اصفهان و كاشان است و يكي از نمونه هاي قديمي مسكن جمعي در حاشيه خليج فارس محسوب مي شود.
علاوه بر وسعت خانه و همچنين فضاهاي مختلف و متنوع آن، كاشي هاي ستاره اي شكل كه در اين خانه به دست آمده، همانند كاشي هايي كه زينت بخش بناهاي مهم ايلخاني ايران همچون تخت سليمان و سلطانيه است به كار رفته است.
بخش كارگاهي و صنعتي
اين مجموعه درست در كنار دريا ساخته شده و داراي معماري و فضاهاي ناشناخته اي است.مجموعه كانال هاي افقي و زيرزميني و چاه هاي متعدد در گوشه و كنار، مجموعه بسيار جالب و نادري را تشكيل مي دهد كه هنوز عملكرد آنها روشن نيست، اما به نظر مي رسد كه ارتباط مستقيم، با فعاليت هاي صيادي (صيد ماهي، مرواريد و مرجان) داشته و براي دسترسي آسانتر به دريا احداث شده است.
مجموعه حمام
شامل حمامي است با صحن هاي متعدد و حصار آن به مساحت تقريبي 500 مترمربع. سربينه و گرمخانه و تون حمام در جنوب بخش ذكر شده قرار گرفته و توسط راهرو سرپوشيده اي از آن جدا شده است.
شهر زیرزمینی كاریز
قنات كیش بیش از 2500 سال قدمت دارد و آب شیرین قابل شرب ساكنان جزیره را تأمین مي كرده ولی اكنون به یك شهر زیرزمینی شگفت انگیز بدل شده كه بیش از 10000 مترمربع وسعت دارد. شهر زیر زمینی كاریز در فاز یك شامل غرفه های صنایع دستی ایران و جهان، رستوران سنتی و جدید، موزه، سالن آمفی تئاتر، سالن كنفرانس و نمایشگاه های هنری است.
شهر كاریز در عمق 16 متری زیر زمین قرار دارد. سقف آن 8 متر ارتفاع دارد و بیشتر سقف آن مملو از سنگواره، صدف و مرجان هایی است كه با نظر كارشناسی 270 تا 570 میلیون سال قدمت دارد و تك تك آن شناسایی و دارای شناسنامه رسمي است.
كشتي يوناني
در غرب جزيره و در نزديكي مجتمع غروب كيش، يك كشتي عظيم الجثه در سواحل نيلگون كيش جا خوش كرده كه به كشتي يوناني معروف است.كشتي يوناني از نظر تاريخي قدمت و اهميت چنداني ندارد. اين كشتي در 4 مرداد سال 1345 كه از بندر امام خميني (ره) عازم يونان بوده است به گل نشست و 80 روز تلاش اورينوكو، يدك كش هلندي براي بيرون كشيدن اين كشتي به ثمر نرسيد.
سواحل كيش
خاك كيش ساختار مرجاني دارد و با رنگ نقره فام در زير آفتاب از درخشندگي خيره كننده اي برخوردار است.آب دريا در ساحل اين جزيره شفاف و روشن است و تا فاصله اي دور مي توان كف دريا را به راحتي تماشا كرد. كيش به نسبت وسعت خود داراي يكي از وسيع ترين سواحل است و در دنيا كمتر ساحلي را مي توان يافت كه به وسعت سواحل كيش قابل استفاده باشد.
ماهي هاي تزييني و بسيار زيبا كه در آب هاي حاشيه كيش غوطه ور هستند و وجودشان را از تماشاگران پنهان نمي كنند، از جاذبه هاي استثنايي كيش به حساب مي آيند. در عين حال مرغوب ترين ماهي هاي خوراكي كشور نيز در همين سواحل صيد مي شود. ساحل كيش از آن نوع سواحل استثنايي است كه هم در فصل سرد و هم در فصل گرم براي مسافران قابل استفاده مي باشد و امكان ورزش هاي دريايي در آن فراهم شده است.
آكواريوم، حيات در دريا
خليج فارس از حيات آبزي بسيار متنوعي برخوردار است. سياحتگران در هر گوشه ساحل، مي توانند انواع ماهيان و ديگر آبزيان را كه برخي از آنها بسيار عجيب به نظر مي رسند، در داخل آبهاي شفاف تماشا كنند. در آكواريوم كيش كه در ساختمان كانون هنر قرار دارد انواع مختلفي از آبزيان زيبا و شگفت انگيز خليج فارس نگهداري مي شود. براي كساني كه امكان غواصي در زير آب و ديدن ماهي هاي رنگارنگ زيبا را در محيط طبيعي خود ندارند، ديدار از آكواريوم مي تواند به يادماندني و خاطره انگيز باشد.
نمايشگاه خزندگان
در اين نمايشگاه بيش از 100 گونه خزنده از خانواده مارسانان به نمايش گذاشته شده است. مارهاي عظيم بوا، پيتون آفريقا و آمازون، سوسمار ايگوانه ماداگاسكار، عقرب سياه امپراتور آفريقا، مار پرنده تايلند، عنكبوت هاي بزرگ و پرنده خوار برزيلي نمونه هايي از اين گونه خزندگان هستند.
مجموعه موجودات طبقه بندی شده
طبقه بندی روشي براي نگهداري از كالبد موجودات زنده با حفظ ظاهر طبيعي آنهاست. در دانشگاه كيش صدها نمونه از موجوداتي نظير پرندگان، خزندگان، سخت پوستان و موجودات دريايي خليج فارس و جزيره كيش طبقه بندی شده و در معرض ديد علاقمندان قرار دارد.
منبع: مؤسسه همشهری
مونيخ، شهر قدرت
شهر مونيخ در سال 1158 توسط هانري شيردل، دوک ايالات ساکسوني و باواريا در نزديکي منطقه مونشن در دوره کارولينجان بناشد. در سال 1255 محل زندگي خاندان وتيلز باخ دوک باواريا و سال ها بعد در سال 1506، مرکز اين ايالت دوک نشين شد.
طي سي سال جنگ، مونيخ به تصرف گوستاو دوم پادشاه سوئد در آمد و در سال 1806 به مرکز پادشاهي باواريا تبديل شد. پس از آن و در دوره سلطنت پادشاهان مختلفي همچون لويي اول، ماکسي ميليان دوم و لويي دوم مرکز فرهنگي و هنري آلمان شد و توانست نقش مهمي در توسعه فرهنگي آلمان در قرن هاي نوزدهم و بيستم ايفا کند. شروع جنگ جهاني اول را مي توان سرآغازي بر اغتشاشات سياسي مونيخ دانست. حزب سوسياليسم ملي (نازيسم) در اين شهر تأسيس شد و در هشتم نوامبر سال 1923، آدولف هيتلر با برپايي توطئه اي محرمانه جهت براندازي دولت وقت قيام کرد تا دولتي مرکزي را در منطقه باواريا ايجاد کند. هر چند اين توطئه، باناکامي مواجه شد اما هيتلر، مونيخ را مرکز حزب خود قرار داد تا اينکه در سال 1933 به وسيله آن حکومت دولت آلمان را بر عهده گرفت.
ميشائيل کاردينال فولهابر، اسقف اعظم مونيخ، از منتقدان سرسخت حزب سوسيال ملي هيتلر بود.يکسال پس از امضا معاهده مونيخ،در سال 1939 هيتلر با سرکوب کردن جدايي طلبان باواريا قدرت خود بر اين منطقه را نهادينه کرد. اگر چه در طول جنگ جهاني دوم، شهر مونيخ خسارات شديدي را متحمل شد، اما با پايان پذيرفتن جنگ اين شهر دوباره ساخته و ساختمان هاي نوین بسياري در آن ايجاد شدند.
در سال 1973 پاي بازي هاي المپيک نيز به اين شهر باز شد تا به لطف آن استاديوم معروف المپيک و ساختار حمل و نقل متروي آن راه اندازي شود. مونيخ هنوز هم مرکز ايالتي باواريا بوده و مقر نامزد سمت صدر اعظمي آلمان نيز به شمار مي رود. اين شهر امروزه خود را به عنوان يکي از مراکز فرهنگي اروپا مطرح ساخته و علاقمندان فراواني همه روزه از مناطق هنري و فرهنگي آن بهره مي برند.
مونيخ سالن هاي تئاتر بسياري دارد تا شهري باشد که بزرگترين سالن هاي مستقل تئاتر آلمان را در خود جاي داده است. دو کمپاني استاتشوسپيل و کامرسپيل از بزرگترين مؤسسه هاي فيلم سازي آلمان نيز در اين شهر قرار دارند.
موزه هاي شهر مونيخ
1.موزه آلمان (دويچز)
اين مکان در مساحتي 13 جريبي، بزرگترين موزه فناوري و علوم طبيعي جهان است که پيشرفته ترين تجهيزات و ماشين آلات را در خود جاي داده است. نمونه هاي گوناگوني از دستگاه هاي علمي کلاسيک و امروزي به زيبايي هاي آن افزوده است.
2.موزه BMW
اين موزه نيز به سبب نمايش محصولات مختلف شرکت BMW خود را به عنوان يکي از معروف ترين موزه هاي جهان معرفي کرده است.
3. موزه اسباب بازي
اسپيلزوگ ميوزيوم، مجموعه بزرگي از برترين مارک هاي اسباب بازي اروپايي و امريکايي است. موزه اي مملو از عروسک ها، خانه هاي عروسکي، هواپيما، قطارها و حيوانات اسباب بازي.
رستوران هاي مونيخ
رستوران هاي متنوعي با قيمت هاي مختلف در شهر مونيخ وجود دارد و مي توان برخي از آنها را رستوران هاي 24 ساعته نيز ناميد. هزينه ها، بسته به نوع رستوران و موقعيت آن متنوع است، اما بيشتر رستوران هاي اين شهر از کيفيت غذايي مناسبي برخوردارند. غذاي ايتاليايي با قيمتي بين 10 تا 14 يورو ارزان ترين غذاهاي سرو شده در رستوران هاي مونيخ محسوب مي شود. پس از آن غذاهاي هندي و در آخر غذاي ژاپني گران قيمت ترين غذاها را به خود اختصاص داده است. در اين ميان غذاهاي سنتي ايالت باواريا با قيمتي 16 تا 18 يورويي، خود را در جمع غذاهاي گران قيمت گنجانده است.
شهر مونيخ با برخورداري از تاريخي قديمي و جاذبه هاي فرهنگي، هنري و طبيعي، خود را مبدل به يکي از مهمترين شهرهاي گردشگر پذير آلمان کرده است.
تپه میل، نگین گمشده ای در ری
از هر گردشگر داخلى و خارجى اگر از رى بپرسیم بدون شک از آرامگاه حضرت عبدالعظیم، برج طغرل و چشمه على خواهد گفت اما کمتر کسى است که از تپه میل و آتشکده رى سخن به میان آورد. در دوازده کیلومترى جنوب غربى آرامگاه شاه عبدالعظیم و به طور واضح تر و نشانی سرراست تر در دو کیلومترى جنوب روستاى قلعه نو از روستاهاى دهستان غار شرقى بخش کهریزک شهرستان ری، بر فراز تپه اى به نام تپه میل بنایى کهنه از عهد ساسانیان به چشم مى خورد که آثار و بقایا و رسوم و احکام آتشکده بزرگ رى است. بر روى تخته سنگى در نزدیکى بنا این چنین نوشته شده است: «این محل که به نام تپه میل خوانده شده، بقایاى آتشکده معظمى از دوره ساسانیان است»هر چند به موجب پاره اى اسناد قدمت آن را به زمان هاى پیش از زرتشت مى دانند. در تاریخ طبرى آمده است؛ به رى آتشگاهى بود که از آن قدیمى تر نبود و عده ای از مورخان نیز احداث آن را به فریدون نسبت مى دهند. هر چند درستى آن مسلم نیست ولى متأخران رى را از زمان هاى دیرین و پیش از ظهور زرتشت شهرى مذهبى و مرکز مغان مى دانسته اند.
شهرت تپه میل
این تپه باستانى به احتمال بسیار زیاد، به مناسبت دو پایه بزرگ موجود از بناى قدیمى آتشکده به تپه میل شهرت یافته است. تپه اى مرتفع که بلندى آن از سطح دشت اطراف، حدود 18 متر است و تقریباً 35 متر پهنا و 17 متر درازا دارد. تپه هایی کم ارتفاع و کوچک و پراکنده پیرامون محوطه را احاطه کرده اند به طورى که تپه میل در آنها اشراف دارد. هر چند به نظر مى رسد این تپه ها در ارتباط فیزیکى و کاربردى مستقیم با این اثر و احتمالاً تأسیسات ساختمانى آن وابسته هستند.
باستان شناسان در تپه میل
پیشینه فعالیت هاى باستان شناسى در منطقه رى و کاوش هاى تپه میل به اواخر دوره قاجاریه بازمى گردد. زمانى که حق انحصارى کاوش هاى تپه میل به موجب معاهده 1901 میلادى به هیئت باستان شناسى فرانسه واگذار شده بود اما هیئت مذکور دو هدف عمده را در پژوهش هاى خود دنبال مى کرد:
1 - ابراز علاقه مندى به منابع غنى باستان شناختى ایران و محفوظ نگه داشتن انحصارى آن براى خود، در حالى که هدف اصلى در کاوش هاى ری، شناسایى ویرانه هاى محلى براى تعیین محل دقیق آن عنوان شده بود.
2 - تهیه اسناد و مدارک بررسى و شناسایى منطقه و گمانه زنى در تپه میل
هیئت فرانسوى تپه میل را تا شعاع 10 کیلومترى مورد جستجو و کاوش قرار داد. کاوش تا شعاع 10 کیلومترى و با ذکر این نکته که امکان حفارى در اطراف شاه عبدالعظیم وجود نداشت، اهمیت بیشتر تپه میل را نسبت به تمامى تپه هاى اطراف نشان مى دهد. اما آثار به دست آمده در سه گروه تپه میل، رى و ویرانه ها و تپه هاى منفرد دسته بندى مى شوند. تزئینات گچى شامل نقش هاى گل و بوته، دل، مارپیچى و برگ هاى افشان، قطعات پیه سوزهاى سفالى و تکه هاى برنزى و آهنى مهمترین یافته ها از این منطقه است.
سه نظریه در مورد کاربری بناى تپه میل
اولین نظریه اى که در مورد بقایاى بناى واقع بر روى تپه ذکر شده، فرضیه آتشکده بودن آن است که قطعى تر به نظر مى رسد. آنچه از متن هاى تاریخى به دست آمده است حکایت از آن دارد که آتشکده باستانى رى در فاصله میان رى و سیروان واقع بوده است. مى گویند در زمان سلطنت انوشیروان، وى هنگام عبور از حوالى آتشکده، درون آن بت هایى مى بیند و دستور مى دهد تا آنها را بیرون بریزند و در آنجا آتشى بزرگ مى یابد. اگر بناى فوق را آتشکده ندانیم که به احتمال قریب به یقین این طور نیست، بقایاى آتشکده بزرگ رى را باید در همین حوالى جستجو کرد. از طرف دیگر صحراى جنوب رى را از قدیم یزدان مى نامیدند و به مناسبت آتشکده اى که جایگاه پرستش یزدان بوده است. اما مرحوم پیرنیا معتقد است این بنا مهریز یا مهرآذین (محل نیایش مهر) بوده است. شاهزاده هاى ساسانى ری، مذهب مهرى داشته اند و معبد آنان خارج شهر بوده است به مانند این اثر تاریخى که خارج از پهنه رى ساسانى است.
به طور کلى طرح بنا مى تواند تا حدى با معابد مهرى قابل مقایسه باشد. ستایش مهر در غارهاى طبیعى صورت مى گرفته و در نزدیکى غار باید رودخانه اى باشد و گاهى اوقات مهرابه هاى متنوع مى ساختند و سعى مى کردند نمازخانه سیماى غار مانند داشته باشد. البته این نقوش تاکنون بین نقوش گچبرى تپه میل دیده نشده است. اما فرضیه کاخ بودن این بنا نیز وجود دارد. همانطور که قبلاً ذکر شد، بنا خارج از پهنه رى دوران ساسانى بوده است. لذا مى توان گفت کاخى بوده است جهت پذیرایى و استراحت در زمان شکار. این نوع کاخ در ایران دوران ساسانى متداول بوده است مثل کاخ سروستان فارس!
گردشگري در دنياي رایانه
66 درصد از کاربران اينترنتي معتقدند وب سايت هاي گردشگري الکترونيک خدمات بهتري نسبت به سازمان هاي مسافرتي ارائه مي دهند.
اين آمار بر گرفته از تحقيقاتي است که در 30 آوريل 2003 از 2500 کاربر اينترنتي در قسمت هاي مسافرت هاي تفريحي و تجاري به دست آمده است. طبق اين نظرسنجي تقریباً 30 درصد از گردشگران تفريحي عنوان کرده بودند که خدمات ارائه شده از طريق وب سايت ها، نسبت به آژانس هاي مسافرتي بهتر بوده است. اگر چه برخي از آنها هيچگاه از اين خدمات استفاده نکرده بودند. اين آمار نه تنها براي آينده اين بخش اهميت فراواني دارد بلکه ديدگاه هاي رفتاري را نيز تغيير مي دهد. در آغاز، اين نتايج نشان مي دهند که چگونه گردشگري الکترونيکي طي چند سال اخير پيشرفت داشته است، اين پيشرفت را مي توان در توسعه بازخوردهاي بين المللي و رضايت همه جانبه مردمي ديد که ترجيح مي دهند براي مسافرت هاي تفريحي خود از وب سايت ها استفاده کنند تا آژانس هاي مسافرتي.
آمار نشان داده است که 66 درصد از کاربران رايانه اي کشورهاي توسعه يافته خدمات ارائه شده از سوي وب سايت هاي مسافرتي را بهتر و مناسبتر از آژانس هاي مسافرتي دانسته اند. طبق اين بررسي تنها يک سوم از کاربران اينترنت آژانس ها را به وب سايت هاي مسافرتي ترجيح مي دهند، اين چيزي است که مي تواند براي آينده اين بخش تا حدودي نگران کننده باشد.
طي يک سال اخير ميزان اطمينان مسافران تجاري به خدمات وب سايت هاي مسافرتي بيش از مسافران تفريحي بوده است، زيرا ميزان استفاده بازرگانان از اين ساختار 33 درصد است که يک درصد نسبت به گردشگران معمولي بالاتر بوده اين در حالي است که دو سال پيش اين ميزان براي بازرگانان تنها 25 درصد بود.
در حقيقت آمار نشان مي دهد که يک سوم از جمعيت کاربران رایانه ای از سايت هاي گردشگري براي رزرو بليط هاي پرواز و اقامت خود استفاده مي کنند، چنين جهشي در بخش گردشگري الکترونيکي نشان مي دهد که اين بخش در آينده اي نزديک با پيشرفتي چشمگير در عرصه تجاري روبه رو خواهد شد.
نفوذ وب سايت هاي گردشگري بدان معنا است که امروزه افراد بسياري به رایانه دسترسي دارند و استفاده از خدمات گردشگري الکترونيکي براي رزرو جا و خريد برخي از کالاهاي مرتبط با اين بخش امري کاملاً طبيعي شده است.
با نگاهي بر تائيد حضور گردشگري الکترونيکي در تأمین نيازهاي اطلاعاتي کاربران در مي يابيم بيش از نيمي از گردشگران از اين فناوري براي کسب اطلاعات مسافرتي و قيمت منطقه هاي مختلف استفاده مي کنند. در اين بين 55 درصد از گردشگران تجاري رایانه را بهترين گزينه براي کسب اطلاعات کاري عنوان کرده اند.
در واقع بيشتر کاربران رایانه ای چه در زمينه مسافرت هاي تفريحي و چه تجاري، مهمترين مزيت چنين وب سايت هايي را در اختيار نهادن ارزان ترين پروازها، هتل ها و ديگر امکانات مسافرتي مي دانند. اين آمار ارقام از دو جهت مفيد محسوب مي شود، اول آنکه، در حال حاضر وب سايت ها براي هر قشري از هر طبقه اجتماعي ابزاري اساسي به منظور تعيين اقتصادي ترين راهها جهت انجام کارهاي روزمره است.
دوم آنکه، چون بسياري از مسافران، يافتن ارزان ترين قسمت هاي مسافرتي را از مهمترين بخش هاي سايت ها دانسته اند، مي توان گفت: که اين بخش ارائه دهنده تخفيف هاي مناسبي در قيمت ها است که علاقه مردم را به استفاده از خدمات رایانه ای افزايش مي دهد. اما در اين بين يک سايت گردشگري براي راضي نگاه داشتن مشتريان خود هيچ گونه اختياراتي منعطفي در تعيين نوع خدمات دهي خود ندارد، زيرا هزينه هاي ثابت درج شده در آن توانايي تغييرپذيري ندارد و مشتريان در حقيقت موظف به پاسخ دهي به سؤالات پيشنهادهای بهتر هستند و خود در تغيير آن هيچ نقشي ندارند.
گردشگران ايراني و رشد سريع توريسم سوريه
طي ده سال گذشته با افزايش سريع توريستي که به سوريه سفر مى کند، اين کشور از بسياري مقاصد گردشگري شناخته شده ديگر در منطقه خاورميانه، رشد بيشتري داشته است تاجايي كه با وجود حضور قدرتمند بازار کشورهاي عرب، عمدتاً متکي به توريست ايراني و سپس اروپايي است.
بنابه اطلاعات منتشرشده ازسوي وزارت گردشگري سوريه، ارزش سرمايه گذاري در توريسم سوريه اعم از سرمايه گذاريهايي که در کشور به انجام رسيده و نيز طرح هاي در دست اقدام که سالهاي آینده به نتيجه مى رسند، بالغ بر 4/2 ميليارد دلار است که درقالب 24 برنامه سرمايه گذاري شده اند. اين تلاشها ظرف ده سال اخير سوريه را در شمار برترين مقاصد گردشگري در خاورميانه قرار داده است.
طبق همين گزارش، پيش بيني شده است که سرمايه گذاريهاي جديد در بخش توريسم سوريه تا سال 2011 بيش از 45 هزار فرصت شغلي براي مردم اين کشور تامين کند.
همچنين بنابه گزارش سالانه شرکت بين المللي يورو مانيتور که يک شرکت تحقيقاتي در زمينه بازار جهاني است، تعدادي طرح جديد نيز براي جذب توريست هاي تازه در دست اقدام است که از اين جمله مى توان به سرمايه گذاري 437 ميليون دلاري براي توسعه استان ساحلي تارتوس اشاره کرد که انتظار مى رود در سال 2009 به بهره برداري برسد.
با اين حال جالب است که تعدد گردشگري داخلي در اين کشور بسيار اندک است. صنعت گردشگري داخلي در سوريه به دليل هزينه بالاي سفر و اقامت در اين کشور هيچ رونقي ندارد زيرا تنها مردم ثروتمند اين کشور قادر به تأمين مبالغ هنگفت براي اجاره اتاق هتلها و مراکز توريستي و دريافت خدمات گردشگري هستند. مردم اين کشور تنها در دوران ماه عسل شانس سفر و گردش دارند.
طبق برآورد مقامات سوريه سالانه تنها سه درصد از کل جمعيت سوريه به سفر مى روند و درآمد حاصل از گردشگري داخلي سالانه تنها در حدود 1 ميليون دلار امريکاست. از اينرو مقامات اين کشور درصدد تشويق مردم به سفر و گردشگري هستند. اين مسئله به ويژه پس از کاهش شديد تعداد توريست خارجي به اين کشور به موازات رشد صنعت گردشگري لبنان و سپس ترور نخست وزير آن رفيق حريري رخ داده، بيش از پيش در سياستگذاري هاي مقامات اين کشور مطرح شده است. اگرچه صنعت گردشگري سوريه پس از آن دوباره رشد يافته و با توجه به سرمايه گذاريهاي وسيع دولت سوريه در گردشگري و تجارت، مجدداً رو به افزايش گذاشته است.
صنعت گردشگري سوريه درعين حال که از روابط و جايگاه قدرتمند سنتي خود در بازار کشورهاي عربي بهره مند است، هم اکنون با رشد فزاينده توريست خارجي به ويژه از ايران و سپس اروپا برخوردار شده است که کمک شاياني به اقتصاد و رشد سود ناخالص ملي اين کشور مى کند.
بنابه اين گزارش 74 درصد از کل گردشگران خارجي که از سوريه بازديد مى کنند به ترتيب از کشورهاي عربي، سپس ايران، ترکيه و کشورهاي عربي است. بنابراين گردشگران ايراني خوان پربرکتي براي سوريه بوده اند که سالانه سود سرشاري را نصيب اقتصاد اين کشور مى کنند اگرچه خود هيچ نصيبي از گردشگران سوريه و بسياري ديگر از کشورهاي مشابه نداشته اند.
تعداد کل بازديدکنندگان از کشور سوريه تنها در سال گذشته(2007) نزديک به 4 ميليون گردشگر بوده است. هم اکنون تعداد گردشگران عرب حدود 36 درصد است اما کشور سوريه در صدد افزايش تعداد گردشگران عرب به ميزان 50 درصد است.
سوريه در چشم انداز کلي کشورهاي منطقه ازنظر تعداد توريست هاي خارجي در مقام پايين تر از ترکيه و بالاتر از ايران قرار دارد.
در اين ميان 14 درصد از توريست هاي بازديدکننده از سوريه نيز از ساير کشورهاست اين کشور در فاصله سالهاي 1995 تا 2005 از 15درصد ميانگين رشد برخوردار بوده است. بنابراين در مقايسه با تعداد توريست هاي خارجي از برخي کشورهاي توريست محور منطقه، نظير مصر، ترکيه و اردن، از ميانگين رشد سالانه خوبي برخوردار بوده است. زيرا درست در همين فاصله زماني مصر11 درصد، اردن کمتر از 11 درصد و ترکيه نيز 11 درصد رشد داشته است.
طبق همين بررسي ها در کشور ترکيه، سالانه در قبال هر 1000نفر ترک،291 توريست خارجي روانه ترکيه مى شوند که درآمد سرانه بالغ بر 261 دلار نصيب اين کشور مى شود.
کشور اردن نيز که کشوري بسيار کوچکتر است و موفقيت بسياري در جذب توريست داشته، تعداد سرانه آن 516 توريست خارجي در برابر هر 1000 نفر اردني است و درآمد سرانه ي بالغ بر 250 دلار نصيب اين کشور کرده است.
کشور سوريه باوجود نرخ بالاي هتلها در اين کشور به دليل افزايش توريست خارجي با مشکل کمبود هتل و امکانات ميهمان پذيري، به ويژه کمبود هتل هاي 5 و 4 ستاره روبروست. اما درآمدهاي سرشار سالانه اين شانس را به اين کشور داده است که کاستي هاي موجود را به سرعت جبران کنند.
اما در پايان يک ابهام بزرگ مطرح است و آن اينکه چرا در برابر حجم عظيم توريست ايراني که بطور مستمر به سوريه سفر مى کنند و درآمدهاي سرشاري را نصيب صنعت و اقتصاد اين کشور کرده است، متقابلاً توريست سوري لااقل در اماکن مذهبي ايران ديده نمى شود و درآمد متقابلي از اين ناحيه نصيب صنعت گردشگري و اقتصاد ايران نمى شود؟
بخشي از پاسخ را مى توان در کشور سوريه و سياست هاي جدي آن در تشويق مردم به خودداري از سفرهاي خارجي ازجمله سفر به ايران دانست که در گزارشها آمده است که دولت سوريه از افرادي که توان مالي سفر دارند، خواسته است که به جاي سفرهاي خارجي بيشتر به سفرهاي داخلي بپردازند و سياست هاي تشويقي نيز در اين زمينه اعمال مى کند اما بخش ديگر اين پاسخ را بايد در ايران جست که در قبال انواع روشهاي تشويقي براي سفر به سوريه نظير ارائه تسهيلات سفر به عنوان تشويق و جايزه هاي بانکي و موفقيت در انواع مسابقات و... که سبب تشويق مردم به سفر به سوريه يا سفرهاي مذهبي مشابه به عراق و عربستان به ويژه حج عمره مى شود، هيچ سياست مشخصي براي جذب متقابل توريست سوري و مانند آن در ايران وجود ندارد. اين درحالي است که مسئولان و متوليان گردشگري كشور دائماً از توجه به توريسم مذهبي و جلب توريست از کشورهاي مسلمان سخن مى گويند. بنابراين مى توان همين شرايط را درمورد ديگر توريست هاي خارجي ازجمله توريست غربي و غيرمسلمان نيز به وضوح دريافت.
توريسم درماني؛
ظرفيت فراوان، فعاليت ناكامي
سپيده سمائي
ماده 87 قانون برنامه چهارم توسعه كشور در حالي دستيابي به وضعيت مطلوب در زمينه خدمات بين المللي سلامت را بر عهده وزارت بهداشت گذاشته است كه بسياري از كارشناسان معتقدند نبود مديريت يكپارچه در اين حوزه باعث شده تا كشور هاي همسايه در اين رقابت بين المللي به تدريج گوي رقابت را از ايرانيان بربايند.
امارات از جمله اين كشور هاست. كشوري كه سرمايه گذاري و تبليغات بسياري براي جذب گردشگران سلامت انجام داده است و كسب درآمدي بالغ بر 7 ميليارد درهم از طريق جذب بيش از 11 ميليون گردشگر درماني در دوبي تا سال 2010 را در برنامه دارد.
«اولين بيمارستاني كه در دوبي ساخته شده بيمارستان ايرانيان است و هنوز هم اين بيمارستان از بهترين و مجهز ترين مراكز درماني اين شهر به شمار مى رود.»
يكي از پزشكان ايراني ساكن دوبي با بيان اين مطلب اين سؤال را مطرح مى كند: چگونه ممكن است كشوري كه از نظر نيروي انساني متخصص به هيچ عنوان قابل مقايسه با ايران نيست، در زمينه توريسم درماني از ما جلو تر باشد؟
پزشكان ايراني بهترند
دكتر جهانگيري كه تا آذر ماه 86 نماينده تام الاختيار وزير بهداشت در امور خدمات بين المللي سلامت بوده و بسياري دوره مسئوليت او را اوج فعاليت وزارت بهداشت در اين زمينه ارزيابي مى كنند، مى گويد: ما نیروی بالقوه زيادي داريم كه در منطقه حرف اول را بزنيم، اما متأسفانه از اهتمام عملي لازم براي استفاده از اين نیروی بالقوه بي بهره ايم.
وي با بيان اينكه نيروي انساني شرط اول در ارائه خدمات سلامت است، مى گويد: پزشكان ايراني از برترين پزشكان در دنيا هستند و از اين نظر امارات به هيچ عنوان توان رقابت با ايران را ندارد، در زمينه تجهيزات پزشكي هم ما از وضعيت نسبتاً مطلوبي برخورداريم و از منظر جاذبه هاي گردشگري هم اگر چه در سال هاي اخير اماراتي ها جاذبه هاي مصنوعي به وجود آورده اند اما هنوز هم ايران از نظر جاذبه هاي طبيعي و شرايط آب و هوايي برتر از اين كشور كوچك حاشيه خليج فارس است.
با اين اوصاف، هرازگاهي اخباري در اين باره به گوش مى رسد،كه امارات در برخي زمينه هاي پزشكي، رتبه اول را در خاورميانه به دست آورده است؛در حالي كه انتشار اين اخبار، بيشتر جنبه تبليغاتي دارد.
دكتر مرضيه مهرافزا، متخصص نازايي و رئيس مؤسسه فناوري هاي نوين مهر رشت نيز در زمينه ادعا هاي كشور امارات در زمينه درمان نازايي و داشتن اولين بانك تخمك خاور ميانه مى گويد: ما بيمار ان فراواني از اين كشور داريم كه براي درمان نازايي به ايران مراجعه مى كنند كه اگر در دوبي به نتيجه مى رسيدند نبايد به ايران مى آمدند؛ ضمن اينكه تاريخ هاي رسمى ثبت شده ثابت مى كند بانك تخمكي كه از آن سخن مى گويند حتي اگر در زمينه ارائه خدمات با بانك هاي تخمك ايران قابل مقايسه باشد، دست كم 6 ماه پس از ايران افتتاح شده است.
عزمى وجود ندارد
در چنين شرايطي اگر امارات و به ويژه دوبي 15 درصد نرخ رشد توريسم درماني در سال 2007 داشته است و شواهد حاكي از دورخيز اين كشور براي كسب جايگاه برتر در مقاصد گردشگري جهان دارد، مديريت را بايد تنها مزيت اين كشور نسبت به ايران ارزيابي كنيم.
دكتر جهانگيري در اين زمينه مى گويد: براي اينكه تمام سازمان هاي مربوطه مؤثر و همسو عمل كنند بايد مديريت ملي داشته باشيم، توانمندي هاي خودمان را بشناسيم و سرمايه ها را به آن سمت ببريم اما متأسفانه تا به حال در اين زمينه ضعيف عمل كرده ايم.
وسعت افق ديد مورد ديگري است كه اين متخصص به آن اشاره مى كند: افرادي كه مى خواهند در اين حوزه فعاليت كنند بايد افق ديد وسيع داشته باشند و جهاني فكر كنند تا بتوانند در منطقه موفق عمل كنند.
مجريان چه مى كنند؟
«وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي موظف است به منظور زمينه سازي براي حضور مؤثر در بازار هاي جهاني و تبديل جمهوري اسلامى ايران به مركز رفع نياز هاي سلامت و پزشكي منطقه در چارچوب سياست هاي راهبردي تجاري، تسهيلات لازم را درخصوص معرفي توانايي ها، عرضه و بازاريابي خدمات و سلامت و آموزش پزشكي و توليدات، تجهيزات و فرآورده هاي پزشكي و دارويي ارائه نمايد؛ به نحوي كه مقدار ارز حاصل از صادرات خدمات و توليدات مزبور معادل 30 درصد مصارف ارزي بخش بهداشت و درمان در پايان سال پاياني برنامه چهارم باشد.»
اين متن دقيق ماده 87 قانون برنامه چهارم توسعه كشور است، ماده اي كه دكتر جهانگيري با استناد به آن مى گويد: اين قانون به صورت صريح، وظيفه تبديل ايران به «مركز رفع نياز هاي سلامت و پزشكي منطقه» را بر عهده وزارت بهداشت گذاشته است و اگر تا كنون اين اتفاق نيفتاده است بايد پرسيد كه مجريان چه مى كنند و ناظران كجا هستند؟
البته به نظر مى رسد كه وزارت بهداشت تعبير و تفسير ديگري از قانون دارد: «ماده 87 قانون برنامه توسعه در بحث گردشگري وظيفه اصلي را به بخش دولتي محول نكرده است و طبق قانون، ما بايد از ظرفيت هاي مازاد بيمارستان براي توريسم درماني استفاده كنيم كه فاكتور هاي مهمى چون وجود كادر تخصصي با حسن شهرت و بدون تخلف، كادر پرستاري مجرب و وجود يك مترجم دركنار بيمار و... از شرايط لازم در اين مراكز است.»
اين اظهار نظر وزير بهداشت در مراسم افتتاح بخش توريسم درماني بيمارستان هاشمى نژاد شايد صريح ترين موضع گيري اين وزارتخانه در قبال مسئله اي به نام گردشگري سلامت باشد. همه اينها در شرايطي است كه نه تنها امارات كه احداث يك شهرك بيمارستاني ويژه توريسم درماني را در برنامه دارد، بلكه كشور هايي چون مالزي، هند، سنگاپور، اردن، تركيه، آذربايجان و برخي از كشورهاي آسياي مركزي و قفقاز و روسيه سفيد از جمله رقباي ايران در بحث گردشگري سلامت محسوب مى شوند. دكتر جهانگيري با بيان اينكه گردشگري سلامت براي آنهايي كه اقتصاد را مى شناسند يك عرصه بكر براي سرمايه گذاري است، مى گويد: اگر قدر فرصت ها را ندانيم، تا چند وقت ديگر قطر هم از ما جلو مى زند.
رؤياي كودكانه شهرها
ديسني لندها، سرزمين هاي رؤياهاي كودكي مردمانند. بيش از 50 شهر بزرگ جهان با احداث اين سرزمين هاي جادويي فضايي شادمان را براي شهروندان خود فراهم كرده اند.
لس آنجلس
ميليون ها نفر هر ساله به ديسني لندهاي سراسر جهان مي روند. ديسني لند يكي از بزرگ ترين مراكز تفريحي مردم جهان است. كساني كه به دنبال هيجان و اوقات خوش هستند، با رفتن به ديسني لندها، اوقات بسيار خوبي را مي گذرانند.
در واقع ديسني لند ها براي اولين بار در آمريكا ظاهر شد. اولين ديسني لند در آناهايم كاليفرنيا و در سال 1955 افتتاح شد. والت ديسني رؤيا پرداز بزرگ هاليوود كه انيميشن هاي ساخته شده توسط او جهان را تسخير كرد، اولين ديسني لند را ساخت. او شهربازي را مكاني كاملا در اختيار رؤياها، آرمان ها و واقعيت هايي كه جهان جديد را پديد آورده است، ناميد.
ديسني لندها خيلي زود به پيروي از بسياري از اين شهر رؤيايي در جهان گسترش يافت. ديسني لند،
شهري است كه شخصيت هاي آثار والت ديسني در آن زندگي مي كنند و يكي از مراكز تفريحي شهرهاي جهان شد.ديسني لند توكيو نخستين پاركي است كه خارج از مرزهاي آمريكا ساخته شد. اين پارك تفريحي در سال 1983 در ژاپن گشايش يافت. پس از آن نيز نخستين ديسني لند اروپا در پاريس در سال 1990 ساخته شد.
توکیو
هرچند تا سال هاي گذشته توكيو يكي از گرانترين شهرهاي جهان به شمار مي آمد، اما مشهور است كه ديسني لند توكيو، محلي است براي گذران وقت بسياري از مردم از طبقات مختلف؛ به عبارتي هر كس كه در توكيو بخواهد از پولي كه دارد نهايت لذت را ببرد بايد سري بزند به ديسني لند توكيو.
البته براي پرجمعيت ترين شهر جهان، ديسني لند
نمي تواند خالي از اهميت باشد. بسياري از مردم شهر توكيو در كنار گردشگراني كه به اين شهر مي آيند، به شهر رؤيايي ديسني لند مي روند. عجيب نيست كه آمار خيره كننده سالانه بيش از 18 ميليون گردشگر در شهربازي توكيو به ثبت رسيده است. ديسني لند توكيو در سال 1983 ساخته شد و دومين ديسني لند جهان لقب گرفته است. البته در سال هاي اخير چند ديسني لند در هنگ كنگ و سنگاپور و كشورهاي جنوب شرق آسيا ساخته شده و اندكي از رونق اين شهر افسانه اي
چشم بادامي ها كاسته شده است.
البته شركت معروف والت ديسني به دليل استقبال زياد از ديسني لند توكيو، چند سالي است كه ديسني سي را نيز در اين شهر طراحي كرده كه عمده برنامه هايش در آن اجرا مي شود. مسئولان ديسني لند بخش جديدی را براي جذب بزرگسالان به ديسني لند طراحي كرده اند كه بسيار هم موفقيت آميز بوده است.
در كنار ديسني لند توكيو، ديسني سي نيز بخش عمده اي از برنامه هاي تفريحي شهروندان توكيو و بسياري از گردشگران را تامين مي كند. ديسني لند توكيو سال گذشته در حدود يك پنجم جمعيت ژاپن (8/24ميليون نفر) را به خود جذب كرده و هريك از آنها 54ميليون دلار براي بازديد از اين پارك تفريحي هزينه كرده اند. اين در حالي است كه ديسني فلوريدا و كاليفرنيا مجموعاً در سال گذشته تنها3/26 ميليون نفر بازديدكننده داشتند.
پاریس
در حالي كه برج ايفل نماد شهر پاريس و كشور فرانسه سالانه در حدود 5/6 ميليون نفر گردشگر از سراسر جهان جذب مي كند، ديسني لند پاريس اولين شهربازي اروپا كه در سال 1990 افتتاح شد، هر ساله ميزبان بيش از 13 ميليون گردشگر است. در واقع اين شهر بازي جديد در كنار موزه لوور و كليساي نوتردام و حتي موزه اورسي توانسته است جاذبه اي جديد باشد براي پاريس.
ديسني لند پاريس يكي از رؤيايي ترين مكان هاي تفريحي اروپاست؛ جايي كه بسياري از شهروندان اروپايي با جلوه هاي اعجاب آور سرگرم مي شوند و اوقات فراغت خود را مي گذرانند.در اين شهربازي كارناوال هاي مختلف با نمايش هاي خيره كننده، گردشگران را به خود جذب مي كند. كاملترين وسايل بازي دنيا در اين پارك ها وجود دارد. شخصيت هاي كارتوني به يادگار مانده از انيميشن هاي استوديوي والت ديسني در ديسني لند پاريس يادآور روزهاي دور و نزديك براي تمامي مردم است.
شهر ني ريز
منطقه اي كه اكنون به نام شهر ني ريز معروف است يكي از قديمي ترين شهرهاي ايران به شمار مي رود. اين شهر چند ين بار بوسيله سيل خراب ومجددا بازسازي گرديده است. ني ريز در زمان سلطنت هخامنشیان مركزفولاد سازي و قا ليبافي بوده است.يكي از آثار قديمي ني ريز وجود دو رشته قنات يكي به نام خبار وديگري شادابخت مي باشد بهره برداري از اين قنوات گوياي تمدن كهن مردم اين خطه مي باشد. از بناهاي تاريخي اين شهر مسجد جامع كبير است. مسجد جامع كبير در قرون گذشته دراثر سيل آسيب فراوان ديده كه بعدا از طرف شخصي به نام ميرزا نظام كه از بزرگ عشاير بودند تعمير گرديده و سنگی در بالاي
سر در مسجد مزبور است كه اشعاري بر روي آن نوشته شده است.
ني ريز در زمان سلطنت هخامنشیان مركزفولاد سازي و قا ليبافي بوده است.يكي از آثار قديمي
ني ريز وجود دو رشته قنات يكي به نام خبار وديگري شادابخت که بهره بر داري از اين قنوات گوياي تمدن كهن مردم اين خطه مي باشد.
پيشينه تاريخي:
تعيين تاريخ دقيق پيدايش اين سرزمين و ارائه تصويري درست و روشن از وضعيت آن در دوره هاي مختلف تاريخي مشكل و در مواردي غير ممكن است.
1 - دوره پيش از اسلام:
بر اساس دانسته ها و اطلاعات موجود مي توان به احتمال گفت كه پيشينه تاريخي اين شهر به دوره هخامنشيان بر مي گردد. بدنبال كاوشهاي باستان شناسي كه در اوايل سده 20 در تخت جمشيد انجام گرفت الواح گلي مربوط به دوره هخامنشيان بدست آمد، اين الواح به خط ميخي عيلامي كه مربوط به امور اداري، جيره غذايي، پرداخت دستمزد كارگران و زره سازان است و در فاصله سالهاي 1933 تا 1934 ميلادي هيئت اكتشافي مؤسسه شرق شناسي به سرپرستي هرتس فلد آنها را كشف كرد، تعدادي از اين الواح متعلق به سالهاي 13 تا 28 شاهنشاهي داريوش اول بوده است.
2 - دوره اسلامي تا سده چهارم هجري قمري:
دانسته هاي ما در مورد ني ريز و توابع آن منحصر به گزارشهايي است كه جغرافي نويسان مسلمان بدست داده اند. اين منابع عبارتند از: مختصر البلدان ابن فقيه، المسالك و الممالك ابن خردادبه، الخراج و صنعه الكتابه قدامه، مسالك الممالك اصطخري، صوره الارض ابن حوقل، حدود العالم من المشرق الي المغرب، اشكال العالم جيهاني، احسن التقاسي في معرفه الاقاليم مقدسي و فارسنامه ابن بلخي.
ابن خردادبه، قدامه، اصطخري و جيهاني، سرزمين فارس را به پنج ولايت تقسيم كرده اند: اصطخر، شاپور، اردشير خره، دارابگرد و ارجان كه نيريز جزء ولايت دارابگرد است. ابن رسته، هفت ولايت و مقدسي آن را 6 ولايت و 3 ناحيه دانسته است. او شيراز را به ولايات پنج گانه اضافه كرده و رودان، نيريز و خسو را 3 ناحيه برشمرده است.
3 - نيريز از سده پنجم تا زمان صفويه:
مهمترين منابع اين دوره كه در آنها از نيريز ياد شده عبارتند از: فارسنامه ابن بلخي، الانساب سمعاني، معجم البلدان ياقوت، اللباب في تهذيب الانساب ابن اثير، نزهه القلوب حمدالله مستوفي، مجمع الانساب شبانكاره اي، كه از آن ميان، منبع اخير بخش مهمي از تاريخ ني ريز را در دوره شبانكاره ( سده هاي 5 الي 8 ه. ق ) روشن مي سازد.
4 -دوره صفويه:
نخستين منبعي كه در اين دوره اطلاعاتي بدست داده، خلاصه التواريخ قاضي احمد بن شرف الدين
حسين حسيني قمي است. به گفته وي در آن دوره (سال 955 ه. ق) چرنداب سلطان شاملو، حاكم ني ريز، ايج و فسا بود.
در سده يازدهم ه. ق، در نيريز بيمارستان و مدرسه طبي و نيز مدرسه علوم ديني به نام مدرسه غياثيه وجود داشته است. هربرت كه در سال 1038 ه. ق
يعني در آخرين سال حكومت شاه عباس صفوي از ني ريز مي گذشت، از وجود بيمارستان و مدرسه طبي خبر داده است. مدرسه غياثيه نيز با توجه به وقف نامه آن كه در سال 1093 ه. ق نوشته شده در همين سده بنا شده است.
5 - دوره زنديه:
در اواخر دوره كريم خان زند، مير حسام الدين عرب از طايفه شيباني ايل عرب فارس بر نيريز حكومت مي كرد. بعد از آنكه آقا محمدخان قاجار در غياب لطفعلي خان زند با كمك حاجي ابراهيم شيرازي كلانتر شيراز ( در سال 1206 ) شيراز را به تصرف خود درآورد، لطفعلي خان زند به جنگ و گريز با نيروهاي آقا محمد خان پرداخت. وي در همان سال بسياري از شهرهاي فارس از جمله ابرقو، بوانات، اصطهبانات و ... را زیر تسلط خود درآورد. اما اهالي ني ريز در مخالفت با او درآمدند كه پس از نبردي آنجا را فتح كردند. وي تا حدود 1208 ه. ق در مناطق بين كرمان، يزد و فارس به مبارزه با سپاهان آقا محمد خان پرداخت و سرانجام در 1209 ه. ق در بم گرفتار شد و به دستور آقا محمد خان قاجار به قتل رسيد.
6 - دوره قاجاريه:
در اين دوره بعد از ميرحسام الدين عرب، فرزندش محمد حسين خان نيريزي حاكم ني ريز شد. وي چنانكه مؤلف فارسنامه ناصري مي گويد: سالها به احترام گذرانيد و به حسن سلوك معروف گرديد. محمد حسين خان در طول حكومتش با بزرگان علم و هنر معاشرت داشت و خدماتي نيز انجام داد.
ملا عبدالجواد ني ريزي خوشنويس تواناي
ني ريز در سده 13 ه. ق از جمله مصاحبان محمد حسين خان بود و قرآني نيز براي او در سال 1232 ه. ق
كتابت كرد كه نسخه اي از آن در كتابخانه مدرسه عالي سپهسالار (مدرسه عالي مطهري) موجود است.
7 - پليس جنوب ايران در ني ريز:
بدنبال اكتشاف نفت در سال 1322 ه. ق در خوزستان، كمپاني نفت ايران و انگليس تشكيل و جستجو براي استخراج نفت و تأمین وسايل براي تجارت آن آغاز شد. علل و عوامل سياسي – اجتماعي داخل و خارج ايران، باعث بروز ناامنيهايي براي دولت انگليس گرديد. درگيريها و نارضايتي ها بين سالهاي 1326 – 1328 ه. ق
بطور عمده اي در فارس روبه فزوني نهاد. از اين رو دولت انگليس بطور جدي به فكر نظارت بر راههاي مراصلاتي براي حفظ منافع خود افتاد و در سال 1334 ه. ق نيروي متشكل از شش هزار سرباز ايراني، توسط انگليسيها و تحت نظارت و تعليم و فرماندهي صاحب منصبان انگليسي در جنوب ايران در ولايت فارس، كرمان، يزد و اصفهان بوجود آمد كه تا سال 1340 ه. ق نيز تداوم داشت. اين نيرو در نقاط مختلف جنوب ايران، اقدام به تهيه و تدارك مراكز نظامي كرد و قلعه هاي نظامي را بوجود آورد كه با عنوان قلعه هاي S.P.R شناخته شد. ( The South Persian Riples)
ني ريز كه در مسير ارتباطي استان فارس با استان كرمان و برخي از شهرستانهاي جنوب واقع بود از سال 1334 تا 1340 ه. ق در جريان مستقيم حوادث بود و متحمل مشكلات و خساراتي نيز شد. از آثار باقيمانده در اين دوره در ني ريز، قلعه S.P.R بوده كه قسمت اعظم آن تخريب شده است.
ني ريز در ميانه جنوب و مشرق شيراز هوايي معتدل دارد. درازي آن از خيرآباد تا حاجي آباد 22 فرسخ، پهناي آن از سرگذار تا قريه بشنه 18 فرسخ، محدود است. از جانب مشرق و شمال به بلوك سيرجان و كرمان و بلوك شهربابك كرمان و بوانات، از طرف مغرب به بلوك استهبانات و بلوك آباده طشك، و از سمت جنوب به بلوك داراب و نواحي سبعه. و هر گونه شكاري در فارس باشد، به علاوه گورخر و آهو در صحراي ني ريز فراوان است.
زراعت نی ریز زراعتش گندم و جو و خشخاش و پنبه و كنجد و خربزه و هندوانه است. آبش از قنات شيرين و گوارا، بساتينش پر از فواكه سردسيري و انار و باغستان ديمي آن كه همه در كوهستان افتاده است. از درخت انگور و انجير و گل سرخ انباشته، خروارها مويز و دوشاب و انجير خشك و غنچه گل سرخ آن را حمل به اطراف كنند و در فصل زمستان بلوك فسا و جهرم و كربال از انار و هندوانه ني ريز بهره مند شوند.
در فاسنامه ابن بلخي آمده است: خيره و ني ريز دو شهرك است و نيريز قلعه اي دارد و از آنجا انگور بسيار خيزد، و بيشترين انگور آنجا، كشمش باشد و هواي معتدل و آب روان و به هر دو جاي، جامع و منبر باشد و آبادان است، نزديك ولايت خسويه و به خيره قلعه اي است بر كوه، سخت محكم.
پيشينه تاريخي برخي از بخشها و روستاها و دهستانهاي تابع ني ريز:
1 - آباده طشك: آباده كه اخيراً در تقسيمات كشوري به شهر تبديل شده، داراي پيشينه ديريني است. اين شهر مركز بخش آباده طشك در شمال شرقي ني ريز واقع است. آباده در گذشته – در سده سوم و چهـارم هـ. ق – جـزء نـاحيـه بـرم بـوده و در بيشتر منابع " روستاي عبدالرحمان " ناميده شده است. فارسنامه ابن بلخي درباره آباده مي نويسد: آباده شهركي است با قلعه استوار و هواي آن معتدل و آب آن از فيض رودكر است و نزديك آن درياچه اي است و انگور بسيار خيزد و نزديك ولايت حسويه است و آبادان است.
ميرزا حسن حسيني فسايي در فارسنامه ناصري درباره بلوك آباده طشك چنين آورده است: آباده طشك محدود است از جانب مشرق به بلوك ني ريز و بوانات و از جانب شمال به بلوك سرچاهان و قونقري و از سمت مغرب به بلوك كربال و از طرف جنوب به درياچه بختگان، هواي اين بلوك به مجاورت درياچه نمك بختگان مايل به اعتدال است، آبش از قنوات و چشمه، زراعتش نخود، گندم، جو، پنبه،كنجد وكرچك است. درخت بساتينش، بادام، انار و انگور است.
در چاشني و حلاوت از عموم انارهاي فارس بهتر است، قناع تجارت آن بادام و رب انار است، در ازاي اين بلوك از حسين آباد تا قريه طشك 12 فرسخ،
پهناي آن از درياي بختگان مشهور به بيجه كان تا خواجه جمالي دو فرسخ و نيم است و نام قصبه آن بلوك نيز آباده است.
و طشك نام دهي است از توابع آن و اين قصبه در جانب مشرقي شيراز به مسافت 23 فرسخ است و خانه هاي آن را از خشت خام و گل و چوب ساخته اند و شماره آنها نزديك به 250 درب خانه است و اين بلوك مشتمل بر 8 قريه آباد است.
2 -دهمورد: اين روستا دهي كوهستاني از دهستان تنگ حنا، بخش آباده طشك است.
دهمورد داراي پيشينه تاريخي است. در منابع جغرافيايي سده هاي سوم تا هشتم هـ. ق از آن با عنوان " آس " و در برخي موارد " بودنجان " و نيز " ديه مورد " ياد شده است.
3 - قطرويه: مركز دهستان قطرويه، بخش پشتكوه، با ارتفاع 1590 متـري از سطـح دريـا كه" قطرو "، " كدور " و در برخي منابع " قطره " نيز خوانده شده است. اهميت اين روستا بيشتر بخاطر خط ارتباطي و مواصلاني بين استان فارس و كرمان است. در برخي از روايات محلي پيشينه آن را پيش از اسلام و به دوره سلطنت بهرام پنجم مشهور به بهرام گور رسانده اند.
4 - مشكان: اين ده از دهستان دهچاه، بخش پشتكوه واقع در 54 كيلومتري شمال ني ريز و از روستـاهـاي كهن ني ريز است. در منابع جغرافيايي و تاريخي سده هاي سوم تا هشتم هـ.. ق از روستـايي با نـامهاي " ماسكانات "، " ماشكانات "،
" مسكانات "، " مشكانات "، " ميسكانان "، " ميشكانات " ياد شده است .و اخيرا در تقسيمات كشوري به شهر تبديل شده است.
5 - دهستان رستاق: اين دهستان يكي از مناطق مهم زراعي در شهرستان ني ريز است، كه كلاً داراي بافت جامعه روستايي است. اهالي روستاهاي تابعه اين دهستان از قديم الايام به امـر زراعت اشتغال داشته و دامداري سنتي فعاليت ثانويه آنها را تشكيل مي داده است. بيش از هفتاددرصد مردم اين منطقه از محل زراعت و باغداري امرار معاش مي نموده و به امر مربوطه اشتغال داشته و دارند و فاقد جامعه و گروه عشايري مي باشند.
6 - دهستان هرگان: مردم اين دهستان كلاً از عشاير شاهسون مي باشند، كه از سالها قبل اسكان شده و مانند مردم روستايي ساكن شده اند. اين دهستان جمعاً داراي ده قريه مزروعي و تعدادي محل سكونت غير مزروعي است، كه مردم آن صرفاً به امور دامداري اشتغال دارند. مردم اين دهستان هنوز در چارچوب فرهنگ عشايري زندگي مي كنند. در دهات غير مزروعي صددرصد درآمد مردم از طريق دامداري تأمین مي گردد. ولي در دهات مزروعي حدود ده درصد درآمد مردم از طريق زراعت و باغداري و پنجاه درصد ديگر از طريق دامداري تأمین مي گردد.
شهرستان نی ریز
اين شهرستان از بك (استان كرمان ) و از شمال شرقي مهريز( استان يزد ) واز مشرق به سيرجان واز جنوب به بندر عباس وداراب واز مغرب به شهرستان استهبان محدود است.
مساحت آن 10500 كيلومتر مربع وارتفاع آن از سطح دريا معادل 1600 متر است.
موقعيت اجتماعي:
وسعت شهرستان ني ريز 1/ 10539 كيلومتر مربع است.وجمعيت آن در سال1365، 78337 نفر بوده كه ازتعداد 28334 نفر شهر نشين 50003 نفر روستايي مي باشد كه17/36% جمعيت شهري و 83/63%جمعيت
روستايي تراكم جمعيت منطقه ني ريز 4/7 نفر در هر كيلو مترمربع است.كه اين جمعيت با قريب رشد 5/4 در سال جمعيت شهرستان در سال1369-93591 نفر برآورد ميگردد كه از اين تعداد 33274 نفر شهر نشين و60317 نفر روستايي مي باشد. اين شهرستان داراي يك شهر و3بخش و 7 دهستان و 5098و301 مزرعه تابع و مستقل، 21 مكان تابع و مستقل و جمعا 421 آبادي دارد.
زبان و نژاد:
زبان مردم ني ريز، فارسي با لهجه اي ويژه است كه با اندكي اختلاف واژگان، مانند ديگر شهرستانهاي مجاور يعني استهبان، داراب و فسا سخن مي گويند. نژاد اهالي ني ريز، نژاد آريايي است.
پیدایش ری
در بنای شهر ری اختلافاتی وجود دارد.
در کتاب نزهه القلوب آمده است ری را «شیث بنی آدم» بنا نهاده است. در مختصر البلدان ابن فقیه بنای ری را به احفاد «بیلان ابن اصبهان بن فلوج بن سام بن نوح» نسبت داده است.
رابرت کرپرتر، گردشگر انگلیسی به پیروی از مولف کتاب آثارالبلاد نقل می کند «ایرانیان بنای این شهر را به هوشنگ پسر بزرگ کیومرث نسبت می دهند.»
همچنین مؤلف کتاب هفت اقلیم می نویسد: "در بنای شهر ری اختلاف بسیار کرده اند بعضی برآنند که ری را راز بن اصفهان بن فلوح بنا کرده و برخی گویند راز بن خراسان ساخته و بعضی نقل می کنند هوشنگ.
همچنین می گویند ری شهری است که فیروزبن یزدجرد بنا کرد و آن را رام فیروز نام نهاد. در فرهنگنامه دهخدا آمده است: بانی ری، راز بن فاروس بن لواسان و به قولی شیس بنی آدم است.
عده ای نیز بنای ری را به (روی) از فرزندان نوح و یا ری بن بیلان بن اصفهان بن فلوخ نسبت داده اند.
ری پیش از اسلام
ری در دوران پیش از اسلام مرکز بزرگ دینی زرتشتیان بوده و به وسیله مدیران موبد، نوعی حکومت دینی نظیر واتیکان در آن وجود داشت و به طور کلی ری در دوران مادها و هخامنشیان وحتی قبل از آن نیز شهری مقدس به شمار می آمد. قرار گرفتن ری در مسیر جاده ابریشم که از آنجا به همدان می رفت علاوه بر جنبه مذهبی به ری اهمیت بازرگانی نیز می داده است، بنابراین مردم ری عموماً بازرگان و تاجر پیشه بوده اند.
ورود آریایی ها در حدود هزاره دوم پیش از میلاد به ری و استقرار شعبه ای از آنها در مسیر حرکت خود به شمال و غرب، آثاری از خود بر جای گذاشته که شواهد آن به صورت کوره های سفال پزی در کهریزک و نیز در تپه معمورین در فرودگاه بین المللی امام خمینی به دست آمده است، پس از ورود به آریایی ها که مهمترین آنها مادها و پارس ها می باشند و در آمیختن آنها (مادها) با بومیانی که پیش از آنها در این سرزمین مستقر بودند این منطقه نیز در تقسیم بندی مادها به رماد رازی یا راگا، راگس که در جنوب تهران قرار داشت قرار گرفت. با پیروزی کوروش بر جد خود آژدهاک پایه های اولین امپراتوری بزرگ جهانی پی ریزی شده که مدت دو قرن دوام یافت. این امپراتوری علاوه برسرزمین های واقع در محدوده حکومت ماد از شرق تا سند، غرب تا آسیای صغیر را نیز در بر می گرفت، در تقسیم بندی داخلی تغییرات چندانی نسبت به دوره ماد داده نشد و ایالات مادی همچنان با همان نام بر جای ماندند در این دوره این منطقه در محدوده (رک) قرار داشته است.
داریوش شاه گوید: پس از آن، (فرورتیش) با سواران کم گریخت، سرزمینی (ری) نام در ماد سو روانه شد...
اسکندر مقدونی در تعقیب داریوش سوم از راه همدان به ری وارد می شود و ویرانی ها به بار می آورد. پس از مرگ وی به دست سردارانش تقسیم شد و در این میان سلوکوس سردار نامی او با غلبه بر آنتیگون قسمت اعظم آسیای غربی را تصرف نموده و سلسله سلوکی را تشکیل داد.
در عهد سلوکیان، در ری زلزله ای شدید روی داد، شهر بر اثر این زلزله ویران شد و سلوکوس اول شهر را دوباره ساخت و نام زادگاه خود اورپس را بر آن نهاد، به همین خاطر در دوران سلوکیان از شهر ری به نام اورپس در تاریخ یاد می شود.
کاروانسرای شاه عباسی شهرری، اکنون به عنوان انبار استفاده می شود.در عصر اشکانیان به علت اینکه آثار بجا مانده از اشکانیان توسط سلسله بعدی یعنی ساسانیان از بین رفته است اطلاعات زیادی در دست نیست و لی آنچه مسلم است ری همچنان اهمیت خود را حفظ کرده و برج و باروی عظیمی در نزدیکی و ابتدای چشمه سوربن یا چشمه علی فعلی که اختصاص به شاهان و امرا داشت ساخته شده است. در این دوران ری به صورت یک مرکز دینی تجاری و قطب کشاورزی و دامداری به حیات خود ادامه داده است.
شهر ری در دوران ساسانیان از مراکز بزرگ دینی زرتشتیان بود و در آن به وسیله موبدان موبد نوعی حکومت دینی نظیر واتیکان وجود داشت. باید گفت ری در دوره ساسانیان شهر مقدس نامیده می شد و آتشکده ری از بزرگترین آتشکده های آن عصر بود که بقایای آن نیز هم اکنون وجود دارد.
ری پس از اسلام
در دوره پس از اسلام که سپاه ایران در جنگ نهاوند از مسلمانان شکست خورد و حکومت مرکزی از بین رفت، کشور ایران و ممالک تابعه آن نیز به تدریج تکه تکه گردیدند و تکلیف هر شهر از جمله ری به دست مرزبانان آن افتاد. پس از فتح ری نو یا ری زیرین به دستور نعیم بن مقرن و به دست همین زینبدی بنا شد و ری قدیم یا ری برین تخریب شد. ری نو در جنوب شرقی ری قدیم بنا گردید.
ری در آغاز قرن چهارم دوران پرشکوهی از رشد و توسعه خود را آغاز کرد و این عهد مرداویج دیلمی اولین شاه خاندان زیاری بود. مرداویج در سال 315 هجری در صحنه سیاست ظاهر شد و در سال 319 هجری استقلال یافت و پایتخت خود را ری قرار داد.
ری در حکومت رکن الدوله پایتخت او محسوب می شد و در این زمان بازهم بر اهمیت ری افزوده شد. در این دوره ری به مرکز سیاسی فرهنگی ایران و جهان اسلام تبدیل شد و این امر رونق دانش و ادب را در این شهر درپی داشت.
ری در دوره اسلامی، پناه گاه فرمان داران بنی امیه بود. این شهر از کشمکش های مذهبی آسیب بسیار دید و در سال 617 هـ. ق مردم آن، در تاخت و تاز مغولان قتل عام شدند. هنوز آثار حمله مغولان از بین نرفته بود که ری بار دیگر در سال 786 هـ.ق به دست سپاهیان تیمور به ویرانه ای بدل شد و از آن پس، دیگر روی آبادی به خود ندید. ویرانه های ری قدیم هنوز نزدیک شهر کنونی ری باقی است.
« فارس، شیرازه فرهنگ و تمدن ایران زمین»
معرفی یک اثر تاریخی در شیراز
سرای مشیر (سرای گلشن) در انتهای جنوبی بازار وکیل و در گوشۀ شرقی و خارج از آن قرار دارد. بازار و «سرا ی مشیر» تواماً مجموعه واحدی هستند. نیمۀ شمالی بازار مجاور «سرای مشیر» بوده و به وسیلۀ دالانی به آن راه دارد «بازار مشیر» از شمال به جنوب کشیده شده است. یک چهار سوق بسیار وسیع که طاق بندی آن از نمونه های ممتاز معماری است در میان بازار ساخته شده و بر فراز چهار سوق، بادگیری وسیع تعبیه کرده اند که امر تهویه آن را به هنگام گرمی هوا آسان می کند و به همین جهت هوای بازار و چهار سوق در تابستان فوق العاده مطبوع و خنک است.
به گزارش روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری فارس احداث بازار و «سرای مشیر» توسط شادروان مشیرالملک صورت گرفته است. یک پارچه سنگی از مرمر در پیشانی سرا به کار رفته که بر آن قسمتی از شروط وقف نامه و تاریخ خانه ساختمان بنا (1282 ه.ق) به خط نستعلیق کنده کاری شده است. از دالان ارتباطی بازار و «سرای مشیر» که بگذریم، سرای مشرف به کوچه ای که به سوی چهار سوق پیش می رود قرار دارد.
سرای بازار مشیر در گذشته مرکز عمده تجارت و داد و ستد در شیراز بوده و در حجره های آن تجار و بازرگانان درجه اول شیراز سکونت داشته اند. سر در «سرای مشیر» دارای دو طبقه بوده که در بالای آن پنجره بسیار زیبایی از آجر مشبک نصب شده که به منزله نورگیر حجره طبقه دوم است و چند لچکی مزین به کاشی کاری های بسیار زیبا در بالای آن قرار گرفته است. روی پشت بام سرای را از قطعات سنگ یکپارچه کرده اند تا مانع از هرگونه نفوذ رطوبت به تزئینات خارجی سرا گردد. در طرفین نمای سر در ورودی، کاشی کاری بسیار زیبا با زمینه سفید دیده می شود. کمی بالاتر مقرنس های بسیار زیبای کاشی از نوع مقرنس های روی هم دیده می شود. در زیر سر در ورودی یک کتیبه کاشی با خط نستعلیق و با زمینه آبی آسمانی نصب گردیده که چنین خوانده می شود «سرای گلشن بنای مرحمت پناه حاج میرزا ابوالحسن خان
مشیرالملک شیرازی»
پایین تر، کتیبه دیگری از سنگ مرمر وجود دارد که تاریخ و هدف بنای «سرای مشیر» بر روی آن با خط زیبایی از نستعلیق نوشته شده است. شامل کتیبه مذکور در 2 قطعه سنگ مرمر است که از نمونه های عالی محسوب می گردد. طرفین آن دو حاشیه کاری زیبا مزین به شاخ و برگ نصب شده و در دو پله از دو تخته سنگ یکپارچه در دو سوی مدخل ورودی به کار رفته است.
سرای مشیر به صورت 8 ضلعی است که اتاق ها و حجره ها در 8 ضلع آن بنا گردیده است. بیشتر درهای چوبی به همان صورت و شکل اولیه خود در محل باقی است که با تعمیرات جزیی در محل مناسب نصب شده اند در بین حجره های تحتانی راهرویی است که آنها را به حیاط مربوط می سازد.
گفتنی است سرای مشیر به شماره ثبت 424 در تاریخ 25/12/79 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده و تحت نظارت سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری فارس قرار دارد.
مسجد كبود
(مسجد کبود یا گی مسجد تبریز)
مسجد کبود (گـُـی مسجد) بنا به کتیبه سردر آن؛ به سال 870 هجری قمری و در زمان سلطان جهانشاه، مقتدرترین حکمران سلسله "قره قویونلویان" که فردی زیبا پسند و شاعر بوده، بنا شده است. تنوع و ظرافت کاشی کاری و انواع خطوط به کار رفته در آن و همچنین زیبایی و هماهنگی رنگ ها سبب شده که به "فیروزه اسلام" شهرت یابد. کتیبه ها به وسیله "نعمه الله البواب" خوشنویس مشهور قرن نهم کتابت شده و سرکاری آن با "عزالدین قاپوچی" بوده است.
زلزله سال 1193 ه. ق. سبب فرو ریختن گنبدها و خرابی آن شده است. تعمیرات و دوباره سازی مسجد به منظور حفاظت بخش های باقیمانده، شامل طاق ها و پایه ها از سال 1318 شروع شده است. مسجد کبود تبریز با توجه به قدمت آن و نظر به اینکه از معدود بناهایی می باشد که در زمین لرزه های بزرگ شهر تبریز به طور کامل تخریب نشده است و هنوز بخشهایی از آن پا برجاست بسیار پر اهمیت است. در زمان بازدید آنوبانینی از این بنا قسمت های مختلف آن در حال بازسازی بود که امید می رود با بازسازی بیشتر آن عظمت این اثر تاریخی بیشتر برای گردشگران مشخص گردد.
هند، گردشگري ماجراجويانه را گسترش مي دهد
دولت هند قصد دارد پس از موفقيت در بخش هاي مختلف گردشگري و با فعال سازي مناطق مخصوص گردشگران ماجراجو، جاذبه هاي بيشتري براي جلب نظر گردشگران ايجاد کند.
دولت هند اميدوار است با بازگشايي يخچال طبيعي سياچن در کوه هاي هيماليا، جاذبه جديدي را براي گردشگران ماجراجو به وجود آورد.
اگر چه بازگشايي طبيعي سياچن، با اعتراض دولت پاکستان مواجه شد، دولت هند با بازگشايي 200 ارتفاع کوهستاني که چهار منطقه آن در اين ناحيه قرار دارد، عملاً بي تفاوتي خود را نسبت به واکنش هاي اين کشور نشان داد.
آمبيکاسوني، وزير گردشگري هند گفت: قله هيماليا نقش مهمي در توسعه گردشگري ماجراجويانه کشور داشته و مي تواند در افزايش درآمد هند نقش مهمي را ايفا کند.
در حال حاضر صنعت گردشگري از سال 2006 تاکنون با ميزباني بيش از چهار ميليون گردشگر، نقش بسزايي در تقويت 9 ميليارد دلاري سرانه ملي هند داشته و پيش بيني مي شود با رونق اين بخش جديد تأثیري افزونتر بر وضعيت اقتصادي اين کشور بگذارد.
چلبي اوغلو، تاريخ گوياي صوفيه
سيما ابراهيمي
مجموعه تاريخي چلبي اوغلو با عنوان خانقاه و مقبره چلبي اوغلو از نوادگان مولانا جلال الدين محمد بلخي(مولوي) در 500 متري جنوب غربي ارگ سلطانيه قرار دارد. اين مجموعه از دو بخش خانقاه و مقبره تشکيل شده که بر اساس نظريه برخي از محققان و باستان شناسان مقبره چلبي اوغلو قبل از خانقاه ساخته شده و اين محل به لحاظ تبرک براي احداث خانقاه در نظر گرفته شده است.
پلان معماري خانقاه با الهام گرفتن از مراتب و آداب صوفيه و با توجه به عملکرد خاص هر يک از فضاها طراحي شده است. مي توان گفت نمونه عمومي اين پلان در محدوده فعلي خاک ايران منحصر به فرد بوده ولي با چند نمونه خانقاه (مدرسه) هم دوره اين بنا در ترکيه فعلي شباهت بسيار دارد.
در طرفين ورودي اصلي بنا دو شبستان قرار دارد که محل بيتوته دراويش و مکان مخصوص مهمانان رهگذر بوده است. حياط مرکزي خانقاه با رواق هايي در اطراف و حجراتي در اضلاع غربي و شرقي طراحي شده است که حجرات يا چله نشين هاي انفرادي و محل رهيافت مريدان بوده است.
دو تالار بزرگ که در سمت قبله جاي دارند مکاني براي گردهمايي عمومي، اجراي مراسم عبادت و ذکر جمعي، اجراي مراسم خرقه پوشان، سماع و يا نشستن شيخ با اصحاب خود بوده است. اين دو بخش را جماعت خانه يا جمع خانه مي ناميدند.
قرينه سازي در کل بنا کاملاً رعايت شده و به نظر مي رسد فضاي مجاور شبستان شرقي در پلان کنوني، الحاقي باشد. همچنين بناي خانقاه در دو طبقه ساخته شده بود که طراحي پلان طبقه دوم شباهت بسياري به طبقه اول داشته است، البته هم اکنون طبقه دوم بنا به شدت آسيب ديده و فرو ريخته است.
مصالح اصلي به کار رفته در ساخت خانقاه، لاشه سنگ بوده که در برخي سطوح با تزئينات گچي پوشيده شده است و طاق ايوان جنوبي بنا تنها بخشي است که از آجر ساخته شده بود که در حال حاضر نيز تخريب شده است.
قسمت دوم اين مجموعه تاريخي بقعه معروف به سلطان چلبي است. پلان اين بنا هشت ضلعي بوده و طول هر ضلع آن از بيرون 16/4 متر، قطر بنا 5/7 متر و ارتفاع آن 17 متر است. مجموعه داخلي مقبره اتاق هشت گوش ساده اي است که کف آن از قطعات سنگ فرو نشانده در آهک فرش شده است. در اين کف سوراخي جهت دسترسي به سرداب زيرين تعبيه شده است. قبر مراد در وسط فضاي سرداب قرار دارد و اجساد مريدان او با توجه به درجه و مراتب آنها در گرداگرد آن دفن شده اند.
اين بنا پيش از آخرين دوره مرمت از سال 84 تا 87 در دهه هاي 1350-1330 و اوايل دهه 1370 نيز مرمت شده است.
عدم دسترسي به اطلاعات کافي و سرعت بالاي عمليات در سه دوره نخست باعث ايجاد تغييراتي در بنا نسبت به شکل و فرم اصلي آن شده است. در آخرين مرحله عمليات مرمتي سعي بر آن بوده که تمامي ساخت و سازها بر اساس مستندات تاريخي و يا نشانه هاي کالبدي بنا صورت گيرد و در مواردي که اطلاعات و يا مدارکي دال بر چگونگي ساخت و ساز اوليه بنا وجود نداشته، الحاقات به گونه اي در نظر گرفته شده که اولا در لحظه قابل جداسازي بوده و ثانيا کاملاً قابل تمايز از بخش تاريخي باشند، نمونه هاي اجرا شده چوبي در سقف و ديوارهاي ورودي (ايوان شمالي) نيز بيانگر اين مطلب است.
در گچ کاري هاي صورت گرفته بنا در برخي نقاط، خطوطي ديده مي شود که زيرساخت تاريخي و زيرساخت جديد را از يکديگر مجزا ساخته است و عمدتا بخش جديد در قسمت بالاي بخش قديم قرار دارد.
ستون هاي گوشه هاي حياط مجموعه نشان دهنده فصل مشترک فرم اصلي پايه ها و مرمت غلط صورت گرفته در دوره هاي قبل است. طراحي مبلمان، نورپردازي و الحاقات موجود در فضا و حتي حوض مياني هيچگونه رابطه اي با هنر دوره ايلخاني و يا عملکرد داخل بنا ندارد و اين طراحي صرفا جهت پاسخگويي به عملکرد فعلي فضاهاي موجود صورت گرفته است.
تمامي فعاليت هاي مرمتي و احيا در آخرين دوره عمليات با تکيه بر اطلاعات به دست آمده طي تحقيقات و بررسي هاي انجام شده در سه سال گذشته صورت گرفته است. بديهي است پژوهش و تحقيق بيشتر در شناخت بنا موجب بالا بردن کيفيت عمليات مرمتي و حتي احيا خواهد بود.
رضا عظيم زاده مسئول بهره برداري از اين طرح مي گويد: طي چهار ماهه اخير رفع معايب، تکميل تجهيزات اتاق ها و نورپردازي کل مجموعه نيز به انجام رسيده است و مرمت مابقي مجموعه شامل محراب و حياط مقبره و خانقاه به منظور تکميل مجموعه تاريخي انجام خواهد شد.
عظيم زاده ادامه داد: خدمات اين مجموعه شامل پذيرايي مختصر در لابي، هزينه ورودي و همچنين راهنما به منظور معرفي مجموعه به صورت رايگان در اختيار گردشگران قرار خواهد گرفت.
وي مي افزايد: بخشي از پشت بام اين مجموعه تاريخي را نرده کشي کرده و داخل آن چهار تلسکوپ براي علاقه مندان به رصد نصب مي کنيم و از آن به عنوان سايت آسمان نما استفاده خواهيم کرد.
عظيم زاده مي گويد: اين مجموعه تاريخي که تحت عنوان مهمانپذير به بهره برداري خواهد رسيد، شامل 15 اتاق بوده که از اين تعداد سه اتاق مجهز به سرويس بهداشتي و حمام است.
گفتني است شرکت زاگرس از جمله شرکت هاي تابعه کانون جهانگردي و اتومبيل راني
مجري عمليات اجرايي و تغيير کاربري اين طرح است.
هگمتانه
هگمتانه نام باستانی شهر همدان بوده و معنایش "جای گرد آمدن مردمان" است. برخی هگمتانه را "دژ مادها" برگردان کرده اند. این شهر از نخستین شهرهای باستانی ایران و پایتخت مادها بوده. این نام را یونانیان اكباتان می خواندند که یونانی شده هگمتانه است. هرودوت این شهر را ساخته دیااکو می داند که در 800 پیش از میلاد ساخته شده است و می گوید، که هفت دیوار داشته که هر کدام به رنگ یکی از سیاره ها بوده اند.
هرودوت در این زمینه می گوید: مردم ماد (از دیااکو) اطاعت کردند و شهری را که اکنون اکباتان نام دارد بر پا ساختند که دیواره های آن بلند و محکم دایره وار تو در تو ساخته شد، هر دیوار از دیوار بعدی بلند تر... شماره دایره ها هفت تا است. کاخ پادشاهی و خزانه در درون محوطه آخری است... اولی سفید دومی سیاه، سومی ارغوانی، چهارمی آبی، پنجمی نارنجی و تمام اینها را با الوان رنگین کرده بودند و دو تای آخری یکی از نقره و دیگری از طلا مستور شده بود.
لوح زرین به نام "آریارمنه" در تپه باستانی هگمتانه کشف شده که از زر ناب و به ابعاد ۸ در ۱۲سانتیمتر و دارای ۱۰ سطر به سه زبان است. آریارمنه نیای داریوش یکم از شاهان هخامنشی است. بنا به اظهارنظر باستانشناسان این لوح قدیمی ترین کتیبه هخامنشی می باشد که در حال حاضر در آلمان نگهداری می شود. علاوه بر این کتیبه چند کتیبه زرین و سیمین دیگر هخامنشی نیز در این محل کشف شده است که نشان می دهد هگمتانه احتمالاً محل اصلی خزانه هخامنشیان بوده است. در حال حاضر قسمتی از این شهر باستانی از زیر خاک خارج شده و حفاریها در این منطقه ادامه دارد.
نکاتی برای ایمنی در تنها سفر کردن
مسافرت آن هم به تنهایی به این معنی است که به قلب خود اجازه نفس کشیدن بدهید و از لذت آزادی کامل خود بهره ببرید. شما کاملاً اختیار خود را در دست خواهید داشت، کسی به شما غر نخواهد زد. کسی انتظارتان را نمی کشد، می توانید هر چه خواستید بخورید و هر زمانی خواستید بخوابید. در هنگام تنها سفر کردن برای هر کاری استقلال دارید و می توانید طبیعت را تجربه کنید. بهترین چیز این است که مجبور نیستید به میل دیگران ساک خود را سنگین ببندید. اشخاص جدیدی را می بینید، مناطق جدیدی را کشف می کنید، از سر و صدا و گفتگوهای مسافرت گروهی در امانید. با خیال راحت گشت و گذار کرده و هر چقدر بخواهید استراحت می کنید. به خاطر همین دلایل بی شمار که برای بودجه شما مناسب است و آرامش ذهنی تان را به همراه دارد، خیلی از مردم تمایل دارند که به تنهایی سفر کنند.
اما این کار خطر بالایی دارد و باید خیلی مراقب باشید. حتی ممکن است ترسناک باشد پس شما باید در امنیت باشید. در اینجا نکاتی را یادآوری می کنیم که هرگز نباید قبل از سفر به تنهایی، فراموش شوند.
1 - درباره مقصد تحقیق کنید.
بسیار مهم است که درباره مقصدتان تحقیق کاملی به عمل آورید. در اینترنت یا مجله های مربوطه جستجو کنید. می توانید به انجمن هایی در این مورد بپیوندید و سؤال کنید. بعد از تحقیق، تمام چیزهای مهم را در ساک خود بگذارید. ویزا، پاسپورت و ملزومات سفر و لوازم پزشکی را در دسترس نگه دارید. ساک خود را سبک جمع کنید و از گذاشتن وسایل غیرضروری حتماً خودداری کنید.
2 - وقت شناس باشید.
وقتی نقشه و لوازم سفر آماده شد، زودتر به فرودگاه بروید و وارسی های مخصوص فرودگاه را زودتر بگذرانید. هرگز اضطراب به خود راه ندهید. اگر ممکن است هتل را از قبل رزرو کنید تا قدمهای بعدی را با اطمینان بردارید.
3 -گوش به زنگ و ایمن باشید.
یکی از مهمترین موارد این است که تا جای ممکن گوش به زنگ باشید. به آنچه در اطرافتان می گذرد توجه کنید. اگر حسی درباره اتفاق ناخوشایندی دارید، سریع تصمیم درست را بگیرید. مراقب دزدان و جنایتکاران باشید. پول نقد زیادی حمل نکنید و بیشتر چک مسافرتی داشته باشید و در صورت وقوع دزدی شرکت کارت اعتباری و پلیس را خبر کنید. تلفن های ضروری را علاوه بر موبایل در یک دفترچه همراه داشته باشید زیرا ممکن است مشکلات آنتن دهی یا خالی شارژ باطری برای گوشیتان پیش آید.
4 - به دیگران سفرتان را اطلاع دهید.
قبل از حرکت، به دوستان یا خویشاوندان خود بگویید که قصد سفر به تنهایی را دارید و اینکه کجا می روید و چه زمانی قصد برگشت دارید.
5 - امنیت بیشتر
هتل را خوب بررسی کنید و سپس رزرو کنید، اگر شهرت خوبی ندارد آن را ترک کنید. شبها سفر نکنید و در هنگام آشنا شدن با اشخاص جدید مراقب باشید که جزییات سفر و اطلاعات شخصی تان را در اختیارشان قرار ندهید.
6 - بودجه
مراقب بودجه خود باشید زیرا تنها سفر کردن می تواند حتی هزینه های بیشتری به گردنتان بیندازد.
غار سهولان
غارهای متعدد موجود در استان آذربایجان غربی همواره مورد توجه و بازدید اغلب گردشگران بوده است که می توان از معروفترین آنها غار سهولان را نام برد. این غار در 35 کیلومتری شهرستان مهاباد و جاده مهاباد-بوکان واقع و از چند حوضچه بزرگ که به وسیله دالان های آبی به هم متصل شده اند، تشکیل یافته است. ارتفاع سقف غار از سطح آب در حوضچه آخر
50 متر و عمق آب در حوضچه وسط به 35 متر می رسد. این غار به تازگی در میان ایرانگردان معروف شده و به سرعت جایگاه ویژه ای به عنوان یکی از مهمترین غارهای آبی ایران یافته است. این غار تا اندازه ای شبیه به غار علیصدر همدان است با این تفاوت که قسمت کشف شده آن در حال حاضر چندان طولانی نبوده و قندیل های بسیار زیبا و فراوان موجود در غار علیصدر را به صورت موردی می توان در این غار مشاهده کرد. غار سهولان دارای دو در اصلی است که به هم راه دارند و می توان از هر یک از آنها وارد غار و از در دیگر خارج شد. بعد از ورود به غار و پس از طی مسیری سوار قایق خواهید شد و به دیدن غار خواهید پرداخت. هم اکنون به لطف نور پردازی محيط دروني غار كه با انواع لامپ ها و نورافكن ها چراغاني شده، مناظر شگفت انگيزي را می توان مشاهده کرد؛ رسوبات داخل غار اشکال گوناگونی دارد: پای فیل، عروس دریایی، خفاش و... که به همراه قندیل های زیبای غار آنرا بسیار دیدنی کرده است. کلمه سهول در زبان محلی کردی به معنای یخ است که شاید وجه تسمیه این غار مربوط به یخبندان های طولانی زمستانی و خنکای تابستانی آن باشد. در حال حاضر می توان با اتومبیل تا نزدیکی غار رفت و تنها مسیر کوتاهی را مجبور به پیاده روی خواهید بود. بر سر راه غار، منطقه ای وجود دارد که تابلویی با عنوان "جاذبه معکوس" در کنار جاده دیده می شود. ظاهراً در این منطقه با وجود سرازیری جاده بر اثر کشش کوه، سرعت و شتاب اتومبیل کاهش می یابد. دلیل آن هم احتمالاً وجود سنگ هایی با خاصیت مغناطیسی در کوههای کنار جاده می باشد که در نوع خود پدیده جالبی است.
گنبد علویان
گنبد علویان در چهار باغ علویان در نزدیکی میدان امامزاده عبد الله همدان قرار دارد. این اثر که یکی از شاهکارهای معماری و گچبری بعد از اسلام در همدان و به قولي مهمترين اثر باستاني دوره اسلامي در شهر همدان است. این گنبد یکی از یادمان های متعلق به اواخر دوره سلجوقیان در قرن ششم هجری است که توسط خاندان علویان ابتدا به عنوان مسجد احداث شده و سپس در دوره های بعد با ایجاد سردابی در زیر زمین به مقبره آن خاندان تبدیل گردیده است. علت نامگذاری این بنا به گنبد علویان این بوده که در گذشته های دور دارای گنبد بوده و از سوی دیگر علاقه شدید مردم به سادات و دوستداران علی (ع) و مدفون بودن دو تن از خاندان علویان در این بنا از دلایل این نامگذاری ذکر شده است.
ژئوپارک بی نظیر در خاورمیانه
ژئوپارک در لغت "پارک زمین شناسی" و در معنا عبارت است از منطقه ای با وسعت کافی که مرزهای آن به وضوح مشخص شده و چندین پدیده بارز زمین شناسی(میراث زمین شناسی) در محدوده آن قرار گرفته باشد. این محدوده باید بتواند در توسعه اقتصادی جوامع پیرامون نقش مؤثری ایفا نماید.
ژئوپارک ممکن است علاوه بر پدیده های زمین شناسی از آثار تاریخی، بوم شناسی و میراث فرهنگی و طبیعی دیگر نیز برخوردار باشد. ژئوپارک زیر نظر یونسکو و توسط بالاترین مقام مملکتی منطقه ای که ژئوپارک در آن واقع شده است، اداره می شود. هدف از ایجاد ژئوپارک توسعه پایدار می باشد. کمیسیون جهانی محیط زیست و توسعه در کنفرانس«آینده مشترک ما» که در سال ۱۹۸۷ برگزار شد، توسعه پایدار را اینچنین تعریف کرد:
«توسعه پایدار توسعه ای است که نیاز نسل حاضر را تأمین کند بدون آنکه از توان نسل آینده برای تأمین نیازهایشان کاسته باشد. »
ژئوپارک ها زیر نظر یونسکو به مراکزی کار آمد برای آموزش محیط زیست، پژوهش و کارورزی در زمینه های مختلف علوم زمین تبدیل می شوند.
ویژگی های ژئوپارک جزیره قشم
ژئوپارک قشم در غرب جزیره قرار دارد. در حقیقت ژئوپارک قشم محدوده ای طولی است که شرق آن به محور طبل ـ صلخ، غرب آن به محور گوری ـ کانی، از شمال به ساحل شمالی و از جنوب به ساحل جنوبی
منتهی می شود.
ژئوپارک قشم دارای۸ منطقه اصلی می باشد که عبارتند از:
۱) تنگه چاه کوه
۲) دره ستاره افتاده
۳) تنگه عالی
۴) دره تندیسها
۵) دره شور
۶) نمکدان
۷) دولاب
۸) کورکورا کوه
و همچنین ژئوپارک قشم دارای موزه ای می باشد که حیات وحش منطقه و عکس هایی از پدیده های زمین شناسی ژئوپارک را به نمایش می گذارد.
ژئوپارک قشم اولین و تنها ژئوپارک خاور میانه است که در سال ۲۰۰۶ به ثبت شبکه جهانی ژئوپارک ها رسید. در حال حاضر تنها ۱۷ کشور جهان ژئوپارک ثبت شده دارند که ایران نیز به واسطه ژئوپارک قشم یکی از این ۱۷کشور می باشد. البته این موضوع برکسی پوشیده نیست که ژئوپارک قشم بواسطه واقع شدن در منطقه راهبردی خلیج فارس از اهمیت بالاتری برخوردار است. از طرف دیگر ژئوپارک قشم به دلیل قرار گرفتن بین ژئوپارکهای شرق آسیا و اروپا موقعیت خاصی را هم در منطقه و هم در بین ژئوپارکها پیدا کرده است.
ژئوپارک قشم از لحاظ تنوع پدیده های زمین شناسی به دنبال آن تنوع مناطق نسبت به سایر ژئوپارکها جایگاه بهتری دارد. البته این تنوع محدود به پدیده های زمین شناسی نمی شود، تنوع در پدیده های مانند بوم شناسی، آثار باستانی، محیط زیست، حیات وحش و ... از دیگر ویژگیهای این ژئوپارک می باشد.
قرار گرفتن سواحل در حاشیه ژئوپارک باعث شده زیبایی این ژئوپارک چندین برابر شود. همچنین از دیگر ویژگیهای اصلی ژئوپارک قشم، مجاورت با جنگل های حرا می باشد که بر ارزش آن به مقدار خیلی زیادی افزوده است.
جاذبه های علمی و گردشگری ژئوپارک قشم a
با توجه به تنوع پدیده های زمین شناسی در ژئوپارک، این منطقه می تواند به مرکزی جهت تحقیقات، مطالعات و انجام پایان نامه ها در زمینه های رسوب شناسی ژئومور فولوژی، فسیل شناسی و بررسی گنبد نمکی تبدیل شود. همچنین با توجه به تعریف ژئوپارک، پدیده هایی مانند پوشش گیاهی، حیات وحش و ... جزئی از ژئوپارک محسوب می شوند.
وجود جنگل حرا در شمال شرق ژئوپارک یکی از عوامل تقویت کننده ژئوپارک می باشد که جای تحققیق و مطالعه علمی درباره این زیست بوم غنی بسیار وسیع است. حیات وحش منطقه ژئوپارک نیز دارای اهمیت بسیار بالایی است. با توجه به وجود بیش از ۲۲۰ گونه پرنده، ۳۰ گونه خزنده، ۲۰ گونه پستاندار و ... در محدوده ژئوپارک و اطراف آن مطالعات جانور شناسی و زیست شناسی این جانوران می تواند کمک بسیار زیادی به توسعه هر چه بیشتر ژئوپارک کند.
همچنین وجود آثار باستانی در محدودۀ ژئوپارک که بعضاً تاریخ آنها به دوره مادها نیز می رسد، جنبه باستان شناسی ژئوپارک را شدیداً تقویت کرده و باعث مطرح شدن هر چه بیشتر آن در بین سایر ژئوپارکها می شود.
از طرفی مطالعات آبخیزداری یکی دیگر از جنبه های علمی ژئوپارک می باشد که با توجه به اعلام دهه آب شیرین (از سال ۲۰۰۵ تا۲۰۱۵ )اهمیت آن را دو چندان می کند. در نهایت با توجه به وجود ساختار فرهنگی آئینی ویژه در منطقه، انجام مطالعات دراین خصوص می تواند کمک زیادی به آموزش وگسترش فرهنگ منطقه به جهانیان کند.
اهمیت اقتصادی ژئوپارک ها در دنیا
ژئوپارک مقوله جدیدی در صنعت گردشگری می باشد در نتیجه طبیعت گردان توجه خاصی به این موضوع دارند. از طرفی تجارب کشورهای پیشگام در زمینه ژئوپارک نیز مؤید این موضوع می باشد که درآمدهای حاصل از جذب توریست توسط ژئوپارک خیلی بیشتر از درآمد سایر منابع جذب توریسم می باشد.
امروزه تمام کشورهای جهان رویکرد ویژه ای به مبحث توریسم و گردشگری دارند و سعی بر این دارند که به نحوی درآمد حاصل از جذب توریسم جایگزین سایر منابع غیر پایدار درآمدی شود. توسعه گردشگری می تواند از تک محصولی بودن کشور جلوگیری کرده و کمک بزرگی به توسعه اقتصادی کشور کند. از طرف دیگر ژئوپارک به عنوان یک سرمایه ملی می باشد و نسل به نسل می باید منتقل شود تا آیندگان نیز از این زیبایی طبیعت بهره مند شوند آن چنان که ما شدیم.
بنابراین ژئوپارک ها و ژئوتوریسم با ایجاد رونق گردشگری به خصوص اکوتوریسم نقش اساسی را می تواند در اقتصاد کشورها ایفاء کند.
ژئوپارکها
تا کنون ۵۳ ژئوپارک توسط سازمان یونسکو به ثبت رسیده است که در ۱۷ کشور جهان قراردارند. دراین بین کشور چین با ۱۸ ژئوپارک بیشترین سهم را به خود اختصاص داده است.
برخی از جاذبه های ارزنده گردشگری ژئوپارک قشم
دره ستاره افتاده:
این دره در فاصلۀ ۱۵ کیلومتری شهر قشم و در مجاورت روستای برکه خلف واقع شده است. اگر چه این منطقه در خارج از محدودۀ ژئوپارک قرار دارد ولی با توجه به زیبایی منطقه و همچنین ساختار ژئومورفولوژی خاص آن به عنوان یکی از مناطق اصلی ژئوپارک مورد پذیرش یونسکو قرار گرفت. منطقه دره ستاره ها از لایه های رسوبی بسیار نرم و فرسایش پذیر از جنس مارن که یک لایه ماسه سنگ آهکی بر روی آن قرار گرفته است، تشکیل شده که برای بررسی لایه های رسوبی، مکانیزم فرسایش روی لایه ها و هوا زدگی آنها بهترین محل می باشد. از طرفی بوجود آمدن احجامی مانند ستونک های سوزنی شکل، دیواره های کاملاً عمودی، پل ها و حفره های متعدد و زیبا در این دره بر زیبایی آن افزوده است.
تنگه چاه کوه:
این تنگه در فاصله ۸۵ کیلومتری شهر قشم و در جنوب غربی روستای چاهوی شرقی قراردارد. این تنگه که در یک لایه ماسه سنگی ایجاد شده است و به دلیل وجود میان لایه های مارن، سیلت و آهک و فرسایش انحلالی آنها حفره ها، درزها و بریدگیهای بسیار زیبایی ایجاد شده است که چشم هر بیننده ای را خیره می کند. این تنگه در حقیقت از دو تنگه عمود برهم تشکیل شده است و به دلیل اینکه کف این تنگه بعد از هر بارندگی محل جاری شدن آب می باشد، مردم محلی برای استفاده از این آب اقدام به حفر چاه در کف آن نموده و به همین دلیل نام چاه کوه را برای این تنگه انتخاب کردند.
دره تندیسها:
این دره در فاصله ۷۵ کیلومتری و در جنوب غربی روستای طبل قرار دارد. دره تندیسها یکی دیگر از مناطق ژئوپارک می باشد که سطح آن غالباً از ترکهای گلی پوشیده شده است. ترک گلی یک ساخت رسوبی می باشد که در مباحث رسوب شناسی به آن پرداخته می شود. از لحاظ ساختاری نسبتاً شبیه به دره ستاره ها می باشد با این تفاوت که وسعت بیشتری داشته و تراکم پدیده در آنجا کمتر ولی فراوانی بیشتری دارد. در این دره از سنگ، بوسیله فرسایش تندیس هایی تراشیده شده که چشم اندازی بسیار زیبا را در منطقه ایجاد کرده است.
کورکورا کوه:
کورکورا کوه در مجاورت روستای گیاهدان قرار دارد البته این مناطق خارج از محدوده اصلی ژئوپارک قراردارد ولی با توجه به زیبائی منطقه به عنوان یکی دیگر از مناطق های اصلی ژئوپارک مورد قبول یونسکو واقع شد. ساختار عمومی منطقه تپه ماهور هایی است که بیشتر از جنس مارن می باشد و بدلیل فرسایش توسط آبهای جاری دره ها و تنگه های بین آنها ایجاد شده است.
گنبد نمکی:
مناطق نمکدان یکی دیگر از جاذبه های علمی گردشگری ژئوپارک قشم می باشد که درفاصله ۱۰۰ کیلومتری شهر قشم قرار دارد. دراین منطقه بدلیل پدیده دیا پیریسم، گنبد نمکی سر برآورده است که طولانی ترین غار نمکی جهان در این گنبد قراردارد. همچنین وجود چشمه های نمک و سفید پوش کردن دره ها و زمین های اطراف این گنبد چشم اندازی رؤیایی به منطقه داده است. در این منطقه انواع سنگهای رسوبی، دگرگونی و آذرین را می توان یافت که جهت پژوهشها و تحقیقات کانی شناسی پترولوژی یا سنگ شناسی می تواند مورد مطالعه قرار گیرد.
ايران وگردشگري ساحلي
گردشگري ساحلي از بزرگترين فعاليتهاي جهان است که با رشد شتابنده خود به فعاليتي چندمنظوره تبديل شده است. بطوريکه توسعه توريسم و تفريحات مربوطه از عوامل مؤثر در شکل دهي نمونه توسعه نواحي ساحلي بوده و تأمین کننده مزاياي مستقيم و غيرمستقيم اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و محيطي بسياري براي ميزبان است. اما از طرفي ديگر، چنين رويکردي موجب پديد آمدن نگرانيها و بيم هايي از تهديد و تخريب هويت، محيط و ميراث طبيعي، تاريخي و فرهنگي ساکنان محلي سواحل شده است. به طوريکه مقابله با اثرات ناشي از رشد توريسم مهار نشده، نيازمند روشها و شيوه هاي صحيح برنامه ريزي، طراحي و مديريت اين مکانها است.
توريسم ساحلي از قديميترين انواع گردشگري است. به طوري که سابقه برخي از تفرجگاههاي ساحلي به قرن 19 باز مي گردد. در ابتداي امر اين فضاها، مختص افرادي بود که تنها براي ديدار از سواحل دريا مراجعه مي کردند، اما در دهه هاي اخير بازار گردشگري ساحلي اغلب ترکيبات متنوعي از انواع اقامت و استفاده گردشگران به ويژه در طول تابستان تقاضا کرده، با رقابتي فزاينده خواستار سرمايه گذاريهاي عمده در زمينه زيرساختها و ايجاد تسهيلات و حفاظت منابع طبيعي اعم از دريا، سواحل، تالابها و ساير ميراث طبيعي است. در حقيقت زمان مطلوب گردشگر ساحلي، تنها با عواملي چون خورشيد، دريا و ماسه سپري شده و گردشگر امروزي در جستجوي فعاليتها و تجربيات متفاوتي است (ترکيبي از فعاليتهاي ورزشي، تفريحي، فرهنگي و ميراث طبيعي و...). از ميان تمامي فعاليتهايي که در مناطق ساحلي انجام مي گيرند، هيچکدام از نظر گستردگي و تنوع به اندازه مبحث توريسم و تفريحهای ساحلي نيستند به طوري که طبيعت پوياي اين بخش و وسعت تقاضا، اغلب طرحهاي مربوط را در زمره طرحهاي ملي و منطقه اي قرار مي دهد و تمامي سواحل بصورت مستقيم و غير مستقيم تحت تاثير آن قرار مي گيرند. آب پاک، سکونت گاههاي ساحلي سالم و محيطي ايمن و لذت بخش، اساس گردشگري ساحلي موفق است. بهمين نحو آبزيان و منابع دريايي (ماهيها، نرم تنان، تپه هاي مرجاني و تالابها) نيز مورد توجه هستند.
گردشگري ساحلي در ايران
با وجودي كه كشورهاي حاشيه خليج فارس از امكانات طبيعي كافي براي رونق توريسم دريايي بهره اي نبرده اند، اما با ساخت جزاير مصنوعي و تسهيلات ساحلي متنوع اقدام به توسعه گردشگري دريايي و ساحلي خود كرده اند. در اين ميان كشور ما با برخورداري از جاذبه هاي بالقوه خود در توريسم دريايي، هنوز در ميان كشورهاي فعال در زمينه توريسم دريايي جايگاهي ندارد. در صورت حركتي سازمان يافته، ضمن سرمايه گذاري هاي كلان، مردم مي توانند شاهد رونق گردشگري دريايي (ساحلي) و توسعه اقتصادي منطقه خود باشند.
شهرها و بنادر ساحلي و جزايري چون قشم، كيش در جنوب ايران و شهرها و بنادر شمالي ايران همچون آستارا، انزلي، رشت و... در صورت ايجاد تاسيسات گردشگري مناسب و استفاده از ظرفيت هاي موجود در آنها براي جذب گردشگر، مي توانند در توسعه توريسم دريايي كشور موفق باشند.
كارشناسان گردشگري برگزاري تورهاي غواصي، تورهاي ديدن از تخم گذاري لاك پشت ها و ديدار از لاك پشت هاي عظيم الجثه و برگزاري مسابقات ورزشي آبي را در سواحل كشور، از جمله اقداماتي مي دانند كه مي تواند توريسم دريايي را رونق دهد و باحضور در نمايشگاه هاي بزرگ توريستي و تفريحي تصويري مناسب از جايگاه واقعي اش را به جهانيان عرضه کند و از سوي ديگر با اتحاذ سياست هاي حمايتي، سرمايه گذاران داخلي و خارجي را ترغيب کند. شناسايي نمونه هاي موفق در دنيا و نحوه استفاده آنها از جاذبه هاي گردشگري دريايي و ساحلي مي تواند راه ميانبر مناسبي براي موفقيت در اين حوزه باشد. اما اولين گام در اين راه شناسايي آثار و نتايج حاصل از توريسم ساحلي است که مي تواند نقش مؤثري در توسعه پايدار اين صنعت و جلوگيري از عوارض ناشي از رشد بدون برنامه و شتابزده آن داشته باشد.
ناوگان اقامتي در انتظار تابستان
سحر قاسم نژاد
باور كنيد اگر مردم هر كشور ديگري جز ايران براي استفاده از تعطيلات 5 روزه 2 روز كامل در راهبندان جاده هاي نه چندان مطمئن سرگردان مي شدند دست كم تا چندين ماه خواب مسافرت هم نمي ديدند.
اما در كشور ما داستان به نوع ديگري است و هنوز يك ماه از سفر دسته جمعي و ميليوني نيمه خرداد نگذشته هزاران نفر به محض بسته شدن درهاي مدارس كوله بارشان را بسته اند.
اما جاده هاي پر ازدحام و گره خورده و راه هاي بسته و يك طرفه تنها قسمتي از داستان تكراري و ملال آور سفرهاي فصلي ومناسبتي در ايران است. به عبارت ديگر رسيدن به مقصد تنها بخشي از فرآيند پيچيده ايرانگردي به شمارمي رود وبعد از آن مسافران خسته وكلافه از ساعتها راه بندان بايد جهت يافتن محل مناسبي براي اقامت همت كنند. اين جست وجوهمه اماكن اقامتي از منازل شخصي تا مهمان پذيرهاي غير رسمي را شامل مي شود. دست آخر هم وقتي تمام تلاش ها به در بسته خورد چادرهاي رنگارنگ در گوشه خيابان ها برپا مي شوند و ازدحام آنها در نهايت كمپينگ هاي موقت را شكل مي دهد.
خسرو ايران پور، دبير كل جامعه هتلداران ايران علت اين بي نظمي را علاقه گردشگران داخلي به سفرهاي موسمي و مناسبتي مي داند و ميگويد: در تعطيلات نيمه خرداد ميليون ها نفر عازم سفر شدند، در حالي كه ظرفيت پذيرش هتل هاي كشور به 150 هزار تخت خواب هم نمي رسد.
ايران پور مي افزايد:در روزهاي محدودي از سال هزاران نفر پا در ركاب سفر مي گذارند اما در ماه هاي باقي از سال حتي نيمي از ظرفيت هتل ها هم مورد استفاده قرار نمي گيرد.
او مي گويد:بايد تدابيري اتخاذ شود تا مردم به سفردر روزهاي عادي سال ترغيب شوند ودر نهايت بار جا به جايي در تعطيلات مناسبتي كاهش يابد.
به گفته دبير كل جامعه هتلداران ايران اعضاي اين صنف به منظور تحقق اين هدف پيش تر وارد عمل شده و در روزهاي عادي سال تسهيلات وتخفيفهای ويژه اي به مشتريان خود اختصاص مي دهند.
او به دولت هم پيشنهاد مي كند انگيزه مسافرت هاي خارج از فصل را با برگزاري نمايشگاه ها، جشنواره ها و مراسم آييني افزايش دهد يا تعطيلات متمركز را در كل سال تقسيم كند. ايران پور تاكيد مي كند: در شرايط فعلي سود اندك هتلداري، انگيزه هاي سرمايه گذاري در اين صنعت را جبران نمي كند و درنتيجه توازن ميان امكانات و تقاضا در ايام تعطيلات به هيچ عنوان برقرار نمي شود. او مي گويد: اگر بتوانيم رويه مسافرت را تغيير دهيم به سرعت شاهد اشتغال زايي رشد سرمايه گذاري در بخش هتلداري خواهيم بود.
دبير كل جامعه هتلداران در خصوص نحوه قيمت گذاري خدمات اعضاي خود مي افزايد: قيمت گذاري به صورت استاني و بر اساس ميزان هزينه تمام شده سبد كالايي در هر منطقه انجام مي گيرد.
به گفته او 135 قلم كالا درسبد هر يك از هتل ها جاي مي گيرد، به اين ترتيب و با توجه به ارزش متفاوت اين اقلام در مناطق مختلف كشور قيمت تمام شده خدمات اقامتي در هر استاني متفاوت است.
ايران پور تأكيد مي كند: اعضاي انجمن هتلداران در روزهاي گرم تابستان تلاش مي كنند به عنوان عضوي از ناوگان اقامتي كشور رضايت مسافران را فراهم آورند. اما با وجود اعلام نظر انجمن هتلداران كه از تعيين نرخ خدمات اقامتي به صورت استاني خبر مي دهد ظاهراً داستان قيمت گذاري خدمات هتل ها خود حكايت مفصلي است چون مصرف كنندگان خدمات هتلداري بر اين باورند كه صاحبان هتل ها، 25 درصد افزايش قيمت نوروزي را كماكان اعمال مي كنند.
داستان طولاني قيمت ها هم از زماني آغاز شد كه هتل هاي كشور درنيمه دوم سال گذشته منتظر نرخ هاي جديد بودند اما با آيين نامه هاي حذف نرخ ارزي و يكسان سازي قيمت مواجه شدندكه عملاً افزايش قيمت هتل ها را منتفي مي كرد وبه گفته هتلداران در تصويب اين آيين نامه سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري از نظر كارشناسي بخش هتلداري استفاده نكرده است، در نتيجه اعضاي اين صنف به نحوه اين تصميم معترض هستند.
در ادامه، اسفنديار رحيم مشايي، رئيس سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري هم در روزهاي پاياني سال گذشته از افزايش نرخ هتل ها تا پايان تعطيلات نوروزي خبر داده و گفته بود بايد به اين قيمت جديد 25 درصد اضافه شود تا توجيه اقتصادي داشته باشد.
در آن زمان، رحيم مشايي معتقد بود: هتل ها سرجمع افزايش قيمت ندارند و قيمت ها به صورت قابل ملاحظه اي افزايش نمي يابند. بنابراين انتظار مي رفت، پس از تعطيلات نوروزي شرايط قيمت ها متعادل تر شود؛ امابعضي از گزارش ها حاكي از آن است كه هتل ها نيز از قافله گراني و تورم سال 87 جا نمانده اند.
هر چند با احتساب نرخ خدمات، افزايش دستمزدها و اقلام خوراكي، نمي توان از هتلداران هم انتظار داشت بدون هيچ تغييري در قيمت، راه خود را در گردشگري ادامه دهند، چون در اين صورت سرمايه گذاري در زيرساخت مهمي چون صنعت هتلداري، توجيه خود را از دست مي دهد؛ اما درهر حال بدون توجه به وضعيت گردشگران دنيا و مسافران ايراني نيز نمي توان افزايش قيمت هاي خود خواسته را نيز اعمال كرد، چون به گفته مسئولان سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در اصل، سياست حذف نرخ ارزي و يكسان سازي قيمت در هتل ها براي تسهيل سفر صورت گرفته است هر چند كه هتل ها هنوز كالايي مرغوب براي خانواده هاي ايراني محسوب مي شوند وبه همين دليل هم در تعطيلات نوروزي و اواسط خردادماه، مدارس، كمپ ها و چادرهاي سفر، سرپناه اين قشر گسترده جامعه بودند.
باغ شوكت آباد
باغ شوكت آباد در 10 كيلومتري شرق بيرجند، در كنار راه بيرجند به زاهدان در روستاي شوكت آباد استان خراسان جنوبي قرار دارد. اين باغ با وسعتي در حدود 5/8 هكتار با شماره 2363 در 23مردادماه سال 1378 هـ . ش در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است.
اين باغ در بستري كوهستاني قرار گرفته است كه مربوط به دوره قاجار و از املاك امير اسماعيل خان شوكت الملك بوده و به عنوان سكونتگاهي ييلاقي استفاده مي شده و به دليل آنكه وي وارث و فرزندي نداشت اموال او به برادرش محمدابراهيم خان رسيد و بعدها توسط اسدالله علم، وزير دربار وقف گرديد.
اين باغ داراي ورودي ها، عمارت اندروني، فضاهاي خدماتي، اصطبل، يخچال و برجهاي نگهباني مي باشد.
عمارت اصلي باغ در ضلع جنوبي و با محور شرقي ـ غربي بنا شده است. اين عمارت داراي 3 بخش است:
-حوضخانه
-بخش مركزي
-اتاقهاي ضلع شرقي و غربي حوضخانه
بخش اندروني باغ كه جنوبي ترين قسمت باغ است از لحاظ طرح و معماري شباهت زيادي به خانه هاي مسكوني بافت بيرجند دارد.
اين فضا شامل: حياط، ايوان، هشتي، فضاهاي ارتباطي، راهروها و اتاقهاي متعدد در چهار ضلع حياط مي باشد.
ايوان در ضلع جنوب داراي دو ستون با مقطع دايره و دو نيم ستون مي باشد. در مركز حياط، حوضي با طرح 8 ضلعي و چهار باغچه كوچك در اطراف به چشم مي خورد كه درختان كاج در آنها كاشته شده است.
فضاهاي خدماتي شامل: سرويس بهداشتي، مطبخ، حمام، اتاقهاي خدمه و نگهبانان است كه در گوشه جنوب شرقي و نيز در ضلع جنوب عمارت اصلي قرار دارد. اين باغ در چهار گوشه داراي برجهاي نگهباني است.
درختان موجود در باغ شامل درختان تزييني، سايه دار و ميوه دار از جمله چنار، كاج، سرو، هلو، انار، توت، زردآلو و تاك مي باشد. درختان باغ بيشتر از گونه كاج مي باشند كه در ميان آنها درختان عرعر، انار و گردو به همراه بوته هاي گل چون شقايق و محمدي به چشم مي خورد.
از بخشي از اين باغ به عنوان موزه تاريخ طبيعي و حيات وحش بيرجند استفاده مي شود و بخشي ديگر به رستوران سنتي تغيير كاربري داده شده است.
چمن متحرك
چمن متحرک؛ یکی از پدیده های جالب شهرستان تکاب است. قطعه بزرگی تشکیل شده از نی هایی که از ریشه به هم چسبیده است و بدون ارتباط با زمین بر روی آب شناور است. قطر این قطعه کمتر از 100 متر می باشد که بر روی رودخانه کوچکی قرار گرفته است.
به دلیل حرکت این قطعه، عرض رودخانه در آن نقطه زیاد شده و حدود 5 متر از قطر قطعه متحرک بیشتر شده است. حرکت چمن متحرک تنها در این فاصله کوتاه 6-5 متری است و عملاً حرکت آن محسوس نمی باشد؛ ولی در صورت وجود باد و توقف کافی می توان به حرکت آن پی برد. به علت بزرگ و سنگین بودن چمن، امکان اینکه انسان بتواند بدون مشکل بر روی آن حرکت کند وجود دارد. تنها ممکن است در برخی نقاط به دلیل نازک شدن چمن، در اثر فشار پایین رفته و پاها درون آب فرو رود.
چمن متحرک در روستای ویر در فاصله حدود 20 کیلومتری شرق شهر تکاب قرار دارد. چمن در سمت غرب روستا و در فاصله حدود 1 کیلومتری آن واقع شده که باید پیاده طی شود. و در این فاصله می توان از مناظر طبیعی اطراف این دریاچه نیز که بسیار بدیع و منحصر به فرد می باشد استفاده کرد.
غار علیصدر
(غار آبی علي صدر همدان)
غار علیصدر مهمترین غار آبی و توریستی ایران و از جمله غارهای دیدنی و استثنایی جهان است؛ که همه ساله خیل عظیمی از گردشگران و دوست داران طبیعت را به سوی خود می کشد. این غار در فاصله 75 کیلومتری شمال غربی همدان در کوه های زاگرس در ارتفاع 1980 متر از سطح دریا واقع شده است.
مردم روستای علیصدر و روستاهای اطراف، از قدیم الایام به وجود این غار پی برده بودند و از آب آن بهره برداری می کردند. در 5 مهرماه 1342 شمسی، گروهی 14 نفره از اعضای هیئت کوهنوردی همدان، غار علیصدر را مورد بازدید و کاوش قرار دادند و توانستند با وسایل ابتدایی، مانند فانوس و تیوپ لاستیکی، مسافتی از غار را طی کنند. در سال 1346 با پخش خبر کشف این غار شگفت انگیز و بی انتها در سطح رسانه های ملی، سیل محققان، کوه نوردان و علاقه مندان به آثار طبیعی به سوی آن سرازیر شد.
در سال 1352، کوه نوردان همدان؛ دهانه و ورودی غار را به قطر 50 سانتی متر تعریض کردند و از سال 1354 استفاده عمومی از غار علیصدر آغاز شد. از آن روز تاکنون جهت سهولت بازدید و رفاه حال گردشگران کارهای زیادی درون غار انجام شده که علاوه بر افزایش طول مسیر آبی برای قایقرانی، مسیرهایی در خشکی به مسیر بازدید افزوده گشته که مناظر جدید و بدیعی را در مقابل دیدگان مشتاق گردشگران قرار می دهد.
آنچه که غار علیصدر را از سایر غارهای آبی جهان متمایز می کند، سهولت استفاده از کانالهای آبی درون آن است که به سبب وسعت آن به راحتی می توان در آن مسیر طی کرده و با قایق های معمولی از درون آنها گذشت.
زيبايي مساجد اصفهان را هيچ جاي دنيا نديدم
مريوان، شهري افسانه اي
آشنایی با جاذبه هاي گناباد
خانه هاي جهانگردي آئينه اي براي جاذبه هاي گردشگري
گردشگري شهري و آثار آن بر سيماي شهر و فضاهاي شهري
سفر يعني...
گردشگران به خانه نقلي كاشان مي روند
معبد پارتنون
Āৄمعبد پارتنون، پرستشگاه یکی از الهه های یونان به نام آتناست که در قرن پنجم قبل از میلاد توسط مردم آتن ساخته شد. این معبد مهمترین بنای باقیمانده از یونان باستان است و غالباً به عنوان نقطه اوجی در پیشرفت دوره معماری دوریس شناخته مي شود.
مجسمه هایی که در تزئین این بنا استفاده شده است یکی از مهمترین بخشهای هنر یونانی است و سمبلی از یونان باستان و دموکراسی آتنی است و یکی از بزرگترین مقبره های فرهنگی دنیاست.
پارتنون به جای معبد قدیمي آتن جایگزین شده که "پارتنون قدیمی" خوانده مي شود و در حمله پارسیان در 480 قبل از میلاد تخریب شد. در قرن ششم بعد از میلاد، پارتنون تبدیل به کلیسا شد و به مریم مقدس تقدیم شد. بعد از پیروزی عثمانیان در 1460 تبدیل به مسجد شد و حتی یک مناره نیز داشت.
در 28 سپتامبر 1687 یک انبار مهمات عثمانی توسط ونیزی ها در داخل ساختمان معبد منفجر شد و آسیب بسیار زیادی به معبد و مجسمه هایش وارد آمد. سپس شخصی با اجازه عثمانیان بخشی از مجسمه ها را از آنجا خارج کرد و این مجسمه ها اکنون در موزه بریتانیا در لندن نگهداری مي شوند.
اولین تلاشها برای ساخت پرستشگاه پارتنون مدت کوتاهی بعد از نبرد ماراتن (490-488 قبل از میلاد) شروع شد. طبق تحقیقات به عمل آمده در آکروپلیس که شامل پارتنون نیز مي شود، در معماری این معبد نسبت طلایی رعایت شده است.
مهمترین ویژگی معبد پارتنون حاشیه ایست که بدور دیوار خارجی بدنه اصلی معبد قرار دارد و گفته مي شود که برای پرستش آتنا، هر سال در جشنی که بمناسبت میلاد او برپا مي شده، یک دختر غیرآتنی را برای او قربانی مي کرده اند. تفسیر دیگری نیز وجود دارد و آن است که این حاشیه برپایه اساطیر یونان است و قربانی شدن پاندورا کوچکترین دختر ارکتئوس را نشان داده است یعنی آتنا برای نجات شهر از دست پادشاهی که با جمع آوری سپاه قصد حمله به آتن را داشته است، خواستار قربانی کردن انسانی شده است.
قسمتی از آرایش شرقی معبد حالت روایت گونه دارد که تولد آتنا را از سر پدرش روایت مي کند. بر طبق اساطیر یونان، زئوس دچار سردرد شدیدی مي شود و هفائیستوس (خدای آتش و آهنگری) را برای کمک به سوی خود مي خواند و از او مي خواهد بر سبک کردن سردردش با چکش آهنگری بر سر او بکوبد و وقتی هفائیستوس این کار را انجام مي دهد مغز زئوس شکافته مي شود و آتنا با حالتی زره پوش از سر پدرش به دنیا مي آید. در این روایت، لحظه تولد آتنا به تصویر کشیده شده و خدایان اصلی یونان مانند هرا و هفائیستوس در حال تماشای این واقعه خارق العاده هستند. البته قسمتهای زیادی از این نما تخریب شده است.
در قسمت غربی روایت ستیز آتنا و پوزئیدون بر سر بدست آوردن افتخار حفاظت از شهر به نمایش درآمده است. آتنا و پوزئیدون در وسط نبرد قرار دارند و آتنا درخت زیتونی را نگه داشته و پوزئیدون (خدای دریاها) مي خواهد نیزه اش را در زمین فرو ببرد.
لغت پارتنون به معنای باکره است و گفته مي شود که صفتی برای آتنا بوده است و به اتاق ویژه ای در معبد اشاره مي کند که در آن دختری را که باید قربانی مي شده به آتنا نشان مي داده اند و 4 دختر نیز هر سال برای خدمت به او انتخاب مي شده است.
پارتنون تنها جایی برای پرستش نبوده بلکه در دوران اتحادیه دلوس از آن به عنوان خزانه نیز استفاده مي شده است.
امروز قطعه هایی مرمرینی که در دوران حکومت عثمانی از معبد جدا شده اند، در موزه بریتانیا و بخش دیگری از مجسمه ها در موزه لوور نگهداری مي شوند. اما قسمت اعظم آن در زیرزمینی در جنوب شرقی معبد پارتنون یعنی موزه آکروپلیس وجود دارد.
باغ قدمگاه نيشابور
اين باغ در بستري كوهستاني و در دامنه جنوب كوه بينالود و رو به دشت نيشابور واقع شده است. اين باغ از سمت جنوب به جاده نيشابور - مشهد اتصال مي يابد. از نيشابور حدود 24 كيلومتر و از مشهد حدود 100 كيلومتر فاصله دارد. اين مكان به عنوان مكاني مقدس از سابقه طولاني برخوردار است. اين باغ را زماني به شاپور كسري و زماني به حضرت علي(ع) و سپس به حضرت رضا (ع) نسبت داده اند. وجه تسميه باغ با توجه به وجود سنگي سياه است كه جاي دو پا بر آن نقش بسته است. مي گويند سال 200 هـ.ق حضرت رضا(ع) كه از مدينه عازم مرو بودند، در اين مكان توقف كرده و چون خواستند با خاك تيمم كنند، آبي جاري پديد آمد. اين وقايع مهم، اين مكان را به مكاني مقدس و ايمن براي زائران در كنار مسير مشهد تبديل كرد كه در دوره هاي مختلف مجموعه اي ميان راهي شامل: كاروانسرا، آب انبار، حمام و مكان هايي جهت اطراق زائران و مسافران در حاشيه خيابان شكل گرفت.
شكل اصلي باغ كنوني در دوران صفوي و به دستور شاه عباس اول احداث شد و در دوره هاي بعدي در زمان شاه سليمان صفوي و در دوران ناصرالدين شاه قاجار مرمت هايي جهت حفاظت و احياء باغ صورت پذيرفت. آخرين مرمت و بهسازي مجموعه مذكور در سال 1350 توسط سازمان حفاظت آثار آغاز شده و تا به امروز ادامه دارد و به شماره 236 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است. كوشك هشت ضلعي، در مركز باغ قرار دارد. در ضلع شرقي بقعه نيز چهار طاقي كوچكي قرار دارد كه از چشمه اي جوشان حفاظت مي كند. روايت است آب آن هنگام وضوي حضرت رضا (ع) جوشيده و جاري گرديده است و به ميمنت آن را چشمه حضرتي مي نامند.
اين باغ به عنوان بخش اول اين مجموعه با مساحتي برابر 1 هكتار، به صورت مربعي با ابعاد صد در صد متر و با دو ساختمان قديمي در موقعيت مركزي آن، مهمترين عنصر اين مجموعه است. اين باغ منطبق با شيب كوهپايه بينالود در سه سطح، با اختلاف ارتفاع 5/1 متر از يكديگر شكل گرفته است. در هر سطح، درختان كاج وجود داشته كه در دوره هاي بعد درختان چنار، گردو، و توت جايگزين بسياري از درختان كاج شده است.
آبياري باغ از طريق دو قنات، كه قنات اولي، قنات اصلي از سمت بالا ده و قنات دوم از سمت پايين ده كه در ميانه باغ به قنات اولي مي پيوندد صورت مي گيرد كه در حال حاضر قنات دوم جايگزين چشمه اصلي (چشمه حضرتي) مي باشد. سردر ورودي باغ با پلكاني در دو طرف در خارج از مجموعه به فضاي محصور باغ مرتبط مي شود و با آبنمايي در مركز و كرتهاي درختكاري شده به بقعه منتهي مي شود.
در بالاي باغ دو كرت كه استخر بزرگي در ميان آن است وجود دارد كه آب پس از ورود به استخر توسط جويهاي باريكي به 4حوض هشت گوش دور بقعه هدايت شده و توسط آبنمايي در محور مركزي به حوضچه هاي بعد انتقال مي يابد. پوشش گياهي باغ درختان چنار، كاج، توت، گردو و زبان گنجشك مي باشد كه در ميان اين درختان، گونه هاي درختان چنار، كاج و توت كهنسال به چشم مي خورد.
باغ دلگشا
اين باغ در جبهه شمال شرقي و در سمت جنوب تنگ آبخان و نزديک آرامگاه سعدي و در بستري کوهستاني واقع شده است. سابقه آباداني و وجود اين باغ نه تنها به پيش از دوره سلسله هاي آل اينجو و آل مظفر مي رسد بلکه تا پيش از اسلام يعني دوره حکومت ساسانيان، به دليل همجواري با مظهر کاريزي کهن و استقرار در حريم قلعه بسيار قديمي مشهور به کهن دژ بوده که بقاياي آن تا نيم سده پيش بر فراز کوه مقابل قرار داشت، قطعي است. اين باغ در دشت زير پاي اين قلعه و در نزديکي مظهر کاريز سعدي که آب گازاران هم ناميده مي شود واقع شده است، آب قنات سعدي از گذشته تا کنون باغ دلگشا و چند باغ ديگر و کشتزارهاي اطراف را تأمین مي کرد.
در دوره تسلط تيمور گورکاني در فارس، اين باغ و مجموعه باغها در نهايت آباداني بوده و پس از ديدن اين باغ، در سمرقند باغي بزرگ به همين شيوه به نام دلگشا احداث نمود. اين باغ در دوره صفويه از باغهاي مشهور به شمار مي رفته و در دوره افشاريه همچنان آباد و احتمالاً مدتي در تملک ميرزا محمد کلانتر فارس بوده است. اين باغ با مساحتي بالغ بر 5/7 هكتار به شماره 912 در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است. ورودي باغ رو به جنوب، با عمارتي کرسي دار و ايوان دو ستونه به سمت جنوب و در سه طبقه در مرکز، که اطراف آن چهار خيابان است که به حصار اطراف باغ ختم مي گردد، در طبقه اول عمارت، يك هشتي وسيع با چهار شاه نشين و حوض بزرگ هشت گوشي با كاشي آبي كه لبه هاي آن قطعات سنگهاي سرخ فام حجاري شده است. خيابان اصلي از مدخل در ورودي تا حوض جلو عمارت امتداد يافته، در طرفين اين خيابان دو باغچه از انواع مرکبات ديده مي شود. در سمت (شرق و غرب) عمارت دو خيابان و در سمت شمالي ساختمان از شمال به جنوب يک خيابان، که در دو سوي اين خيابانها درختان کاج و سرو کاشته شده است و بقيه پوشش گياهي باغ را درختان نارنج، نخل و گردو) و بخش عمده آن را مرکبات تشکيل مي دهد. حوضي بزرگ در سمت جنوبي ساختمان در جلو ايوان دو ستونه وجود دارد که لبه ها و پاشويه آن قطعات سنگ سرخ فام است و در وسط حوض يک گلدان سنگي بزرگ نصب گرديده که سابقاً در آن درخت سرو بسيار زيبايي بود، که متأسفانه خشک شده و امروزه اثري ازآن نيست. حدود نيم قرن پيش اين باغ در تملک خورشيد کلاه لقاءالدوله دختر قوام الملوک بود که با شوهر خود ناظم الملک در آنجا مي زيست، تا اينکه چندين سال قبل از ورثه قوام خريداري گرديد و در حال حاضر در تملک دولت مي باشد. در سمت شمال باغ، باغچه كوچكي است كه به علت احداث خيابانهايي در اطراف باغ، از ضلع شمالي، جدا شده است که اين باغچه به نام باغ طاووس خوانده مي شود و فاقد عمارت است، ولي داراي درختان كهنسال سرو، كاج و نخل مي باشد كه بين آنها را درختان نارنج پوشانده است.
باغ چشمه بلقيس چرام
باغ چشمه بلقيس در استان کهگيلويه و بويراحمد، در دشتي هموار معروف به شهرک قلعه کره شهبازي از توابع بخش چرام و در 9 کيلومتري شرق چرام و يک کيلومتري روستاي شهرک در ميان تپه ماهورها و کوهها واقع شده است.
اين باغ از شمال به جاده چرام- گچساران، از جنوب به اراضي کشاورزي، از غرب به باغ جهاد کشاورزي(باغ عمران) و از شرق به اراضي کشاورزي و کوههاي همجوار محدود مي شود. چندين نهر فصلي و دايمي در اين دشت جريان دارد و محصولات غلات چون گندم، جو و برنج در اين منطقه کشت مي شود.
اين بنا به گفته اهل منطقه توسط زني به نام بلقيس حدود اواخر دوره ساساني و اوايل دوره اسلامي احداث گرديد. در سال 1327 مردم محل در اطراف آن به احداث چند باغ کوچک اقدام نمودند و در سال 1338 شخصي به نام اسکندر خان چرامي آن را خريداري کرد و به گسترش آن اقدام نمود.
مدتي هم اين باغ و يك آبادي كوچك نزديك آن، در مكاتبات و اسناد و بعضي از سفرنامه ها به نام اسكندريه شهرت گرفته بود... به نظر مي رسد اين باغ مربوط به اواخر دوره قاجار و اوايل دوره پهلوي مي باشد. اين باغ با مساحتي در حدود 38960 متر مربع و شامل فضاهايي چون 4 برج به ابعاد 150×70 متر در ضلع غربي باغ، چشمه، استخر و در قسمت شرقي آن صخره اي بزرگ به ارتفاع 20 متر تشکيل شده است. اين باغ در حال حاضر در تملک شهرداري مي باشد.
پوشش گياهي اين باغ بدليل گرمسيري بودن اين منطقه شامل اکاليپتوس، سدر، بلوط، سرو و داراي درختان متنوع ميوه اي چون گردو، گلابي، سيب، ليمو ترش، خرمالو، پرتقال، نارنگي، انجير، انگور، توت، نارنج، نخل و... مي باشد. همچنين بوته هاي گياهي گوناگون و گلهاي مختلف در آن به چشم مي خورد.
نظام آبياري اين باغ بر اساس فوران آب چشمه هاي اصلي و چندين چشمه فرعي مي باشد که بوسيله نهرهاي کوچک و بزرگ متعددي در باغ جريان مي يابد و آب مازاد آنها بوسيله جويي بزرگ به طرف استخر باغ که در ضلع جنوب غربي باغ واقع شده هدايت مي شود. اين استخر زيبا به شعاع 10 متر و عمق 1/5 متر بصورت دايره و داراي سه ورودي و يک خروجي مي باشد که آب چشمه از مسير خروجي به رودخانه فشيان مي ريزد. اين استخر، باغچه اي به قطر 4 متر كه پوشيده از درختان نخل، نارنج، پرتقال و گلهاي زيبا و متنوع است را در آغوش گرفته است.
مجموعه تاريخي بسطام شاهرود
استان فارس
استان فارس یكی از استانهای جنوبی كشور می باشد.
این استان از شمال به استان اصفهان، از شرق به استانهای یزد، از جنوب به استان هرمزگان و از غرب به استانهای كهگیلویه و بوشهر محدود می شود. وسعت استان فارس حدود 133 هزار كیلومتر مربع است و تقریباً 8/1 درصد مساحت كشور را تشكیل می دهد.
آب و هوای فارس در شمال سردسیر، در نواحی مركزی زمستانها معتدل وبارانی و تابستانهای گرم و خشك و در جنوب و جنوب شرقی زمستانها معتدل وبارانی و تابستانها بسیار گرم می باشد. زبان اكثریت مردم فارسی است اما عشایر ترك زبان (ایل قشقایی) به تركی و عشایر عرب زبان(ایل عرب) به عربی صحبت می كنند.
یكی از مناطق مهم عشایری ایران، استان فارس می باشد و بزرگترین ایل ایران(ایل قشقایی) با شش طایفه در فارس به كوچروی ادامه می دهند. علاوه بر ایل قشقایی، ایل خمسه و ایل محسنی و همچنین طوایف كوچكتری به زندگی عشایری خود در فارس ادامه می دهند. براساس آخرین تقسیمات كشوری، استان فارس به 16 شهرستان 48 شهر 60 بخش و185 دهستان تقسیم شده است. منطقه فارس یكی از قدیمی ترین مراكز تمدن ایران است. فارس در كتیبه های هخامنشی به صورت پارسه و در نوشته های یونانی پرسیس آمده و معرب آن فارس است.
جغرافیای طبیعی و اقلیم استان
كوههای زاگرس با جهت شمال غربی- جنوب شرقی استان فارس را به صورت منطقه ویژه كوهستانی در آورده است. قسمت عمده این ناهمواری ها بر اثر یك سلسله حركات شدید كوهزایی ایجاد شده و تحت تأثیر عوامل فرسایشی نظیر بادهای تند و آبهای روان به صورت كنونی در آمده است. استان فارس را می توان به دو ناحیه مشخص طبیعی تقسیم كرد:
ناحیه شمالی و شمال غربی كه از ارتفاعات به هم پیوسته ای تشكیل شده و گردنه های صعب العبور و دره های عمیق دارد.
ناحیه جنوب و جنوب شرقی كه در فاصله میان رشته كوه های فرعی قرار گرفته و شامل دشت های حاصلخیز شیراز، كازرون، نی ریز، مرودشت و مركزی است كه مزارع آنها از طریق رودهای متعددی آبیاری می شوند.
ارتفاعات استان فارس به چهار گروه مهم تقسیم می شوند:
1 - ارتفاعات شمال و شمال غربی كه از كوههای سمیرم شروع می شود، تا غرب آباده ادامه می یابد و به كوه عظمت كه گردنه معروف كولی كش در آن واقع شده است، ختم می شود. ارتفاعات برم فیروز نیز در این ناحیه واقع شده و از سپیدان آغاز و به ارسنجان منتهی می گردد.
2 - ارتفاعات مركزی كه كوههای اطراف شیراز (سبزپوشان و بمو) و نیز كوههای مهارلو، خرمن كوه فسا و تودج را دربرمی گیرد.
3 - ارتفاعات غربی كه در امتداد ارتفاعات كهگیلویه تا كوههای ممسنی در دشت ارژن (كوهمره سرخی) ادامه می یابد و به كوه های سفیدار در فیروز آباد متصل می شود.
4 - ارتفاعات جنوبی نیز شامل كوههای داراب و ارتفاعات بالنگستان یا هنگستان و كوه های لارستان است.
در استان فارس، تحت تأثیر ویژگی های جغرافیایی، سه ناحیه آب و هوایی مشخص پدیدار شده است:
1 - ناحیه كوهستانی شمال، شمال غرب و غرب: دارای زمستان های سرد معتدل و پوشش گیاهی قابل توجه است. میزان بارندگی این ناحیه در حدود چهارصد تا شش صد میلیمتر در سال گزارش شده است.
2 - ناحیه مركزی: این ناحیه در زمستان ها آب و هوای نسبتاً معتدل توأم با بارندگی و در تابستان ها، هوایی گرم و خشك دارد. آب و هوای این ناحیه به علت كاهش نسبی ارتفاعات، نسبت به شمال و شمال غرب كم و كیف متفاوتی دارد. میزان باران این ناحیه بین دویست تا چهارصد میلیمتر در سال است. شهرهای شیراز، كازرون، فسا و فیروز آباد در این ناحیه قرار گرفته اند.
3 - ناحیه جنوب و جنوب شرقی: به علت كاهش ارتفاع و عرض جغرافیایی و نحوه استقرار كوهها، میزان بارندگی این ناحیه در فصل زمستان نسبت به دو فصل بهار و پاییز كمتر است. هوای ناحیه در زمستان ها معتدل و تابستان ها بسیار گرم است. میزان بارندگی سالانه آن نیز صد تا دویست میلیمتر است. شهرهای لار، اوز و خنج جزو این ناحیه خشك به شمار می روند.
بر اساس گزارش سال 1371 متوسط حرارت این شهر 85/16 و حداكثر و حداقل مطلق دمای آن به ترتیب 2/29 و 47/4 درجه سانتیگراد است.
جغرافیای تاریخی استان
منطقه فارس، یكی از قدیمی ترین مراكز تمدن ایران است. فارس در كتیبه های هخامنشی به صورت پارسه و در نوشته های یونانی به شكل پرسیس آمده و معرب آن فارس است. یونانیان نام ایالت پرسیس را به اشتباه بر تمام ایران اطلاق می كردند. تا این اواخر هم اروپاییان این اشتباه را تكرار می كردند.
پارسی ها مردمانی آریایی نژاد بودند كه تاریخ ورودشان به این سرزمین دقیقاً روشن نیست. از كتیبه های به جا مانده پادشاهان آشوری چنین برمی آید كه پارسی ها، مانند مادها، مدت ها تحت تسلط آشوری ها بوده و در اطراف دریاچه ارومیه یا در كرمانشاه كنونی سكونت داشته اند. این قوم به احتمال زیاد، در حدود هفتصد سال قبل از میلاد رهسپار نواحی جنوبی ایران شده و در سرزمین فارس امروزی سكونت گزیده است.
بر پایه اسناد و مداركی كه از حفریات شوش بدست آمده و نیز بر اساس آثاری كه از بابلی ها بر جای مانده است، كوروش در عیلام و انزان سلطنت داشته و پس از وی، پسرش چیش پیش (675- 740 ق.م) پادشاه پارس و انزان بوده است. پس از درگذشت چیش پیش- سلسله هخامنشی به دو شعبه تقسیم شد: یك شعبه آن در پارس و شعبه دیگر در عیلام و انزان سلطنت كردند.
در سال پانصد و پنجاه و سه قبل از میلاد، كوروش اول به فرمانروایی سلسله ماد پایان داد و از اتحاد ماد و پارس دولت بزرگ هخامنشی را به وجود آورد (559 –529 ق.م) هخامنشیان تا مرگ داریوش سوم (331 ق.م) در حدود 219 سال بر ایران حكومت كردند و سرانجام به دست اسكندر مقدونی سلسله آنها منقرض شد.
پس از مرگ ناگهانی اسكندر حكومت ایران دچار آشفتگی شد و سلطنت هخامنشیان، در سال 312 ق. م به دست سلوكوس افتاد. هنگامی كه وی در سال 164 ق.م درگذشت، پارس استقلال یافت. شاهان پارس در دورانی كه سلاطین اشكانی صاحب قدرت بودند از آنها اطاعت می كردند. با این وجود پارس هرگز ضمیمه متصرفات اشكانیان نشد. از پادشاهان پارس، سكه هایی به دست آمده است كه تقریباً اسامی همه پادشاهان محلی را می توان از روی آن سكه ها روشن كرد.
ظاهراً پس از اینكه در سال 28 ه.ق استخر و فیروزآباد به تصرف اعراب درآمد، تمامی فارس ضمیمه متصرفات اعراب شد و به تدریج مردم فارس نیز مسلمان شدند. اعراب فاتح تقسیم ایالت فارس را به پنج ولایت كه هر یك را یك كوره می گفتند، از ساسانیان به ارث بردند و این تقسیم بندی، تا حمله مغولان باقی ماند.
پنج كوره فارس عبارت بودند از:
- كوره اردشـیـر خوره كه مركز آن شهر شیراز بود.
- كوره شــاپــور خوره كه مركز آن شهر شاپور بود.
- كوره قـــبـــاد خوره كه مركز آن شهر ارجان بود.
- كوره استــخـر خوره كه مركز آن پرسپولیس بود.
- كوره دارابجرد خوره كه مركز آن دارابجرد بود.
از قرن دهم و یازدهم كه ایران در سایه حكومت سلسله صفوی آرامش و انتظام نسبی یافت و روابط اش با كشورهای غربی كه از قرن نهم هجری شروع شده بود، ادامه یافت، بسیاری از سیاحان خارجی از شیراز و فارس دیدن كردند كه گزارش های آنها بسیار خواندنی و جالب توجه است.
ویژگی های فرهنگی و هنری
با تكوین و رشد شهرنشینی، فرهنگ مردم دچار دگرگونی و تغییرات ساختاری شده است. بی شك، ویژگی های قومی و فرهنگی تعریف شده مشخص در میان اقوام و عشایر قابل رؤیت است. به دنبال رشد شتابان شهرنشینی، بسیاری از سنن و آداب و رسومی كه در گذشته های نه چندان دور در میان اقوام رواج داشت، امروزه به فراموشی سپرده شده است. زندگی ساده عشایری هنوز ویژگی های سنتی را حفظ كرده است. استان فارس یكی از استان هایی است كه بالاترین جمعیت عشایری كشور را دارد. ایلات قشقایی، كهگیلویه، خمسه و... هنوز بخش قابل توجهی از جمعیت استان را تشكیل می دهند.
فضاهای ویژه عشایری
استان فارس حدود ده هزار خانوار غیرساكن دارد كه بیشترین تعداد آنها را عشایر كوچنده منتسب به ایلات قشقایی، خمسه، كهگیلویه و ممسنی تشكیل می دهند. فضاهای كوچ و اتراق عشایر استان همراه با كنش های فرهنگی ویژه عشایری مشتمل بر نوع پوشش، مناسبات اجتماعی، نحوه كوچ، مسیرهای ایل رو و.... جاذبه های متنوع و جالب توجهی را پدید می آورند كه در نوع خود برای ایرانگردان و جهانگردان جالب توجه است. عمده ترین زیست بوم های عشایری استان را ایل راه های عشایر منطقه تشكیل می دهند كه عبارتند از: كازرون، لار، ممسنی، سمیرم خنج و داراب.
ییلاقات ایل قشقایی كه در دامنه شمالی كوه های زاگرس در امتداد شمال غربی به جنوب شرقی ادامه دارد، از شمالی ترین منطقه كامفیروز یعنی از نواحی طویله بند و گرمه شروع می شود و با عرض متفاوت از نود تا سی كیلومتر در دامنه شمالی كوه های دنا كه حد فاصل بین كهگیلویه و بویراحمد، فارس و اصفهان است تا منطقه بروجن امتداد می یابد.
این منطقه از جنوب و جنوب غربی به ناحیه جاوید و رستم ممسنی، دشت روم یاسوج و سی سخت در كهگیلویه و بویراحمد، از غرب به فلارد و خانمیرزا و بروجن در چهار محال و بختیاری، از شمال به بروجن و شهرضا در استان اصفهان و دشت سعادت آباد آباده
در استان فارس و از شرق به ییلاقات ایل خمسه باصری یعنی به نواحی قنقری و ابرج محدود می شود. این نواحی پنج بخش بزرگ جمعیتی كاكان، بن رود، چهار دانگه، پادنا و سمیرم علیا را به طور كامل و قسمت هایی از حومه آباده و كامفیروز را در بر می گیرند.
ییلاقات ایل خمسه در شرق ییلاقات ایل قشقایی قرار دارند و به ترتیب از جنوب به شمال نواحی مرودشت، رامجرد، بیضا، ابرج، مشهد مرغاب قنقری و بوانات را در برمی گیرند. این ناحیه از شمال به استان یزد، از شرق به سیرجان در استان كرمان، از جنوب به شهرستان شیراز و از غرب به ییلاقات قشقایی محدود می شود.
علاوه بر مناطق ییلاقی فوق الذكر كه خارج از مرز سیاسی استان فارس قرار گرفته اند، ییلاقات داخلی استان فارس نیز از زیست بوم های جالب توجه عشایری منطقه محسوب می شوند كه ییلاقات كوهمره از مهمترین آنهاست. كوهمره به ترتیب از شرق به غرب در امتداد كوه های زاگرس در جنوب شهرستان شیراز در فاصله سیاخ ودشمن زیاری به سه قسمت كوهمره سرخی، كوهمره جروق و كوهمره نودان تقسیم می شود.
عشایر این ناحیه كه به نام محل های یاد شده شناخته می شوند، فاصله زیادی بین ییلاق و قشلاق خود ندارند.در اوایل فروردین از دامنه كوه ها بالا رفته و تابستان را در دشت های مرتفع و دامنه های شمالی رشته كوه زاگرس سكونت می گزینند و در اوایل شهریور ماه از این كوه ها پایین آمده و با طی مسافتی كه از چهل تا هشتاد كیلومتر تجاوز نمی كند به مناطق قشلاقی خود در دامنه های جنوبی رشته كوه مذكور می رسند.
مناطق قشلاقی عشایر فارس عموماً دشت های جنوب شرقی، جنوب غربی و گاهی نیز دشت های مركزی استان را شامل می شوند و عموماً ارتفاع كم و هوای ملایم در زمستان و بسیار گرم در تابستان دارند. قشلاق ایل قشقایی در دامنه جنوبی رشته كوه های زاگرس قرار دارد و گاهی نیز از این كوه ها فاصله زیادی گرفته و به سوی دشت های كم ارتفاع ساحلی و تا زمین های دشتستان و استان بوشهر و نوار ساحلی جنوب پیش می رود.
مناطق قشلاقی قشقائیان به طور مشخص در جنوب شرقی از ناحیه هرم و خنج شروع می شود و نواحی قیر و كارزین، افزراربعه، سیمكان، میمند، فیروز آباد خواجه ای، فراشبند، بوشگان، قسمتی از جره و سپس در ناحیه جنوب غربی استان فارس نواحی شاپور ماهور در استان كهگیلویه و بویراحمد اطراف دو گنبدان و در استان بوشهر لیراوی را دربرمی گیرند.
موسیقی بومی
موسیقی بومی ایل قشقایی با نام «عاشیق ها»، «چنگیان» و «ساربانان» درآمیخته و در این میان موسیقی عاشیقی از جایگاه والایی برخوردار است، موسیقی عاشیقی كهن و گسترده است. عاشیق ها برای رویدادهای غمناك و شاد نوایی در سینه دارند. در هنر عاشیقی حماسه جایگاه ارزنده ای دارد و در شعر آن نیز عرفان مقامی شایسته. حضور این هنرمندان را نه تنها در فارس، بلكه در آذربایجان و بیرون از مرزهای این سرزمین نیز می توان پی گرفت.از خلال روایات قومی می توان دریافت كه عاشیق های قشقایی در اصل از مناطقی همانند قفقاز، شیروان و شكی به فارس مهاجرت كرده اند و وجوه اشتراك قابل توجهی بین عاشیق های قشقایی و آذربایجانی به ویژه در زمینه بیان شجاعت و مردانگی افسانه وار «كوراوغلو» وجود دارد، ولی از نظر شیوه اجرا تفاوت هایی نیز با همدیگر دارند.
آهنگ هایی همچون «كرمی»، «معصوم»، «محمود» و... را با كمی اختلاف عیناً در اجرای عاشیق های آذربایجان هم می توان ملاحظه كرد. سازی كه عاشیق قشقایی می نوازد شبیه سه تار و دارای 9 سیم است كه عموماً آن را با مضراب و یا پنجه می نوازند، ولی در دهه های اخیر كاربرد تار، كمانچه و دیگر آلات موسیقی نیز جایگاهی در میان موسیقی قشقایی یافته اند كه عمدتاً مورد استفاده هنرمندان جوان قرار می گیرد. از آهنگ های قدیمی و امروزی عاشیق های قشقایی می توان از «سحرآوازی»، «جنگ نامه»، «محمدطاهر بیك»، «معصوم»، «صمصام»، «كوراوغلو»، «محمود و صنم»، «محمود و نگار»، «باش خسرو»، «هلیله خسرو»، «بیستون»، «حیدری، «گرایلی»، «باش گرایلی»، «باسماگرایلی»، «كرمی» و... نام برد كه برخی از آنها همراه با داستانی كه عمدتاً مایه مهر و محبت و دلدادگی دارند، خوانده می شود.
هر كدام از آهنگ های مذكور با پیشینه قومی و تاریخی قوم قشقایی و دیگر اقوام ترك زبان ارتباط جدایی ناپذیر یافته اند. عاشیق های قشقایی معمولاً همراه عشایر كوچ می كنند. از معروف ترین عاشیق های معاصر ایل قشقایی می توان به «عاشیق صیاد» و «عاشیق اسماعیل» اشاره كرد. گذشته از عاشیق ها، در میان ایل قشقایی هنرمندان دیگری نیز هستند كه به «چنگیان» معروفند. این هنرمندان «كرنا» و «نقاره» می نوازند و پیشه اصلی آنها نوازندگی است. اغلب مردم ایل، این گروه را چندان حرمت نمی نهند و آنها را گروهی پست می شمارند و حتی از وصلت با آنها خودداری می كنند. چنگیان كه نمی توانند تنها از راه هنرمندی به زندگیشان ادامه دهند، به كارهایی مانند اصلاح سر و صورت، كشیدن دندان، ختنه كردن كودكان و... می پردازند.
از هنرمندان منسوب به گروه چنگیان می توان از «گنجی» و «فرامرز» نام برد كه بیشتر اوقات همراه ایل كوچ می كنند. فرامرز در اجرای كرنا شیوه و سبك خاص دارد. ساربانان گروهی دیگر از خادمان موسیقی ایل قشقایی هستند كه صرفاً براساس ذوق و علاقه شخصی به كار موسیقی كشانده شده اند. آنان آهنگ های قومی ایل قشقایی را با «نی» می نوازند. نی در میان قشقایی ها سازی قدیمی و شناخته شده می باشد كه هنوز از محبوبیت و اهمیت ویژه ای برخوردار است. از آهنگ های مخصوص ساربانان «گدان دارغا» را می توان نام برد كه در وصف شترهای در حال حركت است. ترانه های عاشیق ها و چنگیان به زبان تركی قشقایی است، ولی ساربانان با زبانی غیر از تركی قشقایی آواز می خوانند كه در اصطلاح محلی به نام «كوروشی» مشهور است. جای شگفتی است كه ساربانان با آنكه دارای فرهنگ ایل قشقایی هستند با زبانی شبیه زبان پهلوی سخن می گویند. در حال حاضر به دلیل تعداد اندك این قبیل افراد، زبان آنها نیز در حال از بین رفتن است، تا جایی كه حتی فرزندان آنها نیز رغبتی به تكلم با این زبان ندارند.
ادبیات ایلی
پیشینه مکتوب شعر و ادبیات در میان ایل قشقایی به بیش از 250 سال پیش می رسد. اشعار شاعران گمنام سینه به سینه نقل می شود و به گنجینه فولکلوریک قشقایی ها غنا می بخشد. اشعار قشقایی ها مالامال از سوزوگداز زندگی، هجر و فراق است. شعر عشایری از جدایی ها، از جور روزگار، از عشق و از عاطفه سخن می گوید. از ویژگی های عمده شعر قشقایی نقش بسیار پراهمیت طبیعت در لطافت بخشیدن به این گونه اشعار است. کمتر شعری از شاعران قشقایی می توان پیدا کرد که در آن یادی از کوه، جنگل، دشت، سبزه و آب نشده باشد از سوی دیگر شعر قشقایی تحت تأثیر کوچ، صاحب مقام و مرتبه ای خالص است. کوچ را به دلیل دل کندن از سرزمینی به سرزمین دیگر، جدا شدن از یارانی که درراه کوچ می میرند و یا آنانی که اسکان را می پذیرند سرزنش کرده اند.
شعر قشقایی را همه جا می خوانند در عروسی در عزا به هنگام شادی و غم. شعر عروسی ها همراه پایکوبی و شعر عزا همراه با حزن و اندوه خوانده می شود متأسفانه بیشتر سرایندگان شعر قشقایی ناشناخته اند، اما به نام چند تن از شاعران معاصر ایل که با سروده های خویش در میان ایل زندگی کرده اند ازآن جمله به شاعر مشهور ایل قشقایی محزون و به عبارتی دیگر مأذون و همچنین یوسف علی بیک می توان اشاره کرد که نام و یادشان همیشه در نزد قشقایی ها زنده و جاوید خواهد ماند. از شاعران تقریباً آشنای ایل قشقایی می باید به عیسی قاسم نیز اشاره شود وی همزمان با محزون زندگی می کرد و تنها یک قطعه شعر از او باقی مانده است که به مناظره او با محزون مربوط است. بعد از وی باید به حسین صمصام اشاره کرد وی از نزدیکان خوانین قشقایی بود از اشعار این شاعر هم ادبیات بسیار اندکی باقی مانده است.
محزون(مأذون)
از شرح حال و روزگار محزون این شاعر بلندپایه ایل قشقایی چندان اطلاعات مستندی در دست نمی باشد آنچه درباره او بر سر زبانها است حکایت از آن دارد که محزون درحدود 250 سال پیش می زیسته و همزمان با سلطان محمودخان ایلخان قشقایی زندگی می کرده است. محزون شاید تنها شاعر ایل قشقایی است که نامش بی ذکر هیچ نمونه شعری در کتاب شرح احوال شاعران ایران آمده وی در طول زندگی همواره با فقر و تنگدستی مواجه بوده که دراشعارش نیز منعکس شده است.
از ویژگی های دیگر زندگی محزون آوارگی و بی سامانی اوست، تا آنجا که هرگز ساکن در طایفه ای نشده است و هر روز جایی و هرزمان مکانی تازه می جسته است. محزون مدتی را نیز برای کسب معلومات بیشتر در شهر شیراز گذرانده و دراین شهر موفق به دیدار بسیاری از شاعران و ادیبان شیرازی و کسب فیض از محضر آنان شده است. سال مرگ محزون و چگونگی مرگ آن مشخص نیست، قبر این شاعر دلسوخته قشقایی در جوار آرامگاه سعدی شیراز است.
جشن های ملی و مذهبی
در سراسر استان ، مراسم و اعیاد ملی برگزار می شود. از میان این مراسم، جشن های ملی چهارشنبه سوری، عید نوروز، سیزده بدر، عید قربان، عید فطر، عید غدیر خم، نیمه شعبان، عید مبعث، روز تولد ائمه اطهار و... با شور و شوقی زایدالوصف برگزار می شود. عید نوروز و مراسم مربوط به آن نیز، با شور و شعف وصف ناپذیر برگزار می شود و شیوه برگزاری این مراسم در استان فارس نیز مانند سایر نقاط ایران است.
مراسم ویژه عشایری
در سطح استان و به ویژه در میان ایل قشقایی و سایر ایلات كوچرو فارس مراسم ویژه ای برگزار می شود. یكی از مهمترین و جالب ترین این نوع مراسم در ایل قشقایی «كوساگلین» نام دارد و معمولاً در مواقعی كه باران نبارد به اجرا گذاشتهمی شود.
قالیبافی
قالیبافی، همواره یکی از صنایع مهم دستی ایرانیان بوده است. در میان عشایر استان فارس هنوز زیباترین هنر دستی، قالیبافی است که آمیزه ای است از کار و تلاش و هنر که با دست های سختکوش زنان عشایر بافته می شود. در میان این بافته ها نوعی فرش به نام گبه بافته می شود. گبه تجلی زیبایی، طراوت و شادی زندگی عشایری است که مانند پیراهن های رنگ به رنگ زنان قشقایی موجی از رنگها ی شاد طبیعت را در خود جای داده است. زمینه اصلی این فرش، دشتهای سرسبزی است که عشایر در آنها زندگی می کنند. انگار تمامی زیبایی های طبیعت در زمان کوچ به دست دختران و زنان هنرمند قشقایی بر این فرشهای کوچک نقش بسته است.
پارچه بافی
در گذشته در شهرهای شیراز و کازرون پارچه های ابریشمی نخی و پشمی بافته می شد و شهرت بسیار زیادی را دارا بود.
حصیر بافی
بوریا بافی و سبدبافی در استان فارس رواج دارد و بهترین نوع بوریا متعلق به شهر کازرون است. سبد بافی قشقایی ها از لحاز شکل و نقش بسیار جالب است.
سفالگری
در استان فارس انواع ظروف سفالی ساده و لعابدار و انواع کاشی های هنری تولید می شود بهترین ظروف کاشی در استهبان تولید می شود.
نقره کاری و مسگری
ظروف مسی و نقره کاری از جمله صنایع مهم استان فارس می باشد. مسگری و نقره کاری شیراز نیز شهره خاص و عام است.
خاتم کاری
مهمترین صنعت دستی استان فارس، خاتم کاری شیراز است و بهترین نوع خاتم نیز در این شهر تولید می شود. منبت کاری نیز در استان فارس رواج زیادی دارد همچنین منبت کاری و کنده کاری آباده شهرتی بسزا دارد. در استان فارس صنایع دیگری مانند
گیوه دوزی، نمدمالی، خراطی، چرم سازی، سنگ تراشی و شیشه گری نیز رواج دارد.
رقص های محلی
رقص های محلی و بومی قشقایی ها عمدتاً به صورت گروهی اجرا می شود. در این میان «رقص چوب» به لحاظ شیوه اجرا و حركات ماهرانه اجراكنندگان آن، از جذابیت خاصی برخوردار است. به ویژه آنكه این نوع رقص با آهنگ «جنگ نامه» توأم است و در مراسم جشن و سرور قشقایی ها اجرا می شود. رقص چوب توسط دو نفر اجرا می شود.
آشنايي با باغ چشمه علي (دامغان)
چشمه علي در بين کوه ها و تپه خاکي هاي شمالي آبده و در دره با صفايي در حوزه دهستان رودبار چهارده کلاته، واقع در 35 کيلومتري شهر دامغان در دوره قاجار (فتحعليشاه) با ساخت عمارتهايي زيبا در باغ به عنوان تفرجگاه تابستاني مورد استفاده قرار مي گیرد. اين باغ شامل مجموعه هايي چون: مسجد و حمام (جبهه غربي درياچه و نزديک به عمارت فتحعليشاهي)، باغ، استخر، کوشک فتحعليشاهي
و ... مي باشد. بناهاي موجود در باغ شامل عمارت قراول خانه با بنايي خشتي و ديگري نشيمنگاه شاهان قاجار که در دو طبقه (آجري) و داراي ايوان محصور است كه منظر بسيار عالي از درياچه و باغهاي اطراف دارد. اين عمارت بر روي شالوده سنگي و در داخل يک درياچه طبيعي قرار گرفته، که به دوره فتحعليشاه قاجار مربوط مي شود. در اطراف درياچه چشمه هاي زيادي است که از آنها آب خارج مي شود و همين چشمه، آب شهر دامغان را تأمين مي کند. با توجه به شواهد تاريخي در گذشته به دليل وجود چندين مجراي آب در اين باغ به آن عالي بولاغ يا هزارچشمه مي گفتند. که اين چشمه به خاطر فشار بسيار قدرتمند آب زيرزميني همواره حتي در فصول خشکسالي جريان داشته است.
آشنايي با باغ چهلستون مازندران (ديوانخانه)
باغ چهلستون اشرف واقع در استان مازندران، در زمين شيب دار دامنه شمالي كوه برزو (پيشكوه جهان مورا) از شمال به جنوب ساخته شد. اين باغ با ابعاد 170 متر عرض و550 متر طول، در سال 1021 هـ.ق به دستور شاه عباس طرح ريزي و طي چند سال احداث شده و محل بار عام و تشريفات
شاه عباس و پذيرايي مهمانان بوده است. اين باغ داراي دو خيابان اصلي مي باشد كه محور طولي باغ با چشم اندازي به سوي شمال و دريا است، و در نقطه تقاطع آنها، استخر بزرگ باغ قرار دارد. در بخش جنوبي، آب نهر پس از گذشتن از چهار حوضچه، از زير بنا عبور كرده و روبه روي نماي شمالي، از آبشار كوچكي سرازير و به استخر مستطيل بزرگ در محور شمالي ـ جنوبي مقابل عمارت مي ريزد. دور تا دور استخر، در زمان شاه عباس اول گودال هايي براي قرار دادن شمع وجود داشته است كه هنگام تشريفات، آنها را روشن مي كردند و به همين مناسبت آن را حوض نور مي ناميدند و به واسطه شيب زمين، آبشارهاي كوچك با كف سينه كبكي، در محل ريزش آب از يك سطح به سطح ديگر در محور اصلي وجود دارد.
پوشش گياهي باغ را عمدتاً: درختان سرو (به صورت خطي در امتداد محور هاي اصلي باغ)، نارنج، پرتقال، ليمو، خرمالو (در كرتهاي مختلف باغ)، چنار، شاه بلوط، توت، انار و گل هاي مختلفي چون رز تشكيل مي دهد. باغ ديوانخانه به سال 1356 به شماره 1537در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده و هم اكنون نيز شهرداري بهشهر در عمارت آن مستقر و محوطه، به پارك عمومي تغيير كاربري داده است.
«مهروبان» بندری از دل تاریخ
آنچه در ادامه مي خوانيد بخشي از سفرنامه ناصرخسرو است درباره جايي كه بندري تاريخي در حوزه خليج فارس محسوب مي شود. در حال حاضر كارشناسان ميراث فرهنگي و به ويژه پژوهشگران و كاوشگران در قالب فعاليت پايگاه خليج فارس درحال تدارك برنامه هايي براي شناسايي راز و رمزهاي باقيمانده از اين بندر هستند. بندر قديمي مهروبان در 24 كيلومتري شمال بندر ديلم كنوني در استان بوشهر واقع است. آثار و خرابه هاي اين بندر هم اكنون در محلي به نام «تل امامزاده» مشهود است.
«و از آن جا به شهر مهروبان رسيديم. شهري بزرگ است بر لب دريا نهاده، بر جانب شرقي، و بازارهاي بزرگ دارد و جامعي نيكو، اما آب ايشان از باران بود و غيراز آب باران، چاه و كاريز نبود كه آب شيرين دهد. ايشان را حوض ها و آبگيرها باشد، كه هرگز تنگي آب1 نبود. و رد آنجا سه كاروانسراي بزرگ ساخته اند، هر يك از آن، چون حصاري است محكم و عالي. و در مسجد آدينه آن جا، برمنبر، نام يعقوب ليث ديدم نوشته. پرسيدم از يكي كه حال چگونه بوده است؟ گفت كه يعقوب ليث تا اين شهر گرفته بود و ليكن ديگر هيچ امير خراسان را آن قوت نبوده است.
و در اين تاريخ كه من آن جا رسيدم، اين شهر به دست پسران باكاليجار بود كه ملك پارس بود. و خواربار يعني ماكول اين شهر از شهرها و ولايت ها برند كه آن جا بجز ماهي چيزي نباشد. و اين شهر باجگاهي است و كشتي بندان2 و چون از آنجا به جانب جنوب بر كنار دريا بروند، ناحيت توه3 و كازرون باشد. و من در اين شهر مهروبان بماندم، به سبب آنكه گفتند راهها ناايمن است، از آن كه پسران باكاليجار را با هم جنگ و خصومت بود. و هر يك سري مي كشيدند4 و ملك مشوش گشته بود.
گفتند به ارجان مردي بزرگ است و فاضل و او را شيخ سديد محمد بن عبدالملك گويند. چون اين سخن از بس كه از مقام در آن شهر ملول شده بودم، رقعه اي نوشتم بدو و احوال خود اعلام نمودم و التماس كردم كه مرا از اين شهر به موضعي رساند كه ايمن باشد. چون رقعه بفرستادم، روز سيوم، سي مرد پياده ديدم همه با سلاح به نزديك من آمدند و گفتند: شيخ ما را فرستاده است تا در خدمت تو به ارجان رويم. و ما را به دلداري به ارجان بردند.»
پي نوشت:
1 - كم آبي
2 - بندر يا مينا، يعني جايي كه كشتي هاي زياد آن جا ببندند.
3 - ظاهراً همان توز است.
4 - سركشي و طغيان ميكردند.
آشنايي با باغ چشمه عمارت
(حوض خانه)
اين باغ عظيم و باشكوه در استان مازندران در قسمت جنوب شرقي باغ تپه و باغ شاه در محوطه اي به طول حدود 410 متر و به عرض حدود 135 متر و فرم مستطيلي آن در جهت شيب زمين و به سمت شمال غربي، در زمان شاه عباس در بهشهر ساخته شده است.
در منتهي اليه جنوب شرقي باغ، كوشكي مربع به ابعاد 26×22 متر، در دو طبقه با تزئينات گچبري و كاشيكاري واقع شده است. وسط اين عمارت، چشمه اي از دل زمين مي جوشيد كه در چهار سمت توسط جوي هايي باغ را آبياري مي کرد.
در طبقه همكف چشمه طبيعي(مظهر آب) قرار گرفته، آب از اين مظهر از 4 طرف بنا خارج شده و به كانالي كه دور تا دور بنا وجود داشته، سرريز شده است.
در گذشته به دليل شيب زمين، سطح باغ تراس بندي شده و در امتداد محور اصلي آن، تعداد زيادي آبشارهاي كوچك به وجود آمده بود، كه آب با عبور هر يك از آنها به حوضچه بعدي وارد شده و بجز حركت آب در محور اصلي جهت نمايش و زيبايي به مسيرهاي فرعي جهت آبياري باغ ها، مزارع و كشتزارهاي خارج از باغ هدايت شده است.
در امتداد محور اصلي باغ، رديفي از درختان سرو كاشته شده بود، كه در حال حاضر اثري از درختان مذكور به چشم نمي خورد.
همچنين بخشهايي از محوطه باغ كه به صورت تراس بندي بود، به فضاهاي مسكوني و قسمتي از آن به سازمان آب اختصاص دارد و تنها بخشي از بناي تخريب شده و قسمتي از ديوار باغ و ورودي در ضلع جنوب شرقي باقي مانده است. اين باغ در سال 1352 به شماره 948 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيد.
استانبول
هشتمين شهر توريستي جهان شد
شهر استانبول رتبه هشتم از ده شهر برتر و محبوب توريستي جهان را بدست آورد. شهر فلورانس نيز که قبلاً در رده پنجم جاي داشته به رده اول ارتقا يافته اما بوئنس آيرس همچنان رتبه دوم را براي خود حفظ کرده است.
استانبول- ترکيه
طبق بررسي هاي انجام شده استانبول با کسب رتبه هشتم از شهرهاي سان فرانسيسکو و کيپ تاون در افريقاي جنوبيُ پيشي گرفت.
اين درحالي است که در جدول رده بندي شهرهاي محبوب جهان که سالانه توسط اين مؤسسه انجام مي گيرد؛ استانبول مقام نهم را داشته و امسال با يک رتبه بالاتر مقام هشتم را در ميان برترين شهرهاي بزرگ جهان ازنظر جذب توريست به خود اختصاص داده است.
بنابه همين گزارش، شهر فلورانس ايتاليا نيز که قبلاً در رده پنجم جاي داشته به رده اول ارتقا يافته است.
طبق جدول رده بندي ده شهر از توريستي ترين شهرهاي بزرگ جهان، اين فهرست در سال 2008 شاهد تغييرات زيادي بوده است. ازجمله شهر بانکوک، از رتبه اول به سوم، کيپ تاون از سوم به دهم، سيدني از چهارم به پنجم، فلورانس از رتبه پنجم به اول، رم از رتبه هفتم به چهارم، نيويورک از رتبه هشتم به ششم و سان فرانسيسکو از رتبه دهم به نهم تغيير مقام داده اند.
شهر بوئنس آيرس پايتخت آرژانتين نيز همچنان رتبه دوم شهرهاي محبوب و توريستي جهان را براي خود حفظ کرده است.
آشنايي با مجموعه سنگ بست باستاني مشهد
مجموعه معماري سنگ بست يکي از آثار باستاني اطراف مشهد مقدس است.
مقبره ارسلان جاذب، مناره مجاورآن و رباط سنگ بست از جمله بناها و آثار تاريخي ساخته شده در سنگ بست است.
مقبره ارسلان جاذب که سپهدار توس در زمان سلطان محمود غزنوي بود، بناي آجري کوچکي است که با نقشه مربع چهار ايواني و گنبدي بر قاعده مربعي ساخته شده است.
نماي بيروني بنا تزئيني ندارد اما رويه گچ اندود داخلي ديوارها با رنگهاي مختلف و نقش هاي هندسي، کتيبه کوفي و گچبري مزين شده است.
گوشواره هاي مشبک، کتيبه آجري پايين گنبد و آجرچيني زير گنبد از ديگر عناصر معماري زينت بخش اين بنا به شمار مي رود.
مجموعه معماري سنگ بست حدود چهل کيلومتري جنوب مشهد و در محور مشهد - فريمان قرار دارد.
از آنجا که سنگ بست در قديم محل تلاقي شاهراه نيشابور به مرو و قهستان وهرات به مشهد و توس بوده منزلي مهم به شمار مي رفته و در آن تأسيسات رفاهي ساخته شده است.
شاتوي فرانسوي با رگ و ريشه ايلامي
قلعه شوش قرار بود به اقامتگاه خصوصي تبديل شود اما مخالفت ها مانع از آن شد.
معمولاً در همه كشورها آثار تاريخي با عمر كم يا زياد آنها و به دور از هر گونه غرضورزي و با عنوان ميراث آن كشور داراي ارزش والايي هستند. كشور ما ايران كه خود مهد تمدن بشري و از كشورهاي داراي تمدن ديرينه است داراي آثار گرانبهاي تاريخي از دوره هاي مختلف و با سبك هاي گوناگون و منحصربه فرد است.
وليكن نگاه مغرضانه، كوتاهي و يا نگرش يكطرفه به بعضي از آنها باعث فراموشي و يا نابودي آنها
مي شود. شوش شهر هفت هزار ساله ايران كه در تمامي دوران و تمدن هاي مختلف از جمله ايلامي، هخامنشي، ساساني و اسلامي مورد توجه حكام و سلاطين بوده داراي موقعيتي
بي نظير و آثار تاريخي فراواني است.
آثار تمدن ايلامي و هخامنشي بيش از ديگر تمدنها در اين شهر خودنمايي مي كند. وليكن به دليل عدم آشنايي مردم و بي توجهي مسئولان، موقعيت راهبردي تاريخي شوش در دوره هاي تاريخي گذشته، ناديده گرفته شده است.
اين روزها بحث واگذاري قلعه شوش به بخش خصوصي و احداث اقامتگاه و رستوران در آن به نوعي لجاجت و به كرسي نشاندن نظر شخصي تبديل شده و در كشاكش ميان موافقان و مخالفان اين قلعه شوش است كه قرباني مي شود.
قلعه شوش معروف به قلعه فرانسوي ها درسال 1902 با عنوان و نام شاتو توسط هيئت فرانسوي به سرپرستي ژاك دمورگان براي اقامت فرانسويان بر فراز تپه هاي باستاني شهربنا گذاشته شد.
طي سالهاي اقامت اين هيئت، به دليل اهمال مسئولان قجر و حكام بي تعصب قاجاريه
اختيار تام به آقاي دمورگان و افراد وي داده شد و آنها از بقايا و آجرهاي باقيمانده معابد و بناهاي ايلامي و هخامنشي شاتو را ساخته و در آن اقامت گزيدند.
اين بنا در حقيقت مهمترين حوزه آجر ايران است و در بدنه و ديوارهاي آن آجرهايي با قدمت تقريبي 3300 ساله و عموماً ساده و يا كتيبه دار به خط ميخي ايلامي به كار رفته كه متعلق به دوره ايلام ميانه هستند.حال، سخن اين است كه قدمت كم و عمركوتاه آن نبايد بهانه اي باشد كه آن را بدست فراموشي سپرد و يا مورد بي مهري قرار داد و بدون كارشناسي لازم از آجرهاي كتيبه دار آن كه عموماً در ديواره شمالي آن به كار رفته اند غافل شد.
آجرهاي كتيبه دار و ساده قلعه كه همه آنها از بقاياي آثار تاريخي بوده و به خودي خود داراي ارزش مادي و معنوي هستند كه در برهه هايي از زمان با مديريت افرادي كج انديش و بي مسئوليت بدست مهندساني معدن شناس و زمين شناس سپرده شد تا به خاطر استفاده و بهره برداري شخصي درون ديوارهاي قلعه جا خوش كنند ميراثي عظيم و گرانبها بوده كه اينك در سايه عمر كوتاه قلعه فراموش شده اند.
درصورت وجود اين ذهنيت كه اگر آجرهاي موجود ارزش تاريخي داشت آنها را از كشور خارج
مي كردند بايستي يادآور شد كه هيئت فرانسوي چنان ميراث عظيمي از ايران به يغما بردند كه وقت و نيازي بر خروج آجرهاي مذكور نبود. در سالهاي اقامت آنها 1913 تا 1897 و پس از كاوشهاي آنها لوح معروف قانون حمورابي كه در اختيار ايلامي ها بوده و همچنين كاشيهاي لعابدار و سرستون هاي آپاداناي داريوش و... همگي به موزه لوور انتقال داده شد.
اهميت گنجينه هاي به تاراج رفته آنچنان اهميتي براي فرانسويان داشت كه مجلس فرانسه طرح استيضاح كلمانسو وزير فرهنگ وقت آن كشور را پس گرفت و به دستاوردهاي گروه دمورگان باليد.
دليل واگذاري قلعه و نظر كارشناسان ميراث فرهنگي هر چه باشد محترم اما چرا هيچ گونه توجه و دقتي به مواد و مصالح به كار رفته در آن نمي شود؟
در اينگونه بناها، عمر احداث بنا دليل ارزشمند بودن آن نيست و اين مدعا كه بگوييم قلعه قرون وسطايي است بهانه اي بيش نمي تواند باشد. اين قلعه خود بقاياي يك تمدن در لباسي جديد است. تمدن ايلامي كه خود سرمنشأ بسياري از علوم و فنون پس از آن است، مي تواند با اهميت و توجه بيشتري مورد لطف و نظر ويژه قرار گيرد.
مسئولان ميراث فرهنگي قبل از هر گونه اقدام عجولانه لازم است در اين خصوص با صاحب نظران و
زبانشناسان برجسته دنيا به ويژه دكتر عبدالمجيد ارفعي مشورت كرده و يا خود به اين نكته واقف باشند كه هر خشت به كار رفته در ديوارهاي اين قلعه داراي ارزش تاريخي و فرهنگي است.
خشت هاي كتيبه دار ديواره شمالي اكثراً در سطح پايين به كار رفته و بحث واگذاري آن درصورت عملي شدن مي تواند با خسارتهاي زيادي همراه شود. به جاي سياسي كردن موضوع و لجاجت در اجرايي كردن تصميمات خود، بيش ازپيش به حفظ اين اثر همت ورزند و اشتباه تاريخي قاجار را تكرار نكنند.
با نگاهي به وضعيت گردشگري شهر شوش و استان خوزستان مي توان دريافت كه بازديدکنندگان و مسافران شهر شوش اكثراً، شبها در اين شهر اقامت ندارند و به طور گذري از اين شهر عبور
مي كنند و عموماً بعداز بازديدي كوتاه از آن مي گذرند. با اين وضعيت فعلي و نوع نگرش مردم
نمي توان و شايسته نيست هزينه اي بيشتر براي ساخت اقامتگاه در آن شهر پرداخت شود.
كدام وثيقه مادي مي تواند قيمت و بهاي آجرهاي ايلامي را برابري كند ؟
اقامتگاه و رستوران احتمالي مي توانند در جذب گردشگر موفق شوند يا به اندازه بهاي آجرها كسب درآمد كنند؟
اگر هدف جذب گردشگر بوده كه به يقين مي توان گفت همين مقدار اندك گردشگر نيز از آن روي گردان خواهد شد چرا كه هيچيك از مردم ايران به لحاظ آداب فرهنگي و اخلاقي حاضر به بازديد از اقامتگاه ديگران
نمي شوند و بحث واگذاري نيز سبب تبديل قلعه به اقامتگاهي خصوصي شده و باعث دوري گردشگران خواهد شد.
لازم به يادآوري است كه درصورت ايراد و يا فقدان آجرها به ويژه آجرهاي كتيبه دار قلعه، پيمانكار و بهره بردار جوابي قانع كننده ندارند. بخش خصوصي هر چقدر هم كه متعهد و دقيق باشد توانايي نگهداري و علم استفاده از قلعه را ندارند.كوتاهي عمر و نوع ساخت قرون وسطايي قلعه كاملاً پذيرفتني و قابل قبول است.
اما ارزش مادي و معنوي موزه آجر ايران به هيچ قيمتي و با هيچ تضميني قابل معامله نيست و هرگونه برنامه مشابه واگذاري گامي در راه فراموشي و نابودي بازمانده بناهاي ايلامي مي شود. مسئولان ميراث فرهنگي با اندكي تأمل دريابند كه اين كار نه تنها در جذب گردشگر و كسب درآمد موفق نمي شود بلكه به يقين تكرار تاريخ قاجاريه و حكايت دمورگان است و اين زنگ خطر را كه تاراج آثار موجود در راه است هميشه به ياد داشته باشند.
ميمند
جايزه «ملينا مركوري»، جايزه اي است كه از سوي دولت يونان با همكاري يونسكو و ايكونوس (شوراي حفاظت از بناها و محوطه هاي تاريخي) اهدا مي شود. در 16 شهريور 1384 اين جايزه به روستاي ميمند رسيد.
روستاي ميمند هفتمين منظر فرهنگي، طبيعي و تاريخي جهان است كه جايزه مزبور را دريافت كرده است.
روستاي چندين هزار ساله ميمند كه در دل صخره هاي سخت و در نزديكي شهر بابك در استان كرمان جاي دارد، يكي از معدود روستاهاي تاريخي در جهان است كه هنوز روابط سنتي زندگي در آن جريان دارد و مي توان تعامل انسان و طبيعت را در عصر ماشين به خوبي در آن مشاهده كرد.
در واقع منظر فرهنگي تاريخي ميمند يكي از جذاب ترين و منحصر به فردترين آثار باقي مانده از تاريخ بشريت است.
نقوش و سفال هاي چندين هزار ساله مكشوفه، تاريخ طولاني ميمند را گواهي مي دهند. روستاي ميمند از آب و هواي معتدل كوهستاني برخوردار و در مرز مشترك دشت و كوهستان واقع شده است.
ساكنان اين روستاي صخره اي هنوز با گذشت چند هزار سال از ساخت آن در درون حفره هايي زندگي مي كنند كه پنجره و دودكش ندارد و به زبان محلي «كيچه» ناميده
مي شود. اصالت اين روستا تنها مخصوص خانه هاي شگفت آن نيست.
رفتار ساكنان ميمند به همراه آداب و رسوم فضايي را ايجاد مي كند كه خواه ناخواه انديشه و توجه همگان را با خود به آنجا مي برد كه خود مي خواهد. هنوز در زبان و گويش مردم آنجا واژه هايي از زبان پهلوي ساساني يافت مي شود.
خانه ها در دل كوه ايجاد شده اند و شامل اتاق، پستو، راهرو و ستون هستند. آتشگاه هاي سنگي ميمند در دوره اسلامي به مسجد تبديل شده اند و امروز اگر به ميمند
مي رويد يادتان باشد از مسجد سنگي آن ديدن كنيد.
شكل و شمايل خانه هاي ميمند، كارشناسان را به اين انديشه مي رساند كه اين روستا روزگاري متعلق به كساني بود كه به آئين مهرپرستي اشتغال داشتند.
آشنايي با باغ ائل گلي (شاه گلي)
باغ ائل گلي (شاه گلي) درون بافت شهري و در فاصله 7 كيلومتري جنوب شرقي تبريز در استان آذربايجان شرقي با ابعاد 263 ×40/355 متر مربع واقع شده است.
شاه گولي به معني «استخر شاه» ترجمه شده است. گول در زبان تركي به معني استخر مي باشد. احداث بناي اوليه اين آبگير را به زمان پادشاهان آق قويونلو و توسعه آن را به زمان صفويه نسبت مي دهند.
شاهزاده قهرمان ميرزا، پسر هشتم نايب السلطنه
عباس ميرزا، هنگام فرمانروايي در تبريز، به تعمير اين استخر همت گماشت، عمارت 2 طبقه زيبايي در وسط آن بنا كرد، از وسط ساحل شرقي استخر تا محل عمارت خياباني تعبيه نمود و كوه بلندي را كه در جانب شرقي استخر قرار داشت به صورت سكوها و پله هاي عريض مرتبي درآورد و در چند جاي آنها به فاصله معيّن جويها و آبشارهايي ايجاد كرد و در نظر داشت كه اين بنا را كاخ ييلاقي خود قرار دهد، اما هنوز كار تزيين بنا اتمام نيافته، درگذشت و فرزندانش اين حادثه را به فال بد گرفتند، عمارت متروك ماند و از آن تاريخ به بعد، فقط استخر شاه براي ذخيره كردن آب جهت آبياري مزارع و باغهاي شهر در تابستانها مورد استفاده قرار گرفت.
در بهار سال 1309 هـ . ش كه هنوز استخر و طبقه پايين عمارت آن باقي بود از طرف شهرداري تبريز تعمير گرديد و از اواخر ارديبهشت ماه به صورت گردشگاه عمومي شهر در آمد. عمارت يك طبقه در فروردين ماه 1346 به علت كثرت رطوبت و فرسودگي بنا تخريب شد و در سال 1349 هـ . ش بناي عمارت دو طبقه با همان طرح قبلي آغاز گرديد.
اندازه فعلي استخر در مرمت سالهاي 1367 بعلت احداث فضاي گلكاري در حاشيه آن قدري كوچكتر شده است. كف استخر روي زمين طبيعي قرار داشته و از هيچ مصالحي براي پوشاندن آن استفاده نشده است، عمق استخر از سه متر در گوشه شرقي تا نه متر در كنار دهنه متفاوت است.
مخزن آب، مثل باغتخت شيراز از چشمه اي تأمين مي گرددكه از سنگي بالاي مرتفع ترين سكو مي جوشد. آب مخزن را پنج نهر تشكيل مي دهد كه در هر سكويي، يك آبشار ايجاد مي شود و هر سكو يا پلكان، داراي يك رديف درخت تبريزي در كنار ديوار عقب آن و يك رديف درخت بيد در كنار نهرهاي آن است.
آشنايي با كلات
كوه، رود، دشت، دره، باغ، شاليزار، كرد، ترك، فارس، معماري ايران، هنر هندوستان، اسطوره، تاريخ...؛ اينها همه با هم در جايي جمع شده اند كه در قياس با اين سرزمين پهناور، يك وجب جا بيشتر نيست: كلات
اما همين يك وجب جا آنقدر زيباست كه فردوسي بزرگ در وصفش مي گويد:
همان به كه سوي كلات و چرم/ برانيم و منزل كنيم از ميم
چپ و راست آباد و آب روان / بيابان چه جوييم و رنج روان
اين يك وجب جا، همان دژ نفوذ ناپذيري است كه تيمور گوركاني 14 بار به فتح آن كوشيد و ناكام ماند و همان قلعه امني است كه نادرشاه افشار خزاين به غنيمت آورده از هند را، درونش پنهان ساخت.
با اين حال، از آن 24 ميليون زائر و مسافري كه هرسال به خراسان مي روند، كمتر كسي به سوي كلات راه كج مي كند ؛ اين راه از شمال مشهد آغاز مي شود و پس از عبور از روستاي پاژ ( زادگاه فردوسي) 145 كيلومتر آنسوتر به كلات مي رسد و پس از كلات، زميني نيست كه از خاكش عطر ايران به مشام برسد؛ آنسوتر هرچه هست، خانه همسايه است: تركمنستان.
راه مشهد به كلات، مدام چهره عوض مي كند. گاه تو را بر ستيغ كوه مي برد و گاه به ژرفاي دره؛ گاه خشكي تپه ماهورها را پيش رويت مي گذارد و گاه از ميان درختان انبوه گذرت مي دهد؛ گاه آبي آسمان را در آئینه شاليزار قاب مي گيرد و گاه... . اصلاً جاده مشهد به كلات راه رسيدن نيست، خود مقصدي است براي رفتن. اين را اگر آن 24 ميليون مسافر ندانند، مشهدي ها خوب مي دانند و اگر روز تعطيل و فراغتي پيدا كنند، راه كلات را در پيش مي گيرند.
كلات را كوههاي بلند در ميان گرفته اند و راههاي طبيعي ورود به شهر كه محلي ها به آن دربند مي گويند، سخت و صعب العبور هستند. يكي كه از همه فراخ تر است، دربند ارغونشاه نام دارد و آن را رودخانه اي به نام ژرف رود از ميان كوهها گشوده است. ژرف رود از جنوب غربي وارد كلات مي شود و پس از پيمودن طول شهر، از زاويه اي مخالف به كشور تركمنستان مي رود. در دهه هاي اخير، تونلي در كنار دربند ارغونشاه ساخته اند كه راه ورود به شهر را كوتاهتر و آسانتر كرده است.
اما مردمان كلات نيز براي خود حكايتي شنيدني دارند. گرچه كلات از قديم الايام جاي آبادي بوده است، اما آبادي خود در سه سده اخير را وامدار نادرشاه افشار است. از اين روست كه كلات را كلات نادري لقب داده اند. نادر اين دژ طبيعي را براي نگاهداري غنايمي كه از فتح هندوستان آورده بود، برگزيد و جماعتي از سپاهيانش را مأمور حفاظت از آن ساخت. چون سپاهيان او مخلوطي از فارسها و تركها و كردها بودند، لاجرم كلاتي هاي امروز كه بازماندگان آن دوران هستند، به اين سه قوم نسب مي رسانند و در شهر كوچك خويش به سه زبان با يكديگر سخن مي گويند. بيشترشان كشاورزي و باغداري مي كنند و زنانشان در قالي بافي مهارت بسيار دارند.
مهمترين يادگار نادر در كلات، كاخي است به نام قصر خورشيد. اين قصر در ميان باغي بزرگ به شيوه باغ هاي ايراني بنا شده، اما ساختمانش تلفيقي است از معماري ايران و هندوستان ؛ چرا كه نادر علاوه بر سيم و زر و جواهر، هنرمندان زيادي را از هند به ايران آورد و زبده ترينشان را به آرايش قصر خورشيد واداشت. پس اگر حالا بر سنگهاي نماي بيروني قصر، نقش ميوه هايي چون موز و آناناس را مي بينيم، نبايد گمان كنيم كه 300 سال پيش اجدادمان چنين ميوه هايي را مي شناخته اند و مي خورده اند. اينها هنر دست هندواني است كه به اقليم و سرزميني ديگر تعلق داشتند.
قصر خورشيد، ساختماني است سه طبقه ؛ طبقه زيرين كه همان زيرزمين باشد جايي است مخوف و تاريك كه گفته اند يا جاي نگاهداري بخشي از خزاين نادر بوده يا زنداني براي مغضوبين درگاه. اما حالا به همت سازمان ميراث فرهنگي خراسان، نمايشگاهي است كه مراحل بازسازي قصر خورشيد در سالهاي اخير را به تصوير مي كشد.
طبقه دوم يا همكف، تالاري بزرگ در ميان دارد و اتاق هايي در پيرامون. تالار با تزئيناتي به شيوه بناهاي صفوي آراسته و طلا كاري شده است و چون دورادور ديوار آن كتيبه اي حاوي سوره نبأ با تاريخ مرگ نادر ( 1160 ه.ق ) به چشم مي آيد، برخي چنين نتيجه گرفته اند كه نادر قصر خورشيد را به عنوان آرامگاه خويش بنا كرده بود. (آرامگاه كنوني او در مركز شهر مشهد قرار دارد.)
طبقه سوم نيز گنبد استوانه اي بزرگي است كه از 66 نيم ستون سنگي تشكيل يافته بدين سبب در تمام بناهاي تاريخي ايران يكتا و بي همتا ست. از كنار اين گنبد مدور مي توان باغ زيباي پيرامون قصر و نماي عمومي شهر كلات را تماشا كرد.
در ميان اين منظره دلفريب، آنچه بيش از همه جلب توجه مي كند، گنبد فيروزه اي رنگ مسجدي است كه درست در محور قصر خورشيد و چشم در چشم آن جاي گرفته است. مسجد به صفت گنبد زيبايش كبود گنبد خوانده مي شود. يادگاري است از دوره سلجوقيان ( سده پنجم و ششم هجري ) و شاهدي است بر اهميت و آباداني كلات در آن روزگار. اين مسجد بعدها، يك بار در زمان نادرشاه و يك بار در زمان فتحعليشاه قاجار مرمت شد و امروز زير گنبد بلند خويش، جسم پاك شهيدان كلات را درآغوش كشيده است. بعد از اين دو بناي فاخر، سومين اثر تاريخي بزرگ در كلات، بند نادري است كه گرچه نام خويش را مثل خيلي از داشته هاي كلات از فاتح هندوستان گرفته، اما احتمالاً او فقط مرمتگرش بوده، نه سازنده اش.
بند نادري با 70 متر ارتفاع و عرضي متغير بين 7 تا 12 متر، روي ژرف رود بنا شده است و طبق شواهد موجود ممكن است در دوره ايلخانان مغول ( سده هفتم و هشتم هجري ) از سنگ و آجر و ساروج ساخته شده باشد.
غير از اينها بايد از برج و باروي كلات نام برد كه پيش از دوره نادروجود داشته و به دستور او تجديدبنا شده است. پايين برج و باروی و مشرف به دربند ارغونشاه كتيبه اي ناتمام به زبان تركي وجود دارد كه از صفات داشته و نداشته نادر مي گويد. در روستاي خشت در 13 كيلومتري كلات نيز استحكامها و آب انبارهاي روستاي خشت خودنمايي مي كنند كه باز از دوره نادر باقي مانده اند. اثر ديگر، يك رشته لوله سنگي است كه آب شيرين نهر قره سو را از 12 كيلومتري كلات به شهر مي آورده است و حالا جز تكه هايي از آن باقي نيست. هوش سرشاري نمي خواهد كه آدم حدس بزند اين يكي هم از روزگار نادر بجا مانده است.
به اينها بايد بقاياي قلعه فرود در روستاي گرو در يك كيلومتري شمال غربي كلات را افزود كه عمرش به دوره پيش از اسلام مي رسد و شايد جايگاه فرود افسانه اي در شاهنامه فردوسي بوده است.
اينها جملگي در طبيعت زيبايي قرار دارند كه وصفش نه گفتني است نه شنيدني، بلكه ديدني است. حالا اگر مي خواهيد به كلات برويد، بايد بدانيد كه نه در زمستان مي توان رفت كه جاده پربرف و شهر سرد و سوزان است و نه در هفته هايي از پاييز كه باران هاي سيل آسا معروف به هفته بار حتي كلاتي ها را در خانه حبس مي كند. بهار و تابستان بهترين هنگام براي ديدار كلات است و اگر خودروي شخصي نداريد، اتوبوس و سواري در ميدان بار نوغان در شمال شهر مشهد، شما را به مقصد مي رساند. با اتوبوس 3 تا 4 ساعت راه است و با سواري 2 تا 3 ساعت.
اين يك وجب جا، درست روي پشت اين گربه بزرگ و دوست داشتني، مينياتوري از همه زيبايي هاي سرزمين پهناورمان ايران است.
دنياي مجازي پيشرو در صنعت گردشگري
حميد اميني
اينترنت جزء گريزناپذير صنعت، تجارت و خدمات جهان امروز است و روز به روز بر سرعت گسترش آن و تعداد کاربرانش افزوده مي شود.
جهانگردي به عنوان صنعتي که اکنون ديگر نقل تمامي محافل و مجالس علمي، تجاري و حتي سياسي است، به دليل پيچيدگي هاي خاصش که خود از ناملموس بودن محصولات و توليداتش نشأت مي گيرد، از اين امر گريز ناپذير است. بر همين اساس توجه به جهانگردي مجازي و ايجاد زيرساخت هاي مناسب براي توسعه آن اهميتي وافر دارد.
اصولاً هر جهانگردي با هر انگيزه و دامنه دانشي که نيت بازديد از يک مسير جهانگردي يا يک منطقه تاريخي را داشته باشد، خواهان اين است که قبل از سفر به محل مورد نظر، اطلاعاتي از قبيل نحوه دسترسي به محل، امکانات رفاهي، اقامتي و پذيرايي موجود، وضعيت آب و هوا و موارد مشابه را تهيه کند. اگر اين اطلاعات در قالب يک برنامه چند رسانه اي و با رنگ و لعابي به مثابه آنچه در واقعيت است از طريق يک سايت اطلاع رساني در اختيار مسافر قرار گيرد، اشتياق سفر براي او دو چندان شده و مسافرت براي او بسيار لذت بخش ترخواهد بود. از طرف ديگر امکانات سه بعدي، جلوه صوتي، تصويري و ده ها وسيله ديگر که نمايش جاذبه ها را از طريق مجازي جذاب و کاربر پسند مي کند دست سفارش دهنده را براي جذاب تر کردن جاذبه هاي گردشگري باز مي کند.
توريسم مجازي يا تور چشم انداز کامل؛ وانمودي از مکان هاي واقعي بوده و در خلال آن غالباً ترکيبي از تصاوير و مناظر گذران و گسترده، صحنه هايي از تعداد زيادي لينک ثابت يا تصاوير ويدئويي و يا نمونه هاي مجازي از مکان هاي واقعي را براي کاربر اينترنتي به نمايش مي گذارد. همچنين ممکن است از عناصر ديگر چند رسانه اي مانند جلوه هاي صوتي، موسيقي، گفتار روي متن و متن استفاده شود.
مخاطب تور مجازي مي تواند هر شخصي باشد که از طريق کامپيوتر شخصي از اينترنت استفاده کرده يا از طريق کيوسک هاي هوشمند اطلاعات کسب مي کند.
در تور مجازي کاربر با ورود به سايت مورد نظر، طيفي از فيلم هاي ويدئويي و عکس ها را از زواياي مختلف مي بيند و حس مي کند که در محل قرار دارد. به اين دليل پاناروميک يا همه نما (چشم انداز کامل) گفته مي شود که منظره را مي توانيم بدون انقطاع از همه زوايا ببينيم. همچنين پاناروميک مي تواند يک رشته فيلم ويدئويي باشد. مانند اينکه از يک منظره از چند زاويه فيلمبرداري شده و امکان ديدن يک منظره از زواياي مختلف وجود داشته باشد.
از طريق دنياي مجازي کاربر مي تواند نقشه هاي مختلف را ببيند. نمونه بارز آن google earth است که از طريق آن مي توان به مانند تماشاگري که در فضا نشسته است، تمام نقاط جهان را ديد يا اينکه کره زمين همچون يک کره جغرافيا در دستان کاربر است و با چرخاندن آن تمام کشورها را مي بيند، با اين تفاوت که درgoogle earth امکان زوم کردن و ديدن تمام شهرها، روستاها، نقاط جغرافيايي و تمامي عوارض طبيعي و ساخت دست بشر با وضوح کامل وجود دارد.
جهانگردي مجازي همچون ساير بخش هاي اين صنعت ابزار و اهرم هاي خاص خود را دارد و نيازمند ساخت زيرساخت ها و سرمايه گذاري هاي کلان است. اگر در اين راه اهتمام نورزيم و فرصت را از کف بدهيم فاصله ما با کشورهاي صاحب نام در اين زمينه بيشتر و بيشتر خواهد شد.
غذاي ايراني؛ جاذبه فراموش شده
شايد پرداختن به اين موضوع كمي عجيب به نظر برسد اما آنچه بيش از هر چيزي مي تواند طعم خوش يك سفر را در ذهن گردشگر زنده نگه دارد، آشنايي با خوراكي هاي بومي منطقه اي است كه به آن سفر مي كند تا آنجا كه غذا را مي توان به عنوان نوعي جاذبه سياحتي به شمار آورد؛ در حقيقت غذا خاطره اي فراموش نشدني در ذهن هر گردشگر و مسافري مي گذارد.
علاوه بر اهميت غذا و نقش ويژه آن در فرهنگ هر كشور، اين موضوع قدمت و پيشينه تاريخي آن كشور را نيز نشان مي دهد. درميان مكتب هاي مختلف طبخ، سه مكتب آشپزي چيني، رومي و ايراني توانسته بيش از ساير مكاتب آشپزي اصالت خود را حفظ كند و از ميان اين سه، آشپزي چيني يك گام پيشتر رفته و با رعايت سلسله مراتب در وعده هاي غذايي، طبخ سريع و آسان، نوع ظروف به كار رفته در پخت و ارائه و تنوع و فراواني، توانسته تأثيرگذاري بيشتري داشته باشد. آشپزي چيني، تأثير ويژه اي در آشپزي كشورهايي مانند تايلند، مالزي، سنگاپور و حتي ژاپن داشته به طوري كه رستوران هاي چيني در تمام كشورهاي جهان در اولين لحظه ورود گردشگر به چشم مي آيند. فراواني مراكز تأمين غذاي چيني آن هم از نوع ارزان قيمت باعث شده گردشگران به سمت آنها گرايش پيدا كنند.
از سوي ديگر آشپزي نوين كه مادر آشپزي اروپايي است توانسته طي ساليان متمادي، تسلط خود را در اروپا و جهان حفظ كند. مغازه هاي پيتزافروشي را در تمامي دنيا به وفور مي توان مشاهده كرد. ماكاروني، پاستا، لازانيا و… از جمله غذاهاي اين گروه هستند. به جز ايتاليا، فرانسه نيز توانسته در دنياي امروز خود را به عنوان مهد آشپزي پيشرفته و ممتاز دنيا معرفي كند، به طوري كه رستوران ها و آشپزهاي فرانسوي در جهان سرآمد شناخته مي شوند و همين عامل توانسته نقشي مؤثر در جذب تعداد بيشتري از گردشگران در اين كشور مهم توريست پذير جهان داشته باشد.
در اين ميان آشپزي ايراني مادر آشپزي هندي، تركي و عربي به شمار مي آيد اما در حال حاضر اين سه كشور در استفاده از اين صنعت براي جذب توريست، از ايران پيشي گرفته اند. آشپزي ايراني حتي در داخل كشور نيز نتوانسته رشد و توسعه لازم را داشته باشد و روزبه روز دچار پسرفت شده است.
كشور ما مناطق و فرهنگ هاي غني و گوناگوني دارد كه هركدام در جاي خود انواع پيش غذا، آش، مكمل غذا، غذاي اصلي، دسر و شيريني را دارند، به طوري كه در حدود 2 هزار و 200 نوع غذا و 109 نوع نوشيدني و انواع شيريني و نان در سطح كشور شناسايي شده است، در حالي كه در رستوران هاي ايراني فقط چند نوع كباب و برنج عرضه مي شود و اين فهرست غذايي در تمامي رستوران ها در سطح كشور با اندكي تفاوت در بعد كمي و كيفي، ثابت است.
حتي در رستوران هاي سنتي در كنار اين نوع غذاها، فقط آبگوشت يا حليم بادمجان به عنوان نمادغذاي سنتي ايراني، معرفي و عرضه مي شود. گردشگران خارجي بازديدكننده از ايران، مجبورند در روز حداقل دو وعده و در عرض يك هفته حدود 14 بار از يك فهرست غذايي ثابت، هميشگي و تكراري استفاده كنند كه اين موضوع خستگي، ملالت و دلزدگي به دنبال دارد.
قلعه بابك
«... در ميان آن كوه ها حصاري كرده بود كه آن را بذ [شهری مابین آران و آذربایجان] خواندندي. او ايمن در آن جا نشسته بود و در آن جا همي بود تا روزگار بسيار برآمد و بدين جهت بيست سال بماند...»
قلعه بابك جايي است ميان ابرها. در ميان طبيعت سحرانگيز ارسباران. در قلمروي ايلات شاهسون.
اين جا بهترين مكان است براي ساخت و پرداخت يك اسطوره. يك قهرمان. بايد برفراز برج هاي اين قلعه ايستاد و به اطراف نظر افكند تا حس هايي همچون؛ ايمن بودن، فرمانروايي، شجاعت، عشق به ميهن، اعتراض، زيبايي و اسرارآميزي را درك كرد. قلعه بابك به نام هاي جمهور و بذ هم معروف است و يكي از قلعه هايي است كه علاوه بر معماري و طبيعت، تاريخي دارد آميخته با حماسه و مقاومت. اطراف قلعه را دره هاي عميق 400 تا 600 متري احاطه كرده كه راه نفوذ به آن را مشكل مي كنند. ظاهراً پيشينه آن به قبل از اسلام و دوران ساسانيان مي رسد. امروز كه به قلعه مي روي، هنوز روح بابك را در آن جا حاضر مي يابي و به مردي مي انديشي كه به قول نفيسي، زندگي اش در پس پرده تعصب و خودخواهي مورخان از ما پنهان مانده.
ارامنه به زيارت قره كليسا شتافتند
كليساي "تاتاووس" معروف به "قره كليسا" در استان آذربايجان غربي و بين شهر ماكو و چالدران و در نزديكي روستايي به نام قره كليسا، واقع شده است.
در ايام زيارت قره كليسا، بسياري از هم وطنان ايراني و همچنين ارامنه ديگر كشورها به سوي قره كليسا مي روند و فرايض ديني خود را به جاي مي آورند.
تاتاووس يكي از حواريون حضرت مسيح است كه به مناسبت سالگرد شهادت وي، مراسمي در مكان اين كليسا برگزار مي شود.
زمان برگزاري اين مراسم، کاملاً مشخص نيست، به طوري كه اين مراسم در سال 86 هجري شمسي در تاريخ 28 الي 30 تير برگزار شد، ولي امسال ارامنه از تاريخ 13 تا 15 تير به مكان قره كليسا براي اجراي مراسم آييني آمدند.
مراسم مربوط به قره كليسا سه روز است كه مهم ترين روز آن، آخرين روز است. در روز اول و دوم، ارامنه اي كه قصد دارند در مراسم شركت كنند از ايران و كشورهاي ديگر به مكان مورد نظر مي آيند و چادرهايشان را نصب مي كنند و براي روز آخر آماده مي شوند.
كليساي تاتاووس براي ارامنه بسيار اهميت دارد و به همين خاطر آنها از شهرهايي همچون تهران، تبريز، اصفهان، اورميه و همچنين از كشورهايي چون ارمنستان و تركيه راهي اين مراسم مي شوند.
در اين مراسم، آيين هاي غسل تعميد، نام گذاري متولدين، عقد نامزدها، قرباني كردن، نذري دادن، شمع روشن كردن و راز و نياز ارامنه ديده مي شود.
در روز اصلي اسقف اعظم يا اسقف ارامنه حضور پيدا مي كند و مراسم با حضور وي در ساعت 10انجام مي شود.
بسياري از ارامنه در اين روز گوسفند يا خروس (حيوان حتماً بايد نر باشد) قرباني مي كنند و گوشت آن را ميان اطرافيان تقسيم مي كنند.
باغهای شنی در مکتب ذن
راهبان مکتب ذن با حساسیت ویژه ای كه تنها از طریق تمركز و مراقبه در ذاتشان حاصل آمده است، بوسیله شن کش خط های افقی و عمودی در صحن باغ شنی ایجاد می کنند و اطراف صخره ها را با دوایری مکرر می آرایند. گیاهان از اهمیت کمتری برخوردارند و گاهی اصلاً در این آرایش استفاده نمی شوند. این باغها اغلب بصورتی آراسته می شده که بیننده در جایگاه مشخصی بنشیند و آن را تماشا کند. بعضی از غربیان اعتقاد دارند باغهای شنی قادرند به ذهن آدمی آرامش ببخشند، اما ژاپنی های اصیل به چنین قصدی این باغها را نساخته اند.
باغ شنی در معبد ریوآن-جی
یکی از باغهای شنی مشهور در معبد ریوآن-جی در شمال غربی کیوتوی ژاپن قرار دارد. این باغ سی متر در ده متر مساحت دارد و در آن درختی وجود ندارد و تنها 15 قطعه سنگ بی شکل در اندازه های متفاوت، که بعضی هایشان با خزه پوشیده شده در بستری از شن و سنگریزه سفید که هر روز شن کشی می شود، چیده شده است.
سنگها با اندازه های مختلف در گروه های پنج تایی، دو تایی، سه تایی، دو تایی، سه تایی چیده شده اند و این پانزده سنگ طوری کنار هم قرار گرفته اند که یک بیننده در یک زاویه خاص تنها می تواند 14 قطعه را مشاهده کند. طراحی باغ منسوب به هنرمند خاصی نیست، اما گفته می شود هنرمندی با نام سوآمی با همکاری طراحی به نام دایسنین این باغ را ساخته اند.
آرایش ظاهری:
تلاش زیادی برای توضیح اینکه باغهای شنی سمبل چه هستند، شده است. برخی از آنها به شرح زیر است:
- شن ها نماینده اقیانوس و صخره ها نماینده جزیره ژاپن است.
- صخره ها نشانگر ماده ببر و فرزندانش است که به سمت اژدهایی شنا می کنند.
- صخره ها فرمی از قلب و ذهن را در حروف کانجی نمایش می دهند.
- از نظر تحلیل ریاضی نیز، بخشهای خالی باغ بطور حساب شده ای ساخته شده و در راستای معماری معبد قرار دارد. امتداد محور تقارن باغ تا سالن اصلی معبد می رسد که به صورت سنتی بهترین جایگاه دیدن باغ به حساب می آید و دیدن سنگها از این زاویه در حس بصری انسان، تأثیر دیدن شکلی طبیعی مانند درخت را می گذارد. این تأثیر وقتی شما مستقیماً به باغ نگاه می کنید قابل دریافت نیست، اما گفته می شود ذهن ناخودآگاه انسان قادر به برقراری ارتباط ظریف بین جایگاه صخره ها است. محققان غربی بر این باورند که طراحی این باغها مکان مناسبی را برای مراقبه انسان فراهم می کند، اما ژاپنی های سنتی چنین چیزی را نمی پذیرند. هر کدام از باغها می تواند نشانه چیزی باشد. برای مثال باغی وجود دارد که تمثال دوقلوی یین و یانگ (نشانه های چینی) است. باغ دیگری سمبلی از قانون علت و معلول و دیگری نشانی از ارزش قلب پاک را دارد. در واقع به بیننده بستگی دارد که چه چیزی را از این آرایشها دریافت می کند. آیا تنها سنگ ها و شن های دوار دور آن را می بیند یا قادر است از این نظم و سکون به آرامش ذهنی برسد.
باغ نارنجستان قوام
باغ نارنجستان قوام در شهر شيراز در محله بالا کفت و تقريباً در قسمت شرقي انتهاي خيابان لطفعلي خان زند قرار دارد.
اين باغ و عمارت از مجموعه ارزشمند دوران قاجار در شيراز است و به علت وفور درختان نارنج به باغ نارنجستان ناميده مي شود. احداث اين باغ و مجموعه هاي آن بوسيله علي محمد خان قوام الملک آغاز و در سال 1300هـ . ق بوسيله فرزندش محمد رضا قوام الملک تکميل گرديد.
در ورودي اصلي باغ رو به جنوب و سردر ورودي با تزئينات آجري و کتيبه اي سنگي از مرمر سرخ فام شامل آياتي از قرآن كريم است و از چوب ساج با منبت کاريهاي زيبا ساخته و به هشتي باز مي شود و بوسيله دو راهرو به محوطه باغ ارتباط پيدا مي کند.
اين باغ در جبهه هاي شمالي، جنوبي و شرقي داراي ساختمان مي باشد. عمارت اصلي با ايوان دو ستونه در جبهه شمالي، با شيوه معماري دوره زنديه در دو طبقه و يک زيرزمين مي باشد.
در دو طرف ايوان بزرگ دو راه براي ورود به ساير قسمتها تعبيه شده است كه با كف محوطه دو متر اختلاف دارد. ستونهاي ايوان بزرگ از سنگ مرمر يكپارچه، با بدنه اي استوانه اي و سرستونهاي داراي مقرنس تشكيل شده است.
بالاي عمارت داراي 3 هلالي با نقوش اسليمي مي باشد، كه در وسط آن دو شير كه صفحه اي را نگاه داشته اند و بر روي آن آيه قرآن نوشته شده است و در طرفين دو هلالي ديگر صحنه اي از شكار آهو، توسط پلنگ به چشم مي خورد.
عمارت نارنجستان به مساحت تقريبي 940 متر مربع در باغي به وسعت 3500 متر مربع در دو جبهه شمالي و جنوبي بنا شد. اين باغ در ارديبهشت ماه سال 1353 به شماره 1073 در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است.
اين باغ در سال 1345 به دانشگاه شيراز واگذار گرديد و بين سالهاي 1348 تا 1358 مورد استفاده موسسه آسيايي تحت نظارت پرفسور آرتور پوپ بود و در سال 1378 در اختيار دانشكده هنر و معماري دانشگاه شيراز قرار گرفت.
آشنايي با باغ هاي اشرف البلاد
شهر اشرف البلاد را شاه عباس اول در سال 1021 ه. ق (1612 م)، در كنار سواحل درياي خزر در دامنه رشته كوه هاي البرز احداث كرد.
مجموعه باغهاي اشرف از 6 باغ متصل به يكديگر كه با ديواره هاي سنگي از هم جدا مي شدند، احداث شده است.
اين باغها شامل باغ و عمارت چهل ستون، باغ چشمه و باغ تپه در جنوب شرقي چهل ستون، باغهاي خلوت، باغ شمال و باغ صاحب الزمان در غرب چهلستون (كه در حال حاضر از آن باغها اثري ديده نمي شود) است.
هر يك از اين باغها محل اقامت زمستاني شاه عباس اول و هر كدام داراي عملكرد خاصي مانند: حرم سرا، تشريفات، تفريح، شكارگاه و... بود. همچنين علاوه بر اين باغها 2 باغ ديگر در دوره صفويه ساخته شد: باغ صفي آباد كه در آن رصدخانه وجود داشت و استخر عباس آباد كه براي شكار مورد استفاده قرار مي گرفت.
زوريخ بهترين شهر دنيا شناخته شد
طبق گزارش سالانه يک شرکت مشاوره تجاري درباره شرايط موجود شهرهاي مختلف جهان از نظر کيفيت زندگي، در ميان 600 شهر در سراسر جهان، زوريخ در صدر جدول بهترين شهرهاي جهان براي زندگي است.
به گزارش "بيزنس ويک" به نقل از مؤسسه مشاوره "مرسر" شهرهاي نيويورک، لندن و پاريس اگرچه مشهورترين شهرها در سطح بين المللي هستند اما متخصصان طبق بررسي هاي سالانه خود براي سال 2008، شهر زوريخ واقع در سوييس را به عنوان بهترين مکان براي زندگي اعلام کرده اند.
طبق همين گزارش، معيارهاي موردنظر در اين بررسي ها براي تعيين بهترين شهر شامل فاکتورهاي مختلفي است که سطح تراکم ترافيک شهر، کيفيت هوا و امنيت فردي ازجمله مهمترين معيارهايي است که توسط محققان مورد بررسي قرار مي گيرد. اين معيارها در هر شهر بنابه اظهارات و شهادت افراد غيربومي ساکن در هر شهر مورد استناد قرار مي گيرد.
اين بررسي ها که هر سال درمورد 600 شهر جهان صورت مي گيرد؛ برخي شهرهاي ديگر جهان را نيز در رديف 25 شهر برتر جهان قرار داده است.
در اين گزارش تأکيد شده است که بهترين شهرهاي جهان براي زندگي الزاماً هيجان انگيزترين شهرهاي جهان نيستند.
به گفته "ربکا پاور"، مشاور ارشد در بخش مراکز انساني جهان، در اين فهرست نام تعدادي از شهرهاي اصطلاحاً خواب آلود ثبت شده که بالاترين رتبه را به دست آورده اند. برخي از اين شهرها از نظر زندگي و فعاليت شبانه رتبه جالبي بدست نياورند.
برنامه ريزي و توسعه صنعت توريسم در ايران
برنامه ريزي توريستي ايران بايد با شيوه اي نظام يافته انجام گيرد و بر اساس گرايش هاي گذشته، حال و آينده استوار باشد. بررسي پديده ها و شناخت شيوه هاي تسلط و شرايط حاکم بر آنها در گذشته، چگونگي تحولات و دگرگوني ها،
آنها را طي دوران هاي مختلف نشان مي دهد و در تعیين شرايط فعلي کمک هاي مؤثري مي کند.
شناخت وضع موجود نيز با اتکاء به حقايق عيني منجر به کشف تنگناها، مشکلات، موانع، نيازها، امکانات و ساير موارد مشابه مي شود و پس از تجزيه و تحليل يافته ها با شيوه اي علمي و منظم و با تکيه بر انعطاف پذيري، پويايي و توجه به اولويت ها و رسيدن به هدف هاي نهايي طرح، تنظيم يافته و با توجه به زمانبندي، اجراي آن صورت مي گيرد.
در برنامه ريزي توسعه جهانگردي ايران ساختار نظام حکومتي با ايدئولوژي حاکم بر آن نقش مهم و به سزايي دارد و توجه به سياست هاي کلي دولت در اين زمينه راهگشا خواهد بود.
سياستگذاري در صنعت جهانگردي ايران براي رسيدن به هدف هاي کلي و عمومي توسعه اقتصادي و اجتماعي کشور است، از اين رو برنامه ريزي کلي، بخشي که در سطوح بلند مدت، ميان مدت و کوتاه مدت براي اين صنعت انجام مي گيرد، بايد با ديگر فعاليت هاي اقتصادي از جمله صنعت و کشاورزي و خدمات هماهنگي لازم را داشته باشد و از ساختار اقتصادي حاکم بر کشور تبعيت کند.
آزادسازي اقتصادي امروزه به عنوان يکي از راه حل هاي بحران اقتصادي ممالک رو به رشد جهان است.
توصيه بانک جهاني نيز به کاربرد و استفاده از ساختار بازار آزاد در بسياري از کشورهاي جهان سوم موجب اصلاحات اقتصادي آنان شده است. به عنوان مثال کشورهاي مالزي، سنگاپور، کره، تايوان، هنگ کنگ و ژاپن که همه در مقياس گسترده اي به بازار آزاد تکيه دارند، همگي در حال ترقي اند،
درآمد سرانه در اين کشورها در اواخر سال 1970 از 700 دلار در مالزي شروع مي شد و به 5 هزار دلار در ژاپن مي رسد، در ايران نيز دولت به منظور حل مشکلات اقتصادي، اجتماعي کشور و بنا به توصيه هاي بانک جهاني و صندوق بين المللي پول به تدريج تغييراتي در ساختار اقتصادي کشور به وجود آمده و مدتي است استفاده محدود از ساختار بازار به صورت تشويق بخش خصوصي براي سرمايه گذاري، حذف تدريجي یارانه، کاهش مداخله در قيمت ها و نيز سودمندي استفاده از سرمايه هاي خارجي به رسميت شناخته شده است، ليکن هنوز مفهوم آزادسازي اقتصادي براي بسياري از مردم روشن نشده، بنابراين ضروري است دولتمردان و صاحب نظران از طريق رسانه هاي گروهي به بحث و بررسي بيشتري پيرامون آن بپردازند تا سياستگذاري ها و برنامه ريزي ها در بخش هاي مختلف اقتصادي بر مبناي آن صورت گيرد.
برنامه ريزي براي توسعه صنعت جهانگردي نيز به دور از چنين سياست هايي نيست، در اين رابطه بخش خصوصي مي تواند نقش عمده اي داشته باشد و با هماهنگي بخش دولتي و تبادل نظرها در زمينه مالي و کارشناسي به رونق آن بيفزايد.
يکي از دلايل ضعف و نارسايي موجود در صنعت جهانگردي ايران در اين است که تعادلي بين گروه هاي توريستي که سالانه از مرزهاي کشور خارج مي شوند و جهانگرداني که از کشورهاي خارج به ايران مي آيند، وجود ندارد. تعداد مسافريني که براي گذران اوقات فراغت به خارج از کشور مي روند به طور متوسط بيش از ده برابر جهانگرداني است که کشورهايشان را به مقصد ايران ترک مي کنند.
چنين جرياني بيانگر اين واقعيت است که شرايط لازم براي جلب توريست به داخل کشور وجود ندارد و اولويت هاي برنامه ريزي بايد در جهت جلب نظر جهانگردان براي مسافرت به ايران باشد. براي بررسي راه حل هاي موجود در اين زمينه بايد از ديدگاه هاي مختلفي به صنعت جهانگردي ايران توجه کرد و براي هر کدام از آنها چاره انديشي کرد و موانع را از سر راه برداشت.
نخستين نگرش به صنعت جهانگردي ايران برخورد سياسي با آن است. ديدگاه نظام حکومتي کشور نسبت به اين بخش از فعاليت هاي اقتصادي چگونه است؟ چه معيارهايي را مي پذيرد و در اولويت قرار
مي دهد و تا چه حدي براي آن ارزش قائل است؟
اين مسئله از دو بعد درون مرزي و برون مرزي قابل بررسي است. شناخت خط مشي دولت در ارتباط با سياست هاي خارجي جهانگردي و سياست هاي داخلي آن مي تواند کمک مؤثري در برنامه ريزي باشد و در صورتي که متکي بر بنيادهاي اصولي و انديشمندانه باشد، يقيناً سهم عمده اي را در توسعه جهانگردي ايران خواهد داشت.
نگرش دوم به صنعت جهانگردي ايران برخورد علمي با آن است و در اين مورد توجه به دو نکته حائز اهميت است. امر آموزش و پژوهش و ضعف و نارسايي در يکي از آنها مي تواند مسئله ساز بوده و مانع از رشد و توسعه جهانگردي کشور شود.
نگرش سوم به صنعت جهانگردي ايران نيز برخورد اجرايي با آن است. سياست هاي اجرايي به گونه اي بايد باشد که در کوتاه مدت بتوان به نتيجه رسيد. براي انجام چنين اقدامي لازم است تغييراتي در ساختار اداري مربوط به امور جهانگردي صورت پذيرد و با تصويب قوانيني، موانع دست و پا گير اداري را از سر راه برداشته و تسهيلات لازم را براي انجام تمامي امور فراهم آورد.
رواج و گسترش صنعت جهانگردي در ايران که سهم عمده اي در توسعه اقتصادي کشور خواهد داشت، امروز مبتني است بر سرمايه گذاري در زمان حال به منظور افزايش درآمد بيشتر در آينده و بهترين کوشش هر کشور و هر ملت براي بسط و توسعه اقتصادي حجم سرمايه گذاري هاي آن است. از اين لحاظ بايد گفت هزينه هاي آموزشي، پژوهشي و اداري براي توسعه صنعت جهانگردي در ايران هم جنبه مصرفي دارد و هم جنبه سرمايه گذاري هاي توليدي که حاصل و بهره آن در آينده آشکار خواهد شد. چرا که صنعت جهانگردي و مسافرت هنوز يکي از منابع مهم اشتغالزايي به حساب مي آيد، به طوري که به ازاي ورود هر گردشگر پنج شغل جديد ايجاد مي شود و صنعتي است که در کشورهاي فقير و ثروتمند مورد توجه قرار مي گيرد و توانسته يک نفر از 9 نفر را در سراسر دنيا استخدام کند، به ويژه جهانگردي عاملي جهت زنده نگه داشتن سنت ها و آداب و رسوم گذشتگان و همچنين راهي براي تنش زدايي بين کشورها و ايجاد تفاهم، وفاق و صلح بين المللي است.
گردشگري و جابه جايي انسان ها، علاوه بر تأثيرات عميق فرهنگي و روحي به مثابه پلي قلمداد مي شود که انسان ها، سرزمين ها و ملل مختلف را به يکديگر مرتبط مي سازد و موجبات استحکام و پيوندهاي اجتماعي ملت ها را فراهم مي سازد و در بسط و گسترش روابط جهاني نقش برجسته اي را ايفا مي کند.
نیشابور
گاهواره دانشمندان ایران
نیشابور بزرگترین مرکز دانش اسلامی و گهواره سخنوران و دانشمندان ایران بوده و پس از بلخ، مرو و هرات، چهارمین شهر خراسان باستانی به شمار رفته است.
نیشابوری ها به زبان فارسی و لهجه محلی نیشابوری سخن می گویند. دانشمندان علم و ادبی، چون خیام و عطار نیشابوری، بر این خاک بالیده اند. مردم نیشابور مسلمان و پیرو مذهب شیعه جعفری هستند. شماری از پیروان اسماعیلیه در روستاهای نیشابور، به ویژه دیزباد سکونت دارند. نیشابوری ها مردمی متدین، زحمت کش و پاک اندیش اند.
سعی دارند از اخلاق ناپسند، کینه و دشمنی به دور باشند و به آب و خاک و مردم سرزمین خود علاقه مندند. نیشابور زادگاه گروهی از دانشوران و مردان نامدار تاریخ ایران از دوره های بسیار کهن است. در مکان کنونی نیشابور شهری به نام «ریوند» وجود داشته است که در نبردی سهمگین میان ایرانیان و تورانیان در زمان هخامنشیان و اشکانیان با خاک یکسان می شود و شهرستان نیشابور توسط شاپور پسراردشیر بنا می شود. ایرانیان چند هزار سال پیش از پیدایی یونان در شهرسازی خود به ردیف دیوارهای راست و کوچه و توالی خانه ها در امتداد معین دست یافتند که باز خیلی زودتر از غربیان، آنان را به ساختن شهرهای شطرنجی راهنمایی کرده است. همه ایرانیان با تازیان جغرافی نویس نیز این را یادآور شده اند که صورت شطرنجی نیشابور پدیده ای ایرانی است، اما برخی از پیروان یونان این را نیز پدیده ای یونانی می دانند که اسکندر با خویش به ایران آورد که استناد علمی ندارد.
صنایع دستی شهرستان نیشابور، مشتمل بر فرش بافی، پارچه بافی، فیروزه تراشی، سفال سازی و سبد بافی است. از روزگاران کهن فرش بافی در استان خراسان به ویژه نیشابور رایج بوده است. بافت فرش به 2 نوع است بافت فارسی و بافت ترکی. نقشه هایی که در این شهرستان رایج است لچک ترنج ساده، افشان شاه عباسی، لچک ترنج پر، بته جقه ای، گل فرسنگ، اردبیلی، یا شیخ صفی، اسلیمی، درختی و نکارگاه،پشتی بافی نیز بین قالی بافان رایج است.
فیروزه تراش یا شناخت گونه های فیروزه از هنرهای مهم و با ارزش در شهرستان نیشابور است. تراش فیروزه به گونه های پیکانی، مسطح از جمله تراش هایی است که علاقه مندان زیادی دارد. بازار مصرف این هنر علاوه بر درون استان و شهرستان نیشابور از جایگاه ویژه ای برخوردار است. در برخی نقاط این شهرستان کارگاه های پارچه بافی سنتی که به تهیه کرباس، چادر شب، و ملحفه مشغول هستند. کرباس های سفید و ظریف بافته می شود که علاوه بر پیراهن و زیر شلواری در تهیه سفره، شمد، حوله، قطیفه نیز از آن استفاده می کنند. مکان های دیدنی و تاریخی آرامگاه خیام در شمال امام زاده محمد محروق، بارگاه امام زاده محمد محروق، مسجد جامع نیشابور، آرامگاه فرید الدین عطار نیشابوری، آرامگاه کمال الملک نقاش یا محمد غفاری، بقعه قدمگاه در راه نیشابور - مشهد و کاروان سرای صفوی برخی از مکان های تاریخی و دیدنی این شهرستان را تشکیل می دهند.
صنایع و معادن کارخانه های قند، پنبه پاک کنی و کولر سازی نیشابور دارای اهمیت است. نیشابور دارای معادن نمک، فیروزه، تالک، کائولن و سنگ آهک است و فیروزه تراشی یکی از مهمترین صنایع این شهرستان به شمار می آید.
کشاورزی و دامداری
اقتصاد این شهرستان بر پایه کشاورزی، دام پروری و صنایع استوار است. مهم ترین فرآورده های آن گندم، جو، ذرت، پنبه، باقلا، عدس، لپه، ماش، نخود، صیفی جات، میوه های
گوناگون و فرآورده های دامی است. پرورش دام در این ناحیه به گونه سنتی و صنعتی رواج دارد عمده ترین دام هایی که در نیشابور پرورش داده می شود، شامل گوسفند، بز، گاو، گاومیش، شتر، اسب و استر است. پرورش مرغ به روش سنتی و صنعتی در نیشابور معمول بوده و از جایگاه خوبی برخوردار است.
مشخصات جغرافیایی
شهرستان نیشابور، در شمال خراسان رضوی قرار دارد. این شهرستان از شمال به شهرستان های
چناران و قوچان، از باختر به شهرستان سبزوار، از خاور به شهرستان های مشهد و چناران و از جنوب به شهرستان های تربت حیدریه و کاشمر محدود است. آب و هوا در دامنه ها معتدل و در نواحی پست، اندک اندک بر گرما و خشکی هوا افزوده می شود. شهرستان نیشابور پوشش گیاهی گوناگونی را داراست. در بخش کوه پایه ای، گیاهانی مانند ریواس، کمای و دانه شور و در بخش دشتی تاغ، گز و جنگل های دست ساز برای تثبیت شن های روان وجود دارد.
وجه تسمیه و پیشینه تاریخی
نام این شهر در اوستا «رئونت» آمده و به معنی دارنده شکوه و جلال است. این واژه در گذر زمان و دگرگونی زبان اوستایی به پهلوی به «رای اومند» تبدیل شد. در نبشته های پهلوی، این واژه به عنوان صفتی برای خداوند آمده است و در سر آغاز بیش تر نامه های پهلوی به چشم می خورد. از این رو می توان دریافت که آن شهر باستانی تا چه قدر نزد ایرانیان ارجمند بوده است، که با چنین صفتی از آن یاد می کنند. هم اکنون نیز بخش باختری نیشابور تا مرز سبزوار «ریوند» نام دارد و در دوران اسلامی نیز بزرگانی از آن برخاسته اند، که در آثار اسلامی، از آن یاد شده است. این نام، در شاهنامه به گونه «ریونیز» به عنوان محلی که در یکی از نبردهای میان ایرانیان و تورانیان ویران گشته، آمده است. بر اساس متن کهن «نامه شهرستان های ایران» این شهر در زمان شاپور اردشیر ساسانی دوباره ساخته شده است. در این نامه از نیشابور به نام «نیوشاپوهر» یاد شده است. از سویی در همین دوره پارتیان ساکن خراسان، که از چیره گی اردشیر خشنود نبودند، با ماندن نام پسر اردشیر بر شهرستان هم رای نبوده و بدین روی صفت «ابرشهر» را بر آن نهادند و در پاره ای از نبشته های پهلوی، این نام به گونه «اپر شتر» آمده است.
این نام به گونه ای همان نام پیشین را، که معنی «دارنده شکوه بود» به یاد می آورد. در نوشته های پس از اسلام نیز پیش از آن که نام «نیشابور» آید، «ابر شهر» آمده و برخی از نویسنده گان این زمان نیز در معنی آن بلندی زمین را دلیل دانسته اند.
نیشابور در روزگار پادشاهی یزدگرد دوم از لحاظ اهمیت در شمار شهرهایی چون مرو و سمرقند در دوره های بعدی بوده است. پیدا شدن سکه های ساسانی در ویرانه های گوناگون نیشابور، خود نشان دهنده اهمیت این شهر در آن دوران است. نیشابور در سال 31 هـ.. ق، در روزگار عثمان گشوده شد. شش سال بعد، در زمان خلافت حضرت علی(ع) گروهی از ایرانیان زرتشتی نیشابور شورش کردند، ولی این مخالفت زود گذر و ناپایدار بود...
تالاب ميانگران
تالاب ميانگران در نزديكي شهر ايذه و آثار تاريخي
كول فرح قرار دارد، از اين جهت به عنوان يك منطقه گردشگري قابل توجه است. تالاب به مکاني اطلاق مي شود که آب اصلي ترين عامل براي محيط زيست گياهي و جانوري آنجاست، تمامي محيط هاي رودخانه اي، درياچه ها، کرانه هاي
ساحلي، جنگل هاي حرا، لجن زارها، تپه هاي مرجاني و محدوده هايي از سواحل درياها و درياچه ها که عمق آنها در پايين ترين حد جزر بيش از 6 متر نباشد، در زمره تالاب هاي طبيعي قرار مي گيرند. علاوه بر آن محيط هاي آبي ساخته بشر، نظير حوضچه هاي پرورش ماهي، سدها، کانال هاي آب نيز در زمره تالاب ها محسوب مي شوند.
تالاب ها از مهم ترين محيط هاي تنوع زيستي در جهان هستند و به مثابه کيسه هاي هوايي ساختار تنفسي پيکر انسان اند که سبب بقاي بسياري از موجودات زنده و تعداد کثيري از زيست مندان مي شوند، تالاب ها با فراهم کردن آب و قابليت زادآوري اوليه نقش مهمي بر عهده دارند. چنين عرصه هايي علاوه بر بحث زيبايي شناختي براي تداوم حيات انسان، جانوران و گياهان الزامي هستند. توليد و ذخيره سازي آب، حفظ و توسعه تنوع زيستي گياهي و جانوري، مهار سيل و فرسايش، پالايش آب، تثبيت آب و هواي منطقه به ويژه تعديل درجه حرارت، تامين غذا و توليد فرآورده هاي شيلاتي و پرندگان از قابليت هاي بوم شناسی و اقتصادي تالاب ها به حساب مي آيند. تالاب ميانگران با مساحتي حدود 40 کيلومتر مربع در جنوب غربي کوهپايه زاگرس در فاصله 5/1 کيلومتري شهر ايذه در شمال شرقي استان خوزستان واقع شده است. اين تالاب به نام هاي ديگري از قبيل پرچستان، شيخان، فاروم و منقار نيز ناميده مي شود. منبع تغذيه تالاب، نزولات جوي و آب هاي ناشي از آب شدن برف هاي ارتفاعات منطقه است.
از طريق راه مواصلاتي ايذه به منطقه تاريخي کول فرح و روستاي پرچستان مي توان به اين تالاب زيبا دسترسي پيدا کرد، در حاشيه تالاب روستاهاي متعددي وجود دارند که از اين ميان مي توان به ميانگران عليا و سفلي، خنگ اژدر و پرچستان اشاره کرد. هواي منطقه در فصل تابستان مرطوب و شرجي و در زمستان سرد و ارتفاعات اطراف اغلب پوشيده از برف است. پرباران ترين زمان سال در منطقه دي ماه و
کم باران ترين آن اواخر خرداد تا اوايل مهر ماه است.
ميانگران همه ساله در فصل مهاجرت پرندگان پذيراي گونه هاي مختلفي از پرندگان مهاجر آبزي و غيرآبزي است، که در مجاورت تالاب قادر به مشاهده گونه هاي متنوع آنان هستيم. از گونه هاي جانوري مهم و کم ياب تالاب، اردک مرمري، اردک سرسفيد و غاز پيشاني سفيد را مي توان نام برد و از ديگر گونه هاي مهاجر و موجود اردک نوک پهن، خوتکا، فلامينگو، لک لک سفيد و سياه، لک لک سرحنايي، و حواصيل خاکستري قابل ذکر هستند.
پوشش گياهي غالب در تالاب، ني، گياهان مرتعي، خارشتر، انواع يونجه و شنبليله است، در ميانگران نوعي گياهان محلي نيز به نام هاي شتي و پاوکده مي رويند که روستاييان از آن براي پوشش منازل خود استفاده مي کنند.
اين منطقه زيبا كه داراي پتانسيل گردشگري است با مشکلاتي رو در رو است که از آن ميان نبود مراکز اقامتي در مجاورت تالاب و کم آبي در فصول گرم سال و در رأس آنان، آلودگي است که خود عاملي تهديد کننده براي اکوسيستم تالاب منظور مي گردد. آلودگي تالاب ناشي از ورود پساب هاي
اراضي کشاورزي که عمدتاً به کودهاي شيميايي و سموم دفع آفات نباتي آلوده اند مي باشد، که با هدايت زه آب ها به ساختار فاضلاب و ايجاد بستري مناسب جهت دور نگه داشتن
آلاينده هايي از اين دست مي توان به حفظ حريم تالاب و اکوسيستم منطقه پرداخت. با توجه به قابليت هاي منطقه اعم از آب و هواي نسبتاً مناسب در اکثر ماه هاي سال، وجود منطقه هاي تاريخي و کهن نظير کول فرح، اشکفت سلمان، طاق طويله و..... وجوب احداث کمپ ها و مراکز توريستي و تفرجگاهي در حاشيه تالاب جهت اسکان و جذب گردشگران و نيز راه اندازي ورزش هاي آبي از قبيل قايقراني، اسکي روي آب و ماهيگيري احساس مي شود.
بجاست که متوليان امر، نيروها و سرمايه گذاران محلي با صرف سرمايه اي اندک و برنامه ريزي هدفمند به توسعه صنعت توريسم و شناساندن جاذبه هاي منطقه به سياحان، گردشگران، عکاسان و مشتاقان حيات وحش همت گمارند، که در کنار اين مهم اشتغال زايي و جذب جوانان اين مرز و بوم نيز نائل خواهند شد.
باغ هشت بهشت
باغ هشت بهشت درون بافت شهري اصفهان و در غرب خيابان چهار باغ پايين و شرق به خيابان متأخري، از جنوب به بازارچه بلند (بازار هنر) واقع شده است. باغ در بستر شهري و از نوع باغ هاي مسطح ودر ميان ساير باغ هايي چون باغ خرگاه در شمال، در شمال شرق باغهاي ميوه همچون انگورستان، باغ بهشت آيين، باغ دمور واقع شده است. باغ هشت بهشت در محدوده دولت خانه صفوي، که در زمان شاه عباس صفوي بنيان شده است، اين باغ در زمان شاه صفي ( 1052-1038 ق)وجود داشته و دو شاه بعدي (شاه عباس دوم و سليمان) بر درختان آن افزودند. کوشک اين باغ به زمان شاه سليمان صفوي (1105-1077 هـ . ق/ 1694-1667 م) تعلق دارد و در آن دوره باغ تکميل و اصلاح شده و در سال 1080 هـ . ق
و مقارن با سومين سال سلطنت شاه سليمان صفوي به اتمام رسيده است و نمونه عالي ترين كاخهاي نشيمن دوران صفويه است.
اين باغ نشيمن هشت سوگلي حرم پادشاه بوده است، به اين ترتيب كه 4 نفر از آنها در طبقه همكف و 4 نفر ديگر در طبقه اول بنا مي زيسته اند. اين باغ در زمان ناصرالدين شاه قاجار به بانو عظمي افتخارالدوله واگذار شده بود، مشروط بر اينكه
وضع و شكل آن را تغيير نداده و حريم آن را در خيابان چهار باغ در كمال تنظيف و تنقيح نگهداري كند. پس از فوت بانوي مزبور باغ و قصر در تصرف وراث او باقي ماند ولي در اين مدت تغييرات كلي در وضع باغ و قصر به وسيله متصرفين بنا داده شد و در سال 1343 اين باغ رسماً به وزارت فرهنگ و هنر واگذار گرديد. در حال حاضر اين باغ به پارك تبديل شده و با شماره 227 در فهرست آثار ملي ايران ثبت شده است. بعضي از درختان و حوضها و كوشك، يادآور آن باغ تاريخي است، كه متأسفانه تغييرات در طي دوره هاي مختلف، مشهود مي باشد و كوشك آن به عنوان مكاني تاريخي جهت بازديد مورد استفاده قرار مي گيرد.
فارس، شيرازه فرهنگ و تمدن ايران زمين
استان پهناور فارس با وجود آثار بيشماري از ادوار مختلف تاريخي مختلف از دوران پيش از تاريخ، تاريخي، هخامنشي، ساساني و قرون اسلامي تا عصر حاضر به عنوان مهد تمدن ايران و جهان هماره کانون توجه انديشمندان، مورخين، باستان شناسان و فرهنگ دوستان بوده است.
به راستي فارس شيرازه فرهنگ و تمدن ايران زمين است و گواه اين مدعا در دل غارها، تپه ها و محوطه هاي تاريخي با ديرينگي چند هزار ساله و آثار تمدني به جاي مانده از آن دوران نهفته است. وجود آثار تاريخي ارزشمند پارسه (تخت جمشيد) و پاسارگاد به عنوان دو اثر جهاني و نيز شهرهاي تاريخي زيبايي چون دارابگرد به عنوان دومين شهر مدور دنيا و بيشاپور يکي از زيباترين شهرهاي جهان در دوره ساساني تنها بخشي از داشته هاي بي نظير اين ديار است. از سوي ديگر يادمان هاي تاريخي به جاي مانده از دوران شکوفايي اسلام از پس قرن ها گذر زمان کوله بار فرهنگ و تمدن اين ديار را به دوش مي کشند و اين تمدن کهن در دامان طبيعت منحصر به فرد، جاذبه هاي طبيعي، رودهاي خروشان و بلنداي آبشارها رخساري ديگر از تمدن ايران زمين را به روي ما مي نمايد. اما در تلألو وجود بارگاه پربرکت فرزند هفتمين اختر تابناک امامت حضرت احمدبن موسي الکاظم (ع) در شهر شيراز سومين حرم مطهراهل بيت (ع) سربرافراشته است. و در ميان توانمندي هاي بي بديل گردشگري اين سرزمين شگفت انگيز که فرصت هاي بيشماري را براي رونق صنعت گردشگري اين استان پديد آورده، پنجمين نمايشگاه بين المللي بازار گردشگري خاورميانه گرانمايه وقتي است در معرفي توانمندي هاي اين استان، ديگر نقاط کشور عزيزمان ايران و نيز کشورهاي خارجي شرکت کننده، تا با توسعه تبادلات فرهنگي و گردشگري گامي مؤثر در اعتلاي گردشگري ايران نهاده شود.
آشنايي با باغچه جوق
باغچه جوق در فاصله 6 کيلومتري ماکو و حدود 2 کيلومتري
از سمت غرب جاده اصلي بازرگان و در روستايي به نام باغچه جوق در استان آذربايجان شرقي واقع شده است. كاخ تاريخي وبا شكوه باغچه جوق ماكو در باغي به وسعت حدود 11 هكتار در اواخر دوره قاجار به دستور اقبال السلطنه ماكويي، يكي از ســرداران مظفـــرالدين شاه و از حكام مقتدر آن دوره
( 1324-1313 هجري قمري) با 2500 متر مربع زير بنا در باغي زيبا كه داراي انواع درختان ميوه و گلها (بوته هاي بزرگ رز و ...) و درختان زينتي ( اقاقيا، تبريزي و...) و چشمه اي زلال مي باشد، ساخته شد و تأثير شگرفي از سبك معماري روسيه آن زمان پذيرفته است. در سال 1353 هجري قمري، ساختمان باغچه جوق از وراث سردار ماكويي توسط دولت خريداري شد و پس از انجام برخي تعميرات ضروري، اين مجموعه از سال 1364 براي بازديد عموم به عنوان كاخ موزه آماده گرديد و در تيرماه سال 1375 هـ . ش. در فهرست آثار ملي ايران به شماره 1739 به ثبت رسيد و از سال 1382 تا 1383 محوطه، عمارتها و فضاهاي خدماتي آن مرمت و بازسازي شد.
اين باغ از نمونه هاي منحصر به فرد باغ سازي در ايران محسوب مي شود. زيرا از يكسو دوران شكل گيري آن به دوران قاجار باز مي گردد و هم به لحاظ موقعيت قرارگيري در منتهي اليه محدوده هاي جغرافيايي ايران و در خط تماس با ديگر فرهنگها واقع شده بود. اين دو عامل در شكل گيري اين باغ تأثير به سزايي داشته است. اين باغ در بستري کوهستاني و به عنوان يك باغ كوهپايه اي مطرح مي شود، که جبهه غربي و جنوبي آن منتهي به دامنه کوه با صفاي «چرکين» و چشمه اي
به نام «کليسه» منتهي شده و در ميان باغ ميوه واقع شده است و با دو حصار، از يك سو تكيه بر كوه و از سوي ديگر مشرف بر دره ماكو است. اين باغ داراي انواع درختان ميوه همچون زردآلو، انجير، توت، گردو، به، گيلاس، آلو، فندق، گلابي، بادام و سيب است كه درختان زردآلو بخش اعظم درختان را به خود اختصاص داده اند.
گونه هاي گياهي ديگري نظير اقاقيا، تبريزي و بوته هاي بزرگ رز نيز به شكلي پراكنده در سطح باغ ديده
مي شوند. چنين به نظر مي رسد كه درختان در گذشته به طور منظم كاشته شده بودند و محورهايي را تعريف مي نموده اند ولي با گذشت زمان، بسياري از آنها از بين رفته و شكل كاشت منظم آنها دگرگون شده است. آبياري باغ به شكل غرق آبي انجام مي گرفته و از چشمه آبي كه در يك كيلومتري بالا دست باغچه وجود دارد، استفاده مي شده است. تا پيش از سال 1356 خورشيدي، آب چشمه يك هفته در اختيار باغ و يك هفته در اختيار روستا بوده است ولي هم اينك به دليل خشكسالي، اين آب به طور كامل توسط روستاييان مصرف مي شود. در حال حاضر آب مورد نياز آبياري باغ، تنها از آب برف هاي ذوب شده كوهستان و بارندگي ها و آبهاي فصلي و پس از اتمام آب كوهها از مازاد آب روستا تأمين
مي شود. به همين دليل استخر ذخيره آبي در غرب عمارت سنگي به منظور جمع آوري آبهاي طبيعي وجود دارد.
تنگ صياد با آهوان حيرت انگيز
اينجا ورودي شهركرد است؛ جنب پاسگاه پليس راه، منطقه حفاظت شده تنگ صياد، چشم انداز زيبايي كه هر مسافري را به حيرت وا مي دارد. اين گله آهو در بلنداي تنگ صياد نظاره گر اتومبيل هايي هستند كه از چند قدمي آنها در جاده آسفالت عبور مي كنند. اگر شما لحظه اي در ايستگاه محيط زيست ورودي شهركرد توقف كنيد، محيط بان ها، دوربين مخصوص خود را در اختيارتان قرار مي دهند تا منظره شگفت انگيزي را تماشا كنيد كه شايد در تمام عمرتان نديده باشيد، گله هايي از آهو، انواع قوچ، ميش و بز كه آرام آرام به طرف آبخورها حركت مي كنند!
يك محيط بان مي گويد: با خشك شدن علف ها حيوانات منطقه براي رفع تشنگي به آبشخورهاي پاييني مي آيند و مردمي كه از جاده عبور مي كنند، مي توانند به راحتي آنها را تماشا كنند. استان چهارمحال و بختياري با موقعيت ممتاز خود داراي تنوع زيستي و منابع طبيعي خاصي است.
مناطق حفاظت شده تنگ صياد، سبز كوه، پارك ملي، منطقه جنگلي«هلن» و تالاب هاي زيبايي مانند چغاخور زيبايي خاصي به اين استان بخشيده است. در مناطق تحت پوشش محيط زيست اين استان انواع پلنگ، خرس، كفتار، كبك، قوچ، ميش، كل، بز، گرگ، روباه، شغال و انواع پرنده هاي مهاجر وجود دارند و در برخي سال ها فقط در تالاب چغاخور بيش از 50هزار پرنده مهاجر توقف داشته اند.
نيل ، زير نگاه خيره خدايان
«من، محمد عطا هستم و قراراست شما را به منطقه ابوسیمبل ببرم» اين سخنان مردي نسبتاً جوان است که ما را به سمت ايستگاه راه آهن اسوان هدايت مي کند. ما سوار اتومبيل شده و به سمت هتل خود در گوشه اي از شهر حرکت مي کنيم. ساحل رودخانه مملو از قايق هاي کروز و بادباني است. اسوان شهري کوچک و پاکيزه در جنوبي ترين منطقه مصر است. اين شهر زماني شاهراه جاده ابريشم براي کشورهاي عربي بود و امروز دروازه ورود به شرق آفريقا يا همان آفريقاي عربي است و هنور هم به هتلهايي مي بالد که روزي نويسنده مشهور انگلستاني، آگاتا کريستي براي نوشتن يکي از داستان هاي خود «مرگ در کنار رود نيل» به آنجا آمده و در اين هتلها اقامت گزيده است.
عطر کارخانجات توليد کاغذهاي پاپيروسي و عطرهاي گوناگون سر تاسر اين شهر را فراگرفته و شما را به سوي خود جلب مي کند. با ورود به بازار اين شهر مجذوب آن مي شويد، اما نه! محصور در آن شده و در ميان انبوه فروشندگاني قرار مي گيريد که تنها هدفشان فروش اجناسشان است، راهي که بايد تا انتها ادامه دهيد بدون آنکه حتي تصور برگشت به ذهنتان خطور کند.
مسئول اين بازار مکاره همچون يک مجري هنرمند با چشمان خيره خود، نگاهش را به سوي رهبر گروه مي چرخاند و در حالي که مي داند تنها اوست که مي تواند در کيسه را شل کرده و خزانه هايشان را پر پول کند، به سمتش حرکت مي کند. در حقيقت، تمام فروشندگان مصري نوعي آگاهي ذاتي در شناخت رؤساي گروههاي توريستي داشته و به راحتي آنها را مي شناسند.
علاج براي همه چيز
ناگهان حمله اي رعد آسا با تعريف و تمجيد از روغن گياهان دارويي شروع مي شود، فروشنده شما را به اعماق طبابت سنتي مصري برده و آنها را تنها داروهاي شفابخش براي امراضي همچون آرتروز و آسم مي داند. داروهايي که مي توانند شما را به شادابي و توان گذشته نزديک کند. اما اين پايان ماجرا نيست. صف طويلي از عکسهاي هنرپيشگان مشهور سينما، بازرگانان و حتي اشخاص برجسته سياسي، همچون صف احشامي است که درست بالاي سر فروشنده به سوي کشتارگاه در حرکتند. اينجاست که شما راهي جز تسليم شدن در برابر خواسته هاي او پيدا نمي کنيد و خيلي زود سبکي کيف پول خود را با خارج شدن داشته هاي درون آن احساس مي کنيد.
يکي ديگر از زيبايي هاي شهر اسوان، رود نيل با نيلگوني خاص خود است، اگر چه در کنار آن رودخانه اي زيبا به نام رودخانه ناصر، چشم نوازي مي کند. در کنار اين رودخانه که بر اثر ساخت سد بلند و بزرگ اسوان توسط جمال عبدالناصر، رئيس جمهور سابق مصر به وجود آمده است، باغها و مزارع انبه و نيشکر پرباري ديده مي شود.
تاريخ و چگونگي ساخت اين سد نيز در نوع خود شنيدني است، سدي که در ملي شدن کانال سوئز نقشي اساسي داشته است. اين سد، زماني ساخته شد که حمايتهاي بانک جهاني از ارسال کمک هاي مالي به مصر کاملاً قطع شده بود. اين امر موجب ملي شدن کانال سوئز توسط جمال عبدالناصر و شروع يک بحران فرا منطقه اي شد، تا اينکه در سال 1971 و با کمکهاي اتحاد جماهير شوروي اين سد بنا شد.
روز بعد، ما در نواحي ساحلي ابوسيمبل و در وسط بيابانهاي مرزي سودان قرار داشتيم. گردشگران مجبور بودند تا در يک مسير و مطابق ميل کاروان هايي حرکت کنند که دو بار در روز از آنجا عبور مي کنند. تمام اين مشکلات درست از زماني آغاز شد که چند غافله اروپايي و کانادايي در وسط همين صحرا توسط راهزنان سوداني غارت و کشته شده بودند. اين حادثه دولت مصر را بر آن داشت تا در جاي جاي مناطق گردشگري مصر نيروهاي پليس را با تجهيزات کامل گماشته و به مراقبت و محافظت از گردشگران بپردازد. با اين اوصاف ، آيا نمي توان گفت: گردشگري پس از کانال سوئز دومين منبع درآمدزاي مصر شده است؟
اکنون 280 کيلومتر مسير اسوان به ابوسيمبل تنها در زماني دو ساعته طي شده است. مسيري که با استفاده از يک خط بلند و مستقيم که توسط قير بر روي شن هاي بيابان کشيده شده، مشخص است و از سراسر بيابان خشک با تپه ماهورهاي شني و سراب هاي متعدد آن مي گذرد.
کم کم با نزديک شدن به ابوسيمبل معبدي را مي بينيد که پشتش را به سوي بازديدکنندگان کرده است. براي رسيدن به اين معبد، شما مجبور به عبور از ميان فروشندگاني هستيد که مصرانه شما را با هم آوايي خاصشان دعوت به خريد از اجناسشان مي کنند. در اين زمان تنها راه نجات، فرار از دستان آنها و پناه بردن به سه مجسمه عظيم 20 متري رامسس دوم است. مجسمه هايي که به سوي رود نيل ساخته شده اند و به گونه اي به آن خيره شده اند که گويي، از هجوم مزاحماني که عظمت آنها را به مخاطره انداخته اند، خشمگين هستند.
ديدن اين صحنه هزاران پيام را به دنبال دارد، به نوعی که تنها با نگاهي گذرا به آنها نمي توان به تمام داشته هايشان پي برد. براي پي بردن به ارزش واقعي اين آثار بايد با نگاهي ديگر به آنها نگريست.
اکتشافي اتفاقي
معابد زيباي ابوسيمبل برگرفته از خدايان مصري به نامهاي راها راکتي آمون و تاح است که در کنار معبد رامسس دوم، پادشاه مشهور و معروف و البته عادل مصر قرار داشتند. اگر چه او در سالهاي 1274 تا 1244 پيش از ميلاد بر سرزمين مصر حکمفرمايي مي کرده است، اما معبد وي به صورت کاملاً اتفاقي توسط کاشف سوئيسي، ژان لوئيس بورکارت، در سال 1833 ميلادي کشف شد. اين اکتشاف زماني اتفاق افتاد که اين باستان شناس سوئيسي بر روي تپه هاي شني اطراف معبد در حال جستجوي اشيا قديمي بود. اما با ايجاد سد اسوان معبد در خطر غرق شدن قرار گرفت. تا اينکه دولت مصر جاي آن را تغيير داد تا درخشش نماي سنگهاي ديواره آن تا به امروز ادامه داشته باشد. در کنار معبد رامسس، بنايي کوچکتر و تا حدودي کم اهميتتر قرار دارد که متعلق به ملکه نفرتاري است.
اطلاعاتي درباره ابوسیمبل
ابوسيمبل سه ساعت با اسوان فاصله زميني دارد. پرواز مستقيم قاهره- ابوسيمبل يکي ديگر از راههاي رسيدن به اين شهر است.
دو هتل گران قيمت در اين شهر قرار دارد، اما بيشتر گردشگران تنها سفرهاي يکروزه به اين منطقه را ترجيح مي دهند. دو معبد سنگي در آنجا قرار دارد که توسط رامسس دوم ساخته شده است يکي متعلق به آمون خداي مصر و ديگري متعلق به نفرتاري است. رود ناصر و دهکده هاي قديمي بوميان نيز از ديگر مناطق ديدني اين شهر محسوب مي شوند.
عصر آهن پرابهام ترين دوره فرهنگي فلات ايران
از عصر آهن همواره به عنوان يکي از پر ابهام ترين دوره هاي فرهنگي ياد مي شود. چرا که گستره شاخص اصلي اين دوره، سفال خاکستري، از شمال شرق آغاز شده، با يک قوس به سمت فلات مرکزي امتداد يافته و سپس به شمال غربي منتهي مي شود.
علاوه بر اين خصيصه اصلي، ديگر ويژگيهاي اين دوره، معماري مسکوني و تدفيني و فلزکاري نيز از يک سنت و روش معين با تفاوت در جزئيات پيروي مي کند.
اين نوع همگوني در سطح وسيع جغرافيايي سؤالات بسياري را براي پژوهشگران و زبان شناسان و باستان شناسان ايجاد کرده است، مانند دلايل پيدايش قبرستان و در پي آن کاهش محوطه هاي استقراري، فرضيه هاي مختلف درباره مهاجرتها، عدم اتفاق نظر در مورد تحقيقات عصر آهن به دوره هاي اول، دوم و سوم و دلايل اختلاف نظر بين محققان. در حال حاضر بيشتر محققان، سفال خاکستري را برآيند ورود اقوام هند و اروپايي به فلات ايران مي دانند. اما چگونگي ارتباط اين دو بر چه اصولي استوار است؟ و آيا تنها مواد فرهنگي و شواهد باستان شناسي است که اين فرضيه را ايجاد کرده و يا علوم ديگر مانند زبان شناسي و نژاد شناسي مي توانند بر اين فرضيه صحه بگذارند.
پيوندهاي فرهنگي شمال و شمال غرب ايران در عصر آهن دوم و سوم
بررسي عميق جوامع در بخشهاي مختلف ايران در طول هزاره اول قبل از ميلاد در فلات ايران، برخي ارتباطات فرهنگي به ويژه در دوره آهني دوم و سوم را نشان مي دهد. امروزه حفاريهاي باستانشناسي ديدگاه روشني از اين ارتباطات فرهنگي و اقتصادي در دسترس پژوهشگران قرار مي دهد. يافته هاي برخي از لايه هاي حسنلو، مربوط به عصر آهن دو است. برخي از آثار اين لايه منشا محلي دارند. علاوه بر اين، شواهدي مبني بر نفوذ آثاري با منشا خارجي نيز در اين ميان مشهود است.
عاجها، مهرهاي استوانه اي برخي از آثار فلزي، کاشيهاي لعابدار تزئيني هم چون نوشته هاي گوناگون ظرف هايي به شکل شير همگي رابطه بين آشور، شمال روسيه و حسنلو را مشخص مي کند. بر اين اساس مهره هاي کهربا، طلا و نقره در اين مجموعه قرار مي گيرند. بررسي شواهد موجود نشان مي دهد کالاهايي که از غرب آمده به نقاط شرقي تر از حسنلو مثل مارليک منتقل مي شود. شيشه و مهرههاي استوانه اي که از آشور مي آمده در مارليک موجود است.
در يافته هاي غير سفالين محوطه شهريري واقع در استان اردبيل نيز چنين شباهتي وجود دارد. اين يافته ها عبارتند از، ابزارآلات مفرغي، زيورآلات طلايي و مهره که مانند تمامي محوطه هاي عصر آهن از ويژگي هاي يکساني برخوردارند اما در جزئيات با يکديگر متفاوت هستند. به نظر مي رسد در شمال غرب ايران پس از ورود فرهنگ بومي جوامع ساکن در مناطق شمال شرق ايران جابه جايي بين فرهنگ قديم و جديد صورت گرفته باشد که طي آن فرهنگ جديد يعني عصر آهن با ويژگيهاي خاص خود، جايگزين فرهنگ دوران مفرغ در اين مناطق شده است. اين اقوام کوچ رو در مناطق شمال غرب ايران مستقر شده اند. به همين دليل در اين منطقه علاوه بر مناطق متعلق به عصر آهن يک، شاهد مکانهاي استقراري و نيز مکانهاي متعلق به عصر آهن دو هستيم.
ويژگي هاي انساني عصر آهن در مناطق شمالي
به طور کلي اساس شکل گيري اقوام، تنوع گروه هاي انساني و پراکندگي اقوام و طوايف در پهنه ايران زمين، با سير مهاجرتها، تداخل فرهنگها و اختلاط زيستي در مقاطع زماني مختلف ارتباط دارد. بررسي نمونه هاي مستند از بررسيهاي انسان شناسي با توجه به تنوع جمجمه هاي يافت شده از محوطه هاي تاريخي فلات مرکزي ايران نشان مي دهد که بافت مرفولوژيک گروههاي
انساني امروز در شمال ايران از ويژگيهاي بومي و منطقه اي و مرتبط با سير مهاجرتهاي شرقي تأثير گرفته است.
براساس کاوشهاي بدست آمده در گورستان هاي متعلق به عصر آهن سه در محوطه آبگير سد البرز به ويژه گورستان لفورک در سواد کوه باستان شناسان به اين نتيجه رسيده اند فرم ساخت اين گورها همگي از نوع چاله اي و در سمت هاي مختلف بوده است. تدفين افراد نيز به صورت تاق باز، خوابيده به پهلوي چپ، ياراست و جنيني است. در اين ميان سه نمونه گور بدست آمد که در نوع خود بسيار کمياب بوده و تاکنون از منطقه شمال ايران گزارش نشده اند. در اين نوع تدفين که از نوع چاله اي است پس از حفر چاله گور، اطراف و ديواره آن را با قطعات سفالين بزرگ پوشانده و در حقيقت با اين عمل گورهاي چاله اي ساده را استحکام بخش مي کرده اند. سپس مرده را به صورت تاق باز درون گور قرار مي دادند.
يکي ديگر از انواع گورها مربوط به عصر آهن سه است که در شمال کشور يافت شده ، گورهاي ياد شده حفره اي ساده با خاکبرداري از زمين شکل گرفته اند. عمق اين گورها در حدود 50/1 تا 70/1 متر است. در گور اتاقي شکل که با سنگهاي لاشه شکل گرفته، ملات به کار نرفته و سنگها را به صورت خشکه چين به کار برده اند. همچنين ديوار انتهايي اين گور از چهار قطعه سنگ مسطح و بزرگ ساخته شده بود.
در شمال شرق ايران و دشت گرگان، گذار از عصر مفرغ به عصر آهني از طريق داده هاي باستان شناختي قابل بررسي است. شواهد موجود نشان مي دهد که پيدايش سفال خاکستري براق که ويژگي اصلي عصر آهن است، در اين منطقه ناگهاني نبوده بلکه تدريجي و تکاملي بوده است. اين وضعيت در تپه حصار، ياريم، شاه تپه و تورنگ تپه قابل مشاهده است.
فرايند انتقال از عصر مفرغ به عصر آهن احتمالاً در نواحي شرقي مازندران قابل پي جويي و مطالعه است. تاثير پارامترهاي محيطي بر مکان گزيني استقرارهاي عصر آهن دره رودبار نمونه های استقرار در عصر آهن ناشي از عوامل محيطي است. جريانات اقليمي، خط مرز چشمه ها، اکوسيستم گياهي و موقعيت راهبرد که بر شکل پذيري نمونه های دامنه هاي شرقي و غربي معبر سفيد رود مؤثر بوده اند و وجود اکوسيستم گياهي غني بر دامنه هاي وسيع با شيب مناسب رويش، عامل مهمي در تداوم استقرارهاي دامپروري کشاورزي عصر آهن بوده است.
گردشگران زمين و آسمان
اكثرا نوجوان و جوان هستند و به ندرت افراد بالاي 25 سال در ميانشان پيدا مي شود.
از تهران يا شهرهاي ديگر به سمت مقصد مورد نظر كه شهرهاي كويري است، مي روند و روزها از مكانهاي تاريخي و طبيعي بازديد مي كنند و شبها به رصد آسمان مي پردازند. محل اقامت اصلاً برايشان مهم نيست، چراكه بيشتر شب را براي رصد آسمان بيدار هستند و چند ساعت بعد از طلوع را هم به طریقی مي گذرانند.
وسايلشان زياد است. علاوه بر چادر و وسايل خواب و خوراكي، بيشترشان تلسكوپ دارند كه حجم زيادي را مي گيرد. نام تور، گشت- نجوم است و چند سالي مي شود كه توسط برخي از مؤسسات و دفاتر خدمات مسافرتي رونق گرفته است. در اين تورها، هم كارشناس نجوم است و هم راهنماي تور. راهنما براي برنامه هاي روز و هماهنگي برنامه هاست و كارشناس براي كمك به شناخت صورت هاي فلكي و پيدا كردن اجرام آسماني.
گروه زماني كه از مبدأ راه مي افتد و در همان داخل وسيله نقليه، فعاليتش را شروع مي كنند؛ يا راهنما در حال توضيح مكانها و فرهنگ منطقه است يا گروه در حال كار با لپ تاپ و جدول نقشه آسمان، براي پيدا كردن مختصات اجرامي است كه شب بايد آنها را رصد كنند.
بحثهاي علمي جالبي همانند آنچه در برنامه آسمان شب كه از تلويزيون پخش مي شود، ميان مسافران جوان درمي گيرد. گاهي هم دوستاني كه دهها مرتبه است كه با هم سفر مي كنند، بازي اي به نام «مافيا» را داخل اتوبوس راه
مي اندازند و وقتشان را با لذت سپري مي كنند. گروه تا صبح بيدار است. بعد از طلوع، بعضيها چند ساعتي مي خوابند، اما خيليها هم اصلاً دوست ندارند كه بخوابند؛ يا از طلوع خورشيد عكس
مي گيرند يا با هم صحبت مي كنند.
كندلوس: روستاي نمونه گردشگري
روستاي كندلوس در منطقه كجور نوشهر از مناطق زيبا و ديدني استان مازندران است.
اين روستا در 40 كيلومتري جنوب شرقي شهرستان نوشهر قرار دارد و با قدمتي 4 هزار ساله جاذبه هاي گردشگري فراواني دارد.
وجود خانه هاي قديمي با سقف هاي چوبي، ديوارهاي كاه گلي و كوچه هاي سنگ فرش چشمه ها و نهرهاي فراوان، آب و هواي متنوع، قرار داشتن در دامنه رشته كوه البرز و موزه مردم شناسي از جاذبه هاي گردشگري اين روستاست.
روستاي كندلوس در ماههاي گرم سال 2 هزار نفر و در ماه هاي سرد سال 300 نفر جمعيت دارد. اين روستا جز 11 روستاي داراي بافت با ارزش كشور و از مناطق نمونه گردشگري است.
راه دسترسي به روستاي زيباي كندلوس از مسير كندوان است كه در كيلومتر 25 چالوس به كرج پس از عبور از دوراهي كجور و طي مسافتي حدود 35 كيلومتر به اين روستا مي رسد.
در اين روستا فرهنگسرا، پارك بازي، مجموعه موزه مردم شناسي و باستان شناسي و مزارع گياهان دارويي وجود دارد.
آشنایی با جاذبه های گردشگری یونان
رشید عسگری
رسیدن فرهنگ های شرق و غرب به یکدیگر را در سفر به یونان احساس خواهید کرد.
یونان با دارا بودن فرهنگ و تمدن مدیترانه ای و مناظر و تفرجگاه های متنوع، از سال ها پیش به یکی از هدف های گردشگری مردم از سراسر جهان تبدیل شده و حتی با قسمت های دیگر مدیترانه مثل ایتالیا و اسپانیا برابری می کند.
کجا و چه زمان:
آب و هوا و شرایط جوی از حدود بهار تا تابستان مناسب است. در این زمان ها هتل ها ارزان تر هستند و رفت و آمد گردشگران شرایط را برای سفر به یونان آماده می کند. از پاییز تا زمستان زمان رکود گردشگر در یونان است. این در حالی است که پیست های اسکی همچنان پذیرای توریست ها و همچنین اهالی یونان هستند.
در کل یونان دارای زمستان های تقریباً معتدل و بارانی و برفی و تابستان های گرم است. دمای هوا در تابستان معمولاً در حدود 30درجه سانتیگراد است در حالی که زمستان ها مخصوصاً در آتن تا حدودی سرد می شود.
نو شدن سال بهانه ای برای جذب توریست به یونان است. فستیوال های خرید و تفریح در این زمان رونق زیادی دارد. زمان شروع کار کارناوال های یونانی از اسفند ماه تا فروردین است. عید پاک و کارناوال یونانی (Hellenic) بزرگترین کارناوال های سنتی یونانی را در بر می گیرند. از برنامه این کارناوال ها اجرای اپراها و موسیقی های محلی در محل تئاتر های باستانی آتن و اطراف آن است که دوستداران ادبیات و هنر یونان باستان را از نقاط مختلف جهان به خود جلب می کند.
طبیعت یونان کاملاً گوناگون است. بر خلاف تصور همگان یونان تنها دارای سواحل و جزیره های مدیترانه ای نیست و جنگل ها و پارک ها و حتی کوهستان های سرسبز یونان این گوناگونی را بوجود آورده اند.
باغ وحش های دریای در اطراف جزیره های آلونیسوس و زاکینتوس دارای گونه های زیستی مدیترانه ای مانند لاک پشت کله سبز هستند. ورزش هایی مثل قایقرانی و موتورسواری در تپه ها که با طبیعت سروکار دارند در یونان و در میان گردشگران طرفداران زیادی دارند. جزیره های کرت (Crete) و تیرا (Thira) در جنوب یونان واقع هستند.
یونان از نظر فرهنگ و هنر از غنی ترین و باستانی ترین مناطق مدیترانه و حتی جهان است.
آکروپولیس (Acropolis) که شناخته شده ترین بنای تاریخی یونان باستان است در مرکز شهر آتن واقع است. موزه باستان شناسی آتن نیز یکی از کلکسیون های بی همتای تاریخی است.
دلفی(Delphi) نیز یکی دیگر از بناهای تاریخی یونان است که معابد و عبادتگاه های یونانی های باستان را در بر دارد و از طرف یونسکو به عنوان یکی از میراث فرهنگی بشر شناخته شده است.
کنوسوس(Knossos) در جزیره کرت نیز از دیگر بناهای باستانی یونان است که دارای نقاشی های روی دیوار زیبا و موزه های مختلف است.
معبد ورجینا (Vergina) در مقدونیه نیز یکی دیگر از صدها جاذبه توریستی و تاریخی یونان است.
اطلاعات مفید:
یونان عضو اتحادیه اروپا است و پول رایج یونان یورو است. اکثر مغازه ها و رستوران ها انواع کارت های اعتباری را قبول می کنند. ارز فروشی ها اکثر ارز های رایج مانند دلار و پوند و ین را قبول می کنند.
برای سفر به یونان نیاز به ویزای شینگن دارید. معمولاً صدور روادید شینگن برای مردم خاورمیانه با تأخیر و به سختی انجام می شود.
یونان در 2+ ساعت گرینویچ قرار دارد و از تهران یک ساعت و سی دقیقه عقب است.
برای رانندگی در یونان نیاز به گواهینامه بین المللی (IDP) دارید.
ميدان فردوسی در پايتخت ايتاليا
در رم پایتخت ایتالیا، میدانی به نام شاعر پرآوازه ایران "حکیم ابوالقاسم فردوسی"نام گذاری شده است.
میدان فردوسی در یکی از مناطق سرسبز شهر رم واقع شده است که هم گردشگاه اهالی این شهر و هم محل تردد گردشگران خارجی است. یکی از اهالی رم در حالیکه به نظاره مجسمه شاعر حماسه سرای ایران ایستاده بود گفت: ما افتخار می کنیم که در شهرمان، میدانی به نام این شاعر بزرگ پارسی زبان، نام گذاری شده است. یک گردشگر ایرانی هم که با خانواده اش از بلژیک به ایتالیا سفر کرده است، در میدان فردوسی گفت: ما نخستین دیدار خود را در پایتخت ایتالیا از میدان فردوسی رم و دیدار با مجسمه حکیم سخنور ایران آغاز کردیم. اما پیوندهای فرهنگی بین دو ملت ایتالیا و ایران فقط به میدان فردوسی ختم نمی شود و در شهر رم مصادیق عینی دیگری هم از علاقه و توجه ایتالیایی ها به کشورمان را می توان یافت به طوریکه خیابانی با نام تهران در یکی از بهترین و سرسبزترین محله های شهر رم در مجاورت اقامتگاه سفیر ایران در ایتالیا خود نمایی می کند.
گردشگري مذهبي افق جديد رونق اقتصادي
فارغ از خورشيد و سواحل زيباي ترکيه و جدا از هتلها و اقامتگاههاي مرفه و مجلل آن، گردشگري مذهبي پررونق ترين نوع گردشگري اين کشور را به خود اختصاص داده است. مکانهايي همچون، خانه مريم مقدس، کليساي سانتا کلوز و خانه قديمي سنت پول از جمله اماکن مذهبي به شمار مي روند که روزبه روز به شمار بازديدکنندگان آنها افزوده مي شود. اگر چه کشور ترکيه به عنوان يکي از کشورهاي اسلامي شناخته مي شود، اما نمي توان منکر آن شد که رويدادهاي مهمي در تاريخ مسيحيت گوشه اي از گذشته آن را اشغال نکرده است، گذشته اي که امروزه به عنوان ميراثي گرانبها، سازمانها و ارگان هاي گردشگري را در جذب مسافر و سرمايه بيشتر ياري مي کند.
نوجن کولسال، مدير مؤسسه گردشگري و مسافرتي اکتوگان که برگزارکننده تورهاي مذهبي ترکيه است گفت: اين مردم با ساير گردشگران عادي ترکيه فرقي محسوس دارند که کاملاً واضح و مشخص است. آنها مسن تر و مذهبي تر بوده و پول بيشتري خرج مي کنند و قدم بر اماکني مي گذارند که يک گردشگر معمولي به آنجا نمي رود.
وزير گردشگري ترکيه هدف اين سازمان از راه اندازي گردشگري مذهبي را افزايش تعداد بازديدکنندگان اماکن مهم و مذهبي عنوان کرد. اماکني که مراکز تاريخي مخصوصاً مناطق مرتبط با دين مسيحيت را شامل مي شوند. اين اماکن عبارتند از، کليساي سانتا کلوز و سنت نيکولاس در منطقه دمره شهر آنتاليا، کليسايي به نام "خانه مادر مريم" ازمير که طبق داستانهاي نقل شده محل زندگي حضرت مريم پس از عروج مسيح بوده است و همچنين کليساي حاجيه صوفيه منطقه ازنيک شهر بورسا مکاني که اولين قوانين مسيحيت توسط اسقف هاي مسيحي در قرن چهارم و هشتم ميلادي نوشته شد. سازمان آژانسهاي مسافرتي ترکيه به منظور ارتقا اين صنعت قصد برگزاري نشستي مرتبط با گردشگري مذهبي را در شهر تاريخي آنتاليا نيز دارد. آنتاليا شهري است که براي اولين بار حواريون، مسيحي لقب گرفتند و سنت پيتر و سنت پول دو حواري برجسته مسيح نيز در آنجا سکونت داشتند.
کليساي کاتوليک نيز به همين منظور سال 2008 را سال سنت پول معرفي کرد و مراسمي را در تاريخ 28 ژوئن در اين منطقه برگزار کرد.کليساي سنت پول، که در حال حاضر به موزه اي تبديل شده است، در طول سال به عنوان مرکز خدمات رساني به تورهاي زيارتي مورد استفاده قرار خواهد گرفت. ايلهان اوچاک، مدير مؤسسه مسافرتي سمپا تور که سازمان دهي تورهاي زيارتي را بر عهده دارد گفت: در حال ثبت نام زائران براي تور سال آينده هستيم که به دليل نامگذاري سال سنت پول به تعداد متقاضيان افزوده شده است. نادر دورگان، مسئول بخش گردشگري شهرداري تارسوس گفت: ميزان ورود گردشگر در سال جديد براي اين شهر به علت نام گذاري اين سال به سنت پول، نسبت به سال گذشته بيشتر بوده است. وي افزود: سال گذشته 16 هزار و 322 گردشگر از 40 کشور جهان از اين شهر ديدن کردند و پيش بيني مي شود اين ميزان به خصوص در ماههاي سپتامبر و اکتبر و با اتمام فصل تابستان بيشتر شود.
وزارت گردشگري ترکيه ميزان ورود گردشگر يا زائران مسيحي به اين شهر را ميليوني در نظر گرفت اگرچه اين آمار از سوي مسئول بخش گردشگري شهرداري تارسوس اغراق آميز عنوان شده است دورگان معتقد است: احتمال ورود 100 هزار گردشگر واقعي تر به نظر مي رسد.
مسئولان اين شهر 230 هزار نفري درحال حاضر و پس از آتش سوزي کارخانه نساجي شهر و بيکاري گسترده آن، تنها درآمد مردم را گردشگران مي دانند. تا آنجايي که ورود تورهاي بزرگ گردشگري، همراه بابرپايي جشن در اين منطقه بوده است. يکي از روزنامه هاي محلي پس از ورود يک تور گردشگري 1000 نفره از مسافران آمريکايي در ماه آوريل عنوان کرده بود: "تارسوس غرق در گردشگر شده است."
دورگان از ساخته شدن هتلهاي بيشتر براي پذيرايي از مسافران و بازديدکنندگان خبر داد و افزود: در حال حاضر گردشگران بي شماري با اتوبوس به اين شهر براي ديدن کليساي سنت پول مي آيند اما اکثر آنها برمي گردند. وي نبود زيرساختهاي مناسب گردشگري را از دلايل اصلي عقب ماندگي صنعت گردشگري منطقه عنوان کرد.
بروز حوادثي جديد از قبيل، ربوده شدن دو گردشگر آلماني توسط شورشيان کرد نيز دليل ديگري بر افزايش ترس و وحشت گردشگران شده است. گولزال، مدير گردشگري اکتوگان گفت: در حال حاضر در مؤسسه اکتوگان سه تور پاييزه ثبت شده است اما هر لحظه هراس آن را دارم که در آينده اي نزديک لغو شوند. هر سال اتفاقي جديد در اين منطقه رخ مي دهد که باعث فراري شدن گردشگران مي شود.
گذري بر نقش شاهزادگان ساساني
حسن ظهوری
سال 1384 دو اتفاق مهم در باستان شناسي ايران رخ داد که تقریباً هم زمان بودند.
يکي حفاري هيئت ايران و آلمان به سرپرستي دکتر هوف در شهر ساساني گور و ديگري کاوش هاي باستان شناسي در محوطه باستاني سنگ تراشان لرستان که سرپرستي آن را "مهرداد ملکزاده" بر عهده گرفته بود.
يافته هاي باستان شناسي از اين دو کاوش بسيار با اهميت بود و پژوهشکده باستان شناسي نيز در آن زمان به ميمنت اين يافته ها مصاحبه هاي زيادي با مطبوعات کرد.
در آن زمان به لطف حضور "ليلي نياکان"، معاون هيئت ايران و آلمان که بعداز رفتن دکتر هوف از ايران سرپرستي هيئت را بر عهده گرفت، اخبار اکتشافات باستان شناسي در شهر گور مرتباً گزارش داده مي شد.
کشف نقاشي هاي ساساني و نمايان شدن شمايل شاهزادگان ساساني در يک مقبره سلطنتي و خانوادگي مهمترين يافته هيئت باستان شناسي در شهر گور بود که پس از 70 سال در ايران رخ داد.
پيش از اين "ارنست هرتسفلد" با کاوش در کوه خواجه نقاشي هاي اشکاني را يافته بود که البته سرنوشت خوشايندي نداشتند و غير از يک نقاشي که به موزه ملي رفت، از سرنوشت ديگر نقاشي هاي کشف شده خبري در دست نيست وگويي در ماجراي بمباران شهر لندن توسط ارتش نازي از بين رفته اند.
کشف اين نقاشي ها به سرعت يکي از پر خواننده ترين خبرهاي حوزه ميراث فرهنگي شد و تقریباً اکثر مطبوعات کشور و راديو و تلويزيون دراين باره گفتند و نوشتند. اما آنچه در اين ميان ناگفته ماند نام کاشف اين نقاشي ها و چگونگي کشف بود.
اواخر سال گذشته بر اساس يک برنامه خبري راهي استان فارس شدم تا از دو کاوش باستان شناسي سد سلمان فارسي و نورآباد ممسني گزارشي تهيه کنم.
ابتدا به ديدن "عليرضا جعفري زند" که سرپرستي کاوش در پشت سد سلمان فارسي و محوطه اي 370 هکتاري از دوره ساساني را بر عهده داشت رفتم.
در خلال مصاحبه و بحث در خصوص ساختارهاي شهرسازي دوره ساساني، با آمدن نام شهر گور به عنوان يکي از مهمترين شهرهاي ساساني متوجه شدم که وي در اين شهر باستاني نيز کاوش کرده و همراه هيئت دکتر هوف بوده است و بعد متوجه شدم که جعفري زند همان کاشف اصلي نقاشي هاي ساساني و مقبره شاهزادگان است.
روايت او از چگونگي کشف اين مقبره بسيار جالب بود .
جعفري زند در سال 1352 در شيراز به دنيا آمده ولي بيشتر در تهران و اصفهان زندگي کرده است.
دو سال پيش با ارائه پايان نامه دکتري خود با موضوع "معابد آناهيتاي استخر بر اساس کتيبه موبد کرتير و شاپور يکم" از دانشکده علوم و تحقيقات دانشگاه تهران فارغ التحصيل شده و از سال 1374 تا کنون در کاوش هاي باستان شناسي حضوري فعال داشته است.
تل سفيدک حاجي آباد به سرپرستي استاد مسعود آذرنوش، چغا بنوت به سرپرستي آقای عليزاده، دشت قزوين به سرپرستي آقای فاضلي، طلايي، مستوفي، بنديان درگز به سرپرستي آقای رهبر، مرودشت به سرپرستي آقای عليزاده و شهر گور به سرپرستي پروفسور هوف از جمله کاوش هاي باستان شناسي بود که جعفري زند در آنها شرکت داشته است.
وي حدود 2 سال است که به عنوان سرپرست هيئت باستان شناسي به فعاليت مي پردازد و سرپرستي بررسي و شناسايي منطقه قير و کارزين و کاوش در پشت سد سلمان فارسي حاصل تلاش دو ساله اوست.
از جعفري زند کتاب اصفهان پيش از اسلام در سال 1380 منتشر شده که همان سال به عنوان کتاب برگزيده سال انتخاب شد و وي جايزه خود را از عطاالله مهاجراني، وزير وقت فرهنگ و ارشاد اسلامي دريافت کرد.
آنچه مي خوانيد روايت وي از کشف نقاشي هاي ساساني و مشقت هاي اين کشف در شهر گور است.
***
عليرضا جعفري زند:
پايان نامه دکتري من درباره معماري مذهبي ساسانيان بود و بر همين اساس به شهر گور رفتم تا در آنجا کاوش کنم.
پيش از آن روي معماري مذهبي شهر استخر کار مي کردم و زماني که شنيدم پروفسور هوف به ايران آمده تا شهر گور را کاوش کند، فرصت را مناسب دانستم و با استاد مسعود آذرنوش که در آن زمان رئيس پژوهشکده باستان شناسي بود صحبت کردم تا به عنوان معاون هيئت همراه پروفسور هوف به شهر گور بروم. اما استاد آذرنوش گفتند که من چون عضو پژوهشکده باستان شناسي نيستم امکان معاونت گروه را ندارم و به همين علت از استاد ليلي نياکان که کاوش هاي دشت قزوين را انجام مي دادند خواستم تا اين مأموريت را قبول کنند و به اين ترتيب من به همراه هيئت پروفسور هوف راهي شهر گور شدم.
باروي شهر گور كه ابتدا قرار بود در آنجا كار كنم، لجن زاري از فضولات حيواني از قبيل گاو و گوسفند و در نهايت نيز به باطلاقي متعفن تبديل شده بود.
سپس من منطقه سلطنتي شهر گور را که همان دايره معروف 400 متري است را انتخاب کردم و روي نقطه اي در بخش غربي دست گذاشتم.
محل کاوش را به پروفسور هوف نشان دادم و قرار شد به دلايلي كه معتقد بودم اين نقطه بايد يک محوطه سلطنتي مذهبي باشد،کارم را شروع کردم.
بعد از مدتي دکتر هوف براي عمل جراحي راهي آلمان شدند و من پس از اجازه خانم نياکان چاهي را که در بخشي از محوطه بود خالي كردم.
به اين ترتيب دو نفر کارگر گرفتم و شروع به برداشت از چاه کرديم.
حدود يک متر و40 سانت پايين رفتيم که ناگهان يک تکه نقاشي قرمز رنگ همراه خاک هاي لايه روبي بالا آمد و پس از آن نيز يک تکه سبز و زرد رنگ نيز بيرون آمد که تکه ها را جمع کردم و به کمپ آوردم.
برخي کارگرها که با من کار مي کردند اين موضوع را به دکتر هوف اطلاع دادند و شب خانم نياکان با هيجان به من زنگ زد و گفت که شنيدم آنجا قبر پيدا کردي.
وقتي که گفتم احتمالاً همين طور است از من خواست که شبانه براي محل نگهبان بگذارم و مي گفت که شنيده است کساني به قصد خراب کردن و حفاري غير مجاز به آنجا خواهند آمد.
من دو تا نگهبان گذاشتم تا از محل کاوش محفاظت شود و زماني که خانم نياکان به شهر گور برگشت، از ايشان خواستم که حفاري ادامه داشته باشد و به اين ترتيب کار به مدت 15 روز تمديد شد. من کارم را در ادامه لايه روبي از چاه ادامه دادم و به کف منقوش رسيدم. در ادامه حفاري به يک اثر هلالي شکل برخورديم که بعد از کاوش مشخص شد که تابوت است.
در آن زمان مردم زيادي به شهر رفت و آمد مي کردند و براي آنکه کسي حساس نشود گفتيم که اين يک وان حمام است. وقتي کاوش ادامه پيدا کرد کم کم تصوير شاهزادگان ساساني که نقش سه نفر بود نيز ظاهر شد که کشف منحصر به فردي بود. يکي از شاهزادگان صورت نداشت و لباس سبز رنگي پوشيده بود.
يک زن و کودک هم در تصوير ديده مي شد که در دست کودک حيواني مثل خرگوش بود. البته تصوير کسي که رباني روي موهايش بسته بود نيز ديده مي شد.در ادامه به دو تابوت رسيديم که به صورت غربي و شرقي بودند.
تابوت شرقي کاملاً از بين رفته بود و تابوت غربي در کنار ديوار منقوش واقع شده بود.
با ادامه کاوش ها متوجه شديم اين محوطه در دوره اسلامي مورد استفاده قرار گرفته است و پس از پر شدن تابوت ها از سنگ و گچ، اين محل به عنوان انباري مورد استفاده بوده است.
تصاوير کشف شده نشان مي داد که کساني که در اين محل تدفين شده اند تصاويرشان نيز روي ديوار کشيده شده است.
اين کشف به سرعت در سال 1384 به يکي از مهمترين اکتشافات باستان شناسي ايران بدل شد و خيلي خوشحالم که توانستم اين کار را به خوبي انجام دهم.
معبد آناهيتا در كنگاور
آرش نورآقايي
در عجايب المخلوقات محمد طوسي به سال 556 هجري آمده: «شهري است بدين حدود كه آن را كنگور گويند.
بناهاي عجيب از سنگ ها بر سر همديگر نهاده. وزن هر سنگي در صفت نيايد. آفريدگار داند كي آن را چون ساخته و به چه قوت راست كرده اند.»
معماي معبد آناهيتاي كنگاور براي ساليان طولاني همواره ذهن كاوشگران را به چالش طلبيده و هنوز هم رازش به تمامي گشوده نشده است.
ايشتار بابلي و عيلامي، ناناي سومري، سرس وقي هندي، آرتميس يوناني، داياناي رومي، آي خانم افغاني، ننه خاتون سغدي، اشي در مكتب زرواني لرستان و آناهيتاي ايراني با اختلاف جزئي، تقریباً همگي يك كاراكتر دارند.
«اردوي سور آناهيتا» نام كامل ايزد بانوي آبهاي روان ايران باستان است كه معبدي براي ستايش از او در كنگاور ساخته بودند و كمي آن طرف تر در طاق بستان كرمانشاه نقشش را بر روي ديوار حك كرده اند.
کاملاً مشهود است كه صفه كنگاور از ديرباز مقدس بوده و از كهن ترين زمان ها محلي براي برگزاري مراسم مذهبي قلمداد شده و احتمال داده مي شود كه حتي در زمان مادها (با توجه به نزديكي به همدان) مراسم نيايش و قرباني در آن انجام مي شده است.
واژه كنگاور= كنكوبار از سده اول ميلادي در تاريخ ثبت بوده.
آنچه را كه ما به عنوان معبد آناهيتا از آن نام مي بريم در زمان هخامنشيان نيايشگاه در فضاي باز، در دوران سلوكي معبد آرتميس، در دوره پارتي معبد آنايي تيس (آناهيتا)، در زمان ساسانيان معبد آناهيتا و آتشگاه و در ادوار اسلامي محلي براي سكونت مردم به شمار مي آمده است كه بعدها مسجد و امامزاده و حمام و گذر و بازار و كاروانسرا و گورستان و در نهايت قصبه اي بزرگ بر روي معماري كهن آن شكل گرفته بود.
علائم منقوش بر سنگ لاشه هاي معبد آناهيتا به سه دوره تاريخي هخامنشي، پارتي و ساساني برمي گردد. سبك ستون سازي آن با هيچ يك از مكاتب حجاري دوران يونان و ايران دوره ساساني تطبيق نمي كند و قابل قياس هم نيست.
معبد آناهيتا يك بناي چهار گوش چند طبقه است كه در طرح كالبدي آن تقارن به عنوان يكي از سبك هاي معماري ايراني ديده مي شود. همچون كاخ آپاداناي تخت جمشيد داراي پلكان دو طرفه است كه اين نوع پلكان هم ميراث پارسي ها در معماري ايراني است كه نظير آن در هيچ جاي ديگر ديده نشده است.
از معبد آناهيتا تاكنون سكه، ظروف سفالي، اشياي نمادين و نحوه هاي مختلف تدفين به دست آمده است. جالب است بدانيم كه نحوه تدفين در اين منطقه با نمونه هاي آن در همدان و طاق بستان همخواني دارد.
برج كبوتر، سازگاري انسان با طبيعت
«در ايران رسم است كه عمارت بلند چشمه در صحرا مي سازند
و آن خاصه براي كبوتران است موسوم به برج كبوتر».
شاردن، سياح فرانسوي بعد از پايان سفر خود به ايران در كتاب خاطراتش برج كبوتر را اينگونه تعريف مي كند. او تعداد برج هاي كبوتر در اطراف اصفهان را در آن زمان بيش از سه هزار ذكر كرده است، اما امروزه تنها تعداد معدودي از برج هاي مخروبه در شرق و غرب اصفهان و در زمين هاي اطراف زاينده رود وجود دارند.
زيبايي مسحور كننده و طرح هاي زيبا و دل انگيز قسمت فوقاني برج كبوتر كافي است تا به اين پديده صنعتي _ مهندسي توجه شود و هنوز هم در كنار مجموعه بزرگ شاهكارهاي معماري، در زمين هاي كشاورزي و باغ های استان اصفهان تعداد زيادي برج هاي نيمه مخروبه وجود دارد كه به سيماي كشتزارها و باغ ها جلوه خاصي داده اند.
سازندگان برج كبوتر با اطلاع و استفاده از خلق و خوي كبوتر چاهي، او را به طبقات بالاي اين برج ها عادت داده بودند تا از فضله او كه در پايين برج جمع مي شد به عنوان كود كشاورزي استفاده كنند تا آنجا كه وجود برج كبوتر در يك زمين كشاورزي قيمت آن را افزايش مي داد.
براساس متون تاريخي، وجود برج كبوتر از حدود هزار سال پيش گزارش شده است. اهميت اين برج ها در كشاورزي ايران چنان بوده كه غازان خان مغول براي احياي كشاورزي كشورش در كنار تدابيرديگر، فرماني براي نگهداري اين برج ها صادر كرده بود.از نظر ساختار معماري، بدنه و استوانه خارجي برج به صورت موج دار است كه بر ظرافت و پايداري آن افزوده است. در داخل برج نيز جرزها و دهانه هاي گوشه دار محل ريختن دانه و قرار گرفتن پرنده است.
با بررسي هاي به عمل آمده در سازه برج مشخص شده كه طراحان برج سعي كرده اند تا حد امكان از ضخامت ديواره ها كاسته و با افزايش لانه ها در داخل، همزمان بر استحكام برج بيفزايند. فضاهاي ارتباطي داخل برج به گونه اي است كه دسترسي به تمامي بخش هاي آن به سهولت امكان پذير است و در عين حال ساختار تهويه، نور و فضاهاي ورود و خروج پرندگان با استادي تمام، خصوصاً در برج غربي طراحي شده است. در برج كبوتر، اگر تمام پرنده ها تصميم بگيرند كه دسته جمعي پرواز كنند، ديوارهاي آگوستيك برج باعث مي شود صداي بال زدن كه مي توانست بدن پرنده ها را تكه تكه كند لطمه اي به آنها نزند.
در عصر صفوي در انتهاي محور جنوبي چهارباغ، باغ بزرگي به نام «هزار جريب» احداث شد كه تا كوه صفه امتداد مي يافت و در چهار سمت اين باغ عظيم چهار برج كبوتر بنا شد كه امروز دو برج در بخش شرقي (دانشگاه اصفهان ) و بخش غربي ( ميدان شيخ صدوق) باقي مانده است. اين برج ها مطابق با بررسي هاي به عمل آمده متعلق به اواخر قرن دهم و اوايل قرن يازدهم هجري قمري هستند. امروزه برج شرقي در امتداد محور جنوبي خيابان شيخ صدوق و در مركز ميداني به همين نام واقع شده و برج غربي نيز در حال حاضر در داخل باغ دانشگاه اصفهان واقع شده است.
جذاب تر از روي زمين
سینا قنبرپور
۲۸۰غار تا كنون در ايران شناخته شده كه 12 نمونه آن در اطراف پايتخت واقع شده اند و فرصت منحصر به فردي براي طبيعت گردي محسوب مي شوند.
به شرط آن كه بلايي كه بر سر غار « عليصدر » همدان با نحوه نورپردازي آن آورديم، تكرار نشود.
اين موضوع بهانه اي بود تا با زوج جواني كه تمام وقت خود را براي طراحي و اجراي تورهاي طبيعت گردي صرف مي كنند گفتگويي درباره وضعيت غارنوردي و طبيعت گردي بر مبناي غارهاي كشورمان انجام دهيم.
« علي خدابخشي » 35 ساله كه فارغ التحصيل كشاورزي است به همراه همسرش «محبوبه ملكي» كه تربيت بدني خوانده به واسطه تخصص در كوهنوردي به اين فكر افتادند تا تورهاي طبيعت گردي طراحي كنند كه در آن جاذبه كوهستان هاي ايران به ويژه غارها محور است.اين دو با اشاره به آخرين تورهاي خود كه براي غارهاي اطراف تهران برپا كرده بودند از انواع غارهاي ايران گفتند و از نحوه برخورد با غاري چون غار عليصدر كه به سبب نوع نورپردازي درون آن تا چند سال ديگر به يك غار مرده تبديل مي شود گله كردند.
آنچه در ادامه مي خوانيد علاوه بر بحث درباره «غارگردي» اشاره هايي هم به كمبودها و خلأهايي در طبيعت گردي ما دارد. خدابخشي و همسرش تأكيد مي كنند هيچ نقطه اي در كشور وجود ندارد كه براي استقرار كمپ طراحي و ساخته شده باشد و به محض آنكه از تهران فاصله بگيريد رفتارهاي مسئولان به ويژه مأموران پليس با مسافران مناسب توسعه گردشگري نيست.
اول از همه بگوييد كه چه زماني براي غارگردي مناسب است كه بر اين اساس بتوان تور و طبيعت گردي بر مبناي غارها اجرا كرد؟
اوايل بهار و پاييز، 2زمان مناسب براي غارگردي محسوب مي شوند، ولي براي مثال غاري چون غار «يخ مراد» كه همه جاذبه اش به قنديل هاي يخي آن است جز در زمستان قابل بازديد نيست و در ديگر ماه هاي سال اصلاً جاذبه اي ندارد.
اين دو زمان براساس موقعيت آب و هوايي تعيين شده اند؟
آب و هواي درون غارها تعيين كننده اين زمان هستند. اختلاف درجه حرارت درون غار و بيرون آن در حداقل ممكن است. متأسفانه در مورد غارها در كشورمان اطلاعات كافي وجود ندارد و هيچ تحقيق و پژوهشي در مورد غارها هم نشده كه چرا وضعيت آب و هوا درون آن به اين شكل شده است. مثلاً به هيچ عنوان مشخص نيست كه هوا در غار جريان دارد يا نه كه اين ويژگي براي غارها متصور شده است.اما آنچه ما اينك مي دانيم اينكه درون غارها درجه حرارت همواره ثابت است.
تعداد غارهايي كه در ايران داريم مشخص است يا نه، همانطوري كه كاوش علمي دراين باره صورت نگرفته از كم و كيف اين عارضه هاي طبيعي هم اطلاعي در دست نيست؟
به طور قطع و يقين نمي توان عدد و رقم اعلام كرد. در كتابي خواندم كه در ايران 280 غار شناخته شده است. بسياري از اين غارها فقط به وسيله كوهنوردان شناخته شده و قابل دسترسي هستند.
شما براي تهراني ها تور طبيعت گردي برپا مي كنيد كه مقصد غارها هستند. در اطراف تهران چه غارهايي داريم كه شما به سراغ آنها مي رويد؟
اطراف تهران 12 غار مي شناسيم كه هر كدام جاذبه ها و ويژگي هاي خودش را دارد. مثلاً همين غار«يخ مراد» كه در جاده چالوس حوالي گچسر واقع شده است صرفاً به دليل درست شدن قنديل هاي يخي قابل توجه است. غارهاي «هملون» در اطراف شمشك، «گل زرد» در جاده هراز، «اسك» در جاده هراز «رودافشان» در اطراف دماوند، « بورنيك» اطراف فيروزكوه، «چال نخجير» اطراف دليجان، «كهك» محدوده دليجان و «سپهبد خورشيد» واقع در جاده گرمسار در محدوده ايوانكي. تورغارگردي براي اين غارها معمولاً يك روزه است. ولي براي غارگردي در ديگر نقاط كشور تورهاي 5-4 روزه طراحي مي كنيم. مثل غار« ساهولان» مهاباد، يا غار« قوري قلعه» پاوه و يا غارهاي نمكي قشم.
به جز يخ مراد غار يخي ديگري هم داريم ؟
غار «درفك» حوالي رودبار در گيلان هم وضعيتي مشابه دارد ولي به بزرگي و زيبايي غار«يخ مراد» نيست. البته براي رسيدن به اين غار راهپيمايي و كوهپيمايي بسياري لازم است كه معمولاً فقط كوهنوردان به سراغ آن مي روند.
اين غارها چه نوع غاري هستند و آيا به صورت رسمي هم شناخته شده اند؟
هيچ كدام از اين غارها ثبت نشده اند. برخي از اين غارها به دليل نوع دسترسي به آنها بيشتر مورد توجه بوده اند. اما نه اطلاع رساني در مورد آنها صورت گرفته و نه تلاشي براي استفاده بهينه از آنها.
از بابت تنوع اقليمي و شكل و شمايل آنها چطور؟
ما همه نوع غار در ايران داريم. اگر بخواهيم تقسيم كنيم مي توانيم غارها را به غارهاي مسكوني، يخي، آبي، خشك و طبقاتي تقسيم كنيم. از معدود غارهايي كه براي استفاده از آن امكاناتي تدارك ديده شده و مثلاً چند سرويس بهداشتي براي مسافران در محدوده آن است غار«كرفتو» در تكاب است كه غاري مسكوني محسوب مي شود. در اين غار شما مي توانيد مشعل انسان، ساختار فاضلاب باستاني و بخش هاي زمستانه و تابستانه آن را به خوبي ببينيد. غار«سپهبد خورشيد» هم از جمله غارهاي مسكوني است ولي دسترسي به آن محدود است زيرا انسان ها براي دوري از گزند حيوانات اينجا را برگزيده اند.
غارهاي آبي كه مثال زديد چيزي شبيه غار عليصدر همدان هستند؟
بله، غارهاي ساهولان مهاباد، قوري قلعه پاوه، چال نخجير دليجان، كتله خور زنجان و غار عليصدر همدان همگي از اين دست محسوب مي شوند. البته ما تا چند سال ديگر شاهد مردن غار عليصدر همدان خواهيم بود.
چرا؟ مگرغارها هم مي ميرند؟
بله، متأسفانه به دليل سوءمديريت ما در نحوه بهره برداري. غارها اكوسيستمي خاص دارند. نور در غار اصلاً وجود ندارد و زندگي در آن برپايه نبود نور استوار است. غار عليصدر هم كه از استلاگميت هاي آهكي تشكيل يافته است در تاريكي مي توانست به حيات خود ادامه دهد. براي بهره برداري از اين غار نورپردازي غلطي در آن به كارگرفته شده است. از نور سفيد استفاده شده و همين سبب رشد جلبك ها شده است. جلبك ها سطوح آهكي را از بين مي برند. بد نيست بدانيد كه هر يك سانتي متر استلاگتيت در مدتي قريب به 300 سال به وجود مي آيد. بنابرهمين موضوع چنين طبيعتي اصطلاحاً تجديدپذير نيست و مرگ را مي توان براي آن متصور دانست.
خب، اين وضع مي تواند براي غارهاي ديگر هم تكرار شود؟
اگر مديريت درستي به كار گرفته شود نه. مثلاً در غار «چال نخجير» دليجان، نورپردازي صحيحي صورت گرفته است و به خوبي موقعيت براي رفت وآمد طبيعت گردان فراهم شده است. حتي فضايي براي پاركينگ و سرويس بهداشتي تدارك ديده شده است. اما از موقعي كه بايد اين فرصت مورد بهره برداري قرار مي گرفت تا به حال، ورود به غار ممنوع شده است. پرس و جوهاي ما فقط به اين نكته رسيد كه بين مسئولان نراق و دليجان بر سر عوايد حاصل از بهره برداري توافقي حاصل نشده است. اين غار از جمله غارهاي نزديك به تهران است و هزينه قابل توجهي براي ساماندهي آن صرف شده است تا آنجا كه شما نور سفيد نمي بينيد و كابل كشي برق نيز اصلاً نمايان نيست. به عبارتي با كمترين آسيب به موقعيت طبيعي غار اين فضا براي غارگردي آماده سازي شده است. غار خال نخجير به دليجان نزديك تر است ولي گويا به نراق تعلق داشته است.
با اين اوصاف ما تا چه اندازه درباره اين نوع طبيعت گردي كه در آن غارها محور هستند فضاسازي كرده ايم؟
بايد به صراحت بگويم هيچ كاوش علمي دقيقي صورت نگرفته است. هيچ بودجه اي به اين كار و اين حوزه تخصيص نيافته است. امكانات حرفه اي و ساختار هاي امروزي نظير مكان يابي و نخمين زني هنوز براي اين كار به خدمت گرفته نشده است.
در چنين شرايطي آيا ايمني و امنيت طبيعت گردي كه براي غارگردي داوطلب مي شود قابل تأمين است؟ شما به هر حال توربرپا مي كنيد، چگونه ايمني و امنيت اين طبيعت گردان را تأمين مي كنيد؟
بخشي از اين كار مهم به وسيله ليدرتور فراهم مي شود. يك ليدرتور بايد يك مدير بحران باشد چون اساساً كسي كه به طبيعت پا مي گذارد مرتب با پديده هاي طبيعي نظير سيل، بهمن، مسيرصعب العبور تردد در مناطقي كه هيچ امكاني براي تعمير، سوخت رساني، تماس مخابراتي مواجه است و همه اينها بايد به خوبي مديريت شود. اگر اين مديريت صورت بگيرد آن وقت ايمني و امنيت هم برقرار مي شود.
خب، اين يك بخش از ماجرايي است كه منجر به تأمين امنيت مي شود. به هر حال بخشي از اين وضعيت هم به نيروي متخصص و پشتيبان مربوط است. اگر پايگاه امداد و فوريت هاي پزشكي از چنين تورهايي حمايت نكند يا پليس به خوبي اين تورها را پوشش ندهد نمي توان به آينده اين كار كه اتفاقاً دولت و سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري هم بر آن تأكيد دارند، اميدوار بود.
ببينيد بخشي از كار را بايد خود ليدرتور بداند مثل كمك هاي اوليه و فوريت هاي پزشكي. اما در مورد واحدهاي پشتيباني و ايمني بايد بگويم كه ما هنوز به فرهنگ سازي دراين باره نيازمنديم. هنوز به درستي بحث تأمين امنيت براي تورها در نيروي انتظامي و يا ساير نهادهاي دولتي جا نيفتاده است و ما نيازمند تعامل و فرهنگ سازي بيشتر در اين خصوص در مجموعه نيروهاي تأمين كننده امنيت هستيم زيرا در حالت عادي وقتي يك گروه گردشگر وارد روستا يا منطقه اي دورافتاده مي شوند مأموران احساس مي كنند اتفاقي نادرست روي داده است و همين طرز نگرش در نوع تصميم آنها اثر نامناسبي مي گذارد. به طور كلي بايد در مورد بحث مواجهه با گردشگر و نحوه برخورد با مسافر آموزش هاي مناسبي به همه نيروها اعم از پليس و نيروهاي امدادي داده شود.
اما به طور كلي ما به عنوان كساني كه مردم را به طبيعت گردي تشويق مي كنيم در درجه اول بايد خودمان به خوبي از آخرين تغييرات و تحولات منطقه اي كه قرار است تور در آن برپا شود آگاه باشيم؛ بخشي از تأمين امنيت و ايمني از همين طريق برپا مي شود.
بحث ديگر اينكه، ما همه را به طبيعت گردي دعوت مي كنيم اما همين طبيعت هم تا مدتي ديگر به دليل رفتارهاي نادرست ما از بين خواهد رفت يا ديگر جذاب نخواهد بود. براي حفظ محيط زيست و در امان نگاه داشتن طبيعت از نوع زندگي شهري ما به ويژه زباله در برپايي تورهايتان چه مي كنيد؟
ما با خود يكسري لوازم و وسايل براي پشتيباني از جمله موتوربرق، يخدان بزرگ، بطري و بشكه آب مي بريم. كيسه هاي زباله نيز بخشي از همين وسايل هستند كه به همراه دستكش يك بار مصرف در اختيار شركت كنندگان در تور قرار مي دهيم و از آنها مي خواهيم كه ضمن بازگرداندن زباله از طبيعت منطقه را نيز تا جايي كه برايشان مقدور است و دوست دارند پاكسازي كنند.
كاروانسراي زين الدين؛
عملكرد خوب، نتيجه بد
تنها كاروانسراي دايره اي شكل ايران، در سر راه يزد به كرمان واقع شده و براي يك شب اقامت گردشگران، خاطره اي فراموش نشدني به همراه دارد.
«كامران امامي» كسي است كه كاروانسراي زين الدين را از يك مخروبه به يك اقامتگاه سنتي جدید تبديل كرده و در انتظار گردشگراني است كه يك شب به ياد ماندني را در اين مكان سپري كنند. مطلبي كه در پي مي آيد نتيجه گفتگويي است كه مي خوانيد: «سريزد حدود 30 كيلومتري جنوب شرقي شهر مهريز و سر راه يزد به كرمان واقع شده و با اين كه از جاذبه هاي گردشگري برخوردار است اما داراي هيچ مكان اقامتي نيست.
از اين رو كاروانسراي زين الدين كه در مسير گردشگري مثلث يزد، كرمان و شيراز قرار دارد، به طور طبيعي ظرفيت ويژه اي براي پذيرش مسافر و ارائه سرويس به گردشگران را داراست. علاوه بر اين، ويژگي خاص اين كاروانسرا با قدمتي 400 سال و به عنوان تنها كاروانسراي دايره اي شكل ايران كه سالم باقي مانده و طراحي آن به عنوان يك مكان اقامتي سنتي، اين كاروانسرا را در زمره هتل هايي قرار داده كه گردشگران در يك شب اقامت در آن، لحظات به ياد ماندني را تجربه خواهند كرد.
براي بازساري اين كاروانسرا 7 سال كار مرمت و حدود 500 ميليون تومان هزينه شده است. اكنون نيز كاركنان اين كاروانسرا، همان كارگران بلوچي هستند كه در سال هاي گذشته و در زمان مرمت بنا، برايش زحمت كشيده اند. در واقع همانطور كه كاروانسرا براي اقامت و رفاه مسافران آماده مي شد، اين كارگران هم به يك كارمند هتل تبديل شدند.» كاروانسراي زين الدين به شيوه سنتي ايراني تزيين شده و از ابتدا طراحي آن براي يك شب اقامت بوده است. بيشتر گردشگراني كه به اين كاروانسرا (با ظرفيت سرويس دهي به 68 نفر) مي روند، خارجيان هستند و كمتر مسافر ايراني در آن به چشم مي خورد.كامران امامي به عنوان مدير كاروانسرا برنامه هاي ديگري براي پربار كردن يك شب اقامت گردشگران دارد كه در حال حاضر با توجه به مشكلات مالي كه گرفتارش شده از پرداختن به آنها خود داري كرده است. او از برگزاري موسيقي سنتي بلوچي، شتر سواري در كوير و اجراي تورهاي نيم روزه و يك روزه به اطراف مهريز سخن مي گويد؛ هنگامي كه در سال 1380 وي تصميم به بازسازي و بهره برداري از كاروانسراي زين الدين گرفت، گردشگري در ايران روند رو به رشدي را نويد مي داد، زلزله بم كه باعث شد تا كرمان از مسير گردشگري تورهاي ورودي حذف شود، به اين روند رو به رشد ضربه وارد شد، تا سرمايه گذاران اين كاروانسرا تاكنون نتوانند به بهره برداري مالي برسند.
امامي معتقد است كه اگر سالانه 4 هزار و 500 نفر (به طور متوسط هر شب 12 نفر) يك شب را در اين كاروانسرا به صبح برسانند، آن وقت است كه كاروانسراي زين الدين به بازدهي مالي مي رسد.كاروانسراي زين الدين براي گردشگراني كه به ايران سفر مي كنند، نامي آشناست و در كتاب «Lonley Planet» نام آن درج شده است. زين الدين نام كوچك گنجعلي خان، والي كرمان در زمان شاه عباس بوده كه مجموعه گنجعلي خان كرمان هم به دستور او ساخته شده است. همچنين يك كاروانسراي دايره اي شكل ديگر در ايران و در مسير جاده قديم
كاشان ـ نطنز ديده مي شود كه سالم باقي نمانده و هر دوي اين كاروانسراها به دست يك نفر به نام محمد معمار يزدي ساخته شده اند.
از كوير تا دريا در 2 ساعت
در اين مسير از شهري در ساحل كوير به شهري در ساحل دريا سفر خواهيد كرد. شايد بتوان به جرأت گفت كه مسير 165 كيلومتري دامغان ـ ديباج ـ گلوگاه ـ بندر گز، نزديكترين راهي باشد كه مي توان با پيمودن آن از يك شهر در شمال دشت كوير به شهري در جنوب درياي مازندران رسيد.
در اين مسير گرچه جاده مناسب نيست، اما در خلوت عرفاني اش مي توان آتش دشت را پشت سر گذاشت و به هواي كوهستان تن در داد و خاك جنگل را بوييد و در انتها به نظاره آب دريا نشست. با طي طريقي اينچنيني، نبض سفر به شماره مي افتد و مسافر گونه اي از سلوك روحاني را تجربه مي كند كه هرگز انتظارش را نداشته است. فاصله ابتدا و انتهاي مسير چنان نزديك و چنان متفاوت است، كه هر مسافري چه بخواهد و چه نخواهد در دام افسونش گرفتار خواهد آمد.
دامغان شهري است پرجاذبه كه روزگاري در مسير جاده ابريشم و در خراسان بزرگ شگفت جاي داشته است.
اين شهر كه روزگاري خودش پايتخت بوده، امروز در ميانه راهي قرار دارد كه از يك سو به تهران و از سوي ديگر به مشهد، پايتخت شيعيان ايران می رسد. دامغان يك دستش به دامن البرز استوار است و دست ديگرش سر كوير را نوازش مي كند. 30 كيلومتر به سوي شمال كه برويد، به چشمه علي مي رسيد، مكاني خوش براي دمي نشستن و چاي نوشيدن و گپ زدن و آسودن. از چشمه علي بايد به سمت ديباج برانيد. تا اينجا جاده مشكلي ندارد، اما از اين به بعد، مسير يا خاكي است و يا آسفالتش مناسب نيست. به اطلس راههاي ايران منتشر شده در سال 87 كه نگاه كنيد، راه را آسفالته ترسيم كرده، اما واقعيت ندارد. جاده خاكي باعث مي شود كه سرعتتان پايين بيايد ولي امكان رانندگي وجود دارد. نمي توانيد با سرعت 200 كيلومتر بر ساعت برانيد، اما تا 60 كيلومتر هم جا داريد. ديباج را كه پشت سر بگذاريد، طبيعت تصميم مي گيرد كه به رنگي ديگر درآيد. آهسته آهسته رنگ سبز رخ مي نمايد و نسيم لطيف شده اي كه از درياي مازندران خرامان گذر كرده و از لابه لاي البرز خود را تا به اين جا رسانده، گياهان را نوازش مي كند و شما را هم. از گشت دشت تا سرخ گريوه، جاده خلوت است. تنها صداي پرندگان است كه در گوشتان مي ماند و شايد هم صداي نفس كشيدن عميق زمين.
ادامه كه مي دهيد، روستاهاي آرام با مردماني كشاورز و دامدار را مي بينيد كه در فاصله اي نه چندان دور از جاده به آن نوع از زندگي مشغولند كه ما گاهي كه نه، بيشتر از گاهي، حسرتش را مي خوريم. به سفيد چاه كه برسيد، بي شك از زيبايي ها مشعوف شده ايد، اما قبرستان سفيد چاه بهت زده تان مي كند. ميخكوب مي شويد و شايد كه نتوانيد براي چند لحظه چيزي بر زبان بياوريد، نترسيد، اين حالت طبيعي است.
از اين جا به بعد، درختان جنگل هيركاني رخ مي نمايند. جاده اي باريك در ميان سبزهاي بالابلند، شعف انگيز است. جاده اي كه همچون ريل ترن هوايي پارك هاي تفريحي، پيچ و تاب فراوان دارد و قرار است در سراشيبي تندي كه دارد، هيجانمان را به اوج برساند. هنگامي كه به انتهاي سرازيري جاده مي رسيم، درختان همچون پرده سينما كنار مي روند و نمايي زیبا از شهر كردكوي و خليج گرگان نمودار مي شود. در اين لحظه به راحتي مسيري كه به سوي ميانكاله مي رود ديده مي شود. همان مسيري كه خليج گرگان را از درياي مازندران جدا مي كند. به تو مي گويم كه اگر مشتي از خاك كوير را از دامغان با خود آورده باشي، اكنون مي تواني در بندر گز، تنها 10 كيلومتر آن طرف تر از اين جايي كه حالا هستي، آب و خاك را به هم پیوند زده و حل شدن در هم اين دو عنصر را به نظاره بنشيني.
لجن هاي شفابخش اروميه، درمانگر گردشگري
آشنايي با باغ اكبريه
مجسمه زئوس در المپيا
استان اصفهان
ماسوله؛ چيزي شبيه شهر تاريخي
رامسر؛ يك كيلومتر در ميانه دريا و جنگل
مالزي آثار تاريخي زيادي ندارد تنها خود را زيبا كرده است
ضيافت آب براي گردشگران
پريشان، پريشان است
آشنايي با قيزقلعه ساوه
مرواریدهای هرمزگان همچنان درخشانند
از کویر تا دریا در دو ساعت
نیاسر، کهن باغشهر ایران را بهتر بشناسیم
لذت سفر با خودرو
مسجد شیخ زاید
مزین به بزرگترین فرش دستبافت دنیا
موزه هفت تپه
چالشهاي گردشگري مجازي در ايران
"بولوبولو" زيرسايه "پيرگل" ناديده مانده است
اين جاذبه گردشگري كه مي گويند يعني چه؟
تورهاي صنعتي
یزد، شهر قنات و قنوت و قناعت
مايس(MICE) توريسم چيست ؟
آشنايي با توصيه هاي ایمنی براي سفر به خارج
کوه های استان کهگیلویه وبویراحمد
برگزاری جشنهاي بومي گوئيژو در شهرهاي چين
آشنایی با جاذبه های گردشگری برزیل
اين دريا ارگ مي نوازد؛ گوش كن!
وقت ساعت، چشمه ای اسرار آمیز در لرستان
آشنایی با پایتخت تاریخی جهان: پکن
نزديكترين مقصد براي شنيدن صداي طبيعت و ديدن ماه
عمارت اسرارآمیز وینچستر
(کاخ اشباح)
آشنایی با جاذبه های گردشگری روسیه
ديدار با راهنمايان مسافران گمشده در هرمز
بالاتر از جنت
بافت قدیمی شهر تبریز
از تپه میل تا عشق آباد، محوطه ای ساسانی که نابود می شود
جاذبه هاي استان سيستان وبلوچستان
سنگاپور
ادغام شرق و غرب در نزدیکی خط استوا
ثروتمندترين شهرهاي جهان
جنگل فندقلو
سفر به دریاچه گهر
اعجابی به نام تنگه چاه کوه
آشنايي با تخت سلیمان تکاب