کاخ هاي پايتخت

وجود کاخ، در هر شهري که براي مدتي پايتخت بوده است، حتمي است. اصفهان هم يکي از همين شهرهاست. اين شهر، در چند دوره از تاريخ ايران، پايتخت بوده است. اما آنچه امروز، از کاخ هاي آن باقي است، مربوط به عصر صفويان است. هر چند همه ي اصفهاني ها، قطعاً کاخ عالي قاپو، کاخ چهلستون و کوشک هشت بهشت را مي شناسند، ولي در اينجا برآن شديم تا به اختصار به بيان گفتني هايي در مورد اين کاخ ها بپردازيم.
کاخ عالي قاپو
به ضلع غربي ميدان نقش جهان که نگاه کني، متوجه حيطه ي سلطنتي مي شوي، که چون شکل مثبتي در فضا قد برافراشته است. آن را کاخ عالي قاپو نام نهاده اند. عالي قاپو را از کلمه ترکي «الي قبع»
به معني «در بزرگي که بدون قفل بسته است و بدون کليد باز مي شود»
گرفته اند.
 اين کاخ پنج طبقه، در زمان شاه عباس اول براي پذيرايي از مهمانان خارجي دربار بنا گرديد. مي بيني بناي کاخ، فاعلانه به درون فضا قدم پيش نهاده تا هم ديد تماشاگران بر صحنه ي ميدان کامل شود و هم نوعي دروازه را جلوي در ورودي ايجاد کند. اما بر خلاف مفهوم دروازه که پيشبرنده ي حرکت است، اين مدخل، راه حرکت تو را سد مي کند. يعني ورود به خانه ي سلطان مستلزم کسب اجازه است.
شگفتي اين کاخ اين است که از هر طرف به آن نگاه کني، تعداد طبقاتش تغيير مي کند. از رو به رو 2 طبقه، از پشت 5 طبقه و از پهلو 3 طبقه به نظر مي رسد. ايوان کاخ، جذاب ترين بخش آن است. شاه و مهمانان او از اين ايوان مراسم آتش بازي، مسابقه ي چوگان و رژه ي
سپاهيان را تماشا مي کردند. پس اينجا، فراسوي ميدان، صفه اي شاهانه از آن بالا، فضاي بزرگ عمومي را زير نظر دارد، اما منظره ي
اتاق هاي پذيرايي، پرديس حيطه ي سلطنتي است. پرديس که آن طرف کاخ قرار داشت در بخش هاي چهار گوش نظم يافته بود و طرح تصویري باغ ايراني را به نمايش مي گذاشت. در بخش پشت ايوان اتاق هاي متعددي وجود دارد که اتاق شاه نشيني با نقاشي هاي
حيرت انگيز آن، جلوه ي خاصي دارد.
در طبقه ي بالاي اين تالار هم، اتاق هاي زيادي دارد که گچ بري ها،
نقاشي ها و رنگ آميزي هاي سحر آميزي بر آن نقش بسته اند،
آخرين طبقه داراي گچ بري هاي خاص و تو خالي است، که درباره ي
اين گچ بري ها، افسانه هاي زيادي وجود دارد. قبلاً مردم
مي گفتند که مطربان در اين اتاق ها را مي بستند، مي نواختند و
مي رفتند. بعد زن هاي حرم شاه مي آمدند و در اتاق ها، آن موسيقي را مي شنيدند. اما اين حرف به نظر خيلي غير واقعي مي آيد. هر چند مي توان گفت، چون اين سطح هاي گچ بري شده سخت بوده، صداي موسيقي را تشديد مي کرده است، پس در اين اتاق ها
مي نواخته اند و مي شنيده اند. همچنين برخي مي گفته اند که اين نقش هاي تنگ، کاسه و بشقاب جاي اين ظرف ها بوده ولي اين نقش ها ظريف تر و شکننده تر از آن است که بتوان چيزي در آنها گذاشت يا برداشت.اما شايد وجود اين نقش ها دليل ديگري هم داشته باشد. موسوي فريدوني در کتاب «اصفهان از نگاهي ديگر» مي نويسد:
معمار پنج طبقه را با مصالح قديمي ساخته و بالا رفته. دانش مقاومت مصالح هر دم به او نهيب مي زند : سازه را سنگين مکن. ديد هنري به او هشدار مي دهد : مکعب مساز. چون معماري سنتي ما به هر ترفندي بوده از مکعب فرار کرده است. تعريف و تعبير معماران قديمي از سقف مثل آسمان بوده و هيچ گاه سقف را مثل کف صاف نمي ساخته اند. پس نبوغ معمار به دادش مي رسد و تيغه هاي گچي بسيار نازک سقف کاذب را مقرنس مي کند و براي اين که سازه باز هم سبک تر شود شکل ظرف ها را هم در آنها در مي آورد.»
به طور کلي، کاخ حالتي دلنشين و مهربان دارد و اصولاً در تو القاي ترس نمي کند. بلکه بر عکس، اين همه اتاق، پستو، طاقچه و پلکان، فضاي شادي را به وجود آورده اند و نقاشي ها هم شادي اين فضا را دو چندان مي کنند.
کاخ چهلستون
هر ساختماني که ستون هاي زيادي داشته باشد کاخ نيست. نماسازي چهلستون با کل ساختمان آن کاملاً مربوط است. چون هدف معمار در ايجاد اين نما، تلفيق آنچه که انسان خلق کرده (ساختمان کاخ) و آنچه خداوند انسان خلق کرده (طبيعت باغ و آب و آفتاب)، بوده است. اين را مي تواني در ارتفاع کم کف ايوان از سطح باغ که فاصله ي معماري را از طبيعت به حداقل رسانده است حس کني، تا آنجا که متوجه نشوي داخل جايي شده اي.يعني معمار مي خواهد طبيعت را به داخل ساختمان بکشاند. معماري اين کاخ ترکيبي از معماري چيني، فرنگي و ايراني است، ولي به دليل بازي با آب و نور (حوض و آيينه) عنصر ايراني بيش از عناصر ديگر جلب توجه مي کند. در گذشته، بدنه ي ستون هاي چوبي چند وجهي و سر ستون هاي مقرنس آن با آيينه پوشيده شده و روي آنها نقاشي هاي زيبا و شگفت انگيزي نقش بسته بود. روي سقف را هم با طلا و لاجورد نقاشي کرده بودند و بدنه ايوان اصلي کاخ کلاً، آيينه کاري بود. پس از اين رو، بازي آب، نور و آيينه وجود داشت.
تصور کن با وجود اين همه آيينه، چه اتفاقي مي افتد. آري، چهلستون تبديل به چهل هزار ستون مي شد. در اين حالت اگر دور ايستاده بودي، در چشم اندازت کاخ را همچون الماس هزار تراشه اي مي ديدي که در جعبه جواهرات سبز باغ قرار گرفته است. اما افسوس و صد افسوس که در حال حاضر ديگر آيينه اي وجود ندارد و در سال 1300 هجري، آيينه ها را با درها کنده اند و به مسعوديه ي تهران برده اند.
کوشک هشت بهشت
در باغ بلبل در زمان شاه سليمان صفوي کوشکي هشت ضلعي بنا شد که به حق آن را هشت بهشت نام نهادند. اين کوشک در کل چهار نما دارد و اين نماها با همه ي شباهت هايي که به هم دارند، هيچ يک مانند ديگري نيستند.
عمارت دو طبقه است اما قسمت مياني که به گنبدي کوچک ختم مي شود يک طبقه مي باشد. آوردن باغ در خانه و بردن خانه در باغ و آميختن اين دو در يکديگر تلاشي است که معمار کوشيده تصويري از بهشت را در اين دنيا بيافريند. گويي، باغ از هزاران سال پيش همه جا خمير مايه ي معماري بوده است، البته به جز دوران معاصر. وجود استخر در ضلع شرقي تعيين کننده ي نماي اصلي است. اگر دقت کني، متوجه مي شوي که تمام معماران صفوي قسمت شرقي کاخ را نماي اصلي مي گرفته اند و مقابل اين نماي اصلي حتماً استخر، حوض و به طور کلي آب وجود دارد.عالي قاپو چهلستون و هشت بهشت، هر سه به آفتاب نگاه مي کنند.
 موسوي فريدني مي نويسد : «شايد با حدس و گمان بتوان گفت که به دلايل نامعلوم براي ما، ايشان به تصوير طلوع آفتاب در استخر يا دريچه و تابش نور آن به داخل عمارت اهميت خاصي مي داده اند که شايد آييني بوده باشد.»

نهاوند؛ شهر خفته ساسانى

موقعيت جغرافيایى:
شهرستان نهاوند از شمال به شهرستان تويسركان، از شمال باخترى به شهرستان كنگاور، از استان كرمانشاه، از خاور به بخش سامن، از شهرستان ملاير، از جنوب به شهرستان سلسله و دلفان، از استان لرستان و از باختر به شهرستان كرمانشاه محدود مى شود. اين شهرستان از 2 بخش مركزى و خزل تشكيل شده است. رود گاماسياب مهمترين رودخانه شهرستان نهاوند است كه پس از عبور از دشت نهاوند با نام سيمره وارد استان لرستان مى شود و سپس با نام كرخه به خوزستان سرازير شده و در نهايت به باتلاق هور العظيم در خاك عراق مى ريزد. مردم منطقه به فارسى با گويش لرى (لكى) سخن مى گويند و مسلمان و شيعه مذهبند.
كشاورزى و دامدارى
منطقه نهاوند داراى سراب هاى زيادى است كه باعث شده اند كشاورزى منطقه از رونق خاصى برخوردار باشد. مهم ترين محصولات اين شهرستان عبارتند از گندم، چغندر قند، تره بار مانند خيار و هندوانه، توتون و دانه هاى روغنى. هم چنين باغدارى نيز در شهرستان نهاوند داراى رونق خاصى است و انواع ميوه مانند سيب، آلبالو، گيلاس، گلابى و انگور به حد وفور به عمل مى آيد
كه بعضى به صورت تازه و بعضى به صورت خشكبار صادر مى شود. دامدارى را مى توان مهم ترين رشته فعاليت اقتصادى نهاوند و توابع آن دانست كه از دير باز به علت موقعيت خاص منطقه و مراتع مرغوب آن رونق ويژه داشته است. صنايع دستى نيز در كنار دامدارى و كشاورزى از فعاليت هاى مهم مردم اين شهرستان به شمار مىآيد و بافت قالى، قاليچه، گليم و گيوه كه بيش تر توسط روستاييان و عشاير انجام مى شود.
قالى هاى اين شهرستان با طرح همدان بافته و صادر مى گردد. شهرستان نهاوند به علت دارا بودن موقعيت جغرافيايى ويژه، آب فراوان و خاك مستعد از نواحى ممتاز استان همدان به شمار مى رود و اساس اقتصاد آن بر كشاورزى، دامدارى و صنايع دستى استوار است. عمده صادرات اين منطقه را گندم، چغندر قند، انواع ميوه، بنشن، خشكبار، قالى، لبنيات، دام زنده و تره بار تشكيل مى دهد.
پيشينه تاريخى شهر
نظريه هاى مختلفى از پيشينه تاريخى اين منطقه باستانى باقى مانده است. برخى از مورخين نهاوند را محل پهلو گرفتن كشتى نوح مى دانند. به استناد تحقيقات باستان شناسان در تپه گيان (روستايى در 18 كيلومترى جنوب باخترى نهاوند) در حدود 37 قرن قبل از ميلاد مسيح قومى در اين منطقه زندگى مى كرد كه تمدنى شبيه تمدن بين النهرين داشت و بعدها به دست اقوام ديگر اروپايى و آسيايى از بين رفت. در مورد كلمه نهاوند از گذشته تا به امروز اختلاف نظر هايى وجود داشته است.واژه نهاوند در زمان هاى مختلف و از زبان هاى متفاوت، به صورت هاى مختلفى تلفظ شده است كه از جمله آنها مى توان به: نوح اوند، نيماوند، اينهاوند، نيوهاوند، نياوند و نيهاوند اشاره كرد.از طرف ديگر نهاوند در گذشته نام هاى ديگرى داشته است، به قول بطلميوس نيفوانداى خوانده شده و در عصر مادها به نهاوند، نهاوند ماد هم گفته شده است.به گفته ملك الشعراى بهار در عصر سلوكيه نهاوند استان بزرگى بوده كه به لحاظ سكونت داشتن ملكه لااوديسه در اين شهر به آن لااوديسه هم گفته شده است.
مكان هاى ديدنى و تاريخى
شهرستان نهاوند از مكان هاى ديدنى و تاريخى متعددى برخورداراست. سرآب گاماسياب، سرآب ملوسان، سرآب فارسبان ،سرآب كنگاور، كهنه جنگل وسرآب گيان، خرابه هاى قلعه
سرسام گبرى، كتيبه و ستون هاى معبدلااوديسه، تپه باستانى گيان، حمام حاج آقا تراب، مسجد جامع نهاوند، مقبره شيخ ابوالعباس نهاوندى، مقبره نعمان ابن مقرن، شاهزاده محمد و على، تالاب وسج، تالاب (آب بند) رودبارى و بوستان جنگلى ابوذر از جمله مكان هاى ديدنى و تاريخى اين شهرستان به شمار مى آيند. از جمله مناطق سر سبز نهاوند مى توان به سرآب سر سبز گيان اشاره كرد كه داراى آب و هوايى مناسب و پوشيده از درختانى چون بلوط، زالزالك، چنار، زبان گنجشك، گردو، مو وحشى، كيكم، ارژن و بادام كوهى است كه وسعت آن به 1300 هكتار مى رسد.
   قلعه نهاوند:
شهر نهاوند پايتخت يزدگرد سوم در زمان ساسانيان بود كه با ورود اعراب و جنگ قادسيه در اين محل قلعه ساسانى فرو پاشيد و در طول تاريخ با بى مهرى بسيارى كه بر آن روا شد متأسفانه آثار ناچيزى از اين اثر تاريخى باقى مانده است. محل احداث اين قلعه كه از نظر نظامى در حكومتهاى گذشته داراى اهميت زيادى بوده در تپه مركزى نهاوند و مشرف به شمال شهرستان كه اكنون با همان بافت قديمى و واحدهاى مسكونى دهه هاى
گذشته از هر طرف شهرستان قابل رويت است احداث گرديده. اين اثر تاريخى ارزشمند به شماره 374 در تاريخ 3/12/1327 ثبت آثار ملى كشور گرديده كه از آن زمان تا به حال متأسفانه از ساخت و سازهاى اطراف و روى آن جلوگيرى به عمل نيامده بلكه جهت شناسايى و احيا و مرمت آن هيچ گونه اقدامى صورت نگرفته است.
اثر تاريخى ارزشمند ديگرى به نام معبد لااوديسه در جوار اين اثر تاريخى قرارگرفته كه با همين شماره و با همين تاريخ در فهرست آثار تاريخى كشور قرار گرفته است. با عنايت به اينكه قدمت معبد لااوديسه قريب به 7 قرن از قلعه ساسانيان قديمى تر است توسط بعضى از مسئولين ميراث فرهنگى چنين تشريح شده كه معبد در زير قلعه قرار داشته و هر دو اثر به كلى تخريب و هيچگونه آثارى از آنها باقى نمى باشد.

گلستان؛ مقصد سرمايه گذاران
فريدون فعالي
در ميان نقاط مختلف جهان، کشورهايي وجود دارد که حائز اهميت و ويژگي هاي خاصي هستند. ايران از آن جمله است که چون الماسي در ميانه جهان مي درخشد. ايران ويژگي ها و مختصات بسيار و در عين حال منحصر به فردي دارد که يکي از مهمترين آنها، مناطق و استان هاي متفاوتي است که در جاي جاي کشور قرار گرفته اند.
اگر ايران را جهاني در يک مرز بدانيم، گلستان تکه اي از خاک بهشت ايران است. اين استان از يک سو اقليم متفاوت و متضادي را از جنوب به شمال مناظر توپوگرافيک چشم نوازي را در خود جاي داده و از سوي ديگراز مناطق برفگير کوهستاني تا نقاط کويري در آن به چشم مي خورد. همچنين گلستان چون ايراني کوچک بشمار مي آيد که اقوام و آحاد مذاهب مختلف کشور در آن سکني گزيده اند و بي اغراق نخواهد بود اگر اين استان را قطب گردشگري کشور بدانيم.
چنين سرمايه و توانمندي هايي، زير ساخت هاي اساسي زیست بوم گردی و توسعه گردشگري را در استان گلستان فراهم آورده است. گردشگري آبي و دريايي(درياچه ها، سدها، تالاب ها، خليج گرگان و دريا)- طبيعي- کوهستاني- مردم شناسي(قوم پژوهي- بوميان)- ديني(مساجد، تکايا، امامزاده ها و اماکن و درختان مقدس)- تاريخي(شهرهاي تاريخي جرجان و تميشه و استرآباد، ديوار بزرگ گرگان، ديوار تميشه) زیست بوم گياهي و جانوري- و... بخشي از اين مواهب خدادادي محسوب مي شود. از اين جهت شايسته است مسئولين امر محور توسعه استان را گردشگري و زیست بوم گردی قرار دهند تا بيش از پيش شايستگي و توانمندي هاي اين بخش نمايان و اجرايي شود.
از سوي ديگر، از آن جا که دولت عدالت محور در امر همگاني کردن گردشگري و بسط فرهنگ گردشگري عادلانه توفيقات قابل توجه اي را به دست آورده و مهمتر آن که استان زرخيز گلستان در راهبردها و برنامه ريزي هاي کلان و بلندمدت دولت نيز از جايگاه ويژه اي برخوردار است و به آن به عنوان يکي از نقاط کليدي و مهم نگاه مي شود که از سويي مي تواند موجبات توسعه پايدار و همه جانبه استان را فراهم آورد و هم به علت اتصال به حوزه آسياي ميانه پل ارتباطي کشور با آن خطه باشد. بر همين مبنا، سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان گلستان در راستاي اهداف سازمان و با توجه به چنين زمينه هايي به عنوان ناظر عالي و راهبري کلان در امر گردشگري، از ابتداي تاسيس در استان کوشيده است سه بخش ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان را هم به مردم استان، به ديگر استان ها و هم به کشورهاي جهان معرفي کند.
استان گلستان بنا به اذعان بسياري از کارشناسان امر، ايران کوچک و جهاني کوچک است که همه عناصر و قابليت هاي تمدني و طبيعي در آن يافت مي شود. بدين جهت اين سازمان هم زمان با معرفي جاذبه هاي مختلف استان، زيرساخت هاي گردشگري را نيز فراهم آورده است و در حال حاضر با جرأت مي توان ادعا کرد استان گلستان مقصد سرمايه گذاران عمده داخلي و خارجي است و از اين منظر، آينده روشني در انتظار صنعت گردشگري استان گلستان است که گواه آن ميلياردها ريال سرمايه گذاري است که توسط بخش خصوصي در حال انجام است.
در زمينه فرهنگي نيز احداث و تجهيز موزه هاي متعددي که يا به بهره برداري رسيده اند و يا در حال احداث هستند از ديگر اقدامات جدي سازمان گلستان است. البته برگزاري ساليانه جشنواره فرهنگ اقوام ايران زمين نيز فرصت مغتنم ديگري است که همه ساله در آبان ماه پاي گردشگران بسياري را به اين استان باز مي کند. در بخش ميراث فرهنگي نيز همزمان با ثبت ميراث ملموس نظير ابينه با ارزش بافت تاريخي گميشان و معنوي استان نظير زين سازي ترکمن، اقدام به مرمت بافت هاي تاريخي استان هم چون بافت تاريخي گرگان شده است. در پایان تأکيد مي کنم در مهندسي توسعه استان، گفتمان گردشگري داراي ارج و قرب خاصي است که اميد بسيار دارم در آينده اي نزديک اين سازمان بتواند مأموريت هاي خود را دوچندان به سرانجام برساند و سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان گلستان نيز سهم خود را در توسعه پايدار و همه جانبه استان به خوبي ايفا کند.
منبع: میراث آریا

ونيز؛ شهر بدون خودرو
شهر زيبا و تاريخي و نيز در شمال ايتاليا، بزرگترين شهر بدون خودرو و کاميون در اروپاست.تمامي وسايل نقليه عمومي و خصوصي در اين شهر که بر روي آب ساخته شده است قايق هستند و تنها گزينه ديگري که براي جابجايي مردم وجود دارد، پياده روي است. حتي نيروهاي آتش نشاني و پليس هم براي انجام وظايف خود از انواع قايق هاي موتوري استفاده مي کنند.اين شهر تاريخي سال هاست که با آرامي در حال فرو رفتن به زير آب درياست و تا امروز طرح هايي که براي جلوگيري از غرق شدن اين شهر ارائه شده، کار ساز نيست.بسياري از اهالي ونيز به دلايل مختلف اين شهر زيبا را ترک مي کنند، از مهمترين اين علل رطوبت زياد هوا و بالا آمدن آب است که موجب مي شود در طبقات هم کف منازل و همچنين مغازه ها همواره آب جمع شود.زمانيکه سطح حداکثر يک متر بالا مي آيد، قابل تحمل است اما بيش از اين ميزان، مشکل آفرين مي شود و تمام اجناس مغازه داران به زير آب مي رود.مشکل آب گرفتگي سطح شهر ونيز فقط منحصر به زمستان نيست و ما در تمام فصول سال چکمه هاي بلند خود را براي رفت و آمد در خيابان ها در دسترس قرار مي دهيم که وقتي آژير بالا آمدن آب به صدا در مي آيد آنها را به پا مي کنيم.

نگاهی به باغ فردوس
باغ «فردوس» محله ای از شمیران است که در نزدیکی خیابان ولیعصر و میدان تجریش واقع شده است و اکنون نیز موزه سینمای ایران در این مکان واقع است.
هم زمان با ساخت قصر محمدیه، درباریان نزدیک نیز در همان حوالی اقدام به احداث باغ یا عمارت ییلاقی کردند، از جمله حسین علی خان معیرالممالک باغی احداث کرد که به باغ فردوس مشهور شد.عمارت باغ فردوس در دو طبقه به سبک قاجاریه و معروف به «گوش فیل» بنا گذاشته شد. زمین های قسمت جنوبی و سراشیبی باغ نیز با سنگ چین هایی به صورت هفت قطعه مسطح و مطبق در آمد و روی هریک از قطعات، استخری با فواره های متعدد احداث شد. استخرها به گونه ای ساخته شده بودند که از فواصل دورتر، بزرگ تر به نظر می آمدند.درسال 1350 ساختمان موجود در باغ به مرکز فرهنگی و هنری و نمایشگاه تبدیل شد و پس از انقلاب نیز در اختیار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قرار گرفت. مساحت باغ فردوس 20 هزار متر مربع و طول آن ۲۸۰ متر و شیب آن از شمال غربی به جنوب شرقی است.

فوران آتشفشان خاموش، جاذبه گردشگري فيليپين مي شود
احتمال فوران دوباره آتشفشاني خاموش در فيليپين، آن را به جاذبه گردشگري جديد براي گردشگران ماجراجو تبديل کرد.با آنکه فوران آتشفشان «مايون» در فيليپين متوقف شده است، دانشمندان هشدار مي دهند که احتمال دارد اين کوه آتشفشاني بازهم فوران کند. باوجود چنين شرايطي، گردشگران علاقه زيادي براي سفر به فيليپين و ديدن اين کوه آتشفشاني نشان مي دهند.
اگرچه نيروهاي ارتش فيليپين مانع از بازگشت ساکنان اطراف اين کوه به محل زندگي شان مي شوند، اما گردشگراني وجود دارند که علاقه زيادي براي سفر به فيليپين و ديدن اين کوه آتشفشاني نشان مي دهند.
هشدارهاي مسئولان محلي گوياي آن است که در چند ماه آينده نيز احتمالاً اين کوه آتشفشاني فوران خواهد کرد و باآنکه اين امر براي گردشگردان خارجي از جذابيت خاصي برخوردار است، براي بوميان محلي فقط آوارگي بيشتر و طولاني تر را به همراه دارد.

سفر به پايتخت گل و گلاب
حسین محمدیان
نو شدن طبيعت و پيچيدن شميم روح نواز عطر گلستان هاي
ديار كاشان، نويدبخش رونقي ديگر باره است در دو صنعت؛ يكي صنعت اهل دل، كه خاص اقليم تاريخي است با مردماني كهن كه از نياكان خود آموخته اند و ديگري امروزين، كه اهل فن ارزآورش مي دانند و صنعت گردشگري مي نامندش. اواسط ارديبهشت ماه و در موسم گلابگيري، پايتخت گل و گلاب ايران پذيراي خيل مشتاقان اين پديده روح نواز طبيعي است. گردشگراني كه از اقصي نقاط ايران و جهان براي ديدن اين صنعت منحصر به فرد پاي به شهر تاريخي كاشان و شهرهاي اطراف به خصوص قمصر مي گذارند، در كنار بازديد اماكن تاريخي و باستاني اين خطه با اين صنعت ايراني از نزديك آشنا مي شوند.
 اين ديار نيز براي پذيرايي آغوش مي گشايد، اما در اين بين آنچه مهم است اسكان و استقبال شايسته از مسافران است و متأسفانه نكاتي كه مؤيد برخي كمبودها در اين باره است نيز به چشم مي آيد كه ذكر اين موارد با توجه به اينكه هر ساله متأسفانه پيشرفت اندكي در رفع آن ديده شده، ياريگر صنعت گردشگريمان است.
با هجوم خيل مشتاقان، اين منطقه كه داراي بافتي سنتي و قديمي است با مشكلاتي روبه رو مي شود، بخصوص در ايام تعطيل و روزهاي پاياني هفته اين مشكل حادتر شده و مسائل عديده تري را به وجود مي آورد.
توجه كارشناسانه به اين نكات و رفع آنها نياز به يك كار اصولي دارد كه گرچه در ذات خود  امري سخت و توانفرساست اما از منظري سهل مي نمايد، چه، هنگامه نوروز آمدن عده زيادي از مسافران نوروزي به اين ديار پيش درآمدي است بر مراسم گلابگيري و تمرين استقبال از گردشگراني كه براي اين كار پاي به اين خطه مي گذارند؛ كه البته توجه به نكته اي مهم در اين بين را نبايد از نظر دور داشت و آن اينكه اين گردشگران هم از لحاظ كميت تعداد بيشتري را در برمي گيرند و هم از لحاظ نگرش به پديده هاي گردشگري طيف هاي خاصي را نيز شامل مي شوند.
از سوي ديگر از آنجا كه مراسم گلابگيري در چند نقطه ديگر نيز انجام مي شود و متمركز در يك شهر نيست، مي توان با توزيع مناسب جمعيت در نواحي متعدد از تراكم جمعيت و تشكيل صف هاي طويل در يك نقطه خاص كاست، كه سرعت حركت در بازديد از پديده هاي طبيعي را آسان تر مي كند، زيرا بسيار مشاهده شده كه گردشگران به خصوص خارجي ها در برخي مواقع بسيار بي حوصله اند و زمان معيني را براي بازديد هر پديده اي اختصاص داده اند و اتلاف وقت، ايشان را از برنامه هاي مدون شده شان باز مي دارد و هم انجام خدمات عمومي به نحو بهتري صورت مي گيرد.
نكته مهم ديگر نيز كيفيت راههاي دسترسي به محل هاي
 گلابگيري است كه البته به موارد ريزتر متعددي تقسيم مي شود از جمله آسفالت، پاركينگ ها، سرويس هاي بهداشتي و نحوه اطلاع رساني كه هر كدام در جاي خود بحثي مفصل مي طلبد كه اميدواریم با توجه خاص به اين موارد كمتر شاهد برخي كمبودها باشيم.