صفحه 10--13تیر 89
لاکانی:
مخاطب نمیخواهد حتی یک لحظه از "تاوان" را از دست دهد
لاکانی:
مخاطب نمیخواهد حتی یک لحظه از "تاوان" را از دست دهد
كلاهداري: «شكلات داغ» تلنگري بر آدمهاي امروزي است
نمايش «جايي براي بازي» در جشنواره
فيلم «تايپه»
جوايز جشنواره سينماي جوان خاوران اعلام شد
برنده جايزه «امي» درگذشت
مستند زندگي «محمود فرشچيان» در خانه هنرمندان
دهمين جشنواره فيلم «مرتيل» مراكش دیروز آغاز به كار کرد
گفتوگو با كارگردان «حيران»:
با ترس از نمايش واقعيتها نبايد صحنه را خالي كرد
«چهل سالگي»
بزودی به آزادي ميرسد
آقاي بازيگر سينماي ايران امروز 86 ساله ميشود
«عزتالله انتظامي يك بازيگر و كارگردان است»
مرگ کارگردان" حادثه پوزايدون"
ملتخواه «هوش مصنوعي» را شهريورماه كليد ميزند
«ورود زندهها ممنوع» تيرماه كليد ميخورد
«هفت دقیقه تا پائیز»؛ سکوی پرش یک فیلمساز تجربی
کلاهداری «پایان نامه» را به زودی کلید می زند
«دختر عمو پسر عمو» در انتظار کارگردان
با بازي حيايي،شريفينيا، زارعي و خداداد؛
«يك اشتباه كوچولو»
اواخر تابستان اكران عمومي ميشود
كلمبيا پيكچرز «روح موتورسوار2» را به زودي مقابل دوربين ميبرد
سابقه و آسیب شناسی هنر انیمیشن در ایران
لطيفي؛ «قلب يخي» نخستين مجموعه ويژه شبكه نمايش خانگي را ساخت
«كيفر»؛ فيلمي كه به مخاطب احترام ميگذارد
راهيابي «زمين فوتبال» به جشنواره فيلم كوتاه ايتاليا
"استیون جرارد" و "جیمی کاراگر" بازیگر سینما میشوند
"علفزار"
تیرماه آماده پخش میشود
صداهای خاص در دوبله کم شده است
«لج و لجبازي» از نيمه تيرماه در گروه قدس اكران ميشود
«لطفاً مزاحم نشوید» بعد از «فاصله» اکران میشود
تدوین «شهر دقیانوس» آغاز شد
«به همین راحتی» آماده پخش شد
ساخت مستند «مرثيهاي براي يك قوم ديگر» به پايان ميرسد
«نقاب» حیایی به شبکه ویدئویی میآید
مستند «بازار ایرانی» تولید میشود
رشیدی
«شوق جوانی» را میسازد
از تراژدی جنگی تا کمدیهای عامهپسند
"دیوار" تغییر نام داد
آدام بيچ در« كابويها» با هريسون فورد همبازي ميشود
بهرام بيضايي:
مهمترين دغدغه فعليام، انتشار «هزار افسان كجاست» می باشد
كمدي مهيج «شواليه و روز» از اوايل تابستان اكران ميشود
ادامه فیلمبرداری "پرتقال خونی" در تهران
سینمای ایران
فیلمنامه، آسیبشناسی، ساختار، آموزش
«طلا و مس»؛ سادهگويي بهجاي سادهانگاري
اكران عيدفطر «ملك سليمان» همزمان با ايران در چند كشور خارجي
تصویربرداری مجموعه "زیر هشت" ادامه دارد
با موضوع «تنگنا» امير نادري؛
فيلم مستند «مردي در تنگنا» براي جشنواره سينما حقيقت آماده ميشود
آغاز فيلمبرداري «جرم» از لوكيشن زندان
نمایش انیمیشن "شهر خاموش" در جشنواره ریو دوژانیرو
«آل»؛ فيلمي كه به رواج خرافات در جامعه دامن ميزند
«پروفسور ديوانه» با فيلمنامه
ادي مورفي براي سومين بار ميآيد
"زائر حسین" آماده پخش شد
«طعمه» سونامي آسيا را سهبعدي تصوير ميكند
«در چشم باد»؛ فاخر، جذاب و ماندگار
بهمن کيارستمي:
فيلمساز بايد با چشم خود قضاوت کند نه با چشم مردم
«هرچه خدا بخواهد» در كيش كليد خورد
انتقاد كارگردان تايلندي از سانسور در كشورش
نگارش فیلمنامه جدید فرهادی به پایان رسید
مشابهات و برتريهاي «طلا و مس» و «دموكراسي تو روز روشن»
«ديو و دلبر» به شمال كشور ميرود
نوافالجناحي «سايه دريا» را براي سينماي امارات ميسازد
"شیر و عسل" 200 میلیون تومانی میشود
"هفت دقیقه تا پاییز"
با حذف سکانس آخر اکران میشود
«راويولي» با ليلا حاتمي
و حامد بهداد آخر تير كليد ميخورد
عوامل"دموکراسی تو روز روشن" به سالن های سینما میروند
ران هاوارد پروژه كمدي «متقلبها» را كارگرداني ميكند
فيلمي با حال و هواي فيلمهاي هيچكاك؛
راسل كرو «سه روز بعدي» را بهخاطر نسخه فرانسوياش بازي كرد
مجيد صالحي و علي صادقي در
«ورود زندهها ممنوع» بازي ميكنند
ميرفلاح:
فيلمي ترسناك و بهتر از «خواب ليلا» ميسازم
«فاتح آكين» رئيس هيات داوران جشنواره ونيز شد
همکاری دوباره “براد پیت” و “درن آرونوفسکی”
14 فيلمساز مطرح سينماي ايران فيلم كوتاه با موضوع اخلاق ميسازند
"گرداب" موضوعی غافلگیرکننده دارد
تصویربرداری "علفزار" به زودی شروع میشود
«دختران» پس از «آل» راهي سينماها ميشود
تدوین "مرگ کسب و کار من است" خردادماه تمام میشود
حسن شكوهي، كمدي اجتماعي «زبان مادري» را تهيه ميكند
فيلمبرداري «پرنسيب» تهمينه ميلاني دیروز تمام شد
تصویر برداری "خانه روشن" خردادماه آغاز می شود
سینمای ایران
تبلیغات، فضا سازی، بازار گرمی، چرخه معیوب!
نگاهی بر دلتنگیهای مادران سینمای ایران
تقدیم به روح حمیده خیرآبادی، مادری مهربان
سینمای مستند میتواند آینده سینمای ایران را تضمین کند
"اتوبوس" عسگرپور به مقصد رسید
ابراهیمیفر فیلم تلویزیونی میسازد
فيلم سينمايي «پيمان» با حضور «چنگيز وثوقي»
فیلمبرداری "ورود آقایان ممنوع" ادامه دارد
اسعديان:
بايد «دهرقمي» بسازم تا به «طلا و مس» برسم
ادامه موفقیتهای "روبان سفید" هانکه در آلمان
درخشش تصویرگران ایرانی در ایتالیا
"آل" با سه روز نمایش 22 میلیون فروش کرد
"ورود زندهها ممنوع" در انتظار بازیگر
حجازی دومین فیلمش را میسازد
تسویه حساب و سختی های سینمای مستقل
محمودي:
«طهران تهران» فيلمي آرامشبخش است
اسدی مجموعه "مولانا" را کارگردانی میکند
کاسه ساز:
نباید فروش فیلمها را با "اخراجیها" مقایسه کرد
«گزارش» امسال اكران عمومي نميشود
«آنكارا» ميزبان جشنواره فيلمهاي انيميشن شد
مستند «مردمي كه همه چيز، همه چيز، همه چيز دارند» توليد شد
اليور استون:
داستان «وال استريت» همچنان جذاب ميماند
اسحاقي فيلم جنگي «آخرين پل» را ميسازد
«حميد لولايي» بازيگر «كنسرت روي آب» شد
«اسكورسيزي» اولين فيلم سه بعدياش را ميسازد
آثار «ايناريتو» و «مايك لي» در بخش مسابقه جشنواره كن
12 ديپلم افتخار و جايزه بينالمللي نتيجه تلاش مركز گسترش سینمای مستند و تجربی
«برخورد غولها» بار ديگر پرفروشترين فيلم سينماي جهان شد
«توهو» 30 فيلم سينمايي در سبک هاي مختلف توليد ميكند
«افسانه ترون» قبل از اكران، صاحب قسمت دوم ميشود
اكران «نامادري» همزمان با جشن ديوالي
دولتچين به 12 فيلم خارجي براي نمايش داخلي مجوز داد
"نبرد تایتانها" همچنان صدرنشین است
جشنواره “كن” اشك خبرگزاريها را درآورد
ابوالصدق "پازل" را صداگذاری میکند
فیلم "ما خونه نیستیم" آماده پخش شد
فیلمبرداری آخرین نماهای "راه آبی ابریشم" در چین تمام شد
مجموعههای نوروزی ارزش نقد کردن هم ندارند
"روز رستاخیز" به کویر شهداد میرود
مجموعه "تا رهایی" از 18 فروردینماه پخش میشود
مسعود آب پرور:
علاقمند به ساخت بخش دوم مجموعه "هوش سیاه" هستم
"صد سال به این سالها" جای "به رنگ ارغوان" را میگیرد
انيميشن «کفش رستم» توليد شد
تهمينه ميلاني:
ميخواستم تجارتكنم «آتشبس» 2 ميساختم نه«تسويهحساب»
"آشپزی با استلا" جشنواره فیلمهای هندی لسآنجلس را بازگشایی میکند
«كيانو ريوز» به دنبال قسمت تازه فيلم قديمي خود
دو پروژه "سه تفنگدار" در مرحله پیش تولید
گشایش جشنواره فیلم های ایتالیایی با فیلم «خانواده شاد»
«مكاشفه در باب يك مهماني خاموش» رهسپار كره ميشود
یک اقتباس ادبی دیگر از استفن دالدری
قسمت دوم«من افسانه هستم» وارد مرحله تولید شد
وطندوست:
براي پوشش تمام سليقهها، بايد «چهار چنگولي» بسازم
موفقيت گيشهاي بيشتر با تعداد فيلم كمتر
«آليس در سرزمين عجائب» پرفروشترين فيلم سينماهاي جهان
بازسازي چالشبرانگيز «آفريكن كوئين» پس از 60 سال
«محافظ»؛ فیلمی مهيج كه سينماي ايران به آن نياز دارد
"قیصر، چهل سال بعد"؛ تصویری تازه از فیلمساز باسابقه
تصویربرداری مجموعه فخیمزاده تا سال 89 ادامه دارد
سمواتی:
فیلم سینمایی "باغ قرمز"به زودی آماده اکران می شود
دستمزد كلان «عامر خان» و فعاليتهاي خيرخواهانه او
داستین هافمن برای نخستین بار پشت دوربین می ایستد
"پازل" به روزهای پایانی نزدیک می شود
"لوردز" بهترین فیلم جشنواره
" چشم پرنده" شناخته شد
بهپاس يك عمر دستاورد سينمايي
پخش فیلم "محیا" نوروز از شبکه دو
«خواب های دنباله دار»
زبردستی آگاهانه در تبدیل چندگانگی فرهنگی به یک سبک هنری
فیلم «آل» انقلابی علیه انزوا و خرافه!
عليدي:
در «زمزمه با باد» كاملا رها بودم
«گنجه درد» بهترين فيلم بافتا شد
«آل» تنها با يك سكانس تغيير روانه پرده سينماها ميشود
"فاصلهها" به زودی کلید میخورد
همكاري كالين فارل و براندون گلسن در «دوپرنده»
«ديدگاه»با محوريت دفاع مقدس
«طلای 24 عیاری که مس شد!»
«کلوز آپ» فیلم «آل» در نهمین جشنواره فیلم فجر شیراز
وحشت بومی بر پرده نقره ای
داور جشنواره بین المللی فیلم فجر:
هنرمندان در قبال اتفاقاتی که در جهان می افتد وظیفه خاصی دارند
چهل سالگی
هفت دقیقه تا پاییز
لطفاً مزاحم نشوید
سینما سعدی «به رنگ ارغوان» میشود
مستند «ياردبستاني» يك نمايش
در جشنوارهي فيلم فجر گرفت
سینمای مطبوعات به بازار فیلم رونق داد
هنری سازان مستقل در برابر هالیوود
آسیب شناسی طنز تصویری در تلویزیون
نمره اخلاق! صفر
"عروسک" با مخاطب ارتباط برقرار میکند
"آواتار" جایزه گوی طلایی را دریافت کرد
منوچهر اسماعيلي :
بايد به دور از حب و بغض صاحبنظران دوبله را به كار گرفت
تئاتر استانی در گیر و دار بودن یا نبودن
صدرنشيني دوباره فيلم «عامر خان» و عدم موفقيت فيلمهاي تازه
«گرن تورینو»
بازنگری خویشتن، از خودگذشتن و تقابلی مردانه در جهانی تیره
"تنها دوبار زندگی میکنیم"؛ فیلمی برای چندبار دیدن
تصویربرداری "خستهدلان" برای من یک فرصت طلایی بود
«دوباره پرواز كن» محمد علي طالبي به جشنواره فيلم فجر نميرسد
«پاسخ اكشن» زودتر از موعد روي پرده باليوود ميرود
"تاکسی نارنجی"؛ پیشبرد داستان یا خلق لحظات کمیک
"شرط اول" به جشنواره فیلم فجر نمیرسد
10 اثر برتر تاريخ سينما كه بهترين بهره را از موسيقي اپرا بردهاند
"ایران سرزمین مهر" اسفندماه آماده نمایش میشود
همكاري بازيگران حرفهاي سينما با «شال گردن» لطيفي
کاهانی:
"هیچ"شبیه زندگی است
از پسر شون كانري تا مكآوي و ديكاپريو؛
رقابت بر سر ساخت فيلم زندگي خالق «جيمز باند»
8 فيلم از توليدات انجمن سينماي جوان در راه جشنواره فيلم فجر
10 فيلمي كه در سال 2009 ميلادي ناديده گرفته شدند
جوانان مخاطب اصلی "طبقه سوم"
فیلمسازانی که پس از سالها به جشنواره فجر میآیند
ادامه رويارويي سه «خان» بزرگ باليوود
رافعی با "کیمیا و خاک"و "بیگانگان" در جشنواره فیلم فجر
سريال جديد «مهران مديري» از اواخر بهمن ماه روي آنتن ميرود
"روبان سفید" هانکه در میان 10 فیلم برتر نخستین دهه هزاره سوم
زندگی دوگانه
تحلیلی بر فیلم «بی پولی» ساخته حمید نعمت الله
بازي«آبيشك باچان» در درام دلهرهآور گوواريكار
پروژه فيلم «مل گيبسون» در زندان مكزيك جنجال آفريد
جشنواره پالم اسپرينگز از «تارانتينو» و «كوتيلار» تقدير ميكند
فیلم سینمایی "خواب لیلا" قربانی زمان نامناسب اکران شد
حضور مركز گسترش سینمای مستند و تجربی در جشنواره فيلم فجر با حداقل 10 فيلم جديد ايراني
"بیداری رویاها" به جشنواره فیلم فجر میرود
فیلمبرداری "از ما بهتران" 10 دیماه به پایان میرسد
بازیگر برنده اسکار"آهنگ برنادت" در 90 سالگی درگذشت
274 فیلم برای اسکار بهترین فیلم سال 2009 رقابت میکنند
«قیصر» چهل سال بعد
تحلیلی بر فیلم «محاکمه در خیابان» ساخته «مسعود کیمیایی»
نقش هوشنگ در "گاوصندوق" با دیگر نقشهایم متفاوت بود
باليوود براي 87سالگي «ديليپ كومار» جشن گرفت
"خواب لیلا" متاثر از واقعیت است
ساخت«در چشم باد» با 12ميليارد تومان
رضویان در مجموعه دهنمکی بازی میکند
"محاکمه در خیابان" به مرز نیم میلیارد نزدیک شد
جوهرچی در مجموعه "تا رهایی" بازی میکند
"دو خواهر" در تعطیلات 28 میلیون تومان فروخت
حضور عربنیا برای اکران "طاووسهای بیپر" امتیاز است
نمايش «زندان زنان» با حضور منيژه حكمت در جشنواره زنان «مادريد»
نمايش فيلم «درد» در بخش مسابقه بينالملل جشنواره فيلم فجر
"ماهوش" 40 میلیونی شد
سینمای ایران با "درباره الی" به اسکار و گلدن گلوب میاندیشد
جایزه دهمین جشنواره فیلمکس توکیو به سینمای ایران رسید
درخواست مورخ روسی از مدودف:
"تزار" را به دلیل توهین به "ایوان مخوف "و مردم روسیه توقیف کنید
مستند "سوزن" با موضوع ناهنجاریهای اجتماعی تهیه میشود
بازی بایگان در "وضعیت سفید" شروع شد
نقش دخانیات در فیلم های هالیوودی و بالیوودی
سیگار کشیدن یا سیگار نکشیدن
رقابت پولانسکی، اسکورسیزی، برتن و ییمو برای خرس طلایی برلین
دوست داشتم نقش یک آتشنشان در پرونده هنریام باشد
پيشبينيها براي فيلمهاي جشنواره فجرآغاز شده است
جنجال رسانهاي عليه سه «خان» باليوود
برادلي كوپر در «محدودههاي تاريك» بازي ميكند
«2012» پرفروشترين فيلم سينماهاي جهان شد
رضا بابك در نمايش «هملت شازده كوچولوي دانمارك» بازي ميكند
محمود عزيزي نمايشنامهاش را به جشنواره تئاتر فجر ميبرد
«پوكويو» مراحل پاياني دوبله را سپري ميكند
برت لنکستر، پرنده زندانی آلکاتراز به مناسبت 90 سالگی تولدش
بیست، پشت درهای بسته رستگاری
"کتاب قانون" جدیترین فیلم کارنامه من است
وداع با مردی که برای یک نسل خاطره ساخت
نسخه جديد فيلم «حضرت محمد (ص)» سال 2011 كليد ميخورد
"آشیانه" هفته دیگر کلید میخورد
محمدی "ترنج آسمان" را 14 آبانماه کلید میزند
ادامه فیلمبرداری "مرهم" در شمال
نیکی کریمی:
نگاهم در سینما را در عکاسی هم دنبال میکنم
"جراحت" را در فضایی متفاوت با "رستگاران" مینویسم
تصویربرداری"خستهدلان" به انتها نزدیک می شود
سلطانی در "برهکشون" خوشبخت بازی میکند
یادداشتی کوتاه بر فیلم «تردید» دومین ساخته واروژ کریم مسیحی
نقش شكسپيري براي «باتلر» در فيلم «كونولانوس»
"بیپولی"؛ تمرین برای شکستن کلیشهها
"آستانه" اوایل آبانماه کلید میخورد
گیلآبادی مستند "اینجا آدمها سیاه و سفید هستند" را میسازد
"کرشمه" را زریندست فیلمبرداری میکند
زندگی صادقی در "بیخداحافظی" روایت میشود
تصویربرداری فیلم "آخرین قاب خالی" به نیمه رسید
سجادی حسینی "شب بخیر مهتاب" را کارگردانی میکند
نیکپور:
"در چشم باد" متعلق به کسانی است که به ایران عشق میورزند
عابدینی:
"مرا ببخش مادر" تجربهای متفاوت در سینمای ایران است
آهنگساز "سن پترزبرگ" به زودی مشخص میشود
" یاد استاد" آماده پخش از تلویزیون است
فیلم "هشدار 0011" هجو مجموعه "هشدار برای کبری 11" است
سعید جلالی:
جسارت کارگردان "دلنوازان" در استفاده از چهرههای بکر جواب داده است
حضور مبهم پناهی در هیئت داوری دو جشنواره سینمایی هند
12 فيلم ايراني و خارجي وارد شبكه نمايش خانگي ميشود
144 میلیون فرانسوی تا پایان سپتامبر به سینما رفتند
رقابت 65 فیلم برای اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسیزبان 2010
جعفری با "مرغابی وحشی" برهانیمرند به صحنه میرود
كيميايي:
15 روز ديگر براي «تبعيد سايهها» به مسكو ميروم
پیشتولید "دشمنان صمیمی" به زودی شروع میشود
محمدی فیلمنامه "ترنج آسمان " را آماده ساخت دارد
"هوش سیاه" روی میز تدوین است
فتحی پس از 16 سال با "آنتیگون" به صحنه تئاتر بازمیگردد
با صدور پروانه ساخت «پرنسيب» پيش توليد را شروع ميكنم
صدرنشيني فيلم خانوادگي در جدول گيشه هاليوود
رضایی:
"چراغی در مه" در ستایش زندگی شرقی است
"آرام باش و تا هفت بشمار" در جشنواره فیلم ورشو رقابت میکند
فیلمساز دانمارکی با "افسردگی سیارهای" وارد سبک فاجعه میشود
58 درصد مردان و 38 درصد زنان هرگز "پدرخوانده" را ندیدهاند
نسخه سهبعدی "پت پستچی" روی پرده سینماها میرود
"ساعت گیج زمان" به زودی آماده پخش میشود
درباره الی «یک ایستگاه مانده به اسکار»
مصاحبه با یکی از فیلمسازان جوان شیرازی
علی زرین دست:
بخشی از داستان "بیپولی" شبیه سالهای دور زندگی من است
سینمای ایران دو نماینده در نخستین جشنواره دوحه ترایبکا دارد
تصویربرداری "تاوان" شاهحسینی در دربند ادامه دارد
تدوین "خواستگاری در خواستگاری" شروع شد
"برادران افتخاری" پس از تامین سرمایه کلید میخورد
پرونده فیلم "خواب بد" به زودی بسته میشود
بازیگران "بیداری رویاها" هفته آینده انتخاب میشوند
"داستان دوست" عقیقی آماده پخش شد
پالین کیل؛ ستایشگر هنر و سینمای لذت بخش به مناسبت نودمین سالگرد تولدش
"زندگی شیرین" 265 میلیون تومانی شد
مشخص شدن سه نماینده منطقه آمریکای جنوبی در اسکار 2010
"یک وجب از آسمان"؛ فانتزی با چاشنی معناگرایی
معرفی نمایندگان کروواسی و مقدونیه در اسکار 2010
برادران کوئن با "یک مرد جدی" چشم به جوایز اسکار 2010 دارند
کراننبرگ بار دیگر روی صندلی کارگردانی "مگس" مینشیند
منتقدان آمریکایی برترینهای سینمای 2009 را انتخاب میکنند
مستند «چيزي شبيه چشمهايم» راهي جشنوارههاي آلمان و يونان ميشود
مطیع :
حاضرم بدون خواندن فیلمنامه هم در فیلم کریممسیحی بازی کنم
انتقاد رسانههاي لبنان از فيلم اسرائيلي برنده شير طلاي ونيز؛
«فيلم «لبنان» در راستاي پاك كردن چهار دهه جنايات اسرائيل است»
سوئيس و برزيل هم فيلمهاي منتخب خود را به اسكار2010 فرستادند
«آنتوينو باندراس» از دانشگاه اسپانيا دكتراي افتخاري ميگيرد
انيميشن «بالا» پرفروشترين فيلم سينماهاي جهان شد
فیلم هندی "جوگوا" در سینماهای ایران اکران میشود
فيلمي مستند درباره
«نادر مشايخي» در جشنواره فيلم هلند
تدوین "پای چپ من" تمام شد
"همه مردان زمین" به زودی روی آنتن میرود
«ناتالي پورتمن» در يك فيلم كمدي مقابل دوربين ميرود
ستاره "ارباب حلقهها" شایعه کنارهگیری از دنیای بازیگری را تکذیب کرد
دلتورو براي توليد انيميشن با والتديزني قرارداد بست
معتمدآریا و خطیبی در نمایش آلمانی "شاهنامه" همبازی میشوند
محسن پاینده:
مجموعه "چاردیواری" درباره معضلات جوانان است
نمایش "کشتزارهای سپید" رسولاف در جشنواره فیلم مومبای
فيلميران و نمايش 4 فيلم مطرح در اكران پاييز
"دلخون" قربانی پا پس کشیدنهای مرتب نویسنده و فیلمساز شده است
ارجمند:
انتخاب زبان مناسب به استقبال مخاطبان از "نردبام آسمان" کمک کرد
ایوبی تدوین "ازدواج در وقت اضافه" را آغاز کرد
"بهانههای عاشقی" اواخر شهریورماه کلید میخورد
کلاری در پوسان کلاس آموزش فیلمسازی برگزار میکند
"حوالی اتوبان" پائیز آماده نمایش میشود
شریفی مجموعه "خانه بیپرنده" را تهیه میکند
"زیباتر از زندگی"درباره عملیات نصر است
پورمخبر به جمع بازیگران "فراری" پیوست
پیشتولید "تصویری دیگر" به زودی آغاز میشود
مستند "آوای شیرزنان" راهی چهار محال و بختیاری میشود
"سوپراستار" در جشنواره منبر طلایی روی پرده میرود
داود هاشمی:
تلاش میکنیم "پنجمین خورشید" پایانی خوب و مخاطبپسند داشته باشد
برقعی "سی میلیونی" را میسازد
اتمام تصویربرداری شش قسمت از "سرزمین نخبگان"
فیلبمرداری "سنگ اول" هفته آینده شروع میشود
صداگذاری "فراری" شروع شد
"نگین درخشان قم" درباره زندگی حضرت معصومه (س) تهیه میشود
فیلمبرداری "پرسه در مه" به پایان رسید
برادران وارنر، پردرآمدترین استودیوی هالیوودی در تابستان 2009
پدر ستاره خردسال "میلیونر زاغهنشین" قربانی سل شد
نوروزی در "پرندگان خارزار" مقابل دوربین رفت
"حفره" موضوع جعل کارت پایان خدمت را به تصویر میکشد
تصویربرداری "آوای گمشده" از نیمه گذشت
فیلمساز برنده نخل طلا، رئیس هیئت داوران جشنواره سن سباستین
فیلمهای جشنواره ونیز باید مخاطبان را شیفته خود کنند
"ارتش خاموش" به نمایندگی از هلند به اسکار میرود
میلانی 13 فیلمنامه درباره ایدز برای سیمافیلم نوشته است
اقبال، موسیقی
"مژدگانی برای ایلیا" را میسازد
تقینیا در "کلاه پهلوی" مقابل دوربین رفت
پرتوی زاده:
مجموعههای ماه رمضان مشکل فیلمنامه دارند
میخواستم در "ناحیه 9" تماشاگران را متقاعد کنم
"تابستان عزیز" اواخر شهریورماه آماده پخش میشود
شبکه دو مستند "ضد دوپینگ" را میسازد
حاجیان در "سالهای مشروطه" مقابل دوربین رفت
میلانی طرح بخشهای نمایشی "تنگستان" را ارائه کرد
طرح ویژه ماه رمضان، جمعیت خاموش را به سینماها آورد
تابستان سینماها هفته آینده با رکوردشکنی به پایان میرسد
"به هدف شلیک کن" به نسخه 35 تبدیل میشود
چهارمین مستند درستکار اواسط شهریور آماده نمایش میشود
لفافیان "دلواپسی" را برای هفته پلیس میسازد
فرخنژاد و امیر یوسفی با "آتشکار" به مونترال میروند
مستند «خوني كه گداخت» درباره جنايت اورانيومي صهيونيستها ساخته شد
آثار برگزیده 12 دوره جشن بزرگ سینمای ایران معرفی شدند
خرسند "تاکسی شانس" را صداگذاری میکند
جشنواره فیلم ونیز، به فیلمساز نامدار ژاپنی ادای احترام میکند
تصویربرداری فیلم تلویزیونی "دایره راز" از نیمه گذشت
مستند "13 سالهها" به زودی تولید میشود
پایان تصویربرداری"116 روز در نوفل لوشاتو"
جشن امسال خانه سینما، فضایی آرام برای سینمای ایران فراهم میآورد
تصویربرداری "بازپرس" تا پایان امسال ادامه دارد
ساخت موسیقی "غریبهای در شهر" شروع شد
"پرانتز باز"
در مرحله صداگذاری است
مستند "هزار شاید و باید" از نیمه اول مهرماه پخش میشود
"درباره الی" گزینه اول و آخر سینمای ایران برای حضور در اسکار
"دلخون"
یک درام تلخ اجتماعی
شاکردوست در "شرخر" بازی میکند
فیلم "بچههای محله گلها" روی میز تدوین است
"همسران" از 19 رمضان روی آنتن میرود
"دلنوازان" بعد از ماه رمضان هر شب از شبکه سه پخش میشود
سینمای ایران در میان 50 فیلمساز مولف دنیا نماینده ندارد
پیت، فرل و هیل در انیمیشن سینمایی "اوبرمایند" حرف میزنند
"پسر آدم، دختر حوا" نوروز 89 اکران میشود
تعداد سینماهای نمایشدهنده "کیش و مات" بیشتر شد
تلویزیون در ماه رمضان فرصت سینما رفتن را از مخاطب میگیرد
درخواست هنديها از آكادمي اسكار؛
بخش «بهترين فيلم باليوودي» به جوايز سالانه اضافه شد
"داستان مرزی" قابلیت تبدیل شدن به یک فیلم بلند را ندارد
رجبی با گریمی متفاوت در "جایی نزدیک زمین" مقابل دوربین رفت
فیلمبرداری "چراغ قرمز" با بازی شاکردوست شروع شد
"شانگهای" هافستروم فصل پائیز در آسیا اکران میشود
آخرین فیلم استن لورل در انگلیس به نمایش درمیآید
اکران"کشتزارهای سپید" رسولاف در جشنواره سن سباستین
پرونده "موش و گربه" به زودی بسته میشود
کوبریک 10 سال پس از مرگ با "کاغذهای آریان" به سینما برمیگردد
استون، بازیگران اصلی دنباله "وال استریت" را انتخاب کرد
9 انیمیشن آمریکایی برای جایزه پرسول جشنواره فیلم ونیز رقابت میکنند
الماسی در "یک زن، یک سرباز" بازی میکند
تئاتر تلویزیونی "هویت" تولید میشود
تدوین "مژدگانی برای ایلیا" آغاز شد
60 فیلم تلویزیونی در صدا و سیمای استانها تولید میشود
استاد سينماي سورئاليسم
ارجمند، موسیقی مجموعه "پنجمین خورشید" را میسازد
تدوین "نجوا در شب" شروع شد
"خاک آشنا"؛ خروج از جشنواره فیلم فجر و درخشش در جشن خانه سینما
تصویربرداری "پائیز پدرسالار" به نیمه رسید
دهقانی "پرسه در مه" توکلی را تدوین میکند
"کیش و مات" قربانی مافیای اکران شده است
"بالا" این هفته در فرانسه، کره و اسپانیا روی پرده میرود
آپتد سومین قسمت نارنیا را در نیوزیلند کلید زد
مختاری فیلم "کلاهی برای شاه" شیخ بهایی را میسازد
اسپیلبرگ یک ماجرای جاسوسی را به فیلم تبدیل میکند
"گل بارون" در انتظار پروانه نمایش است
آرزوی داد برای ساختن فیلمی درباره پیامبر اسلام برآورده نشد
مهر:سیفالله داد از نسل سینماگرانی بود که پس از پیروزی انقلاب فعالیت هنری را شروع کردند. این دانشآموخته رشته جامعهشناسی نویسندگی، کارگردانی و تدوین را تجربه کرد، اما مهمترین بخش کارنامه سینمایی او به دوران مدیریت در خانه سینما و معاونت سینمایی بازمیگردد.
سیف الله داد در دهه 60 عضو شورای بررسی فیلمنامه گروه فیلم و سریال شبکه یک بود. در سال 64 او با کارگردانی فیلم "زیر باران" تعلق خاطرش را به فیلمسازی نشان داد. پس از آن و در مقاطع مختلف، داد به عنوان مدیر سینمایی فعالیت کرد.
فعالیتهای مدیریتی میان فیلمهای داد فاصله میانداخت و او هرگز یک فیلمساز پرکار حرفهای نبود، هر چند تعلق خاطرش به سینما باعث میشد در فرصتهایی که به دست میآمد فیلمی را مقابل دوربین ببرد. در سالهای اخیر و پس از فراغت از مسئولیتهای مدیریتی داد چند بار تصمیم گرفت فیلم تازهای را کارگردانی کند، اما بیماری مانع میشد.
او پس از فیلم ستایش شده "بازمانده" که به اعتقاد بسیاری بهترین فیلمی است که در سینمای ایران با موضوع فلسطین ساخته شده است، با وسواس و حساسیت بسیار برای ساخت فیلم دوم اقدام میکرد. شاید به همین دلیل "بازمانده" به آخرین فیلم کارنامه این کارگردان تبدیل شد. داد در این فاصله یکی از اپیزودهای فیلم "فرش" را کارگردانی کرد که تجربهای تازه در کارنامه فیلمسازی او بود.
تلاش او برای ساخت اپیزود "تهران از ماورا" هم به نتیجه نرسید و شدت گرفتن بیماری مانع از آن شد که کارگردان "بازمانده" یکی از اپیزودهای این سهگانه را کلید بزند. در این سالها یکی از دغدغههای داد ساختن فیلمی درباره حضرت محمد (ص) بود، او تحقیقات اولیه این فیلم را هم انجام داده بود، اما با درگذشت فیلمساز ساخت این فیلم به سرانجامی نرسید.
تدوین فیلم سینمایی "فرزند صبح" بهروز افخمی دوست و همکار قدیمی سیفالله داد یکی از مهمترین فعالیتهای سینمایی او در این سالها بود. او به دلیل علاقه به شخصیت حضرت امام خمینی پیشنهاد تدوین "فرزند صبح" را به افخمی داد که پذیرفته شد و او غیبت در عرصه فیلمسازی را با تدوین یکی از مهمترین و خبرسازترین پروژههای سینمای ایران در سالهای اخیر جبران کرد. تدوین این فیلم که در جشنواره بیست و هشتم اکران میشود، آخرین یادگار این سینماگر فقید در سینمای ایران است.
بخش مهم کارنامه سیف الله داد به دوران مدیریت او در سینما برمیگردد. دهه 70 پربارترین دوره فعالیتی داد در سینمای ایران است. او در سال 75 جشن خانه سینما را پایهگذاری کرد که جشنی صنفی است و گرایشی متفاوت با جشنواره فیلم فجر دارد. حضور در معاونت سینمایی در زمان وزارت سید عطاالله مهاجرانی دورانی طلایی برای سینمای ایران محسوب میشود.
سیفالله داد با توجه به تغییر شرایط و بازشدن فضای سیاسی فرهنگی حاصل از روی کار آمدن دوران اصلاحات توانست گامهایی جدی برای تسهیل تولید و کمرنگ شدن ممیزی در سینمای ایران بردارد. سیفالله داد در دوران معاونتش در وزارت ارشاد قانون تصویب فیلمنامه را برداشت و سعی کرد ممیز روی فیلمنامه را به حداقل برساند. در دوران مدیریت او سینمای اجتماعی انتقادی پس از وقفه و رکودی چند ساله دوباره احیا شد و جان گرفت.
برداشتن شرط اکران فیلمها پس از نمایش در جشنواره فیلم فجر یکی دیگر از اقدامهای مهم داد بود. نتیجه سیاستگذاریها و تعامل نظر و ارتباط سیفالله داد با سینماگران از طیفهای مختلف، او را به چهرهای محبوب و مدیری شاخص تبدیل کرد. مدیری که به دلیل فعالیت در بطن سینمای ایران مسائل و دغدغههای جامعه سینمایی را به خوبی میشناخت.
سیروس الوند در مراسم تقدیر از چهار سینماگر پیشکسوت که شهریور پارسال برگزار شد درباره داد گفت: سخت است انسان مدیر هنری و محبوب اهالی سینما هم باشد. سخت است انسان از ایمان و اسلام صحبت کند و دافعه نداشته و جاذبه داشته باشد. سخت است انسان فیلم جنگی در زمانی که این نوع فیلم طرفدار ندارد بسازد و مورد استقبال قرار گیرد. من آزادی را در دوره مدیریت داد در سینما تجربه کردم و در آن مقطع احساس کردم آزادم و در راه فیلمسازی تشویق میشوم.سیدمحمد بهشتی در این مراسم با اشاره به اینکه در روزمرگیهای سینما بسیاری میآیند و میروند گفت: این جریان شبیه نهری است که جریان دارد و ساعتها میتوان به آب آن نگاه کرد. اما وقتی سن بالا میرود به نهر نگاه نمیشود. امواج روی نهر ما را متوقف نمیکند و اگر بیشتر نگاه کنیم شاهد رشد سروهای قدکشیده کنار نهر میشویم. داد برای من یکی از رفیعترین این سروهاست.
بسیاری از فیلمسازان در این سالها امیدوار بودند که داد با به دست آوردن سلامتیاش به سینما بازگردد، اما تقدیر این گونه رقم خورد که سینمای ایران برای همیشه از حضور او محروم بماند. میتوان پیشبینی کرد یکی از بزرگداشتهای جشنواره امسال به این نام اختصاص پیدا کند: سیفالله داد.
تغییر دیدگاههای مدیریتی موجب تردید فیلمسازان است
مهر:کارگردان فیلم سینمایی "تاکسی نارنجی "معتقد است تغییر احتمالی مسئولان فرهنگی و تغییر دیدگاههای مدیریتی موجب تردید برخی فیلمسازان برای شروع تولید شده است.
ابراهیم وحیدزاده گفت: در هردوره انتخابات با روی کار آمدن دولت جدید به خاطر اعمال تغییرات مدیریتی در سازمانهای مختلف، با نوعی رکود در برخی مشاغل رو به رو میشویم، سینما را می توان جزو این گروه از مشاغل دانست. تاثیر سیاستگذاریهای فرهنگی هر دولت نمود بارز بر سینما دارد و طبیعی است که سینماگران تا روی کار آمدن دولت جدید صبر کنند. کارگردان فیلم سینمایی "معادله" ادامه داد: بعضی فیلمسازان بعد از برگزاری انتخابات بر اساس فضایی که بر جامعه و سازمانهای فرهنگی حاکم میشود، برای شروع تولید فیلم تازه تا اعمال تغییرات جدید مدیریتی در سازمانهای فرهنگی، صبر پیشه کرده ودست نگه داشتهاند، در ماههای اخیر فیلمسازان صبر کردهاند تا نتیجه تغییرات را ببینند.
وحیدزاده در خصوص تغییرات مدیریتی درسازمانهای فرهنگی گفت: آنچه موجب نگرانی و تردید فیلمسازان در شروع تولید آثار سینمایی می شود، تفاوت در دیدگاههای مدیریتی و تغییر در آییننامههای سازمانها با انتصاب مدیران جدید است .
کارگردان فیلم سینمایی "تحفهها" افزود: اگر آییننامهها در زمان تحولات مدیریتی از گزند تغییر دور بمانند و مسائل فرهنگی با نگاه سیاسی همراه نباشد، ساخت فیلم در ایران دچار چنین مشکلاتی نخواهد شد و فیلمسازان با آرامش خیال و بدون توجه به تغییرات اعمال شده در مدیریت سازمان ها به کار ادامه میدهند.
این کارگردان درباره تاثیر کاهش تولید آثار سینمایی بر جشنواره فجر گفت: فیلمسازان هنوز تولید آثار خود را برای جشنواره فجر آغاز نکردهاند. با توجه به آنچه در سالهای اخیر مرسوم بوده تولید این آثار از مهرماه آغاز میشود. متاسفانه عجله در تولید در زمانی محدود روش معمول تولید فیلم برای جشنوارهها شده است.هر سال با نزدیک شدن به ماه مهر، مسئولان ناگهان به یاد جشنواره فجرافتاده و به تشویق و ترغیب فیلمسازان برای ساخت فیلم میپردازند. وحیدزاده در پایان گفت: بهتر است برنامهریزی برای تولید آثارسینمایی که قرار است در جشنواره فجر شرکت کنند از ابتدای سال در دستور کار مدیران متولی امور فرهنگی وفیلمسازان قرار گیرد تا وجود آثاری با کیفیت و پر محتوا موجب پربار شدن جشنواره فجر شود.
گرانی بلیت سینما رقیبان این رسانه را قوی میکند
یک منتقد، گرانی بلیت سینما را عامل قوی شدن رقبای سینما میداند و معتقد است برای جلوگیری از این اتفاق باید وضعیت فیلمها و سالنها بهتر شود.
شاپور عظیمی گفت: افزایش بهای بلیت سینماها امری دو وجهی است. در وجه اول اگر با نگاهی خوشبینانه و با در نظر قراردادن وضعیت حرفهای و بقای سینماگران و سینماداران حاضر دراین عرصه، تغییر بها را مورد بررسی قرار دهیم متوجه دلایل قانع کننده آنها در باره این تغییر خواهیم شد ودراین صورت باید افزایش بها را به نفع سینما بدانیم .
وی ادامه داد: در وجه دوم تغییر قیمت بلیت سینماها، مخاطبان قرار دارند که مهمترین عامل بقای سینما محسوب میشوند. در صورتی که این افزایش بها با افزایش کیفیت سالنهای سینما و فیلمها همراه نباشد، سینما موفقیتی در جلب مخاطب کسب نمیکند و همین تعداد تماشاگر را هم از دست میدهد و در چنین شرایطی تغییر در بهای بلیت سینماها به ضرر سینما است.
این منتقد افزود: هنگامی که در بازار کالایی گران میشود بیتردید تغییری درنوع بسته بندی و یا کیفیت آن کالا بوجود آمده است ومشتری با رضایت، افزایش قیمت را میپذیرد. طرح افزایش بهای بلیت در سینماها به اجرا درآمده درحالی که در کیفیت فیلمها و وضعیت سالنهای سینما تغییری بوجود نیامده است.
عظیمی گفت: کیفیت کمی و کیفی فیلمهارشد چشمگیری ندارد وسالنهای سینما بدون سرویس دهی مناسب به تماشاگران هستند، مردم ترجیح میدهند برای رفتن به سینما نزدیکترین سالن نمایش را انتخاب کنند و تنها تعداد محدودی از سینماها در جلب رضایت مشتریان موفق هستند که مخاطبان محلی و خاص خود را دارند.
وی درخصوص تاثیر افزایش بها برتعداد مخاطبان سینما گفت: اگر سینماگران و سینماداران برای افزایش کیفیت فیلمها و سالنها گامی برندارند، مخاطبان حاضر به پرداخت بهای بیشتر نمیشوند و شاهد کاهش چشمگیر مخاطبان سینما خواهیم بود.
عظیمی در پایان گفت: پایین آمدن آمارمخاطبان سینما به خاطر افزایش بهای بلیت باعث قوی شدن رقبای سینما میشود، تماشاگران ترجیح میدهند لوح فشرده آثار سینمایی را با هزینهای کمتر از طریق رسانههای تصویری تهیه کرده و بارها در کنار یکدیگر تماشا کنند و به زودی لذت تماشای فیلم بر پرده عریض سینما وسالنهای تاریک آن را از یاد میبرند.
افزایش تولید در سینما نیازمند بالارفتن ظرفیت اکران است
مهر: تهیهکننده فیلم سینمایی "دایره زنگی" افزایش تولید فیلمهای سینمایی را در ایران نیازمند بالا رفتن ظرفیت اکران دانست. جمال ساداتیان گفت: شرایط تولید روند عادی خود را طی میکند و من به افت تولید آثار سینمایی در ماههای اخیر معتقد نیستم و به نظرم در آمارتولید کاهش چشمگیری مشاهده نمیشود. اگر کاهش اتفاق افتاده با توجه به شرایط نابسامان اکران فیلم در ایران، دور از ذهن نبوده است.
تهیهکننده فیلم سینمایی "چهارشنبه سوری" ادامه داد: ظرفیت اکران در ایران بسیار پایین است و وضعیت مناسب ندارد. بیشتر اوقات فیلمها مدت طولانی در نوبت اکران باقی میمانند ودر نهایت زمان نامناسبی به اکران آنها اختصاص داده میشود. ساداتیان ادامه داد: با توجه به شرایط حاکم بر سینما، تولید انبوه مشکلی را
حل نمیکند. از نظر من افزایش تولید آثار با کیفیت پایین پیامدهای منفی بسیاری را به همراه خواهد داشت واگر با کاهش تولید مواجه باشیم اما آثار ساخته شده از کیفیت ومحتوای بالا برخوردار باشد پایین بودن آمار تولید در سال لطمهای به چرخه سینما نمیزند.آنچه سینما را تهدید میکند تولید انبوه آثار بیکیفیت وبیمحتوا است. تهیه کننده فیلم سینمایی "به رنگ ارغوان" در باره لطمه احتمالی کاهش میزان تولید به جشنواره فجر گفت: برپایی جشنواره فجر را نمیتوان معیار و ملاک مناسب برای افزایش تولید در هر شرایط بدانیم.50 -40 فیلم برای برگزاری جشنواره فجرکافی است . افزایش تولید آثارسینمایی به بهانه تامین خوراک برای برپایی جشنوارهها منطقی به نظر نمیرسد . ساداتیان درپایان گفت: سینمای ما دربخش تولید، نیازمند کمیت و بالارفتن آمارتولید نیست. آنچه اهمیت دارد تولید آثاری در خور توجه و قابل قبول مطابق با استاندارد جهانی فیلمسازی است، امیدوارم سینماگران در جهت دستیابی به این هدف گام بردارند.
به كارگرداني ديويد كراننبرگ؛
رمان «كاسموپليس» فيلم ميشود
خبرگزاري فارس: ديويد كراننبرگ، فيلمساز معروف كانادايي براي ساخت فيلم «كاسموپليس» بر اساس رماني از دون دليلو قرارداد امضا كرد. به نقل از روزنامه گاردين، ديويد كراننبرگ قصد دارد تا خود نوشتن فيلمنامه فيلم را به عهده بگيرد. «كاسموپليس» كه نام ديگر آن «جهان كيهاني» است با بودجه 12 ميليون دلار ساخته خواهد شد. كراننبرگ با كارگرداني آثاري چون «وعدههاي شرقي» كه پس از انتقادهاي بسيار، يكي از بازيگران فيلم نامزد اسكار را از آن خود كرده بود، شناخته شده است.
همچنين فيلم ديگر اين كارگردان كه از رمان «تاريخ خشونت» اقتباس شده بود نيز با استقبال زيادي از سوي تماشاگران روبهرو شد. رمان «كاسموپليس» يكي از بهترين رمانهاي دون دليلو است كه از سال 2003، تاریخ اولين چاپ كتاب، تاكنون چندين بار چاپ مجدد داشته است و خوانندگان همواره از آن استقبال كردهاند.
رمان «كاسموپليس» ماجراي يك روز طولاني يك مدير بيلياردر را روايت ميكند كه قصد دارد به منهتن سفر كند. او كه با يك اتومبيل شيك و گران قيمت سفرش را آغاز كرده در طول راه اتفاقاتي برايش رخ مي دهد و در آخر داستان همه چيزش را از دست داده است.
چرخ تولید در سینمای ایران به آهستگی میچرخد
"تعبیر یک رویا" مرور خاطرههای انقلاب است
"سفر مرگ" اواخر شهریور آماده نمایش میشود
سماکباشی به "بوسههای مادر" پیوست
فرجی :
افزایش بهای بلیت در مقابل هزینههای سینماداران ناچیز است
انیمیشن "جنگل دره سفید" در شبکه جهانبین تولید شد
«کند نمایی (اسلوموشن) کلمات»
تحلیلی بر فیلم «درباره الی» ساخته اصغر فرهادی
مرتضی اکبرپور
اصغر فرهادی در این سالها چند فیلم و سریال ساخته است و توانسته چند جایزه از جشنواره های داخلی و خارجی را کسب کند.
فیلم های فرهادی هر کدام از زوایا و نظرگاههای متفاوتی به جامعه اشاره دارد. نگاه های ظریف، حساس و با جزئیات که کمتر فیلمسازی به آن توجه می کند. بی شک در آثار کارگردانان دیگر، موضوع آنچنانی،
حادثه پردازی، روایت و... بسیار بارز است.
درباره الی توانست، جایزه های بهترین کارگردانی از جشنواره های فجر و برلین را برای وی به ارمغان بیاورد. درباره الی میزانسن های دقیقی دارد.
نماهای بسته، حرکت در لوکیشن های محدود، بازیگران در حال حرکت و دوربین روی دست از نکات اساسی درباره الی است.
فراتر از فرم ساختاری می توان از انسجام قوی و منظم در فیلمنامه گفت که حکایت از تسلط و ریزبینی فرهادی به مسائل مورد توجه جامعه دارد. فرهادی برای معرفی جامعه، همیشه شخصیتی محوری انتخاب می کند و با تحلیل و بررسی، آن را به جامعه تعمیم می دهد. فیلم های
فرهادی بسیار ساده اما با عمق و ژرفایی عظیم است. این مسائل ساده، از دید فرهادی می تواند به یک «تراژدی» تبدیل شود.
«درباره الی» داستان چند خانواده جوان است که همراه خود دختری به نام «الی» را به شمال
می آورند تا با احمد که به تازگی از آلمان برگشته و از همسر آلمانی اش جدا شده است، آشنا شود. «الی» نامزدش را دوست ندارد و سپیده به منظور ازدواج احتمالی، آن دو را دعوت کرده است.
«الی» در دریا غرق می شود و بعد در
می یابیم که الی برای هر کدام از آنها ناآشناست. این ناآشنایی و مجهول ماندن هویت «الی» تعلیق می شود تا تماشاگر برای ادامه ماجرا ترغیب شود. فیلم با ورود به تونل و فریاد مسافران شروع می شود. وقتی از تونل بیرون می آیند گویی دیگر فریادی نیست. تاریکی و سیاهی باعث می شود تا آنان واقعیت های درونی خود را پیدا کنند و برای رهایی از شخصیت های چندگانه خود، و رهایی از فشار فریاد سر دهند.
صدابرداری سر صحنه فیلم، در هم بودن گفتگوها و نداشتن موسیقی، سبک فیلم درباره الی
را به مستند تبدیل می کند. در کار قبلی فرهادی نیز این سبک وجود دارد. در چهارشنبه سوری نیز صدای بازیگران، همراه با شلوغی صحنه، صدابرداری سر صحنه، همچنین نداشتن موسیقی، همراه با دوربین در حرکت و روایت گر، فیلمی ساده و روان را به نمایش می گذارد.
فرهادی فیلمسازی است که علاقمند است هر چه بیشتر واقعیت را بدون حضور عناصر معمول و شناخته شده فیلمسازی، نشان دهد.
فیلم دو وجه دارد یکی قبل از گم شدن الی است و دیگر بعد از آن. در نیمه اول ما با فیلمی یکدست و روان و معمول روبرو هستیم. دوربین ثابت و نماها «مدیوم» و «کلوز آپ» هستند. تماشاگر فرصت می کند با شخصیت ها
آشنا شود و احساس آنها را از نزدیک تماشا کند. در نیمه دوم زمانی که «الی» غرق
می شود همه برای نجات وی به تلاش
می افتند. دوربین روی دست، فیلمبرداری در زیر آب، ثابت نبودن نماها در این قسمت به نحوی چیدمان شده است که بدون کمترین گفتگویی تماشاگر را تحت تأثیر قرار می دهد.در نیمه اول شاخص کارگردان برای شناخت چند زوج جوان، «الی» است. ما از طریق او
می توانیم شخصیت های دیگر را شناسایی کنیم. با سبک و سنگین کردن هر یک از آنها با «الی» می توانیم خوبی و بدی آنها را اندازه بگیریم.فیلم هر بار اطلاعات کمی از صحنه ها به ما می دهد و به فراخور موقعیت داستان و روایت، هر بار تکه ای از واقعیت اتفاق افتاده را برای تماشاگر واکاوی می کند. تا در نهایت در می یابیم
«الی» نامزد داشته و با پیشنهاد «سپیده» برای آشنایی با احمد و ازدواج احتمالی با او پا به این سفر گذاشته است. دلیل پذیرش «الی» نیز این بوده که نامزدش را دوست نداشته و می خواسته از وی جدا شود.
اطلاعاتی که ما از «الی» داریم در حد چند رفتار ساده و معصومانه است. الی با بقیه متفاوت است. در جایی که همه دارند به رقص نگاه کرده و شادی می کنند، الی بیرون می رود. زمانی که والیبال بازی می کنند، و توپ بیرون
می افتد «الی» دوباره آن را به زمین
بازمی گرداند اما سپیده در واکنش به آن، توپ را به جایی دورتر پرتاب می کند. فرهادی تفاوت اخلاقی و شخصیتی «الی» با دیگران را با چنین صحنه هایی به ما یادآور می شود.
فرهادی در این فیلم ما را حساس می کند به جزئیات، نکات ظریف و «اسلوموشنی» از کلمات و حروف که هر روزه سرهم بندی
می کنیم. تعلیق فیلم مربوط به چیزهای غیرعادی نیست، در برخورد و تنش نیست، در روایت درام گونه زندگی امروزه و هر روزه ای
است که وجود دارد و فرهادی تلاش کرده بدون هیچ دخل و تصرفی آن را به ما بنمایاند. آنچه مهم است برجسته کردن صحنه های عادی زندگی است که فرهادی ما را به آن معطوف
می کند. بی شک هیچ گاه فیلمی ساده و روان بدون رنگ آمیزی و غلو شده در مورد دروغ ساخته نشده است. فیلمی که آنچنان این دروغ ها
در نهایت باعث مرگ فرد دیگری شود. «الی» نماد سادگی و معصومیت از دست رفته ای
است که در جامعه ایران حاکم شده است. هر روزه، هزاران دروغ می گوییم، بی آنکه متوجه پیامدهای آن باشیم.
یکی از گفتگوهای ساده، اما تعلیق برانگیز در نمای پایانی فیلم و زمانی است که علیرضا نامزد «الی» از سپیده فقط می خواهد بپرسد که آیا الی گفت نامزد دارد یا نه و در جواب طفره سپیده با تأکید می گوید: گفت یا نگفت؟ و وقتی سپیده می گوید نه انگار حادثه ای رخ داده و علیرضا را در خود فرو برده است. تماشاگر در فیلم فرهادی با واکاوی کلمات و سبک و سنگینی آنها به وزن کلمات دست می یابد و آنجاست که در می یابد برای هر کلام خود باید مسئولیت داشته باشد.
«درباره الی» هم در ساختار و هم در محتوا و مضمون آن دارای ویژگی خاصی است و دارای نکاتی تأمل برانگیز. «دیوید بوردول» منتقد فیلم درباره این فیلم گفته است: «درباره الی» یک شاهکار است.
"هری پاتر" رکورد مرد عنکبوتی را شکست
مهر: فیلم سینمایی "هری پاتر و شاهزاده دورگه" به کارگردانی دیوید ییتس در سه روز پایان هفته، 80 و در پنج روز نخست اکران 160 میلیون دلار در آمریکای شمالی فروخت و تمام رکوردهای مجموعه هری پاتر را جابجا کرد. ششمین فیلم از مجموعه هری پاتر از روز چهارشنبه گذشته همزمان با آمریکا و کانادا در 54 کشور دیگر روی پرده رفت و توانست در این مدت 237 میلیون دلار بفروشد. به این ترتیب مجموع کلی فروش "شاهزاده دورگه" در دنیا به رقم حیرتانگیز 397 میلیون دلار رسید.فروش داخلی "هری پاتر 6"
در پنج روز نخست اکران دقیقا 20 میلیون دلار بیش از فیلم قبلی یعنی "هری پاتر و محفل ققنوس" بود که دو سال پیش در همین مدت 140 میلیون دلار فروخت. جالب اینکه هری پاتر پنجم در هفته اول اکران در آمریکای شمالی 157 میلیون دلار درآمد داشت، اما پیشبینی میشود "شاهزاده دورگه" تا پایان روز هفتم از مرز 180 میلیون دلار بگذرد. ششمین فیلم هری پاتر که بهترین نقدها را در میان فیلمهای این مجموعه از منتقدان دریافت کرده، بهترین عملکرد را هم در گیشه داشته و دومین فیلم پس از "ترانسفورمرها 2" است که رکوردهای فروش پنج روز اول اکران (آغاز از چهارشنبه) را میشکند. "انتقام شکستخوردگان" ماه گذشته در پنج روز از مرز فروش 200 میلیون دلار گذشته بود.در میان شش فیلم به نمایش درآمده از مجموعه هری پاتر تا امروز، تنها نخستین فیلم یعنی "هری پاتر و سنگ کیمیا" بود که توانست از مرز فروش 300 میلیون دلار در آمریکای شمالی بگذرد، اما به نظر میرسد "شاهزاده دورگه" بتواند به این رکود پایان دهد و خیلی زود به فروشی فراتر از 300 میلیون دلار برسد.
نکته جالب اینکه حتی با وجود فروش 160 میلیون دلاری "هری پاتر 6" هم درآمد کلی گیشه سینماهای آمریکا و کانادا در این هفته در مقایسه با هفته مشابه سال 2008 کاهشی 39 درصدی را نشان میدهد. پارسال "شوالیه تاریکی" کریستوفر نولان در این روزها اکران شد و در سه روز اول 158 میلیون دلار فروخت. "محفل ققنوس" دو سال پیش در سه روز اول اکران 77 میلیون دلار فروخت و در نهایت با 292 میلیون دلار به کار خود در منطقه آمریکای شمالی پایان داد. فروش جهانی هری پاتر پنجم 938 میلیون دلار بود. فروش 160 میلیون دلاری ششمین هری پاتر، ششمین افتتاحیه برتر تاریخ سینما در پنج روز نخست اکران هم هست. رکورد قبلی فروش پنج روز اول اکران در اختیار "اسپایدرمن 3" بود که سال 2007 حدود 231 میلیون دلار در آمریکا و 382 میلیون دلار در دنیا فروخت. "هری پاتر و شاهزاده دورگه" در بریتانیا 32، در آلمان 23، در فرانسه 20 و در ژاپن 18 میلیون دلار فروخته است. این فیلم در 15900 پرده به نمایش درآمده و بیش از 34 میلیون نفر در پنج روز آن را دیدهاند.
کشتی جشنواره فیلم کودک "بدون ناخدا" به راهش ادامه میدهد
مهر: پذیرش تلویحی استعفای دبیر جشنواره بیست و سوم فیلم کودک از سوی معاون سینمایی وزیرفرهنگ وارشاد اسلامی این نوید را به تمام سینمادوستان و کارشناسان میدهد که "اشراف معاونت سینمایی به تمام مسائل جشنواره" حتی یک رویداد بینالمللی را هم از داشتن دبیر بینیاز میکند.
در آستانه برپایی بیست و سومین جشنواره بینالمللی فیلم کودک و در حالی که به نظر میرسید حمایت بنیاد سینمایی فارابی و تعلق خاطر اکبر نبوی، دبیر جشنواره به سینمای کودک و پشتیبانی او خونی تازه در رگهای این سینما جاری کرده و جشنواره امسال در شرایطی مناسب برگزار خواهد شد، استعفای نبوی همه معادلهها را بر هم زد.
این استعفا شروع ابهامهایی جدید در شرایطی است که سینمای ایران با مشکلات فراوان روبروست و تولید و نمایش فیلمها با حاشیه بسیار همراه است. در این شرایط و در فضایی که با تلاشهای نبوی تعدادی از مهمترین چهرههای سینمای کودک برای تولید فیلم کودک به فارابی آمدند تا برای مخاطب کودک و نوجوان فیلم بسازند، حذف نبوی به نظر منطقی نمیرسد.
گرچه قائممقام فارابی در نشست با خبرنگاران تاکید کرده بود حمایت از سینمای کودک به حضور او در فارابی محدود نمیشود، اما کمتر کسی است که نداند یکی از اهداف و برنامههای نبوی در این مدت، احیای سینمای کودک و بازگرداندن آن به دوران اوج بوده است. یکی از دلایل انتصاب این منتقد و روزنامهنگار به دبیری جشنواره بیست و سوم فیلم کودک ، سوابق او بود.
در حالی که هنوز استعفای نبوی پذیرفته نشده، معاون سینمایی وزیرفرهنگ و ارشاد اسلامی از برگزاری جشنواره بدون مشکل خاص خبر داده و گفته است: از آنجا که مسئولیت برپایی جشنوارهها بر عهده معاونت سینمایی است، نوعی اشراف به تمام مسائل مربوط به برپایی جشنواره در معاونت وجود دارد که مانع پدید آمدن وقفه یا خدشه در روند اجرای جشنوارههاست.
گرچه سمت دبیری یک جشنواره نوعی مسئولیت تشریفاتی است اما نام و اعتبار دبیر هر جشنواره به آن، آبرو و جایگاهی خاص میدهد. اکبر نبوی که حمایت جامعه هنری، منتقدان و مطبوعات را به همراه داشت میتوانست دوران مدیرانی را که فقط به دلایل سیاسی بر مسند دبیری جشنوارهها مینشینند، پایان دهد.
اما به نظر میرسد مسائل و مشکلات پشت پرده مانع از ادامه فعالیت نبوی شده و سخنان محمدرضا جعفری جلوه این تصور را تقویت میکند که با استعفای دبیر، بیست و سومین جشنواره فیلم کودک و نوجوان بدون حضور او و احتمالا بدون کمترین مشکل و خدشهای سر موعد مقرر در همدان برگزار میشود.این موضوع سینمای کودک را به فضای یاسی که پیشتر گریبان آن را گرفته بود، بازمیگرداند و انگیزه فیلمسازانی را که با تلاش شخصی نبوی برای فعالیت در این عرصه آماده شدهاند کمرنگ میکند. این فضا در کنار مشکلاتی که سینمای ایران با آن مواجه است برگزاری بیحاشیه جشنواره را در هالهای از ابهام قرار میدهد. بیست و سومین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودک و نوجوان از 11 تا 15 مردادماه در همدان برگزار میشود.
"خسرو" خالق شخصیتهایی ماندگار و بیبدیل در سینمای ایران بود
مهر: پرونده سینمایی زندهیاد خسرو شکیبایی بخشی از حرفه و مهمترین بخش کارنامه بازیگری است که شخصیتهایی ماندگار و تکرارنشدنی در سینمای ایران به یادگار گذاشت.
مرحوم شکیبایی در سالهای آخر زندگی در آثاری ایفای نقش کرد که در شان او نبود، انبوه فیلمهای تلویزیونی و آثاری که کارگردانهایشان چهرههای شناختهشده نبودند و تنها برگ برندهشان این بود که شکیبایی در آنها بازی میکرد. دیدن بازیگر محبوبمان در قابهای زشت و بدقواره این فیلمها و تلاش او برای گرما دادن به این آثار غمگینکننده بود.
ستاره بزرگ و محبوب سینمای ایران با انبوهی از نقشهای تکرارنشدنی و ماندگار در تاریخ سینما در آثاری بازی میکرد که نه تنها به اعتبار و منزلت حرفهای او نمیافزود، بلکه خاطره نقشآفرینیهای درخشانش در "هامون"، "کیمیا"، "پری"، "سارا" و... را کمرنگ میکرد. شکیبایی بازیگری بزرگ و تکرارنشدنی بود که میتوانست با حضورش مقابل دوربین به هر اثر انرژی بدهد و ضعفهای آن را بپوشاند.
زمانی که سلامت بود هر نقش را به اتفاقی تازه در کارنامهاش تبدیل میکرد، مهم نبود در فیلم داریوش مهرجویی بازی میکند یا مجموعهای تلویزیونی. مهم این بود که با هوشمندی ویژگیهای هر نقش را درک میکرد و میکوشید حضوری باورپذیر داشته باشد. استفاده درست از صدا و میمیک و لحن خاصش تاثیرگذار و دوستداشتنی بود.
شکیبایی که سالها در تئاتر بازیگری را تجربه کرده بود، در میانسالی به شهرت و محبوبیت رسید. 45 ساله بود که در "هامون" بازی کرد ، اما جوانتر به نظر میرسید و تا سالهای آخر همچنان این ویژگی را حفظ کرده بود. گرچه هرگز سیمای ستارهها را نداشت، اما عملا سالها ستاره سینمای ایران بود و نامش عده زیادی را به سالنهای سینما میآورد.
بسیاری از بازیگران همدورهاش دوست داشتند مقابلش نقشآفرینی کنند و بیشترآنها از این تجربهها خاطرههای خوش داشتند ، اما با دانستن همه این ویژگیها بازی در فیلمهای سینمایی "دلشکسته"، "نسکافه داغ داغ"، "دایناسور" و فیلمهای تلویزیونی "مسافر" و "سومین روز پس از مرگ" را توجیه نمیکند.
بازیگری که در شرایط سخت در "اتوبوس شب" و "چه کسی امیر را کشت؟" حضوری درخشان داشت و بازی خاطرهانگیزش در "شب" ماندگار است، میتوانست گزیدهکارتر بماند و خود را هزینه هر کارگردان تازهکار نکند. دیدن شکیبایی درهم شکسته و خسته روی پرده اندوهی عمیق داشت، اما تواناییهای شکیبایی تمام نشده و حتی تحلیل نرفته بود و این فیلمها بودند که برای او کوچک شده بودند.
روزی روزگاری
تصویر خسرو شکیبایی در مجموعه تلویزیونی "روزی روزگاری" دوستداشتنی است، تصویری که کمک کرد این ستاره محبوب سینما برای مخاطب عام شناخته شود. "روزی روزگاری" اتفاقی بود که شکیبایی نیاز داشت تا تبدیل به بازیگر محبوب مردم شود و فراتر از هواداران "هامون" علاقمندانی پیدا کند. او در سالهایی که برای مخاطب سینما شناخته شده بود در "روزی روزگاری" مقابل دوربین رفت. فضای متفاوت مجموعه و جذابیت نقش مرادبیک بستری فراهم کرد تا قابلیتهای شکیبایی بیشتر دیده شود. کارنامه تلویزیونی او به "روزی روزگاری" ختم نمیشود. زمانی که با "خانه سبز" به تلویزیون برگشت در اوج محبوبیت بود. سیمای مرد خانواده، رمانتیک و احساساتی را که در سینما هم تجربه کرده بود با خود به تلویزیون آورد. شخصیتی شیرین و دوستداشتنی که تکرار هامون و هیچ نقش دیگری نبود. "خانه سبز" بدون او، بدون صدا و نگاههای گرمش قابل تصور نیست.
"سرزمین سبز" به اندازه "خانه سبز" موفق نبود، لحظههای گرمی داشت اما کامل و بینقص نبود و تکرار جذابیتهای "خانه سبز" اشتیاقی در بیننده برنمیانگیخت. "در کنار هم" اما تصویر دوستداشتنی ستاره شیرین را کامل میکرد. آمیزه ویژگیهای مثبت و منفی که شکیبایی استاد خلقشان بود در نقش وکیل این مجموعه به چشم میخورد. او این تجربه را در "کاکتوس" هم داشت. اما بازی در مجموعههای "بوی گلهای وحشی" و "آواز مه" در کارنامه شکیبایی نمره منفی محسوب میشود. بازی در آثاری غریب و پر از ایراد که بازیگران در آنها حضوری تاثیرگذار و باورپذیر نداشتند. بازیگری که کارنامه تلویزیونی درخشانی داشت، در دهه 80 با رونق ساخت فیلم تلویزیونی در آثاری مقابل دوربین رفت که در شان او نبودند.
سه دهه متفاوت
خسرو شکیبایی در سه دهه 60، 70 و 80 سینمای ایران حضوری پررنگ داشت ، اما کارنامه سینماییاش در این سالها یکسان نبود. دهه 70 پربارترین دوره کاری این بازیگر محبوب است. دورهای که درخشش در "هامون" فضایی برای کار و تجربه کردن نقشهای متفاوت برای او به وجود آورد و شکیبایی در دورهای درخشان بخت همکاری با کارگردانهای شاخص سینمای ایران را به دست آورد.
در این دوره او بازیگری است که هم محبوبیت و اقبال مخاطب را دارد و هم به دلیل توانایی و قابلیتهایش میتواند با کارگردانان تراز اول سینما همکاری کند. شکیبایی نقشهای متفاوت کارنامهاش را در این مقطع بازی کرد، نقشهایی که تا سالها در خاطر دوستدارانش ماند.
بازی در مجموعههای "روزی روزگاری" و "خانه سبز" و فیلمهای "یکبار برای همیشه"، "عاشقانه"، "پری"، "کیمیا"، "سارا"، "بانو" و "خواهران غریب" در این سالها نشان میدهد شکیبایی چهرهای قابل اعتماد برای سینمای روشنفکری و هنری بوده و به همین میزان برای مخاطب عام هم جذاب و دوستداشتنی است؛ در میانسالی که با معیارهای رایج ستارهها همخوان نیست.اما چه کسی میتواند بگوید حرکات و لحن و صدای شکیبایی در "خانه سبز"، "عاشقانه"، "کیمیا" و "خواهران غریب" برای مخاطب شیرین و دوستداشتنی نبوده است؟ به اندازه کدام ستاره جوان آن سالها نقشهای متفاوت به او پیشنهاد میشد. دهه 60 شکیبایی با پدیدهای مانند "هامون" کشف میشود.او که سالها روی صحنه تئاتر بود و در فیلمهایی هم بازی کرده بود، با فیلم مهرجویی برای مخاطب
شناخته شد.
دهه 60 با "خط قرمز" برای شکیبایی آغاز شد، همکاری با مسعود کیمیایی که در آن سالها مهمترین فیلمساز سینمای اجتماعی بود میتوانست زمینه دیده شدن این بازیگر بزرگ را فراهم کند، اما اکران نشدن این فیلم کشف شکیبایی را به تاخیر انداخت.
او در این فاصله در فیلمهایی مقابل دوربین رفت که هیچکدام آثار شاخصی نبودند، اما چهره و نام شکیبایی را معرفی کردند. با نگاه دوباره به این آثار میتوان قابلیتها و استعدادهای او را درک کرد. بازیگر میانسالی که مخاطب نمیشناختش اما جنس بازی و قدرتش مقابل دوربین تاثیرگذار بود.
شکیبایی در "شکار"، "دزد و نویسنده" و "رابطه" بارقهای از نبوغش در بازیگری را عیان کرد اما زمان لازم بود تا او با نقش هامون در سینمای ایران جاودانه شود. در همین دوره است که شکیبایی در تئاتر تلویزیونی "مدرس" بازی میکند. "مدرس" با شکیبایی ماندگار شده و جز او و آن مونولوگ تکرارنشدنی مخاطب از این تئاتر تلویزیونی چیزی به خاطر نمیآورد.
دهه 80 دوران پرفراز و نشیب کارنامه شکیبایی ثبت شده است. دورانی که با مرگ ستاره ناتمام میماند اما تصویری که از این سالها در ذهن میماند تصویر ستارهای است که همچنان محبوب و قابل اعتماد است، هر چند درخشش و اوج روزهای گذشته را ندارد. ستارهای که محبوبیت و تواناییاش را در آثاری هدر میدهد که در حد و اندازه او نیست.
شکیبایی در این سالها نقشهایی بیادماندنی در
"کاغذ بیخط"، "ستاره بود"، "سالاد فصل"، "حکم"، "چه کسی امیر را کشت؟" و "رئیس"، "اتوبوس شب" و "شب" بازی کرد. اما بخش قابل توجه کارنامه کاری شکیبایی در این سالها به انبوه فیلمهای سینمایی و تلویزیونی برمیگردد.
پرونده سینمایی شکیبایی در اوج به پایان نرسید، اما او همچنان بازیگری محبوب بود. بازیگری که حضورش در یک فیلم نازل تلویزیونی عده زیادی را پای تلویزیون مینشاند تا نشانههایی از بازیگر محبوبشان بیابند. بازیگری که سینمای ایران هرگز او را فراموش نمیکند. بازیگری که از صحنه تئاتر به سینما آمد تا نقشهایی را جان بدهد و در حافظه مردم یک سرزمین حفظ شود.
منتظر دریافت پروانه ساخت "پرنسیپ" هستیم
مهر: پیشتولید فیلم سینمایی "پرنسیپ" به کارگردانی تهمینه میلانی و تهیهکنندگی محمد نیکبین پس از دریافت پروانه ساخت آغاز میشود.
نیکبین در این باره گفت: فیلمنامه "پرنسیپ" را تهمینه میلانی نوشته و با فراهم شدن شرایط تولید و دریافت پروانه ساخت، این پروژه مقابل دوربین میرود.
وی درباره اکران "سوپراستار" در خارج از کشور گفت: نمایش فیلم در دو سینما در آمریکا و یک سینما در کانادا ادامه دارد و اکران تا زمانی که مخاطبان از آن استقبال کنند و پخشکننده مایل باشد در شهرهای مختلف آمریکا و کانادا ادامه مییابد. استقبال مخاطبان از فیلم قابل قبول بوده و خوشبختانه ایرانیهای مقیم آمریکا از "سوپراستار" استقبال کردهاند. تهیهکننده "آتشبس" ادامه داد: اواخر تابستان و پس از پایان اکران "سوپراستار" در شهرستانها، فیلم وارد شبکه ویدئویی میشود. نمایش فیلم در شهرستانها با آرام شدن شرایط به شکل قابل قبولی ادامه دارد. تهمینه میلانی فیلمهای سینمایی "دیگه چه خبر؟"، "افسانه آه"، "واکنش پنجم"، "نیمه پنهان" و "دو زن" را در کارنامه دارد. فیلم سینمایی "سوپراستار" با بازی شهاب حسینی، فتانه ملکمحمدی، لیلا زارع و السا فیروزآذر بهار امسال اکران عمومی شد.
نخستین بخش سهگانه وودی آلن در لندن مقابل دوربین رفت
مهر: نخستین فیلم از سهگانهای که قرار است وودی آلن برای شرکت اسپانیایی میدیاپرو بسازد، دوشنبه هفته گذشته در لندن کلید خورد.
پایگاه اطلاعرسانی سینمای اروپا اعلام کرد، فیلم فعلا بدون نام کمدین و فیلمساز سرشناس آمریکایی با مشارکت و همکاری شرکت آمریکایی گراویر پروداکشنز تولید میشود و شرکت اسپانیایی ایمجینا حق پخش بینالمللی آن را در خارج از مرزهای ایالات متحده و اسپانیا بر عهده دارد.
کمدی تازه وودی آلن مانند همیشه با حضور انبوهی از بازیگران سرشناس تولید میشود و آنتونیو باندراس، جاش برولین، آنتونی هاپکینز، جما جونز و نومی واتس از جمله بازیگران آن هستند. فیلمساز نیویورکی پس از سالها فعالیت در داخل آمریکا چند سالی است فیلم ساختن در اروپا را تجربه میکند. میدیاپرو و وودی آلن پیشتر در تولید فیلم سینمایی بسیار موفق "ویکی کریستینا بارسلونا" همکاری کردند که جایزه اسکار بهترین بازیگر مکمل زن را برای پنهلوپه کروز به ارمغان آورد. اسکارلت جوهانسن، ربهکا هال، خاویر باردم و کریس مسینا دیگر بازیگران این فیلم آلن هستند."ویکی کریستینا بارسلونا" با 5/15 میلیون دلار تولید شد و در اکران سینماهای آمریکا 23 میلیون دلار فروخت. آلن 74 ساله در مجموع 14 بار نامزد دریافت جایزه اسکار شده و سه بار برای فیلمنامه و کارگردانی "آنی هال" و فیلمنامه "هانا و خواهرانش" این جایزه را برده است.
سینمای ایران در انتظار اکران عید فطر است
مهر: با توجه به رکود حاکم بر سینماها و نزدیک شدن به ماه مبارک رمضان، به نظر میرسد وضعیت فروش فیلمها و استقبال مخاطبان از سینمای ایران تا شروع اکران عید فطر تغییر نمیکند.
با طولانی شدن زمان اکران فیلمهایی که از اوایل خردادماه روی پرده رفتند، نمایش فیلمها روندی تازه پیدا کرده است. به دلیل شرایط اجتماعی نمایش فیلمهایی که در این مقطع روی پرده رفتند ادامه پیدا میکند تا تهیهکنندگان، پخش کنندگان و سینمادارها کمتر ضرر ببینند.
اما این راه حل ناگزیر برای حمایت از فیلمهایی که در ایام انتخابات و پس از آن روی پرده بودند، برنامه نمایش فیلمها را تغییر داده و نمایش آثار دیگر سینمای ایران را با مشکل مواجه کرده است. تمدید مدت نمایش فیلمهای "درباره الی"، "پسر تهرونی"، "خروس جنگی" و "امشب شب مهتابه" در آستانه دومین ماه تابستان برنامه اکران فیلمهای تابستان را دچار تغییرهایی ناخواسته میکند.
"خاکآشنا" داستان نامدار، نقاش و هنرمندی است که در گریز از هیاهوی مرکز به روستایی در کردستان پناه برده و سالهاست آنجا به خلق آثار خود مشغول است. ورود خواهرزاده جوان او به محیط روستا در کنار وقایعی که در روستا رخ میدهد، تغییری شگرف در زندگی نامدار ایجاد میکند و او را وامیدارد در شیوه زندگی خود بازنگری کند.
"دلخون" به کارگردانی محمدرضا رحمانی که در جشنواره بیست و هفتم فیلم فجر اکران شد، از هفت مردادماه در گروه سینمایی استقلال روی پرده میرود. این فیلم داستان مردی است که همسرش را به قتل رسانده، آشنایی او با وکیلش اتفاقهایی را برای آنها رقم میزند. حامد بهداد و الناز شاکردوست بازیگران نقشهای اصلی فیلم هستند.
"یک وجب از آسمان" به کارگردانی علی وزیریان دیگر فیلمی است که در تابستان روی پرده میرود. فیلم دوم وزیریان پس از پایان اکران عمومی "خاکآشنا" روی پرده
میرود. با نزدیک شدن به ماه مبارک رمضان تعدادی از فیلمهایی که قرار بود نیمه دوم تابستان روی پرده روند، از برنامه نمایش حذف شدند.
فیلم سینمایی "سایه وحشت" به کارگردانی عماد اسدی دیگر فیلمی است که به زودی روی پرده میرود. در این فیلم که در سبک وحشت ساخته شده شهاب حسینی و ماهچهره خلیلی ایفای نقش میکنند.
"پستچی سه بار در نمیزند" به کارگردانی حسن فتحی یکی از این فیلمهاست که زمان اکرانش به تعویق افتاده است. با توجه به شرایط اکران انتظار نمیرود در هفتههای آینده شاهد نمایش فیلم پرفروش و پرمخاطبی روی پرده باشیم؛ فیلمی که بتواند معادلات اکران را برهم بزند و به پدیده تابستانی سینمای ایران تبدیل شود.
اگر خوش اقبالی به سراغ سینمای ایران بیاید، اکران عید فطر میتواند به روند نمایش فیلمها رونق بدهد. تهیهکنندگان و پخشکنندگان سینمایی برای این مقطع برنامهریزی طولانیمدت دارند و امیدوارند اکران عید فطر مانند سالهای پیش به سینمای ایران رونق و گرما بدهد.
فیلمهای سینمایی "بیپولی" ، "کتاب قانون"، "تردید"، "سن پترزبورگ" و "تاکسی نارنجی" در اکران اول و دوم عیدفطر روی پرده میروند و امید می رود که این فیلمها چراغ سینمای ایران را دوباره روشن کنند. سینمای ایران برای اکران عید فطر لحظهشماری میکند.
"دلخون" از هفت مردادماه اکران عمومی میشود
مهر: فیلم سینمایی "دلخون" ساخته محمدرضا رحمانی از هفت مردادماه در گروه سینمایی استقلال اکران عمومی میشود.
غلامرضا فرجی مدیر پخش و بازاریابی حوزه هنری در این ارتباط گفت: فیلم "امشب شب مهتابه" اگر هفت هفته اکران را پر کند، "دلخون" از هفت مرداد ماه در این گروه سینمایی جایگزین این فیلم میشود. پس از آن برای عید فطر فیلم سینمایی "بیپولی" به کارگردانی حمید نعمتالله در گروه سینمایی استقلال اکران عمومی میشود.
وی افزود: فیلم "شب روباه" ساخته مجید جوانمرد برای پخش با حوزه هنری قرار داد بسته، اما هنوز زمان اکران آن مشخص نشده است. برای عید فطر در گروه سینمایی آزادی فیلم "کتاب قانون" مازیار میری به نمایش درمیآید.
در فیلم "دلخون" الناز شاکردوست، حامد بهداد، پوریا پورسرخ، هوشنگ توکلی، حبیب دهقاننسب، هنگامه حمیدزاده و حشمت آرمیده بازی کردهاند و داستان درباره مردی است که همسرش را به قتل رسانده و منتظر اجرای حکم اعدام است، اما با ورود وکیل تسخیری و پیشنهاد غافلگیرکننده او مسیر داستان شکلی دیگر پیدا میکند.
عوامل این فیلم عبارتند؛ از علیرضا محمودی و رحمانی نویسندگان، حسن کریمی مدیر فیلمبرداری و مجید لیلاجی طراح صحنه و لباس. "دلخون" پارسال در جشنواره فجر جایزه بهترین فیلم بخش مسابقه فیلم های اول و دوم را از آن خود کرد. در "شب روباه" با نام قبلی "عقرب" دانیال حکیمی، سام درخشانی، فرهاد قائمیان، سیمون باغداساریان، پوراندخت مهیمن، حامد آقایی، دادا پطروسیان، درو میناسیان، واروژ خاچاطوریان و جمعی دیگر از بازیگران ارمنستان بازی کردهاند.
"شب روباه" در سبک پلیسی جاسوسی تهیه میشود و داستان ماجراهایی است که با سفر علی و سهراب دو برادر پژوهشگر ایرانی به ایروان برای شرکت در یک کنفرانس علمی آغاز میشود. پایان این کنفرانس و آشنایی سهراب با ورونیکا نقطه شروع تحولاتی است که زندگی این دو برادر، خانواده و اطرافیان آنها را تحت تاثیر قرار میدهد.
غفوریان هفته آینده ترانههای "شیر و عسل" را میخواند
مهر: ضبط ترانههای فیلم سینمایی "شیر و عسل" به کارگردانی آرش معیریان و تهیهکنندگی سیدمحسن وزیری با خوانندگی مهران غفوریان هفته آینده شروع میشود.
وزیری گفت: طبق برنامهریزی انجام شده ضبط دو ترانه فیلم "شیر و عسل" که در صحنه هایی از آنها استفاده میشود، هفته آینده شروع میشود. پس از آن فیلم برای نمایش آماده میشود که برای دریافت پروانه آن اقدام میکنیم. وی درباره زمان شروع فیلمبرداری "بستنی یخی" گفت: به دلیل سفر یکماهه آرش معیریان فیلمبرداری این فیلم شهریورماه انجام میشود. هفته آینده برای دریافت پروانه ساخت فیلم برنامهریزی میکنیم و پس از آن پیشتولید شروع میشود.فیلم کمدی "شیر و عسل" با بازی فتحعلی اویسی، پوریا پورسرخ، علی صادقی و افسانه پاکرو پس از دریافت پروانه نمایش اکران عمومی میشود. فیلم سینمایی "بستنی یخی" پروژه بعدی معیریان یک فیلم کمدی است که تا به حال حضور مجتبی رحیمی فیلمبردار، بابک اخوان صدابردار و مسعود افشار گریمور در آن قطعی شده است.آرش معیریان فیلمهای سینمایی "کما"، "شارلاتان"، "چپ دست" و "آنکه دریا میرود" را کارگردانی کرده است.
"دویدن در میان ابرها" آماده نمایش شد
مهر: با پایان مراحل فنی فیلم سینمایی "دویدن در میان ابرها" به کارگردانی امین فرجپور و تهیهکنندگی علی قویتن، این فیلم در جشنواره فیلم کودک همدان اکران میشود. قویتن گفت: مراحل فنی فیلم به پایان رسیده و برای رسیدن به جشنواره فیلم کودک همدان مشکلی نداریم. این فیلم برای مخاطب نوجوان ساخته میشود و قصه و فضایی دارد که برای این گروه سنی جذاب است.وی افزود: یکی از مشکلات سینمای کودک در سالهای اخیر اکران نشدن فیلمها در شرایط طبیعی وعادلانه بوده است. "در میان ابرها" استعداد اکران دارد و میتواند در جذب مخاطب موفق باشد. امیدوارم دوستان مسئول در بنیاد سینمایی فارابی که تلاش میکنند جشنواره امسال پررونقتر از دورههای قبل برگزار شود، برای بحران اکران فیلم کودک برنامهریزی کنند. فیلم داستان نوجوانی هفده ساله به نام میلاد است که به خاطر مشکلات و ناهنجاریها، خانواده، مدرسه و همکلاسیهایش را به دردسر میاندازد. امیر سفیری، کیوان ساکتاف، نسیم ادبی، علی صلاحی، مهرداد خلیقی، مصطفی پناهنده، حامد برخورداری و محمدباقر صفانور بازیگران این فیلم هستند.فیلمنامه "دویدن در میان ابرها" را فرجپور نوشته و محمد عاشقی مدیر فیلمبرداری و تدوینگر آن است. فرهاد ارجمندی صدابردار و علی نجفی عکاس فیلم هستند.امین فرجپور که سالها به عنوان منتقد و روزنامهنگار فعالیت کرده، در دو فیلم "سربازان جمعه" و "حکم" دستیار مسعود کیمیایی بود. او فیلمهای "دارالمجانین" و "سرنوشت" را در کارنامه دارد. بیست و سومین جشنواره بینالمللی فیلم کودک و نوجوان 11 تا 15 مردادماه در همدان برگزار میشود.
"کاکوئا" روی میز تدوین است
مهر: تدوین فیلم تلویزیونی "کاکوئا" به کارگردانی اسماعیل فلاحپور و تهیهکنندگی علیرضا رئیسیان ادامه دارد. فلاحپورگفت: تدوین ادامه دارد و هنوز آهنگساز و صداگذار فیلم انتخاب نشدهاند، "کاکوئا" دو ماه دیگر آماده پخش میشود. "کاکوئا" محصول گروه حماسه و دفاع شبکه یک است و در هفته دفاع مقدس روی آنتن میرود. فیلمنامه را مسعود صباح نوشته و داستان در دو مقطع حال و سالهای دفاع مقدس روایت میشود و درباره دختری است که پدرش شهید شده و در زندگی خانوادگی و اجتماعی با مشکلاتی روبرو میشود. گلاره عباسی، اصغر همت، محسن افشانی و قاسم زارع بازیگران این فیلم 90 دقیقهای هستند. سایر عوامل این فیلم عبارتند از تصویربردار: حمید احمدی، صدابردار: حسین بشاش، چهرهپردازی: بابک شعاعی و طراح صحنه و لباس: احمد شعیری.
نام قبلی این فیلم "کبوتر جلد چنگوله" بود. فلاحپور فیلمهای سینمایی "حرفهای" و "تیک" را ساخته و فیلمهای تلویزیونی "لحظه دیدار"، "بلند گریه کن"، "سمفونی بهار" و "ما هنوز زندهایم" را در کارنامه دارد.
"سرنخ 2" مثل سری اول این مجموعه ماندگار میشود
مهر: نویسنده مجموعه تلویزیونی"سرنخ 2" معتقد است این مجموعه همچون سری اول آن در تلویزیون ماندگار و با استقبال مخاطبان رو به رو میشود. علیرضا معتمدی در این باره گفت: فیلمنامه این مجموعه را به تهیهکنندگی کیومرث پوراحمد و به سفارش گروه فیلم و سریال شبکه تهران در 26 قسمت نوشتم. نگارش تا اواخر اسفندماه پارسال طول کشید. فیلمنامه سری دوم در راستای فضای سری اول است.وی در ادامه افزود: شخصیت کارآگاه اوصیا مانند سری اول "سرنخ" رگههای طنز دارد و جهانبخش سلطانی این نقش را بازی میکند. البته دستیار کارآگاه تغییر کرده است. سری دوم این مجموعه مانند سری اول در تلویزیون ماندگار میشود و مخاطبان هم استقبال میکنند. این نویسنده اشاره کرد: مجموعه "سرنخ 2" به زودی تولید میشود، اما هنوز کارگردان آن مشخص نشده است. این مجموعه با داشتن دو ویژگی میان مخاطبان جا باز کرده بود؛ یکی نگاه انسانی به اتفاقها بود و علاوه بر تعلیقهایی که قصههای پلیسی باید داشته باشد، به جنبه عاطفی و انسانی قصه هم توجه کرده بود.
معتمدی درباره نگارش مجموعه "پرانتز باز" که به کارگردانی کیومرث پوراحمد مراحل تصویربرداری را سپری میکند، گفت: نگارش دو قسمت از این مجموعه به عهده من است. نگارش قسمت "کاش فقط گوشت سنگین بود" از این پروژه را تمام کردم و قسمت دوم در دست نگارش است که هنوز نامی برای آن انتخاب نکردم. بقیه قسمتها را کیومرث پوراحمد و اصغر عبدالهی نوشتند.
معتمدی درباره مجموعه "نرگس خاتون" گفت: این مجموعه در 90 قسمت 45 دقیقهای به تهیهکنندگی مسعود رسام نوشته میشد، اما بعد از نگارش 20 قسمت متوقف شد و سرنوشت آن مشخص نیست. "نرگس خاتون" یک درام تاریخی معاصر از دوره رضاشاه تا زمان معاصر است.
"پسر تهرونی" از واقعیت زندگی مخاطب فاصله دارد
فیلم "پسر تهرونی" مانند آثار مشابه، گویی در خلاء، نوشته و ساخته شده و اصلاً پلی برای ارتباط میان فیلم و مخاطب وجود ندارد. انگار فیلمساز سرگردان است که چه چیزی تاثیر کمیک دارد و چه چیزی ندارد و هر چه به ذهنش رسیده را رو کرده است.
به گزارش مهر، برای نوشتن نقد بر فیلمهایی از این دست و البته ضعیفتر از "پسر تهرونی" قاعدتاً ناچاری پشت میز بنشینی و جملاتی را در مورد کلیشه و سهلانگاری، که از فرط تکرار حوصله خودت را هم سر میبرد کنار هم بچینی و نوشتهات را به اتمام برسانی.
میبینید! میخواهی از کلیشهها و تکرارهای کلافه کننده فاصله بگیری و به آنها اعتراض کنی و مدتی بعد متوجه میشوی که خودت هم ناچاری به نوعی دیگر در گرداب این تکرارها دست و پا بزنی.
اما شاید بد نباشد که این بار از نگاه موافق با کلیشهها به سراغ این فیلم برویم. همه میدانیم که این قانونهای مشخص فیلمفارسی کاربردهایی هم دارد و گاه، چه در طول تاریخ گذشته سینمای ایران و چه حتی در این چند سال اخیر، موفق شده مخاطبان زیادی را به سینما بکشاند و فیلمسازان و تهیهکنندگانی که همچنان به دنبال یافتن راه حل به سراغ این کلیشه ها میروند، وسوسه تکرار موفقیتهای مالی آن آثار را در سر میپرورانند.
کلیشهها اگر خوب پرداخته شوند و حتی اگر تا اندازهای خود را به خواست مخاطب و برآوردن نیازهای او نزدیک کنند نه تنها بد نیستند، بلکه شاید به عنوان اکسیری سهل الوصول، در این دوره سکون و سکوت و انجماد سینما به شمار آیند.
"پسر تهرونی" مانند آثار مشابه گویی در خلاء نوشته و ساخته شده است. اصلاً پلی برای ارتباط میان فیلم و مخاطب وجود ندارد وقتی می گوید؛ جوانهای امروزی از یک چیزی حرف میزنند که خودشان به آن میگویند عشق و در واقع هوس است و ... خود نویسنده و فیلمساز هم فقط جملهای می گویند که دیالوگی برقرار شود و داستانشان پیش برود.
انگار منظوری از گفتن این جمله ندارند و فقط میگویند که گفته باشند. اصلاً کدام نسل را مخاطب قرار میدهند؟ این حرفها حرف کیست؟ این حرفها همان حرفهایی است که در فیلمفارسیهای پنجاه سال پیش زده میشد و آن موقع شاید کاربرد بیشتری داشت و فیلمسازان امروز ما برای استفاده مجدد حتی آن را به روز نمیکنند.
پنجاه سال گذشته است و در این پنجاه سال شکل روابط و خواستهها عوض شده. باز هم میشود از کلیشهها استفاده کرد و از آنها جواب گرفت به شرطی که دست کم سطحیترین لایههای زندگی آدمهای امروز را مد نظر قرار دهیم نه سطحیترین لایههای زندگی در خلاء را...
فیلمساز تلاش کرده که رنگ و لعاب زیادی بر فضا و صحنه و گریم بپاشد، رنگهای تند و شاد در لباس و رنگ ماشین و طراحی صحنه به چشم میخورند (تلویزیون هم مدتهاست که چنین رنگ آمیزی را یاد گرفته است) .انگار فیلمساز سرگردان است که چه چیزی تاثیر کمیک دارد و چه چیزی ندارد و هر چه به ذهنش رسیده را رو کرده است.
نکته دیگر چیزی است که فیلمفارسیهای موفق گذشته و موفقترینشان یعنی گنج قارون از آن بهرهمند بودند، اما فیلمفارسیهای امروزی یا از آن بیبهرهاند و یا به شکلی به سراغش رفتهاند که برای مخاطب ملموس نیست و آن "امید" است. امید به معجزه، امید به یک جرقه، امید به افتادن یک اتفاق متفاوت و غیر منتظره، این اتفاق، همان چیزی است که بیشتر اوقات (و البته نه همیشه) به عنوان نقص فیلمنامه نویسی فیلمفارسی به شمار میآید و جزء قوانین نانوشته آن نیز هست. مهم این بود که "گنج قارون"، مخاطب عام را خرسند و "امیدوار" از سالن سینما بیرون میفرستاد.
در آثار جدید، اثر از مخاطب و جنس و زندگی و واقعیات او آنقدر فاصله دارد که در امیدواری شخصیتهایش شریک نمیشود. برای مثال به سراغ "پسر تهرونی" میرویم. سروش یا همان پسر تهرونی ناچار است در مدت کوتاهی ازدواج کند (تا این جایش طبق قانون فیلمفارسی درست پیش میرود) چون اگر ازدواج نکند پدرش او را به زندان میاندازد!
تماشاگر میگوید خب بیندازد! مگر چه می شود؟ نه تماشاگر پدر او و تصمیمش را جدی میگیرد و نه زندان رفتن سروش به معنی کتک خوردن
و شکنجه اوست و نه قرار است اعدام شود و نه هیچ چیز دیگری از این قبیل انتظارش را میکشد تا تماشاگر علاقمند به رهیدن او از زندان باشد.
حتی یک آبروریزی ساده و پیشگیری از آن میتوانست بسیار موثرتر از این زندان و آن سرگرد مهربانش (!) عمل کند. در چنین شرایطی واضح است که مخاطب در داستان و در پی آن با امیدها و آرزوهای شخص اول بازی شریک نمیشود و اما نکته آخر اخلاقگرایی است (که خوشبختانه"پسر تهرونی" کمتر از سایر فیلمهای اینچنینی خودش را درگیر آن کرده) در این نقطه بیشتراین فیلمها در حد و حدود محدودیتهای تلویزیونی عمل میکنند و حتی گاهی روی تلویزیون را هم سفید کردهاند.
به این مفهوم که در تعریف آنها، اخلاق دارای یک مرز کاملاً مشخص مانند سیم خاردارهای الکتریکی است. اگر از این سمت قدمی به جلو برداری پودر میشوی، نیست و نابود میشوی و به مفهوم دیگر کاملاً فاسد و مضر برای اجتماع به شمار میروی و در عوض در ورودی بزرگی آن سوتر برای پدرها قرار میدهند که بدون اینکه کک شان هم بگزد میتوانند از آن عبور کنند و به بهانههای کلافه کننده همه چیز را زیر پا بگذارند و شمشیر تیز قضاوت فیلمساز که جوانترها را با یک لرزش به دو شقه مساوی تقسیم میکرد برای آنها به چتر حمایت بدل میشود که بارزترین نمونهاش را همین اواخر در فیلم "پاتو زمین نذار" ساخته ایرج قادری شاهد بودیم که بیشک و در این وانفسا کلنگی بر گور دسته جمعی اخلاقیات و فرهنگ به شمار میرود.
تلاش میکنیم "غریبهای در شهر" به جشن سینمای ایران برسد
مهر: تهیهکننده فیلم سینمایی "غریبهای در شهر" از تلاش برای آماده شدن این فیلم برای حضور در سیزدهمین جشن سینمای ایران خبر داد.
داریوش بابائیان در این ارتباط گفت: هم اکنون این فیلم توسط حامد رضی در مرحله تدوین قرار دارد و صداگذاری را هم رضی انجام می دهد، اما هنوز برای ساخت موسیقی قرارداد نبسته ایم. امیدوارم بتوانیم تا جشن سینمای ایران "غریبهای در شهر" را آماده نمایش کنیم. در غیر اینصورت در اولین فرصت و بهترین شرایط آن را اکران عمومی میکنیم.
طرح اولیه فیلمنامه "غریبهای در شهر" متعلق به جهانگیر جهانگیری بوده و سیروس رنجبر آنرا نوشته است. موضوع فیلم اجتماعی با درونمایه طنز و داستان جوانی است که به تازگی از زندان آزاد شده، او وارد شهری میشود که مدتها از آن دور بوده و متفاوت با گذشته است.
در این فیلم اکبر عبدی، رضا شفیعیجم، ارژنگ امیر فضلی، حدیث فولادوند، شاهرخ استخری، رزیتا حفیظ ، شاهرخ نورمحمدی و الهام ناظمی ایفای نقش میکنند.
بابائیان که تهیه کنندگی مجموعه تلویزیونی "پرانتز باز" کیومرث پور احمد را برعهده دارد، افزود: این مجموعه هم اکنون در مراحل فنی قرار دارد و پایان این هفته زمان پخش آن از شبکه تهران مشخص خواهد شد .
فیلمنامه "پرانتز باز" را پوراحمد با همکاری اصغر عبداللهی نوشته است. در خلاصه داستان "پرانتز باز" آمده است: یک ساختمان متروکه در گوشهای از شهر که زمانی مسافرخانه قدیمی بوده با حضور آقای گلشهر بازسازی میشود و به صورت یک مهمانخانه مجلل شروع به کار میکند و...این مجموعه در 26 قسمت 60 دقیقهای با حمایت سیمافیلم برای شبکه تهران تولید میشود.
اکبر عبدی، رضا کیانیان، مرضیه برومند، مهرانه مهینترابی، مجید سعیدی، ابراهیم آبادی، بهرام شاهمحمدلو، مهدی احمدی، رضا بابک، عطیه غبیشاوی، محمدرضا ترابی، مالک سراج، امیر غفارمنش، فردوس کاویانی، طناز طباطبایی و.. در این مجموعه بازی میکنند.
فصل تازه سینمای ایران با "درباره الی" و "بیست"
مهر: نمایش موفق و درخشش فیلمهای سینمایی "درباره الی" و "بیست" در محافل بینالمللی نشاندهنده اقبال مخاطب خارجی به تجربههای تازه سینمای ایران و نویدبخش آغاز فصلی تازه برای آن است.
موفقیت فیلمهای سینمایی "بیست" ساخته عبدالرضا کاهانی و "درباره الی" اصغر فرهادی در دو جشنواره کارلووی واری و برلین نشاندهنده پویایی و بلوغ سینمایی است که گفته میشد خورشید اقبالش افول کرده است. سینمای ایران که در سالهای پیروزی انقلاب سفیری شایسته برای فرهنگ و هنر ایران بوده، بیشترین موفقیتها در عرصههای جهانی را به ارمغان آورده است.
توجه جشنوارههای جهانی به سینمای نوپای ایران که پس از جمهوری اسلامی متولد شده بود در سالهای اخیر کمرنگ شده و نمایندگان سینمای ایران در جشنوارههای خارجی کمتر با استقبال گسترده روبرو میشوند. با این همه نامهای شاخص این عرصه مانند عباس کیارستمی،مجید مجیدی، جعفر پناهی و محسن مخملباف همچنان مرکز توجه جشنوارههای خارجی هستند حتی اگر فیلمهایشان انتظارهایی که از آنها وجود دارد را برآورده نکند.
اما رویکرد تازه سینماگران ایرانی به سینمای اجتماعی که هنوز بسیار جوان و نوپاست به سرعت در جشنوارههای خارجی با اقبال روبرو شد. فرهادی و کاهانی را میتوان نماینده این جریان دانست که نویدبخش دورانی تازه برای سینمای ایران است. فرهادی و کاهانی هویت مستقل و نگاهی خاص دارند که شبیه به دیگرفیلمسازان موفق ایرانی نیست. ممکن است تاثیرپذیری از یک جریان سینمایی یا چند فیلمساز در فیلمهای این دو دیده شود، اما نمیتوان آنها را متهم کرد از فیلمسازی تقلید میکنند.
منتقدان سینمای جشنوارهای بر این باورند که سینماگرانی که فیلمهایشان خارج از مرزهای ایران با استقبال مواجه میشود تمایلی برای نمایش آثارشان در ایران ندارند و ارتباط با مخاطب داخلی برایشان مهم نیست. فیلمهای فرهادی و کاهانی ثابت میکنند که هم میتوان با عوامل حرفهای فیلم ساخت، هم با تماشاگر داخلی ارتباط برقرار کرد و هم در جشنوارههای خارجی به موفقیت رسید.
"درباره الی" و "بیست" از دل سینمای حرفهای آمدهاند و توانمندی سینماگران ایرانی را نشان میدهند. در این فیلمها دنیای انتزاعی و تمثیلی و زبان پیچیده و نمایش بدویت و فقر فرهنگی و اقتصادی به چشم نمیخورد. هر دو کارگردان در قصهگویی موفق هستند، ساختار سینمایی را رعایت کرده و کوشیدهاند زبانی جهانشمول داشته باشند.
موفقیت این فیلمها در عرصه بینالمللی علاوه بر نمایش توانمندی و استعداد سینماگران ایرانی نشان میدهد با تغییر جهت و رفتن به سمت تجربههای تازه سینمای ایران میتواند جایگاه غبطهبرانگیز خود را در سالهای نه چندان دور به دست آورد. نسلی از سینماگران که مقلدان سینمای کیارستمی، مخملباف و پناهی بودند نتوانستند در عرصه جهانی موفقیتی برای سینمای ایران به همراه آورند، آثار آنها اصالت سینمای فیلمسازان شاخص ایرانی را نداشت و طبیعی بود جشنوارههای خارجی به آنها توجه نکند.
توجه به "درباره الی" و موفقیت "بیست" در جشنواره کارلووی واری نشان میدهد سینمای ایران در حال پوست اندازی و تجربه شیوههای تازه در جذب مخاطب بینالمللی است. ادامه این جریان به نفع سینمای ایران است، سینمایی که هم مخاطب داخلی جذب میکند، هم برای اکران در داخل ایران و با توجه به مقرراتی که وجود دارد مشکلی ندارد و هم میتواند در جشنوارههای خارجی با اقبال روبرو شود.
"درباره الی" و "بیست" محصول کامل و نتیجه طبیعی جریانی هستند که سینمای ایران در سالهای پس از پیروزی انقلاب طی کرده است. سینمایی که از پس فراز و فرودهای بسیار گذشته و به دوران پختگی رسیده است. این جریان در صورت ادامه میتواند کاملتر و در داخل و خارج با اقبال روبرو شود.
سینمای کودک مقهور رقیبان شده است
یک منتقد سینمایی تغییر شرایط اجتماعی، گسترش شبکههای تلویزیونی، افزایش تفریحها برای کودکان را باعث تغییر جایگاه سینمای کودک و کاهش میزان استقبال از آن میداند.
نیما حسنینسب به مهرگفت: جدول فروش فیلمهای سینمایی یک دهه پیش در ایران و حضور فیلمهای کودک در صدر پر فروشترین فیلمها بیانگررونق فیلم کودک درآن سالها است، در آن دوران محدودیت سرگرمی به مفهوم عام برای مخاطب کودک بسیاربود و تعداد شبکهها، برنامههای تلویزیون، بازیها و تفریحات مختلف به اندازه امروز نبود.
وی گفت: محدودیت حاکم بر موسیقی پاپ در آن روزها فیلمهای شاد و موزیکال کودکانه را جذاب تر میکرد وفضاهای فانتزی و شوخیهای موجود درروند داستان فیلم، علاوه بر کودکان برای بزرگسالان نیز جذاب بود. توجه و حضور بزرگسالان درسینماها به همراه کودکان از عوامل فروش فیلمها به حساب می آمد. در سالهای اخیر با فوران برنامههای طنز و سریالهای شبانه نیاز خانوادهها از طریق تلویزیون تامین شده وعلاقه آنها به سینما کم شده است. .
حسنی نسب ادامه داد: در دورهای که "دزد عروسکها" ، "شهر موشها" ،" گلنار" و"گربه آوازخوان" با فروش چشمگیر روبه رو بود، هنوز برای کودکان و نوجوانان ایرانی بازی رایانه ای، فیلم و کتابهای هری پاتر،ارباب حلقهها، چارلی و خانه شکلات سازی و بی شمار کارتون سه بعدی جذاب دوبله شده همزمان با اکران جهانی قابل دسترس نبود و این سرگرمیها جانشین سینما نشده بود.
این منتقد افزود: شرایط حاکم بر سینما در یک دهه پیش ساخته شده توسط دولت و یا سازمانهای متولی نمایش فیلم نبود، محصول همان دوره زمانی بود و بازگشت به آن نیازمند ایجاد همان شرایط است که هرگز امکان پذیر نیست و دستورالعمل و برنامه ریزی خاص توسط سازمانها کمکی به رونق فیلم کودک نمیکند.
این روزنامه نگارگفت: شاید تنها کسانی که میتوانند روزهای رونق فیلم کودک را دوباره احیا کنند معدود فیلمسازانی هستند که سینمای کودک و سلیقه کودکان را می شناسند و اگر به یاد آوریم در میان حجم گسترده فیلمها وبرنامههای تهیه شده برای عید امسال، مجموعه کلاه قرمزی 88 تبدیل به پر بینندهترین، جذاب ترین و پر سروصدا ترین برنامه عید شد، می توانیم تاثیرسازندگان حرفه ای را دررونق و شکوفایی برنامه ها و فیلمهای مرتبط با کودکان باور کنیم و منتظر خلق آثار جذاب و قابل قبول از آنها در سینما و تلویزیون باشیم.
"به دنبال خوشبختی" منتظر پروانه نمایش است
مهر: فیلم سینمایی "به دنبال خوشبختی" به کارگردانی بهمن گودرزی با پایان مراحل فنی برای دریافت پروانه نمایش به وزارت ارشاد ارائه شده است.
به گزارش خبرنگار مهر، "به دنبال خوشبختی" نخستین فیلم گودرزی است که پوریا پورسرخ ، لیلا اوتادی، مریم امیرجلالی ، محسن زهتاب، پرستو مقدم، شهزاد کمالزاده، کیانوش گرامی، نیکی نصیریان وغلامرضا بنفشهخواه در آن بازی میکنند.
"به دنبال خوشبختی" داستان عطا، جوان ساده و باصفایی است که سالهاست دل در گرو تینا دارد، اما این ساده دلی و صفای او عوامل موجهی برای رضایت خانواده تینا با این وصلت نیست و با ورود نصرت به زندگی او اتفاقهای ناخواسته ای رقم می خورد.
عوامل این فیلم عبارتند از نویسنده: ساحره طالبی زاده، بازنویسی فیلمنامه : ب. گودرزی، مدیر فیلمبرداری : فریبرز سیگارودی، صدابردار : آرش برومند، طراح صحنه و لباس : سهیل میرسپاسی، آهنگساز : مازیار فلاحی، تدوین: سیاوش کردجان، مدیرتولید: محمد شایسته، تهیه کننده : مرتضی شایسته. محصول هدایت فیلم.
مقانلو در فیلم "مردان زمین" صباغزاده بازی میکند
فیلم تلویزیونی "مردان زمین" به تهیهکنندگی و کارگردانی مهدی صباغزاده و بازی نسرین مقانلو امروز در تالش کلید میخورد.
این فیلم بر مبنای فیلمنامه شیوا کاظمی و به سفارش سیمافیلم تهیه میشود و داستان آن درباره سه خواهر و یک برادر است که با کار و تلاش در شالیزاری که به آنها ارث رسیده، محصولشان را چند برابر میکنند.
در فیلم 90 دقیقهای "مردان زمین" نسرین مقانلو در نقش انیس، محمد رضا هدایتی در نقش نقی، رامتین خداپناهی در نقش کریم، الیکا عبدالرازقی در نقش مونس ، سحر آربین در نقش هاجر، پرویز شاهین خو در نقش مش رمضان و شایان تربیت دوست در نقش مجتبی بازی میکنند.
دیگر عوامل این فیلم عبارتند از: حسن قلیزاده مدیر تصویربرداری، علی واجد سمیعی مجری طرح، مجتبی علیشاه مدیر تولید، شهریار شهامت دستیار اول و
برنامه ریز، بابک اخوان صدابردار، سحر شهامت طراح صحنه و لباس، مهرنوش طبیبی طراح گریم و مریم مرادی منشی صحنه.
گوی بلورین به "فرشته کنار دریا"
چهل و چهارمین جشنواره بینالمللی فیلم کارلووی واری
با اهدای جایزه گوی بلورین بهترین فیلم به "فرشته کنار دریا" به کارگردانی فردریک دومون و جایزه ویژه هیئت داوران به "بیست" عبدالرضا کاهانی به پایان رسید.
به گزارش مهر، معتبرترین رویداد سینمایی منطقه اروپای مرکزی و شرقی که از 12 تیرماه در شهر کارلووی واری جمهوری چک آغاز شده بود، شنبه شب با اهدای جوایز به برگزیدگان رشتههای مختلف به کار خود پایان داد و گوی بلورین بهترین فیلم به فیلمی از بلژیک و کانادا اهدا شد.
دومون فیلمساز بلژیکی که با "فرشته کنار دریا" همراه با 13 فیلم دیگر از جمله "بیست" کاهانی برای دریافت جایزه بزرگ جشنواره کارلووی واری رقابت میکرد، این جایزه را به همراه 30 هزار دلار پول نقد از آن خود کرد. فیلم داستان کودکی تلخ یک پسر نوجوان و رابطهاش با پدری دوستداشتنی اما سختگیر است.
فردریک دومون جایزه گوی بلورین کارلووی واری را از جان مالکوویچ گرفت.
هیئت داوران کارلووی واری به ریاست کلودی اوسار "بیست" را شایسته دریافت جایزه ویژه به همراه 20 هزار دلار پول نقد دانست. نیکی کریمی، رودریگو پلا، سرگئی دوورتسوی، ماریا بونهوی، ایوان زاچاریاس و کنت توران اعضای هیئت داوران بودند. کاهانی پس از دریافت جایزه، آن را به مردم ایران تقدیم کرد و از حاضران خواست مردم ایران را ایستاده تشویق کنند.
جایزه بهترین کارگردان به آندریاس درسن آلمانی برای کمدی "ویسکی با ودکا" رسید و پاپریکا استین دانمارکی برای بازی در درام "تشویق" و الیویه گورمه بلژیکی برای "فرشته کنار دریا" و پل جاماتی آمریکایی برای "ارواح سرد" بازیگران برگزیده زن و مرد لقب گرفتند. در این بخش از فیلیپ گاباچ بازیگر 15 ساله "خوکچهها" تقدیر شد.
هیئت داوران بخش مستند کارلووی واری جایزه خود را به مارکو اشکوب مستندساز اسلواک اهدا کرد که سه سال پیش هم در این جشنواره درخشیده بود. در این بخش از اوندی تایمونر مستندساز آمریکایی هم تقدیر شد. در بخش مستندهای کمتر از 30 دقیقه هم جایزه اصلی به "واگا" تولید مشترک آلمان، هند و پاکستان رسید.
در بخش رقابتی شرق غرب جایزه اصلی داوران به فیلم روسی "اتاق و نصفی" به کارگردانی آندری خرژانفسکی اهدا شد و جان مالکوویچ بازیگر آمریکایی در مراسم اختتامیه جشنواره چهل و چهارم کارلووی واری گوی بلورین مشارکت هنری در دنیای سینما را دریافت کرد. ایزابل هوپر هم چند روز پیش همین جایزه را از مدیران جشنواره گرفته بود.
جشنواره کارلووی واری 2009 شب گذشته با نمایش فیلم سینمایی "قایقی که تکان خورد" به کارگردانی ریچارد کرتیس به پایان رسید و چهل و پنجمین دوره این رویداد معتبر سینمایی از دوم تا دهم ژوئیه 2010 در جمهوری چک برگزار میشود.
مجموعه شبانه "شمسالعماره" به زودی از شبکه دو پخش میشود
مهر: مجموعه تلویزیونی شبانه "شمس العماره" به کارگردانی سامان مقدم و تهیهکنندگی رامین عباسیزاده به زودی روی آنتن شبکه دو میرود.
به گزارش خبرنگار مهر، مقدم و گروهش مشغول آماده کردن 20 قسمت از این مجموعه 72 قسمتی هستند که به سفارش گروه فیلم و سریال شبکه دو تهیه میشود.
مجموعه "شمسالعماره" مضمون طنز دارد و هانیه توسلی، مسعود رایگان، رویا تیموریان، فرهاد آئیش، مهرانه مهینترابی، علی قربانزاده، مرجانه گلچین، ارژنگ امیرفضلی، ملیکا شریفینیا، سروش صحت، ندا مقصودی، شهره سلطانی و... در آن بازی میکنند.
در خلاصه داستان این مجموعه آمده است: در عمارت شمسالعماره گشایش مراسم عروسی برپاست. اتفاقی در آن مراسم میافتد که تیر و طایفه گشایش را بر هم میریزد. از آن پس هر کس از خاندان گشایش تلاش میکند آن اتفاق را به نفع خود سامان دهد.
عوامل مجموعه "شمسالعماره" عبارتند: از سرپرست نویسندگان: امید سهرابی، نویسندگان: آذردخت بهرامی، علی دلگشایی، رضا فرهادی و ...، مدیر تولید: طهورا ابوالقاسمی، کارگردان تلویزیونی: افشین اربابی، مدیر تصویربرداری: مرتضی غفوری، صدابردار: ناصر انتظاری، طراح صحنه: گلناز گلشن، طراح گریم: ایمان امیدواری و دستیار کارگردان و برنامهریز: آلاله هاشمی.
پیشتر از این اعلام شده بود پخش این مجموعه از 20 تیرماه شروع میشود، اما به تاخیر افتاد.
"نویسنده" به "خاطره" تغییر نام داد
مهر: نام فیلم سینمایی "نویسنده" به کارگردانی نادر طریقت و تهیهکنندگی حبیب اسماعیلی به "خاطره" تغییر کرد.
این فیلم که آخرین مراحل فنی را پشت سر میگذارد احتمالا در جشنواره فیلم کودک همدان روی پرده میرود. "خاطره" درباره کودک آزاری و اثر مخرب آن بر کودکان و جامعه است.
مهناز افشار، پژمان بازغی، حبیب اسماعیلی، لادن طباطبایی، شبنم قلیخانی، سعید تهرانی، شمسی فضلالهی ، داریوش اسدزاده، پوریا پورسرخ، ملیکا ناظری، حامد زیاران و علیرضا شجاعی بازیگران این فیلم هستند. سایر عوامل این فیلم عبارتند از؛ مدیر فیلمبرداری: علیرضا زریندست، مشاور کارگردان: تهمینه میلانی، مدیر هنری: مجید میرفخرایی، طراح گریم: سودابه خسروی، طراح صحنه و لباس: ملودی اسماعیلی، تدوین: بهرام دهقانی و رضا شیروانی، موسیقی: ناصر چشمآذر، جلوههای ویژه: عباس شوقی و صداگذار: اسحاق خانزادی.
تابستان دیگر فصل کمدیهای عامهپسند نیست
فصل تابستان فصل اکران فیلمهای کمدی و عامهپسند است. به نظر میرسد پخشکنندگان فیلم طبق قاعدهای نانوشته ترجیح میدهند در این فصل فیلمهای کمدی را اکران کنند تا مردم که اوقات فراغت بیشتری نسبت به فصلهای دیگر دارند در سینما رفتن و استفاده از بساط سرگرمی تردید نکنند.
به گزارش خبرنگار مهر، نمایش ناامید کننده "هرچی تو بخوای" به کارگردانی محمد متوسلانی و فروش معمولی "خروس جنگی" دو کمدی که چند هفته است میهمان سالنهای شهر تهران هستند نشان میدهد که سینمای ایران روزهای خوشی را نمیگذراند. سینمایی که این روزها تنها برگ برندهاش فروش میلیاردی "اخراجیها 2" بوده و تمام آرزوهایش را در ارقام فروش فیلم "درباره الی" گره زده است.
اما آنچه دیده میشود و آمار و ارقام موجود بر آن تاکید دارند، استقبال کم مخاطبان از فیلمهایی است که برای جذب مخاطب ساخته شدهاند. "هر چی تو بخوای" که برای رسیدن به اکران عمومی مسیر پرفراز و نشیبی را طی کرده هنوز به رقم 100 میلیون تومان نرسیده است.
فیلم سه بازیگر اصلی دارد که در میان آنها مجید صالحی بیشتر از بقیه محبوب است و حضورش میتواند علاقمندان طنزهای تلویزیونی را به سالنهای سینما بیاورد. متوسلانی تلاش کرده فضایی مفرح و سرگرمکننده در فیلم به وجود بیاورد و از کلیشههای کمدی رمانتیک درست استفاده کند.
"هر چی تو بخوای" تا امروز موفقیتی در جذب مخاطب نداشته است. مخاطبی که ترجیح داده در تب و تاب انتخابات و حادثههای پس از آن به سینما نرود یا اگر فیلمی را انتخاب میکند به سراغ یک کمدی سرگرمکننده نرود.
"خروس جنگی" در نگاه اول فروشی قابل قبول دارد اما با توجه به روزهای نمایش، تعداد سالنها و قیمت بلیت، رسیدن فیلم به مرز 130 میلیون تومان پس از 18 روز امیدوار کننده نیست. در حالی که در سالهای گذشته فیلمهایی که فروش متوسط داشتند در تهران حدود 400 میلیون تومان فروش میکردند، در ماههای اخیر فیلمها به سختی به مرز 200 میلیون تومان در تهران رسیدهاند.
در حالیکه از "پسر تهرونی" به عنوان یکی از امیدهای اکران تابستان نامبرده میشود که فیلم در روزهای نخست نمایش عمومی 4 میلیون تومان فروخته و در صورتی که فروش فیلم به همین صورت ادامه پیدا کند، هم نمیتوان فروش فوقالعادهای را برای سومین فیلم راستگفتار متصور شد.
جدال فیلمهای کمدی روی پرده در جدال با یکدیگر برای جذب مخاطب بیشتر، ادامه دارد اما در این بین "درباره الی" تنها فیلم روی پرده است که با در نظرگرفتن شرایط استقبال خوبی از آن شده است. استقبال از چهارمین فیلم اصغر فرهادی نشان میدهد باید درباره سلیقه مخاطب و شرایط اکران بازنگری کرد و نمیتوان طبق یک قاعده همیشگی برای عرضه و نمایش فیلمها تصمیم گرفت.
تکراری بودن موضوعها، ضعف فیلمنامه و اجرا، ترکیب ثابت بازیگران و داستانهای قابل پیشبینی پاشنه آشیل کمدیهای عامهپسندی است که در سالهای اخیر سهم بزرگی از بازار تولید و نمایش فیلم در سینمای ایران را به خود اختصاص دادهاند. تماشاگر در همین کمدیهای عامهپسند هم به دنبال تازگی و طراوت است. این را فروش بالای "اخراجیها 2" و "چارچنگولی" تائید میکند.
جنس شوخیها، دیالوگنویسی و بعضی روابط شخصیتها در این فیلمها برای مخاطب سینمای کمدی تازگی و طراوت دارد، امتیازی که اغلب کمدیهای سالهای اخیر سینمای ایران از آن بهرهای ندارند.
فرجی:
امسال بیش از 35 فیلم تلویزیونی در شبکه دو تولید میشود
مهر : مدیر شبکه دو از تولید بیش از 35 فیلم تلویزیونی، پایان نگارش مجموعه تاریخی "داستانهای هزار و یکشب"، اختصاص ساعت ویژه برای برنامههای کودک و نوجوان و استفاده از کارگردانهای جدید برای ساخت مجموعههای طنز در این شبکه خبر داد.
مهدی فرجی درباره تولید فیلمهای 90 دقیقهای گفت: امسال بیش از 35 فیلم تلویزیونی میسازیم. پارسال هم همین تعداد فیلم را ساختیم و مشکل مالی در این باره نداشتیم، مگر آنکه فیلمنامه آماده نبوده یا گروه تولید آمادگی نداشتند. بنابراین تولید آن فیلمها به امسال موکول شده است.
وی درباره ساخت مجموعه "داستانهای هزار و یکشب" که دو سال پیش وعده تولید آن را شبکه دو داده بود، توضیح داد: تولید پروژههای سنگین تاریخی مستلزم فرآیندی است. نگارش فیلمنامه این مجموعه با وسواس زیادی انجام میشود و همه جوانب مورد بررسی قرار میگیرد. امسال نگارش فیلمنامه "داستانهای هزار و یکشب" به پایان میرسد و بعد درباره تولید آن تصمیم میگیریم.
مدیر شبکه دو در پاسخ به این سؤال که چرا با توجه به تعریف شبکه دو هنوز مجموعههایی با موضوعهایی غیر از کودکان و نوجوانان تصویب و تولید میشود، گفت: در حال حاضر قرار نیست تمام برنامههای شبکه دو تحتالشعاع برنامههایی برای کودکان و نوجوانان قرار بگیرد.
فرجی ادامه داد: تا ساعت 19 ویژه برنامهها و مجموعههای نمایشی کودکان و نوجوانان از شبکه دو پخش و بعد از آن برنامههای روتین شبکه ادامه دارد. به مرور زمان برنامههای کودکان و نوجوانان این شبکه افزایش مییابد و امیدواریم به جایی برسیم که شبکه دو به عنوان شبکهای برای کودکان و نوجوانان تعریف شود.
وی درباره تولید مجموعههای طنز در این شبکه گفت: مجموعه طنز "شمسالعماره" به کارگردانی مهدی فرجی مراحل تصویربرداری را سپری میکند و از نیمه تیرماه روی آنتن شبکه دو میرود. طرح مجموعههای طنز دیگری هم به شبکه رسیده و مشغول بررسی هستیم. قصد داریم از کارگردانان جدید برای تولید مجموعههای طنز استفاده کنیم. نمونه آن مجموعه "شمسالعماره" است که مقدم آن را میسازد.
بازندهترین مرد اسکار نقشی در پرفروشترین فیلم سال ندارد
مهر: کوین اوکانل که دو سال پیش برای بیستمین بار پیاپی در رشته تدوین صدا در اسکار بازنده شد، در "ترانسفورمرها: انتقام شکستخوردگان" برخلاف قسمت قبلی این فیلم حضور ندارد تا شاید پرفروشترین فیلم سال 2009 در این رشته بتواند یک اسکار ببرد. لس آنجلس تایمز اعلام کرد "ترانسفورمرها: انتقام شکستخوردگان" به کارگردانی مایکل بی و بازی شیا لابوف و مگان فوکس برخلاف قسمت اول چندان در میان منتقدان محبوب نبوده، اما انتظار میرود مانند سلف خود در بخشهای فنی نامزد اسکار شود. "انتقام شکستخوردگان" در حالی از منتقدان سایت معتبر متاکریتیک نمره 42 از 100 گرفته که "ترانسفورمرها" سال 2007 نمره 61 گرفته بود و نمره آن در سایت روتن تومیتوز هم عدد 67 بود. در حالی که قسمت دوم همین فیلم از منتقدان روتن نمره بسیار پائین 22 گرفته است. عملکرد تازهترین ساخته مایکل بی در گیشه به احتمال فراوان میتواند بسیار فراتر از قسمت اول "ترانسفورمرها" باشد و در میان تماشاگران شیفته فیلم یک گروه ویژه نیز حضور دارند؛ اعضای رشتههای فنی آکادمی علوم و هنرهای سینمایی که میخواهند قابلیتهای "ترانسفورمرها 2" را در بخشهای صدا، جلوههای ویژه و... بررسی کنند. "ترانسفورمرها" در سه بخش صدا، تدوین صدا و جلوههای ویژه نامزد اسکار شد، اما هر دو اسکار صدا را به "اولتیماتوم بورن" و اسکار جلوههای ویژه را به "قطبنمای طلایی" باخت. با این حال از انجمن متخصصان جلوههای ویژه چهار جایزه گرفت تا نشان دهد طراحان و مجریان جلوههای ویژه فیلم کار خود را درست انجام دادهاند.
بی برای "انتقام شکستخوردگان" بسیاری از اعضای همان گروه فنی فیلم قبل را استخدام کرد تا موفقیت "ترانسفورمرها" را در این فیلم نیز تکرار کنند. یکی از بازماندگان آن گروه کوین اوکانل تدوینگر صداست که دو سال پیش در مراسم اسکار بازنده شد تا برای بیستمین بار پیاپی ناکامی در اسکار را تجربه کند و بازندهترین مرد اسکار لقب بگیرد.
اوکانل این بار در فیلم سینمایی "دشمنان عمومی" به کارگردانی مایکل مان با بازی جانی دپ و کریستین بیل همکاری کرده تا شاید برای بیست و یکمین بار نامزد اسکار تدوین صدا شود و برای بیست و یکمین بار ببازد. امسال احتمالا بخت به گروه تولید فیلم "ترانسفورمرها" لبخند میزند و آنها بدون یک بازنده همیشگی اسکار را میبرند.
زکریا در فیلم "اسرار پدری" بازی میکند
مهر: سحر زکریا در فیلم تلویزیونی "اسرار پدری" به کارگردانی مسعود اطیابی بازی میکند.
این فیلم 90 دقیقهای به تهیهکنندگی یدالله شهیدی، بر مبنای فیلمنامه عباس شیرمحمدی به سفارش سیمافیلم تهیه میشود. نقش مقابل زکریا را دانیال حکیمی بازی میکند.
در خلاصه داستان "اسرار پدری" آمده است: سامان توفیقی روانشناس مشهور کودک به طور اتفاقی مهشید همدانشگاهیش را میبیند. سامان در آن سالها قصد ازدواج با او را داشت، اما مهشید فرد دیگری را به همسری انتخاب میکند. سامان وقتی متوجه میشود مهشید از همسرش جدا شده بار دیگر به او پیشنهاد ازدواج می دهد.
پرونده "X 11" بسته شد
مهر: صداگذاری مجموعه تلویزیونی "X 11" به کارگردانی رحیم حسینی و تهیهکنندگی نعیم سخراوی به زودی به پایان میرسد و این مجموعه برای پخش آماده میشود. این مجموعه که محصول شبکه استانی مرکز خوزستان است ابتدا از یک شبکه سراسری پخش میشود. جلیل فرجاد، علی اوسیوند، زهره حمیدی، علی امیدوار و رضا حیاتی بازیگران "X11" هستند. داستان این مجموعه درباره یک مهندس پتروشیمی وزارت نفت است. او فرمولی کشف میکند که گروهی قصد دارند آن را سرقت کنند. این مجموعه در 13 قسمت پخش میشود و تیرداد سخایی فیلمنامه آن را نوشته است.
عوامل "X11" عبارتند از تصویربردار: سهیل خویشکار، طراح صحنه و لباس: مهدی بداقی، گریم: بابک شعاعی، الدوز عزیزی، صدابردار: امیر شاهوردی، تدوینگر: سعید یاسیپور، آهنگساز: محمد محمدعلی، عکاس: بنیامین بهادری و مدیر تولید: محسن توکلی. حسینی کارگردان مجموعه این روزها در حال بررسی چند پیشنهاد است و به زودی ساخت یک مجموعه یا فیلم سینمایی را شروع میکند. او فیلم سینمایی "پیک نیک در میدان جنگ" و مجموعه "دریا در غربت" را در کارنامه دارد.
کلامی "رستگاری در عید" را تهیه میکند
مهر: حسن کلامی به زودی فیلم تلویزیونی "رستگاری در عید" را در مرکز سیمافیلم تهیه میکند.
حسن کلامی تهیهکننده تلویزیون و سینما که سابقه اسارت دارد، خاطرات خود از این دوران را در یک فیلمنامه گردآوری کرده است. فیلمنامه اولیه را کلامی و بهروز فروغی نسخه نهایی را نوشته است.داستان این فیلم درباره نقشه فرار چند رزمنده ایرانی از اسارتگاه عراق است.با آماده شدن شرایط تولید، کلامی پیشتولید را شروع و کارگردان را انتخاب میکند.
این تهیهکننده به تازگی فیلم سینمایی "زخم شانه حوا" را با موضوع دفاع مقدس به کارگردانی حسین قناعت تولید کرد. کلامی فیلمهای "شیشه مات"، "کودک و فرشته" و "ماهیها عاشق میشوند" را تهیه کرده است.
با "لطفاً دور نزنیم" از تیپ پیرمردهای خشن فاصله گرفتم
مهر: محمدرضا هدایتی بازی در مجموعه تلویزیونی "لطفاً دور نزنیم" را فرصتی برای خلق یک تیپ جدید دانست که او با بازی در آن از نقش پیرمردهای خشن فاصله گرفته است.
محمدرضا هدایتی درباره بازی در مجموعه تلویزیونی "لطفاً دور نزنیم" به کارگردانی مهدی مظلومی گفت: نقش اصغر باغآبادی در این مجموعه ویژگیهایی داشت که من را برای بازی ترغیب کرد. تاکنون این نقش را بازی نکرده بودم و تفاوت زیادی با دیگر نقشهایم داشت. در واقع فرصتی برای تجربه یک تیپ جدید بود.
وی در ادامه افزود: معمولاً در کارهای مهران مدیری به عنوان یک پیرمرد خشن جا افتاده بودم و بازی در مجموعه "لطفاً دور نزنیم" منجر به فاصله گرفتن من از ایفای نقش پیرمردهای خشن شد. در این مجموعه ایفاگر یک فرد مهربان، آرام و سادهلوح هستم. علاقمند بودم خودم را در یک نقش جدید محک بزنم و این فرصت در این مجموعه برایم پیش آمد.
این بازیگر درباره اینکه برای ایفای نقش اصغر باغآبادی تا چه حد از بداهه استفاده کرده، گفت: بداهه لازمه مجموعههای طنز است و خلق تیپ و تکهکلامهای اصغر در "لطفاً دور نزنیم" پیشنهاد خودم بود. البته این تیپ فاصله زیادی با ذهن کارگردان برای ایفای نقش اصغر داشت، اما آقای آئیش بازیگردان مجموعه هم با پیشنهاد من موافق بودند، به همین دلیل مظلومی هم مخالفت نکرد.
هدایتی درباره اینکه در آثار طنز، شیرین بودن شخصیت اهمیت بیشتری نسبت به روش بازیگری دارد، توضیح داد: تا زمانی که شخصیت در مجموعه طنز شیرین نباشد مخاطب هم نمیتواند با آن همذاتپنداری کند. البته برخی بازیگران کمدی شیرین هستند و لازم نیست کاری انجام دهند، اما متاسفانه من این طور نیستم و باید تیپی بسازم که برای مخاطب شیرین باشد.
این بازیگر درباره همکاری با مظلومی گفت: او کاملاً بازیگر را برای نقشی که قرار است بازی کند، راحت میگذارد تا پیشنهاد خود را بدهد. علاوه بر آن فضای شادی را در پشت صحنه برای گروه فراهم کرد. مظلومی و آقای سیگارودی مدیر تصویربرداری با وسواس زیاد کار را انجام میدادند و انرژی زیادی میگذاشتند. هدایتی ادامه داد: خیلی از پلانهای این مجموعه حرکتی بود و این کار را برای عوامل سخت میکرد، اما هیچیک از پلانها مثل هم تصویربرداری نشد. دکوپاژ مظلومی متفاوت بود. برای من تجربه ایفای یک نقش متفاوت بود و همه عوامل زحمت کشیدند. مردم باید قضاوت کنند که چقدر از دیدن کار لذت بردند، چون ما برای مردم کار میکنیم.
"لطفاً دور نزنیم" به تهیهکنندگی سیدامیر پروینحسینی جمعه ساعت 23 از شبکه تهران پخش و شنبه ساعت 19 تکرار میشود. فیلمنامه را رضا مقصودی نوشته و داستان آن درباره دختری است که عمویش برای ازدواج با خواستگارانش شروط سختی دارد. محمد کاسبی، آناهیتا همتی، مهران رجبی، بهزاد رحیمخانی، زهره حمیدی، جواد عزتی و ویدا شهشهانی بازیگران آن هستند.
شیر و عسل به جشن خانه سینما میرود
مهر: فیلم سینمایی "شیر و عسل" به کارگردانی آرش معیریان و تهیهکنندگی سیدمحسن وزیری با پایان مراحل فنی برای نمایش در سیزدهمین جشن خانه سینما آماده میشود. سیدمحسن وزیری تهیهکننده این فیلم گفت: آرش معیریان تدوین را انجام میدهد و علی رشیدی صداگذاری را برعهده دارد. اگر طبق برنامه پیش برویم تدوین این هفته به پایان میرسد. اگرچه فیلم اواخر تیرماه آماده نمایش میشود اما احتمالا پس از عید فطر آن را اکران میکنیم.وی افزود: اگر مراحل فنی به پایان برسد فیلم را در جشن خانه سینما شرکت میدهیم. فیلم ظرفیت این را دارد که در کنار جذب مخاطب عام در جشن خانه سینما یا جشنواره فیلم فجر داوری شود.
پوریا پورسرخ، فتحعلی اویسی، مهران غفوریان، علی صادقی و افسانه پاکرو بازیگران این فیلم کمدی هستند. مجتبی رحیمی فیلمبردار، آرش افشار طراح چهرهپردازی و امیر توسلی آهنگساز این فیلم هستند.
آرش معیریان فیلمهای سینمایی "کما"، "شارلاتان"، "چپ دست" و "آنکه دریا میرود" را در کارنامه دارد. سیزدهمین جشن خانه سینما 27 شهریور برگزار میشود.
فیلمهای عامهپسند در مجموعه جدید سینمایک پخش میشود
مهر: مدیر تامین برنامه شبکه یک از پخش مجموعه جدید برنامه سینمایک در فصل پائیز و پخش فیلمهای عامهپسند که حرفی برای گفتن دارند در این برنامه خبر داد. کامبیز اخوانصفا درباره پخش مجموعه جدید برنامه سینمایک گفت: هر برنامه روتین پس از مدتی نیاز به فرصتی برای بازنگری دارد تا مواردی در برنامه اضافه یا حذف شود. میتوانستیم پخش سینمایک را ادامه دهیم و فیلمها را دوبله و پخش کنیم، اما ترجیح دادیم برای مدتی پخش برنامه متوقف شود تا بخشهای مختلف آن را تقویت کنیم.
وی در ادامه افزود: البته تلاش میکنیم سایت برنامه به روز باشد تا ارتباط ما با مخاطبان قطع نشود. مجموعه جدید سینمایک فصل پائیز بعد از ماه رمضان روی آنتن شبکه یک میرود. از هم اکنون مشغول انتخاب و دوبله فیلمها هستیم. بیشتر تمایل داریم فیلمهایی را انتخاب کنیم که با سلیقه عموم همخوانی داشته باشد و از فیلمهای مخاطب خاص فاصله میگیریم.مدیر تامین برنامه شبکه یک ادامه داد: در مجموعه جدید فیلمهای عامهپسندی پخش میشوند که حرفی برای گفتن و نقد و بررسی داشته باشند. این طور نیست که ما هر فیلمی را پخش کنیم. فیلمهای جکی جان و خاص را همه شبکهها در قالب برنامههای مختلف پخش میکنند، اما ما این نوع فیلمها را برای سینما یک در نظر نمیگیریم.اخوانصفا درباره برنامههای آینده شبکه یک گفت: مجموعه تلویزیونی "در چشم باد" از جمعه 12 تیرماه بصورت هفتگی روی آنتن میرود. پخش مجموعه "بشارت منجی" هم شروع شده است. تا فصل پائیز مجموعه ایرانی جدیدی روی آنتن نمیرود. البته خرید مجموعه استرالیایی "دایره جنایی" را پیگیری میکنیم. 14 قسمت از این مجموعه از شبکه یک پخش و با استقبال مخاطبان رو به رو شد.
مسابقههای محبوب دهه 60 در "نقره" مرور میشود
مهر: برنامه زنده تلویزیونی "نقره" به تهیهکنندگی محمد صوفی پس از وقفه چند هفتهای جمعه 12 تیرماه روی آنتن میرود. محمد صوفی گفت: این هفته گلچینی از مسابقههای محبوب دهه 60 در برنامه پخش میشود. این مسابقهها بر اساس نظر مردم و پیامکهای آنها انتخاب شدهاند. ازهفته آینده برنامه با حضور میهمان روی آنتن میرود.
منصور ضابطیان نویسنده این برنامه زنده است و احسان کرمی اجرای آن را بر عهده دارد. پخش این برنامه از نیمه خرداد به دلیل تقارن با ایام عزاداری و انتخابات متوقف شده بود.این برنامه هر جمعه ساعت 12 از شبکه یک پخش میشود. مهین شهابی، داریوش فرضیایی، جلال مقامی، زهره شکوفنده و عذرا وکیلی از هنرمندانی هستند که تاکنون به برنامه "نقره" دعوت شدهاند.
پیشتولید "رهایی از زمین" شروع شد
پیشتولید فیلم تلویزیونی "رهایی از زمین" به کارگردانی محمد قاسمی و تهیهکنندگی قاسم اموری شروع شد.
قاسم اموری، تهیهکننده این فیلم گفت: پیشتولید این فیلم از یکشنبه شروع شده و به زودی با انتخاب عوامل و بازیگران این فیلم دو هفته دیگر مقابل دوربین میرود. "رهایی از زمین" در تهران، اردبیل، آستارا و تبریز تصویربرداری میشود.
وی افزود: "رهایی از زمین" فیلمی اجتماعی برای مخاطب کودک ونوجوان است اما به دلیل نوع قصه و فضاسازی برای خانوادهها هم جذاب است. قصد داریم از بازیگران حرفهای در این فیلم استفاده کنیم. نقش اصلی را یک پسر نوجوان 14 ساله بازی میکند که برای انتخاب این بازیگر در حال تست گرفتن از چند نوجوان هستیم.
داستان این فیلم درباره پسری است که والدینش را از دست داده است. پدربزرگ پسر در جمهوری آذربایجان زندگی میکند و او تصمیم میگیرد پدربزرگش را به ایران بیاورد. قاسم اموری تهیهکنندگی فیلمهای تلویزیونی "چهاربهار" و "از یاد رفته" را در کارنامه دارد.
طهماسب در بخش سوم "کلانتر 3" بازی میکند
مهر: ناصر طهماسب این روزها مشغول بازی در بخش سوم مجموعه تلویزیونی "کلانتر 3" به کارگردانی محسن شاهمحمدی است.
اصغر زائری تهیهکننده این پروژه گفت: در این بخش طهماسب در کنار نفیسه روشن، معصومه آقاجانی و میرطاهر مظلومی بازی میکند. در مجموع تصویربرداری این مجموعه به نیمه رسیده و گروه در منطقه ولنجک مشغول ضبط هستند.
تصویربرداری "کلانتر 3" از 29 بهمن 87 به نویسندگی و کارگردانی مسعود شاهمحمدی شروع شد و هنوز هم ادامه دارد. این مجموعه شامل شش بخش است.
تصویربرداری دو بخش به پایان رسیده است. ایرج نوذری، فرهاد مهادیان، لیلا موسوی و لیلا ترانه بازیگران ثابت "کلانتر 3" هستند و نقش پلیس را ایفا میکنند.
در بخش اول یوسف مرادیان، حمیرا ریاضی، لیلا برخورداری، الیزابت امینی و هادی مهدیکیا و در بخش دوم بهناز جعفری، مینا جعفرزاده، میرطاهر مظلومی و خاطره حاتمی بازی کرده اند.
عوامل این پروژه 26 قسمتی که به سفارش شبکه یک تهیه میشود عبارتند از: امیر قربانخانی مدیر تصویربرداری، رضا کنشلو و مسعود دادگری صدابرداران، عزیز روحی طراح گریم، منیره ملکی طراح صحنه و لباس، علی هفتهای دستیار اول کارگردان و برنامهریز، مریم احمدی منشی صحنه و غلامرضا میرزاصادقی
مدیر تولید.
کشف رازهای زندگی طبقه متوسط در چهارمین فیلم فرهادی
مهر:"درباره الی" چهارمین فیلم اصغر فرهادی و داستانی پرتعلیق درباره روابط اجتماعی است که مانند دیگر آثار او تصویری باورپذیر و گاه تکاندهنده از زندگی طبقه متوسط و زوایای آشکار و پنهان آن ارائه میدهد.
فرهادی در چهارمین فیلم خود به شکلی معجزهآسا هم اقبال منتقدان را به دست آورده و هم در جشنوارههای خارجی با استقبال روبرو شده است. استقبال مخاطب داخلی از فیلم میتواند زنجیره موفقیتهای آن را کامل کند.
امتیازها:
"درباره الی" در نگاه اول نسبت به "چهارشنبهسوری" مضمونی ملایم و معتدل دارد، گرچه در لایههای زیرین میتوان رگههایی از مایههای مورد علاقه فیلمساز را یافت. "درباره الی" تصویری باورپذیر از موقعیتی تکاندهنده و تلخ است. تلخی فیلم حاصل بحرانی است که مرگ الی آن را عیان میکند و واقعیتی که پیش چشم مخاطب قرار میدهد.
فیلم در کنار روایت یک ماجرای هراسانگیز زوال ارزشهای اخلاقی را ترسیم میکند و فروپاشی باورها را هشدار میدهد. پایان فیلم گرچه با حل و فصل شدن ماجرا همراه است، اما فیلمساز بر تنهایی سپیده تاکید میکند. سپیده در گوشه آشپزخانه نشسته و ویلا در سکوتی مرگبار فرورفته است. بحران پایان ندارد، مرگ الی واقعیتهایی را آشکار کرده که انکار آنها دیگر امکانپذیر نیست.
فرهادی در "درباره الی" مسیری کاملا متفاوت با "چهارشنبهسوری" دنبال کرده، گرچه ساختمان اصلی قصه شبیه بیشتر کارهای فرهادی درباره روابط انسانی، پیچیدگیها و لایههای مختلف آن است، اما ساختار تصویری فیلم و قالب آن با "چهارشنبهسوری" تفاوت دارد. "درباره الی" یک درام پرشخصیت است و نمایش یک وضعیت که از سکون به بیتعادلی میرسد و در پایان شکنندگی این آرامش و پوسته ظاهری خوشبختی و سرخوشی بیشتر از پیش روشن میشود.
فرهادی استاد نمایش چنین موقعیتهایی است و به خوبی میداند چطور با نمایش جزئیات این تغییر موقعیت را به نمایش بگذارد. در "درباره الی" ظاهر بازیگرها پس از غرق شدن دختر جوان تغییر میکند، چهرهها به هم میریزد و در نگاهها نوعی استیصال به چشم میخورد.
واکنش عصبی شخصیتها و تنشهایی که در روابط زوجها به وجود میآید بحران را برای مخاطب فیلم باورپذیرتر میکند. فیلم از بینندهاش پیش است، کارگردان میتواند تا آخرین لحظه مخاطب را در تعلیق نگه دارد و او را غافلگیر کند. ورود نامزد الی در یک سوم پایانی فیلم موتور درام را دوباره روشن میکند و این فرصت را به وجود میآورد که زوایای دیگر شخصیت الی و همراهانش در سفر روشن شود.
فرهادی پیش از این در "چهارشنبهسوری" ثابت کرده بود میداند چطور بینندهاش را همراه قصهای کند که هر لحظه ممکن است آدمهای درگیرش واکنشی غریب و غیر قابل پیشبینی داشته باشند. او به خوبی بحران را نمایش میدهد. صحنه غرق شدن الی و تلاش پیمان، احمد و... برای نجات او با دوربین روی دست فیلمبرداری شده و حس ترس و اضطراب را به مخاطب منتقل میکند.
یکی از امتیازهای فیلم این است که ذهن مخاطب را درگیر کشف واقعیت ماجرا میکند، رازآلودگی و ابهامی که در شخصیت الی وجود دارد، تصمیمگیری درباره آنچه بر او گذشته را سخت میکند، بیننده پس از پایان فیلم همچنان درگیر پیچیدگیهایی است که این درام انسانی داشته است.
احیاکننده سینمای اجتماعی:
"درباره الی" خرس نقرهای بهترین کارگردانی جشنواره برلین را به دست آورده و در جشنواره فیلم فجر و ترایبکا تحسین شده است. چهارمین فیلم فرهادی نماینده سینمایی است که عدهای باور دارند خورشید اقبالش در جهان غروب کرده است.
فرهادی نه از نسل فیلمسازانی است که زمانی با تقلید از عباس کیارستمی، موفقترین کارگردان سینمای ایران ،در یک چشمانداز بینالمللی میخواستند قلههای جشنوارههای معتبر اروپایی را فتح کنند و نه مانند کارگردانهایی که به میل و سلیقه جشنوارههای داخلی فیلم میسازند، در مسیر قواعد و مقررات رسمی سینمای ایران قدم برداشته است. او توانسته با چهار تجربه سینمایی زندهکننده سینمای اجتماعی باشد، سینمایی که در دهه 50 و اواسط دهه 70 دوران رشد و بلوغ را پشت سر گذاشته و مدتی است فیلمساز شاخص نداشته است. فرهادی احیاکننده سینمای اجتماعی است، سینمایی که تصویری واقعی و تکاندهنده از زندگی معاصر در جامعه ایران ترسیم میکند و البته این درامهای اجتماعی به دلیل عمق شخصیتها و درستی روابط درباره انسان امروز هم هست و این امتیاز ماندگاری فیلمهای فرهادی را بیشتر میکند.
بازیگری:
فرهادی به استناد چهار فیلم و یک مجموعهای که کارگردانی کرده بازیگری را میشناسد و میکوشد از بازیگرها در فیلمهایش تصویری دیگرگون ارائه دهد. بازیها در فیلمهای این کارگردان کاملا واقعگرا و بدون اغراق هستند. در "درباره الی" این ویژگی به کمال دیده میشود.
او در کنار استفاده از بازیگران حرفهای مانند گلشیفته فراهانی، ترانه علیدوستی و شهاب حسینی از مانی حقیقی و پیمان معادی هم در نقشهایی خاص استفاده کرده است. یکدستی بازیها نشان میدهد فرهادی قواعد بازی گرفتن از بازیگران حرفهای و غیر حرفهای را میداند و در هماهنگ کردن بازیها به نفع فیلم مهارت دارد.
از میان بازیگران این فیلم ستایششده تنها حسینی سیمرغ بلورین بهترین بازیگری را از جشنواره بیست و هفتم به دست آورد که البته این جایزه به خاطر این فیلم و "سوپراستار" به او اهدا شد. "درباره الی" میتوانست در بازیگری جوایز بیشتری دریافت کند. فراهانی، حقیقی و معادی میتوانستند اختتامیه جشنواره بیست و هفتم را با یک سیمرغ ترک کنند.
حواشی:
فرهادی مثل همیشه بهار پارسال فیلمبرداری "درباره الی" را در سکوت خبری آغاز کرد. بازیگران و عوامل فیلم از هر گونه مصاحبه و ارتباط با رسانهها منع شدند تا خبری از فیلم داده نشود. فرهادی برای آنکه بازیگران با شخصیتها همراه شوند در تمرینهای مفصل و طولانی پیش از فیلمبرداری بخشهایی از روابط شخصیتها را که در فیلم نمیبینیم با آنها تمرین میکرد تا بازیگران نسبت به شخصیتها و گذشته آنها آگاهی بیشتری داشته باشند.
علیدوستی تنها بازیگری است که از "چهارشنبهسوری" به "درباره الی" آمد و فرهادی تلاش کرد ترکیبی تازه از بازیگران را کنار هم قرار دهد. صابر ابر که در "دایره زنگی" حضور داشت در "درباره الی" نقش جدی و کوتاه را تجربه کرد. گروهی با توجه به سوابق بازیگری ابر معتقد بودند این نقش مناسب او نیست، اما فرهادی اصرار داشت ابر نقش نامزد الی را بازی کند.
محمود رضوی تهیهکننده جوان "درباره الی" در سینمای حرفهای چهرهای شناختهشده نیست و با اولین فیلمش به یکی از مهمترین تهیهکنندههای سینما تبدیل شد. "درباره الی" قرار بود نوروز اکران شود، اما به دلایلی نمایش آن به تعویق افتاد. بالاخره پیش از برگزاری انتخابات فیلم روی پرده رفت، در حالی که در فاصله نوروز تا خرداد شایعههایی درباره توقیف آن به گوش میرسید. گروهی معتقدند نمایش فیلم در شرایط فعلی به زیان آن تمام شده و "درباره الی" میتوانسته مخاطب بیشتری داشته باشد.
پیشنهاد:
تماشای "درباره الی" حوصله میخواهد، قصه فیلم کمی با تاخیر شروع میشود و تماشاگر باید تحمل دیدن مقدمهای که کارگردان برای طرح مسئله اصلی برایش فراهم میکند داشته باشد. در این فیلم جزئیات اهمیت دارد و نمیتوان بدون توجه به این جزئیات از دیدن "درباره الی" لذت برد.
توصیه میشود اگر صبر و تحمل ندارید و میخواهید یک داستان مفرح و سرگرمکننده ببینید و همراه با دیدن فیلم با بغل دستیتان صحبت کنید، این فیلم را انتخاب نکنید. "درباره الی" رازهایی دارد که در هر بار دیدن کشف میشوند و لذتی مضاعف برای تماشاگر به وجود میآورند.
"درباره الی" مانند کمدیهای پرفروشی که این روزها روی پرده میرود پر از شوخیهای سبک فیزیکی و کلامی نیست. جنس شوخیهای فیلم، نوع روابط و فضایی که پیش چشمتان قرار میگیرد به دلیل شبیه بودن به واقعیت زندگی حیرتانگیز و جذاب است. دیدن فیلم تجربه خاصی است که باید با آگاهی اتفاق بیفتد.
فروش:
فیلم در یک هفته نخست نمایش 200 میلیون تومان فروش کرد. همزمانی اکران عمومی فیلم با بالا رفتن تب انتخابات این انتظار را به وجود میآورد که "درباره الی" نتواند آنطور که انتظار میرود در جذب مخاطب موفق باشد. فروش 200 میلیونی در یک هفته گرچه قانعکننده نبود، اما این امید را به وجود میآورد که "درباره الی" پرفروشترین فیلم اکران تابستان شود.
در هفته دوم فروش فیلم به 300 میلیون تومان رسید در شرایطی که جامعه درگیر مسئل پس از انتخابات بود و بعضی سینماهای شهر تعطیل بودند. این هفته با متعادل شدن شرایط "درباره الی" میتواند تماشاگر بیشتری جذب کند. هنوز هم چهارمین فیلم اصغر فرهادی امید اکران تابستان است، کارگردانی که فیلم پرمخاطب "چهارشنبهسوری" را در کارنامه دارد.
رمضانی "دمزری" را کارگردانی میکند
مهر: غلامرضا رمضانی به زودی فیلم تلویزیونی "دمزری" را به تهیهکنندگی مهدی شفیعی مقابل دوربین میبرد. این فیلم 90 دقیقهای برای مخاطب کودک و نوجوان تولید میشود، فیلمنامه را لیلا نادری نوشته که داستان آن درباره تعدادی دانش آموز است که در تابستان دنبال مرغی به اسم دمزری می گردند . در این میان یکی از دانش آموزان به نام تیمور به دلیل منافع اقتصادی مانع پیدا شدن این مرغ می شود و ....
این فیلم مردادماه و پس از پایان بازنویسی فیلمنامه در روستایی نزدیک گرگان کلید میخورد. رمضانی که این روزها مشغول تصویربرداری فیلم سینمایی "همبازی" است ،
پس از پایان این فیلم تصویربرداری "دمزری" را شروع میکند."دمزری" در مرکز سیمافیلم تولید میشود.
غلامرضا رمضانی فیلمهای سینمایی "قفلساز"، "حیات"، "بازی"، "چرخ" و "عبور از تله" را برای مخاطب کودک و نوجوان کارگردانی کرده است.
سبط احمدی "بازگشته" را مقابل دوربین میبرد
مهر: فیلم تلویزیونی "بازگشته" به نویسندگی آرش برهانی و تهیهکنندگی علیرضا سبطاحمدی مقابل دوربین میرود. این فیلم تلویزیونی داستانی درباره دفاع مقدس دارد و روایت بازگشت یک آزاده پس از سالها به ایران است. حضور او در خانواده مسائلی را به وجود میآورد. با پایان نگارش فیلمنامه پیش تولید شروع میشود و تصویربرداری این فیلم در شهرک دفاع مقدس، مناطق جنگی و مرز انجام میشود.علیرضا سبط احمدی به زودی تولید سه فیلم "باتوم"، "پلو خورش" و "سنگ اول" را به کارگردانی ابراهیم فروزش شروع میکند."زمانی برای دوست داشتن" و "نغمه" فیلمهایی هستند که سبط احمدی تهیه کرده است.
"شبی در تهران" به شبکه نمایش خانگی آمد
مهر: فیلم سینمایی "شبی در تهران" به کارگردانی بهرام کاظمی و بازی ماهایا پطروسیان به تازگی وارد شبکه نمایش خانگی شد. این فیلم سینمایی ماجرایی طنزآمیز دارد. رامبد جوان، سعید پیردوست و رابعه اسکویی دیگر بازیگران این فیلم کمدی هستند که بدون اکران در جشنواره فیلم فجر بهمن ماه گذشته اکران عمومی شد.
بهرام کاظمی پیش از این فیلم تجربهای در گونه کمدی نداشته و با "شبی در تهران" که پیش از این "مصاحبه" نام داشت برای نخستین بار ساخت فیلم کمدی را تجربه کرد.ماهایا پطروسیان و رامبد جوان پیش از "شبی در تهران" در فیلمهای "کمکم کن" و "زن بدلی" همبازی شده بودند. "پادزهر"، "از صمیم قلب" و "عروس فراری" فیلمهای دیگر بهرام کاظمی هستند.
"مسافر زمان 2"
مخاطبان را از مجموعههای آپارتمانی دور میکند
مهر: کارگردان مجموعه تلویزیونی
"مسافر زمان 2" هدف خود را از ساختن این مجموعه دور کردن مخاطبان تلویزیون از فضای سریالهای آپارتمانی اعلام و تولید آن را کسب یک دنیا تجربه برای خودش ذکر کرد.
مسعود نوابی درباره کارگردانی مجموعه "مسافر زمان 2" که مجموعه اول آن را هم خود ساخته ،گفت: پخش سری اول این مجموعه در سال 83 مورد استقبال بینندگان قرار گرفت، به همین دلیل پورحسین (مدیر سابق شبکه دو) پیشنهاد ساخت سری دوم این مجموعه را داد و کار به جلیل عرفانمنش، مدیر سابق گروه تاریخ این شبکه سپرده شد. در سری اول این مجموعه به مقاطع مختلف از جمله دوره قجر، کودتای 28 مرداد و انقلاب پرداختیم.
وی در ادامه افزود: اما در سری دوم این مجموعه بعد از برگزاری جلسات، مقطع ساسانیان را انتخاب کردیم، چون در این دوره با شکوفایی معماری و فرهنگ رو به رو هستیم. مثلاً اولین کتبیه آجری و آسیاب بادی در این دوره ساخته شد. آقای عرفانمنش طرح سری دوم "مسافر زمان" را نوشتند و بر آن اساس فاطمه خدامی فیلمنامه را در 800 صفحه نوشت.
این کارگردان اشاره کرد: بعد از مطالعه فیلمنامه احساس کردم به جای فیلمنامه، رمان نوشته شده و ویژگی تصویری آن کم است. گرچه کارگردانی پروژه "مسافر زمان 2" مشکل بود، اما من انجام کارهای سخت را دوست دارم. در مجموع هدفم از ساختن این مجموعه دور کردن مخاطبان تلویزیون از فضای سریالهای آپارتمانی بود.
نوابی ادامه داد: مخاطبان دیگر از دیدن موضوعهایی همچون اختلاف خانوادگی خسته شده اند و نیاز دارند فضاهای جدیدی را ببینند. عوامل برای تولید این پروژه زحمت زیادی کشیدند. پیدا کردن لوکیشن مناسب با دوره ساسانیان کار آسانی نبود. مثلاً پوشش گیاهی در آن زمان کاملاً فرق میکرد و ما برای اینکه نزدیک به فضای آن زمان شویم به جنگل کومره سرخی که در نزدیکی شیراز قرار داشت، رفتیم و بخشهایی از کار در آنجا ضبط شد تا فضا کاملاً برای مخاطبان قابل باور باشد.
وی درباره روند طولانی تولید این مجموعه و اینکه تغییر مدیریت شبکه دو تاثیری در این پروژه گذاشت؟ گفت: نگارش فیلمنامه و دریافت کد تولید زمانبر بود. تغییر مدیریت شبکه دو بر روند پروژه تاثیر مثبت و خوبی گذاشت. آقای فرجی بعد از مطالعه فیلمنامه نظرات خود را به من گفتند و ما بر آن اساس تغییرات را اعمال کردیم.
این کارگردان در پاسخ به این سئوال که با توجه به تغییر ذائقه مخاطبان، فکر نمیکردید فضای مجموعه "مسافر زمان2" دیگر برای مخاطب تازگی نداشته باشد، گفت: نه، چون این مجموعه ویژگیهای خاصی داشت و میدانستم مخاطبان با آن ارتباط برقرار میکنند. در بخشی از این مجموعه نام فرضی روستای زیارت را انتخاب کردیم که مخاطبان بعد از دیدن این بخش مجموعه به دنبال روستای زیارت بودند. این استقبال مخاطبان نشان میدهد با آن ارتباط برقرار کردند.
نوابی درباره دکورهای مجموعه "مسافر زمان 2"
گفت: در ابتدا قصد داشتیم شهر ساسانی را بسازیم، اما مشکلات مالی این اجازه را به ما نداد، به همین دلیل از دکورهای مجموعه "مریم مقدس" استفاده کردیم. البته تغییرات کلی در داخل دکورها دادیم تا به دوره ساسانیان نزدیک شود. وی درباره طراحی لباسهای این مجموعه افزود: قبل از تولید این مجموعه تحقیقات 500 صفحهای دانشگاهی برای دوره ساسانیان داشتیم. علاوه بر آن عکسهایی از بنای نقش رجب واقع در شیراز که مربوط به دوره ساسانیان میشد، گرفتیم و لباسها بر مبنای عکسها طراحی شد.
این کارگردان یادآور شد: برای رنگ لباسها هم از گچبریهای کاخ اردشیر بابکان در فیرزوآباد الهام گرفتیم و از رنگهای صورتی و آبی فیروزهای استفاده کردیم. بنابراین در طراحی لباس این مجموعه ایرادی وارد نیست. گرچه به دلیل بودجه محدود نتوانستیم دکور شهر ساسانی را بسازیم و در تصویربرداری محدودیتهایی داشتیم، اما سعی کردیم کاملاً فضای مجموعه را به دوره ساسانیان نزدیک کنیم.نوابی درباره انگیزه خود برای قرار دادن تقابل طنز و تاریخ در مجموعه "مسافر زمان 2" گفت: در سری اول این مجموعه هم از طنز استفاده کرده بودیم و مورد توجه مخاطبان هم قرار گرفت. من قبل از ساخت مجموعه "مسافر زمان 2" همه اقشار، حتی نوجوانان را در نظر گرفتم و علاقمند بودم کاری بسازم که مورد توجه همه مخاطبان قرار بگیرد، به همین دلیل از طنز استفاده کردم، اما به هیچ وجه به سمت لودگی نرفتیم.وی درباره دیالوگهای مجموعه "مسافر زمان2" توضیح داد: وقتی به عنوان تماشاگر مجموعههای تاریخی را میبینم از نحوه بیان دیالوگها اذیت میشوم، چون ترکیب زبانهای فارسی، عربی و ترکی است، اما در مجموعه "مسافر زمان 2" سعی کردم از فارسی فردوسی استفاده کنم، به همین دلیل روی گویش خیلی کار کردم و بعد از نگارش فیلمنامه محمد شریعتی که از کهننویسان متبحر است، بهره بردیم و او دیالوگها را دوباره بازنویسی کرد. در این مجموعه حتی از یک کلمه عربی هم استفاده نشده است.
این کارگردان درباره تضاد دیالوگ تاریخی اشکبوس (جعفر دهقان) و دیالوگ اردشیر (علی دهکردی) توضیح داد: در ابتدا نویسنده تمام دیالوگها را تاریخی نوشته بود، حتی برای شخصیتهایی همچون اردشیر که به زمان گذشته برمیگشت، اما فکر کردم بهتر است شخصیتهای زمان حال با زبان خود صحبت کنند، به همین دلیل سه دسته شخصیت را در قصه در نظر گرفتم.
نوابی ادامه داد: افرادی مثل اشکبوس که تاریخی صحبت میکنند. اردشیر که قشر لمپن زمان حال است و ناهید (زیبا بروفه) از قشر فرهیخته است. در واقع این تضاد به عمد بود تا نشانگر فرهنگ افراد مختلف باشد.
وی درباره انتخاب بازیگران این پروژه توضیح داد: معمولاً جذب بازیگران برای پروژههای طولانی مدت مشکل است. از سوی دیگر وقتی ما تولید مجموعه "مسافر زمان 2" را شروع کردیم چند پروژه فاخر دیگر ساخته میشد و ما برای انتخاب بازیگران محدودیت داشتیم، مسلماً برای این مجموعه هم نامزدهای دیگری داشتیم، اما در مجموع از بازی همه بازیگران این پروژه راضی هستم.
این کارگردان درباره گریم اغراقآمیز اردشیر (دهکردی) توضیح داد: من با نظر شما موافق نیستم، چون او تاکنون نقشهایی مثل اردشیر را خیلی کم بازی کرده، ممکن است این تصور برایتان پیش آمده باشد و گرنه گریم مناسبی داشت.نوابی در پایان اشاره کرد: کارگردانی مجموعه "مسافر زمان 2" برایم یک دنیا تجربه بود و همه عوامل برای تولید این پروژه زحمت کشیدند.مجموعه تلویزیونی "مسافر زمان 2" به تهیهکنندگی ذبیحالله اوجاقلو روزهای پنجشنبه از شبکه دو پخش میشود. اسماعیل محرابی، مائده طهماسبی، زیبا بروفه، بهاره رهنما، نیما فلاح، مهدی صبایی، رامین ناصرنصیر، مهدی فقیه، ولیالله مومنی، زهره صفوی، پردیس افکاری، مازیار اکبری، محمدرضا ساربان و آزاده ریاضی دیگر بازیگران این مجموعه هستند.
"مسافر زمان 2" روایت زندگی ناهید و هوشیار است که شرط ازدواج آنها با یکدیگر فروش خانه کلنگی پدر هوشیار است تا بتوانند با آن به زندگی خود سر و سامان بدهند، اما پدر هوشیار خانه را نمیفروشد، چرا که در این خانه در جستجوی گنجی است که اجداد وی از آن صحبت کردهاند. جستجوی گنج، خانواده هوشیار را به غاری باستانی میکشاند که ...
احمدجو فیلمنامه نخستین طنز شبانه خود را به شبکه سه تحویل داد
مهر: امرالله احمدجو فیلمنامه مجموعه طنز شبانه "اوسنه پادشاهی" را برای تولید به شبکه سه تحویل داده است.
احمدجو درباره پروژه جدید گفت: نگارش طنز شبانه "اوسنه پادشاهی" در 50 قسمت به پایان رسیده و آن را به شبکه سه تحویل دادهام تا آن را مطالعه کنند. هنوز زمان تولید این پروژه مشخص نیست.مجموعه "اوسنه پادشاهی" روایتگر پادشاهی است که ماجراهای مختلفی برایش اتفاق میافتد. این مجموعه به یک مقطع تاریخی خاص نمیپردازد و داستانها مثل مجموعه "سلطان و شبان" خیالی است. داستانها قسمت قسمت است و برخی قصهها در دو قسمت روایت میشود. این مجموعه به تهیهکنندگی رضا جودی به سفارش گروه فیلم و سریال شبکه سه تهیه میشود. امرالله احمدجو مجموعههای "روزی روزگاری" و "تفنگ سرپر" را کارگردانی کرده است.
"دکانهای پیامبری" به زودی تدوین میشود
مهر: تدوین فیلم تلویزیونی "دکانهای پیامبری" به کارگردانی مهدی علیمیرزایی شروع میشود. تصویربرداری این فیلم تلویزیونی به تهیهکنندگی داود رسولیان اخیراً به پایان رسیده و هنوز تدوینگر پروژه مشخص نشده است. فیلم "دکانهای پیامبری" به سفارش سیمافیلم تهیه میشود و داستان آن درباره گرایش برخی جوانان به عرفانهای نوظهور است. در این فیلم محمد مختاری، رامین راستاد، مرجان سپهری ،فاطمه راستی یگانه و... بازی کردند. از دیگر عوامل این پروژه میتوان به بهزاد علیآبادیان مدیر تصویربرداری، غلامرضا جهانمهر طراح گریم، سینا گنجوی دستیار کارگردان، حمیدرضا یارندپور صدابردار، صادق فهیمی طراح صحنه و لباس و امیر بهمنش منشیصحنه اشاره کرد.
ادامه تصویربرداری "به کجا چنین شتابان" در جنگلهای گیلان
تصویربرداری مجموعه تلویزیونی "به کجا چنین شتابان" به کارگردانی ابوالقاسم طالبی در جنگلهای گیلان ادامه دارد و نیمه مردادماه به پایان میرسد. هم اکنون گروه "به کجا چنین شتابان" در روستای رحیم آباد وسط جنگل مشغول کار هستند. تصویربرداری این مجموعه به تهیهکنندگی حسن شکوهی از 13 مهرماه پارسال در 26 قسمت 45 دقیقهای شروع شده و تا نیمه مردادماه طول میشود. همزمان با تصویربرداری مراحل تدوین و صداگذاری هم انجام میشود. در مجموعه "به کجا چنین شتابان" آهو خردمند، بهروز بقایی، رضا رویگری، علی عمرانی، بابک حمیدیان، عسل بدیعی، پرستو گلستانی، فریبا متخصص، شراره دولت آبادی، گیتی ساعتچی، نیلوفر شهیدی و فریدون مهرابی حضور دارند. داستان این مجموعه درباره جوانی است که قصد دارد یک شبه ره صد ساله را طی کند و در این راه با مشکلات زیادی رو به رو میشود. فیلمنامه این اثر را ابوالقاسم طالبی به همراه لیلی کریمان نوشته و عوامل آن عبارتند از: شهریار اسدی مدیر تصویربرداری، علی کاظمی مدیر تولید، مازیار شیخ محبوبی صدابردار، مسعود ولدبیگی طراح گریم، علی عابدینی طراح صحنه و لباس، علی نیکرفتار عکاس و داریوش اسقایی منشی صحنه.
"حیران" عارفپور در جشنوارههای تورنتو و هامبورگ شرکت میکند
مهر: فیلم سینمایی "حیران" نخستین ساخته بلند شالیزه عارفپور در دو جشنواره بینالمللی فیلمهای تورنتو و هامبورگ به نمایش درمیآید.
سی و چهارمین جشنواره فیلم تورنتو به صورت غیر رقابتی از 10 تا 19 سپتامبر (19 تا 28 شهریور) در کانادا برگزار میشود و "حیران" یکی از فیلمهایی است که در آن به نمایش درمیآید.
"حیران" که از فیلمهای حاضر در جشنواره بیست و هفتم فیلم فجر بود، در ادامه حضورهای بینالمللی خود در هفدهمین جشنواره فیلم هامبورگ هم روی پرده میرود. این جشنواره از 24 سپتامبر تا سوم اکتبر (دوم تا 11 مهرماه) در آلمان برگزار میشود.
در داستان فیلم آمده است: ماهی (دختر روستایی) با حیران (مهاجر جوان افغان) آشنا میشود و با وجود مخالفت خانواده با او ازدواج میکند. باران کوثری، مهرداد صدیقیان، مرحوم خسرو شکیبایی، فرهاد اصلانی، ژاله صامتی و... در "حیران" بازی کردهاند.
عوامل تولید "حیران" عبارتند از فیلمنامه: عارفپور و نغمه ثمینی، مشاور کارگردان: رخشان بنیاعتماد، طراح: امیر اثباتی، طراح گریم: مهرداد میرکیانی، صدابردار: ساسان نخعی، مدیر تولید: نوا روحانی، عکاس: گلاره کیازند، تهیهکنندگان: رخشان بنیاعتماد و کوثری، با مشارکت بانک اقتصاد نوین و مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی. "حیران" در بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر نامزد دریافت جوایز بهترین موسیقی متن، بهترین بازیگر نقش اول زن و بهترین کارگردانی در بخش فیلمهای اول و دوم بود.
"آشیانهای برای زندگی" از شبکه سه پخش میشود
مهر: فیلم تلویزیونی "آشیانهای برای زندگی" به کارگردانی حمید طالقانی و تهیهکنندگی سعید جهانیان از شبکه سه روی آنتن میرود.
در این فیلم که به سفارش سیمافیلم تهیه شده زنده یاد خسرو شکیبایی، فریبا متخصص، ابراهیم آبادی، بهزاد رحیمخانی، افشین سنگچاپ، کیانوش گرامی، شیوا خسرومهر و کیومرث ملک مطیعی بازی کردند.
"آشیانهای برای زندگی" داستان پیرمردی است که بعد از مرگ همسرش گمان میکند فرزندانش او را دوست ندارند، به همین دلیل تصمیم میگیرد از شمال به تهران بیاید و پیش از آنکه به سرای سالمندان برود، جایی را برای زندگی انتخاب کند.
عوامل این پروژه عبارتند از: سیدحسین موسوی مدیر تصویربرداری، کیوان ذوالفقاری طراح صحنه و لباس، محمد قومی طراح گریم و حمیدرضا همتی دستیار اول کارگردان و برنامهریز.
فیزیک و رایانه خانه ای را "بالا" می کشند!
مراحل تولید انیمیشن "بالا" ساخته جدید استدیوی پیکسار و والت دیسنی با مشکلات بسیار پیچیده ای مواجه بوده است که بدون حضور علوم رایانه ای و فیزیکی رفع این مشکلات امکان پذیر نبوده است.
درصورتی که بخواهید مشکلات محاسباتی پیچیده رایانه ای را تصور کنید به الگوریتمی که برای متحرک ساختن 10 هزار بادکنک هلیومی نیاز خواهد بود فکر کنید که هر یک به نخهایی مجزا اتصال داشته و با حرکاتی متفاوت خانه ای را به "بالا" می کشند.
این مشکلی است که تیم تولید کننده انیمیشن "بالا" در شرکت پیکسار در ابتدای تولید دهمین فیلم بلند انیمیشن که پنج سال به طول انجامید با آن مواجه بودند. امکان متحرک سازی دو بعدی و دستی این بادکنکها تقریباً برای گروه تولید وجود نداشت زیرا تعداد آنها بسیار زیاد بوده و هر یک تأثیر متقابل و متفاوتی بر یکدیگر داشتند به شکلی که در صورت فشرده شدن یک بادکنک توسط بادکنکی دیگر، بادکنک دوم نیز دیگری را تحت تأثیر قرار داده و این تأثیر به صورت موجی در میان خوشه بادکنکها باید دیده می شد.
با وجود اینکه فیلمنامه فیلم «بالا» بر اساس شخصیتهای اصلی فیلم شکل گرفته است، خوشه بادکنکها نیز نقش بسیار مهمی در شکل گیری فیلم دارد. پیکسار به منظور آغاز این فیلم با دو تن از متخصصان پرواز با بالون جهان همکاری کرده و صندلی را با اتصال به صدها بادکنک هلیومی به پرواز درآوردند تا از این طریق بتوانند حرکت دقیق هر یک از بادکنکها را محاسبه کنند.
به گفته استیو می دستیار فنی کارگردان در فیلم بالا ایده اصلی این فیلم به اندازه کافی بعید و دور از ذهن است و ساختن بادکنکهایی با توانایی به پرواز درآوردن یک خانه به صورتی قابل قبول می توانست این دور از ذهن بودن ایده را تلطیف کند.
انجام متحرک سازی بادکنکها علاوه بر اینکه با استفاده از شیوه دستی امکان پذیر نبوده است، رایانه های استاندارد تولید انیمیشن نیز توانایی انجام این عملیات را نداشته اند. در نهایت رایانه های
این شرکت با استفاده از قوانین فیزیک نیوتونی موفق به غلبه بر این مشکل شدند.
این فرایند به انیمیشن عملکردی شهرت یافته است و توسط یک الگوریتم و یا مجموعه ای از معادلات فیزیکی شرح داده می شود. این شیوه با فریم کلیدی (Key Frame) که انیماتور به واسطه آن در هر فریم حرکات جسم را تعیین می کند در تضاد کامل است. از این شیوه در تولید قسمتی از انیمیشن "اتومبیلها" که در آن بالغ بر 300 هزار اتومبیل به صورت مجزا متحرک شده بودند نیز استفاده شده است.
گروه فنی پیکسار با دادن اطلاعات حرکتی یکی از بادکنکها به رایانه، این خصوصیات را برای هر یک از بادکنکها شبیه سازی کرده و نرم افزاری
جدید با نام شبیه ساز فیزیکی را برای دستیابی به حرکات دقیق خوشه بادکنکها با استفاده از قوانینی فیزیکی ارائه کردند. به گفته می گاهی اوقات استفاده ترکیبی از غیرممکن های فیزیکی و نظریات بی نظمی نتایج شگفت انگیزی را در پی دارد. گروه رایانه ای نقشهای حرکتی بادکنکها را به رایانه دادند اما به دلیل اینکه برخی از موقعیتها در این خوشه بادکنکی تصادفی فرض شده بود، نتیجه ای نیمه تصادفی به دست آمد. به بیانی دیگر در برخی از صحنه ها قسمتی از بادکنکها حرکتی خارج از نظارت و تصادفی دارند. نمونه واضح از این نتیجه نیمه تصادفی صحنه ای از فیلم است که در آن بادکنکها برای اولین بار خانه را از زمین جدا می کنند. در این صحنه گروهی کوچک از بادکنکها در قسمت راست و بالای خوشه از خوشه اصلی جدا می شوند. شبیه ساز فیزیکی پیکسار یا نرم افزار ODE در ابتدای شروع تولید انیمیشن توانایی مهار نمونه پیچیده 10 هزار بادکنک را نداشت. به گفته استیو می در ابتدا با استفاده از این نرم افزار تنها امکان مهار 500 بادکنک وجود داشت و به همین دلیل این شرکت اقدام به تولید نرم افزاری جدید متناسب با نیاز متحرک سازی 10 هزار بادکنک کرد.
تولید نرم افزارهای متعدد متناسب با نیاز فیلم در حال تولید از خصوصیات مشهور گروه های تولیدی شرکت پیکسار است که در بسیاری از پروژه ها به دلیل مواجهه با مشکلات متفاوت صورت گرفته است.
مشکلاتی مانند حرکت دادن موهای هیولا در "شرکت هیولاها" و بازسازی صحنه های زیر آب در "در جستجوی نمو" از جمله مشکلاتی است که برای رفع آنها متخصصان پیکسار اقدام به تولید نرم افزارهای جدید کرده اند.
بر اساس گزارش سی ان ان، نرم افزار جدید شبیه ساز
فیزیکی پیکسار به جز در متحرک سازی بادکنکهای خوشه بادکنکی در متحرک سازی
لباس شخصیت کارل نیز استفاده شده است. خود شخصیت کارل نیز به دلیل ساختار فیزیکی مکعب مانند از مشکلات متحرک سازی زیادی برخوردار بوده است که این مشکلات به واسطه نرم افزار شبیه ساز فیزیکی رفع شده است.
موسیقی "محاکمه در خیابان" تقلید فیلمهای قبلی کیمیایی نیست
مهر: آهنگساز فیلم سینمایی "محاکمه در خیابان" موسیقی متن این فیلم را تداعی کننده موسیقی فیلمهای قبلی مسعود کیمیایی دانست، اما تاکید کرد که در ساخت موسیقی این فیلم از فیلمهای قبلی کیمیایی تقلید نکرده است. فرزین قرهگزلو ب گفت: خوشبختانه پس از مدتی فاصله از سینما فرصت همکاری با مسعود کیمیایی را به دست آوردم؛کارگردانی که شناخت خوبی از سینما دارد و در "رئیس" با هم کار کرده بودیم، اما موسیقی "محاکمه در خیابان" با "رئیس" تفاوت دارد. فضا و حس و حالی که بر این فیلم حاکم است شبیه فیلمهای قبلی مسعود کیمیایی است. وی افزود: در صحبتهای اولیه که با مسعود کیمیایی داشتم او هم بر این وجه کار تاکید داشت و گفت که باید از نوع موسیقی که تا کنون تجربه کردهام فاصله بگیرم و به فضایی نوستالژیک که در "محاکمه در خیابان" وجود دارد، نزدیک شوم. این تجربه برایم لذتبخش و تازه بود. این آهنگساز جوان ادامه داد: موسیقی فیلمهای کیمیایی برای من همیشه شنیدنی بوده و به موسیقی متن فیلمهای قبل از انقلاب او علاقه دارم. امیدوارم موسیقی فیلم "محاکمه در خیابان" زنده کننده همان حس و حال برای مخاطب باشد، موسیقی تداعی کننده آن فضاست اما شبیه به هیچیک از فیلمهای قبلی نیست. آهنگساز "رئیس" گفت: ضبط موسیقی در استودیو پاپ به پایان رسید و میکس نهایی موسیقی و تصویر تمام شده است. آهنگسازی این فیلم شروعی دوباره برای من در سینماست و فرصتی که برای تجربه کردن فضایی تازه برایم مهیا شده است. "محاکمه در خیابان" به کارگردانی مسعود کیمیایی و با بازی پولاد کیمیایی، نیکی کریمی، حامد بهداد، حمیدرضا افشار، حامد بهداد، شبنم درویش، محمدرضا فروتن، شقایق فراهانی، نگار فروزنده، محمد مؤید، اکبر معززی و علیاصغر طبسی داستان کارگر جوان یک تعمیرگاه است که میخواهد با دختری ازدواج کند. او چند ساعت پیش از عروسی میشنود عروس قبل از او روابطی با مردی داشته است. عوامل تولید این فیلم عبارتند از کارگردان و نویسنده: مسعود کیمیایی، مدیر فیلمبرداری: تورج منصوری، تدوین: مصطفی خرقهپوش، صدابردار صحنه: اسحاق خانزادی، مدیر تولید: محمدصادق آذین، دستیار کارگردان و برنامهریز: علیرضا شمس و طراح گریم: محمدرضا قومی.
"گره" به جشنواره فیلم کودک میرود
مهر: با حل مشکل فنی فیلم کوتاه "گره" به کارگردانی تینا پاکروان و تهیهکنندگی محمدرضا شریفینیا این فیلم در جشنواره بینالمللی فیلم کودک همدان روی پرده میرود. فیلمنامه "گره" را محسن تقوایی برای فیلم بلند نوشته و تینا پاکروان آنرا برای ساخت فیلم کوتاه بازنویسی کرده است. داستان فیلم درباره کودکی است و در روستایی زندگی میکند که به علت بارش برف راههای آن مسدود شده، کودک باید برای آوردن پزشک و نجات جان مادرش تلاش کند.
"گره" با گروهی حرفهای ساخته شده است. شقایق فراهانی، محمدرضا شریفینیا، سارا خوئینیها، عباس غفاری، امین ایمانی و بازیگرخردسال محراب رضایی در این فیلم نقش آفرینی کردهاند. فیلم به دلیل مشکل فنی با تاخیر برای نمایش آماده میشود، با حل این مشکل فیلم در جشنواره بینالمللی فیلم کودک و همدان روی پرده میرود. سایر عوامل عبارتند از تصویربردار: فرشاد بشیرزاده، صدابردار: علیرضا غفاریمنش، طراح صحنه: مرتضی شریفپناهی، طراح لباس: کتایون رنجبران، گریم: ایمان امیدواری و تهیهکننده:
محمد رضا شریفینیا و تینا پاکروان.
"بچههای آسمان" برترین فیلم سینمای ایران لقب گرفت
مهر: نشریه آمریکایی اگزماینر سه فیلم از مجید مجیدی را در کنار آثار عباس کیارستمی و داریوش مهرجویی در میان 10 فیلم برتر سینمای ایران معرفی کرده است.
نویسنده اگزماینر در این مطلب "بچههای آسمان" مجیدی را در رده نخست فیلمهایی قرار داده که در ایران و درباره ایران ساخته شدهاند. سومین تجربه مجیدی در مقام کارگردان تنها فیلم ایرانی نامزد اسکار بهترین فیلم غیر انگلیسیزبان تا امروز است و توانسته نام سازندهاش را به عنوان فیلمسازی جهانی ثبت کند. فیلمساز 50 ساله ایرانی در این فهرست دو فیلم دیگر هم دارد؛ یکی "باران" که در رده سوم ایستاده و دیگری "رنگ خدا" که رده هشتم برترین فیلمهای ایرانی اگزماینر را از آن خود کرده است. مجیدی دو سال پیش فیلم سینمایی "آواز گنجشکها" را ساخت که در جشنواره فیلم برلین همان سال خرس نقرهای بهترین بازیگر را برای رضا ناجی به ارمغان آورد. "روزی که زن شدم" نخستین فیلم مرضیه مشکینی در مقام کارگردان که فیلمنامه آن را به همراه همسرش محسن مخملباف نوشته در این فهرست در رده پنجم قرار گرفته و "گاو" داریوش مهرجویی پس از آن قرار دارد. دومین فیلم مهرجویی در مقام کارگردان از مهمترین آثار موج نوی سینمای ایران است. "10" به نویسندگی و کارگردانی عباس کیارستمی فیلمساز ایرانی برنده نخل طلا است که در فهرست برترین فیلمهای سینمای ایران پس از "گاو" در رده هفتم ایستاده و جامعه امروز ایران را از نگاه یک زن روایت میکند. مانیا اکبری در "10" نقش رانندهای بدون نام را بازی میکند که با زنان درون خودروی خود درباره زندگی آنها حرف میزند. "آفساید" جعفر پناهی از نگاه نویسنده نشریه اگزماینر نهمین فیلم برتر این فهرست پس از "رنگ خدا" است. پناهی در این فیلم تلاش چند دختر جوان را برای ورود به استادیوم آزادی و تماشای یک مسابقه حساس فوتبال از نزدیک روایت میکند. "آفساید" هم مثل "دایره" پناهی بیشتر بر شرایط زندگی زنان ایرانی متمرکز است. در پایان فهرست نشریه آمریکایی اگزماینر از برترین فیلمهای سینمای ایران هم "کافه ترانزیت" کامبوزیا پرتوی قرار گرفته است. فیلم داستان زنی تنها و تلاش او را برای اداره کردن یک رستوران در کنار جادهای ترانزیتی به تصویر میکشد. زندگی زن پس از آشنایی با رانندهای یونانی دستخوش تغییر میشود. هفته گذشته نشریه آمریکایی "فارین پالیسی" یا "سیاست خارجی" فهرستی از 10 فیلم برتر سینمای سیاسی ایران ارائه کرده بود که در آن فیلمهایی چون "گاو"، "گبه"، "مارمولک"، "نیمه پنهان"، "باشو غریبه کوچک"، "برزخیها"، "آدمبرفی"، "سنتوری" و "گوزنها" دیده میشد.
مسعود اطیابی:
خانوادهها مخاطب اصلی "خروس جنگی" هستند
مهر:کارگردان فیلم سینمایی"خروس جنگی"
معتقد است این فیلم یک کمدی خانوادگی است که بر خلاف برخی آثار این سبک از ابتذال به دورمی باشد.
مسعود اطیابی درباره زمان اکران عمومی "خروس جنگی" گفت: من از زمان اکران فیلم راضی هستم و فکر میکنم ممکن است دو هفته اول به خاطر فضای انتخاباتی سالنهای سینمایی با مخاطب کمتری روبرو شوند، اما مطمئن هستم در هفتههای آینده این فیلم می تواند به فروش خوبی دست پیدا کند.
وی افزود: "خروس جنگی" فیلمی مفرح وشاد می باشد که بر خلاف جریان کمدی سینمای ایران در سالهای اخیر از ابتذال به دور است و خانواده های ایرانی میتوانند با امنیت کامل به همراه یکدیگر به دیدن آن بروند. این فیلم قابلیت این را دارد که در هفته سوم اکران به وسیله تماشاگران تبلیغ شود. مخاطب "خروس جنگی" جوانان، کودکان و خانواده ها هستند.
این کارگردان درباره تغییرات نسخه اکران شده این فیلم با جشنواره فیلم فجر گفت: نسخه ای که به جشنواره فجر ارائه شد به دلیل محدودیت زمانی با مشکل صدا روبرو بود. به همین دلیل تصمیم گرفتیم زمان جشنواره نمایشهای محدود داشته باشیم. هم اکنون نسخه فعلی به صداگذاری دالبی سراوند مجهز شده است.
وی ادامه داد: دیالوگها در این فیلم نقش مهمی دارند به همین دلیل صدای دالبی سراوند تاثیر زیادی بر روی مخاطب میگذارد. بعد از دیدن فیلم در جشنواره فجر تصمیم گرفتیم از ابتدای فیلم بخشی کوتاه شود، صحنه پایانی را دوباره فیلمبرداری کردیم و به نوعی صحنه ای به آن اضافه کردم. نسخه فعلی برای مخاطب جذابتر است و آنها را راضی میکند.
اطیابی در ارتباط با تفاوت "خروس جنگی" با "مصائب دوشیزه" (فیلم اول خود) گفت: این دو فیلم به لحاظ زیر ساخت و نوع نگاه من با یکدیگر تفاوتی ندارند. نگاه من به زندگی، جامعه و اطرافم همیشه به یک شکل است، اما به لحاظ ساختاری و مضمون بسیار علاقمندم کارهای متفاوتی انجام دهم.
وی افزود: به عقیده من سینما به تنوع نیاز دارد و باید گونههای مختلف در آن تجربه شود. من هرگز کارهای قبلی خودم را تکرار نمی کنم. فیلمهای "خروس جنگی"، "صبح روز هفتم" و " مصائب دوشیزه" به لحاظ ظاهری تفاوت با هم دارند، اما همیشه تلاش می کنم توانایی ام را در گونههای مختلف سینمایی بسنجم.
این کارگردان سینما تاکید کرد: اعتدال در زندگی در کارهای من نقش اصلی را ایفا می کند و در تمام آثارم این نگاه را دنبال می کنم، اما در تمامی فیلم هایم شباهت هایی به لحاظ ساختاری و دکوپاژ دیده می شود. در "خروس جنگی ضرباهنگی تند و در "مصائب دوشیزه" ضرباهنگ کندی را برای بیان قصه و فضای داستان انتخاب کردم.
اطیابی درباره ایده اولیه "خروس جنگی" گفت: فیلمنامه این فیلم توسط قربان محمدپور به نگارش در امده است که از طرف آقای مفیدی سرمایه گذار کار به من پیشنهاد شد و من از قصه دو خطی آن خوشم آمد و تصمیم گرفتم از ان استفاده کنم . بعد از یک بازنویسی کلی به این متن رسیدیم. وی با اشاره به تعویق ساخت فیلم سینمایی "ماریا" عنوان کرد: همانطور که میدانید از مدتها پیش قصد داشتم "ماریا" را بسازم. اما این پروژه نیاز به حمایت دارد ولی من فیلمسازی مستقل هستم و هرگز از طرف نهادهای دولتی حمایت نمی شوم به همین علت نتوانستم ساخت این پروژه را آغاز کنم .حتی برای بازی در این فیلم پیش از این با رضا عطاران صحبت کرده بودم . به همین دلیل ساخت "خروس جنگی" را آغاز کردم.اطیابی درباره فضای این فیلم، افزود: فیلمنامه این فیلم به گونهای بود که میتوانست به راحتی به سمت ابتذال کشیده شود، اما من سعی کردم آن را از این فضا دور کنم و به سمت یک کمدی خانوادگی و سالم ببرم. در این فیلم تلاش کردم با یک نگاه تلطیف شده مردم را به رعایت اعتدال در تمام لحظات زندگی دعوت کنم. وی درباره حضور بازیگران"خروس جنگی" گفت: از ابتدا قرار بود رضا عطاران در این فیلم بازی کند که خوشبختانه وی استقبال کرد و توانست بازی کاملا متفاوتی ارائه کند. مریلا زارعی هم انتخاب اول ما برای بازیگر نقش اول زن بود و مطمئن هستم حضور این دو بازیگر در کنار مضمون کلی فیلم باعث دستیابی به گیشه خوبی میشود. درطول دیدن فیلم لحظهای خنده از مخاطب دور نمی شود و آنها میتوانند به همراه خانواده دو ساعت را به شادی بگذرانند. در سالهای اخیر برخی آثار کمدی باعث شدند که مخاطبان کمتربه همراه خانواده خود به دیدن فیلمهای این گونه بروند، اما "خروس جنگی" فیلمی خانوادگی است و همه در کنار هم می توانند از دیدن آن لذت ببرند. در "خروس جنگی " که از 20 خرداد ماه در گروه سینمایی قدس اکران شده است، مریلا زارعی، رضا عطاران، کیانوش گرامی، احمد پورمخبر، کیومرث ملکمطیعی، شهربانو موسوی، میثم هاشمزاده و... به ایفای نقش پرداختهاند.فیلم داستان زن و شوهری است که جایشان یکروز با هم عوض میشود. عوامل تولید "خروسجنگی" عبارتند از؛ تهیهکننده: اطیابی، نویسنده: قربان محمدپور، مدیر فیلمبرداری: حسن پویا، مدیر تولید و مجری طرح: جواد فرحانی، صدابردار: بابک اخوان، طراح گریم: مهین نویدی، طراح صحنه و لباس: افسانه صمدزاده و روابط عمومی: افشین رضایی.
"پنجرهای رو به حیاط 2"
در شبکه یک ساخته میشود
رضا بهشتی که پارسال فیلم تلویزیونی "پنجرهای رو به حیاط" را برای شبکه یک ساخته بود، قصد دارد قسمت دوم این فیلم را بسازد.
پریسا عشقی تهیهکننده این طرح گفت: با توجه به استقبال بینندگان از فیلم "پنجرهای رو به حیاط" و بنا به تصمیم مسئولان تصمیم گرفتیم این فیلم را بسازیم. از چندی پیش نگارش فیلمنامه این فیلم 90 دقیقهای را به همراه رضا بهشتی شروع کردیم و تا دو هفته دیگر به شبکه تحویل میدهیم.
وی در ادامه افزود: البته زمان تولید این پروژه مشخص نیست، چون باید ببینیم همان لوکیشن برای تولید "پنجرهای رو به حیاط 2" خالی است یا نه؟ از طرف دیگر رویا تیموریان همچون قسمت اول این فیلم نقش محوری را بازی میکند. باید ببینیم او مشغول کاری نباشد. آشا محرابی و سیدمهرداد ضیایی دیگر بازیگران این پروژه همچون قسمت اول حضور دارند. البته نقش خانم محرابی کمتر است.
این تهیهکننده درباره ساخت فیلم تلویزیونی "در انتهای کوچه زمستان" گفت: فیلمنامه "در انتهای کوچه زمستان" را همراه بهشتی نوشتم و داستان در روز آخر اسفند اتفاق میافتد و زندگی زن و شوهری را در این روز به تصویر میکشد که تا لحظه تحویل سال سرشان شلوغ است. شبکه یک فیلمنامه را تایید کرده، اما در حال حاضر نمیتوانیم آنرا بسازیم، چون فیلم باید در فصل سرما ساخته شود.
عشقی درباره تولید فیلم 90 دقیقهای "سرقت ادبی" هم گفت: فیلمنامه این فیلم را به شبکه چهار ارائه کردهایم و داستان آن درباره فردی مبتلا به بیماری سوءتفاهم است و ...
هم اکنون در انتظار برآورد مالی این پروژه هستیم. به محض تامین شدن فیلم را میسازیم.
بهشتی و عشقی پیش از این نیز در فیلمهای "قهوه اسپرسو"، "واقعیت مجازی"، "شاید زود شاید هرگز" و "پنجرهای رو به حیاط" با هم همکاری کردند.
تدوین اولیه "بیداری" تمام شد
مهر: تدوین اولیه فیلم سینمایی "بیداری" به کارگردانی فرزاد موتمن و تهیهکنندگی سعید حاجیمیری به پایان رسید.
مقدمات تدوین "بیداری" را فرزاد موتمن و حیدر بهبودی در استودیو سبحانفیلم انجام دادهاند و به زودی سعید حاجیمیری تدوین را شروع میکند. تدوین "بیداری" اوایل مردادماه به پایان میرسد و حاجیمیری پس از تدوین فیلم فرزاد موتمن، فیلم سینمایی "پسر آدم، دختر حوا" را تدوین میکند تا برای نمایش در عید فطر آماده شود.
بازیگران"بیداری" با نیکی کریمی، حامد بهداد، شقایق فراهانی و کیهان ملکی هستند که داستان جستجوی یک زن برای یافتن فرزندش پس از سالهاست. موتمن فیلمهای "هفتپرده"، "شبهای روشن"، "باجخور"، "جعبه موسیقی" و "صداها" را در کارنامه خود دارد.
ایمانی "یک بازی ساده" را تدوین میکند
مهر:کاوه ایمانی به زودی تدوین فیلم سینمایی "یک بازی ساده" به کارگردانی مهدی برقعی و بازی امیر جعفری را شروع میکند.
آخرین صحنه های این فیلم سینمایی در لوکیشنی در خیابان پاسداران و با حضور همه بازیگران فیلمبرداری شد و از اول هفته آینده کاوه ایمانی تدوین را شروع میکند.
امیر جعفری، نیما شاهرخشاهی، سارا خوئینیها، سحر زکریا و سحر قریشی بازیگران این فیلم هستند. فیلمنامه "یک بازی ساده" را حمید گرشاسبی براساس طرحی از رامبد جوان نوشته است. این فیلم داستان زوجی جوان به نام پونه و فرهاد است که پس از 15 سال زندگی مشترک حدود سه سال است از یکدیگر جدا شدهاند. آشنایی پونه با یک مرد جوان انگیزهای میشود تا فرهاد رقیب عشقی خود را از میدان به در کند.
عوامل این فیلم عبارتند از؛ مدیر فیلمبرداری: حسین ناظریان، مدیر صدابرداری: شهرام متولیباشی، طراح صحنه و لباس: افسانه صمدزاده، طراح چهرهپردازی: مهدیه اعرابی، دستیار کارگردان و برنامهریز: حجت ذیجودی، منشی صحنه: بهشته ناصری، جانشین تولید: علی رضایی و مدیر تولید: علی رنجدوست.
مهدی برقعی فیلم سینمایی "سفر به شرق" و فیلمهای تلویزیونی "او شبیه گل داودی بود"، "وقتی سفر کردیم" و "خاطره" را در کارنامه خود دارد.
"طلا و مس" دو هفته دیگر آماده نمایش میشود
مهر: فیلم سینمایی "طلا و مس" به کارگردانی همایون اسعدیان دو هفته دیگر آماده نمایش میشود.
منوچهر محمدی تهیه کننده این فیلم سینمایی گفت: "طلا و مس" در آخرین مراحل فنی است و دو هفته دیگر آماده نمایش می شود. قصد داریم اولین نمایش این فیلم در جشنواره فیلم فجر امسال باشد.
بهروز شعیبی، نگار جواهریان، جواد عزتی، سحر دولتشاهی، رضا رادمنش و نگین عبداللهی بازیگران "طلا و مس" هستند و داستان درباره سیدرضا است که به تازگی با خانوادهاش به تهران آمده و متوجه بیماری خاص همسرش زهرا میشود. عوامل تولید فیلم عبارتند از؛ نویسندگان: حامد محمدی و اسعدیان، مدیر فیلمبرداری: حسین جعفریان، مدیر تولید: مجید کریمی، مدیر برنامهریزی: مریم هژیروند، طراح صحنه و لباس: مرجان گلزار، طراح چهرهپردازی: مهرداد میرکیانی، صدابردار: ساسان نخعی، منشی صحنه: نفیسه ذاکری و عکاس: مهدی دلخواسته.
همایون اسعدیان اخیرا نماینده تامالاختیار مدیر عامل خانه سینما برای تشکیل صنف فراگیر توزیعکنندگان فیلم شده است. او فیلمهای سینمایی "شب روباه"، "شوخی" و "ده رقمی" و مجموعههای "بچههای خیابان" و "راه بیپایان" را در کارنامه خود دارد.
حیات بینالمللی سینمای ایران به حضور در جشنوارهای خاص وابسته نیست
مهر: مدیر امور بینالملل بنیاد سینمایی فارابی، کمبود بودجه را از مسائل مهم برای برنامهریزی و گسترش فعالیتهای سینمای ایران در عرصه جهانی میداند و معتقد است حیات بینالمللی سینمای ایران به حضور و انتخاب فیلم در جشنوارهای خاص وابسته نیست.
امیر اسفندیاری گفت: سینمای ایران برخلاف بعضی اظهار نظرهای غیر منصفانه هنوز زنده است و حضوری موفق در عرصههای بینالمللی دارد. نمونههایی برجسته از این سینمای پویا در سالهای اخیر هم درخششی قابل توجه در سطح بینالمللی داشته و ظرفیتهای سینمای ایران را ثابت میکند. متاسفانه عدهای که همواره دوست دارند سینمای ایران را زیر سئوال ببرند، هر لحظه وانمود میکنند حیات آن به حضور و انتخاب فیلم در جشنوارهای خاص وابسته است و اگر فیلمی در بخش مسابقه آن جشنواره شرکت نکند، کلیت سینما را نفی میکنند.
وی افزود: معیارها و سلیقه هیئت انتخاب جشنوارهها در گزینش فیلمها در مقاطع مختلف تعیینکننده است. به عنوان مثال، امسال یکی از منتقدان صاحبنام ترک بعد از تماشای فیلم فیلیپینی بخش مسابقه که نارضایتی بیشتر تماشاگران را باعث شده بود، میگفت چرا باید فیلمهای قابل توجه ایرانی و ترکی در بخش مسابقه کن حضور نداشته باشند و این همه علاقمندان به آن نوع سینما مجبور به تماشای این فیلم شوند. جالب اینکه همین فیلم "کیناتای" ساخته بریلانته مندوزا با وجود برخورد منفی مطبوعات و تماشاگران جایزه بهترین کارگردانی کن را از آن خود کرد.
مدیر امور بینالملل فارابی ادامه داد: پس حتی دیگران هم معتقدند تعدادی از فیلمهای ایرانی غایب شایستهتر از برندگان جشنواره کن بودند، اما در یک نگاه جامع و کلی من باور دارم سینمای ایران در 30 سال اخیر روندی رو به رشد داشته و بر مدار موفقیت حرکت کرده است. نباید غیبت در بخش مسابقه جشنوارهای خاص را دلیل ضعف سینمای ایران دانست. در همین سالها که حضور سینمای ایران در جشنواره فیلم کن کمرنگتر شده، افتخارآفرینی سینمای ایران در برلین و دیگر جشنوارهها ادامه پیدا کرده است.
اسفندیاری گفت: اما در کنار جشنواره کن، بازار فیلمی هم برقرار است که به شکلی مستقل، امکان بازاریابی و گسترش عرصه های تجاری و فرهنگی را برای فیلمهای ایرانی فراهم می کند. به هر حال، یکی از اهداف بخش بینالملل بنیاد سینمایی فارابی هم گسترش فضای تجاری برای سینمای ایران است. این هدف از طریق حضور در بازارهای فیلم، مذاکره و تبادل نظر با پخشکنندگان و... به وجود میآید.
در بازار فیلم کن هم سعی کردیم با برنامهریزی عرصهای برای معرفی سینمای ایران فراهم کنیم و امکان عرضه مناسب و دیده شدن فیلمهای جدید را به وجود بیاوریم. انتخاب فیلمها بر این اساس بود که در کنار به وجود آوردن تنوع و جذابیت در بازار ،تصویری تازه از طیفهای مختلف تولیدات سینمای ایران به مخاطب خارجی نشان دهیم.
این کارشناس سینما ادامه داد: بنیاد فارابی برنامههای مختلفی برای معرفی نمایندگان سینمای ایران در کن داشت. فیلمهایی که از طرف موسسهها و دفترهای مختلف عرضه شده بود در کتابی معرفی میشد و در بروشورهایی اطلاعات مربوط به زمان و سالنی که در آن فیلم به نمایش در می آید، به علاقمندان داده می شد. برنامه نمایش فیلم های ایرانی در پنج نوبت متوالی در نشریات روزانه اسکرین اینترنشنال هم آگهی شد. در حد مقدورات امکانات تبلیغی مورد استفاده قرار گرفت تا مخاطب از تولیدات سینمای ایران و آنچه در زیر چتر سینمای ایران وجود داشت مطلع شود.
وی گفت: برای انتخاب و نوع عرضه فیلمهایی که در بازار فیلم کن ارائه شدند، کارشناسی شده و این فیلمها بر اساس ملاکهایی انتخاب شده اند. در بخش بینالملل فارابی یکی از کارهایی که انجام میشود تعیین این موضوع است که چه فیلمهایی برای نمایش در چه جشنوارهها و یا بازارهایی مناسب هستند. مثلا فیلمهایی وجود دارند که میتوانند برای مخاطب آسیایی جذاب باشند، ولی مورد توجه تماشاگر اروپایی قرار نمیگیرند. برخی جشنوارههای اروپایی و آسیایی هم سلیقههای خاص خود را دارند. البته این بدین معنا نیست که فیلمی نمی تواند به صورت جهانی مورد توجه قرار گیرد.
اسفندیاری افزود: اما برای نمایشهای بازار، به غیر از بازاریابی، هدف ارائه تصویری جامعتر از سینمای ایران هم مد نظر بوده است. به عنوان نمونه فیلمی مانند "اخراجیها2"که عاقبت هم به علت عدم ارائه کپی در بازار به نمایش در نیامد، به عنوان فیلمی پرفروش برای مخاطب بازار قابل عرضه است. در عین حال، فیلمی هم هست مثل "بیست" که تصویری تازه از قابلیت سینمای هنری ایران را نشان میدهد و در زمان نمایش هم استقبال خوبی از آن می شود.
وی ادامه داد: سینمای ایران 18 نمایش در بازار کن داشت که با توجه به ظرفیتهای این سینما رقم کمی است، اما این فیلمها زمینه تعامل و ارتباط متقابل سینمای ایران و نمایندگان جشنوارههای مختلف را فراهم کرد. یکی از مهمترین هدفها از حضور درجشنوارهها، معرفی استعدادهای تازه و چهرههای جدید سینمای ایران است. خون تازهای که در سینمای ایران جاری و نشان دهنده پویایی وسر زندگی این سینماست، باید به مخاطب جهانی معرفی شود. به علاوه، حضور و موفقیت در جشنواره ها راهکار مناسبی برای بازاریابی محصولات سینمای ایران در مجامع جهانی هم بوده است.
مدیر بخش بینالملل بنیاد سینمایی فارابی در پایان گفت: تعاملهایی که در بازار کن با جشنوارهها و شرکتهای مختلف داشتهایم در طول زمان به نتیجه میرسد. برای مثال، سال گذشته در زیر چتر سینمای ایران، مذاکراتی در بازار کن برای شرکت فیلم ها انجام شد و عرضه بسیاری از فیلمهای ایرانی دیگر در مجامع جهانی هم از برنامه ریزیهایی که در همان نقطه آغاز شده بود، سرچشمه گرفت - که البته این آمارها قابل پیگیری است.
وی افزود: امسال هم برای نمایش فیلمهای مختلف درجشنوارههای متعدد رایزنی شده که در طول سال به نتیجه میرسد. شاید اولین فیلمی که در فاصله زمانی کوتاهی حضور جهانی آن پس از این مذاکرات آغاز می شود، "پنالتی" ساخته انسیه شاه حسینی باشد که در همین ماه در بخش مسابقه جشنواره فیلم تائورمینا در کشور ایتالیا به نمایش در میآید.
مدیر امور بینالملل فارابی گفت: البته این اقدامات با بودجه ای انجام می شود که در مقایسه با بسیاری از کشورهای دنیا جزئی و ناچیز به نظر می رسد. حتی کشورهایی که صاحب سینما نیستند، بودجه بیشتری در اختیار دارند. مثلا جشنواره جوان و نوپای ابوظبی که سه دوره آن برگزار شده، امسال با دبیر جدیدش پیتر اسکارلت که سابقه اداره جشنواره های فیلم سان فرانسیسکو و ترایبکا و سینماتک فرانسه را در کارنامه دارد، در بازار فیلم کن تبلیغات گستردهای داشت و طبیعی است که چنین سرمایهگذاریهایی به شناخته شدن آن جشنواره در عرصه بینالمللی کمک کند.
وی گفت: متاسفانه کمبود بودجه تمام فعالیت های سینمای ایران را تحت الشعاع قرار می دهد. در زمان برگزاری جشنوارههای داخل کشور هم همین مشکل را داریم. در حقیقت تبلیغات و هزینههایی که جشنوارههای خارجی - خصوصا جشنوارههای منطقه - برای جذب فیلم و فعالان سینما دارند با امکانات و توان مالی ضعیف ما قابل مقایسه نیست.
اسفندیاری تصریح کرد: تهیه فیلم برای نمایش در جشنواره فیلم فجر و کودک هم در سایه برنامهریزیهای بلند مدت اتفاق میافتد. پس از پایان هر دوره از جشنواره برای دوره بعد برنامهریزی میکنیم. حضور در جشنوارههای مختلف و بازارهای فیلم این امکان را به وجود میآورد که آثار مناسب برای جشنواره فجر و کودک را ارزیابی و برای نمایش آنها در این جشنوارهها برنامهریزی کنیم.
وی ادامه داد: البته مساله بودجه در مورد برگزاری بخش بین الملل جشنواره های کودک و فجر هم همیشه گرفتاری های خاص خود را داشته است. طبیعتا با در اختیار داشتن بودجه مناسب میتوان کارهای موثرتری در همه زمینهها انجام داد؛ گامهای بیشتری در زمینه دعوت از فیلمها برای حضور در جشنوارههای فیلم برداشت و تسهیلات ویژهای جهت حضور گسترده تر به ویژه برای خریداران محصولات سینمایی در زمان برگزاری بازار در نظر گرفت؛ مساله ای که برای رشد و گسترش تجاری سینمای ایران باید به آن توجه شود.
صباغزاده "بلور باران" را برای تلویزیون میسازد
مهر: مهدی صباغزاده فیلم تلویزیونی "بلور باران" را به سفارش سیمافیلم کارگردانی میکند.
صباغزاده که پیش از این فیلم تلویزیونی "مانگرو" را برای سیمافیلم ساخته بود، قصد دارد فیلم "بلور باران" را بر مبنای فیلمنامه ایمان افشاریان برای این مرکز بسازد.
"بلور باران" داستان شخصی 40 ساله به نام مجید قریب را روایت میکند که مترجم کتابهای رمان به زبان فرانسوی است. تا اینکه در آغاز ترم جدید، دختر برادر وی قرار است به نزدش بیاید. او که از بیماری وسواس رنج میبرد با ورود پری درگیر ماجراهای مختلف میشود و ...
صباغزاده کارگردانی فیلمهای "راننده تاکسی"، "پیشنهاد 50 میلیونی"، "صبحانهای برای دو نفر"،
"بانوی کوچک"، "مارال"، "عشق کافی نیست"، " روزهای خوب زندگی"، "بدلکاران"، "خانه خلوت"، "جستجو در جزیره"، "مهاجران"، "بازی تمام شد" و ... را به عهده داشته است.
مظفری فیلم "تبه مرد نیلوفری" را تهیه میکند
مهر:مجید مظفری فیلم تلویزیونی "تبه مرد نیلوفری" را به سفارش سیمافیلم تهیه میکند.
داستان این فیلم درباره رستگاری یک تبعیدی است. محمد یکی از شرورهای محله لالهزار تهران است که به روستایی کویری تبعید میشود. از طرفی دیگر معلم روستا نیز به علت شرکت در قیام 15 خرداد مغضوب حکومت و تبعیدی دیگری است که طرد شده. روبرو شدن این دو نفر باعث اتفاقاتی میشود.
مظفری این فیلم تلویزیونی را بر مبنای فیلمنامهای از سیامک تقیزاده تهیه میکند و هم اکنون مشغول انتخاب کارگردان است. مظفری علاوه بر تهیه فیلم "تبه مرد نیلوفری"، فیلم تلویزیونی "آخرین سرقت" را در سبک کمدی تهیه میکند.
این فیلم را آرش قادری میسازد که ماجراهای سارقی را پس از آزاد شدن از زندان روایت میکند. مظفری اخیراً فیلم "او هیچ گناهی نداشت" را برای شبکه دو تهیه و بازی کرده است. این فیلم به کارگردانی داود اخویان ساخته شده و داستان سرگردی است که درگیر پرونده دو قتل میشود و در جریان رسیدگی به این پروندهها با ماجراهایی روبرو میشود.
فرخ نعمتی، سیروس کهوری نژاد، اصغر نقی زاده، میرصلاح حسنی، فریده دریامج، بنیامین مظفری و الناز بهمن زاده دیگر بازیگران فیلم هستند و روحالله صدیقی فیلمنامه را نوشته است.
سایر عوامل "او هیچ گناهی نداشت" عبارتند از؛ تصویربردار: رضا رخشان، صدابردار: آرش برومند، طراح گریم: کیان اولاد وطن، طراح صحنه: سعید مربی، مدیر تولید: ناصر ملکی و تهیهکننده: م. مظفری.
آغاز با بوتیک، ادامه با بی پولی
سعید بناکار
در جشنواره بیست و هفتم فجر فیلم «بی پولی» دومین فیلم بلند سینمایی حمید نعمت الله از آثار قابل قبول و اثرگذاری بر مخاطبین بود و به چند علت در فهرست بحث انگیزترین آثار این جشنواره به حساب آمد.
فیلم بی پولی با اینکه حال و هوا و نگاه عمیق فیلمنامه نویس و کارگردان را نسبت به یکی از معضلات اجتماعی و طبقاتی که در فیلم «بوتیک» به آن با ظرافت پرداخته شده بود را ندارد، اما اگر با دیدی عادلانه به آن نگاه کنیم و سپس داوری، با توجه به عناصر و ساختار کمیک و طنزآمیزش یک اثر جذاب و آموزنده در قالب طنز اجتماعی و در اندازه خود یعنی دومین اثر سینمایی کارگردان است که توانسته مرز دارا و نداری و تأثیرات آن بر خانواده و جامعه را به تصویر کشد.
این کارگردان در اولین فیلم خود (بوتیک) با انتخاب و برش لایه ای مهم از جامعه یعنی نسل جوان و با گزینش تعدادی از عادی ترین مشکلات و ناهنجاریهایی که این نسل و طبقه با آن دست به گریبان است، به عنوان محور و دستمایه قصه فیلم خود قرار داده و با ورود به زندگی خصوصی و عاطفی، این طبقه محوری فیلمنامه خود را پی ریزی کرده است و با گسترش ارتباط اتفاقی و به بهانه ای عادی (مراجعه برای تعمیر شلوار) وارد داستان می شود و مسائل و مشکلات این طبقه و نسل بخصوص که بخش عمده ای از آن آگاه تر و فعال ترند و با هر انگیزه و دستاویزی سعی می کنند دنیای اطرافشان را بیشتر بشناسند و انتظار درک بیشتری هم از خانواده و جامعه دارند، فیلمی متعادل را در کارنامه سینمایی اش به ثبت رسانده است.
فیلمی براساس روایت عشقی بی آلایش میان جوان اول فیلم و دختر معترض به وضع طبقاتی و اجتماعی خود و در ادامه بسط دادن ارتباط این دو شخصیت به گروه دوستان جوان محوری فیلم که همه، جوانانی متعلق به همین نسل هستند و چنین دیدگاه و انتظاراتی از جامعه و خانواده دارند. جوانانی که هر کدام نماینده طبقه ای از جامعه اقتصادی و اجتماعی هستند که ممکن نیست از اثرات جانبی تفریحات ممنوع و محدودیت های اجتماعی و باید و نبایدهای دستوری آن در امان باشند. آنچه فضای اعتدال و یکرنگ این قصه را به هم می زند، نه وجود یک باند مخوف مافیایی اقتصادی و اجتماعی بلکه شخصیت بیمارگونه و انگلی اجتماعی است که زائیده رابطه های ناسالم اقتصادی و اجتماعی می باشد. عشقی که میان دو جوان محوری فیلم در قالبی مناسب و تعریفی درست از عشق و با معصومیتی اقرارآمیز در فیلم و با حفظ تعلقات طبقاتی آن در حال شکل گرفتن است و در حاشیه همدلی دوستانی که اخلاق ها و رفتارهای مشابهی داشته و هر کدام جداگانه سرنوشت های متفاوتی دارند و به نوعی می توانند نمایندگان الگویی از یک زندگی اجتماعی باشند، به وسیله آن متجاوز و انگل اجتماعی که صاحب تمام ابزار قدرت و شئونات کاذب اجتماعی است، مورد دست اندازی قرار می گیرد که برخلاف جریان این عشق سالم و زندگی کوچک و مسائل ریشه ای بزرگ آن از اعتدال خارج می شود و در نهایت به از میان برداشتن سمبل تحمیل گر و متجاوز به دست شخصیت اصلی و محوری فیلم منجر می شود.
این همان توازن و اعتدال فیلم است که در ابعادی کوچک به مسائل اقتصادی، اجتماعی و مشکلات و ناهنجاریهای به وجود آمده برای افراد جامعه و بازتابهای روان شناختی آن پرداخته است، بدون آنکه خواسته باشد با ارائه فکر و ایده ای خیالی و ساختارشکنی خود را مطرح نماید، اما آنچه باعث شد که بوتیک در زمان نمایش مخاطبین بسیاری را به خود جذب کند و گیشه پرفروشی داشته باشد، گذر از روایت سطحی قصه فیلم و به عمق رساندن مسائل مطرح شده در آن تا آنجا که بیننده دنیای واقعی و رئال فیلم را به خوبی حس کرده و با آن ارتباط برقرار می نماید و محتوا و پیام آن را درک می کند، گرچه پایان فیلم برخلاف روال سینمای گیشه بسیار تلخ است. حمید نعمت الله در ادامه علایق سینمایی اش نسبت به موضوعهای اجتماعی در قالبی طنز گونه فیلم «بی پولی» را بعد از 5 سال وقفه در فعالیت سینمایی به کارنامه هنری اش اضافه کرده است.
فیلمی که اگر بخواهیم آن را فقط در قالب یک فیلم صرفاً طنز ببینیم، نتیجه می گیریم که تمام عوامل ساختاری آن کاملاً طنز نیست و بیشتر در ردیف یک فیلم اجتماعی جدی با چاشنی طنز تلخ قرار می گیرد.
موضوع فیلمنامه بی پولی سطحی نیست؛ چرا که این موضوع به تنهایی یکی از معضلات و مشکلاتی است که در جامعه حداقل برای یک بار هم که شده به سراغ همه آدمها می آید. این پدیده در نوع خود علت و معلول های فردی و اجتماعی دارد و نسبت به طبقه بندی اجتماعی متفاوت است اما به دلایلی که شاید فیلمنامه نویس و کارگردان یا عمداً نخواسته اند و یا نتوانسته اند، علت و معلول های جامعه شناسانه و روانشناختی این پدیده را از درون قصه بیرون کشند، تا حدودی در سطح می ماند؛ چرا که اگر تمام ساختار فیلم به طرف موشکافی های عمیق و ریز مربوط به این پدیده جدی کشیده می شد، فضایی دیگر برای ارائه رگه هایی از شوخی و طنز باقی نمی ماند. بنابراین کارگردان این هماهنگی را به خوبی انجام داده تا بتواند در نهایت اعتدال را رعایت کند و فیلم رو به تلخی صرف نرود، یعنی موضوعی که در فیلم اولش (بوتیک) در پایان بندی اتفاق نیفتاده و اثر از دیدگاه مخاطبین بسیار تلخ به پایان رسیده بود.
یکی از موضوع های مورد اشتراک در دو فیلم کارگردان، مشکلات اقتصادی و مالی شخصیت های محوری فیلم است و با اینکه هر دو فیلم دارای ساختاری غیر متفاوتند، اما دارای عوامل مشابهی هستند. به عنوان مثال به جمع دوستان شخصیت محوری فیلم بوتیک می توان اشاره کرد و همین عامل و چنین جمعی به نوع دیگر در فیلم بی پولی در ساختاری دیگر مورد استفاده قرار گرفته است.
در بی پولی کارگردان به طور غیرمستقیم فاصله طبقاتی و معضلات اقتصادی و اجتماعی که از درون آن به وجود می آید را در لایه های زیرین اثر خود به ظرافت گنجانده و تأثیر پدیده پول داشتن و بی پولی (دارا و نداری) و نقش عنصر پول را در چیدمان طبقاتی و روابط آدم ها به درستی به تصویر کشیده است و این با اشاره و توجه به نقش کاذب پول در سرنوشت و تعیین ارزش انسانها در جامعه کنونی بوده است، یعنی اینکه بعضی از شخصیت هایی که در فیلم ترسیم شده اند، با داشتن پول و سرمایه و تصاحب موقعیت های اجتماعی، شغلی و اقتصادی در مناسبات و ارتباطات اجتماعی موقعیت قدرتمندی دارند و خواسته ها و امیال خود را بر دیگران دیکته و تحمیل کرده و در نتیجه با توجه به دارا و نداری آدم ها همدیگر را پیدا می کنند و در کنار هم قرار می گیرند. به عنوان مثال این موضوع در مورد جمعی از دوستان در فیلم بی پولی صدق می کند که در کنار هم در شرکتی که نه فعال و نه درآمدزاست، جمع می شوند و برای بیرون آمدن از بحران بی پولی به دنبال راه حل می گردند بدون اینکه هر کدام از این گروه به خودآگاهی فردی رسیده باشند که آیا وضع کنونی و مشکلات اقتصادی و مالی آنان نتیجه چه نظام اقتصادی و اجتماعی است که باعث شده این گروه دارای استعداد کاری و شغلی با تحمیل شرایط و عملکرد اشتباه و نابجای حاکم بر مناسبات و روابط اقتصادی و شغلی از بازار کار و سرمایه کنار گذاشته شود و اجازه فرصت شکوفایی استعداد و خود کفایی مالی آنها را نمی دهد، اما این گروه برعکس به جای اینکه به دنبال راه حل درست و کارآمدی برای بیرون آمدن از بحران پیدا کنند تنها فقط با حفظ عزت نفس خود مقاومت می کنند و آن هم تنها یک مقاومت ایستا که راه به جایی نمی برد. در چنین فضایی که فیلمساز ترسیم کرده است می بینیم در مناسبات اجتماعی پول و اقتصاد طبقاتی نقش اساسی و تعیین کننده ای در سرنوشت انسانها دارد و ارزش انسانها براساس قدرت اقتصادی و نوع و اندازه مصرف و خریدشان در کفه ترازو قرار می گیرد. در چنین شرایطی است که شخصیت اصلی و محوری فیلم مجبور می شود برای همسر خود موقعیت اقتصادی کاذبی را به نمایش بگذارد و در مورد وضعیت مالی خود دروغ بگوید تا آنجا که منجر به از هم پاشیدگی ارکان زندگی مشترکشان می شود.
در فیلم بی پولی صحنه هایی چاشنی طنز دارند آن هم طنزی که در عین اینکه شاداب است مخاطب را
می خنداند، رگه هایی از طنز تلخ و هوشمندانه ای که روند جدی و فضای تلخ داستان را به خوبی ملایم و لطیف تر کرده است. انتخاب دو بازیگر شناخته شده برای ایفای نقش هایی متفاوت با آنچه تاکنون در فیلم های دیگر ارائه و بازی کرده اند، بسیار پر خطر بوده است؛ چرا که بهرام رادان با آن تیپ شیک و براق برای ایفای چنین نقشی چندان مناسب به نظر نمی آید و نیز اگر برای بازی نقش مقابل به جای لیلا حاتمی بازیگری مناسب با این نقش انتخاب می شد، باورپذیری بیشتری را برای مخاطب به وجود می آورد. اما در یک جمع بندی کلی باید گفت، بی پولی به دلایل متعددی که آمد فیلم قابل قبولی بعد از فیلم اول کارگردان (بوتیک) است؛ زیرا کارگردان برای ساخت چنین فیلمی با مهار و هماهنگی داشته ها و مؤلفه های مورد نیاز داستان سریع و روانی را به فیلمی قابل درک با محتوای اخلاقی و آموزنده تبدیل کرده بدون اینکه کوشیده باشد کمی و کاستی های فنی خود را در پشت بزرگ گویی های غیرقابل فهم پنهان کند. چنین فیلمی است که می تواند به راحتی با مخاطبین ارتباط برقرار کند و هم رسالت فرهنگی آموزشی و سرگرمی خود را انجام داده باشد.
به مناسبت هشتادمین سال تولد ایستوود
قدرت نمایی ایستوود در برابر هالیوود
سعید بناکار
مردی با قدی بلند و قامتی اسطوره ای با ته ریشی منحصر به خودش و سیگار برگی بر گوشه لبانش سوار بر قاطری از افق می آید و به شهر کوچک مرزی که به طور سبملیک جامعه ای را نشان می دهد، وارد می شود.
دیوانه ای با جمله «یا می میری یا پولدار می شی» و خنده ای شیطانی به او خوشامد می گوید. او سوار سرنوشت شهری است، شهری که نظم و نظامش بر اساس زر و زور و تزویر می باشد. او آمده چهره شهر را از بی عدالتی، ظلم و فساد پاک کند. با آمدنش تابوتهای بسیاری از مفسدان پر می شود و کار پیرمرد تابوت ساز رونق می گیرد!
او کسی نیست جز همان مرد بی نام و نشان فیلمهای ماندگار وسترن، مردی با چهره ای مصمم و جذاب، کارگردان و بازیگر توانایی که تعداد فیلمهایی را که بازی و کارگردانی کرده، بسیار است. فیلمهایی در سبکهای مختلف «وسترن، جنگی، پلیسی، حادثه ای، رمانتیک، سیاسی، تخیلی و فضایی». کلینت ایستوود را باید آخرین تک ستاره بازیگر متعلق به مکتب قدیم، با شیوه کارگردانی مخصوص خودش که وام گرفته از کارگردان های کلاسیکی چون آنتونی مان و سبک بازیگری مشابه ستاره ای چون «ویلیام هولدن» دانست، اما وی برخلاف این نوع بازیگران توانسته در طول بیش از پنج دهه حیات حرفه ای و هنری اش تجربه و شهرتش را رشد دهد بدون آنکه وابستگی خاص معنوی و مادی به هیچکدام از جناح های سیاسی و هنری آمریکا و هالیوود داشته باشد و این شهرت و موفقیت را نیز مدیون شاگردی طولانی مدتش در عالم سینماست.
کلینت ایستوود متولد 1930 با گذراندن دوران نوجوانی و جوانیش در سال های رکود اقتصادی آمریکا، برای مربی گری شنا به ارتش آمریکا ملحق شده و به خاطر چهره و فیزیک سینمایی اش توسط یکی از دوستان با نفوذش موفق به عقد قراردادی با شرکت یونیورسال به سال 1950 می شود و با گذراندن دوره معروف آموزش بازیگری «مکتب جذبه»، ایفاگر چند نقش درجه دو در فیلم های «انتقام مخلوق» و «تارانتولا» شده و سپس برای ایفای نقش «رودی بیتس» در مجموعه وسترن دوست داشتنی و خوش ساخت «روهاید» انتخاب گردید و با بازی در هشت فصل متوالی این سریال به محبوبیتی فراوان دست یافت. به دنبال آن «سرجیولئونه» کارگردان ایتالیایی که نتوانسته «جیمزکابرن» را برای بازی در فیلم «به خاطر یک مشت دلار» استخدام نماید به کلینت ایستوود توجه می نماید و با این فیلم شخصیت تازه ای خلق می کند و شخصیت متمایزی از دیگر وسترن ها متولد و تثبیت می شود. سپس با بازی در فیلم «به خاطر یک مشت دلار بیشتر» 1966 و فیلم حماسی «خوب، بد و زشت» و با توجه به شیوه کارگردانی سرجیولئونه که با تنوعی از کلوزآپ ها و برهم زدن قواعد سبک وسترن و همچنین حذف بیشتر دیالوگ ها و کوتاه کردن و بازنویسی دوباره آنها توسط خود ایستوود و استفاده به جا از کشیدن و جویدن سیگار برگ و بردن سیگار از یک طرف دهان به طرف دیگر که پیش از هر دیالوگی اثر و کارآیی داشت، در بروز این موفقیت مؤثر بودند و این سه گانه لئونه بیش از آنکه نقش سینمایی ایستوود را تثبیت کنند قدرتی که در چهره اش نهفته بود را آشکار کردند. در ادامه ساخت این سه فیلم، لئونه در فیلم «روزی، روزگاری در غرب» کوشید تا در فصل نخستین این فیلمنامه مرد بی نام و نشان (ایستوود) را در کنار «لی وان کلیف» و «الای والاک» بد و زشت جای دهد، اما به دلیل اینکه این سه شخصیت باید به دست «چارلز برونسون» کشته می شدند، ایستوود از این شوخی لئونه با مرد بی نام نشان خوشش نیامد و در این فیلم شرکت نکرد و به جای آن در فیلم پر فروش «دارشون بزنین» بازی کرد.
پس از آن برای تجربه نو و جابجایی از سبک وسترن با تریلر پلیسی در فیلم موفق «بلوف گوگان» با دان سیگل همکاری می کند و با این موفقیت، هالیوود وی را در پروژه پر هزینه فیلم «جایی که عقاب ها جرأت می کنند» (قلعه عقابها) در سبک جنگ شرکت می دهد و با خوش ساخت درآمدن این فیلم و فروش بسیار آن شرکت یونیورسال ایستوود را دوباره با هزینه ای سنگین برای فیلم موزیکال «واگنت را رنگ کن» 1969 دعوت می کند، اما به علت فروش کم این اثر وی سرخورده می شود و از طرفی با مخالفت با تدوین دوباره و حذف صحنه های طنز ضد جنگ فیلم «قهرمانان کلی» 1970 ایستوود مصمم شد تا بر انتخاب نقش ها و حرفه اش نظارت بیشتری داشته باشد و با تأسیس شرکت «مالپاسو» فیلم روانکاوانه «میستی را برایم بنواز» را در سال 1971 ساخت که نخستین تجربه کارگردانی توأم با بازیگری اش شد.
در واقع سابقه کارگردانی ایستوود به فیلم «هری کثیف» 1971 دان سیگل بر می گردد که یک صحنه از فیلم را کارگردانی کرده و پس از آن با ایفای نقش کاراگاه هری کالاهان در فیلم های «قدرت مگنوم» 1972، «ضریب مرگ» 1977، «تهدید از دو سو» 1978 و «تیزتک» 1974 و «بودی ون هون» 1980 در طول دو دهه به مبارزه با مجرمان شخصی، تروریست ها و مافیا پرداخت و به ابرقهرمان و سوپر استار تبدیل شد. ایستوود با بررسی و نگاه مجدد پرسونای سینمای اش، در وسترن های بعدی و اندکش به ورای شخصیت مرد بی نام و نشانی رفت که تنها وجه مشترک شخصیت ها با سه گانه لئونه کم دیالوگی و کمتر استفاده کردن از دیالوگ بود فیلم های «جوکید»1972، «آواره دشت های مرتفع» 1973، «سوار رنگ پریده» 1975 و اثر کاملش «جوزی ولز یاغی» 1976 ماجرای تکاندهنده زندگی مردی که روحش را وحشی گری جنگ های انفصال نابود کرده بود و باید کلمه بدنامی را از خود بزداید به تصویر کشید.
ایستوود در دهه هشتاد با روی آوردن به سبک کمدی فیلمی دلنشین به نام «برانکوبیلی» 1980 می سازد و بعد از آن فیلم نوازنده هانکی تانک با ایفای نقش خواننده تصنیف های محلی وسترن که مبتلا به سل ریوی است را ارائه می دهد و با فیلم هنری «برد» 1989 که قصه ای احساسی و رمانتیک از سرگذشت قهرمان محبوب دوران کودکی خود «چارلی پارکر» نوازنده موسیقی جاز است، اثر خودش را بر سینمای اروپا عرضه می کند و در همین ایام است که اروپا بیش از کشور زادگاهش برای ایستوود ارزش قائل می شود و پس از آن با فیلم «شکارچی سفید، قلب سیاه» 1990 در سمت کارگردانی به شیوه جان هیوستن عمل کرد که فروش این فیلم در اروپا خصوصاً در فرانسه به مراتب بیش از آمریکا بود و با همین طرز تفکر و آزادی عملش نسبت به سینمای هالیوود در فیلم هایش بود که چنین قدر و ارزش هنری برایش به ارمغان آورد. ایستوود کمتر در دهه 90 تمایلی به ساخت فیلم های حادثه ای و گیشه ای از خود نشان می دهد تا اینکه با فیلمنامه ای که در سال 1982 به دست آورده بود تا سن 62 سالگی صبر کرد تا وقتش برسد؛ چرا که قهرمان داستان همین سن و سال را دارد و بدین نحو نگرانیش برطرف می شود. اثر هنری و تجاری «نابخشوده» 1992 بازنویسی زبان سبک وسترن است و آن را تقدیم به استادانش لئونه و دان سیگل می کند. نابخشوده جایزه اسکار بهترین کارگردانی و بهترین فیلم را برای او به ارمغان می آورد. بی شک نابخشوده آخرین وسترن به تمام معنی در تاریخ سینماست. با بررسی نقش ایستوود که کابویی پیر و بازنشسته است و دیگر فیلمش که پس از موفقیت نابخشوده به نام «روی خط آتش» 1993 که نقش بادی گارد پیر و کهنه کار رئیس جمهوری را ایفا می کند، به نظر می رسد وی دیگر نقش هایش را بر اساس سن و سال سالخوردگیش انتخاب می کند. «دنیای کامل» 1994 فیلم دلچسبی است با ویژگی های خاص خود که گفتگوهای زیبا و روابط انسانی میان یک جنایتکار و کودکی معصوم از جذابیت های فیلم است و لحنی تراژدیک دارد و در عین حال برخلاف دیگر آثار ایستوود فیلم لطیفی می باشد و تعداد صحنه های خشونت آمیز در آن حداقل است. با رویکرد ایستوود به موضوعهای کم خشونت تر و رومانتیک تر پس از سی سال ایفای نقش های خشونت بار، در سال 1995 با چرخشی غیر منتظره، کتاب «پل های مدیسن کانتی» در دستان ایستوود به ملودرامی سوزناک تبدیل می گردد و با کارگردانی سنجیده و شایسته گامی مطمئن بر ادامه حیات هنری اش به عنوان کارگردان بر می دارد.
ایستوود در دهه نود چنان به توان فنی و سینمایی و هنری اش می افزاید که در بیشتر جشنواره ها به عنوان داور ویژه حضور مقتدرانه دارد و در تمام محافل هنری و سینمایی با حضور جدی و مفید شرکت می کند تا آنجایی که از طرف دوستدارانش به عنوان نامزد وزارت فرهنگ و هنر آمریکا معرفی می شود، اما ایستوود به خاطر بعضی از مسائل سیاسی اهمیتی برای این موضوع قائل نمی شود و با دو فیلم «قدرت مطلق» 1997 و «نیمه شب در باغ خیر و شر» 1998 که فیلمنامه این دو اثر بعدی سیاسی و اجتماعی مخالف با سیاست های دولتمردان آمریکا و اوضاع حاکم بر آن جامعه را دارد و نیز فیلم «گناهکار شناخته شده» 1999 فیلمی که ایستوود در نقش روزنامه نگاری درخشان اما غیر قابل مهار و سازش بازی کرد و موضوعی داغ را دستمایه قرار داد و مجازات اعدام و اشتباه قضایی که خصوصاً درباره رنگین پوستان و سیاه پوستان اعمال می شود، سیاست های قضایی موجود را به باد انتقاد گرفت.
فیلم «دختر میلیون دلاری» 2005 دومین فیلمی است که برای ایستوود در مقام کارگردان عنوان بهترین فیلم جایزه اسکار را به ارمغان آورد. این فیلم فیلمی تأثیرگذار است که مخاطب نمی تواند در برابر تأثیر و اندوه حاصل از آن مقاومت کند و به راحتی از کنار آن و موضوعی نو را که مطرح کرده، بگذرد. این فیلم مطرح بحث هایی را در سطح محافل سینمایی، هنری و پزشکی به وجود آورد و اعتراض های بسیاری نیز در برخی از نشریات سینمایی از طرف منتقدان داخلی آمریکا به چاپ رسید. داستان این فیلم درباره موضوع مهم کمک به کسی که رو به مرگ و یا در اغماء طولانی است از طریق تسریع در مرگ او و به عبارتی کمک به مرگ شخص است و نیز ایجاد و طرح سوالاتی مبنی بر اینکه آیا از نظر انسانی و عاطفی بهتر است که به بیمار کمک شود تا زودتر راحت شود (مرگ) یا اینکه چنین کمکی نشود و با زجری که می کشد تا لحظه مرگ بماند. دختر میلیون دلاری درباره دو انسان زجر کشیده است که با این مسئله مواجه شده و آن را تجربه می کنند. دختر بوکسوری بر اثر رفتار غیر ورزشی حریفش و برخورد با رینگ فلج می شود و در نهایت از مربی اش کمک می خواهد تا با تسریع در مرگش او را از زجر دائمی خلاص کند. دو گروه با پایان بندی فیلم مخالف کردند؛ دسته ای می گویند از نظر تمایلات انسانی خودکشی درست نیست و این فیلم موجب جذابیت این پندار شده و آن را تبلیغ کرده است. گروه دیگر، اغلب افلیج ها هستند که می گویند ایستوود با ساختن این فیلم می گوید که بیماران این چنینی بهتر است بمیرند تا فلج بمانند و خود و دیگران را دچار مشکل کنند.
ایستوود در سال 2006 به سراغ موضوعی در سبک جنگ رفته و دوگانه «پرچمهای پدران ما» و «نامه هایی از ایوجیما» که هر دو فیلم راجع به جنگ دوم جهانی و در جبهه شرق (ژاپن) اتفاق می افتد. وی با توجه به جنگهای منطقه ای و اوضاع خاورمیانه و مخالفتهای بین المللی ضد جنگ، در قالب یک فیلم جنگی میهن پرستانه و ضد جنگ اثری جالب و دیدنی ساخته است و این در حالی است که دولت و ارتش آمریکا در حال جنگ به اصطلاح نجات بخش در سرزمینهای اسلامی است. گویا ایستوود با تهیه و ساخت فیلم «پرچمهای پدران ما» به نوعی خواسته اثرات تخریبی جنگ را بر افراد جامعه های درگیر جنگ، خصوصاً افراد نظامی از دیدی نو نشان دهد. در این فیلم ماجرای جنگ خونین برافراشتن پرچم آمریکا در خونین ترین جنگ نیروی دریایی این کشور در جزیره ایوجیما به تصویر کشیده شده است. نقطه عطف این فیلم به زاویه دید ایستوود بر می گردد که نه تنها از نظر آمریکایی ها بلکه از نظر ژاپنی ها هم جنگ را روایت کرده است.
آخرین اثر ساخته ایستوود به عنوان کارگردان، فیلم «بچه اشتباهی» 2008 است که داستانی انتقادی در مورد عملکرد نیروهای پلیس لس آنجلس آمریکاست. ماجرای فیلم برگرفته از ماجراهای واقعی در لس آنجلس سال های 1920 است. داستان درباره زنی است که متوجه می شود پسری که پس از ربوده شدن با کمک نیروهای پلیس به او بازگردانده می شود، پسر خودش نیست. در حومه لس آنجلس زنی به نام کریستین پس از خداحافظی از پسرش والتر برای کار بیرون می رود. هنگامی که به خانه باز می گردد فرزندش را نمی بیند. جستجوی این مادر درمانده کم کم به ناامیدی می رسد که خبر می رسد فرزندش پس از ماهها پیدا شده اما در لحظه مواجه متوجه می شود که این بچه او نیست. فیلم با بررسی ارتباط مافیایی دستگاه پلیس لس آنجلس با آدم ربایان و نیز برخورد نامناسب ساختارهای نظارتی بر عملکرد پلیس زاویه هایی از خودکامگی نظام پلیس آمریکا را به تصویر می کشد.
نکته با اهمیتی که در مورد ایستوود وجود دارد شیوه او در برقراری ارتباط بین فیلم های کلاسیک خود و دیدگاه معاصرش است و بدون تردید وی آخرین کارگردان بزرگ کلاسیک است که از نظر سادگی روایت به جان فورد و از نظر ایهام شخصیت هایش به آنتونی مان شباهت دارد.
البته به این موارد خشکی مؤثر دان سیگل و گاه تمایلش به سبک باروک لئونه را باید افزود. وی در مقام کارگردان، بیشتر به معرفی شخصیت های اصلاح ناپذیر و قانون شکن می پردازد و از سوی دیگر در نقش هایش همچنان به ارائه تصویر یک شوالیه پیر، تنها، خود رای، بی اعتنا به قانون و از نظر سیاسی عنصری نامطلوب ادامه می دهد و علاقه اش به بررسی تأثیرات خشونت بر دو قطب داستان از ویژگی برجسته شخصیت پردازی هایش می باشد که در تمام شخصیت های موجود در آثارش نمودی واقعی در تمامی جوامع دارند. برای مثال در فیلم «خوب، بد، زشت» سه شخصیت اصلی آن در هر زمان و هر مکان جغرافیایی وجود دارند و از نظر زیباشناسی شخصیت ها در فیلم های ایستوود به دو دسته تقسیم می شوند. آنهایی که با داشتن ابزار و سرمایه و تعبیر قانون به نفع خود جرم مرتکب می شوند و آنهایی که بدون چون و چرا باید قانون را اجرا کنند و زجر بکشند، بدین معنی که آن دسته که اسلحه به دست دارند و آن دسته که با بیل زمین را می کنند و یا به معنایی نظم و نظام موجود در جهان متمدن کنونی، اما بدون مرد بی نام و نشان؟!
جواد افشار:
اعتقاداتم را در لایههای پنهان "کلبه" به تصویر کشیدم
مهر:کارگردان فیلم سینمایی "کلبه" موضوع اصلی فیلم را تقدیر و سرنوشت آدمها و هدف از تولید فیلم را به تصویر کشیدن اندیشه و اعتقادات خود در لایههای پنهان آن ذکر کرد. جواد افشار درباره شرایط و زمان اکران فیلم خود که به تازگی روی پرده سینماهای تهران و شهرستانهای رفته گفت: من از شرایط و زمان اکران عمومی "کلبه" راضی نیستم و امیدوارم با تبلغات شهری و مطبوعاتی و نمایش تیزرهای فیلم در تلویزیون بتوانیم به فروش خوبی دست پیدا کنیم.
وی در ادامه افزود: همانطور که می دانید در ماه خرداد ما با انتخابات ریاست جمهوری، امتحانات مدارس و دانشگاهها و همچنین سالگرد رحلت امام خمینی (ره) روبرو هستیم. این اتفاقات شرایط خوبی را برای اکران عمومی فیلمها رقم نمیزند. امید است تبلیغات بتوانند به فروش آثار کمک کنند. افشار درباره تولید نخستین فیلم سینمایی خود در سبک وحشت گفت: من حدود هشت سریال تلویزیونی با موضوعهای مختلف از تاریخی و پلیسی تا کمدی ساختهام و همیشه در همه کارهایم انتقال مفاهیم شکلگرفته در اندیشهام برایم اهمیت ویژه دارد. به همین دلیل زیاد برایم فرقی نمیکند در کدام سبک سینمایی فیلم بسازم.وی با اشاره به موضوع تقدیر و سرنوشت که موضوع اصلی "کلبه" است ،عنوان کرد: هدفم از تولید این فیلم ارائه اعتقاداتم بود و این اندیشهها را در لایههای پنهان فیلم به نمایش کشیدم. مخاطب تیزهوش اگر با دقت با فیلم برخورد کند قطعا به این نتایج میرسد. مسئله ارائهشده در این فیلم تقدیر و سرنوشت آدمها است و اینکه ثانیهها و دقایق میتوانند سرنوشت آدمی را تغییر دهند.
این کارگردان جوان سینما ادامه داد: فیلم با فضای مفرح و رمزآلود آغاز میشود و نشانههایی ارائه میدهد که از مفاهیم مربوط به تقدیر سرچمشه میگیرد. این نشانهها در لحظهها و دقایق سرنوشت آدم را تغییر میدهند و این همان مشیت الهی حاکم بر ما است. من عقاید خاص خود را دارم و احساس کردم این موضوع در فضای سبک وحشت جوابگوست. افشار با اشاره به حضور بازیگران چهره در "کلبه" گفت: من با جمشید هاشم پور سالها پیش صحبت کرده بودم و آرزویم این بود که روزی از حضور ایشان استفاده کنم. خوشبختانه وی نیز استقبال کرد. کامبیز دیرباز در زمان نگارش فیلمنامه به ما ملحق شد و حتی بر اساس توانمندیهای او تغییراتی روی متن اعمال کردیم. از حضور تمام بازیگران فیلم بسیار راضی هستم.
کارگردان مجموعه "گل یا پوچ" درباره حضور بازیگران سرشناس و تاثیر آن بر گیشه فیلم گفت: به عقیده من هر فیلمسازی به گیشه اهمیت میدهد و هر کس فیلم میسازد دوست دارد مخاطب داشته باشد. این ارتباط گیشه و سینماست که میتواند پاسخگوی هزینهها باشد، اما من در انتخاب بازیگران صرفا نگاه گیشه را دنبال نمیکردم و هدفم جذب مخاطب و انتقال مفاهیم بود.
این فیلمساز در ارتباط با ایده اولیه فیلم "کلبه" گفت: ایده اولیه این فیلم از برزو نیکنژاد است و برای ساخت آن حدود دو سال پیش با یکدیگر صحبت کردیم. در زمان پیشتولید و بازنویسی فیلمنامه نیز من، نیکنژاد و مجری طرح با هم جلسات متعددی داشتیم تا به این فیلمنامه رسیدیم.
افشار با اشاره به فعالیت اخیر خود در سینما گفت: در حال حاضر سه فیلمنامه آماده کار دارم و ترجیح میدهم شروع کار جدید را به پایان اکران "کلبه" موکول کنم. واکنش مخاطبین به این فیلم برایم اهمیت دارد، زیرا میخواهم در صورت موفقیت در اکران فیلم دیگرم را در سبک وحشت بسازم. در غیر این صورت ممکن است یک فیلم کمدی یا اجتماعی تولید کنم.
"کلبه" با نام قبلی "بیرون آوردن مردگان" که از 30 اردیبهشت در تهران و شهرستانها اکران شده درباره چهار دانشجوست که برای انجام تحقیق به یک غسالخانه در جنگل میروند، اما شب اتفاقهایی برای آنها میافتد. کامبیز دیرباز، احمد مهرانفر، بهاره افشاری، سحر ریحانی، علی افشار، بابک حمیدیان و جمشید هاشم پور در این فیلم سینمایی ایفای نقش کردهاند.
عوامل این فیلم عبارتند از مدیر تولید: سعید هاشمی، مدیر فیلمبرداری: مسعود کرانی، صدابردار: هادی افشار، طراح صحنه و لباس: علی نصیرینیا، طراح گریم: مهرداد میرکیانی، روابط عمومی: امیرشیبان خاقانی، مجری طرح: محمود غلامی، عکاس: نوید سجادی حسینی، سرمایهگذار: پرویز خادمی، تهیهکننده: ضحی فیلم با حمایت مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی.
بازی الماسی در فیلم تبلیغاتی "خورشید اردهال"
مهر: جهانگیر الماسی در نخستین فیلم تبلیغاتی سینما و تلویزیون ایران بازی میکند که برای تبلیغ مجموعه تاریخی "خورشید اردهال" ساخته میشود.
مهدی عظیمی میرآبادی تهیهکننده و مدیر تولید پروژه گفت: این فیلم پیشمقدمهای برای تولید مجموعه تلویزیونی "خورشید اردهال" به کارگردانی جمال شورجه است. فیلمنامه این مجموعه را سیدناصر هاشمزاده بر مبنای فیلمنامه سعید حبیبی و ناصر بنیآدم مینویسد که در مرحله بازنویسی است. وی در ادامه افزود: الماسی در فیلم تبلیغاتی "خورشید اردهال" بازی میکند. این فیلم ششم خرداد به کارگردانی محمدرضا اسلاملو در مشهد اردهال کلید میخورد و داستان هم درباره طاهر بن بهروز یکی از یاران حضرت علی بن محمد باقر (ع) است. طاهر بن بهروز ماموریت دارد مردم را برای کمک به حضرت دعوت کند. این تهیهکننده خاطرنشان ساخت: دلیل ساخت این فیلم جذب حمایتهای مالی و معنوی برای تولید مجموعه تاریخی "خورشید اردهال" است. علاوه بر آن مخاطبان میتوانند تا حدودی با موضوع این مجموعه آشنا شوند. این فیلم تبلیغاتی با حمایت مردم خیر کاشان تهیه میشود. علیرضا بهنام نویسنده، هاشم عطار تصویربردار، احمد کلانتری صدابردار، ایرج ملکی طراح صحنه و لباس، کوروش علیزاده طراح گریم و اجرا، محمدرضا مسگر دستیار تولید، ناصر بنیآدم دستیار تهیه و محسن روزبهانی جلوههای ویژه، عواملی هستند که با پروژه فیلم "خورشید اردهال" همکاری دارند. مجموعه "خورشید اردهال" در 13 قسمت 45 دقیقهای با مشارکت صدا و سیمای اصفهان، آستان مقدس حضرت علی بن محمد باقر و مردم خیر کاشان تولید میشود و درباره علی بن محمد باقر (ع) از فرزندان بلافصل امام محمد باقر (ع) و برادر امام جعفر صادق (ع) است که در مشهد اردهال دفن شده است. این مجموعه به دلایل ورود او به کاشان و نتایج سفرش میپردازد. در قرن دوم هجری مردم کاشان خسته از ظلم حکومت، از امام محمد باقر (ع) راهنمایی میخواهند و او طاهربن بهروز را روانه کاشان میکند تا امور مردم را اداره کند. حکومت بعد از چند سال جنگی به راه میاندازد و حضرت و یاران را در مشهد اردهال به شهادت میرسانند.
"زمزمه با باد" علیدی سه جایزه از جشنواره کن گرفت
مهر:فیلم سینمایی "زمزمه با باد" به کارگردانی شهرام علیدی سه جایزه از چهل و هشتمین دوره هفته منتقدان جشنواره فیلم کن به دست آورد. "زمزمه با باد" یک درام کردی است که داستان آن زمان حکومت صدام در عراق اتفاق میافتد. این فیلم علاوه بر جایزه نقدی 10 هزار و 600 دلاری انجمن توزیعکنندگان مستقل سینما، جایزه شبکه پنج فرانسه را هم از بخش جنبی جشنواره کن دریافت کرد.داوران این بخش 32 دانشآموز دبیرستانی فرانسوی و آلمانی هستند. همچنین "زمزمه با باد" جایزه ریگاردز جورنز را هم از آن خود کرد تا یکی از موفقترین فیلمهای بخش رقابتی هفته منتقدان جشنواره کن باشد. چهل و هشتمین دوره هفته منتقدان کن روز جمعه با معرفی برگزیدگان به پایان رسید.
سعید سعدی:
چارهای جز پذیرفتن شرایط اکران "در میان ابرها" نداشتیم
مهر:تهیهکننده فیلم سینمایی "در میان ابرها" معتقد است برای روی پرده رفتن و دیده شدن این فیلم پس از حدود دو سال تاخیر چارهای جز پذیرفتن شرایط اکران نداشته است. سعید سعدی درباره اکران فیلم روحالله حجازی گفت: پیش از این قرار بود سال گذشته این فیلم را اکران کنیم که شرایط فراهم نشد. به همین دلیل در فدک فیلم پخش آن را بر عهده گرفتیم تا با جدیت بیشتر نمایش عمومی "در میان ابرها" را دنبال کنیم. اکران این فیلم تجربهای جدید برای ما بود تا بتوانیم فیلمهای خودمان را در شرایط بهتر و زمان نزدیکتر اکران کنیم.
وی درباره تبلیغات "در میان ابرها" افزود: مجوزهای لازم برای اکران فیلم را دریافت کردیم. به همین دلیل تبلیغات اندکی با تاخیر آغاز میشود. امیدوارم هفته آینده تبلیغات از تلویزیون پخش شود. به همین دلیل ممکن است به خاطر شرایط تبلیغات، در روزهای ابتدایی فروش کمتری داشته باشیم. البته کار تبلیغ در مطبوعات آغاز شده است.
تهیهکننده فیلم سینمایی "تردید" درباره شرایط اکران "در میان ابرها" عنوان کرد: فکر میکنم وضعیت اکران فیلمها در گروههای سینمایی تا پایان سال مشخص شده باشد. از طرفی، سینماداران اکران فیلمهایی مانند "در میان ابرها" را نمیپذیرند. به همین دلیل گروه سینمایی آزاد گزینه مناسبی برای نمایش اینگونه فیلمها است.
سعدی خاطرنشان کرد: امیدوارم مخاطبین ارتباط خوبی با فیلم برقرار کنند. "در میان ابرها" در بیست و ششمین جشنواره فیلم فجر با استقبال خوبی رو به رو شد و توانست جایزه بهترین فیلم اول را از آن خود کند. ولی فکر میکنم چنین آثاری در گیشه فروش چندانی نداشته باشند. وی با اشاره به همکاری با جوانان و فیلم اولیها گفت: باید به جوانانی که در حوزه سینما فعالیت دارند و مستعدند فرصت داد. اگر حضور آنها را نپذیریم یا با آنها همکاری نکنیم در آینده سینمای ایران با رکود رو به رو خواهد شد. این نسل جوان میتوانند تجربههای جدید وارد سینما کنند. باید شرایط به گونهای برای آنها فراهم شود که دست به تولید آثار فاخر و ارزشمند بزنند. در خلاصه داستان "در میان ابرها" که اکران آن از چهارشنبه 30 اردیبهشت آغاز شده، آمده است: گاریها میتازند. بارها در مرز جابهجا میشوند و مسافران در تکاپوی رفتن. یک گاری مالک بار نورا است. مالک بار نورا را بر دوش دارد و انتظار میکشد تا بیاید... الناز شاکردوست در این فیلم به همراه 9 نابازیگر نوجوان به ایفای نقش پرداخته است.
عوامل تولید "در میان ابرها" عبارتند از؛ نویسنده: محمدرضا گوهری، مشاور کارگردان: مجید مجیدی، مدیر فیلمبرداری: فرشاد محمدی، صدابردار: حسین بشاش، انتخاب بازیگر و بازیگردان: افشین هاشمی، مترجم و مشاور عربی: سعد ادهم، طراح صحنه و لباس: بهزاد کزازی، طراح گریم: مهرداد میرکیانی، جلوههای ویژه: محسن روزبهانی و مدیر تولید: مجید معدنی.
سوپر استار و گریز از سیاه و سفید
معصومه دهقان پیشه
سوپر استار آخرین ساخته تهمینه میلانی نمایش داده شده در بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر در ردیف فیلم های معناگرا قرار گرفته و آغاز و شروعی دوباره در ادامه دوران فیلمسازی این کارگردان است. وی با تغییر زاویه دید و نگاه ویژه سینمایی اش نسبت به مسائل اجتماعی خصوصاً روابط زنان و مردان و حقوق زنان در جامعۀ کنونی ایران که در اغلب آثار گذشته این کارگردان به طور ریشه ای و روان شناختی به آن پرداخته و با حفظ دغدغه ها و خط و مشی فیلمسازی اش، این بار با یک نگاه واقع بینانه تر به مسائل و روابط اجتماعی افراد جامعه و باز خوردهای آن و به نوعی گریز از پافشاری بر روی مانیفست و ایده آل های اجتماعی خود و تدوین دوبارۀ داشته های سینمایی اش و رسیدن به یک ایست و بازنگری افکار نسبتاً فمنیستی و زن محورش و در نهایت رهنمون شدن به تعادل فکری و حرفه ای. با بازنگری آثار این کارگردان از ابتدای دوران فیلمسازی می بینیم که موضوعها و ساختار انتخابی این فیلم ها تماماً براساس محوریت زن در داستان با محتوا و بیان برابری زن و مرد و حقوق از دست رفتۀ زنان شکل گرفته اند و آنچنان با جدیت به مسائل زنان در فرم های مختلف پرداخته تا آنجایی که بر اثر غلو و بزرگنمایی مسائل اکثر این فیلم ها کمتر بر واقعیات اجتماعی استوار هستند، اما توجه ویژه ای که این کارگردان به مسائل و آثار زنان ایران و نگاه پژوهش گرانه وی که در مورد این هنجارها و ناهنجاری ها دارد به نیت نشان دادن و رسیدن به راهکارهایی صورت گرفته است و این فمنیست بودن را از شعاری بودن و سطحی نگری
به نوعی از شناخت هویت زن ایرانی و موقعیتش در برابر جامعه مردسالار و قوانین یکطرفه ای که باعث عقب ماندن آنها از مردان است به شناختی عمومی تبدیل کرده است و آن را آگاهانه و به صورت راه حل های تئوری و عملی ارائه می دهد تا جایگاه انسانی زن ایرانی در جامعه را ارتقاء بخشد.
بررسی نوع شخصیت های زن در فیلم های میلانی نشان می دهد که آنها نقش محوری داستان را دارند؛ یک بعدی نیستند؛ دست و پا چلفتی و شلخته و تو سری خور و یا صرفاً خانه دار نیستند و برای رسیدن به حقوق اجتماعی و خانوادگی خود تلاش می کنند؛ موقعیت های اجتماعی همتراز با مردان دارند، اما حقوق آنها به وسیله مردان و یا قانون تضییع می شود. این قالبی است که میلانی در هنر و مدیوم سینما برای خود انتخاب کرده است تا از این طریق به جامعه ای که گرفتار سنن، آداب و رسوم و باورهای غلط اجتماعی و نگاه سنتی به زن هستند و با ایجاد محدودیت های خانوادگی، اجتماعی، مدنی و قانونی اجازه رشد و تعالی آن چنان که شایسته زن ایرانی است را نمی دهند اعتراض کند. چرا نگاه میلانی نسبت به جایگاه زن در جامعه کنونی ایران نگاهی معترضانه است؟ به چند دلیل می باشد: اول اینکه در جامعه کنونی، زنان از حقوق محدود و نامشخص با تناقضات مختلف برخوردارند که در نگاه اول معلول جامعه مردسالار است و در نگاه دوم محدودیت های مختلف مدنی و اجتماعی است که قانونگذار نسبت به جامعه زنان اعمال می کند، اما باید گفت امروزه با وجود تشکل های اجتماعی و مدنی حامی حقوق زنان باز هم کل زنان نسبت به حقوق خویش شناخت چندانی ندارند. دوم اینکه میلانی به عنوان یک فیلمساز رسالت و جایگاه خود را در سینما این گونه می یابد که بتواند میان خود و مخاطبش که اکثراً زنان جامعه هستند یک درک متقابل و تفاهمی منطقی برقرار کند تا جامعه زنان با ارتباط با قصه فیلم و پیام های نهفته آن آگاهی بیشتری نسبت به حقوق اجتماعی، خانوادگی و مدنی خود پیدا کنند. در میان یازده فیلمی که این فیلمساز در کارنامه اش دارد دو اثر کمدی موفق به ثبت رسیده که شخصیت محوری این فیلم ها
نیز زنان هستند، با همان پیام ها و دغدغه های همیشگی. کمدی «دیگه چه خبر» و «آتش بس» فیلم هایی بودند که نسبت به دیگر آثارش از لحاظ تجاری و کسب درآمد گیشه بسیار موفق بوده و توانسته اند نظر بیشتر کارشناسان و منتقدین سینما را جذب کنند. این نکته مهم در حالی اهمیت دارد که معمولاً فیلم های این کارگردان با نگاهی غیرمنصفانه و یک طرفه جهت دار نقد می شود و مارک فمنیستی مطلق به آنها خورده می شود.
میلانی در فیلم سوپر استار با صرف نظر کردن از مواضع قبلی و ایده آل های سینمایی اش با دیدگاهی نو به سراغ موضوعی جذاب و بکر سینمایی که تا به حال کسی با این ساختار و محتوا در سینمای ایران به آن نپرداخته بود، رفته است و با طرح قصه ای یک خطی با جذابیتی مورد پسند مخاطبین عام و خاص بار دیگر موقعیت هنری سینمایی اش را با فیلمی اجتماعی و سبک معناگرا تثبیت کرده است.
روایت و قصه یک خطی سوپر استار با پیش فرض به عنوان فیلمی معناگرا با محتوا و پیام های معنوی تا اینکه به فیلم تبدیل نشده بسیار موضوع برجسته و قابل طرحی است؛ چرا که موقعیت شخصیتی اصلی فیلم سوپر استار را می توان به عنوان سنبل و نمو نه ای از شخصیت های این چنینی که در عرصه های دیگر چون سیاست، هنر، اقتصاد و ورزش نیز بسط داد و مفاهیم معنایی را که میان موقعیت های شخصیتی این عرصه های مشترک وجود دارد را از دل و لایه زیرین داستان بیرون کشید.
شخصیت اصلی محوری فیلم سوپر استار براساس خصوصیات زندگی یک هنرپیشۀ سوپر استار شکل گرفته است که شهرت و موقعیت اقتصادی کاذب زندگی شخصی و هنری او را مبتلا به ناهنجاریهای بسیاری کرده است. صحنه آغازین فیلم چگونگی متولد شدن این شخصیت در موقعیت خاصی از جامعه طبقاتی است، بدون اینکه سایه پدر و خانه ای بر سرش باشد و تنها چیزی که مادرش در بدو تولد به او هدیه می دهد آرزو و دعای خیری است که درباره اش می کند و آن این است که در بزرگسالی همه دوستش داشته باشند و نیز در ادامه چگونگی سقوط حرفه ای، اخلاقی و رفتاری او را در رابطه با خانواده، دوستان و همکاران این بازیگر که در منجلاب و حاشیه ثروت و شهرت کاذب دست و پا می زند را به تصویر کشیده است. این ترسیم شخصیت تا حدودی به صورت کلیشه ای و با نشان دادن عناصر مستقیم و بزرگنمایی آنها تصویری شده است تا مخاطب را در حداقل زمان با قصه فیلم پیوند زند و تعریف کلی از موقعیت گذشته و فعلی وی را به مخاطب ارائه کند.
نقطه عطف فیلم سوپر استار به نوع شخصیت پردازی آن برمی گردد که برخلاف دیگر آثار معناگرا که تاکنون با ساختار مختلف ارائه شده اند و فقط تکیه بر محوریت و ترسیم شخصیت های عقب مانده ذهنی و آدمهای از همه جا مانده عارف نما در جامعه خیالی و یا جامعه بدوی محدود و یا روستایی داشته اند، اما شخصیت محوری سوپر استار جزئی از نمودها و سنبل های زندگی نوین شهری است که از درون مناسبات و ارتباطات پیچیده جوامع شهرنشین امروزی رشد و نمو کرده و سر بیرون آورده است.
معضلی که مختص یک جامعه محدود و یا یک فرهنگ و جغرافیای خاصی نیست، یعنی آدمی که آلوده به تمام ناهنجاریهای اجتماعی می شود که تمام جوامع با آن دست به گریبان هستند از قبیل الکل، اعتیاد، مسائل جنسی و گروههای به اصطلاح حرفه ای و در کل به تصویر کشیدن شخصیتی واقعی و قابل لمس که به طور کامل با اصول و قواعد روایت پردازی کلاسیک همخوانی دارد.
روایت و نقدی را که میلانی در سوپر استار ارائه داده در حقیقت نقدی است بر موقعیت شهرت و تأثیرهای مثبت و منفی آن، شهرتی که خود زاییده ثروت و از مؤلفه های مهم آن است. شهرتی که عامل ثروت است و ثروتی که به وسیله اعتیاد به عادتهای غیراخلاقی و ناپسند به وجود می آید، ارتباط دارد. سوپر استار از هر طرف با بستگان و دوستدارانش در گروه به خاطر ثروت است.
وی از یک سو با اعتراض های مادرش در مورد وضعیت نابسامان اخلاقی و روحی اش مواجه است و برای راضی نگه داشتن مادر، مجبور به تأمین هزینه ها و ولخرجی های او با هر وسیله ای که امکان دارد می باشد. وی مقدار زیادی پول را در قمار به باد داده و به همین دلیل برای تأمین آن مجبور به خودفروشی معنوی و جنسی است، اما در میان این همه فساد و تباهی در اوج شهرت دختر کم سن و سالی که در ظاهر یکی از دوستداران هنری اوست وارد زندگی خصوصی سوپر استار می شود، یعنی نقطه عطف و گره افکنی قصه. دختری که برخلاف تصور سوپر استار و اطرافیانش و نیز مخاطبین فیلم معلوم می شود که فرزند ناخوانده ای در زندگی گذشته سوپر استار
بوده است و فرشته نجاتی برای تطهیر و رستگاری او. با اینکه این گره افکنی و نقطه عطف از لحاظ دراماتیکی و در اجرا می توانست از نقاط قوت فیلمنامه و کارگردانی باشد، اما به دلیل شتابزدگی در اجرای جذابیتهایش کم رمق شده است؛ چرا که ناگهان با پیدا شدن دخترک معصوم که از لحاظ اخلاق و رفتاری خود فرشته ای است و مانند معلمان فقط بلد است نصیحت کند و راهیابی به زندگی سوپر استاری که مبتلا به انواع صفات زشت (الکل، اعتیاد، فساد جنسی، پول پرستی و غرور، خیانت و...) است، چنان تحول فکری و روحی در سوپر استار
به وجود می آید که باورپذیری این مسئله برای مخاطب خاص مشکل است، زیرا که تحول و تغییر عمیق برای چنین شخصیتی که در سوپر استار ترسیم شده و می تواند نمونه ای
واقعی از جامعه ای شهری باشد، نیاز به پرسه و پالایشی عمیق و همه جانبه ای دارد که هم تغییر خود شخص و در کل تغییر فرهنگ جامعه را می طلبد. با توجه به اینکه میلانی از بدو فعالیت سینمایی اش سعی کرده است آثارش را برای دو گروه عام و خاص بسازد و از سوی دیگر با بازی گرفتن خوب از بازیگران محوری و مکمل و فیلمبرداری مناسب و آگاهانه علیرضا زرین دست این کمبود و نقص را تا حدودی کمرنگ کرده است تا بتواند بار دیگر با تأثیرگذاری بر مخاطبین سطح فرهنگ اجتماعی را ارتقاء بخشد.
پگاه مقابل دوربین "سایههای بلند گناه" میرود
مهر: تصویربرداری فیلم تلویزیونی "سایههای بلند گناه" به کارگردانی شهرام شاهحسینی با بازی حمیدرضا پگاه به زودی آغاز میشود. فیلمنامه "سایههای بلند گناه" را جعفر حسنی و فریبرز روشنفکر نوشتهاند و فیلم به سفارش مرکز سیمافیلم تهیه میشود. سیما تیرانداز، مهرداد ضیایی، احمد ساعتچیان، نگار عابدی و... دیگر بازیگران پروژه هستند.
داستان "سایههای بلند گناه" درباره سرقت ادبی از نویسندهای فقیر است و عوامل پروژه عبارتند از؛ سعیدرضا هاشمی مجری طرح، اشکان اشکانی مدیر تصویربرداری، منصور شهبازی صدابردار، امیرحسین عسگری دستیار کارگردان، علی نصیرینیا طراح صحنه و لباس، الهام حیدری طراح گریم، فرحناز خسروآبادی منشی صحنه و امیر پوربهشتی مدیر تولید.
پایان فیلمبرداری فیلم سینمایی"خانواده ارنست" به کارگردانی محسن دامادی
مهر: فیلمبرداری این فیلم اواخر فروردین در تهران آغاز شد و پس از گرفتن بخشهایی گروه به اصفهان رفت تا فیلمبرداری در این شهر ادامه پیدا کند. مراحل فنی "خانواده ارنست" به زودی آغاز و فیلم برای اکران عمومی آماده میشود. در خلاصه داستان "خانواده ارنست" آمده است: ماریا از انگلستان و کامران از تهران به اصفهان میروند تا میهمان خانواده دکتر ارنست در 150 سال قبل باشند. لاله اسکندری، امین زندگانی، مرضیه خوشتراش، پوراندخت مهیمن، مهدی طهرانی، جهانبخش سلطانی و جمشید مشایخی در "خانواده ارنست" به ایفای نقش میپردازند. عوامل تولید این فیلم عبارتند از ؛ نویسنده: م. دامادی، مدیر فیلمبرداری: جمشید الوندی، صدابردار: بهروز معاونیان، طراح گریم: محسن ملکی، طراح صحنه و لباس: محمدهادی قمیشی، عکاس: حمیدرضا کشانی، مدیر تولید: علیرضا احمدیکیا، مجری طرح: سیدابراهیم بحرالعلومی، تهیهکننده: سیدمحسن طباطباییپور و سرمایهگذار: کیومرث وکیلی.
سپاهمنصور در "پشت در خبری نیست" بازی میکند
مهر: فریده سپاهمنصور در فیلم تلویزیونی "پشت در خبری نیست" به کارگردانی شبنم عرفینژاد به ایفای نقش میپردازد.
تاکنون حضور صالح میرزایی، حسن موذنی و محمود بنفشهخواه در این فیلم قطعی شده و دیگر بازیگران پروژه به تدریج انتخاب میشوند.
داستان فیلم تلویزیونی "پشت در خبری نیست" درباره دو دوست است که هنگام ارتکاب سرقت فرجامی ناخوشایند برایشان رقم میخورد.این فیلم به تهیهکنندگی کیانوش عیاری بر مبنای فیلمنامه مهدی ایوبی تهیه میشود. دیگر عوامل پروژه عبارتند از؛ آرش خلاق مدیر تصویربرداری، سلمان وکیلی دستیار کارگردان، بهزاد رحمانی مدیر تولید، محسن پناهی طراح صحنه، مهسا عظیمی طراح لباس، سالومه اسکندری طراح گریم، سعید صالحی صدابردار و مزدک عیاری عکاس.فیلم "پشت در خبری نیست" به روش HD تصویربرداری میشود.