«در چشم باد»؛ فاخر، جذاب و ماندگار

فارس: يك منتقد با بيان اينكه «در چشم باد»مجموعه‌اي فاخر، جذاب و ماندگار است، گفت: بازسازي هنري وقايع و رخدادهاي ملموس تاريخي و يا شبه تاريخي و اجتماعي، فضاسازي‌هاي گويا و جذاب، خلق تصاوير تركيبي مستند و بازسازي شده‌ حوادث جنگي و تاريخي، بازي گيري‌هاي استادانه از بازيگران سينما و تلويزيون، شخصيت‌پردازي‌هاي آشنا و قابل پذيرش با بازي‌هاي جذاب، ديالوگ‌هاي پر محتوا و خوش‌آهنگ، چهره‌پردازي‌ها و البسه‌هاي مناسب و بسياري امتيازهاي ديگر «در چشم باد» را ارجمند مي‌سازد.«جبار آذين» منتقد سينما در گفت‌و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس در مورد سريال «در چشم باد» ساخته مسعود جعفري جوزاني،اظهار داشت: واگويه حوادث و ماجراهاي تاريخي، به ويژه بررسي برهه هايي از تاريخ در قالب فيلم و مجموعه امري عظيم، حساس، دقيق، قابل ستايش، ارزشمند و در عين حال حركت بر روي لبه تيغ است.
وي در ادامه افزود: كسي كه به چنين اقدامي سترك، ظريف، مورخانه و هنرمندانه‌اي دريازد، بايد علاوه بر استادي در فيلمسازي در قلمرو علم، تاريخ، دين و جامعه هم صاحب نظر بوده و يا دست كم مطالعات گسترده‌اي داشته باشد تا بتواند بار سنگيني را كه به دوش گرفته به سلامت به منزلگاه مقصود برساند. اين منتقد در ادامه خاطرنشان كرد: بديهي
اين كه نگاه به مقوله‌هاي تاريخي از منظر يك هنرمند با نگاه يك تاريخ‌شناس، يك جامعه‌شناس و يك عالم ديني طبيعتاً متفاوت است و اين به خاطر زاويه نگاه‌هاي مختلف هر كدام است. لذا از همگان به يك اندازه نبايد انتظار داشت تا الزامات تصويري و دراماتيكي را از يك سو و گزينش خردمندانه مطرح‌ترين و حساس‌ترين دوران برهه‌هاي تاريخي از ديگر سو و رعايت موارد و موازين فرهنگ اجتماع و مسائل قانوني ، تاريخي و هنري مخاطب مجموعه قوانين ملزمي را ايجاد مي‌كند كه يك هنرمند در
به تصوير كشيدن حوادث و مباحث تاريخي و اجتماعي مي باید، مدنظر قرار دهد.
آذين تصريح كرد: البته در اين نكته واقعيت‌هاي تاريخي مشخص و تثبيت شده‌اند و همين‌ها هم نقاط مشترك ديدگاه‌هاي مختلف را شكل مي‌دهند. ترديدي نيست اما اين به معناي هم‌انديشي
صد در صد و نگاه از روي دست يكديگر نيست و به گواه مجموعه فاخر، جذاب و تفكر برانگيز
«در چشم باد» (مسعود جعفري جوزاني) در حد توان و قابليت‌هاي هنري و نظري خود به عنوان كارگردان آن، موفق ظاهر شده است.
اين منتقد در ادامه تاكيد كرد: به تصوير كشيدن
 سه برهه تاريخي، عصر پهلوي اول و دوم و سال‌هاي آغازين پيروزي انقلاب اسلامي با رعايت موارد قانوني و الزامات گفته شده با همكاري شايسته صدا و سيما در مجموعه «در چشم باد» بيش از مكتوبات صرف كتاب‌هاي تاريخي، روايت هنرمندانه «مسعود جعفري جوزاني» از آن دوران‌هاست. او گفت: تهيه، نگارش و كارگرداني چنين مجموعه بزرگي آن هم با كمترين اشكالات محتوايي و تكنيكي كار ارزشمندي است كه اين مجموعه را در ميان انگشت شمار مجموعه‌هاي برتر تاريخي ، اجتماعي مجموعه سازي تلويزيون و سيماي جمهوري اسلامي ايران قرار مي‌دهد. بازسازي هنري وقايع و رخدادهاي ملموس تاريخي و يا شبه تاريخي و اجتماعي، فضاسازي‌هاي گويا و جذاب، خلق تصاوير تركيبي مستند و بازسازي شده‌ حوادث جنگي و تاريخي، بازي گيري‌هاي استادانه از بازيگران سينما و تلويزيون، شخصيت‌پردازي‌هاي آشنا و قابل پذيرش با بازي‌هاي جذاب، ديالوگ‌هاي پر محتوا و خوش‌آهنگ، چهره‌پردازي‌ها و البسه‌هاي مناسب و بسياري امتيازهاي ديگر «در چشم باد» را ارجمند مي‌سازد. آذين ادامه داد: حوادث بخش‌هاي اخير اين مجموعه در خصوص سال‌هاي آغازين انقلاب اسلامي، استقرار جمهوري اسلامي ايران و بروز جنگ تحميلي عراق بر ايران اسلامي است. در روايت اين برهه هم بازسازي وقايع تاريخي «البته در حد بضاعت و امكانات موجود» و نگاه هنرمندانه «مسعود جعفري جوزاني» به اين ماجرا شاكله و شاخص اين مجموعه است.
وي در ادامه گفت: نگاه كارگردان به وقايع و رويدادهاي تمام دوران‌هاي مطرح در مجموعه به ويژه دوران حاضر تركيبي از وقايع، تخيل، انتقاد،احترام، هنر، غرور ملي، آسيب‌ها، عوارض جنگ، دفاع مقدس و سلحشورانه مردمي است كه صد البته بازگويي و روايت اين دوران هنوز در مجموعه ادامه دارد ولي تا همين جا هم قابل تأمل و ارزشمند است. اين منتقد در پايان گفت: شايد بعضي از ما زاويه نگاه‌مان با «مسعود جعفري جوزاني» در نگاه به تاريخ، اجتماع و آدم‌ها كاملاً يكي نباشد و ارزيابي‌هاي شخصي و مطالعاتي هر كدام
را به مقصدي رساند اما مطمئناً اين مقصد دور از نگاه انساني،اخلاقي، معنوي و آرماني به انسان، خدا، هستي و جامعه نخواهد بود و اين تفاوت چيزي از ارزش‌هاي قابل قدرداني مجموعه فاخر، جذاب و ماندگار «در چشم باد» و «مسعود جعفري جوزاني» و ديگر عوامل سازنده اين مجموعه نمي‌كاهد.

بهمن کيارستمي:
فيلمساز بايد با چشم خود قضاوت کند نه با چشم مردم

ایسنا: يک فيلمساز مستند گفت: از همان لحظه‌اي که موضوعي را انتخاب مي‌کنيم دست به قضاوت زده‌ايم.
بهمن کيارستمي در جمع اعضاي کانون فيلم انجمن سينمايي جوان اصفهان اظهار داشت: نمي‌توان گفت که در ارايه کار مستند قضاوت شخصي وجود ندارد، زيرا همين که موضوعي خاص را از ميان صدها موضوع ديگر انتخاب کرده و براي ساخت برگزيده‌ايم به نوعي قضاوت شخصي در خصوص موضوع دست زده‌ايم و آن موضوع را واجد برخي ويژگي‌ها دانسته و براي ساخت انتخاب کرده‌ايم.وي افزود: انتخاب موضوعي براي ساخت بر اساس يک قضاوت شخصي است، اما اين پرسش مطرح است که آيا اين قضاوت بايد در کار، آشکار يا پنهان باشد. كيارستمي عنوان كرد: معتقدم بر اساس ادله‌اي که فيلمساز در فيلم ارايه مي‌دهد مي‌تواند نوع قضاوت خود را بيان کند و اين‌که آيا قضاوت او قضاوتي آشکار است يا خير؟
اين فيلمساز مستند تصريح کرد: براي اين‌که با موضوعي ناعادلانه برخورد نکنيم بايد
قضاوت کرد. وي در خصوص اين‌که آيا در قضاوت‌ها براي ساخت فيلم، نظر و برداشت شخصي خود را اعمال مي‌کند يا نظر و عقيده مخاطب را، بيان كرد: در ساخت مستند ترجيح مي‌دهم با چشم خودم به موضوع نگاه کنم زيرا در خصوص هيچ موضوعي، شما نمي‌توانيد به تعداد آدم‌ها در مورد يک موضوع برداشت و نظر ارايه دهيد، به همين دليل معتقدم فيلمساز بايد با چشم خود قضاوت کند نه با چشم مردم. کيارستمي در پاسخ به اين پرسش که او نيز مانند پدرش در ساخت فيلم مخاطب بين المللي را مد نظر دارد يا خير؟ گفت: شخصاً به صورت بين المللي فيلم
نمي سازم بلکه تعداد معدودي از مردم را براي ساخت فيلم در نظر دارم. حالا بايدببینم فيلم با اين قشر ارتباط برقرار کرده است يا خير؟ اگر با همان تعداد معدودي از افراد که مدنظر من بوده ارتباط برقرار کند از نظر خودم کار موفقي است؛ چون هنگام ساخت قضاوت و برداشت، همين تعداد مخاطب، ملاک موفقيت و يا موفق نبودن کارم است. اين فيلم ساز مستند با اشاره به اين‌که اکثر کارهايش به صورت سفارشي ساخته شده است، افزود: نوع سفارش تعريف پروژه را تعيين مي‌کند، اما هميشه سعي مي‌کنم ديدگاه خودم را در فيلم داشته باشم اما نمي‌خواهم آن ديدگاه را براي همه قابل فهم عرضه کنم.
وي اظهار داشت: بيننده فيلم بر اساس موضوع و محل نمايش تعيين مي‌شود پس سعي مي کنم دغدغه‌هاي شخصي خود را در خصوص هر موضوع با تصميم گيران آن حوزه در ميان بگذارم.
کيارستمي که تجربه تدوين اکثر فيلم‌هاي مستند را دارد در پاسخ به اين پرسش که تجربه تدوين فيلم داستاني " رونوشت برابر با اصل" ساخته عباس کيار رستمي را چگونه مي‌داند، گفت: واقعيت قضيه اين است که کار من در حد يک دستيار بود؛ نظر پدر بود که چه بخش‌هايي به چه بخش‌هايي چسبيده شود؛ در واقع تدوين فيلم داستاني " رونوشت برابر اصل " براي من هيچ جذابيتي نداشت، چرا که در فيلم داستاني شما صرفا يک کار تکنيکي انجام مي‌دهيد.
وي ادامه داد: قطعاً در زمينه تدوين کار داستاني، اين اولين و آخرين تجربه من خواهد بود.
کيارستمي خاطرنشان کرد: تدوين مستند براي من بسيار لذت بخش تر از کار داستاني است و معتقدم اغلب معاني مستند در حين مونتاژ، ساخته و پرداخته مي‌شود. کانون فيلم انجمن سينماي جوان اصفهان مروري بر آثار بهمن کيارستمي را با نمايش فيلم مجسمه‌هاي تهران با حضور
فيلم ساز به پايان برد.

 «هرچه خدا بخواهد» در كيش كليد خورد
فارس: با شروع فيلمبرداري فيلم سينمايي «هرچه خدا بخواهد»، پرويز شهبازي از كارگرداني اين فيلم انصراف داد و نويد ميهن‌دوست به عنوان كارگردان اين فيلم را كليد زد.
فيلمبرداري فيلم سينمايي «هرچه خدا بخواهد» از تاريخ
 18 ارديبهشت‌ ماه سال جاري در جزيره كيش آغاز شده و حدود 40 درصد از فيلم، فيلمبرداري شده است.
براساس اين گزارش، اين فيلم درباره مردي است كه
به طرز مرموزي در جزيره ناپديده شده و بازيگراني نظير: ترانه عليدوستي، رضا عطاران، حامد كميلي، سعيد آقاخاني، ارژنگ اميرفضلي و تينا آخوندتبار در آن حضور دارند.
همچنين فرهاد اصلاني و بهاره رهنما ظرف چند روز آينده به گروه بازيگران «هرچه خدا بخواهد» خواهند پيوست.
براساس اين گزارش از عوامل اين فيلم مي‌توان به: نويد ميهن‌دوست كارگردان، مهدي جعفري مدير فيلمبرداري، منصور شهبازي صدابردار، فرشته مهدي‌زاده مدير توليد، محمد نياكان دستيار و برنامه‌ريز، جواد جلالي عكاس، مهديه اعرابي گريم، محمد صالحي مدير تداركات، ماريا ميرنژاد منشي صحنه و نادر مهدي‌پور جانشين توليد نام برد.
براساس اين گزارش، «نويد ميهن‌دوست» سابقه ساخت چند سريال داستاني، چند فيلم كوتاه داستاني و مستند را در كارنامه دارد و پيش از اين در فيلم‌هاي «نفس عميق» و «عيار 14» در گروه كارگرداني با پرويز شهبازي همكاري كرده است.
«پرويز شهبازي» همچنان مسئوليت تهيه‌كنندگي و نويسندگي فيلم سينمايي «هرچه خدا بخواهد» را
 برعهده دارد.

انتقاد كارگردان تايلندي از سانسور در كشورش
فارس: كارگردان تايلندي فيلم «عمو بون مي‌گه مي‌تونه زندگي گذشته‌اش را به ياد بياره» در جشنواره فيلم«كن» از سانسور در كشورش انتقاد كرد.
«اپي شاتپونگ ويراسه تاكول» همزمان با ورود فيلمش در بخش رقابتي جشنواره فيلم كن از كشورش انتقاد كرده است.
فيلم «عمو بون مي‌گه مي‌تونه زندگي گذشته‌اش را به ياد بياره»
موفق به ورود به بخش رقابتي شصت و سومين دوره جشنواره فيلم كن شده است. اين كارگردان معتقد است فيلم‌هاي تايلندي و حتي كارِ كارگردانان اين كشور، به شدت سانسور مي‌شود.
او كه معتقد است دولت كشورش در حقيقت يك گروه مافيا هستند در مصاحبه‌اي گفت: هرگز نبايد كارِگردانان تايلند را مورد انتقاد قرار داد، چون بسيار محدود شده‌اند.
ويراسه تاكول افزود: قوانين كشور به گونه‌اي است كه هر فيلمي را به خاطر تهديد عليه امنيت ملي سانسور مي‌كنند.
فيلم «عمو بون مي‌گه مي‌تونه زندگي گذشته‌اش را به ياد بياره» ماجراي عمو بون را روايت مي‌كند كه به خاطر بيماري كليه تصميم مي‌گيرد آخرين روزهاي عمرش را در جنگل بگذراند. در جنگل روح همسرش و پسر گمشده‌اش در قالب روح ميموني به سراغ او مي‌آيند.
اين فيلم با 18 فيلم ديگر در بخش رقابتي جشنواره فيلم كن براي جايزه نخل طلا رقابت مي كند.

نگارش فیلمنامه جدید فرهادی به پایان رسید
مهر: نگارش فیلمنامه جدید اصغر فرهادی که درباره مهاجرت است به تازگی به پایان رسیده اما هنوز زمان ساخت آن مشخص نیست.
فرهادی این فیلمنامه را با همکاری پیمان معادی بازیگر  فیلم "درباره الی" به نگارش در آورده است. وی پیش از این قصد داشت این فیلم را در آلمان جلوی دوربین ببرد. گویا وی  فیلمنامه دیگری نیز با موضوع اجتماعی آماده دارد که  خود نگارش آن را برعهده داشته است. به همین دلیل هنوز مشخص نیست این کارگردان سینما سال 89 چه کاری را کلید بزند. "درباره الی" در جشنواره سال 2009  برلین خرس نقره ای
بهترین کارگردانی را نصیب فرهادی کرد و همچنین در جشنواره های متعدد داخلی و خارجی جوایز مختلفی به دست آورد، اما از حضور در میان نامزدهای نهایی بخش اسکار بهترین فیلم خارجی زبان باز ماند.
فرهادی ساخت فیلمهایی چون "رقص در غبار"، "شهر زیبا" و "چهارشنبه سوری" را در کارنامه کاری خود دارد که برای تمامی این آثار جوایز متعددی را  از جشنواره های داخلی و خارجی از آن خود کرده است.

مشابهات و برتري‌هاي «طلا و مس» و «دموكراسي تو روز روشن»
فارس: يك منتقد با بيان اينكه«طلا و مس» و «دموكراسي تو روز روشن» در راستاي يكديگراند، گفت: «طلا و مس» از «دموكراسي تو روز روشن» خيلي بهتر است و «همايون اسعديان» پيشرفت قابل توجهي داشته است.
«حسين سلطان‌محمدي» عضو انجمن منتقدان و نويسندگان سينماي ايران در مورد فيلم‌هاي «طلا و مس» ساخته همايون اسعديان و «دموكراسي تو روز روشن» ساخته علي عطشاني، اظهار داشت: در مجموع مي‌توان گفت هر دو فيلم شباهت‌هاي فراواني از نظر محتوا و مفهوم دارند. هر دو به اصطلاح به دنبال توجه به مسائل ديني هستند و فرهنگ ديني را در ذهن تماشاگران فعال مي‌كنند.
وي در ادامه افزود: در فيلم «طلا و مس» آموزه‌هاي ديني به صورت آكادميك در قالب كاراكتر اصلي فيلم جوان طلبه «آقا سيد» (بهروز شعيبي) محك زده مي‌شود و در نهايت ما مي‌بينيم كه او وارد حوزه عمل مي‌شود.
اين منتقد در ادامه تاكيد كرد: در اين فيلم ما نگاه نوعي نسبت به خانواده‌ها داريم و در مجموع فيلم تلنگر خوبي به مخاطبان مي‌زند. از آن طرف در فيلم «دموكراسي تو روز روشن» كاراكتر اصلي ما، جانبازي است كه عواقب كار خود را در برزخ مي‌بيند و براي تك تك اعمال خود بايد پاسخگو باشد.
سلطان‌محمدي تصريح كرد: افراط ، تفريط و اعمال دستورات ديني در اين دو فيلم كاملا مطرح مي‌شود. در «طلا و مس» زندگي متعادلي را شاهديم كه زندگي به طور عادي در جريان است و در فيلم «دموكراسي تو روز روشن» شاهد عواقب اعمال هستيم. هر دو فيلم در راستاي هم در حال حركت هستند.
او گفت: اما در فيلم «دموكراسي تو روز روشن» پردازش تصويري خوبي صورت نگرفته است آن هم
به خاطر حضور چهره هاي متعدد سينما يك مقدار مخاطب را گرفتار مي‌كند.
حضور «محمد رضا گلزار»، «نيكي كريمي»، «نيوشا ضيغمي»، «حميد فرخ نژاد»، فخرالدين صديق شريف»، «ارژنگ امير فضلي» و ... تا حدودي مضمون را زير سايه بازيگران قرار مي‌گيرد.
 از آن طرف نام فيلم هم نوین است و محاسبه برزخ آدميان است كه بر اعمال خود يك بازنگري داشته باشند تا به حالت يك مسير تعادل برسند و خود را يك بازنگري داشته باشند. اما در «طلا و مس» محتوا را بر فرم قالب مي‌بينيم.
وي در ادامه خاطرنشان كرد: هر دو فيلم در حوزه اصلاح رفتار اجتماعي گام برمي‌دارند اما با اين تفاوت كه در يك فيلم پر از سوپراستار استفاده شده و در ديگري بازيگر استاري نمي‌بينيم.
از نكات مثبت «دموكراسي تو روز روشن» مي‌توان به پردازش شخصيت «محمد رضا گلزار»
در نقش عزرائيل اشاره كرد كه طبق شنيده‌ها خيلي هم ترسناك نيست و اين كار از طرف كارگردان آگاهانه بوده است. از آن سو «طلا و مس» چهره معروفي ندارد و در مجموع فيلمي ملموسي است كه نگاه خوبي به روحانيت دارد و پيام اين فيلم اين است كه زندگي خود را همين الان اصلاح كن!
اين منتقد ادامه داد: در «طلا و مس» باورها افراطي نيست و اين فيلم از «دموكراسي تو روز روشن» خيلي جلوتر است. پردازش تصويري «دموكراسي تو روز روشن» هم از «طلا و مس» عقب‌تر است و در دو فيلم ما شاهد جامعه آرماني هستيم.
در اين ميان جلوه‌هاي تصويري «دموكراسي تو روز روشن» خوب در نيامده است و «همايون اسعديان» گامي رو به جلو در كارنامه خود دارد اما «دموكراسي تو روز روشن» ما در كارگرداني كار پيشرفتي
 نمي‌بينيم.
وي در پايان گفت: «نگار جواهريان» (زهرا سادات) در «طلا و مس» فوق‌العاده طبيعي كار كرده و توانسته نقش خود را ملموس نشان دهد و نمونه ای از يك زن سنتي را بازي كند كه فوق‌العاده كار كرده است. اما «نيوشا ضيغمي» در «دموكراسي تو روز روشن» اصلا ديده نمي‌شود و بازي كاملا منفعلي دارد.