صفحه 10--17 دی 88
"تاکسی نارنجی"؛ پیشبرد داستان یا خلق لحظات کمیک
خبرگزاری مهر: نویسنده و کارگردان فیلم سینمایی "تاکسی نارنجی" ترجیح داده به جای روایت قصهای طنزآمیز با خلق موقعیتهای کمیک فیلمی مفرح و سرگرمکننده بسازد.
اگر منصفانه به " تاکسی نارنجی" نگاه کنیم و آن را با اغلب فیلمهای کمدی که دراین سالها پردههای سینما را اشغال کردهاند مقایسه کنیم، احتمالا اعتراف خواهیم کرد که فیلم ابراهیم وحیدزاده با وجود تمامی ضعفهایش دست کم اثر سالمی است.
میدانم که با خواندن این جمله احتمالا از کوره درمیروید و یاد تقسیم بندیهای کلافه کننده و حکمهای عجیب و غریب و فراگیر در تشخیص و تفکیک آثار مخرب و سالم میافتید که سالهاست هر نهاد و سازمان و فرد فرهنگی و غیرفرهنگی اجازه صدور آنها را به خود میدهد، بدون دانستن و در نظر گرفتن این که سینما و تئاتر و ادبیات، از قوانین مطلق تبعیت نمیکنند .اما در این نوشته منظوراز "سالم" نگاه انسانی و بدون کینه توزی و بدخواهی نسبت به اقشار، افراد ، فرهنگها و مذاهب متفاوت در جامعه ماست.
در شرایطی که آثار تلویزیونی و کمدی های سینمایی ما مرتب در حال قضاوت کردن و تعیین حد و مرز برای تمام افکار و حرکات و رفتار آدم ها هستند، "تاکسی نارنجی" سرخوشانه از هفت دولت آزاد است، گویی وحید زاده اهمیتی به این مناسبات نداده و آنها را اساسا در روابط میان آدمهایش دخیل ندانسته. به همین یک دلیل و با وجود پراکندگی سکانسهای داستان و منطق سست و لرزان فیلم و نبود یک نخ تسبیح محکم در روند فیلم، "تاکسی نارنجی" را قابل قیاس با بسیاری از فیلمهای دیگر که تابع منطقی سفارشی هستند نمیدانم.
با یک نگاه اجمالی به فیلم به نظر میرسد که وحید زاده تلاش کرده بسیاری از نکات مورد علاقهاش را در یک فیلم بگنجاند و مشکل اساسی فیلم هم از همین جا آغاز میشود.
وحشت زن بخاطر از دست دادن فرزندانش که وحشتی رایج در میان زنان جدا شده از همسرانشان است، عدم پذیرش او از سوی جامعه وخصوصا مراجع قانونی، علاقه فرشته و پدرش به مرد و زن همسایه که به طور معمول نوعی ارتباط دشوار و نافرجام را پی می ریزد و ...همه و همه دغدغههایی است که نویسنده به وضوح علاقه خود را به طرح آنها نشان داده اما نتوانسته تمام آنها را در بستر یک داستان منسجم و گیرا گرد بیاورد و دچار شلختگی شده است.
به نظر میرسد که خود او هم با وقوف به این موضوع از خیر داستان گذشته است و تلاش کرده با ایجاد جذابیت و کمدی در سکانسهای مجزا به اضافه استفاده از شخصیت پر انرژی و فارغ بال آزیتاحاجیان فیلم را پیش ببرد. به همین علت است که سکانسهایی که از هیچ جا نیامدهاند و به هیچ جا متصل نیستند در فیلم فراوان یافت میشوند. پریدن قورباغه در لباس مادربزرگ(ماهایا پطروسیان ) ،اجرای نمایشهای موزیکال، آمدن یکی از اقوام شارلوت به قصد سفری چند روزه، در آب پریدن پدر و...همه و همه نمونههایی از این سکانسها هستند که در صورت حذف آنها زمان فیلم به نصف
کاهش مییافت.
از سوی دیگر و به علت همین عدم پیوستگی داستانی، هیچ کدام از دغدغههای فیلمساز آن طور که باید به سر انجام نمیرسند.
معضلاتی که او به نحوی قصد بیان کردن آنها را داشته است اصلا به معضل و گره داستانی بدل نمیشوند و حواشی آنقدر گسترش مییابد که گرههای بالقوه داستان فراموش میشوند و یا به بیراهه میروند.
علاقه فرشته به یک مرد مسیحی و علاقه پدرش به یک زن مسیحی به علت مشکل بودن ازدواج دو مذهب متفاوت به طور بالقوه گره داستان به شمار میآید و چون فیلمساز قصد نداشته از کنار موارد قانونی عبور کند با آوردن یک رقیب عشقی و حذف بیدلیل فیزیکی مادر و پسر مشکل را حل میکند. یا ترس فرشته از تعقیب شدن به وسیله همسر سابقش و از دست دادن بچهها با نشان دادن ازدواج مرد حل میشود و ...
از سوی دیگر جلو رفتن بیهدف داستان و یا به زبان بهتر ایجاد هدفهای کمرنگ برای پیشبرد داستان موجب می شود که از نیمه داستان به بعد دیگر رغبتی چندانی به تعقیب آن نداشته باشیم. یکی از مشکلات اساسی اکثر آثار کمدی ما داستان پردازی ضعیف است. نویسندگان و فیلمسازان تلاش میکنند با خلق موقعیتهای طنز مخاطب خود را حفظ کنند و چون خلق این موقعیتها کار بسیار دشواری است و آن چه سر صحنه عوامل را میخنداند لزوما روی پرده تماشاگر را نمی خنداند (و برعکس) و گرفتن خنده از تماشاگر به هزاران مسئله از جمله زمان اکران فیلم، حال و هوای جامعه، گونه و نوع و کیفیت سایر فیلمهای روی پرده، برنامههای طنز تلویزیونی که هم زمان با اکران فیلم در تلویزیون نمایش داده میشوند و...بستگی دارد بسیاری اوقات به نتیجه دلخواه خود نمیرسند.
شاید اگر خلق موقعیتهای جذاب و دراماتیک را به خلق لحظات کمدی ترجیح دهیم شاهد نتیجه بهتری باشیم و ضرر آن از فدا کردن و ساده انگاشتن داستان و سپردن سرنوشت فیلم به لحظات کمیک کمتر باشد. به این ترتیب حتی اگر موفق به خنداندن تماشاگر هم نشویم داستانی وجود دارد که ارزش تعقیب کردن را داشته باشد و در نهایت تماشاگر را راضی از سالن سینما بیرون بفرستد.
"شرط اول" به جشنواره فیلم فجر نمیرسد
مهر: فیلم سینمایی "شرط اول" به کارگردانی مسعود اطیابی و تهیهکنندگی محمدکمالیپور به جشنواره فیلم فجر نمیرسد. فیلمبرداری فیلم سینمایی" شرط اول" به کارگردانیمسعود اطیابی و تهیهکنندگی محمدکمالیپور در فرحزاد با بازی اکبرعبدی و کامبیز دیرباز ادامه مییابد و با توجه به توقف چند روزه کار در ایام محرم و باقی ماندن 10 جلسه از فیلمبرداری، نسخه اولیه این فیلم به دبیرخانه جشنواره فیلم فجر نمیرسد.این فیلم روایت زندگی فردی به نام بهرام است که در یک حادثه رانندگی دچار مرگ مغزی میشود و با یک معجزه دوباره به زندگی برمیگردد.
اکبرعبدی، کامبیز دیرباز، الناز شاکردوست، سیروس گرجستانی، نگار فروزنده، پروین قائم مقامی، امیر مهدیکیا، فرهاد بشارتی، شهاب عباسی و پریا شمس بازیگران فیلم سینمایی "شرط اول" هستند.
عوامل این فیلم عبارتند از؛ نویسنده: شهاب عباسی، مدیر فیلمبرداری: افشین علیزاده، مدیرتولید: پیمان جعفری، طراح گریم: مهری شیرازی، صدابردار: وحید سلطانی، طراح صحنه و لباس: سعید اسدی، برنامهریز و دستیار اول کارگردان: حمیدرضا علیپور، منشی صحنه: غزل رشیدی، عکاس: محمد فوقانی، مژده مرادی، روابط عمومی: بهناز شیربانی، تدوین: نازنین مفخم، صداگذاری: رحیمه شجاعی، مدیر تدارکات: فواد بوربور.فیلمبرداری فیلم سینمایی "شرط اول" که برای حضور در جشنواره فیلم فجر آماده میشود از 12 آبان در تهران آغاز شده و تدوین و صداگذاری همزمان با فیلمبرداری
انجام میشود.
10 اثر برتر تاريخ سينما كه بهترين بهره را از موسيقي اپرا بردهاند
ایسنا: ده اثر برتر تاريخ سينما كه بهترين بهره را از موسيقي اپرا در متن دراماتيك خود بردهاند، معرفي شدند.
فيلم «اينك آخرالزمان» از آثار ماندگار «فرانسيس فورد كوپولا» با بازي «مارلون براندو» در صدر اين فهرست قرار گرفته است.
بنابراين گزارش فيلمهاي «جذابيت مرگبار» و «زندگي زيباست» ساخته «روبرتو بنيني» رتبههاي دوم و سوم اين فهرست را به خود اختصاص دادند.
فيلمهاي «گرسنگي» به كارگرداني «استيومك كوئين»، «زندگي ديويد گل»، «عنصرپنجم» ساخته «لوك بسون» و «گاليپولي» به ترتيب رتبههاي چهارم تا هفتم را در اختيار گرفتهاند. «فانتزيا»، «وال استريت» و «يكشنبه خونين يكشنبه» درانتهاي فهرست بهترين آثار سينمايي در بهرهگيري از موسيقي اپرا قرار گرفتهاند.
"ایران سرزمین مهر" اسفندماه آماده نمایش میشود
مهر: با پایان مراحل فنی، فیلم مستند "ایران سرزمین مهر" به کارگردانی عباس تحویلدار اسفندماه آماده نمایش میشود.
تحویلدار گفت: این فیلم مستند با زمان 57 دقیقه به سفارش شبکه جهانی جام جم هم اکنون در مرحله تصویربرداری است و اسفندماه آماده پخش میشود.وی افزود: مستند "ایران سرزمین مهر" در ارتباط با سرزمین ایران است که در طول تاریخ خواستگاه دین زرتشت و یکتا پرستی بوده و بعد از آن ادیان دیگر را در خود پذیرفته و در طول تاریخ پیروان ادیان ابراهیمی در ایران با صلح زندگی کردهاند و بزرگان دنیا به ایران عنوان سرزمین صلح ادیان را دادهاند.بخشهایی از تصویربرداری این مستند در شهرهای شیراز، اصفهان و اهواز انجام شده و در ادامه گروه به همدان و یزد میروند تا با پیروان مذاهب مختلف در این شهرها گفتگو کنند.عباس تحویلدار فیلمهای مستند "خلوت"، "پاخسو" و... را کارگردانی کرده است.
همكاري بازيگران حرفهاي سينما با «شال گردن» لطيفي
خبرگزاري فارس: تهيهكننده فيلم سينمايي «شال گردن» به كارگرداني محمدحسين لطيفي از همكاري بازيگران حرفهاي سينما در ملودرام اجتماعي «شال گردن» خبر داد.
سيدكمال طباطبايي تهيهكننده فيلم جديد «محمدحسين لطيفي» گفت: پيش توليد فيلم سينمايي «شال گردن» به كارگرداني محمد حسين لطيفي را آغاز كرديم و هم اكنون در حال مذاكره با عوامل پشت دوربين و بازيگران هستيم. وي اظهار داشت: تلاش ميكنيم تا بتوانيم اوايل بهمن ماه فيلم را جلوي دوربين ببريم و تا اواخر اسفندماه كار فيلمبرداري را به پايان برسانيم. طباطبايي ادامه داد: تمام صحنههاي فيلم در تهران فيلمبرداري خواهد شد و سعي ميكنيم از بازيگران حرفهاي سينما در اين فيلم
بهره ببريم.
وي در ادامه افزود: «شالگردن» يك ملودرام اجتماعي است كه به لحاظ كارگرداني كار سختي است، زيرا خلق موقعيتهاي دراماتيك و لحظههاي درام فيلمنامه، كاري سخت و پيچيده است. فيلمنامه «شال گردن» توسط حامد عنقا نوشته شده و هماينك با نظر «محمدحسين لطيفي» بازنويسي ميشود. «شال گردن» پس از «سرعت»، «عينك دودي»، «دختر ايروني»، «خوابگاه دختران»،
«روز سوم» و «توفيق اجباري» هفتمين فيلم بلند سينمايي «محمدحسين لطيفي» است. او مجموعههاي «كت جادويي»،
«همسايهها»، «سفر سبز»، «فرار بزرگ»، «وفا»، «صاحبدلان» و «نردبام آسمان» را نيز ساخته است.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی