صفحه 10--19 اردیبهشت 89
سینمای ایران
تبلیغات، فضا سازی، بازار گرمی، چرخه معیوب!
معصومه دهقان پیشه
یکی از دلایل بحران سینمای ایران در روند تولید و نمایش، موضوع تبلیغات آثار سینمایی است. این موضوع هر چند ممکن است به نظر بیاید که از عوامل اصلی بحران نباشد اما یکی از علتهای مهم آن است. کمبودها و نبود امکانات و ابزار و وسایل بروز سینمایی و ضعفها و کمبودهای تکنیکی در نوشتن فیلمنامه قوی و مناسب و نیز پایین بودن تکنیک در ساخت آثار سینمایی به کنار، متأسفانه سینمای ایران از بابت معرفی آن چرا که تولید میکند؛ نیز دچار مشکل است.
مطبوعات و رادیو- تلویزیون هر کدام بنا بر اساس سیاستهای کاری خود فعالیتهایی برای معرفی فیلمهای ایرانی به مخاطبان میکنند یا نمیکنند، بررسی آن مبحث دیگری است.
در این مقاله تکیه بر روی آن دسته از فعالیتهای تبلیغاتی برای فیلمهای ایرانی است که تولید کنندگان فیلم بابتش هزینه میکنند. یعنی آن چه که معمولاً تبلیغات مینامند. تبلیغ برای فیلمهای ایرانی چند شکل آشنا دارد که شناخته و رایج ترین شیوههای تبلیغ سینمایی در دنیا است. روشهای معمول تبلیغات اینها هستند: «پوستر و پلاکارد»، «تبلیغ در مطبوعات» «تیزر تلویزیونی»، «آنونس» و معدود روشهای پراکنده که خارج از این چهار روش است که این روشهای دیگر دنیای سینما در ایران به کار گرفته نمیشود و مرسوم نیست.
پوستر و پلاکارد: پوستر و پلاکارد از ابزارهای حتمی معرفی فیلم است. که به رغم پابرجا ماندن پارهای از معیارهای گذشته در سالهای اخیر دچار تحول چشمگیری شده است.
پلاکارد با تعدادی کمتر، به اندازه سینماهای نمایش دهنده، مختص سر در سینماهاست. اما پوستر برای معرفی فیلم در مکانهای دیگر نیز کاربرد دارد اما جذابیت هر دو مهم است. در هر دو مورد تولیدکنندگان امروزی به تنوع رو آوردهاند و هر فیلم معمولاً صاحب بیش از یک پوستر و پلاکارد است. با تغییر فضای سینمای ایران، تهیه کنندگان فیلم در سالهای اخیر که به جهت خلق و حفظ پرستیژ برای خود و فیلم هایشان و چه برای جذب تماشاگرانی با سلیقههای متفاوت اشتیاق برای تهیه بیش از دو پوستر از خود نشان داده اند. که دست اندرکاران سینما آنها را با اصطلاحهای تجاری و هنری از یکدیگر متمایز میکنند. پوسترهای تجاری معمولاً کار طراحان با سابقه و به طور عمده تجربی و باطنی است و پوسترهای هنری را طراحانی چه پیر چه جوان میسازند، که مدعی اعتقاد به اصول شناخته شده گرافیک نوین هستند.
پوستر و پلاکارد فیلم به دلیل خاصیت کاربردیش متأثر از چند عامل تعیین کننده است: سلیقه تماشاگر، سلیقه طراح، سلیقه سفارش دهنده و ملاحظات دیگر و سلیقه ناظر دولتی، که همه اینها در کلیات معتقد به رعایت اصول گرافیک، جلب تماشاگر و معیارهای حاکم بر جامعه هستند. اما هر یک تلقی خاص خود را از این مقوله دارند. بنابراین برآیند این عوامل مشکل میتواند تبدیل به یک «اثر هنری» شود. یکی از نکاتی که همگان در طراحی پوستر و پلاکارد و همچنین انتخاب عکس اتفاق نظر دارند، استفاده از عناصر جذاب و آشنای فیلم با طراحی و اجرای خوب است. عناصر جذاب در فیلم از چند دسته خارج نیستند که به ترتیب عبارتند از: بازیگران، صحنه ها، فضاها و برخی ابزار و وسایل مورد استفاده در فیلم (مانند اسلحه، اتومبیل، گل و...). رایج ترین و آشناترین عناصر در سینمای تجاری دنیا، بازیگران هستند. البته میتوان پلاکارد و پوستری بدون هیچ یک از چهار عنصر یاد شده طراحی کرد که بسیار هم جذاب باشد. در مورد عکس مشکل و تکیه عمده نحوه تصویر کردن چهره زنان بازیگر، بر روی پوسترها و پلاکاردها و نامشخص بودن مرز میان مجاز و ممنوع است و از آنجا که چهره بازیگران از عناصر اصلی پوستر و پلاکارد فیلم هاست، تولیدکنندگان فیلم و طراحان همواره کارشان را با شک و تردید انجام داده اند. بدین معنی که بر اثر تجربه ودر پی توصیهها و دستورهای کتبی و شفاهی چهره زنان بر روی پوستر و پلاکاردها همواره اگر کاملاً رنگی باشد، بسیار کوچک نقش میبندد و اگر قرار باشد بزرگ طراحی شود باید تک رنگ و محو و گاهی مخلوط با زمینه رنگی پوستر باشد. البته این نظر قابل تأمل است که تماشاگر را نباید از طریق انگیزههای غیر سینمایی به سینما کشاند و دقت و سختگیری مسئولان در این زمینه قابل درک است. اما در حالی که سینمای امروز ایران از اینگونه عناصر و انگیزهها پالوده شده و پوستر و پلاکارد هم از خود فیلمها مایه میگیرد، برخی سختگیریها قابل درک نیست.
تبلیغ در مطبوعات: تبلیغ در مطبوعات هرچند که در برنامه تبلیغاتی تولیدکنندگان قرار دارد؛ اما به چند دلیل نسبت به سایر روشهای گفته شده از نظر آنان اهمیت کمتری دارد. البته در یک برنامه درست و وسیع تبلیغاتی همه روشها میتواند و باید پابه پای هم پیش برود، اما تنگنای سینمای فیلم ایران و بحران مالی تولیدکنندگان باعث میشود که آنها بیشتر بر روی شیوههای سودآور که بازتاب درآمدزای آن سریعتر و ملموس تر است متمرکز شوند. اصولاً یکی از کاربردهای مطبوعات در این زمینه میتواند ایجاد کنجکاوی و انتظار در مردم از طریق آگهیهای کوچک از مدتها پیش از نمایش فیلم باشد. شکستن چهارچوب کلیشهها و اندکی سرمایه گذاری بیشتر از معمول در این زمینه، اغلب بی نتیجه نبوده است. به عنوان مثال بعضی از فیلم سازان با توجه به مشاوره های تبلیغاتی هنگام نمایش هر فیلمشان علاوه بر آگهیهای معمول تبلیغاتی روزنامهها را با آگهیهای کوچک و ساده به اشغال خود در میآورند و به تعبیری خوانندههای روزنامهها را بمباران تبلیغاتی میکنند. این روش ساده همواره باعث موفقیت اقتصادی فیلمهای آنان میشود. در مورد نشریات تخصصی سینما وضع کمی فرق میکند. آگهی در اینگونه نشریات دو کاربرد دارد که اولی فرعی و دومی اساسی است. کاربرد فرعی آن یادآوری به خوانندگان دائمی و اطلاع رسانی به خوانندگان اتفاقی است که بازده مالی آن قابل مقایسه با روشهای یاد شده نیست. اما کاربرد اساسی، پنهان و معنوی سازنده نوعی پرستیژ و اعتبار است که به تهیه کنندگان و فیلم سازان میرسد که البته نمیشود روی آن قیمتی گذاشت.
تیزر تلویزیونی: در مورد وضعیت و به کارگیری این ابزار در سینمای ایران باید گفت: به دلیل اینکه تهیه کنندگان و کارگردانان سینما با افکار متمایز اجتماعی و سیاسی دسته بندی میشوند و کانالهای تلویزیونی هفتگانه و شبکههای استانی، همگی در چهارچوب یک سازمان و سیاستگذاری آن عمل میکنند و تابع سیاستهای کلان اجتماعی هستند، پخش تیزرهای تبلیغاتی آثار سینمایی به طور سلیقهای و گزینشی و غیر منصفانه انجام میشود.
آنونس: در زمینه آنونس، کار مانند پوستر و پلاکارد دشوار نیست و از آنجا که صحنههای آنونس از مواد موجود در فیلم انتخاب میشود سختگیری ناظران چندان شدید نیست. مشکلی اگر هست، که هست در ناتوانی عناصر موجود در فیلم و عدم استفاده در خور از همین عناصر موجود است. کلیشه آنونس سازی آنقدر سخت و قدیمی شده که گویی هیچ چیز نمیتواند در ساختار آن خللی وارد کند. معدود نوآوریها هم در حد همان نوآوری میماند و از جذب عامه تماشاگران ناتوان و استثناها هم بسیار اندک. البته روش آنونس سازی در دنیا هم همین است که در ایران رواج دارد. اما خارج از کلیشهها هم میتوان نمونههای موفقی ارائه داد. یعنی اینکه گاهی شاید لازم باشد که از زمان مرسوم سه تا پنج دقیقه آنونس صرف نظر کرد. مثلاً یک آنونس یک دقیقهای شاید گیراتر باشد. گاهی شاید نیازی به گفتار متن نباشد. شاید نیازی به ردیف کردن صحنههای مهیج و کمدی نباشد. شاید نیازی به هیچ صحنهای از فیلم نباشد. شاید بتوان با عکس هم آنونس جذابی ساخت! نمایش سه یا چهار آنونس فیلم ایرانی در هر سانس باعث میشود که تماشاگران در جریان برنامههای آینده و چند و چون فیلمها قرار گیرند. این هم به نفع تولیدکنندگان است و هم به نفع سینماداران.
اینها همه روشهای معمول تبلیغات آثار سینمایی هستند. اما روشهایی هم هست که مربوط به خود فیلمهاست و مجاز و مشروع است و بسیار کارآمد. چنین روشهایی جز در موارد بسیار معدود در سینمای ایران به کار بسته نشده است. معمولی ترین آنها این است که مسئول روابط عمومی هر شرکت فیلمسازی یا تهیه کننده هر فیلم حدود یکماه پیش از آغاز نمایش عمومی فیلم، برای نویسندگان سینمایی و مطبوعات یک جلسه نمایش خصوصی ترتیب دهند و با ارائه مجموعهای از مواد چاپی و تصویری و خلاصه داستان فیلم و اطلاعاتی درباره فیلم و سازندگانش و تعدادی عکس و نیز اجرای گفتگویی جمعی بین نویسندگان مطبوعات و دست اندرکاران فیلم و انعکاس آن در این روزنامهها و مجلات، خوانندگان مطبوعات از طریق خبرها و نقدها و مصاحبهها در جریان کم و کیف فیلم مورد نظر قرار گیرند و کنجکاوی و انتظار لازم در آنها ایجاد شود.
در آخر باید یادآوری کنیم که، به دلیل عدم واقع گرایی و تعهد و رسالت تحریف شده غیر لازم و گاه بیمارگونه باعث شده که واژههایی مانند «تبلیغات» و «روابط عمومی» نیز تحریف شود که این موضوع در سینمای ایران در زمینه تبلیغات نیز وجود دارد.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی