آسیب شناسی طنز تصویری در تلویزیون
 نمره اخلاق! صفر

معصومه دهقان پیشه

طرح مشکلات جامعه و نوشتن متن طنز براساس مضمون های اجتماعی در برنامه های تلویزیونی همیشه هم موفق و به جا نیست؛ زیرا باید این اصل را در نظر داشت که یک برنامه ساز تلویزیونی نمی تواند چیزی را به تنهایی عوض کند اما می تواند مردم را خوشحال کرده و این اصلی ترین رسالت طنز است.
پس اولین اصلی که برای تهیه پخش برنامه ها و سریال های طنز تلویزیونی باید دانست و مورد توجه قرار داد، این است که رسانه تلویزیون با سینما و حتی مطبوعات تفاوت دارد. در سینما می توان بلیت خرید و یک فیلم را تماشا کرد و یا آن فیلم را ندید و یا در مورد مطبوعات می توان گفت مخاطبینی محدودتر با بینش فرهنگی،  اجتماعی و هنری بیشتری دارد، اما تلویزیون مهمان همیشگی خانه ها و اماکن عمومی است و مخاطب آن همه اقشار و سنین جامعه هستند. به عنوان مثال مردم بسیاری از بازیگران را  به دلیل نقش موفقشان در تلویزیون مدنظر قرار داده و از آنها سرمشق می گیرند. پس باید نقش رسالت اجتماعی برنامه های تلویزیون به خصوص طنز را علمی و آگاهانه در نظر داشت و آنها را تنها به عنوان یک تفریح و ابزار پر کردن زمان، مد نظر قرار نداد.
جامعه ما خصوصاً طبقه نوجوانان و جوانان تکرار را برنمی تابند اما می بینیم که سالهاست این طنزهای تلویزیونی در هم تکرار می شوند، تصویر می شوند، نمایش داده می شوند ولی هیچ اتفاق تازه ای در این جامعه و در جهت تغییر روحیه مردم نمی افتد. آن اکسیری که طنزها باید به مردم بدهند لذت بردن از زندگی است که در متون طنزها به آن توجهی نمی شود. این نیازی است که مردم ما دارند و از طریق طنز می توان به آنها داد و از این راه مردم را به یاد شادی و محبت انداخت.
این مهم با شاد کردن روحیه ها میسر است و نه اینکه وقتی مخاطب تلویزیون را روشن می کند به یاد مشکلات روزمره اش بیفتد.
با بررسی برنامه ها و سریال های طنز تهیه و پخش شده چند سال اخیر، می توان پی به قوت ها و ضعف های ساختاری آنها برد. چند ایراد در طنزهای تلویزیونی ما وجود دارد که هیچ وقت رعایت نمی شود اول اینکه بیشتر برنامه های طنز سیما شنیداری و رادیویی است یعنی اگر نیتی بوده که از طریق گفتگوها لبخندی بر لب بینندگان بنشیند این کار از راه شنیدن هم می تواند اتفاق بیفتد و شکل بگیرد.
در جامعه هنری تصویری، در عرصه طنز کمتر کسی را داریم که هم نویسنده خوبی باشد و هم رسانه تلویزیونی را بشناسد. در اصل اشکال قضیه از یک وجه به کمبود ابتکار در متن ها برمی گردد و از بعد دیگر به عارضه همیشگی «تکرار» که اگر برنامه ای در زمان و مکان خاص خودش موفق شود طی سالیان متمادی به عنوان یک سرمشق از طرف سازندگان برنامه های تلویزیونی دنبال می شود.
به عنوان مثال اگر قرار است برنامه ای به مناسبت ایامی خاص و یا اعیادی ساخته شود برنامه های طنز در پنج، شش شبکه ای که قرار است آن را پوشش دهند و در واقع رسالتهای متفاوتی هم در ارتباط با مردم برای آنها تعریف شده است  این برنامه های مناسبتی را با متون شبیه به هم و با مضمون های یکسان و تکراری و بازیگران و بازیهای همیشگی تهیه و پخش می کنند.
با این روش می بینیم که در تولید و ساخت این برنامه ها به جای نوآوری، علاقه بیشتری به تکرار و میل کمتری به نوآوری دیده می شود و این بر می گردد به متخصص نبودن گروه ها و اشخاصی که در این عرصه فعالیت می کنند.
بزرگترین اشکال آثار و برنامه های طنز تلویزیونی مردانه بودن آن است که با شخصیت زن ها به صورت هجو برخورد می کنند. در این طنزها عموماً زن را به عنوان یک موجود حراف، میان دو به­هم زن و دوستدار غیبت و یا اینکه همیشه با شوهر و بستگان شوهر دارای اختلاف است، نشان می دهند که اصولاً حرف حساب هم قبول ندارد.
اینها صفاتی است که یک مرد هم می تواند داشته باشد، اما متأسفانه بیشتر برنامه سازان طنز از آقایان هستند! و کسی هم متوجه نمی شود که این زنهایی که در طنزهای مختلف سوژه قرار می گیرند می توانند نمادی از مادر، دختر و همسر خودشان باشند و در این صورت آنها به تربیت کننده خودشان توهین می کنند و این بسیار ناگوار است.
یکی از بدترین وجوه نمایش های تلویزیونی در زمینه طنز، توهین به یکدیگر و دست انداختن بازیگر نقش مقابل است. در صورتی که این مسائل بدآموزی دارد و حتی نباید در معتدل ترین شکل آن بی حساب و بدون ملاحظه تأثیرات منفی آن در متون طنز استفاده گردد. در کنار این عامل مسخره کرده لهجه های دیگر شهرها و دست انداختن روستائیان و از همه زشت تر مسخره کردن فیزیک آدمهای چاق، لاغر و یا حتی ناقص عضو است.
مورد دیگر کش دادن و طولانی تر کردن صحنه هاست که می توان اسمش را کم فروشی گذاشت. ویژگی طنز تلویزیونی کوتاه بودن آن است و نباید برای پر شدن وقت برنامه از وقت مردم و اعتماد آنها سوء استفاده کرد.
مسئله ممیزی یکی از مهمترین مشکلات و موانع نوشتن متون طنز است، زیرا درباره ممیزی در کشورمان باید بدانیم که نخست کانال های چندگانه تلویزیونی دولتی است و دوم اینکه تلویزیون ما شبکه سراسری هم دارد. پس وجود ممیزی مثل هر جای دیگر دنیا در حد معقول و چهارچوب تعریف شده در آن طبیعی است. مثلاً طبق قانون ممیزی نمی شود با مشاغل شوخی کرد؛ چرا که صنف آنها براساس قانون می تواند اعتراض کند.
به همین دلیل و جهات دیگر نمی توان منکر بسته بودن دست طنزنویسان چه به لحاظ ممیزی صدا و سیما و چه به لحاظ بعد اجتماعی و طرز تفکر مردم شد که هر دو وجه طبیعی است. به عنوان مثال: نوشتن و ساختن متن طنزی که از تلویزیون سراسری پخش می شود می تواند در میان مخاطبان مختلف در شهرهای بزرگ و کوچک و روستاها برداشت و تأثیرات مختلفی داشته باشد. پس شاید منطقی باشد که این متن به دلیل اینکه دارای مخاطبان متفاوت و گوناگون با سطح فرهنگ های مختلف است از جهاتی که تأثیر منفی دارد ممیزی می شود و به همین دلیل است که طنزنویسی کار و هنری مشکل است و چون موفق شدن در آن مشکل است درصد و تعداد کسانی که برای نوشتن متون طنز ابراز علاقمندی می کنند طبیعتاً باید کمتر از عرصه های هنری و نوشتاری باشد. ولی متأسفانه آنهایی هم که علاقه نشان می دهند می آیند می نویسند و نتیجه آن است که در سریال ها و برنامه های طنز می بینیم.
یک بررسی کلی نشان می دهد که پایین بودن سطح کیفی آثار کمتر به دلیل عامل ممیزی است بلکه مضامین و خود متون طنز ضعیف هستند. به دلیل آنکه نوآوری در میان آنها کمتر است و عامل تکرار در آنها بسیار دیده می شود؛ خود به عامل ممیزی کمک می کند.
در همه دنیا در بدترین شرایط ممیزی نویسنده باهوش و زیرک حرف و نظرش را در قالب یک طنز حرفه ای ارائه می دهد و عرصه طنز برای این کار بسیار مناسب است، اما به شرط داشتن شناخت. متأسفانه بیشتر طنزسازان فکر می کنند چون آدم های بامزه ای هستند به سادگی می توانند مردم را بخندانند.
و در آخر باید گفت به سخره گرفتن زبان ادبی در قالب برنامه و سریال های طنز تلویزیونی، متأسفانه سالهاست ادامه دارد. فروش فکر و نشان دادن ذوق و هنر در قالب دیگر و به طور بدلی و به نام مقدس هنر کار ناشایستی است و هیچ توجیهی ندارد.
شیوه تکراری و کنونی که در ساخت و تهیه برنامه ها و سریال های طنز به صورت مستقیم و غیرمستقیم صورت می گیرد کاری خلاف اصول و قوانین هنری است و باعث نزول کیفی و ارزشی این برنامه ها و از میان رفتن سرمایه ها، تلاش ها و در نهایت مخاطب گریزی می شود.

"عروسک" با مخاطب ارتباط برقرار می‌کند
مهر: کارگردان فیلم سینمایی "عروسک" با اشاره به ویژگی‌های این فیلم، آن را اثری جذاب دانست که می‌تواند با مخاطب ارتباط برقرار کند.
وحیدزاده گفت: تدوین فیلم سینمایی"عروسک" توسط داود یوسفیان آغاز شده است و با تعامل و تبادل نظر با یکدیگر سعی می‌کنیم کاری در خور توجه ارائه دهیم. تاکنون 30 درصد از فیلم تدوین شده، صداگذار و آهنگساز "عروسک" به زودی مشخص می‌شوند.
وی افزود: فیلمبرداری "عروسک" در شرایط قابل قبولی انجام شد و همه عوامل و بازیگران تمام تلاش خود را برای ارائه اثری حرفه‌ای و جذاب انجام دادند، خوشبختانه از نتیجه کار راضی هستم و فکر می‌کنم این فیلم در ارتباط با مخاطبان موفق عمل کند. "عروسک" ویژگی‌هایی دارد که می‌تواند برای مخاطب جذاب
باشد.
"عروسک" هفتمین فیلم کمدی ابراهیم وحیدزاده است که بر اساس فیلمنامه‌ای از سیروس تسلیمی تولید می‌شود، علیرضا خمسه، بهنوش بختیاری، حسام نواب‌صفوی، سیروس ابراهیم‌زاده، ثریا قاسمی، جمشید شاه‌محمدی، اسماعیل خلج، آتش تقی‌پور و پریسا رضایی بازیگران این فیلم هستند
این فیلم داستان دختری است به نام فرشته که مدتها است در پی یافتن کار است. او سرانجام بعد از این در و آن در زدن، به شرکتی مراجعه می‌کند که بی‌شباهت به سرزمین عجایب نیست. فرشته در این شرکت صاحب شغل و جایگاه غیر قابل تصوری شده و سرنوشت شگفت انگیزی برایش رقم می‌خورد.
عواملی که در تولید این فیلم همکاری دارند عبارتند از؛
مدیر تولید: مجتبی متولی، مدیر فیلمبرداری: داریوش عیاری، صدابردار: محمود سماک باشی، طراح صحنه و لباس: آیدین ظریف، طراح گریم: مهری شیرازی، مدیر تدارکات: علی بهرمند، عکاس: علی نیک‌رفتار، کسری نیک‌رفتار، برنامه‌ریز و دستیار اول کارگردان: افشین رضایی، منشی صحنه: شیدا باسمه‌چی، مشاور رسانه‌ای: وحید سعیدی.

"آواتار" جایزه گوی طلایی را دریافت کرد
مهر: همان طور که انتظار می‌رفت فیلم "آواتار" به کارگردانی جیمز کامرون با دریافت جوایز بهترین فیلم و کارگردان ستاره شصت و هفتمین دوره جوایز گوی طلایی شد.
مراسم جوایز گلدن گلوب 2010  دیروز برگزار شد و در بخش فیلم‌های سینمایی فیلم بسیار پرهزینه "آواتار" که در چهار بخش نامزد دریافت جایزه بود، جوایز بهترین فیلم درام و بهترین کارگردان را از آن خود کرد.
"آواتار" در بخش بهترین فیلم درام فیلم‌های "قفسه درد"، "پرشس"، "لعنتی‌های بی‌آبرو" و "روی هوا" را به عنوان رقیب پیش‌روی خود داشت.جایزه گلدن گلوب بهترین فیلم کمدی یا موزیکال به فیلم بسیار موفق "خماری" ساخته تاد فیلیپس اعطاء شد. در بخش بازیگری، جف بریجز برای بازی در نقش یک خواننده به آخر خط رسیده در فیلم "قلب دیوانه" برنده جایزه بهترین بازیگر مرد درام شد و ساندرا بولاک برای درام ورزشی "نقطه کور" جایزه بهترین بازیگر زن درام را برد.
در بخش موزیکال یا کمدی نیز جایزه بهترین بازیگر مرد به رابرت داونی جونیر برای بازی در نقش کارآگاه افسانه‌ای در "شرلوک هلمز" و جایزه بهترین بازیگر زن به مریل استریپ برای فیلم زندگی‌نامه‌ای "جولی و جولیا" اعطا شد.
فیلم "روی هوا" با بازی جرج کلونی که در شش رشته نامزد دریافت جوایز گلدن گلوب بود تنها در بخش بهترین فیلمنامه برنده شد و موزیکال "9" ساخته راب مارشال نیز که در پنج بخش شانس دریافت جایزه را داشت، مراسم گلدن گلوب را دست خالی ترک کرد. جایزه گلدن گلوب بهترین فیلم انیمیشن به "بالا"‌ تولید دیسنی و پیکسار رسید و درام سیاه و سفید "روبان سفید" ساخته میشائل هانکه از آلمان برنده جایزه بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان شد.
در مجموع سه فیلم "آواتار"، "بالا" و "قلب دیوانه" هر یک برنده دو جایزه گلدن گلوب شدند و هشت فیلم نیز هر کدام یک جایزه بردند. مارتین اسکورسیزی فیلمساز آمریکایی هم به خاطر دستاوردهای خود در حوزه سرگرمی یک جایزه ویژه دریافت کرد. در بخش آثار تلویزیونی نیز سریال "مردان دیوانه" جایزه بهترین مجموعه تلویزیونی درام را گرفت و "گِلی" برنده جایزه بهترین مجموعه تلویزیونی موزیکال یا کمدی شد. ریکی جرویز بازیگر، نویسنده و کارگردان بریتانیایی مجری مراسم گلدن گلوب امسال بود که از مهمترین جوایز سینمایی آمریکا و پیش‌درآمدی بر جوایز اسکار است.