سرسراي سبز وطن
عليرضا ملكي
 وقتي فصل تابستان از راه مي رسد، خيلي ها به فكر برنامه ريزي براي يك سفر چندروزه مي افتند، تا مدت كوتاهي را به دور از شهر شلوغ و پرهياهوي خود باشند.
در اين برهه وقتي از طرف اعضاي خانواده پيشنهادي ارائه مي شود، طبق سال هاي قبل اولين شهرهايي كه نامشان مطرح مي شود، يا شهرهاي شمالي كشور است يا شهرهاي بزرگي مثل اصفهان و شيراز؛ دليل آن نيز كاملاً مشخص است و آن اينكه اين شهرها بنا به دلايلي از نظر شهرت و مقبوليت نسبت به شهرهاي ديگر كشورمان در رده هاي نخست قرار گرفته اند و بقيه شهرهاي ديگر استان ها كه از نظر اماكن ديدني و تفريحي و قدمت تاريخي سابقه بسياري دارند، از نظرها مخفي مانده اند و اينگونه شهرها را تنها مردمان بومي آن شهر مي شناسند. يكي از اين شهرهايي كه از نظرها پنهان مانده شهرستان مرند است كه در استان آذربايجان شرقي واقع شده و سومين شهر بزرگ اين استان بعد از تبريز و مراغه است. مرند از نظر سابقه و پيشينه تاريخي يكي از شهرهاي بزرگ استان محسوب مي شود كه در محور ارتباطي اروپا و آسياي ميانه قرار گرفته است.  مرند يكي از شهرستان هايي است كه جزو مناطق نيمه كوهستاني بوده و اطراف آن را كوه هاي سر به فلك كشيده احاطه كرد ه اند كه بلند ترين آنها عبارتند از: ميشو كوه، علي علمداري، فلك داغي، هرزند داغي و كوه كيامكي است. اين شهرستان به دليل كوهستاني بودن آن، داراي تابستان هايي معتدل و زمستان هايي سرد است كه تا 6ماه وجود برف را در دامنه كو ه هايش حفظ مي كند. قدمت مرند براساس اسناد اورازتويي و سابقه شهرنشيني تا اواسط هزاره سوم قبل از ميلاد مي رسد، آنچه از نظرات و مدارك باستان شناسان و مورخين به دست آمده است، اين است كه مرند در روزگار پادشاهي « مادها» از رونق بسياري برخوردار بوده و به دليل اهميت خاصي كه در ايالت آتورپاتكان داشته، همواره مورد توجه حكومت مركزي بوده است.
همچنين در دايره المعارف آمده است كه مرند، مركز حكومت اقوامي در دوره كلده و آشور بوده است، اما در دوره اي كه به رونق و آباداني مرند افزوده شد زماني بود كه ايلخانيان در آن حكومت مي كردند، به طوري كه بناي تاريخي كاروانسراي آيرانديبي و قلعه هلاكو در شمال مرند نيز از بناهاي اواخر دوره ايلخاني است كه كتيبه محراب مسجد جامع مرند شاهد اين مدعاست. مرند در تفاوت با ديگر شهرهاي استان، بيشتر جنبه تجارتي دارد به طوري كه بيشترين پاساژها و مراكز خريد پس از مركز استان (تبريز) در اين شهر واقع است. گفتني است كه بزرگترين و جدیدترین بازار شمال غرب كشور در اين شهر قرار دارد.
ديدني هاي جلفا و مرند
1 - مسجد بازار : اين مسجد كه به مسجد بازار معروف است، در مركز بازار مرند واقع شده و بناي فعلي آن متعلق به دوره قاجار است ولي براساس سنگ نوشته مرمريني كه دارد تعمير اساسي آن در سال 1268 ه.ق صورت گرفته است، اين مسجد داراي 4ستون سنگي 12ضلعي و 9گنبد آجري زيباست و طبق روايات همسر حضرت نوح نيز در اين مسجد دفن شده است.

2 - مسجد جامع مرند: عمر مسجد جامع مرند طبق آخرين كتيبه مشكوفه به 485 ه.ق يعني آخرين سال حكومت ملك شاه سلجوقي مي رسد و بدين ترتيب قديمي ترين بناي سالم آذربايجان محسوب مي شود. در سال 731ه.ق محراب گچبري شده و بي نظير آن ساخته شده است، بناي اصلي مسجد، كليسا بوده و به امر دخترترسايي به نام «ماريانا» ساخته شده است، اين مسجد هم اكنون شاهد برپايي نماز پرفيض و ملكوتي جمعه است.

 3 - كاروانسراي ايلخاني يام: مرند به علت قرار گرفتن در سر راه تاريخي ابريشم، صاحب چندين كاروانسراي تاريخي است كه كاروانسراي دره ديز آيران ديبي آلاكي و يام از جمله اين كاروانسراهاست. كاروانسراي ايلخاني يام در 12كيلومتري مرند واقع شده كه در زبان مردم به كاروانسراي عباسي معروف است. اين كاروانسرا به دست شاه عباس صفوي تعمير شده و وصف آن در خاطر اكثر جهانگردان است، اين كاروانسرا از سال 1379 بازسازي اساسي شده و در حال حاضر مراحل تجهيز خود را مي گذراند. قرار است اين كاروانسرا و تفرجگاه و پيست اسكي يام به عنوان قطب گردشگري نمونه شمال غرب كشور در خدمت ايرانگردان و جهانگردان قرار گيرد.

4 - قلعه تاريخي مرند : قدمت اين قلعه با توجه به آثاري كه از هزاره چهارم قبل از ميلاد از آنجا به دست آمده به 6000سال مي رسد، بنا به گفته ولاديمير مينورسكي اين قلعه درحمله سارگون دوم پادشاه آشور تخريب شده است. همچنين ويلياطرجكسون آمريكايي نيز قلعه مرند را باقي مانده يكي از آتشكده هاي دوره ساسانيان دانسته و مي گويد: مرند روزگاري در عهد ساسانيان پايتخت شهر واسپورگان بوده است.

5 - روستاي پلكاني زنوزق : اين روستا در شهر زنوز مرند واقع شده است كه يكي از بزرگ ترين
روستاهاي پلكاني كشور است. زنوزق در بين مردم آذربايجان به ماسوله آذربايجان معروف است. جلفا پيشتر يكي از بخش هاي شهرستان مرند به حساب مي آمد كه هم اكنون به دليل قرار گرفتن در يك منطقه تجاري به شهرستاني مستقل تبديل شده. در سال هاي اخير ايجاد تسهيلات در تردد مرزي، تشكيل بازارچه هاي مرزي، وجود گمرك و مبادله كالا و مسافر از طريق اين شهر سبب جذب جمعيت و رونق تجارت در آن شده است، وجود گمرك مرزي ايران و آذربايجان در جلفا، اين منطقه را به ناحيه اي مهاجرپذير تبديل كرده است، به شكلي كه مردم منطقه براين باورند كه: بيشتر افراد جلفا را مهاجرين تشكيل داده اند كه ا ز شهرستان هاي اطراف به جلفا آمده اند و به كارهاي تجارت و گمركي مشغولند. همچنين شهرستان جلفا به دليل داشتن آثار تاريخي فراوان يكي از شهرستان هاي ديدني استان محسوب مي شود كه از مهم ترين آنها عبارتند از:

6 - كليساي سنت استپانوس:كليساي سنت استپانوس در 12كيلومتري غرب شهر جلفا واقع شده است، اين كليسا بعد از قره كليسا (كليساي سياه) در آذربايجان غربي مهم ترين كليساي ارامنه كشور است. اين كليسا مربوط به قرون 10تا12ميلادي است، اين كليساي بسيار زيبا و ديدني در منطقه اي سرسبز و ييلاقي در كنار رود ارس قرار دارد. كليساي سنت استپانوس در دل درختان سر به فلك كشيده اطرافش، با آب وهوايي بسيار دلپذير، شاهكاري از هنر معماري را به همه گردشگران داخلي و خارجي نشان مي دهد و همه را شيفته جمالش مي كند. اين كليسا يكي از بهترين پيشنهادات براي سفرهاي تابستاني است.

7 - جاذبه اي به نام آسياب خرابه: آسياب خرابه در دامنه شمالي ارتفاعات كوه كيامكي و داخل يكي از دره هاي نزديك روستاي داران قرار گرفته است. اطراف اين طبيعت زيبا را درختچه هاي انجير، زرشك و نسترن هاي وحشي پوشانده است، در محل ريزش آب، گياهان آبزي و كنار آبزي نظير خزه، پرسياوش و بولاغ اوتي روييده است كه بر زيبايي هاي آبشار مي افزايد. يكي از ويژگي هاي منحصر به فرد آبشار آسياب خرابه آن است كه به علت مقاوم نبودن طبقات آهكي، قسمت زيرين آبشار عقب نشيني كرده است و بدين ترتيب، در اين قسمت حفره اي زيبا به وجود آمده است. در اين حفره درختان بيد تنومندي روييده است كه سايه اندازشان محل مناسبي براي استراحت گردشگران است.

8 - امامزاده سيدمحمد آقاي نوجه مهر: اين امامزاده در غرب شهر جلفا واقع شده است .
امامزاده سيدمحمد در قريه نوجه مهر كه طبق شجره نامه از نوادگان امام جعفر صادق(ع) بوده در دوران حكومت صفويه زندگي مي كرد و در همان دوران وفات كرده و در اين مكان به خاك سپرده شده است، طبيعت بسيار زيبا و ديدني اين زيارتگاه كه در دامنه كوه هاي بلند و در كنار يك رود كوچك كه از رود ارس جدا شده است چهره زيبايي به اين مكان بخشيده است، همچنين وجود باغات انار و انجير كه در دامنه كو هي واقع شده است زيبايي اين منطقه را دوچندان كرده است و همين امر باعث شده تا هر ساله هزاران زائر و گردشگر از اين مكان مقدس ديدن كنند. داخل اين زيارتگاه روبه روي كوه هاي سربه فلك كشيده اتاق هايي در دو طبقه بنا شده است كه مسافران و گردشگران از بودن در آنجا لذت ببرند، در اين مكان مي توان با يك تير دو نشان زد، هم زيارت هم سياحت.
منبع: همشهری

"زاينده رود مرده" يا "مرده رود زاينده"؟!
سميرا محب علي
بزرگترين رودهاي دنيا در طول مسير خود کانون جذب گردشگران بي شماري هستند. حال بسته به توان زيرساختي يک کشور در برنامه ريزي هاي توريسم و اکوتوريسم، اين رودها مي توانند ميزان گردشگران داخلي يا حتي بين المللي را براي آن کشور تعيين کنند.
در ايران، کشور پهناوري که در کمربند بياباني اين کره خاکي قرار دارد دو رود بزرگ کارون و زاينده رود نقاط عطف گردشگري کشور به شمار مي روند. کارون مبحثي جداگانه دارد، چراکه اگر چه بزرگترين رود کشور است اما تأثیرات 8 سال دفاع مقدس شکل ديگري از توريسم را در کنار آن غالب کرده است که در اينجا موضوع بحث نيست. اما زاينده رود، اين زنده رود هميشه جاري! ساليان سال است که از زردکوه بختياري سرازير مي شود و در مسير خود دشت و دامون هاي بسياري را مي پيمايد و در تالاب گاوخوني آرام مي گيرد. مبدا و مقصد و مسير زندگي اين رود تماماً با جاذبه هاي
 بي شماري همراه است که خالق آن نيز همين رود زاينده است. زاينده رود! زنده رودي که در تمام طول مسير خود حيات را از لايه هاي زيرين زاگرس زيبا و استوار تا کويرمرکزي ايران هديه مي آورد.
آب، جان مايه حيات است و زاينده رود حامل اين جان مايه،
 اما... زنده رود بزرگ کشور پهناور ايران که بخش عظيمي از گردشگري، اقتصاد و کشاورزي مديون آن است دوباره و دوباره دستخوش تغييرات و نابساماني هايي شده است که علت آن جز دست تخريب گر بشر هيچ نيست.
تغيير مسير رود، آلوده کردن آب، گرفتن انشعاب هايي از رود براي کشاورزي و فعاليت هاي صنعتي و... موجب شده است پيش از آنکه اين رود زنده و پرتکاپو در سرانجام خود جاذبه شگفت ديگري به نام تالاب گاوخوني را خلق کند، در ميانه راه بي هيچ خلقي بميرد و تمام شود.
مردن، واژه ساده اي است! اما در ميانه اين مردن و اين به ناحق ميراندن يک رود تکليف حيات چندگانه و متعددي که بي حضور آن در مسير ممکن نيست، چه مي شود؟ بر سر اکوسيستم هاي اطراف اين رود چه خواهد آمد؟ و اين تأثیرات و اين تخريب ها تا چه حد ضروري است؟!
به طور حتم از اين همه تأثیر منفي، گردشگري نيز در کنار ساير صنايع آسيب مي بيند. آن هم گردشگري کشوري که در کنار رودهاي آن از ديرباز کانون هاي فرهنگي و تاريخي استوار بوده اند.وقتي گردشگران داخلي ايران از خشک شدن زاينده رود تا به اين حد نگران و ناراحت اند، اين امر اگر در گردشگر خارجي ناراحتي ايجاد نکند بدون حتم در تغيير تصميم او براي عدم انجام سفر به ايران تأثیرگذار است به خصوص اگر اين سفر، بازديد از شهري تاريخي همچون اصفهان باشد که از ديرباز سهم بالايي از توسعه اش را مديون زاينده رود بوده است.نگاهي به کشورهاي توسعه يافته بيانگر آن است که مي توان بدون تخريب، توسعه داشت. مي توان گردشگري را رونق بخشيد و صنعت را در کنار آن به حد اعلا رساند و بازارهاي صنعتي دنيا را در دست گرفت. هر مشکلي راهکاري دارد، اما تا يافتن آن راه و راهکار، مي توانيم از تخريب هاي بيشتر جلوگيري کنيم و اين حداقل کار ممکن در شرايط موجود است.
منبع: میراث آریا