سفر هم هنر است 
آرش نورآقایی

طبق پيام و شعار سازمان جهاني گردشگري در سال 1983 ميلادي، سفر كردن يك حق و يك مسئوليت شناخته شده است. قبل از آن، سفر كردن يك نوع سبك زندگي به شمار مي رود كه در ميان مردمان جهان رواج داشته و دارد و اما بعد از آن و در زمان حاضر، شايد خيلي دور از ذهن نباشد كه سفر كردن را به عنوان هنر، بررسي و تحليل كنيم.
هنرها را به هنرهاي دستي، هنرهاي ترسيمي، هنرهاي نمايشي و ... طبقه بندي مي كنند و از آن جا
كه امروز روابط عمومي، به عنوان هنر هشتم قلمداد مي شود، مي توان آن را جزو هنرهاي رفتاري دانست. چنان كه سفر كردن هم به عنوان هنر، مي تواند جزو دسته همين هنرهاي رفتاري باشد.
براي رسيدن به منطقي قابل قبول در اين بحث، ابتدا مي بايستي سفر و انگيزه هاي آن را بشناسيم:
سفر در اسطوره:
اگر به قبل از تاريخ، و در واقع به زماني كه اسطوره ها سخن مي گويند رجوع كنيم، متوجه مي شويم كه بن مايه سفرها در تمام تمدن ها و فرهنگ ها، ماورايي و غير اين جهاني بوده و اين تنها خدايان و پهلوانان بودند كه راه بسيار دشوار سفر را مي پيموده اند تا به مطلوب برسند.
به طور مثال: در بابل، «ايشتار»(الهه عشق و باروري و زيبايي) به دوزخ سفر مي كند تا معشوق خود، «تموز» را بيابد. در هند، «سويتري» به دنبال شوهر خود، «ساتياونت» به جهان مردگان سفر مي كند. در زلاندنو، «هوتو» به دنبال همسر خود، «پاره» به قلمروي شب سفر مي كند. در مصر «ايزيس» به دنبال «ازيريس» به سرزمين مردگان مي رود. در يونان، «اورفه» به هادس (جهنم) سفر مي كند تا همسرش «اوريپيد» را بيابد. در رم «انه» براي ديدار با پدر مرده اش به سرزمين مردگان سفر مي کند.
در بررسي اسطوره هاي بالا، متوجه چند نكته مي شويم: 1- از آن جا كه مقصد همه سفرها، دنياي مردگان و جهان زيرين است، مي توان نتيجه گرفت سفر با مرگ كه ناشناخته ترين موضوعات و اساسي ترين آنها در ذهن بشر است، ارتباط تنگاتنگ دارد. پس مفهوم سفر را مي توان ترك مكان فعلي براي شناخت ناشناخته بزرگ قلمداد كرد. 2- مسافر به دنبال معشوق و همسر خود به دنياي ديگر سفر مي كند. احتمالا او آرامش و امنيت خاطر خود را از دست داده و قصد دارد دوباره آن را به دست بياورد. 3- مقصد، جهان تاريك و قلمروي شب است و از اين جهت كاملا ناشناخته و غريب، پس مسافر از توانايي خارق العاده اي برخوردار است كه مي تواند رنج و سختي را به جان بخرد و سفر كند. 4- در اين سفرها، اميد به بازگشت از دنيایي مردگان و همين طور اميد به زنده بازگرداندن معشوق ديده مي شود.
به طور خلاصه از اسطوره هاي بالا نتيجه مي گيريم كه سفر به منظور شناخت ناشناخته، طلب آرامش، اثبات توانايي و اميد به زندگي صورت مي گيرد.
سفر در افسانه:
در زبان افسانه ها نيز متوجه مي شويم كه: «هومر» شاعر بزرگ يونان در حماسه «اوديسه»، قهرمان داستانش، «اوليس» را به دنياي ارواح برده و خاطرات سفر زندگان به دنياي ديگر را بازگو کرده است. «افلاتون» در کتاب جمهور خود افسانه سفرگونه «ار» را در دنياي پس از مرگ و بازگشت او را به جهان زندگان شرح داده است. «ويرژيل» شاعر بزرگ روم، در اثر معروفش، حماسه «انئيد» قهرمان داستانش، «ائنا» را در سفري به دوزخ فرستاد تا ارواح گذشتگان را ببيند.
«کمدي الهي دانته» هم چيزي نيست جز سفر به دوزخ و برزخ و بهشت.
نتيجه اي كه از اين افسانه ها مي گيريم، شباهت بسياري به همان نتايج قبلي دارد.
پهلوان - مسافر:
چنان كه در اسطوره و افسانه مشاهده كرديم، سفر كردن توسط افراد خاصي صورت مي گيرد كه براي معرفي آنان، بهترين واژه، پهلوان - مسافر است. اينان كه گويي از نيرويي فرابشري برخوردارند، مامن مألوف خود را ترك کرده و براي رسيدن به جواب سوال هاي غيرسطحي، و رسيدن به خواسته هاي غير معمول، سفر مي كنند. يكي از اين قديمي ترين پهلوان - مسافرها، گيلگمش (شخصيت اسطوره اي بين النهريني) است كه براي رسيدن به گياه جاودانگي سفر مي كند. آشنا ترين پهلوان- مسافري كه ما ايراني ها مي شناسيم، رستم است. رستم را كمتر در سرزمين خود مي بينيم، او هميشه درحال سفر و درعين حال مبارزه جويي است. او در مسير هفت خوان توانايي هاي خود را محك مي زند و در سرزمين هاي دوردست به حل مشكلات و از بين بردن هر آن چه امنيت ايرانيان را به خطر مي اندازد، مي پردازد.
سفر در واقعيت و به مثابه هنر:
وجود پهلوان - مسافر تنها در اسطوره و افسانه نيست. بلكه در دنياي واقعي نيز ما با اشخاصي روبرو مي شويم كه براي درك هستي و دنياي پيرامون خود سفر كرده اند و همچون پهلوانان مشكلات بسياري را از پيش رو برداشته اند. كافي است نگاهي به زندگي عرفا، شعرا، و دانشمندان و هنرمندان، چه ايراني و غيرايراني از گذشته هاي دور تا به امروز داشته باشيم، تا اين گفته را تصديق كنيم.
اما آن چه كه ما مي خواهيم در اين بخش بازگو كنيم و در پي آن سفر كردن را به عنوان يك هنر رفتاري شناخته نشده، مورد بررسي قرار دهيم، تمام كنش ها و واكنش هاي روحي مسافر در طول سفر را دربرمي گيرد كه لاجرم از او يك پهلوان با تعريف امروزي و منظورمان هنرمند است، مي سازد.
اغراق نيست اگر بگوييم كه خلاصه تمام نوشته هاي ما مي تواند همان مصرع زيبا و معروف "بسيار سفر بايد تا پخته شود خامي" باشد.
سفر، موضوعي است كه با كنجكاوي آغاز مي شود و با تعالي به پايان مي رسد. در ميانه آن دلشوره هاي ترك عادت هاي معمول موج مي زند. سفر ذهن را از افكار نو آبستن مي كند و زايمان اين زائو را در تنهايي و انزواي روحي عجيبي رقم مي زند كه نمونه اش را فقط در تجربه عشق مي توان يافت. در سفر است كه مي توان زمان را با ترك مكان تحت تاثير قرار داد و جسارت ناديده انگاشتن واقعيت را با نيروي اراده تجربه كرد. سفر مقوله اي است كه قبلش آدمي را در شرايط رويا قرار مي دهد و بعدش نيز به بركت خاطره، در موقعيت افسون.
كسي كه سفر مي كند، با خود عهد مي بندد كه خود را در موقعيت غير خود ببيند كه اگر آگاهانه انجام پذيرد، انقلابي روحي را دربرخواهد داشت. هنر، به تعبيري خلق مخلوقي است متناسب. بنابراين خلق رفتار متناسبي كه نبوده و نديده ايم، مي تواند در زمره هنر باشد.
انسان اگر در مكاني كه مي شناسد رفتاري تعريف شده دارد، مي تواند اميدوار باشد كه در مكان ناشناخته، تعريف رفتاري اش عوض خواهد شد. و در معادله دو مجهولي انسان - مكان، رفتار جواب هاي گوناگون خواهد داشت كه در صورت انتخاب بهترين گزينه، هنر نمايان خواهد شد. چراكه بهترين گزينه يعني خلق بهتر و تازه تري از انسان، كه دقيقا رسالت هنر، يعني خلق بهتر و تازه تر را تداعي مي كند.
در بخش «سفر در اسطوره» گفتيم كه سفر به منظور شناخت ناشناخته، طلب آرامش، اثبات توانايي و اميد به زندگي انجام مي گيرد. آيا همه اين ها ذات و هدف اصلي هنر نيست؟ و آيا هنر، همان جواب دادن به سوال هاي غيرسطحي و رسيدن به خواسته هاي غير معمول نيست؟
منبع: خبرگزاری میراث فرهنگی

دریاچه گهر؛نگين فيروزه اي رنگ اشترانکوه

درياچه زيباي گهر در استان لرستان نگين فيروزه اي رنگ بي مانند و بي مثالي است که در ميان قله هاي برافراشته اشترانکوه خودنمايي مي کند.
درياچه گهر با زيبايي هاي بي نظيرش هر ساله پذيراي سيل عظيمي از طبيعت گردان و گردشگران از سراسر کشور و حتي از ديگر نقاط دنيا است. درياچه گهر به عنوان يکي از درياچه هاي بکر و زيباي آب شيرين ايران در ميان رشته کوه هاي زاگرس و در دامنه اشترانکوه واقع شده و اين درياچه از ذوب برف هاي اشترانکوه و انباشت آب آن در پشت سد يا آب بندي که از ريزش کوه پديد آمده تشکيل شده است.
درياچه گهر که داراي لقب نگين اشترانکوه است از زيباترين درياچه هاي کوهستاني ايران بوده که در 121 کيلومتري شرق استان لرستان به مرکزيت خرم آباد و در 35 کيلومتري جنوب شرقي شهر دورود در اين استان واقع شده است و همچون نگيني در مرکز منطقه حفاظت شده اشترانکوه قرار گرفته است.
اين درياچه کم نظير شامل 2 بخش به نامهاي گهر بزرگ و گهر کوچک - يا گهر بالا و پايين- است که وسعت درياچه گهر بزرگ حدود 100 هکتار و عمق درياچه بين 4 تا 28 متر و عرض آن بين 400 تا 800 متر و طول آن 1500 متر است.
ميزان بارش سالانه در منطقه حدود 931 ميلي متر است که بيشتر به صورت بارش برف مي باشد به طوريکه در سالهاي پربرف سطح درياچه يخ بسته و مناظر زيبا و بديعي را براي علاقمندان به طبيعت و گردشگران به وجود مي آورد.
درياچه گهر در بين رشته کوههاي اشترانکوه محصور شده و بسياري از کوهنوردان در تمامي فصول سال به قلل مرتفع اين کوهها از جمله قله هاي متنوع اشترانکوه، گل گل، سن بران، پل پازن پير، تخت شاه و ... صعود مي کنند.
پوشش گياهي اطراف درياچه گهر و منطقه اشترانکوه شامل بلوط، بيد، بادام، پسته وحشي، گلابي وحشي، چنار، نارون، انجير، زبان گنجشک، سيب، زالزالک، ارژن، کنار و ... است.
همچنين مراتع مرغوب اين منطقه بهشت مانند لرستان شامل خانواده غلات و بقولات و چتريان و لاله هاي واژگون، گل شقايق، زنبق و لاله وحشي تاج خروسي و اختر است که در ماههاي آغازين سال اشترانکوه را به جلوه اي ناب از زيبايي ها بدل مي کنند.
از جمله جاذبه هاي درياچه مي توان به واقع شدن درياچه در ارتفاع 2350 متري از سطح درياي آزاد، محصور بودن آن در ميان کوهساران اشترانکوه، رويش متنوع گلها و گياهان دارويي، کوهنوردي، ماهيگيري با قلاب، شنا، قايقراني، ديدن حيات وحش بکر منطقه و راهپيمايي در کنار درياچه اشاره کرد که هر کدام از جاذبه ها خود مجالي براي ثبت خاطرات خوش در ذهن دوست داران طبيعت است.
بهترين زمان بازديد از درياچه از اواخر فصل بهار و اواسط تابستان است. در روزهاي ابتدايي فروردين اين منطقه جلوه اي از زيبايي زمستاني و بهاري ديار لرستان است که هر گردشگري را به خود فرا مي خواند.
در کنار درياچه گهر امکاناتي چون سرويس بهداشتي، پاسگاه نيروي انتظامي، پاسگاه محيط زيست، کمپ موقت تابستاني هلال احمر به منظور خدمات دهي به گردشگران مستقر هستند.
آنچه بيش از هر چيز موجب بکر ماندن درياچه گهر شده است عدم احداث راه آسفالته در اين منطقه است به طوريکه راه هاي دسترسي به درياچه از مسير درود به طرف روستاي کوچک درب آستانه و سپس چشمه خرم است. از شهر دورود تا چشمه خرم حدود 17 کيلومتر جاده آسفالته است و از چشمه خرم تا درياچه گهر 18 کيلومتر مسافت مالرو است.
درياچه گهر داراي اکوزیست بومی بي نظير و حساس
مديرکل سازمان حفاظت از محيط زيست استان لرستان در رابطه با طبيعت زيباي درياچه گهر، اظهار داشت: طبق برآوردهاي کارشناسي درياچه گهر در دامنه اشترانکوه از نظر خروجي و ورودي آب و قرار گرفتن در سطحي از ارتفاع دو هزار متري، يک اکوسيستم حساس است که در بحث گردشگري بايد امنيت اين اکوسيستم حفظ شود.
علي رحيم کاکاوند خاطرنشان کرد: منطقه حفاظت شده اشترانکوه با بيش از 100 هزار هکتار مساحت، يکي از بهترين و بي نظير ترين جاذبه هاي طبيعي محسوب مي شود.
وي خاطرنشان کرد: به طور مثال يکي از نادرترين گونه هاي درختي دنيا در اين منطقه وجود دارد که اين درخت چنانچه در معرض اذيت و آزار قرار بگيرد دست به خودکشي
خواهد زد.
مديرکل حفاظت از محيط زيست استان لرستان يادآور شد: اين درخت اگر در شرايط بد و آزاردهنده قرار بگيرد از خود سمي توليد مي کند که در اثر تابش نور خورشيد بر اين سم، درخت مشتعل گشته و آتش مي گيرد و به اين ترتيب آن درخت دست به خودکشي مي زند.
و اما اين درياچه بي نظير با همه زيبايي هايش نيازمند محافظت و همچنين تهيه طرح جامع گردشگري است که اين امر در سفر هيئت دولت به لرستان مورد توجه قرار گرفت.
تصويب طرح جامع گردشگري گهر 
مهندس ناظر مطالعات گردشگري سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان لرستان از تصويب طرح جامع و تفضيلي گردشگري درياچه گهر خبر داد.
حسين فرهاد نژاد پيش از اين در خرم آباد، اظهار داشت: اين طرح در ابتداي سال جاري با تامين نظر سازمان حفاظت محيط زيست در شوراي عالي محيط زيست کشور به تصويب رسيد.
وي تصريح کرد: براي اجراي اين طرح اعتباري بالغ بر 180 ميليون تومان هزينه شده است.
مهندس ناظر مطالعات گردشگري سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان لرستان همچنين به تهيه طرح ارزيابي زيست محيطي اين درياچه اشاره کرد و ابراز اميدواري کرد که اين طرح ظرف يکي دو ماه آينده به تصويب برسد.
فرهاد نژاد تأکيد کرد: اين طرح همه خواسته هاي سازمان حفاظت محيط زيست را برآورده کرده است.

نارین قلعه (نارنج قلعه)
نارین قلعه یا نارنج قلعه مهمترین و ديدني ترين بناى تاریخى شهرستان میبد است.
این قلعه از بناهاى مربوط به دوره اشکانی و قبل از اسلام است و در دوران مظفریان تعمیراتى در آن صورت گرفت. اطراف آن خندقی بوده است و نقب های زیر آن گاهی تا یک فرسنگ امتداد دارد.
در محرم سال 744 جنگ سرنوشت سازی که باعث پیروزی آل مظفر بر چوپانیان گشت در این محل اتفاق افتاده است.
مساحت این قلعه 3 هکتار و بنا در 7 طبقه و داراى برج و بارو و دربندهاى متعدد است و بالاى تپه اى مسلط بر شهر میبد قرار دارد.
قطر پایین ترین حصار قلعه که قسمت بزرگى از آبادى میبد را دربر مى گرفت، 5 و در بعضى قسمت ها به 20 متر مى رسیده است.
نارنج قلعه 4 برج گرد بلند دارد و آنچه امروزه از آن باقی مانده قسمت مرکزی آن است و نشانه هایی از برج ها و باروها در روستای کوچک(کوشک) از آن باقی است.
کوشک یا کوچک نزدیک ترین روستا به دژ بوده است و بیشتر آن را باغ ها و قنات ها و آسیاب دربر می گرفته است.
زیباترین بادگیرها و خانه ها و کوچه های سابات دار بسیار قدیمی در جهان را در این محله زیبا می توان مشاهده كرد.
نارنج قلعه داراى اتاق هاى متعددى بوده است که در حال حاضر قسمت هایى از این اتاقک هاى کوچک تودرتو، موجود است و بسیارى از آنها نیز به علت قرار گرفتن در طبقات پایین و ریختن راهروها هنوز کشف نشده است.
بعضی ها نارین قلعه را همان دژ سفید شاهنامه می دانند. این قلعه بالای یک تپه و مسلط به اطراف ساخته شده و اطراف آن را هم خندق کنده اند.
یک روایت افسانه ای هم حکایت از آن دارد که قلعه در زمان کیومرث ساخته شده و اولين آدم ها از راه آب و دریا به آن پا گذاشته اند.
بعضي ها هم آن را ساخته سپهبد ساسانی- مهبد- می دانند. مهبد از سرداران قباد و انوشیروان بود. در نزدیکی های نارین قلعه میبد سفال های رنگی و نقش دار از دوران عیلامی به دست آمده که بیش از 4000 سال قدمت دارند و به خاطر همین قدمت زیاد ساختمان قلعه به زیگورات یا معابد عيلامي شبیه است.
از این قلعه که كاملاً از خشت و گل ساخته شده است، در دوره های مختلف تاریخی به عنوان ارگ حکومتی یا دژ نظامی استفاده مي شده. اوج اقتدار این قلعه در پیش از اسلام، مربوط به دوره ساسانیان و پس از آن مربوط به دوره آل مظفراست.
بعضي اين کهن دژ را سرآغاز شروع آباداني یزد می دانند. پیچ های تودر توی قلعه، كشمكش ها و جنگ هاي زيادي را به خود ديده است.
اين قلعه، يك قلعه نظامی بوده ولي بعضی با توجه به شکل 5 طبقه آن احتمال می دهند که زیگورات بوده و از آن به عنوان معبد استفاده می کرده اند.

مسجد و مدرسه سپهسالار
(شهید مطهری)
مسجد و مدرسه سپهسالار (شهید مطهری) نخستین و بزرگ ترین مسجد و مدرسه عالی در تهران است.
معماري اين مسجد از نزدیك ترین تلفیق ها میان معماری ایرانی و معماری مساجد استانبول است. مسجد سپهسالار گنبد ویژه ای دارد؛ تعداد مناره های بیش از اندازه متداول آن كه حدود 10 مناره است و گنبد دو گوش خوابیده اش نشان از سبك معماری مساجد تركیه دارد.
كارشناسان معماری معتقدند كه این بنا با بهره گیری از كاشی كاری ها و مجموعه هنرهای معماری دوره قاجار طراحی و ساخته شده است.
در سال ۱۲۹۶ قمري میرزا حسین خان سپهسالار دستور ساخت مسجدی را داد که اکنون، از زیباترین بناهای شهر تهران به شمار می رود.
طراحی مسجد را ممتحن الدوله به عهده گرفت و معمار آن حاج حسن قمی بود. ساخت هسته اصلی بنا نزدیک به 5 سال به طول انجاميد.
در دوره های بعدی، تکمیل بخش هایی از مسجد همچنان ادامه یافت که در سال ۱۳۲۰، در محل گل خانه قدیمی، تالاری ساخته شد که امروز مجموعه دارالقرآن است.
در سال ۱۳۴۲، استاد لرزاده تغییراتی در شبستان زمستانی ایجاد کرد و در سال ۱۳۷۵، نیز مهندس سعیدی گنبد اصلی را مرمت کرد.
وجه دیگری که به این مجموعه اهمیتی دو چندان می بخشد کتابخانه مسجد است که در سال ۱۲۹۷ قمري، سپهسالار با خرید کتابخانه ۴۰۰۰ نسخه ای اعتضادالسلطنه آن را پایه گذاری کرد.
هم اینک، گنجینه ای با بیش از ۴۲۰۰ کتاب خطی به خط مؤلفان و نزدیک به ۱۰۰۰۰ کتاب چاپ سنگی در این کتابخانه موجود است.
این بنا دارای 3 ورودی در بخش شمالی بوده که به علت احداث کتابخانه ملی توسط مهندس سیحون در سال 1342 مسدود و ارتباط این قسمت از بنا با باغ بهارستان قطع شد.
ورودی اصلی اين مسجد با عقب نشینی نسبت به پیاده رو از الگوی جلوخان تبعیت کرده و ورودی شرقی نیز چنین الگویی را به صورت ساده تری داراست.
از ویژگی های مهم فضای مسجد سپهسالار، که در واقع یکی از برجسته ترین ابداعات معماری قاجاری نیز به شمار می رود، وجود مهتابی ها و بهارخواب های وسیع در طبقه فوقانی است. بعد از انقلاب اسلامي، مسجد و مدرسه سپهسالار به مدرسه عالی شهید مطهری تغییر نام يافت.
مسجد و مدرسه عالي شهيد مطهري میزبان بسیاری از مراسم مهم مذهبي، كشوري و لشكري است و به اين اعتبار مي توان آن را بناي يادماني دانست كه در تحولات سياسي يك صد ساله اخير مطرح بوده است.


معرفی قلعه های استان آذربایجان غربی
زهره پری نوش
قلعه کاظم داشی (کاظم خان)
این قلعه صخره ای با ارتفاع بیش از سی و پنج متر به صورت شبه جزیره در ساحل دریاچه ارومیه قرار دارد. در گذشته این محل" یکدر" و " قرخلار" (چهل تن) نامیده می شد. در سال های 1914- 1918 م شخصی به نام کاظم خان- از افراد غیور قوشچی - این قلعه را جهت دفاع در برابر حمله های " اسماعیل آقا سیمیتقو" ساخت. آثار عمارت و ساختمان های متعددی از سنگ های بزرگ و تراشیده در پی و بنای این قلعه به چشم می خورد. در این قلعه تعدادی سنگ قبر از مرمر سفید و درخشان وجود دارد که روی آنها عباراتی به خط نسخ زیبایی حجاری شده است. در بالای این قلعه چاهی به طول و عرض دو و نیم متر و عمق هشت متر دیده می شود.
این قلعه فقط یک در دارد که به جاده سنگی باز می شود. در قرن هفتم ه.ق به دستور هلاکوخان این قلعه تجدید بنا شد.
قلعه اسماعیل آقا
در فاصله هجده کیلومتری شمال غربی شهرستان ارومیه، به فاصله نسبتاً کمی از جاده "سیرو"، در بالای یک رشته کوه منفرد بقایای آثار و قلعه ای نظامی به چشم می خورد. این کوه از دو طرف با شیب تند به رودخانه نازلو چای منتهی می شود و به لحاظ موقعیت سوق الجیشی حایز اهمیت است.
 آثار موجود در این قلعه به دو دوره تاریخی تعلق دارد:
الف) دوره اول: آثاری مربوط به هزاره اول ق. م را شامل می شود. از این دوره بقایای دیوارهایی از یک پادگان نظامی اورار توبی باقی مانده است.
ب) دوره دوم: شامل آثار و بقایای قلعه دفاعی دیگری است که دیوارهای آن به همراه برج های دیده بانی پا برجاست و متعلق به یکی از اربابان محلی دوره قاجاریه است.
قلعه شای (پوشتو)
این دژ که در اقصی نقاط آذربایجان غربی افسانه های حیرت آوری به آن نسبت می دهند، از موقعیت طبیعی ویژه ای برخوردار است و برای دیدن آن باید راه ناهمواری را که از جاده مهاباد به سردشت منشعب و از آن به روستای " داغه" ختم می شود، پیمود. این صخره هشتاد متر ارتفاع دارد و صعود به بالای آن تنها از یک راه که در جبهه غربی است، صورت می گیرد.
ساختمان های مورد بحث با سنگ لاشه و در بعضی قسمت ها بدون ملاط ساخته شده است. سفال های به دست آمده از این قلعه بسیار خشن و ابتدایی و اکثراً دست ساز
هستند. بررسی این گونه سفال ها و همچنین پی های ساختمانی موجود آشکار می سازد که نخستین سنگ بنای این دژ عظیم و شگفت آور در اوایل هزاره اول ق.م به وسیله اقوام محلی پایه گذاری شد و در دوره مادها ملحقاتی به آن اضافه شد.
قلعه دختر (قیزقلعه)
روستای " قیزقلعه" از توابع بخش مرکزی شهرستان خوی و در دهستان "دیزج" قرار دارد. این قلعه مربوط به هزاره های اول و دوم ق.م است. این قلعه بر فراز یک تپه بلند و منفرد قرار دارد. از فراز این قلعه می توان بخش وسیعی از دشت خوی را مشاهده کرد. در بالای این قلعه علاوه بر سفال های شکسته فراوان، تعداد زیادی سنگ در ابعاد مختلف به جای مانده است. همچنین قسمت های زیادی از دیوار این قلعه که سبک معماری آنها از نظر نوع مصالح و نحوه ساخت اورارتوبی است، به خوبی قابل مشاهده است.
منبع: تبیان

مشتاقیه (سه گنبد)
مشتاقیه محلی در شرق مسجد جامع کرمان در ابتدای خیابان 17 شهریور که از میدان مشتاقیه انشعاب پیدا می کند قرار دارد و از آثار دوره قاجاریه می باشد.سه گنبد مزبور برای سه مقبره مشتاق علیشاه-شیخ اسماعیل و کوثر علیشاه بنا گردیده است. گنبدهایی که بر فراز دو مقبره مشتاق و کوثر علیشاه واقع شده اند کاشیکاری بوده و در قرن اخیر ساخته شده اند و چون در ساختمان آن توجه کافی نکرده اند متاسفانه قسمتهایی از کاشیها ریخته و بقیه نیز رو به تخریب
است.
مشتاق علیشاه از پیشوایان صوفیه در قرن 13 هجری بوده که در اواخر زمستان 1306 هجری قمری سنگسار شده است. می گویند جرم مشتاق این بوده که قرآن را با نوای سه تار می خوانده است. لازم به ذکر است که قبل از تدفین عرفای یادشده این مکان مقبره میرزا حسین خان راینی (1202 هجری قمری) جد اعلای سادات معروف به میرحسینی کرمان بوده. وی در زمان زندیه و پس از فوت کریم خان زند تا مدتی حاکم کرمان بوده. او در زمان حیاتش این محوطه را برای آرامگاه خود انتخاب کرده بود بنابراین پس از فوت مشتاق یارانش به واسطه ارتباطی که مشتاق با حسین خان داشت او را در جوار وی تدفین نمودند.
از در بزرگ که وارد می شویم پس از گذشتن از راهرویی کم عرض و طولانی به باغچه مشتاقیه می رسیم. در سمت شمال بنا در ساختمان مقبره مشتاقیه کوثر علیشاه و میر حسین خان قرار دارند. از جمله آثار هنری مقبره فوق می توان به کاشیکاری و تزئینات داخل بنای مذکور شاره نمود.