معبد پارتنون

Āৄمعبد پارتنون، پرستشگاه یکی از الهه های یونان به نام آتناست که در قرن پنجم قبل از میلاد توسط مردم آتن ساخته شد.  این معبد مهمترین بنای باقیمانده از یونان باستان است و غالباً به عنوان نقطه اوجی در پیشرفت دوره معماری دوریس شناخته مي شود.
مجسمه هایی که در تزئین این بنا استفاده شده است یکی از مهمترین بخشهای هنر یونانی است و سمبلی از یونان باستان و دموکراسی آتنی است و یکی از بزرگترین مقبره های فرهنگی دنیاست.
پارتنون به جای معبد قدیمي آتن جایگزین شده که "پارتنون قدیمی" خوانده مي شود و در حمله پارسیان در 480 قبل از میلاد تخریب شد. در قرن ششم بعد از میلاد، پارتنون تبدیل به کلیسا شد و به مریم مقدس تقدیم شد. بعد از پیروزی عثمانیان در 1460 تبدیل به مسجد شد و حتی یک مناره نیز داشت.
در 28 سپتامبر 1687 یک انبار مهمات عثمانی توسط ونیزی ها در داخل ساختمان معبد منفجر شد و آسیب بسیار زیادی به معبد و مجسمه هایش وارد آمد. سپس شخصی با اجازه عثمانیان بخشی از مجسمه ها را از آنجا خارج کرد و این مجسمه ها اکنون در موزه بریتانیا در لندن نگهداری مي شوند.
اولین تلاشها برای ساخت پرستشگاه پارتنون مدت کوتاهی بعد از نبرد ماراتن (490-488 قبل از میلاد) شروع شد. طبق تحقیقات به عمل آمده در آکروپلیس که شامل پارتنون نیز مي شود، در معماری این معبد نسبت طلایی رعایت شده است.
مهمترین ویژگی معبد پارتنون حاشیه ایست که بدور دیوار خارجی بدنه اصلی معبد قرار دارد و گفته مي شود که برای پرستش آتنا، هر سال در جشنی که بمناسبت میلاد او برپا مي شده، یک دختر غیرآتنی را برای او قربانی مي کرده اند. تفسیر دیگری نیز وجود دارد و آن است که این حاشیه برپایه اساطیر یونان است و قربانی شدن پاندورا کوچکترین دختر ارکتئوس را نشان داده است یعنی آتنا برای نجات شهر از دست پادشاهی که با جمع آوری سپاه قصد حمله به آتن را داشته است، خواستار قربانی کردن انسانی شده است.
قسمتی از آرایش شرقی معبد حالت روایت گونه دارد که تولد آتنا را از سر پدرش روایت مي کند. بر طبق اساطیر یونان، زئوس دچار سردرد شدیدی مي شود و هفائیستوس (خدای آتش و آهنگری) را برای کمک به سوی خود مي خواند و از او مي خواهد بر سبک کردن سردردش با چکش آهنگری بر سر او بکوبد و وقتی هفائیستوس این کار را انجام مي دهد مغز زئوس شکافته مي شود و آتنا با حالتی زره پوش از سر پدرش به دنیا مي آید. در این روایت، لحظه تولد آتنا به تصویر کشیده شده و خدایان اصلی یونان مانند هرا و هفائیستوس در حال تماشای این واقعه خارق العاده هستند. البته قسمتهای زیادی از این نما تخریب شده است.
در قسمت غربی روایت ستیز آتنا و پوزئیدون بر سر بدست آوردن افتخار حفاظت از شهر به نمایش درآمده است. آتنا و پوزئیدون در وسط نبرد قرار دارند و آتنا درخت زیتونی را نگه داشته و پوزئیدون (خدای دریاها) مي خواهد نیزه اش را در زمین فرو ببرد.
لغت پارتنون به معنای باکره است و گفته مي شود که صفتی برای آتنا بوده است و به اتاق ویژه ای در معبد اشاره مي کند که در آن دختری را که باید قربانی مي شده به آتنا نشان مي داده اند و 4 دختر نیز هر سال برای خدمت به او انتخاب مي شده است.
پارتنون تنها جایی برای پرستش نبوده بلکه در دوران اتحادیه دلوس از آن به عنوان خزانه نیز استفاده مي شده است.
امروز قطعه هایی مرمرینی که در دوران حکومت عثمانی از معبد جدا شده اند، در موزه بریتانیا و بخش دیگری از مجسمه ها در موزه لوور نگهداری مي شوند. اما قسمت اعظم آن در زیرزمینی در جنوب شرقی معبد پارتنون یعنی موزه آکروپلیس وجود دارد.

باغ قدمگاه نيشابور

اين باغ در بستري كوهستاني و در دامنه جنوب كوه بينالود و رو به دشت نيشابور واقع شده است. اين باغ از سمت جنوب به جاده نيشابور - مشهد اتصال مي يابد. از نيشابور حدود 24 كيلومتر و از مشهد حدود 100 كيلومتر فاصله دارد. اين مكان به عنوان مكاني مقدس از سابقه طولاني برخوردار است. اين باغ را زماني به شاپور كسري و زماني به حضرت علي(ع) و سپس به حضرت رضا (ع) نسبت داده اند. وجه تسميه باغ با توجه به وجود سنگي سياه است كه جاي دو پا بر آن نقش بسته است. مي گويند سال 200 هـ.ق حضرت رضا(ع) كه از مدينه عازم مرو بودند، در اين مكان توقف كرده و چون خواستند با خاك تيمم كنند، آبي جاري پديد آمد. اين وقايع مهم، اين مكان را به مكاني مقدس و ايمن براي زائران در كنار مسير مشهد تبديل كرد كه در دوره هاي مختلف مجموعه اي ميان راهي شامل: كاروانسرا، آب انبار، حمام و مكان هايي جهت اطراق زائران و مسافران در حاشيه خيابان شكل گرفت.
شكل اصلي باغ كنوني در دوران صفوي و به دستور شاه عباس اول احداث شد و در دوره هاي بعدي در زمان شاه سليمان صفوي و در دوران ناصرالدين شاه قاجار مرمت هايي جهت حفاظت و احياء باغ صورت پذيرفت. آخرين مرمت و بهسازي مجموعه مذكور در سال 1350 توسط سازمان حفاظت آثار آغاز شده و تا به امروز ادامه دارد و به شماره 236 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيده است. كوشك هشت ضلعي، در مركز باغ قرار دارد. در ضلع شرقي بقعه نيز چهار طاقي كوچكي قرار دارد كه از چشمه اي جوشان حفاظت مي كند. روايت است آب آن هنگام وضوي حضرت رضا (ع) جوشيده و جاري گرديده است و به ميمنت آن را چشمه حضرتي مي نامند.
اين باغ به عنوان بخش اول اين مجموعه با مساحتي برابر 1 هكتار، به صورت مربعي با ابعاد صد در صد متر و با دو ساختمان قديمي در موقعيت مركزي آن، مهمترين عنصر اين مجموعه است. اين باغ منطبق با شيب كوهپايه بينالود در سه سطح، با اختلاف ارتفاع 5/1 متر از يكديگر شكل گرفته است. در هر سطح، درختان كاج وجود داشته كه در دوره هاي بعد درختان چنار، گردو، و توت جايگزين بسياري از درختان كاج شده است.
آبياري باغ از طريق دو قنات، كه قنات اولي، قنات اصلي از سمت بالا ده و قنات دوم از سمت پايين ده كه در ميانه باغ به قنات اولي مي پيوندد صورت مي گيرد كه در حال حاضر قنات دوم جايگزين چشمه اصلي (چشمه حضرتي) مي باشد. سردر ورودي باغ با پلكاني در دو طرف در خارج از مجموعه به فضاي محصور باغ مرتبط مي شود و با آبنمايي در مركز و كرتهاي درختكاري شده به بقعه منتهي مي شود.
در بالاي باغ دو كرت كه استخر بزرگي در ميان آن است وجود دارد كه آب پس از ورود به استخر توسط جويهاي باريكي به 4حوض هشت گوش دور بقعه هدايت شده و توسط آبنمايي در محور مركزي به حوضچه هاي بعد انتقال مي يابد. پوشش گياهي باغ درختان چنار، كاج، توت، گردو و زبان گنجشك مي باشد كه در ميان اين درختان، گونه هاي درختان چنار، كاج و توت كهنسال به چشم مي خورد.

باغ دلگشا
اين باغ در جبهه شمال شرقي و در سمت جنوب تنگ آبخان و نزديک آرامگاه سعدي و در بستري کوهستاني واقع شده است. سابقه آباداني و وجود اين باغ نه تنها به پيش از دوره سلسله هاي آل اينجو و آل مظفر مي رسد بلکه تا پيش از اسلام يعني دوره حکومت ساسانيان، به دليل همجواري با مظهر کاريزي کهن و استقرار در حريم قلعه بسيار قديمي مشهور به کهن دژ بوده که بقاياي آن تا نيم سده پيش بر فراز کوه مقابل قرار داشت، قطعي است. اين باغ در دشت زير پاي اين قلعه و در نزديکي مظهر کاريز سعدي که آب گازاران هم ناميده مي شود واقع شده است، آب قنات سعدي از گذشته تا کنون باغ دلگشا و چند باغ ديگر و کشتزارهاي اطراف را تأمین مي کرد.
در دوره تسلط تيمور گورکاني در فارس، اين باغ و مجموعه باغها در نهايت آباداني بوده و پس از ديدن اين باغ، در سمرقند باغي بزرگ به همين شيوه به نام دلگشا احداث نمود. اين باغ در دوره صفويه از باغهاي مشهور به شمار مي رفته و در دوره افشاريه همچنان آباد و احتمالاً مدتي در تملک ميرزا محمد کلانتر فارس بوده است. اين باغ با مساحتي بالغ بر 5/7 هكتار به شماره 912 در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است. ورودي باغ رو به جنوب، با عمارتي کرسي دار و ايوان دو ستونه به سمت جنوب و در سه طبقه در مرکز، که اطراف آن چهار خيابان است که به حصار اطراف باغ ختم مي گردد، در طبقه اول عمارت، يك هشتي وسيع با چهار شاه نشين و حوض بزرگ هشت گوشي با كاشي آبي كه لبه هاي آن قطعات سنگهاي سرخ فام حجاري شده است. خيابان اصلي از مدخل در ورودي تا حوض جلو عمارت امتداد يافته، در طرفين اين خيابان دو باغچه از انواع مرکبات ديده مي شود. در سمت (شرق و غرب) عمارت دو خيابان و در سمت شمالي ساختمان از شمال به جنوب يک خيابان، که در دو سوي اين خيابانها درختان کاج و سرو کاشته شده است و بقيه پوشش گياهي باغ را درختان نارنج، نخل و گردو) و بخش عمده آن را مرکبات تشکيل مي دهد. حوضي بزرگ در سمت جنوبي ساختمان در جلو ايوان دو ستونه وجود دارد که لبه ها و پاشويه آن قطعات سنگ سرخ فام است و در وسط حوض يک گلدان سنگي بزرگ نصب گرديده که سابقاً در آن درخت سرو بسيار زيبايي بود، که متأسفانه خشک شده و امروزه اثري ازآن نيست. حدود نيم قرن پيش اين باغ در تملک خورشيد کلاه لقاءالدوله دختر قوام الملوک بود که با شوهر خود ناظم الملک در آنجا مي زيست، تا اينکه چندين سال قبل از ورثه قوام خريداري گرديد و در حال حاضر در تملک دولت مي باشد. در سمت شمال باغ، باغچه كوچكي است كه به علت احداث خيابانهايي در اطراف باغ، از ضلع شمالي، جدا شده است که اين باغچه به نام باغ طاووس خوانده مي شود و فاقد عمارت است، ولي داراي درختان كهنسال سرو، كاج و نخل مي باشد كه بين آنها را درختان نارنج پوشانده است.

باغ چشمه بلقيس چرام
باغ چشمه بلقيس در استان کهگيلويه و بويراحمد، در دشتي هموار معروف به شهرک قلعه کره شهبازي از توابع بخش چرام و در 9 کيلومتري شرق چرام و يک کيلومتري روستاي شهرک در ميان تپه ماهورها و کوهها واقع شده است.
اين باغ از شمال به جاده چرام- گچساران، از جنوب به اراضي کشاورزي، از غرب به باغ جهاد کشاورزي(باغ عمران) و از شرق به اراضي کشاورزي و کوههاي همجوار محدود مي شود. چندين نهر فصلي و دايمي در اين دشت جريان دارد و محصولات غلات چون گندم، جو و برنج در اين منطقه کشت مي شود.
اين بنا به گفته اهل منطقه توسط زني به نام بلقيس حدود اواخر دوره ساساني و اوايل دوره اسلامي احداث گرديد. در سال 1327 مردم محل در اطراف آن به احداث چند باغ کوچک اقدام نمودند و در سال 1338 شخصي به نام اسکندر خان چرامي آن را خريداري کرد و به گسترش آن اقدام نمود.
مدتي هم اين باغ و يك آبادي كوچك نزديك آن، در مكاتبات و اسناد و بعضي از سفرنامه ها به نام اسكندريه شهرت گرفته بود... به نظر مي رسد اين باغ مربوط به اواخر دوره قاجار و اوايل دوره پهلوي مي باشد. اين باغ با مساحتي در حدود 38960 متر مربع و شامل فضاهايي چون 4 برج به ابعاد 150×70  متر در ضلع غربي باغ، چشمه، استخر و در قسمت شرقي آن صخره اي بزرگ به ارتفاع 20 متر تشکيل شده است. اين باغ در حال حاضر در تملک شهرداري مي باشد.
پوشش گياهي اين باغ بدليل گرمسيري بودن اين منطقه شامل اکاليپتوس، سدر، بلوط، سرو و داراي درختان متنوع ميوه اي چون گردو، گلابي، سيب، ليمو ترش، خرمالو، پرتقال، نارنگي، انجير، انگور، توت، نارنج، نخل و... مي باشد. همچنين بوته هاي گياهي گوناگون و گلهاي مختلف در آن به چشم مي خورد.
نظام آبياري اين باغ بر اساس فوران آب چشمه هاي اصلي و چندين چشمه فرعي مي باشد که بوسيله نهرهاي کوچک و بزرگ متعددي در باغ جريان مي يابد و آب مازاد آنها بوسيله جويي بزرگ به طرف استخر باغ که در ضلع جنوب غربي باغ واقع شده هدايت مي شود. اين استخر زيبا به شعاع 10 متر و عمق 1/5 متر بصورت دايره و داراي سه ورودي و يک خروجي مي باشد که آب چشمه از مسير خروجي به رودخانه فشيان مي ريزد. اين استخر، باغچه اي به قطر 4 متر كه پوشيده از درختان نخل، نارنج، پرتقال و گلهاي زيبا و متنوع است را در آغوش گرفته است.