صفحه 11--30 خرداد 88
ديدار از اورامان
سفري در خرد غربي به حکمت شرقي
فرشید چچانی
اورامان منطقه اي کوهستاني با کوهپايه هايي سرسبز و دره هايي خرم، همراه با رودخانه هايي خروشان در دو استان کردستان و کرمانشاه در ايران و بخش جنوبي استان سليمانيه در عراق واقع شده است. اين منطقه دلپذير از طبيعتي بکر و اصيل برخوردار است که در سال هاي اخير ميزبان گردشگران ايراني و نيز بخشي از گردشگرهاي غربي بوده است. مردم اورامان داراي يک زندگي اصيل طبيعي به دور از مظاهر تصنعي دوران نوین هستند. روش زندگي، آداب و رسوم، معماري، البسه و ابزارهاي مورد استفاده در زندگي روزمره مردمان اين ديار از چنان اصالتي برخوردار است که توجه نافذ هر گردشگري را به خود جلب مي کند. جداي از اين موارد، اورامان صاحب فرهنگ فولکلوريک ريشه دار و گسترده اي است که در قالب ترانه هاي شفاهي، بازي هاي محلي متنوع، مراسم آئيني مختص به خود و موسيقي متمايز اورامي که غالباً از آن تحت عنوان «سياچمانه» ياد مي شود، پديدار گشته است. اورامان همچنين خاستگاه بخش اعظمي از ادبيات کلاسيک کردي است که نمونه هاي بارز آن را مي توان در آثار شعراي بزرگي همچون مولوي کرد، بيساراني، خاناي قبادي و ميرزا عبدالقادر پاوه اي يافت.
از ويژگي هاي نکات فوق الذکر اينگونه مي توان استنباط کرد که در فرهنگ، ادبيات، معماري و جنبه هاي زندگي مردم اورامان- که به لهجه «گوراني» زبان کردي تکلم مي کنند- نوعي خاص از آرمانگرايي، سرزندگي و پويايي وجود دارد. شايد بتوان گفت که خصوصيات ذکر شده بيشتر از هر جنبه فرهنگي ديگر اورامان در ادبيات و موسيقي آن به چشم مي خورد. از سوي ديگر، شيوه خاص معماري روستاهاي اورامان و همچنين ابزار و وسايل مورد استفاده در زندگي روزمره بيش از هر چيز نشانگر نزديکي انسان اورامي به طبيعت بکر اين ديار است. چنين وحدت و قرابتي ميان انسان و طبيعت و يا ميان فرهنگ و طبيعت را حتي مي توان به وضوح در وزن پنجه اي موجود در اشعار اورامي يافت که خود انعکاس نغمه هاي جاري در دل طبيعت است. اين ويژگي را مي توان در موسيقي اورامي نيز يافت که از سويي داراي خصوصيات آرمانگرايانه است و از سويي نيز با طبيعت اين ديار کاملاً اينهماني است.
اينهماني انسان با طبيعت، آرمانگرايي، معنوي پنداشتن طبيعت و باورهاي وحدت وجودي که بر اساس آن خالق و مخلوق در هم تنيده شده اند و از همين رو طبيعت داراي ابعاد معنوي مي شود، همه در نهايت نوعي خاص از عرفان و شيوه اي متفاوت از تصوف را به وجود آورده اند که در زندگي عرفا و صوفيان اورامان قابل رويت است. موارد فوق الذکر ما را بر آن مي دارند تا صحبت از گونه اي کاملاً متفاوت و خاص از حکمت شرقي به ميان آوريم که تا کنون آن طور که بايد به آن پرداخته نشده است. از همين رو، به منظور جذب گردشگران غربي و رونق صنعت گردشگري بايد بيش از پيش به تبيين موارد فوق پرداخت و لايه هاي پنهان اين فرهنگ خاص را آشکارتر کرد. حال بحث در اين است که ويژگي هاي فوق الذکر در حوزه هاي مختلف فرهنگ و هنر موجود در اورامان از سويي و عرفان و تصوف از سويي ديگر، در تاريخ چند قرن اخير در مغرب زمين (غالباً کشورهاي توسعه يافته) ديده نمي شود. مي توان دکارت، فيلسوف فرانسوي را نخستين انديشه ورزي در اوايل دوران نوین دانست که در نظام فلسفي و خردگرايي خود انسان را از طبيعت و در نهايت ذهن را از جسم جدا کرد. عقل گرايي دکارتي و تأثیر آن در انديشه بخش عمده اي از فيلسوفان سده هفدهم و هجدهم، از عوامل اصلي جدايي انسان غربي از مادر طبيعت بود. اين ويژگي در دوران مابعد دکارت چنان خصلت افراطي به خود گرفت که امروزه از آن تحت عنوان خردابزاري و نه خردباوري ياد مي شود، که در آن احساس و عشق و پرداختن به امور معنوي و ذهني از جايگاه مهمي برخوردار نيستند. رشد فناوری، از سوي ديگر دليل مضاعفي است براي جدايي هرچه بيشتر انسان غربي از طبيعت معنوي که اين خود پيامدهاي بسيار منفي را به دنبال داشته است که از آن دسته مي توان به آشفتگي هاي رواني و از خودبيگانگي انسان معاصر غربي ياد کرد. هدف از اين نوشتار اين است که بتوان رابطه اي ميان خردگرايي محض غربي با حکمت اصيل شرقي برقرار کرد که اين امر غالباً مورد غفلت واقع شده است. شايد آرتور شوپنهاور، نخستين انديشمند مغرب زمين بود که يکصد و پنجاه سال قبل از اهميت رجوع فرد به بن بست رسيده غربي به حکمت پوياي شرقي سخن راند و اين آموزة وي با بي توجهي از سوي ديگر انديشمندان غربي مواجه شد. در چند دهه گذشته، اما ما شاهد حضور گردشگران فراوان غربي در نواحي شرقي آسيا بوده ايم، و متأسفانه چنان حضور چشمگيري در منطقه اورامان ديده نمي شود. به همين منظور، تبيين و ارائه و برجسته کردن هرچه بيشتر فرهنگ، آداب، رسوم و تاريخ اين ديار مي تواند در جذب توجه گردشگران غربي به اين منطقه بکر و اصيل مؤثر واقع شود.
منبع: میراث آریا
مرند؛آثار باستانی، جاذبه های گردشگری و مناطق دیدنی مهم
شهرستان مرند یکی از شهرستان های استان آذربایجان شرقی است که در شمال شرقی آن واقع گردیده است. مرکز این شهرستان شهر مرند بوده که در 71 كیلومتری شمال غرب تبریز و 724 کیلومتری شمال غرب تهران در محور ارتباطی اروپا و آسیای میانه قرار گرفته و دارای 2 بخش، سه شهر، 9دهستان و 129 آبادی بوده كه 113 آبادی دارای سكنه و 16 آبادی آن خالی از سكنه است.
در دایره المعارف بزرگ اسلامی آمده است كه مرند مركز سكونت اقوامی مهم در دوره كلده و آشور بود. بطلیموس از این شهر به نام ماندگار یاد کرده است. به عقیده ویلیامز جاكسون، مرند پایتخت شهرستان واسپورگان در دوره ساسانیان بود و بقایای آتشكده ای در تپه خاكستری مرند دلیل همین مدعا است. آب و هوای مساعد کوهستانی، برف و باران كافی و مراتع و چمن زارهای سرسبز؛ جاذبه های طبیعی زیادی را در دره ها و کوه های منطقه به وجود آورده است. کوه کیامکی داغ و رودخانه ارس به همراه چشمه های آب معدنی از مهم ترین جاذبه های طبیعی مرند به شمار می آیند. به نظر آنوبانینی مرند به واسطه حاصلخیزی خاک و دارا بودن آب كافی از شهرستان های مهم كشاورزی استان آذربایجان شرقی محسوب می شود. بناهای متعدد تاریخی از جمله: مسجد جامع مرند، کاروان سرای هلاکو و تپه های باستانی، قلعه ها، پل ها، حمام های قدیمی و آرامگاه های مشاهیر از دیگر مکان های دیدنی شهرستان مرند محسوب می شوند.
آب و هوای مساعد کوهستانی، برف و باران كافی، مراتع و چمن زارهای سرسبز، جاذبه های طبیعی زیادی را در دره ها و کوه های منطقه به وجود آورده است. کوه کیامکی داغ و رودخانه ارس به همراه چشمه های آب معدنی از مهمترین جاذبه های طبیعی مرند به شمار می آیند. بناهای متعدد تاریخی از جمله مسجد جامع مرند، کاروان سرای هلاکو و تپه های باستانی، قلعه ها، پل ها، حمام های قدیمی و آرامگاه های مشاهیر از دیگر مکان های دیدنی شهرستان مرند محسوب می شوند.
مرند در اصل به زبان آذری "مارنده" بوده، مار همان كلمه ماد است كه در زبان آذری به مار تبدیل شده است. نام یونانی مرند "مرو" است و احتمالاً از قومی به همین نام كه این منطقه را تا دریاچه ارومیه تحت اشغال داشته اند گرفته شده است. نام قوم مروا با پسوند "ند" به شكل مرواند به معنی جایگاه قوم مروا درآمده است كه در طول زمان به مرند تبدیل شده است. در تقویم البلدان آمده كه واژه مرند به زبان ارمنی به معنای دفن یا دفینه است. ارامنه معتقدند مرند محل دفن حضرت نوح است.
به نظر آنوبانینی تاریخ مرند به چند قرن پیش از میلاد مسیح می رسد.
در سفرنامه ویلیامز جكسون آمریكایی، درباره وجه تسمیه مرند آمده است كه بنای این شهر به امر دختر ترسایی به نام "ماریا" گذاشته شد. وی كلیسای بزرگی در این محل بنا كرد كه اكنون مسجد جامع شهر است به همین دلیل نام این شهر "ماریانا" خوانده شد كه بعدها به مریند، مروند، ماریانه، و سپس به مرند تغییر نام یافت.
آثار كلیسای قدیمی این شهر هنوز پابرجاست و صلیب هایی بزرگ و كوچك به شكلی زیبا، دور تا دور قسمت فوقانی آن را پوشانده اند. از سویی دیگر برخی از محققین مرند را تغییر یافته كلمه "مادوند" و "مارند" یعنی محل زندگی مادها ذكر كرده اند.
شواهد تاریخی نشان می دهد كه مرند در روزگار قیام بابک خرم دین جزو قلمروی او بود و محمد روادی حكم ران مرند از بابک اطاعت می كرد. پس از دوره روادیان، دیگر نامی از مرند برده نمی شود، ولی وقایع عمومی منطقه نشان می دهد كه این ناحیه تا حدود نخجوان، ایروان، تفلیس، شیروان، شماخی، خوی و آن محل نبرد حكومت های آذربایجان، گرجستان و ارمنستان از یک سو و فرستادگان خلفا از سوی دیگر بوده است. با برقراری نظام ایلخانی پس از حملات مغول، سلاطین ایلخانی بر مراغه، تبریز و سلطانیه حكومت راندند. در دوره تیموریان و پس از آن مرند مانند سایر شهرها دچار غارت و جنگ و ویرانی شد.
در دوران صفویه به خصوص در زمان شاه اسماعیل اول كه ایرانیان در جنگ چالدران شكست خوردند، تمامی آذربایجان به تصرف عثمانی ها در آمد و مرند هم مانند سایر شهرها از این قاعده مستثنی نبود. حتی به دلیل موقعیت سوق الجیشی، بیشتر از سایر نقاط مورد تاخت و تاز قرار گرفت. در زمان شاه عباس، حكومت مرند به امیری به نام سلطان جمشید خان دنبلی داده شد و این شهر مركزیت حكومتی پیدا كرد. در سال 1016 هجری قمری، شاه عباس برای نبرد با عثمانیان مرند را پایگاه خود قرار داد.
در دوره قاجاریه به دلیل رونق فعالیت های صنعتی، بازرگانی و معدنی ماورای ارس و داد و ستد بین تبریز و خوی با باكو و تفلیس و مهاجرت و مسافرت مردم آذربایجان به روسیه هم چنین لزوم مبادلات پستی و راه كاروانی، بر شهرت و آبادانی مرند افزوده شد. در دوره انقلاب مشروطیت "شجاع نظام مرندی" در مرند، زنوز و منطقه علمدار و گرگر به مخالفت با مشروطیت و طرف داری از استبداد برخاست. در این زمان راه مرند راه بازرگانی ایران به اروپا و روسیه بود و برای تبریز از لحاظ تأمین آذوقه و مایحتاج زندگی اهمیت اساسی داشت. این راه بارها توسط افراد "شجاع نظام مرندی" مسدود شد، اما سرانجام این مرد با یک بمب پستی كه توسط مشروطه خواه معروف "حیدر خان عمو اوغلی" از تبریز فرستاده شد، به هلاكت رسید.
باغ شازده
باغ شاهزاده یکی از زیباترین باغهای سنتی ایران محسوب می شود. این باغ در ماهان و دردامنه کوههای تیگران واقع شده است و مربوط به اواخر دوره قاجاریه (1298 هجری قمری) می باشد.
این باغ دارای سردر ورودی بسیار زیبا است که گفته می شود که این باغ به دستور حاکم کرمان ساخته شده و وقتی خبر مرگ ناگهانی حاکم را به ماهان می برند بنایی که مشغول تکمیل سردر ساختمان بود تغار گچی را که بدست داشته محکم به دیوار کوبیده و کار را رها کرده و فرار نموده به همین علت جاهای خالی کاشی ها را برسردرورودی می توان دید.
این باغ علاوه برسردر شامل عمارت شاه نشین و حمام نیز می باشد. در حال حاظر قسمت شاه نشین به یک رستوران تبدیل شده و توسط بخش خصوصی اداره می شود. در این باغ درختان میوه متنوعی بچشم می خورد و در جلوی عمارت هم حوض ها و فواره ها آبنمای زیبائی را تشکیل داده اند. هر ساله گردشگران از این باغ زیبای اصیل ایرانی بازدید می کنند و از زیبایی و طراوت باغ لذت می برند.
قلعه ضحاک
در 3 کیلومتری ایستگاه خراسانک و بر فراز کوهساری که تونل مستقیم و طویل دو کیلومتری راه آهن مراغه به میانه از آن می گذرد بقایای ساختمان مفصل و سنگ و گچی به چشم می خورد که به قلعه ضحاک معروف است. عده ای از باستانشناسان بنای این قلعه را متعلق به دوره مادها می دانند که بعدها نیز در دوران هخامنشی، اشکانی، ساسانی مورد استفاده قرار گرفته و در دوره های اسلامی به صورت دژ و سیخ بزرگی درآمده است آنچه امروزه بیش از هر چیزی جلب توجه می کند چهار طاق زیبایی از عهد ساسانی است. دو طرف باز این بنا در لب پرتگاهی در کنار دره قرار دارد ابعاد چهار طاقی که به شکل مربع و به ابعاد متر و با پایه هایی به ضلع متر می باشد که دارای سقفی با پوشش ضربی است. به گفته برخی از باستانشناسان بر خلاف طاقهای دیگر دوره ساسانی از این چهار طاق به عنوان افروختن آتش استفاده نمی شد. بلکه به عنوان برج دیده بانی که مشرف به دره ها و دشتهای اطراف بوده است به کار می رفت و مصالح این قلعه به خصوص چهار طاقهای آن از آجرهای بزرگ سرخ رنگ می باشد که مانند بسیاری از بناهای دوره ساسانی آجرهای آن به صورت افقی و قائم روی هم قرار گرفته است بقایای دیواره های سنگی و گچی قلعه ضحاک ظاهراً از دوران ما قبل اسلام است و احتمال می رود در قرون 3 و4 تعمیرات و الحاقاتی در آن صورت گرفته شده است بنابراین این بنا تا قبل از اسلام و تا دوره اسماعیلیه مورد استفاده قرار گرفته است.
شهر ممنوعه
شهر ممنوعه واقع در کشور چین (پکن) یکی از بزرگترین عمارتهای معماری جهان محسوب می شود و در آن شش قصر بزرگ، چند سالن مراسم و تعداد بسیاری مجسمه وجود دارد. برای بازدید از این مجموعه حداقل نصف روز لازم است. موزه گنجینه سلطنتی هم در یکی از عمارت ها واقع است.
شهر ممنوعه سال1987 میلادی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است و در مرکز شهر بیجینگ واقع بوده و کاخ امپراتوری دو سلسله "مینگ " و "چینگ " چین است. 24 امپراتور در این ناحیه اقامت و زمامداری کرده اند.
این شهر در سال 1406 ساخته شد و ساخت آن 14 سال طول کشید و بارها مورد تعمیر و تجدید ساخت قرار گرفت، اما ساختار اصلی آن حفظ شده است. مساحت شهر ممنوعه 720 هزار متر مربع و دارای بیش از 9000 اتاق با مساحت کل معماری در حدود150 هزار متر مربع است و در جهان بزرگترین و کاملترین مجموعه معماری چوبی باستانی محسوب می شود.
دور شهر ممنوعه را دیواری بلند و ضخیم به طول سه کیلومتر در بر گرفته و در بیرون آن کانالی با عرض 52 متر در اطراف شهر به چشم می خورد. در واقع شهر دارای استحکامات سخت و محکم در داخل است. در جنوب آن دو میدان بزرگ وجود دارد و در درون آن حیاطها و قصرهای بلندی ساخته شده است. قصر " تای خه " یکی از سه قصر بزرگ است.
این قصر، قصر برپایی فعالیتهای مهم از جمله نشست امپراتور بر تخت، مراسم روز تولد امپراتوران، جشن ها و مراسم لشکرکشی است. این قصر بر روی سکوی سنگی مرمری سفید به بلندای دو متر ساخته شده و بلندای قصر بیش از 35 متر و عرض آن 63 متر است و پرعظمت ترین و بزرگترین قصر چوبی چین به شمار می آید. قصر "تای خه " قصر طلایی نامیده می شود.
ارگ راین
این ارگ در جنوب غربی شهر کنونی راین در استان کرمان قرار دارد که بر بالای قلعه ای با شکوه و عظیم خودنمایی می کند. این بنای خشتی با مساحتی بیش از 20 هزار متر مربع تا حدودی به ارگ تاریخی بم شبیه است. نقشه قلعه تقریباً مربع شکل و با چندین برج در اطراف مزین شده است. دور تا دور قلعه را حصاری در برگرفته که ارتفاع آن اندکی بیش از 10 متر است. تنها ورودی قلعه از جبهه شرقی است که با سر در بزرگ و باشکوه به محوطه داخلی راه دارد. این قلعه بعد از ارگ بم دومین بنای خشتی استان کرمان محسوب می شود.
بعد از عبور از کوچه شرقی – غربی به چهار سوی کوچک هشت ضلعی می رسیم که انتهای راهروی آن به چهار ساختمان زیبا که احتمالاً محل حاکم نشین بوده ختم می شود. این خانه ها به وسیله حصار و با برج هایی در اطراف محصور شده است. چنین به نظر می رسد که خانه های یاد شده در زمان قاجار ساخته شده باشند، زیرا نقشه آنها شبیه بناهای این دوره است.
قلعه ، عناصری چون بازار، اصطبل (تابستانی و زمستانی)، زورخانه و محل عامه نشین دارد .از قدمت و زمان بنیان اولیه قلعه اطلاع دقیقی در دست نیست و تاکنون هیچ شواهد و مدارکی که قدمت آن را دقیقاً مشخص کند به دست نیامده است و تا زمانی که تحقیقات علمی و کاوش های باستان شناسی انجام نپذیرد، نمی توان تاریخ دقیقی برای آن منظور کرد .
کویر چاه غیب
محسن ادیب
کویر چاه غیب یا چاله چاه غیب (چاه غیب هامون هم نامیده می شود) در 50 کیلومتری جنوب غربی شهرستان خاش واقع در استان سیستان و بلوچستان قرار دارد. این کویر از شمال غربی به کوه نادر، از غرب به کوه حشایز، از جنوب غربی به کوههای تنکان، هله لان، کوه تنگ و کوه مرغک، از جنوب به چاه شاهی و از شرق به بیابانهای خاش محدود می شود. ارتفاع آن از سطح آبهای آزاد 1450 متر می باشد که تقریباً در تمام نقاط کویر یکسان است و 2600 متر زیر قله آتشفشانی تفتان قرار دارد.کویر چاه غیب بوسیله رشته کوههای بلندی محصور شده است. سنگهای تشکیل دهنده اطراف ارتفاعات این چاله از نوع سنگهای آذرین می باشند. در قسمت شمالی این کویر جزیره ای وجود دارد که تقریباً شبیه به جزیره سرگردان در دریاچه نمک آران و بید گل می باشد.
سطح این کویر بوسیله صفحات باد کرده وسیع و حوزه ای خیس محدودی پوشیده شده است. بر روی بعضی نقشه ها این کویر دریاچه هامون نامیده شده است و نشاندهنده آن است که سطح این کویر در گذشته خیلی نزدیک بوسیله دریاچه فصلی پوشیده بوده است.
راههای ورود به منطقه:
به علت نبودن باتلاق در اطراف این کویر به راحتی می توان وارد دریاچه شد. شایان ذکر است که در قسمت غرب کویر باتلاقهایی با درصد چسبندگی کم وجود دارند.
منبع: راسخون
غار نول
غار نول در کوه گل واقع در 20 کیلومتری منطقه سی سخت یاسوج واقع گردیده است. غار نول با طول 80 متردارای چند تالار پلکانی و انشعاب های مختلف و از لحاظ بررسی های زمین شناسی حائز اهمیت می باشد. ارتفاع دهانه غار 3 متر است که در برخی نقاط درون غار تا 20 متر تغییر می کند. سقف و بدنه غار از سنگهای آهکی اسماری و قندیلهای زیبایی پوشیده شده و قطعات آب از این قندیلها و سقف غار، چکه می کند. در عمق غار چند چشمه وجود دارد که آب زلال و خنکی از آنها جاری است. دخالت های انسانی پیرامون چشمه سارها و قنات های اطراف این غار بیانگر استفاده از غار در دوره های گذشته و اخیر است. به نظر می رسد این غار در گذشته به عنوان پناهگاه موقتی مورد استفاده قرار گرفته است.
روستای کندوان
کندوان یکی از روستاهای دهستان سهند می باشد که در 18 کیلومتری جنوب اسکو در دامنه سر سبز سلطان داغی و 62 کیلومتری جنوب غربی تبریز قرار گرفته است. خانه های سنتی و باستانی کندوان از نظر نوع معماری در ایران نظیر ندارد و عقیده تعدادی از محققین احداث این خانه ها به قرن 7 هجری همزمان با یورش مغول ها نسبت داده می شود. برخی بر این عقیده اند که حتی به دوره بسیار کهن قبل از اسلام نیز مربوط می شود.
قلعه توت ایلام
قلعه یا دژ توت در ناحیه جنوب روستای بانقلان قرار دارد که از توابع شهر ایلام است . این قلعه در میان کشتزارهاو باغهای کشاورزی و بر فراز یک تپه باستانی از گذشته بر جای مانده است و به نام قلعه توت معروف است. آثار تخریب شده قلعه توت بر فراز تپه باستانی قلعه توت ملاحظه می شود. ارتفاع تپه از سطح زمینهای اطراف حدود 15 متر اندازه گیری شده است. امروز در بنای این قلعه پلان مشخصی دیده نمی شود. بخش عمده بنا بر اثر فرسایش و تخریب تدریجی از بین رفته است. سنگ بکار رفته در معماری قلعه، به تدریج برای حصارکشی باغ ها و مزارع کشاورزی پیرامون انتقال داده شده که همین مساله موجب شده تا از معماری قلعه اثری باقی نماند، اما این اثر به عنوان یک تپه باستانی قابل مطالعه است.
بر اساس اثر محمودیان در سال 1383، در تپه تکه های متراکم سفال و ابزارهای سنگی دیده می شود. سفال های بدست آمده همگی بدون لعاب بوده و اکثرا دارای پوشش گلی نخودی و آجری است. پخت سفال ها ناقص بوده و از مواد گیاهی، شن و ماسه برای شاموت آنها استفاده شده است. اکثر سفال ها از نوع سفال های خشن خمره ای، چرخ ساز و دارای تزیینات افزوده دور کمر یا روی شانه ظروف هستند.
به گفته محمودیان، در سطح تپه و در گوشه جنوب شرقی آن، تودهای از قلوه سنگ به ارتفاع حدوداً یک متر دیده می شود، همچنین در حاشیه غربی سطح تپه چند ردیف توده سنگی به صورت خشکه چین دیده میشود. به احتمال زیاد این سنگ ها بقایای معماری قلعه سطح تپه هستند که در گذشته در ساخت دیوارها بکار رفته است. به دلیل فعالیتهای نامتعارف کشاورزی در سطح تپه و دامنه های آن بافت سطحی تپه و بنای قلعه به هم خورده است. در سطح و سمت جنوب تپه آثار گچ (و احتمالا کوره گچ) دیده می شود.
شهر زیرزمینی نوش آباد
شهر زیرزمینی نوش آباد تونلی دست کن با فضاهای معماری است که در عمق 3 متری زمین قرار گرفته است. این شهر زیرزمینی حدود دو سال پیش هنگامی که یکی از اهالی نوش آباد در حال کندن زمین بود؛ کشف شد و در نخستین فصل از کاوش های باستان شناسی مشخص شد که شهر زیرزمینی نوش آباد در دوره های اسلامی مورد استفاده قرار می گرفته و احتمالا پناهگاه مردم نوش آباد بوده است اما هم اکنون بخش هایی از این معماری دست کن در فاضلاب نوش آباد غرق شده است. شهر زیر زمینی نوش آباد، شهری سه طبقه است که طبقه اول آن در عمق 3 متری و طبقه سوم آن در عمق 16 متری از سطح زمین ساخته شده است. ارتفاع هر طبقه حدود 180 سانتیمتر است. باستان شناسان با توجه به محدود بودن کاوش های خود در این شهر زیرزمینی هنوز وسعت دقیق این شهر را نمی دانند اما با توجه به دالان های تو در توی این شهر و فضاهای مختلف تصور می شود این شهر دارای چندین هزار متر وسعت باشد. پژوهش های باستان شناسی و مطالعات مردم شناسی نشان می دهد شهر زیر زمینی نوش آباد تا اواخر دوره قاجار مورد استفاده قرار می گرفته است و مردم نوش آباد از دست راهزنی به نام «نایب حسین» مدت ها در این شهر زیرزمینی دست کن زندگی می کردند. شهر نوش آباد در۸ کیلومتری شهر کاشان جای گرفته است این شهر از جمله شهرهای مهم تاریخی است که آثار بسیار زیادی را از جمله قلعه ها و مساجد در خود جای داده اما تاکنون مورد توجه چندانی قرار نگرفته اند.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی