صفحه 8--3شهریور88
امنيت در گردشگري ايران
آرش نورآقایی
قصد داريم از «امنيت»، «امنيت گردشگري» و نهايتاً «امنيت گردشگري در ايران» سخن بگوييم. بنابراين براي روشن شدن موضوع و به منظور مهيا كردن ابزارهاي مناسب براي تحليل نهايي، در همين ابتدا از تعريف «امنيت» آغاز مي كنيم و پيش مي رويم.
تعريف امنيت
مفهوم امنيت همچون بسياري از مفاهيم ديگر، در طول تاريخ تغيير يافته و روندي رو به رشد داشته است. شك نيست كه مفهوم «امنيت» همسان و موازي با مفهوم «بشر» تعالي يافته، تا امروزه ما تعريفي بسيار متفاوت از تعريف اوليه آن داشته باشيم. چنان كه در دوران ما قبل از تاريخ، امنيت، تنها مربوط به حفظ بقا بود و بس. بعدتر امنيت را نبود تهديد نظامي تعريف كردند، اما امروزه كارشناسان فن، مؤلفه هاي امنيت را در تمامي ابعاد سياسي، فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي پيگيري مي كنند و حتي بيش از آنها، مي بينيم كه عباراتي همچون «امنيت در رسانه »، «امنيت در فضاي مجازي»، «امنيت داده ها»، «امنيت در گردشگري» و ... به وجود آمده اند.
به طور كلي، هنگامي كه در جامعه اي بستر مناسبي فراهم است، به گونه اي كه فعاليت هاي مختلف در ابعاد گوناگون، به طور عادي و بدون مشكلي خاص جريان پيدا كنند، آن جامعه را امن فرض مي كنيم.
و اما، وقتي با وجود بسياري از تمهيدات دستيابي به امنيت، افراد جامعه باز هم احساس ناامني
مي كنند بايد اين نكته را به ياد آورد كه مردم خود را در امان نخواهند ديد مگر اين كه به گونه اي، احساس امنيت به ايشان القا شود.
در اين ميان، وجود نظم اجتماعي و اجراي عادلانه قانون از مواردي هستند كه احساس امنيت را در جامعه به وجود مي آورند.
و نهايتاً بايد دانست و به اين موضوع اعتقاد داشت كه ملاك امنيت، احساس امنيت در ميان اقشار مختلف مردم است.
امنيت در گردشگري
اصولاً تا امنيت برقرار نباشد، سفري شكل نخواهد گرفت و سخن گفتن از گردشگري، بيهوده خواهد بود.
براساس آنچه قبلاً گفتيم، هرگاه در سطح جامعه جهاني بستر مناسبي فراهم باشد، افراد سفر
مي كنند و در پي آن است كه فعاليت هاي مربوط به گردشگري رونق مي يابند و اگر گردشگران نسبت به مقصدي احساس ناامني داشته باشند، هرگز به آن جا سفر نمي كنند.
امنيت و گردشگري، متغیرهای يك معادله هستند كه نسبتي مستقيم با هم دارند. در واقع همان طور كه يکي از عوامل مهم توسعه گردشگري وجود امنيت است، رونق گردشگري در يک منطقه و تردد گردشگران در يک مقصد، موجب به وجود آمدن امنيت مي شود. البته نبايد فراموش كرد كه اين قضيه هميشه هم صادق نيست، چرا كه در برخي مواقع، وجود پديده گردشگري و
رفت و آمد گردشگران باعث ناامني شده است. با اين وجود، صنعت گردشگري و مقوله امنيت ارتباط تنگاتنگي با هم دارند.
در اين مورد هم بايد دانست و اعتقاد داشت كه ملاك امنيت در گردشگري، احساس امنيت توسط گردشگران است.از طرفي اين مسئله بسيار حائز اهميت است كه بدانيم امنيت را در چه مقوله هايي بايد به وجود بياوريم، مسئله اي كه براي حل آن نيازمند شناخت تهديدها هستيم.
امنيت در گردشگري ايران
كارشناسان معتقدند كه امنيت با احساس امنيت متفاوت است. به گونه اي كه ممكن است در جامعه اي
امنيت باشد ولي اين امنيت احساس نشود. بنابراين در ابتدا بايد بدانيم كه آيا ما در كشورمان امنيت نداريم و يا احساس امنيت نمي كنيم (نمي كنند)
و اصولاً در صورت وجود، اين عدم امنيت و يا احساس عدم امنيت، مربوط به چه مقولاتي
مي شوند و چقدر واقعي هستند.يكي از عواقب مثبت سفر اين است كه گردشگر متوجه مي شود، چقدر از نگراني ها و ترس هايش قابل اعتنا هستند و چه مقدار تحت تأثير تبليغات و پيش فرض هاي ذهني خود قرار دارد.
تجربه دست اندركاران صنعت گردشگري در ايران حاكي از اين است كه بيشتر گردشگراني كه به ايران سفر مي كنند، در ابتداي ورود احساس عدم امنيت دارند ولي در انتهاي سفر، ايران را امن تلقي مي كنند.
اينكه چرا آنها قبل از ديدار، ايران را كشوري امن نمي دانند، دلايل بسياري دارد. براي مثال براي هر کشوري که به عنوان مقصد گردشگري مطرح مي شود، توصيه هايي وجود دارد. بد نيست بدانيم که برخي از توصيه هاي سفر به ايران، از نگاه دفتر کشورهاي مشترک المنافع با انگلستان آن چنان که در سايت http//www.worldtravelguide.net
آمده، چيست:
“به گردشگران قوياً توصيه مي شود که فاصله چند صد کيلومتري خود را با مرز ايران و افغانستان و مرز ايران و عراق، حفظ کنند. مرز ايران و پاکستان هم ناامن است. همچنين بهتر است گردشگران در جاده کرمان به بندرعباس و بم تردد نکنند.
جرائم خياباني در تهران و شهرهاي ديگر کم است و حوادث دزدي از خارجيان گزارش نشده است، اما تعدادي دزدي توسط مردان جوان با اتومبيل هاي متفرقه و کيف قاپي با موتورسيکلت ديده شده است.
تاکسي ها از اتومبيل هاي متفرقه مطمئن ترند. گردشگران بايد از کساني که خودشان را پليس معرفي مي کنند، کارت شناسايي درخواست کنند يا اينکه اتومبيل هاي دولتي ويژه مأموريت آنها را تشخيص دهند.
از آن جا که تنش هاي سياسي ميان ايران و جوامع بين المللي وجود دارد، به گردشگران توصيه مي شود که براي برنامه ريزي سفر به ايران، اخبار رسانه ها و توصيه هاي سفر را جدي بگيرند!
گردشگران مي بايستي از اجتماعات بزرگ دوري کنند. عکس برداري از مناطق نظامي و دولتي ممنوع است.
ايران کشوري زلزله خيز است. از کارت اعتباري نمي توان استفاده کرد. قوانين اسلامي در اين کشور به شدت رعايت مي شود، نوشيدن نوشيدني هاي
الکل دار ممنوع است، و خانم هاي بالاي چند سال بايد حجاب اسلامي را رعايت کنند.
گردشگران بايد در تمام مدت، کارت هاي شناسايي خود را به همراه داشته باشند.”
حال متوجه شديم كه از نقطه نظر توصيه هاي سفر به ايران به چه موضوعاتي اشاره شده است، بنابراين براي رونق گردشگري بايد بتوانيم در حل مشكل عدم «احساس امنيت در ايران» بكوشيم.
در موارد ذكر شده به عنوان توصيه هاي سفر به ايران، برخي واقعيت دارند و برخي نه. برخي مربوط به قوانين كشورمان مي شوند و جزو اصول هستند و تغيير ناپذير، ولي برخي را مي توانيم
تغيير دهيم.در اين ميان وظيفه ما تغيير
انديشه هاي ناصحيح و تغيير مواردي است كه امكان تغييرشان وجود دارد. براي تغيير انديشه هاي ناصحيح، دانستن داشته ها
و توانايي ها لازم است.
مرزهاي كشور ما چنان كه ذكر شده، ناامن نيستند ولي به خاطر دوري شهرها از هم و مناطق وسيع بدون سكنه، و البته چند مورد گروگان گيري و حمله مسلحانه، ناخودآگاه اين شبهه ايجاد مي شود كه شهرها و مسيرهاي مرزي از امنيت لازم برخوردار نيستند. اما اين موضوع، مشكلي نيست كه قابل حل نباشد.
نگارنده به عنوان راهنماي تور گروهي از هموطنان را در فروردين سال 1388 در سفر برزيل همراهي مي كردم. در كمتر از 12 ساعت، سه مرتبه، سه نفر از مسافران ما در ساحل شهر پر از گردشگر ريو دو ژانيرو مورد تهاجم واقع شدند، اما در كشور ما چنين اتفاقاتي كمتر ديده مي شود؛ چرا كه اصولاً ايراني ها
گردشگر دوست هستند. با اين حال ما در جامعه جهاني خود را به عنوان مردمي ديگر پذير و اهل تساهل معرفي نكرده ايم، در صورتي كه به واقع چنين هستيم. عدم شناخت جامعه جهاني از ايران، باعث شده كه از يكي از مهمترين ويژگي ايرانيان سوء برداشت شود و عكس قضيه اتفاق بيفتد. هرگاه به تاريخ گذشته و زندگي امروزي ايرانيان نظر كنيم متوجه مي شويم كه هميشه در ايران مردمان بسيار با نژادهاي مختلف و اديان گوناگون در كنار هم زندگي كرده اند. هم اكنون در كشور ما زرتشتيان، يهوديان، مسيحيان و مسلمانان در كنار هم زندگي مي كنند كه اين موضوع خود از امنيت اجتماعي در اين كشور سخن مي گويد. هرگز در اين كشور نسل كشي اتفاق نيفتاده است و اتفاقاً جالب اين است كه در قرن گذشته، دو نسل كشي بزرگ بر ضد ارامنه (توسط كشور تركيه) و يهوديان (توسط نازي ها) رخ داده است و در هر دو مرتبه ايران كشور امن مظلومان آن رخدادها بوده است.
يكي از افتخارات و جاذبه هاي گردشگري كشور سنگاپور به عنوان يكي از كشورهاي موفق در عرصه صنعت گردشگري، خياباني است كه در آن معبد هندو ها و كليساي مسيحيان و مسجد مسلمانان در كنار هم واقع شده اند، اما با كمي دقت متوجه مي شويم كه تقريباً در تمامي شهرهاي ايران، كليمي ها، زرتشتيان، مسيحيان و مسلمانان بناهاي مقدس خود را دارند و با هم زندگي مي كنند. اين گفته حاكي از اين است كه امنيت اجتماعي در ايران ريشه دارد و اين در كنار هم زندگي كردن، مي تواند خيال راحتي را براي گردشگران ايجاد كند.
واقعيت امنيت گردشگري در ايران را به جهانيان بشناسانيم:
چندي پيش سخن از طرح ايجاد پليس گردشگري بود. اين طرح مي تواند به امنيت گردشگري در ايران كمك كند، ولي اكنون و در حال حاضر مشكل ما، احساس عدم امنيت است. مشكل ما اين است كه به گردشگران القا كنيم كه ايران امن است و البته بعد از اين كه آنها به اين كشور سفر كردند بايد امنيت جاني، مالي و روانيشان را تأمين كنيم.
براي اينكه گردشگران تمايل پيدا كنند كه به ايران سفر كنند، مي بايستي كه منطق برخوردهاي سياسي و مذهبي ما برايشان روشن و شفاف باشد. معمولاً بازتاب اخباري كه از ايران در رسانه هاي دنيا منتشر مي شود چندان به سود ما نيست و اين واقعيتي است كه نبايد انكارش كنيم. از طرفي برخي از تهديدهاي سفر به ايران مربوط مي شود به همسايگان ايران.
در سال هاي اخير دو اتفاق بزرگ ناخوشايند در مرزهاي شرقي و غربي ايران رخ داده است كه اتفاقاً همان مرزهاي پرخطري هستند كه در گزارش بالا به آنها اشاره شد.
گردشگران بايد بدانند كه ايران به دنبال جنگ نيست و دوستانه ترين برخوردي كه يك گردشگر مي تواند در ذهن خود تصور كند را در ايران و در واقعيت خواهد ديد.
رونق گردشگري داخلي و گردشگري زنان كه امروزه به واقع شاهدش هستيم هم مي تواند دليلي باشد براي وجود امنيت گردشگري در ايران كه بايد به گوش جهانيان برسد.
از دیدگاهی دیگر بايد در انديشه امنيت رواني گردشگر باشيم. در سفرنامه هاي گردشگران خارجي كه به ايران سفر مي كنند، ترس رد شدن از خيابان مشاهده مي شود. صداي بوق اتومبيل ها
و نحوه رانندگي رانندگان و وجود موتورسواران امنيت خاطر آنها را دچار تزلزل مي كند. هنگامي كه گردشگر در خيابان هاي شهر دائم با صداي دزدگير اتومبيل ها مواجه مي شود، فكر مي كند كه همه اين كشور پر از دزد است.
وجود هتل مطمئن و رستوران بهداشتي نيز بر احساس امنيت او مؤثر است. حتي، با اينكه شايد به نظر نيايد ولي در كشورهايي كه پول تقلبي در آنها فراوان است، عدم اعتماد در گردشگران ديده
مي شود كه اين موضوع خود به امنيت رواني گردشگر صدمه وارد مي كند و البته در كشور ما چنين موضوعي مشكل حادي نيست.
پاكيزگي شهر، حفاظت از ميراث فرهنگي و طبيعي و احترام به محيط زيست، از جمله ديگر مواردي هستند كه ناخودآگاه گردشگر را براي احساس امنيت يا عدم احساس امنيت تحت تأثير قرار مي دهند.
اكنون متوجه مي شويم كه ايجاد امنيت و ايجاد احساس امنيت تنها به يك مقوله عدم تهديد نظامي و كمبود جرائم خياباني بستگي ندارد، بلكه موضوع فراتر از اينهاست و برايشان بايد چاره اي مناسب انديشيد.
ما براي اينكه بتوانيم از امنيت گردشگري در ايران براي جهانيان سخن بگوييم، بايد از همه زوايا به آن توجه كنيم.
از نقش تبادلات فرهنگي و معادلات سياسي و تفكرات اقتصادي، تا نقش نيروي انتظامي و دست اندركاران گردشگري و مردم كوچه و بازار در اين ميان مهم و قابل بررسي است.
منبع: خبرگزاری میراث فرهنگی
برترين پارک هاي چند منظوره اروپا
محمد برازنده
کسي را نمي توان يافت که علاقه اي به هيجان نداشته باشد اما اين هيجان در جمع و به خصوص در بين خانواده از ويژگي و لذت بيشتري برخوردار است. از اين رو تفرجگاه هايي همچون پارک هاي تفريحي چند منظوره مکان و موقعيت مناسبي را براي تخليه هيجانات مردم و خانواده ها به وجود آورده اند.
پارک هاي چند منظوره اروپا نيز، هيجان، سرگرمي و ماجراجويي را که هر کسي علاقمند به اشتراک گذاشتن آنها به ديگران است را در اختيار آنها قرار مي دهد.
آنچه مي خوانيد گزيده اي از چند پارک چند منظوره برتر اروپا است که به نحوي ارمغان آور شادي و سرگرمي براي خانواده ها شده اند.
ديزني لند، پاريس، فرانسه: ديزني لند پاريس را يکي از معروفترين پارک هاي تفريحي اروپا مي نامند. تاريخ افتتاح اين پارک سال 1992 بوده و از بخش هاي مختلفي همچون دو پارک چند منظوره، اماکن سرگرم کننده، رستوران هاي مجهز و هفت هتل تشکيل شده است. برج وحشت يکي از مهيج ترين بخش هاي اين پارک تفريحي به شمار مي رود. اين برج که يک برج سقوط آزاد است، نزديک به 200 پا ارتفاع داشته و به عنوان يکي از قسمت هاي
جذاب ديزني لند پاريس به شمار مي رود.
سيام پارک، تنريف، اسپانيا: اين پارک که طرح و نقشه آن از پارک تايلند گرفته شده، يک پارک آبي بوده که از ماه مي سال 2007 شروع به فعاليت کرده و علاقمندان بي شماري را از سراسر جهان به سمت خود کشانده است. برج قدرت، جذاب ترين بخش آن محسوب
مي شود. اين برج که قسمت انتقال کاملا عمودي داشته و از 235 پله برخوردار است، شناگران را به استخري کوچک با آتشفشاني از ليزر هدايت
مي کند. کاخ امواج نيز استخري با شن هاي سفيد ساحلي است که با توليد امواجي به ارتفاع سه متر، شناکنندگان را به اين سو و آن پرتاپ مي کند. شهر گمشده، با برخورداري از 120 بازي متفاوت نيز از جذاب ترين قسمت هاي اين پارک است که لحظاتي شاد را براي کودکان به وجود مي آورد.
واليبي، بلژيک: پارک واليبي در شهر واور (wavre) بلژيک قرار دارد. ويژگي منحصر به فرد اين پارک، قطارهاي متعدد با مسيرهاي پرپيچ و خمي است که علاوه بر القاي هيجان به بازديدکنندگان از اسامي خاص برخوردارند که حتي وحشت را نيز در بين آنها به وجود مي آورد. اسامي همچون توربين، معدن فاجعه، کبري، خون آشام و انسان گرگ نما که تا حد زيادي هراس را در دل بازديدکنندگان به اوج مي رسانند. قطار انسان گرگ نما بدنه اي چوبي داشته و بيشترين ترس را در هنگام حرکت به مسافران خود وارد
مي کند براي بسياري از شهروندان اروپايي اين پارک يکي از مراکز اصلي هيجان به شمار مي رود.
يوروپا پارک، آلمان: يوروپا پارک در شهر راست (Rust) و در جنوب غرب آلمان قرار دارد. سمبل اين پارک موش خاکستري بزرگي به نام يوروماوس(Euromaus) بوده و بيراه نيست اگر علاقمندان آن را شکارچيان موش هاي صحرايي بنامند. بخش هاي نمايشي اين پارک معمولاً کشورهاي اروپايي بوده و قسمت هاي مختلفي در آن به اسم کشورهايي همچون ايتاليا، اسکانديناوي، اسپانيا، روسيه و ديگر کشورهاي اروپايي است.
چهار هتل و يک مهمانسرا، از اقامتگاه هاي مجهز و شلوغ اين پارک است.
لگولند، دانمارک:
لگولند را بهشت اسباب بازي هاي دانمارک مي نامند. پارکي که بر اساس وقايع تاريخي بنا شده و مرداب هاي متعدد به همراه آبشارهاي مختلف همراه با نبرد دزدان دريايي را در آن مي توان ديد. محوطه بازي آبشارهاي دزدان دريايي بهترين فرصت را در اختيار کودکان قرار مي دهد تا براي لحظاتي کوتاه نقش کاپيتان ها و دزدان دريايي را بازي کنند.
نورپردازي،جاذبه اي مغفول مانده در گردشگري
سميرا محب علي
گردشگري زواياي عجيب و پيچيده اي دارد. زوايايي که در عين پيچيدگي از جاذبه هاي بسياري براي تعيين نوع و يا دسترسي به عوامل تعيين کننده گردشگري از آن استفاده مي شود.
نورپردازي يکي از همين زوايا است تا حدي که نورپردازي به تنهايي مي تواند به عنوان يک جاذبه براي گردشگري مورد توجه قرار گيرد. بسياري از شهرهاي جنوب شرق آسيا از اين ويژگي به تنهايي براي ايجاد و خلق يک شهر با جاذبه گردشگری سود مي برند.
نورپردازي درست مي تواند تصوير واقعي را واقعي تر کند و يا به يک هويت واقعي، تصويري تخيلي و غير واقعي بدهد. نورپردازي علمي است که مي تواند در اذهان مردم چنان تأثير بگذارد که از يک شي ساده، به قول فرنگي ها يک سوپراستار بسازد.
بنابراين نور و نورپردازي مقوله اي است که بايد به آن توجه کافي و وافي نشان داد. نورپردازي حتي مي تواند فشارهاي رواني افراد را در حين سفر کاهش دهد و به گردشگر در طول سفر، آرامش بيشتري هديه کرده و جذب گردشگر را به منطقه اي خاص افزايش دهد.
رقص نور نيز از ديگر زيبايي هايي است که وقتي با حرکات آب همراه مي شود داستان هاي تخيلي بسياري را براي گردشگران به نمايش می گذارد؛ اتفاقي که در حال حاضر در بسياري از شهرهاي دنيا به خصوص در شهرهاي ساحلي به عنوان يک جاذبه براي جذب گردشگر در حال انجام است.
همچنين با نورپردازي مي توان يک اثر تاريخي را بزرگتر نشان داد، آن را دورتر و نزديکتر کرد، به آن عمق و وسعت داد يا آن را کوچک و حقير کرد.
تابش نور از زواياي مختلف نيز مي تواند حس ترس، حقارت، فرار و... را ايجاد کند. نور وقتي با رنگ همراه شود تأثيرات خاص خود را بر اساس رنگ خاص بر بيننده مي گذارد. به طور کلي مي توان نور را به عنوان يک امکان براي خلق جاذبه در گردشگري به خصوص در گردشگري شهري عنوان کرد.
در ايران به رغم طرح ها و برنامه هاي در دست اجرا براي توسعه گردشگري، هنوز براي نورپردازي به عنوان عاملي در خلق جاذبه تلاش چنداني نشده است و قريب به اتفاق جاذبه هاي
گردشگري بويژه آثار تاريخي از اين عنصر بي بهره اند.
حتي در شهرهاي بزرگ کشور نيز نه تنها شيوه نورپردازي ها
صحيح نيست بلکه در شب ها که مي توان از شهر تصويري بسيار زيبا براي گردشگر ايجاد کرد، شدت آلودگي نوري به حدي است که هيچ جاذبه اي را نمي توان براي جذب گردشگر متصور شد و يا حداقل نمي توان هيچ تفکيکي در فضاهاي شهري با استفاده از نور انجام داد. حتي در مورد آثار تاريخي و با ارزش ملي نيز اين مسئله صادق است.
نورپردازي آثاري همچون برج آزادي به عنوان يک نماد شهري منحصر به فرد در دنيا در شأن آن نيست. به تازگي برج ميلاد نيز دستخوش تغيیراتي در نورپردازي شده است که اميدواري بيشتري را در تصحيح شکل نورپردازي آن براي کارشناسان ايجاد مي کند، اما هنوز تا رسيدن به يک نقطه درست فاصله است.
در ديگر شهرهاي کشور نيز با چنين مشکلي روبه رو هستيم. سي و سه پل اصفهان به عنوان نماد يک عظمت و شکوه در صنعت پل سازي ايرانيان به طور معمول با نورپردازي که شايسته به تصوير کشيدن اين عظمت تاريخي باشد، همراه نيست.
در هر حال نور به فضاي خشک و بي روح، روح زندگي
مي بخشد، چه شهر باشد، چه يک اثر تاريخي و لزوم توجه به اين مقوله در گردشگري کشور کاملاً محسوس است، چرا که گردشگري کشور ما بي نور است.
منبع:میراث اریا
قلعه قم چقای
این قلعه در 45 کیلومتری بیجار و روی یکی از کوه های بلند منطقه قرار دارد. موقعیت جغرافیایی این قلعه به دو دلیل از هیبت و عظمت خاص برخوردار است؛ نخست آن که از یک سو به دره ای مشرف است که در قدیم به دره شاهان شهرت داشت و تیغه های بلند وهولناک این کوه با پرتگاه های
مخوف و بلند، بالا رفتن از آن و رسیدن به دژ را بسیار دشوار می کند. از سوی دیگر، از جنوب غربی، جنوب شرقی و شرق نیز به پرتگاهی دیگر مشرف است.
از این رو، ایجاد استحکامات برای این قلعه لازم نبود، اما در سمت شمال که پشته از ارتفاع کمتری برخوردار است، بقایای دیواری عریض و محکم از سنگ لاشه با ملات و برج های نیم استوانه موجود است. دروازه قلعه در این سمت قرار دارد. بقایای این حصار یاد آور دیوارهای تخت سلیمان و احتمالا به دوره ساسانی تعلق دارد.
در پای پشته سنگی، حصارهای دیگری از قرون وسطی، عمود بر بستر رودخانه کشیده شده است. استحکام قلعه ونشانه های
ساختاری بنا از جمله پی های خانه هایی که مشهود است نیز این گمان را تقویت می کند که این قلعه ساسانی باشد. در سطح نیز سفال های دوره اسلامی (قرن 6 و 7 ه.ق) به چشم می خورد. خارج از قلعه در سمت شمال غربی، روی پشته پست تر، بقایایی از دیواره ها و تراس بندی ها دیده می شود. این پشته از طریق پلکانی که از سنگ کوه تراشیده شده با اراضی مرتفع شمالی مرتبط بود.
آب انباری که به ارتفاع 40/1 متر در کوه ساخته شده، تونل با 42 پله راهرویی که آن را هم در دل کوه حفر کرده اند، نشانه های
دیگری از اهمیت ویژه این قلعه و آب انبار آن است.
سنگ های تراش خورده «قم چقای» دارای مشخصاتی نیست که بر مبنای آن بتوان زمان ساخت بنای قلعه را به دقت تعیین کرد، با این حال به احتمال قوی می توان آن را متعلق به دوره های
پیش از میلاد مسیح، مثلاً دوره مانایی و ماد دانست که تا دوره های ساسانی واسلامی نیز مورد استفاده بود.
منبع های ذخیره آب که توسط تونل پله داری به پایین راه می یابد، تا حدودی به آب انباری که در زندان سلیمان وجود دارد شبیه است و نشانه دیگری از قدمت قلعه تا دوره مانایی است.
مجموعه گنجعلیخان
مجموعه گنجعلی خان از جاذبه های مهم گردشگری شهر کرمان می باشد و شامل میدان، مسجد، حمام، بازار، سرا و سایر ابنیه دیگری است که در دوران حکومت گنجعلی خان از سرداران سلحشور دربار صفویه، احداث شده است.
حمام
یکی از مهمترین بناهای مجموعه، حمامی است که در ضلع جنوب میدان و در میانه بازار بزرگ کرمان واقع است ودر سال 1020 ه.ق. ساخته شده و معمار آن سلطان محمد، معمار یزدی بوده است.حمام گنجعلی خان اثری بدیع از نقاشی ها، مقرنس کاری ها، کاشیکاری ها و گچبری های زیبا همراه با استفاده از تزیینات سنگی بسیار ظریف است همچنین این حمام 26 متر طول، 30 متر عرض و حدود 1300 متر مربع زیربنا دارد، که شامل سردر، دالان ورودی، رختکن، هشتی حدفاصل گرمخانه، خزینه، چال حوض، بخش خصوصی و تون می باشد.
این حمام تا حدود 60 سال پیش دایر بوده اما در حال حاضر نقش و کاربرد گردشگری پیدا کرده و همه روزه به ویژه در تعطیلات، پذیرای بازدیدکنندگان بسیاری است. در حال حاضر در این حمام مجسمه های مومی ملبس به لباس های
سنتی مردم کرمان، صحنه هایی از استحمام به شیوه سنتی را به نمایش می گذارند. در کنار این مجسمه ها وسایل مختلف حمام نیز نمایش داده می شود. این مجسمه ها در سال 1352 در دانشکده هنرهای زیبای تهران، طراحی و به این محل منتقل شدند.
میدان
از دیگر آثاری که از مجموعه گنجعلی خان بر جای مانده، میدانی در بخش مرکزی شهر کرمان است که در حاشیه بازار بزرگ واقع شده است وهمانند میدان های نقش جهان در اصفهان و یا میرچخماق در یزد، در اطراف خود بعضی از عناصر شهری را گردآورده است.
در سه ضلع میدان گنجعلی خان بازار واقع شده و در ضلع دیگرش سرای گنجعلی خان قرار دارد. وجود حمام، آب انبار، ضرابخانه و همجواری با بازارها و چهار سوق، این مجموعه به هم تنیده را کامل کرده است.طاق نماهای آجری، کاشیکاری، فضای سبز، حوض آب و دیگر آثار دیدنی، بر زیبایی این میدان افزوده اند.
مسجد:
مسجد در ضلع شرقی و در جوار سرای گنجعلی خان واقع گردیده است. ورودی آن از طریق طاق نماهای میدان است که ساده اجرا شده اند. در بدنه داخلی طاق نما تزیینات گچبری با طرح گره دیده می شود که تماشاگر را به خود جلب می کند.تاریخ احداث مسجد 1700 ه.ق می باشد نقشه گنبدخانه مربع است که در پاکار تبدیل به هشت و در مرکز گنبد تبدیل به نورگیر 12 ضلعی شده است. تمامی سطح داخلی گنبد با مقرنس کاری و تزیینات مرسوم دوره صفویه تزیین شده است.
ضرابخانه (موزه سکه) :
این بنا در اواسط بازار غربی و در شمال میدان واقع است. نقشه آن چهار طاقی و به شکل هشت ضلعی می باشد که دارای گنبد مرکزی و ایوان های جانبی است. طاق ها و ایوان های
ضرابخانه با گچبری های زیبایی تزیین گردیده است.
این بنا از آثار اواخر دوره گنجعلی خان است و محل ضرب سکه و مسکوکات طلا و و نقره دولتی بوده است و در حال حاضر انواع سکه های قدیمی در غرفه های آن به نمایش گذاشته شده و یکی از معتبرترین موزه های سکه ایران است.
آب انبار:
این بنا در حد میانی بازار غربی قرار گرفته است و دارای سردری زیبا با تزیینات مربوط به دوره صفویه می باشد. تاریخ احداث آن 1029 ه.ق. است. آب انبار به دستور علیمران خان پسر گنجعلی خان بنا شده و معمار آن استاد عبدا... بوده است.این آب انبار بادهلیزی طولانی و راه پله به پا آب راه دارد و مخزن آن در این قسمت واقع شده است. این محل یکی از معتبرترین آب انبارهای شهر در عصر خویش تلقی می شده است.
سرای گنجعلی خان:
در ضلع شرقی میدان و در محور آن سردر بلند و زیبایی وجود دارد که تاریخ احداث آن سال 1007 ه.ق می باشد. ساختمان این سرا در دو طبقه احداث شده است. در طبقه زیرین دکاکین و در طبقه بالا حجره های تجار ساخته شده اند. نمای این سرا دارای کاشیکاری معرق بوده است. طرح های
مورد استفاده نقوش مرسوم عصر صفویه است که تحت تأثیر هنر نقاشی چین و مغول می باشند. نقشه سرا چهار ایوانی است که در ایوان های شرقی وشمالی و جنوبی تزییناتی از نوع گچبری و نقاشی وجود دارد و در دوره های بعدی ورودی هایی از طرفین شمال و جنوب به داخل آن گشوده اند که سرا را به بازارهای اختیاری ونمد مالی متصل می نماید.
بازار:
این بازار خط مستقیمی است که در دو سوی آن دو دروازه ورودی و خروجی شهر یعنی دروازه ارگ و دروازه مسجد (وکیل) قرار دارد.
طول آن حدود سه کیلومتر است و متشکل از کاروانسراها، سراها و تیمچه هایی بوده که همگی در دو راستای عمود بر هم جای گرفته اند.
بخشی از بازار بزرگ کرمان در مجاورت مجموعه گنجعلی خان قرار دارد که بازار مسگری و بازار گنجعلی خان
از آن جمله اند. بازار مسگری در امتداد بازار کلاه مالی در ضلع شمالی و شرقی میدان گنجعلی خان هستند که عناصری مثل ضرابخانه و آب انبار در آن قرار گرفته اند. همچنین بازار جنوبی گنجعلی خان که حمام در اواسط آن قرار دارد و بخشی از بازار بزرگ (راسته بازار) را تشکیل می دهد و در امتداد بازار سراج ها قرار دارد. در تلاقی بازار غربی و جنوبی در گوشه جنوب غربی، چهار سوق بزرگ شکل گرفته که معماری این فضا در نوع خود کم نظیراست.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی