صفحه 9--10 شهریور88
آتشكده باكو
مرتضی دزفولی
وجه تسميه نامهايي که به آتشکده مربوط است: وجه تسميه سه نام باکو، آبشرون و سوراخاني را با توجه به منابع گوناگون بررسي مي کنيم.
براي واژه باکو دو وجه تسميه آورده شده است: 1- برگرفته از واژه پهلوي باگوان (باگ يا بگ يا بغ به معناي خدا و وان پسوندي به معناي جايگاه) واژه باگوان به باکويه تبديل شده و تا پيش از دوره صفوي از اين واژه استفاده مي شده، اما از دوره صفوي باکويه به بادکوبه تبديل شده است. 2- برگرفته از واژه فارسي بادکوبه به دليل وجود بادهاي دائمي و گاه پرشدت. حکومت کنوني آذربايجان در همه جا باکو را به باکي (به ترکي يعني تپه) تبديل کرده است تا آن را ريشه پارسي دورتر کرده باشد.
براي نام آبشرون نيز دو وجه تسميه وجود دارد: 1- برگرفته از آب شوران فارسي، جايي که آب آن را مي شويد به دليل نزديکي به درياي مازندران و جزر و مد آن 2- جايي که آب آن شور است.
براي نام سوراخاني نيز دو وجه تسميه وجود دارد: 1- برگرفته از واژه سوراخ فارسي به دليل روزنه هاي زيادي که در شبه جزيره آبشرون وجود دارد و گاز طبيعي از آن متصاعد مي شود 2- برگرفته از واژه سرخ فارسي به دليل سرخ بودن نسبي خاک روستا نسبت به روستاهاي پيراموني.
به دليل تعلق درازمدت اين ناحيه به ايران وجود نام هايي با ريشه زبان هاي ايراني در تمام منطقه قفقاز و ماوراي قفقاز کنوني عجيب نيست.
پيدايش آتشکده: شبه جزيره آبشرون که در غرب درياي مازندران جاي دارد میدان نفتي بزرگي است که با روزنه هايي، گاز طبيعي متصاعد شده از اين ميدان نفتي را به بيرون هدايت مي کند و اگر شعله اي به آن نزديک مي شده آتش زبانه مي کشيده است. بر پايه اين ويژگي منطقه و پيشرفت دين زرتشتي، آتشکده اي ساخته شد که از سده نخست (و در برخي منابع 5 سده پيش از ميلاد) تا سده هفت ميلادي برپا بود، تاريخ نگار ارمني، موسي خورني، نوشته است که "چون اردشير بابکان به ارمنستان آمد فرمان داد که آتش هرمزد را در آتشکده اين ديه هميشه فروزان دارند". با هجوم تازيان آتشکده از رونق افتاد و زرتشتيان به هند مهاجرت کردند.
دوباره سازي: در سده هاي 17 و 18 ميلادي، بازرگانان هندي که در جاده بزرگ ابريشم رفت و آمد مي کردند در جايي که شعله ابدي آتش از زيرزمين بيرون مي آمد و بر مبناي آتشکده باستاني، معبد را دوباره سازي کردند. در سال 1883 آتش طبيعي به دليل کم شدن و قطع گاز در دورادور آتشکده از فروغ افتاد و معبد متروک شد تا در سال 1975 با آوردن لوله گاز و روشن کردن آتش به شکل موزه درآمد. آتشکده به طور متوسط حدود 15000 ديدارکننده در سال دارد. از سال 1998 ميلادي براي افزون شدن به فهرست ميراث جهاني نامزد شده است.
ساختمان آتشکده: ساختمان آتشکده از بيرون يک پنج ضلعي است با ديوارهاي پيرامون آن و يک ورودي مرکزي که در بالاي آن مانند معماري بومي آبشرون اتاقي براي ميهمانان با نام بالاخانه درست شده است. در حياط مرکزي بنايي چهارگوش گنبددار وجود دارد و پيرامون حياط اتاق هايي براي راهبان. کتيبه هايي به خط سانسکريت بالاي اتاق ها روي سنگ حک شده است. بناي چهارگوشي که در وسط حياط قرار دارد چهارتاقي گنبدداري است که اينک آتش زير گنبد به صورت مصنوعي و از طريق لوله هايي که به آن وصل شده، روشن است. اما در نقاشي هاي قديمي که از آتشکده وجود دارد آتش از چهار ستون کوتاه روي بام نيز شعله ور بوده است. با فاصله اندکي از چهارتاقي آتش ديگري وجود دارد که گفته مي شود براي سوزاندن جسد درگذشتگان بوده است. اتاق هاي
پيرامون حياط به صورت موزه اي درآمده که راهبان ساکن آنها به صورت مجسمه هاي مومي به نمايش درآمده اند. مجسمه هاباتوجه به نقاشي هاي قديمي و شرحي که ديدارکنندگان از آتشکده داده اند ساخته شده اند،در يکي از اتاق ها يک عابد در حال رياضت کشيدن به شيوه مرتاض ها است و در جايي ديگر عابدي درحال گرفتن پول از يک بازرگان است. ساختمان چهارتاقي با تمام آتشکده هاي ايراني تفاوت دارد و تأثیر سبک معماري هندي در آتشکده انکارناپذير است.
نامداراني که از آتشگاه ديدار کرده اند، عبارتند از: نويسنده فرانسوي آلکساندر دوما، شيميدان روس ديميتري مندليف، جهانگرد آلماني اي.کمپفر، نقاش روس و. ورشاگين، جهانگرد فرانسوي ف. ويلو و جهانگرد بلژيکي ارنست اورسل(1882).
شرح آتشکده در نوشتار ديگران: اعتمادالسلطنه در مرآت البلدان چنين مي نويسد: "معبد آتش پرستان هندي و پارسي در اين «صوري خانه» است. عمارتي است مربع و در وسط آن عمارت اتاقي بنا شده که چهار طرف آن باز است. وسط گودالي است که آتش از ميان آن بيرون مي آيد".
ارنست اورسل جهانگرد بلژيکي در سفرنامه قفقاز و ايران مي نويسد: "آخرين موبد بزرگ در سال 1864 به قتل رسيد. چند سال بعد پارسيان بمبئي موبد ديگري را به جاي وي فرستادند، اما زايران زردشتي که از هند و ايران به اين آتشگاه مي آمدند، کم کم کهن ترين عبادتگاه خود را از ياد بردند. در سال 1880 موبد آتشگاه که از تنهايي حوصله اش سر رفته بود، براي پيدا کردن موبدان و همکاران ديگري از ميان پارسيان هند پست خود را ترک کرد و راهي آن ديار شد، ولي بعد از آن ديگر کسي او را نديد".
آتشکده يا معبد هندوها: بدون ترديد از زمان ساخت تا نابودي معبد به هنگام هجوم تازيان از اين بنا به عنوان آتشکده استفاده شده است، اما در دوباره سازي و استفاده از بنا در سده هاي
17 و 18 ميلادي به نظر مي رسد هم هندوان و هم زرتشتيان از آتشکده استفاده کرده اند. ديدارکنندگاني که در طول دو سده از آتشکده ديدار کرده اند گزارش هايي نوشته اند که استفاده دو آيين از آتشکده را نشان مي دهد: در سال 1876 ميلادي جيمز برايس گزارش کرده است که انجمن زرتشتيان بمبئي حامي مالي آتشکده بوده اند و در سال 1882 ميلادي ارنست اورسل از زايران زرتشتي نام مي برد، اما در سال1925 ميلادي موبد زرتشتي که از بمبئي عازم آذربايجان شده است و جيوانجي جمشيدجي مودي نام دارد، گزارش داده است که نه تنها من بلکه هر پارسي که کمي با برادران هندو آشنا باشد، مي داند
که اين معبد براي ستايش خداي آتش هندوان يعني آگني است.
آتشکده باکو و گشت هاي ايراني: متأسفانه ديدار از آتشکده باکو در فهرست عمومي گشت هاي آژانس هايي که براي ايرانيان برنامه ريزي مي کنند، جاي ندارد. چنانچه قصد داريد به کشور آذربايجان برويد از آژانس بخواهيد تا ديدار از آتشکده را در برنامه جاي دهد.
منبع:CHN
گردشگران اروپايي، علاقه اي به جاذبه هاي اين قاره ندارند
سازمان جهاني گردشگري اعلام کرد: افزايش ارزش يورو طي چند ماه اخير، تمايل گردشگران اروپايي را به حضور در کشورهاي افريقايي و آسيايي بيشتر کرده است.کارشناسان معتقدند، اين روند افزايشي کشورهايي خارج از اتحاديه پول واحد اروپا، همچون انگلستان را به حضور در کشورهاي افريقايي يا ترکيه بيشتر کرده است.جان کشتر، رئيس مرکز بازار يابي سازمان جهاني گردشگري گفت: اين روند تأثیر منفي چشمگيري بر گردشگري برخي مناطق گردشگري اروپايي داشته به نحوي که باعث چرخش تمايل گردشگران به کشورهاي ارزان قيمت شده است. وي افزود: با نگاهي به کشورهاي حوزه درياي مديترانه مي بينيم کشورهايي همچون ترکيه، تونس و مراکش بهتر و بيشتر از کشورهاي جنوب اروپا شاهد حضور گردشگران اروپايي هستند. با اين وجود بانک مرکزي اروپا پيش بيني مي کند، اقتصاد اين قاره تا پايان سال 2009 ثبات پيدا خواهد کرد.
گردشگري بحران يا بحران گردشگري؟
محمد برازنده
با آغاز بحران اقتصادي در آغازين ماه هاي سال 2008، نگراني راکد ماندن و حتي سقوط صنعت پرطرفدار گردشگري، اندک اندک جايگاه تازه و ويژه اي را در سطح جهان به خود اختصاص داد.تزلزل و ضعفي که هفته ها و ماه هاي آغازين خود را در سطوح مختلف اقتصادي جهان مي گذراند، رفته رفته به بحراني عظيم تبديل شد که نه تنها بزرگان صنعتي جهان را با ورشکستگي کامل مواجه کرد بلکه تأثیرات عميق خود را حتي بر بخش پرانعطاف گردشگري، اين صنعت درآمدزاي پاک، نيز گستراند. اگرچه در ابتداي اين روند نزولي، برخي کشورها، همچون ترکيه با ثبت رشدي چشمگير در مقايسه با ساليان گذشته، کمترين تأثیر پذيري از اين واقعه تلخ را اعلام کرده بودند، اما با همه گير شدن آن، ديگر مجال و پناهي براي پنهان شدن باقي نماند. ازاعتدال خارج شدن هزينه هاي مصرفي در مقابل درآمدها، بي علاقگي مسافران و گردشگران به سفرهاي برون مرزي و مهم تر از آن، کاهش قدرت اقتصادي مردم، دلايل محکمي بود که هرگونه پس روي در صنعت گردشگري را توجيه پذير مي کرد. در اين ميان، اما، کشورهايي بودند که تا حدودي در صفي ديگر يا بيرون از خط بحران قرار داشتند. تايلند، ويتنام، اندونزي و ديگر کشورهاي شرق و جنوب شرق آسيا، به لطف کم بودن ارزش پولي آنها درمقايسه با رشد شاخص هاي مالي اروپا و امريکا و با برخورداري از جاذبه هاي
طبيعي خود، از جمله کشورهايي بودند که در اين مسير، تاحدودي از خط بحران فاصله گرفته بودند. مقامات گردشگري برخي کشورهاي آسيايي، اين اتفاق را توسعه گردشگري بحران ناميدند. نوع جديدي از گردشگري که در اوج بحران اقتصادي و رکود کشورهاي اروپايي، در اين بخش از جهان شکوفا شده بود. با اين توصيف و با نگاهي به منفعت بردن، هرچند اندک، برخي کشورها از اوضاع بحراني اقتصاد، بارديگر، ماهي گرفتن از آب گل آلود مصداق بارز خود را نمايان ساخت.
منبع: میراث آریا
پل پارک ملی گرند کانیون
بلند ترین پل دنیا
این پل شكل نعل اسبی دارد و ارتفاعش از سطح زمین 1200 متر است ارتفاعی كه بلندترین آسمان خراش های دنیا را تحت الشعاع قرار می دهد. لبه آن 20متر فاصله افقی از كناره زمین دارد. دیواره ها و كف آن از شیشه ای به ضخامت 10 سانتی متر ساخته شده است. این پل می تواند 7 تن وزن را تحمل كند، یعنی در آن واحد 800 نفر 80 كیلوگرمی می توانند بر روی آن راه بروند. البته تنها اجازه داده می شود 120 گردشگر همزمان روی آن راه بروند. این پل بسیار محكم ساخته شده و طوری طراحی شده است كه در اثر باد وراه رفتن مردم، ارتعاش نداشته باشد. این بنا
می تواند در برابر بادهایی با سرعت 100 مایل در ساعت مقاومت كند و یك زلزله 8 ریشتری را تاب بیاورد. ساخت این آسمان نورد در مارس 2004 شروع شد و در مجموع 40 میلیون دلار هزینه صرف آن شده است. البته مجموعه آسمان نورد گراند كانیون، ساختمان های دیگری هم دارد: موزه، سینما، تئاتر، سالن تشریفات، فروشگاه و چندین رستوران در انتهای این بنا، كافه ای قرار دارد كه مسافران می توانند در آنجا در فضای آزاد غذا بخورند.
گردشگران؛ نابودگران جزاير فيجي
تبديل شدن جزايري در فيجي به مقاصد گردشگري، نابودي اين جزاير را در پي داشته است. به نقل از وردتوريسم، جزاير كيويس در اقيانوس آرام كه بخشي از خاك كشور فيجي هستند، در سال هاي گذشته، از زيباترين جزاير جهان بوده اند
و حيات وحش آن ها، گونه هاي متفاوت گياهي و جانوري را دارد. از سال ها پيش، دولت فيجي با هدف جذب گردشگر و افزايش توليد ناخالص داخلي، اقدام به تبديل كردن جاذبه هاي
گردشگري فيجي به مقاصد گردشگري كرده است. اكنون بخش اعظم جزاير كيويس به مقاصد گردشگري تبديل شده اند و سالانه ميزبان هزاران گردشگر از كشورهاي اروپا و آمريكا هستند. در اين شرايط، ايجاد زيرساخت هاي گردشگري و بويژه هتل ها، صدمه هاي جبران ناپذيري را به حيات وحش اين جزاير وارد كرده است كه از آن جمله مي توان به كاهش تعداد جانداران، نابودي بخشي از حيات جانوري و آلودگي شديد اين جزاير توسط گردشگران اشاره كرد. علاوه بر اين ها، حضور گردشگران در سواحل جزاير كيويس، كاهش تعداد كوسه هايي را كه در آب هاي ساحلي اين جزاير زندگي مي كردند، در پي داشته است. اين درحالي است كه سالانه هزاران گردشگر براي ديدن كوسه ها در قالب «تور كوسه» به اين منطقه سفر مي كنند.
سازمان هاي غيردولتي حافظ محيط زيست خواستار مهار تعداد گردشگران جزاير كيويس شده اند. اين درحالي است كه از سال 2002 ميلادي تا كنون، 230هزار گردشگر از اين جزاير ديدن كرده اند و اين امر، رشد چشمگير توليد ناخالص داخلي فيجي را در پي داشته است. البته بايد به اين نكته اشاره كرد كه حضور گردشگران، ايجاد هزاران شغل را براي ساكنان محلي جزاير كيويس در پي داشته، هرچند مشكلاتي را هم در زندگي روزمره آنها پديد آورده است.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی