یادداشت 20 مرداد 92
بعد از رمضان
محمد عسلی
بعد از رمضان جانمان به مثابه اتومبیل بنزین زده و تعمیر شدهای است که یازده ماه میباید مسیر طولانی چهار فصل را طی کند اگر راننده خوبی باشیم و انحراف از معیار نداشته باشیم. و اگر چنین نشود و یا در بین راه کم آوریم میباید در نماز و روزهمان شک کرد و چنان توشهای نیاندوختهایم که بتواند انرژی راه را تأمین کند و یا مسیر را به درستی بشناسد.
با این وصف مؤمنین سه دستهاند. دسته اول جانشان همان اتومبیل خودشارژ و خودشناختی است که هیچگاه کم نمیآورند و برای تمامی عمر خود را بیمه کردهاند.
متأسفانه این قبیل افراد بسیار کمند و گاه انگشتشمار. معصومین و اولیاءالله از این گروه بودهاند و بیشک افرادی هم هستند که چنین میراثی از گذشتگان دارند و از اقیانوس عظیم قران و سنت مرواریدهای درشتی صید کردهاند.
دسته دوم کسانی هستند که بعد از رمضان حداقل برای یکسال خود را بیمه تقوی و درستکاری کردهاند و خدا از فکر و اندیشه و زبان و اعمالشان دور نمیشود. این دسته هر چند زیاد نیستند، اما هستند و برکت جامعه میباشند و چراغ راه.
و اما دسته سوم خردک شرری دارند و از سفره رمضان آنها را توشهای هست لیکن نه چندان زیاد که تا پایان سال و رمضانی دیگر دست از پا خطا نکنند.
شاید اکثریت جامعه مسلمین را چنین کسانی تشکیل میدهند که اگر چنین نبود بسیاری از گناهان و جرایم به وقوع نمیپیوست و جامعه آرمانی مسلمین و مدینه فاضلهای که آرزوی تمامی انسانهاست تحقق مییافت.
نشانهای که برای این واقعیت میتوان ذکر کرد، آمار و ارقام جرایم و گناهان بعد از رمضان است.
گویی حصاری باز شده و کسانی از قید و بندهای ارزشآفرین آزاد شدهاند تا هر ارادهای کردند برای خلاف و گناه و جرایم دیگر خود را آزاد ببینند.
امام راحل «رضوان الله» سخن مانایی دارد که اگر همه به آن توجه کنیم، خود کتاب تربیت و زندگی است و آن سخن این است: «عالم محضر خداست» اگر بپذیریم که عالم محضر خداست، مسلماً همه افکار، گفتار و کردار ما در محضر خدا ثبت و ضبط میشود همانند ضبط صداها و تصاویری که توسط بشر در دوربینها، کامپیوترها و سایر تجهیزات فنی موجود ثبت و ضبط میگردند. پس به دور نیست بسیاری از سخنان گذشتگان در خصوص امروز و به دور نخواهد بود سخنان و اندیشههای امروزیان برای فردا و فردایان...
بعد از رمضان عالم دیگری نیست. همه روزها، روزهای خداست، و نور الوهیت چه در روز و چه در شب ساطع است و ما از آن همه نعمت بهرهمندیم. اما چه سود که گاه و بیگاه خود از این نور دور میشویم.
و اما بعد.
در جامعه اسلامی که با نام اسلام و محتوای آن میخواهد اداره شود، باور، پاسبان و ناظر بر تمامی رفتار ماست. اگر این باور بیعیب و نقص باشد و همه بر آن باور بمانیم. کلانتری و دادگستری لازم نیست. همه بیکار خواهند شد. زیرا در جامعه اسلامی حقوق همگان رعایت میشود. تعاون، همدلی، همنوایی، همیاری، راستی و درستی عینیت مییابند و هیچکس به اتهام خیانت، کلاهبرداری، سرقت و سایر جرایم و گناهان تحت تعقیب قرار نمیگیرد.
با این وصف باید بپذیریم که هنوز جامعه اسلامی تام و تمامی نداریم، شاید در زمان پیامبر اعظم (ص) و ائمه معصومین هم نداشتهایم. زیرا در آن جوامع هم گناه و خلاف و جرم و جنایت بوده است. خبر از بیعدالتیها، شهادتها، قتل و کشتارها داریم و تاریخ مشحون از بیدادگریهاست.
نگاه سیاه یا سفید و پر یا خالی، نگاهی واقعبینانه نیست. باید نگاهها به واقعیتها باشد. اینکه مطلقگرایی نکنیم، اصلاح امور و تربیت امری ممتد است. ساختمانهای مادی با ساختار روح و جان آدمی تفاوت بسیار دارند، به نسبت رشد جمعیت، گسترش شهرها، پیچیدگی رفت و آمدها و فراهم شدن تسهیلات برای آسان کردن کارها میباید روشها، راهکارها و اهداف زندگی تغییر کند و متناسب با شرایط مردم آگاه و آبدیده شوند.
بسیاری از دستاندرکاران تعلیم و تربیت بر این عقیدهاند، که آدمها خوب یا بد، درستکار یا تبهکار در پشت میز مدرسه و درون خانه و اجتماع آماده و تربیت میشوند. بزرگان که مورد تقلید کوچکترها قرار میگیرند همانند بذرهای سالم یا ناسالم هستند که هم میتوانند کشتزارها را گلستان کنند و هم میتوانند علفزارهای هرز به بار آورند.
گروه اول مؤمنین همان ریشهزداها هستند. گروه دوم ساقهچینها و گروه سوم برگچینانند.
علفهای هرز آثار گناه و ریشهی انگیزهها و علائق به گناه هستند که میباید فقط از ریشه بیرون آیند تا دوباره رشد نکنند.
+ نوشته شده در 2013/8/11 ساعت 5:16 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی