صفحه 8--15 مرداد 92
ایسنا: قالیشویی «مشتاق»، همان قالیشوییای است که این روزها در «دودکش» اتفاقات جالب و شاید تلخی برایش پیش میآید. یک روز پلمپ میشود، یک روز فرشهای دزدی شده قبول میکند، یک روز باران میبارد و تمام فرشها را خیس میکند و هزاران ماجرای دیگر.
قالیشویی «مشتاق» را سازندگان «دودکش» ساختهاند و لوکیشن خودشان کردهاند. این مکان در واقعیت وجود خارجی ندارد. یک محوطهی باز در دارآباد که دری بزرگ دارد، یک حیاط نسبتا بزرگ و ساختمانی کوچک در گوشهای از حیاط، خانواده فیروز در آنجا زندگی میکنند.
اواسط اردیبهشت که با روز زن هم مصادف است، راهی لوکیشن «دودکش» میشویم. هنوز به قالیشویی نرسیدیم. بعد از گذراندن کوچهها و خیابانهای سربالایی دارآباد بالاخره بعد از پرسوجو از اهالی محل که در جریان کار «دودکش» هستند، لوکیشن را پیدا میکنیم.
اینجا همان قالیشویی است که فیروز به همراه همسر و برادرش در آنجا کار و زندگی میکنند.
وقتی به در قالیشویی «مشتاق» میرسیم، کمی مکث میکنیم و وارد نمیشویم. در نیمه باز است. گروه مشغول کار هستند و نمیتوان از وسط صحنه عبور کرد. از بیرون نظارهگر کار «دودکش»یها هستیم. از لای در، ابتدا چهره امیرحسین رستمی را با گریم کاملا متفاوت میبینیم.
او یک جاروی دسته شکسته، دستش گرفته و کنار وانت قالیشویی ایستاده است. از گریمی که رستمی در نقش «بهروز» دارد، خندهمان میگیرد. او در دودکش یک پسر ساده و سر به زیر است که احترام زیادی به کاراکتر مقابلش یعنی فیروز (برادر بزرگترش) میگذارد.
از فرصت «کات» گفتن دستیار کارگردان استفاده میکنیم و وارد قالیشویی میشویم. وارد حیاط بزرگی که کف آن از سنگریزهها پر شده است. سمت راست حیاط فرشهایی متفاوت با رنگهایی گوناگون را میبینیم که آویزان شدهاند.
سمت چپ حیاط هم، خانه کوچک فیروز توجهمان را جلب میکند که همه عوامل، مقابل آن جمع شدهاند. انتهای حیاط یک سولهی کوچک است که مخصوص شستن فرشهاست.
برای چند لحظه به گروه استراحت میدهند.
ابتدا به سراغ محمد حسین لطیفی - کارگردان مجموعه «دودکش» - میرویم که در گوشهای از حیاط در حال چای خوردن است.
- آقای لطیفی امکان گفتوگو هست؟
- چشم... چشم؛ اجازه دهید یک سکانس دیگر بگیریم. مصاحبه هم میکنم.
نویسنده بیش از کارگردان درگیر دیالوگهاست
کارگردان «دودکش» با عجله به سمت خانه فیروز میرود و روی یک صندلی مینشیند تا از روی مونیتور مقابلش نظارهگر کار بازیگران باشد.
سپس چهره نگران برزو نیکنژاد - نویسنده «دودکش» - توجهمان را جلب میکند که مدام سر صحنه راه میرود و با حرکات بدن به بازیگران میگوید که چطور دیالوگهایشان را بگویند.
نیکنژاد هم از آن دست نویسندگانی است که در صحنه فیلمبرداری خودش را حتی بیشتر از کارگردان درگیر بازیگران میکند. او در این کار دستیار کارگردان هم هست.
وقتی از او میخواهیم تا مصاحبهای با ما داشته باشد، تمایلی به گفتوگو نشان نمیدهد و میگوید: اهل گفتوگو نیستم.
نویسنده و دستیار کارگردان سپس با گفتن این جملات «همه آمادهاند؟ برویم» برای تصویربرداری، بازیگران و عوامل را صدا میزند.
«همه سر جایشان بایستند، کسی از صحنه فیلمبرداری رد نشود ...» جملههای هشداری نیکنژاد همچنان ادامه دارد.
در همین حین صدای امیرحسین رستمی را میشنویم که با شوخی به ما میگوید: اگر یک لحظه وارد کادر شوید، باید تا آخر بازی کنید!
در «دودکش» اتفاق عجیب و غریبی نمیافتد
رستمی با پرسشی مبنی بر اینکه چه توضیحی برای متفاوت بودن نقشهایش دارد؟ مواجه میشود که با خنده این گونه پاسخ میدهد: سال 91 تمرکزم روی قصههای ملودرام بود و فکر میکنم سال 92 فعلا تمرکزم روی طنز باشد اما ممکن است یک دفعه نقش قاتل را هم بازی کنم. وی میگوید: نقشهایم بستگی به میل و علاقهام دارد. امروز و فردایم متفاوت است و اصلا قابل پیشبینی نیست.
در این فضا که دستیار کارگردان بازیگران را صدا میزند، پسر بچهای با چهره شیطنتآمیز را میبینیم که ما را یاد مجموعه «چک برگشتی» میاندازد.
او محمدرضا شیرخانلو است. همان بازیگر کوچولویی که توانست در فیلم «دهلیز» سیمرغ بگیرد. او در «دودکش» نقش پوریا - پسر برق نورد -
را ایفا می کند.
پوریا با روپوش مدرسه سر صحنه نشسته و با تبلتی که در دست دارد آنقدر غرق بازی شده که متوجه پوریا، پوریا گفتنهای دستیار کارگردان نمیشود و بعد از چندین بار صدا کردن بالاخره حاضر میشود تا دست از بازی بردارد و وارد «دودکش» شود.
بیشتر غر بزن!
یک دوچرخه قدیمی، مقابل خانهی فیروز کله پا شده است و هومن برقنورد هم با گریمی عجیب، مو، ابرو و سبیلهای نارنجی رنگ با لباسهایی متفاوت در کنار دوچرخه نشسته و با جعبه ابزاری که مقابلشه، مشغول تعمیر دوچرخهاش است.
در همین هنگام سیما تیرانداز - بازیگر نقش عفت - در حالی که با موبایل صحبت میکند، قدم زنان به سمت برقنورد میآید تا دیالوگش را بگوید.
روبروی برقنورد، امیرحسین رستمی بازیگر نقش «بهروز» ایستاده و با جارویی دسته شکسته، ماشین قالیشویی را تمیز میکند و مدام زیر لب با خودش غر میزند. این سکانس مربوط به قسمت دوازدهم مجموعه «دودکش» است که بیشتر از شش بار تکرار میشود.
لطیفی به رستمی میگوید: بیشتر غر بزن. سرت را بیشتر تکان بده.
لطیفی سپس رو به سمت گروه صدا میکند و میگوید دُز صدای خانم تیرانداز کم است.
بالاخره پس از چندین بار ضبط، برداشت باب میل نویسنده و کارگردان ضبط میشود و میگویند کات.
پس از پایان ضبط سکانس، به سراغ سیما تیرانداز - بازیگر نقش عفت - میرویم.
امیدوارم از آزمون دودکش سربلند بیرون بیایم
بازیگر نقش «عفت» معتقد است: نقشش در «دودکش» به شدت متفاوت است.
وی درباره متفاوت بودن نقشش در مجموعه لطیفی میگوید: تاکنون تجربه این گونه طنز را در مجموعههای تلویزیون نداشتهام، امیدوارم از این آزمون سربلند بیرون بیایم. تیرانداز که در مجموعه لطیفی نقش همسر هومن برقنورد را ایفا میکند، دربارهی اولین تجربه بازیاش در یک مجموعه طنز، این گونه اظهار میکند: اگرچه که جسته و گریخته در تئاتر نقشهای طنز هم اجرا کردهام، اما تا به حال تجربهی این نوع طنز را در تلویزیون نداشتم. نمیخواهم از خودمان در «دودکش» تعریف کنم، ولی فکر میکنم در این مجموعه با مخاطب ارتباط خوبی برقرار کردهایم.
این بازیگر در ادامه می گوید: امیدوارم مردم «دودکش» را دوست داشته باشند.
تیرانداز در پایان صحبتهای خود از تجربه همکاریاش با محمد حسین لطیفی در «دودکش» اظهار خوشحالی می کند و می گوید: برغم اینکه آقای لطیفی کارگردان نکتهسنج و بادقتی است، خیلی خوشحالم که با وی همکاری کردم زیرا همین نکتهسنج بودن ایشان را دوست دارم.
لطیفی: هر وقت بیننده کارم را ببیند، دوست دارم
در ادامه محمد حسین لطیفی را میبینیم که در حال استراحت است. از او میخواهیم چند لحظهای درباره قصه «دودکش» توضیح دهد.
لطیفی که پیش از ساخت مجموعه «دودکش» تجربهی ساخت مجموعههای ماه رمضانی «صاحبدلان» و «نردبام آسمان» را هم داشته، در گفتوگویی درباره اینکه مجموعه «دودکش» تا چه اندازه برای پخش در ماه رمضان مناسب بود؟ میگوید: هر زمان که بینندهی من بنشیند و کارم را تماشا کند، من دوست دارم که مجموعه ام پخش شود؛ البته در پخش ماه رمضان یک بار تجربه بدی داشتم.
او خاطرنشان میکند: برای مجموعه «نردبام آسمان» یک سال و نیم زحمت کشیده بودم که به فاصله 15 روزه برای ماه رمضان آماده شد و قطعا هم یکسری کم و کاستیهایی را به لحاظ پخش مناسبتی داشت، من «نردبام آسمان» را 45 دقیقهای تهیه کرده بودم که مجبور شدم تایم آن را 30 دقیقهای کنم؛ بنابراین تمام نقاط تعلیقم برهم ریخت و انتظاری که از کارم از سوی بیننده داشتم، اتفاق نیفتاد به همین خاطر «نردبام آسمان» کمی مرا آزرد.
کارگردان مجموعه دودکش اضافه میکند: بنابراین برای پخش مجموعه «دودکش» در ماه رمضان هم پیش از پخش با مدیر شبکه اول تماس گرفتم و با ترس و وحشت گفتم «دودکش» 45 دقیقهای است، قرار نیست که 30 دقیقهای شود؟! که ایشان گفتند: خیر، همان 45 دقیقهای میماند و من خوشحال شدم. به همین خاطر خیلی برایم فرقی نمیکند که در چه فصلی کارم به روی آنتن برود.
آقای لطیفی چرا «دودکش»؟
وقتی از لطیفی دلیل اسم «دودکش» را میپرسیم می گوید: من اصولا در انتخاب اسم کارهایم تک سیلابی بودن را دوست دارم و برایم همیشه جالب و دوست داشتنی بوده و هست.
با پایان صحبتهای لطیفی توجهمان به هومن برقنورد جلب میشود که در گوشهای از حیاط زیر درختی نشسته است، خلوتش را بر هم میزنیم و با او به گفتوگو مینشینیم.
او که برایش ایفای نقشهای جدی و طنز تفاوتی ندارد، این بار قرار است با کاراکتری متفاوت نقش پدر خانواده را در تلویزیون ایفا کند.
وقتی در ابتدا از وی درباره تفاوت نقشهایش میپرسیم، میگوید: کلیت کاراکتر برایم مهم است و طنز و جدی بودن کار خیلی دغدغهام نیست.
وقتی هومن برق نورد یک پدر با مسؤولیت میشود
بازیگر نقش فیروز در مجموعه «دودکش» درباره گریم متفاوتش توضیح میدهد: در این مجموعه با این گریمی که میبینید نقش پدر یک خانواده است که علاوه بر ادارهی خانواده، وظیفه دارد یک قالیشویی را هم اداره کند. در «دودکش» آقای لطیفی، نقشم را خیلی دوست دارم و احساسم این است که خوب از آب درآمده باشد. در ادامه وقتی از وی سوال میکنیم چقدر به متفاوت بودن نقشهایش در قاب شیشهای تلویزیون اهمیت میدهد؟ میگوید: تمام نقشهایی که ایفا میکنم انتخابهای خودم است و طبق معمول متن کاری که به من پیشنهاد میشود را میخوانم، اگر نقشم را دوست داشته باشم میپذیرم و اگر هم خوشم نیاید قبول نمیکنم.
برق نورد که در مجموعههای طنزی چون «ساختمان پزشکان»، «دزد و پلیس» و «تاکسی پلیس» نیز حضور داشت، در پاسخ به اینکه به عنوان بازیگر، نقشهای جدی را بیشتر میپسندید یا طنز؟ خاطرنشان میکند: من به عنوان بازیگر کاری را که دوست داشته باشم انجام میدهم و اصلا برایم اهمیت ندارد که طنز باشد یا جدی؛ چرا که کلیت کار برایم مهم است و در نهایت باید از کاراکترم خوشم بیاید تا بتوانم آن را بازی کنم.
بازیگر نقش فیروز در «دودکش» درباره اولین تجربه کاری اش با لطیفی میگوید: اولین تجربهام با آقای لطیفی عالی است؛ شخصیت هر کارگردانی از کارهایی که انجام داده مشخص است و احتیاجی نیست که حتما از نزدیک با وی آشنا شویم. بنابراین من با ایشان احساس راحتی میکنم و راضی هستم از اینکه سر پروژه «دودکش» با وی همکاری دارم.
برای لطیفی بازیگر و نابازیگر فرقی ندارد
انتهای حیاط زیر سایه درختان محل استراحت بازیگران و عوامل مجموعه «دودکش» است. در آنجا عدهای از بازیگران را میبینیم که با لباسهای کارگری نشستهاند.
آن ها نقش کارکنان قالیشویی را برعهده دارند. وقتی از آن ها درباره همکاری با لطیفی میپرسیم بیدرنگ همه آنها از کار کردن با وی ابراز خوشحالی میکنند و میگویند: آقای لطیفی اسطوره یک انسان واقعی است و بازیگر و نابازیگر برایش هیچ فرقی ندارد.
سپیده عنایتی که نقش سر کارگر قالیشویی مشتاق در مجموعه «دودکش» را عهدهدار است، میگوید: از اینکه در «دودکش» با آقای لطیفی همکاری میکنم خیلی خوشحالم چراکه ایشان کارگردان با تجربه و با اخلاقی هستند که از کار کردن با وی فقط لذت میبریم.
در مقابل یکی دیگر از بازیگران «دودکش» را میبینیم که یکی دیگر از کارگران قالیشویی است.
عصمت بافندگان هم درباره همکاری با «دودکش»یها می گوید: سختیهای کار در کنار آقای لطیفی اصلا احساس نمیشود و حتی روزهایی که آف هستیم دلمان برای کار با عوامل «دودکش» تنگ میشود.
کمکم باید از قالیشویی مشتاق برویم تا گروه به کارشان برسند.
و خداحافظی با «دودکش»یها
بازیگران دوباره به سر کارشان برمیگردند و با صدای سه دو یک گفتن دستیار کارگردان و همچنین دست تکان دادن کارگردان؛ دوباره همه جا را سکوت فرا میگیرد.
در همین حین الناز حبیبی، بازیگر نقش عالیه را میبینیم که میخواهد در سکانس بعدی مقابل دوربین برود. قبل از ضبط سکانسهای بعدی «دودکش»، صحنه را ترک میکنیم و با دودکشیها خداحافظی میکنیم. در حین بیرون آمدن از در بزرگ قالیشویی مشتاق هستیم که جواد عزتی، بازیگری که نقش روحانی را در مجموعه دارد، میبینیم.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی