فرهنگ غرایب
سودابه فضائلی


*یوگا (YOGA)
به معنی یوغ نهادن و اتحاد، فلسفه عرفانی و مرتاضانه­ی هندو که شامل گوشه­گیری از دنیا و تمرکز روی هر شیء به عنوان روح برتر است. به منظور همذات شدن آگاهی با آن شیء.
هدف یوگا رسیدن به موکشه یا رهایی است، ریاضت­های یوگا عبارت­اند از: عزلت، روزه، مراقبه، حبس نَفَس، تفکر و تمرکز، ذکر
*یو (YO)
یکی از خاقان­های اولیه چین که همراه یائو و شون تجسم سه خاقان دوره باستان هستند، شکل تجریدی سه علت اولیه خلقت آسمان، زمین و آب بودند که در مرحله اول به صورت سه خدا و در مرحله آخر به صورت سه خاقان «یو، یائو و شون» بودند. اهل ادب که به الوهیت این سه حکمران مفتخر بودند. بخور به آنها تقدیم می­کردند و معابد
سان یو آنگ جونگ به افتخار آن­ها در بخش­های مختلف چین ساخته شد. یو دومین از پنج خاقان آغازین چین بود و پس از نیای خود هوانگ- دی به خاقانی رسیده بود.
   یو جهان را سامان داد، اولین ترعه­ها را حفر کرد و ستون­هایی برافراشت که حامل چهار گوشه جهان بود و آسمان را اندازه­گیری کرد. همسر یو، نوجیائو بود، که وقتی یو ضمن کار، خود را به شکل خرسی در آورده بود، از او ترسید و خود را به شکل صخره­ای در آورد و در نتیجه فرزند آن دو، «جی»، فرسنگ را شکافت و از آن بیرون آمد.
*یکشه (YAKSHA)
در اساطیر هندو اسم جمعی خدایان کوچک و مرموز یا اشباحی که در مزارع و جنگل­ها رفت و آمد می­کنند  و اعمال آن ها موضوع بسیاری از حکایات مردمی هندو است. آن­ها ممکن است خیرخواه یا بدخواه باشند و بنابراین باید با نذر و نیاز مناسب، آنان را موافق و سازگار کرد. احتمالاً یکشه­ها متعلق به دوران پیشاودایی بوده­اند.
تعداد یکشه­ها، واضح معلوم نیست. اما از آنجایی که در هر روستایی یکشه­ای مورد تکریم است، تعداد آن­ها می­باید بسیار زیاد باشد. بهترین محل سکنای یکشه­ها، درختان مقدس است. بر این درختان انواع تزیینات آویخته  و در پای آن شمع­های کوچک افروخته می­شود و نذر و نیازهایی چون شیرینی تقدیم می­گردد.
*یانوس (YANUS)
در اساطیر روم، خدای دروازه­ها، او را معمولاً با دو چهره، در جلو و در عقب سر تصویر می­کنند. او از اولین شاهان لاتیوم بود که در عصر طلا سلطنت می­کرد. او را کوئیرینوس نیز می­نامیدند.
ساتورنوس به او هنرهای بسیار آموخته بود. او خدای دروازه آسمان بود، بعدها به عنوان خالق همه چیز و پدر دیگر خدایان انگاشته شد، معبد او شکل قوس، چهارنما یا چهار صورت داشت و در چهارراه­ها و مدخل شهرها بنا می­شد. در رم، درهای معبد فوروم، که نوما آن را بنا گذاشته بود، در زمان جنگ بسته و در زمان صلح باز بود.
یانوس خدای سرسپاری در نحله­های باطنی بود، صبح اولین روز ماه، و اولین ماه سال به او تعلق داشت. مشخصات او عبارت بود از کلید و چوبدست دربانان.
*هیپودامیا (HiPPODAMiA)
به معنی «زن رام کننده­ی اسبان»؛ دختر اوینومائوس که بسیار زیبا بود. پیشگویان پیش بینی کرده بودند که اگر هیپودامیا عروسی کند پدرش خواهد مرد. پدرش که سوارکاری ممتاز بود، شرط ازدواج با دخترش را به کسی داد که از او در مسابقه ارابه رانی ببرد. شاه بر دوازده سوار کار پیروز شد. اما سیزدهمین «پلوپس» پسر تانتالوس، جایزه را برد. برنده شدن پلوپس به دلیل خیانت مورتیلوس بود. مورتیلوس پسر هرمس، ارابه ران (اوریگا) اسبان خدایی اوینومائوس بود، اما چون عاشق هیپودامیا شده بود و امیدی به وصال او نداشت به جای میخ آهنین در چرخ­های ارابه اوینومائوس میخ­های مومی گذاشت. موم آب شد و اوینومائوس شکست خورد و از فرط ناامیدی خودکشی کرد.
*هون- دون (HUN-TUN)
تجسم هرج و مرج یا خواء نخستین در اساطیر چین، هون- دون فرمانروای سرزمین میانه بود. او  فاقد چشم، گوش، بینی و دهان بود. فرمانروای دریای شمال، هو، و فرمانروای دریای جنوب، شو، در سرِ هون- دون هفت سوراخ برای دیدن، شنیدن، بوییدن، خوردن و نفس کشیدن ایجاد کرد. آنگاه بود که فرمانروای سرزمین میانه هون- دون یا خواء نخستین (هرج و مرج) مُرد و پس از آن کاینات شکل گرفت. هون- دون گاه به شکل جغد تصویر می­شود. جغد، نماد تاریکی است و با، یین یا اصل زنانه جهان هستی ارتباط دارد و از این دو عنصر غالب در هون- دون، یین انگاشته شده است.
در اسطوره­ای دیگر، هون- دون به هیأت انسان و پسر خشمگین و تلخ روی خاقان هوانگ- دی یا خاقان زرد بود که هوانگ دی او را از سرزمین خود بیرون راند.
*هوروس (HORUS)
نام هوروس شکل لاتینی شده هور خدای مصری است که ظاهراً به معنی صورت است و به خدا - شاهین از اولین مهاجمان دره نیل اطلاق شده بود. خدا- شاهین هوروس، ابتدا آسمان- خدا بود و خورشید و ماه دو چشمش بودند و همین مطلب اطلاق نام هور را به او روشن می­کند. از آنجایی که شاهین علامت اقوام فاتح در جنگ بود. هوروس نیز نماد جنگجو- خدا و علامت فاتح شد. برتری و تقدم او موجب شد که شاهان را مظهر جسمانی او بدانند. در عین حال چون شاهان به مذهب(رع) بودند به تدریج هوروس و رع همذات پنداشته شدند. در همین زمان مردم عادی به مخالفت با مذهب رسمی، هوروس را پسر ایزیس دانستند. تداخل این دو همذات پنداری، یکی از منابع بارور اسطوره سازی در مصر باستان شد، زیرا اگر چه در بسیاری از وجوه این دو هوروس متمایز هستند، مع هذا در اساطیر بعد اختلاطی در هوروس خورشیدی و هوروس اوزیریسی دیده می­شود. از این رو، پانزده خدای مهم با نام هوروس در مصر باستان وجود دارد.
هوروس پسر آتوم، یا پسر رع، یا پسر جب، و نوت خورشیدی و همذات رع هستند، در حالی که هوروس پسر ایزیس، همذات اوزیرس است.