صفحه 7--22 شهریور88
رسیده ها
در بخش شعر
خانم فریده پور دلیر
اشعار زیبایتان به دستمان رسید لطفاً موضوع و زمان را هم در نظر بگیرید. یکی از شعرهایتان با موضوع
عید بود که انشاءالله در فصل بهار به چاپ خواهد رسید.
شعر
عاطفه
خواب دیدم مهتاب
گل من را چیده
گریه کردم اما
او به من خندیده
باد آرام وزید
در گوشم می گفت
گل تو می روید
باز از گلدانت
دوست باش با مهتاب
خواهر شیرینت
آشتی کردم من
صورتش بوسیدم
صبح بعد من گل را
توی گلدان دیدم
یاد خواب دیشب
هی به خود خندیدم
لطیفه
مرد خسیسی برای اولین بار با زنش سوار هواپیما شد. بعد از یک ساعت که به مقصد رسیدند مرد خسیس گفت: اگر می دانستم راه اینقدر نزدیک است پیاده می آمدیم.
معلم سرکلاس می بیند که شاگردش چیزی می خورد.
معلم: مگر نگفتم سر کلاس چیزی نخورید؟
شاگرد: یک دانه کشک توی دهانم گذاشتم که برای زنگ تفریح خیس خورده باشد.
قصۀ ضرب المثل ها
در سرزمین ما ایران قصه های خواندنی و دلپذیر که از گذشته به یادگار مانده بسیار است ولی قصه هایی
که مثل شده اند طعم و مزه دیگری دارند. این قصه های شیرین و شنیدنی سرگذشت و زندگی نامه بعضی مثلهاست با این حال هیچکس نمی داند قصه مثل ها از کجا آمده است هر چند که بعضی از این قصه ها سرگذشت روشنی دارند. دسته ای از قصه مثل ها از میان آثار شاعران نامدار و بزرگان ادب ایران زمین سر در آورده اند و میان مردم راه پیدا کرده اند، دسته ای دیگر از این قصه ها و حکایت ها در شب های بلند زمستان بر زبان پدربزرگ ها و مادربزرگ ها جاری شده اند که هیچکس نام و نشان آنها را نمی داند.
خوب است بدانیم که قصه مثل ها فقط برای سرگرم شدن گفته نمی شوند با خواندن یا شنیدن قصه مثل ها ما با باورها، آرزوها، شادی ها، غم ها، شکست ها و پیروزی های مردم این سرزمین بیشتر و بهتر آشنا می شویم.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی