قصه هایی تلخ از وضع زنان شاغل در فارس

در جوامع امروزی برای ملموس و امکان پذیرشدن تحلیل رویدادها و عملکردها، اطلاعات جمع آوری شده را به صورت کمی و  آماری مورد بحث قرار می دهند. در آن صورت دیگر نیازی به مطرح کردن نیست. پاسخگویی به هر پرسش، به انجام کارهای کارشناسانه و فرصت های زمانی هیچگاه فراهم نشده موکول گردد. به بیان دیگر آمارها شسته و رفته ارایه شده و قابل دفاع می باشند. در این گزارش مختصر قصد داریم با بهره گیری از آمارها، نرخ اشتغال و بیکاری و درصد زنان شاغل در بخش های کشاورزی، صنعت و خدمات در فارس را با استانهایی چون اصفهان، سیستان و بلوچستان، کهگیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری و هرمزگان مقایسه کنیم. آمارهای مزبور از آخرین اطلاعات بانک آمار مرکز امور زنان و خانواده ریاست جمهوری برگرفته شده است. نتایج حاصل از این آمارها بیانگر آن است که نرخ اشتغال زنان در فارس ]7/83[به نرخ اشتغال زنان در چهار محال و بختیاری ]4/83[نزدیک است و با این نرخ در استانهای سیستان و بلوچستان ]3/91]، هرمزگان ]93[و اصفهان ]1/87[فاصله زیادی دارد. نرخ بیکاری زنان در فارس ]3/16[نیز به این نرخ در چهارمحال و بختیاری ]6/16[نزدیک است و با نرخ مزبور در استانهای اصفهان ]9/12]، سیستان و بلوچستان ]7/8[و هرمزگان ]7[بسیار فاصله دارد.
مقایسه این دو شاخص شرایط خوشایندی را برای زنان فارس در برندارد و ناخوشایندی شرایط زمانی ملموس تر است که درصد تعداد زنان شاغل در فارس در بخشهای مختلف را نیز با استانهای دیگر مقایسه کنیم.
براساس آمارهای مزبور در حالی که 61 درصد زنان شاغل در فارس در مشاغل خدماتی فعالیت دارند این رقم در سیستان و بلوچستان 10 درصد، کهگیلویه و بویراحمد 8/24، چهار محال و بختیاری 6/35، اصفهان 4/37 و هرمزگان 7/57 درصد است.
به بیان دیگر در اغلب استانهای مورد مقایسه درصد قابل توجهی از زنان شاغل در بخش صنعت فعالیت می کنند. به طوری که در اصفهان 8/55، سیستان و بلوچستان 5/75 و چهارمحال و بختیاری 1/49 درصد زنان در بخش صنعت مشغول هستند.
متأسفانه به رغم این که فارس استانی مستعد کشاورزی و در پاره ای شمارها هم صنعتی قلمداد می شود، شاهدیم که درصد زنان شاغل در بخش کشاورزی استان ]1/13[هم نسبت به استانهایی چون کهگیلویه و بویراحمد ]3/68]، چهارمحال و بختیاری ]3/15[و هرمزگان ]4/23[رقم قابل توجهی نیست. آمارهای مزبور در مجموع بیانگر آن است که بخش عظیمی از زنان شاغل در فارس به کارهای خدماتی مشغول هستند. در حالی که گفتگو با تعدادی از این افراد بیانگر دارا بودن مدارک تحصیلات عالی در اغلب موارد می باشد. البته به کارگیری آنها در مشاغل خدماتی ضمن این که با پایین ترین دستمزد صورت می گیرد، امکان کسب تخصص و تجربه را نیز برای این گروه عظیم از جامعه زنان فارس فراهم نمی آورد.
ناامنی شغلی شرایط برخی از این زنان را تا اندازه ای تهدید می کند که در گفتگو با «عصرمردم» مدعی شدند برای بیکار نشدن هنگام مراجعه مأموران بیمه، در اتاق پرو فروشگاههای لباس یا سرویس بهداشتی دفاتر محل کار خود پنهان می شوند تا کارفرما از ترس اجبار برای بیمه کردن  آنها عذرشان را نخواهد.
حضور دختر جوانی با مدرک مهندسی کشاورزی پشت صندوق یک مغازه فروش غذاهای فست فودی، مشغول بودن زنی 30 ساله با مدرک کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی در یک فروشگاه لباس و فعالیت زن 33 ساله ای با مدرک مهندسی مواد در سمت منشی یک شرکت خصوصی همه و همه بیانگر توانمندیهایی است که در استان ما نادیده گرفته شده و اتلاف می شود. از این رو انتظار می رود متولیان امر شعار دادن از پشت میزهای محبوس در اتاقهای در بسته را در سال جدید به طراحی و برنامه ریزی های اثرگذار به منظور حمایت از حضور زنان توانمند فارس در فعالیت های اقتصادی تغییر  دهند.

تقسیم بندی حاکم بر بازار کار
حاشیه سیاه برای زنان، متن سفید برای مردان
اشاره:
تغییر شرایط اقتصادی در جامعه ای که دوره گذار را پشت سر می گذارد خواه و ناخواه به متحول شدن نقش های اجتماعی منجر می گردد و تمایل ذاتی افراد نوع بشر نسبت به استقلال اقتصادی از جمله عواملی است که جهت گیری این تحول را تحت تأثیر قرار می دهد. یکی از نمادهای اثرگذاری این واقعیت اجتماعی تحولی است که در نقش های ایفا شده از سوی زنان ایرانی طی دهه های اخیر شاهد بوده ایم. روند بسیار کند این تحولات، ملموس بودن آن را برای قشر غیردرگیر با این مهم [ جامعه مردان] که طبقه سیاستگذار و تصمیم ساز را شامل می شوند، موجب شده است. بر همین اساس ضرورتهای هم راستا شدن با این تحولات برای قشر مزبور در دهه های اخیر همواره با فراز و نشیب ها و پیشرفت و پسرفت های شوک آور همراه بوده است. به گونه ای که زمانی قوانین و سیاست ها به سمت تسهیل تحولات در جامعه زنان پیش رفته و در دوره ای پس از آن قوانین، ارجاع به شرایط قبل را موجب شده اند در پاره ای از موارد هم با ظاهرسازی ستایش آمیز و به نام حمایت از حقوق زن در برابر تحول مورد بحث قد علم کرده اند.
در ادامه این روند بی ثبات طی ماههای اخیر شاهد به گوش رسیدن زمزمه ها و خبرهایی مبنی بر اولویت دادن به نقش های خانگی زن، کاهش ساعت کار زنان، افزایش مرخصی های زایمان و دوران شیردهی و... بوده ایم. در ظاهر امر این خبرها و زمزمه ها به بهانه حمایت از جامعه زنان عنوان می شود در حالی که هیچ کس از زنان علاقه مند به استقلال اقتصادی و شغل بیرون از خانه نمی پرسد که برای حمایت از زنان شاغل چه راهکار حمایتی اثرگذارتر است؟
از این رو در گزارش حاضر تلاش کردیم پاسخ این پرسش و انگیزه و تأثیر سیاست هایی که گاه و بیگاه برای حمایت از جامعه زنان شاغل در کشور اتخاذ می شود را مورد کند و کاو قرار دهیم.
جالب توجه آن است که اغلب زنان مصاحبه شونده در این گزارش معتقد بودند که کار خانگی، خدمات رسانی [بدون سقف زمانی و دستمزد] به مردان سرپرست خانواده است. آنان با انتقاد از در حاشیه قرار دادن زنان در بازار کار [دستمزد پایین را در پی دارد] ادعا داشتند که این رویه برای حفظ وابستگی زن به مرد و اجبار در ارایه خدمت خانگی برای تأمین معاش زنان است و سیاستگذاران کلان هم در برخی دوره های زمانی با این رویه همسو بوده اند.
* * *
در حاشیه بودن زن، تضمین رفاه فیزیکی مرد
سهیلا.ت یک روانشناس متأهل شیرازی است. وی اعتقاد دارد که مردان همواره برای فعالیت های عملی و مشارکت حرفه ای و مدیریتی نیازمند بیگانگی از وجود فیزیکی خود هستند. بر این اساس نیاز به زن برای رهایی مرد از وجود فیزیکی او در خانه و محل کار مطرح می شود.
سهیلا حفاظت از خانه، آشپزی و پرستاری از مرد را جزو خدمات رها کننده مرد از وجود فیزیکی خود در خا نه می داند و می گوید: در محیط های کاری هم کارهایی به زنان شاغل واگذار می شود که شکل ملموسی را به فعالیت های ذهنی می بخشد مانند مشاغل دفتری و اداری، برنامه نویسی، منشی گری و...
وی سخت کوشی زن در این جایگاه را به تقویت نظمی که منجر به سرکوبی بیشتر او خواهد شد منتهی می داند و در حاشیه ماندن او را تضمین می کند.
* * *
عدم امکان بهره مندی زنان از توان حرفه ای
الهه.د یکی از زنان خانه دار شیرازی است که به دلیل برخوردهای آزاردهنده در محیط کار [ به رغم نیاز مالی]، خانه نشین شده است.
الهه می گوید: زنان ما در محیط های کاری مجبورند مشاغل کم اهمیت، حاشیه ای و غیرضروری را عهده دار شوند. توجیه مدیران هم این است که ایفای نقش مقدس مادری که مرخصی های مربوطه را در پی دارد و کم توان بودن زنان در چنین شرایطی موجب می شود حساب 100 درصدی بر توان حرفه ای آنها باز نکنیم.
الهه معتقد است که قانونگذاران مملکت ما باید به جای تشدید دیدگاه فوق که تضعیف جایگاه حرفه ای زنان را در پی دارد نسبت به ایجاد امکانات خدمات رسان و یاری دهنده در ایفای نقش مادری زنان شاغل، قوانینی را تصویب نمایند تا بدون تحمیل بار مالی بر کارفرمایان و مدیران، زمینه سبک تر شدن مسئولیت مادری زنان شاغل فراهم گردد و آنها نیز بتوانند مانند مردان با فراغ بال لازم به ایفای نقش در عرصه های مختلف بپردازند.
وی ایجاد امکانات مزبور و مشارکت در تربیت و پرورش فرزندان را به عنوان نسل آینده وظیفه دولت ها قلمداد می کند.
* * *
خطر گریز از مسئولیت های زنانه
شهلا یکی از فرهنگیان بازنشسته شیرازی با اشاره به یک بررسی کارشناسانه که در زمان تحصیلات عالی خود انجام داده نتیجه گیری می کند که در حال حاضر 60 درصد دختران جوان [حتی با چشم پوشی از ازدواج و پذیرفتن مسئولیت های زندگی مشترک]، خواهان اشتغال در خارج از خانه هستند.
وی معتقد است که بی توجهی به این نیاز و خواسته دختران جوان، خطر گریز از قید و بندهای زنانگی و مردانه ظاهر شدن در عرصه اجتماع را تقویت می کند و این تصور را به وجود می آورد که زنان باید برای قرار گرفتن در رأس هرم قدرت، حرفه خود را بر هر چیز مقدم بدارند و راهی غیر زنانه را برگزینند.
* * *
خستگی را از یاد می برم
مینا.ت یکی از فعالان اقتصادی شیراز معتقد است که برای رهایی زنان علاقه مند به اشتغال در خارج از خانه از بندهای محرومیت که سدی در برابر توفیق آنها ایجاد می نماید لازم است زنان شاغل واقعیت را بپذیرند، خود باور شوند و با اعتماد به توانمندیهای خود در برابر هر مانعی ایستادگی نمایند.
وی رمز موفقیت خود را بهره گیری از دیدگاه های فوق می داند و می گوید: گاهی احساس خستگی می کنم و می ترسم خستگی های مضاعف به دلیل مقاومت ها و محدودیت های فرهنگی و حاشیه ای مرا از پای در آورد، اما از نیروی توکل و اعتماد به نفسم بهره می برم و از جا برمی خیزم و خستگی را از یاد می برم.
* * *
 کلام آخر:
در قالب تحقیقی که یک گروه تخصصی در خصوص زنان شاغل شیراز انجام داده اند مشخص شده است که اکثریت پاسخگویان نمونه آماری این جامعه [ 2/76 درصد] در رده های شغلی پایین قرار داشته اند و تنها یک درصد در رده های شغلی بالا ایفای نقش می کنند و 6/81 درصد پاسخگویان از درآمد مشخص و ثابت بی بهره بوده اند. قرار گرفتن این آمار در کنار واقعیت هایی چون نبود حتی یک وزیر در کابینه دولت و سهم تنها 5/. درصدی در 182 پست زیر وزارتی برای زنان نشانگر محدودیت زنان جامعه ما در امر دسترسی به قدرت اجتماعی و منافع اقتصادی است. در حالی که نسبت ورودی دختران به مراکز آموزش عالی و توانایی هایی که از زنان در محیط های کاری [به رغم محدودیت فرصت ابراز توانایی] شاهد هستیم بیانگر وجود توانش های قابل توجه در میان این قشر است و شرایط کنونی جامعه ما می طلبد سیاستگذاران و تصمیم سازان، محرومیت کشور را از توانمندیهای یک دوم جمعیت فعال برنتابند.
-شری ارتیز [1974]: منبع ستم بر زنان تفاوتهای زیستی میان زن و مرد نیست و تنها در چارچوب نظام های ارزشی و فرهنگی مشخص تفاوت ها دارای معنای برتر - پست تر می شوند.
-در حاشیه قرار دادن زنان در بازار کار که دستمزد پایین را در پی دارد برای اجبار زن در ارائه خدمات خانگی و وابستگی برای تأمین معاش است.

مقابله با شرایط اضطراب زا را فرا بگیریم
در شرایط گذار از جامعه سنتی تمامی اعضای اجتماع از جمله زنان تحت تأثیر مجموعه ای از تضادها و تناقض ها قرار می گیرند که احتمال بروز پیامدهای منفی را در ابعاد مختلف شخصیتی آنها به دنبال دارد و این پیامدها خواه و ناخواه گریبان کل جامعه را خواهد گرفت. از این رو لازم است در چنین شرایطی کل افراد جامعه به ویژه زنان به یک مجموعه از مهارتها مجهز شوند تا بهداشت روانی جامعه مورد تهدید قرار نگیرد. مهارتهای مقابله ای از این جمله است و در مطلب پیش رو تلاش شده است، انواع مقابله ها در برابر عوامل و شرایط تهدیدکننده بهداشت روانی مورد بررسی قرار گیرد.
تعریف:
مقابله عبارت است از تلاشهای فکری، هیجانی و رفتاری فرد که هنگام روبرو شدن با فشارهای روانی به منظور غلبه کردن، تحمل کردن و یا به حداقل رساندن عوارض اضطراب به کار گرفته می شود. (لازاروس و فولکمن، 1984)
مهارتهای مقابله ای رفتارهای آگاهانه ای هستند که با اتکاء به منابع مقابله که همان ویژگیهای ذاتی شخص قبل از وقوع اضطراب هستند به کار می آیند و اگر فرد از توانایی های خود برای رویارویی با شرایط اضطراب زا استفاده نکند، مهارتهای کسب شده نیز کارآیی لازم را برای مقابله با اضطراب نخواهند داشت.
انواع مقابله:
افراد در برخورد با مسایل اضطراب زایی که بهداشت روانی آنان را مورد تهدید قرار می دهد از مجموعه ای از مقابله های کارآمد و ناکارآمد بهره می گیرند که با به کارگرفتن مقابله های ناکارآمد، جز بدترشدن اوضاع و پیچیده تر شدن وضعیت حاصلی دربر ندارد. از این رو لازم است در هر رفتار مقابله ای میزان کارآمدی آن مورد توجه قرار گیرد.
در مقابله های کارآمد فرد تلاش می کند تا به طور آگاهانه بر مسائله اضطراب زا یا هیجان ناشی از آن متمرکز شود. در این تلاش تغییر منبع فشار روانی، برنامه ریزی برای انتخاب بهترین راه حل، خودداری از فعالیت های نسنجیده و بهره گیری از حمایت های مشاوره ای از جمله اقدامات صورت گرفته در شرایط اضطراب زاست.
در مقابله های کارآمد متمرکز بر هیجان نیز فرد تلاش می کند به منظور مهار و بهبود احساسات نامطلوب ناشی از شرایط فشارزا از طریق به دست آوردن حس همدلی و همدردی و حمایت اخلاقی، نگرش خوشبینانه به رویدادها، انجام اعمال مذهبی و پذیرش شرایط فشارزا اقدام نماید.
این در حالی است که در مقابله های ناکارآمد فرد با پرداختن به افکار آرزومندانه می خواهد شرایط اضطراب زا را خنثی کند، متوسل به مصرف دارو می شود، با بزرگنمایی مشکل آن را غیرقابل حل ارزیابی می نماید و برای فرار از مسئله خود را سرگرم می کند یا واقعیت را منکر می شود که در تمام این شرایط فرد فرصت یافتن راه حل برای مهار و کاهش رفتارهای اضطراب زا و رفع مشکل را از دست می دهد و سدی در برابر رفتارهای مقابله ای کارآمد ایجاد می نماید.

منابع:
*جان مارشال ریو، انگیزش و هیجان، ترجمه یحیی سید محمدی، 1376
*پارس، گلنیس، مقابله با بحران، ترجمه حمید مقدسی، 1375  

برگ سبز

سومین برگ سبز هدیه به تو که همچنان پله ها را یکی پس از دیگری پشت سر می گذاری. نردبان پوسیده است و پایه های آن جای فرو رفتن در هیچ زمین مُهر نخورده ای را نمی یابد، اما تو همچنان بالا می روی و یقین دارم که زودتر از همه همراهانت خواهی رسید. تو زنی و بوی بهشت را با خود داری و آموخته ای که دعوت حق را برای کمال یابی باید لبیک گفت.
یادی کنیم از «احلام مستغانمی» نویسنده عرب زبان [یادواره پیکر 1993]: «ما می نویسیم تا آنچه از دست داده ایم و آنچه ناگهان از ما دزدیدند را دوباره به دست آوریم، این یک نوشتن آگاهانه است.»
سوسن خیراندیش

پیامک


- سلام. من خودم زن هستم، ولی از اعتراضی که به سریال یوسف شده بود، ناراحت شدم. زنهایی هستند که شوهر خوبی دارند ولی رابطه نامشروع دارند چرا به قسمت خیانت زلیخا اعتراض نمی کنید؟ خودمان را گول نزنیم.
2125- - - 0917
- ممنون که درد ما را می نویسید.
2737- - - 0917
- ایراندخت باید امید و شوق به زندگی خانوادگی را در دختران زیاد کند نه آن که مایه دلسردی و زیاد شدن توقعات آنها باشد. خدا را در نظر بگیرید.
1412- - - -936
پاسخ به پیامکهای شما:
- از همراهی شما با ایراندخت ممنون. شهروند گرامی! با احترام به نظر شما اما کاش می نوشتید رفتار مردان متأهلی که ابراز تمایل و عشق به زنی دیگر یا پاسخ مثبت دادن به تمایل او را برای خود به حق و عادی می دانند، چه نام دارد؟ [خیانت یا یک حق شرعی و عرفی]
همراه گرامی! ما هم استحکام بنای خانواده را ارج می نهیم، اما امید و شوق در این کانون باید آگاهانه باشد تا پس از سالها زندگی مشترک، احساس خودفریبی، ساده اندیشی و... زنان ما را دچار فرسودگی نکند و با حس بازنده بودن عمر را سپری ننمایند.
مایه افسوس است که برخی پیامها به دلیل ادبیات نامناسب قابل درج در صفحه نبود. بهتر است حق گفتن و حق شنیدن را تمرین کنیم تا همواره پرسشگران و پاسخگویان فهیمی باشیم.
در ایراندخت اهداف روشنگرانه دنبال می شود و ما زنان مسلمان ایرانی مهر را به زردترین ها هم نثار می کنیم.
از طریق شماره تماس های 09177170875 و 2300337 منتظر پیامهای شما هستیم.
مقالات و دست نوشته های خود را هم می توانید به نشانی خیابان قصردشت، چهارراه ملاصدرا، کوچه 33، دفتر روزنامه عصرمردم ارسال کنید.

رييس انجمن باروري و ناباروري كشور:
 با افزايش سرانه درمان، بيمه ناباروري اجرايي شود
ایسنا: رييس انجمن علمي تخصصي باروري و ناباروري كشور با انتقاد از اجرايي نشدن بيمه ناباروري، ابراز اميدواري كردکه به دنبال افزايش سرانه سلامت در بودجه سال جاري، بحث بيمه خدمات ناباروري اجرايي شود. دكتر محمدرضا نوروزی با اشاره به تبعات اجتماعي و رواني ناباروري در زوج‌ها و بحث «بيمه خدمات ناباروري» كه از چندي پيش مطرح شده، گفت: در زمينه بيمه خدمات ناباروري سمينارها و كنگره‌هايي برگزار و تصميماتي اتخاذ شده است. وي گفت: به رغم تلاش‌هاي انجمن علمي - تخصصي باروري و ناباروري و همچنين موافقت‌هاي عنوان شده از سوي سازمان‌هاي بيمه‌گر، هنوز هيچ اقدام عملي در جهت استفاده زوج‌هاي نابارور از خدمات‌ بيمه‌اي درمان‌هاي ناباروري صورت نگرفته است. رييس انجمن علمي تخصصي باروري و ناباروري ابراز اميدواري كرد كه با افزايش ميزان سرانه در بودجه سال جاري، مساله بيمه ناباروري حل شده و زوجين نابارور بتوانند از خدمات بيمه‌اي درمان ناباروري بهره‌مند شوند. گفتني است؛ بر اساس اعلام كارشناسان، ميزان ناباروري در جهان 15 درصد گزارش شده است. همچنين حدود 5/2 ميليون زوج نابارور در ايران تخمين زده مي‌شود كه حدود 750 هزار زوج به درمان‌هاي پيشرفته ناباروري نياز دارند. همچنين هر دوره درمان ناباروري به طور متوسط حدود 5/2 ميليون تومان هزينه به دنبال دارد.

آخرین خبرهای هفته
ایلنا:  *تشکل همگرایی جنبش زنان خواستار شد
ایران به کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان بپیوندد.
*نخستین سند در حوزه هویت جوانان برای تأیید به رئیس جمهوری ارایه شد.
*رئیس شاخه زنان جبهه مشارکت:
در فضای مردسالار، امکان حضور زنان در قدرت کم است، اما غیرممکن نیست.
ایسنا:  *لاریجانی: پس از انقلاب حضور زنان برای کشور حالت تزئینی ندارد.
ایرنا: *نماینده بانوان در امور عشایر:
صنایع دستی زنان عشایر فاقد شناسنامه است.


«زینب پاشا»
 اسطوره مقاومت زن ایرانی
زن در فرهنگ ملی- اسلامی ایران، مظهر وفا، پاکدامنی، مدیریت، تلاش و از خودگذشتگی است اگر چه در برهه هایی از تاریخ پرفراز و نشیب کشورمان جز گوشه اندرونی مردان، جایی بهتر نداشته است. زن ایرانی از دیرباز در مبارزات ضد استبدادی و ضد استعماری، پا به پای مردان حضوری فعال یافته و در عرصه زندگی، نقش محوری مدیریت را بر عهده داشته است. چنانکه این خصیصه هم اکنون نیز در زنان ایلاتی، کرد، لر، آذری و... به یادگار مانده است.
در همین حال گرچه امروزه با پس رفتن اندیشه های متحجرانه، نقش زنان با خودباوری و مبارزات مدنی در عرصه های سیاسی، اجتماعی، علمی و فرهنگی پررنگ تر گشته است اما در روزگارانی که زن به عنوان «ضعیفه» و «ناقص العقل» و بخشی از «اموال شوهر» در چاردیواری خانه ها محبوس می گردید، تاریخ ایران شاهد درخشش شیرزنانی است که برای همیشه نامشان جاودان مانده است.
کارشناسان معتقدند تاریخ نگاری ایران، اغلب مردان را مورد توجه قرار داده و جایی برای نقش آفرینی «زن ایرانی» وجود نداشته است.
«زینب پاشا» و مبارزه علیه بیداد قاجار
از جمله زنان مبارزی که در تاریخ معاصر ایران تا حدود بسیاری ناشناخته مانده و اطلاعات چندانی از زندگی وی در دست نیست، زنی است تبریزی به نام «زینب پاشا» که به تنهایی نهضتی ماندگار و غرورآفرین برپا ساخت.
زینب پاشا که در منابع گوناگون با نامها و القابی چون: «بی بی شاه زینب»، «زینب باجی»، «ده باشی زینب» و «ائل قیزی» از او یاد شده است، فرزند «شیخ سلیمان» از مردان تهیدست محله «عمو زین الدین» تبریز بود. از تاریخ تولد، دوران کودکی و جوانی وی مطلبی در منابع تاریخی ذکر نشده است، اما نام «زینب پاشا» در جریان قرارداد استعماری رژی و آغاز مبارزات ضد استبدادی و ضد استعماری وی برای همیشه در تاریخ ثبت گردید.
واقعه قرارداد استعماری رژی یا همان واگذاری امتیاز تنباکو به دولت انگلستان اتفاقی بود که در دوران قاجار رخ داد. عصری که شاه به عنوان «مالک کشور» بدون هیچ قید و بندی اموال ملی را در اختیار بیگانگان قرار می داد، سال 1263 شمسی، زینب و گروه وی مبارزات خود را آغاز کرده و از اواخر دوره ناصری تا زمامداری مظفرالدین شاه در صحنه سیاسی آن دوران به نقش آفرینی پرداخته اند.
«زینب پاشا» و بستن بازار تبریز
پس از انتشار اخبار انعقاد قرارداد واگذاری امتیاز تنباکو به دولت استعماری انگلستان توسط چند روزنامه نگار تبریزی، این شهر نخستین کانون مبارزه و مخالفت با این قرارداد در کشور گردید.در پی فتوای مجتهد تبریزی بیش از 20 هزار تن از مردم تبریز در اعتراض به قرارداد رژی شورش کرده و با بستن بازار و حمله به چند مرکز دولتی مخالفت خود را با آن اعلام کردند، اما مدتی از این حرکت نگذشته بود که سربازان مسلح ناصرالدین شاه به سرعت در سطح شهر تبریز مستقر شده و ضمن سرکوب و متفرق کردن مردم و بازاریان، آنان را با زور و تهدید اسلحه مجبور به باز کردن مغازه ها می نمایند.در همین حال زینب پاشا به همراه گروه خود به بازار تبریز رفته و ضمن درگیری با مأموران، بازاریان را نیز دوباره مجبور به تعطیلی بازار می کنند.
حرکت دیگر زینب پاشا در جنبش مردم علیه گرسنگی و قحطی در سالهای انقلاب مشروطه متبلور می شود. «احتکار» در سالهای انقلاب مشروطیت در تبریز و آذربایجان بلای جان فقیران شده بود و محتکران و گرانفروشان از به ذلت نشاندن مردم، پولهای کلان به جیب می زدند.در این مقطع نیز قیام زنان تبریز به رهبری زینب پاشا آغاز می شود. زینب و هوادارانش محتکران را شناسایی کرده و به انبار آنان حمله می کردند. آنان آرد و گندم را از انبار بیرون کشیده و بین فقرای شهر و روستاهای اطراف پخش می کردند. برخی منابع تاریخی از فعال بودن 3 هزار زن در کنار زینب پاشا برای مبارزه با محتکران سخن به میان آورده اند.سخنرانی های آتشین زینب و شخصیت کاریزماتیک وی در فرهنگ و تاریخ آذربایجان به گونه ای تأثیرگذار و ماندگار شده که حتی در مثل ها و اشعار فولکلور مردم این دیار نیز جای گرفته است.
... و پایان نامعلوم یک مبارز:همچنانکه از اوایل زندگی زینب پاشا اطلاعی در دست نیست، سرنوشت وی نیز در منابع تاریخی در هاله ای از ابهام قرار گرفته است. نوشته اند که اواخر عمر با معیت همراهان قصد اعتکاف در کربلا می نماید. وی و همراهانش هنگام عبور از مرز مورد آزار و اذیت سربازان مرزی قرار می گیرند که وی به رغم سن زیاد به همراه یارانش قرارگاه مرزی را با خاک یکسان می نماید. وی از آنجا به کربلا رفته و از آن تاریخ نشانه ای از وی جود ندارد...

منابع:
-زینب پاشا، پیشتاز بیداری زن در عصر بیدادی قاجار، نوشته دکتر سیروس برادران شکوهی، محقق و استاد سابق گروه تاریخ دانشگاه تبریز.
-زینب پاشا، زن اسطوره ای آذربایجان، نوشته علی کریمی.
-شیرزنی به نام زینب پاشا، نوشته علیرضا مددیان
(مهرداد خوشکار مقدم، روزنامه ایران)