متنی که نباید به حاشیه برود
اسماعیل  عسلی
از ابتدای شکل‌گیری حکومت و دولت که پاسخی طبیعی و منطقی به رویکرد انسان به زندگی اجتماعی محسوب می‌شود تاکنون شاهد نهضت‌ها، جنبش‌های آزادیخواهانه، آشوب‌ها و کودتاها و شورش‌هایی بوده‌ایم که به منظور رهایی از سلطه قومی، نظامی، ایدئولوژیکی، اقتصادی و سیاسی گروه حاکم سازماندهی شده و به منصه‌ی ظهور رسیده است. بسیاری از این حرکت‌های اجتماعی اعتراض‌گونه توسط کسانی صورت گرفته که چیزی برای از دست دادن نداشته‌اند و تصور آنها این بوده که در صورت نپیوستن به جنبش نیز، سرنوشتی جز مرگ تدریجی و مستحیل شدن در جریانی که حاکم است نخواهند داشت. اگر چه اغلب این نهضت‌ها فرجامی دلخواسته نداشته و سرکوب گردیده اما هرگز متوقف نشده و همواره بهانه‌ای برای چنین جنبش‌هایی در اقصی نقاط جهان وجود داشته است. اما نهضت‌های انگشت‌شماری بوده‌اند که توانسته‌اند در قالب یک عقیده و در قامت یک فرهنگ عرض اندامی درازمدت در تاریخ داشته باشند و فراتر از آن الهام‌بخش نهضت‌های پس از خود نیز باشند که در این میان نهضت حسینی حسابی جداگانه و چارچوبی کاملاً مستقل از سایر نهضت‌ها دارد. زیرا این نهضت یک حرکت قومی، قبیله‌ای و یا حرکتی کودتامانند و اقدامی رفرمیک و آشوبی باج‌خواهانه نبود و از یک پشتوانه عقیدتی بسیار محکم  برخوردار بود و اصرار حسین‌ابن علی (ع) به عنوان رهبر این نهضت برای رعایت تمامی شئونات اسلامی و انسانی در جریان مقاومتی که صورت داد مؤید این ادعاست.
وجه تمایز نهضت حسینی با سایر نهضت‌ها در این بود که آثار این نهضت پس از به شهادت رسیدن امام حسین (ع) و یارانش و علی‌الظاهر با شکست آن خود را نشان داد و مثل بسیاری از نهضت‌ها که با کشته شدن انقلابیون خاتمه می‌یافت نبود. بر این اساس رهبر نهضت حسینی روی خون خود و یارانش سرمایه‌گذاری کرد. تأثیر این خون‌های ریخته شده به جایگاه و مرتبه معنوی کسانی برمی‌گشت که حضوری فداکارانه در این عرصه داشتند.
اما تنها چیزی که می‌توانست آثار درازمدت این نهضت را ضمانت کند تلاش برای جلوگیری از به فراموشی سپرده شدن این نهضت بود که از ابعاد مختلف قابل بررسی است و موارد زیر را در بر می‌گیرد.
1- تداوم ایستادگی بازماندگان نهضت حسینی در جریان اسارت و حضور در کوفه و شام و متعاقب آن در جریان بازگشت به مدینه، مصر و سایر بلاد اسلامی به گونه‌ای که نه تنها برای حراست از جان و مال و حفظ و کسب موقعیت اظهار پشیمانی و ندامت نکردند و رهبری نهضت را تخطئه ننمودند بلکه با تجلیل و ارادت و اظهار باورمندی نسبت به رهبری نهضت و یارانش به گونه‌ای عمل کردند که حتی سکوتشان نیز سرشار از فریاد بیداری بود.
2- نهضت‌هایی که از نهضت حسینی تأثیر گرفتند در هر درجه‌ای از خلوص هم که قرار داشتند باز تداعی‌کننده نهضت حسینی بودند و به ماندگاری آن کمک کردند.
3- ورود نهضت حسینی به آثار ادبی فاخر، اشعار حماسی، تاریخ مکتوب و فرهنگ عامه از طریق برپایی مجالس بزرگداشت و عزاداری که در هر سرزمینی متناسب با اقتضائات فرهنگی و جغرافیایی  بروز و ظهوری متفاوت داشت نیز مقاومت با معیارهای حسینی را به یک فرهنگ تبدیل کرد.
4- از آنجایی که واقعه کربلا یکی از بارزترین نشانه‌های قساوت و بی‌کفایتی خلفای اموی بود همواره از سوی مخالفان شیوه زمامداری خلفای اموی در سرزمین‌های فتح شده مورد استناد قرار می‌گرفت و حتی می‌توانست تغذیه کننده معنوی کسانی باشد که در راه مقاومت قدم می‌گذاشتند که در این رابطه ایرانیان پیشتازی غیرقابل انکاری داشتند و اجازه ندادند که مشعل فروزان مقاومت خاموش شود.
5- تجلیل از خاندان و منسوبین به پیامبر (ص) واکنشی طبیعی از سوی کسانی بود که اولاً افتخار همگامی با امام حسین (ع) در کربلا را پیدا نکرده بودند و ثانیاً در راستای تقویت جناح‌های مخالف خلفای اموی و حتی عباسی و اصالت اسلامی (علوی) بخشیدن به نهضت‌ها تلاش می‌کردند و برای محتوای اسلامی بخشیدن به نهضت خود سیادت و سروری را در کسانی جستجو می‌کردند که به نوعی از اعقاب پیامبر (ص) و علی (ع)  محسوب می‌شدند و این راهبرد به آنها کمک می‌کرد که در تیررس اتهامات تکفیری قرار نگیرند.
صرف نظر از این که سرنوشت بسیاری از قیام‌ها و نهضت‌ها به کجا انجامید و گسست‌ها و انشقاق‌هایی که در طول تاریخ در میان شیعیان ایجاد شد باید اذعان داشت که نهضت حسینی با گذشت 1364 سال به گونه‌ای در تاریخ به ثبت رسیده که تمامی مذاهب اسلامی و فرقه‌هایی که از آنها منشعب گشته بر حقانیت امام حسین (ع) صحه می‌گذارند به طوری که رفتار یزید ابن معاویه و اذنابش در هیچ مذهب و فرهنگی پسندیده نیست.
همانطور که گفته شد عزاداری برای امام حسین (ع) و یارانش از جمله راه‌هایی بود که خصوصاً در زمان عدم دسترسی شیعیان به حکومت به زنده نگه داشتن واقعه عاشورا کمک می‌کرد. اما شکل عزاداری‌ها از ابتدا اینگونه نبود. زیرا ائمه اساساً به دنبال ترویج نوعی از عزاداری بودند که توجه عمومی را به عمق و انگیزه‌های نهضت معطوف کند و آنچه پیرامون سیره ائمه در مقام عزاداری برای سیدالشهداء و یارانش نقل شده و می‌تواند الگوی شیعیان باشد ذکر مصیبت‌هایی بوده که رخ داده و همچنین استماع اشعاری در رثای شهدای کربلا بوده که با گریه و اندوه همراه می‌شده و گریه چندین پیام را با خود به همراه داشته است.
الف- صحه گذاشتن بر قساوت و بی‌شرمی یزید و اذنابش
ب- تبری جستن از بنی امیه و دشمنان نهضت حسینی
ج- اعلام آمادگی برای فداکاری در راه نهضت حسینی
د- استحکام‌بخشی به محبت نسبت به اهل‌بیت پیامبر با این استدلال که البته محبت نیز زمینه‌ساز تبعیت از سیره پیامبر و ائمه است که در صورت محقق شدن به رستگاری منجر می‌شود.
طبیعتاً تمامی آنچه پیرامون ثواب گریه و عزاداری با مضامین گوناگون بیان شده در این چارچوب قرار می‌گیرد. بنابراین شیعیان نیز باید با تأسی به ائمه رویکردی مبتنی بر عقل و شرع و در چارچوب دین و مذهب به عزاداری داشته باشند و به حرکاتی که ائمه انجام نمی‌دادند دست نزنند. برخی از حرکات موهن و سخیف که گونه‌ای خودزنی و آسیب رساندن به بدن را تداعی می‌کند توسط ائمه صورت نمی‌گرفته و در هیچ کتاب تاریخی به ثبت نرسیده و سه تن از ائمه هدی یعنی امام سجاد (ع)، امام محمد باقر (ع) و امام جعفر صادق (ع) که بیشترین احادیث مربوط به استحباب عزاداری برای امام حسین و یارانش به آنها منسوب است عزاداری‌های تأثیرگذاری را سامان می‌دادند و یا توصیه می‌کردند که کوچکترین نشانه‌ای از حرکات سخیف و دون شأن شیعیان در آن دیده نمی‌شد. در آن مجالس مرثیه‌سرایان و راویان وقایع کربلا در کمال متانت و از روی اعتقاد قلبی به ذکر مصیبت می‌پرداختند و به مرثیه‌خوانی به عنوان یک شغل نگاه نمی‌کردند و جز واقعیت‌های کربلا را بر زبان نمی‌آوردند و کسانی که تحت تأثیر سخنان و اشعار آنان می‌گریستند، گریه آنها واکنشی کاملاً طبیعی به اخلاص و سوز و درد نهفته در سخنان راویان وقایع کربلا بود و بالاتر از همه اینها نشانه‌های اخلاص و ارادت آنها به خاندان پیامبر در زندگی راویان و مرثیه‌خوانان هویدا بود و در ردیف متلزم‌ترین افراد به حدود الهی و قوانین شرعی بودند.
و اما آنچه نهضت حسینی را جهانگیر کرده و افراد غیرمسلمان را نیز به تحسین و ابراز شگفتی و حتی الهام گرفتن از این نهضت واداشته این است که نهضت حسینی معطوف به شایسته‌سالاری است. یعنی لب کلام امام حسین (ع) در این ماجرا این است که حکومت حق صالحین و کسانی است که شایسته‌تر از دیگران هستند. کما این که دفاع از حق علی‌ابن ابیطالب برای پیشوایی مسلمین توسط شیعیان نیز به همین شایسته‌سالاری بازمی‌گردد و هیچ دلیل
دیگری ندارد.
این که فردی برای جلوگیری از حکومت ناصالحان قیام کند و هیچ هدفی جز اصلاح امور مردم و برقراری عدالت و فرمان به نیکی و بازداشتن از بدی نداشته باشد در هر مذهب و مرام و فرهنگی ستوده است. و اگر شخصی در این راه جان خود را از دست بدهد برای همیشه به عنوان ناجی و الهام‌بخش جامعه انسانی مطرح و مورد احترام خواهد بود.
بنابراین تمامی کسانی که به شایسته‌سالاری اعتقاد راسخ دارند و در عمل نیز از شایستگان حمایت می‌کنند و در برابر ناشایست‌ها می‌ایستند خواه ناخواه در مسیر نهضت حسینی گام برمی‌دارند و اگر کسی به مقام و منصبی دعوت شود و به دلیل اینکه خود را شایسته نمی‌داند از پذیرش مسئولیت خودداری کند او نیز در مسیر نهضت حسینی گام برداشته است.
متن و جوهره نهضت حسینی حق‌محوری و شایسته‌سالاری در چارچوب معیارهای الهی و انسانی و واگذاری امور به کسانی است که از توانایی علمی و معنوی لازم برای قبول مسئولیت برخوردارند.
لذا باید بپذیریم که تمامی این بزرگداشت‌ها و عزاداری‌ها برای زنده نگه داشتن نهضتی است که به دنبال حاکم کردن صالحین و شایستگان است و این متنی است که نباید به حاشیه برود.