مطبوعات و رسالت قلم
 محمد عسلی
تحولات سریع، شگفت‌انگیز و تأثیرگذار فناوری‌های حوزه ارتباطات در سال‌های اخیر مطبوعات و رسانه‌های خبری جهان را به شدت تحت تأثیر قرار داده به گونه‌ای که سرعت انتقال خبر به مخاطب را در لحظاتی کوتاه میسر نموده است.
با این تحول و تغییر نخست اخبار به صورت عریان و شتابزده در رقابتی تنگاتنگ از طریق فضاهای سایبری «مجازی» اذهان عمومی را بمباران خبری می‌کنند تا حساسیت برای پیگیری موضوعات دلخواه از جانب کاربران تشدید شود و سپس تحلیل‌های خبری حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای و جانبدارانه منعکس می‌گردند.
این وضعیت مخاطرات و استرس‌های مسئولین و به ویژه خبرنگاران و گزارشگران مطبوعاتی را بیش از گذشته تشدید کرده که مبادا از اخبار و ارسال بموقع آن دور گردند. در چنین شرایطی است که حتی متون و تنظیم اخبار اکثریت روزنامه‌ها و هفته‌نامه‌ها تقریباً مشابه هم است زیرا همگی از سایت‌های خبرگزاری‌ها برداشت و استفاده می‌کنند. غافل از آنکه رسالت مطبوعات صرفاً اطلاع‌رسانی و انعکاس اخبار بموقع نیست. بلکه مطبوعات به عنوان رکن چهارم دموکراسی به عنوان یک قدرت ناظر و هشدار دهنده، مبشراً و نذیرا هستند.
متأسفانه مدیران ادارات، نهادها و سازمان‌ها هم از این هدف دور افتاده‌اند و بیشتر خواهان و جستجوگر اخبار حوزه کاری خودشان هستند بدون آنکه تمایل داشته باشند، حرف و حدیث یا نقدی از عملکرد آنها منعکس شود.
این آفت خبرنگاران را بیشتر انعکاس دهنده نظرات مدیران و مصاحبه شوندگان قرار داده و مطبوعات از رسالت واقعی خود دور افتاده‌اند.
دلایل و علت این امر را می‌توان به شرح زیر خلاصه کرد.
یکم ضعف بنیه مالی مطبوعات غیردولتی که قادر نیستند سرمایه‌گذاری‌های مفید و لازم را در حوزه کاری خود انجام دهند و هر کس تلاش می‌کند با حداقل هزینه، کار را پیش برد و نسبت به استخدام نیروهای کم‌توقع به لحاظ حقوقی اقدام نماید. زیرا هیچ انسان توانمندی حاضر نمی‌شود با حقوق ناچیز ماهیانه سیصد هزار تومان یا کمتر و آن هم به صورت تأخیر در پرداخت 3 الی 6 ماه تمایل به کار حرفه‌ای در مطبوعات داشته باشد.
لذا اگر از چند روزنامه دولتی و غیردولتی دارای حامی‌های دست و دل باز بگذریم مابقی به ویژه در شهرستان‌ها که مخاطبان زیادی ندارند اکثریت مدیران مطبوعات با مشکلات مالی عدیده‌ای دست و پنجه نرم می‌کنند و برای چاپ یک آگهی به هر دری می‌زنند و بعضاً به ساز هر کسی می‌رقصند تا روزشان شب شود.
در اینجاست که آدم احساس می‌کند، رسالتی در کار نیست و قلمی به مزد آن هم نه چندان معقول و تأثیرگذار به کار می‌افتد.
و اما بعد.
در شرایطی که سوداگران زر و زور و تزویر در اقصی نقاط گیتی به ویژه صهیونیست‌ها و کشورهای مدعی دموکراسی در غرب شبکه‌های رسانه‌ای و مطبوعاتی پرقدرتی را با هزینه‌های سرسام‌آور اداره می‌کنند و تلاش دارند بر افکار عمومی کشورهای تحت سلطه و ستم مدیریت کنند، جوسازی‌های سیاسی و اقتصادی راه بیاندازند و گروه‌ها و دسته‌جات سیاسی را بر علیه حاکمیت‌ها تحریک نمایند آیا مطبوعات بضاعت لازم را برای مقابله و هزینه کردن کارهای تولیدی مناسب دارند؟
از این قضیه که بگذریم مدتی است وزارت ارشاد یارانه‌های کاغذ را یا به شدت کاهش داده و یا در پرداخت بموقع آن ناتوان است در صورتی که ظرف دو سال گذشته کلیه مواد مصرفی مطبوعات اعم از کاغذ، فیلم و زینک، مرکب و حتی قطعات دستگاه‌های چاپ تا چند برابر قیمت افزایش داشته‌اند.
و نکته قابل توجه آنکه بعضی ادارات حتی حاضر به پرداخت آبونمان اشتراک روزنامه‌ها هم نیستند و یا آنکه بامی از بام روزنامه‌ها کوتاه‌تر نمی‌بینند.
در این راستا بعضی از مدیران از دیرباز روزنامه خود را اجاره داده، حتی فرصت نظارت بر محتویات آن را به دلیل اشتغالات اقتصادی دیگر ندارند.
همه این مسایل و مصائب موجب شده رسالت واقعی مطبوعات کمرنگ و بار و محصول تأثیرگذار آنها به شدت کاهش یابد. هر چند روزانه صفحاتی با رنگ و لعاب را منتشر نمایند.
موضوع دیگر رقابتی است نابرابر و غیرمنصفانه بین مطبوعات دولتی و خصوصی تا جایی که آقای احمدی‌نژاد طی بخشنامه‌ای ادارات ثبت و دادگستری را ملزم کرد آگهی‌هایشان را به روزنامه ایران و مطبوعات دولتی دیگر بدهند. هر چند بعد از مدتی این روند تا حدودی تغییر کرد اما آثار آن هنوز پا برجاست، البته در فارس این اقدام به لحاظ تیزبینی مسئولان ارشاد کاملاً اجرایی نشد.
به هر تقدیر اگر همه می‌دانستند که سرمایه‌گذاری روی مطبوعات برای تنویر افکار عمومی و پرهیز از اشتباهات دیگری به علت روشنگری تا چه میزان می‌تواند جلو خسارت‌های زیاد را بگیرد و پیشگیری‌های بجا و منطقی را در افکار عمومی برای مقابله با فساد در ابعاد مختلف آن جا بیاندازد قطعاً توجه بیشتری به رسالت قلم و مطبوعات می‌شد و چرخ پنجم به حساب نمی‌آمد.
بگذریم که این دردها و درد دل‌ها چندان خواننده تأثیرگذاری هم ندارد، اما به حکم سخن سعدی که گفت: «من آنچه شرط بلاغ است با تو می‌گویم»، گفتیم هر چند نمی‌شود ساختار ذهن بعضی‌ها را تغییر داد.
                                                 والسلام