سرمقاله 30 آبان 1392
نرمش قهرمانانه و برداشتهای مغرضانه
محمد عسلی
بعد از انتخاب حجتالاسلام روحانی به ریاست جمهوری ایران و مواضعی که ایشان قبل و بعد از انتخابات پیرامون مسایل مختلف روز از جمله رویکرد به مذاکره با 1+5 برای حذف یا کاهش تحریمها داشت بسیاری از رسانههای غربی مواضع دولت جدید ایران را نشانهای از تأثیرگذاری جدی تحریمها بر اقتصاد ایران دانستند و در تحلیلهای خود چنین القاء کردند که همراهی و تأیید رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران از روش جدید مذاکرات هستهای که به نرمش قهرمانانه معروف شد راه را برای خروج از بنبست مذاکرات باز گذاشته و اینک غرب میتواند از خط قرمز ایران عبور کند.
اما مذاکرات اولیه ژنو حکایت از آن داشت که ایران اجازه عبور از خط قرمز را نداده و تأثیرگذاری سخنان عجولانه و غیرمنطقی رئیس صهیونیستها بر دولتمردان اروپا و آمریکا که با بهانهجوییهای فرانسه همراه شد نمیتواند ایران را تسلیم خواستههای غیرقانونی ناحق و نامشروع صهیونیستها و حامیان آنها کند.
حال این سؤال ممکن است در افکار عمومی مردم دنیا از جمله ایرانیان مطرح شود که نرمش قهرمانانه به چه معنی است و چه تعبیری میتوان از آن داشت؟
سخنان اخیر رهبر معظم انقلاب در جمع بسیجیان به وضوح روشن ساخت که نرمش قهرمانانه تدبیر منطقی و یافتن شگردهای حرفهای در مذاکرات برای رسیدن به هدف است و این هدف هم از پیش تعیین شده که همان به رسمیت شناختن حقوق قانونی ایران در فرآوری انرژی هستهای است.
متأسفانه در طول سالیان درازی که از این ماجرا میگذرد بسیاری از به اصطلاح کارشناسان دعوت شده به رسانههای فارسی زبان بیگانه در خارج از کشور که با بودجه آمریکا و انگلیس ادامه حیات میدهند سعی کردهاند به مردم ما القاء کنند که انرژی هستهای چندان اهمیتی ندارد که ایران تا به این حد روی آن سرمایهگذاری کرده و کشور را تا آستانه جنگ پیش برده است.
در پاسخ این مطالب مغرضانه سؤال دیگری مطرح است و آن اینکه اگر انرژی هستهای تا به این حد اهمیت ندارد، چرا غرب و به ویژه آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی از فرآوری آن در ایران به شدت هراس دارند و میخواهند به هر قیمتی شده ما را از داشتن این دانش بومی به قول خودشان محروم کنند؟
پاسخ کاملاً شفاف و روشنی برای خواص قابل فهم است و امروز عوام هم تا حدود زیادی میدانند که ده گرم اورانیوم غنی شده میتواند یک شهر 150 هزار نفری را از نعمت برق برخوردار کند و در علوم دیگر از جمله پزشکی بسیار کاربرد داشته باشد. لذا هیچ قانونی در دنیا و حتی در منشور سازمان ملل کشوری را از داشتن آن منع و محروم نکرده است.
با این وصف چرا ایران نباید از این دانش مفید برخوردار باشد؟
بعضی از تحلیلگران وابسته و دلبسته به غرب همان سخنان سران آمریکا و رژیم صهیونیستی را تکرار میکنند که چون رژیم ایران چنین و چنان است و اسراییل را تهدید به نابودی کرده احتمال ساخت بمب اتم توسط ایران میرود، پس نباید از این دانش بهرهمند باشد.
در پاسخ باید گفت رژیم شاه سابق که طرفدار و دوست آمریکا و اسراییل بود، چرا حتی برای ساخت یک نیروگاه اتمی که انرژی غنی شده آن قرار بود فرانسه تأمین کند و میلیونها فرانک هم از پیش دریافت کرده بود همین آمریکا و اسراییلیها در آن کارشکنی کردند تا جایی که در زمان شاه ساخت و ساز آن چهار دست گشت یعنی نخست آلمانها آن را شروع کردند وسط راه دست از کار کشیدند. ژاپن آمد آن هم تحت فشار قرار گرفت و عطایش را به لقایش بخشید. بعد از آن آرژانتین آمد هنوز به جایی نرسیده بود تحت فشار آمریکا کار را رها کرد تا آنکه انقلاب شد و کار به دست روسها افتاد تا در طول زمان درازی پروژه را به پایان برند.
نتیجه آنکه مشکل در جای دیگری است. و آن این است که ایران به عنوان قدرتمندترین کشور منطقه که دارای حاکمیتی اسلامی و مردمسالار است الگوی آزاردهندهای برای غرب به حساب میآید که اگر کشورهای منطقه با آن متحد شوند و روال دوستی در پیش گیرند، آنها از منابع و منافع باجگیرانهشان در خاورمیانه نفتخیز محروم میشوند. لذا باید ایران هم همانند سایر کشورهای منطقه به درد چه کنم گرفتار شود تا مجال قدرتنمایی پیدا نکند. بقیه ماجرا حرف و حدیثهای ایذایی است.
و اما بعد.
در مذاکرات ژنو یک و احتمالاً ژنو دو هم که در جریان است نیت اصلی 1+5 به ویژه آمریکا، فرانسه و انگلیس که از حامیان رژیم صهیونیستی دست نشانده خود در منطقه هستند نخست حفظ منافع خودشان است و اینکه اگر بناست امتیازی به ایران داده شود منافع آنها به نسبت در آن دیده شود.
با این وصف ما در شرایطی قرار داریم که به قول آقای ظریف، وزیر با تدبیر امور خارجه یا همه میبازیم و یا همه میبریم. به تعبیر دیگر معامله برد برد یا باخت باخت!
ممکن است این سؤال مطرح شود که از تحریم و فشار نظامی و سیاسی بر ما چه ضرری به غرب و به ویژه آمریکا و انگلیس میرسد؟
پاسخ آن واضح است. هم آمریکا و انگلیس و هم سایر کشورهای غربی به نسبت گرفتار بحران اقتصادیاند. صلح میتواند نخست از هزینههای گزاف جنگ و دشمنی بکاهد و هم میتواند برای طرفین معامله سودآور باشد وقتی دارای تعاملات صلحجویانه و احترام متقابل نسبت به یکدیگر باشند.
آیا خوی استکباری و غارتگری میتواند تغییر ذائقه دهد و برای اعتمادسازی همه را به یک چشم ببیند تا جهان روی صلح و آشتی ببیند و خشم از چهرهها پاک شود؟
والسلام
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی