چرا جامعه سالم نیست؟
به بهانه کنفرانس سلامت در شیراز 

محمد عسلی

سلامت را اگر به جسم و روان مربوط کنیم و بهداشت تن و روان را به عنوان یک مقوله مرتبط به هم بدانیم، تغذیه و امنیت خاطر، محیط جغرافیایی، وراثت، سیاست و اقتصاد و نهایتاً فرهنگ و هنر در سلامت انسان‌ها و حفظ سلامتی آنها تأثیرگذار و تأثیرپذیرند. آنچه امروز به صورت نسبی سلامت جوامع مختلف را متفاوت از یکدیگر می‌کند و میانگین طول عمر انسان‌ها را کم و زیاد نشان می‌دهد دور از گزینه‌های فوق‌الذکر در تأثیرپذیری و
تأثیرگذاری نیست.
متأسفانه امروز تغذیه سالم با اما و اگرهای بسیار مواجه است و صرفاً بستگی به فقر و غنا ندارد. زیرا بسیاری از میوه‌ها و غذاهای کنسروی و فرآوری شده‌ای که همگان استفاده می‌کنند به لحاظ مواد افزودنی و نگهداری در فریزرها زیان‌آور و به گواه پزشکان سرطان‌زاست. به گونه‌ای که یکی از پزشکان معروف در حاشیه کنفرانس سلامت اعلام نموده فقط مغز و تخم خیار را می‌خورد و مابقی را دور می‌ریزد.
پس آلودگی بالذات و سببی در میوه‌ها و خوراک‌های آماده و فست فودی هم پیدا شده.
نکته دیگر برمی‌گردد به استفاده تعداد قابل توجهی از جوانان و دیگر اقشار از مواد و خوراکی‌های اعتیادآور که سلامت تن و روان آنها را جداً به خطر انداخته و آثار رفتار، نیازها و تعاملات آنها نیز در روان  آحاد جامعه و اقتصاد و امنیت خانواده‌هایشان نیز تأثیر گذاشته است.
استفاده عادت شده و ناروا از قرص‌ها و داروهای خود تجویز کرده و داروهای وارداتی غیراستاندارد نیز به لحاظ بهداشت تن بی‌تأثیر در تشدید بیماری‌ها نیستند.
تصادفات و مرگ و میرهای ناشی از آنها که نان‌آور خانواده‌ها را پیش از موعد به دیار باقی می‌کشانند و سختی کار در کارگاه‌هایی که نکات ایمنی در آنها رعایت نمی‌شوند همه در سلامتی انسان‌ها مؤثرند.
زندگی ماشینی که انسان را از سرعت ماشین عقب انداخته و فرصت اندیشه و استراحت و حتی عبادت را از او گرفته به انواع مختلف روان آزاری را تشدید می‌کند و نکته مهم‌تر آنکه نشستن در برابر صفحه جادویی تلویزیون‌ها و تماشای فیلم‌های هیجان‌آور که خشم، تهاجم، جنگ، فقر و ناکامی‌های جنسی را به رخ می‌کشند و نمایشی فجیع از فاصله‌های طبقاتی را پخش می‌کنند نیز روان آزاری را مستمراً ترویج می‌کنند.
با این وصف چه می‌توان کرد برای آنکه جامعه‌ای سالم به دور از آلودگی آب و هوایی و صوتی داشته باشیم جز اینکه ساختار زندگی را به نحوی تغییر دهیم که از آثار این‌گونه عوامل و اسباب تن‌آزار و روان آزار در امان بمانیم؟
تاریخ بهترین گواه انحراف بشر از سلامت و صواب است، زیرا استفاده از خمر (شراب) و مواد مخدر به صورت ابتدایی تا پیشرفته از دیرباز معمول و در بعضی جوامع مرسوم بوده است.
در قرآن کریم آیه 90 از سوره مائده آمده است: «انما الخمر و المیسر والانصاب والازلام رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه لعلکم تفلحون» [به راستی که شراب، قمار و گوشت خوک نجس و از اعمال شیطان است از آنها دوری کنید تا رستگار شوید] و این نشان می‌دهد که قرن‌ها قبل و بعد از اسلام این موارد وجود داشته و توسط انسان‌ها استفاده می‌شده است.
چند سال پیش در خبری خواندم که در خانه شکسپیر نویسنده معروف انگلیسی اسباب و وسایل استفاده از مواد مخدر کشف شده است. هم‌اکنون هم بعضی از شعرا و نویسندگان برای تمرکز بیشتر و یا از سر تفنن هم در ایران و هم در سایر کشورها کم و زیاد از مواد مخدر و سکرآور استفاده می‌کنند.
در هلند فروش مواد مخدر به ویژه انواع حشیش‌ها در مکان‌های تعیین شده آزاد است و در همان محل شماره تلفن پزشکان معالج اعتیاد هم به ویترین مغازه‌ها چسبانده‌اند. چرا؟
چون به این نتیجه رسیده‌اند که مبارزه با مصرف‌کنندگان این مواد که در واقع بیمارند به صورت دفعی پاسخ
نداده است.
ایران از جمله کشورهایی است که برای مبارزه با قاچاق مواد مخدر بیش از نیم قرن است مبارزه می‌کند و در این راه هزینه‌های بسیاری صرف کرده است و عده قابل توجهی از نیروهای نظامي‌و انتظامي‌و امنیتی خود را در مبارزه با قاچاقچیان از دست داده است.
علی‌رغم این همه تلاش و هزینه‌های سرسام‌آور آمار اعتیاد در کشور ما رو به فزونی است. چرا؟ چون ما تاکنون مبارزه با معلول کرده‌ایم و از علت‌ها غافل مانده‌ایم.
امروز زمان مناسبی است تا دولت طرحی نو در اندازد و خود کار توزیع و نظارت را عهده‌دار شود اما با این توضیح که به مرور مواد تحویلی به معتادان با کاهش میزان مرفین آنها همراه باشد که به صورت غیرمستقیم میزان اعتیاد را کاهش می‌دهد. زیرا تریاک‌های موجود به علت ناخالصی‌های زیاد و تقلبی که در آن صورت گرفته خود عامل بیماری‌های ریوی و قلبی دیگری است.
شاید برای بعضی‌ها و بیشتر این سخن ناصواب جلوه کند، اما یک ضرب‌المثل عربی است که: «آخر الدواء الکی» [آخرین دارو داغ نهادن است] چون همانند چینیان معتادان را به دریا نمی‌ریزیم، پس آنها را  به این صورت معالجه کنیم زیرا هم منافع قاچاقچیان و فروشندگان مواد مخدر را تضعیف می‌کنیم و هم انگیزه سودجویی را در آنها از بین می‌بریم و هم سلامت باقیمانده معتادان را تضمین می‌کنیم، زیرا مقابله ما با تمام سرمایه‌گذاری‌های مالی و انسانی جواب نداده است و روز به روز شاهد فعالیت‌های گسترده‌تر قاچاقچیان هستیم به گونه‌ای که جلوی ترانزیت مواد مخدر به خارج از کشور را می‌گیریم، اما موفق به مقابله با فروشندگان داخلی به صورت قطعی نشده‌ایم.
نکته دوم آنکه وضعیت باغداری و کشاورزی را در سم‌پاشی‌ها و میزان کودی که به درختان داده می‌شود نظارت کنیم و به دنبال وسایلی باشیم که میزان آلودگی‌های سمي‌و ازتی که در میوه‌ها هست را اندازه‌گیری کنند تا میوه‌های ناسالم به بازار عرضه نشوند.
در خصوص فرآوری‌های لبنی هم نظارت و دقت بیشتری کنیم تا شاهد این همه سوبسید دارویی و هزینه‌های درمانی ناخواسته نباشیم.
سلامت تن و روان در زندگی ماشینی صرفاً به موارد ذکر شده منوط و مربوط نمی‌شوند بلکه میزان تحرک بدنی مردها، زنان و سایر جمعیت در سنین بالا و پایین به عنوان نرمش و ورزش همگانی تقریباً فراموش شده است و ورزش ما به دنبال قهرمان‌پروری و حضور در مسابقات جهانی است.
و در پایان باز هم این نکته مهم ضرورت تذکر دارد که ما باید برای پرهیز از بیماری‌های معمول که به صورت بطئی رشد می‌کنند و به یک باره انسان‌ها را از پای می‌اندازند طرحی نو در اندازیم و در رفتار، خوراک، پوشاک، بهداشت و شغل خود تجدید نظر کنیم و مهمتر از همه محیط زندگی را از آلودگی‌های ماشینی و صوتی پاک نماییم زیرا هر انسانی می‌تواند بدون غذا تا چند روز زنده بماند اما بدون اکسیژن حداکثر تا یک دقیقه تحمل دارد.
والسلام