زخم‌های کشدار بر پیکر خیابان‌ها را چه کنیم؟

 محمد عسلی

از پنجاه سال قبل تاکنون که زخم‌های عمیق و طولانی بر پیکر پیاده‌رو و خیابان‌ها می‌نشیند و بعضاً تا سالیان دراز به یادگار می‌ماند اعتراضات مردمی و هزینه‌های گزاف تصادفات و خرابی‌ها ادامه دارد و گوش شنوایی هم نیست. هر شهرداری که سکان شهرداری شیراز را عهده‌دار شده در پاسخ به چرایی این موضوع خود را تبرئه کرده و اظهار نموده شرکت‌های گاز، برق، تلفن، آب و فاضلاب خیابان‌ها را شیار می‌کنند و بعد از اتمام کار فرورفتگی‌ها، نشست‌های زمین و ناصافی‌ها را به یادگار می‌گذارند...
شهرداران اسبق و حال همه سخن از یک مدیریت واحد شهری به میان می‌آورند، اما سال‌هاست که هیچ اتفاقی نیفتاده و وضعیت اسفبار خیابان‌های زخم خورده و رها شده به قوت خود باقی است.
کافی است از ابتدای خیابان فرهنگ‌شهر تا هزار متری آن به سمت بالا نظری بیاندازید. آسفالت حاشیه کانال فرو رفته، نشست کرده و علاوه بر آنکه نازیباست اتومبیل‌ها را تا مسیری تقریباً طولانی برای رهایی از گودی‌ها به سمت راست می‌کشاند و روزی نیست که تصادفی روی ندهد.
به راستی چه کسانی مقصرند و باید پاسخگوی ضرر و زیان جسمی، روانی و مادی رانندگان و عابران باشند؟
چرا برای شهروندان ارزشی قائل نیستیم مگر صافکاری خیابان‌های کند و کاو شده بخشی از کار نیست؟
در کوچه‌های منشعب از خیابان ایمان شمالی وضع بدتر است. گویی بر عملکرد مقاطعه‌کاران و شرکت‌هایی که پول‌های میلیاردی به جیب می‌زنند، نظارتی نیست و اگر هست خدای ناکرده بده بستان‌های زیرمیزی مسئولیت‌پذیری‌ها را خنثی می‌کند.
چرا باید شرکت آب و فاضلاب و یا دیگر شرکت‌های به اصطلاح خدمات‌رسان تا به این اندازه بی‌خیال موضوع باشند.
تقریباً یک ماه از پاییز گذشته، فصل باران در راه است. اگر در این کانال‌های ناصاف و رها شده آب راه بیفتد و اتومبیل‌ها بخواهند با سرعت از روی آنها عبور کنند، بر سر عابران چه خواهد آمد؟
از یک طرف سرعت‌گیرهای بدون علامت و نشانه در جای جای خیابان‌ها و سر پیچ‌ها جلوبندی‌ها را تخریب می‌کنند و بعضاً به تصادف و عدم کنترل وسیله نقلیه بویژه در شب دامن می‌زنند و از طرف دیگر این گودی‌های عریض و طویل.
مگر نه اینکه در منشور اخلاقی شرکت‌ها و ادارات تابعه که الی ماشاءالله از کلمات زیبا، دلگرم‌کننده و تعارف و توصیفات برای خوش‌آمد ارباب رجوع با خطوط زیبا سخن به میان آمده خود را وظیفه‌شناس، خدمتگزار و خادم قلمداد می‌کنیم. پس چرا تا به این حد نسبت به حفظ حرمت‌ها و منافع مردم کوتاهی کرده و بی‌خیال موضوع می‌شویم؟
آیا برای داشتن یک مدیریت واحد شهری اجازه مجلس لازم است؟
اگر چنین است چرا نمایندگان مردم کاری نمی‌کنند؟
آیا مدیران کل،  مدیران میانی، مدیر ارشد استان و یا اعضای شورای شهر از این خیابان‌ها عبور نمی‌کنند؟
قطعاً چنین نیست. همه دارای اتومبیل و راننده‌اند و از این خیابان‌ها هم عبور می‌کنند با این تفاوت که خسارت اتومبیل‌ها را از جیب مبارک نمی‌پردازند و یا اگر با اتومبیل شخصی عبور و مرور می‌فرمایند به این وضع عادت کرده‌اند.
بیاییم به خاطر خدا هم که شده در اندیشه خلق خدا باشیم و مسبب این همه ضرر و زیان نشویم.
چرا باید مقاطعه‌کاران تا به این حد غیرمسئولانه عمل کنند و بعد از گذشت چند ماه یا چند سال تن به ترمیم و اصلاح و بازسازی کانال‌های پر شده ندهند. مگر در قراردادها جزو تعهداتشان نیامده که بعد از اتمام کار وضعیت خیابان‌ها را به حال و روز اول برگردانند؟
قطعاً چنین است و آنها متعهد به اصلاح هستند. اما به راحتی از کنار آن عبور می‌کنند و چون تجربه کرده‌اند که هیچگاه در محضر قاضی برای پاسخگویی حاضر نشده‌اند و یا در لیست سیاه قرار نگرفته‌اند به منافعشان ضرر می‌خورد اگر کار درست انجام دهند.
و اما بعد.
می‌گویند شیراز روزی روزگاری عروس شهرهای ایران بوده به ویژه در تمیزی خیابان‌ها، کوچه‌ها، خط‌کشی خیابان‌ها، اما تمامی زحمات شهرداران که انصافاً در این راه مصمم بوده‌اند را همین شرکت‌های آب، برق، گاز، تلفن و فاضلاب به باد فنا می‌دهند و به مردم ضرر می‌رسانند.
نخست خیابان‌ها آسفالت شده، صاف و خط‌کشی شده تحویل می‌شوند اما در کوتاه مدت از وسط خیابان شروع به کندن و کاوش می‌کنند و یک شبه تلی از خاک و گودال به جای می‌گذارند بدون آنکه سخنی از عذرخواهی به میان آورند.
گویی گنجی پنهان در زیر خاک است که همگان در رقابت با یکدیگر به دنبال آن گنجند، اما جز رنج برای رانندگان و عابران باقی نمی‌گذارند.
آخر این چه خدماتی است که خیابان‌های شهر یکی پس از دیگری به هر سال کانال‌کنی و تخریب می‌شوند و آثار نازیبا و ناصاف و بعضاً برآمده و با ارتفاع باقی می‌گذارند؟
به امید داشتن ترافیکی روان می‌توان سختی‌های پل‌سازی را تحمل کرد و از شهرداری هم ممنون بود که به خود زحمت بسیار می‌دهد برای احداث این پل‌ها.
اما نمی‌توان از بی‌خیالی و تساهل و تسامح شرکت‌های تخریب کننده خیابان‌ها بی‌خیال شد و گذشت.
برویم در میان مردم تا قصه تلخشان را از زبان خودشان بشنویم شاید به خود آییم.
و از سعدی پند بگیریم که نیک گفته است:
خدا را بر آن بنده بخشایش است
که خلق از وجودش در آسایش است