یادداشت 15 بهمن 92
انقلاب ایران و اسلام
محمد عسلی
روند انقلاب اسلامی ایران از آغاز شباهتهایی با روند آغاز بعثت پیامبر اسلام (ص) و ادامه آن دارد. با قبول این واقعیت که شرایط مکانی و زمانی آنها با هم دارای اختلافات فاحشی است. اما هر دو بر علیه استبداد، استعمار، استثمار و استکبار قیام کردند.تاریخ اسلام گواه است که اگر انقلاب را به معنای تغییر و تحولات بنیادی و نه رفرم و اصلاحطلبی بپذیریم اسلام، نخست در شبه جزیره عربستان و سپس در سایر کشورها موجد تحولات بنیادین بود. با حفظ شأن و اشرفیت انسانها و اعتباری که زنان و مردان به وسیله آن در برابر بردهداری سنتی و بندگی انسان در برابر انسان پیدا کردند.
بتها وسیلهای بیش نبودند چونان مجسمههایی که در میادین شهرها تداعی قدرت شاه میکردند، شاهی که به جای خدا نشسته بود و در بالای تصاویر وی واژههای خدا، شاه، میهن یادآور یکی از مواد قانون اساسی نظام ستمشاهی بود که اشعار میداشت (حکومت هدیهای است از طرف خداوند که به شخص شاه تفویض میگردد.)
اما وقتی اسلام آمد واژه شاه، امیر، ملک، صاحب و ارباب و امثالهم از قاموس فرهنگ مسلمانان برداشته شد و پیامبر (ص) در تنهایی محض و در آغاز بعثت آیات شریفهای را قرائت کرد که همه را به خدای یکتا بیمثل و مانند و کسی که صمد است و نه صنم دعوت نمود.
هیچکس باور نمیکرد که یک انسان بیسلاح، بدون لشکر و خدم و حشم و بدون یاری کشوری قدرتمند بتواند بر سران بیرحم طوایف عصر جاهلیت غلبه کند. کسانی که قدرت خود را در شراب، شمشیر و شهوت خلاصه میدیدند. آن همه رنج و تعب و جنگ و گریزی که پیامبر اسلام در راه ترویج دین و اخلاق تحمل کرد و تا آنجا پیش رفت که بعد از شکست در جنگ احد امید مسلمانان نوپا برای رهایی به یأس تبدیل شد و یاران قهرمان و سران سپاه وی اکثراً کشته شدند ولی چون سروی آزاد باز از ریشه رویید و بر جهان حاکم شد.
رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (رض) به تأسی از پیامبر اعظم (ص) برای تحقق آرمانهای اسلامی و انقلابی و ملی این راه دشوار را از خرداد 42 تا سال 68 طی کرد. تا آنجا که انقلاب اسلامی چونان اسلام از فراز و نشیبهای تاریخ گذشت و برای ناباوران به افسانهها پیوست. به گونهای که صد سال دیگر کمتر کسی میتواند این واقعیت تاریخی را شفاف و بیحاشیه بپذیرد که آری اینچنین بود برادر...
پیامبر اسلام (ص) را از مکه راندند به قصد آنکه او را در بیابانها تعقیب کنند و از میان بردارند. خدا نخواست چنین شود او با عزت و افتخار بعد از رنج و عذاب فراوان و گذر از گلوگاههای سخت تاریخ به مکه بازگشت و با فوج مسلمانان متعهد و باوفا مکه را فتح کرد. مسلمانانی که تا پای جان در کنار او ایستادند و اسلام را جهانی کردند.
امام خمینی (رض) را بعد از واقعه خرداد 42 از ایران به ترکیه و سپس به عراق تبعید کردند هر چند تشابهی چندان بین ایران و ترکیه و مکه و مدینه نبود اما امام خمینی توانست بعد از 15 سال منشأ تحول و انقلابی شود که اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران تا پای جان در تحقق و پیروزی انقلاب با او همدلی و همراهی کردند.
هر چند امام خمینی نه معصوم بود و نه به قول خود ایشان دور از اشتباه. چنانکه در بعضی از اظهاراتشان مکرر میگفتند من طلبه سادهای بیش نیستم و ما در حکومتداری تجربهای نداشتیم و در فلان مورد اشتباه کردیم اما چونان پیامبر اسلام (ص) حاضر نشد در برابر تمامی امتیازاتی که شاه، آمریکا و دیگر کشورهای دارنده منافع در ایران به او پیشنهاد دادند ذرهای کوتاه بیاید و یا از باورهای سیاسی و عقیدتی خود بگذرد.
بیشک رمز پیروزی پیامبر اسلام آن بود که از خدا و رسول تبعیت کرد. استقامت، شجاعت، استقلالطلبی، عدالتخواهی و خدامحوری را وجهه همت نمود و چونان پیامبر اسلام که خطاب به مجاهدین و جهادگران این آیه شریفه را قرائت کرد که: «ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی» [شما نبودید که تیر انداختید، خدا بود که تیر انداخت]
امام خمینی هم خطاب به رزمندگان اسلام وقتی که در جنگ تحمیلی مانند شکست حصر آبادان و خرمشهر به پیروزیهای بزرگی دست یافتند فرمود: خداوند پیروزی را نصیب شما کرد.
نتیجه آنکه نگارنده این یادداشت قصد ندارد که پیامبر (ص) و امام راحل (رض) را در دو کفه ترازو بگذارد و یا هر دو را در کنار هم به مقایسه یا مشابهت ببرد. استغفرالله که این دو مقام که یکی در معصومیت و پیامبری است و دیگری مسلمانی است که به تبعیت از بعضی سنتهای او بدان مقام دست یافت. لیکن بیان این نکته خالی از اشکال است که رهبر عظیمالشأن انقلاب اسلامی از آن رو توفیق یافت که چنین حماسه بزرگی را با پشتیبانی مردم شریف ایران بیافریند که از سنتهای پیامبر اسلام در بسیاری از موارد و فرامین و دستورها پیروی و تبعیت کرد.
به قول حافظ: بی همرهی خضر کاری نکرد.
و اما بعد.
در بسیاری از آیات شریفه قرآن کلمه ناس که به معنای مردم است و اهمیتی که اسلام به انسانها داده در فرم و محتوا آنچنان حیرتانگیز است که گویی بین انسان و خدا هیچ واسطهای نیست تا آنجا که خداوند فرموده: من روح خود را در انسان دمیدم، انسانی که اشرف مخلوقات است یعنی فرشته نمیتواند از انسان بالاتر باشد.
فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی
بخواه جام و گلابی به خاک آدم ریز(1)
بگذریم و برویم سر اصل مطلب. این که به همان سادگی و بیپیرایگی آیات شریفه قرآن که علیرغم غنای قوی آن درخور فهم مردم آن زمان بود امام راحل هم مدام تکیه بر مردم داشت و در سخنان خود خطاب به انسانها به آنها قوت قلب میداد و به قول یکی از تحلیلگران غربی در تمامی سخنان ایشان بیش از هزار کلمه نمیتوان یافت و عجب آنکه این کلمات آن همه تأثیرگذار و آتشیناند.(2)
و در پایان برای قضاوت عادلانهتر در خصوص انقلاب اسلامی ایران میباید در تحلیل وقایع و رویدادهای قبل و بعد از انقلاب، شرایط زمانی و مختصات جغرافیایی مکانی را در نظر داشت و آنگاه به قضاوت نشست و این انقلاب ایدئولوژیک و مردمی را با انقلابهای بزرگ و تأثیرگذاری چون انقلاب کبیر فرانسه و انقلاب اکتبر مقایسه نمود و در این مقایسه عوارض و عواقب خوب و بد آن دو را از یاد نبرد و تأثیرات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هر یک از انقلابهای سهگانه را بدون حب و بغض و سمت و سو نگری
تحلیل کرد و فراموش نکرد که انقلاب اسلامی ایران در شرایطی اتفاق افتاد که جهان مبهوت علم تجربی و دانش فضای الکترونیک بود.
والسلام
--------------------------
منابع:
(1) دیوان حافظ
(2) کتاب آخرین سفر شاه اثر ویلیام شوکراس
+ نوشته شده در 2014/2/4 ساعت 5:16 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی