درس‌های غدیر
 محمد عسلی
غدیر از آن رو در تاریخ نقطه عطفی برای بازشناخت امامت است که بیانگر یک رویداد تاریخی سرنوشت‌ساز برای اسلام و مسلمین است. چرا که در غدیر پیامبر صادق (ص) علی‌رغم اختلافات و تعدد و تنوع اقوام عرب و انتظارات بعضی از صحابه‌ مطرح حرف حق را بیان کرد و امام علی (ع) را مولا و جانشین خود معرفی نمود.
اگر مصلحت‌طلبی و پرهیز از اختلافات مطرح می‌بود پیامبر اکرم (ص) در بازگشت از حجه‌الوداع یاران را به گرد خود جمع نمی‌کرد و می‌گذاشت تا هر چه پیش آید...
تفاوت بین سیاسیون و پیامبران در همین جاست که پیوسته مصلحت فدای حقگویی و حقیقت‌گویی است. دلیل بر این سخن گواهی تاریخی بعد از رحلت پیامبر (ص) است زیرا وقایع و رویدادهای تاریخی بعد از گذشت قرن‌ها برای انسان‌ها روشن می‌کنند حق چه بود و حقگو چه کسی بود.
دوران کوتاه خلافت امام علی (ع) بیانگر حسن و کمال در اخلاق، قضاوت، حق‌طلبی، یتیم‌نوازی و مبارزه با شرک، نفاق و کفر است، اما دوران خلافت بسیاری از زمینه‌ساز تغییر ماهیت ارزش‌های اسلامی است.
هر چند صحابه پیامبر (ص) در دوران حیات ایشان همه مقرب و مطمح نظر بودند، اما قدرت‌نمایی و تکیه بر قدرت در گمراهی خلق و خلفا بسیار تأثیرگذار شد.
برای نمونه نامه شماره 17 امام علی (ع) که در نهج‌البلاغه آن حضرت آمده است دلیلی بر این تفاوت است.
و اما بعد:
«و اما اینکه شام را از من خواسته‌ای بدان که آنچه دیروز به تو ندادم امروز هم نخواهم داد اما اینکه گفته‌ای [جنگ عرب را نابود کرده مگر تعداد اندکی رمقی از آنها باقی نمانده] بدان همانا هر که در راه حق کشته شده به بهشت رفته و هر که باطل او را نابود کرده به جهنم و اما مساوی بودن ما در جنگ و نفرات. بدان که تو به راه شک مصمم‌تر نیستی از من به راه یقین و چنین نیست که اهل شام به دنیا حریص‌تر باشند از اهل عراق به آخرت.
اما اینکه ما همه بنی عبد منافیم، بلی ما چنینیم. ولی نه امیه مانند هاشم است و نه حرب مانند عبدالمطلب و نه ابوسفیان مانند ابوطالب و نه مهاجر مانند آزاد شده نه عضو اصلی مانند وابسته و نه پیرو حق مانند پیرو باطل و نه مؤمن مانند منافق و بد جانشینی است جانشینی که پیروی کند از گذشته‌ای که در آتش جهنم سقوط کرده و مضافاً بر اینها امتیاز نبوت در دست ماست که به واسطه آن عزیز را ذلیل کردیم و ذلیل را بالا بردیم و وقتی خدا عرب را فوج فوج داخل دین خود کرد و این امت با رغبت یا اکراه در برابر او تسلیم شدند شما از کسانی بودید که با میل یا از ترس داخل دین شدند.
بعد از آنکه اهل سبقت، به سبقت خود رسیده و مهاجران اولیه امتیازات خود را برده بودند. پس نصیبی برای شیطان در خود قرار مده و راهی علیه خود باز مکن. والسلام
آری علی (ع) این‌گونه بود. انسانی والا و به کمال رسیده و کسی که جز از خدا از هیچ قدرتی ترس نداشت و ما که میراث‌دار سنت و اخلاق او هستیم باید کلاه خود را قاضی کنیم ببینیم تا چه میزان در پیروی از او صادق بوده و هستیم.
با این وصف سؤالی که به خاطرمان می‌آید و مکرراً از ما پاسخ می‌طلبد، این است که اگر امام علی (ع) در میان ما بود ما با او چه می‌کردیم و ناگفته پیداست که چه بسا بعضی‌ها اختلافات را دامن می‌زدند و زیر بار حق نمی‌رفتند.
اوضاع زمانه کنونی به دور از شرایط امامت امام علی (ع)
نیست. جهان امروز در قفس زیاده‌خواهی‌ها، شرارت‌ها، جنایت‌ها گیر افتاده و زمین علی‌رغم نعمات بهشتی‌اش برای بسیاری از مردمان به جهنم تبدیل شده است. جنگ با ناجوانمردانه‌ترین روش‌ها و پیچیده‌ترین سلاح‌ها زنان و کودکان بی‌پناه و بی‌دخیل در جنگ را در خواب و بیداری وحشیانه درو می‌کند و اعلامیه‌های حقوق بشری آنچنان بوی کهنگی می‌دهند که خطشان برای روشنفکران و سیاسیون آشنا نیست. مترجمان هم کاری از پیش نمی‌برند.
رسانه‌های پیشرفته جهان به لحاظ ابزارهای فنی و چاپی نشخوارگر سخنان و توجیهات ابرقدرت‌ها هستند تا جایی که همگان به این باور رسیده‌اند که حق از دهانه تفنگ بیرون می‌آید و هر کس سلاحی مخوف‌تر دارد حق با اوست.
در این عالم وانفسا و آشفته بازار سیاست اگر امام علی (ع)
زمامدار قدرت بود چه می‌کرد و یا چه می‌توانست بکند؟
آیا قضاوت عادلانه، اخلاق جمیله، رشادت جلیله و امامت رشیده او کاری از پیش می‌برد و یا چونان زمان خود به گوش ناشنوایان و آنان که خود را به کری و کوری زده‌اند فرو نمی‌رفت و به چشمشان نمی‌آمد؟
بلی تاریخ گواه بسیار صادقی است اگر درست تدوین شده باشد و امام همام بر این عقیده است که: تاریخ از آن جهت خواندنی و عزیز است که احوال گذشتگان به تو گوید و از آیندگان تو را خبر دهد...»
به راستی که چنین است و ما بیاموزیم از تاریخ تدبیر، صبوری، حق‌طلبی و حق‌جویی و تأسی به قانون خدا که راه رستگاری در آن است آنچنان که تاکنون چنین بوده است. خوشحالی ما از عید غدیر و برگزاری سالانه آن وقتی کامل می‌شود که ثابت رأی و باورمند باشیم بدانچه بدان اقرار می‌کنیم.
والسلام