«نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفلها»
اسماعیل  عسلی
یکی از شگفتی‌های واقعه عاشورا که کمتر به آن پرداخته شده ثبت جزئیات این رویداد تاریخی به گونه‌ای است که حتی رجزها و سخنانی که بین جنگجویان رد و بدل شده نیز به دقت نقل گردیده و پس از 1364 سال به ما رسیده است آن هم در شرایطی که وسایل ارتباط جمعی آن زمان قابل مقایسه با زمان کنونی نبوده و فراتر از آن دستگاه پیروز و حاکم نه تنها هیچ تمایلی به علنی شدن جزئیات این رویداد نداشته بلکه تلاش بسیاری صورت گرفته تا حتی‌الامکان روایتی تحریف شده نقل گردد و حتی تلاش کرده‌اند تا کشته شدگان را خارجی و غیرمسلمان و محارب معرفی کنند.
اما عوامل زیادی علی‌رغم تمامی این تلاش‌های مذبوحانه دست به دست هم دادند تا لحظه به لحظه‌ی این رویداد بزرگ تاریخی به آیندگان منتقل شود که اشاره فهرست‌وار به برخی از موضوعات نقل شده بیانگر مهندسی دقیقی است که در این زمینه صورت گرفته است.
مقدمه شکل‌گیری این رویداد تاریخی شامل فرا خوانده شدن امام حسین به دارالحکومه مدینه، سخنان رد و بدل شده بین امام حسین (ع) و فرماندار مدینه، چگونگی دعوت امام حسین (ع) از افراد گوناگون برای همراهی، نحوه خداحافظی امام با شخصیت‌های بزرگ اعم از محدود مهاجرین و انصار و تابعین و همچنین خداحافظی از بستگان دور و نزدیک از بنی‌هاشم و غیره، حرکت ایشان به سوی مکّه، منزلگاه‌ها و اتفاقاتی که در هر منزل رخ داده، ملاقات‌هایی که ایشان در طول سفر با شخصیت‌های گوناگون داشته‌اند، سخنرانی‌های عمومی حضرت در مکه، توصیه‌های خصوصی امام به افراد مختلف از دوستان و دشمنان و اشخاص مردّد گرفته تا زن و فرزند و برادران و برادرزادگان، مواجهه‌های حضوری امام حسین (ع) با فرماندهان و سپاهیان دشمن، نحوه سلوک ایشان با همراهان، کسانی که از ایشان جدا شده و بویژه کسانی که به ایشان پیوسته‌اند، روند اوج‌گیری فاجعه کربلا، شرح مناسبات و مکالمات یاران آن حضرت با ایشان و با یکدیگر، ترتیب حضور یاران در میدان، رجزهایی که توسط هر کدام خوانده شده و اینکه با چه سلاحی به شهادت رسیده‌اند و هر کدام در هنگام شهادت و قبل از آن چه سخنانی خطاب به حضرت و دیگران بر زبان آورده‌اند، چه افرادی از سپاه دشمن در شهادت یاران امام حسین دخالت مؤثر داشته‌اند، مکانی که یاران حضرت با دشمن درگیر شده و به شهادت رسیده‌اند، اسامی زنان و کودکانی که با حضرت همراه بوده و به شهادت رسیده یا بعدها به مقام‌های بزرگ دینی و معنوی دست یافته‌اند، چگونگی به اسارت رفتن بازماندگان و منازلی که از کربلا تا کوفه و از کوفه تا شام پشت سر گذاشته‌اند، سخنانی که اسرا خصوصاً امام زین‌العابدین (ع) و حضرت زینب کبری (س) در کوفه و شام بر زبان آورده‌اند و... به همین ترتیب اشیاء و سلاح‌هایی که از آنها به غنیمت گرفته شده و حتی خلخالی که از پای کودکان ربوده شده و گوشواره‌ای که از دختران خردسال به یغما رفته و... همه و همه در دل تاریخ ثبت شده و آبرویی برای بنی‌امیه و عوامل دخیل در این فاجعه تاریخی بر جای نگذاشته است.
به راستی که اگر امام حسین (ع) در آن زمان 100 هزار نیروی آماده به خدمت در اختیار داشت و آنها را مأمور می‌کرد که پیرامون قساوت قلب، بی‌دینی، وحشی‌گری، جهالت و قدرت‌طلبی و تمامیت‌خواهی بنی‌امیه تبلیغ کنند، امکان اینکه تا این اندازه چهره‌ی کریه یزید و ابن‌زیاد و عمرابن سعد بر همگان آشکار شود وجود نداشت. حال سؤال این است که چگونه شد که آن همه هزینه برای کتمان این جنایت و توزیع بیت‌المال بین راویان جنگ برای سمت و سو دادن به نوشته‌هایشان در راستای توجیه این عمل قبیح راه به جایی نبرد ریشه در عواملی دارد که بعضاً مورد اشاره قرار می‌گیرد.
1- از جمله عواملی که به راویان انگیزه می‌داد تا به نقل این حادثه و جزئیات آن بپردازند مقام و مرتبه امام حسین (ع) و یارانش بود زیرا در آن زمان همه کسانی که این ماجرا را رصد می‌کردند و در جریان آن قرار گرفتند می‌خواستند بدانند که یزید چه معامله‌ای با برجسته‌ترین یادگار پیامبر (ص) خواهد کرد. ضمن اینکه ایشان در مکه و مدینه و همچنین کوفه از محبوبیت بالایی برخوردار بودند و کسانی که هنوز تعادل ایمانی خود را در برابر سکه‌های طلا از دست نداده بودند و یا مرعوب نشده بودند می‌دانستند که شخصیت امام حسین (ع) بسیار بالاتر از عبدالله ابن زبیر و یزید ابن معاویه است.
2- پس از برملا شدن عمق این جنایت توسط حضرت زینب (س) و امام سجاد (ع) در کوفه و شام تمامی کاتبانی که از طرف بنی‌امیه برای ثبت لحظه‌های جنگ در راستای مشخص شدن نقش فرماندهان و مأموران برای اجرای دقیق اوامر ابن زیاد مأمور شده بودند، پس از فعل و انفعالاتی که مخصوصاً در کوفه به وقوع پیوست یادداشت‌های خود را در اختیار عموم مردم قرار دادند تا به این وسیله حداقل مقداری از بار سنگینی که بر دوش دل خود احساس می‌کردند کم کنند. ضمن اینکه نباید از نقش مختار و خروج او و افشای جزئیات جنایات توسط کسانی که وی آنها را
دستگیر کرد غافل شد.
3- مهندسی حساب شده امام حسین (ع) و متعاقب ایشان امام سجاد (ع) و حضرت زینب کبری (س) برای افشاگری جزئیات این رویداد به گونه‌ای بود که گاه در تاریخ می‌بینیم یک ملاقات آن حضرت از چندین منبع مختلف و با اختلافات بسیار کم نقل شده است.
4- ویژگی یاران امام حسین (ع) کنجکاوی بسیاری از مردم را برمی‌انگیخت تا تشنه‌ی دنبال کردن این ماجرا تا فرجام آن باشند.
در سپاه امام حسین (ع) هم از فرزندان امام علی (ع)
حضور داشتند، هم فرزندان امام حسین (ع) و هم فرزندان امام حسن (ع) و هم فرزندان حضرت زینب و هم برادران حضرت عباس که از ام‌البنی بودند و هم خاندان مسیحی وهب و هم غلامان و موالی و هم انصار و تابعین و هم حافظان قرآن و فقیهان و هم کودکان و دختران خردسال و هم کسانی نظیر حرّ ابن یزید ریاحی که بازگشت کننده‌ای بزرگ بود و هم زهیر ابن قین که تا پیش از این خونخواه عثمان به حساب می‌آمد و پیرمردی چون حبیب‌ابن مظاهر و... همه‌ی این شخصیت‌ها هر کدام توجه بسیاری را به خود جلب می‌کردند.
5- در میان کسانی که به افشای هر چه بیشتر جنایات سپاه یزید در کربلا دامن زدند و در عین حال سود و سودای خود را دنبال می‌کردند، زبیریان بودند که چون می‌خواستند دستاویزی بزرگتر از دعواهای قومی بر علیه یزید و تضعیف بنی‌امیه اقامه کنند، شهادت سبط پیامبر و یارانش را علی‌رغم اینکه بعدها در جهت عکس آن عمل کردند مانند پتکی بر سر یزید و یزیدیان می‌کوبیدند.
6- اقوام غیرعرب از ایرانی و مصری و یمنی و حبشی گرفته و نومسلمانانی که از امتیازطلبی عرب‌ها و تبدیل شدنشان به اربابان جدید دل خونی داشتند نیز در نقل سینه به سینه این ماجرا به خوبی ایفای نقش کردند و کار را به جایی رسانیدند که ابومسلم خراسانی توانست با غلبه بر امویان راه را برای حکومت بنی‌عباس که ادعای خویشاوندی با پیامبر را داشتند هموار کند.
به هر تقدیر به قول حافظ که فرموده است:
«نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفلها»
فاجعه کربلا که در صحرایی دور افتاده اتفاق افتاد و انتظار می‌رفت که همه چیز آنگونه که یزیدیان می‌خواستند در نطفه خفه شود، به لقمه‌ای گلوگیر تبدیل شد که ابتدا یزیدیان را خفه کرد و سپس بنی‌امیه را به زیر کشید و دست انتقام الهی از آستین تاریخ بیرون آمد و عاشورا را به نقطه کانونی فرهنگ مقاومت و ایستادگی تبدیل کرد و جاودانگی حق و بی‌پایگی باطل را به اثبات رسانید و عبرت همگان شد.