سرمقاله 12 آبان 1392
چرا مرگ بر آمریکا؟
به بهانه فرا رسیدن 13 آبان
به بهانه فرا رسیدن 13 آبان
محمد عسلی
زمانی که دانشجویان پیرو خط امام به سفارت آمریکا در تهران حمله کردند و اعضای آن را به گروگان گرفتند به خوبی میدانستند که آنجا لانه جاسوسی است و قرائن و شواهد کافی هم برای آن داشتند لیکن وقتی سفارتخانه به تصرف آنها درآمد و دسترسیشان به اسناد باقیمانده جاسوسی آن هم به صورت خرد شده میسّر شد، دولت آمریکا جاسوسی را انکار کرد و کشورهای غربی هم که شیفته و فریفته دوستی با آمریکا بودند چندان به ظاهر باور نکردند. هر چند کار خودشان در دیگر کشورها هم جز این نبود.اینک با گذشت بیش از سه دهه از آن تاریخ بعد از افشاگری اسنودن و انتشار اظهارات وی در روزنامههای اروپایی بالاجبار دولتهای اروپایی از جمله مدعیان آمریکا در جاسوسی از طریق شبکههای ارتباطیشان و نصب دستگاههای شنود در سفارتخانههای آمریکا در این کشورها هستند. و مردم جهان بیش از پیش باور کردهاند که عنوان لانه جاسوسی برازنده سفارت آمریکا در تهران بوده است.
و اما بعد.
مدتهاست شبکههای فارسیزبان و رسانههای مطبوعاتی و مجازی خارج از کشور که از بودجه حمایتی دولت آمریکا تغذیه میشوند این سؤال را مکرراً تکرار میکنند و خود به آن پاسخ میدهند که چرا مردم ایران و مسئولان مملکت بر شعار مرگ بر آمریکا اصرار دارند؟
لذا با تبلیغات گسترده ایرانهراسی و اسلامهراسی مدت 35 سال است کوس عناد و دشمنی میزنند و مستقیم و غیرمستقیم به مخاطبانشان تفهیم میکنند که همه مشکلات ایران ناشی از همین شعار مرگ بر آمریکاست که موجب ایجاد دیوار بیاعتمادی بین دو کشور است.
لیکن تاکنون هیچیک از این رسانهها و دولتهای طرفدار سیاست آمریکا در منطقه به این مهم توجه نکرده و یا نخواستهاند عنوان کنند که اگر چه دولتمردان و مردم انقلابی ایران بر شعار مرگ بر آمریکا پایبندند و برای آن دلایل متقن دارند، اما آنکه عملاً به دنبال نابودی و مرگ کشور و ملت ایران بوده در واقع آمریکاست. زیرا از همان ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی وقتی احساس کرد در به همان پاشنه سابق نمیچرخد و منافع بیحد و شمارش در ایران حفظ نمیشود و دوام نمیآورد، دشمنیهای خود را آشکار کرد و با دلایل واهی دفاع از حقوق بشر و ایرادهای بنیاسراییلی به عملکرد دولتمردان و رهبر ایران، نخست سرمایهگذاران داخلی و خارجی را تشویق به خروج از کشور کرد و سپس مخالفان انقلاب اسلامی را از هر صنف و دستهای بودند به دامن خود و دیگر کشورهای اروپایی برگرداند تا چنین وانمود کند که ایرانیان با انقلاب اسلامی سر مخالفت و ناسازگاری دارند.
سپس به بهانه تسخیر لانه جاسوسی تحریمهای پیدرپی بر علیه ایران تصویب و عملی کرد و با تحریک و تطمیع گروهکهای ضد انقلاب اعم از چپ و میانه و التقاطی و حتی کمونیستها قصد داشت در ایران جنگ داخلی راه بیاندازد که با هوشیاری مردم جان بر کف و دوستدار انقلاب کاری از پیش نبرد. حمله نظامی آمریکا به هواپیمای مسافربری که هیچ بهانه و عذری نمیتوان برای آن متصور شد اوج دشمنی دولت آمریکا با مردم ایران بود که از حافظه تاریخ پاک نخواهد شد.
حمایت آمریکا از صدام حسین، دیکتاتور عراق که او را تشویق به کشورگشایی و حمله به ایران نمود و تجهیزات نظامی کافی در اختیار وی گذاشت تا مردم ایران را درگیر یک جنگ فرسایشی 8 ساله نماید با این تصور که به لحاظ خسارات مالی و جانی بسیار و مخاطرات جنگ مردم ایران از انقلاب خود روی برمیگردانند که برعکس چنین نشد و مردم قهرمان ایران با تبعیت از رهبری داهیانه امام هم متجاوز را از کشور خود راندند و هم بیش از گذشته از انقلاب و رهبرشان پشتیبانی و حمایت کردند.
در این میان آنچه مهم بود و اتفاق افتاد این که دستهای دشمنان و منافقان رو شد و مردم ایران دشمنان قسم خورده خود را شناختند.
آمریکا و همراهان و پیروان فریفته و دل بریدهاش راههای دیگری را برای ایرانهراسی پیش گرفتند که بعد از اتهامات تروریستی به دولتمردان ایران و قضایای انتشار کتاب آیات شیطانی سلمان رشدی و هیاهو پیرامون فتوای امام در خصوص قتل نویسنده کتاب، مسأله غنیسازی اورانیوم در ایران و فعالیت صلحآمیز انرژی هستهای دامنه جوسازیهای سیاسی و مقابله با تجارت خارجی ایران توسط دولتهای آمریکا پردامنهتر و فشار تحریمها بر اقتصاد ایران روز به روز و ساعت به ساعت افزون و افزونتر شد تا مردم ایران را چنان تحت فشار گذارند که از نظام جمهوری اسلامی روی برگردانند و نظام مملکت را به هم بریزند. اما علیرغم تمامی فشارها، تهدیدها، تطمیعهای ضد انقلاب، ترور شخصیتهای سیاسی، مذهبی و دانشمندان هستهای باز هم این مردم ایران بودند که دست از انقلاب و مسئولان مملکتی نکشیدند و در انتخابات اخیر ریاست جمهوری، با حضوری گسترده و تماشایی نشان دادند که
بر سر انقلاب در هر شرایطی و با تمامی سختیهای تحمیل شده ناشی از تشدید تحریمها معامله نخواهند کرد.
پس از آن که دیگر راهی برای اختلافافکنی بین مردم از دید آمریکاییان و شرکای غربی آنها نبود به اصطلاح سر عقل آمدند و اوباما در اظهارات مکررش عنوان کرد دولت آمریکا به دنبال تغییر رژیم در ایران نیست. گویی میتواند ولی نمیخواهد!
آمریکا که مدام اعلام میکرد گزینه نظامی روی میز است وقتی اقتدار و اتحاد ایران اسلامی و مردم آن را در طول سالها محک زد به این نتیجه رسید که حمله نظامی به ایران و نتیجهگیری مثبت از آن در توان آمریکا نیست.
با این اوصاف آیا جز این بوده که آمریکا عملاً به دنبال مرگ بر ایران بوده است؟ هر چند ما مدام در حالت دفاع و مقابله بودهایم؟
آیا تاکنون دولتمردان اروپایی و دولتهای وابسته منطقه خاورمیانه عربی از جمله کشورهای نفتخیز از خود سؤال کردهاند که چرا ایرانیان در عرصهها و مناسبتهای سیاسی و مذهبی شعار مرگ بر آمریکا سر میدهند؟
بدیهی است میدانند که عمل مقابله به مثل است اما جرأت بیان آن را ندارند. آنها حتی جرأت این را ندارند که نسبت به جاسوسیهای مستمر آمریکا در خانهشان یک تظاهرات ملی راه بیاندازند و اگر مردم اعتراض کردند آن اعتراضات را سرکوب میکنند زیرا در طول نیم قرن گذشته و بعد از جنگ جهانی دوم آمریکا به عنوان یک ارباب مستکبر همیشه در دل مردمان هراس انداخته و همه چیز را برای خودش خواسته تا این اقتدار سیاسی، نظامی و سرمایهای را حفظ کند. اما از این مهم هم غافل نیست که دیگر آمریکا همانند گذشته نمیتواند بر افکار عمومی مردم جهان مدیریت کند حتی اگر پیشرفتهترین تجهیزات الکترونیکی و ماهوارهای را در اختیار داشته باشد.
آمریکا باید بداند که در برابر عملکرد خود که در طول 35 سال در واقع مرگ برای ایران خواسته شعار مرگ بر آمریکا عملی متقابل و تدافعی بوده است؛ زیرا ایرانیان به شهادت تاریخ نجیبترین، باهوشترین و دشمنستیزترین مردم دنیا هستند و راز ماندگاریشان هم جز این نیست هر چند باور اسلامی هم به آن اضافه شده که در مصافهای مختلف تاریخی سرنوشتساز بوده است و این را همه پژوهشگران، تحلیلگران سیاسی و تاریخنویسان و تاریخخوانان میدانند.
ما باور داریم و بر این باور خواهیم ماند تا زمانی که دولت آمریکا و مجلسین آن با ما راست نشوند و از سر تواضع و تدبیر و اعتدال و حقنگری وارد مذاکره و ارتباط نشوند شعار مرگ بر آمریکا به عنوان یک عمل مقابله به مثل بر ذهن و زبان مردم ما جاری خواهد ماند و در سیزده آبان هر سال، که سرفصل این خطای سیاسی آمریکاست و در عرصههای مختلف استکبارستیزی استمرار خواهد داشت زیرا قانون اساسی ما که حاصل خون هزاران شهید، جانباز و مجروح است و نتیجه مجاهدتهای ایثارگرانه ملت ایران به حساب میآید، بیانگر روح بالنده ظلمستیزی، اسارتستیزی، رهایی از بندگی غیرخدا و استکبارستیزی است زیرا امام و مولای بزرگوار ما امام علی (ع) فرمودند: «کونوا للظالم خصماً و للمظلوم عونا...» [دشمن ظالم باشید و دوست مظلوم]
حال در پایان این کوتاه و مختصر تحلیل پاسخ یک سؤال از خوانندگان گرامی طلب میکنم و آن اینکه در تاریخ پانصد و اندی ساله آمریکا، آیا جز ظلم و تعدی به مظلومان، درماندگان، عقب نگه داشته شدهها و تجاوز به سرزمین کشورهای مختلف از طریق نظامی و ترفندهای سیاسی از دولتمردان آمریکا حرکت دیگری در جهت حمایت از مظلومان تاریخ دیدهایم؟
نمونهای از وحشیترین عملیات نظامی کور را در افغانستان شاهدیم که هواپیماهای بدون سرنشین چگونه خانه و کاشانه را بر سر مردان، زنان و کودکان و نوباوگان غیرنظامی خراب میکنند و آنها را به خاک و خون میکشند. عملیاتی که در ویتنام، کره، ژاپن، عراق و... به گونه دیگری کردند.
آیا جز این است که برای دولتهای آمریکا در طول تاریخ هدف وسیله را توجیه کرده است؟
و کشته شدن غیرنظامیان مهم نیست؟
بگذریم و قضاوت را به مردمان بسپاریم که: چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است.
والسلام
+ نوشته شده در 2013/11/3 ساعت 5:16 توسط عصرمردم
|
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی