رمضان ماه مهمانی خدا و فرصتی برای زدودن رذایل نفسانی حسد و حسادت
عبدالرضا خوشنویس*

ماه رمضان ماه ضیافت و ماه مهمانی خدا نامیده شده است، این ماه فرصتی متعالی برای زدودن رذایل نفسانی و جایگزینی خصایل انسانی است، رمضان فرصتی برای نیایش و خودسازی و زمانی برای دوری جستن از آفات نفس است.
از جمله رذایلی که نفس انسان را مورد آسیب قرار می دهد و موجب می گردد که بسیاری از خصایل انسانی در آدمی توان ظهور و بروز نیابد، حسد ورزیدن و حسادت است.این صفت ناپسند در باطن و وجدان آدمی و همچنین در
 آموزه های دینی و سخن بزرگان و اولیای دین طرد شده و مورد نکوهش قرار گرفته است.حسد و حسادت یکی از رذایل اخلاقی است که در طول تاریخ بشر آثار بسیار منفی فردی و اجتماعی داشته است. حسد به معنی ناراحت شدن از نعمت هایی
 که خداوند نصیب دیگران کرده و آرزوی زوال آنها و حتی تلاش و کوشش در این راه است، حسد فضای روح آدمی را تیره و تار و فضای زندگی او را ظلمانی و محیط جامعه را مملو از ناامنی می کند.حسودان نه آرامشی در دنیا دارند، نه آسایشی در آخرت و چون تمام تلاششان این است که نعمت را از فرد به واسطه حسد بگیرند، آلوده انواع جنایت ها می شوند، دروغ می گویند، غیبت می کنند، دست به انواع ظلم و ستم می زنند
 و حتی در حالات شدید و بحرانی از قتل و خونریزی نیز ابا ندارند.
   در واقع می توان گفت حسد یکی از ریشه های اصلی تمام بدی هاست
و از دام های بسیار خطرناک شیطان است، همان دامی که در نخستین روزهای آفرینش بشر کار خود را کرد و فرزند آدم (ع)، قابیل، را به کام خود فرو کشید و دستش را به خون برادرش هابیل آلوده کرد و به همین دلیل در روایات اسلامی حسد یکی از اصول سه گانه کفر شمرده شده و در کنار تکبر و حرص قرار گرفته است.حسود در واقع معترض به حکمت الهی است و به همین دلیل نوعی کفر و شرک خفی محسوب می شود.ماه رمضان، ماه مهمانی خدا فرصتی متعالی برای دوری جستن از این صفت رذیله است، فرصتی است تا با نکوداشت آفرینش های
 الهی دل را به مهمانی خصایل متعالی انسانی میهمان کنیم.
مدیر کل تبلیغات اسلامی استان فارس با تأکید بر بهره گیری بیشتر از ماه ضیافت در مورد این صفت ناپسند اخلاقی گفت: حسد و شرک یکی از گناهان ریشه ای است که با ایمان منافات دارد، در رابطه با حسد نکات پرهیزی فراوانی از معصومان نقل شده است
همچنین از قرآن که منشاء آموزه های دینی است مطالب فراوانی بر ضرورت دوری گزینی مردم از این صفت زشت و رذیله رسیده است.
حجت الاسلام عبدالرضا خوشنویس با اشاره به آیاتی از سوره ناس افزود: در سوره ناس خداوند به پیامبرش دستور داده است که از شر حسود و شر انسان هایی که دارای این ویژگی زشت هستند به خدا پناه ببرد.
وی ادامه داد: اگر ما دیگر گفته های خدا را با این دستور در کنار هم قرار دهیم متوجه می شویم در چند جا رسول خدا موظف شده است که به خدا پناه ببرد، در یک جا خداوند به  او دستور داده است که از شر شیطان به خداوند پناه ببرد و در جای دیگر از شر حسدورزان به خدا پناه ببرد.
وی افزود: این در کنار هم گذاشتن حسود و شیطان می فهماند که حسدورزان نیز از لشکر شیطان هستند و انسان هایی که با این ویژگی زندگی می کنند در حقیقت از اعضای حزب شیطان هستند و اگر کسی به عضویت این حزب در آمد پلیدی او پلیدی ریشه ای
خواهد بود.او گفت: با این توصیف ها باید چنین گفت که گناهان بر دو قسم هستند، گناهان عمیق و ریشه ای و گناهان سطحی و شاخه ای، گریز از گناهان عمیق و ریشه ای نیاز به تمرین و پیگیری و پذیرش سختی دارد که حسادت یکی از این گناهان است، بنابراین کسانی که به این گناه آلوده اند می بایست هر چه سریع تر از این آسیب بزرگ فردی خود را کنار بکشند.
وی ادامه داد: در آموزه های دینی ما حس رقابت خواهی و رقابت جویی
 مورد نفرت قرار گرفته و رقابت سالم مورد تشویق قرار گرفته است.مثلاً در حوزه دین می توان به غبطه اشاره کرد، زیرا غبطه نیز نوعی احساس نیاز است که به دیگران آسیب نمی رساند. حسادت احساس نیازی است که به دیگران آسیب می رساند یعنی در درون حسود این سؤال همواره مطرح است که چرا او دارد؟ ولی در غبطه این سؤال پیش می آید که چرا من ندارم؟ و می بایست چه راهکاری را فراهم سازم تا من نیز از این نعمت بهره مند شوم.مدیر کل تبلیغات اسلامی فارس اظهار داشت: از نظر دانش آموز ثابت شده است انسانی که درونی پر رشک دارد از کمبودی عمیق و کاستی جانکاه رنج می برد و عقده های حقارت، کمبودهای فردی و خانوادگی و تربیت ناسالم پدیده زشت حسادت را تقویت
می کند.وی با تأکید بر نقش خانواده ها در تربیت فرزندان گفت: خانواده ها برای اینکه این ویژگی پلید در درون فرزندانشان رشد نکند، باید تلاش کنند که در انتقال تربیت به فرزندان خود از تحقیر و مقایسه آنها با دیگران به شدت پرهیز نمایند، زیرا این دو نوع واکنش منفی فرزندان را حسود و پررشک بار می آورد.
خوشنویس اضافه کرد: هر چند خارج نمودن حسات از درون کار مشکلی است ولی برای اینکه این صفت در درون ما جای نگیرد، راه پیشنهادی آسانی وجود دارد.این که ما در کنش های تربیتی خود به فرزندانمان مهارت های زندگی را به آنها بیاموزیم و هرگز واکنش های منفی را به عنوان اهرم تربیت در زندگی به کار نگیریم.
حال این سؤال باقی است کسانی که دارای این ویژگی هستند باید چه کنند؟ وی گفت: دستورات زیادی از دانشمندان اخلاق برای گریز از این عارضه زشت رسیده است که در کتاب های اخلاقی به صورت مشروح به آن پرداخته شده است.همه دانشمندان حوزه دین بر این باورند که عبادت و نیایش خدا مهمترین عامل حسدزدایی است.وقتی ما به خدا نزدیک تر می شویم و خدا به ما توجه می  کند درون ما احساس بی نیازی از زشتی بوجود
 می آید، زیرا ما با سخن گفتن با خدا اوصاف خدایی را در دل خود جایگزین اوصاف زشت می کنیم.اگر کسی بخواهد از دام زشتی ها
 در امان باشد روزه توانایی خوبی است که دست ما را بگیرد، پا به پا ببرد و شیوه راه رفتن را بیاموزد. اگر با تأکید این سخن را تکرار کنیم که روزه بلای جان شیطان است و صفت های
شیطانی را از اساس برمی کند و خداوند در این ماه به بندگان خود را برای رهایی از دام صفت های زشت شیطانی کمک می کند این وعده خدا است و وعده خدا هم شدنی است.در روایات اسلامی نیز نکوهش شدیدی از حسد شده است به گونه ای که درباره کمتر صفتی از صفات رذیله چنین نکوهشی دیده می شود، به عنوان نمونه کافی است به چند حدیث زیر که گوشه ای از آن احادیث است نظر افکنیم.
در حدیثی از رسول خدا (ص) می خوانیم: «حسد حسنات را
 می خورد همان گونه که آتش هیزم را می خورد.»
تعبیر بالا به خوبی نشان می دهد که آتش حسد می تواند تمام خرمن سعادت انسان و حسنات او را بسوزاند و زحمات یک عمر او را بر باد دهد به گونه ای که دست خالی از دنیا برود.
در حدیث دیگری از امیر مؤمنان علی (ع) آمده است:
«حسد بدترین بیماری اخلاقی است.»
طبق این حدیث هیچ بیماری اخلاقی بدتر از حسد نیست.
از همان حضرت نقل شده است که فرمود: «سرچشمه صفات رذیله حسد است.»
در حدیث دیگری از امام صادق (ع) آمده است: «آفت دین و ایمان سه چیز است، حسد و خودبزرگ بینی و فخرفروشی.»
راه درمان صفات ناپسند مثل حسد، بخل و اخلاق بد چیست؟ در پایگاه نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها در مطلبی به راههای درمان حسد اشاره شده است. در این مطلب آمده است: حسد یک نوع بیماری روحی است که تا علت آن در شخص حسود مشخص نشود نمی توان درمان روشنی را پیشنهاد کرد.
بنابراین برای پاسخ دقیق تر به این سؤال باید موارد حسد و انگیزه های
 آن را بیان کرد تا راه مشخص تری پیشنهاد شود.
علت حسد این است که انسان گمان می کند با پیشرفت دیگری موقعیت او متزلزل می گردد و برای حفظ موقعیت خود در تخریب موقعیت دیگری می کوشدطبیعی است که با تخریب دیگران انسان رشد نمی کند بلکه ممکن است موقعیت خود را نیز سست کند، چرا که معمولاً آنان از دوستان او هستند و روشن است که اگر کسی به دوستان خود حسادت کند و در تخریب موقعیت آنها بکوشد در نهایت به تخریب موقعیت خویش کمک کرده است. انسان در پرتو کمک و یاری دوستان و نزدیکان خود پیشرفت بیشتری خواهد کرد در حالی که با حسادت به آنها فقط دشمنی آنها را کسب خواهد کرد و دوستان یاری دهنده خود را به دشمنانی کینه جو تبدیل خواهد ساخت.نکته دیگر اینکه اصولاً این فکر که با پیشرفت دیگران، انسان از توجه دوستان محرم می شود اشتباه و توهمی بیش نیست.ارزش هر انسانی به رفتار و شخصیت خود اوست و موقعیت دیگران نمی تواند تأثیر چندانی در موقعیت او بگذارد.گاهی انسان از انگیزه حسد خود آگاهی ندارد یعنی به صورت ناخودآگاه به دیگران حسد می ورزد و از پیشرفت آنها ناراحت می شود.این افراد ممکن است در کودکی تجربه های منفی از پیشرفت دیگران داشته باشند.در هر حال حسد و حسادت و حسد ورزیدن از صفات رذیله است که انسان باید از آن دوری جوید. ماه مبارک رمضان فرصت مناسبی است تا با کند و کاو در رفتارها و منش فردی خود به بازشناسی این صفت ناپسند بپردازیم و برای رفع آن با بهره گیری از معنویت ملکوتی ماه ضیافت اقدام کنیم. 

... و اینک رمضان
فریبا کواری 
باز هم رمضان و فرصتی دوباره تا پس از یک سال روزمره گی، یک ماه را بر سر سفره معنویش میهمان باشیم که رمضان زمان آموزش است، کلاس درس است، مکانش: مغز و قلب ما، کتابش: قرآن، آموزگارش: ختم رسل، امتحانش: عمل ما و  امتحان کننده اش: او...
در این راستا سی جزء کلامش را در سی روز ماهش که نه تنها به تلاوت که به تدبر نشینیم و در قدر شبانه اش رقم زدن سرنوشت یک ساله مان را به غیر طلب کنیم که خود فرموده است:
«هُوَ مَعَکُم اَینَ ما کُنتُم»(1)
او همان هستی مطلق و مبدأ  بی نیاز و قائم به ذات است، همو  که پیوسته با شماست در معیت شما، به همراه شما که نه، در وجود شما و از آن فراتر، از شما به خودتان نزدیکتر: از رگ گردنتان به شما نزدیکتر و ما در این نزدیک تا چه حد او را می بینیم و می یابیم و ادراک می کنیم، در نفسهای هستیمان که از او هست شده؟ که حتی نمی توان با هر بار تکرارش شکرش را به جا آورد؟ همان نفسی که ممد حیات است و مفرح ذات در کجا می توان او را دید و دریافت؟ در آسمان؟ درکهکشان ها، در سیاهی شب، در روشنی روز، یا در همین نزدیکی؟ در طراوت گلبرگهای یک گل سرخ که می تواند قبله ای شود در شعر شاعری مسلمان همانکه در پی اذان با دو قد قامت موج نمازش را می خواند.(2) که اینان هر یک
جلوه ای است از جلال وجودش «هُوَ مَعَکُم» او با شماست پس برای شناختش از خودشناسی باید آغازکرد تا به خداشناسی رسید و از خداشناسی به خودشناسی: «او با شماست» که دلیل این مدعا در کار بودن تمامی کائنات است در به کف آوردن نانی و به غفلت نخوردن، کائناتی که در هر طلوع و غروب تسبیح گوی ذات مطلق اویند، هم او که با شماست و در کلام مکتوبش بشارت می دهد که در پی هر سختی، آسانی است که «عُسراً» و «یُسرا». او با شماست که از وجود خود در شما دمیده فرشتگان را امر به کرنش در برابر ابوالبشر فرموده و شما را اشرف مخلوقات نامید، چرا که بار گران آموختن را هیچ یک از خلایق تاب نیاورد.
«او با شماست» او که هم هوالقادر است و هم هوالرحمن، هوالرحیم است و هوالجمیل و دوستدار زیبایی ها، «او که لطیف است و نامرئی»(3) و در عین نامرئی بودن از همه کس به من، به ما، به شما نزدیک تر، او با شماست،
هُوَ مَعَکُم...

پی نویس:
1 - سورۀ حدید آیه 4: «هر کجا باشید او با شماست». از آنجا که خداوند محدود به مکان و زمان نیست بلکه خود خالق مکان و زمان است پس همه جا و در همه زمان و حالت او با ما است. در دعای کمیل نیز چنین آمده است:«فراراه حکومت تو امکان ندارد» و این بدان معناست که در هر صورت و هر جا که باشیم خداوند بر ما مسلط است و زیر سایه رحمت او هستیم. باور داشتن این مطلب به نوعی ایجاد اعتماد به نفس و اطمینان و شهامت می کند و از طرفی مسئولیت پذیری و احساس شکوه و عظمتش را در ما به وجود می آورد.
2 - سهراب سپهری
3 - سورۀ انعام آیۀ 103