رييس‌جمهور: دل سرشار از عشق، موري هم نمي‌آزارد چه رسد به

كشتار و قتل‌عام

ایسنا: رييس‌جمهور تصريح كرد: شعر يك تلاش مقدس براي عبور از وادي عقل به وادي عشق است. عشقي كه خود تجلي عقل است. شعر، زبان مشترك دل‌هاي آدم‌هاست. محمود احمدي‌نژاد صبح دیروز در مراسم پایانی پنجمين جشنواره بين‌المللي شعر فجر، با بيان اين‌كه شاعران حقيقت‌خواه در واقع فريادرسان فطرت الهي انسان براي تجربه عشق، عدالت و اميد و تنفس در ملكوت ارزش‌هاي متعالي هستند، گفت: خداي بزرگ را سپاسگزارم كه ايران و سرزمين ايران، گلستاني از گل‌هاي به بار نشسته و خوش‌عطر و خوش‌رنگ از انسان‌هاي متعالي است.
احمدي‌نژاد با بيان اين‌كه آثار بجا مانده از شاعران اين سرزمين سرشار از عشق و اميد در سايه توحيد و يگانه‌پرستي است، گفت: جشنواره فجر ميعادي براي تمام شاعران دلسوز است و اميدوارم اين جشنواره در سال‌هاي بعد پرشورتر و گسترده‌تر برگزار شود و اگر من عضو هيات داوران اين جشنواره بودم تمام شركت‌كنندگان در اين جشنواره را به عنوان برندگان اول معرفي مي‌كردم چرا كه قدم گذاشتن در وادي عشق خود اول شدن است. رييس‌جمهور در ادامه با خواندن اشعاري از سعدي، رودكي، خواجوي كرماني، حافظ، پروين اعتصامي، وحشي بافقي و باباطاهر و با بيان اين‌كه حافظ يك گنج بيكران است، گفت: اعتقاد دارم كه اگر اين فرهنگ و انديشه امروز به دنيا معرفي شود و در دل‌ها و جان‌هاي بشري جاري شود مشكلي در جامعه بشري نخواهد ماند. ريشه مشكلات از آنجاست كه دل‌ها و انديشه‌ها از عشق حقيقي و محبت و از شناخت انسان غافل شده‌اند.
وي ادامه داد: دلي كه سرشار از عشق است موري هم نمي‌آزارد چه برسد به كشتار و قتل‌عام.
احمدي‌نژاد گفت: هر جا و در هر كجاي دنيا شاعري است وقتي كه به كنه دل و انديشه او مراجعه مي‌كنيم مي‌بينيم كه سرشار از عشق پاك و سوزان است. تجلي كمال‌جويي انسان است. شاعري قدم نهادن در راه كمال و رسيدن به وادي عشق و عبور از عقل براي رسيدن به عشق و رسيدن به عشق براي جاري شدن در لايتناهي هستي و شعر شعراي ما سرشار از عشق، پاكي و توحيد است.
رييس‌جمهور در ادامه به قرائت ابياتي از شعري كه خود سروده بود پرداخت و اينچنين خواند: ما از تبار رستم، فرهاد و آرشيم / ما از تبار رستم، فرهاد و آرشيم / واندر شرار فتنه آخر سياوشيم / در انتظار رؤيت آن مهر آخرين / در مجمر سپيده سپندي بر آتشيم.
21 تا 23 اسفندماه امسال برگزار می­شود؛سومین جشنواره فیلم کوتاه

شیراز در تالار حافظ نمایش فیلم­های «آتشکار» و «پوسته» در شیراز

    محسن دانش
«یک کارگر ذوب­آهن اصفهان که چهار دختر دارد، به دلیل پاره­ای از مشکلات تصمیم می­گیرد با انجام عمل، خود را عقیم سازد تا جلوی زاد و ولد بیشتر را در خانواده بگیرد و به دنبال این تصمیم، کانون خانواده با بحران­های جدی مواجه می­شود...»
این خلاصه داستان فیلم «آتشکار» دومین ساخته بلند سینمایی «محسن امیریوسفی» است که در سومین جشنواره فیلم کوتاه شیراز به نمایش درمی­آید.

نمایش فیلم­ها: از «آخرین روزهای سرشماری نشده» تا «رستاخیز»
این جشنواره از 21 تا 23 اسفندماه امسال در تالار حافظ شیراز به همت انجمن فیلم کوتاه شیراز و با همکاری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس شکل می­گیرد و نمایش فیلم­های کوتاه بخش مسابقه، نشست تخصصی فیلم کوتاه، نمایش فیلم­های کوتاه مؤسسه آرت صربستان و پخش دو فیلم بلند «پوسته» به کارگردانی «مصطفی آل احمد» و «آتشکار» به کارگردانی «محسن امیریوسفی» از جمله برنامه­های آن است.
سایر فیلم­های در نظر گرفته شده برای پخش در جشنواره فیلم کوتاه شیراز عبارتند از: آخرین روزهای سرشماری نشده (شهرام علیدی، دست­های سنگی (محسن امیریوسفی)، دو خواهر (بیژن میرباقری)، بیگانه و بومی (علی­محمد قاسمی)، چاه (بایرام فضلی)، تصنیف قدیمی و غمناک عصر بارانی آسمار (مجید برزگر)، روایت نازلی از زبان یک جن­گیر عاشق (جواد امامی)، دایره (محمد شیروانی)، کمی بالاتر، محدوده دایره (شهرام مکری)، پیر حرا (مهوش شیخ­الاسلامی)، سنگ قبری برای اردشیر (رضا بهرامی­نژاد)، عروسک­های کمس (بهرام عظیم­پور)، زندگی همین است (پیروز کلانتری)، عبور از نمی­دانم (خسرو سینایی)، عشق در لانه است (مشیری)، برفک (نقی نعمتی)، بومرنگ (داریوش غریب­زاده) آندوسی (شهرام مکری)، قاب سبز (فرود عوض­پور)، آن بالا کنار جاده (مرجان اشرفی­زاده)، رستاخیز (پیمان ماندگار).
بررسی خلاءهای موجود بین سنت و مدرنیته
«آتشکار» فیلمی است که به موضوع تردید از جنبه طنز نگاه می­کند. این اثر سینمایی مانند فیلم قبلی امیریوسفی به بررسی خلاءهای موجود بین سنت و مدرنیته می­پردازد؛ به حل شدن تدریجی مردی با نگاه مردسالارانه که قرار است در مسیر مدرنیته، خودش را با قواعد اجتماعی موجود، مطابقت دهد.
کارگردان در این فیلم، تعصبات پوچ و سنتی را نشانه می­رود و تابو «مرد که نباید...» را در هم می­شکند. بار کُمیک فیلم تا حد زیادی از تلخی این واقعیت اجتماعی که: «زندگی با مؤلفه­های سنتی در جریان مدرنیسم جهانی، دوام نمی­آورد» می­کاهد و این از توانایی­های امیریوسفی در بیان آسیب­هاست. البته در مقایسه «آتشکار» با «خواب تلخ» به عنوان اولین فیلم بلند سینمایی امیریوسفی باید گفت که کارگردان در مسیر نزولی قرار گرفته و در برخی از سکانس­های «آتشکار» به هزل­گویی و سیاه­بازی­های روحوضی نزدیک شده است. اما به هر حال امیریوسفی کارگردانی است که به آوانگارد بودن علاقه بسیاری دارد و در این مسیر، گاه زبان سینمایی­اش عقب­تر از افکارش گام برمی­دارد. نگاه آینده­نگر این کارگردان به رخدادهای نهفته در بافت­های زیرین جامعه و پردازش آنها، همگی خبر از سینماگری موفق و مؤلف (به احتمال زیاد) در آینده می­دهد.
نگاه مینی­مالیستی به دنیای بی­مرز آدم­ها
فیلم «پوسته» به نویسندگی و کارگردانی «مصطفی آل احمد» تصویرگر مردی است که همواره در مظان اتهام دست و پا می­زند. فیلمی کلی­نگر که بین واقعیت و رؤیا معلق است و از قالبی رئالیسم­گونه تا سورئالیسمی متافیزیکی پیش می­رود.
نگاه کارگردان به فرامنطقی بودن اثرش قابل ستایش است و به عنوان اولین فیلم بلند سینمایی «آل احمد» قابل تأمل.
«آل احمد» با عینکی مینی­مالیستی به دنیای بی­مرز آدم­ها نگاه می­کند و در معادله­های سینمایی­اش گاه از ماورای غیرملموس و آسمانی سرک می­کشد به گوشه و کنار شهر پرهیاهو؛ شهری که برای نفس کشیدن آدم­هایش هم، حساب و کتاب منطقی حکمفرماست. یک سو بی­منطقی­های فرازمینی و یک سو منطق­های دال و مدلول خط­کشی شده.
به هر حال «آل احمد» نیاز به زمان دارد تا در کارهایش به روانی و یکدستی برسد و بتواند با ابزار سینمایی، حرفش را به مؤجزترین شکل ممکن بزند.
از نکات جالب توجه این اثر سینمایی تعداد زیاد لوکیشن­ها است که به شکل متوسطی، خوب از کار درآمده، از طرف دیگر استفاده از بار دراماتیکی اصوات با همه تلاش کارگردان، چنگی به دل نمی­زند.
مضمون­های بلند در فیلم­های کوتاه
به قول «احمد طالبی­نژاد» منتقد پیشکسوت سینمای کشور «هنوز مردم عادت نکرده­اند فیلم کوتاه را مستقل ببینند، چون جایی نبوده تا این عادت به وجود بیاید.» سینمای کوتاه همواره در سایه سینمای بلند نفس می­کشیده و در این رهگذار، گاهی به مدد حسی دسته­جمعی از دوستداران این عرصه یا توانایی­های فردی، فیلمسازی جویای نام، در آن سوی مرزها قد علم کرده و افتخارآفرین شده است. سینمای کوتاه برخلاف همنام قدرتمندش، از زمان سرمایه­گذاری تا جذب مخاطب، درگیری­های خاص خودش را دارد و چه بسا بسیاری از ایده­های خوب حوزه فیلم کوتاه که به خاطر مسایلی از این دست، هدر می­روند و هرگز به قالب تصویر درنمی­آیند. گاه عمر فیلم­های کوتاه ارزشمندی که درخور کسب جایزه­های جهانی هستند؛ در قفسه­های بایگانی و آرشیو، چه زود تمام می­شود و در فهرست برترین فیلمسازان کوتاه جهان، نامی و نشانی از آنها یافت نمی­شود. فیلم کوتاه برخلاف نامش، مفهومی بلند را پی می­گیرد که در کوتاه­ترین زمان ممکن، آن را به چالش می­کشاند. فیلم کوتاه ریشه در زمینی دارد که درختان بلند سینمای کشور از آن تغذیه می­کنند.


برگزاری آیین پایانی دومین جشنواره منطقه ای مجسمه های کوچک

دومین جشنواره منطقه ای مجسمه های کوچک، امروز با اعلام نفرات برتر به کار خود پایان می دهد.
به گزارش روابط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس  به نقل از دبیر خانه دومين جشنواره منطقه اي مجسمه هاي كوچك، آیین پایانی دومین جشنواره منطقه ای مجسمه های کوچک امروز در  حالی در مجموعه فرهنگی هنری حافظ برگزار می شود که 114 هنرمند  با 278 اثر از 7 استان در آن  شرکت کردند.
بر اساس این گزارش، بعد از داوری اولیه 86 اثر از 46 هنرمند  روز پنجشنبه 5 اسفند ماه جاری در مجموعه فرهنگی هنری وصال شیراز  در معرض دید علاقه مندان
قرار گرفت.
این گزارش حاکی است : درطول مدت برگزاری جشنواره 21 هنرمند بخش کارگاهی  از 4 استان فارس ،اصفهان ،خوزستان و یزد با یکدیگر به رقابت پرداختند و نفرات برتر این رشته نیز انتخاب شدند.
شایان ذکر است :توسعه کمي و کيفي اين هنر ارزشمند در کشور  و حمایت از ساخت آثار  هنری در قالب های کوچک از اهداف  برپایی این جشنواره عنوان شده است.


غول و دوچرخه؛ واقعيت زندگي با طعم فانتزي

ایبنا: احمد اكبرپور برگزيده بخش كتاب‌هاي ويژه شوراي كتاب كودك مي‌گويد: «يكي از دلايلي كه كتاب «غول و دوچرخه» را بيشتر از كارهاي ديگرم دوست دارم، ارتباط مستقيم آن با زندگي واقعي‌ام است؛ فضاها و جرقه‌هايي واقعي از زندگي كه در ادامه همراه با فانتزي‌هاي داستاني جلو مي‌رود. گروه‌هاي بررسي شوراي كتاب كودك، هفته گذشته برترين كتاب‌هاي سال 88 در حوزه‌هاي مختلف را معرفي كردند كه كتاب «غول و دوچرخه» اكبرپور به عنوان كتاب ويژه بخش تاليف معرفي شد؛ كتابي كه به گفته اكبرپور نشر آن دشواري‌هاي فراوان داشته و برخي ناشران بزرگ حاضر به انتشار آن نبودند.  اكبرپور درباره كتاب توضيح مي‌دهد: «غول و دوچرخه حدود سه سال پيش نوشته شد؛ معمولاً تمام كارهاي نويسندگان، نوعي ارتباط با زندگي شخصي آنهاست كه با تخيل همراه مي‌شود، اما برخي كارهاست كه با تجربه عيني نويسنده همراه است كه «غول و دوچرخه» از اين نوع كارهاست و عملا دختر داستان، دختر خودم است.» وي اضافه مي‌كند: «هميشه به اين فكر مي‌كنم كه اتفاقات عيني چه ظرفيت و قابليت‌هايي براي دور شدن از واقعيت و به ادبيات رسيدن را دارند و محك‌ زدن‌هاي اينچنيني در ذهنم فرآیندی از نوشتن را شكل مي‌دهد.» 
اكبرپور كتاب را براي انتشار به چند ناشر سپرده، اما متفاوت بودن اثر باعث شده تا آن‌ها كار را منتشر نكنند و سرانجام نشر افق پس از يك سال اثر را به بازار كتاب فرستاده است. اكنون كه «غول و دوچرخه» هم در جشنواره كتاب برتر و هم از سوي داوران معتبر شوراي كتاب كودك برگزيده شده، اكبرپور مي‌گويد: بسياري از ناشران به دلايل اخلاقي از انتشار اثر سر باز مي‌زدند و مثلا عنوان مي‌كردند كه در كتاب از دزد حمايت شده و اين براي بچه‌ها مناسب نيست و سرانجام، نشر افق هم ابتدا قصد داشت كتاب را در قالب مجموعه‌اي از داستان‌ها منتشر كند، اما پس از يك سال تصميم بر چاپ مجزاي اثر گرفته شد.