هفته احسان و نیکوکاری


فطرت، انسان را به سمت زندگی اجتماعی سوق داده است به راستی که آدمی با نیازهای گوناگونی که دارد قادر نیست به تنهایی به گونه­ای زندگی کند که با خوشایندی­اش همراه باشد. زندگی اجتماعی نیز الزامات خاص خودش را دارد.
پدید آمدن زبان و خط و هنر و دانش، دستاورد زندگی اجتماعی است، تعاون و مشارکت عملی در امور، مشورت و رایزنی در عرصه اندیشه و تصمیم­گیری، شکل­گیری خانواده و قوم و قبیله و شهر و کشور و حکومت و سازوکارهای آن نیز ریشه در اجتماعی بودن انسان دارد. در زندگی اجتماعی انسان­ها مکمل یکدیگر هستند. در جامعه انسانی بهره­گیری از هوش و ذکاوت خارق­العاده دانشمندان به نفع عموم جامعه به همان اندازه حائز اهمیت است که دستگیری از ناتوانان مبتلا به نارسایی­های ذهنی، همچنین پر کردن حفره­های ناشی از فقر و فلاکت توسط ثروتمندان به همان اندازه مهم است که تلاش برای کسب درآمد بیشتر.
اساساً در یک جامعه هوشیار و خودآگاه که مفهوم زندگی اجتماعی به خوبی درک شده است همه به گونه­ای برای هم زندگی می­کنند. تداوم حیات جامعه نیز در گرو حفظ تعادل آن است، افراط و تفریط حیات جامعه را تهدید می­کند، هر چیزی که داشتن آن از لوازم زندگی به شمار می­رود، اگر جنبه­ی انحصاری به خود گرفت جامعه را نامتعادل می­کند و جامعه نامتعادل مثل کشتی بی­سکانی است که توان عبور از امواج و گرداب­ها و جزر و مدها را ندارد. همان طور که مولکول­ها در اثر حرارت منبسط شده و ظرف خود را می­شکنند، انسان­ها نیز هنگامی که فراتر از آستانه­ی تحملشان ناگزیر از پذیرش وضعیتی طاقت­فرسا باشند ظرف و چارچوبی که برای آنها در نظر گرفته شده را برنمی­تابند و فعل و انفعالات، تغییرات و دگرگونی­هایی که جامعه بشری در طول هزاران سال داشته است به همین سنت غیرقابل تغییر الهی بازمی­گردد که برخی از آن به عنوان جبر تاریخ سخن می­گویند.
در نظامات متعادل اجتماعی همه انسان­ها صرف نظر از ویژگی­های ظاهری، رویکردهای فکری و جایگاه اجتماعی، صاحب حق و حقوق هستند، نادیده انگاشتن این حقوق از جانب برخی از مردم و یا حکومت­ها به تدریج جامعه را از حالت تعادل خارج می­کند، در جامعه نامتعادل هیچ کس احساس امنیت نمی­کند و اگر چنین امنیتی هم برای برخی وجود داشته باشد با هزینه­های مادی و معنوی بالا محقق می­شود. این در حالی است که اگر هزینه­ای که صرف مراقبت و نگهداری از اموال و اشخاص می­شود، صرف متعادل ساختن جامعه گردد، ظرف و مظروف یکدیگر را نگه می­دارند.
حکومت­ها در واقع برآیند تصمیم مشترک و ارائه جمعی ملت­ها برای برخورداری از زندگی اجتماعی توأم با رفاه و آسایش هستند و پرواضح است هر چه سطح برخورداری­های علمی، عمق فرهنگ و تعاملات اجتماعی و تضارب آرا و تعاون در یک جامعه بیشتر باشد نظام و حکومت برآمده از آن نیز جایگاهی ارزنده­تر و کاربردی­تر خواهد داشت.
اگر چه در شرایط آرمانی، نظام­ها و حکومت­ها متولی اصلی برقراری عدالت اجتماعی و تعادلی هستند که از آن سخن گفتیم اما مردم و نهادهای غیردولتی و تشکل­های مذهبی و هیأت­های حاصل از همگرایی و تجمع نیکوکاران به مناسبت­های مختلف در طول سال در راستای ایجاد موازنه و پر کردن چاله­های ایجاد شده و رفع فقر، نقش تعیین کننده­ای ایفا می­کنند. بعضی از نیکوکاران که به دنبال استمرار بخشیدن به خدمات اجتماعی مورد نظر خود هستند با وقف املاک و اموال خود از یک سو پشتوانه­ای معنوی برای خود تدارک می­بینند و از سوی دیگر به همنوعان خود یاری می­رسانند.
البته خیلی کم پیش می­آید که حکومت­ها از این جهت بی­نیاز از یاری نیکوکاران و خیراندیشان باشند و باب مساعدت به همنوع به انحای گوناگون از جمله صله رحم، زکات، خمس، رد مظالم، ادای نذر، وقف، کفّاره گناه، قضای روزه و... هرگز بسته نمی­شود. حتی کسانی که انگیزه معنوی و دینی هم ندارند برای این که با طغیان و سرکشی فقرا مواجه نشوند و شاهد افزایش بزهکاری­ها، دزدی­ها، آدم­ربایی­ها، فحشا و اختلاس­ها و انواع فسق و فجور و قاچاق و اعتیاد و فروش مواد مخدر نباشند برای پر کردن چاله چوله­های ایجاد شده بین طبقات و اقشار آسیب­پذیر تلاش می­کنند زیرا می­دانند که پیامدهای شوم رواج انواع بزهکاری گریبان خودشان و فرزندانشان را خواهد گرفت.
حتی در جوامع پیشرفته هم اینگونه نیست که همه مردم برخوردار باشند بلکه بر اساس تعریفی که از فقر در هر جامعه­ای وجود دارد بالاخره شاهد عده­ای فقیر که قادر به برآوردن نیازهای خود نیستند هستیم اگر چه تفاوت بین تعریف­ها گاه از زمین تا آسمان است.
در ایران نیز فقر چهره­ای شناخته شده و ملموس دارد از فقر مادی گرفته تا فقر معنوی و فرهنگی. که البته دیدگاه مشترکی بین اهل نظر و متولیان امور در خصوص در اولویت قرار گرفتن نوع خاصی از فقر برای رسیدگی و ترمیم وجود ندارد. گاهی به مسایل مادی پرداخته می­شود و گاهی فرهنگی و معنوی، و هر کدام نیز توجیهات خاص خود را دارد و جای بحث آن در اینجا نیست.
از این حرف­ها که بگذریم امروز اولین روز از هفته احسان و نیکوکاری است. هفته­ای که چند سالی است در آستانه نوروز شاهد همت عمومی برای کمک به مستمندان و فقرا و بیچارگان هستیم. این امیدواری وجود دارد که روزی برسد که توانسته باشیم ریشه­های فقر را در تمامی عرصه­ها بخشکانیم. چرا که فقر مادی به فرومایگی و ابتذال و فسق و فجور و تباهی و انواع بزهکاری­ها می­انجامد و فقر فرهنگی هویت ما را تهدید می­کند و جامعه را دچار آلزایمر معنوی نموده و حافظه تاریخی ما را دچار آشفتگی می­نماید.