یادداشت سردبیر 14 اسفند 1389
هفته احسان و نیکوکاری
فطرت، انسان را به سمت زندگی اجتماعی سوق داده است به راستی که آدمی با نیازهای گوناگونی که دارد قادر نیست به تنهایی به گونهای زندگی کند که با خوشایندیاش همراه باشد. زندگی اجتماعی نیز الزامات خاص خودش را دارد.
پدید آمدن زبان و خط و هنر و دانش، دستاورد زندگی اجتماعی است، تعاون و مشارکت عملی در امور، مشورت و رایزنی در عرصه اندیشه و تصمیمگیری، شکلگیری خانواده و قوم و قبیله و شهر و کشور و حکومت و سازوکارهای آن نیز ریشه در اجتماعی بودن انسان دارد. در زندگی اجتماعی انسانها مکمل یکدیگر هستند. در جامعه انسانی بهرهگیری از هوش و ذکاوت خارقالعاده دانشمندان به نفع عموم جامعه به همان اندازه حائز اهمیت است که دستگیری از ناتوانان مبتلا به نارساییهای ذهنی، همچنین پر کردن حفرههای ناشی از فقر و فلاکت توسط ثروتمندان به همان اندازه مهم است که تلاش برای کسب درآمد بیشتر.
اساساً در یک جامعه هوشیار و خودآگاه که مفهوم زندگی اجتماعی به خوبی درک شده است همه به گونهای برای هم زندگی میکنند. تداوم حیات جامعه نیز در گرو حفظ تعادل آن است، افراط و تفریط حیات جامعه را تهدید میکند، هر چیزی که داشتن آن از لوازم زندگی به شمار میرود، اگر جنبهی انحصاری به خود گرفت جامعه را نامتعادل میکند و جامعه نامتعادل مثل کشتی بیسکانی است که توان عبور از امواج و گردابها و جزر و مدها را ندارد. همان طور که مولکولها در اثر حرارت منبسط شده و ظرف خود را میشکنند، انسانها نیز هنگامی که فراتر از آستانهی تحملشان ناگزیر از پذیرش وضعیتی طاقتفرسا باشند ظرف و چارچوبی که برای آنها در نظر گرفته شده را برنمیتابند و فعل و انفعالات، تغییرات و دگرگونیهایی که جامعه بشری در طول هزاران سال داشته است به همین سنت غیرقابل تغییر الهی بازمیگردد که برخی از آن به عنوان جبر تاریخ سخن میگویند.
در نظامات متعادل اجتماعی همه انسانها صرف نظر از ویژگیهای ظاهری، رویکردهای فکری و جایگاه اجتماعی، صاحب حق و حقوق هستند، نادیده انگاشتن این حقوق از جانب برخی از مردم و یا حکومتها به تدریج جامعه را از حالت تعادل خارج میکند، در جامعه نامتعادل هیچ کس احساس امنیت نمیکند و اگر چنین امنیتی هم برای برخی وجود داشته باشد با هزینههای مادی و معنوی بالا محقق میشود. این در حالی است که اگر هزینهای که صرف مراقبت و نگهداری از اموال و اشخاص میشود، صرف متعادل ساختن جامعه گردد، ظرف و مظروف یکدیگر را نگه میدارند.
حکومتها در واقع برآیند تصمیم مشترک و ارائه جمعی ملتها برای برخورداری از زندگی اجتماعی توأم با رفاه و آسایش هستند و پرواضح است هر چه سطح برخورداریهای علمی، عمق فرهنگ و تعاملات اجتماعی و تضارب آرا و تعاون در یک جامعه بیشتر باشد نظام و حکومت برآمده از آن نیز جایگاهی ارزندهتر و کاربردیتر خواهد داشت.
اگر چه در شرایط آرمانی، نظامها و حکومتها متولی اصلی برقراری عدالت اجتماعی و تعادلی هستند که از آن سخن گفتیم اما مردم و نهادهای غیردولتی و تشکلهای مذهبی و هیأتهای حاصل از همگرایی و تجمع نیکوکاران به مناسبتهای مختلف در طول سال در راستای ایجاد موازنه و پر کردن چالههای ایجاد شده و رفع فقر، نقش تعیین کنندهای ایفا میکنند. بعضی از نیکوکاران که به دنبال استمرار بخشیدن به خدمات اجتماعی مورد نظر خود هستند با وقف املاک و اموال خود از یک سو پشتوانهای معنوی برای خود تدارک میبینند و از سوی دیگر به همنوعان خود یاری میرسانند.
البته خیلی کم پیش میآید که حکومتها از این جهت بینیاز از یاری نیکوکاران و خیراندیشان باشند و باب مساعدت به همنوع به انحای گوناگون از جمله صله رحم، زکات، خمس، رد مظالم، ادای نذر، وقف، کفّاره گناه، قضای روزه و... هرگز بسته نمیشود. حتی کسانی که انگیزه معنوی و دینی هم ندارند برای این که با طغیان و سرکشی فقرا مواجه نشوند و شاهد افزایش بزهکاریها، دزدیها، آدمرباییها، فحشا و اختلاسها و انواع فسق و فجور و قاچاق و اعتیاد و فروش مواد مخدر نباشند برای پر کردن چاله چولههای ایجاد شده بین طبقات و اقشار آسیبپذیر تلاش میکنند زیرا میدانند که پیامدهای شوم رواج انواع بزهکاری گریبان خودشان و فرزندانشان را خواهد گرفت.
حتی در جوامع پیشرفته هم اینگونه نیست که همه مردم برخوردار باشند بلکه بر اساس تعریفی که از فقر در هر جامعهای وجود دارد بالاخره شاهد عدهای فقیر که قادر به برآوردن نیازهای خود نیستند هستیم اگر چه تفاوت بین تعریفها گاه از زمین تا آسمان است.
در ایران نیز فقر چهرهای شناخته شده و ملموس دارد از فقر مادی گرفته تا فقر معنوی و فرهنگی. که البته دیدگاه مشترکی بین اهل نظر و متولیان امور در خصوص در اولویت قرار گرفتن نوع خاصی از فقر برای رسیدگی و ترمیم وجود ندارد. گاهی به مسایل مادی پرداخته میشود و گاهی فرهنگی و معنوی، و هر کدام نیز توجیهات خاص خود را دارد و جای بحث آن در اینجا نیست.
از این حرفها که بگذریم امروز اولین روز از هفته احسان و نیکوکاری است. هفتهای که چند سالی است در آستانه نوروز شاهد همت عمومی برای کمک به مستمندان و فقرا و بیچارگان هستیم. این امیدواری وجود دارد که روزی برسد که توانسته باشیم ریشههای فقر را در تمامی عرصهها بخشکانیم. چرا که فقر مادی به فرومایگی و ابتذال و فسق و فجور و تباهی و انواع بزهکاریها میانجامد و فقر فرهنگی هویت ما را تهدید میکند و جامعه را دچار آلزایمر معنوی نموده و حافظه تاریخی ما را دچار آشفتگی مینماید.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی