پله پله  تا رسیدن به صبر

آموختن صبر و بردباری باعث خواهد شد حرکت عقربه های ساعت سریع تر از زمانی که شما به طور دایم به ساعت چشم دوخته اید، به نظر آید.
صبور و بردبار بودن هرگز کار ساده و آسانی نبوده، اما امروزه سخت و دشوارتر از هر زمان دیگری به نظر می­رسد. در جهانی که پیام ها می­تواند بی درنگ، از این سوی جهان به آن سوی جهان فرستاده شود، در دنیایی که ظاهرا هر چیز برای خرید فوری، از طریق چند کلیک با ماوس رایانه، قابل دسترس است، همیشه انتظار رضایت و خشنودی آنی و سریع؛ ساده و آسان نیست. اما صبر و بردباری به عنوان ابزاری گرانبها و ارزشمند در زندگی، باقی می­ماند. ما همیشه رضایت و خشنودی را سریع به دست نمی آوریم و دست یافتن به تعدادی از بهترین چیزها در زندگی، مستلزم سال ها تلاش و کار سخت و صبر و انتظار است. خوشبختانه صبر و بردباری، امتیاز و فضیلتی است که می­توان پرورش یابد و به شکوفایی برسد.
سعی کنید علت شتاب خود را دریابید. هنگامی که مسوولیت انجام چندین کار برعهده ماست و یا زمانی که دارای یک برنامه کاری سخت و فشرده هستیم، صبر و حوصله خود را از دست می­دهیم. اگر بیش از حد توانتان، از خود کار می­کشید، باید قبل از این که نسبت به این موقعیت طاقت فرسا واکنش نشان دهید، در کارهای خود تجدید نظر کنید. سعی کنید کارها و وظایف خود را به گونه­ای تقسیم کنید که تنها یک کار را در یک زمان انجام دهید. شما باید بیاموزید که کارها و مسوولیت ها را با دیگران تقسیم کنید.
عاملی را که اغلب باعث بی صبری شما می­شود، بیابید. بی صبری، مخفیانه و بی سر و صدا در انسان رخنه می­کند. اگر شما احساس نگرانی و بی­قراری می­کنید و افسرده هستید، ممکن است حتی تشخیص ندهید که علت نهفته داشتن این گونه حال و احساس، بی صبری و بی حوصلگی است. برای کاهش میزان بی­صبری، مطلع بودن از وجود آن در خود، بسیار مفید است. چه اتفاقاتی،
چه افرادی، چه کلماتی و یا چه شرایطی باعث از دست رفتن خونسردی و ملایمت در شما می­شوند؟ بنشینید و فهرستی از تمام مواردی که باعث به وجد آمدن اضطراب و نگرانی و ناامیدی در شما می­شود، تهیه کنید.
بر دوره بی صبری غلبه کنید. صبور شدن، مستلزم تغییر در نگرش و شیوه تفکر ما نسبت به زندگی است. اما با فراگیری آرامش و تمدد اعصاب، برای هر زمانی که احساس بی صبری می­کنید، می­توانید در پدید آمدن صبر و شکیبایی در خود، به پیشرفت برسید. چند نفس عمیق بکشید و تنها سعی کنید ذهن خود را پاک کنید. فکر و ذهن خود را بر تنفس متمرکز کنید. در این حالت، موقعیت خود را دریافته و متوجه خواهید شد که کجا هستید و سپس چه باید بکنید.
در جست و جوی الگو باشید. آگاه بودن از بی صبری، به شما فرصتی برای آموختن می­دهد و ممکن است ارتباط و یا شرایطی را که در حقیقت، سالم و سازنده نیست، آشکار سازد.
 این مساله را دریابید؛ آن گاه می­توانید به طور منطقی درخصوص نتیجه و پیامد مساله بیندیشید و تصمیم بگیرید که آیا بی­صبری، موجه و سودمند است؟ آن گاه می­توانید راه هایی را برای حل ریشه ای مساله بیابید، به جای آن که به سادگی درخصوص آن، دچار اضطراب و فشار روحی و روانی شوید.
در صورتی که نمی توانید در مورد بی صبری خود کاری انجام دهید، مساله را رها کنید. اگر نمی توانید کاری برای رفع آن چه که باعث بی­صبریتان شده، انجام دهید، در این صورت، آن را رها کنید. اگر مساله برایتان از اهمیت زیادی برخوردار باشد، احتمالا رها کردن آن سخت و دشوار خواهد بود، مثلا زمانی که در انتظار شنیدن نتیجه یک مصاحبه کاری هستید. اما باید بتوانید در مورد مسایل کم اهمیت تر مثل انتظار در صف خواربارفروشی صبورتر باشید. اگر برای افزایش صبر و شکییابی خود، در موقعیت های کم اهمیت، تلاش کنید، به تدریج، نیرو و توان خود را برای صبور ماندن حتی در طاقت فرساترین موقعیت­های افزایش خواهید داد.
به خود یادآوری کنید که انجام هر کاری، به زمان نیاز دارد. انسان­هایی که بی صبر و حوصله اند، به انجام شدن کار در همان لحظه، اصرار و پافشاری می­کنند و دوست ندارند که وقت را هدر دهند. هر چند، انجام بعضی از کارها، با عجله و سنجیده امکان پذیر نیست. زمانی که شما محکم و استوار و بی­وقفه برای رسیدن به هدفی کار کرده اید، خاطرات و چیزهای زیادی را به دست
خواهید آورد که اگر بی صبر بودید، در این صورت، آن خاطرات به وجود نمی آمدند.
   تقریبا هر رویداد و مورد خوب و خوشایند در زندگی، مستلزم صرف وقت و از خود گذشتگی است، و اگر شما فردی بی­صبر و حوصله باشید، احتمال بیشتری می­رود که روابط دوستی، اهداف و موارد دیگری را که برایتان از اهمیت زیادی برخوردارند، رها کنید. رخدادهای خوب، ممکن است همیشه برای کسانی که در انتظارش هستند، رخ ندهد، اما اغلب رویدادها و موارد خوبی که اتفاق می­افتند، سریع و بی درنگ و بدون تاخیر، از راه نمی رسند.
انتظار رخ دادن موارد غیرمنتظره و پیش بینی نشده را داشته باشید. بله، شما برای انجام کارهای خود، طرح و نقشه و برنامه ریزی دارید، اما همیشه انجام کارها مطابق با طرح و نقشه، پیش نمی رود. انتظارات و توقعات خود را واقع بینانه نگاه دارید. این نه تنها درخصوص شرایط و موقعیت های مختلف قابل اجراست، بلکه در مورد اخلاق و رفتار اطرافیان شما نیز صادق است.
اگر خود را در حال فریاد زدن بر سر کودک و یا همسر خود می­یابید، به این دلیل که مثلا نوشیدنی یک لیوان را تصادفی واژگون کرده است، در این صورت شما از این اصل و واقعیت آگاهی ندارید که انسان ها کامل و بی عیب نقص نیستند. حتی اگر اتفاق بر اثر قصور و بی توجهی پیش آمده باشد باز هم از دست رفتن صبر  و حوصله شما، مساله را بهتر می­کند.
منبع:  تبیان


درخت؛ نمادی از زندگی

درخت سبز را بنشان که سر سبزی ببار آرد
           نهال تازه را بنشان به همراهش بهار آرد
... ای خدا! می­شود این پانزده اسفند را از صفحه تقویم و تاریخ و جغرافیا برداری؟ می­شود شناسنامه آقای شهرمند را عوض کرد تا هی نگوید من روز درختکاری متولد شده ام؟ ای کاش یک روز دیرتر یا یک روز زودتر بدنیا آمده بود این آقا! بدشانسی ما را ببینید که ایشان درست روز پانزده اسفند پا به عرصه وجود گذاشته است. یعنی روز درختکاری.
احتمالاً چون دیده اند ایشان مثل یک درخت سرسبز، رشید، با حال، خوش منظر، تنومند و خیلی چیزهای دیگر است، تاریخ تولدش را گذاشته اند روز درختکاری!
آمده می­گوید آقای رییس! پانزده اسفند روز درختکاری و روز تولد بنده است. گفتیم : پدرجان! روز درختکاری را می­شود روز مبارکی خواند... اما... روز تولد تو را چه کنیم؟! گفت: روز درختکاری بخاطر تولد ما مبارک شده است. روزی است که همه مردم به فکر درختکاری خواهند افتاد و در آن روز سعی می­کنند با کاشتن یک نهال، دنیای اطراف خود را سر سبز کنند.
باز هم می­گوید : موجودات روی زمین به دو صورت زنده و غیر زنده مشاهده می­شوند. موجودات زنده تغذیه و رشد و نمو و تولید مثل می­کنند. این موجودات مواد اطراف خود را به نام غذا می­گیرند و وارد جسم خود می­کنند.
درست مثل آقای شهرمند! بخشی از این مواد جزء پیکر آنها می­شود و رفته رفته بزرگ می­شوند تا به حدی معینی از رشد برسند.
مثل یک نهال که ابتدا کوچک است اما بتدریج با گرفتن
مواد غذایی از اطراف خود به یک درخت تبدیل می­شود.
اگر اجازه می­دادیم می­خواست تا پایان سال جاری، درباره درخت و درختکاری و فواید آن سخنرانی کند. جلوی او را مثل سد سکندر گرفتیم و رشته کلام را خودمان بدست آوردیم:
گیاهان دارای آثار زندگی می­باشند ولی حس و حرکت آشکار ندارند و به همین علت است که برخی از مردم تصور می­کنند درخت موجودی زنده نیست و احساس و حرکت ندارد. بعضی از مردم هنوز نمی دانند که ما انسانها قسمت بزرگی از احتیاجات خود را از گیاهان به دست می­آوریم. نان و برنج و میوه و سبزیجات از گیاهان حاصل می­شود.
درخت هم به عنوان نوعی گیاه و موجودی زنده، برای ما باید قابل ارزش و احترام  باشد. درختان در صنعت هم نقش مهمی دارند. مثل کائوچو که در ساختن بسیاری از وسایل صنعتی از آن استفاده می­شود.
آقای شهرمند دید دارد قافیه را می­بازد، خودش را جلو انداخت و گفت : چوب حاصل از درختان هم به مصرف سوخت و استفاده در نجاری برای تهیه مبل و صندلی و سایر لوازم زندگی می­رسد. درختکاری علاوه بر آنکه محیط زندگی ما را با نشاط و سرسبز و زیبا می­کند، هوا را معتدل کرده و آن را تصفیه می­کند، درخت زندگی انسان را زیبا و فرح بخش می­کند.
این بار نوبت به ما رسید و گفتیم : درخت در مجاورت نور خورشید، مقداری از گاز کربنیک هوا را گرفته و در عوض اکسیژن دفع می­کند.
 این امر باعث می­شود هوای اطراف از گاز کربنیک کمتر و اکسیژن بیشتری برخوردار شود.
در این موقع هر دو با همدیگر گفتیم : پس نتیجه می­گیریم که اگر هر کدام از ما روز درختکاری که پانزدهم اسفند است، تنها یک نهال بکاریم، محیط زندگی ما زیبا و با طراوت خواهد شد. از آلودگی محیط هم کاسته می­شود.
بیا این گوشه ی دنیا، جمالی سبز بنشانیم