دلمویه­های تنهایی

در طول سال تحصیلی به مناسبت­های گوناگون جایگاه معلمان به عنوان تربیت­کننده فرزندان این مرز و بوم مورد اشاره قرار می­گیرد و سخنوران و شاعران و مسئولین و اولیاء و دانش­آموزان پیرامون ارزش و اهمیت علم و تأثیر کار معلمان بر رشد علمی و توسعه فرهنگی داد سخن می­دهند و ابراز احساسات می­کنند اما آن چیزی که بی­کم و کاست بیانگر جایگاه واقعی معلمان در جامعه است، اهمیتی است که عملاً به آنها داده می­شود.
ممکن است بعضی تلقی خاصی از اهمیت دادن به معلم داشته باشند و نگاهشان در این خصوص معطوف به رعایت حقوق مادی آنها و قدردانی از زحماتشان باشد. باید اذعان داشت که اگر چه این مهم نیز باید در همین راستا مورد توجه قرار گیرد. اما اهمیت قایل شدن برای معلمان به این موضوع ختم و محدود نمی­شود زیرا انگیزه واقعی یک معلم به معنای دقیق کلمه از کار و حرفه­ای که در پیش گرفته صرفاً گذران امور زندگی از این راه نیست. که اگر چنین می­بود در مملکتی که برخی افراد فاقد سواد و فرهنگ به راحتی می­توانند با کارچاق­کنی، واسطه­گری، قاچاق، اختلاس و رانت­خواری، میلیون­ها تومان در ماه درآمد داشته باشند و کسی هم جلودارشان نباشد و حتی ذکر اسامی آنها نیز در بسیاری موارد امکان­پذیر نباشد، آنهایی که معلمی را انتخاب کرده­اند از این جهت ناتوان نیستند. آنچه این قشر خدوم را از دست یازیدن به برخی کارها بازمی­دارد اعتقادات فردی و دغدغه­های اجتماعی آنهاست.
معلمان واقعی به دنبال ایفای نقش سازنده در عرصه اجتماع هستند و خواستار آنند که از دانسته­ها و تجارب و اندوخته­هایشان در پیشبرد امور کشور استفاده شود.
متأسفانه آموزش و پرورش ظرف چند دهه گذشته با چند موج و بحران مواجه بوده که روی کیفیت و سطح برخورداری­های علمی معلمان تأثیر گذاشته است.
بحران جمعیتی و بحران معیشتی بیشترین تأثیر را روی کیفیت آموزش و پرورش داشته­اند. افزایش جمعیت دانش­آموزی در دهه 60 و 70 منجر به شکل­گیری مدارس سه شیفته و دو شیفته و لبریز از دانش­آموز شد و به موازات آن بحران معیشتی و ناگزیری معلمان به اشتغال تمام وقت بسیاری از فرصت­های مطالعاتی را از آنها سلب کرد. ضمن این که نمی­توان از تأثیر برخی افت و خیزهای سیاسی و بحران­های اجتماعی ناشی از آن بر آموزش و پرورش سخن نگفت.
در کنار این بحران­ها که به دانشگاه­ها و مراکز آموزش عالی هم سرایت کرد خروجی دانشگاه­ها نیز کیفیت سابق را نداشت و به موازات آن برخی از سازمان­ها و نهادها و ادارات در راستای زمینه­سازی برای ترفیع جایگاه برخی از کارکنانشان مبادرت به راه­­اندازی دوره­های فشرده با بازدهی کیفی پایین کردند که مدارک تحصیلی اینگونه افراد نیز همسطح و همگن با میزان دانش و تجربه آنها نبود و نیست و هر چند این روند دیگر مثل سابق دنبال نمی­شود اما در همان مدتی هم که عده­ای پیگیر آن بودند و هر ساله هزاران نفر به جمعیت کارشناسان و کارشناسان ارشد و حتی دکترا افزوده می­شدند به تغییرات کیفی مورد انتظار در آموزش و پرورش و دانشگاه­ها منجر نشد به طوری که بعدها به اندازه­ای بوی قضیّه مشام همه را آزرده کرد که داستان آن به مجلس نیز کشیده شد و فتیله آن را پایین کشیدند. البته افکار عمومی در حال حاضر به اینگونه مدرک­های رانتی بها نمی­دهند و اخیراً نیز اعلام شده است که تجربه و کیفیت کار باید بیشتر از مدرک در تعیین جایگاه کارمندان مطمح نظر قرار گیرد. که... بگذریم.
ضمن این که برخی اعمال سلیقه­ها در بکارگیری معلمان نیز آسیب­هایی به دنبال داشته و جرح و تعدیل­های صورت گرفته نیز نتوانسته از تأثیرات آن بکاهد.
به هر تقدیر سخن این است که چون فلسفه وجودی آموزش و پرورش و معلمان مصونیت­بخشی به جامعه از جهات گوناگون است، این نهاد زیربنایی و تعیین­کننده باید از هر آسیبی مصون و پیشتاز تحولات اجتماعی باشد. پیشتاز تحولات اجتماعی بودن نیز مستلزم آگاهی از شرایط و مقتضیات زمان است که روی آن چندان کار نشده است.
لذا وقتی از جایگاه معلم سخن می­گوییم منظورمان لفاظی و تعریفات و توصیفات آنچنانی از معلم و یا صرفاً ایجاد تغییراتی در حقوق آنها متناسب با تورم و... نیست. منظور این است که معلم باید شاهد آثار تلاش خود در جامعه باشد.
معلمان به دلیل این که معرّف شاخص­ها، استانداردها، ایده­آل­ها و انتقال­دهنده تجربیات تاریخی و مطلع از گذشته و حال این سرزمین هستند همواره نگاهی انتقادی به وضع موجود دارند و به همین دلیل یک معلم واقعی چه فرصت ابراز وجود داشته باشد و چه از چنین امکانی محروم باشد منتقد وضع موجود است. زیرا همواره به معیارها و محک­هایی که امکان ارزیابی واقعیت­ها را برایش فراهم می­کنند دسترسی دارد و دقیقاً به همین دلیل است که دانشگاه­ها و مراکز آموزشی در طول تاریخ مبدأ حرکت­های اجتماعی و تحولات تاریخی ارزشمند بوده­اند و خواهند بود و اگر نباشند جای سؤال است!
آنچه از سرعت تأثیرگذاری معلمان در جامعه می­کاهد همین افت و خیزهایی است که مورد اشاره قرار گرفت که امید است با رفع نواقص و کاستی­هایی از این دست به مرور زمان شاهد تأثیرگذاری معلمان در بهبود وضعیت کشور باشیم.
به هر حال یکی از خاصیت­های اعلام یک روز و هفته به عنوان روز و هفته معلم به دست افتادن بهانه­ای است که می­توان در سایه آن برخی دلمویه­ها را زمزمه کرد. دلمویه­هایی از سر تنهایی