سرمقاله 14 اردییبهشت 90
دلمویههای تنهایی
در طول سال تحصیلی به مناسبتهای گوناگون جایگاه معلمان به عنوان تربیتکننده فرزندان این مرز و بوم مورد اشاره قرار میگیرد و سخنوران و شاعران و مسئولین و اولیاء و دانشآموزان پیرامون ارزش و اهمیت علم و تأثیر کار معلمان بر رشد علمی و توسعه فرهنگی داد سخن میدهند و ابراز احساسات میکنند اما آن چیزی که بیکم و کاست بیانگر جایگاه واقعی معلمان در جامعه است، اهمیتی است که عملاً به آنها داده میشود.
ممکن است بعضی تلقی خاصی از اهمیت دادن به معلم داشته باشند و نگاهشان در این خصوص معطوف به رعایت حقوق مادی آنها و قدردانی از زحماتشان باشد. باید اذعان داشت که اگر چه این مهم نیز باید در همین راستا مورد توجه قرار گیرد. اما اهمیت قایل شدن برای معلمان به این موضوع ختم و محدود نمیشود زیرا انگیزه واقعی یک معلم به معنای دقیق کلمه از کار و حرفهای که در پیش گرفته صرفاً گذران امور زندگی از این راه نیست. که اگر چنین میبود در مملکتی که برخی افراد فاقد سواد و فرهنگ به راحتی میتوانند با کارچاقکنی، واسطهگری، قاچاق، اختلاس و رانتخواری، میلیونها تومان در ماه درآمد داشته باشند و کسی هم جلودارشان نباشد و حتی ذکر اسامی آنها نیز در بسیاری موارد امکانپذیر نباشد، آنهایی که معلمی را انتخاب کردهاند از این جهت ناتوان نیستند. آنچه این قشر خدوم را از دست یازیدن به برخی کارها بازمیدارد اعتقادات فردی و دغدغههای اجتماعی آنهاست.
معلمان واقعی به دنبال ایفای نقش سازنده در عرصه اجتماع هستند و خواستار آنند که از دانستهها و تجارب و اندوختههایشان در پیشبرد امور کشور استفاده شود.
متأسفانه آموزش و پرورش ظرف چند دهه گذشته با چند موج و بحران مواجه بوده که روی کیفیت و سطح برخورداریهای علمی معلمان تأثیر گذاشته است.
بحران جمعیتی و بحران معیشتی بیشترین تأثیر را روی کیفیت آموزش و پرورش داشتهاند. افزایش جمعیت دانشآموزی در دهه 60 و 70 منجر به شکلگیری مدارس سه شیفته و دو شیفته و لبریز از دانشآموز شد و به موازات آن بحران معیشتی و ناگزیری معلمان به اشتغال تمام وقت بسیاری از فرصتهای مطالعاتی را از آنها سلب کرد. ضمن این که نمیتوان از تأثیر برخی افت و خیزهای سیاسی و بحرانهای اجتماعی ناشی از آن بر آموزش و پرورش سخن نگفت.
در کنار این بحرانها که به دانشگاهها و مراکز آموزش عالی هم سرایت کرد خروجی دانشگاهها نیز کیفیت سابق را نداشت و به موازات آن برخی از سازمانها و نهادها و ادارات در راستای زمینهسازی برای ترفیع جایگاه برخی از کارکنانشان مبادرت به راهاندازی دورههای فشرده با بازدهی کیفی پایین کردند که مدارک تحصیلی اینگونه افراد نیز همسطح و همگن با میزان دانش و تجربه آنها نبود و نیست و هر چند این روند دیگر مثل سابق دنبال نمیشود اما در همان مدتی هم که عدهای پیگیر آن بودند و هر ساله هزاران نفر به جمعیت کارشناسان و کارشناسان ارشد و حتی دکترا افزوده میشدند به تغییرات کیفی مورد انتظار در آموزش و پرورش و دانشگاهها منجر نشد به طوری که بعدها به اندازهای بوی قضیّه مشام همه را آزرده کرد که داستان آن به مجلس نیز کشیده شد و فتیله آن را پایین کشیدند. البته افکار عمومی در حال حاضر به اینگونه مدرکهای رانتی بها نمیدهند و اخیراً نیز اعلام شده است که تجربه و کیفیت کار باید بیشتر از مدرک در تعیین جایگاه کارمندان مطمح نظر قرار گیرد. که... بگذریم.
ضمن این که برخی اعمال سلیقهها در بکارگیری معلمان نیز آسیبهایی به دنبال داشته و جرح و تعدیلهای صورت گرفته نیز نتوانسته از تأثیرات آن بکاهد.
به هر تقدیر سخن این است که چون فلسفه وجودی آموزش و پرورش و معلمان مصونیتبخشی به جامعه از جهات گوناگون است، این نهاد زیربنایی و تعیینکننده باید از هر آسیبی مصون و پیشتاز تحولات اجتماعی باشد. پیشتاز تحولات اجتماعی بودن نیز مستلزم آگاهی از شرایط و مقتضیات زمان است که روی آن چندان کار نشده است.
لذا وقتی از جایگاه معلم سخن میگوییم منظورمان لفاظی و تعریفات و توصیفات آنچنانی از معلم و یا صرفاً ایجاد تغییراتی در حقوق آنها متناسب با تورم و... نیست. منظور این است که معلم باید شاهد آثار تلاش خود در جامعه باشد.
معلمان به دلیل این که معرّف شاخصها، استانداردها، ایدهآلها و انتقالدهنده تجربیات تاریخی و مطلع از گذشته و حال این سرزمین هستند همواره نگاهی انتقادی به وضع موجود دارند و به همین دلیل یک معلم واقعی چه فرصت ابراز وجود داشته باشد و چه از چنین امکانی محروم باشد منتقد وضع موجود است. زیرا همواره به معیارها و محکهایی که امکان ارزیابی واقعیتها را برایش فراهم میکنند دسترسی دارد و دقیقاً به همین دلیل است که دانشگاهها و مراکز آموزشی در طول تاریخ مبدأ حرکتهای اجتماعی و تحولات تاریخی ارزشمند بودهاند و خواهند بود و اگر نباشند جای سؤال است!
آنچه از سرعت تأثیرگذاری معلمان در جامعه میکاهد همین افت و خیزهایی است که مورد اشاره قرار گرفت که امید است با رفع نواقص و کاستیهایی از این دست به مرور زمان شاهد تأثیرگذاری معلمان در بهبود وضعیت کشور باشیم.
به هر حال یکی از خاصیتهای اعلام یک روز و هفته به عنوان روز و هفته معلم به دست افتادن بهانهای است که میتوان در سایه آن برخی دلمویهها را زمزمه کرد. دلمویههایی از سر تنهایی
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی