صفحه 6-24 اردیبهشت 90
ابراز وجود کنید
ابراز وجود یعنی اینکه دل و جرات داشته باشید و بتوانید از حق خود و خواسته خود دفاع کنید و نگذارید حق شما ضایع شود و یا مجبور به کاری شوید که تمایلی به آن ندارید. افرادی که در این زمینه مشکل دارند، بازیچه خواستههای دیگران میشوند و دائما احساس ناراحتی از وضعیت موجود دارند و خود را سرزنش میکنند. راه حل این کار سرزنش کردن خود نیست. روشهایی را باید یاد بگیرید تا برای همیشه از این مشکلات دور شوید. ابراز وجود، گاه با ویژگیهایی چون عنادجوئی، منفیکاری و ساز مخالف زدن اشتباه گرفته میشود. میتوان گفت افرادی که دائما ساز مخالف میزنند و میخواهند برخلاف خواستهها و شرایط دیگران رفتار کنند، مشکل دیگری دارند که حتما باید به فکر حل آن باشند. این افراد نه تنها ابراز وجود نمیکنند، بلکه دارای مشکلاتی در زمینه اعتماد به نفس و عزت نفس هستند که به صورت میانبر و کاذب اقدام به کارهایی میکنند که به دیگران قاطعیت و توانایی و اعتماد به نفس خود را نشان دهند.در شرایطی که فرد ابراز وجود سالم و مثبتی دارد، بر اساس یک منطق و دلیل (هر چند شخصی) از موضع خود دفاع میکند و علاوه بر اینکه به حقوق دیگران احترام میگذارد، از حقوق خود نیز دفاع میکند و نمیگذارد فدای خواستههای دیگران شود. چنین فردی درباره زندگی خودش تصمیم میگیرد، ولی یک دنده و لجوج نیست. برای تصمیمگیری بهتر از دیگران کمک میخواهد، ولی تصمیم نهایی را خودش میگیرد، به میل خود شغلش را انتخاب میکند. قاطعانه جواب نه میدهد و خود را مقید به آداب و رسوم زائد نمیکند و کمتر میخواهد بنا به دلخوشی دیگران رفتار کند.
وقتی به شیوه بیان کسانی که به مناسب ترین وجه ممکن ابراز وجود میکنند، توجه کنید، متوجه می شوید که این افراد عبارات خود را با لغت «من» آغاز می کنند. آنها با صراحت و در کمال شجاعت سخن می گویند و در عین حال، پیشنهادهایشان آمرانه و تحکم آمیز نیست ؛ بلکه صمیمانه و بر مبنای همدلی است. جملههایشان عاری از واژگان «باید» و «می بایستی» است. گشاده رو هستند و انتقادهای سازنده شان بدون ملامت، عیب جویی، حدس و گمان می باشد. رفتارشان متین و انعطاف پذیر است. به دیگران اعتماد می کنند، آنها را می پذیرند و با حوصله به نقطه نظرهایشان گوش می دهند. روشن، صادقانه و مختصر سخن می گویند. دستورهای
خود را در قالب پرسش مطرح می کنند با مطرح کردن پرسشها، افکار و دستورهای دیگران را جویا می شوند و به حقوق دیگران همچون حقوق خود می نگرند.
وقتی با کسی اختلاف نظر دارند، ضمن رعایت احترام به دنبال راه حلهایی هستند که مورد قبول طرفین باشند.بکار بردن راهبردهای ابراز وجود به شما کمک می کند تا بیاموزید چگونه از حقوق خود دفاع كنید؛ از دیگران تقاضا كنید و یا تقاضای آنها را رد كنید؛ با دیگران سلام و احوالپرسی كنید و یا به سلام آنها پاسخ دهید و خشم خود را به نحو سازنده ای بیان دارید. در زیر به تعدادی از این راهبرد ها اشاره می شود.
* حقوق، خواستهها و نیازهای شخصیتان را شناسایی كنید.
*در توصیف احساساتتان از ضمیر "من " بهره بگیرید. استفاده از ضمیر "من " در گفتههایتان به جای ارزشیابی یا سرزنش دیگران، احساسات شما را نشانه میگیرد، مانند "من ناراحتم " به جای "تو مرا ناراحت كردی " یا " تو آدم بی ملاحظهای هستی"
* به هنگام صحبت كردن، احساسات خود را با برخی از رفتارهای خاص دیگر پیوند دهید، مثلا بگویید "من آزرده شدم وقتی بدون خداحافظی رفتی ". ولی نگویید "من آزرده شدم چون تو آدم بی ملاحظه ای هستی"
* صریح باشید. حرف خود را مستقیم و بدون واسطه به شخص مورد نظرتان بزنید. تقاضای خود را در یك یا دو جمله ساده و قابل فهم بیان كنید.
*بكوشید درباره این كه دیگری در مورد شما چه فكری میكند و یا چه احساسی دارد؛ چه انگیزههایی دارد؛ ممكن است چه واكنشی نسبت به شما نشان دهد، هیچگونه حدس و گمانی نزنید.
* از طعنه و كنایه زدن، ترور شخصیت یا توهین به دیگران بپرهیزید، مانند: استفاده از واژههایی مانند "تو هرگز .""تو همیشه ..."، "تو دائما. " و غیره.....
* از گفتن جمله هایی كه با "چرا ؟"، "تو ."شروع میشوند، خودداری كنید. اینگونه جملات شخص را در موضع دفاع قرار میدهد.
* از مخاطب بازخورد بگیرید: "حرفهایم را روشن گفتم ؟" دریافت بازخورد، به شما كمك میكند تا هرگونه كج فهمی را اصلاح كنید و دیگران دریابند شما در ارتباط باز هستید و عقاید، احساسها، تمایلات و خواستههای خود را بیان میكنید.
* انتظارهای خود را ارزشیابی كنید. آیا آنهامنطقی هستند؟ در غیر اینصورت انتظارهای خود را تعدیل كنید.
* ابتدا از موضع خودمطمئن شوید، یعنی مشخص كنید كه میخواهید بگویید بله یا خیر. اگر مطمئن نیستید، بگویید كه برای پاسخ دادن باید كمی فكر كنید. به شخص مقابل بگویید كه بداند چه زمانی پاسخ خواهید گفت.
* اگر شما كاملا متوجه نشده اید كه فرد مقابل از شما چه تقاضایی دارد، از او توضیح روشنی بخواهید.
* تا آنجا كه میتوانید كوتاه و موجز سخن بگویید، یعنی دلیلی موجه برای امتناع خود ارائه دهید ولی از توجیه و توضیحهای مفصل دوری ورزید. چنین عذرهایی چه بسا باعث شود كه فرد مقابل با شما بحث كند تا شما را از موضع " نه " پایین بیاورد.
*هرگاه از تقاضایی سر باز می زنید، واقعا از كلمه " نه" استفاده كنید. "نه" از قدرت بیشتری برخوردار است تا عبارت مبهمی مانند "خوب، من اینطور فكر
نمی كنم."
* مطمئن شوید كه ژستهای غیر كلامی شما آینة پیامهای كلامیتان هستند. وقتی "نه" را برزبان میآورید، سرتان را به نشانه نفی تكان دهید. خیلی از افراد وقتی میكوشند از تقاضایی امتناع ورزند، آگاهانه لبخند میزنند و با سر موضوع راتصدیق میكنند.
*گاه ممكن است شما بارها تقاضای فرد مقابل را رد كنید تا سرانجام او دست از پافشاری بردارد. در چنین مواردی لزومی ندارد كه هربار برای امتناعتان توضیح جدیدی ارائه دهید، بلكه فقط "نه" خود و دلیل اصلی امتناعتان را تكراركنید.
* اگر شما پس از بارها تكرار "نه " همچنان فرد مقابل بر دریافت پاسخ مثبت از سوی شما اصرار داشت؛ سكوت اختیار كنید( این كار در گفتگوهای تلفنی ساده تر است ) یا موضوع گفت وگو را تغییر دهید. شما حق دارید كه به گفتگو پایان بخشید.
* ممكن است شما بخواهید احساس های فرد مقابل را درباره امتناعتان بپذیرید و میگویید: " می دانم كه از من دلخور شدی، ولی واقعا من نمی توانم ." یادتان باشد در اغلب موقعیتها برای عذر خواهی از امتناعتان، نیازی به گفتن "متاسفم " نیست. بیان "متاسفم " یعنی شما از حق اساسی "نه " گفتن خود با تسامح و تساهل برخورد كردهاید.
* احساس گناه نكنید. شما حلال مشكلات همه نیستید یا نمیتوانید همه را خشنود نگه دارید.
غریبه، اما آشنا
دمق بود، پکر بود، تو لب بود، پوزه اش حسابی کش آمده بود، همانطور که پای گچ گرفته اش را با خود می کشید وارد دفتر کارمان شد و با لبخندی حاکی از کلی گلگی و گلایه و شکایت و دلخوری سر جنبان یک صندلی در کنار میز ریاست ما برگزید و نشستیدن گرفت.
بی مقدمه و بی موخره شکوه و شکایت آغازیدن کرد که ... بله آقای رییس این هم از عواقب آپارتمان نشینی بنده. همانطور که جنابعالی و سایر مقامات غیر مسوول مستحضر هستند مدت
سه ماه است این پای لا کتاب توی گچ رفته اما تاکنون حتی یک نفر هم از همسایگان محترم یک احوالپرسی ناقابل از بنده به عمل نیاورده است.
تازه بعضی از آنها تصور دارند بنده برای داخل شدن در صنف تکدی گری و افزایش درآمد به دلیل افزایش با رویه قیمت ها کلکی سوار کرده ام و مثل برخی از متکدیان حقه باز و متقلب پای خود را دروغکی و به عمد در گچ کرده ام تا بدینوسیله حس ترحم شهروندان را برانگیزم و به من نیازمند کمک مالی کنند.
اگر می دانستم که آپارتمان نشینی تا این اندازه انسان ها را از یکدیگر دور می کند که حتی از آدم نمی پرسند فلانی جریان پای گچ گرفته ات چیست، هرگز آپارتمان نشینی را برای زندگی بر نمیگزیدیم و در همان خانه پدری قدیمی با اهل و عیال تا واپسین دم حیات می ماندیم. آخر چرا باید اینطور باشد که در یک مجموعه مسکونی که افراد ساکن در آن دیوار به دیوار یکدیگر و در جوار هم بسر می برند متوجه احوال همدیگر نیستند؟
ما که از پشت دیوارهای نازک پیش ساخته صدای همدیگر و جیک جیک یکدیگر را می شنویم چرا سعی نمی کنیم حال همسایه دیوار به دیوار خود را جویا شویم؟ مگر انسان با آپارتماننشینی حس انساندوستی و بشر دوستی خود را باید از دست بدهد؟! این همه در دین ما توصیه می شود که از حال یکدیگر با اطلاع باشید و در صورت نیاز به کمک دیگران بشتابید اما متأسفانه در برخی از مجتمع های آپارتمانی این خصلت خوب و عمل نیکو و پسندیده نه تنها به مرحله اجرا در نمی آید بلکه در بسیاری موارد باعث دوری افراد ساکن یک مجموعه از یکدیگر می شود. خوشبختانه در دین ما به صله رحم تأکید و سفارش بسیاری شده است. صله ارحام تنها برای اقوام و خویشان نیست بلکه در مورد همسایگان هم می تواند اجرا شود.
معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری شیراز
از مطالب مربوط به آموزش شهروندی مورخ
90/2/10 تا 10/4/90 پرسشهایی طرح و در همین روزنامه درج میشود. در ضمن به سه نفر از شرکت کنندگان برتر در مسابقه جوایزی اهدا خواهد شد.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی