سرمقاله 25 اردییبهشت 90
تا ز بر خاکی ای درخت برومند
«سردار غیبپرور فرمانده سپاه فجر فارس در تجلیل از خبرنگارانی که برای بزرگداشت 14600 شهید استان با کنگره همکاری داشتهاند مطالبی بر زبان آورد و نیز از زبان پیشکسوتان روزنامهنگاری و خبررسانی فارس سخنانی شنید که این کوچک را بر آن داشت به مناسب و از باب ارزش و اعتبار شهدا با کمی بضاعت اشاراتی داشته باشم که خود جای بحث فراوان دارد...»
و اما بعد!
از قدیم گفتهاند و ما نیز بارها شنیدهایم که آزموده را آزمودن خطاست، اما در این خصوص استثنائاتی است که به سادگی از کنار آن نمیتوان گذشت.
یکی از این استثنائات آثار و ارزشهای شهید و شهادت است که به هر میزان و در هر شرایطی بارها به محک آزمون و تجربه درآیند، طعم آثار خیر و حضور باعزت خود را به ذائقهها میچشانند و این شیرینی و حلاوت با هیچ کژاندیشی، کژخلقی، تفرقه و نفاق و ترور شخصیت مخلوط نشده بلکه برعکس روند وحدت، یکدلی و همراهی را سبب میشوند. چرا که به قول ایشان شهدا خود در مصافهای سخت و عبور از گردنههای هولناک تا رسیدن به قله حضور داشته، یار و یاور بودهاند.
پس بجاست اگر دشمنان نظام و انقلاب اسلامی ایران تیرهای در ترکش خود را به سوی کسانی نشانه روند که وامدار شهدایند و وقتی هم که کم میآورند درست قلب شهید را نشانه میروند. همان قلبی که محور و مرکزیت تاریخ بدان تکیه دارد و از آن رو است که شهید قلب تاریخ نام گرفته است.
این نکته را در کتاب امیل اثر نویسنده شهیر فرانسوی ژان ژاک روسو خواندم و در دوران دانشجویی به خاطر سپردم در باب وطندوستی که: «وقتی سربازان ارتش یونان از جنگی سخت بازمیگشتند، مادری که سه فرزندش در جنگ شرکت داشتند رو به یکی از سربازان کرد و گفت: «ما، در جنگ چه کردیم» آن سرباز پاسخ داد، هر سه فرزندت در جنگ کشته شدند. مادر رو به سرباز کرد و گفت: «احمق من گفتم ما در جنگ چه کردیم» نویسنده کتاب امیل با بیان این مطلب قصد داشته است عمق وطنپرستی را با چنین مثالی به خوانندهاش تفهیم کند.
اما ما در جنگ تحمیلی 8 ساله مادرانی را داشتیم که با علم و اطلاع از شهادت فرزندانشان در لباس دامادی آنها را روانه جبههها میکردند و چون خبر شهادت آنها را میشنیدند چونان مدال افتخاری گردنآویز خود کرده خدای را سپاس میگفتند که به چنین افتخاری نائل آمدهاند.
این ارزش را در کمتر ملتی میتوان پیدا کرد آن هم نه در دو هزار و اندی پیش که دلبستگیهای مادی و دنیایی همانند امروز باشد که تمامی امکانات تفریحی و لذتطلبی فراهم است و همه از مرگ فرار میکنند...
آری آن موج انسانی که آمریکا هم از آن بیم داشت و دارد و نهایتاً به سیلی بزرگ منتهی شد که به قول امام راحل بر صورت صدام خورد و دیگر از جای برنخاست نه موج بود که خود دریا بود!
دریایی از انسانهای دریادل که چون بر دشمن خشم میگرفتند مصداق اشداء علیالکفار بودند و چون قلبشان در عبادت خدا نرم میشد رحماء بینهم میشدند. شیران روز و عابدان شب. همان عزیزمردانی که امنیت خاطر امروز ما را به بهای اهدای خون، تقدیم جان و اعضای بدنشان و یا زندانی تن و جانشان برای ما فراهم کردند و نه فقط دشمنان قسمخورده را از مرزهای اشغال شده میهن اسلامی بیرون راندند، بلکه اندیشههای تجاوز را از ذهن و مغز دیگر تجاوزگران زدودند.
و اما بر ما چه دین و وظایفی است در چنین شرایطی که از چهار جانب شاهد چنگ و دندان نشان دادن فرصتطلبانی هستیم که عزت، استقلال و حریت اسلامی ما را برنمیتابند.
بر ما چه وظیفه و دینی است بر خانواده معظم شهدا، همان انسانهای پاکسرشت، صادق، بیادعا و جان برکفی که برای عبور از خط آتش دشمن از یکدیگر سبقت میگرفتند تا راه را برای فتح باز گشایند.
آیا آنها راضی میشوند وحدت و اتحاد یکپارچه این ملت ستمکشیده در طی چندین قرن خدشهدار شود؟
آیا آنها جوانانی را که از معیارهای اصولی منحرف شده و خط انحرافی را با تشویق بیگانگان به پیش میبرند نمیبینند و از اعمال و کردار آنان عصبانی نیستند؟
در شرایطی که انقلاب اسلامی دامنههای نفوذ خود را به کشورهای مسلمان تا شمال آفریقا و جنوب آمریکا کشانده میطلبد بعضیها جنگ قدرت راه بیاندازند و دل ملت را خالی کنند؟
بالطبع برگزاری کنگره بزرگداشت 14600 شهید استان یکبار دیگر به اثبات رساند با تأسی به شهدا میتوان همدلی و همراهی اکثریت مردم و پاسداشت ارزشهای اسلامی را به نمایش گذاشت. پس به هوش باشیم راه را گم نکنیم.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی