صفحه 10--27 اردیبهشت 90
خمیدهترین برج جهان
برج کپیتال گیت، خمیده ترین برج جهان است که با 18 درجه انحنا، رکورد جالبی را برای خود ثبت کرده است. این برج در مرکز ملی نمایشگاه های شهر ابوظبی در مرکز کشور امارات احداث شده است.
ماترین دوفرین کیست؟
ماترین دوفرین طراح برج دروازه پایتخت (کپیتال گیت) در شهر ابوظبی در کشور امارات متحده عربی و مدیر عامل شرکت U+A در دبی، بعد از اتمام تحصیلات عالیه خود در کانادا به هنگ کنگ و چین رفته و با شرکت HOK به عنوان طراح اصلی مشغول به فعالیت شد و از سال 2005 نیز فعالیت خود را در خاورمیانه آغاز کرد و هم اینک مقیم دبی است. به بهانه طراحی این برج گفتوگویی با این معمار داشتهایم که میخوانید:
جناب آقای دوفرین، برای آغاز صحبت بسیار مشتاقیم تا کمی از جزییات برج کپیتال گیت از زبان شما آگاه شویم.
من در سال 2005 در جلسه ای که با آقای شیخ زائد، امیر امارات داشتم، قرار بر این شد که طرحی ارائه دهم تا علاوه بر اینکه به عنوان نماد شهر ابوظبی( پایتخت امارات) شناخته شود، دارای ویژگی های منحصر به فرد باشد و علاوه بر دارابودن فناوری نوین و عامل شکوه و زیبایی، با اقلیم منطقه نیز سازگار باشد.
چون خود من به ارائه ایده منحصر به فرد بسیار اعتقاد دارم، طرح ابتدایی یک برج با بیشترین خمیدگی را ارائه دادم که این طرح مورد موافقت قرار گرفت و تصمیم بر این شد که این سازه در مرکز ملی نمایشگاهی ابوظبی احداث شود.
همانطور که میدانید، این برج خمیدهترین سازه جهان است و با 18 درجه انحنا به سمت غرب طراحی شده است. خیلیها برایشان پرسش بود که چطور این ساختمان میتواند در مقابل زلزله مقاومت کند، ما برای اینکار هسته مرکزی ساختمان را دقیقا در جهت مخالف خمیدگی آن، و مستقیم به سمت بالا طراحی کردیم.
متریال اصلی در این سازه، فولاد ضدزنگ، بتن و شیشه است. این برج 35 طبقه است و دارای مجتمع اداری و یک هتل 5 ستاره با 200 اتاق است. در نمای برج، دو فاکتور بسیار جالب توجه است، یکی انحنا زیاد و دیگری پنل های شیشه ای به کار رفته در سرتاسر برج است.
راستی الان یک موضوعی بخاطرم رسید، من چندین بار که با ایرانی ها صحبت کردم، متوجه شدم که در مورد نمای این برج دچار اشتباه شدهاند. در نمای کپیتال گیت از 12500 پنل شیشهای مختلف با 720 شکل متمایز استفاده شده است که این اشکال از فرمهای مختلف الماس الگوبرداری شده است، اما در ایران به من میگفتند که خیلی جالب است که شما از 720 پنل شیشهای در نما استفاده کردید و من بخاطر این برداشت اشتباه و این اختلاف فاحش بسیار تعجب کردم، راستش وقتی چند بار این موضوع رو به من گفتند، خودم هم شک کردم.
آقای دوفرین شما با معماری ایرانی تا چه اندازه آشنا هستید و به نظر شما چطور میتوان به بهترین شکل، فناوری نوین را با اقلیم و سنت تلفیق کرد؟
من در ایران چندین پروژه را در دست کار دارم، به واسطه حضورم در ایران و همینطور شناخت و مطالعه در مورد معماری ایران و شنیدهها، و قتی وارد ایران شدم به شنیدهها یقین پیدا کردم. من به شما تبریک میگویم، چون کشوری با فرهنگ غنی و با سابقهای دارید. من در تمامی پروژه ها، چه در ایران و چه در کشورهای دیگر دنیا، همیشه یک گروه بومی را انتخاب میکنم و پروژهای که به آنها محول میکنم این است که، گزارشی از فرهنگ بومی کشور و تناسبات آن با معماری نوین جمع آوری کنید و در ادامه، طرح را با توجه به دادهها ارایه میدهم.
با توجه به تجاربی که کسب کردهاید، چگونه میتوان در پروژه های انبوه، سه عامل، مقاوم سازی، سریع سازی و سبک سازی را توامان اجرا کرد؟
من در این زمینه یک اعتقاد خاصی دارم و آن این است که مهمترین و اصلی ترین عامل برای رسیدن به این هدف، چیدمان یک تیم حرفهای است، تیمی که هم از لحاظ فنی و هم دانش اجرایی و هم وجدان کاری سرآمد باشد. اگر مدیر پروژه در ابتدای کار چنین اقدامی را انجام دهد، سریع سازی، مقاوم سازی و سبک سازی، توامان و به نحو احسنت اجرایی میشود.
شما به عنوان یکی از اساتید و بزرگان معماری جهان، چه سفارشهایی را برای دانشجویان و معماران جوان ایرانی دارید؟
دانشجویان و معماران جوان باید جستجوگر باشند و همیشه به دنبال کشف یک موضوع و ایده باشند. نباید هیچگاه خوشان را محدود در چهارچوب کتب آموزشی کنند. خیلی از حقایق معماری به هیچ عنوان در کتب تخصصی موجود نیست بلکه به صورت زنده و پویا در جهانی که ما در آن زندگی می کنیم وجود دارد.
یکی از روش های مفید، استفاده از اینترنت است. شما با اینترنت میتوانید به تمام جهان سفر کنید و در جریان بسیاری از اتفاقات در دنیای معماری قرار بگیرید.
به عنوان خاتمه صحبت، اگر سخنی دارید بفرمائید؟
من شناخت کمی از ایران دارم ولی الگوهای بسیار خوبی از گذشته در کشورتان وجود دارد که باید کشف شود. نباید این اطلاعات زنده و غنی و فراوان، دچار بی توجهی شود. امیدوارم من بتوانم به عنوان یک معمار، اثری به یاد ماندنی در ایران بر جای بگذارم.
منبع: تبیان
«میرزا احمد نیریزی»؛ ملقب به سلطانی
مولانا میرزا احمد فرزند شمسالدین محمد نیریزی در محله سادات شهر طیبه نیریز دیده به گیتی گشود و در زادگاه خود نیریز مشکبیز مشغول تحصیل شد و نزد استادان زمان تعلیم خط دید.
وی که از بزرگترین نسخنویسان روزگار بود چندی در خدمت «آقا محمدصادق ارجستانی»
(در گذشته به سال 1134 هـ.ق) مشق کرد و سپس در سلک شاگردان «آقا محمد قمی» (در گذشته حدود سال 1118 هـ.ق) درآمد و پس از مرگ استاد از قم به نیریز برگشت و به نوشتن خط مشغول شد و از روی خط «علاءالدین تبریزی» (ت-ب-ر...) بسیار مشق کرد، تا اینکه خود از استادان پیشین برتری جست. مولانا میرزا احمد در عمر پربرکت خود به تحریر قرآن و ادعیه و صحایف اشتغال داشته است. او بسیار پسندیده خصال بود و متورع، به مکه معظمه، مدینه منوره، عتبات عالیات و مشهد مقدس برای زیارت رفته بود و از یادگارهای این مسافرتهای او قطعه شعری است در مدح حضرت محمد(ص) که با آب زر روی کاغذ خان بالغ به خط زیبای نسخ هنگام زیارت مدینه منوره نوشته است و مطلع آن این بیت است:
کفر و ایمان را هم اندر تیرگی هم در صفا
نیست دارالملک جز رخسار و زلف مصطفی
نیریزی به فضایل نفسانی معروف و سخیالطبع، مؤدب و کریمالنفس بود. هر چه از حقالتحریر به دست میآورد به اندکی اکتفا و قناعت میکرد و بقیه را انفاق فقرا میکرد. دکتر مهدی بیانی میگوید: در یکی از قطعات به خط او دیده شده که نوشته بود:«در مدت عمر خود شصت هزار تومان صفوی حقالتحریر و حقالکتابت دریافت داشتهام». و گذشته از آن هدایا و تحف بسیاری از شاه سلطان حسین صفوی (1135-1105 هـ.ق) و درباریان و حکام و صاحب منصبان دریافت میکرد.
مولانا میرزا احمد در جوانی از نیریز جنت طراز به دارالسلطنه اصفهان مهاجرت کرد و از سال 1100 هـ.ق در این شهر مسکن گزید. نیریزی به علت بودن در دربار شاه سلطان حسین صفوی و اختصاص کتابت برای این پادشاه، گاهی در آخر کتابتهای خود سلطانی رقم میکرد؛ چون به «سلطانی» ملقب شده بود. برای مثال به ذکر چند نمونه از آن میپردازیم:
القاب میرزا احمد نیریزی
محل اقامت میرزا احمد نیریزی در اصفهان بوده و اختصاص او به دربار شاه سلطان حسین صفوی و تقرب او به درجهای بود که رقم خود را «سلطانی» مینگاشته است و گذشته از آن لقبهای دیگری نیز به شرح زیر داشته است:
استادالاساتید، اعجوبه زمان، استاد، ناسخ نسخ نویسان، قبلهالکتاب، ناسخ نسخ نسخ نویسان جهان، نادره دوران و...
اسامی افرادی که میرزا احمد برایشان قرآن، دعا و ... نوشته است:
مولانا میرزا احمد نیریزی علاوه بر آثاری که به فرمان شاه سلطان حسین صفوی برای او کتابت کرده از جمله وقف نامه مدرسه علمیه اصفهان، آثار زیاد دیگری نیز برای صاحب منصبان و دانشمندان آن زمان نوشته است. از آن جمله چندین قرآن، صحیفه و ادعیه برای:
1 -محمدابراهیم پیکار یوزباشی (فراشباشی، فراشی که سردسته صد نفر باشد)
2 -عباسقلی قورچی باشی (رییس اسلحه خانه)
3 -محمد قلیخان اعتمادالدوله
4 -علیقلی خان خلف اعتمادالدوله
5 -شاه قلیخان
6 -شیخ علی بیک امیر شکار باشی
7 -محمدتقی بیگ بیگلر بیگی یزد
8 -محمدقلی خان بیگدلی شاملو
9 -آقا میرزا محمدعلی از علماء و دانشمندان و...
شاگردان میرزا احمد نیریزی
آنچه مسلم است نیریزی در زادگاه خود در مدرسه غیاثیه و ملک شهریار (علم) به تعلیم شاگردان پرداخت. پس از آن در شهر دارالسلطنه اصفهان پایتخت صفویه هم به تعلیم و تربیت مشتاقان فن خوشنویسی همت گماشت و عدهای از وجود ایشان و هنرشان بهرهمند شدند. از جمله یکی از شاگردان وی عموی «واله داغستانی» یعنی «لطفعلیخان داغستانی» سپهسالار لشکر شاه سلطان حسین صفوی (1135-1105هـ.ق) بوده است. واله داغستانی در کتاب «ریاضالشعرا»در شرح حال عموی خود مینویسد: در خط نسخ شاگرد میرزا احمد نیریزی خوشنویس است که اعجوبه زمان و نادره دوران بوده. در وصف این شاگرد میگوید: «فقیر مکرر از میرزا احمد شنیدهام که میگفت خطوط خان را از خطوط خود فرق نمیتوانم کرد. چنانچه چندین قطعه و دعوات خط ایشان در نزد من موجود است. لیکن چون با خطوط من آمیخته شده و نام مرا نیز در اواخر هر یک نوشتهاند معلوم نمیشود که خط خان کدام است. مگر یک دعوات که چون در آخر آن نام خود را نوشته بود معلوم میکرد که این خط خان است.
گفتهاند میرزا احمد نیریزی که شاگردان بسیاری را تربیت کرده به بعضی از آنها اجازه میداد که به نام وی امضاء کنند و این اجازه نامه به منزله تصدیق نامه رسمی بود که به شاگردان خود میداد، به همین سبب است که آثار بسیاری به نام او موجود است و تشخیص خطوط اصلی استاد نیریزی از شاگردانش جز برای اهل فن امکان پذیر نیست و حتی بسیاری از اهل فن نیز در مواردی دچار تردید و گاه اشتباه شدهاند (نقل از نوشته محمدجواد شمس)
نسخ نویسانی که شیوه میرزا احمد را دنبال کردند
در زمان حیات و پس از فوت میرزا احمد عدهای از نسخ نویسان شیوه و روش او را دنبال کردند و به پیروی سبک وی، مراحل خوشنویسی نسخ را به درجات عالی رساندند و آثار ارزشمند بسیار پدید آوردند که از آن میان میتوان بزرگان زیر را نام برد:
1 -زینالعابدین اصفهانی، اشرف الکتاب
2 -علیرضا پرتو اصفهانی معروف به آقاجان
3 -علی عسکر ارسنجانی
4 -محمد شفیع ارسنجانی فرزند علی عسکر، (فرصتالدوله شیرازی در شرح احوال محمد شفیع مینویسد: پس از میرزا احمد نیریزی خط نسخ را احدی به پایه مشارالیه ننوشته است).
5 -میرزا عبدالعلی یزدی متخلص به کوکب. رضاقلی خان هدایت مینویسد: جماعتی از ارباب سلیقه و خبرت خط وی را بر خط میرزا احمد نیریزی رجحان نهادهاند.
6 -وصال شیرازی و فرزندان او به شرح زیر:
الف: وقار
ب: حکیم
پ: داوری
ت: فرهنگ
ث: توحید
ج: یزدانی
7 -حکیم محمدحسین
8 -محمدتقی حسنی خطیب
9 -محمدمحسن اصفهانی
10 -عبدالله عاشوری زبانی
11 -عبدالعلی خراسانی
12 -زینالعابدین قزوینی
13 -میرزا احمد شاملو
14 -غلامعلی اصفهانی
15 -محمد شفیع تبریزی
16 -میرزا محمدعلی اصفهانی
17 -سید ابوطالب نیریزی، (میرزا حسن فسایی در فارسنامه ناصری جلد دوم مینویسد: جناب مستطاب سید ابوطالب خوشنویس که قلم مشکین رقمش خط نسخ بر خطوط نسخ نویسان کشیده است).
دکتر مهدی بیانی مینویسد: از او یک قرآن وزیری که در صفحه اول آن متن و حاشیه مذهب عالی و دارای جلد روغنی عالی بود با نسخ و با رقم «اقل دعاگویان حقیقی ابن حسینالحسینی، ابوطالب النریزی» دیدهام.
18 -حاج محمدتقی فرزند محمدعلی
احساس سبکبالی
در فضای سبک و سیالی چون عرصه هنر، گاه در اثر تماشای یک اثر هنری روح انسان به سبکی یک پر به طیران و مشاهده جهان به گونهای بسیار نظاممند و یک دست و سرشار از تعامل در میآید. این شعف گاه گرههایی را که فرد بر زبان یا روح خود احساس میکند به راحتی گشوده و پرده از اسرار زیبای نظم حاکم بر جهان هستی برمیدارد.
به عنوان مثال یک شاعر برای خلق یک منظومه و یا یک غزل نیاز به استخدام کلمه و به کارگماردن آن دارد تا بتواند اهداف خاص خود را در قالب شعر به مخاطب القا کند. نویسنده نیز برای بیان مقاصد خود و انعکاس یک مجموعه مفاهیم از کلمه به عنوان ابزار اولیه استفاده میکند. حتی افراد در طول روز، برای ایجاد ارتباط به شدت به محاوره یعنی به کارگیری کلمه نیاز دارند، بنابراین میبینیم که همه ما اعم از شاعر، نویسنده و حتی تک تک ما از کلمه به عنوان ابزار برای بیان مقاصد و مفاهیم و انعکاس آن به بیرون استفاده میکنیم. اما تنها یک خوشنویس، نه تنها هیچ توقعی از کلمه ندارد، بلکه کلمه را اعتبار بخشیده و به آن حیات و هویت و طراوت میبخشد، همان گونه که بهار برای طبیعت نیمه جان و خشک، زندگی و جان و سرسبزی و رنگ به ارمغان میآورد، خوشنویسان نیز همان کار را با کلمه انجام میدهند. در واقع به کلمه اعتبار میبخشند و این موجودی را که به قول دکتر شریعتی یک موجود زنده است، لباس زیبا و فاخر و در شأن او بر تن میکند.
اینجاست که تعامل میان بهار و کار خوشنویس را به نحوی بسیار محسوس میتوانیم دریابیم و تأثیر این دو را بر طبیعت و کلمه احساس کنیم. در واقع هنرمندان خوشنویس، بهاران طبیعت کلمات هستند به طوری که یک کلمه که در اثر نوشتار عادی و روزمره رایج فاقد هرگونه زیبایی شکل میگیرد، پس از برخورد آن با دستان بهارگونه یک هنرمند، کاملاً بهاری شده و تو گویی که تحت تأثیر ظرافتهای روحی هنرمند خوش ذوق به رقص و شادمانی و نهایتاً حیات در میآید، تا آنجا که میتوان رد پای اندیشه ظریف و ماهرانه استاد را که با سرانگشتان خلاق خود بر پیکره حساس کلمه برجای میگذارد، مشاهده کرد و سرانجام به راز زیبابینی چشمان زیبابینشان پی برد. به راستی هنرمند خطاط، با خلق هنر خود میتواند اندامی جدید برای هر کلمه ابداع کند و میتوان خطاطان را خیاطان لباس بر اندام کلمه نامید.
علت از بین رفتن شاهکارهای ونگوگ
آزمایشی جدید دلیل تبدیل رنگ زرد به رنگ قهوهای در تابلوهای نقاشی ونسان ونگوگ را فاش کرد.دانشمندان متوجه شده بودند رنگ زرد روشن در تابلوهای نقاشی ونسان ونگوگ با مرور زمان به رنگ قهوهای بدل می شوند. اخیرا آنها متوجه شدهاند واکنش شیمایی پیچیدهای این تغییر رنگ را موجب میشود. این کشف اولین قدم در راه جلوگیری از نابود شدن دیگر تابلوهای نقاشی این استاد نقاشی هلندی است. نتایج این تحقیقات که در ژورنال «شیمی تحلیلی» به چاپ رسید نشان میدهد برای حفظ این تابلوها باید تا آنجا که میشود از تابیده شدن آفتاب و اشعه یو-وی بر این نقاشیها جلوگیری کرد.دانشمندان برای رسیدن به این نتیجه مجبور شدند از چندین ابزار تجزیه و تحلیل استفاده کنند. یکی از این ابزارها نوعی اشعه ایکس ویژه بود که قدرت و شیوه تابش آن در آزمایشگاهی در فرانسه طراحی شده است.
تغییر رنگ ها
نور خورشید ذرات بسیار کوچک و معدودی را وارد بافت نقاشی میکند، اما با گذر زمانی کوتاه دانشمندان متوجه شدند همین ذرات اندک واکنش شیمیایی ناشناختهای را موجب میشوند که نتیجهاش تغییر رنگ نقاشی است.
دانشمندان با استفاده از اشعه ایکس در حالت میکروسکوپی واکنش شیمیایی را که در سطح باریک برخورد رنگ و روغن جلاء شکل می گیرد، کشف کنند.این رنگ زرد نقش مهمی در تابلوهای ونگوگ دارد، این رنگ به نقاش کمک میکرد مثلا در مجموعه تابلوهای «گلهای آفتابگردان» تصویری ماندگار خلق کند.او استفاده از رنگهای روشن را پس از نقل مکان از هلند به فرانسه شروع کرد. در فرانسه دوستان نقاش از نظرات جدید او در به کار بردن رنگ استقبال کردند.
دانشمندان متوجه شدهاند این تغییر رنگ بیارتباط با اکسید شدن نیست. ادامه تحقیقات نشان می دهد شاید این تغییر رنگ که در آثار ونگوگ بسیار دیده میشود به دلیل استفاده او از ترکیب رنگ سفید و زرد در تابلوهایش باشد.
تحقیقات دانشمندان برای یافتن راهی برای جلوگیری از تیره شدن رنگ زرد در تابلوهای این نقاش معروف ادامه دارد.
منبع: تبیان
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی