صفحه 8--11 خرداد 90
طرح کلی برای گردآوری فرهنگ مردم یک آبادی
پ-برای خانه
هیزم شکن، درودگر، چلنگر، آهنگر، بنا، سنگتراش، پیلهور، مقنی، اسم ابزار کار هر کدام از آنها قید شود و اگر ممکن است شکل آن نقاشی شود باید در مورد هر یک از شغلها توضیح کافی داده شود. به طور مثال در مورد شغل مقنی گری و کندن قنات: چطور زمین را برای کندن قنات انتخاب میکنند و میفهمند که فلان دامنه کوه و فلان زمین یا دشت آب دارد؟ اثاث و اسباب کار قناتی و حفر قنات و اسامی محلی هر یک از آنها نوشته شود.
اگر شکل و تصویر ابزار طراحی شود، بهتر است. آداب و رسوم شروع کار، تعداد کارگر و مقنی هر دسته، اسم محلی هر یک از کارگرها و وظایف آنها، اصطلاحاتی که ما بین خود دارند. آیا مقنیها هم مثل بسیاری از اصناف زبان خاصی برای خود دارند؟
اصطلاحهای مربوط به سستی و سفتی زمین، مانند زمین شولاتی، زمین رخوه، زمین شن بوم، زمین رسی، زمین دج «دژ» و امثال اینها که به کار مقنی گری مربوط میشود. طراز گرفتن، شیب قنات، دهنه قنات، مظهر قنات، مزد استاد مقنی و کارگرها. عقایدی که دارند «به طور مثال میگویند مقنی اگر پاک و طاهر به کار مشغول شود، بهتر است»
کارهایی که وقتی آب راه میافتد و به مظهر قنات رسید میکنند به طور مثال گاو یا گوسفند قربانی میکنند، صلوات میفرستند، اسفند دود میکنند و کارهایی از این گونه. افسانهها و حکایتهای مقنیها که درباره کندن قنات و کارهای خودشان دارند، اشعاری که مقنیها ضمن کار میخوانند.
ت- برای مبادله
تجارت کوچک ده، دوشنبه بازار، چهارشنبه بازار، بازار دائمی «تاخت زدن، چانه زدن» بساطها، واردات و صادرات مانند: یوغ، خیش، بیل، کلنگ، کارد، چاقو، قفل، افزار، گونی، بوریا، جاجیم، گلیم، گیوه، کفش و ملکی...
ث- شغلها و طبقات مخصوص ده
کدخدا، حمامی، سلمانی، چوپان و دشتبان، طرز انتخاب آنها، ساعات کار، میزان مزدی که میگیرند، اصطلاحها و عقاید و آدابی که دارند...
2 -کار در شهر
الف- کارگران
زندگی کارگران، کارخانه، کارگاه، بنگاههای صنعتی، کارگران و صنعتگران زن.
ب- کارمندان
تجارتخانهها، مغازههای بزرگ، سوداگران، اداره های دولتی
پ-پیشهوران کوچک شهر
خرده فروشی، دست فروشی، عطار، درودگر، خیاط، دلاک، سمسار، نعلبند، پالان دوز، پیلهور، آداب و عقاید و اصطلاحهای مربوط به کار هر یک. نظر مردم درباره مشاغل گوناگون «مردم بعضی از مشاغل را مکروه میدانند و به کسانی که چنین مشاغلی دارند، زن نمیدهند و از آنها زن نمیگیرند» دخل اول چراغ.
ت- شغلهای کوچک و طبقههای مخصوص
مردهشور، دلال، پرده دار، قلندر و درویش علامت آنها «تبرزین، کشکول»
شعرهایی که میخوانند.
اصطلاحها و اعتقادهایی که دارند، عادت و رسوم مخصوص آنها، پاتوقی که جمع میشوند،
علامتهای مخصوص هر کدام هفت وصله لوطی: 1-زنجیر یزدی 2-جام کرمانی 3-چاقوی زنجانی 4-پاشنه کش 5-چپق سر و ته نقره 6-کیسه توتون 7-شال جوزه گره
3 -تفریح و آسایش
الف- اماکن تفریحی و سرگرمیها
مهمانخانه، کاروانسرا، قهوهخانه، چایخانه، پاتوق، گفت وگوها و موضوعهای عادی راجع به سلامتی، خوبی و بدی هوا، کارها...
چیزهایی که صرف میشود مانند چایی، قهوه، نوشیدنی و نوشابهها...
سرگرمیها مانند انواع بازیها، شرط بندی، نقال، شاهنامه خوان، بازار خوان، ره گوی، جنگ انداختن خروس، قوچ باز، انتری، کفتر بازی «اصطلاحهای آن، آداب و عقایدی که دارند... آمد و نیامد، نگهداری کبوتر، انواع کبوتر و اسامی آنها، امراضی که کبوترها میگیرند و مداوای آنها، مسابقاتی که کبوتربازها ترتیب میدهند...
گرفتن کبوتر غریبه، پاتوق کفتربازها، نظر مردم درباره کفتربازها...
معرکه گیر، شعبده باز، بندباز، ساز زنهای دوره گرد، بازیهایی که در جشنها در میآورند مثل ترکه بازی...
تأتر و نمایشهای توده
مردم در عروسیها، ختنه سورانیها و جشنها و مهمانیها برای تفریح و سرگرمی خودشان بازیهایی در میآورند مانند: آبجی گلبهار، آبجی نسا، خاله ستاره، خاله رورو، اوسای لنگ سرتراش و جز اینها. این بازیها معمولاً با رقص و آواز توأم است و بیشتر مخصوص مجالس زنان است. بازیکنان هم زنان و دختران سرزنده و زباندار همان مجالس هستند. بازیکنان اصلی به طور معمول یک یا دو نفرند و گفت وگوهای آنها اغلب همراه تنبک و دایره است و بیشتر با آواز خوانده میشود. البته سایر مهمانان هم فقط تماشاچی نیستند بلکه آنها هم با یکی از بازیکنان اصلی همصدا میشوند و همه با هم برگردان یا قسمتی از شعرها را میخوانند. در کتاب «بازیهای نمایشی» نمونه این سرگرمیها را آوردهایم. این بازیها در مجالس مردانه کمتر دیده میشود. ولی گاهی مطربها و نوازندگان دوره گرد در مجالس مردان هم این بازیها را در میآورند.
کسانی که این بازیها را در میآورند «خود مهمانان یا مطربها» جزئیات لباس و آرایش و شکل ظاهری بازیکنان، هر یک به دقت یاداشت شود.. بهتر است ابتدا توضیحی مربوط به بازی داده شود بعد متن بازی و گفت وگوی بازیکنان به لهجه محلی نوشته شود.
یادداشتهایی از سر مهربانی هنوز هم مرغ همسایه برای ما شیرازیها
غاز است
مردم هر شهر و دیاری خلق و خوی ویژه خود را دارند. این خلق و خوی با خونشان عجین شده است. میراثی است که از گذشتههای دور سینه به سینه به آنها رسیده است و آنها هم وظیفه دارند امانت داری کرده و این میراث را به نسلهای بعدی در کمال امانت منتقل کنند. این هم نمونههایی از خلق و خوی ما شیرازیها که هنوز بدانها دلبستگی داریم:
1 -شیرازی مهمان نواز است.
2 -شیرازی غریب نواز و خودی گداز است.
3 -شیرازی دل به نشاط است.
4 -شیرازی دست از کمرش نمیاندازد. « با سیلی هم که شده روی خودش را سرخ نگه میدارد».
5 -شیرازی قدر و ارزش خودی را نمیداند.
هم اکنون ما شیرازیها تحت تأثیر زندگی ماشینی نسبت به فرهنگ ملیمان به تدریج بی تفاوت میشویم. تغییرها را میبینیم و بر آنها چشم میبندیم.
پیش از عید نوروز بود که چهرهام به جمال مبارک «آقا جمال» روشن شد. این آقا جمال چندین حسن دارد، شیرازی است، شیرازی را میفهمد، خودخواه نیست، با همه میجوشد، ادعایی ندارد و از همه مهمتر مهربانی را
میفهمد.
گفتم: چه خبر؟
گفت: سلامتی
گفتم: بعد از سلامتی؟
گفت: دوستی در حالی که ناراحت بود ماجرایی را برایم تعریف کرد. که عین آن را برایت بازگو میکنم. فرصتی شد بنویسش. حکایتش برمیگردد به خلق و خوی ما شیرازیها که برای انجام آنها اصرار داریم.
ما شیرازیها قدر یکدیگر را نمیدانیم و از هم غافلیم. به خودی نگاهی داریم که در آن از مهربانی خبری نیست. حتی در شرایط مساوی هم حق را به غریبه میدهیم. فراموش کردهایم که از گذشتههای دور میگفتند: «چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است»
برای انجام پروژهای که یک شیرازی میتواند از عهده انجام آن به شکل آبرومندانهای برآید، حاضر نیستیم دو میلیون هزینه کنیم. آن وقت با هزینهای چند برابر کار را به بیگانهای میسپاریم، ککمان هم نمیگزد.
راستی چرا چنینیم؟
این بیتوجهی به خودی تا چه زمانی باید ادامه یابد؟ این رفتار بی محبتی به شیرازیها نیست. این تبعیض آزار دهنده چه معنی میدهد؟
گفتم: آقا جمال حرف حساب جوابی ندارد. دوست شما حق دارد ناراحت باشد یقین جایی دلش به درد آمده است.
ما شیرازیها غریب نواز و خودی گدازیم. بی توجهی به خود را سالهاست که با خودمان یدک میکشیم.
شیرازی، شیرازی را قبول ندارد. چون هنوز هم مرغ همسایه برای ما شیرازیها غاز است.
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی