صفحه 10--28 خرداد 90
علامه طباطبایی را بیشتر بشناسیم
در آسمان علم، ادب و معرفت کشور عزیزمان ایران همواره ستارگان پر نوری درخشیده اند. اهمیت شناخت این بزرگان بر هیچ کس پوشیده نیست، در همین جهت نوشته اخیر در نظر دارد با بررسی زندگی نامه، خصوصیات و آثار علامه طباطبائی، برگ زرینی به علاقه مندان معرفت تقدیم کند، به همین منظور ابتدا زندگی نامه و اخلاقیات استاد بررسی شده و در ادامه با شاگردان و آثار ایشان بیشتر آشنا خواهیم شد و درنهایت منابعی برای تحقیق و تفحص بیشتر به محضر علاقه مندان تقدیم می شود.
معرفی شخصیت استاد علامه طباطبائی
مرحوم علامه طباطبایی، در 29 ذي الحجه الحرام 1321 قمری، (1281 شمسی) در شهر تبریز در خیابان مسجد کبود، در منزل شخصی پدرشان حاج سید محمد آقا طباطبایی متولد شدند. مادر ایشان نیز ربابه خانم از فامیل یحیوی تبریز، دختر غلامعلی یحیوی و از اشراف تبریز بودند. چهار یا پنج سال پس از تولد ایشان، خداوند برادری به ایشان عطا میکند که او را محمد حسن نام می نهند و کمی پس از تولد محمد حسن، مادر ایشان فوت میکند. تقریباً پنج سال بعد، پدر ایشان هم فوت میکند. در این زمان دو برادر یکی 9 سال و دیگری پنج ساله بودند.
پس از فوت مادر و پدر یکی از محترمان فامیل، یعنی پدر شهید قاضی طباطبایی که حاج میرزا باقر قاضی نام داشت، کفالت اوضاع مالی و زندگی این دو کودک را به عهده میگیرد و آنها زیر نظر مرحوم حاج میرزا باقر قاضی رشد می کنند و نخست به سبک آن زمان، کتابهایی چون گلستان، قرآن، نصاب و... را می خوانند و سپس بی درنگ آنها را به مدارس کلاسیک می فرستند که شاید نخستین مدرسه در ایران در تبریز دایر شده بود.
این دو برادر با هم مشغول تحصیل می شوند و پس از کلاس ششم، همزمان با حضور در کلاس هفتم، برای تحصیل صرف، تصریف و جامع المقدمات به مدرسه طالبیه میروند که این قضیه تا سال 1304 طول میکشد. در این مدت آنها کتابهای سطح را خیلی سریع به پایان می رسانند، چون در آن زمان بیش از این در تبریز تدریس نمی شد، برای ادامه تحصیل به نجف اشرف هجرت میکنند.
حضرت علامه درباره دوران تحصیلش اینگونه نوشته است: "در اوایل تحصیل که به صرف و نحو اشتغال داشتم، علاقه زیادی به ادامه تحصیل نداشتم و از این رو هر چه می خواندم نمی فهمیدم و چهار سال به همین نحو گذراندم. پس از آن یک باره عنایت خدایی دامنگیرم شده عوضم کرد و در خود یک نوع شیفتگی و بیتابی نسبت به تحصیل کمال، حس کردم. به طوری که از همان روز تا پایان ایام تحصیل که تقریباً هفده سال طول کشید، هرگز نسبت به تعلیم و تفکر درک خستگی و دلسردی نکردم و زشت و زیبای جهان را فراموش کرده و تلخ و شیرین حوادث در برابر می پنداشتم."
زندگی در نجف
مفسر فرزانه مدت یازده سال در کنار مرقد نورآفرین امیرالمؤمنین کسب علم کرده است، از جمله فقه، اصول، فلسفه، ریاضیات و رجال را از محضر اساتیدی والامقام فراگرفت. بزرگانی چون: آیت الله نائینی، سید ابوالحسن اصفهانی، سید حسین بادکوبه ای، سید ابوالقاسم خوانساری، آیت الله حجت، حاج میرزا علی ایروانی و میرزا علی اصغر ملکی. سر سلسله اساتید ایشان مرحوم قاضی است . شخصیتی که سید محمدحسین را "علامه" کرد. مرحوم علامه پیرامون استاد خود مرحوم قاضی چنین میفرماید: "ما هر چه داریم ... از مرحوم قاضی داریم. چه آنچه را که در حال حیاتش از او تعلیم گرفتیم و از محضرش استفاده کردیم و چه طریقی که خودمان داریم و از مرحوم قاضی گرفته ایم."
مرحوم علامه طباطبایی خود میگوید: "وقتی ما وارد نجف شدیم، من نمیدانستم که چه درسی باید بخوانم و از چه کسی باید درس بگیرم. روزی آقایی دست به شانه من زد، برگشتم و دیدم سیدی است که تا آن تاریخ ایشان را ندیده بودم. سید از پدرم پرسید: شما محمد حسین هستید؟ ایشان هم خود را معرفی میکند آن آقا میگوید: شما آمدهاید که درس بخوانید؛ اما احتمال میدهم که نمی دانید چه درسی باید بخوانید و از چه کسی باید درس بگیرید؟" آن سید بزرگوار سپس به منزل علامه طباطبایی می رود و آنها را راهنمایی میکند. از این پس ارتباط علامه طباطبایی با آن سید که مرحوم سید علی آقای قاضی بوده، شروع می شود.
در سال 1314 شمسی رضا شاه دستور میدهد که از خروج ارز از ایران جلوگیری شود. بنابراین دو برادر نیز که به هیچ وجه از بیتالمال استفاده نمیکردند، بیخرجی میمانند و ناچار می شوند که از دوست و آشنا قرض بگیرند یا از این دکان و آن دکان نسیه کنند و امور خود را بگذرانند. نامه نگاری به تبریز هم مشکلی را حل نمیکند و آنها هم نمیتوانستند، پولی بفرستند. این موضوع موجب استیصال آنها میشود. بنابراین ناچار میشوند اثاثیه منزل را یک یک بفروشند و خرج کنند.
جناب علامه خود اینگونه میگویند: "فشار و مشکل زندگی، ما را مستأصل کرده بود. از این رو به حرم حضرت علی(ع) رفته و پس از عرض سلام عرض کردم: یا جدا همین طوری طلبه داری میکنید. اما بی درنگ متوجه شدم که اشتباه بسیار بدی کردم و این خلاف توکل است. اما به هر حال این اشتباه را مرتکب شده بودم و به شدت ناراحت و منفعل، سر بزیر و خجل از حرم حضرت امیرمؤمنان بیرون آمدم و به منزل بازگشتم. وارد خانه شدم و متوجه شدم که در خانه هیچ کس نیست. از فرط ناراحتی در گوشه ای از حیات نشستم و برای اشتباهی که کرده بودم، خیلی ناراحت بودم. در همین هنگام مشاهده کردم که در کوچه باز شد و مردی با لباس بلند وارد شد و گفت: من شاه حسین ولی هستم. خدا سلام میرساند و میفرماید: در این هفده سال من کی شما را تنها گذاشتم؟! و بعدها پولی رسید و من بدهی هایم را دادم." همان روز هم به همسرشان فرمودند: "روزی ما در نجف تمام شده است، حاضر باش که باید به تبریز برگردیم".
بازگشت به تبریز
بعد از مراجعت به تبریز حضرت علامه مدت ده سال در قریه شادآباد تبریز به زراعت و کشاورزی مشغول شدند. فرزند ایشان اینچنین میگوید: "خوب به یاد دارم که، مرحوم پدرم دائماً و در تمام طول سال مشغول فعالیت بود و کارکردن ایشان در فصل سرما در حین ریزش باران و برف، در حالی که چتر به دست گرفته یا پوستین بدوش داشتند امری عادی تلقی می گردید، در مدت ده سال بعد از مراجعت علامه از نجف به روستای شادآباد و بدنبال فعالیت های مستمر ایشان قناتها لایروبی و باغ های مخروبه تجدید خاک و اصلاح درخت شده و در عین حال چند باغ جدید، احداث گردید و یک ساختمان ییلاقی هم در داخل روستا جهت سکونت تابستانی خانواده ساخته شد و در محل زیرزمین خانه حمامی به سبک امروزی بنا کرد. پدرم از نظر فردی، هم تیرانداز بسیار ماهری بود و هم اسب سواری تیزتک، و به راستی در شهر خودمان بیرقیب بود، هم خطاطی برجسته بود، هم نقاش و طراحی ورزیده، هم دستی به قلم داشت و هم طبعی روان در سرایش اشعار ناب عارفانه... ."
زندگی در قم
اوضاع تبریز به شدت تغییر کرده بود، به کسی اجازه نمیدادند که از تبریز خارج شود. مرحوم علامه با زحمت بسیار جواز عبور گرفت و با دست خالی از تبریز به طرف تهران حرکت کرد. شب آخر اسفند به تهران رسید و ایام نوروز را در تهران در منزل آقای سید علی اصغر صادقی که از علمای تهران بود، منزل کرد. پس از نوروز به قم آمد و چند روزی را در منزل آقا سید محمد علی قاضی (شهید محراب) ماندند تا اینکه در کوچه یخچال قاضی از یک خانه ای دو اتاق کرایه کردند و در آنجا اقامت گزیدند.
علامه در قم آشنای کمی داشت. فقط آقای حجت و اطرافیان او و آقای سید حسین قاضی که از خویشان ایشان بود و نیز سید محمد علی قاضی (شهید محراب)، ایشان را می شناختند. بعضی طلاب تبریز که در قم ساکن بودند، متوجه شدند که چنین شخصی به قم آمده و به همین دلیل از ایشان تقاضای تدریس کردند. ایشان نخست مباحث خارج فقه و اصول را آغاز کردند. اما آنگونه که خودشان نقل میکردند، خیلی زود متوجه شدند که در قم برای فقه و اصول زمینه زیادی وجود دارد. اما مباحث قرآنی، ریشه ای و عقلی مانند فلسفه بسیار کم است از این رو برنامه تدریس و کار خود را عوض می کنند و به تدریس تفسیر و فلسفه می پردازند. به این ترتیب طلاب بسیاری در حلقه درسی ایشان حاضر می شوند که برکات آن هنوز هم آشکار است.
رحلت حضرت علامه
حدود یک هفته مانده به رحلت علامه، ایشان هیچ جوابی به هیچ کس نمیداد و سخن نمیگفت، فقط زیر لب زمزمه میکرد: " لا اله الا الله! " حالت های علامه در اواخر عمر، دگرگون شده و مراقبه ایشان شدید شده بود و مانند مرحوم قاضی این بیت حافظ را میخواندند و میگریستند:
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش
کی روی؟ ره زکه پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟!
سرانجام پس از 80 سال زندگی پرتلاش، در 24 آبان 1360ش (18 محرم 1402ق) روح پاک و الهی آن حکیم عارف و مفسر وارسته به دیار قدسی و ملکوت رهسپار شد و غبار غم و بیرق ماتم در سراسر کشور برپا شد و دلهای پاک اندیشمندان و بزرگان عرصه علم و دانش غرق اندوه شد. جنازه ایشان در 25 آبان تشییع و حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی(ره) بر ایشان نماز گذاردند و در بالا سر قبر حضرت معصومه(س) به خاک سپرده شدند.
شاگردان و آثار
حضرت علامه شاگردان زیادی تربیت کرده است از جمله حضرات آیات: شهید مطهری، شهید بهشتی، یحیی انصاری، ناصر مکارم شیرازی، موسی صدر، ابراهیم امینی، سید مهدی روحانی، عبدالله جوادی آملی، حسن حسن زاده آملی، جعفر سبحانی، حسین نوری همدانی، ابراهیم دینانی، محمدی گیلانی، محمدتقی مصباح و... .
آثار حضرت علامه نیز بسیار زیاد است که هم به عربی و هم به فارسی تالیف شده است، از جمله:
1 - تفسیر المیزان: دربردارنده بحثهای اعتقادی، تاریخی، فلسفی، اجتماعی و... با تكیه بر قرآن كریم. این كتاب ثمرهای كم نظیر از بیست سال تلاش شبانه روزی علامه است. وی سبك این تفسیر را از مرحوم قاضی آموخت و در قم عملی ساخت. المیزان یكى از مهمترین تفاسیر قرون اخیر در بین مسلمانان است و پس از تفسیر تبیان شیخ طوسى و مجمع البیان طبرسى بزرگترین و جامعترین تفسیر شیعى از نظر قوت علمى و مطلوبیت روش تفسیرى
است.
2 - بدایه الحكمه: كتابی كه یك دوره تدریس فشرده فلسفه برای دوستداران علوم عقلی در قم و سپس دانشگاههای كشور شد.
3 - نهایه الحكمه: این اثر برای تدریس فلسفه با توضیحی بیشتر، عمقی افزونتر و سطحی عالیتر تدوین شده است. بر کتابهای بدایه الحکمت و نهایه الحکمت شروح مختلفی نوشته شده است و میتوان گفت که از جمله بهترین کتابهایی هستند که درسده اخیر در گستره فلسفه اسلامی نوشته شده است.
4 - اصول فلسفه و روش رئالیسم: بینش علامه پیرامون نظرات مادیون و ماتریالیست ها باعث فراهم آوردن این اثر شد. این اثر با پاورقی های استاد شهید مرتضی مطهری همراه است.
5 - حاشیه بر كفایه: كتابی در علم اصول فقه كه پیرامون قوانین استنباط احكام به بحث می پردازد.
6 - شیعه در اسلام: دورهای كامل از اعتقادات و معارف شیعه در این اثر نفیس به چشم می خورد؛ این كتاب گرانبها به زبانهای مختلف دنیا ترجمه و بارها چاپ شده است.
7 - مجموعه مذاكرات با پروفسور هانری كربن.
8 - خلاصه تعالیم اسلام: این كتاب خلاصه ای از آن چه یک مسلمان متعهد باید از آن آگاهی داشته و خود را بدان زینت دهد، بیان كرده است.
9 - روابط اجتماعی در اسلام : انسان و اجتماع و رشد اجتماعی او، پایه زندگی اجتماعی، آزادی در اسلام و... مباحثی است كه در این كتاب بدانها پرداخته شده است.
10 - بررسی های اسلامی: مجموعه ای است زرّین از مقاله های استاد كه بسان دائره المعارفی از معارف ناب اسلامی جمع آوری شده است.
11 - آموزش دین: كتابی با قلم روان و مطالبی لازم و ضروری است كه برای دانش آموزان نوشته شده است.
12 - رساله انسان قبل از دنیا، در دنیا و بعد از دنیا، این كتاب كه اكنون با نام "انسان از آغاز تا انجام" ترجمه شده است مباحثی مفید از عوالم سه گانه ماده، مثال و عقل مطرح كرده و پیرامون شبهات و دغدغه خاطر جوانان مطالبی بسیار مفید و لازم ارائه كرده است.
13 - رساله هایی گوناگون درباره قوه و فعل، صفات، افعال الله، وسائط، نحو، صرف،... این مجموعه 26 رساله است كه بنا به ضرورت و نیاز جامعه توسط علامه نگاشته شده است.
14 - دیوان شعر فارسی: مجموعهای از اشعار چشمگیر و عمیق علامه كه طی سالیان متمادی سروده شده است.
15 - سنن النبی: سیره و روش رسول الله در بین مردم و همراه خانواده در این اثر به چشم می خورد.
16 - لُبّ اللباب: مجموعه درسهای اخلاق استاد كه از سالهای 1368 تا 1369 قمری برای برخی از فضلای حوزه علمیه قم بیان کرده اند.
17 - حاشیه بر اسفار: نظرات حضرت استاد علامه بر اسفار در این كتاب جمع آوری شده است.
هنرستان کاردانش علامه طباطبایی ناحیه 4 شیراز
گردآوری و تدوین: جواد دارابی
منابع:
- کتاب "رمز موفقیت علامه طباطبایی" نوشته "حميد نگارش / علی باقی نصر آبادی" نشر موسسه انتشاراتی امام عصر(عج) چاپ دوم سال 1381
- کتاب "آن مرد اسمانی" نوشته "مرتضی نظری" نشر دفتر فرهنگ اسلامی چاپ دوم سال 1382
- پایگاه اطلاع رسانی سازمان تبلیغات اسلامی تبریز(تبیان)
http://www.tebyan-tabriz.ir
- سایت رسمی دانشگاه علامه طباطبایی
http://www.atu.ac.ir/about/about_allameh.htm
-زندگی نامه علامه طباطبایی برگرفته از سایت صالحین به نشانی
http://www.salehin.com/fa/salehin/alame/zendegi
- دانشنامه ویکی
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی