انحراف از معیار یا تجدیدنظرطلبی
وقتی در سال 1917 روسیه شوروی تسلیم انقلابی شد که آن را انقلاب کمونیستی، کارگری، مارکسیستی و یا سوسیالیستی نامیدند بعد از پروسترویکا «اصلاحات» گورباچف رئیس جمهور اسبق شوروی و تبعات ناشی از آن که نهایتاً به استقلال و جدایی جمهوری­های آن اتحادیه انجامید هیچکس تصور نمی­کرد که شرایط به گونه شود که عده­ای حتی راضی نباشند قبر استالین در محل خود باقی بماند.
این تحولات که از دل آن، سکتاریست­ها «فرقه­گرایان»، روزیونیست­ها «تجدیدنظرطلبان» و دیگر طرفداران مکتب­های سیاسی بیرون آمدند، مولود شرایطی بود که زمان و گذشت آن از یک سو و از دیگر سوی رقابت­های جهانی در امور سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، اندیشه و گرایشات سیاسی را تحت تأثیر قرار داد و کار را به جایی رساند که پس از هفتاد و اندی سال ستون فقرات انقلاب روسیه شکست و متولیان حزب کمونیست و سردمداران آن را به تسلیم واداشت. هم­اکنون نیز جدایی­طلبانی همانند چچن در جنوب روسیه خواستار جدایی و استقلالند که سال­هاست با دولت مرکزی در جنگ و ستیز به سر می­برند.
و اما بعد!
این مقدمه را از آن رو آوردم تا نمونه­ای عینی باشد برای بیان این مقصود که همه انقلاب­های جهان از آغاز تاکنون تحت تأثیر زمان و رهاورد آن و نیز در مصاف با رقابت­های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی جهانی جملگی و یا بعضاً از اهداف اولیه دور شده و یا به طور کلی فقط نام و نشانی از آنها باقی مانده است.
که اگر چنین نبود در دنیا فقط یک انقلاب یا تحول اتفاق می­افتاد و ما شاهد تغییرات و تحولات دیگر نمی­بودیم.
پس در تلاشی که مقدر بشر است پیوسته می­باید منتظر وقایع و تحولات جدید بود.
انقلاب اسلامی ایران هم از این مقوله دور نبوده و به مرور تحولاتی را به خود دیده است. اما آنچه در این نوشتار مطرح است اینکه وقتی معیارهای یک انقلاب نتواند مستمراً پاسخگوی نیازهای روزمره باشد و به مرور از اهداف خود دور شود، خواه ناخواه تحولاتی را شاهد خواهد بود که اگر دولتمردان و تئوریسین­های پیشین و پسین خود دست به اصلاحاتی نزنند و در رفع خواسته­های مردم برنیایند چه بسا در اثر عملکرد غلط و نادیده گرفتن انتظارات به­حق، انقلاب از مسیر خود منحرف شود تا آنجا که از اهداف اصولی خود هم فاصله بگیرد.
به عنوان مثال: وقتی یکی از اهداف اولیه انقلاب آن باشد که فاصله فقر و غنا، دانایی و نادانی، حق­طلبی و ناحق­گویی کاهش یابد و شکاف طبقاتی به مرور ترمیم شود، اما بعد از گذشت سالیانی به هر دلیل این هدف تحقق نیابد و برعکس این فاصله­ها زیاد و زیادتر شوند، آن وقت است که انقلاب از اهداف اصولی خود دور شده و می­باید در روش­ها و نه در هدف­ها تجدیدنظر شود قبل از آنکه کلیت قضیه از تقاضاهای مردم حذف شود.
وقتی فشار ناشی از مشکلات اقتصادی و تورم و فقر به حدی برسد که مردم علی­رغم میل باطنی خود توان مقابله با آن را نداشته باشند بالطبع نارضایتی­ها اوج می­گیرد و به بهانه­های مختلف فشارهای روانی سر باز می­کند و نهایتاً غیرقابل مهار می­شود. نمونه­هایی از این وقایع را امروز می­توانیم در کشورهای عربی خاورمیانه ببینیم که چگونه دولتمردان با حسن نیت هم قادر به مهار آن نیستند و معلوم نیست پس از فتح و پیروزی و تغییرات سیاسی در این کشورها وضع معیشتی و آزادی­های سیاسی و مدنی مردم بهتر از گذشته شود زیرا سیستم­های پیچیده و درهم اقتصادی کنونی جهان آنچنان به هم مربوطند که اگر در جایی اختلال ایجاد شود کل مجموعه را در هم می­ریزد.
فی­الحال برگردیم به کشور خودمان و شرایطی که امروز بر آن حاکم است.
نخست اینکه ایران امروز نه فقط به لحاظ سوق­الجیشی و موقعیت­های جغرافیایی و یا صرفاً به دلیل اینکه دارای منابع غنی نفت و گاز است، بلکه مهمتر از آن به دلیل انقلابی که مدعی فرامرزی و تحولات جهانی است مورد هجوم و جنگ نرم کشورهایی است که از تمامی اقتدار و توانایی­های رسانه­ای خود با استفاده از ابزارها و شگردهای امتحان شده سیاسی و اقتصادی در تلاشند با ایجاد شکاف در صفوف متحد مردم، ایران را از درون تهی کنند و آنچنان به ضعف بکشانند تا برای قورت دادن آن گلوگیر نباشد.
ادامه در ستون روبه رو
ادامه از ستون روبه رو
مردم ما این را می­فهمند، اما وقتی ناهمسویی­ها و ناهماهنگی­های بین سه قوا و اختلاف نظرهایی که حرکت اصلاح و بازسازی کشور را کند می­کند و یا استان پهناوری چون فارس را وجه­المصالحه لجبازی­های سلیقه­ای قرار می­دهد، دل مردم می­لرزد و به مرور امیدشان را از متولیان امور از دست می­دهند و آن می­شود که نباید. لذا انحراف از معیار امری جدا از تجدیدنظرطلبی در اصلاح روش­ها و قوانینی است که به تجربه مشاهده شده کارساز نبوده­اند.
به عنوان مثال، روند رشد بیکاری، افزایش طلاق، گرایش به اعتیاد، افزایش جرایمی مانند صدور چک بلامحل، سرقت، کلاهبرداری، قاچاق مواد مخدر، قتل­های ناموسی و نهایتاً خشمی که به دلایل مختلف از جمله آلودگی هوا بر بسیاری غلبه می­کند، تنش­ها و زمینه فساد اجتماعی را فراهم کرده مسئولین امر و نهایتاً قوه قضاییه را در موضع دفاعی قرار می­دهد تا نتیجه آن، افزایش زندان­ها و گسترش ساختمان­های دادگستری باشد.
نتیجه آنکه، اگر آموزش و پرورش، حوزه­های علمیه، متولیان دینی و فرهنگی، رسانه­های صوتی و تصویری و مکتوب خوب کار کرده باشند ما باید شاهد افزایش چنین آثار تلخ و ناگواری نباشیم و اگر به وظیفه عمل نشده باشد نیاز به تجدیدنظر در اعمال روش­های سنتی داریم و نباید بر امری که نتوانسته ما را به مقصد برساند اصرار ورزیم.
امام علی (ع) می­فرماید: «فرزندان خود را برای زمان خودشان تربیت کنید...» و او کسی بود که با اقتدار، بسیاری از روش­های دوره جاهلیت را در امر کشورداری تغییر داد و هیچ عمل خلاف دین و شرعی هم انجام نداد.
به هر تقدیر ناگفته پیداست که کشورداری و حفظ دستاوردهای ارزشی انقلاب اسلامی در شرایط کنونی بسیار مشکل است و به نسبت افزایش این مشکلات مردان و زنان باتجربه، هوشمند، کارآمد و کارشناس می­باید مسئولیت­های کلیدی را عهده­دار شوند و به نسبت مسئولیت­هایی که به آنها واگذار می­شود می­باید از اختیاراتی در حوزه کاری خود برخوردار باشند تا ندانم­کاری و اشتباهات آنان که برخی به جای کلاه سر می­آورند بهانه به دست مخالفان و مروجان بی­دینی ندهد.
همین