سرمقاله 21 تیر 90
انحراف از معیار یا تجدیدنظرطلبی
وقتی در سال 1917 روسیه شوروی تسلیم انقلابی شد که آن را انقلاب کمونیستی، کارگری، مارکسیستی و یا سوسیالیستی نامیدند بعد از پروسترویکا «اصلاحات» گورباچف رئیس جمهور اسبق شوروی و تبعات ناشی از آن که نهایتاً به استقلال و جدایی جمهوریهای آن اتحادیه انجامید هیچکس تصور نمیکرد که شرایط به گونه شود که عدهای حتی راضی نباشند قبر استالین در محل خود باقی بماند.
این تحولات که از دل آن، سکتاریستها «فرقهگرایان»، روزیونیستها «تجدیدنظرطلبان» و دیگر طرفداران مکتبهای سیاسی بیرون آمدند، مولود شرایطی بود که زمان و گذشت آن از یک سو و از دیگر سوی رقابتهای جهانی در امور سیاسی، اقتصادی و فرهنگی، اندیشه و گرایشات سیاسی را تحت تأثیر قرار داد و کار را به جایی رساند که پس از هفتاد و اندی سال ستون فقرات انقلاب روسیه شکست و متولیان حزب کمونیست و سردمداران آن را به تسلیم واداشت. هماکنون نیز جداییطلبانی همانند چچن در جنوب روسیه خواستار جدایی و استقلالند که سالهاست با دولت مرکزی در جنگ و ستیز به سر میبرند.
و اما بعد!
این مقدمه را از آن رو آوردم تا نمونهای عینی باشد برای بیان این مقصود که همه انقلابهای جهان از آغاز تاکنون تحت تأثیر زمان و رهاورد آن و نیز در مصاف با رقابتهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی جهانی جملگی و یا بعضاً از اهداف اولیه دور شده و یا به طور کلی فقط نام و نشانی از آنها باقی مانده است.
که اگر چنین نبود در دنیا فقط یک انقلاب یا تحول اتفاق میافتاد و ما شاهد تغییرات و تحولات دیگر نمیبودیم.
پس در تلاشی که مقدر بشر است پیوسته میباید منتظر وقایع و تحولات جدید بود.
انقلاب اسلامی ایران هم از این مقوله دور نبوده و به مرور تحولاتی را به خود دیده است. اما آنچه در این نوشتار مطرح است اینکه وقتی معیارهای یک انقلاب نتواند مستمراً پاسخگوی نیازهای روزمره باشد و به مرور از اهداف خود دور شود، خواه ناخواه تحولاتی را شاهد خواهد بود که اگر دولتمردان و تئوریسینهای پیشین و پسین خود دست به اصلاحاتی نزنند و در رفع خواستههای مردم برنیایند چه بسا در اثر عملکرد غلط و نادیده گرفتن انتظارات بهحق، انقلاب از مسیر خود منحرف شود تا آنجا که از اهداف اصولی خود هم فاصله بگیرد.
به عنوان مثال: وقتی یکی از اهداف اولیه انقلاب آن باشد که فاصله فقر و غنا، دانایی و نادانی، حقطلبی و ناحقگویی کاهش یابد و شکاف طبقاتی به مرور ترمیم شود، اما بعد از گذشت سالیانی به هر دلیل این هدف تحقق نیابد و برعکس این فاصلهها زیاد و زیادتر شوند، آن وقت است که انقلاب از اهداف اصولی خود دور شده و میباید در روشها و نه در هدفها تجدیدنظر شود قبل از آنکه کلیت قضیه از تقاضاهای مردم حذف شود.
وقتی فشار ناشی از مشکلات اقتصادی و تورم و فقر به حدی برسد که مردم علیرغم میل باطنی خود توان مقابله با آن را نداشته باشند بالطبع نارضایتیها اوج میگیرد و به بهانههای مختلف فشارهای روانی سر باز میکند و نهایتاً غیرقابل مهار میشود. نمونههایی از این وقایع را امروز میتوانیم در کشورهای عربی خاورمیانه ببینیم که چگونه دولتمردان با حسن نیت هم قادر به مهار آن نیستند و معلوم نیست پس از فتح و پیروزی و تغییرات سیاسی در این کشورها وضع معیشتی و آزادیهای سیاسی و مدنی مردم بهتر از گذشته شود زیرا سیستمهای پیچیده و درهم اقتصادی کنونی جهان آنچنان به هم مربوطند که اگر در جایی اختلال ایجاد شود کل مجموعه را در هم میریزد.
فیالحال برگردیم به کشور خودمان و شرایطی که امروز بر آن حاکم است.
نخست اینکه ایران امروز نه فقط به لحاظ سوقالجیشی و موقعیتهای جغرافیایی و یا صرفاً به دلیل اینکه دارای منابع غنی نفت و گاز است، بلکه مهمتر از آن به دلیل انقلابی که مدعی فرامرزی و تحولات جهانی است مورد هجوم و جنگ نرم کشورهایی است که از تمامی اقتدار و تواناییهای رسانهای خود با استفاده از ابزارها و شگردهای امتحان شده سیاسی و اقتصادی در تلاشند با ایجاد شکاف در صفوف متحد مردم، ایران را از درون تهی کنند و آنچنان به ضعف بکشانند تا برای قورت دادن آن گلوگیر نباشد.
ادامه در ستون روبه رو
ادامه از ستون روبه رو
مردم ما این را میفهمند، اما وقتی ناهمسوییها و ناهماهنگیهای بین سه قوا و اختلاف نظرهایی که حرکت اصلاح و بازسازی کشور را کند میکند و یا استان پهناوری چون فارس را وجهالمصالحه لجبازیهای سلیقهای قرار میدهد، دل مردم میلرزد و به مرور امیدشان را از متولیان امور از دست میدهند و آن میشود که نباید. لذا انحراف از معیار امری جدا از تجدیدنظرطلبی در اصلاح روشها و قوانینی است که به تجربه مشاهده شده کارساز نبودهاند.
به عنوان مثال، روند رشد بیکاری، افزایش طلاق، گرایش به اعتیاد، افزایش جرایمی مانند صدور چک بلامحل، سرقت، کلاهبرداری، قاچاق مواد مخدر، قتلهای ناموسی و نهایتاً خشمی که به دلایل مختلف از جمله آلودگی هوا بر بسیاری غلبه میکند، تنشها و زمینه فساد اجتماعی را فراهم کرده مسئولین امر و نهایتاً قوه قضاییه را در موضع دفاعی قرار میدهد تا نتیجه آن، افزایش زندانها و گسترش ساختمانهای دادگستری باشد.
نتیجه آنکه، اگر آموزش و پرورش، حوزههای علمیه، متولیان دینی و فرهنگی، رسانههای صوتی و تصویری و مکتوب خوب کار کرده باشند ما باید شاهد افزایش چنین آثار تلخ و ناگواری نباشیم و اگر به وظیفه عمل نشده باشد نیاز به تجدیدنظر در اعمال روشهای سنتی داریم و نباید بر امری که نتوانسته ما را به مقصد برساند اصرار ورزیم.
امام علی (ع) میفرماید: «فرزندان خود را برای زمان خودشان تربیت کنید...» و او کسی بود که با اقتدار، بسیاری از روشهای دوره جاهلیت را در امر کشورداری تغییر داد و هیچ عمل خلاف دین و شرعی هم انجام نداد.
به هر تقدیر ناگفته پیداست که کشورداری و حفظ دستاوردهای ارزشی انقلاب اسلامی در شرایط کنونی بسیار مشکل است و به نسبت افزایش این مشکلات مردان و زنان باتجربه، هوشمند، کارآمد و کارشناس میباید مسئولیتهای کلیدی را عهدهدار شوند و به نسبت مسئولیتهایی که به آنها واگذار میشود میباید از اختیاراتی در حوزه کاری خود برخوردار باشند تا ندانمکاری و اشتباهات آنان که برخی به جای کلاه سر میآورند بهانه به دست مخالفان و مروجان بیدینی ندهد.
همین
مدیر مسول و صاحب امتیاز : محمد عسلی