استاندار جدید فارس بخواند
سخنی که ناتمام ماند

محمد عسلی

جناب صادق­ عابدین!

مطالبی که امروز خطاب به جنابعالی نوشته می­شود برای تنی چند از استانداران گذشته نیز نوشته شد و آنها خواندند، اما بعضاً فراموش کردند تا آن شود که نباید و آن کردند که نپاید.
در روز سه­شنبه 26 آبان­ماه 88 که مصادف بود با انتشار گزارش معرفی استاندار سابق مطلبی در سرمقاله همین روزنامه با عنوان «سخنی با استاندار جدید فارس» توسط این نگارنده قلمی شد که نخست بخش­هایی از آن سرمقاله به اطلاع جنابعالی می­رسد و سپس در خاتمه هر آنچه به نظر می­رسد، امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز استان است مختصراً به اطلاع می­رسد. بر آن امید که جبران مافات شود و نگاهی هوشمندانه و از سر تدبیر و به دور از نگاه­های سلیقه­ای و غیرکارشناسانه به مسایل و مصایب استان شود تا ان­شاءالله جنابعالی بتوانید با کارنامه­ای درخشان در پایان مأموریتی که مقدر همه مسئولین است امانت را به دیگری تحویل دهید.
فارس پس از پیروزی انقلاب اسلامی استانداران بسیاری به خود دیده که هر یک در نوع خود بی­نظیر و بی­بدیل بوده­اند!
بی­نظیر به لحاظ ناتوانی و بعضاً توانایی و بی­بدیل بدین صورت که جز خودشان کسی را قبول نداشتند!
فارس دبیر تعلیمات دینی با تقوایی را به عنوان استاندار تجربه کرده که بخشنامه کرد چمن­های باغچه­ها را بیرون آورده به جای آن یونجه بکارند تا در هزینه­ها صرفه­جویی شود و نیز استانداری که زمینه تحصیلات دانشگاهی عده­ای از مدیران را بدون کنکور فراهم نمود!
و همچنین استانداری را به یاد می­آوریم که می­گفت من روزنامه نمی­خوانم و وقتم را صرف این نوشته­ها نمی­کنم!
استانداری را به یاد می­آورم که 6 ساعت مرا در اتاقش زندانی کرد که چرا نوشته­ای تا 25 اسفندماه حقوق، پاداش و اضافه­کاری معلمان فارس هنوز به حساب واریز نشده و چرا.................
استانداری را به یاد می­آورم که وقتی از اتومبیل لوکس بنز پیاده می­شد آدم یادش به اعلیحضرت همایونی می­افتاد که چگونه با تبختر اطراف را با نگاه متکبرانه­اش می­کاوید و یادم هست آقای جمال رسول­اف در مراسم افتتاح مدرسه تیزهوشان اشاره کرد و به من گفت: شاه آمده!
آری استانداری را به یاد می­آورم که بیشتر اوقات خود را صرف مسأله حجاب کرد و در پایان سال اعتبارات هزینه نشده را به صندوق دولت برگرداند!
استانداری را به یاد می­آورم که به علت بیماری قند بیش از 15 دقیقه قادر نبود در یک جلسه بنشیند و هکذا!
و اما بعد...!
تمامی استاندارانی که سکان استان فارس را در دست گرفتند، همه قصد خدمت داشتند و می­خواستند به وعده­های داده شده عمل نمایند!
لیکن مشکلات و اشتباهاتی چند مسیر آنان را تغییر داد و بعضاً نتوانستند در شأن فارس با آن سابقه تاریخی کاری سترگ انجام دهند که مانا و ماندگار باشد!
به جز احداث راه­آهن شیراز - اصفهان، سد سلمان، راه شیراز - کازرون و بعضی پروژه­های ریز و درشت دیگر که جای بحث فراوان دارند به واقع کار عمرانی بزرگی در شیراز و فارس انجام نشده و پروژه قطار شهری هم با کندی پیش می­رود!
در صورتی که فارس دارای قابلیت­ها و توانش­های عظیمی در بخش­های صنعت، کشاورزی و خدمات است!
آنچه کمتر به آن اهمیت داده شده جذب سرمایه­گذاران داخلی و خارجی، عدم ایجاد شرایط مناسب برای جذب توریست و توسعه گردشگری، عدم فرآوری و بسته­بندی مناسب میوه باغات برای صادرات و عدم نظارت دقیق در بازار روی قیمت­ها و تثبیت آنهاست!
در فارس افراد تحصیلکرده و باتجربه و باانگیزه و باانرژی زیادند، اما متأسفانه مدیریت استانی مدیریت پیری است که گر چه اینان تجاربی در کارنامه دارند، اما حال و هوای تلاش و نوآوری در آنها نیست!
یکی از دلایل ناکامی بعضی از استانداران به عدم به­کارگیری مشاوران فهیم و روزآمد برمی­گردد. به همین دلیل همیشه درب استان روی یک پاشنه چرخیده و شاهد تحولات و تغییرات چندانی نبوده­ایم!
و حالا که شما به عنوان سیزدهمین استاندار فارس پا به میدان گذاشته­اید بهتر است کارنامه اسلاف خود را مطالعه کرده علت کامیابی­ها و ناکامی­های آنان را بررسی نمایید!
اگر از این نگارنده که تاکنون 12 استاندار را در فارس بدرقه کرده سؤال کنید به شما خواهم گفت، دایره بسته استانداری فارس همیشه غیرقابل انعطاف بوده زیرا اگر جناح راست بر سر کار آمده ملاک را ویژگی­های جناحی قرار داده و اگر چپ هم آمده همان کار را کرده. در این صورت نگاه تک­قطبی به جامعه عده­ای را منفعل کرده است!
اگر ملاک اعتقاد و پذیرش قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی است که همه معیارها در آن تعریف شده است، اکثریت جامعه را در برمی­گیرد و اگر جز این است باید قانونی دیگر نوشت!
وقتی مردم استان فارس 14600 شهید و بسیار بیشتر از این تعداد آزاده، جانباز و رزمنده داشته­اند اعتقاد و باورش را به انقلاب اسلامی و نظام عملاً به اثبات رسانده و همیشه آماده حضور در عرصه­های مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بوده است!
همه آمادگی دارند کار و تلاش را وجهه همت خود قرار دهند!
اما باید هر کس در جای خود باشد!
عدالت هم چنین حکم می­کند!
اگر استانداری آمده که مشاور سیاسی خوبی داشته متأسفانه از داشتن یک مشاور فرهنگی خوب بی­بهره بوده و اگر مشاور اقتصادی خوبی داشته از مشاور سیاسی خوبی ­بهره­مند نبوده و با تأسف همیشه یک گوشه کارش لنگش داشته است!
شما سعی کنید چنین نباشید!
وقتی می­گویند و می­گویید استان فرهنگی، فرهنگور، فرهنگ­پرور فارس که به واقع هم چنین است! استاندار می­باید جدای از مسئولین آموزش و پرورش و ارشاد که در جای خود مهم می­نمایند مشاورینی فرهنگی، هنری و مطبوعاتی داشته باشد که اهمیت حداقل 5 روزنامه یومیه در شیراز را برای او تجزیه و تحلیل کنند و فراز و نشیب­های کار را برایش روشن سازند.
استانداری آمده با همه اصحاب قلم و هنر دوست شده، آنها را دور هم جمع کرده، در دل آنها امید ایجاد نموده و به کارشان ارج گذاشته است.
استاندار بعدی آمده در را به روی همه آنها بسته و حتی حاضر نشده به راهکارهای مدیرکل محترم ارشاد که یک دانشگاهی است اهمیت دهد! این مشکل را باید حل کرد!
بارها نوشته­ام سرمایه­داران بزرگی را مسئولان فارس فراری داده­اند! که اگر لازم باشد می­توان نام و مشخصات آنها را در روزنامه آورد!
دخالت بعضی از افراد ذی­نفوذ و غیرمسئول و اعمال سلیقه­های شخصی و ایرادهای بنی­اسراییلی به کارآفرینان و سرمایه­داران دلسردی آنها را دامن زده گاه عطایش را به لقایش بخشیده و فرار را بر قرار ترجیح داده­اند. و این سؤال هنوز بی­جواب مانده که چگونه است سرمایه­گذاری که می­خواسته در فارس سرمایه­گذاری کند سد راهش شده­اند رفته است اصفهان، کیش و مشهد سرمایه­گذاری کرده و مورد تشویق قرار گرفته!
آقای استاندار جدید فارس لطفاً از افرادی که متخصص
قفل کردن کارها هستند مشورت نخواهید!
بعضی­ها در این استان از پاپ کاتولیک­ترند و به قول خودمان کاسه از آش داغ­تر، در طول این سی سال هم امتحان خود را داده­اند با طرح مسایلی که جنبه شرعی و عرفی ندارد و آنها به آن جنبه شرعی می­دهند و به نوعی مصلحت­طلبانه اعلام خطر می­کنند، جلوی کارهای عمرانی را می­گیرند بدون آنکه مطالعه کرده باشند، هدف سرمایه­گذار و یا طراح چیست؟
ذهنیت بعضی­ها هنوز ذهنیت سال­های 57-58 است که همه چیز را با وسواس بیش از حد می­بینند!
باید عینک بدبینی را از چشم بعضی­ها برداشت و آسمان باز و هوای تازه را به آنها نشان داد، خصیصه جوانگرایی این است.
جامعه ما به حرکت و هوای تازه نیاز دارد تا از میان این همه غبارها حقیقت حیات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی را ببینند!
و اگر با این نیت آمده­اید که استاندار شده­اید ان­شاءالله موفق می­شوید!
نخست این که نام نیک رفتگان را پاسدارید و از تجارب ارزنده آنان بهره­مند شوید و بعد از آن شناخت خود را از استان با مشاورین بی­نظر، هوشمند و دانا تکمیل کنید چرا که از قدیم خوانده و نوشته­ایم:
دشمن دانا بلندت می­کند
بر زمینت می­زند نادان دوست!
امید که در مراسم تودیع شما برگ زرینی از خدمات مانا به کارنامه خدمتی­تان اضافه گردد.
و اما بعد!
مشکل امروز فارس نخست بیکاری خیلی از جوانان تحصیلکرده و کارگران ساختمانی و کشاورزی است که به علت عدم استخدام کارمند در ادارات دولتی و بخش­های خصوصی و نیز رکود کارهای ساختمانی، روز به روز به خیل بیکاران اضافه می­شود.
دوم، عقیم ماندن بسیاری از طرح­های عمرانی، فرهنگی، خدماتی و کشاورزی که بعضاً از دستور جلسات بیرون نیامده و یا از حرف و حدیث بالاتر نرفته.
سوم، ترمیم خرابی­های ناشی از رم دادن سرمایه­گذاران بخش خصوصی است که چونان زخم کهنه­ای بر پیکر اداری و اجرایی استان به بهبودی کامل نرسیده.
چهارم، زمینه­سازی یکدلی و یکرنگی بین مسئولین استان به گونه­ای که اختلاف منش و سلیقه­ها به بازار عرضه و تقاضا نرود و همگان صرفاً بر سر استان و امور آن اختلاف نداشته باشند تا بتوان بعد از 32 سال بالاخره شاهد فعالیت­های یکپارچه­ای برای توسعه و عمران استان بود.
پنجم، نظارت بر امور اجرایی در ادارات و جابه­جایی بعضی از کارمندان ناراضی­تراش که زحمت مردم را افزون نسازند و آنطور نباشد که اداره­ای از بیکاری در رنجش باشد و اداره­ای مانند ثبت اسناد و املاک بار سنگین شهر بزرگی چون شیراز را با همان تعداد کارمندان 20 سال قبل متحمل باشد.
ششم،  تقویت بنیه مادی و روانی متولیان فرهنگی شهر و استان به گونه­ای که انگیزه­ای برای خلاقیت­های بیشتر باشد.
و نهایتاً تدبیری کشوری در جهت رونق دادن به ساخت و سازها.
و در پایان صبوری و سلامتی شما.